بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا توضیح دهید که چگونه حفظ قران راهی برای تدبر در ایات است{بنابر بیانات رهبر معظم انقلاب}
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شاید منظورشان آن باشد که وقتی انسان آیات را حفظ باشد با رجوع به تفاسیر زمینه‌ی تدبّر در آیات بهتر فراهم است. ولی ایشان مکرراً حافظان قرآن را به درک مفاهیم توصیه کرده‌اند. موفق باشید
1223

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات استاد فرزانه،1)نسبت بین خودبینی و سایر رذائل اخلاقی چیست؟ 2)آیا اینکه می گویند مادر بتها بت نفس است به این معنا است که هر کسی که خود بینی دارد تمام رذائل اخلاقی را دارد؟3)آیامی توان گفت اگر کسی حتی یک رذیله اخلاقی داشته باشد پس این شخص دارای خود بینی است و بنابراین همه رذائل اخلاقی را دارد؟با تشکر از زحمات شما استاد عزیز ، التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: به نظرم به نکته‌ی خوبی رسیده‌اند و حقیقتاً اگر کسی همه‌ی خوبی‌ها را از خدا بداند و متوجه باشد هر کمالی که در او هست لطف الهی است، نظر او تماماً به خدا می‌افتد و زمینه‌ی تجلی فضائل دیگر در او فراهم می‌شود. گفت: «تا علم و فضل بینی بی‌معرفت نشینی..... یک نکته‌ات بگویم، خود را مبین که رستی». موفق باشید
29303
متن پرسش
سلام و عرض ادب: یکی از طلاب حوزه، این پیام را خواهش کردند به شما برسانم و پاسخ شما را جویا شوم. سلام علیکم: اگر میشه لطف کنید این پیام رو به ایشون برسونید. بنده،طلبه پایه نه هستم. به ایشون بگید که الآن ضرورت تلاش در جهت تمدن سازی، برای همه روشن هست و خیلی از طلبه ها و اساتید بزرگوار، دغدغه‌ فعالیتهای تمدنی دارن ولی حقیقت اینه که این راه خیلی سخته و ما باید از تمام دارایی هامون استفاده کنیم الحمدلله،الآن تک ستاره های خیلی خوبی در حوزه هستن که صلاحیت علمی و معنوی و دغدغه زیادی برای تمدن سازی دارن، ولی به نظر می رسه اگر این بزرگواران، دست به دست هم بدن و یک جمعی رو تشکیل بدن و به تبادل افکار و تقسیم وظایف و برنامه ریزی و...بپردازن، مباحث تمدنی خیلی بهتر پیشرفت کنه. باور کنیم که یدالله مع الجماعة، پیشنهاد بنده اینه که اساتید بزرگواری مثل استاد طاهر زاده، استاد امینی نژاد، استاد وکیلی، استاد علی فرحانی، استاد مبشری عارف، دکتر زرشناس و دیگر اساتیدی که صلاحیت و دغدغه لازم رو دارند (بنده چون مباحث این اساتید رو دنبال کردم و ایشان شهرت کافی هم دارن، اسم این اساتید رو گفتم)، با همدیگه جلسات منظمی رو پیرامون مباحث تمدنی داشته باشن ولو اینکه اگر امکان جلسات حضوری نبود، در یک گروه در شبکه های مجازی با هم در ارتباط باشن. این پیام به استاد علی فرحانی داده شد و ایشون گفتن کاملا حاضر به مشارکت هستن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید برای حضور در یک تاریخ، آن‌هم تاریخی که بناست بیرون از روح مدرنیته‌ای باشد که مبتنی بر ریاضیات و سیستم است. به این معناست که افراد هرکس در حوزه‌ی روحی خود مطابق سنتی که پیش آمده باید جلو روند تا خود به خود افق‌ها به صورتی گشوده به همدیگر نزدیک شوند. راه حل، تنظیم یک مرامنامه نیست که دور هم بنشینیم و آن را تنظیم کنیم، راهِ حلّ همین حضوری است که در حال وقوع است و همه در نظر به چشم‌اندازی که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده، نسبت خود را با آن چشم‌انداز بر اساس روح و روحیه‌ی متنوع خودمان شکل دهیم، به شرطی که هرکس بتواند جایگاه بقیه را درک کند و نسبت به همدیگر سعه‌ی صدر داشته باشد و این از طریق نظر به چشم‌اندازها شکل می‌گیرد، وگرنه هرکس فهم و باور و اطلاعات خود را محور قرار می‌دهد و در نتیجه جزیره‌هایی می‌شویم بیگانه از همدیگر. موفق باشید

