بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17764

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر از اهتمام شما به پرسش 17742 استاد از فرمایش شما این مطلب را فهمیدم به طور کلی موجود بوده اما شخصیش بعد از تعادل بدن است. درسته؟ اما تو یکی از کتابای کلام اسلامی خوندم که روح یا همان نفس قبل از بدن نبوده و دلیلش و اینطور توضیح داده که اگر بوده این به صورت یک روح واحد بوده بعد در بدن انسان ها کثیر شده یا که در بدن انسان هنوز واحده و توضیح میده که اگه بعد از حدوث نفس کثیر بشه این لازم میاد که بگیم روح قابلیت انقسام پذیری دارد و این خاصیت ماده است نه نفس مجرد. این مطلب با آنچه شما فرمودید در تناقض است یا منظورش چیز دیگری است. خیلی عذر می خوام که بازم مزاحم شدم. خدا خیرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال جسمانیه الحدوث بودن نفس به معنای تقسیم پذیر بودن آن نیست بلکه به معنای تجلی آن روح کلی است مطابق ظرفیت بدنی که آن روح به آن تعلّق می‌گیرد و از این زمان است که هر کس، خودش است و احساس یک شخص در خود می‌کند. در این مورد خوب است که مباحث حرکت جوهری دنبال شود. موفق باشید

16549
متن پرسش
استاد بزرگوار دلیل اینکه به سوال 16472 و 16520 که بنده فرستاده بودم جواب ندادید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در آدرس الکترونیکی جنابعالی است. سؤالات مذکور جواب داده شده است. موفق باشید

15974
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب مفاتیح الجنان فراوان برخورد کردم با اعمالی که به اشکال مختلف توصیه شوده مثل تعقیبات نمازها، اعمال ایام و مکانهای خاص که وعده های مشخص دنیوی و نقدی در پی انجام آنها از جانب امام داده شده، مثلا غسل شب اول ماه رمضان که وعده شده خارش به بدن نمی رسد تا رمضان سال آینده انجام می شود تکرار می شود که شرایط رعایت شود از قبیل حلال بودن آب غسل نیت و...... مکرر انجام دادم این اعمال را و هر بار هیچ کدام از نتایج را ندیدم و وعده ها محقق نشد گرچه تحقق آنها اصل مطلوب من نبوده و در طلب حوایجی بسیار فراتر از اینها آن اعمال را انجام دادم لکن این سوء ظن ایجاد شده که از کجا معلوم اثار اخروی و معنوی هم مثل این وعده ها محقق نشود از این دست روایات فراوان دیدم که نه در صحیح بودن آنها جای شک هست و از طرفی در مفاتیح فراوان هست که من تقریبا همه را انجام داده و هیچ یک از نتایج وعده داده شده حاصل نشد. خواستم به نقص عملم تلقی کنم توجیه شدنی نبود. دقت و تکرار هر روزه و هر ساله آنها، دقت و طلب صحیح آن اعمال و انجام آنها پس از اعمالی که ذکر شده. شما پس از انجام این عمل کلیه گناهان گذشته و آینده تان آمرزیده است چونان روزی که از مادر متولد شده ایم و مانعی برای قبولی عمل نیست انجام شده قبلا با اشتیاق و قوه فوق العاده ای مقید به انجام کامل تعقیبات احیای شبهای جمعه و انجام اعمال آن اعمال وارده در ایام خاص بودم بدون خستگی و تردید ولی کم کم تردید و سوء ظن ناشی از عدم تحقق وعده های فوری و نقد مرا بی اعتماد نسبت به کل ادعیه و روایات و صحت این کلمات و به بن بست و سوءظن نسبت به کلیه روایات و احادیث کشانده در جستجوها و طرح این مسئله با علما هم به پاسخ قانع کننده ای نرسیدم. لطفا در حل این مسئله در صورت امکان کمک کنید. امام نمی تواند خلف وعده کند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اولاً: همان‌طور که در آخر آیه‌ی مربوط به روزه می‌فرماید: «لعلکم تتقون» یعنی به اندازه‌ای که در نیّت صادق باشیم و نیّت ما عمیق باشد، به تقوا حاصل می‌شویم؛ در سایر اعمال نیز قضیه از همین قرار است. ثانیاً: زمینه‌های روحانیِ خاصی که برای هر عملی نیاز است باید در ما فراهم باشد. ثالثاً: بعضی از این روایات، جنبه‌ی تأویلی دارد که مثلاً از وسوسه‌ها آزاد می‌شوید و این را با تأویل آزادشدن از خارش بدن مطرح می‌کند. رابعاً: در بسیاری از موارد وعده‌ها عملی شده است ولی ما متوجه نیستیم. به قول فیض کاشانی: گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی/ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی». موفق باشید

