بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20662

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد: اهل طریقت و صوفی ها در مکتب امام چه جایگاهی دارند؟ اگر آنها را رد کنیم مولانا و شمس و بایزید و خرقانی ها و غیره را هم باید رد کرد یا نه آنهارا صوفی نمی دانیم با این که آنها خود باراها به صوفی بودن خود معتقدند. البته سید علی قاضی هم اهل طریقت بوده اند یا نه؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی صوفی قبلاً با واژه‌ی عرفان که در این زمان به‌کار می‌رود، مترادف بوده است. همه باید اهلِ طریقت به سوی حقیقتی باشیم که شریعت الهی متذکر آن شده است، حال به هر اسم و عنوانی که می‌خواهد باشد. البته امروزه متأسفانه عده‌ای خود را با این واژه‌ها معرفی می‌کنند در حالی‌که هیچ بهره‌ای از بصیرت عرفانیِ عرفا در خود ندارند و یک دکّان شده است. موفق باشید

20375
متن پرسش
به نام خدا بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: 1. چه معیارهای تاریخی وجود دارد که نشان دهنده این است که در خاورمیانه تمدن بشری وجود داشته است؟ 2. ما می بینیم که شواهد برای وجود تمدن های قدرتمند در شرق و غرب عالم نیز وجود دارد. مانند تمدن مایا در قاره آمریکا و یا امپراطوری بزرگ چین و روم در شرق و غرب عالم. آیا این تمدن ها ظرفیت ظهور یک پیامبر را نداشته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این مورد بتوان بر روی این نکته تأکید کرد که خاور میانه ظرفیت خاصی داشته است که می‌توانسته منشأ حرکات بشریت در سایر نقاط باشد. آن‌چه امروز از تمدن مایاها مانده است جز آثاری از معماری چیز دیگری نیست و یا از لائوتسه و کنفسیوس و بودا امروز در میان است جز رهنمودهای شخصی چیزی نیست آن‌طور که تمدن ابراهیمی و پیامبران ابراهیمی در عالم حضور دارند در آن حدّ که حتی در آمریکا دین مسیحیت است که نقش‌آفرین است. البته این با وجود پیامبران در همه‌ی اقوام، خلط نگردد، بحث در مورد پیامبران اولعزم است. موفق باشید

18862
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیا روحی که برتر از ملائکه در شرح مقالات اثبات می کنید همان حقیقه محمدیه (علیه السلام) است و یا فروتر و یا فراتراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که حضرت مولى الموحدين (ع) فرمودند: «أَنَا أَمِيرُ كُلِّ مُؤْمِنٍ»؛ من در همه‏ ى تاريخ امير هر مؤمنى هستم كه بوده و يا خواهد بود. يعنى همين‏طور كه حضرت جبرائيل (ع) به همه‏ ى پيامبران وَحى مى‏ كنند، مقام نورى اميرالمؤمنين (ع) نيز همه‏ ى مؤمنين را در سير به سوى كمالِ ايمان كمك مى‏ نمايند. سپس فرمودند: «وَ أُيِّدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ»؛ و من از طريق روح عظمت مدد مى ‏شوم. موفق باشید‏

18825
متن پرسش
عرض سلام استاد: کسانی هستن که به شما انتقاد دارن که استاد مدرنیته را رد میکنن ولی سایت دارن و کانال تلگرام دارن و یا از وسائل مدرن استفاده میکنن و میگن رهبر انقلاب هم به شدت آقای طاهرزاده مدرنیته را نزده. خواهش می کنم بنده را روشن کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مدرنیته به عنوان یک فرهنگ هرگز مورد تأیید رهبری نیست و می‌توان از سخنان‌شان این نکته را فهمید و مدرنیته به عنوان ابزار، امروز چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت، می‌ماند فرهنگی که پشت این ابزارها خوابیده است که مقام معظم رهبری در صحبت خود در مورد سبک زندگی روشن کردند که باید متوجه بود این ابزارها ما را گرفتار سبک زندگی غربی نکند و توجه‌دادن به این امر را به عهده‌ی محققین گذاشتند و این آن امری است که نباید از آن غفلت کرد که در هر صورت، هر تکنیکی فرهنگی را با خود می‌آورد و باید نسبت به آن فرهنگ، خودآگاهی پیدا کرد تا اسیر آن نشویم. موفق باشید

18455
متن پرسش
سلام استاد: چه کنم خودم رو با دیگران مقایسه نکنم؟ از لحاظ اینکه مثلا مشکلات من را ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به راهی که خداوند در مقابل ما گشوده است تا به قرب او برسیم، راضی باشیم و آن راه با آن‌چه به ما داده است گشوده می‌شود نه به وسیله‌ی آن‌چه به ما نداده است. موفق باشید  

16488
متن پرسش
بزرگوار سلام: گاهی که مباحث صوتی و کتبی تدریس شده توسط شما بزرگوار را مطالعه می کنیم نوعی اضطراب و ناراحتی در ما بوجود می آیدکه چرا از این مباحث عقب افتاده ایم و چرا زودتر اینا را نشنیده ایم و انگار وقت زیادی نداریم که بشنویم و بفهمیم و عمل کنیم. نگرانی که در ما بوجود می آید گاهی مانع می شود. چرا چنین می شود و راهکار چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که علم توحید همچون نور است و با هر چهره‌ای که از آن روبرو شوید با همه‌ی آن به صورت اجمال روبرو می‌شوید و به مرور آن اجمال به تفصیل می‌آید. خوب است در این مورد، کتاب «عالم انسان دینی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