23757
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد عزیز: اولا ضمن تشکر صمیمانه از خدمات ارزشمند شما همیشه دعایتان می کنم و التماس دعا هم از شما دارم. از خداوند متشکرم که شما را در زندگی من قرار داد. اولین بار است که با شما درد دل می کنم و امیدوارم روزی شما را ملاقات کنم. این هفته که سری به سایت شما زدم با اظهار نظر تند شما که البته معلم تفکر هستید نسبت به معلم انقلابی استاد عباسی مواجه شدم در حالی که قبل از این معمولا ایشان را تایید و سرباز انقلاب می دانستید و سخنان ایشان را مفید می پنداشتید و ایشان را حکیم می دانستید البته توصیه می کردید که حکیمانه تر کار کنند و ایشان را از اظهار نظر در مورد مسائلی که خیلی تخصص ندارند بر حذر می داشتید مثل فلسفه و من با نظر شما موافق بودم اما اظهار نظر شما و آقای صافیان را در مورد تفکر داعشی امثال ایشان خیلی نپذیرفتم. شما با این حرف انگار سطل پر از شیر را روی زمین ریختید و به نظرم نظر عجولانه ای دادید و زود قضاوت کردید و یک اشکال دیگری که دارم این است که شما روی مباحث علمی ایشان اعم از کلبه کرامت و سخنرانی های دانشگاهی و برنامه های تلویزیونی و غرب شناسی استراتژیک و فعالیت های فرهنگی مجموعه اندیشکده یقین که انصافا انقلابی و جهادی عمل می کنند و جوانان مخلص را تربیت می کنند خیلی اطلاعات خوبی ندارید و بیشتر معمولا کسی برای شما کلیپی از ایشان می فرستد و شما روی یک کلیپ اظهار نظر درباره ی شخصیت ایشان می کنید. برنامه های استراتژیکی اندیشکده ایشان را مقام معظم رهبری مشاهد می کنند. حتی مثلا جوانان به نظرم اراکی که از شاگردان ایشان هستند طرح استراتژیک شهر خود را به مقام معظم رهبری داده بودند چقدر مقام معظم رهبری از آن ها تقدیر کرده بودند. در شهر های دیگر هم چنین جوانانی دارند فعالیت می کنند. شما این همه کار جهادی و صدرصد علمی ایشان را در که شاید حدود ۵۰ یا بیشتر دانشگاه در مورد نقد علمی برجام و تبلیغ انقلاب و روشنگری های ایشان را انگار فراموش کردید یا اطلاع ندارید که واقعا در آن شرایط سخت که اکثرا در لاک خودشان فرو رفته بودند اگر نبود ما جوانان انقلابی به چه امید می بستیم؟ واقعا در فضای سایبر نقد اساسی و رسانه ای خیلی کم پیدا می شد و در آخر هم به عینه تمام حرف های ایشان را درست یافتیم ولی دکتر داوری عزیز و متفکر بزرگ به نظرم کمی محروم از بصیرت سیاسی هستند که تمام قد از این توافق حمایت کردتد و در آخر هم یک جایزه ای هم اخیرا به آقای دکتر ظریف دادند البته من نمی خواهم قدحی بر دکتر داوری عزیز وارد کنم ولی می خواهم از زحمات انقلابی دکتر عباسی که هم در سطوح عالی کار کردند و دانشگاه به دانشگاه رفتند و هم برای عموم مردم در مساجد روشنگری کردند و هم دفاع جانانه از انقلاب و اسلام کردند و به واقع کم از زحمات مدافعان حرم نداشتند البته انتقاد بر ایشان وارد است و حس می کنم ایشان نباید مسائل استراتژیکی و سیاسی و ایدئولوژیک را با مسائل فلسفی خلط کنند و به نظرم نقد ایشان به دکتر داوری از سر تعصب و غیرت دینی ایشان بود که حس کردند نظر دکتر داوری در این شرایط حساس انقلاب خلاف روح امیدی که امام خامنه ای دام ظله دارند است و قبل از این ایشان چنین نقد هایی را بر دکتر داوری نداشتند. استاد عزیز شما غرب