بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7563
متن پرسش
باسلام آیا پیامبران بخصوص اولوالعزم کل العلم و علمُ الکل و عقل الکل و کل العقل نیستند؟آیا دارای خلأهایی در اَسرار هستند که باید از (دیگران) بگیرند؟منظور جریان خضر و موسی علیهماالسلام است. اگر خداوند در قالب وحی اسرار را به موسی ع می آموخت حرفی نبود ولی از طریق یک شخص دیگر که به گفته ی امام صادق ع مقام موسی از خضر علیهماالسلام بالاتر است،جای سوال است.چون در تقسیم بندی انواع رساندن وحی در سوره شوری هم حرفی از شخص ثالث نیست.وما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم...هر چند در آن جریان سخن از وحی نبوده ولی اسراری غیبی در کار بوده. لطفا توضیح بفرمائید.تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همچنان که در سوره‌ی شوری آیه‌ی 51 می‌فرماید: «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ» اگر خداوند بخواهد با بشر سخن بگوید از این چند طریق سخن می‌گوید، ولی این آیه نمی‌گوید همه‌ی آنچه خدا می‌داند را به بشر می‌گوید. آری موسی«علیه‌السلام» به عنوان رسول خدا هر آنچه بشر برای سعادت خود در آن زمان نیاز دارد را آورده و هیچ نقصی در پیام حضرت موسی«علیه‌السلام» برای آن زمان نیست، ولی باز این بدین معنا نیست که خداوند همه‌ی حقایق را به حضرت موسی«علیه‌السلام» داده باشد. به همین جهت هم اگر با آن‌که آنچه در نزد حضرت خضر«علیه‌السلام» بود در نزد حضرت موسی«علیه‌السلام» نبود، نقصی در هدایت‌گری حضرت موسی«علیه‌السلام» پیش نمی‌آمد، می‌ماند حقایقی که ماوراء شریعت در اختیار بندگانی خاص هست مثل آنچه در اختیار حضرت خضر«علیه‌السلام» بود. موفق باشید
23969
متن پرسش
سلام علیکم بر استاد: چند وقتی است که یک موضوعی ذهن من رو مشغول کرده و خیلی در موردش فکر می کنم. موضوع این است که اگر بچه های این دوره حدودا ۶۰ سال قبل یا قبل تر زندگی می کردن آدامای خیلی دین دارای و متدینی میشدن یا برعکس اگر آدم های دین دار ۶۰ سال قبل و قبلتر از ۶۰ سال، این دوره بودن حالا وضعیتشون خیلی بدتر از خیلی از ماها بود (نمیخوام کار بدمون را توجیح کنم). بطور مثال ظرفیت فضای مجازی که خیلی ها در مراودات عمومی خیلی قوی رفتار می کنند، ولی در فضای مجازی این قدرت را برای مراقبه ندارن. برای همین است من تقریبا همه ادم های این دوره را دوست دارم بغیر از اونایی که عناد دارن. امید وارم تونسته باشم مطلب را برسونم. با تشکر فراوان. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است که آدم‌های این دوره را به جز آن‌هایی که عناد دارند، دوست دارید. با این‌همه فراموش نفرمایید که اگر زمانی، ظلمات زیاد شود، از آن طرف هم حضرت حق نور هدایت خود را زیاد می‌کند. به گفته‌ی مولوی:

چون‌که سرکه، سرکگی افزون کند / پس شکر را واجب افزونی بود

قهرِ سرکه، لطف هم از انگبین / این دو باشد اصلِ هر سرکنگبین

در هر حال در هر دوره‌ای خداوند بر اساس استعداد انسان‌ها و شرایطی که دارند، آن‌ها را امتحان می‌کند. موفق باشید

23866
متن پرسش
سلام استاد گرامی و بزرگوار وقتتون بخیر: ان شاءالله که سلامت هستین، استاد بعضی از خیالات خیلی بنده رو آزار میده، چه جوری میتونیم بطور عملی به توهمات خودمون میدون ندیم و ازش تاثیر نپذیریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «آب گِل خواهد که بر دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». تا سیر به سوی دریا نداشته باشید که معلوم نمی‌شود چه تعلقاتی دارید! این خیالات که سراغ انسان می‌آید نشانه‌ی آن است که حرکتی صورت گرفته است. بفرمایید حالا اولِ کار است، باید فکری برای تک‌تکِ این خیالات کرد. هر اندازه انسان کار را برای خدا شروع کند و ادامه دهد، آن خیالات تبدیل به نور إلی اللّه می‌شود. موفق باشید 

