بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: درباره نماز اول ماه قمری چند سوال محضرتان داشتم: ۱. زمان خواندن نماز اول ماه چه موقع می باشد؟ ۲. بهترین موقع و با فضیلت ترین زمان خواندن نماز اول ماه چه موقع است؟ ۳. و تا چه زمانی فرصت و وقت خواندن نماز اول ماه است؟ ۴. آیا اگر یادمان برود یا فرصت نداشته باشیم می توان نماز اول ماه را روز دوم ماه خواند یا قضای آن را به جا آورد که از فیض آن بی بهره نماند. ۵. توصیه و نظر حضرتعالی بر خواندن نماز و صدقه اول ماه قمری و مداومت بر آن چیست؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز اول ماه را در طول روز اول ماه می‌توان خواند و قضا ندارد که به جای آن روزِ بعد خوانده شود، نماز با ارزشی است تا آن‌جا که ممکن است نباید از دست داد. موفق باشید

22726
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: چرا حضرت زینب سلام الله علیها با این عظمت هیچ زیارتی از جانب ائمه برایشان در مفاتیح نقل نشده؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که زینب کبری «سلام‌اللّه‌علیها» پس از شهادت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» و برگشتِ آن حضرت به مدینه متوجه‌ی رسالت عظیم خود شدند و آن رسالت آن بود که به نحوی بسیار ظریف دو مرکز اصلیِ جهان اسلام را متوجه‌ی امری که گرفتار آن بودند، یعنی امرِ سیطره‌ی اسلام اُموی بنمایند. آن دو مرکز، مصر و شام بود، لذا به یک معنا زینب کبری «سلام‌اللّه‌علیها» بعد از ورود به مدینه در تاریخ، گم شده‌اند. ولی آن‌چه از ایشان مانده است تبدیلِ شامِ اُموی به شامِ علوی و تبدیل مصرِ تحت سیطره‌ی عمروعاص به مصرِ محبّ ولایت است. و بر این امر فکر کنید که هم مصریان معتقدند آن حضرت در مصر دفن می‌باشند و برای حضرت، حرم و بارگاهی می‌شناسند؛ و هم در شام دیروز یعنی سوریه‌ی امروز شما ناظر حرم آن حضرت هستید. این‌جا است که ما با زینب «سلام‌اللّه‌علیها» با رازی از کربلا روبه‌روئیم که چهره‌ی نرم و رازگونه‌ی کربلاست و هزاران نکته‌ی باریک‌تر از مو این‌جا است. حال به من بگو چنین زینبی در کجا به طور مشخص بوده‌اند تا ائمه بخواهند به زیارتش بروند و زیارت‌نامه‌ای تدوین کنند؟!!! موفق باشید

22683
متن پرسش
با سلام: طبق حرکت جوهری حرکت (بالقوه بالفعل می شود) در همین جهان مادی است. یعنی حرکت ذاتی این جهان است. حال اگر این طور باشد این حرکت نه انتها دارد نه ابتدا. اگر اینطور باشد این جهان نابود شدنی نیست چرا که حرکت ذاتی آن است و این چنین حرکتی که ابتدا و انتها ندارد. حال سوال این جهانی که حرکت ذاتی آن است و انتها ندارد پس برای آن قیامتی نیست چرا چون انتها ندارد. سوال آیا می توان نتیجه گرفت که برای خود اینچنین عالمی قیامت نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت یعنی وجودی که در مرتبه‌ی نازله‌ی وجود است و با تجلیات ممتد از عالم بالا به عالم بالاتر سیر می‌کند لذا به قیامت خود که برگشت به مرتبه‌ی بالاتر نایل می‌شود و به خودی خود وجودی مستقل ندارد تا در عین حرکت بودن خود همچنان باقی بماند بلکه با افاضه‌ی دائمی است که این حرکت باقی است و لذا در ازای همین افاضه‌ی دائمی از قوه به فعل و از عالم ماده به عالم تجرد سیر می‌کند. موفق باشید

 

21842
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: با روایاتی مثل این که امام حسین (ع) شیر از مادر نخورده اند و با زبان مبارک پیامبر سیراب می شدند و یا حضرت زهرا (س) که پریود ماهیانه نداشته اند و یا روایتی که هنگام خاکسپاری حضرت زهرا (س) دستان پیامبر (ص) از قبر بیرون می آید و امثال این روایات که در متون تشیع زیاد است که با عقل مان جور در نمی آید چطور باید برخورد کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید مورد اول و دوم بیشتر جنبه‌ی تأویلی دارد. یعنی می‌خواهند بگویند در واقع، حضرت امام حسین «علیه‌السلام» با نور مبارک پیامبر سیراب می‌شدند و یا در مورد حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» می‌خواهند بگویند طهارت آن حضرت تا حدّ جسم، سریان داشته است، نه آن‌که آن حضرت از حالت طبیعی که یک زن باید داشته باشد، بیرون باشند. ولی در مورد سوم، چه اشکال دارد که دستان مبارک پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» از عالم برزخ در عالم ناسوت ظهور کند و بدن مبارک زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» را برای قراردادن در قبر بگیرند. موفق باشید