شناسی دکتر عباسی را ببینید که چطور ایشان در آن جلسات که جنبه علمی دارد، آزاد اندیشانه سخن می گویند و دایم از مخاطبان درخواست می کنند که خودتان را جای انسان غربی بگذارید و بعد نقد کنید یا همین برنامه جهان آرا که در دهه فجر ۹۷ بود را نگاه کنید، ایشان حکیمانه نقد کردند یا نگاه کنید به نظر ایشان در مورد آیت الله جوادی و تفسیر تسنیم ایشان که چه تقدیری بجا آوردند و همه را توصیه به خواندن آن می کنند. می خواهم بگویم ایشان تسبت به قبل حکیمانه تر برخورد می کنند و پخته تر. در آخر می خواستم از شما درخواست کنم با دکتر عباسی دیدار کنید و شاید این مایه دلخوشی انقلابی ها باشد و متاسفانه از هفته پیش به شدت قلبم مکدر شده و در یک سرگردانی هستم که چرا انقلابی ها به جان هم می افتند و اینکه شما چرا بیش تر از آن که روی تفکرات دکتر رحیم پور و استاد پناهیان و استاد زرشتاس تاکید کنید روی تفکرات دکتر داوری تاکید می کنید در حالی که تفکرات استاد رحیم پور مستحکم تر انقلابی تر جامع تر و دارای فراز و نشیب کم تر است ولی آقای دکتر داوری در کتاب خرد و توسعه می نویستد: چهل سال پیش سهوی کردم و غربِ متجدد را «نفسانیّت» (یعنی ظهور انسان به عنوان سوژه و موجود متصرف و همه‌کاره در جهان) خواندم. این لفظ، چنین معنایی را افاده نمی‌کرد و طبیعی بود که خواننده تعجب کند که چه صفت بدی به جهانِ «علم» و «تکنولوژی» و «آزادی» داده‌ام. غرب به‌طورکلی و مخصوصاً غربِ جدید، جهانِ «فلسفه» و «هنر» و «علم» و «تکنولوژی» است و این‌ها را به نفسانیّت به معنی روان‌شناسی و اخلاقی آن نمی‌توان بازگرداند. غربِ جدید یکسره شوم و پلید نیست، بلکه از ابتدا جهانی پُر از تضادها و تعارض‌های پنهان و آشکار بوده و به تدریج تعارض‌های پنهان آن قدری آشکار شده است. خوب خود شما چهل سال است با این تفکر نقد غرب می کنید بعد ایشان می فرمایند که من سهو کردم نظرتان در این باره چیست؟ ببخشید که طولانی شد ولی لطفا جواب مفصلی بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم همه‌ی آن سؤال و جوابی که در این مورد بحث شد را مطالعه فرموده‌اید یا نه؟ بحث بر سر انتقاد به آقای دکتر داوری نیست، بحث بر سر آن است که آقای عباسی در جایی پا می‌گذارند که اساساً هیچ فهمی برای ایشان در آن جایگاه نیست و این بسیار خطرناک است. از آن جهت که فردا چنین افرادی لیدر جامعه‌ی ما و جوانان ما گردند و شخصیتی برای انقلاب شکل بگیرد که نخبگان جامعه مثل آقای دکتر داوری این‌طور مورد طعن و تنفر قرار گیرند. این‌جا است که هیچ‌چیزی از آن انقلاب اسلامی که بنا است جهانی را در مقابل جهان مدرنیته به ظهور آورد؛ نمی‌ماند. خطر، بسیار بزرگ است به‌خصوص اگر اندیشمندان جامعه امثال آقای دکتر داوری به این نتیجه برسند که آینده‌ی انقلاب با افرادی مثل آقای عباسی بنا است ادامه پیدا کند، وگرنه اگر آقای عباسی در جای خود می‌ایستاد، حرف‌های خوب و مفیدی داشت. ای کاش شما آن کلیپ را که بیشتر به یک «شو» شبیه بود ببینید، آن وقت است که نگرانی بنده بیشتر برایتان ملموس می‌شود. باور بفرمایید بعد از دیدن آن کلیپ، مدت‌ها آرامش روحی خود را از دست داده بودم که بر ما چه می‌گذرد؟ آیا دانایی‌های ما وقتی در این حدها باشد برای ادامه‌ی خود در این جهان کافی است؟! موفق باشید

