بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15402
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده در خواب دیدم که یکی از دوستان که از مشهد مقدس برای بنده قرآنی هدیه آورده بود که به تعارف زیاد به من هدیه شد وقتی قرآن را باز کردم در صفحه باز شده فقط بعضی از کلمات مشخص بود که فکر کنم حرف جلاله بودند. و مابقی آیه ها با چسب قرمز رنگی پوشیده بود. که می گفتم بگذار وقتی خلوت شد چسب ها رو بکنم و بفهمم ولی متاسفانه با دو قرآن دیگر جابجا شد و گمش کردم. استاد ببخشید قبلا سوال اینجوری پرسیده بودم و شما فرمودید که تعبیر خواب نمی دانم لطفا این خواب را برای بنده بگویید. اگر بشود روی ایمیل خودم. یا علی
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض کردم خواب به همین شکلی که می‌فرمایید قواعدی دارد که بنده از آن بی‌اطلاع‌ام. موفق باشید

13199

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در زمینه فلسفه عشق به چه کتاب یا سخنرانی مراجعه کنیم که مفید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انشااللّه با دنبال‌کردن کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» همراه با شرح صوتی آن، جواب خود را خواهید گرفت. موفق باشید

11368
متن پرسش
سلام: آیا می توان گفت وسواس فکری و عملی و یا خیالبافی و خیالاتی بودن و افکار پریشان به دلیل نقصان در هورمونهای مغزی به وجود می آید؟ چون روانپزشکی با تجویز قرص بعضی از این مشکلات را رفع می کند، آیا اسلام اینگونه درمان از طریق علم روانپزشکی را قبول دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلا عرض شد بدن، علت مُعدّه است و بستری است که روح در صورت سلامت آن بستر می‌تواند به‌کار خود بپردازد وگرنه به مشکلاتی مثل همان مشکلاتی که می‌فرمایید دچار می‌شود. موفق باشید

