بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد بزرگوار: همیشه این سوال و ابهام برام بوده که خلقت ما برای چی بوده؟ جدا از وظایف عبودیت پیش خودم می گفتم ما اومدیم تو این دنیا که کاری رو از پیش ببریم و هر انسانی برای انجام وظیفه ای به دنیا اومده ولی هیچ وقت این وظیفه رو پیدا نمی کردم. الان به لطف چند جلسه کلاس معرفت النفس فهمیدم که اون وظیفه ما ساختن تمدن اسلامی هست و وظیفه هر انسانی اینه که یه سنگ از سر راه بزنه کنار و مسیر رو هموار کنه. تو این راه باید اعتقاداتمون محکم باشه که جایی به شک نخوریم و گمراه نشیم. ولی از اینجا به بعدشو دیگه نمیدونم که چیکار باید بکنم؟ و چگونه عمل باید بکنم؟ خواهش می کنم راهنمایی کنید که از این معلق بودن رها بشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این معرفتی را که شروع کرده‌اید با ادامه‌ی سیر مطالعاتیِ مطرح‌شده بر روی سایت، آرام‌آرام، «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

15700
متن پرسش
با سلام: ببخشید تعداد سوالاتم زیاد شده. در داستان آتش دیدن حضرت موسی (ع) در صحرای طوی، و ندای خدا، چرا آتش و درخت در اینجا مطرح می شود؟ از فیلسوفی شنیدم که رابطه روح و بدن به نسبت و تقریبا توسط جناب ملاصدرا حل شده است. آیا این حرف صحیح است؟ لطفا کمی توضیح دهید. لطفا کمی در مورد این جمله توضیح فرمایید، چون خدا به ما نزدیک تر از خود ماست پس علم حضوری ما به او مقدم بر علم ما به ذاتمان است؟ خواهشا خواهشا در مورد این جمله آخری حتی شده یک جمله کوتاه روشنگری بفرمایید. بی نهایت ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم چرا حضرت حق از آن طریق برای حضرت کلیم‌اللّه«علیه‌السلام» ظهور کردند؟!! 2- همین‌طور است. زیرا ملاصدرا بحث «النفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» را به میان آورد، که می‌توانید آن را در حرکت جوهری دنبال کنید 3- در «ده نکته از معرفت نفس» روشن شد؛ «هرکه مجردتر است، حاضرتر است» و لذا خداوند حضور محض است و ابتدا ما خدا را حضوراً احساس می‌کنیم و بعد خودمان را. به شرح صوتی کتاب «ده نکته از معرفت نفس» رجوع فرمایید. موفق باشید

14504
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: حدیثی داریم «الطرق الی معرفه الله بعدد انفاس الخلايق» اگر هر کس خودش طریقی برای معرفت خدا داشته باشد بس شریعت جایش کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به عنوان صاحب شریعت الهی می‌فرمایند: در بستر شریعت اسلام هرکس در حدّ فهم و تلاش خود مسیری است به سوی خدا؛ نه این‌که هرکس به‌خودی خود مسیری به سوی خدا باشد، در آن صورت بین ابوسفیان و یک انسان الهی تفاوتی نمی‌ماند! موفق باشید            

13892
متن پرسش
در مورد حرکت جوهری می دانیم که حرکتی هست که در جوهر جسم به صورت اشتدادی و تکاملی هست.. آیا میتونیم بر این اساس این طور بگیم که این حرکت جوهری به تدریج موجب قدرت عقلانی انسان در دوره های زمانی بعد از خلقت انسان میشه و تکامل عقلی زیر سر حرکت جوهری هست و اگر در زمان ظهور عقول مردم کامل شده قابل توجیه با حرکت جوهری باشه؟ و آیا میتونیم بر اساس حرکت در جوهر قائل به تکامل انواع بشیم؟ که البته با توجه به بحث وحدت صنع این نوع از تکامل به تدریج و مطابق قوانین ماده صورت میگیره؟ به این معنا که یکی از لوازم این بحث قدرت عقلانی و جسمانی مردم در زمان ظهور باشه؟ یا در روایات می بینیم که ائمه دارای سایه نیستند قابل توجیه با این مسئله باشه که در اثر حرکت جوهری اولیا به نوعی لطافت در جسم رسیدن که البته عامل سرعت بخشیدن و جهت دهی به حرکت در جوهر ریاضت های شرعیه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید حرکت جوهری تنها در عالم ماده معنا دارد و تکامل عقلی مربوط به سلوک نفس ناطقه است در صورتی‌که حجاب‌های بین خود و عالم را برطرف کنیم به همین جهت می‌بینید در عین این‌که همه‌ی انسان‌ها مشمول حرکت جوهری از نظر ابعاد مادی هستند، تکامل عقلی پیدا نمی‌کنند 2- حرکت جوهری وقتی مربوط به ذات عالم ماده بود دیگر برای قسمت خاصی از عالم مثل انواع موجودات زنده کمالی را در بر ندارد. تکامل انواع بر فرض صحت که بسیار بعید است، مربوط به تجلیات صوَر مختلف است در زمینه‌ی مادی مستعد 3- در زمان ظهور نیز با رفع حجب، کمالات خاصی به عالم می‌رسد در حالی‌که حرکت جوهری عالم ماده تا آخر با هویت مادی عالم ادامه دارد نه آن‌که مثلاً اگر پنجاه در صد قوه‌های عالم تبایل به فعل شد عالم ماده پنجاه درصد از هویت مادی خارج شود. موفق باشید

