بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25295
متن پرسش
سلام: افرادی که ائمه علیهم السلام را در خواب می‌بینند هر کدام مطابق قوه خیال خود صورتی از امامان می‌سازند یا آنها را به یک صورت که همان صورت واقعی آنها در ۱۴۰۰ سال پیش است می‌بینند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی نداریم که بگوییم آن صورتی که در خواب دیده‌ایم همان صورت ۱۴۰۰ سالِ اولیاء الهی است. آری! بنا به گفته‌ی اساتید محترم اگر کسی آن‌ها را در خارج دیده باشد، شیطان نمی‌‌تواند در خواب به صورت آن‌ها در آید. موفق باشید

25069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. پسری هستم ۲۷ ساله. چند بار فرصت ازدواج برایم پیش آمده اما هر بار به طریقی به مشکل بر می خورم. بسیار دلتنگ و دلگیر شده ام. چند شب پیش شهید حججی را در تلویویزیون دیدم که خطاب به پسرش می گفت من از تو و مادرت گذشتم به خاطر رضای خدا. با خودم فکر کردم که اصلاً ازدواج برای چه؟ که وابستگی جدید به این دنیا پیدا کنم؟ به جای این که از این دنیا دل بکنم وابسته تر بشم؟ تصور می کنم دچار تناقض شده ام. ازدواج در اسلام مستحب است و این قدر بهش تأکید شده، اما خود عامل دل بستگی بیشتر به دنیا است. آیا فقط به خاطر جلوگیری از گناهش است که این قدر به آن تأکید شده؟ یعنی اگر کسی خوف گناه نداشت، آیا ازدواج می تواند در راستای سیر الی الله و ارتباط با حقایق هستی به او کمک کند؟ اگر می تواند چگونه؟ ۲. این ایام مشغول مطالعه کتاب ادب خیال، عقل و قلب هستم. با توجه به این که در ازدواج از نظر مسائل عاطفی و خیالی انسان دچار شعف می شود، آیا می توان این شعف را طوری به کار گرفت که به سوی محبوب واقعی منتقل شویم؟ آیا واقعا می توان عشق به یک انسان را -که قسمت عمده آن به خاطر ظاهر دلنشین طرف مقابل است - در طول عشق به خدا در خیال و عاطفه پروراند؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال، ازدواج نوعی تعادل به بار می‌آورد چیزی که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» در قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» عرض شد. ۲. در این مورد بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی ۲۵۰۶۲ سری بزنید. موفق باشید

24753
متن پرسش
سلام و آرزوی عافیت: یکی از دوستان کتاب جایگاه رزق در عالم هستی را خوانده و این سوالات برایش پیش آمده بود. بهتر دیدم سوالات را عینا به شما ارائه بدهم و امیدارم اگر صلاح می دانید پاسخ مفصل عنایت کنید. بالاخره برای همه ما دغدغه است که بسیاری از مفاهیم دینی در این فضای امروزی، چگونه باید به عرصه عمل و زندگی شخصی راه پیدا کنند: ۱. جایگاه پس انداز کردن در نظام فکری مبتنی بر این کتاب چیه؟ چون با توجه به احادیث و روایاتی که آمده اثبات شده که فرد نباید نگران روزی روز نیامده اش باشه و اساسا به دنبال اینکه روزی فردا را امروز به دست بیاره نباشه. آیا پس انداز کردن، برای اینکه انسان در آینده بخواد یه چیزی را بخره مثلا خونه بخره یا ماشین و... بر این مبنا درست هست یا نه؟ (یه جای دیگه هم حدیثی از امام علی آورده که من چیزی که پولش را ندارم نمی خرم) ۲. با توجه به سوال یک قرض گرفتن و وام گرفتن برای خرید های بزرگ که در حالت عادی انسان نمیتونه انجام بده مثل همون خونه یا ماشین چجوری میشه؟ ۳. در راستای همون دو تا سوال قبل اینکه پدر برای فرزندش بیمه عمر و پس انداز درست کنه برای اینکه در آینده که بزرگ شد یه پولی دستش را بگیره درست هست یا نه؟ و اصلا اینکه پدر همچین وظیفه ای در مورد آینده فرزندش داره یا نه؟ ۴. وظیفه ما کارمندها چیه؟ ما الان از اون مقطع انتخاب شغل گذشته ایم و خواسته یا ناخواسته یه شغلی انتخاب کرده ایم. اما برای خودمون واضح هست که شغل مون فقط وسیله کسب روزی و امرار معاش مون هست. در حالی که ایشون توی کتاب گفته اگر به شغل تون به عنوان وسیله کسب روزی نگاه کنید موجب سلب آرامش و در نهایت سوء عاقبت میشه. آیا لازمه ما در این مقطع از زندگی مون کارمون را عوض کنیم و دنبال یه کار دیگه بریم؟ ۵. بر اساس اون حدیثی که حضرت فرمودند فقط یک سوم از اوقات تون را به کار کردن و کسب روزی بپردازید، آیا اگه کسی بیشتر از این کار بکنه مصداق همون به دنبال روزی غیر مقدر شده رفتن هست که هیچ وقت هم بهش نمیرسه؟ و اساسا اون روزی ای که قرار است به آدم برسه با چه حجم از کار میرسه؟ با توجه به اینکه اگه آدم بیشتر کار کنه قاعدتا بیشتر هم در آمد کسب میکنه ولی خب از بقیه وظایف اش چه در قبال خانواده و چه در معنویات غافل میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید حرص در میان نباشد و پس‌اندازِ ما طوری دنبال نشود که چشممان را نسبت به رفع نیازهای مشخص انسان‌ها ببندیم و از صفای نوع‌دوستی محروم شویم. ۲. انسان تا آن‌جا که ممکن است باید با آن‌چه دارد زندگی کند. آری! پس‌انداز برای ضروریات زندگی مثل تهیه‌ی خانه در حدّ معقول، کار منطقی است. ولی تا آن‌جا که ممکن است به خانه‌ای قانع شود تا گرفتار وام‌های سنگین و درازمدت نگردد. ۳. نه. زیرا از توفیق خدمت به بقیه در حال حاضر محروم می‌شود مگر آن‌که واقعاً چنین نباشد. ۴. شغل ما همان بستری است که حضرت رزّاق رزق ما را در آن قرار داده است. ما طبق وظیفه کار می‌کنیم و حضرت رزّاق به حکم رزّاقیتش رزق می‌دهد. ۵. کار بیشتر برای کسب درآمدِ بیشتر اگر موجب از بین‌رفتن آرامش انسان و تنهایی انسان می‌گردد باید از آن احتراز کرد. موفق باشید