10349
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه هر عارفی می تواند با توحیدی کردن قلب خود، آماده ظهور حقیقت حضرت حجت (عج) در قلبش باشد، پس جامعه نیز می تواند با توحیدی کردن خود شرایط را برای ظهور حقیقت مهدوی آماده کند. حال سؤال بنده اینجاست که با ظهور حقیقت امام زمان، دیگر چه نیازی به ظهور صورت بشری ایشان است. و به تعبیری دیگر همانگونه که حقیقت ایشان (و نه صورت بشریشان) در قلب مومن ظهور می کند، در جامعه نیز بعد از ظهور حقیقتشان دیگر چه نیازی به ظهور صورت بشری ایشان است؟؟!! با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! این چه حرفی است که می‌زنی؟! آیا می‌توانستیم بدون نظر به سیره‌ی مبارک حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که پرتوی از انوار مبارک حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است، تا این‌جاها بیاییم؟ با ظهور سیره‌ی مبارک مولایمان بسیاری از حرف‌های گفته نشده ظهور می‌کند. حقیقتاً باید گفت: «ای لقای تو جواب هر سؤال / مشکل از تو حل شود بی قیل و قال». خدایا بر ما منت بگذار که قلب مبارک امام زمان را از ما راضی گردان و فرج مبارک او را تسریع فرما. موفق باشید
7705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بعضا (نه همه موارد)در قرآن صراحتا به مواردی امر یا نهی شده ولی مرجع تقلید واجب یا حرام نمی داند ؟ چرا؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این یک امر فنی است که مراجع محترم با قراین و شواهد دیگری که از سایر آیات و روایات و سیره استنباط می‌کنند نظر می‌دهند. موفق باشید
7630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام حضرت رسول یک نفس ناطقه دارند و یک حقیقت نوری و فرموده اید از جنبه نفس ناطقه است که وحی را از جبرائیل دریافت میکنند و روحشان توسط عزرائیل قبض میشود.استاد گرانقدر آیا مقام نوری ونفس ناطقه حضرت رسول از یکدیگر جدایی دارند؟این موضوع را متوجه نمیشوم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: دو مقام است که در شخص رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» جمع است و حضرت با عبادات خود با مقام نوری خود متحدند. موفق باشید
7396
متن پرسش
به نام خدا با سلام از دید کلامی کافر به چه کسی گفته می شود آیاالان اهل کتاب که خدا و حضرت عیسی یا موسی علیها السلام را قبول دراند کافر محسوب می شوند و ایا اگر کسی خدا را قبول داشت ولی به نبوت به معنای عام ان معتقد نبود کافر است و اگر آری آیا این شخص با کسی که اساسا معتقد به خدا نیشت یکسان است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یهود و نصاری از آن جهت کافرند که عملاً از توحید خارج شده‌اند به همین جهت قرآن می‌فرماید: آن‌هایی که می‌گویند عیسی پسر خدا است کافرند: «لَقَدْ کَفَرَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ» و یا می‌فرماید: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ » ولی در رابطه با کفر فقهی موضوع اختلافی است. موفق باشید
7179
متن پرسش
با سلام با توجه به اینکه فرشتگان موجوداتی مجرد هستند و جسمی برای آنها تصور نمیشود تا بالی هم داشته باشند،الف)منظور از بال داشتن فرشتگان چیست؟ب)منظور از حدیثی که میفرماید برای طالبان علم بالشان را پهن میکنند،چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجود مجردی وقتی در موطن مثال نازل شود صورتی مناسب حقیقتش دارد و برای طالبان علم، فرشتگان صورتی در قوه‌ی خیال آن‌ها ایجاد می‌کنند که راه را بهتر طی کنند و به همین جهت طلاب، دارای تصورات معنوی خوبی هستند و با همان تصورات، انگیزه‌ی ادامه‌ی تحقیق دینی در آن‌ها شدت دارد. موفق باشید
1592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام راجع به کرامت انسان وجایگاه انسان درفلسفه اسلامی به طوراخص واسلام به طوراعم چه کتابهایی رامطالعه کنیم؟همچنین نقشی که اعتقادبه جایگاه انسان درهستی دارد،آیامیتواند درمعناداری زندگی اثری داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حتماً معرفت صحیح به جایگاه انسان در هستی نقش اساسی در معناداری زندگی دارد، علاوه بر جوابی که به سؤال 1591 پیشنهاد می‌کنم کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
1273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند و با تشکر از اینکه ترتیبی داده اید تا جوانان بتوانند جواب سئوال هایشان را به بهترین نحو بدست آورند. چگونه خیرات میتواند به ارتقای سطح یک مرده کمک کند در حالی که او دیگر از بدنش جدا شده و زمینه رسیدن به کمال را ندارد مگر میشود از ریق دیگران بعد از مرگ به رشد معنوی رسید؟و یا چگونه خیرات برای یک مرده میتوند روی ما اثر بگذارد ؟ اجرکم عند الله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام مسلّم در قیامت اصل برکات در رابطه با نیّت انسان‌ها در دنیا واقع می‌شود و کسی که نیّتی در امر خیر در دنیا نداشته باشد خیراتی که بازماندگان او برایش می‌دهند هیچ اثری برای او ندارد ولی اگر نیّت اعمال خیر در او بوده حال بازماندگان او و یا دوستانش با یک نحوه اتحاد روحانی که با او دارند به جای او عمل خیری را انجام می‌دهند بر روح انسان متوفی تأثیر می‌گذارد. مثل انسانی که اگر در دنیا آماده‌ی تذکر است و کسی به او تذکر می‌دهد و او از تذکر دوست و آشنایش متأثر می‌شود. موفق باشید
1101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضور استاد گرامی : استاد بنده مبیخواستم که تفسیر المیزان را شروع به مطالعه کنم اما چون در سیر مطالعاتی در اواخر سیر گنجانده شده بود می خواستم بدانم آیا ورود ما به این کتاب شریف نیازمند مباحث قبلی است یانه از همین الان که در مباحث انسان شناسی هستم می توانم به این کتاب مراجعه واز آن بهره ببرم ضمن آنکه چون بنده دانشجو هستم مثل مابقی شاگردان شما می خواستن بدانم که آیا مباحث عقلی که در این کتاب مطرح شده من دریافتی خوب برای به کار بستن می توانم داشته باشم یا خیر ممنونم .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر مباحث معرفت نفس و معاد را طی کنید و شرح چند سوره را که بنده طرح کرده‌ام گوش بدهید و سپس به روشی که جهت کار با المیزان پیشنهاد شده عنایت بفرمایید، إن‌شاءالله از اقیانوس المیزان گوهرهایی به‌دست می‌آورید که از هر گوهری باب هزار علم بر جان شما گشوده می‌شود. موفق باشید
23963
متن پرسش
سلام: با شروع نمایشگاه در تهران، لطفاً بفرمایید کتاب‌های استاد طاهرزاده را در کدام غرفه از نمایشگاه می‌توانیم خریداری کنیم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید به  سالن شبستان- راهرو  11/2 – غرفه10 - نشر معارف  آقای موسوی 09365636270 رجوع فرمایید.