13837
متن پرسش
با سلام: منظور از وجه الهی اشیاء چیست؟ آیا منظور نفس ناطقه انسان هست؟ یا وجود برتر انسان در عوالم مثال و عقل و عالم اله؟ یا همان وجود خاکی اما از نقطه نظر اینکه متن جسم و جان او را حق تشکیل داده است؟ که در این صورت فنا برای او قابل تصور است یا منظور چیز دیگریست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث مفصلی را می‌طلبد. همین اندازه عنایت داشته باشید که وجه حقّانی و وجودی هر مخلوقی، وَجهِ الهی آن مخلوق است. موفق باشید

13190
متن پرسش
آيا بايد هميشه راضي به آن چه پيش آمده و اتفاق افتاده است باشيم؟ حتي اگر با اختيار خود انتخاب غلطي كرده ايم و مسير نامناسبي را به لحاظ شغلي يا تحصيلي انتخاب كرده ايم و فرصت هاي خوبي را از دست داده ايم و مسير زندگي مان عوض شده و سطح زندگيمان تنزل يافته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه خودمان به جهت گناهانمان انجام می‌دهیم با پشیمانی و توبه کارش حل می‌شود و به هیچ‌وجه نباید از نتایج آن گناهان راضی بود. آری! باید از خدایی راضی بود که هیچ عملی را بر اساس حکمت خود بی‌جواب نمی‌گذارد. موفق باشید

