بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
23751
متن پرسش
سلام: استاد تاکید دارند جسم مادی کلا از بین رفتنی است و رابطه پدر فرزندی صرفا محدود به جسم است. در این رابطه دو موضوع به نظر ناهماهنگ است: ۱. اینکه برخی خصوصیات روحی و اخلاقی ارثی است و معمولا از پدر و مادر به انسان می رسد. این خصوصیات ربطی به جسم ندارند. اخلاقی و روحی روانی هستند. مثل نوع دوستی یا خونسردی یا ... ۲. چرا پس ائمه همگی از نسل پیامبر و پدر و فرزندی است اگر رابطه پدر فرزندی فقط جسمی باشد چه اصراری است که امام بعدی حتما فرزند یا برادر امام قبلی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر المیزان در رابطه با آیه‌ی «فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لَا يَتَسَاءَلُون» (مومنون 101) نکاتی در این مورد دارند و بر این نکته می‌توان تکیه کرد که حقیقت انسان غیر از بدن او و نسبت بدنی است که با والدین دارد لذا هر روحی بدنی را انتخاب می‌کند که مناسب روح او است. موفق باشید

22727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوالم این است که آیا تمام محسوسات معقول، و تمام معقولات محسوس اند؟ رابطه دین و اخلاق چگونه است یعنی اخلاق بدون دین ممکن است اگر نیست چرا؟ و دیگر اینکه آیا هر معقولی معلوم و هر معلومی معقول است؟ تشکر بسیار زیاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محسوسات، محسوسات‌اند و معقولات، معقولات‌اند. چگونه می‌شود بگوییم محسوسی مثل رنگ قرمز معقول است؟ آری! اگر اخلاق مبتنی بر دین باشد با توجه به این‌که در این صورت پایگاه اخلاق امری قدسی خواهد بود، این اخلاق پایدار است. برعکسِ اخلاق سکولار که مبتنی بر توصیه‌های اجتماعی است. موفق باشید

21976
متن پرسش
استاد گرامی سلام: با عرض ادب و احترام در حوزه مباحث معرفت نفس سوالاتی داشتم: 1. عاداتی که فراتر از نیاز جسمانی انسان است و جنبه نفسانی و وهمی دارد مثل اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، اعتیاد به خوردن و آشامیدن و پرخوری، اعتیاد به تماشای تلوزیون، اعتیاد به گوش دادن به موسیقی و ... هنگام مرگ چه بر سر انسان می آورد؟ (چون میل و نیاز باقی است ولی جواب داده نمی شود). چه مدت پس از مرگ طول می کشد تا این هوس ها از یاد انسان برود؟ 2. اینکه گفته می شود جنسیت و نسب امور اعتباری و مربوط به بدن مادی انسان است و در قرآن کریم نیز عبارت «لا انساب بینهم آمده» .آیا پس از مرگ، انسان فراموش می کند که خانواده و خویشانی داشته و دیگر آنها را نمی شناسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه هستید اگر انسان به‌کلی جهت توحیدی نداشته باشد و دنیا مقصد او شده باشد، که در برزخ و قیامت به جهت نیافتن آن‌چه بدان مشغول بود؛ دائم معذب است. ولی اگر در عین جهت توحیدی، تعلقاتی به دنیا داشت تا آن حدی که به خود آید، گرفتار عذاب‌های مربوطه است 2- نسبت‌های اعتباری از آن جهت که اعتباری است و مربوط به دنیا و بدن است، در قیامت بی‌معنا می‌شود. ولی اگر با خانواده رابطه‌ای توحیدی و حقیقی برقرار باشد، آن رابطه محفوظ می‌ماند. موفق باشید

21965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: پاسخ شما را کلمه به کلمه چندین بار و در فواصل زمانی متفاوت خواندم و نوشیدم، جوابی کافی در بابِ چرایی توجه به اشارات رهبری بود؛ اما ببخشید که دوباره مزاحم می شوم ولی شاید من سوال را خوب و درست نپرسیدم، پس خواهش می کنم بر من ببخشایید و از چگونگی‌های استفاده از اشارات رهبری بفرمایید. شاید بهتر است اینگونه بگویم که ما همانگونه که پای درس‌های شما از شرح کتب و برخورد با اندیشه بزرگانی همچون امام و علامه طباطبایی و دکتر فردید، دکتر داوری و .... نشسته‌ایم امروزه شدیدا محتاج شرح مفصل شما از اشارات رهبری داریم. بخصوص در اشارات رهبری برای سلوک فردی و سپس سلوک اجتماعی و اینکه از کجا و چگونه شروع کنیم. استفاده‌ای ولو به اندازه پیمانه‌ای از دریای اندیشه رهبری که حتی از سال‌های قبل انقلاب هم نور آن را می بینیم، امروز و بخصوص برای نسل جوان دهه هفتاد و هشتاد بسیار دور و بعید است. دست به دامان شما شده‌ایم و ما را یاری دهید. در پناه حضرت حق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سری به مباحثی که اخیراً خدمت رفقا شروع شده است تحت عنوان «گوش‌سپردن به ندایِ بی‌صدای انقلاب اسلامی» بزنید. مباحث بر روی سایت هست. موفق باشید