15702

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی سلامتی برای استاد عزیز: استاد کسانی را در این مملکت می بینیم که سال های زیادی خدماتی انجام داده اند اما امروزه و در پیری بر عکس همه ی صحبت هایشان را می گویند!! خلاصه چگونه مي‌شود که کساني سال‌هاي زيادي راه‌ صحيحي رفتند و خدماتي کردند اما در پیری منحرف شدند؟ ما چه کنيم که اين‌گونه نشويم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که انسان امور خود را به خدا واگذارد تا خداوند در گردنه‌های زندگی او را حفظ کند. موفق باشید

15442
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل همانطورکه مستحضرید رشد اخلاقی و علمی در برزخ برای برخی امکان پذیراست. لطفا تفاوت این رشد با رشد اخلاقی و علمی در دنیا را بیان کنید؟ این رشد برای چه کسانی امکان پذیراست؟ سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ مثل دنیا، اراده‌ای جهت رشد و تعالی نیست، بلکه رفع حجاب است و روبه‌روشدن با ذات اراده‌ها و اعمالی که در دنیا داشته‌ایم. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم فاضل، منظور حضرتعالی از ذات اراده ها در پاسخ فوق چیست؟ اراده انسان یا اراده خدا؟ جواب فوق متعلق به حضرتعالی است. سپاس فراوان باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل اراده‌ی انسان‌ها در برزخ و قیامت، هم‌چون سفره‌ی گسترده‌ای می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از آن بهره گیرند. و رشد در برزخ و قیامت به معنایِ تفصیل آن اراده‌ها است، نه ایجاد اراده‌ای جدید. موفق باشید. سلام و احترام: حکیم عالیقدر آیا منظور حضرتعالی از جواب فوق این است که در برزخ انسان اراده و اختیاری ندارد و فقط اراده خدا حاکم است. ملاصدرا قایل به این است که در برزخ رشد به اراده خدا است نه انسان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود پس از سکرات، انسان اراده‌ای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت می‌فرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید

13766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کدام کتاب از آقای داریوش شایگان را برای شروع مناسب می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور پراکنده نگاهی به نوشته‌های آقای شایگان داشته‌ام ولی تسلطی بر کتاب‌های ایشان ندارم که بخواهم نظر بدهم. موفق باشید

13529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. می خواستم نظر استاد را در مورد آقای رایفی پور و مطالب ایشان و سخنرانی هایشان بدانم. آیا تحقیقات و نظرات ایشان مورد قبول شما می باشد و تا چه حد صحت دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال‌های شماره‌ی 7520 و 12598 شده است. می‌توانید به آن‌ها رجوع فرمایید. موفق باشید

25067
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یه جوونی ازم پرسید که قبل از این آدمایی که از نسل حضرت آدم هستن آیا دنیا و انسانی نبوده؟ منم گفتم طبق اون روایت از مولا که فرمودن قبل این عالم عالم هایی مثل این عالم بوده. در ادامش گفت آیا تو اون عالم همین پیامبر و اهل بیت بودن یا نه؟ که من نتونستم جوابشو بدم. به نظر شما جواب این سوال چیه؟ یه سوال دیگه اینکه چند وقت پیش امام جمعه شهر ما تو خطبه هاش گفته بود که چیزی به اسم طب اسلامی نداریم و طب سنتی داریم که اون هم باید با مدرک باشن. بعد از نماز جلو رفتم و بهشون گفتم حضرت آقا سالها پیش فرمودن دغدغه من طب اسلامی ایرانیه. .مراجعی مثل علوی گرگانی و نوری همدانی هم علنا حمایت کردن از طب اسلامی. شما چرا تو خطبه این حرف رو زدین. ایشون اول گفتن ما طب سنتی داریم که همون حرف پیامبر و اهل بیته که من گفتم اگه همون حرف پیامبر و اهل بیته پس میشه همون اسلامی ولی شما گفتین طب اسلامی نداریم و این تناقضه. در ادامه گفتن تو نمیدونی و طفره رفتن. به نظر شما اینکه رفتم پیش ایشون و تذکر دادم کار درستی بوده یا نه به این حرفا بی تفاوت باشم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم: «الف الف آدم قبل از آدمی که پدر ما باشد در عالَم خلق شده» و سیر بشری همچنان با پیامبران و تا ختم پیامبران ادامه یافته. ۲. به نظر بنده تذکر بی‌اشکال بود. آری! شاید بتوان بگوییم طب اسلامی از آن جهت که مطابق سنت طبیعیِ عالم به درمانِ انسان‌ها می‌پردازد، طب سنتی به حساب می‌آید و از آن جهت که مبتنی بر روایات اسلامی است، طب اسلامی گفته می‌شود. می‌ماند که آیا از روایات، درست استفاده می‌شود تا به پایِ اسلام بگذاریم؟ واللّه اعلم! موفق باشید

