بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22745
متن پرسش
با سلام: استاد پيشنهادتان براي ورود به رشته هاي علوم انساني (به ويژه جامعه شناسي) چيست؟ با توجه به اينكه مبناي اين علوم مغايرت كامل با تفكرات اسلامي دارد، آيا بستر دانشگاه مي تواند مناسب باشد؟ (البته اگر هدف بيشتر ورورد به عرصه نظريه پردازي و ...) باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که برای ورود به بهشت باید از پل صراط عبور کرد در حالی‌که پل صراط بر روی جهنم است، باید برای ورود به علوم انسانیِ مطلوب و ورود به آن‌چه در این تاریخ مدّ نظر انقلاب اسلامی است؛ از متن همین دنیایِ مدرن و از متن جهانِ توسعه‌یافته عبور نمود و با تجربه‌ و درکِ آن نحوه بودن، بودنِ دیگری را مدّ نظر قرار داد. فرار از توسعه‌یافتگی شرطِ راه نیست، عبور از آن شرط راه است. موفق باشید

22658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. با توجه به بحث های شما درباره شفاعت، اگه یه نفر بگه من میخام همش خلاف کنم و آزاد و لاقید باشم و شراب بخورم ولی در آخر توبه کنم، اونوقت ما بهش میگیم خوب تو که نمیدونی آخر عمرت کی هست؟ ممکن توفیق توبه پیدا نکنی و یکدفعه بمیری بدون اینکه توبه کرده باشی، باز طرف میگه این چه جورعدالتیه از طرف خدا، چرا علی گندابی و رسول ترک یا حر توفیق توبه پیدا کردن ولی من توفیق توبه پیدا نکنم؟ خوب من هم در عین عشق و علاقه به اهل بیت، همه جور خلافی انجام میدم ولی در دهه محرم دست می کشم، چرا بعضی خلافکارایی که محبت دارن نسبت به اهل بیت توفیق توبه پیدا نمیکنن ولی برخی مثل همین سه نفری که نام بردیم توفیق توبه پیدا میکنن؟ آیا برای پاسخ چنین سوالی دلیل عقلانی نیز وجود دارد؟ خلاصه سوال اینکه: با توجه به اینکه همه چی دست خداست چه عاملی باعث میشه یک نفر توفیق توبه داشته باشه یک نفر نداشته باشه؟ ۲. لطفا کتابی معرفی کنید که زندگی نامه حر رو بیان کرده باشد. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال زمینه‌ی توبه در آن‌هایی که توفیق توبه دارند از اول هست و آن‌چنان مثل شمر غرق گناه نشده‌اند که توفیق توبه نیابند 2- مرحوم آیت اللّه کمره‌ای در کتاب ارزشمند «عنصر شجاعت» ابعاد ارزشمندی از شخصیت حرّ را مطرح می‌کنند. موفق باشید

