بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20392
متن پرسش
با سلام: در مورد «خود» انسان گفته می شود که از ماهیت مبراست و فقط هستی دارد. آیا وجودی که از ماهیت مبراست و هستی محض است، همان وجود مطلق نیست؟ یعنی «خود» انسان کمال مطلق است؟ پس نقایص وجودی ما از کجاست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «وجود» در عین تشکیکی‌بودن از ماهیت مبراست چه وجودِ نازله باشد و چه وجود عالیه. موفق باشید

20126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: من واقعا در باسخ به اين سوال مضطر شده ام و از هر كسي مي برسم قانع نمي شوم، لطفا به من كمك كنيد. من بزشك هستم، ما بيماراني داريم كه ماهها زير دستكاه ونتيلاتور بدون آنكه تنفس خودبخود داشته باشند زنده نگه داشته مي شوند و در واقع نهايتا تصميم تيم بزشكي بر عدم انجام اقدامات درماني منجر به فوت آنان مي شود و شايد اگر اين تصميم گرفته نشود آنان سالها با دستكاه ونتيلاتور زنده بمانند. بيماراني داريم كه دچار ايست قلبي تنفسي مي شوند و بزشكان با ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي آنان را به زندگي بر مي گردانند. اميد به زندگي هر سال بالا تر مي رود و آمار مرگ و مير كمتر مي شود و در كشورهاي توسعه يافته آمار مرگ كمتر از كشورهاي در حال توسعه است. اين تجربيات حسي، نشان مي دهد كه بر اساس قانون عليت مي شود بر علت مرگ غالب شد. شكي نيست كه ايجاد كننده اين قانون و برقراركننده اين ارتباطات خداوند است، شكي نيست كه آنكه انسان را داراي جنين قدرت فكري و علمي كرده است خداوند است، اما سؤال من اينجاست كه ايا خداوند انسان را خلق كرده و به او توانايي غلبه بر مرگ داده تا بتواند به عمر جاويدان در دنيا برسد؟ آيا مرگ روزي مغلوب انسان مي شود و انسانها ديكر نمي ميرند؟ من واقعا گرفتارشده ام، اگر مرگ را مي شود مغلوب كرد بس قيامت و معاد جيست و جه طور مي شود اثباتش كرد، آنجه به جشم مي بينم غلبه بر مرگ است و آنچه سعي مي كنم در ذهن اثباتش كنم حتمي بودن مرگ است و اين واقعا غير ممكن است. لطفا من را راهنمايي بفرماييد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مرگ با انصراف نفس از بدن واقع می‌شود، وقتی که نفس دیگر به بدن احتیاج نداشت و ربطی به این حرف‌ها ندارد. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

15676
متن پرسش
بر فرض انجام توبه نصوح و قبولی آن از سوی خداوند، آیا اثرات ظلمانی گناه بر نفس باقی می ماند؟ چگونه می توان این اثرات را از بین برد؟ خیلی از بزرگان می گویند این نفس هیچگاه مانند اول نمی شود و مثال کاغذ و مداد و پاک کن را می زنند که شاید صفحه نفس را با پاک کن توبه پاک کردید ولی اثر مداد گناه باقی خواهد ماند. آیا این مثال درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه‏»؛ اگر کسی از گناهی توبه کرد، مثل آن است که آن گناه را نکرده است. پس نباید به این حرف‌ها توجه کرد. موفق باشید

15326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد کتاب جن شیطان جادوگر را خوانده ام اما یک سوال آیا همراه داشتن قرآن و یا ... برای دفع وساوس شیطانی نقش تکوینی دارد؟ (بیشتر منظورم همراه داشتن یک قرآن است)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از نظر تکوینی مؤثر است و موجب دفعِ وساوس شیطانی می‌گردد. موفق باشید