و یا رجوع شود به  راهروی 4- غرفه‌ی 34- غرفه‌ی واژه‌پردازان اندیشه. موفق باشید  

23422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسنه تعالی. سلام علیکم: سوالی دارم و اون اینکه چرا با این نگاه مکانیستی به عالم و آدم در غرب و اصالت لذت و عدم وجود هر گونه وجود معنویت متعالی در غرب چرا در ظاهر جامعه غرب هرج و مرج نیست انگار با یک نظم دقیق کارها رو پیش می برند. انگار قانون کار خودش را می کند در غرب؟ البته زیر پوست شهر اتفاقات دیگری در حال وقوع است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان غربی پس از مدتی به این نتیجه رسیده است که برای اداره‌ی جامعه‌ی مدرن، عقل خاصی نیاز است و این در جای خود یک نوع خودآگاهیِ تاریخی است هرچند هدف آن متعالی نباشد. ولی متأسفانه ما هم شهر مدرن می‌خواهیم و هم هیچ توجهی به عقلی که برای اداره‌ی شهر مدرن نیاز است، نمی‌کنیم. جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» به‌خوبی به این موضوع می‌پردازند. موفق باشید

21972
متن پرسش
سلام: وقتی شما می شنوید یا متوجه می شوید کسی بد شما را می خواهد یا علیه شما دسیسه ای می کند و در حالی که شما دسترسی به چیزی دارید که می توانید شرش را رفع کنید و یا این که مقابله به مثل یا بیشتر برایش مشکل درست کنید کدام گزینه را انجام خواهید داد؟ آیا جواب طبیعی و بزرگوارانه این نیست که بگویید شرش را رفع می کنم و ممکن است هم بگویید خدا هم من و هم ایشان را هدایت کند. بر اساس فرض صحت چنین سوال و جوابی، این عبارت دعای کمیل: «اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ» چرا در اینجا حضرت امیرالمومنین علیه السلام با دسترسیشان به اسم جامع الله از داشته ی شان چنین استفاده ای می کنند؟ البته شاید در بخشی از جوابتان چنین مضمونی باشد که ایشان چون خیر مطلق هستند کسی که سوء ایشان را می خواهد یا مورد دسیسه ای می کند طیبی در وجودش نیست که رحمتی از اسم جامع الله شاملش شود یا مصداق رحمت برای فرد کاملا خبیث همین خواسته حضرت علیه السلام است. در این صورت اولا این دعایی است که حضرتشان به کمیل یاد داده بودند دعای مخصوص معصومین نبوده است آیا کمیل هم به مقام جامع اسم الله رسیده بود؟ ثانیا، در این صورت، برای امثال بنده تکلیف خواندن این فراز دعا جه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به اشارات تاریخی که آن فراز از دعا بدان نظر دارد، توجه کنیم که حضرت به جناب کمیل یاد داداه‌اند که از خدا بخواهند آن شخص و شخصیتی که مانع رسالت تاریخیِ او می‌شود و یا نقشه‌ها و مکرهایی را شکل می‌دهد که مانع به‌ثمررسیدنِ اهداف الهی اوست را از میان بردارد. مثل همان نحوه نیایشی که رزمندگان ما در شب‌های حمله از طریق دعای کمیل از حضرت معبود تقاضا می‌کردند. موفق باشید

21082
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیزمان: جناب استاد در رابطه با سوال 21079 و نگرانی از شورشهای اخیر، شما فرمودید بصیرت مردم در حد ارزشمندی است، استاد جان کدام مردم را می گوئید ما که هر چه در کوی برزن می گردیم اکثریت ناراضی اند، بد و بیرا می گن، قصه جوانها که نگفتنی است. نمی دونی چه ذوقی می کنن و می گن آخ جون نظام آخوندی سرنگون می شه راحت و آزاد می شیم. استاد ببینید حدود 15 ملیون در انتخابات رای ندادند از مجموع آنهایی که رای دادند هم حجم عظیمی به خاطر انقلاب نبود بلکه به جهت این بود که رئیسی رای نیاره این چیزیه که ما داریم تو جامعه حس می کنیم چرا تهران حدود 45 درصد رای، این بار میره نزدیک 70 درصد؟ خیلی خیلی از کسائی که اصلا نظام رو قبول ندارن فقط به خاطر این که فکر می کردن رئیسی نیروی نظامه و تندرو و انقلابیه اومدن به روحانی رای دادند. استاد وقتی به اطراف حتی نزدیکانم نگاه می کنم تعداد زیادی رو می بینم که اصلا اهل رای دادن نبودن و فقط برای همین که رئیسی که اون رو نماینده انقلاب می دونستن نیاد خانواده رو پا صندوق بردن آنچه من در جامعه در بین کوچه و بازار می فههم اگر درست باشد 15 ملیون رای روحانی، نه به رئیسی بود، نه این که برای نظام باشه این تعداد رو اضافه کن به رای ندادها، استاد جان من خودم عاشق انقلاب و رهبرم اما 26 ساله معلمم بر اساس مشاهدات و درک من از مردم و جامعه خصوصا نسل 18 تا 25 سال اگر رفراندوم نه آری به جمهوری اسلامی برگزار بشه بیش از 50 در صد رای می دهند نه، حالا دیگه هم که با شرایط فضاحت بار موجود بعضی از کسانی که یه جورایی به روحانی در داخل نظام رای دادن از اصل رای دادن اظهار پشیمانی می کنن. استاد جان اون بصیرتی که شما می فرمائید ما تو کوچه و بازار نمی بینیم، چرا؟ آیا کجای تحلیل و درک من غلطه؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع مهم‌تر از آن است که بتوان در یک سؤال و جواب بحث کرد. به نظر بنده بیشترین بحث را می‌توانید در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. عنایت داشته باشید آن‌چه روحِ مردم را در بنیادِ ناخودآگاه آن‌ها فراگرفته و از آن جهت پای انقلاب ایستاده‌اند؛ غیر از گله و شکایتی است که از وضع موضوع به جهت انتظاری که از جمهوری اسلامی دارند؛ مطرح می‌کنند. حداقل روی این موضوع فکر کنید که 15 میلیون رأیِ جدّی در آن فضای تبلیغاتیِ منفی به آقای رئیسی نشان از آن نمی‌دهد که عزمی ماوراء فرهنگ مدرنیته در مردم موجود است و برای عبور از تمدنی به سوی تمدنی دیگر، فرایندی در پیش است. موفق باشید

