بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام روایت الروح کالریح وروایاتی که تصریح به جسمانیت روح دارند چطور جواب داده میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون روح همواره جسم دارد منتها در هر عالَمی جنس آن جسم مطابق آن عالَم است. موفق باشید
25335
متن پرسش
با سلام: چه تفاوتی بین اهل عرفان و اهل کرامت است؟ مگر هر دو از خدا دم نمی زنند؟ آیا اهل کرامت به جهت اینکه برای خلق از خود کرامت بروز داده در مقامی پایین تر از اهل عرفان قرار می گیرد؟ معیار تشخیص این دو گروه از هم چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که اهل کرامت با ریاضت‌های خود، نفس ناطقه‌ی خود را قوت می‌بخشند ولی اهل توحید، با نفیِ خود همراه با معارف عالیه، توحید را به صحنه می‌آورند. موفق باشید

24161
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. گناهان از جنس شهوت جنسی و لذت های جنسی چه تاثیری بر نفس می‌گذارد و کدام قوه در نفس را متاثر می کند و چه تغییری در نفس ایجاد می کند؟ ۲. با این گناهان انسان از چه چیزهایی نزد پروردگار محروم خواهد شد و چه تاثیری در دنیا و آخرت دارد؟ ۳. چگونه می شود کسی را که نماز نمی‌خواند که البته قبلاً می‌خوانده با استفاده از خوف و رجا و احادیث، مخصوصا اگر درصد خوفش بیشتر باشد، مثلا احادیثی که خوف بیشتری ایجاد می کند، متذکر کرد؟ یک نمونه حدیث که خوف آن بیشتر است و در مورد ترک نماز است برای بنده بیان کنید، یک سری کتب احادیث که اینگونه هست و یا جزوه که برای انسان مشخص بشه اگر نماز را ترک کرد چه چیزی را از دست خواهد داد معرفی کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن گناهان جهت کلّی نفس را از مسیر زندگی به حقایق مختل می‌کند. ۲. از اُنس با حضرت حق محروم و انسان گرفتار جهنم و آتش می‌شود. ۳. از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هست: «مَنْ صَلَّى الْفَرِيضَةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءَ مُظْلِمَةً تَقُولُ لَهُ ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ صَلَوَاتِهِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَا سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ صَلَاتُهُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُه» کسی که نماز را در وقت خود نخواند نماز او مانند نقطه سیاهی بالا می رود و خطاب به نماز گزار می گوید مرا تضییع کردی خداوند تو را تضییع کند و اولین چیزی که از بنده خدا در پیشگاه خداوند سوال می شود از نمازهایش است اگر نماز او نماز پاک و صالحی بود و از هر گونه نا خالصی و کم و کاستی به دور بود سایر اعمالش هم چنین خواهد بود و اگر نمازش نماز پاک و صالح و خالصی نبود در این صورت سایر اعمالش نیز صالح و پاک به حساب نخواهد آمد. (کافی ج 3 ص 268). آری! ترک نماز یعنی بستن دریچه‌ی رحمت الهی به خود و واگذاشتن انسان به خودش. موفق باشید

23241
متن پرسش
سلام: اون طور که فهمیدم وقتی که در بحثاتون از تاریخ صحبت می کنید یقینا منظورتون تاریخ وقایع نگاری صرف نیست. از به کارگیری واژه تاریخ به چه حقیقت و معنایی اشاره می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سنت‌های جاری در هستی، نمونه‌هایی است برای تفکر در تاریخ و عبرت‌گرفتن از آن‌ها. و در همین رابطه حضرت حق مکرر توصیه می‌کنند «أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم‏» آیا آن انسان‌ها سیری تاریخی و جغرافیایی بر زمین نمی‌کنند تا عاقبت گذشتگان خود را و راز پیروزی و شکست آن‌ها را درک کنند. زیرا از این جهت تاریخ، آینه‌ی تفکر و عبرت می‌شود و به تعبیر هایدگر اساساً تفکر، تاریخی است. موفق باشید