15174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد من یک سالی میشه با شما و کتابهاتون آشنا شدم و کتاب آشتی با خدا و معرفت نفس را خوندم و تو تلگرام جزو کانال ده نکته معرفت نفس هستم از مطالبی که فرستاده شده خیلی رو خودم و فکر می کنم چند روزی میشه که این افکار اومده تو ذهنم و نمیدونم درسته یا نه؟!!! میخوام ببینین درست برداشت کردم یا نه خیلی ممنونم از این همه محبتی که به ما جوان ها دارید و خدا خیرتون بده که تو این موقعیت بد زمانه راهی را به ما نشون دادید که بتونیم از ظلمات ان شاءالله نجات پیدا کنیم افکارم اینهاست استاد: خدا جامع تمام اسماء الله هست و خدا وجود مطلق است. خدا ظهورش به تمام مخلوقاتش است. مثل آسمان و دریا و .... ما هم مخلوقات خداوندیم و یکی از ظهور های خدا هستیم. فرق من با تمام مخلوقات خداوند اینه که خدا این قابلیت را در من قرار داده که مثل خودش بتونم جامع اسماء الله باشم با اینکه ملائکه میتونن فقط یکی از اسماء الله را داشته باشن. جنس نفس من وجود و خدا هم وجود مطلق. من ظهور خدا هستم که قابلیت داشتن تمام اسماء الله را مثل خدا دارم. حضرت محمد (ص) و ائمه (ع) هم ظهورهایی از خدا هستند که تونستن به این درجه که داشتن تمام اسماء الله برسن پس برای همین بعد از خدا از لحاظ شدت وجودیشون و نورانیتشون قرار میگیرن و بعد از اونا ملائکه هستن که دارای یکی از اسماء الله هستن و بعد ما انسانها که وجودی ضعیف هستیم که از اسماء الله هیچی نداریم. عالم ماده عالمی هست که انسان در یه امتحانی که با اینکه در عالم ماده است به میزان دل کندن از تجملات و انجام واجبات و ترک محرمات و توجه به عالم معنا و توجه به اینکه به میزانی که از لذت های عالم ماده دور بشه امتیاز وجودی و نورانیت اش زیاد میشه و به داشتن اسما الله و اون نور نزدیک میشه . پس نماز و دعا و وضو صرفا برای دعا کردن نیست اینا وسیله هستن که ما بتونیم با عالم وجود ارتباط برقرار کنیم و اونا قوی کنیم امتحان خدا هم برا همینه در هر امتحان خدا هم بیرون بیایم شدت نفس زیاد میشه . اصلا این دنیا مثل یه عالمی که ما توشیم که امتحان پس بدیم که بتونیم برسیم به جایگاه ائمه پس ما نماز و روزه رابرای خدا انجام نمیدیم ،این کار را انجام میدیم که خودمون شدید بشیم . ثواب کلمه ی مترادفش شدید شدن روح و گناه دوری از راه پس خدا خدایی نیست که عاشق خودش تنهاباشی و خدا خدایی نیست که بالا تو اسمان باشه که براش نمار بخونی خدا وجودی است که شامل همه ی اسما الله و کمالات مطلق است و ما باید عاشق اون کمالات باشیم و صرفا توجهمون نباید فقط به خود تنها خدا باشه باید توجهمون و عشقمون به او کمالات باشه که به ازای نزدیک شدن بهش ،شکل اون میشیم جامع اسما الله میشیم ،یعنی خدایی که یه عمر تصور میکردیم خدای ذهنی و تصورات اشتباهمون بوده !!! خدا جامع اسما الله و به شکل چیزهای مختلف ظهور میکنه و ما هم ظهوری از اونیم و میتونیم مثل اون باشیم جامع اسما الله برا همین هم خدا به هم گفت سجده کنید به انسان چون مرتبه اش انقدر زیاده و میتونه جامع اسما الله باشه مثل حضرت محمد و حضرت فاطمه . نباید عاشق یه چیز به اسم خدا باشیم که یدونه است باید عاشق جایگاه و مرتبه اش باشیم برا همین هم خدا و پیامبر و ائمه و امامان همشون یک راهن و کلا نور واحد چون همشون دارای اسما الله و مرتبهی نورانیت بالا و خورشیدن برا همین عشق به ائمه در اصل عشق به خدا است در اصل خدا امامان و پیامبرها را برامون فرستاد تا ما بفهمیم چیکار باید انجام بدیم تا به درجه ی که باید برسیم برسیم . استاد خواهش میکنم جاهایی که اشتباه فهمیدم را برام توضیح بدین . ممنونم از زحمات بسیارتون .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: من که از دقت شما در این موضوعات لذت بردم. به گفته‌ی عرفا؛ همین راهی را که پیدا کرده‌اید، بگیرید و جلو روید تا خودِ خداوند هرچه بیشتر خود را به شما نشان دهد. موفق باشید