23612
متن پرسش
سلام و عرض ادب: منظورم از سوالی که پرسیدم به درستی منتقل نشد، گویا. علم حصولی (که برای من فعلا فیزیک و شیمی و... است) بدرد نمی خورد مگر با حضور واردش شویم و بتوانیم توجیهی (البته کلمه توجیه آن اصالت و عظمت مورد نیاز را شاید نداسته باشد) ایمانی برایش تعریف کنیم، اینکه بگوییم نیتمان را درست کنیم یا نمی دانم مثلا بگوییم هدفمان کمک به جامعه و...(از این دست کمرنگی ها و بی رمقی ها.) است بدرد نخواهد خورد، بلکه باید با احساس دردمندی و حضوری تاریخی به سراغ این علوم حصولی برویم. سوال من از اینجا آغاز می شود که: بنده حقیر که الان در مقطع دهم (دبیرستان دوره دوم) هستم. چه نوع رجوعی به علوم حصولی برای من اصالت و رنگ و بوی لازم را خواهد داشت؟ به طریقی یعنی چگونه این علوم غربی حضور به همراه خواهد داشت؟ آیا اصلا وجوبی به مطالعه این علوم هست؟ یا فقط جبر پوچ و تهی از معنای جامعه است که مرا به دنبال این علوم برده؟اصلا چه می شود که مطالعه علوم حصولی در این تاریخ اصالت پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با روحیه‌ی طلبِ عمق مطالبی که در تاریخ ما ظاهر شده، با این علوم برخورد کنید – مثل شهید آوینی و روحیه‌ی معماری و راه و ساختمان که رشته‌ی دانشگاهی او بود - تا وقتی در ساحاتِ مختلف در نظام اجتماعی حاضر می‌شوید از آن عمقی که دارید، حضورِ جدّی‌تری را دنبال کنید. موفق باشید

22727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالم این است که آیا تمام محسوسات معقول، و تمام معقولات محسوس اند؟ رابطه دین و اخلاق چگونه است یعنی اخلاق بدون دین ممکن است اگر نیست چرا؟ و دیگر اینکه آیا هر معقولی معلوم و هر معلومی معقول است؟ تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محسوسات، محسوسات‌اند و معقولات، معقولات‌اند. چگونه می‌شود بگوییم محسوسی مثل رنگ قرمز معقول است؟ آری! اگر اخلاق مبتنی بر دین باشد با توجه به این‌که در این صورت پایگاه اخلاق امری قدسی خواهد بود، این اخلاق پایدار است. برعکسِ اخلاق سکولار که مبتنی بر توصیه‌های اجتماعی است. موفق باشید

21976
متن پرسش
استاد گرامی سلام: با عرض ادب و احترام در حوزه مباحث معرفت نفس سوالاتی داشتم: 1. عاداتی که فراتر از نیاز جسمانی انسان است و جنبه نفسانی و وهمی دارد مثل اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، اعتیاد به خوردن و آشامیدن و پرخوری، اعتیاد به تماشای تلوزیون، اعتیاد به گوش دادن به موسیقی و ... هنگام مرگ چه بر سر انسان می آورد؟ (چون میل و نیاز باقی است ولی جواب داده نمی شود). چه مدت پس از مرگ طول می کشد تا این هوس ها از یاد انسان برود؟ 2. اینکه گفته می شود جنسیت و نسب امور اعتباری و مربوط به بدن مادی انسان است و در قرآن کریم نیز عبارت «لا انساب بینهم آمده» .آیا پس از مرگ، انسان فراموش می کند که خانواده و خویشانی داشته و دیگر آنها را نمی شناسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه هستید اگر انسان به‌کلی جهت توحیدی نداشته باشد و دنیا مقصد او شده باشد، که در برزخ و قیامت به جهت نیافتن آن‌چه بدان مشغول بود؛ دائم معذب است. ولی اگر در عین جهت توحیدی، تعلقاتی به دنیا داشت تا آن حدی که به خود آید، گرفتار عذاب‌های مربوطه است 2- نسبت‌های اعتباری از آن جهت که اعتباری است و مربوط به دنیا و بدن است، در قیامت بی‌معنا می‌شود. ولی اگر با خانواده رابطه‌ای توحیدی و حقیقی برقرار باشد، آن رابطه محفوظ می‌ماند. موفق باشید

