بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20400
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد عزیز این که حضرتعالی تاکید دارید، که نباید بین شما و شاگردانتان حالت «تقلیدی» باشد، تا وجوه مختلف تفکر به ظهور برسد، سئوالم اینجاست که مقصود حضرتعالی ناظر به چه حوزه ای است، فرضاً امام شناسی، کربلا شناسی، انقلاب شناسی، انسان شناسی، خداشناسی،.... کدام یک از این مقولات را می فرمایید؟ در برخی از حوزه ها که عمدتا اصول دین هستند، واقعا نمی شود بیشتر و بهتر از آنچه که شما در قالب آثارتان تدوین کردید، فکرکرد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه‌ی مواردی که فرمودید اگر تفکر در میان باشد به راحتی رفقا متوجه زوایایی می‌شوند که بنده و امثال بنده متذکر آن نشده‌اند. حتی در اصول عقاید اگر رویکردِ ما تقلیدی نباشد، چشم‌اندازهای جدیدی ظهور می‌کند. موفق باشید 

20049

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱) برای رسیدن به یقظه چه کار باید کرد؟ ۲) به فرض به یقظه برسیم و برای ابد خود برنامه بریزیم برای اینکه طبق برنامه عمل کنیم و منظم باشیم خلافش عمل نکنیم باید چه کارکرد؟ ۳) التماس دعا. یا علی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید

19729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: در مورد خصوصیاتی که یاوران خاص امام زمان (عج) یعنی همان 313 نفر که در آیات و روایات واردشده سوال دارم! سئوالم این است که آیا این 313 نفر با دیگر بزرگان و عارفان تاریخ تفاوت دارند یعنی این 313 تن بالاترین و بهترین عارفان و عالمان تاریخ هستند و هر عارفی که جزء این 313 تن نباشد، درجه ای پایین تر دارند؟ اساسا تفاوت این 313 تن با دیگر بزرگان تاریخ در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل تفاوت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با سایر علماء، همه خوب‌اند ولی تاریخِ حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با آن 313 نفر شروع می‌شود. موفق باشید

19291
متن پرسش
با سلام: آنچه در درونم می گذرد را نمی توانم بدرستی بیان کنم امیدوارم از خلال کلمات منظورم را متوجه شوید: 1. صوت های مقدماتی سیر مطالعاتی شما را گوش دادم. ولی بدتر ناامیدیم به خدا بیشتر شد! چرا که برداشتم از من و بدن و حرکت جوهری برنامه ای از پیش تعیین شده و غیرقابل انعطاف می باشد. وقتی ملکاتی که انسان دارد بهشت و دوزخ را می سازد و در این بهشت و دوزخ خود ساخته جاودان است پس جایگاه شفاعت و بخشش روز قیامت کجاست؟ 2. از روزی که انسان خلق می شود من او همه کاره است ولی تصور می کند که تن در صحنه است انسان با اختیاری که دارد می تواند تن را بکشد ولی اختیاری در خصوص من ندارد زیرا من را نمی تواند از بین ببرد آیا این جبر نیست؟ 3. مگر من انسان که نفس اوست خلقت خدا نیست و مگر خدا نمی تواند آن را از بین ببرد پس چرا می گویید این کار شدنی نیست. درخواست من از خدا اینست که نباشم نه تنم نه نفسم هیچ کدام نباشیم. اگر این کار با دعا کردن امکان دارد خواهش دارم این دعا را برایم بکنید. 4. هر کار می کنم نمی توانم خدا را دوست داشته باشم با این جبر بودن (بقای نفس) و این همه عذاب روحی چطور می توان او را دوست داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مسیر حیات دینی وقتی انسان‌های معصوم مدّ نظر انسان باشد، همان‌طور که در دنیا نظر به انسان‌های معصوم جهت‌گیری ما را به طور صحیح شکل می‌دهد، در قیامت که شرایط ظهور ابعاد اصلی انسان است، این جهت‌گیری نسبت به انسان‌های معصوم، شرایطِ رجوع به حق را برای انسان هموارتر می‌کند و معنی شفاعت از این نوع می‌باشد 2- آری! ما در خلق‌شدنِ خود اختیار نداریم، ولی در متعالی‌کردنِ خلقت خود می‌توانیم با هدایت‌های الهی به نتایج خوبی برسیم 3- انسان در دعاهایی موفق است که مصلحت او باشد، چنین دعاهایی مصلحت او نیست که اجابت شود 4- حضرت حق کمال مطلق است و تنها با نزدیکی به او می‌توان به خوبی‌ها و کمالات دست یافت. چرا نباید خوبی‌ها را دوست داشت؟ موفق باشید 