22648
متن پرسش
در جایی شنیدیم که پیشنهاد مذاکره با آمریکا در بحث هسته ای نخستین بار از طرف آقای علی اکبر صالحی مطرح شد و ربطی به دیگران نداشت که مخالف با صحبت های شما و ارتباط آن با هاشمی رفسنجانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مذاکره با آمریکا خیلی قبل‌تر مطرح شد حتی آقای مهاجرانی در ستونی از روزنامه‌ی اطلاعات بحث را به صورت جدی مطرح کرد و مقام معظم رهبری هم به صورت جدّی وارد بحث شدند مبنی بر این‌که ما در این مذاکره چه‌چیزی می‌دهیم و چه‌چیزی می‌گیریم. آری! بحث مذاکره در موضوع هسته‌ای با آمریکا را آقای صالحی مطرح کردند ولی در گردونه‌ی کمیسیون امنیت ملی. و این غیر از آن چیزی بود که دولت آقای روحانی از رهبری تقاضا کرد که می‌خواست وزارت امور خارجه کار را به عهده بگیرد و رهبر معظم انقلاب این قسمت از توافق را به عنوان یک کار اشتباه مطرح کردند. موفق باشید

22019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: قبلا از حضور شما سوال پرسیدم در مورد کمک گرفتن از ملائکه در امور سلوکی و عبادی پاسخ شما این بود که همان اسماءالله هست. سوال بنده این است که آیا می فرمایید ملائکه شناسی یعنی دنبال علم اسماءالله برویم؟ مثلا بخواهیم توان سجده طولانی داشته باشیم؟ ارتباط با کدام اسماءالله باید داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً خودتان متوجه هستید که در حین سجده، نظر به اسم اعلایِ حضرت حق داریم. علاوه بر آن بعد از ذکر «لا إله إلا اللّه» که همواره کارساز است، بزرگان ذکر «یا حیّ یا قیّوم» را متذکر می‌شوند. موفق باشید

20835
متن پرسش
سلام: یک سوال مربوط به کتاب برهان صدیقین داشتم: (من دارم گیج میشم، عالم ماده مگر نباید مادی و محسوس باشد پس خلا چیست چرا محسوس نیست) ما الان در عالم ماده قرار داریم و طبق آن چیزی که من از این کتاب فهمیدم مادیات اعم از سنگ و چوب و ... که وجود دارند وجودشان را از عین وجود که خدا باشد گرفتند حال سوال من این است که ماده تشکیل شده است از جامد، مایع، گاز هر کدام هم وجودی دارند که با گفته کتاب وجودشان به عین وجود برمی گردد حال حالتی را در نظر بگیرید که خلا باشد یعنی هیچ یک از صورت های سه گانه ماده را ندارد، مثلا جو خارج از زمین که نه گاز دارد و نه جامد و نه مایع، تکلیف این محدوده خلا چه می شود؟ این محدوده مخلوق خداست؟ و ...... 2. اگر جوابتان این باشد که این خلا چیزی است ماورا ماده و مادون غیب که هم می تواند ماده در آن باشد و هم می تواند نباشد و چیزی است مابین این دو که خصوصیات هر کدام را به لطافت دارد پس می توان به وجود روح بخاری برای انسان که چیزی است میان مجرد و ماده فکر کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خلاء به معنای واقعی هم داریم؟! آری! بالای جوّ فضایی هست که نسبت به هیدروژن و اکسیژن خلاء است، ولی آن‌جا هم گازهای خود را دارد. موفق باشید

20355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی خدمتتون داشتم خواندن کتاب معراج السعاده و کتب های مانند آن: ۱. کیفیت خواندن و بهره بردن از آن چگونه است و چه توصیه دارید؟ ۲. آیا این قبیل کتب حتما نیاز به استاد دارند و اگر چنین است در صورت عدم داشتم استاد چه باید کرد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آن کتابِ عزیز حکمِ استاد را دارد، با این دغدغه که می خواهید اخلاق خود را مطابق امروز، تصحیح کنید به آن رجوع فرمایید و گل‌چینی کنید. موفق باشید