23984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در مورد رابطه علم خدا با وجود خداوند کتابی را مطالعه کردم، اما توضیح شما راهگشاتر می باشد. ممنون میشم راهنمائی کنید. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» روشن می‌شود که علم خداوند به ذات خود عینِ علم اوست به همه‌ی مخلوقات، زیرا وجود همه‌ی مخلوقات، از تجلیات وجود خداوند است. موفق باشید

23903
متن پرسش
سلام استاد گرامی، عمری است با مباحث شما انس دارم و بارها سعی کرده ام در مسیر اخلاق و سیر و سلوک قرار گیرم، بحمدلله چند سالی است توفیق نماز شب پیدا کرده ام لیکن دو مشکل جدی دارم. اول اینکه: هیچ حظی از نماز شب نمی برم و الان بصورت عادت برایم درآمده است چون در هنگام انجام این عبادت اصلا حال تمرکز ندارم و از طرفی هیچ لذتی هم نصیبم نمی شود، گاهی شبها می خواهم نماز شب را ترک کنم و نخوانم ولی اینکار را هم نمی توانم انجام دهم چون در این فرصت شب اصلا خوابم نمی برد و فیزیولوژی بدنم عادت به بیداری حداقل نیم ساعت قبل از اذان صبح را دارد و به این صورت نماز شب می خوانم. دوم اینکه: با وجود گذشت ایام جوانی ام و قرار گرفتن در ایام میانسالی (حدود 45 سال) متاسفانه مدتی است در گیر تمایلات نفسانی و یا بهتر بگویم مسایل شهوانی شده ام، الان به حالت پوچی رسیده ام از یک طرف نماز شب می خوانم و بقول معروف در متدینین سری در سرها در جامعه دارم و از طرفی امیالی که مناسب سنین جوانی است به من حمله کرده است، این تناقضات را چگونه برطرف کنم؟ گیر افتاده ام؟ به خودم نهیب می زنم که عمرت و عباداتت بر باد رفته است، تقریبا همه کتابهای شما را خوانده و سخنرانی هایتان را گوش داده ام، جهت یاد گرفتن چیزی تقریبا کم ندارم، ولی مانده ام، اولا دعایم کنید بصورت ویژه، ثانیا با جمله ای قلب مرده ام را دوباره وعظی بفرمایید. ثالثا نماز شب بی لذتم را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز شب را با این نیت ادامه دهید که به صورت تکوینی، نوعی هماهنگی با روح حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» برایتان به‌وجود می‌آید، هرچند ممکن است در این دنیا و در ساحتی که هستید آن را احساس نکنید، ولی با همان نیّتِ هماهنگی با رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» آن را انجام دهید. ۲. این‌که گفته‌اند همسر انسان موجب عفت انسان می‌گردد، جهت همین موضوع میل جنسی است که در این موارد سراغ انسان می‌آید و پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند هر آن‌چه در بقیه‌ سراغ دارید، در همسر خودت هست. موفق باشید  

23641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد گرامی: سوالم را مختصر می پرسم اما معضل بزرگی است که در اطرافیانم می بینم و متاسفانه گاهی در خود نیز حس می کنم. چرا مردم حتی نسبت به نزدیکان خود اینقدر بی احساس شده اند؟ آنچه از عمق کلام و عملشان می شود به وضوح دید این است که نه کسی را دوست دارند و نه انگیزه محبت بلاعوض به کسی دارند؟ چاره و درمان این مشکل چیست؟ با تشکر از پاسخگویی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان محبت خداوند را در قلب خود رشد دهد، مظاهر الهی که انسان‌ها باشند را دوست می‌دارد و از آن‌هایی که دشمن خدا و مردم هستند تبری می‌جویند. موفق باشید

