بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21704
متن پرسش
با سلام وعرض ارادت میخاستم یه سوالی رو بدون رودربایستی بپرسم واونم اینکه اسلام در مورد چگونگی انجام وظیفه هنگام شب زفاف چه توصیه ای می کند؟ خاهشا همین جا جواب بدید ایمیل خرابه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به کتاب‌های مربوط به این موضوع رجوع کرد. این سایت درحدّ جواب دادن به سوالات کاربران که کتاب‌های بنده را مطالعه کرده‌اند و ممکن است سوالی برایشان پیش بیاید می‌تواند جواب دهد. موفق باشید

21656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من همیشه از بی خدایی خودم رنج می برم. از این زندگی و بندگی نکبت باری که دارم رنج میبرم. از اینکه چرا نماز شب بیدار نمی شوم یا حتی نماز صبح ها هم اکثر اوقات بیدار نمی شوم. تا اینکه چند شب پیش وقتی که خواستم بخوابم با خودم این افکار را مرور می کردم که ناگهان گریه ام گرفت از این وضع بندگی ام. خیلی هم گریه کردم و اشک ریختم (با اینکه من خیلی سخت اشک چشمم می آید). استاد جان! خیلی خیلی دلم برای خدا تنگ شده بود. (خیلی حالت عجیبی بود). ولی استاد بعد از اینکه گرفتم خوابیدم، نه برای نماز شب بیدارم کرد و نه برای نماز صبح. استاد این حالات چندین بار برایم اتفاق افتاده ولی هر بار حتی برای نماز صبح هم بیدارم نکرد. سوالم این است که چرا؟! چرا احساس می کنم التفاتی نمی شود؟ گاهی وقت ها هم به خاطر همین، افکار شیطانی سراغم می آیند که اینها همه الکی اند و خبری نیست و ...تو رو خدا راهنمایی ام کنید. از دست نروم! یه جوری جوابم را بدهید که دلم را قانع کند. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد مأیوس شد. سعی کنید با آمادگی‌هایی که در روز در خودتان ایجاد می‌کنید، روح‌تان را نسبت به بیدارشدن حساس کنید. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید

21522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده چند وقتی هست در اقامه نماز کاهل شده ام و خیلی وقت ها نماز نمی خوانم و در ضمن می دانم این نمازهایی که نمی خوانم را بدهکارم و بالاخره باید بخوانم و می دانم که اگر الان بمیرم در جهنم عذاب خواهم دید و همچنین درک می کنم که نوعی مرض در نفس من به وجود آمده که نخواندن نماز برای من سهل و آسان شده، این مرض را می فهم اما دلیل به وجود آمدنش را نمی دانم، لطفا به بنده بفرمایید چطور این مرض نفسانی را درمان کنم و از این حالت خلاص بشوم؟ راه و روشی روشن جلوی پای بنده بگذارید، با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که با تقویت معارف الهیه این مشکل رفع می‌شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است. هر دو بر روی سایت هست. موفق باشید

21356
متن پرسش
با سلام: الحمدلله مشکلی که در سوال 21145 مطرح کردم گویا در حال مرتفع شدن است و به تدریج در خواب هم تا حدودی شکاک هستم فقط سوالی می ماند فرمودید انسان در خواب با «خودش» روبه‌روست که تردید معنا نمی‌دهد. پس چرا اخیرا من در خواب هم حالتهای شکاکانه دارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما همواره با ملکات خود هستیم، چه در خواب و چه در بیداری. موفق باشید

19886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالی داشتم در مورد بحث آیه های 56 الی 70 سوره نساء، تمام مواردی که در این آیات شما به آن اشاره فرمودید را قبول دارم و آرزوم همینه که بتونم مومن حقیقی باشم ولی در عمل به آن عاجزم. هر زمان تصمیم جدی برای اطاعت از خدا می گیرم شکست می خورم. حتی در نماز یومیه ام. برای قوی شدن اراده ام چه کاری باید انجام دهم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دوری از گناه و نداشتن آرزوهای دنیایی، توفیق اطاعت هرچه بیشتر از خدا و رسول او را فراهم می‌کند. موفق باشید

