بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در حال خواندن کتاب انسان 250 ساله از رهبری هستم، سه سوال تا وسطای کتاب برایم پیش آمده: مهمترین سوال این است که در قسمت امیرالمومنین علیه السلام، رهبری گفته اند که امام در جریان سقیفه قیام نکرد به چند دلیل و یکی از دلایل را این بیان می کنند که انحراف انقدر زیاد نبود که حضرت بخواد قیام کند!!!! من گمان می کردم اون جریان بزرگترین انحراف تاریخ است و از این گفته اقا خیلی تعجب کردم. دوم اینکه آقا در جایی از این کتاب فرمودند در بین پسران زبیر مصعب مرید امام علی علیه السلام بود و مرد خوبی بود. مختار رو که مصعب کشت، پس مختار بد بوده؟ مصعب که با برادرش نحسش بیعت کرد چطور آدم خوبی بوده؟ سوال آخر اینکه آقا فرمودند امام حسن علیه السلام در جنگ با ایران حضور داشتند. در صورتی که یک روایت این را نقل کرده و خیلی هم روایت ضعیفی است، و چطور است امام علی علیه السلام در جنگ های خودش خیلی حسنین علیهما السلام رو در خطر نمی اندازه، اما در جنگ با ایران خودش در خانه می نشیند و امام حسن علیه السلام رو می فرستند؟ یه سخنرانی سه ساعته از آقای رائفی پور شنیدم، ایشون خیلی علمی از روایات ثابت کردند که ائمه در جنگ با ایران نبودن و امام علی علیه السلام اصلا اون جنگ ها رو قبول نداشته اند. برای هر سوال اگر مایل بودید میتونم صفحه ای که گفته آقا رو نقل کردم پیدا کنم براتون بفرستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در آن فضای تاریخی با توجه به آمادگی جریان‌هایی که حقیقتاً اسلام را نپذیرفتند؛ اصلاً صلاح نبود که حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» با سقیفه به مقابله برخیزند 2- مصعب در مراحل مختلف شخصیت مختلفی از خود نشان داده، به‌خصوص که تصور او نسبت به مختار، تصوری نیست که بعضی از شیعیان از مختار دارند. 3- بنده تحقیق کاملی نسبت به حضور یا عدم حضور حضرت امام حسن «علیه‌السلام» در فتح ایران ندارم. موفق باشید

19684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر در آخرت زن و مردی وجود ندارد و لذت های دنیا قابل قیاس با آخرت نیست پس تکلیف این روایت که می فرماید «الناس فی الدنیا والاخره لذه اشهی لهم من النساء» چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون لذّت اصلی با انس با حقیقت حاصل می‌شود فرموده‌است «لذت قیامت از لذت جنسی بیشتر است». موفق باشید

19633
متن پرسش
سلام: بنده در حال مطالعه و صوت بحث معاد هستم. الان اوایل قسمت برزخ را می خوانم. سوالی داشتم: تا الان مشخص شده که برزخ همان انس با طبیعت است و هرچه انس انسان بیشتر باشد مدت برزخ طولانی است. و برزخ برای معصوم نیست و همین حالا در قیامتند ولی برای انسان مومن برزخ یعنی رهایی از تعلقات و حجابها و این با فشار در برزخ بر طرف می شود و این یعنی برزخ مساوی است با عذاب برای پاک شدن. از طرفی امام معصوم می فرمایند برزخ برای مومن باغی است از باغهای بهشت و این دو چگونه با هم جمع می شوند؟ اگر شخص دارای حجاب باشد که در برزخ است و مدام در حال فشار قبر و سیر بسوی قیامت و اگر حجابی نداشته باشد مثل امام معصوم که اصلا در برزخ نیست؟ و اگر اینگونه نباشد پس طبق گفته امام خمینی (ره) نمی توان گفت برزخ همان انس با طبیعت است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که قیامت به معنای یوم الحساب و روز حشر برای همه‌ی بشریت از اولین تا آخرین، یک‌جا برقرار می‌شود پس برای همه‌ی انسان‌ها قبل از آن‌که قیامت برپا شود برزخ هست. منتها این‌که در برزخ انسان قیامتی شده باشد مثل رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که فرمودند: «الآن قیامتی قائم» چیز دیگری است. آری! این برزخ غیر از برزخی است که انسان در آن نمی‌تواند طوری قیامتی شود که بگوید «الآن قیامتی قائم». موفق باشید