21650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی خدمت شریفتون داشتم. از سخن شما بر می آید که شما معتقد به سنی بودن «محی الدین بن عربی» هستید. مستند اینکه در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» در صفحه ۴۹ در پاراگراف آخر فرموده اید که: صحبت هایی که امروز برای شما عرض می کنم، تقریبا تمامی آن را محققین اهل سنت از جمله «محی الدین بن عربی» مورد توجه قرار داده و قبول دارد. دقیقا در جمله مذکور، ‌ابن عربی را از جمله علماء اهل سنت بیان کرده اید. لطفا با دلیل بفرمائید که نظرتان چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیل آن در همه‌ی کتاب‌های ایشان روشن است. می‌ماند که بنا به فرمایش آیت‌اللّه جوادی در شرح کتاب «فصوص‌الحکم» محی‌الدین از نظر فقهی، سنی و از جهت عقیدتی، شیعه است و علی «علیه‌السلام» را سرّ همه‌ی انبیاء می‌داند. موفق باشید

20126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: من واقعا در باسخ به اين سوال مضطر شده ام و از هر كسي مي برسم قانع نمي شوم، لطفا به من كمك كنيد. من بزشك هستم، ما بيماراني داريم كه ماهها زير دستكاه ونتيلاتور بدون آنكه تنفس خودبخود داشته باشند زنده نگه داشته مي شوند و در واقع نهايتا تصميم تيم بزشكي بر عدم انجام اقدامات درماني منجر به فوت آنان مي شود و شايد اگر اين تصميم گرفته نشود آنان سالها با دستكاه ونتيلاتور زنده بمانند. بيماراني داريم كه دچار ايست قلبي تنفسي مي شوند و بزشكان با ماساژ قلبي و تنفس مصنوعي آنان را به زندگي بر مي گردانند. اميد به زندگي هر سال بالا تر مي رود و آمار مرگ و مير كمتر مي شود و در كشورهاي توسعه يافته آمار مرگ كمتر از كشورهاي در حال توسعه است. اين تجربيات حسي، نشان مي دهد كه بر اساس قانون عليت مي شود بر علت مرگ غالب شد. شكي نيست كه ايجاد كننده اين قانون و برقراركننده اين ارتباطات خداوند است، شكي نيست كه آنكه انسان را داراي جنين قدرت فكري و علمي كرده است خداوند است، اما سؤال من اينجاست كه ايا خداوند انسان را خلق كرده و به او توانايي غلبه بر مرگ داده تا بتواند به عمر جاويدان در دنيا برسد؟ آيا مرگ روزي مغلوب انسان مي شود و انسانها ديكر نمي ميرند؟ من واقعا گرفتارشده ام، اگر مرگ را مي شود مغلوب كرد بس قيامت و معاد جيست و جه طور مي شود اثباتش كرد، آنجه به جشم مي بينم غلبه بر مرگ است و آنچه سعي مي كنم در ذهن اثباتش كنم حتمي بودن مرگ است و اين واقعا غير ممكن است. لطفا من را راهنمايي بفرماييد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مرگ با انصراف نفس از بدن واقع می‌شود، وقتی که نفس دیگر به بدن احتیاج نداشت و ربطی به این حرف‌ها ندارد. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

19594
متن پرسش
سلام: استاد واقعا ببخشید که مزاحمتان می شوم. این حقیر نوجوانی پانزده ساله هستم. گاها حالات معنوی خوبی به بنده دست می دهد ولی بعد از مدتی حتی برای گناهی کوچک از بین می رود و با اینکه بسیار استغفار می کنم دوباره آن حالت باز نمی گردد. احساس می کنم که در کارم گیر هایی هست فقط نمی دانم گیر هایم را از کجا متوجه شوم. لطفا مرا کمک کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید

18056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در آیات سوره هود این دو آیه که خداوند می فرمایند: بهشتیان همه در بهشتند تا بودن آسمان و زمین و جهنمیان همه در جهنم هستند تا بودن آسمان و زمین مگر آنکه خدا خواهد، این استثنا آوردن در این آیات دقیقا به چه معناست؟ بهشتیان همه در بهشتند تا همیشه مگر آنکه خدا خواهد؟ به چه معناست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند این تعابیر با زبان محاوره‌ای گفته شده است تا ابدیت را برساند و استثناء در این‌جا به این معنا است که معلوم نیست همه‌ی جهنمیان تا ابد در جهنم بمانند و با فشارهای آن پاک نگردند. موفق باشید

11307
متن پرسش
سلام استاد اگر صلا ح میدونید لطفا نظرتون را در مورد متن زیر بفرمایی. بسمه تعالی: حقیقتی به نام مهدی را فقط در این کالبد جسمانی‌دیدن، جفایی‌ست بسیار عظیم و هزاران تأسف که نگاهِ عرفی ما تنها محدود شده به همین ساحت ایشان، و غافل ازاین که مهدی حقیقتی است که عالَم تمام در محضرشان است و هرچه جلو می‌رویم دایم ظهور ایشان به سمت ما شدیدتر می‌شود. آری! من به هرچه شدیدترشدن ظهور ایشان در این عالم، ایمان دارم. در این کنش واکنش‌های مداوم جهانی و در این ظلمات کثرت زده‌ی پوچ غربی، تنها حضور و ظهور مهدی ست که هربار در لباسی جلوه گری می‌کند و ما را به وحدت و انس و یکی‌شدن در وادی هستی حقیقی سوق می‌دهد. آری این ظهور و حضور مهدی‌ست که در لباس اربعین با بیش از بیست چند ملیون انسان هم دل، خود را نشان می‌دهد. وقتی صهیون‌ها آن کشتار عظیم در غزه را راه انداختند و مردم از مذاهب جهان چه مسلمان چه مسبحی چه فرق دیگر و حتی یهودیان را دیدم که با اعتراض به این ظلم با "چفیه"ای که زبان حق خواهی وظلم‌ستیزی فطری ایشان‌ست به خیابان ها ریختند و همین طور با شروع تمام قیام‌های ضد ظلم مثل یمن و بحرین و چه و چه ... باز مهدی را در لباس دیگری دیدم و وقتی رهبر انقلاب نامه‌ی دعوت به حق، به جوانان آمریکا و اروپا می‌نویسند در واقع فریاد یارخواهی مهدی را می‌شنوم. آری با این اوصاف چیزی نمی‌توان گفت الا این‌که مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حقیقتی‌ست در مرتبه‌ی حضور و ظهور که آن به آن، برای ما شدیدتر می‌شود. "بامدادچهارشنبه93/11/8"
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این نوع نگاه به تاریخ ما برگردد تا امام خود را در همه‌ی صحنه‌ها ببینیم. تعبیر «باز مهدی- عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه- در لباسی دیگر» تعبیر بسیار واقع‌بینانه‌ای است. موفق باشید
8398
متن پرسش
سلام ب سرباز انقلاب اسلامی برای من جای تعجب داره جوان کراواتی و سه تیغ و خلاصه نه انچنان دینداری تبدیل میشه به یکی از غرب ستیز ترین افراد منظورم دکتر فردیده می خواستم بدونم اگه الهام گر استاد داوری دکتر فردید بوده پس الهام گر فردید کی بوده جای تعجب نیست که تو اون فضایی که خباثت تمدن غرب هنوز پرده نینداخته بود یکی مثل فردید ظهور میکنه ممنون که برای ما جوونا وقت میذارید عزیزید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اولا: فردید از اول نشان می‌دهد به دنبال حقیقت است و در همین رابطه در غرب هم به سراغ هیدگر می‌رود. ثانیا: فردید وقتی با فکر و حرکت حضرت امام خمینی«رحمةالله‌علیه» روبرو شد دید دقیقا امام جامع همه‌ی آن چیزی است که به دنبال او بود و انصاف و بصیرت او موجب شد با تمام تواضع خود را به امام و انقلاب بسپارد. موفق باشید
8343
متن پرسش
سلام. می دانیم این طور نیست که خداوند یک موجود باشد و انسان یک موجود دیگر.پس چگونه جایگاه گناه را باید فهمید. می‌گویند وقتی انسان گناه می‌کند خداوند بر او غضبناک می‌شود . در اینجا در ذهن دو موجود ایجاد می‌شود انسانی که گناه می‌کند و خدایی که بر او غضبناک می شود. لطفا توضیح کامل بفرمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همان‌طور که صورت‌های ذهنی شما هرکدام برای خود نسبت به صورت‌های دیگر ذهن شما مستقل هستند ولی همه در نزد شما می‌باشند، ما هرکدام خودمان هستیم ولی همه در نزد خدائیم و خود مختار می‌باشیم در عین آن‌که از نظر تکوینی و وجودی در نزد خدائیم، هر کدام می‌توانیم از نظر تشریعی و شخصی نسبت‌های متفاوت با خدا داشته باشیم. حال اگر کاری کنیم که نسبت ما با خدا ضعیف شود، صورت این نحوه جدایی تشریعی از خدا را غضب الهی نسبت به ما می‌گویند. موفق باشید
23076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: خدا حفظتون کنه. استاد خواستم ببینم متن زیر درست است و مطلب را درست متوجه شده ام. «هیولی اولی بعد از پدیرفتن صورت جسمیه و صورت نوعیه و در اولین تحقق خود به بسائط عالم یعنی آب و هوا و خاک و آتش تبدیل می شود و منظور از عالم ماده اولا و بالذات همین بسائط عالم می باشد البته درخت و آسمان و ستاره و کهکشان و بدن انسان و میز و قلم و دفتر و ... نیز به طریق اولی جز عالم ماده حساب می شوند که همگی از همان بسائط حاصل می شوند. منظور از جماد که از نظر وجودی قبل از نبات می باشد نیز همین عالم ماده است که در پایین ترین مرتبه وجود است.» استاد اگر مطلب بالا درست باشد با توجه به اینکه امروزه می گویند بسائط عالم نیز از الکترون و پروتون و ... تشکیل شده است درست است که بگوییم هیولی اولی در اولین تحقق به ذرات بنیادین عالم تبدیل می شود و منظور از عالم ماده امروزه همان ذرات بنیادین است اولا و بالذات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تئوری دالتون نسبت به وجود پروتون و الکترون درست باشد که البته امروزه مورد تردید است؛ آن‌چه که جنابعالی نتیجه گرفته‌اید نکته‌ی درستی است. موفق باشید