18180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1.درباره اعتقادات چه کتاب هایی به صورت اجتهادی بخوانیم؟ 2. اینکه احساس کنیم غرق در گناه هستیم این را چه طور می توان بر طرف کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیر مطالعاتی بر روی سایت جهت این امر می‌تواند کمک‌کننده باشد 2- با امید به رحمت خدا نگرانی خود را برطرف نمایید. مطالعه‌ی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد می‌شود. موفق باشید

17836
متن پرسش
با سلام: فرق نفس و روح چیست و رابطه ی روح و نفس و جسم به چه شکل است؟ لطفا توضیحات مفصلی بفرمایید. بنده کتاب های «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا»، «ده نکته از معرفت نفس»، «خویشتن پنهان»، «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قبر» را خوانده ام البته کتاب آخر را تمام نکرده ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محاورات معمولی، روح و نفس به یک معنا است ولی در اصطلاح قرآن، نفس به معنای روحِ مدبّرِ بدن است. ولی روح، بیشتر به منظور روح الأمین و یا جبرائیل به‌کار می‌رود و نفس ناطقه با تعلقی که به بدن دارد بدن را تدبیر می‌کند مگر آن‌که آن تعلق از بین برود که در آن صورت بدن را رها می‌کند. موفق باشید

16743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به آیه «الله نور السماوات و الارض» و تشبیه مشکات و زجاج و مصباح و.... اینکه انسان صحبت می کند، و با صحبت خود روشنگری می کند، آیا می توان صحبت کردن انسان را وجه چراغ بودن او در نظر گرفت؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز سخن قابل قبولی می‌تواند باشد، در صورتی که وجودی و حضوری به آن بنگریم. موفق باشید

16310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. می خواستم بدونم وام گرفتن تنافی و منافاتی با قاعده رزق ندارد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با فضای زندگی ساده و قناعت الهی، اگر بتوانید از وام استفاده نکنید و یا کم‌تر استفاد کنید بهتر است ولی بعضاً خداوند رزق ما را در همان وامی گذاشته است که باید از آن استفاده کنیم. موفق باشید

15055
متن پرسش
با سلام: استاد فرمودید در کتاب «خویشتن پنهان» که نفس حیات خود را در نتیجه تجلی حیات خداوند در یک سطح نازل دریافت کرده در نتیجه این تن است که می میرد نه نفس. اما در آیه «کل نفس ذا‌یقه الموت» خداوند می فرماید هم نفس ها مرگ را می چشند! اینجا منظور تن نیست چون کلمه نفس آورده پس منظور چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت فرمایید که قرآن می‌فرماید هر نفسی مرگ را می‌چشد، نه آن‌که مرگ، آن نفس را بچشد. نفس، مرگ را بچشد یعنی از حیات دنیایی به حیات اخروی سیر می‌کند. مگر شما اگر غذایی را بچشید، آن غذا می‌شوید؟ موفق باشید

14491
متن پرسش
سلام عليکم: آيه 46 سوره سبا قسمت اول و قسمت دوم «مثنی و فردی» منظور باطنی چيست؟ آيه 78 و 79 سوره ص «يوم الدين» و «يوم يبعثون» چه فرقی دارد؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیه‌ی 46 سوره‌ی سبأ می‌فرماید: در راستای حرکت توحیدی اگر بتوانید با داشتن همراه، سلوک خود را ادامه دهید ولی اگر نشد، تنهایی این کار را بکنید 2- در «یوم الدین» نظر به اصل قیامت دارد و در «یوم یبعثون» نظر به زمانی دارد که انسان‌ها آماده‌ی حساب می‌شوند. موفق باشید