21876
متن پرسش
سلام: مرحوم علامه تهرانی در کتاب معاد شناسی خود می نویسد: «از شخص موثقی شنیدم که می گفت: روزی یکی از معممین برای عیادت مرحوم علامه امینی در منزل موقت ایشان که در منطقه پیچ شمیران تهران بود رفته بود. علامه امینی ( ره) سخت مریض و به پشت خوابیده بودند. آن شخص ضمن احوالپرسی و صحبت از آقا سؤال کرده بود: اگر انسان به حضرت عباس علیه السلام علاقه و محبت نداشته باشد به ایمان او صدمه می خورد؟ علامه متغیر شده و با آن حال نقاهت نشستند و گفتند: به حضرت ابوالفضل علیه السلام که سهل است. اگر به بند کفش من که نوکری از نوکران حضرت ابوالفضلم علاقه و محبت نداشته باشد از این جهت که نوکرم، والله به رو در آتش خواهد افتاد!» نظر استاد درباره ی جمله علامه امینی رحمه الله چیست؟ ممنون میشم اگر از روایات و سیره بزرگان مطالبی در تایید ایشان سراغ دارید بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است» بالاخره اگر انسان نظر به حقیقت دارد هرجا حقیقت ظهور کند، به همان اندازه نسبت به آن دلبسته است. مشکل آن است که بعضی از دینداران بر مبنای نظر به حقیقت، دینداری نمی‌کنند و بیشتر دینداری‌شان شبیه عضوِ یک حزب‌بودن است. موفق باشید

21833
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. چرا واسطه فیض حتما باید زنده باشد و نمی شود که انسان کاملی که رحلت کرده اند واسطه فیض باشند؟ می شود گفت که با توجه به اینکه امام 4 مرتبه وجودی: وجود لاهوتی، جبروتی، مثالی و مادی دارند و امام در هر مرتبه مظهر اسم الله هستند پس وجود عقلی ایشان چون بالاترین مرتبه را در عالم عقل دارد فیض از طریق وجود عقلی ایشان به مجردات تامه می رسد. همینطور عالم مثال تا می رسیم به علم مادی که در اینجا هم وجودی مادی امام که مظهر اسم الله است و بالاترین درجه وجود مادی را دارد از مجرای این وجود فیض به عالم ماده می رسد پس درخت که مظهر حی است باید از مظهر اتم اسم حی در عالم ماده پس از عبور از همه مراتب وجودی دریافت کند و چون انسان کاملی که رحلت کرده اند فاقد وجود مادی هستند نمی توانند مجرای فیض به عالم ماده باشند ضمن اینکه دیگر کون جامع هم نیستند. 2. اینکه می گویند با توسل به هر یک از معصومین (ع) باز هم حاجت به امام عصر (عج) می برند و این یعنی امام (عج) تشریعا از پیامبر (ص) بالاترند چون ایشان فاقد وجود مادیند؟ 3. اینکه به عالم مقام شفاعت داده می شود بزرگی این نعمت چقدر است؟ چقدر رتبه ایمانی سالک تغییر می کند؟ 4. و اینکه این مقام اینجا داده می شود و قیامت ظهور می کند اگر درست است می توان گفت اثرش را در دنیا به صورت بخشش بقیه مردم به حرمت عالم دانست؟ 5. اینکه روایت داریم فاصله عالم و مومن هفتصد درجه است که بین هر درجه 500 سال راه هست می توان گفت فاصله عالم بی عمل با جاهل در جهنم همین مقدار است؟ جناب استاد، بنده دنبال اثبات برتری عالم و نسبت بین علم و ایمان در بین کسانی هستم که با این تفکر که مجازات عالم سنگین تر از جاهل است دست از یاد گرفتن واجب و حرام برداشته اند دلایل زیادی آورده ام اما می خواهم با ملموس کردن فاصله اثر گذاری بیشتر شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال واسطه‌ی فیض باید حضورش در عالم تامّ و تمام باشد و بدین لحاظ در تمام عوالم از جمله عالم ناسوت حاضر است و از این جهت واسطه‌ی فیض در هر زمانی چه پیامبر باشد و چه امام، به عنوان واسطه‌ی فیض در قید حیات است هرچند امامی که واسطه‌ی فیض است هویت و شریعت خود را از پیامبر گرفته باشد، پس بالاتر از پیامبر نیست بلکه مظهر کمالات و شریعت پیامبر به صورت متعیّن است 2- بقیه‌ی سؤالات را به صورت جداگانه در فرصتی دیگر بفرستید، إن‌شاءاللّه در خدمت هستم. موفق باشید