21636
متن پرسش
سلام استاد: مسئله خلود در جهنم هم مسئله ای است که اگر با عقل انسانی بسنجیم عادلانه به نظر نمی رسد. خداوند انسانی آفریده با تمایلات و غرائز سرکش حیوانی و در او کشش و بینش ضعیفی به سمت خوبی ها هم قرار داده است. و با این حال، 95 % انسانها هم در جامعه غیر مسلمان، غیر شیعه، فاسد و ناسالم رشد می یابد و تربیت می شوند. در این انسان هوا و هوسهای نفسانی و غرائز حیوانی رشد می کند و فطرت انسانی او را هم غبار می گیرد. لذا به این ندای ضعیف فطرت، بی توجهی می کند؛ آن را به حساب نمی آورد و سرخوش زندگی می گردد و عمری در کفر و شرک سپری می کند. حالا این انسان واقعا چقدر گناه داشته که باید مخلد در جهنم بماند (و مجازاتهایی فوق تصور ما ببیند) آیا این عادلانه است؟ اگر منِ انسان باشم که این شخص را مجازات نمی کنم. و خداوند نسبت به بندگانش بخشنده تر از خود انسانها است. حالا چطور میشه این کار خدا را عادلانه خواند؟ مگر اینکه عدالت مورد نظر خداوند با عدالت مورد نظر ما متفاوت باشه و صرفا اشتراک لفظی داشته باشد. که در این صورت نیز این مشکل پیش میاد که ما وقتی میگیم خداوند عادل است، عدالت مورد نظر خودمان را در نظر داریم و خدا را به آن معنایی که خودمان می فهمیم، عادل می دانیم. اگر بگوییم مجازاتهای آخرت با مجازاتهای دنیایی متفاوت است و از سنخ اثر تکوینی اعمال است، دوباره می توان اشکال کرد که: مترتب کردن این آثار بر این اعمال، کار خداوند است یا غیر او؟ ترتب این آثار بر این اعمال نیز عادلانه نیست. چون فرض ما این است که قرار دادن این آثار بر این اعمال نیز کار خداوند است و خداوند هم قدرت تغییر آن را دارد. حالا چطور میشه خلود در جهنم را عادلانه دانست؟ روایتی در این زمینه است که می گوید: کافر بدان جهت مخلد در جهنم می ماند که اگر تا ابد در دنیا می ماند، تا ابد کفر می ورزید. اما مشکل این روایت این است که می توان گفت: هیچ انسانی نیست که اصلا قابل تغییر نباشد. اگر شما فاسد ترین آدم را هم از جامعه فاسد بردارید و سالها او را تحت تربیت و آموزش سالم قرار دهید و و روی فکر و اندیشه او کار کنید و او را در جامعه صد در صد سالم و مدینه فاضله قرار دهید، و تمام خواسته ها و نیازهای مشروع او را تامین کنید، قطعا تغییر خواهد کرد. پس قابل تغییر است. ثانیا: این شخص صد سال گناه کرده است، چرا باید گناه و مجازات اعمال ناکرده اش را بکشَد. (چون اگر بر فرض جاودانه می ماند، جاودانه کفر می ورزید) این عادلانه است؟ شاید مفاهیمی که ما در مورد خداوند به کار می بریم، از قبیل عدالت، رحمت، مغفرت و... با معانی عرفی و فهمی که انسانها از این مفاهیم دارند، متفاوت باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی در آتش مخلداند که هویت خود را به‌کلّی از معنویت خالی کرده باشند. به همین جهت در روایت داریم: «لا تأکل النّار محلّ الایمان» یعنی کسی که ایمان به خدا داشته باشد، در هرحال آتش او را تماماً از بین نمی‌برد 2- با توجه به آیه‌‌ای که می‌فرماید: يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ»(آل‌عمران/30)  در واقع عذابی از خارج بر کسی وارد نمی‌شود، بلکه هرکس آن‌چه را انجام داده است در پیشِ خود می‌یابد، حال اگر با هویت و فطرت او هماهنگی نداشت انسان در درون خود آتش می‌گیرد و با توجه به شرایط عالم قیامت، آن آتش از درون انسان به بیرون آمده و او را در برمی‌گیرد «فی عمدٍ ممّدده». این فرض را نمی‌توانم بپذیرم که اگر شرایط انسان از نظر تربیتی و رفاهی خوب باشد، آن انسان خوب خواهد بود؛ مواردِ نقض زیادی در این مورد داریم. حتی فرزند پیامبر مثل فرزند نوح «علیه السلام» می‌تواند خودش بدی را انتخاب کند. موفق باشید

21006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: آقا در انگلیس چه خبر است یا چه چیز است که وقتی کسی مثل سروش یا کرباسچی شهردار سابق میرند آن طور دگرگون و متغیر میشند و حتی بزرگی مثل علامه طباطبایی نظرش راجع به غرب متعادل تر می شود. طبق آنچه آقای احمدی نقل کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظم غرب جهت اهداف خود یک بحث است که علامه طباطبایی هم از این جهت نظر مثبت به آن دارند، ولی چون اهداف علامه قدسی است، متوجه‌ی ظلم و استعمار هستند و این در تفسیر المیزان به‌خوبی نمایان است. اگر کسی اصالت را به انسان یعنی اومانیسم دهد، نمی‌تواند از غرب عبور کند. موفق باشید

20901
متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا معنیه این روایت که مولا می فرماید. «کن لدنیاکَ کَاَنّ تعیش ابداً.» این نیست که حالا فرض کن دنیا همیشه هست و کارای دنیا دیر نمیشه تا حواسمون پرت مسائل دنیا نشه؟ بعضی ها هم میگن معنیش اینه که برای دنیا اون قدر پس انداز کن طوری که انگار تا ابد هستی. البته با خوندن جواب سوال 20888 این سوال برام پیش اومده. نظر شما چیه؟ با تشکر و عذر خواهی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت متذکر تعادل بین دنیا و آخرت می‌شوند که نه آن‌چنان به دنیا پشت کن که فکر کنی فردا می‌میری، و نه آن‌چنان به آن توجه کن که آخرتت را فراموش کنی. موفق باشید

20651
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: در مورد برهان حرکت جوهری که می‌فرمایید زمان با ماده است، در سوره اعراف، آیه ۵۴ که می‌فرماید زمین و آسمان را در شش روز آفریدییم. لطفاً توضیح دهید. با تشکر و عرض قدر‌دانی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن شش روز از شش روزهای عادی نیست. زیرا روزهای عادی با بودنِ زمین و خورشید شکل می‌گیرد. آری! در شش مرحله تجلیات الهی جهت تحقق زمین و آسمانی که غیر مجردند ظهور کرده و این تقدّم و تأخر نسبت به عالم ماده، حالتی بعد از حالتی یا خلقی بعد از خلقی است هرچند که نسبت به حضرت حق با یک اراده همراه باشد، به همان معنایی که فرمود: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» امر و ایجاد ما، یک امر واحدی است مثل یک چشم برهم‌زدن. موفق باشید