9267
متن پرسش

سلام: روزه‌داری چه نتایج مشخصی برای انسان به همراه می‌آورد؟ و در چه آیه و چه سوره‌ای از قرآن در این باب حرف زده شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ خداوند در سوره‌ی بقره آیه‌ی 183 می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» از طریق روزه‌داری روح انسان آماده‌ی اُنس با حضرت پروردگار می‌شود. 2ـ از طرفی در رابطه با نتایج تقوا می‌فرماید: « وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّه‏» (بقره/282) پس می‌توان در رابطه با روزه‌ی ماه رمضان امیدوار به علمی بود که در اثر عمل حاصل می‌شود. 3ـ ما چند نوع علم داریم یکی علمی که با مطالعه و تجربه و استدلال به دست می‌آید و دیگر علمی که در سرّ و ضمیر‌های پاک حاصل می‌شود؛ ضمیر‌هایی که در اثر ریاضت تزکیه شد‌ه‌اند. این علم در خلوت‌های معنوی برای انسان‌ها ظاهر می‌گردد و موجب می‌شود تا از یک طرف حقایق غیبی برای انسان ظاهر شود و از طرف دیگر انانیت و منیت انسان از منظرش غایب گردد و گوش انسان نسبت به نفخه‌های الهی شنوا گردد؛ بر عکس آن‌هایی که «لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها» که گوش جانشان کر شده. علمی که در اثر روزه و تقوای حاصل از روزه به دست می آید علمی است که از طرف خدا به انسان داده می‌شود و آیه 65 سوره‌ی کهف در وصف آن فرمود: « فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» علمی که یک نحوه هم‌زبانی با قرآن را نصیب افراد می‌کند زیر ا قرآن نیز در همین ماه نازل شده. 4ـ امیدوار بودن به تجلی نو به نو مستلزم آن است که جان انسان همواره آماده‌ی آن تجلی باشد. آن‌کس که در مسیر نظر به حق قرارگرفت دائما به وسیله‌ی آن علم قدسی به سوی حقیقتی برتر دعوت می‌شود و این معنای انتظاری است که سالک از طریق روزه داری می‌تواند به آن وارد شود و دریای بی‌کرانه‌ی حقیقت را بر روی خود بگشاید. 5ـ نظر به حقیقت وجود ویژگی خاصی است که در انسان نهفته است و موجب می‌شود که همواره او را در تحولی متعالی‌تر از قبل قراردهد و مفتخر به مطلع الفجری بعد از مطلع الفجر نماید تا ان‌شاءالله طلوع خورشید لقاء در عید فطر محقق گردد. عرایضی در کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالَم معنا» داشته‌ام که در سایت، کتاب را می‌توانید مطالعه بفرمایید. موفق باشید

7932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.به نظره شما گوش کردن به نوحه هایی که الان مداحان کشور میخوانند.حال به هر سبکی.انسان را از عرفان حقیقی دور میکند یا نه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر نمی کنم. به نظر بنده امثال آقای حامد زمانی با کار خود به ساحتی زنده و متعالی اشاره دارد. موفق باشید
6699
متن پرسش
سلام می خواستم بدانم نیاز مهم امروزه فلسفه های مضاف بیشتر از فلسفه نیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌کدام دیگری را نفی نمی‌کند. باز در نگاه به فلسفه سایر علوم نگاه فلسفی است که کار ساز است.موفق باشید
1293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا سلام وخدا قوت خدمت استاد گرامی قبلا هم سوال کرده بودم اما پاسخش را پبدا نتکردم از عزیزان دخواست میشه که سوالات را دسته بندی کنند بنده دانشجوی سال آخرعمران هستم وازمن ازشد هم نزدیک است علاقه زیادی به حوزه ی علوم انسانی دار م مخصوصا در باره انقلاب اسلامی و جامعه ی مهدوی وهم چنین چون نیاز وتکلیف کشور را در خود احساس میکنم در زمینه تولید علم دینی، مانده ام چکار کنم آیا در ارشد به یکی ازگرایشهای جامعه شناسی وعلوم سیاسی ودر کنار آن دروس حوزه بروم یا حوزه وفلسفه و... .هرچی فکر میکنم ئبه مزیتهها ومشکلات ومسیرپیشرو ، اما باز هم مانده ام . خانواده ام معمولی وشاید باحوزه مخالفت کنند. بنظر شما آیا برای تولید علم وپاسخ دادن به مشکبلات ریشه ای با توجه به علاقه وتکلیف چکار کنم جامعه شناسی بهتر یا علوم سیاسی و یا حوزه باتوجه به شرایط. خداوند متعال خیرتان دهد باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همه‌ی مواردی که مطرح فرموده‌اید خوب است، به وضع روحی و شرایط بیرونی خودتان بستگی دارد. اگر مبنای شما آن باشد که در ذیل شخصیت امام«رضوان‌الله‌علیه» حرکت کنید و سعی بفرمایید با آموختن زبان عربی در حدّ ضرورت و فهم اندیشه‌ی عرفانی حضرت امام جلو بروید در هر کدام از رشته‌های مذکور که وارد شوید إن‌شاءالله موفق می‌شوید، در هرحال از تفکر فلسفی – جهت تولید علم دینی – غافل نباشید. موفق باشید
1067

