بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21876
متن پرسش
سلام: مرحوم علامه تهرانی در کتاب معاد شناسی خود می نویسد: «از شخص موثقی شنیدم که می گفت: روزی یکی از معممین برای عیادت مرحوم علامه امینی در منزل موقت ایشان که در منطقه پیچ شمیران تهران بود رفته بود. علامه امینی ( ره) سخت مریض و به پشت خوابیده بودند. آن شخص ضمن احوالپرسی و صحبت از آقا سؤال کرده بود: اگر انسان به حضرت عباس علیه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ایمان او صدمه می خورد؟ علامه متغیر شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل علیه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکری از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از این جهت که نوکرم، والله به رو در آتش خواهد افتاد!» نظر استاد درباره ی جمله علامه امینی رحمه الله چیست؟ ممنون میشم اگر از روایات و سیره بزرگان مطالبی در تایید ایشان سراغ دارید بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است» بالاخره اگر انسان نظر به حقیقت دارد هرجا حقیقت ظهور کند، به همان اندازه نسبت به آن دلبسته است. مشکل آن است که بعضی از دینداران بر مبنای نظر به حقیقت، دینداری نمی‌کنند و بیشتر دینداری‌شان شبیه عضوِ یک حزب‌بودن است. موفق باشید

21006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: آقا در انگلیس چه خبر است یا چه چیز است که وقتی کسی مثل سروش یا کرباسچی شهردار سابق میرند آن طور دگرگون و متغیر میشند و حتی بزرگی مثل علامه طباطبایی نظرش راجع به غرب متعادل تر می شود. طبق آنچه آقای احمدی نقل کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظم غرب جهت اهداف خود یک بحث است که علامه طباطبایی هم از این جهت نظر مثبت به آن دارند، ولی چون اهداف علامه قدسی است، متوجه‌ی ظلم و استعمار هستند و این در تفسیر المیزان به‌خوبی نمایان است. اگر کسی اصالت را به انسان یعنی اومانیسم دهد، نمی‌تواند از غرب عبور کند. موفق باشید

20111
متن پرسش
سلام علیکم: شهادت عزتمندانه شهید بزرگوار محسن حججی آن هم بعد از افتضاح بعض نمایندگان مجلس و اثر گذاری وسیع و نورانی این شهید بر کل جامعه نوید بخش آینده ای درخشان و نورانی تر است دوست داریم نظر حضرتعالی درباره این شهید بزرگوار و اثرات شهادت این بزرگمردان زمانه بدانیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 20106 در این مورد شد. تأکید بنده آن است که امروز راهِ ما راهی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشود و حججی‌ها رهروانِ آن راه هستند و بدین لحاظ در مؤثرترین نحوه‌ی زندگی قرار گرفتند و امید را به جامعه برگرداندند زیرا انسان با درراه‌بودن هستیِ خود را معنا می‌بخشد و «امید» با درراه‌بودن به جامعه برمی‌گردد و از این جهت عرض شد که شهید حججی یک شخص نیست، یک «راه» است آن‌هم در زمانی که «راه» گم می‌شود و بدین لحاظ است که ملاحظه می‌کنید حضور فداکارانه‌ی او برای همه‌ی اقشار جامعه معنا پیدا کرده است زیرا معنای خود را در «راه» یافته‌اند و راهِ امروزین ما، شهید حججی شده است به همان معنایی که اهل‌البیت «علیهم‌السلام» برای کلّ تاریخ، راه و سبیل می‌باشند و شما در دعای ندبه با «همُ السبیل» متذکر این امر خواهید بود. موفق باشید

19131
متن پرسش
با سلام: جناب استاد شما در یکی از جلسات مصباح الهدایه فرمودید که در ادبیات دینی عقل به معنای همان عقلی است که اولین مخلوق است. و شاهد روایی هم از اصول کافی آوردید. آیا در لسان دین هر جا تعقل مطرح است منظور این تفکر فلسفی نیست؟ و آیا تمام حمایت قرآن و دین از عقل به معنای اتصال به مخلوق اول است؟ و به طور کلی عقل فلسفی چقدر مورد حمایت دین است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فلسفی نظر به مفاهیم دارد که به طور نسبتاً مفصل در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» نسبت به آن سخن گفته شده است. در حالی‌که عقلِ مدّ نظر اولیای الهی، نظر به نور عقلِ اول است. آری! عقل فلسفی وقتی از مفهومِ حقیقت خبر می‌دهد تازه ما می‌فهمیم که باید راه بیفتیم. سیمرغی در افق حاضر است. موفق باشید