18847
متن پرسش
با سلام محضر مبارک استاد گرانقدر: بنده قبلا از حضرتعالی مجموع سئوالات مرتبطی را پرسش که یکی از این سئوالات عبارت بود از این که آیا مقام عرفانی دکتر چمران و امام عزیزمان یکسان است که جنابعالی فرمودید که خیر امام در مقام واصل است و دکتر چمران تابع، پیرامون این پاسخ سئوالاتی دارم: 1. استاد عزیز مگر غیر از آن است که خداوند متعال این دو را تربیت و هدایت کرده!؟ پس چرا باید یکی تقرب و توحیداش بیشتر باشد؟ 2. آیا حضرتعالی معتقد هستید که رسیدن به مقام توحیدی امام رضوان الله تعالی علیه دست نیافتنی است؟ 3. استاد بنده با فرمایش جنابعالی موافق هستم که امام در مقام واصل هستند و دیگر بزرگوران در مقام تابع ولی در پیشگاه حضرت حق امام و دیگر بزرگوران نمره ی واحد دارند! مثلا اگر مقام توحیدی امام 20 هست و فرضا آیت بهشتی (ره) 17 هست اگر آقای بهشتی که به امام اقتدا کردند مثل امام نمره تقرب و توحیدشان در پیشگاه حق یکی است و هر دو بیست هستند آیا موافق هستید با نظر این حقیر؟ 4. لازم به ذکراست بنده دقیقا معانی واصل و تابع را نمی دانم اگر مایلید توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این‌جا بستگی به قابل دارد نه فاعل. آری! حضرت حق هادی مطلق است ولی انسان‌ها در رجوع به حق متفاوت هستند 2- خیر 3- حرف خوبی است. شواهد در روایت هم این نکته را تأیید می‌کند که بعضاً ائمه به بعضی از اصحاب فرموده‌اند شما در بهشت با ما خواهید بود 4- این موضوع در شرح مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» در جلسه‌ی اول در حدّ ممکن تبیین شده است از آن جهت که صاحب نور توحید جاری در زمانه‌ی خاص که نور حق به قلبش اشراق شده است، واصل است و آن عده که با نظر به آن صاحبِ نور توحید با حق مرتبط‌اند، تابع خواهند بود. موفق باشید

18162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: ببخشید بعضی از افراد برای هر پدیده ای دلیل علمی می خواهند مثلا می گویند اگر بخواهیم برای یک اروپایی شب معراج پیامبر (ص) را توضیح بدیم باید دلیل علمی آورد یا می گویند ما دلیل علمی برای معجزات می خواهیم تا باور کنیم. برای قانع کردن این افراد باید چه کار کنیم؟ استاد اگر می شود بنده را درباره نزدیکی هرچه بیشتر و یا به روایتی از یاوران حضرت مهدی (عج) شدن راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس را اگر برایشان مطرح کنید، دلایل علمی معراج و معجزات را می‌توانید به میان آورید 2- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» در مورد فرهنگ مهدویت و ابعاد آن نکاتی را در مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید

16115
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید سوال قبل ناقص اومد. خواستم ازتون بپرسم که آیا در زمان حاضر به نظر شما اساتید عرفان عملی و سیر و سلوک چه کسانی هستند و به نظر شما در زمان حاضر برای سلوک می شود به چه کسانی مراجعه کرد و کمک و راهنمایی گرفت؟ لطفا اگر امکان دارد اسم ببرید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه بهجت، علم تو استاد توست. عرفان نظری می‌تواند به عنوان علم ما، استاد ما باشد و در این رابطه، کتاب «فصوص‌الحکم» از محی‌الدین و «منازل‌السائرین» از خواجه عبداللّه کمک‌کار است. موفق باشید

15326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد کتاب جن شیطان جادوگر را خوانده ام اما یک سوال آیا همراه داشتن قرآن و یا ... برای دفع وساوس شیطانی نقش تکوینی دارد؟ (بیشتر منظورم همراه داشتن یک قرآن است)
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از نظر تکوینی مؤثر است و موجب دفعِ وساوس شیطانی می‌گردد. موفق باشید