24331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: ما در اوایل زندگی تصمیم گرفتیم که تا حد امکان با وسایل ساده آ غاز کنیم. در همین راستا علی رغم اصرار خانواده ی من برای این که خاواده ی همسرم سختشان است روی زمین بشینند بنایمان بر این شد که مبل نگیریم به خاطر دلایل قانع کننده ای که برای خودمان داشتیم ولی الان چندباری است که خانواده ی همسر اصرار دارند تعدادی مبل های خانه شان را برای راحتی خودشان به خانه ی ما بیاورند. ولی به دلایل مختلفی مثل این که خانه تنگ است و جای بازی بچه ها گرفته می شود و مهم تر از همه حفظ سادگی خانه و این که اصلا در سال به تعداد انگشتان دست هم به منزل ما نمی آیند مخالفت کردیم و البته حتما باعث دلخوری و قهر می شود و حتی احتمال می دهم خیلی کمتر از قبل هم به خانه ی ما بیایند. به نظر شما اصرار بر سادگی کار اشتباهی بود و الان باید چه برخوردی داشته باشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار اشتباهی نیست و تا آن‌جا که ممکن است باید بر این سبک از زندگی پایدار بود ولی اگر مبل‌هایی است که سادگی زندگی را به هم نمی‌زند چاره‌ای نیست. موفق باشید

23444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتاب علوم غربیه ابن سینا رو تأیید می فرمایید؟ اصلاً پیگیر شدن این موضوعات مناسب است و آیا می تواند به انسان در طی مسیر حق کمک کند؟ در این کتاب برای خواب دیدن موضوع خاص، دستور العملی ذکر شده، آیا انجام این دستورالعمل ها ممکن است خطرناک باشد (از این حیث که با کهانت ارتباط پیدا می کند) و یا این که مشکلی ندارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهم‌رفته و به طور کلی علوم غریبه را راهی به سوی حقیقت نمی‌دانم. موفق باشید

21735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد اخلاقی هست در قم که از مریدانش شنیدیم که شما ۴۰ روز دم غروب آل یس بخوانید اهل بیت راهنمایی کنن، خب حالا اگر ما این دستور العمل را انجام دادیم اهل بیت ما را به این استاد معرفی کردند، این توسل واقعی است و حقیقت را بیان می کند؟ البته باید قرائن دیگر هم به صدق این استاد باشد نه فقط چشم بسته توسل کنیم. ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده با این شیوه‌ها نمی‌توان مطلب را تمام شده و قابل اعتماد دانست. موفق باشید

21526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عالم برزخ و قیامت عالمی است که بنفسه وجود دارد و انسان به آن وارد می شود و وجودش آنجا ظهور می کند؟ یا خود برزخ و قیامت ظهور وجود ماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برزخ و قیامت عالمی است که ما با ابعاد برزخی و قیامتی در آن عالم وارد می‌شویم. موفق باشید

21282
متن پرسش
1. سو ظن چیست؟ 2. ریشه ی این عمل از کجاست؟ 3. آیا آن طرف که در مورد آن سوظن می شود هم مقصر است؟ منظورم این است که نقش آن طرف که در مورد آن گمان بد می شود چیست و چقدر است؟ 4. و اینکه چه کار کنیم در مورد ما گمان بد نشود چون واقعا دردآور و یاس آور و ناراحت کننده است؟ 5. بر فرض که گمان های بد و زشتی در مورد ما بشود ما رفتارمان باید بعد از متوجه شدن از این قضیه ها و گمان ها چگونه باشد و چه طور رفتار کنیم؟ استاد لطفا پاسخ به هر سوال رو با شماره بدهید تا سر در گم نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعضی به جهت تنگ‌نظری آن‌چنان هستند که حرکات سایرین را حمل بر صحت نمی‌کنند یعنی سوء ظن دارند 2- ریشه‌ی آن در غفلت از محذوراتی است که انسان‌ها دارند 3- ما هم نباید کاری کنیم که خود را در موضع تهمت و سوء ظن قرار دهیم 4- حُسن خلق 5- این‌ها را به چیزی نگیرید. موفق باشید

20793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی داشتم خدمتتون. ۱. تفاوت بدن انسان در برزخ با بدن انسان در قیامت چیست؟ ۲. برانگیخته شدن انسان ها با کدام بدن است، و اینکه در آیات متعددی از قرآن، خداوند می فرماید که استخوان های متلاشی شده و پوسیده شده شما را به شکل اول خود بازمی گردانیم، پس آیا برانگیخته شدن انسان ها دقیقا با همان بدن دنیوی و همان شکل و فورم آن است و هیچ تفاوتی با آن ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه در قیامت و چه در برزخ، جسمِ انسان جلوه‌ای از روح اوست و عقاید و اخلاق است که مظهریت پیدا می‌کند. در قیامت تفصیل بیشتری می‌یابد. در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اُخروی» که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

