باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه برای ورود به بهشت باید از پل صراط عبور کرد در حالیکه پل صراط بر روی جهنم است، باید برای ورود به علوم انسانیِ مطلوب و ورود به آنچه در این تاریخ مدّ نظر انقلاب اسلامی است؛ از متن همین دنیایِ مدرن و از متن جهانِ توسعهیافته عبور نمود و با تجربه و درکِ آن نحوه بودن، بودنِ دیگری را مدّ نظر قرار داد. فرار از توسعهیافتگی شرطِ راه نیست، عبور از آن شرط راه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال زمینهی توبه در آنهایی که توفیق توبه دارند از اول هست و آنچنان مثل شمر غرق گناه نشدهاند که توفیق توبه نیابند 2- مرحوم آیت اللّه کمرهای در کتاب ارزشمند «عنصر شجاعت» ابعاد ارزشمندی از شخصیت حرّ را مطرح میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی در آتش مخلداند که هویت خود را بهکلّی از معنویت خالی کرده باشند. به همین جهت در روایت داریم: «لا تأکل النّار محلّ الایمان» یعنی کسی که ایمان به خدا داشته باشد، در هرحال آتش او را تماماً از بین نمیبرد 2- با توجه به آیهای که میفرماید: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ»(آلعمران/30) در واقع عذابی از خارج بر کسی وارد نمیشود، بلکه هرکس آنچه را انجام داده است در پیشِ خود مییابد، حال اگر با هویت و فطرت او هماهنگی نداشت انسان در درون خود آتش میگیرد و با توجه به شرایط عالم قیامت، آن آتش از درون انسان به بیرون آمده و او را در برمیگیرد «فی عمدٍ ممّدده». این فرض را نمیتوانم بپذیرم که اگر شرایط انسان از نظر تربیتی و رفاهی خوب باشد، آن انسان خوب خواهد بود؛ مواردِ نقض زیادی در این مورد داریم. حتی فرزند پیامبر مثل فرزند نوح «علیه السلام» میتواند خودش بدی را انتخاب کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظم غرب جهت اهداف خود یک بحث است که علامه طباطبایی هم از این جهت نظر مثبت به آن دارند، ولی چون اهداف علامه قدسی است، متوجهی ظلم و استعمار هستند و این در تفسیر المیزان بهخوبی نمایان است. اگر کسی اصالت را به انسان یعنی اومانیسم دهد، نمیتواند از غرب عبور کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت متذکر تعادل بین دنیا و آخرت میشوند که نه آنچنان به دنیا پشت کن که فکر کنی فردا میمیری، و نه آنچنان به آن توجه کن که آخرتت را فراموش کنی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن شش روز از شش روزهای عادی نیست. زیرا روزهای عادی با بودنِ زمین و خورشید شکل میگیرد. آری! در شش مرحله تجلیات الهی جهت تحقق زمین و آسمانی که غیر مجردند ظهور کرده و این تقدّم و تأخر نسبت به عالم ماده، حالتی بعد از حالتی یا خلقی بعد از خلقی است هرچند که نسبت به حضرت حق با یک اراده همراه باشد، به همان معنایی که فرمود: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» امر و ایجاد ما، یک امر واحدی است مثل یک چشم برهمزدن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر تعالی جامعه به سوی اهداف الهی و اسلامی ابتدا از طریق انقلاب و ایجاد نظام سیاسی میتوان انتخاباتی برقرار کرد و دولت اسلامی را به این معنی پدید آورد که قوانین و مقررات مطابق اسلام باشد ولی برای تحقق جامعهی اسلامی باید تلاشهای زیادی نمود تا روحیهی مردم از تعلّقات غربی به سوی تعلّقات اسلامی سیر کند و از این جهت بعد از دولت اسلامی محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در آدرس الکترونیکی جنابعالی است. سؤالات مذکور جواب داده شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اولاً: همانطور که در آخر آیهی مربوط به روزه میفرماید: «لعلکم تتقون» یعنی به اندازهای که در نیّت صادق باشیم و نیّت ما عمیق باشد، به تقوا حاصل میشویم؛ در سایر اعمال نیز قضیه از همین قرار است. ثانیاً: زمینههای روحانیِ خاصی که برای هر عملی نیاز است باید در ما فراهم باشد. ثالثاً: بعضی از این روایات، جنبهی تأویلی دارد که مثلاً از وسوسهها آزاد میشوید و این را با تأویل آزادشدن از خارش بدن مطرح میکند. رابعاً: در بسیاری از موارد وعدهها عملی شده است ولی ما متوجه نیستیم. به قول فیض کاشانی: گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی/ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه مطلبی که ارسال فرمودید، شدم. عنایت داشته باشید انسان در حقیقت خود منوّر به عقل نظری و عقل عملی است و حقیقت انسان است که در هر دو عقل، با حق روبهروست. لذا به همان معنایی که با عقل نظریِ خود متوجه بودنِ حق میشود، با عقل عملیِ خود متوجهی پرستش او میگردد. با اینهمه آن جوابی که عرض شد، دقیقتر از این جوابی است که بر مبنای حکمت مشاء دادم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» مکرر تأکید شد که این موضوع یک امر تکوینی است و نه اختیاری، و نفس ناطقه در درک تکوینی خود به آن نتیجه میرسد که بدن خود را رها کند. این کاری به جنبهی اختیاری ما ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر دو مکالمه را خواندم و بحمدالله هر دو نگاه را، نگاه به سوی حقیقت دیدم. آری هم باید منطقی و عقلانی و آزاد فکر کرد و هم باید در ذیل آزاد اندیشی تعهدمان نسبت به حق و حقیقت موجب هویت بخشی به خودمان گردد، آزاد اندیشی لیبرالیته موجب بی هویتی انسان میگردد و به تعبیر اخیر حضرت امام خامنهای در چهارده خرداد ما را مشغول مفاهیم زیبایی میکند که صورت عملی و عملیاتی ندارد. در هر صورت باید در عین آزاد اندیشی تعهدمان نسبت به حقیقت فراموش نشود و این در فضای سخن شما به خوبی نمایان است.. موفق باشید
سلام: خدا قوت. نظرتون درباره متن اخیر دکتر داوری در مورد ریاست جمهوری آقای پزشکیان چیه؟ نه از باب کنجکاوی و نه به اعتبار زیرسوار بردن دکتر داوری که از روی حیرت میپرسم. که چگونه نسبت بین زمان شناسی و توسعه نیافتگی و راهجویی و این بیانیه در باب دکتر پزشکیان رو جمع کنم؟ متن دکتر داوری: بیانیه رضا داوری اردکانی در حمایت دکتر مسعود پزشکیان: به نام خداوند جان و خرد. انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است. او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد. مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد. رضا داوری اردکانی ۱۲ تیر ۱۴۰۳ اگه صلاح میدونید خصوصی برام بفرستید و باز اگر مصلحت بود در کانال نشرش دهید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیام آقای دکتر داوری اتفاقاً مسئله و موضوعی است که ما را دعوت به اندیشیدن و باز اندیشیدن در این زمانه میکند. اولاً: جناب استاد امیر نجاتبخش در مواجهه با آن پیام نکته دقیقی میفرمایند که ابتدا خوب است بدان توجه شود.
«خدا را شکر که در میان ما هنوز فلسفه هست. هنوز کلامی هست که ما را تکان دهد و بار دیگر همه چیز را در مقابل ما ویران سازد تا از نو ساخته شویم.
🔹 آنان که با زبان فلسفه آشنا نیستند شاید ندانند ما با سخن فیلسوف در چه شور و شعفی حاضر میشویم.
🔸 ابن سینا در نیمههای شب در میان کتابها با سخن حکیمان و فیلسوفان آنچنان وجدی مییافت که میگفت اَینَ المُلوک وَ اَبنا المُلوک.
🔹 شاید هنوز در میان ما کسانی هستند که میگویند ابن عربی سنی است و به حقیقت راه نیافته، اما نمیدانم با سخن حضرت روح الله چه میکنند آنجا که راه آینده جهان را با درک ابن عربی میسر میدانست و سیاستمداران بزرگ را به آن دعوت کرد؟
🔸 آری مگر ما با ابن عربی سنی شدیم که با فیلسوف بزرگ عصرمان بسیجی نباشیم؟
🔹 آری امر دشواری است و آنان که عزم و همتی داشته باشند تا با سخن فلسفه روبرو شوند جز راه حضرت روح الله راه دیگری در مقابل خود نمییابند.» (حجت الاسلام نجاتبخش).