15281

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یکی از سوالات اساسی که ذهن من و شاید خیلی های دیگه رو به خودش مشغول کرده اینه که چرا علارغم این که هیچ یک از ما انسان ها در درون خودش تمایلی به درد و رنج ندارد با این حال کم و بیش متحملش می شویم؟! در واقع همه ی ما دچار نوعی تعارض و تضاد بین خواسته ی درونی و امر بیرونی می شویم خواسته ی درونی که به ما می گوید که هیچ یک از انواع درد ورنج و با هیچ شدت و حدتی قابل پذیرش نیست و واقیعیتِ بیرونی که به ما نشان داده است که چنین خواسته ای تحقق پذیر نیست در واقع هسته ی اصلی سوال این است که علت این تعارض و تضاد بین این میل درونی و ان امر بیرونی چیست؟ در این که فایده ها و ثمره های زیادی بر درد رنج های ما هست شکی نیست ولی سوال این جاست که چرا این فایده ها و ثمره ها باید با چیزی که مخالف با فطرت و میل درونیه ماست حاصل بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی 15269 رجوع فرمایید. موفق باشید

14984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال در خصوص روش تحصیل در فلسفه و عرفان بصورت تخصصی داشتم. اما سوال اصلی این بود که برای تخصص و محقق شدن در فلسفه اسلامی و عرفان نظری میزان برداشت ما از علوم طبیعیات با تمام شاخه هایش اعم از علم الحیوان، علم النفس، علم النبات، علم المعادن، سماع طبیعی، کون و فساد، هیئت و ... و نیز نجوم اعم از قدیم و جدید و نیز مباحث فیزیک اعم از فیزیک کوانتوم و فیزیک کوانتیک، مباحث نسبیت عام و خاص در فیزیک و مبحث گرانش و .... چه مقدار باید مطالعه شود؟ اگر بنده را راهنمایی کنید متشکر می شوم. یا اگر اینکه شخصی دیگر را معرفی کنید یا کتاب یا سخنرانی و یا هرچیزی دیگری را به بنده معرفی کنید متشکر می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته باید این علوم را بدانیم ولی به صورت خاص، هر وقت لازم شد به هر کدام رجوع کنیم. بنده خودم بعضی از این علوم را نمی‌دانم که نظر دهم مثل علم المعادن و یا سماع طبیعی. موفق باشید

10652
متن پرسش
با سلام و عرض احترام و تحیت: منظور حضرتعالی از محکمات انقلاب اسلامی که در کتاب جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی ص 49 فرمودید چیست؟التماس دعای خیر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر إن‌شاءاللّه بقیه‌ی کتاب‌های مربوط به انقلاب اسلامی و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید جواب خود را می‌گیرید زیرا ابتدا باید جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی روشن شود و سپس بحث اصول انقلاب پیش آید. آری اصل تقابل با استکبار و دفاع از مستضعفین در ذیل اسلام اصل مهمی است ولی همین امر را هم باید با توجه به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی تعریف کرد. موفق باشید
7991

