باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید بهخصوص که صوت جلسات نیز بسیار بیکیفیت است. با اینهمه اگر حوصله کنید با روحِ خوبی از طریق کتاب و آن صوتها مرتبط میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه حقانیت انقلاب اسلامی شده باشند و مقابله کنند، عملاً با حق مقابله کردهاند. ولی در بسیاری موارد این افراد به ظاهرِ قضایا مینگرند و مخالفت مینمایند و نه به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی زمینهی امیدواری حضرت ولیعصر«عجلاللّهتعالیفرجه» برای ظهور آن حضرت است و به همان اندازه که ما در مسیر اهداف ولیّ فقیه قدم برداریم، مسلّم زمینهی ظهور آن حضرت را فراهم نمودهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون آنکه قطع رابطه کنید و بدون آنکه درگیر شوید فکر کنید بالاخره چگونه باید این مردم را متوجهی عالَمی کرد که بالاتر از این عالَم باشد. در آن صورت خداوند راههایی را بر قلب شما اشراق میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آن سخنرانی آقای حقیقت را مطالعه کردم. به نظر میاید یک نوع تقسیمبندیِ انتزاعی است که برای راحتکردنِ فکر و درستفکرنکردن خوب است، وگرنه این نوع تقسیمبندیها با واقعیتِ پدیدارهایی که ایشان مدّ نظر مخاطب خود قرار میدهند؛ فاصلهی بسیار دارد که بحث آن در اینجا نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام زعامت کلی آیت اللّه بروجردی را پذیرفته بودند ولی ایشان را معصوم نمیدانستند. لذا تذکراتی در آن دو مورد نسبت به آیت اللّه بروجردی داشتند و وقتی هم مؤثر نیفتاد، مقابله نکردند به آن معنا که خود را در عرض ایشان قرار دهند، بلکه کنار کشیدند و تنها در درس ایشان حاضر میشدند زیرا دیگر احساس وظیفهای در این مورد نمیکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انقلاب اسلامی نفحهای الهی است جهت عبور از استکبار، استکباری که حجاب توحید است و این روح بر قلب حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» اشراق شد و رهنمودهای ایشان موجب شد تا بنده و امثال بنده در نقد فلسفهی غرب و تفکر غربی به نوشتههای امثال دکتر داوری و هایدگر رجوع نماییم که عملاً تفصیل رهنمودهای حضرت امام بود. این حضرت امام بودند که در ابتدا، ما را متوجهی ظلمات غرب کردند. در این رابطه معتقدم اگر نیروهای انقلاب نتوانند زبان فلسفیِ فرهنگی که حضرت روح اللّه به صحنه آوردند را، به میان آورند؛ عملاً مسئولیت خود را نسبت به انقلاب اسلامی درست انجام ندادهاند. در آخر گفتگوی خود را با یکی از اساتید تفکر غرب خدمتتان ارسال میدارم. موفق باشید
سؤال: به نظر شما، کدام فلسفه می تواند مرا را به امام خمینی نزدیک و شبیه کند؟ کدام فلسفه می تواند مرا تا ابتدای راه نجات ببرد؟ کدام فلسفه دست مرا در دست خمینی می تواند بگذارد؟