22871
متن پرسش
سلام: من یک دانشجوی داروسازی هستم و به یادگیری علوم تجربی و به کار گرفتن آنها برای بهبود زندگی مردم علاقه مندم. کتاب «انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی» را مطالعه کردم و سوالاتی برایم پیش آمد: ۱. در کتاب در چند جا توضیح داده اید که با انقلاب اسلامی که در کشور ما رخ داد می توانیم از غرب و تفکر غربی فاصله بگیریم تا به حیات معنوی برسیم. آیا این دور شدن مستلزم دوری از همه ی جوانب رایج آن فرهنگ است؟ برای مثال آیا باید از علوم تجربی که آنها به این شدت و حدت آن را تبلیغ کرده و مورد استفاده قرار می دهند و برای بسیاری از کارهایشان بدان استناد می کنند هم دوری کرد؟ ۲. اساساً چگونه ما می توانیم علوم تجربی _ که بسیار تحت سیطره غرب است _ را یاد بگیریم و از آنها استفاده کنیم به نحوی که از آن بهره ی الهی ببریم؟ آیا نیت الهی داشتن برای بهره بردن کافیست؟ ۳. چگونه می توان از دستاوردهای علمی که در غرب حاصل شده _ حضوراً و با تحصیل در دانشگاه هایشان یا از راه دور و مطالعه ی کتب و مقالاتشان _ بهره برد به نوعی که هم بتوانیم در کشورمان آنها را به خوبی به کار ببریم و هم روح مادی گرایی و غرب گرایی بر ما غلبه نکند؟ پ.ن. تا حدودی به این مطلب آشنا هستم که آنچه ما به عنوان علم در مدرسه و دانشگاه می آموزیم با علمی که ائمه در احادیث بدان اشاره کرده اند متفاوت است. متشکرم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه، روحِ سکولاریته‌ی فرهنگ غربی هر امری را برای انسان سکولار می‌کند. ۲. خیر، اساساً رویکرد علوم تجربی سیطره بر طبیعت است و نه به شکوفایی‌آوردنِ استعدادهای آن. ۳. با این‌همه نباید از عقلی که در غرب ظهور کرده و منجر به این علوم شده، به‌کلّی فاصله گرفت، بلکه باید آن را به‌دست آورد و جهتی مناسب اهداف قدسی به آن داد تا به جای سرکوبِ طبیعت به کشف استعدادهای آن بپردازیم. و امروز همان‌طور که هایدگر می‌گوید علمی که می‌توانست موجب شکوفایی شود با به‌وجودآوردنِ تکنولوژی تبدیل به سرکوبیِ طبیعت شده است و اراده‌ی معطوف به قدرت در آن حاکم است به جای اراده‌ی معطوف به حق. موفق باشید  

22208
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: استاد من بنا به راهنمایی اشتباه یا هر چیز دیگه ای سال ها در یه رشته که نمیگم علاقه ولی استعداد به معنای واقعی اونو نداشتم تحصیل کردم از همون اوایل تحصیل خودم تا حدی متوجه این بودم ولی متاسفانه از ترس این که ترک کردن این رشته بعدا باعث پشیمانی و درگیری ذهنی من نشه اونو ادامه دادم. همزمان استعداد بسیار عجیبی در درک مباحث ریاضی و فلسفه و به خصوص مباحث شما از همان اوایل تحصیل داشتم اصلا شده بود یک جاهایی از شما یک اشاره و من گاهی تا حد حضور می رفتم که اوج مطلب حس حضور در درک برهان صدیقین و یک آیه از قرآن بود. یک لطف عجیبی بود از جانب خدا به من. همه ی این ها من را سردرگم‌ کرده بود و شاید گاهی مطمئن ولی برای یک جوان ۲۲ ساله انتخاب سختی بود و متاسفانه من بدترین راه رو انتخاب کردم و همون راهو ادامه دادم. امروز بسیار پشیمان و دوباره این پشیمان به شدت تمام ذهن من رو درگیر کرده که چرا. چرا به این ندای دل خودم که متناسب تاریخ زمانه ی خودم بود جواب ندادم؟! استاد الآن باید چیکار کنم؟ افسوس تمام وجودمو گرفته. با این فرصت جوانی از دست رفته چه کنم؟ از همین جا از تمام جوان هایی که استعداد بالایی دارند و شک دارند که تو راه طلبگی قدم بگذارند یا دکتری و مهندسی خواهش می کنم خوب فکر کنند و مطمئن باشند اگه با خدا معامله کردند هیچ وقت پشیمون نمی شوند ولی اگه چیزهای دیگه رو در نظر گرفتند حتی بهترین رشته و درآمد ها اون ها رو راضی نخواهد کرد فقط خدا رو در نظر بگیرند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این توصیف‌ها بالاخره خداوند سایه‌ی رحمتش را از سر ما بر نمی‌دارد و باید بدانیم که: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم، مات اویم، مات او». موفق باشید