21544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در یک کانال تلگرامی حرفی را از علامه حسن زاده نقل کرده بود که خیلی بعید است ایشان چنین حرفی را گفته باشند. هر چی هم گشتم تو اینترنت هیچ جا این حرف را ندیدم. آن حرف این است: علامه حسن زاده: چنین نیست که ما را از طلا و نقره آفریده باشند و شما را از آهن و چدن. شما انسانید و سرمایه ی کسب به شما داده اند؛ ما را ببینید و به راه بیفتید: تعالوا؛ بالا بیایید. استاد من شنیدم که هر چقدر معرفت بالاتر برود تواضع بیشتر می شود. این حرف بوی خودستایی می دهد. ایشان چرا خودشان را طلا معرفی کرده؟ اصلا چرا خودشان را الگو قرار داده و می گوید: ما را ببینید و به راه بیفتید؟ به خاطر همین است که می گویم بعید است علامه چنین حرفی را زده باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جمله‌ای که از قول آیت‌الله می‌فرمایید بر نمی‌آید که ایشان بگویند من طلا هستم. به نظرم اگر این سخن از ایشان باشد می‌خواهند بگویند از امثال ما عبرت بگیرید که چگونه در راه مانده‌ایم و شما نمانید؛ زیرا این‌گونه سخن‌های تواضع‌ آمیز بیشتر به ایشان می‌خورد. در اولین جلسه‌ای که خدمتشان رسیدم و تقاضای دستگیری نمودم، فرمودند: «آقا شما مانند همان دزدی هستید که به کاه‌دان زده‌اید و مرا عوضی گرفته‌اید، من چیزی ندارم که بخواهم به کسی بدهم». موفق باشید

20276
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد مقصود از مرکب خوب و خانه ی بزرگ در روایت امام صادق علیه سلام چیست؟ اگر بخواهیم این روایت را با زندگی امروزی تطابق بدیم، چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً خانه نباید آپارتمان باشد و ماشین هم نباید قراضه باشد و در عین حال، اشرافیت بد است. موفق باشید

19774
متن پرسش
مرا ببخشید که بغض نوشته هایم را اینجا اشک می ریزم. حرفها دارم در این سینه ی چون کوه سنگین شده. کوهی از درد بر دلم جا خوش کرده َست. واژه ها هم واژه های قدیم ... جور دیگری به صاحب کلام دل می دادند. حالا باید ناز واژه را کشید آوردش در زبان آنوقت همان واژه ی خائن دو روز بعد سر از قلم ِمزدوری در می آورد که تمام رشته ی کلام را نرسیده، پاره می کن . بگذریم ... بگذار از معامله ی انقلاب برایت بگویم. از اینکه من، جوان ِامروز ِانقلاب چه سنگین معامله را باخته َم. آنجا من که همه چیزم را فدا کردم، عوض َش یک مشت درد در دامانم ریخته َند ... معامله آنجا جالب می شود که بدانی هر آنکس که بیشتر داد، دردمند تر شد ... گویا امروز ِ انقلاب اصرار دارد ابعاد دیگر فقرم را به رخ َم بکشد. در به درم . در به در ِچاه ِزمان! چاهی که در آن هرچه درد ِمحبوس شده در سینه را فریاد کنم. شاید چاه هم میراث ِپدرمان علی ست. تو گویی زخم های دیروز ِحسین بن علی صدای ِدردهای امروز ِماست آنجا که زخم بر زخم بوسه می زد، درد بر درد شکوفه کرد ... «من المومنین رجال صدقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر» کسی چه می داند؟! شاید قضای نحب ِانقلاب به ادای انتظارش رسیده َست. و من که میان قضا و ادای آن رسیده َم ما فی ذمه ی کدام نماز ِانقلابی َم را امروز باید به جا بیاورم؟ این بار ِکدامین ِ تاریخ ِگمنام َست که هنوز نیامده وزن َش را بر جنین ِضعیفی چون من بی خبر از همه جا، انداخته َست؟ و این سوال ِامروز ِمن َست از هر آنکس که بر بلندای انقلاب به تماشای افق های دور دست، خیره نشسته َست: «ما امروز کجای انقلاب ایستاده ایم؟! ما امروز کجا ایستاده ایم؟!» حقیقتا که می داند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا جایی است که کم‌تر کسی می‌تواند حقیقت تاریخی آن را درک کند. این‌جا دورانِ فترت است. این‌جا جایی نیست که عقلایی که با انقلاب اسلامی معامله‌ی دنیایی و شهرت کردند، بتوانند بمانند. این‌جا جایِ عاشقانی است که در آخرین قطره‌های سخن خونین خود فرمودند: «مگر بيش‏ از اين است كه فرزندان عزيز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏ هاى دار مى‏ روند؟ مگر بيش‏ از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‏ شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‏ ى اسلامى خود عمل كنيم.»[1] و حرف بنده بیش از این یک کلمه نیست که تا ما با حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و این سخن آتشین‌اش زندگی می‌کنیم، زنده‌ایم و لاغیر. موفق باشید

 


[1] - امام خمينى« رضوان الله تعالى عليه»، در تاريخ 8/ 1/ 68.