17643

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سیر ده نکته رو شروع کردم. خدا رو شکر از پریشانی ذهنی بیرون اومدم. چند تا سوال دارم. ۱. فرق روح و من و جان و نفس چیه؟ نمیتونم یکی بدونم. ۲. وجه پایدار منظورتون چیه؟ مفهوم و مصداقش رو بفرمایید. ۳. یک منبع از خودتون یا شخص دیگه مثل کتاب یا سخنرانی در رابطه با خواب و رویا به صورت کامل بفرمایید. برام سوال شده این بحث، توضیحات ده نکته مفید بود اما کافی نبود. ۴. ما مادیات رو‌حس می کنیم، مجردات رو چی؟ کلمه حس یا احساس برای مجردات غلطه؟ و این که خود حس و احساس فرق دارن؟ ۵. نظر کردن نفس رو یه توضیح بدید. نتونستم درک کنم. ۶. فرق احد و واحد چیه؟ ۷. توی خواب های باطل، آیا مثل خواب های صادقه و ... نفس به عالمی دیگر نظر می کند، اگر بله پس اون عالم که رویاش رو باطل میدونیم کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در پاورقی کتاب عرض شده است که در زبان فارسی این واژه‌ها همه به یک موضوع اشاره دارد و در کتاب نیز بر همان اساس سخن گفته شده است. 2- این‌که خود را همان کودک سال‌های قبل می‌دانید به جهت وجه پایداری است که در خود احساس می‌کنید 3- خوب است در این مورد به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید 4- احساس خود، حقیقتاً یک احساس است ولی به علم حضوری و نه علم حصولی 5- این‌که خودتان موضوعی را مدّ نظر قرار می‌دهید، یک نحوه نظرکردنِ روح است 6- این طلب‌تان! تا مطالعه‌ی کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»  7- مطلب را بعداً در کتاب «خویشتند پنهان» دنبال کنید 8- خوب است که به آرشیو سؤالات در قسمت «معرفت نفس» رجوع فرمایید إن‌شاءاللّه جواب بعضی از سؤالاتتان را می‌یابید. موفق باشید

17103
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام: با توجه به سوال 17092 اگر کسی امروز در حال خوش معنوی و عبادی است فردا به قول حضرت سجاد علیه السلام «عرضت لی بلیه و ازالت قدمی» حالت «بینی و بین خدمتک» برایش پیش می آید و اتفاقا در آن روز می می میرد و اگر فردایش زنده بود باز هم همان عبادات و اعمال خیر را انجام می داد و حال معنوی داشت حال خداوند با این شخص چگونه برخورد می کند بر اساس روز های گذشته و فردا یا روز مرگ؟ با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد انسان‌ها مطابق ملکات و نیّات‌شان محشور می‌شوند و اراده‌ها و انتخاب‌های نیک آن‌ها نیز عمل حساب می‌گردد. موفق باشید

16349
متن پرسش
با سلام: طاعات و عباداتتان قبول. استاد عزیز من کتابهایی از کتابهایتان را مطالعه کرده ام. سوالی داشتم و آن اینکه قرآن می فرماید آسمانها ابتدا به شکل دود بود، فرمودید به معنی بی شکل بودن است،صحیح؛ آیا این به شکل دود بودن در ابتدا، برای همین آسمان مادی هم صدق می کند؟ و دوم اینکه آسمان باطن و معنی به شکل دود و بی شکل بود، بی شکل بودن آسمان معنی به چه معناست؟ آیا به معنی تعین نداشتن و یکی بودن صفات و اسماء است و جدا جدا نبودنشان است، یعنی مثلا صفت کریم و عظیم هنوز تعین نگرفته اند و واحدند؟ لطفا یه کم توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً آیه‌ی مذکور نظر به دخان‌بودنِ ماده‌ی اولیه‌ی عالَم ماده دارد و حقیقتاً چیزی بوده که اطلاق دود بر آن صدق می‌کرده است و امروز نیز یکی از نظریه‌های مربوط به ماده‌ی اولیه‌ی جهان همین موضوع را تصدیق می‌کند. بنابراین نمی‌توان موضوع را به عالم معنا سرایت داد و معنای آسمان در آیه‌ی 11 سوره‌ی فصلت می‌تواند آسمانِ همین زمین باشد که از عالم ماده‌بودن خارج نیست. موفق باشید

