باسمه تعالی: سلام علیکم: از یک طرف حضرت امام را مدّ نظر قرار دهید که چگونه توانستند راهی را در این تاریخ نشان جوانان دهند که به قول خودشان ره صد ساله را یک شبه طی کردند و از طرف دیگر سخن آیتالله بهجت را فراموش نکنید که معتقدند در این زمان افرادی مثل جنابعالی در هوشیاری و فهمی هستید که همان میتواند حکم استاد شما راداشتهباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به شرایط انسان دارد. آری! در ابتدای امر نمیشود انسان تنوعطلبیهای مشروع را کنار بگذارد، ولی کار در این مسیر تا آنجا جلو میرود که مصداق آن شعری میشود که فرمود: هرکه در خانهاش صنم دارد/ گر نیاید برون چه غم دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امویان و عباسیان آنچنان شرایط را شبههآلود کرده بودند که برای واردکردن یک شُک، باید کار خارقالعادهای به میان میآمد و خداوند به عنوان یک معجزه چنین کرد و بهخوبی جواب داد و بسیاری از شبهات جامعه نسبت به امامت تغییر کرد و ارادت خاصی نسبت به ائمه پیدا شد حتی در بین علماء اهل سنت، که تا کنون هم ادامه دارد. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در بحث حرکت جوهری ادعای اصلی آن است که ذات عالَم ماده عین حرکت است و در متن این ادعا شواهدی مثل تغییر اَعراض که صورتِ ظاهری جوهر است، مدّ نظر قرار میگیرد و لذا در این روش از خودِ ماده به ماده نگریسته شده است تا آنچه در ذات ماده هست یعنی حرکت مدّ نظرها قرار گیرد. مثل اینکه شما سردی هوا را از عکسالعمل خودِ هوا یعنی سنگینشدن هوای سرد مدّ نظر قرار دهید 2- در مباحث حرکت جوهری روشن شد که علاوه بر حرکت در جوهر، حرکت در اَعراض را جناب صدرالمتألهین پذیرفته است و به همین جهت گفته میشود رنگ قرمزی امروز همان سبزی دیروز است زیرا در متن رنگ یعنی عَرَض این حرکت واقع شده است 3- موضوع را نباید در سیر بحث تغییر داد. چرا یکمرتبه بحثِ حیات را به وسط آوردهاید؟ علت حرکت باید حرکت باشد معلوم است که اگر حیات از موجود ذی حیاتی خارج شود دیگر حرکت ذاتیِ شیئ مادی از کنترل نفس ناطقه خارج میشود و حرکت، مستقیماً موجب گندیدن مثلاً سیب میگردد. قبل از آن هم حرکت بود ولی در کنترل نفس ناطقه یعنی عامل اصلی حیات بود که موضوع بحث حرکت جوهری نیست. حرکت جوهری ثابت میکند که وجود در مرتبهای از مراتبش عین حرکت است و ریشهی حرکات در عالم ماده به ذات عالم ماده مربوط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بحث «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» رویکرد خوبی را دنبال کردهاید و اینکه میخواهید در مورد خیال و جایگاه آن مخاطب را متذکر این نکته نمایید که اگر مشغول خیالات خود شد از حقایق عالیه باز میماند و همواره دست او خالی و خالیتر خواهد بود، بسیار کار ارزشمندی است و به لطف الهی نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس ناطقه همان حقیقت انسان است که حال یا ما آن حقیقت را گرفتار میلهای بد میکنیم در آن حال آن نفس، نفس أَمَّارَةٌ بِالسُّوء میشود و یا آن نفس را در ذیل اعتماد به خدا قرار میدهیم، که میشود نفس مطمئنه. و در فارسی عموماً وقتی میگویند «روح»، منظور همان نفس ناطقه است و این غیر از روح به معنای مقام فوق ملائکه و یا روح الأمین است. 2- ابتدا کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را با شرح صوتی آن دنبال کنید، سپس کتاب «خویشتن پنهان» را و در آخر کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را. موفق باشید