22817
متن پرسش
سلام علیکم: در جایی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه فرمودید گروهی هستند که از آنها در قبر سوال می شود و پاسخ می‌دهند و پاسخ های آنها حاصل از گفته های مردم است. ببخشید ما حتی اگر بخواهیم قلبی جواب بدهیم خب باید از پل هایی در این دنیا رد بشویم که از اطلاعات و تجربیات دیگران است مثل تاریخ و کتب بزرگان و یا حتی قرآن و عمل به همین پل هاست که نتایج قلبی به ما می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این غیر از آن است که انسان مطالب را به قلب و باور خود نرسانده باشد و همچنان سرِ زبانی مطالب حقی را به صورت عادت بگوید. معلوم است که در برزخ شخصیت او شخصیت یک انسان متدین نیست. موفق باشید

22401
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار خدا حفظتون کنه، شما مثل یه پدر مهربون و دلسوز هستین برای ماها، خدا قرب خودشو نصیبتون کنه، استاد شما در مورد حدیثی فرمودین که خداوند فرمود که من گنج پنهان بودم و خواستم شناخته شم، برای همین خلق کردم و بعدم نتیجه گرفتین که خداوند همدم ماست و بعدم در مورد اثر اون روی انگیزه عبادت فرمودین که یعنی به نیت جذب بهشت یا دفع جهنم نباشه و بخاطر همدمی انجام بدیم، استاد بنده زیاد این ۲ نتیجه گیری رو که فرمودین خوب متوجه نمیشم، که چه جوری از اون حدیث نتیجه همدمی با خداوند گرفته میشه و همچنین نحوه اثر اون بر عبادت، ممنون میشم برای بنده روشن بفرمایید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی سایت سه جلسه صحبت تحت عنوان «همدمیِ ربّ و عبد» هست. فکر می‌کنم شروع خوبی برای تفکر نسبت به آن حدیث شریف باشد. موفق باشید

بد نیست نظری به متن زیر هم بیندازید

 

  معرفت نفس و مراحل رجوع به حقیقت در این تاریخ

 

باسمه تعالی

 