20264
متن پرسش
اللهم اغننی بتدبیرک لی عن تدبیری استاد حکیم طاهرزاده نظر به پرسش شماره 20056 و امر حضرتعالی بر مطالعه ی «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن خویش» ؛ در میان مطالب مطروح در معرفت ففس حضرتعالی بیان فرمودید که: «تن» در قبضه «من» است. به همين جهت هم «تنِ» انسان از حالات و تأثّرات «نفس» متأثّر مي‌شود. از آنجا که «تن» و «من» در یکدیگر تاثیر و تاثر می کنند. دو سوال برای این کمترین به وجود آمده است. نخست این که: کیفیت ترکیب «تن» و «من» در انسان چگونه است؟ (آیا مانند نعناع در آب محلول است. یا به مانند یخ در میانه ی آب معلق؛ یا صورتی دیگر در کار است!) نگفته پیداست که نفس مجرد است و این مثال جهت تقریب به محضر مبارکتان است.) دیگر آن که: تن از من (حقیقت نفس) متاثر می شود؛ به راستی چگونه ممکن است «دو شیء در عین دو ذات بودن، مباین و مفارق یکدیگر نباشند؟» آیا با اتخاد فرض قبول فرمایشان، اصالت وجود را مردود نمی یابیم؟ (اگر چه اصالت وجود، ماهیت و نور هر یک در محل خود قابل بحث است؛ لکن باید دانست بیان این جمله بر چه فرضی ست.) پاسخ حضرتتان موجب امتنان این فقیر سراپا تقصیر است. دل اندر حسن لیلی بند و کار عشق مجنون کن / که عاشق را زیان دارد مقالات خردمندی ا.دیالمه 96/06/15
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از انواع وحدت‌ها مثل وحدت ذات و صفات که برای حضرت حق مطرح است، برای وحدتِ بین نفس و جسم، وحدت انضمامی را مطرح می‌کنند که به نحوی به تدبیر نفس مرتبط است که چگونه بدن را تدبیر می‌کند 2- اگرچه جسم و روح دو ذات متفاوت‌اند، ولی در رابطه‌ی وجودی، نفس با بدن مغایرتی آن‌چنان ندارد که نفس نتواند آن را از خود بداند. مثل وقتی که شما برای کوبیدن میخ از چکش استفاده می‌کنید در آن حدّ که احساس تان آن است که شمایید که دارید میخ را می‌کوبید، تازه وقتی چکش خراب شد نسبت به آن احساس دوگانگی می‌نمایید. موفق باشید 

19051
متن پرسش
سلام: من شروع کرده بودم به روزه ۵ شنبه اول و آخر و ۴شنبه وسط خیلی حال خوبی داشتم بعضی وقت ها. ولی یه روز که روزه بودم شهوت به سختی برم هجوم آورد و احساس خیلی بدی بهم دست داد که قابل توصیف نیست و دیگه روزه نگرفتم در ضمن بدنم هم ضعیف است و بعضی وقتها که روزه بودم مقداری کمر درد می گرفتم چه کنم استاد ادامه بدم این روش رو یا قطع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید کاری بکنید که نفس، روزه را بشناسد خوب است و آن از طریق روزه‌داری در ماه به همان شکل که می‌دانید، محقق می‌شود. موفق باشید

17513
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد: دو سوال مطرح می کنم که آن هم سوال دوستانی است که شبه کرده اند و من نتوانستم پاسخ چندانی بدهم: 1. اگر برده داری و اختلاف طبقاتی در اسلام محکوم است چرا در سلسله دوران دویست و پنجاه ساله نبوت و امامت معصومین علیهم السلام این رسم بد غلام و کنیزی بتدریج منسوخ نشد؟ 2. طریقه ازدواج با کنیزان چگونه بود؟ صیغه (متعه) می شدند؟ یا همسر دائمی بودند؟ اگر منبع مطالعاتی در این دو مورد سراغ دارید بفرمایید؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- محققین محترم در این مورد مباحث مفصلی را به میان ‌آورده‌اند مبنی بر آن‌که شرایط اقتصادی و قبیلگی آن زمان به هیچ وجه آماده‌ی آزادی بردگان فراهم نبوده‌است در آن حد که اگر برده‌ای را آزاد می‌کردند در واقع او را از همه‌ی پشتیبانی‌هایی که قبیله برای افراد داشته‌است را محروم می‌نمودند و یکی از تنبیهات غلام آن بوده‌است که ارباب او را از نظام قبیله‌ی خود اخراج می‌کرده و بعضا دیده می‌شده که ائمه واسطه می‌شدند تا ارباب او را برگرداند. آری اسلام شرایطی فراهم کرد که با تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی برده‌ها بتوانند نقش مستقلی برای خود داشته‌باشند. عنایت داشته‌باشید که آن معنای برده‌داری غیر از برده‌داری مدرنی است که غرب به آفریقا حمله کرد و مردم را از نظام زندگی خود ربود و در اختیار خود قرار داد. کتاب «برده‌ داری در اسلام» از جناب آقای حجتی نکاتی در این مورد دارد. 2- چون که ملک آن‌ها به حساب می‌آمده‌است، تصرف آن‌ها مشروط به صیغه نبود و عنایت داشته‌باشید که عموما کنیزان در اثر حمله به یک بلاد کفر و همراه با کشته‌شدن شوهران آن‌ها که مقابل اسلام ایستاده بودند به میان می‌آمدند و اگر این ها رها می‌شدند موجب فساد و فحشا می‌شد در حالی که اسلام سعی داشت اینان وارد یک نوع زندگی دینی شوند و باز مواظب باشید با تصوری که دنیای غرب در برخورد خودش با مردم آفریقا در این تاریخ ایجاد کرد در مورد کنیزانی که اسلام مطرح می‌کند قضاوت نشود. موفق باشید