17521
متن پرسش
با سلام و تشکر صمیمانه از عنایت شما: در مراحل فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی (انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی، تمدن اسلامی) دلیل تقدم مرحله دولت اسلامی بر کشور اسلامی چبست؟ در حالی که ظاهرا جامعه باید دولت سازی کند. لطفا نسبت این دو مرحله را به اختصار توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر تعالی جامعه به سوی اهداف الهی و اسلامی ابتدا از طریق انقلاب و ایجاد نظام سیاسی می‌توان انتخاباتی برقرار کرد و دولت اسلامی را به این معنی پدید آورد که قوانین و مقررات مطابق اسلام باشد ولی برای تحقق جامعه‌ی اسلامی باید تلاش‌های زیادی نمود تا روحیه‌ی مردم از تعلّقات غربی به سوی تعلّقات اسلامی سیر کند و از این جهت بعد از دولت اسلامی محقق می‌شود. موفق باشید

16549
متن پرسش
استاد بزرگوار دلیل اینکه به سوال 16472 و 16520 که بنده فرستاده بودم جواب ندادید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در آدرس الکترونیکی جنابعالی است. سؤالات مذکور جواب داده شده است. موفق باشید

15974
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب مفاتیح الجنان فراوان برخورد کردم با اعمالی که به اشکال مختلف توصیه شوده مثل تعقیبات نمازها، اعمال ایام و مکانهای خاص که وعده های مشخص دنیوی و نقدی در پی انجام آنها از جانب امام داده شده، مثلا غسل شب اول ماه رمضان که وعده شده خارش به بدن نمی رسد تا رمضان سال آینده انجام می شود تکرار می شود که شرایط رعایت شود از قبیل حلال بودن آب غسل نیت و...... مکرر انجام دادم این اعمال را و هر بار هیچ کدام از نتایج را ندیدم و وعده ها محقق نشد گرچه تحقق آنها اصل مطلوب من نبوده و در طلب حوایجی بسیار فراتر از اینها آن اعمال را انجام دادم لکن این سوء ظن ایجاد شده که از کجا معلوم اثار اخروی و معنوی هم مثل این وعده ها محقق نشود از این دست روایات فراوان دیدم که نه در صحیح بودن آنها جای شک هست و از طرفی در مفاتیح فراوان هست که من تقریبا همه را انجام داده و هیچ یک از نتایج وعده داده شده حاصل نشد. خواستم به نقص عملم تلقی کنم توجیه شدنی نبود. دقت و تکرار هر روزه و هر ساله آنها، دقت و طلب صحیح آن اعمال و انجام آنها پس از اعمالی که ذکر شده. شما پس از انجام این عمل کلیه گناهان گذشته و آینده تان آمرزیده است چونان روزی که از مادر متولد شده ایم و مانعی برای قبولی عمل نیست انجام شده قبلا با اشتیاق و قوه فوق العاده ای مقید به انجام کامل تعقیبات احیای شبهای جمعه و انجام اعمال آن اعمال وارده در ایام خاص بودم بدون خستگی و تردید ولی کم کم تردید و سوء ظن ناشی از عدم تحقق وعده های فوری و نقد مرا بی اعتماد نسبت به کل ادعیه و روایات و صحت این کلمات و به بن بست و سوءظن نسبت به کلیه روایات و احادیث کشانده در جستجوها و طرح این مسئله با علما هم به پاسخ قانع کننده ای نرسیدم. لطفا در حل این مسئله در صورت امکان کمک کنید. امام نمی تواند خلف وعده کند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اولاً: همان‌طور که در آخر آیه‌ی مربوط به روزه می‌فرماید: «لعلکم تتقون» یعنی به اندازه‌ای که در نیّت صادق باشیم و نیّت ما عمیق باشد، به تقوا حاصل می‌شویم؛ در سایر اعمال نیز قضیه از همین قرار است. ثانیاً: زمینه‌های روحانیِ خاصی که برای هر عملی نیاز است باید در ما فراهم باشد. ثالثاً: بعضی از این روایات، جنبه‌ی تأویلی دارد که مثلاً از وسوسه‌ها آزاد می‌شوید و این را با تأویل آزادشدن از خارش بدن مطرح می‌کند. رابعاً: در بسیاری از موارد وعده‌ها عملی شده است ولی ما متوجه نیستیم. به قول فیض کاشانی: گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی/ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی». موفق باشید