20388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتاب هدف حیات زمینی آدم بسیار پرمحتوا و اثر گذار و روشن گر است. ایکاش گروه تدوین کتب علوم انسانی برای دروس عمومی دانشگاها بخشهای از کتاب را بگنجاند. این کتاب بر پایه مبانی حکمت متعالیه (علامه و صدرا) نوشته شده است لطفا بطور خلاصه از منظر عرفان (ابن عربی) در باره بهشت آدم نظرتان را بفرمایید و منابعی را معرفی بفرمایید اجر شما با صاحب این ماه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ آدمی از «فصوص الحکم» در این موارد نکات فوق‌العاده ارزشمندی دارند و ما هم تا آن‌جا که ممکن بوده است روح آن بحث‌ها را در کتاب مذکور جا داده‌ایم. موفق باشید

19928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید سئوال حقیر جوابش در هیچ جای ایمیلم حتی اسپم هم نیامده است. شماره سئوال: 19897
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً این‌طور جواب داده شده بود:

19897- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتابی به طور خاص در این مورد نمی‌شناسم 2- جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» بر روی سایت هست 3- کتاب آقای ملکیان را ندیده‌ام. موفق باشید

18984
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: استاد در میان سوالهای اخیر که پیرامون حجاب شده بود شما فرمودید قسمت‌هایی که شرع مقدس اجازه داده‌است که مردان ظاهر کنند مثل دست یا سر و صورت نباید انسان نگران باشد که ممکن است نا محرمی نسبت به آن تحریک شود؛ آن دیگر مربوط به خود آن فرد است و وظیفه‌ای برای مردان به وجود نمی‌آورد. آیا این فرموده ی شما برای بانوان هم صدق می کند؟ یعنی اگر خانمی حجاب خود را رعایت کند و از طرفی با وجود داشتن چادر و مقید به داشتن حجاب کامل لباس های رنگ روشن (روسری و مانتو و..) البته نه رنگهای جیغ، بپوشد این نوع پوشش جلب توجه محسوب می شود؟ استاد راستش بنده و خیلی از دوستان در این مورد نمی دانیم چه باید کنیم؟ و از طرفی اگر پوشش مان را با رنگهای تیره انتخاب کنیم مدام سرزنش مان می کنند و زمان امام صادق علیه السلام را برایمان مثال می زنند و می گویند امثال شما باعث دین زدگی افراد دیگر شده اید و افراطی هستید. اگر ممکن است راهنمایی مان بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا باید زنان مسلمان ما در عین رعایت حجاب، خوش‌سلیقگی خود را در نوع و رنگ حجاب اعم از مانتو و روسری نداشته باشند؟ البته نباید طوری عمل کنیم که موجب جلب نظر نامحرمان گردد، ولی رعایت خوش‌سلیقگی و آراستگی و وارستگی خود نشانه‌ی تعادل یک انسان مسلمان است. موفق باشید

18787
متن پرسش
با سلام: دلیل اینکه حضرت نوح (ع) به بی دینی پسرش امتحان و یا گرفتار شد چه بود؟ و منظور از اینکه خداوند به او می گوید فرزندت از اهلت نبود یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خداوند در آیه‌ی 40 سوره‌ی هود به حضرت نوح فرموده بودند در آن کشتی اهلت را قرار بده. وقتی حضرت متوجه شدند موج بین ایشان و فرزندشان حائل شد، از سر دعا و ناراحتی در آیه‌ی 45 عرض کردند: پروردگارا فرزند من از اهل من است – که به قول علامه طباطبایی ظاهراً فرزندشان به ایشان ایمان داشته – و خودت فرمودی اهلت را سوار کن، پس باید فرزندم هم سوار می‌شد. در این جا خدا فرمود او اهل تو نیست، او عمل غیر صالح است. یعنی فرزند حقیقی انسان عمل صالح اوست، از این جهت نمی‌توان گفت حضرت نوح گرفتارِ بی‌دینیِ فرزندشان شدند. زیرا فرزند حقیقی ما، عمل صالح ما است و تعلق قلبی ما به عمل صالح است و یا فرزندی که مظهر عمل صالح باشد. موفق باشید  

18571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیزم. منطق ارسطویی برای فلسفه ارسطویی می باشد، برای درک فلسفه صدرایی چه منطقی باید مطالعه شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت صدرایی برای فهمِ عقل فلسفی آن نیاز به منطق ندارد، إلاّ این‌که چون ملاصدرا برای سخن خود از اصطلاحات منطقی استفاده کرده است لازم است از علم منطق آگاهی داشته باشیم. موفق باشید

17160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: دیروز در صحبتهاتون در کتابخونه مرکزی فرمودین در طی حمله چنگیز یکی از عرفا فرموده بود خدا به اسم غنی عن العالمینش ظهور کرده. من نفهمیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد که حضرت حق در هر دوره و تاریخی تجلیِ خاصی دارد و جناب نجم‌الدین کبری در آن شرایط متذکر شده بود که مرحله، مرحله‌ی تجلی اسم غنیٌ عن العالمین است. موفق باشید

14909
متن پرسش
خوانندگان محترم کانالی درست شده که پرسش و پاسخ های استاد طاهرزاده را در آن خواهد گذاشت، کسانی که به سایت دسترسی دائم ندارند می توانند عضو کانال این کانال شوند آدرس کانال: https://telegram.me/rahrobasirat
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است کاربران محترم نیز بتوانند از آن کانال استفاده کنند. ولی در هرحال مسئولیت محتوی آن کانال به عهده‌ی خود آن عزیزان است. موفق باشید