8291
متن پرسش
با سلام و تشکراز پاسخ حضرتعالی همانطور که فرمودید در مورد سایر انسان‌ها که آن اراده‌ی تکوینی خاص إعمال نشده، آن پاکی (جسم) موضوعیتی ندارد وپاسختان قبول .حال سوالم این است که پس چرا چهره علامه طباطبایی و یا حضرت امام چهره خاصی است و یا اینکه در روایات به بوسیدن دست عالم اشاره شده وذر روایت دیگر فرموده اند نماز شب باعث روشنی چشم می شود من به عینه دیدم کسانی که اهل نماز شب هستند چشمان جلای خاصی دارد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عرض بنده در آن جواب این بود که آن نوع عصمت را که مربوط به اهل‌البیت«علیهم السلام» را طبق آیه باید منحصر به آن‌ها کرد. ولی این‌که اگر کسی روح خود را با عقاید درست و اعمال صالح در نهایت تعادل قرار داد و آن روح در راستای تدبیر بدن، خود را نشان داد، بحث دیگری است و این نه‌تنها قابل انکار نیست بلکه قابل اشاره و تجربه هم هست. با این‌همه نمی‌تواند یک ملاک باشد زیرا بعضاً جسم‌ها ظرفیت ظهور صفا و تعادل روح را ندارد. موفق باشید
2272
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات در بحث برهان صدیقین، در سوالاتی که در انتهای یکی از جلسات پاسخ دادید اشاره شد که وقتی وجود نازل شد به ماده می رسد. مثلا در مورد حضرت عیسی(ع) وجودشان نازل شد و شد جسم و سپس دوباره خداوند وجود ایشان را از نظر مرتبه بالا برد و و از جسم بودن خارج شدند و دوباره وجودشان می تواند نازل و جسم شود.برای من این اشکال ایجاد شده که در مورد مرگ (مثلا طبیعی انسان) که دیگر من انسان به جسم نیاز ندارد و مرگ اتفاق می افتد علت اینکه جسم رها می شود (و سیر من انسان با تغییر منظر او ایجاد می گردد ) و باقی می ماند این است که ما در لحظه مرگ تنها تغییر منظر داریم و نه تغییر رتبه یعنی در لحظه مرگ وجود ما تغییر رتبه نمیدهد و اگر تغییر رتبه از لحاظ وجود نازله به عالی تر اتفاق می افتاد باید جسم ما هم ناپدید می شد به لازمه آن تغییر رتبه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور است ولی عنایت داشته‌باشید که در مرگ تعلّق روح از بدن قطع می‌شود ولی در مورد حضرت عیسی علیه‌السلام بحث قرآن آن است که او را بالابردیم در حالی که روح حضرت عیسی که بالابود. پس بحث بالابردن جسم در میان است و بالابردن جسم به معنای شدت دادن درجه‌ی وجودی آن است. موفق باشید.
1349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز سوال بنده از جناب عالی در مورد تربیت دینی است به این شرح که خدمتتون عرض خواهم کرد بنده عضو گروهی هستم که در مسجد محل خود بهمراه دوستان زیر نظر پایگاه مقاومت مسجد مشغول اجرای برنامه های فرهنگی بسیاری هستیم. اما این روز ها تصمیم به برنامه ریزی مدونی برای فعالیت های آتی گرفته ایم که حوزه این فعالیت ها بصورت ویژه برنامه های تربیتی است واز موضوعات اعتقادی تا آگاهی های سیاسی و رفتارهای اخلاقی و در یک کلام در جهت بصیرت نیروها سعی در برنامه ریزی و برگزاری برنامه های مختلف را داریم؛ تقاضا دارم در صورت امکان ما را از همین ابتدا یاری فرمایید و نحوه شروع این برنامه ریزی را از کجا و چگونگی تا راهنمایی در موضوعات و منابع مورد استفاده و شیوه اجرا به ما نشان دهید. البته لازم به ذکر است که ما در حدودا چهار در سال گذشته برنامه های خود را بطور متمرکز بر روی نیروهای کودک و نوجوان قرار داده بودیم که در قسمت هایی به نتایج مورد نظر نرسیده ایم. ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پیشنهاد بنده آن است که ابتدا بر روی موضوع معرفت نفس متمرکز شوید تا نحوه‌ی وجود واقعیت‌های مجرد برای افراد حل شود . در این رابطه کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» خوب است و سپس به موضوعات اجتماعی سیاسی در رابطه با انقلاب اسلامی توجه بفرمایید که در این مورد إن‌شاءالله کتاب «انقلاب اسلامی؛ بازگشت به عهد قدسی» کمک می‌کند. موفق باشید
1040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی ببخشید استاد چرا از نظر بچه هایی که با کتاب های شما آشنا شدن درس خوندن مسخره است؟ یا مثلا وقتی میفهمند که من دارم فوق میخونم و کتاب های شما رو هم میخونم مسخرم میکنند؟ خب مگه خدمت کردن به جامعه هم نمیتونه وظیفه باشه اونم رشته ی ما که به نظرم خیلی نیاز کشور هست ؟ من تمام سعی ام رو واسه درس خوندن میکنم امامسخره میشم چوری که باعث میشه احساس بدی داشته باشم وقتی با شاگرداتونم . اگه من کتاباتونو نفهمیدم که هنوز از دانشگاه انصراف نمیدم بگین بدونم اشتباهمو. تا یه فکر کنم واسه خودم.دارم اذیت میشم از این وضیعیت چون همش حس میکنم که من نمیفهمم چی گفتین . ممنون میشم راهنماییم کنید.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده هرگز معتقد نیستم ما باید از آموختن دروس رسمی دانشگاهی فاصله بگیریم، هنر ما باید آن باشد که با خودآگاهی به این دروس بنگریم و جهت‌گیری آن‌ها را نسبت به عالم و آدم بدانیم و فعلاً بر این علوم حاکم شویم و سپس جهتی که فرهنگ الهی مدّ نظر دارد به آن بدهیم. آری گله‌ی شما از دوستان گله‌ی من هم هست و موجب شده که بعضی تصور شما را از مباحث بنده داشته باشند که مباحث موجب می‌شود نشاط علمی دانشجویان نسبت به علوم رسمی کم شود، در حالی‌که مباحث بنده باید موجب خودآگاهی نسبت به آن علوم شود و نه ترک آن‌ها. موفق باشید
22983