20923
متن پرسش
استاد عزیزم سلام: یکی از شاگردان تان هستم. البته با یک واسطه. مدتی است فوق العاده ذهنم را درگیر کرده است. اوایل مسائل بنیادین خیلی درگیرم می کرد مثل اصل وجود خدا و ... می دانید، رفتار و گفتار خیلی از آنها که منتسب به دین بودند به دلم نمی نشست. همانند مسئله ای چون قتل که با وجودم سازگار نبود، این تنها مشکل خودم نبود. می توان گفت ۹۹ درصد جامعه به همین مشکلات گرفتار اند که من هم جز آنها بودم. بعضا حرف ها و دستور العمل های شخصیت های لیبرال و تمدن مدرن بهتر به دلم می نشست و جریان منتسب به توحید را وجدم قبول نمی کرد. چه از حرف هایی که از عرفان می زدند و طوری لیدر های خود را معرفی می کردند که چون کاهنان معابد از آنها و هر چه منتسب به آنها بود بدم می آمد. تنها چیز خوب شان اصل خود توحید بود. آن هم نه تمام توصیفاتی که از توحید ارائه می کردند. ائمه را هم جوری توصیف می کردند که انسان با مقایسه ی با ملحدان، ملحدان را به خد نزدیک تر می یافت. اما هیچ گاه کامل دلم با جریان مدرن و امانیسم پاک نمی شد تا اینکه بالاخره به درس های معرفت النفس و برهان صدیقین شما رسیدم. گویا آن وقت محبوب حقیقی خود را یافتم. دیگر سر از پا نمی شناختم. بنده که تا مدت ها به فردی لیبرال شناخته می شدم، زیبایی توحید تمام جذابیت لیبرالیسم را برد. حال سالها می گذرد. تا مسئله ی تمدن نیز رسیدم و خیلی خوب بسیاری از اهدافم مشخص شد در زندگی و هویتی پیدا کردم. اما هنوز در ارتباط با جریان خودی و رجوع به منابع زدگی هایی برایم حاصل می شود که گاهی آنقدر سخت است که این ظن به ذهنم می رسد که همه چیز را کنتر بگذارم و همان زندگی قبلی خودم بهتر بود، اما در این مواقع همه چیز را کنار می گذارم و با دلم پیش مبدا عالم می روم و مستقیم بدون در نظر گرفتن همه ی حرف هایی که می زنند پیش خودش می روم و خیلی خودمانی با او صحبت می کنم. آخر گاهی برخی برداشت ها آنقدر سنگین است که انسان می ترسد حتی با او صحبت کند. فکر می کند بنده هایش مهربان تر از اویند. آنوقت تکیه ام را می گذارم بر وجود خودم. آنوقت می بینم که نه آنها غلط بود ولی باز نمی توانم درست برخی برداشت ها را درست هضم کنم. رفتار برخی از بزرگان را آنطور که دیگران می گویند اصلا درک نمی کنم اما با خودشان مستقیم که مرتبط می شوم اصلا شخصیت دیگری از آنها می بینم. مثلا تا مدتی پیش از علامه حسن زاده اصلا تصور خوبی نداشتم تا آنکه تعدادی از صوت هایشان را گوش کردم. فوق العاده بودند. یا مثلا علامه طباطبایی. تا آنکه با آثارشان مستقیما ارتباط گرفتم. خیلی فرق می کردند. تعریف دیگران همانند کاهنان بود و ارتباط مستقیم همچون آب زلال. یک بار هم با علامه مصباح ارتباط مستقیمی داشتم. خیلی خودمانی. خیلی عالی بود. اما نمی توانم خیلی چیز ها را درست درک کنم. مثلا یکی در مسائل اجتماعی، در ارتباط با دیگران و‌ مسئله ی عذاب و گناه، اینکه می بینم خوب همه تقریبا گناه کم و زیاد دارند اما اینکه آیا وارد عذاب می شوند؟ اینکه مغضوب خدایند؟ و اینکه نباید با مغضوب خدا انس گرفت؟ همه چیز می پاشد. از خانواده کمی ترس دارم. و هزاران مشکل از این دست. سر کلاس های معارف هم عمده ی دوستانم از آنطور خدا برایشان با دین معرفی شده که الحاد را بهتر می دانند. نه اینکه مسائل برایشان حل شده باشد و طغیان کنند. خوب بعضا با نگاهی که به دین دارند حق را به آنها می دهم. هفته ی پیش هم یکی از دوستانم چون نتوانست درست مشکلات فکری خود را در ارتباط با خدا حل کند در حمام خوابگاه خودکشی کرد. می دانید این مشکلات دارد خفه مان می کند و هیچ کس را هم نداریم. تنها چیزی که داریم در نهایت عمق دلمان تکیه به وجودی است مهربان که بعضا با آنچه از خدا برداشت می شود خیلی متفاوت است. این سردرگمی ها و این مشکلات دارد خفه ام می کند. و هیچ کس را جز همان مهربان ندارم.می دانید بعضی وقت ها حتی نمی توانم به قرآن هم رجوع کنم چون آنچه برداشت می کنم خیلی بد است. اگر می شود کمکم کنید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:چرا باید از روح و روحیه‌ای که نمی‌خواهد با بازی‌های زمانه خود را فریب دهد؛ گله‌مند باشید؟ نهیبی که در درون شما هست، نهیبی است به سوی سعادت ولی همین راهی را که شروع کرده‌اید را آرام‌آرام ادامه دهید، مطمئن باشیدآن زمانی که گذرتان به روایات و آیات افتاد صدبرابرِ زمانی که با آثار مستقیم آن عالمان بزرگ روبه‌رو شدید، روحیه می‌گیرید و متوجه می‌شوید معنایِ خلقت شما چه اندازه دقیق و حساب‌شده و حکیمانه و عالمانه بوده است. فراموش نکنید بعضی از این مطالب که فعلاً شما از آن‌ها سرخورده‌اید، مربوط به تاریخِ خودش بوده است و در آن زمان، معنای خوبی داشته است. اشکال ما در آن است که متوجه نیستیم تفکر، تاریخی است هرچند متون مقدس، ماوراء تاریخ است. موفق باشید