8118
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی لطفا این متن را با دید منفی نخوانید. قاصرم از اینکه حرفم را به درستی بیان کنم . در یادداشت ویژه پاسخی که در مورد استاد در مسیر سیر و سلوک مطرح کردید پس از مطالعه دچار مشکلاتی شدم حقیقت امر این است من با شخص امام راحل دچارمشکلم نا گفته نماند در دوران قبل ازدهه 30 سالگی عاشقش بودم بطوری که وقتی خاطراتش را در روزنامه کیهان می خواندم تحت تاثیرش قرار می گرفتم و نا خوداگاه وی را سرلوحه خود قرار می دادم نمونه اش صرفه جویی امام بود که برق اضافه را روشن نمیگذاشتن به تبع این روش برای منم امکان پذیر شد اما در دوران دهه 30 که اکنون 35 ساله هستم نمیدانم چرا با امام نمیتوانم رابطه داشته باشم نمی توانم آن حس قدیم را در خود ایجاد کنم با وجود اینکه شما می فرمایید باید افکار ایشان سرلوحه باشد نمی توانم بپذیرم علت امر این است که قبلا با سیاست کاری نداشتم نه اینکه الان کاری دارم نه فقط کمی اوضاع فرق کرده وقتی مشکلات جامعه را می بینم1- وقتی میخوانم آقای رفسنجانی در زمان حیات امام پیشنهاد رابطه با امریکا را داده ولی امام نپذیرفته یا ارتباط با مصر و ... ناخوداگاه به این فکر می کنم چرا امام نپذیرفت اما حالا دولت سنگ این ارتباط را به سینه می زند مگر قرار است چقدر در این دنیا زنده بمانم که حالا سختی اقتصاد برایم کمرشکن شود ؟(من افکار آقای رفسنجانی را قبول ندارم اصلا با خودش هم مشکل دارم اما وقتی خاطراتش را خواندم امام را در ذهنم زیر سوال بردم)2- یا ما که قرار بود به خاطر مسائل هسته ای مذاکره کنیم و تاحدی کنار بکشیم چرا 8 سال مقاومت کردیم (دوره آقای احمدی نژاد) و شهید دادیم که حالا در این دوره به راحتی به مذاکره بشینیم 3- انقلاب کردیم که فقط شاه نباشد؟ فساد اقتصادی نباشد؟ مردم در رفاه باشند؟ مگر حالاشرایط تغییری کرده؟ آیا فساد اقتصادی نداریم؟ آیا جوانان تباه شده نداریم؟ آیا همه علیه السلامند؟ آیا بدحجابی ریشه کن شده؟ آیا مردم در رفاه اند؟ لطفا نگویید در زمان امام علی (ع) که حکومت در دستشان بود مشکلات اجتماعی هم وجود داشت مردم زمان ما مردم زمان امام علی ( ع) نیستند در زمان شاه مسئولین به فکر خودشان بودند جیب خود را پر می کردند الان هم همین طور هست این دروغ است که بگوییم شرایط عوض شده فقط اسم تغییر کرده حکومت اسلامی جای شاهنشاهی را گرفته بله در راس حکومت آیت اله خامنه ای است و ما دلمان را به همین خوش کردیم اما علمای ما چی؟ چطور زمان شاه به هرچیزی اعتراض می کردند ولی حالا خاموشند؟ و فقط در زمان انتخابات و راهپیمایی ها حکم صادر می کنند مشکلات را نمی بینند؟ چرا از مردم مثل سابق کمک نمی گیرند؟ ( منظورم ایجاد آشوب و این حرفها نیست)آیا احساسشان این است که اگر با جدیت برخورد کنند دنیا موضع گیری می کند؟به خوبی یاد دارم اوایل انقلاب آیت اله گلپایگانی به خاطر گران شدن گوشت چگونه اعتراض کرد کجاست امثال این عالم؟ مگر شما این حدیث را قبول ندارید اگر فقر از دری بیاید ایمان از دری دیگر می رود چرا فکر می کنید همه باید در سطح شما علما باشند و با این همه فلاکت اقتصادی کنار بیایند؟ ما مردم عادی واقعا وضعیت کنونی برایمان کمر شکن است نمیدانم تا حالا خجالت زده زن و بچه شدید ؟ باورش سخت است اما من شرمنده شدم یکبار حتی پول تهیه شامپو که بحث بهداشتی است را نداشتم که تهیه کنم و نمیدانید با چه فلاکتی پولش را جور کردم می دانم باورش سخت است چون شغل ندارم بیکارم نگید برو دنبال کار این ها را بلدم بیکاری من حاصل دست رنج زحمات آقای احمد نژاد است4- بحث عرفانی برای من نون و آب نمی شود 35 سال دم از مرگ بر آمریکا می زنیم حالا مسئولین جدید تلویحا می گویند نگوییم مرگ بر آمریکا اگر قرار است با دنیای استکبار از آمریکا گرفته تا فرانسه و ایتالیا و.. ارتباط داشته باشیم چرا 35 سال با مردم بازی شده؟ 5- به تبع همه چیز را از چشم امام می بینم کو ساده زیستی دولت مردان ما؟ چند درصد از مردم ما به سفر کیش می روند که امثال آقای رفسنجانی و آقای روحانی به کیش و شمال در عید رفتن؟ چند درصد مردم ویلا در بهترین نقاط شهر تهران و کشور دارند که نماینده های مجلس و آقای رفسنجانی و برو بچه های این آقا دارند؟ و ایشان ادعا دارد این ثروت را قبل از انقلاب داشتند نوش جانش امثال این آقا ایا بعد از انقلاب به فکر جمع کردن مال دنیا نبودند؟چند درصد مردم ما به زبان انگلیسی تسلط دارند که آقای ظریف در مصاحبه هایش پز این زبان را می دهد و مدام انگلیسی حرف می زند؟ که چی؟ مثلا روشنفکر است؟6- به چه کسی امید داشته باشیم وقتی امثال آقای احمدی نژاد به اسم عدالت وارد عرصه سیاست می شود و آنچنان اوضاع کشور را در دولت دهم بهم می ریزد که ادم فکر می کند مملکت فقط یک مشکل دارد آنهم آقای مشایی است !! با همین یارنه ها چرا مردم را اغفال کردند؟ گفتن تورم ایجاد نمی شود؟آیا نشد؟ گفتن سهم همه است حلال است چی شد چرا یهو روحانیت برای منفعت این دولت حکم می دهند اگر پولدارید حرام است یارانه بگیرید! ما قسم حضرت عباس شان را قبول کنیم یا قسم دم خروسشان را ؟ 7-این همه بازی سیاسی در دولت احمدی نژاد رقم خورد حاصلش چی شد؟ بله رزق را خدا می رساند همه باید امتحان رزق را بدهند ولی به نظرم این حرفها زمانی معنی پیدا می کند که وحدت بین مسئولین باشد نه تخریب چرا که دودش به چشم مردم می رود و امثال بنده همه چیز را از چشم امام می بینم حالا عاشق سیر و سلوکم اما هیچگاه نتوانستم در این 7 – 8 ساله دلم را با امام صاف کنم 8- چطور می شود در زمان رحلت امام فقط از طریق آثار امام تاثیری که رزمندگان گرفتند ما هم بگیریم؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام برایم قانع کننده نبود از اینکه وقتتان را گرفتم متاسفم ببخشید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تا آن‌جا که سخنان‌تان را مطالعه کردم و با توجه به اطلاعاتی که از امور دارم اجازه دهید عرض کنم بعضی از اطلاعاتتان کامل نیست. با این‌‌همه اصل اعتراض شما بی‌جا نیست، می‌ماند که در نگاهی عمیق و آسیب‌شناسانه باید با به فعلیت‌رساندن این انقلاب از این مشکلات عبور کرد و در تاریخی ماوراء تاریخ غرب زندگی را جستجو نمود. که این اعتقاد بنده است و معتقدم هیچ راهی جز همان راهی که حضرت امام نمایاندند برای نجات از این زخم‌های کهنه‌ی تاریخی نداریم و یک راه هم راهی است که ما در ذیل غرب قرار گیریم و زندگی را بگذرانیم و کمی از سختی‌ها بکاهیم، که بنده این راه را نابودی آینده‌ی خود و جهان اسلام می‌دانم و خود و فرزندان خود را عملاً در مقابل غرب قربانی کرده‌ایم هرچند فعلاً به مسکنی می‌رسیم. امام برای حضور اسلام در تاریخ تا آن‌جا آماده بودند که در آخرین پیامشان در فروردین سال 68 فرمودند: «مگر بیش‏ از این‏ است‏ که فرزندان عزیز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه‏هاى دار مى‏روند؟ مگر بیش‏ از این‏ است‏ که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‏شوند؟ بگذار دنیاى پست مادیت با ما چنین کند ولى ما به وظیفه‏ى اسلامى خود عمل کنیم.» امیدوارم با همه‌ی سختی‌هایی که بر شما وارد شده است بتوانید همچون سربازی مقاوم خود را در تاریخی که در حال وقوع است وارد کنید و این سختی‌ها کوچک‌ترین خدشه‌ای به شخصیت جنابعالی وارد نکند. از سخنانتان این را فهمیدم که می‌شود با شما جدّی حرف زد، به این جهت این‌طور سخن گفتم. موفق باشید
31072
متن پرسش

