باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال جسمانیه الحدوث بودن نفس به معنای تقسیم پذیر بودن آن نیست بلکه به معنای تجلی آن روح کلی است مطابق ظرفیت بدنی که آن روح به آن تعلّق میگیرد و از این زمان است که هر کس، خودش است و احساس یک شخص در خود میکند. در این مورد خوب است که مباحث حرکت جوهری دنبال شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال در آدرس الکترونیکی جنابعالی است. سؤالات مذکور جواب داده شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اولاً: همانطور که در آخر آیهی مربوط به روزه میفرماید: «لعلکم تتقون» یعنی به اندازهای که در نیّت صادق باشیم و نیّت ما عمیق باشد، به تقوا حاصل میشویم؛ در سایر اعمال نیز قضیه از همین قرار است. ثانیاً: زمینههای روحانیِ خاصی که برای هر عملی نیاز است باید در ما فراهم باشد. ثالثاً: بعضی از این روایات، جنبهی تأویلی دارد که مثلاً از وسوسهها آزاد میشوید و این را با تأویل آزادشدن از خارش بدن مطرح میکند. رابعاً: در بسیاری از موارد وعدهها عملی شده است ولی ما متوجه نیستیم. به قول فیض کاشانی: گفتم بکام وصلت خواهم رسید روزی/ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که انسان امور خود را به خدا واگذارد تا خداوند در گردنههای زندگی او را حفظ کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته میشود پس از سکرات، انسان ارادهای که بخواهد در مقابل دو وظیفه، یکی را انتخاب کند و انجام دهد را؛ ندارد به همان معنایی است که قرآن در توصیف قیامت میفرماید: «والامر یؤمئذ للّه». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور پراکنده نگاهی به نوشتههای آقای شایگان داشتهام ولی تسلطی بر کتابهای ایشان ندارم که بخواهم نظر بدهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤالهای شمارهی 7520 و 12598 شده است. میتوانید به آنها رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در روایت داریم: «الف الف آدم قبل از آدمی که پدر ما باشد در عالَم خلق شده» و سیر بشری همچنان با پیامبران و تا ختم پیامبران ادامه یافته. ۲. به نظر بنده تذکر بیاشکال بود. آری! شاید بتوان بگوییم طب اسلامی از آن جهت که مطابق سنت طبیعیِ عالم به درمانِ انسانها میپردازد، طب سنتی به حساب میآید و از آن جهت که مبتنی بر روایات اسلامی است، طب اسلامی گفته میشود. میماند که آیا از روایات، درست استفاده میشود تا به پایِ اسلام بگذاریم؟ واللّه اعلم! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «برهان صدیقین» روشن میشود که علم خداوند به ذات خود عینِ علم اوست به همهی مخلوقات، زیرا وجود همهی مخلوقات، از تجلیات وجود خداوند است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز شب را با این نیت ادامه دهید که به صورت تکوینی، نوعی هماهنگی با روح حضرت محمد «صلواتاللّهعلیهوآله» برایتان بهوجود میآید، هرچند ممکن است در این دنیا و در ساحتی که هستید آن را احساس نکنید، ولی با همان نیّتِ هماهنگی با رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» آن را انجام دهید. ۲. اینکه گفتهاند همسر انسان موجب عفت انسان میگردد، جهت همین موضوع میل جنسی است که در این موارد سراغ انسان میآید و پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میفرمایند هر آنچه در بقیه سراغ دارید، در همسر خودت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان محبت خداوند را در قلب خود رشد دهد، مظاهر الهی که انسانها باشند را دوست میدارد و از آنهایی که دشمن خدا و مردم هستند تبری میجویند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از نظر درجهی وجود در درجهی وجودیِ شدیدتری قرار دارد و همین امر موجب میشود که خصوصیات خاصی برای انسان پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون لذّت اصلی با انس با حقیقت حاصل میشود فرمودهاست «لذت قیامت از لذت جنسی بیشتر است». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون خود فرد در این نوع رؤیاها با تعبیری که میکند، خود را در تعبیر دخالت میدهد بعضاً برای خود آن تعبیر را به صورت تقدیر خود در میآورد 2- رؤیای رحمانی اساساً آنچنان نیست که اجازهی تعبیر به ما بدهد 3- رویهمرفته حرف درستی است مضافاً آنکه هر معصیتی معلوم نیست که منجر به عذاب شود، بعضاً مشمول رحمت قرار میگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل فلسفی نظر به مفاهیم دارد که به طور نسبتاً مفصل در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» نسبت به آن سخن گفته شده است. در حالیکه عقلِ مدّ نظر اولیای الهی، نظر به نور عقلِ اول است. آری! عقل فلسفی وقتی از مفهومِ حقیقت خبر میدهد تازه ما میفهمیم که باید راه بیفتیم. سیمرغی در افق حاضر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را یک لطف خدا باید دانست از آن جهت که انسان متوجه میشود آن اعتقادات پایههای محکم و قابل قبولی نداشته است و باید آنها را بازخوانی نمود وگرنه این مشکل در برزخ از طریق ملکین «نکیر» و «منکر» پیش میاید که دیگر کار از کار گذشته است. مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست پیشنهاد میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس را اگر برایشان مطرح کنید، دلایل علمی معراج و معجزات را میتوانید به میان آورید 2- کتاب «بصیرت و انتظار فرج» در مورد فرهنگ مهدویت و ابعاد آن نکاتی را در مقابل شما میگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مثل آن است که امام معصوم میفرمایند شما در قیامت به صورت انسان محشور شوید تا ما شما را شفاعت کنیم. مردم لااقل باید جایگاه امام را بشناسند و سخن حضرت را بفهمند تا امام آن علوم لازم را به عقل آنها برساند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بگو اولیاء الهی مظهر جامع اسماء الهیاند، در هر صورت مظهریت نکتهی اساسی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- میز به عنوان یک پدیدهی معین زمان و مکان است معنا نمیدهد که از زمان و مکان خارج شود 2- بحث حرکت جوهری را با دقت دنبال بفرمایید تا معنای قائمبودنِ جوهر به خود، برایتان روشن شود 3- هدهد در مقام تکوینی خود مثل همهی موجودات در مقام تسبیح الهی است منتها به نور حضرت سلیمان توانست آن را در عالم تشریع اظهار کند 4- در مورد «علمٌ من الکتاب» که حضرت آصفبنبرخیا منوّر به آن بودند؛ علمی است حضوری که عین قدرت است و با مبانی عالم ارض مرتبط است. در این رابطه میتوانید به عرایضی که در شرح آیهی 40 سورهی نمل شده، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بد نیست به یادداشتی که تحت عنوان «حیا و حریم» داشتهام نظر بیندازید از آن جهت که روشن شود فرهنگ اسلامی- ایرانی بنا دارد انسانها خود را در جاهای دیگری غیر از آنچه فرمودهاید جستجو کنند. متن آن یادداشت، ذیلاً خدمتتان ارسال میگردد. موفق باشید
حیا و حریم
نمونهای روشن از جهان گمشده را میتوان در غفلت از «حیاء» و «حریم» دانست. گوهر زندگیِ اصیل، «حیاء» و رعایت «حریم افراد» است. «حیاء»، موجب میشود تا انسانها از آشکارساختن و نمایش و برخوردهای تند پرهیز کنند و «حریم»، نگاهبان مرزها است. حریم، فقط نوعی جدایی نیست. هرچند هالهای را ایجاد میکند که مانع تجاوز دیگران باشد، ولی ضمن آنکه تمامیت آدمی را حفظ میکند، حریم دیگران را نیز نگه میدارد. زیرا اساساً در صورتی میتوان حریم داشت که برای حریمِ دیگران هم اهمیت قائل شد. حریم، طرفین را به هم میپیوندد، بدون آنکه در همشان آمیزد. آنها را با هم یکی میکند، بیآنکه به اختلاط بگرایند. آن صمیمیت، غیر از اختلاط و ترکیبی است که امروز در جهان مدرن باب شده است. این دو با هم تفاوت جوهری دارند. زیرا صمیمیت واقعی در صورتی میسر است که حریمها حفظ شود.
بازگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی
4- حریم، شهوات را به «عواطف» و خواستها را به «تمنّا» و توقعات را به «تفاهم» تبدیل میکند. حریم، فقط در روابط اجتماعی مصداق نمییابد بلکه میتوان جوهر آن را در نحوهی همزیستی مرد و زن، در تنظیم فضای خانه، در تقسیم فضای شهر، در لباس پوشیدن، در عفتِ کلام و در تعارف و تواضع جستجو کرد، با نحوهای از سازش و سکوت و بردباری.
حریم، حافظ خلوت فرد است و بستری است برای شکفتگیِ ذهنی، فضایی است که امکان سیر در حالات درون را به انسان میدهد و همانطور که امروز با روح غربی، محیط زیست در معرض نابودی است، خلوت درونی انسانها هم در معرض آلودگی است. زیرا حریمی که حافظ محیط ذهنی است مورد اصابت قرار گرفته و به اعتباری دیگر گمشده است.