مکتب تفکیکبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز 1- می خواستم در مورد شخصیت شیخ حسن میلانی و نظریاتی که علیه فلسفه دارن را را از نظر شما بدانم. 2- ایشان تقریبا بزرگان ما را و انقلاب را نقد کرده اند از قبیل( شهید مطهری-علامه طباطبایی-امام خمینی و ......) آیا کار ایشان هدفی سیاسی دارد و یا فقط شبهه علمی دارند؟ 3- چرا به شبهات این مرد پاسخی درست و محکم دادن نمی شود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- بنده به ایشان گفتم یک ماه تشریف بیاورید تا به شما فلسفه و عرفان درس دهم و تصورات غلط شما را تصحیح کنم، بعداً در مورد فلسفه و عرفان نظر دهید، ولی نیامدند 2- هرچه هست روش ایشان عالمانه نیست 3- سایت آقای وکیلی در مشهد به طور مفصل این شبهات را جواب داده‌اند در سایت http://www.erfanvahekmat.ir/. موفق باشید
7551
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به اینکه زمان را با عالم ماده حساب میکنیم،عالم ماده قدیم است یا حادث؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عالم ماده، قدیم زمانی و حادث ذاتی است. موفق باشید
6681
متن پرسش
سلام استاد بنده کارشناس ارشد فلسفه اسلامی هستم و به فلسفه علاقه ویژه دارم. مدتی است توجه بنده به مقوله وهم، قوه واهمه و ... و همچنین تأثیرات مثبت و منفی وهم در زندگی انسان مخصوصا در اخلاق فردی و اجتماعی، آثار مخرب توهم بر تفکر عقلانی، میزان کارایی پدیده هایی که در مرتبه وهم انسان قرار دارند مثل موسیقی، بازی و ... جلب شده است. از آنجا که حضرتعالی در این مباحث و کلا مسائل معرفت النفس به صورت تخصصی مطالعه و تحقیق کرده اید، می خواستم نظر حضرتعالی را در باره اصل یک تحقیق در سطح علمی پژوهشی در این باره، همچنین منابع و مآخذی که در این باره می توان استفاده کرد، جویا شوم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است. فکر می‌کنم کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» و یا کتاب «مدرنیته و توهّم» به کارتان آید. موفق باشید
1491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز چکار کنیم تا مرگ را باور کنیم؟ ما انسانها با وجود اینکه دائما شاهد مرگ انسانهای همنوع خود هستیم هیچ وقت احتمال نمی دهیم که مرگ روزی سراغ خود ما هم بیاید؟ این همه در نهج البلاغه هم تاکید شده که خودتان را در این دنیا جاوید ندانید و باور کنید که روزی خواهید مرد. ولی نمی دانم چکار کنم تا به این باور و یقین برسم که من هم بزودی خواهم مرد؟! ممنون اگر راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: با اهل دنیا کمتر همنشینی داشته باشید و با اهل معنا بیشتر مرتبط باشید. حواریّون از حضرت عیسى (علیه السّلام) پرسیدند: یا روح اللَّه‏ ! با چه کسى همنشین شویم؟ عیسى فرمود: «مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللَّهَ رُؤْیَتُهُ وَ یَزِیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُمْ فِی الْآخِرَةِ عَمَلُه‏ » کسى که دیدنش خدا را بیاد شما آورد، و سخن او بر علم و دانشتان بیافزاید، و عمل و کردارش شما را خواهان آخرت و سراى دیگر گرداند.موفق باشید
26535

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب: چرا در حدیث عنوان بصری، امام صادق (ع) خطاب به او می فرمایند از فتوا دادن حذر کن و بپرهیز همانگونکه از مواجهه با شیر درنده می پرهیزی و احتیاط پیشه کن. به چه علت از فتوا دادن، امام او را منع می کند؟ آیا این یک روش کلی در سیر و سلوک است حتی برای مرجع تقلید صاحب فتوا یا اینکه ویژه شخص عنوان بصری است و امام مطابق ظرفیت او چنین می فرمایند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که جناب «عنوان بصری» در فضای اهل سنت تفکر می‌کند و در آن فضا، استحسان و به یک معنا قیاس، جایز است که از جزء می‌توانند به جزء دیگر برسند. و حضرت او را از این گونه ورود به احکام الهی بر حذر می‌دارند. موفق باشید

26036
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد جان در برهان صدیقین بحث از تشریع و تکوین انسان به میان آمد. حال سوال این است که آیا باقی موجودات هم تکوین و تشریعی برایشان وجود دارد؟ و اگر وجود ندارد، چگونه می توان وجودی در اشدالوجود باشد و در شدید الوجود و خفیف الوجود نباشد؟ اختیار یا یک امر وجودیست یا عدمی، اگر وجودی باشد چطور ممکن است در باقیِ موجودات نباشد؟ (آیا اختیار زمانی معنی می دهد که تشریع و تکوینی متصور باشد برای موجود؟) و اینکه مرتبه اجنه از لحاظ وجودی چیست؟ چون فرموده بودید: اجنه هم اختیار دارند. بابت مشوش بودن سوالات معذرت میخوام، حاصل ذهن درهم ریخته است. جزاك الله خيرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار مربوط به موجودی است که دارای چند امکان باشد «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» می‌تواند هم کفر بورزد و هم شاکر باشد و این در حوزه‌ی انسان و جنّ معنا دارد و برای فرشتگان که مقام معلوم دارند، اختیار معنا ندارد. موفق باشید