19479
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: عباداتتون قبول باشه ان شاءلله جناب استاد: سوال اول چرا بعضی از افراد با اینکه در قبل انقلاب، نیروی انقلابی فعالی بودن به شهدا هم ارادت زیادی دارند به زیارت شهدا هم می روند از لحاظ عبادات فردی هم ستودنی هستند انسانهای خیر و درستی هم هستند اما در مقطع کنونی جزو نیروهای انقلاب نیستنذ؟ ولایت فقیه را قبول ندارند و به اصلاح طلبان رای می دهند. چه اتفاقات درونی و بیرونی مسبب چنین جهت گیری اشتباهی می شود؟ سوال دوم: این افراد (هم نسل اولیها و هم نسل سومی انقلاب) را چگونه می توان با نیروهای انقلابی آشتی داد؟ در تاریخ خواندم که خوارج هم اهل رزق حلال بوده اند و نماز خوان، اما استاد عزیز، سوال سوم: درون انسان چه اتفاقی می افتد که نمی تواند ولایت را در ادامه توحید بداند و نعوذ بالله، امام علیه السلام را به شهادت می رساند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین مشکل، غفلت از جایگاه توحیدی انقلاب اسلامی است که این افراد گرفتار آن هستند و در جواب‌های قبلی عرایضی در این مورد شده است. مشکل دیگر غفلت از معنایی است که انسان‌ها باید از خود داشته باشند تا در دل زندگی، بندگی خود را اصل بدانند تا در نسبت اطاعت از ولیّ الهی، خودِ گمشده‌ی خود را جستجو کند و عقل حقیقی را عقلی بدانند که خداوند از طریق آن کسی که برای امور مردم تعیین شده است به بشریت متذکر می‌شود که ما به آن، عقلِ ولیّ خدا می‌گوییم و آن را به گفته‌ی مولوی «عقلِ عقل» می‌دانیم. که گفت:   