جواب: با سلام: شما خودتان میدانید که خردمندانِ هر تاریخ کسانیاند که متوجهی ظرفیت زمانهی خود میباشند، ظرفیتی که در زمانی دیگر غایب میشود[1] و تفاوت «شهادت» با «انتحار» در همین جا است. در انتحار، احساساتی کور و بیآینده در میان است ولی در شهادت، خردمندی خاصی در راستایِ فهم ظرفیت تاریخی به میان آمده است و به همین جهت شهادت، تاریخساز است. زیرا شهید، خردمندترین انسان روزگار خود میباشد و بیش از همه به مسائل روزگار خود فکر کرده است. از این جهت آن صوت را برای جنابعالی ارسال داشتم، چون میدانستم در فهم تفکر تاریخی به کمک میآیید و قصهی آن روز که عرض کردم باید با ملکوتِ هگل مرتبط شد، عطش فهم کشف تاریخیِ خودمان را باید به کمک آن معلم بزرگ به همان معنایی که هایدگر از او تعلیم گرفت و ابتدا خواست «وجود» را در «زمان» بیابد و هگل افقِ عمیقتری را در مقابل او گذاشت که آن آینه، تاریخ است و نه «زمان». زیرا با نظر به «زمان» هنوز در چمبرهی مفاهیم گرفتاریم. وای! اگر ما با ادعایِ فهمِ هگل و هایدگر، فهمِ تاریخی را از آنِ خود نکنیم و در این روز و روزگار، در راستای جستجوی «وجود» به چیزی جز آینهی انقلاب اسلامی نظر داشته باشیم. آیا وقت آن نیست که از طریق انقلاب اسلامی، تفکر را، آری تفکر در «وجود» را به خود و جامعهی خود برگردانیم؟
میگویی: به نظر شما، کدام فلسفه می تواند مرا را به امام خمینی نزدیک و شبیه کند؟ کدام فلسفه می تواند مرا تا ابتدای راه نجات ببرد؟ کدام فلسفه دست مرا در دست خمینی می تواند بگذارد؟ به من بگو: فلسفه را که رجوع به «وجود» است باید در کجا جستجو کرد تا مثل بعضیها، تازه نخواهیم هگل و هایدگر را در یک غالب متافیزیکی جدید قرائت کنیم؟
درکِ آیندهی تاریخی که همان نظر به بیکرانهی وجودی است که در مقابل ما گشوده شده است، با درکِ ظرفیتی رخ میدهد که خداوند برای آن ملت تقدیر کرده، اگرچه هنوز همهی ملت متوجهی آن نباشند ولی با اقدامی مناسب، عالمِ انسانیِ خاص آن ملت ظهور میکند و آن ملت بر خلاف باور نظام سلطه جای خود را در آن تاریخ باز مییابد و این نکته، هم در کربلا معلوم شد و هم در دفاع مقدس و هم در دفاع از حرم حضرت زینب کبری«سلامالله علیها». آیا در جای دیگری باید تفکر را و یا بگو فلسفهای که از آنِ امروزِ تاریخ ما است، باید جستجو نماییم؟
آنچه آیندهنگری و تدبیر را به یک ملت برمیگرداند توانایی برای قدمگذاشتن در راه آینده است و این با شناخت ظرفیت تاریخی پیش میآید. در این مسیر، نه خوشبینیِ بیجا کار را جلو میبرد و نه بدبینیِ بیدلیل. تنها با درکِ درست امکاناتی که خداوند در مقابل آن ملت قرار داده کار جلو میرود که آن امکانات مخصوص آن ملت و مربوط به تقدیر تاریخیِ آن ملت است و شهدا در طول تاریخ هرکدام متوجهی چنین تقدیری در تاریخ خود هستند و از این جهت نه کار را آسان میدانند و نه غیر ممکن، هرچند آن تقدیر به قیمت شهادت آنها محقق شود.
بنده از دکتر داوری بزرگ استفادههای فراوانی بردهام و او بود که معنای فهم هایدگری را به بنده آموزش داد، ولی معلم من، یعنی معلم تفکر این دوران، روح اللّه خمینی است. کافی است که به اشارات او نظر کنیم در آن حال، آینهای که آینهی نظر به «وجود» است، در مقابل ما گشوده میشود. به همین جهت معتقدم سؤال و جواب بین ما و شما در حدّ تذکر معنای حقیقی گفتمان را به ما برمیگرداند، بدون آنکه بخواهیم برای همدیگر استدلال بتراشیم. دوران، دورانِ تذکر و اشارت است به چیزی که میخواهد اسیر متافیزیک منجمدِ سردِ آزاردهنده نباشد.