23641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی: سوالم را مختصر می پرسم اما معضل بزرگی است که در اطرافیانم می بینم و متاسفانه گاهی در خود نیز حس می کنم. چرا مردم حتی نسبت به نزدیکان خود اینقدر بی احساس شده اند؟ آنچه از عمق کلام و عملشان می شود به وضوح دید این است که نه کسی را دوست دارند و نه انگیزه محبت بلاعوض به کسی دارند؟ چاره و درمان این مشکل چیست؟ با تشکر از پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان محبت خداوند را در قلب خود رشد دهد، مظاهر الهی که انسان‌ها باشند را دوست می‌دارد و از آن‌هایی که دشمن خدا و مردم هستند تبری می‌جویند. موفق باشید

23612
متن پرسش
سلام و عرض ادب: منظورم از سوالی که پرسیدم به درستی منتقل نشد، گویا. علم حصولی (که برای من فعلا فیزیک و شیمی و... است) بدرد نمی خورد مگر با حضور واردش شویم و بتوانیم توجیهی (البته کلمه توجیه آن اصالت و عظمت مورد نیاز را شاید نداسته باشد) ایمانی برایش تعریف کنیم، اینکه بگوییم نیتمان را درست کنیم یا نمی دانم مثلا بگوییم هدفمان کمک به جامعه و...(از این دست کمرنگی ها و بی رمقی ها.) است بدرد نخواهد خورد، بلکه باید با احساس دردمندی و حضوری تاریخی به سراغ این علوم حصولی برویم. سوال من از اینجا آغاز می شود که: بنده حقیر که الان در مقطع دهم (دبیرستان دوره دوم) هستم. چه نوع رجوعی به علوم حصولی برای من اصالت و رنگ و بوی لازم را خواهد داشت؟ به طریقی یعنی چگونه این علوم غربی حضور به همراه خواهد داشت؟ آیا اصلا وجوبی به مطالعه این علوم هست؟ یا فقط جبر پوچ و تهی از معنای جامعه است که مرا به دنبال این علوم برده؟اصلا چه می شود که مطالعه علوم حصولی در این تاریخ اصالت پیدا می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با روحیه‌ی طلبِ عمق مطالبی که در تاریخ ما ظاهر شده، با این علوم برخورد کنید – مثل شهید آوینی و روحیه‌ی معماری و راه و ساختمان که رشته‌ی دانشگاهی او بود - تا وقتی در ساحاتِ مختلف در نظام اجتماعی حاضر می‌شوید از آن عمقی که دارید، حضورِ جدّی‌تری را دنبال کنید. موفق باشید

