باسمه تعالی: سلام علیکم: هر میلی اگر مطابق حکم خدا و شریعت الهی در جای خود قرار گیرد، انسان را تا ملاقات خدا بدون هر افراط و تفریطی جلو میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید اصل مطلب هر قسمت از کتاب را انتخاب و همان را یادداشت کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور فکر بفرمایید که پشت چنین تقدیراتی انتخابهای قبلی نهفته است، نه آنکه با یک خطا اینهمه مشکل پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر تجربی است در رابطه با نسبتی که انسانها با مناسبات این دوران برقرار میکنند. شاید نتوانیم بگوییم این افراد بیمار هستند، هرچند جهت تعادل نسبتهای مطلوب دارو مصرف کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقام «احدیت» نظر به حضرت حق است در هویتی که اسماء حسنا غرق در آن مقاماند. ولی در مقام «واحدیت» مقامِ اسماء حسناست و نبوت رویهمرفته محلِ توجه به اسماء حسنای الهی یعنی مقام «واحدیت» است در عین آنکه باطن نبوت که مقام اصلی نبوت است، مقام پیامبر خاتم «صلیاللّهعلیهوآله» میباشد به اعتبارِ «النّهایات ترجعُ إلی البدایات» که بحث مفصل آن را در کتاب «مصباحالهدایه» حضرت امام میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با جناب حاج آقا نظری به شمارهی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. موضوع «اعیان ثابته» موضوع مهمی است. به نظر بنده خوب است در این مورد سری به آرشیو سؤالات بزنید. در فصّ شیثی که اخیراً بحث شد تا حدّی به موضوع پرداخته شد. بالاخره باید از خود سؤال کنیم خداوند بر چه مبنایی مخلوقات را خلق میکند؟ ۲. به نظرم نکتهی درستی است که انسان در مسیر ولایت طاغوت یا ولایت الهی باید خودش تصمیم بگیرد ۳. حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در شرح کتاب «جنود عقل و جهل»، جهل را از امورِ عدمی میدانند که به تبعِ عدمِ عقل معنا دارد. پس همان سخن شما درست است. آری! علمِ به جهل، به اعتبارِ علمبودنش، امری است وجودی به همان معنای علمِ به عدمِ ملکه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همینجا است که سیاسیون از سیاستِ متعالیه که در فرهنگ حکمت متعالی مطرح است، غافل میباشند. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر چه از ایشان سراغ دارم خوبی و صفا است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست در آن زمان سایر ملل متوجهی غیرعادیبودن آن صحنه نسبت به «ماه» شده باشند. لذا وقتی همان حرکات را هم، حرکات عادی ماه بدانند، چیزی را ثبت نمیکنند. در این زمان است که این حساسیتها پیدا شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی نباید از فلسفهی غرب غفلت کرد و برای فهم درست جایگاه فلسفهی اسلامی، توجه به فلسفهی غرب در این زمان لازم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «اسفار» جناب صدرا بهخوبی توان تبیین «وحدت وجود» را داراست. وقتی روشن میکند که غیر حق، عین ربط به حق است که بودش همان ربط است؛ دیگر جایی برای غیر حق نمیماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم فصل دوم، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تحت عنوان «ضرورت مطالعه و نحوهي آن» بتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی «وجود» برای عین وجود ذاتی باشد، عدم برای آن معنا ندارد، مثل رطوبت که ذاتیِ آب است و خشکی برای آب معنا ندارد و اگر «وجود» عارض چیزی باشد که امکان معدومشدنش هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، اطلاعی ندارم. آنچه هست قرآن در طول تاریخ سینه به سینه حفظ شده است و امکان هرگونه تحریفی را از هرکس گرفته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایتی که میفرماید: « الطرق إلى اللّه الخالق، بعدد أنفاس الخلائق» نظر به سیر الی اللّه در متن شریعت دارد. به این معنا که هرکس در شریعت الهی قصد رجوع به حضرت حق دارد تفاوت در برداشتهای از دین و عمل به آن متفاوت است، به تفاوت کثرت انسانها. و در این مورد نباید انتظار داشته باشیم هرکس مثل ما سیر إلی اللّه داشته باشد. به خود إلی اللّه در روایات توجه کنید یعنی مسیری که به سوی خدا است، مگر انسانهای بد مسیر به سوی خدا دارند؟ البته موضوع سیر تکوینی، موضوع دیگری است که این روایت به آن نظر ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی 24055 عرض شد در دلِ هر تجربهای، قیاسی خفی که آن قیاس، یقینآور است؛ نهفته است و حضرت پروردگار بر اساس تجربهی انسانها و عقل تجربیِ آنها با آنها سخن میگوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید فکر کرد که «هرکسی را بهر کاری ساختند / میل آن اندر دلش انداختند». حضرت على (ع) در همين رابطه در مورد پیامبر «صلواتاللّهعلیهوآله» مى فرمايند: «... وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ انْ كانَ فَطيماً اعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظه اى كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته ى خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاى بزرگوارى و راستى و اخلاق نيكو راهنمايى كند. موفق باشید
[1] - نهج البلاغه، خطبه ى 193.( خطبه قاصعه- 234).