19748
متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. خدا قوت. استاد طبق بحث برهان صدیقین همه موجودات تجلی حضرت حق اند، پس تجلی همه حضرت حق هستند اما در نهایت ضعف. حالا فرق انسان و حیوان فقط در میزان شدت و ضعف‌شون هست یا در انسان چیزهایی هست که در بقیه موجودات نیست؟ اگر بله پس اون فرق‌ها چی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از نظر درجه‌ی وجود در درجه‌ی وجودیِ شدیدتری قرار دارد و همین امر موجب می‌شود که خصوصیات خاصی برای انسان پیش آید. موفق باشید

19684

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اگر در آخرت زن و مردی وجود ندارد و لذت های دنیا قابل قیاس با آخرت نیست پس تکلیف این روایت که می فرماید «الناس فی الدنیا والاخره لذه اشهی لهم من النساء» چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون لذّت اصلی با انس با حقیقت حاصل می‌شود فرموده‌است «لذت قیامت از لذت جنسی بیشتر است». موفق باشید

19228
متن پرسش
با تقدیم سلام و احترام: 1. در رویای صادقه ممثل، یک صورت چند علت غیبی می تواند داشته باشد اما شخص فقط یکی از دو علت را می بیند مثل شکستن ستون خانه که به دو معنا می تواند باشد. 1. مرگ شوهر 2. بازگشت او در سفر. شخص فقط یکی از این دو حقیقت را دیده چرا احتمال وقوع هر دو وجود دارد؟ یعنی ما تعیین می کنیم کدام را دیده ای 2. رویای رحمانی می تواند مثل رویای صادقه به دو شکل ممثل یا اصلی و بدون تغییر دیده شود. درست است؟ 3. اینکه گناه خاصی در گذشته مشمول عذاب دنیایی خاصی شده مثل اهانت جوان دعای مشلول به پدرش و فلج شدن پایش اما الان همان گناه منجر به فلجی پای شخص نمی شود با توجه به فهم بنده از قرآن به معنای رفع کامل عذاب دنیایی نیست بلکه شکل عذاب عوض می شود در مورد کسانی که مشمول استدراج شده اند هم به همین ترتیب است فقط نوع خاصی از عذاب دنیوی برداشته می شود نه مطلق عذابهای دنیوی؟ سپاس بسیار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون خود فرد در این نوع رؤیاها با تعبیری که می‌کند، خود را در تعبیر دخالت می‌دهد بعضاً برای خود آن تعبیر را به صورت تقدیر خود در می‌آورد 2- رؤیای رحمانی اساساً آن‌چنان نیست که اجازه‌ی تعبیر به ما بدهد 3- رویهمرفته حرف درستی است مضافاً آن‌که هر معصیتی معلوم نیست که منجر به عذاب شود، بعضاً مشمول رحمت قرار می‌گیرند. موفق باشید

19131
متن پرسش
با سلام: جناب استاد شما در یکی از جلسات مصباح الهدایه فرمودید که در ادبیات دینی عقل به معنای همان عقلی است که اولین مخلوق است. و شاهد روایی هم از اصول کافی آوردید. آیا در لسان دین هر جا تعقل مطرح است منظور این تفکر فلسفی نیست؟ و آیا تمام حمایت قرآن و دین از عقل به معنای اتصال به مخلوق اول است؟ و به طور کلی عقل فلسفی چقدر مورد حمایت دین است!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فلسفی نظر به مفاهیم دارد که به طور نسبتاً مفصل در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» نسبت به آن سخن گفته شده است. در حالی‌که عقلِ مدّ نظر اولیای الهی، نظر به نور عقلِ اول است. آری! عقل فلسفی وقتی از مفهومِ حقیقت خبر می‌دهد تازه ما می‌فهمیم که باید راه بیفتیم. سیمرغی در افق حاضر است. موفق باشید