سلام علیکم و تشکر ویژه از شما و همکارانتان: متأسفانه عده‌ای بر عقاید خلاف واقعِ خود اصرار می‌ورزند و متوجه نیستند بسیاری از مشکلات امروز ما به جهت ضعف‌های اساسی دولت آقای روحانی و روحیه اصلاح‌طلبیِ آن دولت است که بیش از اندازه به خارج امیدوار بود و از امکانات داخلی که جوابگوی بسیاری از نیازهای جامعه بود، غفلت کرد. جالب آن است که آن دولت با امیدواری به دشمنان ما، می‌خواسته مشکلات ما را حل کند و حال، عده‌ای به جای پشت‌کردن به این دولت و افکار به اصطلاح اصلاح‌طلبیِ آن‌ها، درست به انقلاب اسلامی و به رهبر انقلاب و حتی به اسلام و خدا پشت کردند. ما نمی‌دانیم با این افراد چه باید کرد که چگونه به جای اعتراض به این دولت، هم‌زبان با دشمنان اسلام و ملت؛ در گردونه «ما رأی نمی‌دهیم» قرار گرفتند یعنی در کنار براندازهایی مثل مسیح علینژاد. جناب استاد بفرمایید بالاخره ما با این ضعف‌هایی که در بین بعضی از مردم ما هست، چه کار باید بکنیم؟ و این‌که مردم بر خلاف آن جریان در چنین شرایطی تا این اندازه در انتخابات حاضر شدند را چگونه باید بنگریم؟

متن پاسخ

31072- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که به‌خوبی و حکیمانه فرموده‌اید مشکلات، هست ولی هنر ما آن است که گرفتار تبلیغات دشمنان‌مان نشویم و جایگاه قاتل و شهید را عوض نکنیم. در این‌که آقای روحانی با برجسته‌کردنِ جریان مذاکرات با غرب از یک طرف، و جدّی‌نگرفتن توانایی‌های مردم و امکانات کشور از طرف دیگر، شکستی را به ما تحمیل کردند؛ حرفی نیست. سخن در آن است که اولاً: به روشی دوستانه و مسالمت‌آمیز، آن عده‌ای که رأی ندادند را آگاه کنیم که سختْ به خطا رفتند و آن‌ها را از آنِ خود بدانیم. ثانیاً: که از همه مهم‌تر است به رخداد عجیب حضور چشم‌گیرِ مردم در انتخابات ۱۴۰۰ فکر کنیم. زیرا چنانچه متوجه شرایطی باشیم که از یک طرف دشمنان خارجی به‌وجود آوردند و از طرف دیگر، افرادِ نادان داخلی بدان دامن زدند؛ می‌فهمیم چه معجزه بزرگی رخ داده است. به نظر این حقیر ابداً این حماسه، کم‌تر از فتح خرمشهر نیست.