21650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی خدمت شریفتون داشتم. از سخن شما بر می آید که شما معتقد به سنی بودن «محی الدین بن عربی» هستید. مستند اینکه در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» در صفحه ۴۹ در پاراگراف آخر فرموده اید که: صحبت هایی که امروز برای شما عرض می کنم، تقریبا تمامی آن را محققین اهل سنت از جمله «محی الدین بن عربی» مورد توجه قرار داده و قبول دارد. دقیقا در جمله مذکور، ‌ابن عربی را از جمله علماء اهل سنت بیان کرده اید. لطفا با دلیل بفرمائید که نظرتان چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیل آن در همه‌ی کتاب‌های ایشان روشن است. می‌ماند که بنا به فرمایش آیت‌اللّه جوادی در شرح کتاب «فصوص‌الحکم» محی‌الدین از نظر فقهی، سنی و از جهت عقیدتی، شیعه است و علی «علیه‌السلام» را سرّ همه‌ی انبیاء می‌داند. موفق باشید

19265
متن پرسش
سلام: اگر در نماز جماعت قرار باشد به طور کامل در محضر حق باشیم پس کی متوجه زمان رکوع و سجود امام و یا عقب و جلو نیوفتادن از امام باشیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در محضر حق‌بودن، با توجه به تکلیفی که خداوند بر ما فرموده، شکل می‌گیرد. لذا چون همان خدا که محبوب ما است، امر به رکوع کرده است در مقابل او، به رکوع می‌رویم و از امام جماعت پیروی می‌کنیم. ولی در آن حالت هم پیشِ خودمان هستیم نه پیش حمد و سوره‌ی امام جماعت. مگر شما در نماز جماعت ظهر و عصر امام جماعت که حمد و سوره‌ی او را نمی‌شنوید، کجا هستید؟!!! موفق باشید

18748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام استاد: سوالی پیرامون دعا بر آب می خواستم بپرسم. کسانی هستند که می گویند دعا یا فلان آیه ی قرآن را بخوانید به آب یا بخورید یا روی سر بریزید. مثلا برای دفع جن می گوند فلان آیه را به آب بخوانید و روی سر بریزید. می خواستم ببینم از نظر شرعی این کار حجتی دارد یا رد شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به چیز قابل اعتمادی در این مورد برخورد نکرده‌ام. ولی فکر می‌کنم عرایضی که در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است، کمک‌کار باشد. موفق باشید

18265
متن پرسش
سلام استاد: در قرآن یک بحثی هست درباره السابقون و اینکه سبقت بگیرید، این سبقت گرفتن از خود نازل و رسیدن به خود عالی است یا سبقت از مومنان؟ در صورت دوم یک نوع قیاس به وجود نمیاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «سابقون» یعنی کسانی که در مقابل کارهای خوب در انجام بالاترین آن‌ها سبقت می‌گیرند. موفق باشید

17614

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز بنده محل اشکالم در سوال ۱۷۶۱۱ مثال حضرتعالی نبود، بلکه اصل استفاده از قاعده ـ «کل ما بالعرض لا بد ان ینتهی الی ما بالذات» ـ در اثبات اینکه اگر موجودی عین هستی و وجود نباشد لا بدا باید به عین هستی منتهی شود، بود. بدین معنا که برای اثبات گزاره فوق نمی توان از قاعده فارابی استفاده نمود. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن فارابی یک امر بدیهی است و نه یک سخن منحصر به یک فیلسوف. به همین جهت در جوابی که عرض شد با نظر به وجهِ بدیهی که هرکس نزد خود دارد، عرض شد. بالاخره ماهیات یا عین وجودند و یا به عین وجود ختم می‌شوند. موفق باشید