18748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام استاد: سوالی پیرامون دعا بر آب می خواستم بپرسم. کسانی هستند که می گویند دعا یا فلان آیه ی قرآن را بخوانید به آب یا بخورید یا روی سر بریزید. مثلا برای دفع جن می گوند فلان آیه را به آب بخوانید و روی سر بریزید. می خواستم ببینم از نظر شرعی این کار حجتی دارد یا رد شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به چیز قابل اعتمادی در این مورد برخورد نکرده‌ام. ولی فکر می‌کنم عرایضی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است، کمک‌کار باشد. موفق باشید

18457
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در مورد این قسمت از جوابتان «زیرا اگر کسی متوجه‌ی خالق عالم و آن حقیقت یگانه نشده باشد، عقلی برایش پیش نمی‌آید که به دیگر نکات عقلی بپردازد» می خواستم توضیح بیشتری بدهید تا بیشتر بفهمم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه در بررسی هر شخص و هر مکتب، ابتدا باید بر اساس بنیادی‌ترین مبنا که همان توحید است سخن گفت. اگر اندیشه‌ی او در فهم توحید ناتوان است، در دیگر موضوعات قابل اعتماد نیست. موفق باشید

18056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در آیات سوره هود این دو آیه که خداوند می فرمایند: بهشتیان همه در بهشتند تا بودن آسمان و زمین و جهنمیان همه در جهنم هستند تا بودن آسمان و زمین مگر آنکه خدا خواهد، این استثنا آوردن در این آیات دقیقا به چه معناست؟ بهشتیان همه در بهشتند تا همیشه مگر آنکه خدا خواهد؟ به چه معناست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند این تعابیر با زبان محاوره‌ای گفته شده است تا ابدیت را برساند و استثناء در این‌جا به این معنا است که معلوم نیست همه‌ی جهنمیان تا ابد در جهنم بمانند و با فشارهای آن پاک نگردند. موفق باشید

17521
متن پرسش
با سلام و تشکر صمیمانه از عنایت شما: در مراحل فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی، تمدن اسلامی) دلیل تقدم مرحله دولت اسلامی بر کشور اسلامی چبست؟ در حالی که ظاهرا جامعه باید دولت سازی کند. لطفا نسبت این دو مرحله را به اختصار توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر تعالی جامعه به سوی اهداف الهی و اسلامی ابتدا از طریق انقلاب و ایجاد نظام سیاسی می‌توان انتخاباتی برقرار کرد و دولت اسلامی را به این معنی پدید آورد که قوانین و مقررات مطابق اسلام باشد ولی برای تحقق جامعه‌ی اسلامی باید تلاش‌های زیادی نمود تا روحیه‌ی مردم از تعلّقات غربی به سوی تعلّقات اسلامی سیر کند و از این جهت بعد از دولت اسلامی محقق می‌شود. موفق باشید

15817
متن پرسش
استاد سلام خدا قوت: بنده طلبه درس خارجم. برخی دوستانم شدیدا معتقد به یمانی شدند. البته با خصوصیاتی ویژه، مثلا قایلند که ایشان پسر امام زمان (عج) هستند. قبل از ظهور می آیند و همه ماباید از ایشان تبعیت کنیم. قایلند یمانی الان در عراق هست. به علما و مقام معظم رهبری بدبین هستند. این بزرگان را مقابل یمانی قرار می دهند. ازایشان پرسیدم اگر چنین عقیده ای در تشیع بوده پس چرا در علما در عصر غیبت چنین صریح نگفته اند؟ می گویند حکمت خدا بوده مخفی بماند این مسئله. البته مستحضرید اصل مسئله یمانی در روایات متواتر هست اما اینها عقایدی پیدا کردند که هیچ یک از بزرگان دین نگفتند. نظر حضرتعالی با قضیه یمانی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها حرف‌های وَهمی است و در حالی‌که نایب ایشان حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» به‌خوبی دارند جهان را مدیریت می‌کنند و روشن است که راهنمایی‌های ایشان از جنس هدایت‌هایی است که حضرت مهدی«صلوات‌اللّه‌علیه» دارند و در همان فرهنگ و فضا، مقابل کفر و استکبار ایستاده‌اند. بنابراین باید شدیداً به این یمانی‌ها ی مدعی در این تاریخ بدبین بود. موفق باشید 

