باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است و در ضمن «حس»، با نظر به آیات الهی تغذیه میشود و «خیال»، با صداقت و حُسنِ ظن، فربه میگردد و نورانی میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن اگر خدا بخواهد میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خودتان یک برنامهی سلوکی، اخلاقی بدهید. پیشنهاد میکنم مباحث شرح کتاب «حدیث جنود عقل و جهل» را دنبال فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات داریم حتی اگر والدین هیچ کمکی به فرزند نکرده باشند از آن جهت که مسیر وجودِ فرزند میباشند؛ حقوقی به گردن فرزند دارند. در روایت نبوی داریم با محبت به والدین، انسان به بهشت نزدیک میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم با وجود ضعفهایی که ایشان در تحلیل شرایط دارند، باید ایشان را تحمل کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از سخنان نایب الإمام که میفرمایند: «ایجاد تشکیلات موازی با دولت هم راهِ اصلاح نیست... کار موازی در کنار دستگاه دولتی، کار موفقی نیست، این تجربهی قطعیِ این حقیر است در طول این سالها» اینطور میفهمم که نباید در مسیر جدا از آموزش و پرورش اقدام کرد. لذا شاید «مدرسه در مسجد» که جدایِ از آموزش و پرورش نیست ولی رویکرد دینی و انقلابی دارد خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر عبادات یا بر ترک معصیت و یا بر مصیبت معنا دارد. مثل آنکه امروزه صبر و مقاومت در مقابل تهاجم نظام استکباری معنا پیدا کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده از طریق انقلاب اسلامی و راهی را که شهداء بهخصوص شهدای مدافع حرم با نفیِ داعش در مقابل ما گشودند، ما میتوانیم به راهی ماوراء توسعهیافتگی و توسعهنیافتگی فکر کنیم، البته به شرطی که متوجهی توسعهنیافتگیِ تاریخیِ خود بشویم. کاری که دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعهنیافتگی» متذکر آن شدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آنکه میفرماید: «فأتوا بسورة من مثله» که اگر شک دارید آن سورهها از طرف خدا نیست، مثلش را بیاورید؛ میفرماید: « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» تا با تدبر در قرآن متوجهی روحِ یگانگی که حکایت از تجلی یگانگی حق دارد، بشویم. و بنده فکر میکنم هرکس تدبّر لازم را در آیات و سور داشته باشد، نسبت به حقانیت قرآن که از طرف صاحب هستی است، به یقین میرسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سجدهی ملائکه بر حقیقت انسان بوده است که مصداقِ متعیّن و بالفعل آن همان انسان کامل است. 2- حضرت آدم به عنوان ابوالبشر، اولین آدم و اولین پیامبر در زمین است ولی حقیقت آدم، همانی است که مورد سجدهی فرشتگان قرار گرفت. در این مورد عرایضی در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است 3- نه، زیرا در آنجا بحث تعلیم اسماء به آدم نیست، بلکه بحث فطرت الهیه مطرح است و خطاب به بنی آدم در میان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه خیال بر عقل غلبه کند، احساسات از حدّ معمول خارج میشود. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إنشاءاللّه کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی بر اینکه پیشنیازِ تمثّل، راهیابی به عقل است نداریم، و لذا چرا ممکن نباشد که بعد از شریعت اسلام، شیطان برای بعضی متمثّل نگردد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد تاریخ، تاریخِ گشودگی است ولی تاریخِ دروغ و اغفال نیست. لذا این درست نمیباشد که مردم جامعهای را برای زندگی خود شکل داده باشند و حال عدهای مزدور یعنی حزب صهیونیستیِ بهائیت بخواهند از بستری که مردم برای زندگی خود فراهم کردهاند، استفاده کنند و برای دشمنان این جامعه جاسوسی نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم این حالت، حالتِ بدی نباشد و لذا اگر در موضوع معرفت نفس در ادامهی آن بحث «خویشتن پنهان» و سپس بحثهای معاد را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید، نهتنها از این شبهات عبور خواهید کرد، بلکه با وسعت بهتری معارف دینی را درک می کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست سری به کتاب «زن آنگونه که باید باشد» که بر روی سایت هست بزنید و کتابهای آخری که تحت عنوان منابع مدّ نظر خوانندگان قرار دادهاند را هم بررسی بفرمایید تا ببینید کدام با ذوق جنابعالی میخواند. در این مورد، آقای دکتر بانکی تحقیقات خوبی داشتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم منظور این افراد درست مفهوم نمیشود زیرا درست است که بودنِ شیطان لازم است ولی این به معنای خوببودنِ شیطان نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده اینطور عرض کردم:
23127- باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال هرچه فکر می کنم زندگی با کسی که تا این حدّ مقیّد به دینی که شما با آن زندگی میکنید نیست، مشکل است، مگر آنکه خودتان بپذیرید و فکر کنید خواستگار بهتری به سراغتان نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت، لطفاً بررسی فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از راههای گوناگون میتوان متوجهی صفات رذیله یا انگیزههای غلط شد که یکی از راههای آن روانکاوی است 2- عمدهی کار، در راههای عبور از آن رذائل است که تنها با رویکرد توحیدی میتوانیم از أنانیت خود آزاد شویم وگرنه مشکل، به نحوه دیگری باقی خواهد ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در فرهنگ شفاعت مدّ نظر است، واسطهبودن اولیاء الهی است، نه آنکه آن ها منشاء زندگی و مرگ انسانها باشند. علامه طباطبایی ذیل آیهی آیتالکرسی موضوع شفاعت در قرآن را بهخوبی روشن مینمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیا به این روایت فکر کردهاید که حضرت صادق «علیهالسلام» جهت توجه به بنیادیترین بنیادِ روحانی هر انسان روشن میکنند كه اولًا: قلب انسان كاملًا با خدا آشنا است و خداوند در نزديكترين شرايط به انسان است. ثانياً: مى تواند با خدا روبه رو شود، ما را متوجه نكته اى مى كنند كه خداوند در قرآن به آن اشاره فرموده است كه: «فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ»،[1] و هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند خدا را با تمام خلوص مى خوانند و چون آنها را به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در همان حال شرك مى ورزند. بعد از طرح اين آيه حضرت فرمودند: آن وقت كه فرد در دريا اميد به هيچ چيز ندارد و به قدرتى لايزال متوسل مى شود «فَذَلِكَ الشَّيْءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيْثُ لَا مُنْجِيَ وَ عَلَى الْإِغَاثَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ»،[2] آن قدرت لايزال كه در آن حالت، آن فرد بدان متوسل مى شود همان خدايى است كه قادر بر نجات است، در آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى براى او نيست، و او فريادرس است، در شرايطى كه هيچ فريادرسى را در منظر خود نمى يابد.