15776
متن پرسش
حضرت استاد سلام: سوالی پرسده بودم گویا منظور من را متوجه نشدید. به همین دلیل سوال خود را دوباره می پرسم و اون اینه که انسان با عقل نظری پی به وجود خدا می برد اما ما فقط پی به وجود خدا می بریم اما این که انسان باید دین داشته باشد و یا عبادت کند و یا همان خدایی را که اثبات کرده بر اساس چه دلیلی باید پرستش کند به نظر می آید عقل نظری انسان جوابی برای این گونه سوال ها ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه مطلبی که ارسال فرمودید، شدم. عنایت داشته باشید انسان در حقیقت خود منوّر به عقل نظری و عقل عملی است و حقیقت انسان است که در هر دو عقل، با حق روبه‌روست. لذا به همان معنایی که با عقل نظریِ خود متوجه بودنِ حق می‌شود، با عقل عملیِ خود متوجه‌ی پرستش او می‌گردد. با این‌همه آن جوابی که عرض شد، دقیق‌تر از این جوابی است که بر مبنای حکمت مشاء دادم. موفق باشید

12950
متن پرسش
سلام: در نکته پنجم معرفت نفس می فرمایید که چون نفس به جهت ذات مجردش نظر و آگاهی به آینده دارد و وقتی متوجه شد در آینده کمالی بر کمالاتش افزوده نمی شود دچار یاس شده و دیگر بدن را تدبیر نمی کند. خوب حالا سوال من این است که اکثر مردم نه به کمال انسانی در حد بالا می رسند و نه به کمال حیوانی پس چرا همان موقع که به دنیا می آیند و یا قبل آن از تدبیر بدن انصراف نمی دهند؟ اصلا چرا بدن خود را می سازند وقتی به این موضوع آگاهی دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» مکرر تأکید شد که این موضوع یک امر تکوینی است و نه اختیاری، و نفس ناطقه در درک تکوینی خود به آن نتیجه می‌رسد که بدن خود را رها کند. این کاری به جنبه‌ی اختیاری ما ندارد. موفق باشید

12477
متن پرسش
سلام بر عبدالله اصغر طاهرزاده استاد ماه رمضان هست وشما در مراقبت اما خوشحال میشم وقت بذارید حتی اگه بعد رمضان مطالعه کنید اعتقاداتم را. نه شما حضرت هادی هستید نه من عبدالعظیم اما باید اعتقادات را پیش علمای ربانی برد و شما را بی عبا و عمامه و ریش انچنانی در حد ایت الله قاضی و علامه قبول دارم جاتون خالی پسین 26 ام لایق شهدا شدم میدون بهارستان وبعد مطلبی نوشتم که بماند بعد یکی از همسفری های کربلا اخیر ایمیلی داد و منم جوابی دادم دوست دارم بخونید و اگه جایی اشتباه کردم بهم متذکر بشید اجرتون با حضرت مادر (بی بی فاطمه ) اگرم نرسیدید دعا یاتون نره (ضمنا به دلیل مراعات طرف مقابلم نرم حرف زدم تا حدی و اعتقادم بر رهبری بالاتر از این حرفاست) این سوال خصوصی ست سایت منتشر نکند لطفا http://myattitude.blog.ir/1394/03/30/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%86-%D9%BE%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بنده هر دو مکالمه را خواندم و بحمدالله هر دو نگاه را، نگاه به سوی حقیقت دیدم. آری هم باید منطقی و عقلانی و آزاد فکر کرد و هم باید در ذیل آزاد اندیشی تعهدمان نسبت به حق و حقیقت موجب هویت بخشی به خودمان گردد، آزاد اندیشی لیبرالیته موجب بی هویتی انسان می‌گردد و به تعبیر اخیر حضرت امام خامنه‌ای در چهارده خرداد ما را مشغول مفاهیم زیبایی می‌کند که صورت عملی و عملیاتی ندارد. در هر صورت باید در عین آزاد اندیشی تعهدمان نسبت به حقیقت فراموش نشود و این در فضای سخن شما به خوبی نمایان است.. موفق باشید

9570
متن پرسش
به نام خدای بزرگ با سلام خدمت استاد عزیز: آیا وقتی خسته هستیم و دراز کشیده ایم قرآن گوش کنیم بی حرمتی به قرآن است یا قبل از خواب قرآن گوش کنیم تا خوابمان ببرد؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست، زیرا دلِ شما که دراز نکشیده. (در ضمن به عرض جنابعالی و سایر کاربران عزیزی که آدرس الکترونیک و یا ایمیل خود را ثبت نمی‌کنند می‌رسانیم که این سایت از آن‌جایی که بنا دارد سؤالاتی را در معرض دید کاربران قرار دهد که بیشتر در رابطه با معارف اسلامی و سلوک اخلاقی و یا مربوط به مبانی انقلاب اسلامی است، چنانچه ایمیل خود را ثبت نفرمایید از جواب‌دادن معذوریم) موفق باشید
9141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به علت فرصت مطالعاتی همسرم و به ضرورت لازم شد 6 ماه در چند کشور غربی زندگی کنیم و الان 2 ماهه در بارسلونا هستیم. خیلی از مباحث غرب شناسی شما را مطالعه کرده یا حضور داشته ام و الان از نزدیک میبینم و مشغول مستند کردن آن هستم (فیلم و عکس و...). متاسفانه اینجا ارتباط با آسمان خیلی ضعیف یا قطعه. ولی زندگی زمینی خوبی دارند حداقل خیلی بهتر یا راحت تر از ما. الان مجدد دارم مبحث معاد حضرتعالی را مرور میکنم. و دوست دارم نقاط ضعف و قوت این فرهنگ را مستند کنم و این مستندات در کنار مباحث تئوریک جنابعالی مفید است. اگر توصیه خاصی دارید مرقوم بفرمایید. متشکر دعا گوی شما هستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم کار ارزشمندی است. سعی کنید از زاویه‌ای دیگر که متأسفانه از چشم بعضی‌ها پنهان است به آن‌ها بنگرید. به خصوص در رابطه با آن‌چه از جهت خانوادگی و عدم روحانیتی که بر آن‌ها می‌گذرد. از کارهای مثبت آن‌ها نیز غافل نباشید؛ کارهایی که برای تمدن سازی یک ملت ضروری است. موفق باشید
37881
متن پرسش