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده قم هستم به نظر شما آقای صمدی آملی را که شاگرد استاد حسن زاده هستند، به عنوان استاد خصوصی بگیرم و...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم یکی از اساتید معارف دینی جناب آقای صمدی آملی هستند ولی در عین حال به این جمله فکر کنید که آیت اللّه بهجت در این تاریخ می‌فرمایند که «علمِ تو، استاد توست». موفق باشید

22589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: طبق فرمایشات جنابعالی به منظور هر چه بیشتر مجرد شدن و پیشرفت معنوی باید از مادیات و لذات دنیوی فاصله بیشتری بگیریم، ولی با توجه به مسایلی که در بعضی از کتب و بعضی از سوره های قرآن (سوره احزاب و سوره تحریم) در مورد ازدواج های حضرت رسول ذکر شده است یا اینکه دختران خودشان را به ایشان هبه می کردند آیا این عمل باعث ایجاد کثرت و از بین رفتن وحدت در سیر و سلوک نمی شود؟ یا این حالت خاصی است که خداوند برای ایشان در نظر گرفته است یا توان فهم ما در این حد نیست؟ لطفا مرا در درک وفهم این مطلب راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در سوره‌ی احزاب بحث شد که ازدواج‌های رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه» همه بنا به مصلحتی برای پیشرفت اسلام بوده است حتی آن بانویی که پیشنهاد به رسول خدا کرد که او را به ازدواج خود در آورند مبنی بر آن بود که با آن ازدواج، قبیله‌ی آن خانم انگیزه‌ی مقابله با پیامبر را از دست می‌دادند و آن خانم متوجه‌ی آن امر شده بودند. موفق باشید

21621
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در شرح کتاب آداب الصلوه در بحث اخلاص، خواندن خدا به خاطر نجات از جهنم و یا رسیدن به بهشت و یا خوف از فراغ و یا شوق وصال و لذت وصل، ملامت شده است حال دو سوال: 1. چطور چیزهایی که عارفترین عارفان یعنی پیامبر و آل او علیهم السلام در تنهایی مناجاتهایشان از خدا می خواهند و می توان ادعا کرد بیشترین حجم دعاها را موارد ذکر شده اشغال می کند مورد ملامت تحت عنوان این که نفسانی است قرار می گیرد. به عنوان نمونه امام حسین (ع) در دعای سراسر عرفان خویش در آخرین قسمت دعا بنا به نقل بلد الامین و زادالمعاد در حالی که مثل ناودان اشک از چشمان مبارکش فرو می ریزد مسئله نجات از عذاب را می خواهد آن هم با این عبارت که خدا از تو حاجتی دارم که اگر عطا کنی از هر خواسته دیگر محرومم کنی ضرر نکرده ام و اگر عطا نکنی هر چه عطا کنی سودی به حالم ندارد و آن اینکه «اسئلک فکاک رقبتی من النار» و یا سید الساجدین ناله سر می دهد «ابکی لخروج نفسی ابکی لظلمه قبری، ابکی لضیق صدری ابکی لسوال منکر و نکیر ایای» و موارد بسیار فراوان دیگر همچون «اللهم ارزقنی حلاوه ذکرک» و طلب بهشت و نعم و حو رالعین. خوب آیا اینجا نفس اهل البیت وسط نیست و اگر هست می توان گفت عبادت آنها نفسانی بوده است؟ چطور می توان ادعا کرد اهل البیت از جهنم نمی ترسیدند پس این ابکی ها از چیست؟ آنجا که امیرالمومنین (ع) می فرماید خدایا من در برابر بلای کم و کوتاه دنیا ضعیفم و از عذابهای آخرت می نالد «ابکی لالیم العذاب و شدته و یارب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی» برای چیست؟ آیا جز این است برای این بدن ضعیف و پوست نازک و ..... از عذاب الهی می ترسد. جناب استاد انسان وقتی آن صحبتها را می شنوند از خودش بدش می آید که چون من دارم به خاطر گناهانم و نجات از خشم خدا یا رسیدن به قرب خدا گریه می کنم پس عبادتم نفسانی است و همین اشک و شوق را هم از دست می دهد. 2. اساسا آنچه عنوان می شود که عبادت باید فقط برای خود خدا باشد و انسان هیچ خودش را نبیند نه خوفش را و نه شوق و دوست داشتنش را چیزی است محال بدین شرح که حتی وقتی انسان خدا را فقط به خاطر خودش عبادت می کند باز این نفس است که درک کرده خدا را باید به خاطر خودش عبادت کرد و باز همین نفس است که دوست دارد و لذت می برد که خدا را برای خودش عبادت کند حتی وقتی می گوید نه شوق بهشت دارم نه هیچ خوفی باز هم نقش نفس حذف نمی شود چرا که همین نفس است که طرد آن و اثبات این را دوست دارد. با تشکر و التماس دعا. ایمیل خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد دو نکته را باید از هم تفکیک کرد: یکی آن‌که خداوند را از آن جهت که ارزش عبادت دارد بپرستیم. حضرت علی «علیه‌السلام» در این رابطه است که می‌فرمایند:  «الٰهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك» خدایا! من تو را پرستش نکردم از ترس آتش جهنمت و پرستش نکردم به طمع بهشتت، بلکه فقط تو را شایسته پرستش می‌بینم. و دیگر این‌که از حضرت حق بخواهیم ما را گرفتار آتش و عذاب نکند، حال چه آتش حرمان از اُنس، و چه آتش ناشی از گناه، به‌خصوص که هر اندازه انسان بیشتر از حجاب‌های أنانیت آزاد شود، بیشتر متوجه‌ی فقر ذاتی خود می‌گردد و این‌که اگر عنایاتی هم به آن‌ها شده است، لطف خدا بوده، نه آن‌که برای خودشان حقی قائل باشند. موفق باشید