حديث مذكور؛ از بهترين نكته ها براى خدا يابى است. چون اولًا: ما را متوجه خدايى مى كند كه مافوق خداى مفهومى است و در آن شرايط خاص او را روبه روى خود مى يابيم، يعنى همان خدايى كه از طريق قلب بايد با آن مرتبط شد. ثانياً: اين خدا را انسان در وجود خود مى شناسد و احتياج نيست با كتاب و درس و مدرسه وجود او را براى خود اثبات كند. ثالثاً: و از همه مهمتر اينكه كافى است حجابهايى كه خود را براى ما نجات دهنده و فريادرس مى نمايانند كنار رود، يك مرتبه قلب ما خود را با آن خدا روبه رو مى بيند. به همين جهت حضرت مى فرمايند: او خداى قادر بر نجات است آن موقعى كه هيچ نجات دهنده اى نيست، «حَيثُ لا منجى». وقتى در منظر جان انسان مشخص شود كه هيچ نجات دهنده اى نيست و همه آنچه ما به عنوان نجات دهنده به صورت وَهمى و دروغين به آنها دل بسته بوديم، از منظر قلب كنار رفته اند، و وقتى روشن شود همه آنچه ما به عنوان فريادرسِ خود به آنها دل بسته بوديم، از صحنه جان رخت بربسته اند، خداوند در عمق جان ما به عنوان فريادرس ظاهر مى گردد و ما با او روبه رو مى شويم. 2- چرا به گفتهی هایدگر نظر نداشته باشیم که «تفکر» را نظر به بنیادیترین و سرآغازینِ حقیقت میداند که در تاریخ ظهور میکند؟ بنده تفکر در این تاریخ با نظر به حقیقت وجودی انقلاب اسلامی میدانم و این را عقلانیتِ این دوران میشناسم. برای روشنشدنِ مطلب، یادداشتی که در این مورد داشتهام را خدمتتان ارسال میدارم:
برای بیشتر فهمیدن انقلاب اسلامی و تفکر در آن از آن جهت که به جهت وجودیاش «تفکرناشدنی» باقی میماند در صورتی ممکن است که به تقدیری فکر کنیم که در جان انسانها رخ داد و نه به حرکات و فعالیت آنها. انقلاب اسلامی یک رخداد تاریخی بود که از طریق آن انسانها در جان خود شنوایِ سخنی شدند که باید تاریخ دیگری را رقم بزنند بدون آنکه متوجهی شنیدن آن پیغام درونی باشند، در عین آنکه همیشه در طول تاریخ انسانهای فرزانه به صدای حقیقت گوش دادهاند که البته روشنفکران ما نتوانستند آن پیغام درونی تاریخیِ خود را درک کنند.
آن پیغام، مردم ایران را فراخواند تا با او از درِ همسخنی درآیند و حقیقتاً مردم ایران در مقامِ انسانیشان دلبستهی کمند آن مشیت تاریخساز شدند و از آن به بعد عدهای را مییابید که همچون پیکی، مدام حاملِ آن پیغام میباشند، پیغامی که از سوی خدا در این تاریخ به انسان میرسد تا متوجه شود میتواند با حضور خدا در این تاریخ حاضر گردد و از دوگانگیِ بین سوبژه و اُبژه عبور نماید و خودش، زبانِ حقیقت دوران گردد به آن صورت که حقیقت او را فرا میگیرد و مشکل روشنفکران ما چه در لباس ادبیات هایدگر سخن بگویند و چه عرفاننمایی کنند؛ آن است که پیغام تاریخیِ خود را که در بستر انقلاب اسلامی ظهور کرد و شهداء شنیدند، را نشنیدند. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره عنكبوت، آيه 65.
[2] ( 1)- قَالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ (ع) يا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دُلَّنِى عَلَى اللَّهِ مَا هُوَ فَقَدْ أَكْثَرَ عَلَى الْمُجَادِلُونَ وَ حَيرُونِى فَقَالَ لَهُ يا عَبْدَ اللَّهِ هَلْ رَكِبْتَ سَفِينَة قَطُّ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: فَهَلْ كُسِرَ بِكَ حَيثُ لَا سَفِينَة تُنْجِيكَ وَ لَا سِبَاحَة تُغْنِيكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ فَهَلْ تَعَلَّقَ قَلْبُكَ هُنَالِكَ أَنَّ شَيئاً مِنَ الْأَشْياءِ قَادِرٌ عَلَى يخَلِّصَكَ مِنْ وَرْطَتِكَ قَالَ: نَعَمْ قَالَ: الصَّادِقُ( ع) فَذَلِكَ الشَّىءُ هُوَ اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَى الْإِنْجَاءِ حَيثُ لَا مُنْجِى وَ عَلَى الْإِغَاثَة حَيثُ لَا مُغِيثَ.« معانيالأخبار»، ص 4-« توحيد صدوق»، ص 231.« بحارالانوار»، ج 3، ص 41.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم با مطالعهی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن بتوانید جواب خود را پیدا کنید. موفق باشید