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده بنده در دوران اوج جوانی که روحیات مذهبی هم داشتم دائم دنبال ملاک مهم برای شخصیت بالای انسانی بودم و هر شخص از هر گروهی را نمونه باشخصیتی فرض می کردم مثلا بازیگران و انسانهای متدین و....... با اینکه به اهل البیت ارادت قلبی داشتم زیاد به این مسئله توجه نکرده بودم که باید به چنین شخصیتهایی رجوع تام در همه زمینه ها کرد تا اینکه یک روز نزدیک صبح بود که من خواب بودم و احساس کردم صدای پای شخصی به در اتاق خورد و من در حالت خواب وبیداری بودم که دریافتم شخصی در ابتدای اتاق تشریف دارند و من بیدار نشدم که بروم نزدشان و بین حالت خواب وبیداری بودم که آن شخص فرمود شخصیت حقیقی ماییم به لطف خدا تقریبا از آن زمان به بعد در منظر عقل و قلبا با شخصیت ترین اشخاص عالم یعنی اهل البیت قرار گرفتند حال سوالم از محضر شما این است که آن شخص حقیقتا حضرت مهدی بودند یا جلوه نظر و لطف ایشان به این صورت تجلی کرده است یامورد دیگر؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به جهت آن نورانیتی که بحمدالله نسبت به حبّ آل محمد«علیهم‌السلام» در شما ایجاد شده چرا موضوع را حمل بر صحت نکنیم و شاکر چنین لطفی از طرف خدا نباشیم؟ موفق باشید
22671
متن پرسش
با عرض سلام: درباره بچه های جنگ یا بچه هایی آفریقایی و موارد مشابه فرمودید رزقشون همین بوده. ببخشید چند سوال دارم: ۱. فرض کنید یه مادر آفریقایی به جای اینکه مثلا 8 فرزند به دنیا بیاره و همه در دوران کودکیشون از گرسنگی بمیرند، یک بچه به دنیا بیاره و اون یه بچه با خوردن غذای معادل 8 نفر بچه، زنده بمونه. آیا میشه گفت رزقی که خدا برای بچه اول معین میکرد تغییر می کرد؟ یعنی رزقی که خدا برای بچه ی اول معین کرده، بستگی داره به اراده ی مادر نسبت به تعداد فرزندی که میاره؟ اگه جوابتون منفیه، لطفا توضیح بدید که واقعیت خارجی رو چطور میشه تحلیل کرد چون در واقعیت خارجی اگه آفریقایی ها کمتر بچه دار بشن، بچه های کمتری از گرسنگی می میرن (یعنی رزقشون تغییر میکنه!) و بچه های بیشتری زنده می مونن. ۲. انسان موظفه قبل از بچه دار شدن به هزینه های حداقلی بچه، فکر کنه یا نه؟ بچه دار شدن به هر قیمتی خوبه ولو که بچه از گرسنگی بمیره؟ اینکه بگیم خلق موجود جدیدی به هر قیمتی که باشه، خوبه، متناقضه با بد بودن ِبه دنیا اومدن آدم هایی که "خالد" در جهنم هستن. نمونش هم همون داستان معروفه که زنی از خدا درخواست فرزند می کرد و چون خدا میدونست بچه گمراه میشه و مادرش رو گمراه میکنه، به اون زن بچه نمی داد. کتاب رزقتون رو خوندم و با احادیث و آیات در این زمینه آشنا هستم. ولی سوالم جدیده و جوابش تو اونها نیست. پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر بر مبنایِ رازقیت خداوند موضوع را بررسی کنیم دیگر رزق یک فرزند با 8  فرزند در خارج متفاوت نیست و حضرت حق قبل از تولد هرکس، رزق او را مقسوم کرده است. لذا اگر رزق 8 فرزند فراهم نبود، آن مادر 8 فرزند نمی‌اورد 2-  بر همان مبنایی که متوجه هستید، اگر رزق مقسوم فرزند از قبل در عالم نبود، آن فرزند خلق نمی‌شد. پس اقدام به فرزندآوردن به صورتی که خودمان با انواع تشریفات و یا پیرایه‌ها، زندگی را خراب نکنیم ربطی به آن ندارد که فکر کنیم بچه‌آوردن منجر به از گرسنگی‌مردنِ آن می‌شود. این نوع ورود به مسائل که بنده خدمت کاربران مطرح می‌کنم، مبتنی بر آن است که با عقلِ قرآنی و روایی به موضوعات بنگریم، هرچند که کاربران محترم ممکن است در نگاه میدانی چندان مطلب را تأیید نفرمایند. ولی مواظب باشند در تحقیقات میدانی، تحلیل‌های فرهنگ پوزیتیویستی دنیای مدرن حجاب تحقیق آن‌ها نشود. موفق باشید