19764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: دوستانی از حوزه گفتند که خودشان شنیده اند که حاج آقا حسن امامی گفته اند اکنون چون بحث جادو زیاد شده در جامعه افرادی باید تعلیم ببینند که بتوانند در ابطال آنها و رفع گرفتاریهای مردم کمک کنند. خانمی هستند در اصفهان که می گویند من در قم دوره های مربوطه در این خصوص را دیده ام و اکنون هم در حال آموزش هستم. البته خودشان اظهار کرده اند که موکل دارم ولی فقط در راستای حل مشکلات مردم این علم را بکار می گیرم. یکی از دوستان به ایشان مراجعه کرده بود خب هر چی گفته بود درست بود و تا حدی با دعاهایی که داده بودند و اذکار مشکلشان حل شده بود. ایشان گفته پولی رو هم که می گیرم خرج امور خیریه می کنم. دو سوال داشتم: 1. آیا واقعا حاج آقا حسن همچین حرفی زده اند؛ یعنی آیا علما توصیه به یادگیری این علوم برای برخی دارند و آیا اصلا علم است؟ 2. بر فرض که این خانم کارش درست باشد آیا اصلا مراجعه به ایشان برای حل مشکل کار صحیحی است؟ و یا کلا حرام است ولو اینکه مشکل فرد را رفع نماید. 3. آیا اصلا علمی در این رابطه وجود دارد که به صورت علمی آموزش داده بشود و چه کسانی متولی آموزش هستند در آن صورت؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی شریعت الهی جادوگری را و رجوع به آن‌ها را حرام کرده، مگر می‌شود کسی به آن‌ها رجوع کند و کارش ختم به خیر شود؟!  2- در این مورد توصیه می‌شود کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» را مطالعه فرمایید. موفق باشید

18443
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: در ذیل پاسخ 18430 سوالاتی داشتم: 1. استاد اشخاص متفاوت هستند و نحوه ارزیابی و به کارگیری عقل و نحوه پذیرش ادله آنها نیز متفاوت است شاید از نظر عده ای ملاک توحید باشد ولی ما نباید از منظر خودمان و نحوه تفکر خود به افراد بنگریم این مسلم است که (هیچ عاقلی از چیز برتر به چیز پایین‌تری عدول نمی‌کند) ولی شاید کسی چیز دیگری را برتر تشخیص داده است (هرچند اشتباه و با جهل مرکب) جاهل قاصر در اینجاها معنا پیدا می کند. پس نباید اینگونه بپنداریم که هرکس ملاکش توحید نباشد یا دین و مکتب دیگری را انتخاب کرده است عاقل نیست یا از این طریق توطئه‌ای را به صحنه آورده است ایا با این حرف موافق هستید؟ 2. بنده جناب ملکیان را به عنوان مثالی عرض کردم و حرفم کلی بود حرفم این بود که آیا کسی که تحقیق کند و به نتیجه برسد فلان مکتب حق است و پایبند آن مکتب شود و پس از چندی بفهمد دلایل آن مکتب ضعیف است و مکتب دیگری قوی تر است و به آن بپیوندد آیا به راحتی می توان گفت که وی دم دمی مزاج و متشتت است؟ 3. استاد آیا به راحتی می توان گفت فلانی پیرو نفس اماره است؟! چگونه می توان فهمید که قضیه، نفس اماره است نه تحقیق عالمانه؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر! زیرا اگر کسی متوجه‌ی خالق عالم و آن حقیقت یگانه نشده باشد، عقلی برایش پیش نمی‌آید که به دیگر نکات عقلی بپردازد 2- بالاخره باید هر اندیشه‌ای را بر اساس توحید ارزیابی کرد 3- نباید به راحتی هرکس را پیرو نفس امّاره دانست، ولی هرکس خودش باید مواظب باشد که هر ادعایی را به عنوان تعقل و تفکر پیش نیاورد. موفق باشید