سلام: خدا قوت. نظرتون درباره متن اخیر دکتر داوری در مورد ریاست جمهوری آقای پزشکیان چیه؟ نه از باب کنجکاوی و نه به اعتبار زیرسوار بردن دکتر داوری که از روی حیرت می‌پرسم. که چگونه نسبت بین زمان شناسی و توسعه نیافتگی و راه‌جویی و این بیانیه در باب دکتر پزشکیان رو جمع کنم؟ متن دکتر داوری: ‌ ‌بیانیه رضا داوری اردکانی در حمایت دکتر مسعود پزشکیان: به نام خداوند جان و خرد. انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است.  او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد.  مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد.  رضا داوری اردکانی ۱۲ تیر ۱۴۰۳ اگه صلاح می‌دونید خصوصی برام بفرستید و باز اگر مصلحت بود در کانال نشرش دهید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده پیام آقای دکتر داوری اتفاقاً مسئله و موضوعی است که ما را دعوت به اندیشیدن و باز اندیشیدن در این زمانه می‌کند. اولاً: جناب استاد امیر نجاتبخش در مواجهه با آن پیام نکته دقیقی می‌فرمایند که ابتدا خوب است بدان توجه شود.
«خدا را شکر که در میان ما هنوز فلسفه هست. هنوز کلامی هست که ما را تکان دهد و بار دیگر همه چیز را در مقابل ما ویران سازد تا از نو ساخته شویم.
🔹 آنان که با زبان فلسفه آشنا نیستند شاید ندانند ما با سخن فیلسوف در چه شور و شعفی حاضر می‌شویم.
🔸 ابن سینا در نیمه‌های شب در میان کتاب‌ها با سخن حکیمان و فیلسوفان آنچنان وجدی می‌یافت که می‌گفت اَینَ المُلوک وَ اَبنا المُلوک.
🔹 شاید هنوز در میان ما کسانی هستند که می‌گویند ابن عربی سنی است و به حقیقت راه نیافته، اما نمی‌دانم با سخن حضرت روح الله چه می‌کنند آنجا که راه آینده جهان را با درک ابن عربی میسر می‌دانست و سیاستمداران بزرگ را به آن دعوت کرد؟
🔸 آری مگر ما با ابن عربی سنی شدیم که با فیلسوف بزرگ عصرمان بسیجی نباشیم؟ 
🔹 آری امر دشواری است و آنان که عزم و همتی داشته باشند تا با سخن فلسفه روبرو شوند جز راه حضرت روح الله راه دیگری در مقابل خود نمی‌یابند.» (حجت الاسلام نجاتبخش).
ثانیاً: باید در این مورد بحث شود که کدام داوری و کدام پزشکیان؟! آقای دکتر داوری که آنچنان برای شهید آوینی اشک می‌ریزد و در عین حال سخت نگرانِ غلبه تحجّری است که بنا دارد خود را به آقای دکتر جلیلی تحمیل کند. که البته و صد البته تفکرِ تاریخی دکتر جلیلی ماورای میدان داریِ چنین جریانی است ولی بالاخره ما هنوز از این نوع تنگ نظری ها که در بین مان هست، عبور نکرده ایم. و کدام پزشکیان را دکتر داوری پشتیبانی می‌کند؟ پزشکیانِ دیروز را که شورای نگهبان نیز تأیید کرد؟ و یا پزشکیان امروز را که برای رأی آوردن، تا این اندازه از ساده ترین فهم تاریخیِ انقلاب اسلامی دور افتاده است. و البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح باشیم. این است معنای زندگی و این است آینده ای که در پیش است. در این رابطه نگاهی به جواب سوالات 37883  و 37884 بیندازید . موفق باشید      