22565
متن پرسش
سخنی درباره سوال 22560 سلام استاد عزیز: امروز به معنای واقعی کلمه در خود شکستم وقتی پاسخ استاد چندین ساله ام را به یکی از شاگردانش خواندم! شاگرد از استدلالات و علم یک مدعی سخن می گوید و استادی که سالها آزاد اندیشی را در گوش جان شاگردانش خوانده و آنها را تشویق به عقلانیت کرده در بحثی جذمی هرکس را که حرفی خلاف آنچه هست می زند متصف به حماقت و بلاهت می کند! بزرگوار! نه شما معصوم هستید و نه امام و رهبری عزیز! چرا برای خدا تعیین تکلیف می کنید؟ (کاری که معصوم هم نمی کند!) آن شاگرد متواضعانه درخواست کرده احتمال بدهید خدا بخواهد امر خود را به طریقی غیر از آنچه شما و ما تحلیل می کنیم ظاهر کند! شما می فرمایید نستجیر بالله خدا چنین حقی ندارد؟ مگر می شود استدلال یک طرف را به صرف اینکه در مقابل مفهومی که ما بعنوان حقیقت قبول کرده ایم قرار دارد رد کنیم؟ مفهوم در مقابل استدلال؟ اگر معصوم هم بودیم چنین روشی محلی از اعراب نداشت چه برسد به آنکه ممکن است آن چیزی که ما و بزرگان مان بعنوان حقیقت قبول کرده ایم شبهاتی داشته باشد! پناه بر خدا از اینکه روزی خدا بخواهد امر خود را از راهی غیر از آنچه ما با فهم خود تحلیل می کنیم ظاهر کند و مایی که که عمری در راه دین او سپری کردیم در مقابل حجت اش بایستیم.
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: آیا می‌توان وقتی تا این حدّ مطلب روشن است که عمرسعدی با ظاهرِ مذهبی در مقابل حضرت امام حسین«علیه‌السلام» قرار می‌گیرد، باز هم به بهانه‌ی آن‌که حقیقت در اختیار ما نیست اظهار نظر نکرد؟ مطمئن باشید احمدالحسن کاملاً به جای عمرسعد و یزید نشسته است و واقعاً تعجب می‌کنم که دشمن این اندازه به فهمِ بعضی‌ها توهین می‌کند و تا این اندازه به بلاهت و حماقت آن‌ها امیدوار است!!! جلّ الخالق! موفق باشید