17689

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام، خدا رحمت کند امواتتان را. بنده فکر می کنم فضای وحشتناک امروز فضای شهوت پرستی و دنیا گرایی ست ولی به مومن می تواند آسیب نرساند اگر او خودش را در این مسابقه وارد نکند. اما پرسشم این است که اگر در این مسابقه جدی شرکت نکنیم، در ثروت اندوزی و شهرت پرستی و ... مردم ما را طرد و لعن می کنند. این موضوع را لطفا شرح بفرمایید‌.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نباید انزوا داشت، نباید خود را گرفتار فرهنگ مردمی کرد که تنها به دنیا می‌اندیشند. موفق باشید

16821

معرفت النفسبازدید:

متن پرسش
سلام خبری که در لینک زیر آمده را مشاهده بفرمایید: http://www.zoomit.ir/2016/7/16/133320/man-without-90-percent-brain-conscious/ این خبر مربوط به فردی است که ۹۰ درصد مغز خود را از دست داده ولی در هوشیاری کامل به سر می‌برد. این مثال می‌تواند برای جا افتادن برخی مباحث در حوزه معرفت النفس که استاد مطرح کرده‌اند مفید باشد. متن خبر بدین شرح است: «برخلاف آن چیزی که معمولا انتظار داریم، دانسته‌های ما نسبت به هوشیاری و عملکرد مغز ناقص است. به نظر می‌رسد هوشیاری کاملا به مغز مرتبط باشد، اما چطور فردی که ۹۰ درصد از مغز خود را از دست داده به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد. برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ مطالعه‌ی موردی یک مرد فرانسوی در مجله‌‌ای علمی به چاپ رسید. در زمان چاپ مقاله، این فرد ۴۴ سال داشت و مقاله بیان می‌کند که این فرد بدون دانستن وضعیت خود بدون هیچ مشکلی به زندگی روزمره‌ ادامه می‌دهد. این فرد برای اولین بار به دلیل درد و ضعف در پای سمت چپ به دکتر مراجعه و پزشک معالج نیز برای بررسی بیشتر اسکن‌های مغزی بیمار را مشاهده می‌کند. در عین ناباوری بیشتر حجم مغز فرد از مایع در زیر لایه‌ای از غشای خارجی تشکیل شده بود و همچنین قسمت‌های داخلی آن تقریبا از بین رفته بودند. پزشکان معتقدند مغز بیمار در طول سی سال گذشته از بین رفته و مایع جایگزین آن شده است؛ وضعیتی که در علوم پزشکی هیدروسفالی نامیده می‌شود. در خردسالی بیماری او شناخته و طی یک عمل جراحی یک استنت در بدن وی کار گذاشته می‌شود که در ۱۴ سالگی پزشکان از بدن وی خارج می‌کنند، از همین موقع تا ۴۴ سالگی مغز بیمار رو به تخریب می‌رود. اسکن مغزی با این حال علیرغم تخریب مغز، این فرد ناتوان نیست و با وجود داشتن آی کیو ۷۵ به عنوان خدمتکار رستوران فعالیت می‌کند. همچنین وی متاهل بوده و دو فرزند دارد. مطالعه بر روی این فرد دانشمندان را با سوالی جدید رو‌به‌رو کرده؛ چه عاملی باعث سلامت این فرد شده است؟ تا قبل از این پزشکان معتقد بودند که هوشیاری با ناحیه‌‌هایی از مغز،‌ کلاستروم و لوب پس‌سری، ارتباط دارد. با فرض این ادعا نمی‌توان دلیلی بر هوشیاری بیمار فرانسوی پیدا کرد؛ تئوری‌های هوشیاری باید توانایی پاسخ به مورد مرد فرانسوی را در خود داشته باشند. به نظر می‌رسد که نمی‌توان ناحیه‌ی معینی از مغز را به عنوان مسئول هوشیاری در انسان معرفی کرد. دکتر اکسل کلیرمن از دانشگاه آزاد بروکسل در این مورد می‌گوید: هوشیاری بر پایه‌ی تئوری‌های غیرمفهومی در مورد مغز استوار است. هوشیاری توسط تجربه یعنی تعامل با دنیای اطراف به دست می‌آید و این به معنای یادگیری مداوم است. در نتیجه بخش‌های مختلفی از مغز در سازوکار هوشیاری سهیم هستند. نظریه‌ی دکتر کلیمن به Radical Plasticity Thesis معروف و با تحقیقات جدید در مورد نقش فعال‌تر و منعطف‌تر مغز در برخورد با مسائل و مواجه با نقص‌های فیزیکی سازگار است. در این نظریه برای رسیدن به آگاهی تنها داشتن اطلاعات کفایت نمی‌کند و باید از وجود این اطلاعات نیز باخبر و نسبت به آن حساس بود. کلیرمن ادعا می‌کند که مغز همواره و به صورت ناخود‌اگاه در حال یادگیری است که پایه‌ی هوشیاری فرد را ایجاد می‌کند. ولی در مورد بیمار فرانسوی این نظریه صدق می‌کند؟ کلیرمن ادعا می‌کند که اگرچه درصد زیادی از مغز این فرد تخریب شده، ولی نورون‌های قسمت‌های باقیمانده فرد را به سطح آگاهی می‌رسانند؛ یعنی فرد در انجام اعمال خود هوشیار است. با این حال نظریه‌ی کلیمن در نوع خود جدید به نظر نمی‌رسد و هر روز ما تحقیقات جدیدی را در مورد تطبیق‌پذیری مغز در شرایط مختلف شاهد هستیم. در تازه‌ترین تحقیق دانشمندان با تحریک نورون‌های مغز موش موفق تکثیر و بدست آوردن قدرت بینایی شدند. تمام این تحقیقات نشان می‌دهند که تا چه حد مغز انسان قدرتمند است و می‌تواند حتی با ده درصد از ظرفیت خود فرد را در سطح هوشیاری کامل قرار دهد. همچنین این یافته‌ها امید به درمان بیماری‌هایی که باعث آسیب‌های مغزی و عصبی می‌شوند را در آینده افزایش می‌دهند. منبع SCIENCEALERT»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که منبع اصلی آگاهی انسان، نفس ناطقه‌ی اوست و نفسِ انسان جهت امورات خود اعضایی را برای خود شکل می‌دهد تا بتواند برنامه‌های خود را از طریق آن اعضاء انجام دهد، می‌توان گفت نفس آن فرد توانسته است با حداقل عضو، برنامه‌های خود را پیش ببرد. و همین‌طور که متوجه‌اید این پدیده نشان می‌دهد که اصل آگاهی و منبع شعور انسان، چیزی غیر از بدن اوست. موفق باشید