الف- در روبه‌روشدن با حقیقت و اُنس با آن، اولین قدم آن است که حقیقتِ وجودی خود را احساس نماییم که به آن «معرفت نفس» گویند. در معرفت نفس انسان با «وجود» در محدوده‌ی خود، مأنوس خواهد بود و این اولین قدم در راستای درک حقیقت است به آن معنا که می‌یابد ادراک و مدرِک و مدرَک عین یکدیگرند و جز خود انسان نیست. در این رابطه اميرالمؤمنين (علیه‌السلام) مى‏ فرمايند: «لَا تَجْهَلْ نَفْسَكَ فَإِنَّ الْجَاهِلَ‏ مَعْرِفَةَ نَفْسِهِ جَاهِلٌ‏ بِكُلِّ شَى‏ءٍ» (مصباح ‏الشريعه، ترجمه عبدالرزاق گيلانى، ص 108) نسبت به نفس خود جاهل‏ مباش زيرا هركس به خود جاهل‏ باشد به هرچيزى جاهل‏ است‏.

هر وقت حجابِ تعلق از چهره‌ی نفس برافکنده شود، چون نفس ناطقه در ذات خود وجودی است نوری؛ با درکِ خود عملاً گامی به سوی درک حقیقت برداشته است.

ب- انسان با درکِ وجودی خود «هستِ» خود را عین اتصال به هستِ مطلق یعنی حضرت ربّ العالمین می‌یابد و معنای هویت تعلقی خود برایش ظهور می‌کند. و در این رابطه از هستِ خود متوجه‌ی مطلقِ وجود و سعه‌ی وجودی حضرت ربّ العالمین در هستی می‌شود.

ج- در حدیث قدسی هست که حضرت ربّ العالمین می‌فرماید: «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَأَحْبَبْتُ أَنْ اعْرَفَ فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لِكَي اُعْرَف‏» (بحار، ج 84، ص 199) من گنج مخفی بودم، دوست داشتم شناخته شوم، پس خلق را خلق کردم برای آن‌که شناخته شوم.

1- این حدیث حکایت از آن دارد که شناخته‌شدن حضرت ربّ به تو ای انسان مربوط است و او خود را در تو می‌شناساند و یک نوع همدمی بین «ربّ» و «مربوب» در میان است.

2- وقتی می‌فرماید: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعي‏إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي* وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي»‏[1] نفس، به پروردگارِ خاصّ خود برمی‌گردد، پروردگاری که درآن شخص متجلّی شده.

«فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي» پس در بهشتی وارد شو که آن بهشت، جز تو نیست و در آن صورتِ الهی که در وجود تو نهان است، وارد خواهی شد. در آن صورتِ ازلیِ نهانی که در ظرف آن پروردگارت خویش را در تو و به واسطه‌ی تو می‌شناسد. آن تصویری که تو باید آن را مشاهده کنی تا واقف شوی به این‌که: « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ».

3- برای سالکی که در «خویشتنِ خویش» به پیوستگیِ بین خالق و مخلوق دست پیدا می‌کند، سُروری بس متعالی حاصل می‌شود که برای آن‌هایی که با تفکرِ انتزاعی و در ذیل آن، در شناخت خدا قرار دارند؛ پیش نمی‌آید.

ملاحظه می‌کنید که در «إرْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ » می‌فرماید به سوی پروردگار خود برگرد، و نه به حضرت «اللّه» که همه‌جا هست، هرچند که با رجوع به پروردگارت که ربّ العالمین است با باطنِ همه‌ی عالم مرتبط می‌شوی.

4- انسان در حالت صفای عرفانی می‌تواند نظر پروردگار خود را به گوهرِ وجودی‌اش بیندازد تا خداوند از طریق او، خود را بنمایاند. و این رازِ «ربوبیت» و «مربوبیت» و یا همدمی «ربّ» و «مربوب» است. و این‌که انسان می‌یابد چگونه پروردگارش او را و وجود او را در برگرفته و تماماً در آغوش پروردگار است.

5- اگر تلاش شود تا خداوند دوست داشته باشد از طریق ما خود را نشان دهد، لطف خاصّی از طرف او به ما ارزانی می‌شود.

6- اگر دوستی با خدا به میان آمد، دوستی با خلقِ خدا معنای حقیقی خود را پیدا می‌کند. زیرا در آن صورت، انسان‌ها  خود را و بقیه را با چشمِ حقیقت می‌نگرند و جامعه‌ی آرمانی که اسلام در این زمان مقابل ما قرار داده، محقق می‌شود. چرا که خلق خدا به نحوی آینه‌هایی هستند که خدا خواسته است از طریق آن‌ها، خود را بنمایاند.

7- بعد از به‌دست‌آوردنِ معارف حقّه‌ی الهی، باید به فکر آزادی از قید و بندهایی بود که مانع به میان‌آمدنِ انوار الهی از طریق ما می‌تواند باشد.