23456
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: ببخشید شاید سوالم پیچیده به نظر بیاد لذا ممنون میشم با دقت بخونید و راهنمایی بفرمایید. مقدمه اول: در یکی از سوالات پرسش و پاسخ که بین شما و یکی از کاربران انجام شد، یادم نیس کدوم سوال بود ولی مضمونش این بود که سوال کننده از شخص یا فرقه ی خاصی پرسیده بود و شما در پاسخ گفته بودین چنین مباحثی، انسان رو بیشتر به خودش مشغول میکنه تا به خداوند و اون رو رد کردین. بعد من اسم شخص یا فرقه ای که در سوال بود سرچ کردم ببينم چی بوده، دیدم این شخص یا فرقه تعالیمی داره با این مضمون که انسان روی خودش تمرکز کنه و انگار از سران بودایی بوده. این رو به عنوان مقدمه اول داشته باشین لطفا. مقدمه دوم: از طرفی مدتيه ناخودآگاه خودم در خودم دقیق شدم، و ماجرا از اینجا آغاز شد که دیدم با بستن چشم هايم، باز هم قوه باصره کار میکنه و باز به طور اتفاقی تجربه کردم موقع داشتن درد در بدن، تمرکز روی این درد سبب زایل شدن درد میشه. این گونه تجربه ها مقدماتی شد برای اینکه در خودم فرو بروم و خودم رو تحلیل و ارزیابی کنم، خودم اعم از افعال و احساسات و تفکرات مقطعی که احساساتم باعث میشه این عقاید یا افکار بر من عارض بشه رو تحلیل کنم. و در عمل فعلا این تحلیل و ارزیابی مفید بوده. با ذکر دو مقدمه ی فوق، نگرانی من اينه که نکنه این ارزیابی که انجام میدم نوعی پرداختن به خود باشه؟ و آیا این نوع پرداختن به خود که در مقدمه دوم ذکر شد نمیتونه راهگشا باشه برای رسیدن به حق؟ از کجا مطمئن بشم این کارم اثر منفی روی من نداره و من رو به خودم مشغول نمیکنه تا از خدا غافل شم چون هنوز ارزیابی تجربی روشنی از ارتباطم با خدا ندارم؟ در واقع آیا هر نوع تفکری روی خودمون بلامانع هست یا خیر؟ ملاک سنجش اینکه ببینم چه نحوه تمرکزی روی خودمون خوبه چیه؟ چون من مستقیما توی کتب دینی در این مواردی که باهاش مواجه میشم، مطلبی ندیدم از طرفی هم مسایل تجربی هستن که انسان ناخودآگاه با اونها مواجه میشه. آیا برای ارزیابی منطقی حالات و رفتار خودمون نیازی هست چنین ملاحظاتی کنیم یا یه امر طبیعیه و ملاحظه خاصی نمی طلبه؟ خیلی ممنونم از وقتی که در اختیارمون گذاشتید. اجرتون با حضرت حق. ممنون میشم درصورت امکان سوال رو خصوصی پاسخ بدین چون فکر نمیکنم به درد شخص دیگری بخوره و شخصی هست. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تمرکز بر خود و حالات خود به خودی خود اشکال ندارد ولی آن‌چه ما را به نتیجه‌ی متعالی می‌رساند، درکی است که از خود داشته باشیم در حدّ یافتنِ حقیقت خود در عوالم بالا، در آن راستا که اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» خود را در ابدیت حسّ می‌کردند و فرمودند: «الآن قیامتی قائم». در این مورد مطالبی در کتاب «فعلیت‌یافتن باورها» هست. ۲. برای آن نوع حضور، نیاز به درک سنت اولیای الهی داریم که در بستر سیره و سنت آن‌ها حرکت کنیم، وگرنه در حدّ قوای نفس ناطقه متوقف می‌شویم مثل کاری که مرتاض‌ها انجام می‌دهند. موفق باشید

23076

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: خدا حفظتون کنه. استاد خواستم ببینم متن زیر درست است و مطلب را درست متوجه شده ام. «هیولی اولی بعد از پدیرفتن صورت جسمیه و صورت نوعیه و در اولین تحقق خود به بسائط عالم یعنی آب و هوا و خاک و آتش تبدیل می شود و منظور از عالم ماده اولا و بالذات همین بسائط عالم می باشد البته درخت و آسمان و ستاره و کهکشان و بدن انسان و میز و قلم و دفتر و ... نیز به طریق اولی جز عالم ماده حساب می شوند که همگی از همان بسائط حاصل می شوند. منظور از جماد که از نظر وجودی قبل از نبات می باشد نیز همین عالم ماده است که در پایین ترین مرتبه وجود است.» استاد اگر مطلب بالا درست باشد با توجه به اینکه امروزه می گویند بسائط عالم نیز از الکترون و پروتون و ... تشکیل شده است درست است که بگوییم هیولی اولی در اولین تحقق به ذرات بنیادین عالم تبدیل می شود و منظور از عالم ماده امروزه همان ذرات بنیادین است اولا و بالذات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر تئوری دالتون نسبت به وجود پروتون و الکترون درست باشد که البته امروزه مورد تردید است؛ آن‌چه که جنابعالی نتیجه گرفته‌اید نکته‌ی درستی است. موفق باشید

23029
متن پرسش
سلام خدمت استاد ارجمند: استاد جان! به نظر حضرتعالی چرا رهبر انقلاب «حفظه الله تعالی» آنقدر به ادبیات و هنر تأکید دارند؟ مگر هنر چه آثاری در قرب الهی دارد؟ ایشان فرمودند «رساترین و موجزترین ابزار تمدن اسلامی هنر است»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبانی که بتوان در این تاریخ به حقایق اشاره کرد هنوز درست ظهور نکرده، زبان موجود، زبان ناتوانی است. زیرا بیشتر با مفاهیم سخن می‌گوید به جای آن‌که به حقایق اشاره کند. موفق باشید