20446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم و رحمه الله: جزوه رجوع به هویت شیعه در تاریخ اسلام بخش دوم، یعنی از امام موسی ابن جعفر (ع) به بعد به جز خلاصه بخش مربوط به امام علی النقی الهادی (ع) درسایت موجود نیست! یا بنده نیافتم! اگر مقدور است آن را برای این حقیر ارسال فرمایید یا در سایت قرار دهید تا مورد استفاده همگان قرار گیرد. به امید سلامتی، سعادت و افزایش حب همه برادران خصوصا استاد محترم، به اهل بیت عصمت و طهارت. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه در اختیار سایت هست تا امام هادی«علیه‌السلام» است و از امام عسکری«علیه‌السلام» هنوز چیزی به طور کامل تنظیم نشده است. نمی‌دانم شما کدام قسمت را نیاز دارید تا دقیقاً خدمتتان ارسال دارم؟ موفق باشید

20075
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: در همین ابتدا از شما معذرت می خواهم که جواب ایمیل قبلی را نگرفته، دوباره وقت گرانقدر را شما گرفتم. استاد، بنده ی حقیر در ایمیل های قبلی گفتم که اول راه هستم، برای همین زیاد مسدع اوقات شما می شوم، حلالم کنید. به لطف و توفیق الهی می خواهم قدم در راه بندگی بگذارم همان راهی که گمشده ی ماست هر چند دیر به فکر افتادم اما آمدم، استاد، بنده ی حقیر در دوره ی دانشجویی ارتباط کمی با اطرافیان و مخصوصا اقوام داشتم که روحیه ی خوبی برایم به ارمغان آورده بود، از خیلی از قیل و قال های دنیویی آزاد بودم، مشکل اینجاست که بنده آن دوره دانشجو بودم و به بهانه درس و دانشگاه و دوری راه از رفتن به خیلی از مجالس و حضور در مهمانی ها و جمع شانه خالی می کردم و به صورت خیلی محدود با خانواده و اقوام در ارتباط بودم، اما طی این سه سالی که خانه نشین شدم رنگ دنیایی گرفتم، دو هفته ای می شود که دوباره دلم هوایی شده و بی قرارم، هر چقدر دل و عقلم را کنار هم می گذارم می بینم هر دو تصدیق می کنند که آن دوران، دوران خیلی خوبی بود، سراسر آرامش و.... الان که می خواهم همان رویه را ادامه بدهم با ممانعت خانواده روبه رو می شوم، عروسی نمی روم ناراحت می شوند... در جمع که حاضر می شوم وقتی غیبت می کنند جلوگیری می کنم ناراحت می شوند مجلس را ترک می کنم ناراحت می شوند و... استاد برخی از اقوام و نزدیکانمان از جمله دامادمان مخالف ولایت فقیه است، با نرفتنم به خانه شان راحت ترم ولی مادرم ناراحت می شوند، اتفاقا چند دقیقه قبل وصیت نامه شهید داوود عابدی را مطالعه می کردم که نوشتند با کسانی که ولایت فقیه را قبول ندارند قطع ارتباط کنید. تکلیف بنده چیست؟ اجرکم عندالله. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان، باید با مدارا و احترام به بقیه عمل کرد. انزوا و دوری از بقیه خوب نیست. انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. محبت به دیگران، انسان را انسان می‌کند. چگونه انسان به خاطر چنین بهانه‌هایی به خانه‌ی خواهرش نرود؟!!  موفق باشید