15094
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: شما در بحث هدف حیات فرمودید ملائکه ای که مورد خطاب سجده قرار گرفته اند در مقام اسم تقدیس و تسبیح بودند حال از آن طرف می فرمایید ابلیس به این مقام اختیارا رسیده بود. سوال اینجاست که هم ابلیس و هم ملائکه در یک مقامند، از طرفی قرآن می فرماید شیطان از کافران بود و کفرش به مقام انسان بود و مانع سجده او شد. خوب شیطان که دفعتا کافر نشد مثلا بگوییم در مقام تسبیح و تقدیس بود حالا دفعتا کافر به مقام انسان شد، پس معلوم است نقصی در شخصیت خود داشته است حالا بروز داده است. اگر نقایصی داشته پس مگر می شود با نقصهایی و عیبهایی مثل کبر و کفر به مقامات عالیه ی مثل اسم تقدیس و تسبیح هم رسید اگر نقایصی نداشته و ظرفیت ابلیس همان اسم تسبیح و تقدیس بود، خوب حالا ظرفیتش را پر کرده است اختیارا نه، و به مقام خود رسیده؟ و دیگر نقصی نداشته؟ پس حتما باید سجده کند ولی حالا سجده نکرده پس معلوم است مشکلی دارد، در حالی که جنابعالی در بحثهای خود فرمودید قابل باید قابل فیض بشود تا فیض عالی را دریافت کند، حالا شیطان به مقام ملائکه رسیده پس قابلیت آن را داشته، و به حق خود که این دو اسم است رسیده است، پس ظاهرا باید مشکلی نداشته باشد. لطفا این تعارض را با توضیح در ذهن ما حل کنید. آیا می شود ابلیس را با مصادیق انسانی که مقاماتی در عالم داشته اند مثل بلعم باعورا و برحیصای عابد مقایسه کنیم و بگوییم می شود به مقاماتی رسید و در عین حال نقص های در شخصیت داشت ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جنّ و انس از نظر ظرفیت می‌توانند به توحید کامل برسند. شیطان در ابتدایِ امر، مقدسی بود که به توحید کامل نرسیده بود و با ظهور آدم به عنوان حامل همه‌ی اسماء نتوانست نظر به همه‌ی اسماء بکند و ظرفیت خود را کامل نماید. مثل همان «بلعم باعورایی» که می‌فرمایید. موفق باشید

15000
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد به نظر من این طور میرسه که در مساله کثرات عرضی وجود اگر قائل به وحدت شخصی وجود نباشیم و وجود رو یک واحد دارای مراتب بدونیم توجیه کثرات عرضی وجه درستی پیدا نمیکنه ... چون از آنجایی که وجود واحد هست نمیشه گفت که کثرات عرضی وجودات خاصه و مختلف اند.. چون وجودات مختلف که با وحدت وجود ذات مراتب سازگار نیست چون امتیازی به کمال و نقص نمیشه درست کرد. در کثرت عرضی در این صورت باید بگیم یک وجود چند وجوده و چند وجود یکی اند و بین وجودات تباین قائل بشیم و به ماهیات هم نمیشه کثرت رو زد چون ماهیت حد وجوده و تا وجود متکثر نباشه ماهیات کثیره انتزاع نمیشه ... در حالی که قائلیم به وحدت وجود البته اگه مراتب رو در طول هم بگیریم مشکلی پیش نمیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع توحید و فنایِ کثرات در وحدت توحیدی، موضوعِ بسیار عمیقی است و تنها در این مورد، تشکیکِ در ظهور مطرح است آن‌هم برای کسی که هنوز به مقامات عالیه‌ی توحید نرسیده است. موفق باشید