22817
متن پرسش
سلام علیکم: در جایی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه فرمودید گروهی هستند که از آنها در قبر سوال می شود و پاسخ می‌دهند و پاسخ های آنها حاصل از گفته های مردم است. ببخشید ما حتی اگر بخواهیم قلبی جواب بدهیم خب باید از پل هایی در این دنیا رد بشویم که از اطلاعات و تجربیات دیگران است مثل تاریخ و کتب بزرگان و یا حتی قرآن و عمل به همین پل هاست که نتایج قلبی به ما می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این غیر از آن است که انسان مطالب را به قلب و باور خود نرسانده باشد و همچنان سرِ زبانی مطالب حقی را به صورت عادت بگوید. معلوم است که در برزخ شخصیت او شخصیت یک انسان متدین نیست. موفق باشید

21976
متن پرسش
استاد گرامی سلام: با عرض ادب و احترام در حوزه مباحث معرفت نفس سوالاتی داشتم: 1. عاداتی که فراتر از نیاز جسمانی انسان است و جنبه نفسانی و وهمی دارد مثل اعتیاد به مواد مخدر و سیگار، اعتیاد به خوردن و آشامیدن و پرخوری، اعتیاد به تماشای تلوزیون، اعتیاد به گوش دادن به موسیقی و ... هنگام مرگ چه بر سر انسان می آورد؟ (چون میل و نیاز باقی است ولی جواب داده نمی شود). چه مدت پس از مرگ طول می کشد تا این هوس ها از یاد انسان برود؟ 2. اینکه گفته می شود جنسیت و نسب امور اعتباری و مربوط به بدن مادی انسان است و در قرآن کریم نیز عبارت «لا انساب بینهم آمده» .آیا پس از مرگ، انسان فراموش می کند که خانواده و خویشانی داشته و دیگر آنها را نمی شناسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که متوجه هستید اگر انسان به‌کلی جهت توحیدی نداشته باشد و دنیا مقصد او شده باشد، که در برزخ و قیامت به جهت نیافتن آن‌چه بدان مشغول بود؛ دائم معذب است. ولی اگر در عین جهت توحیدی، تعلقاتی به دنیا داشت تا آن حدی که به خود آید، گرفتار عذاب‌های مربوطه است 2- نسبت‌های اعتباری از آن جهت که اعتباری است و مربوط به دنیا و بدن است، در قیامت بی‌معنا می‌شود. ولی اگر با خانواده رابطه‌ای توحیدی و حقیقی برقرار باشد، آن رابطه محفوظ می‌ماند. موفق باشید

