باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی موضوع تفکر را در تاریخ و زمان خود به جامعه متذکر نشویم و همواره همهچیز را به شوخی و سرگرمی بگذرانیم و سطحینگری، عنان جامعه را بگیرد؛ طبیعی است که دشمن برای بازیدادنِ ما امیدوار میشود و ما هنوز به خود نیامدهایم. مشکل برنامهی فتیله، حرفهای مزخرفی نیست که در رابطه با پارهی تن ایران و حهان اسلام یعنی آذربایجان زد؛ مشکل دلقکبازیهایی است که ملت را در بیتفکری گرفتار کرده است! موفق باشید
جواب: علیک السلام؛
ابتدا قبل از روز عرفه سعی بفرمایید معانی دعا را مرور کنید، سپس در روز عرفه متوجه باشید که آمدهاید در بهترین روز اُنس با خدا از طریق بهترین کلمات، با خدا اُنس بگیرید تا حجاب بین شما و معبودتان برطرف شود. روزهداری در این روز موجب آزادبودنِ روح برای سیر بهتر است. بخصوص اگر از سایر اعمال این دهه غافل نشوید. «موفق باشید»
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا به اطلاع جنابعالی و سایر کاربران میرسانم که چنانچه با نرمافزار «فایر فاکس یا کروم» وارد شوید و پس از ثبت سؤال میتوانید سؤالتان را ارسال نمایید. و اما در مورد اصل سؤال باید عرض کنم در اینکه هر دو کار مهم است بحثی نیست. بحث بر سر آن است که اولاً: شما بیشتر مرد کدامیک از آن دو کار هستید؟ ثانیاً: میدان برای کدامیک از آن دو خالیتر است؟
سخن مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» را که اخیراً با مجلس خبرگان داشتند یادآوری میکنم که فرمودند: «البته از همهى اینها مهمتر، مسئلهى فرهنگ است؛ بخصوص در سطح باورها و عقاید مردم. مىبینید چقدر دارند سرمایهگذارى می کنند. اشاره شد که بسیارى از سرمایههاى گوناگون بینالمللى صرف ایجاد رسانههاى اثرگذار می شود، از قبیل ماهواره و اینترنت و موبایل و امثال اینها؛ دارند سرمایههاى زیادى را صرف می کنند براى اینکه بر روى عقاید مردم و باورهاى مردم اثر بگذارند و اینها را درواقع از حیطهى نفوذ نظام اسلامى و ارزشهاى اسلامى خارج کنند؛ که البته پادزهر آن هم این است که ما بتوانیم در سطوح مختلف، نسبت به باورها طرحهاى تبیینى و اقناعى داشته باشیم؛». با توجه به سخنان رهبری عزیز؛ معتقدم میدان کار فرهنگی به شکل اقناعی و تبیینی خالیتر است، لذا اگر بتوانید تحصیلات فنی خود را به سامان برسانید که مسیری جهت درآمد اقتصادی داشته باشید و به تعمیق معارف دینی بپردازید تا انسانِ تراز اهداف بلند انقلاب اسلامی به صحنه آید؛ کار مهمی را شروع کردهاید. اینکه میگویید اگر بنده در موقعیت شما بودم چهکار میکردم؛ باید عرض کنم با توجه به چنین رویکردی برنامهریزی میکردم، حال چه در ارائهی نشریه اگر میدان ارائهی نشریه بود و آن نشریه خوانده میشد و چه سایر فعالیتها مثل بُرد یا برنامه تالاری. شما مشخص کنید چه هدفی را میخواهید دنبال کنید تا خداوند مناسب تحقق آن هدف راهکار مناسبی را جلوی شما بگذارد به شرطی که قصد شما مطرحکردن خودتان نباشد، وگرنه شیطان، به جای خدا راههایی را جلوی شما میگذارد که در نهایت ناکام شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت 1؛ خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به قسمتِ «امامت در قرآن» رجوع فرمایید تا إنشاءاللّه دقتهای قرآنی شما نسبت به جایگاه اهل البیت و مقام امامت بیشتر شود تا آنجا که متوجه خواهید شد چرا حضرت ابراهیم«علیهالسلام» در دعای خود تقاضا میکنند به صالحین ملحق شوند. راستی صالحین جز کسانیاند که به تعبیر قرآن از هرگونه آلودگی پاک شدهاند، آنهم به همان معنایی که در آیهی 33 سورهی احزاب متذکر است که به تعبیر علامه طباطبایی اگر دقت کنید آن ارادهای که در آیهی مذکور مطرح است، غیر از ارادهی عمومی است که برای پاککردن همهی انسانها از طریق شریعت اراده فرموده است؟ زیرا میفرماید: خداوند اراده کرده است فقط شما اهلالبیت را از هرگونه رجسی پاک کند. 2- خود قرآن در تبیین آیات الهی رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» را مأمور کرده و میفرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (44/ نحل) ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه به سویشان آمد را تبیین کنی. و لذا مصداقهای زکات در زمان خود رسولاللّه «صلواتاللّهعلیه» مشخص گردیده، میماند که فکر کنیم آیا امروز که منابع تولید تغییر کرده نباید مصداقهای زکات تغییر کند؟ 3- در همان کتاب روشن میشود که ما در کنار اطاعت از خدا، مأمور به اطاعت از رسول خدا و اولیالامر هستیم و مسلّم اولیالامر باید انسانهای معصومی باشند که خداوند ما را به اطاعت از آنها دستور داده است، وگرنه ما را به اطاعت از کسانی دستور داده است که امکان گمراهی ما در آنها هست که مسلّم خدای هدایتگر چنین کاری را نمیکند و از طرفی در قرآن اهلالبیت را به عنوان انسانهای معصوم معرفی نموده است تا ما در فهم قرآن و فهم مصداقهای خمس به آنها رجوع کنیم تا در مدیریت جامعهی اسلامی سرگردان نباشیم. حال اهلالبیت در روایات متعدد، جایگاه خمس را مشخص کردهاند و این به معنای قراردادنِ سهمی برای مدیریت علمی و اجرایی جامعهی اسلامی است و در مباحث فقهی بررسیهای مفصلی در این مورد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عرایضی در جواب سؤالهای 12691 و 12682 و 12684 و 12702 داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به توصیهی جنابعالی آن سایت را ملاحظه کردم و امیدوارانه برای آن برادر عزیز آرزوی توفیق دارم ولی در حدّی نیستم که بتوانم در این موارد نظری بدهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اینکه بنده متهم بودم که برای اولین بار در اصفهان عَلَمِ مخالفت با نگاهِ آقای هاشمی را بلند کردم و کار ایشان را از جهتی شبیه قرائتی دانستم که در صدر اسلام نسبت به ادامهی اسلام پیش آوردند، و در نوشتار «چه شد که کار به قتل امام حسین - علیهالسلام - کشیده شد؟!» موضوع، تبیین شد؛ با اینهمه تحلیلهای ما از سخنان آقای هاشمی نباید ژورنالیستی باشد و سخنان ایشان را عیناً و تعمداً مقابل رهبری قرار دهیم. این به معنایِ تأیید فکر و شخصیت آقای هاشمی نیست، بلکه به معنایِ درستنگاهکردن به جایگاه واقعی ایشان است تا در واقعبینی، ضرر نکرده باشیم. بنده نمیگویم آقای هاشمی تحت تأثیر اطلاعات و اخباری که به او میرسد، گرفتار مواضعِ غلط نیست و نیز نمیگویم نگاهِ او نسبت به اهداف انقلاب به نگاه رهبری نزدیک است؛ عرض بنده آن است که بنای مقابله با مقام معظم رهبری را ندارد و آنجایی هم که سخنی میگوید که بعداً رهبری آن سخن را نقد میکنند، بنایِ تقابل نمیگذارد، هرچند ممکن است باز هم قبول نداشته باشد. در این مورد بسیار دقت بفرمایید که سخن آقای هاشمی را که قبل از سخن رهبری اداء کرده است، و بعداً رهبری آنرا نقد نمودهاند؛ سخنی مقابلِ سخن رهبری قلمداد نفرمایید. وقتی سخن آقای هاشمی مقابل سخن مقام معظم رهبری است که بعد از نظر رهبری، او بر سخن خود پافشاری کند. و این غیر از آن است که نسبت به تفاوت نگاهِ رهبری به انقلاب و آقای هاشمی که در جواب سؤال شمارهی 15151 عرض شد؛ غفلت شود، که مقام معظم رهبری دغدغهی انقلاب و تقابل با نظام استکباری را دنبال میفرمایند. ولی آقای هاشمی و جریان اصلاحطلب معتقدند دورهی انقلاب گذشته است و بر جمهوریت، تأکید میکنند. که در این صورت عملاً ایران مثل ترکیه به یکی از اقمارِ نظام سلطه تبدیل خواهد شد. موفق باشید .