12717
متن پرسش
سلام استاد: عید فطر بر شما مبارک. من زیاد دچار شبهه و سوالات بیهوده می شوم که حس می کنم فقط عمر مرا تلف می کند و مطمئنم نوعی حیله از طرف شیطان ملعون برای بازداشتن من و امثال من و همه کسانی که دوست دارند عالم دینی داشته باشند است، لطفا مرا از راهنمایی حکیمانه خود بی نصیب نفرمایید و به بنده بگویید چه کار کنم که از این حیله و دام خلاص شوم و مطیع محض خدا و قرآن و چهارده معصوم و اولیاءالهی بشم، لطفا راهی به بنده نشان دهید که از شبهه و سوال زیاد خلاص شوم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز در جواب سؤالات کاربران عرض شد، باید تلاش کنید تا در یک دستگاه فکری قرار گیرید و بتوانید بسیاری از شبهات خود را جواب دهید. بنده مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین را پیشنهاد می‌کنم. موفق باشید

7991

مکتب تفکیکبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز 1- می خواستم در مورد شخصیت شیخ حسن میلانی و نظریاتی که علیه فلسفه دارن را را از نظر شما بدانم. 2- ایشان تقریبا بزرگان ما را و انقلاب را نقد کرده اند از قبیل( شهید مطهری-علامه طباطبایی-امام خمینی و ......) آیا کار ایشان هدفی سیاسی دارد و یا فقط شبهه علمی دارند؟ 3- چرا به شبهات این مرد پاسخی درست و محکم دادن نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بنده به ایشان گفتم یک ماه تشریف بیاورید تا به شما فلسفه و عرفان درس دهم و تصورات غلط شما را تصحیح کنم، بعداً در مورد فلسفه و عرفان نظر دهید، ولی نیامدند 2- هرچه هست روش ایشان عالمانه نیست 3- سایت آقای وکیلی در مشهد به طور مفصل این شبهات را جواب داده‌اند در سایت http://www.erfanvahekmat.ir/. موفق باشید
7551
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به اینکه زمان را با عالم ماده حساب میکنیم،عالم ماده قدیم است یا حادث؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عالم ماده، قدیم زمانی و حادث ذاتی است. موفق باشید
6635
متن پرسش
سلام علیکم " استاد من شنیدم که اما خمینی فرموده اند که میتوان هم در محکمات و هم در متشابهات قرآن را تفسیر کرد . اصلا این رو گفتن ؟ و یعنی چی ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم گفته‌اند یا نه ولی مسلّم دانشمندی مثل ایشان به‌خوبی توان چنین کاری را دارند. زیرا همواره هم محکمات قرآن نیاز به تفسیر دارد و هم متشابهات آن و در همین راستا قرآن ما را دعوت به تدبّر در آیات کرده است. محکماتی مثل «جاهدوا الکفار» تفسیر می‌خواهد که چگونه با کفار جهاد کنیم، مصداق امروزی‌اش چیست؟ این‌ها را می‌گویند تدبّر در قرآن. متشابهات که جای خود، چون مفسر است که می‌تواند متشابهات را به کمک محکمات تفسیر کند. موفق باشید
6477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اگر می شود فایل صوتی درس گفتارها در مدرسه فیضیه رو در سایت بزارید؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
1491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز چکار کنیم تا مرگ را باور کنیم؟ ما انسانها با وجود اینکه دائما شاهد مرگ انسانهای همنوع خود هستیم هیچ وقت احتمال نمی دهیم که مرگ روزی سراغ خود ما هم بیاید؟ این همه در نهج البلاغه هم تاکید شده که خودتان را در این دنیا جاوید ندانید و باور کنید که روزی خواهید مرد. ولی نمی دانم چکار کنم تا به این باور و یقین برسم که من هم بزودی خواهم مرد؟! ممنون اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با اهل دنیا کمتر همنشینی داشته باشید و با اهل معنا بیشتر مرتبط باشید. حواریّون از حضرت عیسى (علیه السّلام) پرسیدند: یا روح اللَّه‏ ! با چه کسى همنشین شویم؟ عیسى فرمود: «مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏ » کسى که دیدنش خدا را بیاد شما آورد، و سخن او بر علم و دانشتان بیافزاید، و عمل و کردارش شما را خواهان آخرت و سراى دیگر گرداند.موفق باشید
1351