16151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض معذرت و عرض سلام: یعنی شما می فرمایید در این قضیه که روسی ها وارد بلاد اسلامی شدن هیچ مسئولیتی بر گردن ما نیست؟ بنده غیر از این سوال می خواستم بدونم استفاده از کفار اهل کتاب بر علیه مسلمانان طبق فقه ما صحیح هست؟ استفاده از کفار بر علیه کفار صحیح هست البته با شرایطی، ولی بنده هرچه جست و چو کردم متوجه نشدم استفاده از کفار اهل کتاب علیه مسلمانان صحیح باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که روسیه بر اساس حضور قبلی که در بندر طرطوس در سوریه دارد و قراردادی با آن کشور از قبل داشته، موضوع فرق می‌کند با آن نوع تقسیم‌بندی‌هایی که ما در فقه خود داریم که در مقابل تجاوز کفار به بلاد مسلمین وظایفی را به عهده داریم. موفق باشید

13619
متن پرسش
با سلام: 1. علت اینکه همه انبیاء گذشته وقتی به کربلا وارد می شدند جراحت بر می داشتند و به ایشان گفته می شده خون شما باید با خون امام حسین (ع) ترکیب شود چه بوده، چه سری در این مطلب است؟ لطفا بفرمایید. 2-لطفا بفرمایید حقیقت و باطن حادثه کربلا را اگر بخواهیم بفهمیم باید از کجا شروع کنیم؟ یعنی دستمایه فکری مناسبی که ما را به این حقیقت برساند را بفرمایید. با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید برای آن است که یک نحوه احساس از شرایط وجود مقدس حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» برای آن بزرگان نیز حاصل شود 2- هیچ‌وقت حقیقت موضوعات با سؤال و جواب و فکر ظهور نمی‌کند، باید رویکرد ما با رفع حجاب اَنانیت به سوی حقیقت باشد تا نفس ناطقه‌ی ما با آن حقیقت مأنوس گردد. موفق باشید

13614
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: فرق شیطان با ابلیس چیست؟ آیا امکان رویت ابلیس در دنیا هست؟ شیطان چطور؟ رانده شدن ابلیس به چه معنایی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان صفت ابلیس است که یکی از جنّیان می‌باشد. بعضی از بزرگان فرموده‌اند شیطان برای آن‌ها متمثل شده است. موفق باشید

12700
متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید: از حضورتان سوال داشتم که از نظر شما تعامل مطلوب حکومت اسلامی با جامعه ی بین المللی چگونه باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین تشنج‌زدایی و داشتن رابطه‌ی فرهنگی و نظر به تعامل بین فرهنگ‌ها باید مواظب بود وَجهِ استکباری جاری در فرهنگ غربی وجه انقلابی ما را بی‌رنگ نکند. در این مورد نظرات جناب آقای دکتر اصغر مصلح در رابطه با «فلسفه‌ی میان‌فرهنگی» قابل استفاده است. موفق باشید