به این نکته فکر کنید که مسلّم این نوع حضور چشم‌گیرِ مردم در چنین شرایطی جلوه‌ای است از شئونات اصیل انقلاب اسلامی و طلوع افقی که می‌رفت به غروب بگراید، ولی باز نسیم رحمت الهی بر میمنه جانِ مردمان وزیدن گرفت و افقِ حضور ما در آینده‌ای بزرگ گشوده شد.

بحث در این‌جا مربوط به شخصِ خاصی نیست، حتی اگر آن شخص، جناب آقای رئیسی باشند. بحث در افقی است که در بستر انقلاب اسلامی در این تاریخ در مقابل ملت گشوده شد و امیدواریِ خاصی بر جان‌ها طلوع کرد در آن حدّ که افراد، حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی را دوباره احساس کردند. گویا «لیلة القدری» پیش آمد و فرشتگان نازل شدند و مردم با عزمی دوباره ذیل رهبرِ خود نَفَس تازه کردند. و مطمئن باشید در مسیری قدم گذاشتیم که ادامه دفاع مقدس است و خارج‌شدن از ریلی که دولت سازندگی در مقابل ما قرار داد و با غرب‌گرایی و غرب‌زدگی، ما را به این روز انداخت. «فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ» (حشر/۲).

صحنه به خودآمدنِ ملت در انتخابات ۱۴۰۰ از جنس برگشتِ جناب زردتشت از کوهستان است تا دوباره «خدا» به جامعه برگردد و ما راز ماندگاری‌مان را که در دفاع مقدس مزمزه کردیم و معنای پیروزی را با تکیه بر امکانات خود و محبت به دیگری چشیدیم، دوباره احساس کنیم.

اندازه پیروزی هر ملتی به اندازه ناکامی دشمنان آن ملت است و از آن جهت، ما در انتخابات ۱۴۰۰ پیروزی خود را می‌توان بزرگ دانست که دشمن تا حدّ براندازی با تمام نیرو و با برنامه چهل‌ساله خود به صحنه آمده بود. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم. بلکه همچنان که قرآن می‌فرماید: «يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ۚ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» (آل‌عمران/۱۴۰) اگر به شما ضربه‌ای وارد شد که شد، همانند آن بر دشمنان شما وارد شد و پیروزی و شکست بین شما و او چرخید و چرخید تا معلوم شود چه کسانی بر عهد ایمانی خود پایدارند. آری! بنا نیست در این هماوردی تلفات ندهیم، بنا آن است که بنگریم چگونه افقی که در این صحنه با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شد، افقی است بس امیدوارکننده؛ در حالی‌که دشمنان ما خواستند این افق تیره و تار بماند و ما ناامید از ادامه راه آینده خود باشیم، ولی می‌بینید که بحمدلله باز این انقلاب اسلامی است که همچنان می‌درخشد و مردم ما پیروزی خود را جشن می‌گیرند، نه به خاطر آن‌که بهره‌ای از دنیا نصیب آن‌ها شد، شادی آن‌ها به جهت پیروزی اخلاق بر خشونت و پیروزی حضور در تاریخ قدسی بر غرب‌زدگی است و البته هرکسی متوجه این پیروزی نمی‌شود، مگر آن‌هایی که مزه رأی‌دادن خود را برای بسطِ انسانیت‌شان در هویت اجتماعی ذیل اسلام چشیدند.

مردم در این مرحله، ذیل رهبری که نایب الإمام بود و روحِ زمان را می‌شناخت؛ پیک انقلاب شدند از آن جهت که انقلاب اسلامی در این تاریخ، پیکِ خداوند است و تا قلب‌های این ملت منوّر به الهامِ الهی نشده بود، مسلّم چنین صحنه‌ای پیش نمی‌آمد. راستی را! آن پیرزن و پیرمردِ بی‌سوادی که از ما می‌خواستند روی تعرفه‌شان بنویسیم «رئیسی»، از جناب آقای رئیسی چه می‌دانستند؟! جز آن است که خداوند خواست از این طریق، قلب‌ها را به سوی افقی بکشاند تا قدمی دوباره برای نزدیکی به اهداف مقدس انقلاب برداشته شود؟

آری! این طور نیست که باز عادت پیشین، سر بر نیاورد. ولی وقتی افقِ توحیدی، جان‌‌ها را متذکر آینده‌ الهی‌شان بکند همچنان‌که ملاحظه کردید قلب‌ها همواره به سوی آن افق برمی‌گردند، مگر آن‌که دشمنانِ حقیقت سعی کنند چهره اصلی این انقلاب الهی را واژگونه نمایند، به همان شکل که سعی کردند با برپاکردن سقیفه، نور اهل‌البیت «علیهم‌السلام» و ادامه اسلام در آن مسیر دیده نشود و ما اگر در درست‌نشان‌دادنِ انقلاب اسلامی اصرار بورزیم، مسلّماً تبلیغات دشمن پایدار نمی‌ماند و دشمنِ بی‌تدبیر بالاخره به نحوی نادانی و حماقت خود را با شهادت سردارِ دل‌ها، مظهر حضرت دوست، حاج قاسم سلیمانی نشان می‌دهد.