13287

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر لطف بفرمایید این دو سئوال را که قبلا پرسیده شد ولی شما فقط اکتفا به سخن رهبری نمودید را جواب بفرمایید: 1. شما می فرمایید منظور آقا علم بوده در حالی که آقا صریحا فرموده اند فناوری و فناوری هم به معنای تکنولوژی است و چون لفظ تکنولوژی خارجی است آقا از فناوری استفاده نموده اند و دیگر اینکه آنچه از فناوری متبادر به ذهن عرف است تکنولوژی می باشد؟ 2. محسنات را تخصیص زدید و فرمودید که نظم غربی منظور است، حال سئوال پیش می آید چه چیزی به غیر از تکنولوژی غربی به غرب نظم داده؟ خود شما می فرمایید نظم غربی انسان ها را ماشینی نموده، پس نظم غربی توسط تکنولوژی حاصل شده؟ 3. به هر دلیلی که شما نظم غربی را به عنوان محسنات غرب پذیرفتید با این که می فرمایید رویکرد ناسالمی دارد باید تکنولوژی هم در بدو امر پذیرفته شود ولو اینکه رویکرد ناسالم داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی با استناد به سخن مقام معظم رهبری در جواب سؤال شماره‌ی 13269 داشتم. این نوع مباحث را باید از طریق کتاب‌هایی که تدوین شده است دنبال بفرمایید. بنده عرایضی در کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» در این رابطه داشته‌ام. موفق باشید

12210

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: دانشجویی هستم که در آستانه طلبه شدن می باشم و از نظر موقعیت اجتماعی عموما در معرض مباحثات سیاسی می باشم. برای اینکه بتوانم در عرصه های سیاسی قدرت تحلیل و بررسی داشته باشم و در واقع بتوانیم نظر بدهم و همچنین به شناخت مناسبی از دنیای سیاست و فضای سیاسی ایران و جهان برسم چه سیر مطالعاتی یا کتاب هایی را پیشنهاد می کنید؟ با آرزوی سلامتی برای شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های آقایان دکتر موسی نجفی و موسی حقّانی خوب است. موفق باشید   

7536
متن پرسش
با سلام با توجه به مباحث غرب شناسی که مطرح میکنید چه شد که کار غرب به اینجا رسید؟در کتاب خاصی از شما سیر تطور غرب به صورت مفصل با نظر به تمدن یونان به این طرف بحث شده یا خیر؟اگر چنین نیست جای چنین کتابی در آثار پربار شما بسیار خالی است.کتاب خاصی از مولف دیگری را در این مورد سراغ دارید؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: شاید در بین مباحث غرب‌شناسی عرایضی داشته باشم ولی جناب آقای استاد شهریار زرشناس مطالبی تحت عنوان «سیر تطور تمدن غربی» در سایت باشگاه اندیشه دارند. موفق باشید
27418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آقای رائفی پور در یک‌جایی فرمودند برای جذب بچه ها در مسجد اگر مکانی را در مسجد اختصاص دهیم برای بچه ها که در آن بازی کنند و اسباب بازی در آن قرار دهیم خیلی در جذب کودکان موثر است. آیا این نظر مفید است و باعث از بین رفتن فضای معنوی مسجد نمی شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است جایی باشد که صیغه‌ی مسجد برایش نخوانده باشند. مثل اطاق خادم مسجد، که درون مسجد هست ولی جزو مسجد حساب نمی‌شود. موفق باشید

26536
متن پرسش
سلام علیکم: به عقیده حضرتعالی مهمترین علت سستی در عبادات و طاعات چیست و چگونه بروز می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون اهداف بلند در نظر نباشد، راهِ رسیدن به آن‌ها که عبادات و طاعات است جدّی گرفته نمی‌شود. از پیامبر خدا و فاطمه‌ی زهرا و ائمه‌ی هدی «علیهم‌السلام» که بگذریم، خود رهبر معظم انقلاب چون متوجه‌ی اهداف بزرگی در این تاریخ هستند، نسبت به عبادات جدّی می‌باشند. موفق باشید

26114
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: دیشب نائب الزیاره تان قم و در جوار پیکر سرداران رشید اسلام شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس بودم. از کنارم پیکر سردار سلیمانی عبور کردم و ناگهان چشمم به عکس تابوت او گره خود و انسانی را دیدم که سراسر توحید بود. حقیقتاً این شعر تازه برایم معنی شد: دیده آن باشد که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس. این شعر و این جمله حضرت امام که می فرمود شروع کار انسان متاله و خداجو تازه آنجاست که سراسر نور توحید را ببیند و به مقام یقظه برسد و پس از آن تازه باید حیاتش بر اساس آن نور تماماً مومنانه شود، تازه دیشب وقتی چشمم به تابوت حاج قاسم گره خورد معنی شد. صحنه عجیبی در قم و در جوار مسجد مقدس جمکران بود. ان شاء الله ما هم از این قافله جا نمانیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حاج قاسم، صورت و تعیّنِ اخلاص بود و با اخلاص است که می‌توان خدا را به ظهور آورد و خود را کنار زد. موفق باشید