13561
متن پرسش
با سلام: چند وقتی میشه با افرادی وارد بحث شدیم که با امام حسین (ع) مخالفت میکنن علت رو پرسیدم میگن در تاریخ طبری آمده که امام حسین (ع) به شمال ایران حمله کرده و ایرانیان رو کشته و مخالفت دوم اینه که میگه من قیام عاشورا رو قبول ندارم و جواب علت این سوالش هم اینه که امام حسین (ع) و یزید بر سر یک دختر این جنگ رو شروع کردن. جسارتا یه جواب دندان شکن می خواستم تا اونا رو سر جای خودشان بشونم با آرزوی روز افزون و سربلند اسلام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به همان تاریخ طبری با دقت نظر کنند، جریان حرکت امام حسین«علیه‌السلام» را در آن فضای تاریخی در رابطه با احیاء دین جدّشان پیامبر، به‌خوبی متوجه می‌شوند. و یا سری به نظر دانشمندان غیر شیعه به‌خصوص دانشمندان اهل سنت بزنند که چگونه همه متفق‌اند که حرکت امام حسین«علیه‌السلام» در مقابل جریان منحرف امویان صورت گرفته. بنده نظر بعضی از دانشمندان اهل سنت را در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» که بر روی سایت هست، آورده‌ام. بدیهی است که یک محقق نباید نهضت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» را با قرائت امویان دنبال کند! همچنان‌که دفاع مقدس 8 ساله را نباید با قرائت صدامیان بررسی نمود. موفق باشید

11986
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده 32 سال سن دارم و تا 40 سالگی چیزی نمانده، وقتی که به برخی از دوستانم نگاه می کنم می بینم که خیلی در تهذیب نفس و اخلاق و در مسیر خودسازی پیشرفت کرده اند، اما متاسفانه من از قافله عقب مانده ام و تا 40 سالگی هم جهت خودسازی چیزی نمانده، نمی دانم چکار کنم و چه مسیری را طی کنم تا بتوانم عقب افتادن از قافله حق و حقیقت را جبران کنم، لطفا شما که مرد صحنه دین و دیانت هستید بنده را راهنمایی کنید و از تجاربتان در این راه امثال بنده را بی نصیب نگردانید. با تشکر صلوات التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال بفرمایید خوب باشد. موفق باشید