21748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: سال نوتون مبارک. استاد من تقریبا سه ساله که مسیر زندگیم عوض شده تو این سه سال با انرژی تمام و شادی و اعتماد به نفس پیش اومدم و به جاهای خیلی خوبی رسیدم و ایمان زیادی داشتم اما بعد تصادف پدرم اتفاقات بد پشت سر هم افتاد و شادی رو از ما گرفت. اشتباهات پشت سر هم اتفاق افتاد نتونستم درست تصمیم بگیرم اعتماد به نفسم رو از دست دادم ایمانم کم رنگ شد دیگه حرف کسی رو گوش نمیدم ادم شکاکی شدم به ایمانم هم حتی شک کردم و افسرده شدم. اما الان عزم جدیدی دارم و می خوام دوباره شروع کنم اما یه مسئله ای مدام باعث حجاب بین من و حقیقت میشه باعث ناامیدیم میشه اونم اینه که نگاهم به تصورات دیگران نسبت به حرفام و اعمالمه چون اونا هم اشتباهاتم رو دیدن و دیدشون نسبت بهم بد شده حالا انگار یه جوری شده که وقتی می خوام یه قدم بردارم در خیالم نگاهم به اونا میفته و میگم اگه من فلان کارو بکنم میگن... بدترین برداشت مزخرفی که میشه از عملم داشت میاد تو ذهنم و ناامید میشم دیگه نمی تونم درست تصمیم بگیرم دیگه نمیدونم چی خوبه چی بده. من خواهرم و عده ای از اقوام نزدیکم و تقریبا تمام مردان خانواده و خویشانم ضد ولایت فقیه هستن و همش در حال حرف زدن در این موردند من همیشه امیدوار بودم که آنها رو برمیگردونم ولی الان با دیدن این اشتباه از من دیگه هیچ امیدی نه من دارم و اونها هم با نا امیدی به من نگاه میکنن و با یه حالت مسخرگی اصلا نسبت به حرف من حساس شدن و تا صدای من میاد هیشکی نمیشنوه اصلا تمایلی به شنیدن حرف من ندارن و من هم موقع حرف زدن با اونا به شدت دچار ترس و استرس میشم من رشتم فیزیکه و دانشگاه صنعتی اصفهان درس می خونم فضای دانشکدمون هم طوریه که آدما پشت سر هم حرف میزنن از این اتفاق می ترسم. آدم عصبی ای شدم و سمت هر کاری میرم یا افراط می کنم یا تفریط. آدم پر استرسی هستم از کارهامم عقب افتادم با این منفی نگری ای که دچارش شدم همیشه وقتی می خوام یه کاری رو شروع کنم نگاهم میره به سمت مسائلی که مشکلات راهم هستن و بعد بیخیال میشم یا اصلا دیگه مثل قبل که فکر می کردم فلان کارو بکنم خیلی خوبه حالا میگم که چی این کارو بکنم یا اون کارو که چی؟ به شدت دلم می خواد به خدا نزدیک بشم ولی با اولین مشکل با اولین غفلت سریع به هم میریزم و ناامید میشم و عصبی و افسرده و ذهنی پر از خیال و وهم بیخود من خدامو میخوام ولی نمیدونم چطوری می تونم به خدا نزدیک بشم. تو ذهنم پر از راه حله ولی اونقدر شکست خوردم که به سمت هیچ کدومشون نمی رم. اراده ام ضعیف شده من قبلا ایمان داشتم که روی خانوادم اثر میذارم و تغییرشون میدم ولی الان نا امید شدم و تا وقتی این ذهنیتم درست نشه نمیتونم به آدم های دیگه فک کنم احساس می کنم دارم نقش بازی می کنم و دروغ میگم به خاطر همین دچار بن بست شدم و نمیتونم ادامه بدم من دانشجویی پرتلاش و ناامیدم. قبلا هدفم این بود میرم فلسفه و فیزیک می خونم و بعد فیزیک رو به فلسفه ربط میدم و به دیگران زیباییشو نشون میدم اما آنقدر تو دانشگاه سرعت تدریس بالاست که شما در حد پاس کردن نمره فرصت می کنید مطالعه داشته باشید و کلا دانشگاه کل زندگیتون رو به هم میریزه و تمام وقت شما رو در اختیار خودش میخواد و یهو یه جا متوجه میشی که دیگه خودت نیستی و فراموش می کنی کی بودی و فقط اونی که دانشگاه میخواد میشی این وضعیت منه. من قبلا والیبال حرفه ای کار می کردم و درسم هم در دبیرستان عالی بود ولی دانشگاه هر دوش رو ازم گرفته. توی یه بینهایت علم غرقم کرده و وقتی هم برام نگذاشته که به علاقه های دیگم برسم و کلا آدم ناارامی شدم. استاد الان با دوستام تصمیم گرفتیم سیر مطالعاتی شهید مطهری رو شروع کنیم. میشه شما یکم روشنم کنید که کجام و چی کار باید بکنم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که رهبر معظم«حفظه‌اللّه» تأکید دارند فعلاً باید خوب درس بخوانید تا روح آن مطالب علمی را به‌خوبی بشناسید. در کنار آن اگر فرصت شد پیشنهاد بنده یا دنبال‌کردنِ شرح تفسیر حمد حضرت امام است، و یا شرح مقالات آیت اللّه شجاعی. 2- فعلاً سرتان به کار خودتان باشد، با حترام به اطرافیان، خیلی وارد بحث و جدّل با آن‌ها نشوید. به شخصیت‌شان احترام بگذارید 3- از ورزش غافل نشوید. موفق باشید