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی ان موسیقی که امثال فارابی تاید نموده اند چه موسیقی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: معلوم است چیز مهمی بوده ولی از علوم سرّی و باطنی است، علامه حسن‌زاده«حفظه‌الله» می‌فرمودند: برادر علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» در این مورد کتابی می‌نویسند و چون متوجه می‌شوند زمانه ظرفیت آن را ندارد آن را دفن می‌کنند. موفق باشید
28353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: دیروز در پرسش ۲۸۳۳۸ جواب سوال دوم را دادید اما سوال اول را خیر! با عرض معذرت دوباره می‌پرسم: با توجه به روایتی از زمان امیرالمومنین (ع) که شخصی رو که خودارضایی کرده بود شلاق زدند حکم انسان های مسلمان و شیعه که در این برهه زمانی دچار خود ارضایی شدند چیست!؟ آیا برای از بین رفتن آثار اخروی و دنیوی گناه باید این حکم در این برهه اجرا بشود یا خیر!؟ البته با توجه به اینکه که بدحجابی در کشور بیداد می‌کند رسانه ها روز به روز تبلیغات انجام می‌دهند علیه دین و تقریبا در دنیا اکثر چیزها آدم را به سمت گناه سوق می‌دهد! خب حکم خودارضایی یا قصاص! آن در این برهه چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید حضرت، عموماً در این موارد سعی دارند افراد را از اظهار گناه منصرف کنند تا خودشان توبه نمایند، مگر این‌که علنی باشد. موفق باشید

28064
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: ۱. بنده وقتی سعی می کنم از گذشته و آینده خودم را رها کنم و در حال باشم نمی دانم در حال ذهنم را به چی متمرکز کنم؟ شما می فرمایید کافی است نطر کنید به عالم غیب می بینید. استاد من هیچی نمی بینم فقط دوباره خیالات هجوم می یارن من دوباره خودم را از گذشته و آینده رها می کنم دوباره خیالات می یاد. ۲. استاد من هرچه برای در صحنه نگه داشتن قلب تلاش می کنم نا موفق هستم از صبح که بیدار می شم در حال کارهای خونه و در هر حالی تمام تلاشم را می کنم دایم با ذکر صلوات قلبم را زنده نگه دارم آخرش هم وقتی می خوابم خواب هایم تمام خیالات در هم و برهم و آشفته هست. استاد من دیگه از دست خودم نا امید شدم می گم شاید روشم اشتباه است در تزکیه از رذایل اخلاقی هم تلاشم را می کنم استاد لطفا اشتباهم را بهم تذکر بدین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نظر به بودن و هستیِ انسان است و نه چیستیِ او. فکر می‌کنم با رجوع به مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» جهانِ بودن‌تان برای شما به ظهور آید به شرطی که باز نپرسید «من که چیزی نمی‌بینم». همه‌ی حرف آن است که از «چیزها» عبور کنیم و به «هست‌ها» نظر افکنیم. بعد از آن دو بحث، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» هم برای شما اختلاط‌هایی دارد، به حرفش گوش کنید. موفق باشید

23832
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی کتب شما را خوانده ام و اینجا سوالاتی پرسیده ام از محضرتان، اولا طلب حلالیت می کنم اگر چیزی بین ما هست، و مطلب دوم مطلبی از استاد حکیمی نقل شده که می خواهم نظرتان را بدانم: «ملاصدرا هم از کتاب اسفار اربعه استغفار کرد» علامه محمدرضا حکیمی در گفت‌گو با سالنامه شرق: «ارزش دین به دو چیز است؛ تربیت و معرفت که جامع آن حکمت است و حکمت از طریق غیر وحی محال است. آنها که فلسفه را به حکمت برگرداندند آگاهانه یا ناخودآگاه خیانت کردند. حکمت علم استوار است و خاص قرآن. خود ملاصدرا اواخر عمر کتاب کوچکی دارد به نام «الحکمه العرشیه» که آن را پس از اسفار نوشته است. او در آن از اسفار نام برده و از این اثر فوق‌العاده و ستودنی خویش استغفار می‌کند و می‌گوید: خدایا در کتاب مطالبی است که به دین و سنت پیامبر ضرر می‌رساند. جمله او خبریه است نه شرطیه. نمی گوید اگر در کتاب مشکلی بود من استغفار می‌کنم، می‌گوید چنین چیزی هست و استغفار می‌کنم.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مستحضرید که آقای حکیمی متعلق به جریان تفکیک هستند و این جریان، همه تلاشش‌شان آن است که طوری در جملات فیلسوفان بگردند و ثابت کنند آن‌ها مستبصر شده‌اند. یک زمانی در جملات علامه طباطبایی نشانه‌هایی را مطرح می‌کردند و حالا بحث ملاصدرا را. حضرت امام خمینی یک‌بار فرمودند از نمازهایی که خوانده‌ام، استغفار می‌کنم. آیا این بدین معنا است که عظمتِ جلال خدا را بالاتر از نمازی که خواندند می‌دانند؟ و یا به این معنا است که مستبصر شده‌اند و از این به بعد نماز نمی‌خوانند؟ جناب ملاصدرا تا آخر بر مبنای حکمت متعالیه و اصالت وجود که عین توحید است، پای‌بند می‌باشند. مگر می‌شود کسی حقایقی را که با عقل به‌دست آورده، زیر پا بگذارد؟! تأسف بنده از آن جهت است که چطور جریان تفکیک متوجه‌ی تاریخی که در آن قرار داریم نیستند و نمی‌دانند امروز اگر پشتوانه‌ی عقلی برای آموزه‌های دینی نداشته باشیم عملاً ما را متهم به انسان‌های خرافی و احساساتی و وَهم‌زده می‌کند. موفق باشید