7931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد گرامی اگر کسی نماز ظهر و عصر و یا مغرب و عشا را باهم بلافاصله پس از اذان بخواند آیا نمازش اول وقت محسوب می شود ؟ یا باید در پنج نوبت خواند؟ آیا در جماعت و فرادا حکم این مسئله متفاوت است؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در جواب سؤالات فقهی صاحب نظر نیستم. موفق باشید
7757
متن پرسش
با سلام در سوال ( 7648 ) گفته شده بود:من به علت رفتارهای نادرست پدر و مادرم، به شدت دچار کمبود محبت هستم.و ...و شما فرموده بودید:این‌ها هیچ ربطی به پدر و مادرتان ندارد، هرکس دارای نفس امّاره است و اقتضای نفس امّاره چنین خصلت‌هایی است و همه باید با رجوع به شریعت الهی و رعایت دستورات اخلاقی از این رذائل بگذریم. ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. خداوند ما را ضعیف خلق کرد تا خودمان در کمال خودمان قدم‌های لازم را برداریم.سوال اینست که رفتار پدر و مادر در احساس کمبود محبت موثر نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: رفتار پدر و مادر در احساس کمبود محبت مهم نیست. در حدّی که می‌شود از پدری همچون امام موسی کاظم«علیه‌السلام»، زیدی به دنیا بیاید که حضرت رضا«علیه‌السلام» به او بگویند دیگر نمی‌خواهم تو را ببینم و یا در دربار فرعون، موسی«علیه‌السلام» پرورش یابد. مهم فطرت الهی است که خدا پرورانده است و همه به طور یکسان دارند. آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف می‌گوید: کاری کردیم در فطرت انسان‌ها که فردا نگویند چون والدین ما بد بودند و با ما بدی کردند ما بد شدیم. موفق باشید
6976
متن پرسش
باسلام. بنده سالهاست به سبب عدم اعتماد به نفس کافی و استرس های بی مورد بخش زیادی از توانایی خود را معطل گذاشته ام و از این بابت رنج می برم .نداشتن قدرت ریسک و عدم ابراز نظرات در جمع و گوشه گیری و افسردگی نتایج حالات بنده بوده و این حالات سبب مشکلات گوارشی نیز برای اینجانب گردیده ،با عنایت به اینکه جنابعالی روانشناسان را مراجع خوبی برای حل مشکلات روحی نمی دانید،لطفا توصیه های لازم را جهت حل مشکلات بنده بفرمایید.لازم به ذکر است بنده باورهای خوبی دارم،اهل روضه ومنبر وجلسات مذهبی بوده و هستم ولیکن در عمل برای فعلیت بخشیدن به باور دینی خود در عمل دچارضعف هستم.بنده عمده کتابهای جنابعالی ازجمله چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی را مطالعه نموده ام ولی هنوز این باورها برای بنده یقینی نشده و از این بابت رنج میبرم.لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که اگر علم و اندیشه‌ی کافی در خود ایجاد کنید به اقتضای آن علم و اندیشه به وقت‌اش سخن می‌گویید و عمل می‌کنید. سعی بفرمایید مبانی علمی خود را محکم کنید و در این رابطه کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» خوب است به‌خصوص اگر سعی کنید با مباحثه همراه باشد. در ضمن از ورزش و اُنس با رفقای ایمانی نیز غافل نباشید و برای درمان گوارشی خود از رجوع به پزشک کوتاهی نکنید. موفق باشید
28535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جایگاه چنین حدیثی از امام رضا (ع) در مذمت تصوف کجاست؟ با تشکر «من ذُکر عنده الصوفیه و لم ینکرهم بلسانه و قلبه فلیس منّا و من أنکرهم فکأنّما جاهد الکفار بین یدی رسول‌الله» هر کس نزد او از صوفیه سخن به میان آید و به زبان و دل انکار ایشان نکند، از ما نیست و هر کس صوفیه را انکار نماید گویا این که در راه خدا در حضور رسول خدا با کفار جهاد کرده‌است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن روایت را ندیده‌ام، ولی می‌توان گفت اگر هم چنین روایتی باشد، منظور جریان‌هایی از صوفیه است که گوشه‌نشینی را پیشه می‌کنند و کلاً از مسیر اهل‌البیت جدا هستند. نه مثل جناب مولوی که ارادت خاص به اهل‌البیت دارد. موفق باشید

24061
متن پرسش
با سلام: ۱. فرق بین تعریف یقین در فلسفه و منطق با یقین در علوم تجربی و در عامیانه چیست؟ ۲. آیا یقین در علوم تجربی و تجربه، دائمی و ضد شک است؟ ۳. آیا ظنون متراکمه که در منطق می گویند یقین آور و اطمینان بخش است؟ ۴. اگر علوم تجربی و تجربیات یقینی نیستند پس باید به تجربیاتمان و ادراکات حسی مان که از اطراف درک می کنیم شک کنیم و مثلا در حین راه رفتن شک کنیم نکنه زمین دیگه سفت نباشه و شل بشه و بریم تو زمین و یا یکدفعه قانون جاذبه از بین نره مریم تو آسمان و... همانند سوفسطائیان؟ ۵. آیا خداوند در قرآن برای تذکر و ایجاد یقین از علوم تجربی استفاده نمی کند؟ اینطور که بنده متوجه شدم ۶۰۰ آیه مربوط به علوم تجربی داریم آیا همین امر دلیل بر اطمینان بخش بودن و یقینی بودن علوم تجربی و تجربیات نیست؟ لطفا پاسخ بنده را واضح و قابل فهم بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 24055 عرض شد در دلِ هر تجربه‌ای، قیاسی خفی که آن قیاس، یقین‌آور است؛ نهفته است و حضرت پروردگار بر اساس تجربه‌ی انسان‌ها و عقل تجربیِ آن‌ها با آن‌ها سخن می‌گوید. موفق باشید