حریم، عامل مؤثر در ایجاد هماهنگی ناشی از طلب یگانگی با مبدء هستی و طبیعت و اجتماع انسانها است. هماهنگی در صورتی میسر است که هیچچیز از مقام خود فرو نیفتد و جای دیگری را نگیرد و اختلاط پدید نیاید و موقعی که همهچیز در جای خود است، تصرف، تعدّی و رقابت از میان میرود و در غرب این نوع هماهنگی به هم خورده و تبدیل به نظام مدنی شده و برخوردها و اجتماعها در قالب ساعت ملاقات و قرار قبلی شکل گرفته و ساعت، حاکم بر روابط عمومی شده است و آنچه نوعی رابطهی عاطفی بود، به ارتباط قانونی و فرمولهای خشک آداب تبدیل شد. در نتیجه طبقهبندیهایی که از این راه بهوجود آمد دیگرحریم نبود، فاصله بود و مرزهای جدایی به صورت قراردادهای قانون بر ما تحمیل گشت و از آن طرف آن صمیمیتِ مقدس مبدل به آمیزشی شد که دیگر نه مرزی میشناسد و نه حریمی و بعضاً این نوع به ظاهر صمیمیت چه اندازه به خشونت مبدل میشود. با حضور در فرهنگ غربی، به نام انتقاد نهتنها چیزی برای هم باقی نمیگذاریم و زخمهای التیامناپذیری بر روان همدیگر وارد میکنیم، بلکه با خشونتهای مشمئزکننده، بیادبی را به نهایت میرسانیم، زیرا در ادب غربی فقط رعایت اصول اجتماعی و مدنی، ادب به حساب میآید و این غیر از آن فروتنی است که مجال شکفتگی به دیگران میدهد. ادب غربی، زائیدهی همکاری قانونی است و ادب ایرانیاسلامی، پروردهی همدلی و همدمی است. انقلاب اسلامی، مسیر برگشت به ادب ایرانی و همدلی اسلامی است.
حیاء؛ بازتابی از «راز»
5- حالتی که حریم را آشکار میکند و جان میبخشد، «حیاء» است. حیاء احساسی آمیخته با «راز» است. حیاء میپوشاند و میگشاید و از نمایش میپرهیزد. حیاء، نحوهی بروز حریم است و به یک اعتبار کاشف است و به یک اعتبار حاجب.
جامعهای که افراد آن آراسته به «حریم» و «حیاء» باشند، جامعهای است گشوده به راز. حیاء، بازتابی است از وجهِ رازآمیز عالم در حریم ارتباطات اجتماعی.
زنی که پوشش لازم به تن دارد و بدون شتابزدگی، خرامان راه میرود، ضمن آنکه خود را پوشانده، به حرکاتش دو چندان معنا میدهد. زیرا آن نوع پوشیدگی در حین دفع، نوعی به ظهورآوردنِ حیاء و وقار و رعایت حریمها نیز هست. به همین جهت در جامعهای که حریم واقعی باشد، حیاء نیز هست.
در حریمِ میان زن و شوهر، در سکوتی که استاد را به طالب دانش پیوند میدهد، در فروتنی میان دوستان، در احترام فرزند به والدین، نوعی محوشدن است در برابر دیگری، مثل محوشدن مادهی تابلوی نقاشی در صورتهای تابلو، از آن جهت که آن رنگ از آن به بعد خود را در کلیّت تابلوی نقاشیشده احساس میکند. و اینها همه در فضای تمدنی خاصی صورت میگرفته که امروز از منظر ما پنهان شده و تنها امیدی که برای برگشت آن جهان گمشده در میان است، به تحققرسیدن اهداف انقلاب اسلامی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار مربوط به موجودی است که دارای چند امکان باشد «إمّا شاکراً و إمّا کفوراً» میتواند هم کفر بورزد و هم شاکر باشد و این در حوزهی انسان و جنّ معنا دارد و برای فرشتگان که مقام معلوم دارند، اختیار معنا ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد منابع، شاید مباحث «معاد شناسی» آیت اللّه طهرانی را در کنار کار خود قرار دهید، خوب باشد. ۲. باید وجهِ نمادین و شارهایبودن آن تصاویر را مدّ نظر قرار دهید. مثل کاری که ما در مینیاتور انجام میدهیم. موفق باشید