25374
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامي: سوالي در باب قيامت داشتم و اينكه در نتايج حركت جوهري آنچه كه از بيانات شما متوجه شدم اين است كه عام ماده در جوهر خودش سير استكمالي را طي مي كند تا به نهايت خودش مي رسد كه قيامت است. از طرفي هم در حكمت متعاليه عوالم را رتبتي مي دانند بدين منظور كه عوالم در شدت ظهوراتشان، با هم اختلاف دارند، از طرف ديگر وقتي مي گوييم كه عالم مظهر فيض و فضل وجود است بر اساس همين هم بايد عوالم را قديم دانست هر چند كه در عالم ماده خلقت بدين شكل شايد نبوده باشد اما از قديم بوده است. از طرفي هم در احاديث داريم كه قيامت الان حاضر است (پس با توجه به فهم بنده از بيانات شما چند نتيجه به وجود مي آيد) ۱. قيامت به معني از بين رفتن عالم ماده و يا تغيير در جوهر نيست بلكه انسان ها در ذات خودشان توجه به باطن عالم مي كنند و وقتي قيامت شود عالم دنيا هم خواهد بود و از بين نمي رود. ۲. حركت جوهري مادام تا ابد در سير تكاملي به سر خواهد برد و تمامي ندارد. ۳. خاتمه اي براي خلقت انسان نبايد در نظر گرفت. ۴. در بيانات حضرت علامه در رساله رتق و فتق در نتيجه چهاردهم اينگونه برداشت مي شود كه حضرت آدم (ع) در زمين بوده اما وقتي از وحدت به كثرت توجه مي كند خودش را در عالم ماده و ماديات مي بيند و از آن قيامت و برزخ خودش خارج مي شود، براي مثال وقتي عارفي در قيامت خودش به سر مي برد نه بدين معني كه بدن مادي ندارد بلكه توجه تام به قيامت و جلوه احدي خداوند دارد و اگر توجه به قيامت داشته باشد و امورات مادي هم انجام دهد به معني تنزل و اگر توجه اش از قيامت منصرف شود و به ماده توجه كند هبوط رخ مي دهد. (آيا درست است؟) اگر اين معني درست باشد انسان وقتي مي ميرد و به خاك تبديل مي شود چگونه در عالم ماده مي تواند باشد؟ ۵. همانطور كه امر انسان از قديم بوده است خلقت انسان ها نيز از قديم بوده است (اگر اين مطلب درست است آيا در هر دوره كه رتق و فتق مي شود و دوباره دحو الارض پديد مي آيد انسان هاي آن دوره همين انبيا و اوليا اي كه براي ما آمده است مي آيند يا خير؟)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن روایت که می‌فرماید: «الف الف آدم ابوالبشر» داشته‌ایم و با توجه به حرکت جوهری عالم متوجه می‌شویم، عالم ماده با حرکت جوهری خود به قیامت تبدیل می‌شود و باز با نظر به تعطیل‌نشدنِ تجلی، عالم دیگری تجلی می‌کند با آدم ابوالبشرِ دیگری.

در مورد فرمایش علامه، آری! آن آدم که در ابتدای خلقت، خود را در آغوش حضرت حق در برزخ نزولی یافت با نظر به شجره‌ی ممنوعه یعنی عالم کثرت، هبوط خود را که احساسِ حضور در عالم کثرات است شروع کرد. عرایضی در این مورد در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. موفق باشید

24457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: در موضوع رابطه نفس و بدن که به ظهور و تجلی تعبیر می شود چرا سنخیت مطرح نیست؟ چه می شود که از سنخیت بین نفس و بدن چشم پوشی می شود و دیگر سنخیت مهم نیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علیک ببرهان الصدیقین و نظریه‌ی تشکیک وجود. موفق باشید

24044
متن پرسش
سلام علیکم: پدیده ای که در این زمان شاهد آن هستیم عدم فهم حرف همدیگر و جایگاه آن و به تبع آن تکفیر همدیگر می باشد. ۱. این پدیده آیا سابقه تاریخی دارد؟ یعنی در تمدن های گذشته هم اتفاق افتاده است؟ ۲. راه خروج از این وضع چیست؟ و اساساً چه می‌شود که جامعه‌ای مثل جامعه‌ی ما با آن سوابقِ درخشان الهی و انسانی، یک‌مرتبه به چنین رویه‌ای گرفتار می‌شود که دیگر از آن فداکاری‌ها و جوانمردی‌ها نسبت به همدیگر تهی می‌گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عرایض بنده در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و 70 جلسه شرح آن کتاب در همین رابطه بود. بنده این خطر را در آن‌جا متذکر شده‌ام و راه حل‌های آن در حدّ فهم خود ارائه داده شد.

برای اصیل‌شدن، برای آن‌که یک‌بار دیگر جماعتی زنده باشیم باید از نو در عطیه‌ی جامعه‌ی اسلامی‌مان داخل شویم. از طریق چنین التزامی، یک جامعه به یک قومِ زنده تبدیل می‌شود و جماعت افراد به نحو اصیلی با یکدیگر پیوند می‌یابند.

محقق‌گشتن یک قوم، پیش‌شرطِ اصول روابط حقیقی آن قوم است. در این حالت است که زندگی فرد نیز معنادار می‌شود. اگر فرد، و هر فرد به طریق خاص خود در وظیفه‌ی تاریخیِ قوم سهمی به دوش بگیرد، تنها چنین چیزی می‌تواند ما را از شبِ بی‌معنایی معاصر نجات دهد.