15504
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید. غرض از مزاحمت، در حال فکر در مورد انقلاب اسلامی بودم که یک سری افکار در ذهنم آمد ولی نمی دانم چقدر درست است: این انقلاب اگر اشراق به قلب حضرت امام (ره) بود، پس: 1. باید مردمی که پذیرفتند این انقلاب را نحوه ای از این اشراق را در سایه امام (ره) داشته باشند. درست است؟ 2. اگر شماره 1 درست باشد، می توانیم بگوییم یقظه ی عرفانی برای برخی در انقلاب پیش آمد در ذیل شخصیت امام؟ مثلا امثال شهید آوینی و چمران و... 3. آیا به طور فرضی امکان دارد که این انقلاب شکست بخورد؟ اگر آری، با اراده الهی بودن تناقض پیدا نمی کند؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات 1 و 2 کاملاً درست است ولی هرگز این انقلاب به عنوان اراده‌ی الهی از تاریخ محو نمی‌شود، هرچند ممکن است به جهت ضعف‌ها و غفلت‌های ما مدتی در حجاب رود ولی باز، با خودآگاهیِ ملت به آن رجوع می‌شود و سیر خود را تا ظهور دولت دوست ادامه می‌دهد. هنر ما آن است که نسبت خود را با انقلاب اسلامی نهادینه و کامل کنیم. موفق باشید

15475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد ؛ باید در هر هفته باید مطالبی راجع به شناخت خدا، اهل بیت (ع) ،خود و نحوه ارتباط با خود، ارتباط با خدا، ارتباط با اهل بیت (ع) و ارتباط با دیگران بخوانیم یا مطالعه کنیم؟ منظور این است که که اگر یک ماه فقط در موردخودشناسی مطالعه کنیم یا سخنرانی گوش کنیم. شاید صحیح نباشد. بلکه باید در این ماه علاوه بر خودشناسی، مطالبی راجع به نحوه ارتباط با خدا و اهلبیت (ع) و شناخت آنها و نحوه ارتباط با دیگران مطلعه کنیم یا گوش کنیم. آیا با این مطالب موافقید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. ولی موضوع عنوانِ کتاب و یا سخنرانی ملاک نیست. زیرا در هر متن دینی و یا هر سخنرانی دینی، این اموری که می‌فرمایید نهفته است لازم نیست جداجدا وارد هرکدام بشویم. موفق باشید

13763
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: چند وقتی است که بعضی قوانین اسلام ذهن بنده را درگیر کرده. در بعضی قوانین می‌گویند چند شاهد عادل مومن که باشند و قسم یاد کنند، آن قضیه به نفع آنان تمام می‌شود. اولاً از کجا عادل و مومن بودن این افراد مشخص می‌شود؟ دوماً آیا این قسم‌ها مورد قبول می تواند باشد؟ اگر کمی در مورد این قبیل قوانین توضیح دهید، ممنون می شوم. یاحق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در یک بستر طبیعی راه‌های اصلاح امور را پیشنهاد می‌کند و این بدین معنا نیست که انسان‌ها بعضاً نتوانند از قوانین الهی سوء استفاده کنند همان‌طور که از سخت‌ترین قوانین الهی می‌توان سوء استفاده کرد. لذا برای به نتیجه‌رسیدن قوانین الهی راه‌کار صحیح، آن نیست که آن قوانین را نادیده بگیریم بلکه راه‌کار صحیح آن است که تلاش کنیم تا تقوای جامعه بیشتر شود و این یک غفلت بزرگ در دنیای جدید است و در نتیجه قوانینی را تصویب می‌کنند که گویا همه جنایتکار و بزهکارند. موفق باشید