17300
متن پرسش
سلام استاد: یه سوالی داشتم و اون این که آیا صفت قناعت که در مقابل حرص است فقط در مسایل مادی و دنیایی معنا پیدا می کند و یا این که در مسایل معنوی هم ممکن است معنا و مصداق پیدا بکند؟ مثلا آیا کسی که در فهم علوم دینی حرص می ورزد و همیشه ناآرام است چرا که حس می کند آنچنان که باید از مسایل معنوی و دینی نمی داند آیا این حرص ممدوح است یا مذموم؟ آیا نباید این شخص کمی هم از حرص خود کم کند تا با روان آرامتری به مسایل معنوی بپردازد؟ با تشکر از جواب شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید آن‌چه در امور معنوی از حضرت حق به ما رسیده و بر اساس استعداد ما در مقابل ما گشوده شده است، باید راضی بود و در همان راه جلو رفت، نه آن‌که بخواهیم در راه‌هایی قدم بگذاریم که استعداد آن برای ما گشوده نشده است. و از این جهت نباید چنین حرصی را دامن زد. موفق باشید 

16657
متن پرسش
با سلام و درود: ببخشید. در کتب یکی از اساتید فلسفه و تا حدودی مسلط بر عرفان که این کتاب را در زمینه سیر و سلوک تالیف کرده، دیدم که گویا در چند جا اشتباه کرده و بعضی مقامات را خلط کرده. خواستم اگر امکان دارد آن چند جمله را از این کتاب برایتان عرض کنم و شما بفرمایید که آیا من درست فکر کرده ام یا نه. جمله اول: «بالا ترین کمال متصور برای انسان، احدیت ذاتیه است.» جمله دوم: «فنا در ذات را حداکثر می توان به معنای فنا در احدیت ذاتیه در نظر گرفت.» جمله سوم: «مقام احدیت ذاتیه و حتی احدیت مربوط به مقصد سلوک است.» جمله چهارم: «هدف از سیر و سلوک رسیدن به فعلیت تامه، مقام خلیفه اللهی، مقام مخلَصین و.... و مقام احدیت ذاتیه است.» و جمله پنجمی که مولف بعدا و در جای دیگر گفته: «رسیدن به مقام احدیت ذاتیه شاید برای همه انسان ها مقدور نباشد و نهایتا اگر هم کسی بتواند به این مقام برسد، برای کسانی همانند رسول خدا (ص) یا امثال ایشان مقدور باشد نه سایر اولیا خدا. پایان جملات مولف. آقای طاهرزاده مثل اینکه این مولف مقامات را خلط کرده و یا به درستی متوجه مقامات و خصوصیات آن نبوده. زیرا همانطورکه در کتاب حکمت اسلامی استاد امینی نژاد آمده، گویا نهایت سِیرِِ انسان، مقام احدیت است. و اینطور که اساتید عالیقدرِِ این رشته گفته اند، مقام احدیت ذاتیه، مقامی است که خداوند هنوز تنزل و تجلی نکرده و فقط در آن مقام خداست و بس. آقای طاهر زاده نظر شما چیست؟ آیا من درست متوجه شده ام یا نه؟ آیا حداکثر فنا ذاتی انسان، فنا در احدیت ذاتیه است، آن طور که ایشان گفته، یا فنا در احدیت؟ لطفا مقداری توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد آن استاد محترم از اصطلاح «احدیتِ ذاتی» چه مقامی را منظور کرده‌اند؟ آری! می‌توان فهمید ایشان احدیتِ ذاتی را همان مقام فنایِ ذات در مقام احدی می‌دانند و بعضی‌ها معتقدند تا این مقامات، امکان سلوک هست، ولی برای نادر افرادی که مؤلف محترم نیز آن را متذکر شده‌اند. موفق باشید

16624
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرامی؛ 1. ملاک تفریح سالم چیست؟ 2. در اسلام آیا تفریح حلال مجاز است یا ضرورت؟ 3. در عرفان تفریح حلال مجاز است یا غیر ضروری؟ در تهیه مقاله کمک شما را خواهانم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح و روان انسان نیاز دارد که در فشار تکالیف، اعم از تکالیف شرعی یا اجتماعی نباشد. حال هر آن‌چه آن فشار را کم کند و خلاف شرع نباشد، برای آن فرد و جامعه تفریح سالم حساب می‌شود. به این لحاظ ضروری است که انسان تفریح سالم داشته باشد. ولی هرکس مناسب روح خود، کاری را تفریح می‌داند و لازم نیست تفریح، به معنای آن‌چه فرهنگ غربی برای خود معنا کرده است برای ما نیز تفریح منسوب شود. موفق باشید