ثانیاً: باید در این مورد بحث شود که کدام داوری و کدام پزشکیان؟! آقای دکتر داوری که آنچنان برای شهید آوینی اشک میریزد و در عین حال سخت نگرانِ غلبه تحجّری است که بنا دارد خود را به آقای دکتر جلیلی تحمیل کند. که البته و صد البته تفکرِ تاریخی دکتر جلیلی ماورای میدان داریِ چنین جریانی است ولی بالاخره ما هنوز از این نوع تنگ نظری ها که در بین مان هست، عبور نکرده ایم. و کدام پزشکیان را دکتر داوری پشتیبانی میکند؟ پزشکیانِ دیروز را که شورای نگهبان نیز تأیید کرد؟ و یا پزشکیان امروز را که برای رأی آوردن، تا این اندازه از ساده ترین فهم تاریخیِ انقلاب اسلامی دور افتاده است. و البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح باشیم. این است معنای زندگی و این است آینده ای که در پیش است. در این رابطه نگاهی به جواب سوالات 37883 و 37884 بیندازید . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه انقلاب اسلامی در شرایطی است که میتواند از طریق گفتگو افقهایی را در مقابل مخاطب خود بگشاید که اگر طرف مقابل معاند نباشد نمیتواند آن تذکرات و اشارات را نادیده بگیرد. به همین جهت در جزوهی «ما و آیندهی انقلاب اسلامی» مؤکداً عرض شد ما در شرایط گفتگو قرار داریم نه در شرایط تحکم و محکومکردن. و ملاحظه فرمودید که جناب آقای آقامیری هم متذکر این امر شدند و انصاف را نیز نسبت به آقای دکتر رفیعی رعایت کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نظر به بودن و هستیِ انسان است و نه چیستیِ او. فکر میکنم با رجوع به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» جهانِ بودنتان برای شما به ظهور آید به شرطی که باز نپرسید «من که چیزی نمیبینم». همهی حرف آن است که از «چیزها» عبور کنیم و به «هستها» نظر افکنیم. بعد از آن دو بحث، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هم برای شما اختلاطهایی دارد، به حرفش گوش کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم: «الف الف آدم قبل از آدمی که پدر ما باشد در عالَم خلق شده» و سیر بشری همچنان با پیامبران و تا ختم پیامبران ادامه یافته. ۲. به نظر بنده تذکر بیاشکال بود. آری! شاید بتوان بگوییم طب اسلامی از آن جهت که مطابق سنت طبیعیِ عالم به درمانِ انسانها میپردازد، طب سنتی به حساب میآید و از آن جهت که مبتنی بر روایات اسلامی است، طب اسلامی گفته میشود. میماند که آیا از روایات، درست استفاده میشود تا به پایِ اسلام بگذاریم؟ واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» روشن میشود که علم خداوند به ذات خود عینِ علم اوست به همهی مخلوقات، زیرا وجود همهی مخلوقات، از تجلیات وجود خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تمرکز بر خود و حالات خود به خودی خود اشکال ندارد ولی آنچه ما را به نتیجهی متعالی میرساند، درکی است که از خود داشته باشیم در حدّ یافتنِ حقیقت خود در عوالم بالا، در آن راستا که اولیاء معصوم «علیهمالسلام» خود را در ابدیت حسّ میکردند و فرمودند: «الآن قیامتی قائم». در این مورد مطالبی در کتاب «فعلیتیافتن باورها» هست. ۲. برای آن نوع حضور، نیاز به درک سنت اولیای الهی داریم که در بستر سیره و سنت آنها حرکت کنیم، وگرنه در حدّ قوای نفس ناطقه متوقف میشویم مثل کاری که مرتاضها انجام میدهند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها و تنها با راهنماییهای نایب امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» میتوانیم وظیفهمان را نسبت به مولایمان انجام دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکیک مراتب وجودی انسان به جسم و ذهن و عقل، از تقسیمات فلسفی است و به این شکل نباید در متون دینی موضوع را جستجو کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد معنای معاد جسمانی کمی فکر کنید. زیرا منظور از جسم، جسمِ مثالی است و نه جسم مادی. در جزوهی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست شواهدی در این مورد مطرح شده است 2- چرا بهشت آدم را بهشت عالم مثالِ نزولی ندانیم؟ 3- آنچه در قوس نزول هست مابإزاء آن در قوس صعود میباشد منتها قوس صعود را انسان با اختیار خود طی میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید سعی کرد سخن حق را بگویید و از پرحرفی خودداری کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «شاخه گل هرجا که میروید گل است» بالاخره اگر انسان نظر به حقیقت دارد هرجا حقیقت ظهور کند، به همان اندازه نسبت به آن دلبسته است. مشکل آن است که بعضی از دینداران بر مبنای نظر به حقیقت، دینداری نمیکنند و بیشتر دینداریشان شبیه عضوِ یک حزببودن است. موفق باشید