19153
متن پرسش
سلام استاد عزیز: اگر امکان دارد متن زیر را بخوانید و نظر مبارکتان را مرقوم بفرمایید نخستین محل نگه‌داری بیماران روانی در ایران، «دارالمجانین» یا «دیوانه‌خانه» نام داشت. پس از مدتی، نام تیمارستان بر سر زبان‌ها افتاد. سرپرستی دارالمجانین یا تیمارستان‌ها هم بر عهدۀ شهربانی‌ها بود! در سال 1319 رشتۀ روان‌پزشکی در دانشگاه تهران راه‌اندازی شد. در سال 1340، مکان نگه‌داری و درمان بیماران روانی را «بیمارستان روان‌پزشکی» نامیدند و سرپرستی آن را نیز به وزارت بهداشت و درمان، و سپس به دانشگاه علوم پزشکی سپردند. بنابراین، ما تا همین شصت سال پیش، «بیمار روانی» را «دیوانه = دیوزده، جن‌زده» می‌خواندیم و او را به دست آجان‌های شهربانی می‌سپردیم. اکنون می‌دانیم که برخی انسان‌ها به دلیل برخی گسست‌های مغزی، رفتار یا گفتاری نامتعارف دارند و جای نگه‌داری آنها، بیمارستان است، نه زندان‌های تنگ و تاریک شهربانی که جز مرگ‌های دردناک و زودرس نتیجه‌ای نداشت. این تغییرات، نمونه‌ای کوچک از دستاوردهای تمدن جدید است؛ تمدنی که بر تن دیوانه، جامۀ بیمار ‌پوشاند و «رعیت» را «شهروند» کرد و جای «ضعیفه» را به «همسر» داد و کلماتی همچون «سلطان» و «عقل کل» و «ظل الله» را از قاموس‌ها شست و اختراعاتی همچون تفکیک قوا، ریاست‌های موقت، پارلمان، روزنامه، وکیل، آیین دادرسی، المپیک، بیمه و بهداشت عمومی، واکسیناسیون، اینترنت، جشن تولد، رمان و سینما دارد. در این مدنیّت، هزاران تغییر در نام‌ها و نگرش‌ها رخ داده است که ما در سنت خوابش را هم نمی‌دیدیم. این تغییرات، از دل دانش‌هایی برآمد که بدون هیچ‌گونه ضدیتی با دین و خدا، تنها به انسان و آسودگی او ‌اندیشیدند. می‌گویند تمدن جدید، «هیروشیما» هم دارد. بله، دارد؛ ولی مگر سنت، جنگ‌های صلیبی و آتیلا و مغول و سلطان محمود غزنوی و آغامحمدخان نداشت؟ اینها را داشت، به اضافۀ سل و طاعون و فلج اطفال و ریاست‌های موروثی و مادام‌العمر و زلزله‌هایی که در کمتر از یک دقیقه، چندین شهر را با خاک یکسان می‌کرد. تمدن جدید و علوم انسانی آن، نه استعماری است و نه فرزند نامشروع توطئه‌. رهاورد خرد جمعی بشر است. عیب‌های آن نیز همان عیب‌های انسان خاکی است که ناگزیر اما رو به بهبود است. اگر هوس کرده‌ایم که جای آن را به تمدنی دیگر بدهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا در چنته داشته باشیم، نه از سنخ دیروزِ مرحوم یا پس‌فردای موهوم. جهانی که پرخواننده‌ترین کتاب آن شازده‌کوچولو است، هرگز به دنیای حسین‌ کُرد شبستری بازنمی‌گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن درستی است که اگر بخواهیم تمدنی را به جای تمدن غربی مدّ نظرها قرار دهیم، باید پیشنهادهایی از جنس امروز و فردا داشته باشیم. ولی نباید این نکته را فراموش کرد که چرا متفکران بشر امروز اعم از غربی و یا غیر غربی با این‌همه دستاوردهایی که عقل غربی به صحنه آورده است می‌خواهند از غرب عبور کنند در حدّی که هابرماس مدرنیته را یک پروژه‌ی ناتمام می‌داند. به نظر می‌رسد باید در این مورد به موضوع اومانیسم و محورقرارگرفتنِ انسان به جای خدا فکر کرد که حاصل آن فرهنگ سکولاریته‌ی غربی شد. از طرفی باید مواظب بود با چشم غربی، غرب را ننگریست وگرنه عقل تکنیکی که سراسر عقلِ معاش است، به جای حکمت و عقل قدسی می‌نشیند. چنان‌چه در روایت داریم: وقتی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» ملاحظه کردند عده‌ای مجنونی را اذیت می‌کنند و می‌گویند او دیوانه است و دیو یعنی شیطان در او حلول کرده است؛ حضرت فرمودند او بیمار است. حتماً در جریان پست‌مدرنیسم هستید که متفکران آن معتقدند مدرنیته را باید بازخوانی کرد. آیا آن‌ها می‌خواهند بشریت را به قبل از دموکراسی برگردانند، یا معتقدند در ادامه‌ی فرهنگ مدرنیته انسان از حیات قدسی خود محروم شده؟ بد نیست سری هم به کتاب‌های پست‌مدرن‌ها اعم از رنه‌گنون و میشل‌فوکو و فریتیوف‌شوان و یا دکتر حسین نصر بزنید. احساس می‌شود که نتیجه‌ی آن مطالعات، آن باشد که جای عقل غربی طوری تعیین شود که نحوه‌ای از شیفتگی از غرب را به همراه نداشته باشد که نتیجه‌ی آن تحقیر فکر و فرهنگِ خودی باشد. موفق باشید  

13766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کدام کتاب از آقای داریوش شایگان را برای شروع مناسب می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور پراکنده نگاهی به نوشته‌های آقای شایگان داشته‌ام ولی تسلطی بر کتاب‌های ایشان ندارم که بخواهم نظر بدهم. موفق باشید

نمایش چاپی