ما با رجوع به انتخابات ۱۴۰۰ این را فهمیدیم که چگونه فتحی و فتوحاتی در پیش داریم تا دشمن انقلاب اسلامی همچنان رسوا و بی‌خاصیت شود و مشکلاتی که هست به بهترین نحو رفع گردد و این را شما، در نحوه احساسی دنبال خواهید کرد که به رأی‌دهندگان برگشت. احساسی که از هزاران بهشت دلنوازتر بود، گویا همه فرشتگان آمده بودند تا جان‌ها، راهِ گمشده خود را دوباره پیدا کنند. موفق باشید  

30974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ضمن تشکر بابت پاسخگویی به سوال 30970، منظور روانشناسی بود و نه روانپزشکی. تا جایی که اطلاع دارم، روان پزشکی است که بیشتر با بدن و عصب و... سر و کار دارد، و اگر اشتباه نکرده باشم روانشناسی شاخه ای از علوم انسانی است و بیشتر به موضوعاتی نظیر لایه های شخصیت، حالات و خلقیات و واگویه های درونی و ارتباط عالم ذهن و واکنش ها و رفتارها و... می پردازد که بنا به تصور من، کمتر به بدن مرتبط است (البته ممکن است ارتباطی هم با مسائل فیزیکی پیدا کند، و مثلا با مزاج های طبیعی و... مرتبط شود) و بیشتر مربوط به همان حالات روانی است. البته من خودم مهندسی خوانده ام و شاید در تشخیص حدود علم دارم اشتباه می‌کنم. سؤال دیگر این که در پاسخ به سؤال 30970 جمله ای فرمودید که ایهام داره، فرمودید «نباید از این نکته غفلت کرد و روان‌شناسی را در فلسفه جستجو نمود.» بنده در تشخیص عطف یا عدم عطف جمله دوم به اول دچار مشکل شدم، آیا منظورتان این بوده که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «نباید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود» و یا این که «نباید از این نکته غفلت نمود» و «باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود»؟ در صورتی که منظورتان این بوده که باید روان شناسی را در فلسفه جستجو نمود، توضیح بفرمایید که در کدام مباحث و ذیل چه عناوینی، و با توجه به ارتباط روانشناسی با معرفت نفس، آیا به عرفان هم مرتبط می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اتفاقاً بحث در روان‌شناسی است و تلاش‌هایی که جناب مازلو برای جدول‌بندی رفلکس‌های بدنی و ربط آن‌ها با روان و لذا روان‌شناسی را یکی از علوم تجربی به حساب می‌آورند. ۲. امروزه در تحلیل داده‌های روانی، رجوع به فلسفه قدرت بیشتری برای روان‌شناسان در تحلیل عکس‌العمل‌های انسانی پیش آورده که البته این عرض عریضی دارد و جایگاه روان‌شناسی اسلامی نیز در همین جا می‌باشد که چگونه عکس‌العمل‌های روانی را در نگاه اسلامی بررسی نماییم که عرض شد بحمدلله در ایران کارهای خوبی در دست اقدام است. موفق باشید

23112
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مورد بچه دار شدن چه اهدافی را می توان دنبال کرد که بتوان آن را به عنوان هدفی والا دید، چرا بچه دار شویم؟ در صورت امکان فلسفی بفرمایید؟ چگونه می توانیم به گونه ای ببینیم که آن را یک وظیفه ببینیم و آیا اصلا وظیفه است یا راهی از راه های بندگی؟و استاد سوالی دیگر اینکه خیلی اهداف زندگی را که توجه کنیم خوب است انجام دهیم برای زندگی بهتر ولی واجب نیست و همین واجب نبودن آن ما را نسبت به آن بی میل می کند. مثلاً خودم خیلی علاقه به یادگیری زبان عربی و انگلیسی داشتم ولی وقتی با کتاب های شما آشنا شدم همه چیزو در آنها یافتم. چگونه بتوانیم چنین مواردی را تفکیک کنیم؟ البته جایی خواندم که بعضی علوم خود حقیقت است و برخی ابزار برای رسیدن به حقیقت است و هر دو عالیست ولی خب مسلما علوم حقیقتی را انتخاب می کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرزندان ما با توجه به نیّات ما، سعه‌ی وجود ما در عالم هستند و هراندازه نیّت ما پاک‌تر باشد برکات حضور ما در عالم بیشتر است، هرچند که فرزندان ما اختیار خود را دارند و بر اساس آن عمل می‌کنند ۲. به هر حال ما باید مسائل خود را بشناسیم و مطابق آن برنامه‌ریزی کنیم. آری! اگر لازم است در راستای مسائلی که در پیش داریم زبان عربی یا انگلیسی بدانیم در آن صورت عمل می‌کنیم. موفق باشید

22611
متن پرسش
با سلام: فرمودید سؤال از عدم، معنا ندارد که بگوییم امکانِ عدم چگونه صورت می‌گیرد چرا باید جبرا الی الابد بقا داشته باشیم من می خواهم پس از مرگ حیات دیگری نداشته باشم یا اگر اقتضای عدالت حق عذاب است هرچه می خواهد عذاب کند بعد مرا نابود کند یا اینکه اگر میسر است هر آنچه بخواهد عبادتش کنم تا پس از مرگ مرا به کل از بین ببرد. سوال اصلی این است که آیا استحاله عقلی وجود دارد که خدا قادر بر نابود ساختن روح من نیست یا سنتش برین است و اگر می تواند نابود کند چه راهکاری وجود دارد که این طلب که در جان ما افتاده یعنی نابودی محض جسما و روحا تحقق یابد؟
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده خیلی این حرف‌ها عجیب است. به یاد قضیه‌‌ای افتادم که مولوی مطرح می‌کند:

 آن يكى مرد دو مو آمد شتاب            پيش يك آيينه‏ دار مستطاب‏

         گفت از ريشم سپيدى كن جدا            كه عروس نو گزيدم اى فتى‏

         ريش او ببريد و كل پيشش نهاد            گفت تو بگزين مرا كارى فتاد

         اين سؤال و آن جواب است آن گزين            كه سر اينها ندارد درد دين‏

         آن يكى زد سيليى مر زيد را            حمله كرد او هم براى كيد را

         گفت سيلى زن سؤالت مى ‏كنم            پس جوابم گوى و آن گه مى ‏زنم‏

         بر قفاى تو زدم آمد طراق            يك سؤالى دارم اينجا در وفاق‏

         اين طراق از دست من بوده‏ست يا            از قفا گاه تو اى فخر كيا

         گفت از درد اين فراغت نيستم            كه در اين فكر و تفكر بيستم‏

         تو كه بى‏ دردى همى‏ انديش اين            نيست صاحب درد را اين فكر هين

در راستای افکارِ به درد بخور، موفق باشید

22013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جایگاه حافظه انسان در علم معرف النفس کجاست؟ آیا به خاطر آوردن امور به واسطه نفس و تجرد نفس و نظر نفس به ما سبق است یا علل مادی در مغز انسان آنگونه که در علم جدید مطرح است می باشد و در صورت اول آنچه به عنوان کاشت خواطر در ذهن انسان به وسیله تلقین انجام می گیرد چگونه توجیه می شود و در صورت دوم خواب انسان می تواند ناشی از این ثبت و ضبط خواطر باشد. شرمنده که مزاحم وقت شما هستم در صورتی که در آثار شما مطالبی ایراد شده ذکر بفرمایید تا مطالعه کنم. خداوند هر بیشتر به عمر شما برکت دهد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حافظه یکی از مراتب نفس ناطقه است. فکر می‌کنم با مطالعه‌ی کتاب‌های ده نکته و خویشتن پنهان و معرفت نفس و حشر نکات مهمّی خواهید یافت. موفق باشید

21459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوالی خدمتتون داشتم. 1. همان طور که شما هم سفارش کردید بنده علاقه مند به دنبال کردن و خواندن کتاب «معرف نفس و حشر» هستم ، اما بعضی که خود اهل فلسفه هستند با چنین مضمونی به ما سفارش می کنند که هنوز زود است چرا که این بحث ، بحث بسیار سنگین و دقیقی است و شما باید ابتدا یک مقداری فلسفه بخوانی و بعد این بحث را دنبال کنی ، حال نظر شما چیست ، این بحث الان برای ما سودمند است یا باید بعدا کار شود. (ما برخی از کتب شما را مانند معاد و ... را تقریبا به پایان رساندیم.) ۲. لطفا بفرمائید اگر بخواهیم این بحث را به خوبی کار کنیم آیا لازم است صوت سخنان شما را علاوه بر کتاب گوش دهیم یا صرف خواندن کتاب کافی است؟ التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید لااقل «بدایة‌الحکمه» را قبل از ورود به کتاب «معرفتِ نفس و حشر» مطالعه کنید، بهتر است. ولی اگر تا بحث معاد در سیر مطالعاتیِ سایت جلو آمده‌اید، إن‌شاءاللّه کتاب جواب می‌دهد. استفاده از صوت‌ها در عین کیفیتِ پایین آن‌ها کمک می‌کند. موفق باشید

20524
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد از یک طرف گفته می شود هر چقدر انسان مومن تر و با تقوا تر شود کوه مشکلات ، بلاها ، آفتها، دردها، رنجها و سختی ها بر سرش خراب می شود و یا باید صبر کند که حداقل است و یا باید شکر کند و راضی باشد که حداکثر است. روایات و خصوصا سخن بزرگان عارفان در این باره بسیار است. از طرف دیگر جملاتی شنیده می شود که اگر با تقوا باشید مشکلات شما برطرف می شود سختی ها از بین می رود، درهای آسمان برویت گشوده می شود، امراض جسمانیتان شفا پیدا می کند، شفاء مرض اجسادکم، نهج البلاغه تا آنجا که امام علی علیه السلام بوضوح می فرماید: امواج انباشته و متراکم بلاها برایش گشوده می شود سختی ها و مشکلات برای وی آسان می گردد و انفرجت عنه الا مواج بعد تراکمها چشمه های نعمت بعد از فرو نشستن بر او جاری می شود نهج البلاغه خطبه 198 امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا برای شخص متقی ضمانت کرده از کارهایی که از آن ناخشنود است را به کارهایی که دوست می دارد رهنمون کند. و احادیث و سخنان بسیاری از این دست که معمولا وقتی واعظ می خواهند مردم را به تقوا تشویق کنند این سخنان را می گویند. حال جمع این دو چگونه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید انسان متقی در مسیری قدم می‌گذارد که به امیال نفس امّاره‌اش پشت کرده و از جهت نفس امّاره ناکام شده، و در این راستا با انواع مشکلات روبه‌رو می‌شود. مثل آن‌که راست می‌گوید و این راست‌گفتن، به ظاهر برایش درد سر پیش می‌آورد. ولی از طرف دیگر چون انسان متقی اهداف خاصی دارد که اگر در راه تقوا بماند به آن اهداف می‌رسد، زندگی برایش بهشت می‌شود و همه‌ی رنج‌های مربوط به راهِ تقوا را به جان می‌خرد. موفق باشید

20477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: 1. استاد با توجه به اینکه ما باید به هر چیز با توجه به نسبتش با هدف نهایی انسان بنگریم، جوان ها با چه نگاهی به خدمت سربازی بنگرند تا اون رو اتلاف وقت ندونند؟ 2. من خودم شاید با این انگیزه دارم میرم خدمت که در آینده از شغل های استخدامی محروم نشوم. اما آیا به نظر شما این ناتوان دیدن خدا در دادن شغلی به بنده اش که استخدامی نباشد نیست؟ 3. استاد اصلا اینکه در کشور ما خدمت سربازی کاری اجباری و با حداقل حقوق و مزایا برای سرباز است را کار درستی می دانید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان‌ها تعهداتی نسبت به جامعه‌ی خود دارند و سربازی در جایگاه اصلی خود، رعایتِ آن تعهدی است که ما نسبت به کشورمان باید داشته باشیم، می‌ماند که در دل این کار تجربیات مخصوص به خودش برای ما پیش می‌آید و عموماً تفاوت روشنی بین کسانی که به سربازی رفته‌اند با بقیه پیش می‌آید. و به این دلیل به نظر بنده نباید سربازی اختیاری باشد. موفق باشید

نمایش چاپی