بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19643
متن پرسش
سلام علیکم: بنده با مطالعه پاسخ های شما به سوالات 19520 و 19537 و 19628 مطالب بسیار ارزشمندی را آموختم و باب توسل به شکل روشن تری برایم نمایان شد که لازم می دانم همین جا از شما سپاسگزاری کنم. به عنوان تکمله این بحث خواستم سوال کنم: 1. روش توسل به این واسطه های فیض چگونه است؟ آیا ذوقی است و هر کس یه راهی می تونه اختراع کنه یا نه، خود روش توسل یک مبانی حکیمانه ای دارد؟ 2. اگر امکان دارد به شکل خاص روش توسل به حضرت عباس علیه السلام را نیز بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توسل به اولیای الهی، انسان نظر می‌کند به حقایق و کمالات و توفیقاتی که خداوند به آن ذوات مقدسه ارزانی داشته است و با نظر به چنین الطافی به حضرت حق اظهار می‌دارند که خداوندا! به همان حقایقی که به آن بزرگان داده‌ای – مثل الطافی که به جناب ابوالفضل«علیه‌السلام» کرده – ما را از آن الطاف محروم نکن. مثل آن‌چه که حضرت زکریا در ملاقات جناب مریم«سلام‌اللّه‌علیهما» متوجه‌ی مائده‌های بهشتی شدند و در آن راستا طلب فرزند نمودند. موفق باشید  

19468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در جواب سوال شماره ۱۴۴۹ فرمودید: «مسلّم انسان‌ها از چیزی که برایشان مجهول است، مضطرب خواهند شد تا این‌که همین حالا انسان خود را در ابدیت خود حاضر بیابد که با دنبال‌کردنِ مباحث معاد این حالت پیش می‌آید.» خوب حالا من که اوایل راه معرفت نفس هستم بالاخره با این حالت که وصف کردم چطور کنار بیام آیا زیاد به یاد مرگ افتادن چه اختیاری چه غیر اختیاری زیاده روی نیست؟ چون گاهی خوابم مختل می شود و روال زندگی مختل می شود. آیا این مشکل برای من است یا در این مسیر برای دیگران هم هست و بالاخره مباحث معاد را چطور با این حالت رد کرد؟ آیا گفته یاد مرگ دل را جلا می دهد بحث دیگریست و به نظر شما با یاد مکرر خدا و تفکر در رحمانیت خدا می توان این حالت را اثر بخشید؟ امیدوارم که توضیح بیشتری بدهید چون ابتدای راهم و می ترسم دچار القائات شیطان شوم. با تشکر از شما استاد عزیز که حوصله نمودید. امیدوارم که وقت شما را تلف نکرده باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با مشغول‌کردن ذهن به معارف الهی به‌خصوص با معرفت نفس، شخصیت خود را قوت ببخشید. برای شروع، مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را توصیه می‌کنیم. موفق باشید

19006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: کسی که با ناامیدی شدید درگیر شده است و مدام افکار منفی آزارش می دهد باید چه کار کند که این افکار فراموش شود و به زندگی باز گردد؟ این افکار باعث شده اعتقادات خوب او نیز تحت تاثیر قرار گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 3 جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» در این مورد با شما حرف دارد. موفق باشید

18862
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیا روحی که برتر از ملائکه در شرح مقالات اثبات می کنید همان حقیقه محمدیه (علیه السلام) است و یا فروتر و یا فراتراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که حضرت مولى الموحدين (ع) فرمودند: «أَنَا أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ»؛ من در همه‏ ى تاريخ امير هر مؤمنى هستم كه بوده و يا خواهد بود. يعنى همين‏طور كه حضرت جبرائيل (ع) به همه‏ ى پيامبران وَحى مى‏ كنند، مقام نورى اميرالمؤمنين (ع) نيز همه‏ ى مؤمنين را در سير به سوى كمالِ ايمان كمك مى‏ نمايند. سپس فرمودند: «وَ أُيِّدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ»؛ و من از طريق روح عظمت مدد مى ‏شوم. موفق باشید‏

18211
متن پرسش
با سلام و وقت به خیر خدمت شما استاد گرامی: جناب استاد اگر کسی خود از مذهب شیعه به مسیحیت رفته با نا آگاهی کامل و فکر می کند که تازه راه را پیدا کرده و سعی در شناساندن دین جدید خود به بقیه دارد بنده نوعی چطور می توانم به این فرد آگاهی دهم و ذهنشان را روشن کنم در حالی که اینها به کشور دیگری رفته اند و غالب اطرافیانشان مسیحی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توانید با نظر به توحید اسلامی و عمقی که این توحید دارد، او را متذکر اهمیت اسلام نمایید از آن جهت که اساس هر دینی توحید است وگرنه از نظر اخلاقی همه‌ی ادیان متذکر اخلاق می‌باشند. ولی دین مسیحیت خدایی را برای خود تعیین کرده است که می‌تواند در حضرت مسیح«علیه‌السلام» حلول کند و این با توحید حقیقی نمی‌خواند. موفق باشید

17694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد دینانی می فرمایند که ابلیس، نماد غیرت خداوند است که هر نااهلی به حریم وارد نشود، می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم. لطفا کمی توضیح فرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم جلال حضرت حق اقتضا دارد تا هر ناشایسته‌ای به آن حریم نزدیک نشود و شیطان از این جهت، مظهر اسم جلال حضرت حق است. موفق باشید

10364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: حضرت ابراهیم علیه سلام در قرآن گفتند «اف لکم و لما تعبدون من دون الله» و با توجه به اینکه بزرگترشان هم بت پرست بود و در میان آن جمع بود می توان نتیجه گرفت «اف» گفتن در جایی که دین در خطر است مشکلی ندارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در جایی که باید بت‌پرستی را نفی کنند بدون درگیری با بت‌پرست‌ها این کار را کردند. موفق باشید
5571
متن پرسش
با درود و سلام فراوان خدمت استاد عزیز با مطالعه جلد 8 و 9 اسفار و اثر ارزشمند حضرت عالی در باب معاد و با توجه به اندوخته های قبلی ام، از موضع مطالعات تطبیقی ادیان به این نتیجه رسیدم که فضیلت اسلام و علوم عالیه اسلامی نسبت به دیگر ادیان یکی در بحث جایگاه انسان کامل در هستی است و دیگری در چیستی و کیفیت معاد انسان. با مطالعه موجزی که در باره مکاتب غیر ابراهیمی مثل نوافلاطونی، تائوئیزم و بودیزم داشتم و مباحثاتی که با بعضی از پیروان آن ها داشتم در عقاید همه آن ها اشاراتی به وحدت وجود، نحوه وجود موجودات مجرد و مادی، اشراق، عالم عقل و ... غیره میتوان یافت اما آن درر گرانبهایی که در هیچ کدام یافت نمیشوند همین دو مقوله حقیقت انسان کامل و معاد است و این خود راز برتری علم و کشف انبیاء نسبت به ادراکات حکمای و عرفای غیرابراهیمی را آشکار میکند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف و نتیجه‌گیری خوبی است ولی موضوع وحدت وجود به آن معنا که در عرفان اسلامی برگرفته شده از قرآن و موضوع اصالت وجود در مکتب صدرایی به صورتی که تدوین شده نیز به عنوان یک تفکر تمدن‌ساز برای عبور از غرب حرف‌های اساسی دارد. موفق باشید
29670
متن پرسش
سلام استاد: ان‌شاءالله خدا عمر با عزت بهتون بدهد. من پزشک هستم و در حال حاضر برای امتحان تخصص پزشکی دارم آماده میشم. از چند وقت قبل هم با طب اسلامی آشنا شدم و از ضررها و صرفا منفعت طلبی در داروهای طب جدید هم خبر دارم و تقریبا به این یقین رسیدم که تمام طب پزشکی ما از صهیونیست اومده و فقط منفعت خودشون داخلش هست و کاملا تمام درمان ها علامتی است و با ضررهای بسیار. از واکسن های بچه ها گرفته تا درمانهای بیماریهای دیگه و الانم که درمان کرونا!! به شدت دو دل شدم برای ادامه تحصیل تخصصی و می‌ترسم چون من به این یقین رسیدم که این طب واقعا پشتش چه کسانی هستن و کیا دارن برای ما گایدلاینهای درمانی رو میگن، و می‌ترسم از اینکه تخصص بگیرم و غرق در این درمانهای غلط بشم و حق الناسی به گردم باشه اون دنیا. شما نظرتون چیه؟ چطوری میتونم مطمئن بشم که راهم رو ادامه بدم یا نه؟! چون واقعا دوست دارم از طریق پزشکیم به مردم خدمت کنم نه اینکه منم راه غلط دشمنانمون رو ادامه بدم و بشم واسطه اونها برای غالب کردن داروهاشون و اینکه اقتصاد دارویی شون ادامه پیدا کنه که همش میره تو جیب صهیونیست! واقعا گیج شدم. خواهش می‌کنم کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بین علم پزشکی که بر اساس تجربه‌ی پزشکان به روش آزمون و خطا شکل گرفته، مثل طبّ سنتی که آن هم به روش آزمون و خطا شکل گرفته، با روش‌های درمانیِ طب جدید که بدن انسان را به عنوان یک جسم مرده به تصرف داروها و تیغ‌ها در می‌آورند، باید تفاوت قائل بود. شما می‌توانید در وجوه علمیِ طب جدید وارد شوید و سپس روش درمان را با دقت بیشتر انجام دهید. این‌طور نیست که ذات طب جدید غیر علمی باشد. در نگاه انسان غربی، جسم انسان و جسم طبیعت همچون موجود بی‌جان تلقی می‌شود و در این‌جاست که هر تصمیمی برای جسم انسان یا طبیعت می‌گیرند. موفق باشید    

27134
متن پرسش
با سلام و احترام: در یکی از سوالات ۲۷۱۱۱ در خصوص اجل صحبت فرموده اید، به نظر می رسد اینجور تصور در خصوص اجل هر چند در کتاب های مختلف ذکر شده است نگاه کاملی به اجل انسان نباشد. ما اگر یک اجل قطعی داریم که زمان آن را خداوند متعال دقیق اطلاع دارد اینکه بگوییم این زمان عقب و جلو می شود این یعنی اینکه خداوند که عالم و قادر متعال است نمی دانسته است که مثلا بنده یک کار خوب یا صدقه می دهم و عمرم طولانی می شود. به نظر می رسد باید پذیرفت که ما یک زمان قطعی برای مرگمان داریم که اون زمان قطعی همان است که برای همگان به وقوع می پیوندد. به این معنی که خداوند قادر متعال خود علم دارد که بنده اش با تمام اختیارات و اعمالش در تاریخ مشخص شده از این دنیا می رود و زمان از آنچه که خداوند متعال تعیین کرده است عقب و جلوتر نخواهد شد. با این نگاه باید گفت اینکه فرموده اند مثلا صدقه عمر را طولانی می کند نیز چنین تعبیر می شود که بله صدقه عمر را طولانی می کند و خداوند هم آن را می دانست که مثلا بنده صدقه می دهم و این مدت طولانی شدن را هم در تعیین اجل در نظر گرفته است. بنابراین ما یک اجل بیشتر نمی توانیم تصور کنیم که بر بنده زمانش مشخص نیست اما نزد خداوند متعال این کاملا مشخص است و در همان زمان عمر انسان به پایان می رسد. خداوند متعال می داند مثلا بنده در رانندگی بی احتیاطی می کنم و خلاف عقل همزمان با موبایل صحبت می کنم و همین منجر به مرگ بنده می شود و اینجور نیست که خداوند تعیین کرده باشد عمر مرا ده سال دیگر بعد یکدفعه بنده بی احتیاطی کنم و تصادف کنم و امروز از دنیا بروم. خداوند علم داشت که بنده با اختیار و بر خلاف عقل این بی احتیاطی را می کنم و عمرم همین لحظه به پایان می رسد. در مجموع آنچه که به نظر می رسد هر فرد یک زمان قطعی مرگ دارند که به وقوع می پیوندد و خداوند این تاریخ را با توجه به همه اشرافی که به بنده اش دارد و می داند این بنده با اختیار چه کارهایی می کند و چه کارهای نمی کند تعیین نموده است. در غیر این صورت باید پذیرفت که خداوند از یک چیزهای بنده بی اطلاع بوده است و اجازه داده است که کارهایی بکند و یا نکند و عمرش کم و زیاد شود. مگر می شود خداوند اطلاع نداشته باشد از تمام اعمال اختیاری خوب و بد انسان و نتوانسته باشد زمان قطعی مرگ را تعیین کند. در چنین نگاهی بله اعمال خوب کمک به ایتام، صدقه، انفاق، قرض و ... همگی منجر به طولانی تر شدن عمر انسان می شود و این از منظر خداوند متعال هم دیده شده است منتهی زمانش نزد ما مشخص نیست. نکته دیگر اینکه با این نگاه دو اجل مسمی و معلق باید پذیرفت که وقتی انسان از دنیا می رود این زمان مرگش بر اساس آنچه خداوند متعال تقدیر کرده است نبوده است و می توانست بیشتر از این زندگی کند. در حالی که زمان مرگ همان است که اتفاق می افتد و این از دید خداوند قادر متعال پوشیده و پنهان نبوده و نیست. به نظر می رسد این نگاه دو اجلی وقتی بوجود آمده است که روایات متعدد بر طولانی یا کوتاه شدن عمر انسان در اثر یکسری اعمال تاکید داشته اند و چون جمع بین این دو ممکن نبوده است این نگاه شکل گرفته است و اگر بپذیریم که بله این روایات کاملا دقیق هستند و خداوند هم با علم به اینکه بنده چه اعمال اختیاری خیر و شری انجام می دهد دقیقاً همان زمان را برای مرگش تعیین کرده است هم قطعی بودن زمان مرگ زیر سوال نمی رود (اینکه پرسیده شود مگر خدا نمی دانست که بنده این کار خوب را می کند و عمر را تعیین کرد؟) هم اینکه تاثیر اعمال انسان در زمان مرگ مورد توجه و دقت قرار گرفته است و واقعیت خواهد داشت. اگر این استدلال اشتباه می باشد لطفا نکته مشکل در نگاه به اجل را از منظر این نوشته راهنمایی فرمایید تا اصلاح شود. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب مذکور عرض شد اجل هرکس دقیقاً در علم خداوند است که به چه نحوی و در چه زمانی فرا می‌رسد. ولی وقتی به آیه‌ی: «هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ ثُمَّ قَضى‏ أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ (۲/ انعام) نظر کنیم و بحث اجل مسمی را که بعد از اجل آورده است را به تدبّر بنشینیم، سخن بزرگان تفسیر قابل توجه می‌شود که قبل از آن به سخن حضرت جواد (ع) نظر می‌کنیم که می‌فرمایند: ««مَوْتُ‏ الْإِنْسَانِ‏ بِالذُّنُوبِ‏ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ وَ حَيَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمُرِ» مرگ آدمی به سبب گناهان بیشتر از مرگ به واسطه‌ی اَجَل است، و ادامه‌ی حیاتش به سبب نیکوکاری بیشتر از حیاتش به واسطه‌ی عمر طبیعی است.

علامه‌ی طباطبایی این‌طور می‌فرمایند: اجل دو گونه است: يكى" اجل مبهم"، و يكى" اجل مسمى"، يعنى معين در نزد خداى تعالى، و اين همان اجل محتومى است كه تغيير نمى پذيرد. و به همين جهت آن را مقيد كرده به" عنده نزد خدا" و معلوم است چيزى كه نزد خدا است دستخوش تغيير نمى شود، به دليل اينكه فرمود: «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ» و اين همان اجل محتومى است كه تغيير و تبديل برنمى دارد. خداى متعال مى فرمايد: «إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ». پس نسبت اجل مسمى به اجل غير مسمى نسبت مطلق و منجز است به مشروط و معلق، به اين معنا كه ممكن است اجل غير مسمى به خاطر تحقق نيافتن شرطى كه اجل معلق بر آن شرط شده تخلف كند و در موعد مقرر فرا نرسد، و ليكن اجل حتمى و مطلق راهى براى عدم تحقق آن نيست، و به هيچ وجه نمى توان از رسيدن و تحقق آن جلوگيرى نمود.

و اگر آيات سابق به ضميمه آيه شريفه «لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ، يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ» مورد دقت قرار گيرند بدست مى آيد كه اجل مسمى همان اجل محتومى است كه در «أُمُّ الْكِتابِ» ثبت شده، و اجل غير مسمى آن اجلى است كه در «لوح محو و اثبات» نوشته شده است،- و ان شاء اللَّه- بزودى خواهد آمد كه ام الكتاب قابل انطباق است بر حوادثى كه در خارج ثابت است، يعنى حوادثى كه مستندند به اسباب عامى كه تخلف از تاثير ندارد، و لوح محو و اثبات قابل انطباق بر همان حوادث است، ليكن نه از جهت استناد به اسباب عامه بلكه از نظر استناد به اسباب ناقصى كه در خيلى از موارد از آنها به" مقتضى" تعبير مى كنيم، كه ممكن است برخورد با موانعى بكند و از تاثير باز بماند و ممكن است باز نماند.

مثالى كه با در نظر گرفتن آن، اين دو قسم سبب يعنى" سبب تام" و" سبب ناقص" روشن مى شود نور خورشيد است، زيرا ما در شب اطمينان داريم كه بعد از گذشتن چند ساعت آفتاب طلوع خواهد كرد و روى زمين را روشن خواهد نمود، ليكن ممكن است مقارن طلوع آفتاب كره ماه و يا ابر و يا چيز ديگرى بين آن و كره زمين حائل شده و از روشن شدن روى  زمين جلوگيرى كند، هم چنان كه ممكن هم هست كه چنين مانعى پيش نيايد كه در اين صورت قطعا روى زمين روشن خواهد بود.

پس طلوع آفتاب به تنهايى نسبت به روشن كردن زمين" سبب ناقص" و به منزله" لوح محو و اثبات" در بحث ما است و همين طلوع به ضميمه نبود مانعى از موانع، نسبت به روشن كردن زمين" علت تامه" و به منزله " أُمُّ الْكِتابِ" و" لَوْحٍ مَحْفُوظٍ" در بحث ما است.

همچنين است اجل آدمى، زيرا تركيب خاصى كه ساختمان بدن آدمى را تشكيل مى دهد با همه اقتضاءات محدودى كه در اركان آن هست اقتضا مى كند كه اين ساختمان عمر طبيعى خود را كه چه بسا به صد و يا صد و بيست سال تحديدش كرده اند بكند. اين است آن اجلى كه مى توان گفت در لوح محو و اثبات ثبت شده، ليكن اين نيز هست كه تمامى اجزاى هستى با اين ساختمان ارتباط و در آن تاثير دارند، و چه بسا اسباب و موانعى كه در اين اجزاى كون از حيطه شمارش بيرون است با يكديگر برخورد نموده و همين اصطكاك و برخورد باعث شود كه اجل انسان قبل از رسيدن به حد طبيعى خود، منقضى گردد، و اين همان" مرگ ناگهانى" است.

با اين بيان تصور و فرض اينكه نظام كون محتاج به هر دو قسم اجل، يعنى مسمى و غير مسمى باشد آسان مى شود. و نيز روشن مى شود كه منافاتى بين ابهام در اجل غير مسمى و تعيين آن در مسمى نيست، چه بسا اين دو اجل در موردى در يك زمان توافق كنند و چه بسا نكنند، و البته در صورت تخالف آن، اجل مسمى تحقق مى پذيرد نه غير مسمى. ترجمه تفسير الميزان، ج 7، ص: 10

به‌گفته علامه طباطبایی اجل مُسَمّیٰ، زمان حتمی یعنی تغییرناپذیر مرگ انسان است که تنها خدا آن را می‌داند. اجل مُعَلَّق در برابر آن قرار دارد و به‌معنای زمان طبیعی مرگ انسان است که تغییر می‌پذیرد. به‌باور وی اجل معلق، زمان مرگ فرد براساس شرایط بدنی اوست؛ یعنی فردی که براساس شرایط بدنی‌اش، مثلاً می‌تواند صد سال عمر کند، اجل معلق او (یعنی زمان مرگش) در صدسالگی است؛ اما ممکن است همین فرد بر اثر عواملی، مرگش زودتر یا دیرتر روی دهد و این اجل مسمای او است. موفق باشید   

26536
متن پرسش
سلام علیکم: به عقیده حضرتعالی مهمترین علت سستی در عبادات و طاعات چیست و چگونه بروز می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اهداف بلند در نظر نباشد، راهِ رسیدن به آن‌ها که عبادات و طاعات است جدّی گرفته نمی‌شود. از پیامبر خدا و فاطمه‌ی زهرا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» که بگذریم، خود رهبر معظم انقلاب چون متوجه‌ی اهداف بزرگی در این تاریخ هستند، نسبت به عبادات جدّی می‌باشند. موفق باشید

23552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید هی مزاحم میشم. خب سوال دارم چیکار کنم! علامه در بیان و توضیح معجزه بودن قرآن بحث های زیادی میکنن از جمله در جلد یک اشاره ای به آیه ۱۰۲ سوره بقره میکنن «و ما هم بضارین من احد الا باذن الله» که در مورد سحر و اثر گذاری اش است. از طرفی قبل از این موضوع می فرمایند سحر نیز مانند معجزه (و به برداشت من امور غیبی) یک مبدا نفسانی دارد که اگر اذن خدا باشد به صورت سحر ظاهر می شود. حال سوال این است که وجود مبدا نفسانی و ظهور آن فقط مربوط به امور غیبی مانند سحر است یا مربوط به امور مادی نیز هست؟ مثلا تا خداوند اذن ظهور بحارالانوار را نمی دادند بحار ظهور نمی کرد؟! واضح تر بگویم منظورم این است که رسالت و رسول بودن فقط مختص انبیا (َع) است یا هر فردی که خداوند اذن بدهد می تواند در زمینه ای خاص رسالت داشته باشد. حتی اگر آن فرد ادیسون باشد! رسول می تواند امثال طهرانی مقدم باشد؟ که اذن وجود تولید موشک به او داده شده و اذن های دیگر که موجب پیشرفت می شود در ادامه به فراخر به او داده شود؟ میگم راستی خدا خیرتون بده. پرسشگر سوال ۲۲۹۲۷ هستم. حسابی قرآن از دید المیزان کلم رو کار گرفته!! البته بازم توهم میزنم! و گذشته آینده ولم نمیکنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسالت به عنوان برگزیدن یک انسان جهت هدایت کلی، غیر از الهامات و القائاتی است که برای هرکسی ممکن است پیش بیاید. پیشنهاد می‌کنم قسمت اول کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

23533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام دارم خدمت استاد گرانقدر و آرزوی طول عمر شما: استاد در پاسخ ۲۳۵۲۰ شما به سوال مخاطب ذهن ما هم کنجکاو شد کلیپ آقای عباسی دیدیم، پاسخ جامعی دادید، ولی بخشی که استاد داوری فرمودند به این معنی که: یافتن علوم انسانی اسلامی تمنای محال است درسته؟ یعنی در طول این سال ها کاری نشده؟ با تشکر از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. فکر می‌کنم در جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۵۴۲ بتوانید تا حدّی جواب خود را بیابید. موفق باشید

23174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و احترام: استاد احتمالا سوال بنده تکراری است ولی اگر فرصتش را دارید یک پاسخ نهایی لطف بفرمایید تا این ابهام یک بار برای همیشه حل شود. استاد آیا واقعا در این عالم امکان این وجود دارد که یک نفر بتواند از طرقی (منظور ارتباط با سایر مخلوقات است) در کار رندگی و امر ازدواج فرد دیگری خللی ایجاد کند؟ بنده شخصا نمی توانم این را بپذیرم ولی خب گاهی به شک می افتم اینکه فردی هیچ مشکلی ندارد و خواستگار های مختلفی برایش می آیند اما هر کدام به یک دلیلی نه چندان مهم بعضا هم بی دلیل منصرف می شوند و می روند. سایر اعضای خانواده هم به همین شکل بدون وجود مشکلی امر ازدواج هیچ کدام میسر نمی شود حتی سایر امور عادی هم باز پیش نمی رود و حتی مشخص نیست مشکل از کجاست یعنی در ظاهر معلوم نیست، اهل صدقه، دعا، کار خیر و کمک به نیازمند هم هستند، خدمت کردن به والدین را هم فراموش نکرده اند به ائمه سال هاست متوسل می شوند و حقیقتا امید به هیچ کس جز خدا ندارند اما این همه گرفتاری آخر یک جا نباید حداقل یکی شان حل شود؟ نعوذ باالله طلبکار خدا نیستیم منظور این است آیا واقعا طلسمی وجود دارد؟ آیا باید صبر کرد؟ آیا باید از خواسته ها منصرف شد؟ برای باطل کردن طلسم اقدامی کرد؟ چندین بار خواستم اقدام کنم باز پشیمان شدم. اینکه خدا در سوره فلق می فرماید از شر زنان جادوگر و دمنده که با کارهای شیطانی در زندگی فرد و جامعه خسارت و زیان به بار می آورند و ادامه آیه منظور چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم جواب همه‌ی این سؤالات را در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که بر روی سایت هست، بتوانید به‌دست آورید. موفق باشید

23132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام استاد: جواب سوال ۲۳۱۱۰ رو دریافت نکردم به نظرم ایمیلم خرابه اگه میشه جواب رو روی سایت قرار بدید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: 23110- باسمه تعالی: سلام علیکم: واللّه اعلم. بالاخره نظر مقام معظم رهبری آن است که دولت تا آخر فرصت قانونی‌اش بر سر کار باشد.  موفق باشید

23086
متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. آیا علوم غربی که ریشه سکولار دارند چه علوم تجربی و چه علوم انسانی به واسطه ارتباط با اسم علیم الهی که حضرت جبرائیل اند پدید آمده اند یا فقط علوم الهی اند که از جبرائیل صادر می شوند و بقیه علوم از اسم مضل که شیطان است پدیدار می شود یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان این‌طور سخن گفت. عمده جهت‌گیریِ غلط این علوم است که به جای کشف استعدادهای عالم، به سرکوب و تصرف بی‌رحمانه‌ی آن می‌پردازند. بحثی تحت عنوان «نظر به ماهیت تکنیک» در این رابطه شده است که بر روی سایت می‌باشد. موفق باشید

22487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ان شاء الله و بحمدلله امسال طلبه پایه اول می شویم. اگر توصیه ای دارید برای ما بفرمایید و اینکه با چه رویکردی وارد شویم؟ افق ما چه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی طلبه آن است که در ابتدای امر تمام فکر و ذکر خود را مشغول دروس حوزه بکند و به حواشی نپردازد. بد نیست سری به جزوه‌ی «عالَم طلبگی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

21887
متن پرسش
با سلام: پیرو سوال 21869 با توجه به اینکه نظام شهادت امام موسی کاظم را تعطیل نکرد. 1. مقلدین می توانند فرار مالیاتی کنند؟ 2. بنظر می رسد بیانات ایشان اعلان حرب با نظام است بنابرین می توان ازین فرمایش استنباط کرد که تضعیف این حکومت گمراه واجب است حال با مالیات ندادن در مراحل ابتدایی و اسقاط در مراحل نهایی؟ خواهشا مطلب را روشن کنید چه قبلا گفته می شد ولو علنا ایشان دفاع از نظام نمی کنند لکن در باطن مدافع نظامند و نقل قول هایی مبنی بر حمایت ایشان آورده می شد. لکن این بیانات ما را دچار سردرگمی نموده است از طرفی به خاطر بحث اعلمیت امکان عدول از ایشان نیست و مدافع نظام بودن از شروط مرجعیت نیست که فقدانش خدشه ای وارد کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی فقیهی حاکم باشد و حکم فقاهتی بدهد، سایر فقها حق ندارند حکم فقاهتی بدهند وگرنه تعارض با فقیه حاکم پیش می‌آید. در شرایطی که فقیهی حاکم باشد، بقیه‌ی فقها در حدّ تعیین وظایف فردی نظرشان نافذ است و مقلدین آن‌ها در آن حوزه می‌توانند از آن‌ها تقلید کنند و مسائلی مثل دادن مالیات، مربوط به حکومت است. و همه‌ی مقلدین فقها در این امر باید از فقیه حاکم تبعیت کنند. موفق باشید

21451
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد عزیز و برادران زحمتکش لب المیزان ۱. بنده مطلبی خواندم که از آن در طول بودن مخلوقات از جمله انسانها را برداشت کردم [که البته با عقل ناقص بنده در تعارض نبود هر چند با معلومات سابق بنده متعارض بود] قسمتی از متن را در زیر می نویسم: «این ادّعا که همه ی انسان در اصل خلقتشان یکسانند و همه ی انسانها در یک مرتبه ی وجودی خلق شده اند، اگر چه باوری است مشهور بین عوام، امّا در حقیقت هم با براهین عقلی فلسفی در تعارض است هم با متن دهها و بلکه صدها حدیث صحیح السند. چون از منظر عقلی، وجود، ذاتاً دارای مراتب می باشد، و هر موجودی نیز مرتبه ای از وجود است. لذا محال است حتّی دو موجود در اصل خلقتشان دارای مرتبه ی وجودی یکسان باشند. انسانها در اصل خلقتشان با هم تفاوت دارند؛ کما اینکه تک تک موجودات چنین هستند؛ و طبق براهین عقلی، هیچ موجودی در اصل خلقتش با موجود دیگر برابر نیست؛ و محال هم هست که برابر باشد.» این را با چند کارشناس اعتقادی در میان گذاشتم که نظرشان خلاف ایشان بود. حال می خواستم اگر استاد لطف کنند ابتدا در طول و در عرض بودن را تعریف نمایند و بفرمایند که برای چه مفاهیمی کاربرد و معنا دارند؟ و نیز برداشت خود را از این نوشته بفرمایند و به درستی یا نادرستی آن اشاره فرمایند. (سوال دومم را هم در ارسال بعدی مطرح می کنم) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به آیات 172 و 173 سوره‌ی اعراف که همه‌ی انسان‌ها به ربوبیت حضرت حق اعتراف کردند و با توجه به آیه‌ی 31 سوره‌روم که همه‌ی انسان‌ها با فطرت توحیدی سرشته شده‌اند و این‌که امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «فطرهم علی التوحید» یعنی همه‌ی انسان‌ها بر مبنایِ توحید سرشته شده‌اند؛ نمی‌توان گفت ذات و فطرت انسان‌ها یکسان نیستند. آری! در انتخاب راهی که فطرت در مقابل آن‌ها قرار می‌دهد، متفاوت است. موفق باشید

20716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد نظر مبارکتان درباره انجمن خام گیاه خواران که معتقدند انسان نباید اساسا گوشت و لبنیات و غذای پخته بخورد و ادعا می کنند بسیاری از بیماران مخصوصا سرطانی ها با این روش خوب شده اند چیست؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که خوردن گوشت زیاد مکروه است، حرفی نیست. و در این‌که سیره‌ی پیامبر ترک گوشت‌خواری به‌کلّی نبودند هم، نباید از نظر دور داشت. ولی به عنوان درمان اگر مدتی کسی گوشت نخورد مانعی ندارد. موفق باشید

20331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: مطالب و سخنرانیهای استاد محمد شجاعی که کانال تلگرامی هم دارن مورد تایید شما هستند؟ توصیه می فرمایید که مطالبشان را بخونیم و استفاده کنیم؟ ممنون از پاسخگویی شما استاد بزرگوار.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کانال تلگرامی ایشان نیستم ولی «شاخه گل هرجا که می‌روید گل است». بحث بر روی آثار و سخنان گران‌مایه‌ی ایشان است که نباید از آن بی‌بهره شد. موفق باشید

20153
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: آیا می شود گفت راه حل هایی که در نماز برای حل یک مشکل به دل/فکر انسان می افتد و به ظاهر خوب به نظر می رسد، از ناحیه شیطان بوده و بی برکت هستند و نباید دنبالشان کرد؟ با شکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک باید دستورات شریعت باشد و اگر وارداتِ قلبیه در عین مطابقت با شریعت الهی موجب تواضع بیشتر و بندگی باشد، خوب است و اگر موجب نحوه‌ای استقلال در مقابل احکام الهی باشد، بد است. موفق باشید  

18825
متن پرسش
عرض سلام استاد: کسانی هستن که به شما انتقاد دارن که استاد مدرنیته را رد میکنن ولی سایت دارن و کانال تلگرام دارن و یا از وسائل مدرن استفاده میکنن و میگن رهبر انقلاب هم به شدت آقای طاهرزاده مدرنیته را نزده. خواهش می کنم بنده را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مدرنیته به عنوان یک فرهنگ هرگز مورد تأیید رهبری نیست و می‌توان از سخنان‌شان این نکته را فهمید و مدرنیته به عنوان ابزار، امروز چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، می‌ماند فرهنگی که پشت این ابزارها خوابیده است که مقام معظم رهبری در صحبت خود در مورد سبک زندگی روشن کردند که باید متوجه بود این ابزارها ما را گرفتار سبک زندگی غربی نکند و توجه‌دادن به این امر را به عهده‌ی محققین گذاشتند و این آن امری است که نباید از آن غفلت کرد که در هر صورت، هر تکنیکی فرهنگی را با خود می‌آورد و باید نسبت به آن فرهنگ، خودآگاهی پیدا کرد تا اسیر آن نشویم. موفق باشید

18455
متن پرسش
سلام استاد: چه کنم خودم رو با دیگران مقایسه نکنم؟ از لحاظ اینکه مثلا مشکلات من را ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به راهی که خداوند در مقابل ما گشوده است تا به قرب او برسیم، راضی باشیم و آن راه با آن‌چه به ما داده است گشوده می‌شود نه به وسیله‌ی آن‌چه به ما نداده است. موفق باشید  

13287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر لطف بفرمایید این دو سئوال را که قبلا پرسیده شد ولی شما فقط اکتفا به سخن رهبری نمودید را جواب بفرمایید: 1. شما می فرمایید منظور آقا علم بوده در حالی که آقا صریحا فرموده اند فناوری و فناوری هم به معنای تکنولوژی است و چون لفظ تکنولوژی خارجی است آقا از فناوری استفاده نموده اند و دیگر اینکه آنچه از فناوری متبادر به ذهن عرف است تکنولوژی می باشد؟ 2. محسنات را تخصیص زدید و فرمودید که نظم غربی منظور است، حال سئوال پیش می آید چه چیزی به غیر از تکنولوژی غربی به غرب نظم داده؟ خود شما می فرمایید نظم غربی انسان ها را ماشینی نموده، پس نظم غربی توسط تکنولوژی حاصل شده؟ 3. به هر دلیلی که شما نظم غربی را به عنوان محسنات غرب پذیرفتید با این که می فرمایید رویکرد ناسالمی دارد باید تکنولوژی هم در بدو امر پذیرفته شود ولو اینکه رویکرد ناسالم داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی با استناد به سخن مقام معظم رهبری در جواب سؤال شماره‌ی 13269 داشتم. این نوع مباحث را باید از طریق کتاب‌هایی که تدوین شده است دنبال بفرمایید. بنده عرایضی در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» در این رابطه داشته‌ام. موفق باشید

نمایش چاپی