23962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبريك اعياد شعبانيه: خداوند بعضي از روزهاي ماه رجب و شعبان را توفيق روزه داري به ما مي دهد. در برخوردهاي روزانه تمام تلاشم را مي كنم كسي متوجه نشود منتهي بعضي مواقع نمي شود و اطرافيان متوجه مي شوند. موردي كه خيلي اذيت ميكنه اين است كه دوستان فكر مي كنند ما خيلي آدم با تقوايي هستيم. براي گريز از اين مشكل دو راهكار به ذهن بنده رسيده است، سپاسگزار ميشم راهنمايي بفرماييد. ۱. در زماني كه خوردني تعارف مي كنند روزه را بخورم بر اساس بعضي از روايات. ۲. هر روزي كه مي خواهم روزه بگيرم سحري بخورم و آداب روزه را رعايت كنم ولي نيت روزه نكنم تا وقتي كه سوال پرسيدند روزه اي بگويم خير
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم با یک شوخی بتوانید از موضوع عبور کنید. مثلاً وقتی فهمیدند شما روزه‌اید بگویید بذار ببینم ما هم میشه آدم بشیم. یعنی فضا را تغییر دهید تا حالت تقدس برایتان پیش نیاید. موفق باشید

22674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوارم: نظر حضرتعالی در خصوص مرحوم آیت الله کشمیری و عرفان ایشان چیست؟متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر چه از ایشان سراغ دارم خوبی و صفا است. موفق باشید

21577
متن پرسش
سلام استاد با آرزوی قبولی طاعات و عبادات و قبولی زیارات: استاد مراد از «عقل» در احادیث معصومین (علیهم السلام) در کتاب اول (عقل و جهل) اصول کافی چیست!؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از «عقل» در متون دینی غیر از عقل در مباحث فلسفی است. در متون دینی «عقل» به عنوان اولین مخلوق، عالی‌ترین مرحله‌ی درک حقیقت در نظر و عمل است و ربطی به درک مفهومی موضوعات ندارد. موفق باشید

21515

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید از اینکه وقت گرانبهایتان را می گیرم. دو سوال هست که مدتهاست ذهنم را مشغول کرده می دانم که در راستای پرسش و پاسخ های شما نیست ولی این از مشکلات ماست که فرد قابل اعتمادی را برای پاسخ سوالاتمان پیدا نمی کنیم. ١. چه حکمتی دارد که زنها باید در ماه، ٧-١٠ روز از نماز و روزه و عبادات محروم شوند. ما که هنوز به حقیقت نماز و عبادات نرسیده ایم ولی اگر کسی حقیقت نماز را درک کرده باشد چطور می تواند تحمل کند که نماز نخواند؟ در این مورد چه تفاوتی بین زن و مرد هست؟ بعضی اوقات واقعا ناراحت کننده است که موقعیتهای مکانی و زمانی را که در سال یک بار توفیق داریم مثلا شبهای قدر، اعتکاف، زیارت و... را از دست می دهیم. ٢. مگر خواندن صیغه عقد بین دختر و پسر منجر نمی شود تا حقیقت رحم که در عرش است در بین آنها تجلی کند تا به همدیگر محرم شوند پس اجازه پدر در این حقیقت چه نقشی دارد؟ آیا اگر اجازه پدر نباشد این حقیقت و این محرمیت ایجاد نمی شود؟ آیا مربوط به مسائل اجتماعی و شرایط جامعه است؟ به طوری که آقای مکارم شیرازی فتوا داده اند که دختران بالای سی سال نیازی به اجازه پدر ندارند. اصلا سن در این حقیقت چه نقشی دارد؟ وقتی دو دختر در شرایط یکسان هستند با این تفاوت که یکی پدر دارد و دیگری ندارد، چطور است که برای او که پدر ندارد حقیقت ایجاد می شود ولی برای دیگری نه؟ به دنبال حکم فقهی آن نیستم ولی در این مورد در یک سرگردانی هستم که امیدوارم جواب شما مرا از این سرگردانی نجات دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند از ما بندگی خود را می‌خواهد، حال چه با نمازخواندن و چه با نمازنخواندن 2- فکر می‌کنم با رعایت ادب، ارتباط با عالم عرش در آن خانواده بهتر محقق شود و به همین جهت بین مراجع تفاوت نظر هست که اگر آن‌جایی که باید اذن پدر گرفته شود، از آن عدول گردد عقد باطل است، یا بدون باطل‌بودنِ عقد، گناهی صورت گرفته. موفق باشید