[1]- این همان غفلتی است که امثال توابین بعد از نهضت کربلا داشتند که دیگر آن ظرفیت که شهدا کربلا متوجه آن بودند برای آنها غایب شد و عملا به اسم شهادت، دست به خودکشی زدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل فطرت انسان و نسبت آن با شخصیت انسان. در این رابطه یعنی تفاوت بین مقام حقیقت محمدی«صلواتاللّهعلیهواله» و نفس ناطقهی آن حضرت، عرایض در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متن خوب و ارزشمندی بود. ما هم مثل همان جملهای که از آقای دکتر داوری آوردید که میفرمایند: «انقلاب را دوست میدارم و سالها فکر میکردم که در انقلاب و با انقلاب است که شاید بتوان از نیست انگاری و ستمی که با نظم جهان عجین شده است، گذشت». به آیندهی انقلاب اسلامی شدیداً امیدواریم زیرا تنها از طریق انقلاب اسلامی است که میتوان از نیستانگاری دوران و زندگیِ عرفی، به حیات قدسی و عالم معنا رجوع داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم روزه برای عموم افراد مهم است مگر آنکه طبق آیات قرآن عدهای طاقت آن را نداشتهباشند که خداوند از طریق دیگری رحمت خود را برای آنها جاری خواهد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان کدام نظر مرحوم آخوند خراسانی است؟ مسلّم همهی علماء دین به دنبال حکومت اسلامی بودند و شاید تصور آن را هم نمیکردند که شرایطی بهوجود آید که فقیه با ولایت خود در این زمان این اندازه حکمش نافذ باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» در امور سلوکی ذیل انوار امام معصوم بسیار کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانشناسی و زمانشناسی زیرا که وقتی میدانی اینچنین گسترده در این تاریخ به ظهور آمده، امر فوقالعاده مهمی است. با شناخت شرایط است که میتوانیم بفهمیم چه کاری باید کرد و چگونه و با چه چهرهای باید اسلام را نشان دهیم که معلوم شود توان جایگزینی در مقابل فرهنگ مدرنیته را دارا میباشد. از یک طرف باید بدانیم با پدیدهی جدیدی به نام شهر، روبهروئیم که روحِ حاکم بر آن، تعارضِ منافع است و ابداً نمیتوان با زیستجهانِ دورانهای گذشته که شهر به عنوان یک جامعهی انسانی، امکانِ زندگانی هرکس را جدای ارتباط با بقیه به انسان داده بود. حال در این شهرِ جدید و یا به اصطلاح جامعهی مدنی، چه باید کرد وقتی نمیتوان در زیستجهانِ گذشته زندگی کرد؟ اگر اسلام با همان هویتی که حضرت امام و مقام معظم رهبری نشان دادند، به ظهور نیاید، با چیزی روبهرو خواهیم بود که امروز در جامعهی خود با آن روبهروئیم و فکر میکنیم با این کنترلهای اداری و بخشنامهای و یا توصیههای سادهی اخلاقی، میتوان جامعهی مدرن را به مدینة النّبی تبدیل کرد. آری! مسلّم امکان مدینة النّبی فراهم است ولی نه با جریان اصلاحطلبی که دل در گرو جامعهی مدرن دارد، و نه با جریان اصولگرایی که هنوز در زیستجهانِ گذشته میخواهد شهر را اداره کند. همّتی به همّت حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» و مقاومتی به پشتکار رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه»، و آرامشی به آرامش حاج قاسم و دغدغهای برای مؤثربودن در این تاریخ به دغدغهی شهید حججی، و کلامی فاخر به کلام شهید آوینی در میان میآید. ما باید مواظب باشیم از این تاریخ بیرون نیفتیم وگرنه یا اصلاحطلبِ اصطلاحی و یا اصولگرایِ اصطلاحی هستیم که در آن صورت، خودمان نخواهیم بود. موفق باشید