23751
متن پرسش
سلام: استاد تاکید دارند جسم مادی کلا از بین رفتنی است و رابطه پدر فرزندی صرفا محدود به جسم است. در این رابطه دو موضوع به نظر ناهماهنگ است: ۱. اینکه برخی خصوصیات روحی و اخلاقی ارثی است و معمولا از پدر و مادر به انسان می رسد. این خصوصیات ربطی به جسم ندارند. اخلاقی و روحی روانی هستند. مثل نوع دوستی یا خونسردی یا ... ۲. چرا پس ائمه همگی از نسل پیامبر و پدر و فرزندی است اگر رابطه پدر فرزندی فقط جسمی باشد چه اصراری است که امام بعدی حتما فرزند یا برادر امام قبلی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر المیزان در رابطه با آیه‌ی «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُون» (مومنون 101) نکاتی در این مورد دارند و بر این نکته می‌توان تکیه کرد که حقیقت انسان غیر از بدن او و نسبت بدنی است که با والدین دارد لذا هر روحی بدنی را انتخاب می‌کند که مناسب روح او است. موفق باشید

23419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در شرح رساله الولایه در بحث اعتباریات چند سوال برایم پیش آمده: ۱) در جایی فرمودید که مالک و مملوک است که مالکیت را محقق می کند یعنی مالکیت اعتباری است که ریشه در دو حقیقت مالک و مملوک دارد همچنین رکوع و سجود است که نماز را محقق می کند. (یعنی نماز اعتباری است که ریشه در رکوع و سجود دارد) البته نتیجه داخل پرانتز را با توجه به قاعده گفته های خودتان گرفتم. در جایی دیگر گفتید که نماز اعتباری است که ریشه در دو حقیقت قبل از دنیا و بعد از دنیا دارد. الان اینجا تناقضی به وجود آمده: گفته اول فرمودید که حقیقت نماز رکوع و سجود است ولی در گفته دوم فرمودید که حقیقت نماز قبل و بعد از دنیاست. خواهش می کنم توضیح بفرمایید. ۲) آیا هر اعتباری ریشه در دو حقیقت دارد؟ مثلا نمی شود که ریشه در یک حقیقت یا سه حقیقت داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با نظر به خود نماز که حضرت ربّ العالمین آن را برای به ثمررساندن عبودیت انسان‌ها اعتبار کرده، رکوع و سجود است که نماز را نماز می‌کند و با این نظر، رکوع و سجودْ حقیقتِ نماز می‌شود ولی این موضوع، اعتباری‌بودنِ نماز را که مُعتبِر آن حضرت حق است، نفی نمی‌کند. ۲. اعتبارات قدسی ریشه در نفس‌الأمر یا حقیقت دارد حال حقیقت آن یکی باشد یا بیشتر، بستگی به نسبت آن دارد که به چه چیز نظر می‌کند. موفق باشید