20930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای افزایش هوش (نه حافظه) چه راهکارهای علمی و نقلی و عقلی و تجربی پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً «هوش» یک امر موهبی است که به بعضی داده می‌شود. آری! اگر انسان ذهن خود را مشغول امور بیهوده نکند، از هوشی که دارد می‌تواند بهره ببرد، وگرنه همان اندک هوشِ موهبی را هم بی‌نتیجه می‌گذارد. موفق باشید

20850
متن پرسش
با سلام: استاد بزرگوار از آنجا که جنابعالی و سایر عرفای بزرگوار معتقد هستید در نظام عالم وحدت شخصی وجود حکم فرماست. طبق این نظر وجود تنها وجود حق تعالی است. و اسماء الهی شوون این وجود و تعینات هم تعین این اسماء هستند. ماهیت در این دستگاه به معنای عین ثابته حکایت ظهور وجود حق تعالی است و ظهور حق، حکایت وجود حق است. چرا که اعیان در سایه ظهور اسماء در واحدیت هویدا هستند. حالا سوال من: آیا از نظر ادراکی می شود اینطور گفت که فاعل شناسا در برخورد با خود احساس بودن می کند و احساس نمایانی برای خود و احساس محدوده داشتن و این غیر از علم حصولی است (این احساس بودن نگاه و توجه به وجود حق است و در واقع احساس کردن وجود حق است و نمایانی که ظهور است احساس کردن اسم الظاهر و فیض منبسط است و احساس کردن فاعل شناسا محدودیت خود را در یک تعین خاص، ماهیت و عین خارجه اوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر این احساس در عین احساس وحدت وجود باشد که بتوان به آن کثرتِ در عین وحدت گفت؛ درست است. موفق باشید

19257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی: حضرت استاد بنده قصد دارم جهت آشنایی و استفاده بیشتر از مفاهیم قرآن کریم شروع به خواندن تفسیر المیزان کنم. می خواستم بدانم از نظر شما کدوم ترجمه مناسبتر است؟ بنده 24 سال دارم و دانشجوی رشته ی مهندسی هستم. اگه به نظرتان از کتابهای خلاصه شده دو یا چهار جلدی موجود در بازار نیز مانند: 1. برگزیده تفسیر المیزان محمدحسین طباطبایی (ره) (دوره دو جلدی) مولف: سید محمد حسین طباطبایی مترجم: سید محمد باقر موسوی همدانی 2. برگزیده المیزان فی تفسیر القرآن (دوره دو جلدی) مولف: سید محمد حسین طباطبایی مترجم: علی نریمانی 3. ترجمه خلاصه تفسیر المیزان علامه طباطبایی (ره) (دوره چهار جلدی) مولف: سید محمدحسین طباطبایی مترجم: فاطمه مشایخ تلخیص: کمال مصطفی شاکر و غیره برایم مناسب است، هر کدام که بنظرتان در اولویت قرار دارد بهم معرفی نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید از اصل تفسیر المیزان با ترجمه‌ی آقای موسوی همدانی که مورد تأیید مرحوم علامه بود، استفاده کنید. روش کار با تفسیر المیزان را در جزوه‌ای با همین عنوان بر روی سایت می‌توانید دنبال بفرمایدد. موفق باشید