18667
متن پرسش
با سلام: کسی که قبلا در راه دین خدمت می کرد و الان به طور ناگهانی در تمامی اعتقادات (اصول دین) دچار شک شده اند به طوری که این مسئله موجب ناراحتی خاطر خود ایشان هم هست باید چه چاره ای اتخاذ کند؟ ایشان نسبت به کل زندگی بی هدف و انگیزه شده اند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را یک لطف خدا باید دانست از آن جهت که انسان متوجه می‌شود آن اعتقادات پایه‌های محکم و قابل قبولی نداشته است و باید آن‌ها را بازخوانی نمود وگرنه این مشکل در برزخ از طریق ملکین «نکیر» و «منکر» پیش می‌اید که دیگر کار از کار گذشته است. مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست پیشنهاد می‌شود. موفق باشید      

18162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: ببخشید بعضی از افراد برای هر پدیده ای دلیل علمی می خواهند مثلا می گویند اگر بخواهیم برای یک اروپایی شب معراج پیامبر (ص) را توضیح بدیم باید دلیل علمی آورد یا می گویند ما دلیل علمی برای معجزات می خواهیم تا باور کنیم. برای قانع کردن این افراد باید چه کار کنیم؟ استاد اگر می شود بنده را درباره نزدیکی هرچه بیشتر و یا به روایتی از یاوران حضرت مهدی (عج) شدن راهنمایی کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس را اگر برایشان مطرح کنید، دلایل علمی معراج و معجزات را می‌توانید به میان آورید 2- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» در مورد فرهنگ مهدویت و ابعاد آن نکاتی را در مقابل شما می‌گشاید. موفق باشید

17896
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: استاد حضرتعالی می فرمایید که ما برای ظهور حضرت ولی عصر روحی له الفدا باید زمینه سازی کنیم مبنی بر این که با رجوع تفکر مردم به «وجود» که به عبارتی به مقام نوری امام زمان (عج) نظر دارند ان شاء الله از امام بهترین استفاده را خواهند کرد. از طرفی هم استحضار دارید که طبق حدیث امام معصوم (ع): به مجرد ظهور عقول مردم کامل می شود. پس بنا بر این حدیث با ظهور امام زمان (عج) مردم آمادگی پذیرش امام را پیدا می کنند نه قبل از ظهور. لطفا توضیحات لازم و تکمیلی را بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مثل آن است که امام معصوم می‌فرمایند شما در قیامت به صورت انسان محشور شوید تا ما شما را شفاعت کنیم. مردم لااقل باید جایگاه امام را بشناسند و سخن حضرت را بفهمند تا امام آن علوم لازم را به عقل آن‌ها برساند. موفق باشید

14507
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: حضرت استاد، انسان وقتی به خویشتن خویش نظر می کند و عجایب خلقت را در خود می یابد، که نفس ناطقه دارای قوای فراوان است مثلاً: در بخش تدبیر جسم (غاذیه، مولده، نامیه، مصوره، ماسکه و...) و نیز قوای شهویه، غضبیه، وهمیه، خیالیه و عاقله که علیرغم این همه کثرت در عین حال وحدت محض است. آیا این جمله درست است که بگوییم: ذوات مقدس معصومین (علیهم السلام) تجلی حضرت رب العالمین از مقام هویت مطلقه به مقام جامع اسماء و صفات هستند. و همان خدای سبحان هستند الا اینکه مخلوقند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بگو اولیاء الهی مظهر جامع اسماء الهی‌اند، در هر صورت مظهریت نکته‌ی اساسی است. موفق باشید

14306
متن پرسش
با سلام: اگر مثلا یک میز از مکان و زمان برود در حالیکه هنوز میز است از نظر جا و زمان آیا مبرای از مکان و زمان است یا همه جا و همه زمانهاست. اینکه جوهر قایم به خود است را کمی توضیح می دهید. هدهد در داستان سلیمان نبی چگونه این مسایل مهم را بیان می کرد و آن دانشمندی که تخت بلقیس را آورد و علم کتاب داشت، منظور از علم کتاب چیست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- میز به عنوان یک پدیده‌ی معین زمان و مکان است معنا نمی‌دهد که از زمان و مکان خارج شود 2- بحث حرکت جوهری را با دقت دنبال بفرمایید تا معنای قائم‌بودنِ جوهر به خود، برایتان روشن شود 3- هدهد در مقام تکوینی خود مثل همه‌ی موجودات در مقام تسبیح الهی است منتها به نور حضرت سلیمان توانست آن را در عالم تشریع اظهار کند 4- در مورد «علمٌ من الکتاب» که حضرت آصف‌بن‌برخیا منوّر به آن بودند؛ علمی است حضوری که عین قدرت است و با مبانی عالم ارض مرتبط است. در این رابطه می‌توانید به عرایضی که در شرح آیه‌ی 40 سوره‌ی نمل شده، رجوع فرمایید. موفق باشید