د- بعد از آن‌که انسان‌ها، خداوند را در آینه‌ی مخلوقاتی به نام انسان‌ها به تماشا نشستند و حضور خدا را در خود یافتند و به همدمیِ بین «ربّ» و «عبد» آگاهی یافتند، آماده می‌شوند تا حضور پروردگار را در آینه‌ای وسیع‌تر و جامع‌تر بنگرند که آن، رؤیت حضرت ربّ العالمین است در «یوم اللّه»ها. و این‌که خداوند چگونه در بعضی از مراحل تاریخ با ظهور رخدادهایی خاص، شئونات مختلف خود را به میان می‌آورد به همان معنایی که فرمود: «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْن‏»(الرّحمن/ 29) یعنی او دارای شئون مختلفی است و در هر روز و روزگاری با شأنی خاص به صحنه می‌آید تا انسان‌ها در تاریخِ خود، خدای خود را آن‌طور که در آن تاریخ ظهور کرده است، بشناسند و به جای ارتباط با خدای «غایب»، با خدای «حاضر» مؤانست داشته باشند و نیایش کنند، مثل نیایش شهداء در شب‌های عملیات.

و در این‌جا به همان معنایی که «ربّ»، عبد را در هویت فردی‌اش در بر گرفته، «ربّ» هویت تاریخیِ انسان را در بر می‌گیرد و انسان خود را در تاریخی که هست در آغوشِ پروردگارش می‌یابد و این، اوجِ همدمیِ «عبد» با «ربّ» است در ابعاد اجتماعی و زیستن با دیگران.

والسلام


[1] - سوره‌ی فجر، آیات 27 تا آخر

21833
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. چرا واسطه فیض حتما باید زنده باشد و نمی شود که انسان کاملی که رحلت کرده اند واسطه فیض باشند؟ می شود گفت که با توجه به اینکه امام 4 مرتبه وجودی: وجود لاهوتی، جبروتی، مثالی و مادی دارند و امام در هر مرتبه مظهر اسم الله هستند پس وجود عقلی ایشان چون بالاترین مرتبه را در عالم عقل دارد فیض از طریق وجود عقلی ایشان به مجردات تامه می رسد. همینطور عالم مثال تا می رسیم به علم مادی که در اینجا هم وجودی مادی امام که مظهر اسم الله است و بالاترین درجه وجود مادی را دارد از مجرای این وجود فیض به عالم ماده می رسد پس درخت که مظهر حی است باید از مظهر اتم اسم حی در عالم ماده پس از عبور از همه مراتب وجودی دریافت کند و چون انسان کاملی که رحلت کرده اند فاقد وجود مادی هستند نمی توانند مجرای فیض به عالم ماده باشند ضمن اینکه دیگر کون جامع هم نیستند. 2. اینکه می گویند با توسل به هر یک از معصومین (ع) باز هم حاجت به امام عصر (عج) می برند و این یعنی امام (عج) تشریعا از پیامبر (ص) بالاترند چون ایشان فاقد وجود مادیند؟ 3. اینکه به عالم مقام شفاعت داده می شود بزرگی این نعمت چقدر است؟ چقدر رتبه ایمانی سالک تغییر می کند؟ 4. و اینکه این مقام اینجا داده می شود و قیامت ظهور می کند اگر درست است می توان گفت اثرش را در دنیا به صورت بخشش بقیه مردم به حرمت عالم دانست؟ 5. اینکه روایت داریم فاصله عالم و مومن هفتصد درجه است که بین هر درجه 500 سال راه هست می توان گفت فاصله عالم بی عمل با جاهل در جهنم همین مقدار است؟ جناب استاد، بنده دنبال اثبات برتری عالم و نسبت بین علم و ایمان در بین کسانی هستم که با این تفکر که مجازات عالم سنگین تر از جاهل است دست از یاد گرفتن واجب و حرام برداشته اند دلایل زیادی آورده ام اما می خواهم با ملموس کردن فاصله اثر گذاری بیشتر شود)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال واسطه‌ی فیض باید حضورش در عالم تامّ و تمام باشد و بدین لحاظ در تمام عوالم از جمله عالم ناسوت حاضر است و از این جهت واسطه‌ی فیض در هر زمانی چه پیامبر باشد و چه امام، به عنوان واسطه‌ی فیض در قید حیات است هرچند امامی که واسطه‌ی فیض است هویت و شریعت خود را از پیامبر گرفته باشد، پس بالاتر از پیامبر نیست بلکه مظهر کمالات و شریعت پیامبر به صورت متعیّن است 2- بقیه‌ی سؤالات را به صورت جداگانه در فرصتی دیگر بفرستید، إن‌شاءاللّه در خدمت هستم. موفق باشید