21439
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه عین ثابته هر فرد در علم باری تعالی است و اصلا ما قبل از تولدی وجودی نداشتیم تا بخواهیم اختیاری داشته باشیم مقصودتان از مطالبی که در پاسخ سولات سایت آمده است را در نمی یابم همچنین اینکه پدر و مادر را فرد انتخاب کرده است در صورتیکه بداهتا انسان می یابد که در انتخاب همسر مختارست و به نظر من دور از ذهن است که انسان ها قبل از تولد تقریبا نیمی زن بودن را انتخاب کنند و نیمی مرد و نیز در صورت تزاحم انتخابها تکلیف چه می شود؟ مثلا در فلان تاریخ که حملی صورت می گیرد دو نفر آن والدین را انتخاب کرده باشند بنظر حقیر واقع اینست که هیچ انتخابی قبل از تولد در کار نیست. خداوند خود جبرا افراد را می آفریند پس از آن اختیار دارند و چون نظام احسن است پستی و بلندی هایی وجود خواهد داشت برخی عقب مانده و برخی نابغه اند و قس علی هذا و الا اگر انتخابی در کار بود قطعا همه بهترین ها را انتخاب می کردند و دلیلی نبود فی المثل کودن بودن را انتخاب کنند زیر چرخ آفرینش برخی باید له شوند والا نظامی شکل نمی گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث این موضوع مفصل است. به این آیه فکر کن که می‌فرماید: « قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (50)/طه) یعنی پروردگار ما به هر شیئ خلقتِ او را می‌دهد. یعنی خلقتی برای هر شیئ هست و خداوند همان را به آن شیئ می‌دهد. و نیز به این آیه فکر کن که می‌فرماید: « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82)/یس) یعنی امر او چنین است که چون خواست چیزی را خلق کند، به آن چیز خطاب می‌کند که بشو و می‌شود. یعنی آن شیئ امر حضرت پرودگار را می‌شنود و می‌پذیرد. از طرفی علم خداوند به ما قبل از تولد ما حکایت از وجودِ امکانی ما دارد و امکان، در موجودی که چند بُعدی است مثل انسان، خود به خود یعنی در همان ذات اولیه‌اش دارای اختیار است. موفق باشید

20952
متن پرسش
ضمن عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: شما در فایل صوتی مربوط به مبحث حرکت جوهری فرموده اید که: «جسم مثالی حاصل حرکت جسم طبیعی است» یعنی جسم مادی در اثر حرکت جوهری به جسم مثالی تبدیل می شود. این در حالی است که انسانها در خواب هم دارای جسم مادی هستند و هم جسم مثالی و جسم مادی به مثالی تبدیل نشده! یا وقتی کسی می میرد جسم مادی هنوز ماده است و به جسم مثالی تبدیل نشده ولی متوفی در برزخ جسم مثالی خود را داراست. استدعا دارم این ابهام ذهنی بنده را روشن بفرمایید. بی نهایت از الطافتان سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم مثالی که حاصل حرکت جسمِ طبیعی است، آن جسمی است که انسان پس از مرگ با خودش در قوس صعود دارد و مربوط به خود اوست. ولی آن‌چه فعلاً به‌عنوان جسم مثالی دارد، مربوط به قوس نزول است و بعد از مرگ، مثل همین جسم که برای او از بین می‌رود، جسم مثالی قوس نزول هم از بین می‌رود و خودش می‌ماند و اعمال او و جسمی که حاصل اعمال و عقاید اوست. موفق باشید 