12757

کدام علی؟بازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام و تشکر بابت پاسخگویی به پرسش سابق بنده. استاد عزیز بنده در آخر به جواب قطعی «بله یا خیر» نرسیدم. پرسشم را بنحوی دقیقتر عرض می کنم: آیا مخلوقات این جهان (مانند درخت، دریا و سایر مخلوقات) را امام علی (ع) خلق فرموده اند؟ منظور سوال چیزی فراتر از واسطه فیض بودن است. خواهش می کنم به این شبهه واضح پاسخ دهید. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام علی؟! آن علی‌ای که غذا می‌خورد و می‌خوابد، نه! و آن علی‌ای که در مقام نور عظمت، واسطه‌ی فیض الهی است، آری. پیشنهاد می‌کنم کتاب «حقیقت نوری اهل‌البیت» را که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

12499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: نظر شما درباره ی اردو ها چیست؟ توصیه ی حضرت عالی برای بهتر شدن این جور موارد چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اردو به هر نحوی که جهت یک فعالیت تربیتی و فرهنگی باشد کار خوبی است و موجب رشد روحیه‌ی جمعی و اشتراک در فعالیت‌ها می‌شود. موفق باشید

6556
متن پرسش
سلام.حضرت استاد با توجه به این که در علم ژنتیک نطفه ای را پرورش می دهند وتبدیل به انسان می کنند خیلی ها به این عقیده نزدیک شده اند که پس حقیقتی به نام حیات وجود نداردکه از جانب خدا در جنین دمیده می شود ومیگویند وقتی می توانیم تمام سازوکار جنین وتبدیل آن به نوزاد را توجیه علمی وتجربی کنیم چه دلیلی است که به خرافه وغیرماده وعالم غیب اعتقاد داشته باشیم .می گویند این نطفه همان مواد مغذی می باشد که درطبیعت به صورت پراکنده ودر زن ومرد به صورت ترکیبی وجود دارد واز طرفی سیر تکاملی طبیعت گاهی اقتضای گیاه گاهی حیوان وگاهی انسان می کند واین چرخه با مرگ هرکدام ادامه دارد وتبدیل به مواد اولیه طبیعت می شوند وبعد باز ازخاک شروع می شود بعد گیاه بعد حیوان ودرانتها انسان شکل می گیرد. واز طرفی مسئله بغرنج تر میشود که غرب ادعا می کند که در مسیر تکامل تکنولوژی هوش مصنوعی انسان هایی را خلق می کند که تمامی احساسات بشری را دارا باشد واین از انجا سرچشمه می گیرد که تمام حقیقت وکارآمدی وکنترل بدن را مربوط به مغز می دانند ومی خواهند با شبیه سازی آن نشان دهند که انسان هم یک پدیده ای است که اقتضای طبیعت آن را به وجود آورده ومانند تنه ی درختی که اقتضای طبیعت آن را به وجود آورده وامروزه بشر می تواند نسخه ی غیر طبیعی واز یک مسیر آزمایشگاهی شبیه تنه ی درخت وچوب را بسازد انسان را هم می تواند از یک مسیر ازمایشگاهی وبا دور زدن طبیعت بسازد.به نظرم مباحث معرفت النفس و دارای روح بودن بشر در قرونی که صحبت از هوش مصنوعی وعلم ژنتیک نبود خیلی راحت وبا فطرت پاک همه قبول می کردند غیر معاند!اما امروزه این گونه نیست قشر وسیعی از دانشجویان کشورخودمان براین باورند که اصل آنان مغز آنان است وروح خرافه ای باقی مانده از زمان نادانی بشر که هرچه را نمیدانست وعلتش را نمدانست آن را به عالمی غیر ماده وغیب مربوط می کرد .حضرت استاد به نظرم دیگر داستان پی نوکیو را برای سرگرمی نگاه نمی کنند بلکه به عنوان ارمانی دیرین که بشر به آن می اندیشید وامروزه به آن رسیده می بینند بشری که بتواند مثل خود را بسازد! به نظرم غرب وعلم غربی با هدایت شیاطین نوک پیکان خود را به سمت انکار عالم غیب گرفته است ومیداند با این کار میتواند تمامی آن چه را مدنظر دارد به یک باره بدست آورد شایسته است بزرگان واندیشمندان معتقد در این زمینه خیلی تلاش کنند وبه نوعی نگذارند غرب در این میراث واصلی ترین میراث عالم دینی که غیب و ماورای ماده باشد تشکیک کند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال وقتی انسان به خود آید و متوجه شود ماوراء این بدن، خودی را احساس می‌کند که همه‌ی احساسات را به آن خود نسبت می‌دهد مجبور است وارد این اندیشه شود که وجهی از او در صحنه است که غیر از تن اوست، همانی که تن را با همه‌ی مکانیسم‌اش احساس می‌کند، هرطور هم که توجیه کند باز با خودش طوری روبه‌رو است که به خودش علم دارد و همیشه با خودش می‌باشد چه بدن داشته باشد و چه بدن نداشته باشد، حال با چنین خودی که بی‌بدن هم خودش است چگونه به‌سر ببرد؟ با خاطری مغشوش از عالم کثرت یا با خاطری یگانه با علم وحدت؟ شریعت آمده است تا انسان بتواند با خدا به‌سر ببرد که عین وحدانیت است چه بدن داشته باشد و چه نه. مگر بنا است کسی که خود را به خوابی زده است را هم بیدار کنیم؟ موفق باشید
991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. پسری 25 ساله هستم . افسردگی گرفتم. چه کنم ؟ نگویید برو دین بیاموز.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی از یک طرف باید ریشه‌یابی کنید علت آن چیست؟ یا فیزیولوژیک است که از رجوع به روان‌پزشک دریغ نفرمایید و یا به خاطر تصورات و آرزوهایی است که دارید. در مورد دوم اولاً؛ برای خود یک برنامه‌ی ورزشی مناسب ترتیب دهید. ثانیاً؛ در یک گروه فرهنگی عضو شوید تا رفقای خوبی را پیدا کنید. ثالثاً؛ کتاب «آشتی با خدا» را با حوصله بخوانید. رابعاً؛ در امورتان از برنامه‌داشتن غافل نباشید. موفق باشید
23133
متن پرسش
سلام: استاد لطفا با توضیح بیان بفرمائید که آیا نظریه وحدت تشکیکیه وجود منافی با نظریه وحدت شخصیه است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وحدت تشکیکیِ وجود در مظاهر قابل قبول است. یعنی حقیقت وجود بر اساس ظرفیت و آمادگی ما برای ما ظهور می‌کند. ولی وجود نسبت به خودش یک حقیقت بیش نیست و در ذات خود نمی‌تواند تشکیکی باشد که البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