16261
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید ان شاء الله: 1. قبل از خواندن فصوص و بعد از خواندن بدایه و نهایه می توان به «توحید صدوق» رجوع کرد و مقصد اصلی روایات را فهمید؟ 2. خواندن اسفار با آن همه دقت نظری که به ما طلاب می دهد، آیا در استنباط فقهی ما هم اثر می گذارد؟ به این خاطر می پرسم که: حضرت استاد آیت الله جوادی حفظه الله در دروس فقهشان دقّت بسیاری دارند که اساتیدمان خیلی تعریف می کنند. می توان نگاه فلسفی را گوشه ای از علت این امر دانست؟ 3. اعمال کتاب مصباح المتهجد را بیشتر می توان مورد توجه قرار داد یا مفتاح الفلاح شیخ را؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که با فهم قواعد کشف عرفانی، روایات ما که نمونه‌های عالی کشفِ انسان‌های معصوم است، بهتر فهمیده می‌شود. همچنان‌که «حکمت» موجب دقت در استنباط‌ های فقهی می‌شود. 3- بنده کتاب «مفتاح الفلاح» را کتاب ارزشمند و خوبی می‌دانم ولی با کتاب «مصباح المتهجد» آشنایی ندارم.  موفق باشید

15947
متن پرسش
با سلام: استاد در مورد حضرت موسی (ع) و داستان درخواست رویت خدا، شما فرمودید که حضرت در مقام رویت نبوده و در مقام تکلم با حق بوده، با درخواست رویت و تجلی بر کوه و قسمت آخر آیه که می فرماید «خر موسی و صعقا» آیا در اینجا در بیخودی رویت صورت گرفت؟ آیا پیام لن ترانی و نفی رویت برای حالت عادی موسی (ع) بوده و در حالت صعق شدن حضرت موسی (ع)، لن ترانی نیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً رؤیت برای حضرت موسی«علیه‌السلام» بعد از صعقه هم پیش نیامد لذا حضرت چون به هوش آمدند عرضه داشتند: «تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ» پروردگارا! به سوی تو توبه کردم و من اولین مؤمن در قوم خود هستم که دیگر، تقاضای رؤیت ننمایم. موفق باشید

13688

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: سوال من اینه که علت عقب افتادگی و منگولیسم چیست و به چه مرحله ای مربوط می شود؟ و آیا پدر و مادر در این بین مقصرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مسئله مربوط به روح طرف است، منتها بعضاً شرایط والدین، زمینه را شدت می‌بخشد. موفق باشید

5617
متن پرسش
باسلام 1.شناخت ولایت فقیه ورفع شبهات بدون افراط وتفریط چون از هرکسی جوری که خودش خواسته روشنیدیم! کتابی ومنبعی معرفی کنید؟ 2.نظرشما درمورد صحبت جدید آقای خاتمی چیست درمورد خط امام واینکه این انتخابات گفتمان اصلاح طلبی پیروز شد حتی آقای موسوی خوئینی ها که گفتند این انتخاب 4ساله است جایگاه این بحث ها وصحبت های اصلاح طلبان و...چیست؟ وآیا شروع زمینه سازی است و...؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده در قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان مبانی حکومت دینی به صورت نسبتاً مفصل عرایضی داشته‌ام. کتاب بر روی سایت هست 2- باید اصل صحبت را دید، گزیده‌هایی که در روزنامه‌ها می‌کنند بعضاً ذهن را منحرف می‌کند. موفق باشید
1594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام,ملاک انجام عمل برای هر انسانی در جای جای این کره ی خاکی در هر برهه ی زمانی گذشته, حال و اینده و در هر مقطع فردی,اجتماعی و انسانی که دارای یک خصوصیت باشد و ان اینکه بخواهد ان گونه که باید و شاید عمل کند چه می تواند باشد؟(حتی ممکن است دینی هم برای این شخص تعریف نشده باشد)اگر جواب رجوع به خود است می خوام کمی مفصلتر توضیح بدهید و اگر نیست...؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری از طریق خودشناسی دریچه‌ی شناخت حقیقت‌های گسترده‌ی عالم وجود در مقابل ما باز می‌شود و در این رابطه امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « مَعْرِفَةُ الْمَرْءِ بِعُیُوبِهِ أَنْفَعُ الْمَعَارِف‏» معرفت نفس نافع‌ترین معارف است. بنده در این رابطه کتاب ده نکته و ده جلسه صوت شرح آن را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید
23813
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: ۱. در مورد سیل های اتفاق افتاده در کشور چه عنوانی می شود روی آن گذاشت؟ آیا مربوط به عوامل انسانی و بی تدبیری است (مربوط به عوامل مهندسی و..) می شود و یا مربوط به گناهان سرزده از انسان است؟ ۲. آیا عنوان بلا یا عذاب را می شود روی این سیل ها گذاشت؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. می‌توان بر روی هر دوی آن فکر کرد. بالاخره حرصِ بشر برای تصرف بیشتر در طبیعت، بی‌اثر نبوده است ۲. شاید عنوان تذکر بتوان به این حوادث داد زیرا حدود ۶۰ سال پیش که بنده ۷ سال سن بیشتر نداشتم همین وقایع پیش می‌آمد ولی زندگی‌ها طوری شکل گرفته بود که این‌همه در معرض طبیعت و در مقابل طبیعت قرار نداشتیم. با این‌همه شاید در دلِ این تذکر، بنا است انسان‌ها در خدمت یکدیگر خود را امتحان کنند. موفق باشید