20779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، می‌شود در باب این که ماده مانع حضور مجرد نیست روایاتی بیاورید؟ و سوال بعدی من این است که: انسان مثل اعلی خدا است یا مثل اسفل، در ۱۰ نکته از معرفت النفس گفتید انسان مثل خداوند است و آیه آوردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در اصول دین هم باید به دنبال روایت بود؟!! مثل آن است که بخواهید برای حقانیت اسلام و قرآن، از روایت استفاده کنید؛ در حالی‌که اعتبار روایات بعد از حقانیت دین مطرح است 2- چرا انسان مثل اعلای خداوند نباشد به همان معنایی که می‌فرماید: «علّم آدم الاسماء کلّها». موفق باشید

20564
متن پرسش
با سلام: حضرتعالی فرمودید از جایی به بعد مسیرتان را از دکتر داوری جدا می کنید نقطه افتراقتان با ایشان کجاست؟ حدس حقیر قبول نداشتن ملاصدرا است. آیا صرفا درین مساله اختلاف دارید یا مسائل دیگری هم هست؟ در پناه حق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! ما از طریق انقلاب اسلامی از توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی خارج می‌شویم، زیرا انقلاب اسلامی را روحِ تاریخی می‌دانیم که در آن هستیم، ولی آن استاد محترم نظرشان آن است که مردم چنین آمادگی‌ها را ندارند و باید با نظر به خردِ توسعه، مشکل توسعه‌نیافتگی را حل کرد. که البته نظر بسیار مهم و قابل توجهی است و باید نسبت به آن تأمل نمود و این آغاز گفتگو با اندیشمندی است که ما را به تفکر نسبت به آنچه ما را در برگرفته است دعوت می کند. موفق باشید

19804
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: دو سوال از خدمتتان دارم: 1. بعضی از عذاب های الهی همانگونه که در قرآن ذکر شده منجر به نابودی و هلاکت اقوام شده است. سوال اینست که به هر حال عمر فرد ظالم تمام می شود و پس از مرگ با آتش و عذابی که از درونش شعله ور می شود مواجه می گردد پس دلیل این تعجیل و نزول این عذاب در دنیا چیست؟ البته نابودی جسم را از این نظر که فرصت ادامه زندگی و احتمالا توبه و انجام اعمال صالح از فرد گرفته می شود می توان به عذاب تعبیر کرد. 2. در ذکر «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» که توصیه شده 7 مرتبه پس از نماز صبح و 7 مرتبه پس از نماز مغرب گفته شود با توجه به اینکه اسم الله جامع جمیع صفات الهی می باشد علت گفتن العلی العظیم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- واللّه اعلم، بالاخره می‌فرمایند مقداری از آن‌چه در قیامت می‌چشند را در این دنیا به آن‌ها می‌چشانند که این حاصلِ اعمال و رفتار خودشان است 2- بعضی از اسماء، افقِ نگاه به حضرت اللّه را جهت می‌دهد. موفق باشید

19027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون: بنده در زمینه طب سنتی ایران بطور جدی و آکادمیک در حال مطالعه و دانش افزایی و تجربه هستم (هیات علمی دانشگاه در این رشته می باشم) ولی متاسفانه اطلاعات زیادی در حوزه فلسفه و روانشناسی اسلامی و ... ندارم هرچند بسیار علاقمندم. اخیرا" موضوعی که توجهم را بسیار جلب کرده بحث رابطه نفس و بدن و درمانهای نفسانی است که توسط حکمای طب سنتی در بسیاری از موارد انجام می شده و از آنجا که بیماریهای جسمی انسان ارتباط تنگاتنگی با مسائل روحی و روانی دارد قصد دارم در این زمینه مطالعه داشته باشم. خواهشمندم بنده را راهنمایی و منابع مفید در این زمینه را معرفی بفرمایید. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن بر روی سایت هست. کتاب را از قسمت «نوار نوشتارها» که بالای صفحه‌ی اول هست و شرح را در همان نوار در قسمت صوت بگیرید. و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید إن‌شاءاللّه تا حدّی جواب مطلب‌تان را می‌یابید. موفق باشید

نمایش چاپی