19791

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پاسخ به جواب سوال 19777 باید عرض کنم که: 1. اکثریت فقهای شیعه، ولایت مطلقه را برای فقیه قبول ندارند. و این هم دلیلش روشن است چون احادیثی که در این موضوع آمده بیشتر حمل بر قضاوت شده است نه حکومتی که ما در فارسی می گوئیم. شما و هر خواننده صاحب عقلی که قوی ترین سند روایی ولایت مطلقه فقیه یعنی مقبوله عمربن حنظله و مشهوره ابی خدیجه را بخواند اصلا برداشت اینکه فقیه حاکم و فرمانروا باشد نمی کند و بیشتر اینگونه می فهمد که منظور امام معصوم (ع) در احادیث فوق الذکر این است که فقیه، قاضی باشد نه فرمانروا و امیر. کما اینکه عرض شد اکثر فقهاء هم استنباطشان همین است. و لفظ «حکومت» و حاکم در عربی بیشتر (اگر همیشه اینگونه نباشد) به معنی «قضاوت کردن» و «قاضی» است و آن «امارت» است که معنای فرمانروایی می دهد. لذا در زبان عربی به شخص قاضی می گویند حاکم و به شخص فرمانروا می گویند سلطان یا امیر و حاکم منطقه هم می گویند والی. لذا هیچ کجا در احادیث ائمه نفرموده اند که فقیه باید امیر یا سلطان یا حتی والی باشد. اگر سراغ دارید به ما هم بگوئید. بله لفظ خلیفه را به کار برده اند و آن هم خودشان توضیح داده اند و جمله را مقید کرده اند که علما، خلیفه و وارث انبیاء هستند در نشر معارف الهی و احادیث و سنت معصومین (ع). در پایان توجه شما به مذاکره و مناظره مرحوم میرزای نائینی با آخوند خراسانی دو تن از علمای بزرگ شیعه جلب می کنم که در آنجا حدود 20 مورد آخوند خراسانی دلیل می آورد که چرا فقیه نباید حاکم جامعه شود و چقدر هم منطقی است این دلایل و انگار آخوند خراسانی در نظام جمهوری اسلامی مدت ها زندگی کرده و به این نتیجه ها رسیده. حتما بخوانید. http://akhund.blog.ir/tag/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85%20%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%20%D9%86%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%86%DB%8C%20%D8%A8%D8%A7%20%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%20%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C در گوگل هم سرچ کنید حتما پیدا می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید این سؤال را از خود بپرسیم که آیا در زمان غیبت باید راضی به حاکمیت طاغوت باشیم یا تلاش کنیم حاکمیت الهی و اسلامی داشته باشیم. موفق باشید

19789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درباره ی اقدام برای فرزند دار شدن روایات مختلفی موجود هست که شروط زیادی رو ذکر میکنن، مثل اینکه در موقع خسوف و کسوف و ... از نزدیکی منع شده و همچنین اثرات منفی زیادی هم به جای میذاره. می خواستم بدونم چه مقدار باید به این مسائل توجه کرد و چه اعتقادی نسبت به این موضوع باید داشته باشیم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع روایات، نظر به بهترین شرایط دارد که به اصطلاح به آن «علت معدّه» می‌گویند وگرنه در اصل موضوع خللی ایجاد نخواهد شد. موفق باشید

19363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می خواستم نظرتون رو راجع به حجاب کامل و چادر بگید آیا حجاب برتر همان چادر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین‌طور باشد که چادر در بسیاری موارد حجاب برتر خواهد بود إلاّ مواردی که انسان احساس کند با حجاب کاملِ بدون چادر می‌تواند نقش خود را بهتر انجام دهد. موفق باشید

19135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تشکر فراوان: از قول عین القضات همدانی گفته شده که «اگر خدا آینه را خلق نمی‌کرد، معنای وحدت وجود و رابطه خالق و مخلوق دانسته نمی‌شد.» او قبل از محی الدین بوده و در زمان او وحدت وجود به این مفهوم هنوز تعریف نشده بود. پس آیا این نقل قول اشتباه است؟ پیشاپیش از پاسخ شما سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این را از قول محی‌الدین دیده‌ام. ولی با توجه به سخنان عرفای قرن چهارم و پنجم و به‌خصوص با نظر به «منازل‌السائرین» پیر هرات، «وحدت وجود» موضوعِ روشنی در آن دوران بوده است. جناب محی‌الدین به صورتی از عقلانیت او را مطرح نمود. موفق باشید