8343
متن پرسش
سلام. می دانیم این طور نیست که خداوند یک موجود باشد و انسان یک موجود دیگر.پس چگونه جایگاه گناه را باید فهمید. می‌گویند وقتی انسان گناه می‌کند خداوند بر او غضبناک می‌شود . در اینجا در ذهن دو موجود ایجاد می‌شود انسانی که گناه می‌کند و خدایی که بر او غضبناک می شود. لطفا توضیح کامل بفرمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همان‌طور که صورت‌های ذهنی شما هرکدام برای خود نسبت به صورت‌های دیگر ذهن شما مستقل هستند ولی همه در نزد شما می‌باشند، ما هرکدام خودمان هستیم ولی همه در نزد خدائیم و خود مختار می‌باشیم در عین آن‌که از نظر تکوینی و وجودی در نزد خدائیم، هر کدام می‌توانیم از نظر تشریعی و شخصی نسبت‌های متفاوت با خدا داشته باشیم. حال اگر کاری کنیم که نسبت ما با خدا ضعیف شود، صورت این نحوه جدایی تشریعی از خدا را غضب الهی نسبت به ما می‌گویند. موفق باشید
7934
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر. من هرچه فکر می کنم متوجه نمی شوم چرا تا چندسال پیش همه دخترها قسمت و روزی در ازدواج داشتند و ازدواج می کردند و یک مرتبه از ده دوازده سال پیش به این طرف قسمت ندارند؟یعنی هرچی هم که توسل و توکل کنند نمی شود؛ یعنی صلاح و مصلحت این همه دختر مجرد ماندن است اما در مورد نسلهای قبل ازدواج کردن صلاح و مصلحتشان بود؟استاد خداوکیلی ما خودمونو گول نمی زنیم؟آخه یکدفعه صلاح این طیف گسترده از دختران این شد که مجرد بمانند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سن ازدواج به جهت سبک زندگی‌ها بالا رفته، یا به قول شما ازدواج نکرده‌ها زیاد شده؟ قبلاً عده‌ای از زنان پذیرفته بودند همسر دوم یک خانواده باشند و این تقدیر را برای خود پذیرفته بودند و در همین راستا به دنبال بندگی و شکوفایی خود بودند. وقتی حالا از این موضوع از جهات مختلف غفلت می‌شود آیا به آن معنا نیست که مردم از تقدیری که خداوند برایشان کرده عقب مانده‌اید؟ و همین موجب نمی‌شود که حتی بعضی مردها آلوده به ارتباط نامشروع شوند و همسر آن‌ها نیز از رابطه‌ی سالم جنسی محروم گردند؟ زیرا وقتی پای حرام در میان آمد، نفس امّاره از لذت حلال بدش می‌آید، موضوع بسیار بغرنجی است. مولوی به ما توصیه می‌کند باید خود را تغییر دهیم تا وَحی الهی و ذکر پروردگار جای خود را در زندگی‌ها باز کند و سعادت همه‌ی ما را به ما برگرداند. گفت: «کرده‌ای تأویل حرف بکر را .... خویش را تأویل کن نِی ذکر را». موفق باشید
24069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد شکر خدا بنده در ضمینه فعالیت اقتصادی به مرحله رسیدم که سرمایه ای جمع کنم و اشتغال زایی انجام بدهم و از دبستان تا الان با کار آشنا بودم. الان به توصیه ی یکی از دوستان دعوت شدم که طلبه شوم. با توضیحات دوستم احساس می کنم که دیگر این مسیر بهترین مسیر نیست و باید زندگی را رها و به سمت طلبه خدا شدن روم. با توجه به اینکه از نظر تحصیلات زیاد موفق نبودم و زیاد آشنا با این فضا نیستم و راه سختی را جلوی خودم می بینم نظر حضرتعالی برام مهم است به نظر شما کدام راه بهتر است جهت رضا و خشنودی خدا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر استعدا کار علمی در شما چندان پر قوت نیست، ولی در کار اقتصادی می‌توانید فعّال باشید؛ همان کار اقتصادی را ادامه دهید. موفق باشید

23523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا این که برخی می گویند همه ائمه از کانال حضرت زهرا (س) فیض می گیرند و حضرت زهرا (س) از امیرالمؤمنین (ع) و حضرت علی (ع) از آقا رسول الله (ص) صحیحه؟ یعنی در هر زمانی واسطه اول فیض در عالم وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله است بعد امیرالمومنین (ع) و بعد حضرت زهرا (س) و سپس امام هر زمان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم لازم باشد این‌طور بحث شود. در هر زمانی واسطه‌ی فیض، امام زمانِ آن زمان هستند. موفق باشید

23334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید به استاد: سوال بنده در خصوص مساله حجاب است که عمل به این مهمی را چرا ما نه در اصول دین و نه در فروع دین داریم؟ و تحت عنوان ضروری دین نام می برند و در جواب کسانی که به اصل آن خرده می گیرند به چند آیه از قرآن اشاره می کنند در حالیکه اگر حداقل جزءفروع دین شمرده می شد مساله حل بود علت چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حجاب مانند نماز جزء احکام است و نه جزء اصول دین که مربوط به مبانیِ عقیدتی انسان‌ها است. موفق باشید