28235
متن پرسش
سلام و عرض ادب استاد: با تشکر از اینکه مناظره را با اینکه بسیار سرتان شلوغ است گوش دادید. و شکر خدا این مناظره بابی شد که بعضی ها مبحث معاد را جدی بگیرند به دنبال ظن و گمان نروند، بلکه بروند به دنبال استدلال و تفکر محکم و مشاهدات معصوم (ع) لذا بحمدلله رفتار آقایون رفیعی و سرلک ، بعنوان پدری مهربان که متذکر اشتباهات فرزندش می‌شود ، بسیار راهگشا بود ، بنظرم هم برای آقای آقامیری و هم برای مخاطبین که خود آقای آقا میری طی کلیپی بعد از مناظره ، گفتند : آقای دکتر رفیعی با من مثل پدر رفتار کرد و گرنه اگر می‌خواستند به راحتی زبان مرا می‌بستند! کلیپش برایتان ارسال گردید. خدا به توفیقاتشان بیفزاید. آقای سرلک و آقای رفیعی را و خداوند باب تفکری برای آقای آقامیری باز کند ان شاءالله که خوشحال می‌شویم ایشان هم با تفکر مرحوم علامه طباطبایی مانوس گردند ، که آنطور که معلوم است ارادت هم دارند به علامه. و ای کاش این چنین گفتگو هایی بیشتر می‌بود. بنده باورم نمی‌شد ، به خود بنده ۷ نفر پیام دادند : تازه فهمیدیم که چرا می‌گفتید مبنا ندارد این حرفها، با این که بنده برای برخی ساعتها توضیح داده بودم ، ولی اثر این جلسه بیشتر بود! ای کاش به حرف مقام معظم رهبری گوش می‌دادیم برای کرسی های آزاداندیشی ، که یکی از آثارش این است که دیگر کسی نمی‌تواند حرف بی مبنا بزند. سوالی هم داشتم : آیا بنظر شما رفتار عده ای که بجای نقد فضا را می‌برند به سمت فحش و لعن و نفرین آقای آقامیری ، بهتر است چگونه مواجهه ای داشته باشند با حرف غلط و احیانا حرف درست ایشان؟ اساسا رفتار اسلامی با چنین اشخاصی چگونه باشد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه انقلاب اسلامی در شرایطی است که می‌تواند از طریق گفتگو افق‌هایی را در مقابل مخاطب خود بگشاید که اگر طرف مقابل معاند نباشد نمی‌تواند آن تذکرات و اشارات را نادیده بگیرد. به همین جهت در جزوه‌ی «ما و آینده‌ی انقلاب اسلامی» مؤکداً عرض شد ما در شرایط گفتگو قرار داریم نه در شرایط تحکم و محکوم‌کردن. و ملاحظه فرمودید که جناب آقای آقامیری هم متذکر این امر شدند و انصاف را نیز نسبت به آقای دکتر رفیعی رعایت کردند. موفق باشید

28064
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ۱. بنده وقتی سعی می کنم از گذشته و آینده خودم را رها کنم و در حال باشم نمی دانم در حال ذهنم را به چی متمرکز کنم؟ شما می فرمایید کافی است نطر کنید به عالم غیب می بینید. استاد من هیچی نمی بینم فقط دوباره خیالات هجوم می یارن من دوباره خودم را از گذشته و آینده رها می کنم دوباره خیالات می یاد. ۲. استاد من هرچه برای در صحنه نگه داشتن قلب تلاش می کنم نا موفق هستم از صبح که بیدار می شم در حال کارهای خونه و در هر حالی تمام تلاشم را می کنم دایم با ذکر صلوات قلبم را زنده نگه دارم آخرش هم وقتی می خوابم خواب هایم تمام خیالات در هم و برهم و آشفته هست. استاد من دیگه از دست خودم نا امید شدم می گم شاید روشم اشتباه است در تزکیه از رذایل اخلاقی هم تلاشم را می کنم استاد لطفا اشتباهم را بهم تذکر بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نظر به بودن و هستیِ انسان است و نه چیستیِ او. فکر می‌کنم با رجوع به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» جهانِ بودن‌تان برای شما به ظهور آید به شرطی که باز نپرسید «من که چیزی نمی‌بینم». همه‌ی حرف آن است که از «چیزها» عبور کنیم و به «هست‌ها» نظر افکنیم. بعد از آن دو بحث، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هم برای شما اختلاط‌هایی دارد، به حرفش گوش کنید. موفق باشید