23098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: چرا آیت الله شجاعی اجازه چاپ مجدد کتاب انسان و خلافت الهی را ندادند؟ آیا توصیه به مطالعه این کتاب برای طلاب می کنید؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم علت آن چه بوده؟ ولی آن کتاب نکات خوبی دارد. موفق باشید

23015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جلسه 26 تفسیر سوره حمد مطالعه کردم فوق العاده فهم تفسیر حمد برای من سخت و سنگین هستش. استاد عزیز در یک کلام برای خودم توضیح دادم مثلا اسم من علی هستش من وجود دارم، علی جامعیت صفات من هستش، علی شامل این صفات مهربان با سخاوت با گذشت و...(البته صفات خوب میگم که موضوع برای من قابل فهم باشه) صفات از علی جدا نیست من یک علی نیستم با یه صفت مهربانی وجود هستم تجلی وجود من مثل اینه که سیب در ذهن من ایجاد میشه حالا یک علی نیست با یک سیب یعنی این سیب جلوه منه از من جدا نیست حالا نمیدونم منظورم درست رسوندم یا نه؟ طی این 26 جلسه سنگین تفسیر حمد امروز اینو خلاصه برای خودم کردم که این عالم مثل موضوع علی است اگر سطح فهم و ادراک را آوردم پایین باور کنید فقط برای این بود که بفهمم. ممنون از راهنمایی شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بحمداللّه سعی می‌کنید در فهم اسماء اللّه مطالب را به انتها برسانید، سعی بفرمایید مبنا را همان مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» قرار دهید و بر آن اساس به بحث شرح تفسیر حمد حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» رجوع داشته باشید. موفق باشید

22473
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. شهودات از طریق قوه خیال انجام می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی! همیشه شهود در مظاهر انجام می‌شود و این‌جا است که قوه‌ی خیال آن معانی را صورت می‌دهد همچنان‌که صورت ها را معانی می‌بخشد. موفق باشید

22092
متن پرسش
سلام استاد: آیا فاعلیت محض خدا در اسماء بسته به وجود انسان کامل است؟ یعنی لازم و ملزوم هم هستند؟ یا حتی اگر معصوم (ع) نبود به عنوان جامع الاسماء خدا باز هم فاعل محض بود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا فاعل محض است و تمام عالم مظهرِ فاعلیت اوست. آری! از آن جهت که انسان کامل واسطه‌ی فیض است، آن فاعلیت از طریق انسان کامل انجام می‌شود. موفق باشید

21823
متن پرسش
سلام استاد: در بحث معاد فرمودید: طبق آیه ۹۷ نحل به بهترین عمل در طول عمر مومن جزا داده می شود به این معنا که اگر مومن در شصت سالگی بمیرد و اگر بهترین نمازش برای چهل سالگی او باشد همان نماز چهل سالگی او را در نظر می گیرند. در ادامه هم مبحث صبر پیش اومد که خود صبر در صورت عدم قوت و نور لازم عمل به کمک میاد. من وحدت بین این دو تا رو نتونستم درک کنم که چطور هم به بهترین عمل پاداش میدن و هم خود صبر؟ یعنی ملاک چیه و وحدت بین این کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با پشت‌کار و پایداریِ لازم عبادتی را دنبال کرد و به دنبال تحقق صورت آرمانی و ایده‌آلِ آن عبادت بود، نفسِ این پایداری یعنی صبر موجب می‌شود تا جزایِ او همان صورت آرمانیِ عمل عبادی گردد. موفق باشید

نمایش چاپی