عقل عقلند اولیا و عقلها

بر مثال اشتران تا انتها

اندریشان بنگر آخر ز اعتبار

یک قلاووزست جان صد هزار

چه قلاووز و چه اشتربان بیاب

دیده‌ای کان دیده بیند آفتاب

یک جهان در شب بمانده میخ‌دوز

منتظر موقوف خورشیدست و روز

اینت خورشیدی نهان در ذره‌ای

شیر نر در پوستین بره‌ای

اینت دریایی نهان در زیر کاه

پا برین که هین منه با اشتباه

اشتباهی و گمانی را درون

رحمت حقست بهر رهنمون

موفق باشید

19380
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد تحلیلی از انتخابات دارم لطف بفرمائید ببینید آیا درست است: به نظر من باید خدا را خیلی شکر کنیم که آقای رئیسی رای نیاورد چرا که کشور در رکود عجیبی به سر می برد قیمت واقعی دلار خیلی بیشتر از آنی است که فعلا با لطایف الحیل نگه داشته شده است، اختلاس و حقوقهای نجومی قاچاق کالا و ... به وفور رواج دارد. اگر آقای رئیسی می آمد و می خواست از این رکود عبور کند بازار کسب و کار را رونق دهد حتی اگر توانائیش را هم داشت شاهد تورمی زیاد و انفجار قیمت دلاری که در این چند سال با رکود و شیوه های دیگر حفظ شده بود روبرو می شدیم از طرفی صاحبان حقوقهای نجومی، اختلاسگران، قاچاقچیان کالا با تمام توان به میدان می آمدند برای مقابله و زمین زدن دولت، در این میان فشار دولتهای استکباری خصوصا آمریکا بر ایران به خاطر عدم تمکین ایشان در مقابل خواسته های ایشان چند برابر می شد و چه بسا منجر به تحریمهای شدید دیگر و این نیز مزید علت می شد برای شرایطی سخت برای مردم، همه اینها در آخر به نفع تفکر روحانی و به ضرر نیروهای انقلاب که مدافع رئیسی بودند همچون طلاب و بسیجیان و نیروهای ارزشی می شد و شکست سختی پس از انحراف احمدی نژاد بر پیکر رهبر و نیروهای انقلاب می آمد و عملا نیروهای انقلاب نا کارآمدیشان ثابت می شد و از طرفی کار به شدت به نفع اصلاح طلبان و روحانی تمام می شد چرا که ماهیت آنها روشن نشده بود قرار داد 2030 و امثالهم در پرده ابهام بود و آنها با قدرت ادعا می کردند ما چهار سال کشور را در آرامش نگه داشتیم و اشکالاتش از قبل بوده و اگر دوباره آمده بودیم کشور را گل و بلبل می کردیم و کاملا با اقبال گسترده مردم روبرو می شد و نیروهای انقلاب برای سالهای متمادی به محاق می رفتتند بگذاریم ارث این دولت برای خودش بماند تا ماهیت آنها روشن شود و از طرفی ادعای دولت قبل هم از آنها گرفته شود. پس خدا رو شکر که آقای رئیسی رای نیاورد. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده از آن‌جایی که انقلاب اسلامی حضور نور توحید الهی در این تاریخ در مقابل ظلمات استکبار است و هرگز هیچ مانعی در مقابل حضور نور خدا توانایی استقامت ندارد، انقلاب اسلامی در هر مرحله‌ای از حیات خود با برکتی روبه‌رو است و در این راستا هر روز در پایداریِ بیشتری قرار می‌گیرد و یقیناً روز به روز رجوع به رهبری انقلاب بیشتر خواهد بود و از این جهت سخن جنابعالی قابل توجه می‌باشد. موفق باشید

18766
متن پرسش
با سلام و عرض ادب فراوان خدمت استاد طاهرزاده عزیز: اگر مطابق حرکت جوهری جهان ماده در حال تبدیل شدن به قیامت و معاد خود می‌باشد چرا پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «الان قیامتی قایم» و این فرمایش را حضرت رضا (ع) می فرمایند که از ما نیست اگر کسی بگوید بعدا قیامت می آید. یعنی این الان بودن قیامت فرهنگ اهل البیت (ع) است و این حرکت جوهری با فرهنگ اهل البیت (ع) نمی سازد چون تا قوه هایش به فعل تبدیل نشود قیامتی نمی شود. پاسخی که به نظرم می رسد این است که باید تفکیکی بین انسان و جسمش یا عالم ماده قایل شویم اما می گویم که این بدن انسان هم که نازله روحش می باشد پس این بدن هم همان روحش هست اما به نازله، حالا این پیامبر (ص) با این بدن مادی می فرمایند قیامتم برپا شده در حالی که بدنشان بعدا قیامتی می شوند. لطفا جمع بندی بفرمایید چون بیشتر نمی کشد؟ التماس دعای مخصوص
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که هر حرکتی به سوی هدفی است و آن هدف، بالفعل موجود است و در حرکت جوهری بحث در مورد قیامتی‌شدن عالم ماده است، با حرکت به سوی مقصدِ بالفعلِ قیامت. و اولیاء الهی با آزادشدن از عالم ماده در آن عالمِ بالفعل حاضر می‌شوند. موفق باشید