10652
متن پرسش
با سلام و عرض احترام و تحیت: منظور حضرتعالی از محکمات انقلاب اسلامی که در کتاب جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی ص 49 فرمودید چیست؟التماس دعای خیر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر إن‌شاءاللّه بقیه‌ی کتاب‌های مربوط به انقلاب اسلامی و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید جواب خود را می‌گیرید زیرا ابتدا باید جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی روشن شود و سپس بحث اصول انقلاب پیش آید. آری اصل تقابل با استکبار و دفاع از مستضعفین در ذیل اسلام اصل مهمی است ولی همین امر را هم باید با توجه به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی تعریف کرد. موفق باشید
6537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در شرح دعای مکارم جلسه 24 که در صفحه اول قرار داده اید استاد فرمودند که مقاله زن اصلی ترین عنصر انقلاب اسلامی هم مقاله وهم فایل سخنرانی در مشهد داشته اند اما متاسفانه نتوانستم این مقاله و فایل صوتی را پیدا کنم اگر امکان دارد راهنمایی بفرمایید یا اینکه لینکش را در صفحه اول بگذاریدباتشکر فراوان والتماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاله‌ی زن؛ گمشده‌ی اصلی انقلاب اسلامی در سوال6275 هست. إن‌شاءاللّه مسئول محترم سایت دنبال می‌کنند تا صوت جلسه‌ی مشهد را نیز بر روی سایت بگذارند. موفق باشید
27270
متن پرسش
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: چنین مطلبی برخورد کردم دو تا سوال داشتم "۳- بُن بست لذّت! انسان موجودی است که علاوه بر لذّت‌های جسمانی (خوردن‌- خوابیدن‌- نیاز جنسی)، نیاز به لذّت‌های ذهنی دارد. «هُنر»، فراهم‌آورنده بزرگترین لذّت‌های ذهنی برای انسان است. از آنجا که در فقه شیعه موسیقی و هنرهای تجسّمی (نقّاشی- مجسمه‌سازی) تحریم شده‌اند در سه دهه پس از انقلاب ۱۳۵۷ هنرمندان تحت بیشترین فشار قرار داشته‌اند. موسیقی بر باریک راهی، بندبازانه خود را حفظ کرده‌است. عرصه‌های تئاتر، سینما و ادبیات نیز در این سال‌ها همواره زیر تیغ سانسور بوده‌اند. بر سر مجسّمه‌های تهران هم که دیدیم چه آوردند! وقتی زندگی از رَنگ و رِنگ خالی شود، وقتی فرصتی برای خواندن و نواختن و رقصیدن فراهم نباشد، وقتی به جای جشن سده و جشن مهرگان و جشن نوروز و چهارشنبه سوری دهه‌های مکرّر محرّم و صفر و فاطمیّه را تجربه می‌کنیم، وقتی لباس سیاه، لباس نجابت زنان باشد و دوچرخه سواری و آب‌بازی و بادبادک‌بازی با برخورد پلیسی مواجه شوند، از جشنواره‌های فرمایشی و موسیقی‌های سفارشی برای رنگ بخشیدن به زندگي سياه – سفيد ایرانیان کاری ساخته نیست و ذهن خالی از لذّت یا به افراط در لذّت‌های جسمانی پناه می‌برد یا به وادی لذّت های نشئه ناشی از مواد. نتیجه این رویکرد را در گزارش معاون اجتماعی نیروی انتظامی می‌بینیم که «استان قم بالاترین آمار جرائم جنسی كشور را دارد!»" سوال اول و مهمتر نحوه برخورد و نگاه با چنین گفتمان و بیانی چیست؟ سوال دوم اگه جوابی هم به این حرفهایی که این زده بدید خالی از لطف نیست. در پناه حق پاینده باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بد نیست به یادداشتی که تحت عنوان «حیا و حریم» داشته‌ام نظر بیندازید از آن جهت که روشن شود فرهنگ اسلامی- ایرانی بنا دارد انسان‌ها خود را در جاهای دیگری غیر از آنچه فرموده‌اید جستجو کنند. متن آن یادداشت، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید

حیا و حریم

نمونه‌ای روشن از جهان گمشده را می‌توان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب می‌شود تا انسان‌ها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هاله‌ای را ایجاد می‌کند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آن‌که تمامیت آدمی را حفظ می‌کند، حریم دیگران را نیز نگه می‌دارد. زیرا اساساً در صورتی می‌توان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم می‌پیوندد، بدون آن‌که در هم‌شان آمیزد. آن‌ها را با هم یکی می‌کند، بی‌آن‌که به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریم‌ها حفظ شود.

بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی

4- حریم، شهوات را به «عواطف» و خواست‌ها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل می‌کند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمی‌یابد بلکه می‌توان جوهر آن را در نحوه‌ی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوه‌ای از سازش و سکوت و بردباری.

حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان می‌دهد و همان‌طور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسان‌ها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.

حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسان‌ها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچ‌چیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همه‌چیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان می‌رود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماع‌ها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطه‌ی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمول‌های خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقه‌بندی‌هایی که از این راه به‌وجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی می‌شناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل می‌شود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نه‌تنها چیزی برای هم باقی نمی‌گذاریم و زخم‌های التیام‌ناپذیری بر روان همدیگر وارد می‌کنیم، بلکه با خشونت‌های مشمئزکننده، بی‌ادبی را به نهایت می‌رسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب می‌آید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران می‌دهد. ادب غربی، زائیده‌ی همکاری قانونی است و ادب ایرانی‌اسلامی، پرورده‌ی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.

حیاء؛ بازتابی از «راز»

5- حالتی که حریم را آشکار می‌کند و جان می‌بخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء می‌پوشاند و می‌گشاید و از نمایش می‌پرهیزد. حیاء، نحوه‌ی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.

جامعه‌ای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعه‌ای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.

زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه می‌رود، ضمن آن‌که خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا می‌دهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریم‌ها نیز هست. به همین جهت در جامعه‌ای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.

در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند می‌دهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن ماده‌ی تابلوی نقاشی در صورت‌های تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشی‌شده احساس می‌کند. و این‌ها همه در فضای تمدنی خاصی صورت می‌گرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحقق‌رسیدن اهداف انقلاب اسلامی است.

26036
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد جان در برهان صدیقین بحث از تشریع و تکوین انسان به میان آمد. حال سوال این است که آیا باقی موجودات هم تکوین و تشریعی برایشان وجود دارد؟ و اگر وجود ندارد، چگونه می توان وجودی در اشدالوجود باشد و در شدید الوجود و خفیف الوجود نباشد؟ اختیار یا یک امر وجودیست یا عدمی، اگر وجودی باشد چطور ممکن است در باقیِ موجودات نباشد؟ (آیا اختیار زمانی معنی می دهد که تشریع و تکوینی متصور باشد برای موجود؟) و اینکه مرتبه اجنه از لحاظ وجودی چیست؟ چون فرموده بودید: اجنه هم اختیار دارند. بابت مشوش بودن سوالات معذرت میخوام، حاصل ذهن درهم ریخته است. جزاك الله خيرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار مربوط به موجودی است که دارای چند امکان باشد «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» می‌تواند هم کفر بورزد و هم شاکر باشد و این در حوزه‌ی انسان و جنّ معنا دارد و برای فرشتگان که مقام معلوم دارند، اختیار معنا ندارد. موفق باشید

24508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده نگارگر هستم، تصمیم گرفتم از آیات معاد (بهشت) تصویر سازی کنم. از نظر فنی (طرح زنی و...)مشکلی ندارم. از نظر محتوا هم کتاب بهشت و دوزخ آقای ری شهری را مطالعه کردم و کمی هم تفسیر برهان. چند سئوال از محضرتان داشتم: نخست اینکه آیا چنین کاری صحیح هست؟ چه منابعی را برای اینکار پیشنهاد می کنید تا زودتر به مقصد برسم؟همچنین چه کار کنم تا مشکل به تصویر کشیدن بهشت غیرمادی به مادی را حل کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد منابع، شاید مباحث «معاد شناسی» آیت اللّه طهرانی را در کنار کار خود قرار دهید، خوب باشد. ۲. باید وجهِ نمادین و شاره‌ای‌بودن آن تصاویر را مدّ نظر قرار دهید. مثل کاری که ما در مینیاتور انجام می‌دهیم. موفق باشید

نمایش چاپی