21875
متن پرسش
با سلام: سوال بنده از حضرتعالی این است که در مورد دو فریضه امر به معروف و نهی از منکر از یک طرف با نظر علمایی همچون حضرت آقا مواجه هستیم که بیانات تکان دهنده ای در این مورد داشته و از فریضتین به عنوان واجب فراموش شده در جامعه مسلمین یاد می کنند و تذکر لسانی را وظیفه همگانی می دانند به دلیل این که طبق فرمایش ایشان گناه برای همیشه در جامعه گناه بماند و از طرفی دیدگاه قشری از مذهبیون هست که به نظر بنده از سر عدم شناخت کامل این فرایض و حدود آن، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه خود ندانسته و دلیل آن را طرد شدن افراد گنهکار و ... می دانند. نظر حضرتعالی در این رابطه چیست و چطور می توان مومنین را در زمینه احیای واجب فراموش شده در رابطه با همه منکرات یاری نمود؟ متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر به معروف ابتدا باید یک نوع رفاقت در میان آید به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» یعنی زنان و مردان با ایمان نسبت به همدیگر نوعی دوستی و ولایت دارند و لذا همدیگر را به معروف دعوت و از منکر نهی می‌کنند. متأسفانه این حالت در امر به معروف که یک رابطه‌ی دوستی باید در میان باشد، کم‌تر رعایت می‌شود و تازه بنا به فرموده‌ی مقام معظم رهبری، امر به معروف محدود به حجاب و بی‌حجابی شده و از موضوعات وسیع‌تر غفلت گشته است. موفق باشید

21371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد: سوالی درباره کیفیت اعتقاد به اصول دین داشتم. علما و مراجع می گویند باید اصول دین از روی دلیل و برهان و غیر تقلیدی باشد. سوال بنده این است، آیا برای فهم و اعتقاد به توحید و معاد و نبوت (و امامت) همه باید کلام و فلسفه بخوانند تا بتوانند اجتهادی (غیر تقلیدی) به آنها باور داشته باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه نیاز به علم کلام و فلسفه است بالاخره عقل خود انسان و تجزیه و تحلیلی که دارد می‌تواند به این باور برسد که این موضوعات حق است تا مبتنی بر یک باور درست اعمال خود را انجام دهد. موفق باشید