23316
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند: لطفا بفرمایید چگونه و با چه استدلالی باید مواجه شویم با نوجوانان و جوانانی که عدالت خداوند را زیر سوال می برند با این توجیه که این همه قتل و خونریزی و جنایت در دنیا اتفاق می افتد؟ اگر مسئله اختیار انسان هم مطرح شود برایشان قابل پذیرش نیست جنایات امثال داعشی ها و سعودی ها در قبال زنان و کودکان و ... بی دفاع سوریه و یمن و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ابتدا باید انسان متوجه‌ی حکمت حضرت ربّ العالمین شود تا در بستر حکمت خالق هستی، رازِ این نوع مشکلات را جستجو کند و عملاً به توحید و بصیرتش افزوده شود وگرنه اگر نتواند متوجه‌ی حکمت الهی بگردد، همواره در این سرگردانی خواهد ماند. موفق باشید

23029
متن پرسش
سلام خدمت استاد ارجمند: استاد جان! به نظر حضرتعالی چرا رهبر انقلاب «حفظه الله تعالی» آنقدر به ادبیات و هنر تأکید دارند؟ مگر هنر چه آثاری در قرب الهی دارد؟ ایشان فرمودند «رساترین و موجزترین ابزار تمدن اسلامی هنر است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبانی که بتوان در این تاریخ به حقایق اشاره کرد هنوز درست ظهور نکرده، زبان موجود، زبان ناتوانی است. زیرا بیشتر با مفاهیم سخن می‌گوید به جای آن‌که به حقایق اشاره کند. موفق باشید

22952
متن پرسش
سلام: بنظرم اومد شاید این مطلب براتون جالب باشه «مالخاز سونگیو لاشفیلی» یکی از کشیش‌های ایالت جورجیا در آمریکا که برای مشارکت در زیارت اربعین امام حسین (ع) به کربلا مشرف شده است، تاکید کرد: عدالت و صلح با جانفشانی مرد بزرگی به نام امام حسین (ع) پیروز شد. وی افزود: «ذبیح الفرات» که در انجیل ذکر شده، همان امام حسین (ع) است. متن انگلیسی کتاب ارمیا منبع https://www.bible.com/bible/12/JER.46.ASV 1The word of Jehovah which came to Jeremiah the prophet concerning the nations. 2Of Egypt: concerning the army of Pharaoh-neco king of Egypt, which was by the river Euphrates in Carchemish, which Nebuchadrezzar king of Babylon smote in the fourth year of Jehoiakim the son of Josiah, king of Judah. 3Prepare ye the buckler and shield, and draw near to battle. 4Harness the horses, and get up, ye horsemen, and stand forth with your helmets; furbish the spears, put on the coats of mail. 5Wherefore have I seen it? they are dismayed and are turned backward; and their mighty ones are beaten down, and are fled apace, and look not back: terror is on every side, saith Jehovah. 6Let not the swift flee away, nor the mighty man escape; in the north by the river Euphrates have they stumbled and fallen. 7Who is this that riseth up like the Nile, whose waters toss themselves like the rivers? 8Egypt riseth up like the Nile, and his waters toss themselves like the rivers: and he saith, I will rise up, I will cover the earth; I will destroy cities and the inhabitants thereof. 9Go up, ye horses; and rage, ye chariots; and let the mighty men go forth: Cush and Put, that handle the shield; and the Ludim, that handle and bend the bow. 10For that day is a day of the Lord Jehovah of hosts, a day of vengeance, that he may avenge him of his adversaries: and the sword shall devour and be satiate, and shall drink its fill of their blood; for the Lord, Jehovah of hosts, hath a sacrifice in the north country by the river Euphrates ترجمه فارسی ۱. کلام خداوند درباره امتها که به ارمیا نازل شد؛ ۲. درباره مصر و لشکر فرعون نکو که نزد نهر فرات در کرکمیش بودند ونبوکدرصر پادشاه بابل ایشان را در سال چهارم یهویاقیم بن یوشیا پادشاه یهودا شکست داد: ۳. «مجن و سپر را حاضر کنید و برای جنگ نزدیک آیید. ۴. ای سواران اسبان را بیارایید و سوار شوید و با خودهای خود بایستید. نیزه ها را صیقل دهید و زره ها را بپوشید. ۵. خداوند می گوید: چرا ایشان را می بینم که هراسان شده، به عقب برمی گردند و شجاعان ایشان خرد شده، بالکل منهزم می شوند و به عقب نمی نگرند، زیرا که خوف از هر طرف می باشد. ۶. تیزروان فرار نکنند و زورآوران رهایی نیابند. بطرف شمال به کنار نهر فرات می لغزند و می افتند. ۷. این کیست که مانند رود نیل سیلان کرده است و آبهای او مثل نهرهایش متلاطم می گردد؟ ۸. مصر مانند رود نیل سیلان کرده است و آبهایش مثل نهرها متلاطم گشته، می گوید: من سیلان کرده، زمین را خواهم پوشانید و شهر و ساکنانش را هلاک خواهم ساخت. ۹. ای اسبان، برآیید و ای ارابه ها تند بروید و شجاعان بیرون بروند. ای اهل حبش و فوت که سپرداران هستید و ای لودیان که کمان را می گیرید و آن را می کشید. ۱۰. زیرا که آن روز روز انتقام خداوند یهوه صبایوت می باشد که از دشمنان خود انتقام بگیرد. پس شمشیر هلاک کرده، سیر می شود و از خون ایشان مست می گردد. زیرا خداوند یهوه صبایوت در زمین شمال نزد نهر فرات ذبحی دارد منبع : https://www.bible.com/bible/136/JER.46.POV-FAS
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکات قابل تأملی است به‌خصوص اشخاصی که اشارات آن متون را می‌شناسند مثل آن کشیش به این نتیجه رسیده‌اند که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» همان ذبیح‌الفرات است که در متون‌شان آمده است. موفق باشید