21843
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به جواب ۲۱۸۲۳ پس خود صبر به تنهایی موضوعاتی ندارد یا علاوه بر جواب شما خود صبر هم به خودی خود علاوه بر جواب نوعی پاداش دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر عبادات یا بر ترک معصیت و یا بر مصیبت معنا دارد. مثل آن‌که امروزه صبر و مقاومت در مقابل تهاجم نظام استکباری معنا پیدا کرده است. موفق باشید

21782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
خواهش می کنم جواب بدید با اینکه متنم طولانیه. با سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی : من یه دختر جوون هستم و به شدت از دختر پسر های مذهبی بدم میاد. اونایی که سرشون و میندازن و پایین و هی سرخ میشن هی سفید میشن. به جاش از دختر پسرایی خوشم میاد که سرشون رو بالا میگیرن و با اعتماد به نفس و عزت نفس راه میرن و تکبر جوانانه خاصی درشون هست. البته من با اون آدم های بد حجاب و خراب کاری ندارم. چه بسا آدم های با دین و خدایی که این خصوصیات رو دارن. وقتی که من با این مطلب رو به رو شدم که حتی اگر رابطه ی دختر و پسر خیابانی نباشه, بدور از شهوت باشه, با خانواده صورت بگیره, قصد این نوع دوستی ها همانند قصد دوستی با جنس موافق باشه و محدودیت های شرعی حفظ بشه هم حرام هستش شب و روزم گریه بود و افسردگی گرفته بودم. حتی از درس ها هم عقب موندم. من خودم آدم بی دینی نیستم و نماز و روره و حجاب و ... رعایت می کنم. حتی به پسرا هم پا نمیدم و از دوس پسر و دوس دختر گرفتن بدم میاد. اما با اینکه خانواده من اصلا اجازه نمیدن که حتی با پسرای فامیل حرف بزنم و نمیتونم همچین روابطی و با این شرایطی که گفتم برقرار کنم ولی میخوام بدونم که میشه. چون شده و دیدم که یه دختر و پسر با این شرایط دوست بودن و همسر و بچه هاشون و با هم آشنا کردن. واقعا چه اشکالی داره؟ من حتی خودم یک سال با یه پسر در ارتباط بودم هیچ گونه خطایی هم سر نزد و تمام شرایطی که گفتم و داشت بجز خانواده (البته اشتباه من همین بود چون بدون اطلاع خانواده از نظر من این روابط بی معنیه و میشه همون روابط خیابانی) ولی وقتی که فهمیدم گناهه باهاش بهم زدم تا مطمئن بشم. که تا این جا دلیل قانع کننده ای پیدا نکردم. من واقعا دوست ندارم که روابطم محدود بشه به دخترا. حتی دوست دارم همسر آیندم با دخترا با همچین شرایطی ارتباط داشته باشه. من دوست دارم زندگی کنم. وقتی میرم تو خیابون محکم باشم, پتق نزنم سرخ و سفید نشم و خجالتی از آب در نیام. و درباره پسرا هم همین نظر رو دارم. اصلا دوست ندارم مثل دخترای قدیم مثل یه ضفیفه باشم. بلکه دوست دارم پهنای ارتباطاتم رو گسترش بدم. ( البته با آدم های آدم حسابی چه دختر چه پسر) در ضمن من اصلا هم به فکر این نیستم که لذت جنسی ببرم یا کمبودهام جبران بشه, نه میخوام که بین دوستام حرف واسه گفتن داشته باشم. ببخشید اینقد صریح میگم ولی برای اینکه مشکلم رو بگم باید واضح باشه. هیچ گونه غریزه جنسی هم ندارم تا حالا هیچ نگاه بدی هم نداشتم و به تمام پسرایی که با این ویژگی های مخصوص به پستم خوردن بجز به چشم همین رابطه ای که مد نظرم هست نگاه نکردم. متنم طولانی شدش. واقعا معذرت میخوام. ولی فکر کنم لازم بودش. واقعا دنیا بدون معاشرت کردن محکم و قوی بودن برام مثل یه جهنمه. و اگه بفهمم که اشتباه می کنم دوباره افسرده میشم. حتی الانم بغضم گرفته. خیلی ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در تاریخی زندگی می‌کردیم که حوزه‌ی زندگی‌مان محدود بود به آدم‌های خاص، و حال با پدیدآمدنِ جامعه‌ای این‌چنین گسترده که برای تحصیل با هزاران آدم روبه‌رو‌ییم باید طور دیگری فکر کرد، در عین آن‌که به گفته‌ی خودتان، بستر رعایتِ شریعت محفوظ بماند. از این جهت وقتی در رابطه با نامحرم حریم الهی رعایت شود و آن رابطه به حکم ضرورت و رابطه‌ای معقول باشد و نه صرفاً وقت‌گذرانی که تبعاتِ خود را به همراه دارد؛ نمی‌تواند نفی شود. بالاخره انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