21365
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: از آنجا که در حوزه اندیشه به وحدت وجود رسیدم در حیطه عرفان عملی نیز کتابی از دکتر یثربی می خواندم به نظر رسید بسیاری از مراحل را تجربه کردم البته به صورت حال نه مقام. 1. چگونه است که بدون استاد و مطالعات عمیق با چند کتاب این مدارج طی شده آخر مگر نباید پس از مکاشفات و کشف و شهود ها و سالها ریاضت رسید من که هنوز از برخی گناهان دست نکشیدم چه رسد به رفع حجب ظلمانی و نورانی نکند دچار توهم هستم؟ 2. این حال چگونه به مقام مبدل می شود؟ 3. سر افاضه این حال به موجود ناقص و گنهکاری چون من چیست؟ 4. مشکل تبدل حالات را چه باید کرد؟ بعضا که جنود شیطانی غلبه کنند هیچ شوقی به کمال که ندارم هیچ آتش عناد هم شعله ور می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رسیدن به مفهوم وحدت، غیر از رسیدن به حضوری است که وحدتِ شخصیه احساس شود 2- با رویکرد قلبی به موضوعات 3- به قول حافظ: «چه عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها»  4- تداوم در ذکر. موفق باشید

19958

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما فرمودین که حرکت، پایین ترین مرتبه وجوده، اما نمیتونیم شدت و ضعف براش قائل بشیم و مثال آب رو زدید که ترتر نداریم چون ذاتا عین تریه. ولی یه مشکلی در تصور من از فرموده شما پیش اومده و اون اینه که اگر پایین ترین مرتبه وجود همون حرکته و آب و همه مواد ظهور اون حرکت اند، پس باید براش شدت و ضعف قائل بشیم؟ لطفا در تصور صحیح از این بحث کمک کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عین حرکت که شدت و ضعف برنمی‌دارد، مثل عین تری و مثل عین وجود. موفق باشید

19633
متن پرسش
سلام: بنده در حال مطالعه و صوت بحث معاد هستم. الان اوایل قسمت برزخ را می خوانم. سوالی داشتم: تا الان مشخص شده که برزخ همان انس با طبیعت است و هرچه انس انسان بیشتر باشد مدت برزخ طولانی است. و برزخ برای معصوم نیست و همین حالا در قیامتند ولی برای انسان مومن برزخ یعنی رهایی از تعلقات و حجابها و این با فشار در برزخ بر طرف می شود و این یعنی برزخ مساوی است با عذاب برای پاک شدن. از طرفی امام معصوم می فرمایند برزخ برای مومن باغی است از باغهای بهشت و این دو چگونه با هم جمع می شوند؟ اگر شخص دارای حجاب باشد که در برزخ است و مدام در حال فشار قبر و سیر بسوی قیامت و اگر حجابی نداشته باشد مثل امام معصوم که اصلا در برزخ نیست؟ و اگر اینگونه نباشد پس طبق گفته امام خمینی (ره) نمی توان گفت برزخ همان انس با طبیعت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قیامت به معنای یوم الحساب و روز حشر برای همه‌ی بشریت از اولین تا آخرین، یک‌جا برقرار می‌شود پس برای همه‌ی انسان‌ها قبل از آن‌که قیامت برپا شود برزخ هست. منتها این‌که در برزخ انسان قیامتی شده باشد مثل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که فرمودند: «الآن قیامتی قائم» چیز دیگری است. آری! این برزخ غیر از برزخی است که انسان در آن نمی‌تواند طوری قیامتی شود که بگوید «الآن قیامتی قائم». موفق باشید

19476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد بحث رویت حضرت جبرئیل توسط حضرت ختمی مرتبت مطالعه می کردم و این طور دستگیرم شد که در لحظه رویت ایشان تمام وجود حضرت محمد (ص) و در اصل تمام هستی پر از ندای حضرت جبرئیل بوده است. و در اصل در آنجا حضرت بخشی از وجود خود را مشاهده می کردند. حال سوال من این است که اگر شخصی که انسان عادی است، شیطان را رویت کند آیا گواه از چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت که شیطان در صور ذهنیه‌ی او مدیریت می‌کند. موفق باشید