15174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من یک سالی میشه با شما و کتابهاتون آشنا شدم و کتاب آشتی با خدا و معرفت نفس را خوندم و تو تلگرام جزو کانال ده نکته معرفت نفس هستم از مطالبی که فرستاده شده خیلی رو خودم و فکر می کنم چند روزی میشه که این افکار اومده تو ذهنم و نمیدونم درسته یا نه؟!!! میخوام ببینین درست برداشت کردم یا نه خیلی ممنونم از این همه محبتی که به ما جوان ها دارید و خدا خیرتون بده که تو این موقعیت بد زمانه راهی را به ما نشون دادید که بتونیم از ظلمات ان شاءالله نجات پیدا کنیم افکارم اینهاست استاد: خدا جامع تمام اسماء الله هست و خدا وجود مطلق است. خدا ظهورش به تمام مخلوقاتش است. مثل آسمان و دریا و .... ما هم مخلوقات خداوندیم و یکی از ظهور های خدا هستیم. فرق من با تمام مخلوقات خداوند اینه که خدا این قابلیت را در من قرار داده که مثل خودش بتونم جامع اسماء الله باشم با اینکه ملائکه میتونن فقط یکی از اسماء الله را داشته باشن. جنس نفس من وجود و خدا هم وجود مطلق. من ظهور خدا هستم که قابلیت داشتن تمام اسماء الله را مثل خدا دارم. حضرت محمد (ص) و ائمه (ع) هم ظهورهایی از خدا هستند که تونستن به این درجه که داشتن تمام اسماء الله برسن پس برای همین بعد از خدا از لحاظ شدت وجودیشون و نورانیتشون قرار میگیرن و بعد از اونا ملائکه هستن که دارای یکی از اسماء الله هستن و بعد ما انسانها که وجودی ضعیف هستیم که از اسماء الله هیچی نداریم. عالم ماده عالمی هست که انسان در یه امتحانی که با اینکه در عالم ماده است به میزان دل کندن از تجملات و انجام واجبات و ترک محرمات و توجه به عالم معنا و توجه به اینکه به میزانی که از لذت های عالم ماده دور بشه امتیاز وجودی و نورانیت اش زیاد میشه و به داشتن اسما الله و اون نور نزدیک میشه . پس نماز و دعا و وضو صرفا برای دعا کردن نیست اینا وسیله هستن که ما بتونیم با عالم وجود ارتباط برقرار کنیم و اونا قوی کنیم امتحان خدا هم برا همینه در هر امتحان خدا هم بیرون بیایم شدت نفس زیاد میشه . اصلا این دنیا مثل یه عالمی که ما توشیم که امتحان پس بدیم که بتونیم برسیم به جایگاه ائمه پس ما نماز و روزه رابرای خدا انجام نمیدیم ،این کار را انجام میدیم که خودمون شدید بشیم . ثواب کلمه ی مترادفش شدید شدن روح و گناه دوری از راه پس خدا خدایی نیست که عاشق خودش تنهاباشی و خدا خدایی نیست که بالا تو اسمان باشه که براش نمار بخونی خدا وجودی است که شامل همه ی اسما الله و کمالات مطلق است و ما باید عاشق اون کمالات باشیم و صرفا توجهمون نباید فقط به خود تنها خدا باشه باید توجهمون و عشقمون به او کمالات باشه که به ازای نزدیک شدن بهش ،شکل اون میشیم جامع اسما الله میشیم ،یعنی خدایی که یه عمر تصور میکردیم خدای ذهنی و تصورات اشتباهمون بوده !!! خدا جامع اسما الله و به شکل چیزهای مختلف ظهور میکنه و ما هم ظهوری از اونیم و میتونیم مثل اون باشیم جامع اسما الله برا همین هم خدا به هم گفت سجده کنید به انسان چون مرتبه اش انقدر زیاده و میتونه جامع اسما الله باشه مثل حضرت محمد و حضرت فاطمه . نباید عاشق یه چیز به اسم خدا باشیم که یدونه است باید عاشق جایگاه و مرتبه اش باشیم برا همین هم خدا و پیامبر و ائمه و امامان همشون یک راهن و کلا نور واحد چون همشون دارای اسما الله و مرتبهی نورانیت بالا و خورشیدن برا همین عشق به ائمه در اصل عشق به خدا است در اصل خدا امامان و پیامبرها را برامون فرستاد تا ما بفهمیم چیکار باید انجام بدیم تا به درجه ی که باید برسیم برسیم . استاد خواهش میکنم جاهایی که اشتباه فهمیدم را برام توضیح بدین . ممنونم از زحمات بسیارتون .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از دقت شما در این موضوعات لذت بردم. به گفته‌ی عرفا؛ همین راهی را که پیدا کرده‌اید، بگیرید و جلو روید تا خودِ خداوند هرچه بیشتر خود را به شما نشان دهد. موفق باشید