21481
متن پرسش
سلام علیکم: ازکجا می توان تشخیص داد گناه آدمی از ناحیه نفس است یا شیطان؟ از زنجان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه‌ پایه‌ی هر گناهی، نفس امّاره‌ی انسان است و شیطان بر اساس همین نفس امّاره وسوسه می‌کند. بدین لحاظ شیطان در قیامت به افرادی که آن‌ها را گمراه کرده است، می‌گوید: «فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم‏»(ابراهیم/22)  مرا ملامت نکنید، خودتان را ملامت کنید. موفق باشید

20833
متن پرسش
بسمه تعالی: با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم. آیا به نظر دکتر داوری در زمان ما جهانی جز جهان توسعه یافته در جلوی ما نیست؟ آیا واقعا چنین است و اگر نه راه رجوع به آن عالم غیر توسعه یافته چیست؟ با تشکر از حضرتعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده از طریق انقلاب اسلامی و راهی را که شهداء به‌خصوص شهدای مدافع حرم با نفیِ داعش در مقابل ما گشودند، ما می‌توانیم به راهی ماوراء توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی فکر کنیم، البته به شرطی که متوجه‌ی توسعه‌نیافتگیِ تاریخیِ خود بشویم. کاری که دکتر داوری در کتاب «خرد سیاسی در زمان توسعه‌نیافتگی» متذکر آن شده‌اند. موفق باشید

20775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: نظرتان درباره سیده قطب و نقد هایی که در نقد تمدن غرب زده است چیست؟ نظرتان درباره خود ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته عالِم فهمیده‌ای است ولی رگه‌هایی که منجر به غفلت‌های اخوان‌المسلمین نسبت به تحقق دین در جهان در او بود، از طریق حضرت امام با تحقق نظام ولایت فقیه مرتفع شد. موفق باشید

20529
متن پرسش
رضایی: با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز: با توجه و آگاهی به مقدمات بحث از حجیت منبع وحی با ادله عقلی (نه نقلی) از قبیل اعجاز و عدم تحریف و شمولیت ازمنه ... ذیل بحث اعجاز قرآن (اعم از اعجاز لفظی: بلاغی، عددی و اعجاز محتوایی و اعجاز علمی و...) سوال این است که دقیقا ملاک و معیار و شاخص اعجاز بودن قرآن کریم چیست؟ قران تنها تحدی کرده و شرایط و ضوابط کلامی که هماوردش می بایست بیاورد را ذکر نفرموده! با توجه به اینکه حضرات علما در تالیفات مباحث علوم قرآنی یا کلامی تنها به اعجاز قران تفصیلا پرداخته اند و هیچ ملاک و معیاری جز عدم توانایی بشر برای آن ذکر نکرده اند، اگر ملاک اعجاز فقط عدم توانایی بشر باشد پس نتیجتا آیات تحدی صرفا برای سکوت خصم و شبیه رجز خوانی محسوب می شود و جنبه علمی و معنای ظاهری خود را از دست می دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر آن‌که می‌فرماید: «فأتوا بسورة من مثله» که اگر شک دارید آن سوره‌ها از طرف خدا نیست، مثلش را بیاورید؛ می‌فرماید: « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» تا با تدبر در قرآن متوجه‌ی روحِ یگانگی که حکایت از تجلی یگانگی حق دارد، بشویم. و بنده فکر می‌کنم هرکس تدبّر لازم را در آیات و سور داشته باشد، نسبت به حقانیت قرآن که از طرف صاحب هستی است، به یقین می‌رسد. موفق باشید