22872
متن پرسش
مرتبط و در ادامه سوال ۲۲۸۶۲ جناب استاد با عرض سلام و احترام و تشکر فراوان از پاسخ حضرتعالی؛ ببخشید که من درست متوجه نشدم: آیا در اینکه روح فرزند رحم من را انتخاب کند بنده نقش و اختیاری داشته و دارم (تقصیری از بنده سرزده که این اتفاق نیفتاده)؟ چه باید بکنم آیا دعا نمی تواند تقدیر را عوض کند؟ آنچه من فهمیدم: یعنی می فرمائید تقدیر بنده در بچه دار شدن نیست؟ به نظر حضرتعالی این اقدامات درمانی که عرض شد اصرار بیش از حد به حساب می آید؟ شرمنده ام از سوالات متعدد، پریشانی مرا ببخشید. با وجود آرزومندی، توفیق پیاده روی اربعین ندارم و از محضرتان بسیار ملتمس دعا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما و شما نمی‌دانیم آیا این رحم برای آن‌که روحی آن را انتخاب کند، هست یا نه؟ عمده آن است که در حدّ معمول به وسیله‌ی دعا و درمان، خود را آماده کنید تا اگر تقدیر بود که روحی مناسب این رحم که بخواهد مادرش شما باشید، آن را انتخاب کرد، هوالمطلوب. و اگر تقدیر چنین نبود، هوالمطلوب. به چه کار می‌آید فرزندی که خودش رحم مادرش را انتخاب نکرده است و ما بخواهیم او را با زور در رحمی جای دهیم! موفق باشید

22081
متن پرسش
با سلام: شرح و مفهوم این فراز از دعا در دعای حج ماه رمضان چیست؟ «واسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک ولاتهنی بکرامه احد من اولیایک»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت به محضر حق عرضه می‌دارند: «خدایا از تو می‌خواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آن‌هایی را که می‌خواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامت‌دادن به من در راستای شکست‌دادن آن‌ها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم». در واقع این دعا می‌خواهد در اوج اُنس با خدا، روحیه‌ی انقلابیِ سالک به حاشیه نرود. موفق باشید  

19476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد بحث رویت حضرت جبرئیل توسط حضرت ختمی مرتبت مطالعه می کردم و این طور دستگیرم شد که در لحظه رویت ایشان تمام وجود حضرت محمد (ص) و در اصل تمام هستی پر از ندای حضرت جبرئیل بوده است. و در اصل در آنجا حضرت بخشی از وجود خود را مشاهده می کردند. حال سوال من این است که اگر شخصی که انسان عادی است، شیطان را رویت کند آیا گواه از چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت که شیطان در صور ذهنیه‌ی او مدیریت می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی