بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9249
متن پرسش
با سلام و تشکر: در قرآن کریم آمده است «و نحن اقرب الیه من حبل الورید». سوال این است که حال که خدا اینقدر قریب است پس تقرب به خداوند چیست؟ این قرب چه تفاوتی با آن قرب دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند تکویناً به ما نزدیک است ولی ما تشریعاً و به عنوان شخص خودمان باید تلاش کنیم به او نزدیک شویم. گفت : «دوست نزدیکتر از من به من است....وین عجب تر که من از وی دورم»‌«چه کنم با که توان گفت که او ......در کنار من و من مهجورم » موفق باشید
6391

محل جلساتبازدید:

متن پرسش
باسلام محضر استاد بزرگ میخواستم ببینم کلاس هاتون هنوز نشکیل میشه؟ و اینکه آدرسش همین هست که تو سایته ؟ و یه سوال دیگه اینکه خانم ها هم می تونن شرکت کنن یا خیر؟ و آیا جای دیگه ای هم کلاس دارید؟ ممنون میشم جواب بدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: محل جلسات: 1 - شرح تفسیر المیزان: • شنبه ها بعد از نماز مغرب و عشاء (نیمه دوم سال92)- مسجد انبیا - سه راه سیمین - اصفهان ۲ - شــرح ا دعیه / مکارم الاخلاق/ : • دوشنبه ها بعدازنمازمغرب وعشا-ابتدای اتوبان ذوب آهن؛گلزار اول -مسجدخدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها»
5709
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد مذاکره با آمریکا برای فهماندن مواضع جمهوری اسلامی یا سوال وجوب مگر چه اشکالی دارد در مذاکره که قرار نیست چیزی را حتما قبول کنیم یا از قبل قرار نیست اتفاق بیافتد نهایتش این است که انسان میگوید نه و السلام.مداکره مگر معنی غیر از گفتگو دارد اتفاقا شاید با مذاکره با آمریکا همه بفهمند حقانیت ما را و بطلان عقاید و نظرات مقابل را.چرا باید اینهمه مذاکره با آمریکا حساسیت برانگیز باشد که عده ای بگویند مذاکره نکنیم و عده ای بگویند مذاکره کنیم مگر مذاکره چه گناهی دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اتفاقاً سیاست نظام اسلام همین است ،آمریکائی‌ها هستند که ادعا می‌کنند ولی در عمل پیش‌شرط قرار می‌دهند و هم‌اکنون هم دولت برنامه‌ی مذاکره‌ی بدون پیش‌شرط را دارد
4519
متن پرسش
باسلام 1.فرق عجب با کبر چیست؟ 2.در شرح دعای مکارم الاخلاق جلسه6 فرمودید جای سیاسی هر کسی را بشناسید واقعا این برای من سئوال است و تا به حال کسی نتوانسته قانعم کند که چرا بعضی از علما در این وضعیت کنونی سیاسی جامعه با سیاست کار ندارند و مانند آیت الله مصباح و دیگران وارد نمی شوند و حتی خیلی حساسم که چرا آقای جوادی که پایه عظیم اندیشه حوزوی هستند هم اینگونه وارد نمی شوند و در برخی اوقات موضع گیری نمی کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عجب انسان نظر به خوبی‌ها و کمالات خود دارد و از توفیقات الهی که منجر به این کمالات می‌شود غافل است و در کبر انسان با نظر به بزرگی‌های کاذب خود، بقیه را تحقیر می‌کند. با این‌همه در بسیاری موارد کبر و عجب به یک معنا به‌کار برده می‌شود 2- این تفاوت را مربوط به نوع نگاه آن عزیزان باید نسبت به امور کشور دانست، یکی ممکن است به مدیریت رهبری مطمئن باشد و در محدوده‌ای خاص وظیفه‌ی خود را انجام دهد و مسئولیت نهضت نرم‌افزاری نظام اسلامی را به عهده گیرد و دیگری ممکن است در امور جزیی‌تر بخواهد به رهبری کمک کند ولی این‌گونه علماء نشان داده‌اند همیشه دغدغه‌ی اسلام و مسلمین را داشته‌اند. موفق باشید
28127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: شرح فصوص و منازل السائرین و مباحث معاد اسفار را چگونه می توانیم تهیه کنیم؟ در سایت آنها را پیدا نکردم. اگر در مورد این مباحث سیر مطالعاتی خاصی هست آن را هم بیان بفرمایید. بنده از آثار استاد کتابهایی نظیر ده نکته از معرفت النفس از برهان تا عرفان، ماه رجب، صلوات، تعدادی از کتب در موضوع انقلاب، مهدویت، مقام لیله القدری حضرت فاطمه و ... مطالعه و کار کرده ام. همچنین شرح منظومه ملاهادی سبزواری را نیز خوانده ام و در باب مطالب عرفان نظری و عملی استاد بسیار علاقه مند به مطالعه می‌باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتیِ سایت لازم است. مباحث «اسفار» یعنی شرح جلد ۸ و ۹، صوت خوبی ندارد. پیشنهاد آن است که بعد از مقدمات سیر مطالعاتی، بحث کتاب «معاد» همراه با شرح‌های صوتی آن را بدون عجله دنبال بفرمایید و سپس با فصّ «آدمی» و «شیثی» ورود در عرفان إن‌شاءاللّه محقق می‌شود. موفق باشید

26946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: دیدگاه اسلامی، آزادی تفکر را به رسمیت شناخته است و بر روی شناخت مسیر زندگی با بینش درست تاکید می کند. حال این پرسش مطرح می باشد که آیا آزادی دسترسی به اطلاعات و هم چنین اجازه تبلیغ به افکار و آراء متعدد و گوناگون در جامعه نیز که ابزار تفکر قلمداد می شود، بدون قید و شرط پذیرفته شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جمله‌ی «آزادی جهت دسترسی به اطلاعات» مطلبی است که دنیای مدرن برای نفوذ در کشورهای جهان سوم در دهان روشنفکران انداخته. آزادی اندیشه و تفکر در آن حدّ که هرکس در عقایدش تفتیش نشود، امری است که اسلام آن را پذیرفته است. موفق باشید

25774
متن پرسش
سلام استاد عزيز نظرتون راجع به اين مباحث جناب دكتر فياض چيه؟ https://www.ensafnews.com/56Cnp فیاض با اشاره به فرقه‌ی اسماعیلیه، گفت: خدا از اسماعیلیه نگذرد؛ فرقه‌ی اسماعیلیه و حسن صباح و بقیه‌شان باعث شدند که اندیشه‌ی متفکرانه‌ی فارابی ادامه پیدا نکند و نتیجه هم این شد که آقای ابوعلی سینا بیفتد به چنگ نوافلاطونی؛ در حالی که فارابی کاملا حواسش جمع بود و تحلیل تاریخی را انجام داد؛ متاسفانه این انحرافی که اسماعیلیه ایجاد کرد تا امروز ادامه دارد و تاریخ ما تبدیل شد به اسطوره و تعریف و بازسازی و پیشرفتی که ترسیم کردیم هم تبدیل شد به اتوپیا، یعنی ناکجا آباد! چطوري جواب اين مباحث را (ابن سينا گمراه بود)بديم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که بنده نظرات جناب آقای فیاض را دنبال کردم، نگاه‌شان نسبت به عرفان، محققانه نیست. در حالی‌که حضرت امام در نامه‌ای که به آقای گورباچف می‌نویسند برای حضور اسلام در جهان کنونی، عرفانِ ابن‌عربی و حکمت صدرایی را تأکید می‌کنند. گویا آقای فیاض در عین دلسوزی و سوابق خوبی که دارند؛ فعلاً در عصبانیت هستند و نمی‌دانند یقه‌ی چه کسی را باید بگیرند. موفق باشید

25333
متن پرسش

سلام استاد گرامی: «فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش / گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند / خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش... دلِ حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود / نازپرورد وصال است مجو آزارش» این فال حافظ بود قبل از سفر. هفته قبل از سفر پر شده بود از نشانه هایی برای نرفتن، مریضی دختر کوچکم و ... ، بعد همه چیز روبه راهه شد ولی دلم باور نکرد. قبل از رفتن مدام گریه می کردم و احساس جامونده ها رو داشتم. راهی که شدیم فکر کردم همه اش یه خیال بوده و وهم رفتیم ،۶۰۰ کیلومتر رو با دو تا بچه خردسال راه افتادیم. رسیدیم. رسیدیم به مرز، جمعیت زیاد شده بود و مرز بسته، موندیم به امیدی، گشایشی، نگاهی. گروهمون جدا شد. آن ها که توانستند رفتند. «منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس گریستم همه جاده را اتوبان را» همه اش گریه می کنم میگم آقا جان ما اومدیم با دو تا بچه، اومدیم تا لب مرز، اومدیم منتظر، هوا گرم شد، هوای شلچمه طاقت از بچه ها برید، نگران شدیم اونطرف مرز بیشتر اذیت بشن، ترسیدم به خاطر سلامتی شون و برگشتم. دلم آروم بود ولی همین که سوار اتوبوس شدیم شکستم. دلم بی طاقت شده، یاد سال قبل می افتم و گریه می کنم، اسم اربعین میاد آتیش می گیرم، بی تابم و پر از حسرت، چشمام هر لحظه منتظر یه اشاره است که گریه کنه من همونجا، شلمچه جا موندم. ما توی زندگیمون چند سالیه تقویمی داریم به اسم اربعین. سالمون با اربعین شروع میشه، میریم تا زنده بشیم. موندم، جا موندم، گناه زیاد بود توی این پرونده که محرومم کنه ولی مگه سال های قبل به گناهام نیگا کردین؟ بقیه سال رو چطوری باید زندگی کنم؟ ای که در کوچه ی معشوقه ی ما می گذری. برحذر باش که سر می شکند دیوارش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق دل‌سوخته! فدای آه‌ات شوم که از هزار رفتن، جلوتر است. بگذار از قصه‌ای که جناب مولوی در همین رابطه‌ها با ما در میان گذاشت، برایت بگویم که می‌گوید:

آن یکی می‏ رفت در مسجد درون ** مردم از مسجد همی ‏آمد برون‏

گفت پرسان که جماعت را چه بود ** که ز مسجد می ‏برون آیند زود

آن یکی گفتش که پیغمبر نماز ** با جماعت کرد و فارغ شد ز راز

تو کجا در می‏روی ای مرد خام ** چون که پیغمبر بداده ست السلام‏

گفت آه و دود از آن اه شد برون ** آه او می‏ داد از دل بوی خون‏

آن یکی از جمع گفت این آه را ** تو به من ده و آن نماز من ترا

گفت دادم آه و پذرفتم نماز ** او ستد آن آه را با صد نیاز

شب به خواب اندر بگفتش هاتفی ** که خریدی آب حیوان و شفا

حرمت این اختیار و این دخول ** شد نماز جمله‏ ی خلقان قبول‏

پس اصل قضیه در «طلب» و «عطش» است که جایگاه هرکس را تعیین می‌کند. حتماً شنیده‌ای که شخصی در جنگ صفین خدمت مولایمان رسید و گفت برادرم بسیار مایل است در خدمت شما در این جهاد مقدس شرکت کند، ولی در یمن زندگی می‌کند و حضرت فرمودند: اگر با ما است در یمن هم که باشد در نزد ما است و اگر با ما نیست، در این‌جا هم که باشد در یمن است. و به گفته‌ی مولوی: «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی».

آه و سوزی که عزیزانِ به جا مانده از آن رفتن با خود دارند، هزار قدم جلوتر از قدم‌های عزیزانی است که در جاده قدم می‌زنند و حجاب‌هایی که از اینان به اندازه‌ی سوز و آه‌شان رفع می‌شود، یقیناً کم‌تر از رفع حجاب‌هایی که برای حاضران در آن پیاده‌روی پیش می‌آید نیست. آری! عمده «حضور» است، حضوری که بتوان خود را در تاریخی حسّ کرد که بنا است جان انسان‌ها به وسعت اراده‌ی الهی برای تحقق تاریخی دیگر خود را درک کند و «بودن»ِ خود را که در این زمانه می‌تواند بهترین «بودن» باشد، بیابد. موفق باشید

24121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: شما در جواب سوال ۲۴۱۱۴ فرمودید: آن‌چه احتمال خطا دارد حکمی است که نسبت به صورت خارجی، صورت می‌گیرد یعنی آیا آن‌چه نزد عالِم است منطبق است با صورت خارجی یا نه؟ آیا این جواب دلیل بر احتمال خطای ادراکی نیست و دلیل بر یقینی نبودن ادراک حسی، در صورتیکه در فلسفه یکی از یقینیات ادراکات حسی هست و این با جواب شما در تناقض نیست؟ مگر فلسفه مدعی نیست علم یقینیست، پس چرا در این زمینه شک دارد؟ در ضمن مگر کسی تا بحال عدم تطابق صورت نزد عالم را با صورت خارجی گزارش کرده و یا تایید کرده که این احتمال خطا در فلسفه در نظر گرفته شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انطباقِ صورت ذهنی با صورت خارجی هیچ‌وقت به معنای یقینی که از طریق برهان و استدلال حاصل می‌شود، نخواهد بود. آری! انسان به صورت بدیهی متوجه می‌شود که نفس ناطقه‌ی او به همان چیزی علم دارد که در خارج هست. در این مورد سری به سؤال شماره‌ی 24128 نیز بزنید. موفق باشید

23943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تبریک خدمت استاد بزرگوار به مناسبت عید نیمه شعبان و ولادت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه. استاد کتاب ها و صوت جلسات شما رو چند ماهی میشه دنبال می کنم، دوست دارم در مورد توحید افعالی خیلی بیشتر بدونم و این مسئله تا جای ممکن برام شفاف بشه، پیشنهاد شما کدام منابع هستش برای دانستن و چه تمریناتی رو پیشنهاد می کنید برای قوی شدن در توحید افعالی؟ نکته بعدی اینکه دیروز یکی از صوت های شما رو در خودرو گوش می دادم که در مورد حدیثی از امام صادق علیه السلام در اثنا بحث صحبت فرمودید (متاسفانه پخش کننده رو حالت رندوم بود بعدا نتونستم پیدا کنم مجدد گوش بدم بخاطر اون اینجا مطرح کردم) که حضرت فرمودند در نمازتون ما رو .... قرار بدید کلمه نقطه چین رو فراموش کردم بعدا از دوستی از دوستانتون مثال زدید که ایشون آیت الله شاه آبادی رو ..... قرار داده بودن و در نماز براشون حالات خاصی پیش اومده بود. اگر ممکن هستش در مورد این مسئله هم توضیحی عنایت بفرمایید. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای درک توحید افعالی عجله نکنید به مرور برایتان پیش می‌آید و خداوند خود را در هر فعلی نشان می‌دهد. ۲. در این مورد خوب است سری به کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» بزنید نکاتی در آن‌جا برایتان گذاشته‌اند. موفق باشید

23828
متن پرسش
سلام بر حضرت استاد: می خواستم بدونم این مسئله چه طور حل می شود؟ این که ما در زندگی سئوالاتی داریم و به هر کسی که رجوع می کنیم نیز با برداشتی که از دین دارد به آن سئوال جواب می دهد و نظرهای مختلف می رسیم از مرجع تقلید گرفته تا مجتهد، و این که الان بالفعل هم خودمون اسلام شناس نشدیم که به کسی رجوع نکنیم، پس وقتی به کسی رجوع می کنیم هر کسی با برداشتی که از اسلام دارد به سئوال ما جواب می دهد، هر سئوالی که باید باشد، پس چرا حتما باید به یک شخص رجوع کنیم و احکام و عقاید و... را از آن بگیریم ؟ ۲. حالا هر کسی یک چیزی می گوید و با توجه به مبانی که دارد، از دریچه ای که به مسئله نگاه می کند نظر می دهد در این جا ما که مجتهد نشده ایم باید چه کنیم که نمی دانیم بالاخره کدام یک درست می گویند، بهتر بگم چه چیزی داریم که مشخص کند مرز این که در این اختلاف ها و نظرها کدام یک درست است و صحیح؟ پیش فرض: می خواهم تقلید کورکورانه نداشته باشم، و این که پاسخ های متفاوت در مواجهه با مسئله ی من افراد متخصص می دهند، بالاخره باید به کدام یک از آنها عمل کنم؟ آیا طبیعی است که هر کسی باید تمام حرف ها را بشنود و بعد خودش بهترین آنها را انتخاب کند؟ بهترین کدام یک هست؟ با چه چیزی از قبل بهترین آن ها را شخص می فهمد که کدام است؟ [خیلی ممنون اگر راهنمایی دقیق کنید که از همه افراد ناامیدم]
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خودمان کارشناس آن موضوع نیستیم. جواب قسمت دوم سؤال را بهتر است در کتاب «ادب عقل و خیال و قلب» در جلسه‌ی دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقليد از فقيه» که بر روی سایت هست دنبال کنید. موفق باشید

23664
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد باز عذر خواهی مرا پذیرا باشید مانند کودکی می مانم که تازه راه افتاده و دایما نیازمند دست گیری. دوباره سر دو راهی مانده ام بسیار با مطالعه و تحقیق سعی در حل آن کردم ولی دلایلی مرا به این طرف می کشاند و دلایلی به طرف دیگر، نتوانستم تشخیص دهم. شما فرمودید هرچقدر به برنامه ریزی عمل کنیم شخصیت بهتری برای خود شکل داده ایم. از طرفی در روایات فرمودند هرگاه تمایل به مستحبات نداریید به واجبات اکتفا کنید. این دل من دایما از این سو به آن سو می پرد گاهی کنترل آن از دستم خارج می شود گاهی شوق فراوان به مطالعه دارم و گاهی به عبادات و گاهی حوصله هیچکدام را ندارم و به سراغ تدبر در قران می روم. ولی من که برنامه ریزی کرده بودم آن هم در متعادل ترین حالت به خود گفتم این نفس افسار گسیخته را باید رام کنم تا در هر ساعتی کار مخصوصی انجام دهد اینطور که نمی شود. وقتی چند روز برنامه را اجرا می کنم از همه فعالیت ها چنان خسته می شوم که فقط می خواهم بخوابم با اینکه میزان خواب نیاز بدن را هم در برنامه تنظیم کرده ام. خوب من چه کنم؟ از طرفی در آن حرکت (نامنظم) دریافت ها زیاد می شود و فعالیت ها به بهترین نحو پیش می رود و در این حرکت (منظم) اینطور نیست دریافت ها به شدت کم می شود و انگار قلب بیچاره خود را در زندان کرده ام که تمام تمرکزش روی برنامه باشد و حتی توجه در نماز به شدت کاهش میابد. بین سخن شما و عمل به آن روایت با این احوالات خودم مانده ام، چه کنم؟ از ساعت متنفرم دست و پایم را می بندد ولی اگر شما بفرمایید به اسم مجاهده تحملش می کنم. حلال بفرمایید بنده را جهت گرفتن وقت شریف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باز باید به برنامه‌ای که به خود می‌دهید فکر کنید. با این تفاوت که برای خودتان آن طور که خودتان را می‌شناسی برنامه بریزید، خودی که هم باید به رفقایش سر بزند و هم تفریح و ورزش داشته باشد و هم کتاب مطالعه کند و هم از فضای مجازی خیلی دور نباشد. هرکس در این تاریخ باید آن شود که باید بشود. موفق باشید

22559
متن پرسش
سلام: همواره می گوییم روزی همه مخلوقات دست خداست، لکن افراد یا حیواناتی را می بینیم که به علت شرایط خاص، در اثر گرسنگی و قحطی از دنیا می روند و ممکن است این قحطی ساخته دست انسان های دیگر باشد. چگونه است که رزق این مخلوقات به آن ها نرسیده است؟ مثلاً کودکانی که در فشار ناشی از جنگ می میرند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که از چه زاویه‌ای به موضوع بنگریم. اگر پذیرفتیم خالق عالم و خالق همه‌ی مخلوقات، خدایی است که هیچ‌چیزی مانع رزّاقیت آن نمی‌شود، موضوع را به شکل دیگری باید نگاه کرد که نکند همین اندازه رزق او بوده است که در این دنیا بماند. البته و صد البته وظیفه‌ی ما نسبت به گرسنگی و مرگ و میر انسان‌ها جای خود محفوظ است، می‌ماند که آیا خداوند سرنوشت مخلوقات خود را این اندازه در اختیار سایر انسان‌ها گذاشته است تا هرکاری که خواسته‌اند با سایر انسان‌ها انجام دهند؟ موفق باشید

22035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: استاد بفرمائید یک جوان در شرایط فعلی با توجه به نحوه زندگی که غرب تا حدودی به ما تحمیل کرده و شرایط راحت ازدواج و رسیدن به آرامش در کنار آن مثل قدیم راحت نیست ایام خودش رو چطوری سپری کنه؟ در صورتیکه در این امر کوتاهی هم نکرده ولی تا الان محقق نشده.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر داشته باشید که همیشه انسان با امتحانات الهی روبه‌روست و پس از آن‌که از آن‌ها سربلند بیرون آمد، خداوند راه‌های خود را به سوی بنده‌اش می‌گشاید. موفق باشید

21935
متن پرسش
جناب آقای استاد طاهرزاده با سلام: احتراما با توجه به روحیات ارزشمند حضرتعالی در زمینه تمدن سازی آیا فکر نمی کنید انقلاب اسلامی یک چاقوی دولبه هست یعنی همانطور که می تواند با تمدنسازی زمینه ساز ظهور شود می تواند با پیداکردن سرنوشتی مانند غرب برای قرن ها ظهور را عقب بیاندازد. کتاب علل گرایش به مادیگری استاد مطهری به همین نکته اشاره دارد که تعالیمی که کلیسا از خدا ارائه می کرد با منطق عقلانی همخوانی نداشت. همچنین رفتار آنها با تعالیمشان یکسان نبود. به همین دلیل مردم نتوانستند تشخیص دهند که این مشکل کلیسا است بلکه کل دین و خدا را انکار کردند در واقع آنجه مردم انکار کردند خدایی بود که کلیسا برای آنها ساخته بود ولی به هر حال عاقبت غرب از دینداری به بی دینی کامل گرایید. اکنون فکر نمی کنید این خطر در کمین انقلاب اسلامی باشد؟ نشانه هایی از آن در جامعه امروز ما قابل مشاهده است. برای مثال حجاب اجباری که هیچ مستند محکمی هم برای آن نمی توان یافت آیا پافشاری به این موضوع سبب نمی شود که مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا مشخصا ظلم کردن قوه قضائیه که راس آن یک روحانی دینی است باعث نمی شود مردم کل دین را منکر شوند؟ و یا فساد موجود در جامعه و عدم اراده جدی در برخورد با آن از سوی حکومت اسلامی؟ از آنجا که محیط کار بنده به گونه است که با قشر جامعه از نزدیک در ارتباط هستم این خطر را به شدت احساس می کنم و سوال بنده این است که مشخصا ما چه مزایایی نسبت به غرب داریم که امید داشته باشیم به سرنوشت آنها دچار نشویم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم ما برای ظهور تمدن اسلامی با تنگناهایی روبه‌رو هستیم. ولی کلیت انقلاب اسلامی که همان روحیه‌ی ضد استکباری آن از یک طرف، و نظر به توحید الهی از طرف دیگر، هست به خوبی در صحنه‌ی امروزین تاریخ جهان نقش‌آفرین است و به همین جهت دشمنان آن، بدترین انسان‌های روزگارند و این است که انسان را امیدوار می‌کند آینده‌ی ما، آینده‌ای خواهد بود که نه غرب‌زده‌ایم و نه ارتجاع‌زده. البته با واژه‌ی حجاب اجباری شما موافق نیستم. حجاب، حکم خدا است و به اعتبار آن‌که جامعه‌ی ما می‌خواهد خدایی باشد، نباید با حکم خدا مقابله نمود به‌خصوص که بی‌حجابیِ افراطی موجب ضربه‌زدن به کانون خانواده می‌گردد. موفق باشید  

21056
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد! و تسلیت وفات حضرت معصومه (س) می بخشید چگونه به خود باوری برسیم که متکی به خداوند باشیم نه نفس خودمون یا چیزای دیگه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با باورِ اولیه‌ی خود به اسلام و توحید دستورات دینی را عمل کنید، چون توحید یک حقیقت است، آرام‌آرام خودِ خداوند خود را هرچه بیشتر به ما نشان می‌دهد. به قول خواجه سعید ابوالخیر: «تو، آمد رفته رفته / رفت، من آهسته آهسته». موفق باشید

19624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: شرمنده احتمالا این سوال رو قبلا هم پرسیده باشم ولی چون همه ی ایمیل هام پاک شدن نداشتم. من دانشجوی پزشکی هستم؛ معرفت النفس و برهان صدیقین و حرکت جوهری، معاد و کتب انقلاب اسلامی و غربشناسی حضرتعالی رو کار کردم؛ مدتی هم هست در ادامه سیر غرب شناسی کتب دکتر داوری و آوینی و میرشکاک میخونم؛ ولی الان تقریبا در یک دوراهی یا شاید برزخی قرار گرفتم و مطالعاتم پراکنده شده؛ به فلسفه و عرفان علاقه مندم البته به شرطی که این فلسفه و عرفان زمینه فهم دقیق و استفاده از قرآن و حدیث در مسیر انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی بشه اگر بخواهید برای حدود دو الی سه سال یک سیر مطالعاتی به ترتیب اولویت معرفی کنید چه سیری رو معرفی می کنید؟ اگه میشه بازه ی معقولی که برای هر کتاب هم باید وقت بزارم رو بگید چون بعضا احتمالش هست یک کتابی رو زود تموم کنم یا مطلب جا نیفته یا به عبارتی به حضور نرسه، و میتونم با اون بازه زمانی وقت رو تنظیم کنم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است با توجه مطالعاتی که داشته‌اید بعد از مطالعه‌ی کتاب «معاد» با شرح 70 و چند جلسه‌ای آن، و مطالعه‌ی کتاب «خویشتن پنهان» با شرح تفسیر حمد امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان به نتایج خوبی إن‌شاءاللّه خواهید رسید. موفق باشید

19507
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد اینکه خداوند می فرمایند به هر بگویند باش می شود، این کلمه ی «باش» آیا می تواند توضیحی بر این باشد که خداوند وجود را می دهد؟ و اینکه می بفرمایند باش ، منظور ظهور در کجا منظور است؟ و دوم اینکه در مورد خلق حضرت عیسی (ع) و حضرت آدم (ع) می فرمایند که ابتدا آنها را از خاک خلق کردند و سپس گفت باش، حال سوال اینکه منظور از خلقت از خاک در ابتدا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در آن آیه، خطاب حضرت حق به وجود علمی موجودات است تا وجود عینی آن‌ها محقق شود و این‌جا است که حضرت حق به موجودات «وجود» می‌دهد 2- در مورد تحققِ وجودی حضرت آدم، چون در بستر عالم ماده این تحقق انجام شده است می‌خواهد بفرماید بدون مقدمات داشتن پدر و مادری خاص، آن وجودِ علمی در بستر عالم ماده به‌ وجودِ عینی ظهور کرد. و این جواب کسانی است که وجود حضرت عیسی«علیه‌السلام» را بدون پدر منکر بودند. موفق باشید 

17467
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار بنده دانشجو هستم و اصلا با هم اتاقی هایم آرامش ندارم! چون دختر هستند از هر دری صحبت می کنند و نسبت به همه نظر میدند و درباره ی خیلی از حرف های بیهوده نظرخواهی می کنند و انتطار دارند من هم نظرم را درباره ی این موارد بیهوده (مواردی که اصلا ضرورت نداره انسان وقت صرف آنها کند) بگویم ساعت هایی از وقت با ارزش به همین صورت می گذره و من کاری که از دستم برنمی آید هیچ! شخصیتی که با سکوت درباره ی این موارد برای خودم ساختم را هم تخریب می کنند. بندگان خدا اهل به جا آوردن واجبات هستند اما متاسفانه من در کنار آنها برای نافله ها و نماز شب خواندن اصلا حال خوشی ندارم و یک جورایی حس می کنم دارم تطاهر به خوب بودن در کنار آنها می کنم. استاد خیلی اذیتم، لطفا راهنمایی ام کنید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در عین مدارا با چنین افرادی باید سعی کنید ساختار شخصیت خود را در چنین جمع‌هایی حفظ نمایید. به این معنا که در جمع باشید ولی پیش خود باشید. که گفت: «بُوَد مردِ تمامي آن‌كه از تن‌ها نشد تنها /  ولكن به تنهايي بود تن‌ها، و با تن‌ها بود تنها». موفق باشید

17133
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب خویشتن پنهان در شرح نکته سوم فرموده اید که میکروب عامل بیماری نیست بلکه بر اثر تاثیر نفس بر جسم و پیشینه عوامل روحی است که یک بیماری حادث می شود و میکروب معلول بیماری است، با توجه به این مطلب چگونه بحث ژنهای دستکاری شده و ترورهای بیولوژیکی که امروز شیوع پیدا کرده قابل توجیه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد هم «ژن‌ها» در شرایطی قرار می‌گیرند که «نفس ناطقه» آمادگیِ بهتری برای مقابله با تأثیر میکروب‌ها پیدا می‌کند. مثل آن‌که نفس شما در ورزش‌کردن، روحیه‌ی بهتری برای مقابله با بیماری می‌یابد. موفق باشید

14178
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: سوال: با توجه به مطالب ارائه شده در خصوص حرکت جوهری در کتاب از برهان تا عرفان: از آنجایی که می دانیم ارواح و نفوس ما پس از مرگ نیز رشد و یا حتی نزول مرتبه دارند (با توجه به اعمال ما تاخر) چگونه می توان این حرکت را با حرکت جوهری توجیه کرد؟ مگر حرکت جوهری فقط مربوط به مادیات نیست؟! پس دریافت فیض پس از مرگ چگونه است؟ استاد فرموده بودند که در مجردات فیض الهی به صورت بقا است، پس یعنی ارواح و نفوس بعد از مرگ رشد وجودی ندارند؟ ممنون میشم پاسخ بدید یا منبع مناسب معرفی کنید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» مطرح شده، در برزخ و قیامت دیگر حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل نیست، بلکه در آن‌جا رفع حجاب هست و لذا در همین رابطه در روایات داریم: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب». موفق باشید

12500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب: استاد بزرگوار چه کار کنم که انس با قرآن داشته باشم و مخصوصا ماه مبارک که خیلی فضیلت داره و امام رحمه الله در ماه مبارک در هر سه روز یک دور ختم می کرد، ما خیلی وضعمون خرابه فقط دوست داریم بخونیم ولی در روخوانی حسش نیست و بهانه ی اینکه کار خونه زیاده، نمی رسم . از این بابت خیلی ناراحتم. یا علی. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال سعی بفرمایید روزی یک جزء از قرآن را مرور کنید. لااقل صوت آن را گوش دهید و متن قرآن را در جلوی خود قرار دهید. موفق باشید

11873
متن پرسش
سلام: بنده همچنان منتظر پاسخ سوالم هستم. بنده نمی توانم پای حرفهای خیلی از روحانیون و حتی مجتهدین بنشینم چون آن ها را متناسب با امروز نمی دانم. چرا جواب نمی دهید؟ درد بنده چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای چندمین بار عرض می‌کنم بالاخره همان عزیزانی که شما به‌راحتی سخنانشان را قبول دارید مثل جناب استاد پناهیان از همین علماء و مجتهدین بهره برده‌اند. سعی کنید با حضور در جلسات علماء به عمق روحی که آن‌ها حامل آن هستند نظر کنید. موفق باشید

25367
متن پرسش
سلام علیکم: زیارت قبول استاد عزیزم. چند تا شبه و سوال دارم از اینکه با این سوالات وقت شریفتان را می گیرم پوزش می طلبم. ۱. رابطه خداوند با مخلوق یک رابطه تجلیست حالا ممکنه خداوند در جایی یا موردی یا بصورت کلی رابطه اش را با مخلوق قطع کند؟ ۲. بر اساس سوال یک اگر رابطه قطع شود آن موجود می شود ممکن الوجود و جایگاهش در علم خداست حالا با این فرض آیا ممکنه مجدد خداوند به آن بود بدهد تا بوجود بیاید؟ ۳. بر اساس سوال دوم ممکنه در علم خداوند ممکن الوجودی حذف شود و اصلا بودی به آن ندهد؟ ۴. این مثالی که عرض می کنم شاید مثال خوبی نباشد عذر تقصیرم رو بپذیرید بهتر از این نتونستم منظورم را برسونم در ذهنی صندلی شکل می دهم (شکل دلخواه حتی نوع فانتزی) رابطه صندلی در ذهنم میشه ممکن الوجود بعد با ابزارها به آن هویت خارجی می دهم و آن را در بیرون از ذهن می سازم سوالم نحوه خلقت و ایجاد خدا نیست منظورم اینه که در ابتدای امر من اراده کردم که در ذهنم صندلی ایجاد کنم پس این ممکن الوجودی که در عالم هست در علم خدا با اراده خداوند ابتدا شکل گرفت و بعد این ممکن الوجود که ذاتش محدود است را خداوند وجود داده اگر خداوند اراده نمی کرد چنین ممکن الوجودی هم در علم خدا هم وجود نداشت این مثال را برای عرض منظورم مطرح می کنم که خداوند زردالو با نوع خلقتی را که در عالم می بینیم را در ابتدای امر با علم و آگاهی خویش اراده کرده بعد خداوند به آن وجود داده آیا این نگاه و تعریف و برداشتم از فرمایشات شما صحیح است؟ ۵. بر اساس نگاه ۴ (توضیحش برای رساندن منظورم سخته) پس باید بگویم این خلقتی که می بینیم ممکن الوجودیش را هم از خدا دارد آب ابتدا با اراده خدا در علمش ایجاد شده حضرت حق خواسته آبی را بیافریند آن را در علمش ایجاد کرده بعد خلق کرده به آن وجود داده درسته که آب خیلی چیز ها و خیلی از کمالات را ندارد که آب شده ولی این حاصل همان اراده اولیه خداست در علمش اگر اینطور است چرا می گوییم آب خواسته که آب شود یا درخت خواسته اش در علم خداوند این بوده که درخت شود و بقیه موارد؟ خداوند آنچه را که خلق می کند همه ممکن الوجودند ولی اراده خداست بر اینکه موجودی انسان شود یا گیاه و حیوان و... ۶. باز هم پوزش می طلبم بابت چنین سوالات و شبهاتی ولی چون به نتیجه نرسیدم مجبورم مطرح کنم. خداوند تجلی اولیه اش خلیفه الله است که شامل ۱۴ معصوم می شود که منکر آن نیستیم که شدت وجودی آنها از بقیه مخلوقات بیشتر است. شما برای فهم و درک تجلی مثال نور را مطرح می کنید نور وقتی به آن نزدیک هستیم شدت بیشتری دارد تا وقتی که از آن فاصله داریم شما می فرمایید درخت شدت وجودی کمتری دارد خیلی چیزها و کمالات را ندارد شده درخت. آیا با تصور آن نور بگوییم در انتهای آن تجلیست که شدت وجودی کمتری دارد یا بگوییم خیر درخت از شدت وجود مناسب ممکن الوجودی خودش برخوردار هست که بنظر خودم قسمت دوم جمله ام صحیح تر است؟ ۷. بر اساس همه سوالات بالا پس آیا درست است بگویم خداوند در ابتدا در علمش اهل البیت را با آن خلقتی که در دنیا قراره باشند را ایجاد کرده بعد به آنها وجود داده و چنین ظرفیتی را برای آنها اراده کرده ولی برای یکی مثل من در حد آنها چنین چیزی را اراده نکرده ولی ظرفیت پذیرش آنها را در من ایجاد کرده؟ و در کنار چنین موضوعی اختیار و اراده دارم و مسولیت افعالم به عهده خودم هست. ۸. شما در مصباح الهدایه می فرمایید مقام هو یک مقام هویت غیبی است به هیچ اسم و صفتی نظر ندارد اسما و صفات مقام الله هستند اگر این عبارت درست باشد که قطعا هست پس چطور تجلی می کند و می شود الله که جامع همه کمالات است؟ استاد عزیز تر از جانم من این موضوعات در مرور مجدد اعتقاداتم درک نکردم در حالی که بار اول اصلا مشکلی نداشتم و به راحتی می پذیرفتم و در پایان لطفا این سوال را هم پاسخ دهید. ۹. چطور می توانم از استاد عرفان بهره بگیرم؟ اگر صلاح بدانید راجع به این موضوع و علت پرسش این سوال ان شاءلله توضیح خواهم داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب دادن به تک‌تک سؤالات مشکلی را حل نمی‌کند. باید متوجه‌ی امکان ذاتی موجودات ممکن‌الوجود بشوید که امکانِ آن‌ها از خودِ آن‌ها است و حضرت ربّ‌العالمین علم به امکان آن‌ها دارد و بر اساس فیض‌بخشیِ حضرت حق، به امکان آن‌ها «وجود» می‌دهد و از این جهت گفته می‌شود علم خداوند علم به واقعیت است. از طرفی در مورد ائمه «علیهم‌السلام» باید وجه انسانی آن‌ها را از وجه نور عظمت‌شان جدا کرد. وجه انسانی آن‌ها با فطرت الهی‌شان مثل همه‌ی انسان‌ها، امکان خلیفة اللهی دارند و وجه نور عظمت آن‌ها جهت هدایت بقیه‌ی انسان‌ها است. آری! حضرت احدیت بر اساس زمینه‌های پذیرش تجلیات الهی به صورت اسماء، متجلی می‌شود که مقام جامعیت اسماء را حضرت «اللّه» می‌گویند. موفق باشید

25209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب جایگاه جن شیطان و جادوگر در مورد فردی که خیالاتش قوت گرفته و مثلا در تنهایی دزد را تصور می‌کند که آمده و کتکش زده آیا می‌توان این مطلب را به حرفهایی که اساتید موفقیت دنیا برای بدست آوردن موفقیت دنیایی با عنوان تجسم خلاق و قانون جذب مطرح می‌کنند بسط داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که متوجه شده‌اید. ولی در هر حال، واقعیاتْ ماورای توهّمات است. موفق باشید

نمایش چاپی