22486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در حال خواندن کتاب انسان 250 ساله از رهبری هستم، سه سوال تا وسطای کتاب برایم پیش آمده: مهمترین سوال این است که در قسمت امیرالمومنین علیه السلام، رهبری گفته اند که امام در جریان سقیفه قیام نکرد به چند دلیل و یکی از دلایل را این بیان می کنند که انحراف انقدر زیاد نبود که حضرت بخواد قیام کند!!!! من گمان می کردم اون جریان بزرگترین انحراف تاریخ است و از این گفته اقا خیلی تعجب کردم. دوم اینکه آقا در جایی از این کتاب فرمودند در بین پسران زبیر مصعب مرید امام علی علیه السلام بود و مرد خوبی بود. مختار رو که مصعب کشت، پس مختار بد بوده؟ مصعب که با برادرش نحسش بیعت کرد چطور آدم خوبی بوده؟ سوال آخر اینکه آقا فرمودند امام حسن علیه السلام در جنگ با ایران حضور داشتند. در صورتی که یک روایت این را نقل کرده و خیلی هم روایت ضعیفی است، و چطور است امام علی علیه السلام در جنگ های خودش خیلی حسنین علیهما السلام رو در خطر نمی اندازه، اما در جنگ با ایران خودش در خانه می نشیند و امام حسن علیه السلام رو می فرستند؟ یه سخنرانی سه ساعته از آقای رائفی پور شنیدم، ایشون خیلی علمی از روایات ثابت کردند که ائمه در جنگ با ایران نبودن و امام علی علیه السلام اصلا اون جنگ ها رو قبول نداشته اند. برای هر سوال اگر مایل بودید میتونم صفحه ای که گفته آقا رو نقل کردم پیدا کنم براتون بفرستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در آن فضای تاریخی با توجه به آمادگی جریان‌هایی که حقیقتاً اسلام را نپذیرفتند؛ اصلاً صلاح نبود که حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با سقیفه به مقابله برخیزند 2- مصعب در مراحل مختلف شخصیت مختلفی از خود نشان داده، به‌خصوص که تصور او نسبت به مختار، تصوری نیست که بعضی از شیعیان از مختار دارند. 3- بنده تحقیق کاملی نسبت به حضور یا عدم حضور حضرت امام حسن «علیه‌السلام» در فتح ایران ندارم. موفق باشید

21965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: پاسخ شما را کلمه به کلمه چندین بار و در فواصل زمانی متفاوت خواندم و نوشیدم، جوابی کافی در بابِ چرایی توجه به اشارات رهبری بود؛ اما ببخشید که دوباره مزاحم می شوم ولی شاید من سوال را خوب و درست نپرسیدم، پس خواهش می کنم بر من ببخشایید و از چگونگی‌های استفاده از اشارات رهبری بفرمایید. شاید بهتر است اینگونه بگویم که ما همانگونه که پای درس‌های شما از شرح کتب و برخورد با اندیشه بزرگانی همچون امام و علامه طباطبایی و دکتر فردید، دکتر داوری و .... نشسته‌ایم امروزه شدیدا محتاج شرح مفصل شما از اشارات رهبری داریم. بخصوص در اشارات رهبری برای سلوک فردی و سپس سلوک اجتماعی و اینکه از کجا و چگونه شروع کنیم. استفاده‌ای ولو به اندازه پیمانه‌ای از دریای اندیشه رهبری که حتی از سال‌های قبل انقلاب هم نور آن را می بینیم، امروز و بخصوص برای نسل جوان دهه هفتاد و هشتاد بسیار دور و بعید است. دست به دامان شما شده‌ایم و ما را یاری دهید. در پناه حضرت حق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سری به مباحثی که اخیراً خدمت رفقا شروع شده است تحت عنوان «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» بزنید. مباحث بر روی سایت هست. موفق باشید

20651
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: در مورد برهان حرکت جوهری که می‌فرمایید زمان با ماده است، در سوره اعراف، آیه ۵۴ که می‌فرماید زمین و آسمان را در شش روز آفریدییم. لطفاً توضیح دهید. با تشکر و عرض قدر‌دانی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آن شش روز از شش روزهای عادی نیست. زیرا روزهای عادی با بودنِ زمین و خورشید شکل می‌گیرد. آری! در شش مرحله تجلیات الهی جهت تحقق زمین و آسمانی که غیر مجردند ظهور کرده و این تقدّم و تأخر نسبت به عالم ماده، حالتی بعد از حالتی یا خلقی بعد از خلقی است هرچند که نسبت به حضرت حق با یک اراده همراه باشد، به همان معنایی که فرمود: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» امر و ایجاد ما، یک امر واحدی است مثل یک چشم برهم‌زدن. موفق باشید

نمایش چاپی