محقق‌‌شدن یک قوم، توسط اتحاد روحانی که در جامعه و در نسبت بین افراد پیش می‌آید چیز مهمی است زیرا از طریق این امر و صرفاً از طریق این امر، هم‌گرایی و یا معنایابیِ افراد ممکن می‌گردد.

هنگامی‌که عالَم در حجاب می‌رود و خود را پنهان می‌سازد، هنگامی که درک ما از آن به ورطه‌ی ابهام و انحطاط می‌افتد، بیگانگی و نیست‌انگاری سر بر می‌آورد و این وقتی است که جامعه‌ای معنوی و قدسی نداشته باشیم. چیزی که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» متوجه‌ی آن بود و انقلاب اسلامی را به مردم ما پیشنهاد نمود.

مدرنیته، زمانه‌ی هجرتِ معنویت و زمانه‌ی سقوطِ معنا است. معنویت، بنیادِ لاینفکِ اصالت جماعت است. صرفاً با سکونت در سایه‌سارِ خدا است که بشر می‌تواند تاریخی شود، یعنی به یک قوم تبدیل شود. از آن‌جا است که افراد، صرفاً در جماعت، هم‌گرایی پیدا می‌کنند و در التزام به تقدیرِ جمعی خود معنا می‌یابند. امید است که در بستر معنویت‌بخشیِ این ماه با برکت، باز سکونت در سایه‌سارِ خدا را همچون زمان دفاع مقدس که زمان ایثار و فداکاری بود؛ احساس کنیم. باز شهید بهشتی‌ها با آن سعه‌ی صدر و با آن امید به آینده‌ی انقلاب اسلامی طلوع نماید.[1] موفق باشید  

 


[1] - اخیراً بنا شد عرایضی در مورد شخصیت شهید بهشتی بشود. متن عرایض بنده چنین بود:

شهید بهشتی یک امت بود

۱. در مورد وسعت نظر شهید بهشتی، همین بس که دشمن همیشه نسبت به تنگ‌نظریِ افراد به ظاهر مذهبی امیدوار بود و شهید بهشتی برعکس، به عنوان یک شخصیت مذهبی، شدیداً بر آزادی اندیشه و وسعت نظر تأکید داشت. و بدین لحاظ دشمن، دشمنِ شهید بهشتی بود. زیرا او با وسعت نظری که داشت بسیاری از حیله‌های دشمن را خنثی می‌کرد.

۲. شهید بهشتی اسلام را به وسعت جهان مدّ نظر داشت و آن را جهانی می‌دید، لذا برای بقیه‌ی اندیشه‌ها احترام قائل بود، ولی نه آن‌طور که جریان‌های مقابل نظام اسلامی انتظار داشتند که در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام اسلامی حاضر باشند. در حالی‌که بیش از ۹۰ درصدِ مردم به جمهوری اسلامی رأی داده بودند.

۳. تفاوت روش شهید بهشتی با شهید منتظری در نگاهی بود که شهید بهشتی به سعه‌ی نظام اسلامی در این تاریخ داشت که در هر حال، جای خود را در این جهان باز می‌کند و نباید نگران جریان‌هایی بود که سعی داشتند با روحیه‌ی غرب‌گرایی نظام اسلامی را استحاله کنند.

۴. شهید بهشتی در صحبتی که در دانشگاه داشتند وقتی نسبت به تهمت‌ها و اتهاماتی که به ایشان زده شده، سؤال کردند؛ فرمود: وقتی‌که بنده چنین تریبونی در اختیار دارم و می‌توانم از خود دفاع کنم، عملاً امکان دفاع از کسانی که چنین تریبونی ندارند، گرفته شده است، پس بهتر است از اتهام‌زنندگان، دلیل و مدرکِ سخنان‌شان پرسیده شود.

5- نکاتی از نامه‌ی شهید بهشتی به امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مورد بنی‌صدر: 22/12/59

دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط می‏ شود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده بودن و پویا بودن، باید سخت ملتزم به وحی و تعهد در برابر کتاب و سنت باشد، بینش دیگر در پی اندیشه‏ ها و برداشت‏ های بینابین، که نه به‌کلی از وحی بریده است و نه آن‏چنان که باید و شاید در برابر آن متعهد و پای‏بند، و گفته‏ ها و نوشته‏ ها و کرده‏ ها بر این موضوع بینابین گواه.

بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی به نظام سخت ‏به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوری‏ها یا دل‏سوزی‏های بیگانگان معتقد و ملتزم. بینش دیگر، هرچند دلش همین را می‏ خواهد و زبانش همین را می‏ گوید و قلمش همین را می‏ نویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.

بینش اول به نظام و شیوه ‏ای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به‌سوی همه نوع پیشرفت و ترقی، مانع حل شدن مسلمان‏ها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را بر فرهنگ و نظام و ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد. بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزش‏های آن، جامعه را به راهی می‏ کشاند که خود به خود درها را به‌روی ارزش‏های بیگانه از اسلام و بلکه ضداسلام می‏ گشاید.

بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه می‏ کند که جامعه را به‌سوی امامت متقین و گسترش این امامت ‏بر همه سطوح راه می‏ برد. بینش دیگر بیشتر روی شرایطی تکیه می‏ کند که خود به خود راه را برای نفوذ بی‌مبالات‏ها یا کم‌مبالات‏ها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آن‏ها بر سرنوشت انقلاب هموار می سازد.

اگر این دو بینش در اداره امور جمهوری اسلامی ادامه یابد، نه کارهای جاری مردم سر و سامان پیدا می‌کند، نه مشکلات موجود دینی، فرهنگی، اخلاقیات اجتماعی و اقتصادی این مردم رنج‌دیده و محروم و ایثارگر با سرعت و قاطعیت کافی حل می‌شود و نه می‌توان برای آینده طرح‌های اصیل اسلامی ریخت و به مرحله عمل درآورد

امام عزیز، به خدا سوگند تحمل این وضع برای این فرزندتان بس دشوار است که چهره افسرده‏ این‏ها را ببینم و ندای یاللمسلمین آن‏ها را بشنوم و تنها پاسخ این باشد که صبر کنید. من هم صبر می‏ کنم و فی العین قذی و فی الحلق شجی.

ما در دیدار روز دوشنبه یازدهم اسفند در منزل آقای موسوی اردبیلی آن‌قدر با محبت و گرمی با ایشان برخورد کردیم و در حل مشکل وزیران دارایی و بازرگانی جلو رفتیم که امید داشتیم بر تفاهم‌ها افزوده شده است و هرگز باور نمی‌کردیم که آقای بنی‌صدر سه روز بعد از این دیدار چنین رفتاری از خود نشان خواهند داد.

ما از همان آغاز در پی آن بودیم که میدان عمل سازنده چنان فراخ و گسترده باشد که امثال آقای بازرگان و آقای بنی‌صدر و آقای یزدی در سطوح بالا فعالیت داشته باشند. در آبان سال گذشته، پس از استعفای دولت موقت پیام دادید که قم بیاییم تا مسئله فوری اداره کشور در خدمتتان بررسی شود، صحبت از ترکیب جدید شورای انقلاب بود، نظر حضرتعالی این بود که آقای مهندس بازرگان دیگر در شورای انقلاب نباشد. بر اساس همین اعتقاد به شرکت خلاق هرچه بیشتر نیروها و نفی هرنوع تنگ‌نظری و انحصارطلبی پیشنهاد کردیم که ایشان همچنان در شورای انقلاب بمانند و سرانجام حضرتعالی هم موافقت کردید و در همین مرحله بود که مسئولیت دو وزارتخانه مهم، وزارت دارایی و وزارت امور خارجه به آقای بنی‌صدر داده شد. اینها و نظایر اینها دلیل روشنی است بر این که شرکت فعال این آقایان در اداره امور کشور مطلوب ما بوده است و با آنها هیچ مسئله شخصی نداریم.

۶. شهید بهشتی با وجود اینکه تقابل ایدئولوژیک با بنی‌صدر داشت اما با ادبیاتی منصفانه، انحرافات وی و جریان متبوع وی را نقد کرد.

۷. شهید محمد منتظری با من رفیق بود. به او گفتم شما در مورد آقای بهشتی اشتباه می کنی. اجازه بده با ایشان قرار ملاقاتی بگذارم و برویم با هم صحبت کنیم. ایشان هم به این ملاقات راضی شد. سه یا چهار روز مانده به واقعه هفتم تیر بود که برای جلسه ای خدمت ایشان رسیدم. ورود من درست مصادف با ختم جلسه بود و مرحوم شهید بهشتی به طرف اتاقش می رفت. من تا آقای محمد منتظری را دیدم که سر پله ها ایستاده بود او را در آغوش کشیدم. تا محمد را بغل کردم شهید بهشتی که در حین حرکت متوجه حرکت من شده بود با صدای رسایی فرمود یک بار دیگر هم از طرف من آقا محمد را ببوس و ادامه داد همانطور که به شما گفتم محمد خودمونه و مسائل ما با همدیگر حل شد. خیلی هم راحت حل شد و به نفع ایشان هم حل شد. تا شهید محمد منتظری این عبارات شهید بهشتی را شنید زد زیر گریه. آمدیم پائین توی محوطه حیاط روی نیمکت های کنار باغچه نشستیم. از او پرسیدم محمدآقا حالا نظرت چیست؟ پاسخ داد بزرگواری آقای بهشتی بلایی به سر من آورد که هیچ چیز آن را جبران نمی کند. پرسیدم چطور؟ گفت من این همه به ایشان بد گفتم و اهانت کردم ولی در دفعه اولی که مرا دید مدتها مرا در آغوش خود گرفت و فشار داد و مرا بوسید و بعد سرش را جلو آورد و گفت یک کلمه راجع به گذشته حرف نخواهی زد. از حالا به بعد را با هم صحبت می کنیم. هرچه خواستم بگویم در گذشته فلانجا چه گفتم و قضیه چه بود اصلاً اجازه نداد حرف بزنم.

۸. نقش شهید بهشتی در تصویب قانون اساسی در دو جهت یکی در تنظیم محتوا و اصول و دیگر در مدیریت مجلس را که حاکی از سعه‌ی صدر و تحمل فوق‌العاده‌ی او بود، نباید فراموش کرد.

۹. مرحوم آیت اللّه مهدوی کنی می‌فرمودند: مرحوم بهشتی نسبت به عقاید بنی صدر احساس خطر می‌کرد، ولی تحمل کرد تا سرانجام بنی‌صدر باطن خود را ظاهر کرد و امام هم راضی شدند تا او را بردارند.

۱۰. حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» اولاً فرمودند: «بهشتی یك ملت بود برای این ملت ما». و ثانیاً: متذکر شدند: «بهشتی مظلوم زيست و مظلوم مُرد و ... »  حال سؤال اساسی آن است که نباید به معنایِ یک ملت‌بودنِ آن مرد الهی فکر کرد؟ راستی! چگونه می‌شود که یک انسان در تاریخ خود و درک حضور تاریخی‌اش به وسعتِ یک ملت می‌شود؟! و چگونه با عدم درکِ چنین انسانی و با انواع تنگ‌نظری‌ها، او را مظلوم‌وار از دست بدهیم؟

 

23552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید هی مزاحم میشم. خب سوال دارم چیکار کنم! علامه در بیان و توضیح معجزه بودن قرآن بحث های زیادی میکنن از جمله در جلد یک اشاره ای به آیه ۱۰۲ سوره بقره میکنن «و ما هم بضارین من احد الا باذن الله» که در مورد سحر و اثر گذاری اش است. از طرفی قبل از این موضوع می فرمایند سحر نیز مانند معجزه (و به برداشت من امور غیبی) یک مبدا نفسانی دارد که اگر اذن خدا باشد به صورت سحر ظاهر می شود. حال سوال این است که وجود مبدا نفسانی و ظهور آن فقط مربوط به امور غیبی مانند سحر است یا مربوط به امور مادی نیز هست؟ مثلا تا خداوند اذن ظهور بحارالانوار را نمی دادند بحار ظهور نمی کرد؟! واضح تر بگویم منظورم این است که رسالت و رسول بودن فقط مختص انبیا (َع) است یا هر فردی که خداوند اذن بدهد می تواند در زمینه ای خاص رسالت داشته باشد. حتی اگر آن فرد ادیسون باشد! رسول می تواند امثال طهرانی مقدم باشد؟ که اذن وجود تولید موشک به او داده شده و اذن های دیگر که موجب پیشرفت می شود در ادامه به فراخر به او داده شود؟ میگم راستی خدا خیرتون بده. پرسشگر سوال ۲۲۹۲۷ هستم. حسابی قرآن از دید المیزان کلم رو کار گرفته!! البته بازم توهم میزنم! و گذشته آینده ولم نمیکنه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رسالت به عنوان برگزیدن یک انسان جهت هدایت کلی، غیر از الهامات و القائاتی است که برای هرکسی ممکن است پیش بیاید. پیشنهاد می‌کنم قسمت اول کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست را مطالعه فرمایید. موفق باشید

23331
متن پرسش
سلام: سوالی ندارم فقط دلم گرفته، وقتی روح بزرگی رو به زور وارد تن به این کوچکی کرد و هرچه دید کوچک بود و هرچه شنید کم بود و هرچه گفت بی ارزش بود خب معلومه که بزرگی یادش میره. خدایا ازت گله مندم، سرگردونم، دل گرفته ام عمرم داره میره و تو نشستی داری نیگا میکنی، هیچی هم نمیگی! نمیدونم دیگه سیلی های زندگی مال تویه(که بعیده از تو) یا از خود احمقم دارم میخورم. خدایا یه چی بگم برم، وقتایی ناشکری می کنم و هر چی به اون عقل پاره سنگ برداشته ام میرسه میدم بیرون و تو رو محکوم می کنم به ساختن دنیای به این مزخرفی، فقط یه چیز فقط و فقط یه مساله منو شرمنده میکنه و سرمو از شرم ميندازم پایین و میرم پی دردای قلبم. اونم حسین تو هست. همین. وقتایی فکر می کنم که تو خدای امام حسین بودی عاشقت میشم، و اون وقتا دنیایی که ساختی شبیه بهشت میشه چون امام حسین تو اینجاست. حالا دیگه دلم یه جور دیگه میگیره (عمری که صرف حسین نشه، از اول هم وبال گردنه)... برم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ببین وقتی با نظر به  سیره‌ی اولیاء الهی مثل مولایمان علی «علیه‌السلام» و جانِ جانمان حسین شهید «علیه‌السلام» به زندگی می‌نگریم، چه اندازه همین دنیای به ظاهر تنگ برای زندگی حقیقی گشوده می‌شود. خودمان را مشغول زندگی‌های تنگ کرده‌ایم و بقیه را مقصر می‌دانیم. گفت: «تو درون چاه رفتستی ز کاخ / چه گنه دارد جهان‌های فراخ». موفق باشید

22969
متن پرسش
با سلام و احترام: وقت بخیر. استاد من یه جایی خوندم بین انسان و خدا هفتاد هزار حجاب است. درسته این تعداد؟ و اگر درسته میخوام عنوانهاشو ببینم از یه منبع و جستجو کردم یابنده نشدم. اگر ممکنه راهنمایی بفرمایید. سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت مشهوری است و بحث در آن روایت تازه مربوط به حجاب‌های ظلمانی و نورانی است. بیشتر باید آن را در کتاب‌های عرفانی مثل «فصوص‌الحکم» دنبال کنید. ولی هیچ‌وقت آن هزاران حجاب را کسی به صورت مشخص مطرح نمی‌کند. آری! حجاب ظلمانی مثل نفس امّاره، مثل کبر. حجاب نورانی مثل علم مفهومی و إلا آخر. موفق باشید

22906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: زیارتتون قبول باشه. نظر شما در مورد آقای صادق شیرازی چیست؟ ممنون می شوم اگر توضیح بفرمایید و راهنمایی برای فهم حرکت های ایشون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز هم شما در شیعه‌ی انگلیسی‌بودنِ این جریان شک دارید؟؟! این‌ها تاریخ‌شان سال‌هاست که گذشته است. موفق باشید

22620
متن پرسش
سلام عصر بخیر: من یه سوال داشتم تقریبا هر جا گشتم جواب های متفاوت پیدا کردم. از نظر اسلام اعتماد بنفس درسته؟ خب من زیاد خودمو دوس ندارم. خب این خیلی ضربه زده به زندگیم. خب از یه طرف پیش خودم میگم اگه آدم بگه برا عبادت آفریده شده، پس تمام کاراش برای رضایت خداس. خب یه حس رضایت یا عزت نفس میاد تو وجود آدم. از یک طرفم برای اعتماد بنفس میگن که باید توانایی های خودتونو یاداوری کنید به خودتوت تا حس خوب پیدا کنید به خودتون اما من وقتی این کارو می کنم حس خوبی ندارم. احساس می کنم از خدا دور میشم. الان برا اون حس عزت نفس همین که من بگم برا خدا هست تمان کارام و خوب حس خوب و ارزشمندی هم تو وجودم بوجود میاد کافیه؟ کاذب نیست؟ یا نه باید توانایی ها و نعمت های ظاهری هم به خودم یاداور بشم؟! ممنون از اینکه وقت گذاشتید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی می‌فرمایند: اعتماد به نفس، که عموماً در روان‌شناسی مطرح است به جهت آن‌که اعتمادِ به حق را به حاشیه می‌برد؛ یک نوع شرک محسوب می‌شود، مگر آن‌که با گفتنِ اعتماد به نفس، منظور اعتمادِ به حق باشد. موفق باشید   

22487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ان شاء الله و بحمدلله امسال طلبه پایه اول می شویم. اگر توصیه ای دارید برای ما بفرمایید و اینکه با چه رویکردی وارد شویم؟ افق ما چه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه‌ی طلبه آن است که در ابتدای امر تمام فکر و ذکر خود را مشغول دروس حوزه بکند و به حواشی نپردازد. بد نیست سری به جزوه‌ی «عالَم طلبگی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

21154
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد بزرگوارمان: جناب استاد همچنان که در یکی از صوتهایتان فرمودید مدتی است که کار بر روی نهج الفصاحه را شروع کرده ام و به لطف خدا خواندن روایات پیامبر عزیزمان حال و شور و شوق خوبی به من می دهد منتهی در فهم بعضی روایات و نسبتش با روایات متعارض اشکالاتی برام پیش می آید که خدمت استاد عزیز مطرح می کنم. استاد چه ترجمه هایی در بازار است و کدام دقیقتر است؟ من ترجمه ابراهیم احمدیان را دارم و با این که در عربی خیلی وارد نیستم اشکالات فاحشی در ترجمه اش وجود دارد. اما سوال در حدیث شماره 1460 حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماید «حسنوالباسکم و اصلحو ارحامکم حتی تکونوا کانکم شامه فی الناس» که در ترجمه چنین آمده است: «خوب لباس بر تن کنید و به لوازم خویش برسید تا میان مردم مانند خالی زیبا باشید» 1. آیا این ترجمه دقیق و صحیح است؟ 2. مراد حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله از رحال چیست؟ 3. مهمتر از همه این که در سخنان بزرگان آمده است لباس عادی بپوشید که خیلی زیبا و برجسته نباشد و سعی کنید ساده پوش و معمولی باشید خوب با این روایت که لغت شامه را به کار می برد که بعضی می گویند یعنی رنگ مخالف که در مجاورت رنگ دیگر قرار می گیرد معجم البلدان چگونه جمع می شود؟ پر واضح است این روایت در صدد نفی ژنده پوشی به جهت لباس شهرت بودن نیست چرا دعوت به لباس معمولی مردم نمی کند بلکه از مومنین می خواهد لباسی زیبا و برجسته بپوشند؟ آیا این روایت ما را به پوشیدن لباسهای شیک و زیبا تا حدی که لباس شهرت نباشد دعوت می کند؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت در آن روایت می‌فرمایند: «لباس خود را نيك كنيد و لوازم خود را به اصلاح آريد چنان كه در ميان كسان مانند خالى نمودار باشيد» و به نظر بنده ترجمه‌ی آقای ابو القاسم پاينده‏ خوب است. البته بنده ترجمه‌ی آقای احمدیان را ندیده‌ام  2- مراد از «رحال» کالا و لوازم می‌باشد 3- به شرایط تاریخیِ روایت توجه کنید که روحیه‌ی صحرانشینی و زندگی در همان محلی که شتران را می‌خواباندند چهره‌ای از مسلمانان به میان آورده بود که ابداً با روحیه‌ی تمدن‌سازی اسلامی سازگار نبود. حضرت می‌خواهند آن‌ها را به یک نحوه زندگی شهری وارد کنند. حال در زندگی شهری است که باید مواظب بود لباس‌های ما موجب تبختر یا شهرت نگردد، نه این‌که تفاوتی بین مسلمانان مجهز به زندگی شهری و زندگیِ صحرانشینی نباشد. موفق باشید

21134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد: استاد در اینکه نظر آیه الله جوادی در مورد هاشمی اشتباهه شکی نیست. اما استاد من از خودم می ترسم آیه الله جوادی با این همه علم و عرفان و کتاب که اینطوری بگه من که هیچم چی میشه؟ آیا آیه الله جوادی خودشونو ذیل شخصیت ولی فقیه نمیدونند که اینجور میگند؟ کدوم باور و اعتقاد در این زمینه هست که به اشتباه نیفتم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب‌ سؤال‌های قبلی به طور نسبتاً مفصل عرض شد، حضرت استاد آینده‌ای که برای جامعه ترسیم می‌کنند، بیشتر آن نوع تمدنی است که در کنار فرهنگ مدرنیته قرار دارد و در آن جامعه هم ما سخت نیاز به عرفان و قرآن داریم و فکر می‌کنم بسیاری از متدینین همین طور اسلام را می‌خواهند. آری! مقام معظم رهبری نظر به نفیِ فرهنگ استکبار دارند و آیت اللّه جوادی هم مخالف آن نیستند. موفق باشید

20918
متن پرسش
با سلام: سوال بنده در مورد قوم یهود است. روند تاریخی قوم یهود نشان می دهد که جریان این قوم از زمان حضرت یعقوب علیه السلام شروع می شود. و حضرت یوسف علیه السلام به تنهایی سالیانی در مصر زندگی می کرد. اما پس از این مدت قوم حضرت یوسف به مصر کوچ کردند. از این زمان به بعد بود که این قوم به صورت ویژه رسیدگی می شدند. و این جریان سالیان زیادی و در زمان پیامبران بعدی از جمله حضرت موسی علیه السلام نیز ادامه یافت. و این رسیدگی بلند مدت باعث شده است یهودیان فکر کنند همیشه برتر هستند. سوال من این است که اولا آیا این تحلیل درست است؟ ثانیا علت آن چه بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مصر هم بنی‌اسرائیل بعد از حضرت یوسف «علیه‌السلام» کارشان به ذلت و خواری کشید و در مقابل فرعون تا آن‌جا ذلیل شدند که خدمتگذاریِ قبطیان کارشان بود و به همین جهت حضرت موسی «علیه‌السلام» تلاش کردند آن‌ها را از مصر خارج نمایند. بنی‌اسرائیل به جهت روحیه‌ی توحیدی که در پیروی از حضرت موسی «علیه‌السلام» به‌دست آوردند؛ قرآن در توصیف‌شان می‌فرماید: «يا بَني‏ إِسْرائيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتي‏ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمينَ» (47/ بقره) و آن‌ها متوجه‌ی این امر نشدند که ملاکِ برتری، توحید است و نه نژاد. و همین توهّم موجب شد تا از توحید محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» استقبال نکنند. موفق باشید

20905
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: ۱. اکراه داشته ام که صحبتم را از این طریق به شما برسانم، چرا که نمی دانم این شیوه چقدر متناسب با یک گفت وگوی حقیقی است. بیشتر به استفتا می نماید، استفتایی در موضوعات گوناگون که حتی گاهی سوالاتی فقهی و روایی (مثل سوال تعدد زوجات یا روایت حضرت رضا (ع) پیرامون امامت) را در بر می گیرد که نمی دانم چقدر هم در دایره تخصص مُفتی می باشند و گاهی با پاسخ های یک یا دو خطی پاسخ داده می شود. ۲. کما اینکه شیوه پاسخ برخی اطرافیانتان را نادرست می دانم که برای پاسخ به هر مساله ای انسان را به رجوع به فلان کتابتان حواله می دهند و باب گفت وگو را می بندند. ۳. کما اینکه ادبیات جدید داوری گونه این جمع را متوجه نمی شوم و نمی دانم چقدر به کاریکاتورگونه بودن این ادبیات در کنار ادبیات انقلابی تان متوجه هستید. ۴. در مباحث اخیر پیرامون روایت حضرت رضا (ع) ما را به تعمق و توجه به ملاک سفارش کرده اید که توصیه خوبی است. همین تعمق به ما می گوید: الف: اولا هرچه در مراتب تشکیکی عبودیت پایین بیاییم، ضرورت لطف کاسته می شود و برای همین این قاعده تنها در مورد مصداق اتم نتیجه ضروری دارد. ب: مصداق این لطف قابل تعیین نیست، کما اینکه خداوند شمر را بر سینه امام دید و لطفی که شاید ما انتظار داریم را خرج نکرد. ج: در مورد فقیه منتخب خبرگان، اگرچه این لطف قابل تصور است، اما هر آینه ممکن است کس دیگری به واسطه فهم بالاتری که دارد، لطف بیشتری دریافت کند و ما عهدی با خدا نداریم که مسیر انتخاب یا نظارت خبرگان به خطا نرود. د: کما اینکه تعهدی وجود ندارد که این فهم بالاتر حتما از طریق فقه مصطلح حاصل آید. ه: به پای قاعده لطف نشستن و از آن مکیدن می تواند توجیه و سرپوشی برخطاها و کم کاری ها باشد، از اینکه اشتباهاتمان را متذکر شوید سپاسگزاری می کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض شد که اگر مردم شایستگیِ رحمت الهی را داشته باشند خداوند توفیق انتخاب زعیمی را که پرورانده است، به خبرگان ملت می‌دهد وگرنه، نه. البته تاریخ گواه است که همیشه خداوند زعیمی را که مردم می‌توانستند به کمک او به سعادت برسند، پرورانده است، حال یا به او رجوع شده است و یا پس از مدتی از عدم رجوع به او پشیمان شده‌اند. موفق باشید

نمایش چاپی