16782
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: استاد در موقعی که شخص به حالت کما می رود آیا این یک نوع مرگ طبیعی است که نباید به آن دستگاه وصل کرد و او را نگه داشت؟ سوال دیگر در حالت کما روح چه حالی دارد آیا به بدن و افرادی که در کنارش هستند توجه دارد یا همانند عالم خواب است؟ اگر (صرف امکان) باز گشت روح بعد از چند ماه یا بیشتر باشد آیا پیوند اعضا کسی که در کما است کار درستی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی به طور طبیعی و نه بر اساس حادثه‌ای در حالت اغماء قرار گرفت، باید اجازه دهند تا نفس ناطقه‌ی او هرطور خواست بدن را تدبیر کند. ولی مسئله‌ی افرادی که در اثر حوادث خارجی به اغماء می‌روند، فرق می‌کند و باید از طریق چنین ابزارهایی به کمک نفس ناطقه‌شان اقدام نمود. روح چنین افرادی عموماً مشغول خطورات خود می‌باشد. قبلاً در مورد پیوند اعضای چنین کسانی عرض شد که در واقع، یک‌نوع عذاب‌دادن به چنین افراد است، زیرا این افراد هنوز نمرده‌اند و حیات گیاهی که پزشکان برای این مرحله اظهار می‌کنند، بر اساس تشخیص وسایل پزشکی است، و این تشخیص کاملی نیست. موفق باشید

15799
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: از اینکه پشت سرهم مزاحم اوقات شریفتون میشم معذرت میخام ولی همیشه با زبان نالایق و دل تیره ام دعایتان می کنم بعد از یک عمر جهالت که برای یافتن استاد و جواب سوالات بی شمارم خود را به هر دری زدم و از همه کس و همه دنیا مایوس شدم خدا شما را سر راهم قرار داد و الان هر لحظه که از معارف شما دور می شوم قلبم می میرد یادم می افتد زندگی را فراموش کرده ام و دوباره برمی گردم. یکی از مشکلاتم این است که بیش از حد به نگاه و نظر مردم حساسم و نسبت به همه ارزیابی ها و قضاوتهای مردم استرس می گیرم و حالم عوض میشه نه اینکه از اونها ناراحت بشم نظرم در مورد خودم عوض میشه فکر می کنم همه درست می گویند به جز من. زیاد وارد جمع نیستم اما این افکار که همه چه فکری می کنند یا با انجام عملی خوب شاید مرتکب ریا می شوم یا دوست دارم اطرافیانم هم تاثیر بگیرند دست از سرم برنمی دارند همیشه ناخودآگاه خود را با دیگران مقایسه می کنم در زمینه معرفتی و احساس یاس یا ابهام یا ...می کنم. حس می کنم بزرگترین بدبختی و آفت همه عمر و اعمالم است منطق بردار هم نیست اینهمه میگویند کبر و خودبینی و دیگربینی و می دانم اما شما کمکم کنید. 2. من بیشتر اوقات احساساتم و اعمالم را با ذکرها و توجه به آنها کنترل می کنم اما در مورد خشم چیزی یادم بدهید که آرامم کند. ممنون از لطفتون و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مشکل اول، راه‌کارِ بنیادین تجلی نور توحید است که با رعایت دستورات الهی آرام‌‌آرام آن نور بر قلب انسان تجلی خواهد کرد. دو جلد کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» راه‌کارهای خوبی در مقابل شما می‌گذارد. در مورد سؤال دوم و کنترل خشم، که مسئله‌ی بسیار مهمی است و به این راحتی‌ها هم مشکل حل نمی‌شود، باید برنامه‌ای جهت اُنس با کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام و شرحی که بنده داشته‌ام، برای خود بریزید. موفق باشید