21351
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و خدا قوت: استاد من که بلد نیستم براتون توی اینجا یه کلیپ ارسال کنم اما به این کانال تلگرامی سری بزنید @ale_kasa کلیپی تاثیر گذار از استاد غفاری هست که غزلی از علامه طباطبائی میخونند (تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت....) و مستمعان به گریه افتاده اند. می خواستم بگم واقعا این طور جلسات و اشعار و این گریه کردن پای این اشعار بلند عرفانی برای امثال بنده که هنوز پله های سلوک رو هم ندیدیم چه برسه به طی کردنش‌، اشکالی داره؟ اگر نداره چرا عارف بزرگ‌ ما آیت الله بهجت این جلسات رو نداشت؟ آدم تحت تاثیر این صدا و الفاظ قرار میگیره چه بخواد چه نخواد اشکش درمیاد. نظرتون (یا نظر افراد دیگه اخه گفتید زیاد در باب موسیقی نظر ندارید) راجع به اینا چیه؟ سوال دومم اینه که نظرتان راجع به این افرادی ک میگم مثبته؟ آیت الله غفاری (کانالشو بالا فرستادم) آیت الله صمدی آملی و یک شخصیت مشکوک تاریخی، حسین بن منصور حلاج، ممنونم ازتون. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ذات موسیقی حرام نیست و حتی سروردِ «ای مطهر» را که به ظاهر موسیقی غلیظی هم داشت، امام چندین بار تأیید کردند. می‌ماند که این مسیر تا کجا ما را سیر می‌دهد. آیا از مرتبه‌ی خیال می‌توان از طریق موسیقی به بالاتر سیر کرد؟ موفق باشید

21285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: استاد اینکه برخی بدن ها در قبر تا قیامت نمی پوسند چه فایده ای داره؟ و از طرفی هم خدایی که قادر است آن بدن دنیایی را که پودر شده و تبدیل به خاک شده را دوباره به گونه ای بسازه که نشان دهنده اعمال فرد در دنیاست، اگه این بدن سالم باشه چه فایده ای داره چون این بدن هم قراره نشون بده که فرد در دنیا آدم خوبی بوده یا نه پس باید تبدیل شه به بدن قیامتی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «خویشتن پنهان» شده است. اساساً بحث بر سر فایده‌داشتن یا فایده‌نداشتن نیست، بحث بر سر آن است که نفس بعضی از افراد توان مقابله با باکتری‌ها را بعد از مرگ هم دارا می‌باشند و لذا مانع تأثیر باکتری‌ها بر بدن می‌شوند. مثل کاری که نفس ما در حیات ما انجام می‌دهد. موفق باشید

21075
متن پرسش
با سلام: حضرتعالی مقدمه اول را سوفسطایی نبودن فرد می دانید لکن به نظر می رسد مشکل سوفسطاییان معرفت شناسانه است نه هستی شناسانه بنابرین آنها در اینکه لااقل خودشان وجود دارند یا این گزاره که وجودی هست و اینگونه نیست که عدم مطلق بر سراسر عالم حاکم باشد تردیدی شاید نداشته باشند، بنابرین برهان انفسی که نمی دانم تقریری از صدیقین است یا نه برای سوفسطایی هم کاربرد دارد و آن اینست که من وجود دارم (یا وجودی هست) این وجود یا عین وجود است یا وابسته به او من عین وجود نیستم پس عین وجودی موجودست حتی اگر فرد سوفسطایی ادعا کند که خود عین وجود یا خدا است باز به مقصود خود که می خواستیم اثبات کنم عین وجودی هست رسیدم منتها او در مصداق اشتباه کرده که باید با متذکر شدن نقصهایش عین وجود نبودنش را ثابت نمود بنابراین حتی در این مورد خاص هم اختلاف کبروی نخواهد بود و صغروی است پس به نظر می رسد این برهان برای همه حتی شکاک ترین افراد هم تام است و نیازی نیست در مقدمه برهان صدیقین سوفسطایی نبودن ذکر شود کما اینکه در تقریر علامه نیز ذکر نشده و حتی سفسطه را نیز با تقریرشان دفع می کنند و هذه هى الواقعیةُ الّتى ندفعُ بها السفسطةُ یا باید پذیرفت که هیچ نیست یا اگر پذیرفتیم که اندک موجودی فارغ از ماهیت اش وجود دارد گریزی از پذیرش عین وجود نداریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید همین اندازه که شما با برهانِ انفسی موضوع «بودن» را مدّ نظر قرار دهید، عملاً باب «کافی است که سوفسطایی نباشیم» به میان آورده‌ایم. فکر می‌کنم در تقریر علامه از برهان صدیقین در اصول فلسفه، علامه با همین جمله، برهان صدیقین را شروع کرده‌اند که کافی است سوفسطایی نباشیم. موفق باشید

نمایش چاپی