25067
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یه جوونی ازم پرسید که قبل از این آدمایی که از نسل حضرت آدم هستن آیا دنیا و انسانی نبوده؟ منم گفتم طبق اون روایت از مولا که فرمودن قبل این عالم عالم هایی مثل این عالم بوده. در ادامش گفت آیا تو اون عالم همین پیامبر و اهل بیت بودن یا نه؟ که من نتونستم جوابشو بدم. به نظر شما جواب این سوال چیه؟ یه سوال دیگه اینکه چند وقت پیش امام جمعه شهر ما تو خطبه هاش گفته بود که چیزی به اسم طب اسلامی نداریم و طب سنتی داریم که اون هم باید با مدرک باشن. بعد از نماز جلو رفتم و بهشون گفتم حضرت آقا سالها پیش فرمودن دغدغه من طب اسلامی ایرانیه. .مراجعی مثل علوی گرگانی و نوری همدانی هم علنا حمایت کردن از طب اسلامی. شما چرا تو خطبه این حرف رو زدین. ایشون اول گفتن ما طب سنتی داریم که همون حرف پیامبر و اهل بیته که من گفتم اگه همون حرف پیامبر و اهل بیته پس میشه همون اسلامی ولی شما گفتین طب اسلامی نداریم و این تناقضه. در ادامه گفتن تو نمیدونی و طفره رفتن. به نظر شما اینکه رفتم پیش ایشون و تذکر دادم کار درستی بوده یا نه به این حرفا بی تفاوت باشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم: «الف الف آدم قبل از آدمی که پدر ما باشد در عالَم خلق شده» و سیر بشری همچنان با پیامبران و تا ختم پیامبران ادامه یافته. ۲. به نظر بنده تذکر بی‌اشکال بود. آری! شاید بتوان بگوییم طب اسلامی از آن جهت که مطابق سنت طبیعیِ عالم به درمانِ انسان‌ها می‌پردازد، طب سنتی به حساب می‌آید و از آن جهت که مبتنی بر روایات اسلامی است، طب اسلامی گفته می‌شود. می‌ماند که آیا از روایات، درست استفاده می‌شود تا به پایِ اسلام بگذاریم؟ واللّه اعلم! موفق باشید

23984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در مورد رابطه علم خدا با وجود خداوند کتابی را مطالعه کردم، اما توضیح شما راهگشاتر می باشد. ممنون میشم راهنمائی کنید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» روشن می‌شود که علم خداوند به ذات خود عینِ علم اوست به همه‌ی مخلوقات، زیرا وجود همه‌ی مخلوقات، از تجلیات وجود خداوند است. موفق باشید

23456
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: ببخشید شاید سوالم پیچیده به نظر بیاد لذا ممنون میشم با دقت بخونید و راهنمایی بفرمایید. مقدمه اول: در یکی از سوالات پرسش و پاسخ که بین شما و یکی از کاربران انجام شد، یادم نیس کدوم سوال بود ولی مضمونش این بود که سوال کننده از شخص یا فرقه ی خاصی پرسیده بود و شما در پاسخ گفته بودین چنین مباحثی، انسان رو بیشتر به خودش مشغول میکنه تا به خداوند و اون رو رد کردین. بعد من اسم شخص یا فرقه ای که در سوال بود سرچ کردم ببينم چی بوده، دیدم این شخص یا فرقه تعالیمی داره با این مضمون که انسان روی خودش تمرکز کنه و انگار از سران بودایی بوده. این رو به عنوان مقدمه اول داشته باشین لطفا. مقدمه دوم: از طرفی مدتيه ناخودآگاه خودم در خودم دقیق شدم، و ماجرا از اینجا آغاز شد که دیدم با بستن چشم هايم، باز هم قوه باصره کار میکنه و باز به طور اتفاقی تجربه کردم موقع داشتن درد در بدن، تمرکز روی این درد سبب زایل شدن درد میشه. این گونه تجربه ها مقدماتی شد برای اینکه در خودم فرو بروم و خودم رو تحلیل و ارزیابی کنم، خودم اعم از افعال و احساسات و تفکرات مقطعی که احساساتم باعث میشه این عقاید یا افکار بر من عارض بشه رو تحلیل کنم. و در عمل فعلا این تحلیل و ارزیابی مفید بوده. با ذکر دو مقدمه ی فوق، نگرانی من اينه که نکنه این ارزیابی که انجام میدم نوعی پرداختن به خود باشه؟ و آیا این نوع پرداختن به خود که در مقدمه دوم ذکر شد نمیتونه راهگشا باشه برای رسیدن به حق؟ از کجا مطمئن بشم این کارم اثر منفی روی من نداره و من رو به خودم مشغول نمیکنه تا از خدا غافل شم چون هنوز ارزیابی تجربی روشنی از ارتباطم با خدا ندارم؟ در واقع آیا هر نوع تفکری روی خودمون بلامانع هست یا خیر؟ ملاک سنجش اینکه ببینم چه نحوه تمرکزی روی خودمون خوبه چیه؟ چون من مستقیما توی کتب دینی در این مواردی که باهاش مواجه میشم، مطلبی ندیدم از طرفی هم مسایل تجربی هستن که انسان ناخودآگاه با اونها مواجه میشه. آیا برای ارزیابی منطقی حالات و رفتار خودمون نیازی هست چنین ملاحظاتی کنیم یا یه امر طبیعیه و ملاحظه خاصی نمی طلبه؟ خیلی ممنونم از وقتی که در اختیارمون گذاشتید. اجرتون با حضرت حق. ممنون میشم درصورت امکان سوال رو خصوصی پاسخ بدین چون فکر نمیکنم به درد شخص دیگری بخوره و شخصی هست. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تمرکز بر خود و حالات خود به خودی خود اشکال ندارد ولی آن‌چه ما را به نتیجه‌ی متعالی می‌رساند، درکی است که از خود داشته باشیم در حدّ یافتنِ حقیقت خود در عوالم بالا، در آن راستا که اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» خود را در ابدیت حسّ می‌کردند و فرمودند: «الآن قیامتی قائم». در این مورد مطالبی در کتاب «فعلیت‌یافتن باورها» هست. ۲. برای آن نوع حضور، نیاز به درک سنت اولیای الهی داریم که در بستر سیره و سنت آن‌ها حرکت کنیم، وگرنه در حدّ قوای نفس ناطقه متوقف می‌شویم مثل کاری که مرتاض‌ها انجام می‌دهند. موفق باشید