17807
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در کتابی از یکی از علما که دقیقا نامش در خاطرم نیست می خواندم که گفته بودند صادر اول با اولین مخلوق متفاوت است و صادر اول نمی تواند مخلوق اول باشد و شما در کتاب مبانی نظری امامت این دو را یکی در نظر گرفتید اگر امکان دارد کمی راهنمایی فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در روایت از رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» داریم که: «اولُ ما خلَقَ اللّه نوری» یا می‌فرمایند: «اولُ ما خلق‌اللّه العقل»؛ و واژه‌ی «خلق» را برای اولین مخلوق به‌کار برده‌اند، دیگر جایی نمی‌ماند که ما موضوع دیگری را مطرح کنیم! مگر لازم می‌آید اولین مخلوق، پدیده‌ی مادی باشد؟ و اگر صادره‌ی اول را حضرت اللّه از مقام احدی بگیریم کار درست و صحیحی نکرده‌ایم، زیرا اصطلاحِ صادره‌ی اول به اولین مخلوق به اعتبارِ موجودی که در ذات خود ممکن‌الوجود است اطلاق می‌شود، در حالی‌که حضرت اللّه به طور مطلق بدون هرگونه محدودیتِ امکانی، مظهرِ مقام احدی هستند. موفق باشید  

17755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: استاد عزیز مدتی بود که سیر مطالعاتی شما را شروع کرده بودم ولی به دلیل اینکه کنکور دارم ترجیح دادم فعلا مطالعات غیر درسی را کنار گذاشته و خود را به توصیه مقام معظم رهبری از نظر علمی بالا کشیده و سپس به صورت جد از نظر محتوی سیاسی و فرهنگی و غیره نیز بسازم، لذا به نظر حضرتعالی کار درستی است؟ ثانیا برای مطالعه در این برهه زمانی برای حقیر چه کتابی رو پیشنهاد می کنید تا از فضای فکری و مطالعاتی دور نباشم؟ ثالثا از حضرتعالی برای موفقیت هرچه بهترم در کنکور توصیه ای می خواهم؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید فکر خوبی کرده‌اید که مطالعات غیر درسی را فعلاً ترک نموده‌اید. پیشنهاد می‌کنم تنها کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را در کنار خود داشته باشید و بعضاً سری به آن بزنید، زیرا تعادل‌بخش است. در مورد مطالعه‌ی دروس رسمی، متوجه باشید باید عمیقاً این دروس را فهمید تا اگر بعداً خواستید آن‌ها را نقد کنید، نقد عالمانه‌ای انجام دهید. موفق باشید

17429
متن پرسش
سلام: من يك سال هست كه يك گناهي را ترك كردم چون خدا انجام آن را دوست نداشته است. و از انجام آن پشيمان هستم. اما هر وقت به آن گناه فكر مي كنم مي بينم هنوز لذت آن گناه با من هست. و من فقط براي رضاي خدا آن را ديگر انجام نمي دهم و ترس از اين دارم چون لذت آن گناه با من هست نكند دوباره به آن گناه برگردم؟ استاد محترم لطفا بفرماييد كه من و قتي يك گناه را ترك مي كنم و از انجام آن هم پشيمان هستم، چه كنم تا لذت آن گناه را در دلم از بين ببرم. تا توبه من يك توبه واقعي بشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت همین سابقه‌ی ذهنی لذتِ گناه است که به ما فرموده‌اند صبر بر ترک معصیت حتی از صبر بر طاعت برکاتش برای انسان بیشتر است. تنها با صبر بر ترک معصیت است که بعد از مدتی نورِ درکِ زشتی معصیت ظهور می‌کند. موفق باشید

15690
متن پرسش
سلام استاد عزیز: دو سوال از محضر شریف تان دارم: 1. برای کسب معرفت و عظمت عالی حضرت ولی عصر (روحی له الفداه) چه شاه راهی را پیشنهاد می نمایید؟ 2. زیباترین و لطیف ترین و مجذوب ترین جمله و شنیده ای که انسان را مجذوب و معشوق امام زمان (روحی له الفداه) می کند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام شناسی به صورت عرفانی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح‌الهدایه» مطرح کرده‌اند 2- بنده با این شعر مأنوس هستم: «ای لقای تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حل شود بی‌قیل و قال» و نور حضرت را در جمال و گفتار نایب‌اش حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» می‌بینم. موفق باشید

نمایش چاپی