19100
متن پرسش
عنوان موضوع : در مبحث حدوث یا قدم عالم ، چه جایی برای تکفیر فلاسفه توسط غزالی مانده بود و چگونه صدرالمتالهین آن را جواب داد؟ سوال : با عرض سلام و تشكر فراوان – مشائيون كه عالم را قديم زماني مي دانستند، در عين حال آن را حادث ذاتي هم مي دانستند پس چه جاي تكفيري براي امثال امام محمد غزالي باقي بود؟ اشراقيون هم كه عالم را متأخر از خداوند مي دانستند. يعني اگر عالم آغاز زماني نداشت ولي آغاز علي داشت. با اين وجود چه لزومي داشت كه جناب صدرالمتالهين بخواهد حدوث زماني عالم را اثبات كند؟ سوال بعد: اثبات حدوث زماني عالم كه صدرالمتالهين طرح كرد چه تفاوت و مزيتي بر ديدگاه متكلمين داشت كه با آن توانست فلاسفه را از تكفير تبرئه كند؟ در جایی این سوال را پرسیدم به این جواب قناعت کردند که «حکمت صدرايي ، نظر متکلمين را مبني برتساوي حدوث ذاتي با قديم ِ زماني را تبديل به تغاير اين دو از هم نمود. و تفکيک بين اين دو را تعريف و تبيين نمود.» ولی منظور را درست نفهمیدم - پيشاپيش از پاسخ شما سپاسگذارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در تاریخ فلسفه نتوان به این شکل‌ها یک نوع تقابل را دنبال کنیم. جناب صدرالمتألهین موضوع حدوث و قدم را به شکلی دقیق‌تر به این صورت مطرح می‌کند؛ وقتى براساس برهان حركت جوهرى مشخص شد كه زمان، بُعدى از عالم مادّه است و خارج از عالم مادّه، زمان معنى ندارد، نتيجه مى‏ گيريم كه با خلق عالم مادّه، زمان به وجود مى ‏آيد، يعنى همين كه جهان مادّه هست، زمان هست؛ نه ‏اين‏كه اوّل زمان بوده و بعداً جهان مادّه در آن زمان به وجود آمده؛ پس اين‏طور نيست كه عالم مادّه در يكى از مراحل زمان به ‏وجود آمده باشد و يا عالم مادّه از اوّل، همين كه زمان بوده، در كنار آن زمان به‏ وجود آمده و تصور كنيم عالم مادّه يا «حادث زمانى» باشد و در زمان حادث شده باشد و يا «قديم زمانى» باشد، و از ابتداى زمان به ‏وجود آمده باشد. زيرا زمان، موجود مستقلّى نيست كه جهان، در آن و يا همراه آن به ‏وجود آمده باشد، بلكه طبق حركت جوهرى «جهان مادّه» هر لحظه به‏ وجود مى ‏آيد و «زمان» هم پيرو آن، لحظه ‏به ‏لحظه موجود مى ‏شود. پس مى ‏توان گفت: جهان مادّه هر لحظه حادث است و زمانِ مخصوص به آن نيز هر لحظه حادث است. پس كلّ عالم مادّه در بى‏ زمان و بى ‏مكان ايجاد شده است، يعنى همان‏طورى‏كه عالم مادّه در زمانى ايجاد نشده، بلكه همراهِ به ‏وجود آمدن خود، زمان خود را هم به ‏وجود آورده است، همان‏طور كه در مكانى ايجاد نشده، بلكه خودش همان مكان است، و همين كه به‏ وجود آمد، مكان و زمان معنى پيدا كرد. موفق باشید

19040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام علیکم استاد: در مورد حقیقت وجودی معصومین (ع) سوالاتی داشتم ۱. آیا معصومین (ع) چهارده نفس ناطقه هستن هر یک با یک بدن (تن) و یا یک نفس ناطقه با چهارده بدن؟ ۲. مگر نفس ناطقه معصوم (ع) با روح متحد نیست که نه از مقام وحدت خارج شده و نه از مقام کثرت و کمالش تدریجی نیست پس نازل شدن جبرٸیل (ع) برای وحی و عزراٸیل (ع) برای قبض روح و همچنین دیگر ملاٸکه به چه معنی است؟ نزول ملاٸکه در مورد بقیه که کمالشان تدریجی است صدق می کند اما معصومین (ع) نه و آیا خداوند برای رعایت ظاهر اینجور فرموده اند؟ العفو استاد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد خوب است برای جواب به این سؤالات مهم ابتدا با حوصله ،کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را مطالعه فرمایید و سپس به کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» بپردازید. موفق باشید

17512
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و تسلیت ایام عاشورا: استاد جان این «بدون عنوان» چه صیغه ای است؟ چند سایت پرسش و پاسخی را که آشنایی دارم همه سوالات عنوان دارند مگر فرق اون سوالات که عنوان می دهید با آنها که عنوان نمی دهید در چیست؟ بالاخره در هر پرسش و پاسخی موضوعی مطرح است همان را عنوان بگذارید خیلی قشنگتر می شود، تازه این کمک می کند کاربر بدون احتیاج به بازکردن سوال از عنوان بفهمد علاقه ای به خواندن دارد یا نه. با تشکر و التماس دعا. خدا بر طول عمر استاد ما بیفزاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع «بدون عنوان» یعنی موضوع مطرح شده در جواب چندان مهم نیست که به عنوان یک نکته‌ی اساسی بتوان آن را مطرح کرد؛‌ تنها در حدی است که کاربران محترم از آن مطلع شوند و به همین جهت بعد از مدتی از سایت حذف می‌شود. موفق باشید

16825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با عرض معذرت از شما استاد گرامی، بنده خیلی گشت زدم و دیدم قمه زنی به صورت خیلی رسمی توسط مراجع حرام نشده و آیت الله وحید حتی می گویند در عزای امام حسین خون هم بریزید اشکال ندارد. اینکه می گویند موجب وهن می شود یعنی چه؟ خوب قصاص هم در بین مردم جهان باعث وهن می شود. اگر قرار به وهن است خیلی از احکام باید تعطیل شود. آیا غیر از این است که قمه زنی باعث قدرت نمایی شیعه می شود؟ سوال بعدی که داشتم اینکه مگر حدیث نداریم هر قیامی قبل ظهور مشکل دارد، پس انقلاب اسلامی مشکل دارد؟ و اینکه علما برای حکمیت که معنای قضاوت دارد منصوب شده اند نه حاکمیت. خیلی عذر می خواهم استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حکم قصاص حکم مستقیم حضرت حق است و پشتوانه‌ی آن، نظام تکوینی الهی است و این با قمه‌زنی که یک کارِ من‌درآوری با سابقه‌ی 200 ساله است و هیچ پایه‌ی شرعی ندارد؛ فرق می‌کند 2- آن روایت که می‌فرماید هر قیامی قبل از قیام حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» محکوم به شکست است؛ نظر به آن دارد که قیامی با ادعای مهدی‌بودنِ امت اگر به صحنه بیاید محکوم به شکست است. و این غیر از انقلاب اسلامی است که صاحب آن حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است و به ظهور آن حضرت ختم می‌شود. موفق باشید

16744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در داستان حضرت ابراهیم (ع) و اینکه فرشتگان پیش آن حضرت آمدند تا مژده ی فرزند را به آنها بدهند، در اینجا همسر ایشان هم که صحبت فرشتگان را درک کردند آیا نشان از مقام بالای همسر حضرت ابراهیم است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست. شاید فرشتگان تا آن‌ اندازه نزول کرده باشند که با قوایِ عادی، محسوس باشند. موفق باشید

15540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. می خواستم بدونم جامعه غربی اگر نسبت به اومانیسم رویکرد وجودی دارد فعالیت های جمع محور در غرب چگونه تحلیل می شود؟ ۲. نسبت دین و فلسفه و روش تفکر؟ یا به عبارتی چه اتفاقی می افتد که در دستگاه فکری شما هایدگر راه پیدا می کند؟ ۳. کتابی مناسب در باب اقتصاد مقاومتی یا صوت می خواستم معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- متوجه‌ی سخن شما نشدم 2- اگر دین، نظر به حقیقت دارد که به یک معنا نظر به وجود است و نه نظر به مفاهیم؛ هایدگر استادِ سؤال از متافیزیک برای رجوع به وجود می‌باشد و از این جهت شما راحت‌تر می‌توانید در فضای دینی زندگی کنید 3- در مورد اقتصاد مقاومتی چون تخصص بنده نیست، کتاب قابل اعتمادی سراغ ندارم. موفق باشید

نمایش چاپی