14282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می خواهم بدانم که علت اختلاف نظر در بین مراجع تقلید به چه دلیل است؟ واقعیت امر با رجوع به فضای مجازی و پیگیری این قضیه، به چیزی جز کلی گویی نرسیده ام. اینکه عنوان می شود، نوع برداشت فقها از قرآن و سنت متفاوت است، یعنی چه؟ یعنی یکی درست تر فهمیده و یکی درست؟ و سوال دوم اینکه می توان این قصه را با پزشکان مقایسه کرد. که انسان دچار یک بیماری سختی می شود و به چندین پزشک مراجعه می کند، مثلا از بین همه آنها فقط یک نفر تشخیص صحیح می دهد، آیا این می تواند دلیل بر این باشد که دکتر تشخیص دهنده فهم بهتری از علم پزشکی دارد و دیگر پزشکان نه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» در رابطه با «فقه و فقها» شده است که در آن قسمت این موضوع، مورد بحث قرار گرفته. خوب است که به آن‌جا رجوع کنید. موفق باشید

14001
متن پرسش
1. بحث این که عالم ماده در برزخ قوس نزول شجره بوده و در قوس صعود آتش هست چرا وجود ملکوتی آن در دو قوس متفاوت است؟ 2. یک جا ملاصدرا می فرماید زمین در برگشت به قیامت زمینی هموار در می آید یک جا می فرماید همه ی عنصریات به آتشی واحد تبدیل می شود. بالاخره وجود قیامتی زمین آتش هست یا زمینی هموار؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ قوس صعود در رابطه با انتخاب انسان ظهور می‌کند. اگر انسان عالَم ماده را انتخاب کرد، عملا با آتش روبرو می‌شود ولی در قوس نزول با صورت مثالیِ ماده که کثرت و شجره است روبرو می‌گردد. 2ـ زمینِ برزخی هموار است ولی تعلّق ما به عالم ماده آتش است و از این جهت نحوه‌ی ظهور زمین برزخی بستگی به انتخاب ما دارد. موفق باشید

13131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت حاج آقای عزیز: استاد اگر در این دنیا کسی یک چیزهایی را در عالم حضور درک کرد و بعدا آن ها را از دست داد، آن ها را در آخرت با خود دارد یا خیر؟ با تشکر التماس دعای بسیار داریم از استاد برای شاگرداشون چون می دانیم این دعا بعضی موقع ها از دعای یک پدر برای فرزندش بالاتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً جنس این عالم این‌چنین است که اگر کشفی آمد برای آمدن کشف بعدی، آن از منظر سالک پنهان می‌شود تا إن‌شاءاللّه در آخر عمر و به‌خصوص در یوم‌التلاق که شدت توحیدی انسان بیشتر است، همه یک‌جا جمع می‌شود. موفق باشید

12697
متن پرسش
سلام: چرا سیره علما با معصومین علیهم السلام اختلاف داشته به نظر می رسد. مثلا علما آنهایی که رده بالای ما هستند مانند شیخ انصاری امام و شهید ثانی و... که همگی ساعات زیادی صرف مطالعه و درس می کردند و به تبع به خانواده به مسافرت معاشرت با مردم و فامیل و .... نمی رسیدند این را از این استنباط کردم که وقتی می گویند که روزی 18 ساعات مطالعه می کردند و می کنند در نتیجه وقتی نمی ماند که به خانواده فرزند فامیل همسایه... برسند؟ وقتی می گویند که امام سر سفره هم تا غذا آماده می شده آن چند دقیقه مطالعه یا قرائت قرآن داشته اند و یا می گویند که خانواده شان برای اینکه امام را ببینند از چنین فرصت هایی استفاده می کردند یعنی یک زندگی که معمولی نیست و ....آیا ائمه علیهم السلام هم چنین می کردند؟ از داستانهای که رسیده این برداشت نمی شود مثلا گویند امام حسن علیه السلام با عده ای (جزامی یا بیماری دیگر داشتند) غذا می خوردند و دوباره ایشان آنها را دعوت می کردند و این خود خیلی وقت می گرفته است حال این را مقایسه کنید با عبارت شهید ثانی در رد زود ازدواج کردن مطلبی را از دیگران نقل می کند که خرید یک پیاز تو را از فهم یک مساله دور می کند و ..... این قضیه اش چه طوریه؟ (لطفا سوال را در معرض عموم نگذارید شاید در نقل قول هایم اشتباهی کرده باشم) ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هر تاریخی شرایط مخصوص خود را دارد به‌خصوص اگر زندگی‌ها در بستر طبیعی خودش جریان داشته باشد که نه نیاز است شیر و نان از بیرون تهیه شود و نه عمده‌ی تربیت فرزندان در بیرون از خانه انجام می‌شود. در این حالت عموماً فرصت کافی برای علماء جهت تحقیق و مطالعه می‌ماند و خلأیی در خانه نسبت به حضورشان احساس نمی‌شود بلکه سایه‌ی پدر برای ادامه‌ی زندگی کافی است. موفق باشید

نمایش چاپی