22460
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: استاد عزیز با توجه به اوضاع کنونی جامعه و اینکه احساس می کنیم ان شا،الله به ظهور نزدیک می شویم، به نظرتون چطور باید خودمون را برای ظهور آماده کنیم و جوری باشیم که به درد امام زمان (عج) بخوریم؟ دنبال کردن چه مباحثی را اولویت میدونین و توصیه می فرمایید؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها و تنها با راهنمایی‌های نایب امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌توانیم وظیفه‌مان را نسبت به مولایمان انجام دهیم. موفق باشید

22214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله استاد عزیز: طاعات و عبادات حضرتعالی قبول درگاه حق استاد جآن: «ذهن» چیست!؟ و ذهن در کلام معصوم سلام الله علیهم اجمعین به چه چیزی تعبیر شده است! آیا ذهن همان عقل است؟ نسبتی بین ذهن و مغز انسان وجود دارد؟ خدا حفظتون کنه التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکیک مراتب وجودی انسان به جسم و ذهن و عقل، از تقسیمات فلسفی است و به این شکل نباید در متون دینی موضوع را جستجو کرد. موفق باشید

22033
متن پرسش
سلام استاد: عبادت قبول، بهشت برزخی که مورد قبول عرفا و فلاسفه بوده و در قوس نزول قرار می گیرد، از سنخ عالم مثال است. با توجه به این که فلاسفه عالم مثال را مجرد می دانند و ظاهر آیات و روایات، به جسمانی بودن بهشت حضرت آدم اشاره دارند، چگونه می توان از این دیدگاه دفاع کرد؟ از طرف دیگر این عالم مثال همان عالمی است که در قوس صعود هم حرکت به سوی آن صورت می گیرد. در اینجا هم این سوال مطرح می شود که چگونه معاد جسمانی با عالم مثال که عالمی مجرد است، سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد معنای معاد جسمانی کمی فکر کنید. زیرا منظور از جسم، جسمِ مثالی است و نه جسم مادی. در جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست شواهدی در این مورد مطرح شده است 2- چرا بهشت آدم را بهشت عالم مثالِ نزولی ندانیم؟ 3- آن‌چه در قوس نزول هست مابإزاء آن در قوس صعود می‌باشد منتها قوس صعود را انسان با اختیار خود طی می‌کند. موفق باشید

21940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سکوت که از لازمه های سلوک است آیا افرادی مثل مبلغین یا معلمان که مجبور به صحبت های طولانی هستند حتی گاهی صحبتهایی که عمیقا با جان آنها امیخته نیست نظیر مباحث معرفت النفس آیا باز گو کردن این مسایل و دیگر مسایل اخلاقی در این حال که از جان انها سرچشمه نمی گیرد اشکال دارد و مانع سلوک است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید سعی کرد سخن حق را بگویید و از پرحرفی خودداری کنید. موفق باشید

21876
متن پرسش
سلام: مرحوم علامه تهرانی در کتاب معاد شناسی خود می نویسد: «از شخص موثقی شنیدم که می گفت: روزی یکی از معممین برای عیادت مرحوم علامه امینی در منزل موقت ایشان که در منطقه پیچ شمیران تهران بود رفته بود. علامه امینی ( ره) سخت مریض و به پشت خوابیده بودند. آن شخص ضمن احوالپرسی و صحبت از آقا سؤال کرده بود: اگر انسان به حضرت عباس علیه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ایمان او صدمه می خورد؟ علامه متغیر شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل علیه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکری از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از این جهت که نوکرم، والله به رو در آتش خواهد افتاد!» نظر استاد درباره ی جمله علامه امینی رحمه الله چیست؟ ممنون میشم اگر از روایات و سیره بزرگان مطالبی در تایید ایشان سراغ دارید بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است» بالاخره اگر انسان نظر به حقیقت دارد هرجا حقیقت ظهور کند، به همان اندازه نسبت به آن دلبسته است. مشکل آن است که بعضی از دینداران بر مبنای نظر به حقیقت، دینداری نمی‌کنند و بیشتر دینداری‌شان شبیه عضوِ یک حزب‌بودن است. موفق باشید

نمایش چاپی