19949
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ۱._ چند وقتی است که با خانواده به مسافرت به استان های مختلف ایران مثل مازندران و اصفهان و تهران و... آمده ایم و هنوز میزان زیادی از این سفر باقی مانده است. می خواستم بدانم رویکردمان از سفر و در سفر چگونه باید باشد؟ آیا در شرع مقدس اسلام سفر برای گردش و تفریح ممدوح است یا اینکه امری مباح است؟ آیا می توان این سفر ها را مصداق توصیه و امر قران دانست (سیروا فی الارض) یا اینکه این آیه مقصود دیگری دارد؟ (که به نظر بنده هم مقصود دیگری دارد) ۲. چکار کنیم که در این سفر ها بهره ی مناسب را ببریم و مغبون واقع نشویم؟ ۳. با توجه به منطاق گردشگری اصفهان که اکثرا معماری های اسلامی می باشد و روحیه خاصی که در این معماری حاکم است آیا توصیه ای در سفر به اصفهان دارید؟ خیلی ممنون از لطفتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این نوع گردش‌کردن‌ها مصداق «سیروا فی‌الأرض» نیست. زیرا در سیروا فی‌الأرض رجوع به آثار کسانی است که در تاریخ‌های گذشته مقابل انبیاء ایستادند و به سرنوشت‌های بدی گرفتار شدند. ولی به نظرم اگر به صورت درستی این سفرها صورت گیرد، علاوه بر آن‌که یک تفریح می‌تواند باشد، می‌شود که انسان روحِ شهرها را احساس کند. زیرا هر شهری روحی دارد که بر اساس آن ساخته شده است و این به شرطی است که در دلِ شهر وارد شود و علاوه بر آثار معماری آن شهر، به نحوی روابط انسانیِ آن شهر را نیز در نظر بگیرد. موفق باشید

19495
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در جاهایی از قرآن کریم می خوانیم که خداوند در وصف افرادی می فرماید که خداوند آنان را هدایت کرده یا دلهایشان را برای اسلام وسعت داده، اگر امکان داره در مورد این حالت توضیحی بفرمائید که از لحاظ درونی چه اتفاقی برای فرد می افتد؟ برای اینکه شخص مستقیم توسط خدا هدایت شود؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انسان در اثر هدایت الهی در فهم حق و باطل موفق می‌شود 2- صداقت و اطاعت از خداوند مسیر هدایت الهی را در جان انسان فراهم می‌کند. موفق باشید

19119
متن پرسش
با سلام و خسته نباشيد استاد: در مورد استفاده از حروف ابجد و تغيير اسم و تزاحم اسامي زن و شوهر و اينكه آيا حضرت علي، از اين علم استفاده مي كردند، و همچنین عرفای نامی؟ لطفا کتابی معرفی بفرمایید که برایم ثابت بشود آیا این راه درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها، کارهای غلطی است و در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ابداً چنین چیزهایی دیده نمی‌شود. نکاتی در این رابطه در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18834

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به فرمایش استاد گرامی که در نماز باید نظر به امام علیه السلام داشت در صورت امکان توضیحی در این مورد یا مرجعی که به آن رجوع کرده و مطلب ان شاءالله به خوبی واضح و درک شود ارائه بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» و شرح 17 جلسه‌ای آن شده است. خوب است جهت چنین سلوکی به آن‌ کتاب همراه با شرح صوتی آن رجوع فرمایید. ‌کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده ده نکته از معرفت + شرح صوتی + خویشتن پنهان رو مطالعه کردم و قرارم این بود که بعد از اینها کتاب معرفت نفس و حشر رو بخونم ولی این کتاب برام سنگینه و نمی فهمم و نیاز به شرح ساده ترشرو دارم لطفا کمکم کنید یا کتاب دیگری معرفی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است فعلاً به جای کتاب «معرفت نفس و حشر»، کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. زیرا در کتاب «معاد» بسیاری از مباحث جلد 8 و 9 اسفار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. موفق باشید

18107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: نظراتی از دکتر شریعتی راجع به اسلام منهای روحانیت و اینکه اسلام رو هم مثل نفت باید ملی کرد که دیگر دست عده ای مثل علما نباشد نقل شده است که می گویند بعضی از ترورهای صدر انقلاب با این پشتوانه انجام شد ولی این صحبتها با بعضی نظرات حضرت آقا و.. نمی خواند نظر حضرتعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد بهترین کسی که دکتر را می‌شناسند حضرت آقا می‌باشند. نظرات ایشان را در اینترنت جستجو کنید خوب است. موفق باشید

18042
متن پرسش
با سلام خدمت مبارک استاد عزیزم: حضرتعالی در کتاب تمدن زایی شیعه فرمودید که من نمی گوییم برگردیم به گذشته، در حالی که در مواردی بنده وقتی تامل می کنم می بینم باید به گذشته برگردیم و این امر اجتناب ناپذیر است مانند ساختن مسجد مطابق معماری اسلامی، اما چند سئوال: 1. استاد بنده فکر می کنم برای شروع فرایند تمدن اسلامی ساختن مساجد و مسکن مطابق معماری اسلامی ظرفیت خیلی خوبی است، نظر مبارک چیست؟ 2. شما فرمودید که با سوار بر تکنولوژی تفکر خود را ارائه دهیم، بالفرض برای صنعت خودرو چه جوری سوار بشویم به نظرتان آمده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌گوییم نمی‌توانیم به گذشته برگردیم، به آن معنا است که نمی‌توانیم به همان سبک و با همان معنا که از زندگی داشتیم، زندگی کنیم. ادامه‌ی تاریخ نشان داد انسان‌ها استعدادها و توانایی‌های دیگری نیز دارند. ولی در این‌که باید همواره قواعد ناب طبیعت را مدّ نظر قرار داد، موضوع فرق می‌کند 2- حاکم‌شدن بر تکنولوژی به معنای آن است که اهداف خود را طوری تعریف کنیم که حرص و تجاوز بر طبیعت، همه‌ی افق شخصیت ما را اشغال نکند و متوجه باشیم پدیده‌ها، چهره‌ای غیر از آن‌که فقط برای مصرف ما باشند بر ما می‌گشاید. یعنی نه جنگل، تنها وسیله‌ی ساختن دکور چوبی خانه‌های ما است و نه رودخانه، تنها برای سدساختن. این‌ها به چیزها و جاهای دیگری نیز اشاره دارند که روحیه‌ی مصرف‌گرایی ما آن عالمی را که آیات الهی بدان اشاره می‌کنند، نمی‌بینند و این به جهت حاکمیت تکنولوژی بر روح و روان ما است که نمی‌گذارد پدیده‌ها را با چشم ماورای چشم تکنیکی نگاه کرد. موفق باشید  

17984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا یقین قلبی به وجود خدا، به معنای علم حضوری یافتن به خداست و یا تفاوت هایی وجود دارد. تقسیم بندی یقین به علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین چه ارتباطی به مفهوم یقین قلبی و علم حضوری دارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقین قلبی حتماً حضوری است و نه مفهومی که در آن صورت، سالک الی اللّه با علم‌الیقین و حق‌الیقین نظر به حق دارد. و البته در حق‌الیقین سالک به مقام فنا رسیده ولی علم الیقین، یقینِ عقلی است و نه حضوری. موفق باشید

16522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: آیا همانطور که شیطان برای حضرت موسی (ع) ممثل شد آیا بعد از شریعت اسلام که مطابق سوره جن شیطانها به آسمان راه نیافتند چنین امکانی برای شیطانها هست؟ با توجه به اینکه پیش نیاز تمثل راه یابی به عالم عقل است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی بر این‌که پیش‌نیازِ تمثّل، راه‌یابی به عقل است نداریم، و لذا چرا ممکن نباشد که بعد از شریعت اسلام، شیطان برای بعضی متمثّل نگردد؟ موفق باشید

14957

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد گرانقدر و مهربان برخی از فامیلهایم که تابعیت کشورهای اروپایی را دارند، مجذوب کشورهای اروپایی شده اند و می گویند این کشورها برخوردشان با ما عالی است و به ما کمک مالی فراوان می کنند. لطفا برای هدایت آنها مطلبی را مبسوط بفرمایید تا آن را برایشان ایمیل کنم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن اگر خدا بخواهد می‌تواند مفید باشد. موفق باشید 

13448
متن پرسش
با سلام: در جلسه دوشنبه قبل از عید قربان در مورد رعایت کردن اعتدال در تمام موارد زندگی گفتید. برای مثال عرض کردید حتی گوشت قربانی رو گفتند قسمی برای فقیر قسمی برای همسایه و رحم و قسمی برای خودمان. حال چرا حضرت علی (ع) و فاطمه (س) در آن شبهای بیاد ماندنی افطاری خود را به فقیر دادند و هیچ چیز برای خود نگه نداشتند. شاید بگویید قیاس بزرگان به خود مگیر ولی بالاخره این نحوه از زندگی و رعایت اعتدال از زبان خود معصوم در قالب همان دعایی که شرح می دادید به ما رسیده. لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتدال در هر مرحله‌ای مناسب آن مرحله باید باشد. به جوانی که عادت به عبادت ندارد، اعتدال را باید این‌طور معنی کنیم که بدون هیچ مستحبی فقط واجبات نمازش را انجام دهد. ولی اعتدال برای کسی که می‌خواهد یک لحظه از نظر به خداوند غافل نشود، معنای دیگری دارد و سخن حضرت سجاد«علیه‌السلام» در رابطه با اعتدال برای هر دو مرحله، تقاضایی است مناسب همان مرحله. موفق باشید

9892

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در مورد خواب از دید خودشناسی فرمودید که وقتی جسم مادی توانایی فرمان برداری از روح خود را نداشته باشد روح موقتا جسم را ترک می کند و به اصطلاح انسان می خوابد. حال سوالی که مطرح می شود در انسانهایی که به سختی از خواب بلند می شوند و به اصطلاح خواب سنگین دارند مشکل کجاست؟ آیا روح آنان توانایی برگشت به جسمش را ندارد یا اشکال را باید در جسم مادی جست؟ لطفا راه حل را نیز ارائه نمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً به هر دوی جسم و روح مربوط است. نه روح آن حساسیت را دارد و نه جسم طوری است که آمادگی تدبیر روح در آن کامل شده باشد. به نظرم باید سعی کنند مزاج خود را با غذاهای مناسب متعادل کنند و روح خود را هم با آرزوهای بلند و پرحرفی خسته ننمایند. بعضاً هم ارثی است و کم‌کم بهتر می‌شود. پزشگان سنتی راه‌هایی را تجربه کرده‌اند، خوب است موضوع با آن‌ها در میان گذاشته شود. موفق باشید
32483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: روز شنبه هفته گذشته قبل از شروع نماز خدمتتون رسیدم در رابطه با متنی که منتسب به مولانا بود سوال پرسیدم و حضرتعالی به دلیل کمبود وقت و در دسترس نبودن کل متن مورد نظر، امر فرمودید که در قسمت پرسش و پاسخ سایت سوال را همراه با متن مورد نظر ارسال کنم. متن زیر منتسب به مولاناست و مکالمه وی با شیطان است، منتهی در آثار ایشان چیزی پیدا نکردم مبنی بر این موضوع ولی با این‌حال این متن جای فکر کردن داره سوالم این هست که موضوعی که در این متن مطرح شده در ظاهر با آیات و روایات در تضاد هست به گونه ای که شیطان خطاب به حضرت حق می فرماید تو مرا اغوا کردی و یا در جایی دیگر در جواب سوال حضرت حق که می فرماید از چه رو سجده نکردی؟ بحث تکبر رو به میان میاره و می گوید من از آتشم و آدم از خاک و در جایی دیگر قرآن اشاره می کند که (کان من الکافرین) و یا در جایی دیگر خط و نشان می کشد که من سر راه بندگانت قرار می گیرم و آنها را گمراه می کنم به جز مخلصین. ولی با این‌حال فکر می کنم که در باطن باید یه پیامی داشته باشه که خواهشمندم حضرتعالی شرح بفرمایید. و این نکته رو هم عرض کنم که قبلا کتاب هدف حیات زمینی آدم رو هم مطالعه کردم. التماس دعا. یا حق. مولانا گفت : روزي در سير، ابليس را ديدم و او را گفتم «از چه بر آدم سجده نکردي؟» گفت: «تو بنده‌ي مولاي خويشي، من هم بنده‌ي مولاي خويش اگر شمس تبريزي از دري در آن مجلس که در آن نشسته‌اي درآيد و انبياء جملگي از دري ديگر به آن مجلس وارد شوند تو روي به شمس مي‌کني يا ايشان؟» گفتم: «ولله که جز در شمس بنگرم!» گفت: «مگر نه ايشان انبيا باشند؟» گفتم: «مرغ دلم گرفتار بند شمس است و مولاي من اوست». گفت: «اگر شمس امر کند که در ايشان نگري؟» گفتم: «آخر دل نمي‌رود!» گفت: «بعيد از تو، آنچه خود مي‌داني، از من چرا پرسي؟!» گفتم: «تو مي‌دانستي که اگر سجده نياوري به عذاب مبتلا مي‌شوي و آنچه نبايد بر سرت مي‌آيد؟» گفت: «آري!» گفتم: «پس از چه، سجده نبردي!» گفت: «ميل او بر عذاب من بود و راه سلوکم اينچنين بود» مختار بودم که امر او را اطاعت کنم يا دل به ميل او بندم، پس ميل او را بر امر او بالاتر و مقدم دانستم ميل او آزمايش بني‌آدم بود و قبول اين ماموريت، امتحان من!» گفتم: از چه رو کبر ورزيدي گفت: «آنکه با کدخدايي دوستي دارد، فخر فروشد گفتم: «به قيمت قهر و عذاب؟!» گفت: «مگر تو نگفتي عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد؟» آن عاشقي که قهر را لطف نمي‌بيند، عاشقش نگويند که او در بند خويش است، نه در بند معشوق دهان بستم و در عشق نگريستم چه او را عاشقي پاک‌باخته ديدم گفت: «جز حضرت باري چه کس را قدرت در کائنات که بخواهد مرا مجازات کند؟» گفتم: «هيچکس!» گفت: «هر چه از دوست رسد خوب است، گر همه سنگ و گر همه چوب است!» طرفه حالي‌ست که ابليس راست گويد! باز گفت: «ميل خداي اين است که نگذارم نامحرم در حريم دوست رود جز آنها که خدايت دوستار ايشان است و ايشان دوستار خداي در ديدار دو عاشق، جاي ابليس کجاست؟! من دفع مزاحم مي‌کنم در ديدارمولايم با عاشقانش». آخرالامر بر فراق من هم پاياني است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال به ما فرموده‌اند:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

 گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر

قصه عجیبی است قصه اهل دل، که در ابلیس چه چیزهایی می‌یابند. حقیقتاً اگر همه حق را در جناب شمس تبریز دیدند و او را آینه همه آنچه باید باشد، یافتند؛ چگونه می‌توانند دل به جای دیگری ببندند؟ به یاد صحبت شهید حاج قاسم باشید که به او گفتند اگر رهبری امر فرمودند که جهت ریاست جمهوری نامزد شوید، چه کار می‌کنید؟ و او گفت می‌روم آن‌قدر گریه می‌کنم تا حضرت آقا دل‌شان رحم بیاید و منصرف شوند. زیرا بالاخره دل، در جای دیگر سپرده بود. ۲. گویا در درون جان جناب مولوی این حرف‌ها نهفته بود که راستی! اگر شیطان سجده کرده بود، مسیر اغوای بندگان و وسوسه‌های آن‌ها که موجب امتحان اشخاص می‌شود، به کجا می‌کشید؟ این‌جا است که قصه تکوین شیطان در منظر جناب مولوی به ظهور می‌آید و این حرف‌ها در تکوین شیطان برای جناب مولوی به ظهور آمده است. ۳. آری! عرفا متوجه هستند که بالاخره شیطان، مظهر اسم جلال حضرت حق است.

به هر حال مولوی از این نحوه حضور خود گزارش داده تا به ما بگوید می‌توان نظر به وجه تکوینیِ هر موجودی و هر مخلوقی داشت.  موفق باشید

نمایش چاپی