17764

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از اهتمام شما به پرسش 17742 استاد از فرمایش شما این مطلب را فهمیدم به طور کلی موجود بوده اما شخصیش بعد از تعادل بدن است. درسته؟ اما تو یکی از کتابای کلام اسلامی خوندم که روح یا همان نفس قبل از بدن نبوده و دلیلش و اینطور توضیح داده که اگر بوده این به صورت یک روح واحد بوده بعد در بدن انسان ها کثیر شده یا که در بدن انسان هنوز واحده و توضیح میده که اگه بعد از حدوث نفس کثیر بشه این لازم میاد که بگیم روح قابلیت انقسام پذیری دارد و این خاصیت ماده است نه نفس مجرد. این مطلب با آنچه شما فرمودید در تناقض است یا منظورش چیز دیگری است. خیلی عذر می خوام که بازم مزاحم شدم. خدا خیرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال جسمانیه الحدوث بودن نفس به معنای تقسیم پذیر بودن آن نیست بلکه به معنای تجلی آن روح کلی است مطابق ظرفیت بدنی که آن روح به آن تعلّق می‌گیرد و از این زمان است که هر کس، خودش است و احساس یک شخص در خود می‌کند. در این مورد خوب است که مباحث حرکت جوهری دنبال شود. موفق باشید

15072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد سلسله جلسات درسی آقای مجتهد شبستری در مورد هرمونوتیک. اول سخنرانی ها را گوش کنیم و بعد نقد را بخوانیم یا بالعکس؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن سخنرانی نیستم. آن‌چه می‌دانم تشخیص فکرِ مسموم ایشان، کاری نیست که از عهده‌ی هرکس برآید. موفق باشید

14984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال در خصوص روش تحصیل در فلسفه و عرفان بصورت تخصصی داشتم. اما سوال اصلی این بود که برای تخصص و محقق شدن در فلسفه اسلامی و عرفان نظری میزان برداشت ما از علوم طبیعیات با تمام شاخه هایش اعم از علم الحیوان، علم النفس، علم النبات، علم المعادن، سماع طبیعی، کون و فساد، هیئت و ... و نیز نجوم اعم از قدیم و جدید و نیز مباحث فیزیک اعم از فیزیک کوانتوم و فیزیک کوانتیک، مباحث نسبیت عام و خاص در فیزیک و مبحث گرانش و .... چه مقدار باید مطالعه شود؟ اگر بنده را راهنمایی کنید متشکر می شوم. یا اگر اینکه شخصی دیگر را معرفی کنید یا کتاب یا سخنرانی و یا هرچیزی دیگری را به بنده معرفی کنید متشکر می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته باید این علوم را بدانیم ولی به صورت خاص، هر وقت لازم شد به هر کدام رجوع کنیم. بنده خودم بعضی از این علوم را نمی‌دانم که نظر دهم مثل علم المعادن و یا سماع طبیعی. موفق باشید

14812
متن پرسش
با سلام: بره موم یکی از تولیدات زنبور عسل است که آنتی بیوتیکی طبیعی است و کار بردهای زیادی در پزشکی دارد. در یک کتاب ترجمه شده روش مصرفش را خواندم که بایستی بره موم را به مدت یک هفته در الکل اتانول که حلالش است قرار داد تا عصاره اش جدا شود و بعد مصرف شود با توجه به محدودیت مصرف الکل اگر ما بعد از عصاره گیری الکل را در هوای آزاد بگذاریم می پرد و تنها ماده ایی قیری بر جای می ماند آیا می توان آن عصاره را حالا خورد (الکل استفاده شده اتانول طبی می باشد) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع سؤالات که مربوط به علم فقه است را باید از فقیه بپرسید. موفق باشید.

8472
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی همانطور که فرمودید سالک یه جایی می رسد که جنبه‌ی حقانیِ تمام عالم برایش روشن می شود. این درست است که اگر سالکی به این مرحله رسید باز هم جای سیر بیشتری دارد ؟ این برداشت درست است که چون سالک ذیل نور اهل البیت است و هیچ کس به مقام اهل البیت نمی رسد بنا برابن سالک همیشه جای سیر بیشتری دارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: گفت: «سوار چون به منزل رسد پیاده شود». وقتی انسان با جنبه‌های حقانی مخلوقات در شهودی قلبی روبه‌رو شد، او می‌ماند و خدای خود. موفق باشید
7551
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به اینکه زمان را با عالم ماده حساب میکنیم،عالم ماده قدیم است یا حادث؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عالم ماده، قدیم زمانی و حادث ذاتی است. موفق باشید
نمایش چاپی