15094
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: شما در بحث هدف حیات فرمودید ملائکه ای که مورد خطاب سجده قرار گرفته اند در مقام اسم تقدیس و تسبیح بودند حال از آن طرف می فرمایید ابلیس به این مقام اختیارا رسیده بود. سوال اینجاست که هم ابلیس و هم ملائکه در یک مقامند، از طرفی قرآن می فرماید شیطان از کافران بود و کفرش به مقام انسان بود و مانع سجده او شد. خوب شیطان که دفعتا کافر نشد مثلا بگوییم در مقام تسبیح و تقدیس بود حالا دفعتا کافر به مقام انسان شد، پس معلوم است نقصی در شخصیت خود داشته است حالا بروز داده است. اگر نقایصی داشته پس مگر می شود با نقصهایی و عیبهایی مثل کبر و کفر به مقامات عالیه ی مثل اسم تقدیس و تسبیح هم رسید اگر نقایصی نداشته و ظرفیت ابلیس همان اسم تسبیح و تقدیس بود، خوب حالا ظرفیتش را پر کرده است اختیارا نه، و به مقام خود رسیده؟ و دیگر نقصی نداشته؟ پس حتما باید سجده کند ولی حالا سجده نکرده پس معلوم است مشکلی دارد، در حالی که جنابعالی در بحثهای خود فرمودید قابل باید قابل فیض بشود تا فیض عالی را دریافت کند، حالا شیطان به مقام ملائکه رسیده پس قابلیت آن را داشته، و به حق خود که این دو اسم است رسیده است، پس ظاهرا باید مشکلی نداشته باشد. لطفا این تعارض را با توضیح در ذهن ما حل کنید. آیا می شود ابلیس را با مصادیق انسانی که مقاماتی در عالم داشته اند مثل بلعم باعورا و برحیصای عابد مقایسه کنیم و بگوییم می شود به مقاماتی رسید و در عین حال نقص های در شخصیت داشت ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنّ و انس از نظر ظرفیت می‌توانند به توحید کامل برسند. شیطان در ابتدایِ امر، مقدسی بود که به توحید کامل نرسیده بود و با ظهور آدم به عنوان حامل همه‌ی اسماء نتوانست نظر به همه‌ی اسماء بکند و ظرفیت خود را کامل نماید. مثل همان «بلعم باعورایی» که می‌فرمایید. موفق باشید

14038

رجعتبازدید:

متن پرسش
سلام: در برخی منابع مساله رجعت رو به این صورت طرح کردن که رجعت با جسم مثالی اتفاق میوفته آیا بنابر این نظر اون بدن مثالی در نفس ناطقه و قوه خیال انسان های زنده در دنیا ظهور میکنه که انسان ها اون رجعت کنندگان رو میبینن و یا در عالم خارج واقعا با جسم مثالی میشه حاضر بشن؟ و تمثل ملائک به حضرت ابراهیم به کدوم نوع بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رجعت در این دنیا صورت می‌گیرد و باید با همین بدن مادی باشد. جزوه‌ای در این رابطه بر روی سایت هست. موفق باشید

13657
متن پرسش
سلام حضرت استاد: جملاتی از نیچه می خواندم اگه ممکنه منظورش را برام بگید و اگر هم حرفش اشتباهه جوابش را بنویسید. امکان داره این جملات نقد دنیای مدرن باشه. «از زمانی که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند، دیگر نه عصا مار شد، نه دریا شکافت، نه کودکی بی پدر متولد شد، نه مرده ایی زنده شد!!!، نه انسانی در دل ماه رفت، نه انسانی با حیوان سخن گفت!!!، نه انسانی سوار بر قالیچه پرواز کرد!!!، نه آتشی گلستان شد!!!، نه پیامبری ظهور کرد!!!»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول جناب اقبال لاهوری؛ نیچه دارای قلبی ایمانی و عقلی کافرانه است و این جملات در مقابل افراط کلیسا از وجه عقل کافرانه‌ی او ظهور کرده است. موفق باشید

13619
متن پرسش
با سلام: 1. علت اینکه همه انبیاء گذشته وقتی به کربلا وارد می شدند جراحت بر می داشتند و به ایشان گفته می شده خون شما باید با خون امام حسین (ع) ترکیب شود چه بوده، چه سری در این مطلب است؟ لطفا بفرمایید. 2-لطفا بفرمایید حقیقت و باطن حادثه کربلا را اگر بخواهیم بفهمیم باید از کجا شروع کنیم؟ یعنی دستمایه فکری مناسبی که ما را به این حقیقت برساند را بفرمایید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید برای آن است که یک نحوه احساس از شرایط وجود مقدس حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» برای آن بزرگان نیز حاصل شود 2- هیچ‌وقت حقیقت موضوعات با سؤال و جواب و فکر ظهور نمی‌کند، باید رویکرد ما با رفع حجاب اَنانیت به سوی حقیقت باشد تا نفس ناطقه‌ی ما با آن حقیقت مأنوس گردد. موفق باشید

28353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: دیروز در پرسش ۲۸۳۳۸ جواب سوال دوم را دادید اما سوال اول را خیر! با عرض معذرت دوباره می‌پرسم: با توجه به روایتی از زمان امیرالمومنین (ع) که شخصی رو که خودارضایی کرده بود شلاق زدند حکم انسان های مسلمان و شیعه که در این برهه زمانی دچار خود ارضایی شدند چیست!؟ آیا برای از بین رفتن آثار اخروی و دنیوی گناه باید این حکم در این برهه اجرا بشود یا خیر!؟ البته با توجه به اینکه که بدحجابی در کشور بیداد می‌کند رسانه ها روز به روز تبلیغات انجام می‌دهند علیه دین و تقریبا در دنیا اکثر چیزها آدم را به سمت گناه سوق می‌دهد! خب حکم خودارضایی یا قصاص! آن در این برهه چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید حضرت، عموماً در این موارد سعی دارند افراد را از اظهار گناه منصرف کنند تا خودشان توبه نمایند، مگر این‌که علنی باشد. موفق باشید

28064
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ۱. بنده وقتی سعی می کنم از گذشته و آینده خودم را رها کنم و در حال باشم نمی دانم در حال ذهنم را به چی متمرکز کنم؟ شما می فرمایید کافی است نطر کنید به عالم غیب می بینید. استاد من هیچی نمی بینم فقط دوباره خیالات هجوم می یارن من دوباره خودم را از گذشته و آینده رها می کنم دوباره خیالات می یاد. ۲. استاد من هرچه برای در صحنه نگه داشتن قلب تلاش می کنم نا موفق هستم از صبح که بیدار می شم در حال کارهای خونه و در هر حالی تمام تلاشم را می کنم دایم با ذکر صلوات قلبم را زنده نگه دارم آخرش هم وقتی می خوابم خواب هایم تمام خیالات در هم و برهم و آشفته هست. استاد من دیگه از دست خودم نا امید شدم می گم شاید روشم اشتباه است در تزکیه از رذایل اخلاقی هم تلاشم را می کنم استاد لطفا اشتباهم را بهم تذکر بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نظر به بودن و هستیِ انسان است و نه چیستیِ او. فکر می‌کنم با رجوع به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» جهانِ بودن‌تان برای شما به ظهور آید به شرطی که باز نپرسید «من که چیزی نمی‌بینم». همه‌ی حرف آن است که از «چیزها» عبور کنیم و به «هست‌ها» نظر افکنیم. بعد از آن دو بحث، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هم برای شما اختلاط‌هایی دارد، به حرفش گوش کنید. موفق باشید

25300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: نظر خود را درباره این دیدگاه آقای پناهیان لطفا بیان بفرمایید «البته زیاد توصیه نمی‌شود آقایان خانواده‌ها را برای پیاده‌روی اربعین بیاورند. حضور خانم‌ها در پیاده‌روی اربعین در اولویت نیست؛ ازدحام هست، اذیت می‌شوند. مگر اینکه به شدت بتوانند مراقبت کنند. ولی هر چه بیشتر این سفر اربعین بتواند با حضور بیشتر مردان باشد بهتر است، اگر چه خانم‌ها هم دل دارند و احساس وظیفه می‌کنند و حضورشان هم خیلی از اوقات مفید است، ولی اگر کنترل نشود، به‌طور طبیعی که غلبه حضور خانم‌ها در مجالس معنوی بالاتر است، دوباره این غلبه در آنجا هم اتفاق خواهد افتاد. خانم‌ها فراغت بیشتری هم دارند، و اگر کاروان‌ها اولویت را به حضور آقایان ندهند، ممکن است اکثراً خانم‌ها شرکت کنند و این از جهات مختلف به مصلحت نیست.» با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سال‌های قبل چنین فرمودند. فکر نمی‌کنم هنوز نظرشان این باشد زیرا حضور زنان، نهضتِ تمدن‌سازیِ اربعینی را به جامعیت می‌کشاند. موفق باشید

25067
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یه جوونی ازم پرسید که قبل از این آدمایی که از نسل حضرت آدم هستن آیا دنیا و انسانی نبوده؟ منم گفتم طبق اون روایت از مولا که فرمودن قبل این عالم عالم هایی مثل این عالم بوده. در ادامش گفت آیا تو اون عالم همین پیامبر و اهل بیت بودن یا نه؟ که من نتونستم جوابشو بدم. به نظر شما جواب این سوال چیه؟ یه سوال دیگه اینکه چند وقت پیش امام جمعه شهر ما تو خطبه هاش گفته بود که چیزی به اسم طب اسلامی نداریم و طب سنتی داریم که اون هم باید با مدرک باشن. بعد از نماز جلو رفتم و بهشون گفتم حضرت آقا سالها پیش فرمودن دغدغه من طب اسلامی ایرانیه. .مراجعی مثل علوی گرگانی و نوری همدانی هم علنا حمایت کردن از طب اسلامی. شما چرا تو خطبه این حرف رو زدین. ایشون اول گفتن ما طب سنتی داریم که همون حرف پیامبر و اهل بیته که من گفتم اگه همون حرف پیامبر و اهل بیته پس میشه همون اسلامی ولی شما گفتین طب اسلامی نداریم و این تناقضه. در ادامه گفتن تو نمیدونی و طفره رفتن. به نظر شما اینکه رفتم پیش ایشون و تذکر دادم کار درستی بوده یا نه به این حرفا بی تفاوت باشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم: «الف الف آدم قبل از آدمی که پدر ما باشد در عالَم خلق شده» و سیر بشری همچنان با پیامبران و تا ختم پیامبران ادامه یافته. ۲. به نظر بنده تذکر بی‌اشکال بود. آری! شاید بتوان بگوییم طب اسلامی از آن جهت که مطابق سنت طبیعیِ عالم به درمانِ انسان‌ها می‌پردازد، طب سنتی به حساب می‌آید و از آن جهت که مبتنی بر روایات اسلامی است، طب اسلامی گفته می‌شود. می‌ماند که آیا از روایات، درست استفاده می‌شود تا به پایِ اسلام بگذاریم؟ واللّه اعلم! موفق باشید

24069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد شکر خدا بنده در ضمینه فعالیت اقتصادی به مرحله رسیدم که سرمایه ای جمع کنم و اشتغال زایی انجام بدهم و از دبستان تا الان با کار آشنا بودم. الان به توصیه ی یکی از دوستان دعوت شدم که طلبه شوم. با توضیحات دوستم احساس می کنم که دیگر این مسیر بهترین مسیر نیست و باید زندگی را رها و به سمت طلبه خدا شدن روم. با توجه به اینکه از نظر تحصیلات زیاد موفق نبودم و زیاد آشنا با این فضا نیستم و راه سختی را جلوی خودم می بینم نظر حضرتعالی برام مهم است به نظر شما کدام راه بهتر است جهت رضا و خشنودی خدا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استعدا کار علمی در شما چندان پر قوت نیست، ولی در کار اقتصادی می‌توانید فعّال باشید؛ همان کار اقتصادی را ادامه دهید. موفق باشید

23335
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید این که ما از قبل، زندگی خود را در آن عالم انتخاب کرده‌ایم؛ اساس انتخاب ما چه بوده است؟ مگر اساس بندگی نبوده! و شرایط یکسان؟ چه می شود که یکی انتخاب می کند داعشی باشد و یکی شیعه؟ آیا این همان انتخاب هم اکنون ما است که خودمان انتخاب می کنیم که بر اساس شرایط چه کنیم و شخصیت خود را می سازیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل همین امروز در دنیا هم، انسان‌ها با تصور و برداشتی که از خود و از امکان‌های خود دارند، انتخاب می‌کنند. همیشه همین‌طور بوده است در عین این‌که همیشه دارای فطرت الهی و توحیدی بوده و هستند. موفق باشید

23334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید به استاد: سوال بنده در خصوص مساله حجاب است که عمل به این مهمی را چرا ما نه در اصول دین و نه در فروع دین داریم؟ و تحت عنوان ضروری دین نام می برند و در جواب کسانی که به اصل آن خرده می گیرند به چند آیه از قرآن اشاره می کنند در حالیکه اگر حداقل جزءفروع دین شمرده می شد مساله حل بود علت چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب مانند نماز جزء احکام است و نه جزء اصول دین که مربوط به مبانیِ عقیدتی انسان‌ها است. موفق باشید

23002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت شما: یک قسمت از سخنرانی طائب بدجور ذهنم رو درگیر خودش کرده خواستم ببینم شما توجیهی، توضیحی براش دارید منبع http://aftabnews.ir/vdciwuazzt1apz2.cbct.html "حجت الاسلام تائب سپس به تبیین چگونگی رییس‌جمهور شدن احمدی‌نژاد پرداخت و افزود: سال دوم رییس‌جمهوری خاتمی، جریان حزب‌الله به این فکر افتاد که اگر روند حاکم به همین ترتیب به سوی جلو حرکت کند جریان خاتمی نظام را از بین خواهند برد، لذا گفتند که جریان حزب‌الله باید ورود پیدا کند تا بر جریان انتخابات سلطه مردمی پیدا کند و در انتخابات پیروز شود، بنابراین یک گروه هزار نفره از سراسر کشور جمع شدند و از میان آن‌ها 300 نفر و از بین آن‌ها گروه شانزده نفره‌ای تشکیل شد که جلساتی برگزار شد و به این اندیشه بودند که چگونه بتوانند در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری، در انتخاب مردم مؤثر باشند، یکی از افراد آن گروه احمدی‌نژاد بود و بنده نخستین باری که احمدی‌نژاد را دیدم در این جلسات بود. وی ادامه داد: در این جلسه آقایان احمدی‌نژاد، فدایی، توکلی، باهنر، رحیم‌پور، مرتضی نبوی، زاکانی و یک نماینده از تلویزیون آمده بودند؛ تنها نکته مطرح این بود که چگونه بر اوضاع سلطه پیدا کنیم. اولین چیزی که مطرح شد این بود که بالاخره در انتخابات باید رأی مردم را جذب کنیم و در آن جلسه بحث شد که تابلویی را بلند کنیم که مردم ذیل این تابلو جمع شوند و در آن جلسه بحث شد و من پیشنهاد دادم که ما همان تابلویی که امام خمینی (ره) بلند کرده بود و مردم آن را به فراموشی سپردند را بلند کنیم، و امام گفته بود که ما مقدمه‌ساز ظهور امام‌ زمان (عج) هستیم و این امروز فراموش شده است، اگر این تابلو را برای مقدمه‌سازی بلند کنیم مردم دور این شعار جمع می‌شوند؛ در آن نشست تنها کسی که خیلی استقبال کرد احمدی‌نژاد بود و بالاخره این طرح قبول شد." در حقیقت اینجا طائب گفته تو چنان جلسه ای پیشنهاد دادم تابلویی بلند کنیم به نام امام زمان و مردم رو زیر اون تابلو جمع کنیم. نمی دونم به بازی گرفتن مقدسات، سوء استفاده از نام ها چه صورت دیگری می تونه داشته باشه که هرکی از راه رسید بخواد هدف خودش رو با هر وسیله ای که شده بدست بیاره حتی با چنین چیزهایی. بهرحال اینها رو گفتم فضای فکر و مشکلات رو خدمتتون بگم. توضیح یا توجیهی دارید بفرمایید. به عنوان یک درد دل این را هم خدمتتان عرض کنم متاسفانه ماها در فضایی قرار گرفته ایم که واقعا نمی توانیم با توجیه و استدلال عقلی با مخالفان نظام صحبتی داشته باشیم، تنها سرمایه مون حب و عشقی است که به رهبر عزیز انقلاب حفظه الله داریم و تنها با این علاقه باید جواب سوالات رو بدهیم و توجیه کنیم که عموما هم توجیهاتی هست که با عقل نمیسازه. کاش امثال شما در زمینه های تخصصی مختلف زیاد بودند و نوری در عالم عقل روشن می کردند و چراغ راهی بودند. استاد گرامی برای شما آرزوی توفیقات روز افزون دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان این‌طور فکر کرد که آقای تائب، نه به عنوان یک نوع سیاسی‌کاری آن حرف را زده باشد، بلکه با اعتقاد به این‌که روح انقلاب اسلامی همین شرایطِ مقدمات ظهور حضرت است و خواسته‌اند متذکر شوند از این طریق، انقلاب اسلامی به هدفش نزدیک‌تر می‌شود و خداوند نیز مدد خواهد کرد. موفق باشید

22927

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد: پرسشگر سوال 22444 هستم. اینطور عرض می کنم چون تاکنون ظرف چند ماه است که سلسله ابهاماتی را که برایم پیش با شما مطرح نمودم و الحمدلله راضی هستم، ببخشید سوال بنده پیرامون مساله مراقبه است. 1. مراقبه دقیقا چیست؟ یعنی آیا به کسی که مراقب تمام اعمال خود در شبانه روز می باشد می گویند مراقبه دارد؟ یا اینکه مراقبه همان مواظبت بر حضور در لحظه حال است؟ یا اینکه مراقبه یعنی مثلا مدتی حالا مثلا چهل روز مراقب باشد فلان عمل از او سر نزند یا فلان کار را کند؟ بنده به لطف خدا، تقریبا 6 ماه مراقبه ای به این صورت انجام می دادم که: لیستی از تقریبا 40 عمل خوب و 40 عمل بد (یعنی 80 پارامتر) را تهیه کرده بودم و در انتهای شب اغلب آنها را پر می کردم. این کار در دو سه ماه اول خیلی خوب بود اما در اواخر فرسایشی شده بود. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید در عین رعایت اصول اخلاقی بر روی متون دینی مثل تفسیر المیران تمرکز داشته باشید که این خود، امری سلوکی به حساب می‌آید. جزوه‌ی روش کار با المیزان بر روی سایت در قسمت نوشتارها موجود است. موفق باشید

22727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالم این است که آیا تمام محسوسات معقول، و تمام معقولات محسوس اند؟ رابطه دین و اخلاق چگونه است یعنی اخلاق بدون دین ممکن است اگر نیست چرا؟ و دیگر اینکه آیا هر معقولی معلوم و هر معلومی معقول است؟ تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محسوسات، محسوسات‌اند و معقولات، معقولات‌اند. چگونه می‌شود بگوییم محسوسی مثل رنگ قرمز معقول است؟ آری! اگر اخلاق مبتنی بر دین باشد با توجه به این‌که در این صورت پایگاه اخلاق امری قدسی خواهد بود، این اخلاق پایدار است. برعکسِ اخلاق سکولار که مبتنی بر توصیه‌های اجتماعی است. موفق باشید

22468
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خاص به جناب استاد. نظر به وقایع اقتصادی و سیاسی اخیر و حساسیت موضوع و نیز با توجه به شرایط خاصی که انقلاب و نظام در آن قرار گرفته برای بنده و امثال بنده جای سوال است که اولا وظیفه ما در این شرایط چیست؟ شرایطی که مشکلات اقتصادی آنچنان همه را مشغول کرده که اصل نظام را زیر سوال می برند. نه می توان تایید حرفهایشان را کرد و نه می توان مشکلات را ندید. ثانیا تحلیل استاد از این شرایط چیست؟ چگونه می توان در جهت رفع مشکلات قدم برداریم در حالی که فساد در جای جای کشور رخنه کرده و دشمن نیز با بزرگنمایی و از طرفی تلقین نارضایتی مردم را رویگردان از انقلاب می کند. آیا به نظر شما دولت وقت سعی در ایجاد این نارضایتی ها ندارد تا بتواند از این طریق نظام و رهبری را مجبور به تغییرات اساسی نماید. اگر اینچنین است چرا اقدام عملی از طرف هیچ ارگانی در جهت مقابله با این جریان مشاهده نمی شود. تشکر از شما و آرزوی سلامتی و طول عمر برای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم دولت قصد ایجاد نارضایتی ندارد. ولی ظاهراً توانِ رفع چنین مشکلاتی از دولتی که به نحوی اشرافیت در آن جای دارد؛ برنمی‌آید. بالاخره این مشکلات حل می‌شود و باید با مردم همدردی کرد و مطمئن‌شان نمود که نظام مقدس اسلامی توان عبور از چنین مشکلاتی را دارد همان‌طور که توان عبور از جنگ تحمیلی را داشت. موفق باشید

نمایش چاپی