بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وخداقوت می خواستم بدونم امسال نمایشگاه کتاب غرفه دارید وخود استاد قصد ندارند یک روز مهمان تهرانی ها باشند؟ (فکر کنم پارسال فقط نمایشگاه قرآن غرفه داشتید.) باتشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده در سال جاری در جریان نمایشگاه نیستم که هست یا نه، ولی شرمنده هستم که نمی‌توانم خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
8046

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام >>> اختلال تجزیه هویت(هویت پریشی)، که اختلال شخصیت چند گانه هم نامیده می شود عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می کنند. معمولا این شخصیت ها نام و سن و مجموعه ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. بیشتر در‌‌‌ http://en.wikipedia.org/wiki/Dissociative_identity_disorder من کتاب خویشتن پنهان شما را خوانده ام و برایم یک سوال پیش آمده است. اختلال روانی تحت عنوان اختلال تجزیه هویت وجود دارد که افرادی که این بیماری را دارند چندین شخصیت متفاوت دارند. وجود روح با توجه به وجود این اختلال چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بالاخره روح این افراد است که گرفتار این تصورات چندگانه شده است. همان‌طور که روح موحدین است که منوّر به تصور درستی از خداوند می‌شود. موفق باشید
2877

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.با آرزوی احوالات خوب برای شما و دوستداران شما.سوالم این است که مثلا اگر ما داریم به حوزه علامه مجلسی یا سر درس شما حاضر می شویم کسی اعم از همسایه یا پدر و مادر یا خواهر و برادر از ما بپرسد که آیا به کتابخانه می روی؟_چون اکثرا من آنجا می روم_و از آنجایی که من قبلا به آنها می گفتم اما موجب دلسردیم می شدند حالا نخواهم در جریان باشند بگویم آره.آیا دروغ محض است یا دروغ مصلحتی؟راستگویی که باعث شود دیگران بیش از حد در امرمان دخالت ورزند آیا صحیح است؟تا چه حد به سوالاتی که اطرافیان از ما می پرسند موظفیم پاسخ صحیح بدهیم؟متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از آن‌جایی که ما موظف نیستیم همه‌ی مطلب را بگوییم می‌توانید توریه کنید و ذهن خود را جای دیگر ببرید و بر آن اساس جواب دهید. موفق باشید
1116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام وخسته نباشید. بنده 24ساله، دانشجوی فنی، ومدرس زبان انگلیسی وربان مادریم عربی است. عمده مطالعان بنده آثارشهیدمطهری، علامه حسن زاده آملی وآثارشماست. ازآنجایی که فرصت عمردربرابرابدیت انسان ناچیزاست واحساس مسئولیت درقبال نعماتی که خداوندشامل حال این عبدضعیف نموده وهمچنین احساس مسئولیت درقبال جوانان و همنوعان مسلمان وغیرمسلمان مرا براین داشته که بهترین راه رابرای سمت وسو دادن به نیروی جوانیم بیابم تا فردای قیامت که از نعمات وچگونگی استفاده ازآنها سوال شددرپیشگاه پروردگاروپیامبرشرمنده نباشم. (امام سجادعلیه السلام می فرمایند:خدایامرادرکاری بگمارکه فردای قیامت ازآن ازمن سوال خواهی کرد. که به نطربنده بهترین کارعبودیت است). بنده مشورت های گوناگونی را دراین ضمینه انجام داده ام.(دفترتبلیغات اسلامی، برخی ازمدیریت های حوزه های علمیه اصفهان ودوستان فعال فرهنگی) که هرکدام هم پیشنهادی داشتند. از درپبش گرفتن یک زندگی روزمره گرفته تامبلغ به زبان انگبیسی شدن. ازآنجایی که شما حق یک معلم و پدری دلسوز را به گردن ما جوانان دارید میخواستم ازشما دریافتن مسیرم کمک بگیرم. والسلام علیکم ورحمة الله و برکاة.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم سیر مطالعاتی که در سایت هست برای شروع کار خوب است تا إن‌شاءالله بتوانید با آثار حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌علیه» آشنا شوید که در آن صورت تدبّر در آثار ایشان به خودی خود یک نوع سیر و سلوک است. موفق باشید
34506
متن پرسش

اعتکاف و طلب وارستگی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی

در زمانه‌ای که امور و پیشامدها از اراده انسان پیشی گرفته این نه انسان است که در تاریخ سکنی می‌گزیند بلکه تاریخ است که بر انسان غلبه یافته. تاریخ بر آدمیان ساکن شده شاید انتظار سکنی گزیدن در عین طلب وارستگی برای انسان راه نجاتی باشد برای یافتنِ بودنی بس متعالی در حضور تاریخی انقلاب اسلامی و تاریخ سازی ما سکنی گزیدن و خانه خدا، شاید در این برهه از تاریخ انقلاب که سال‌ها از سرچشمه وجودیش که همان امام رحمت الله علیه است و عالم دینی که با خود به پا کرد فاصله گرفته و غلبه بیش و بیش تر غرب زدگی و بی سامان شدن کارها و ارزش‌ها و بنیان‌های زندگی و تاریخ بر زندگی مردمان و دور شدن ما از آن خودهای اصیلی که در پیشامد دفاع مقدس و مادرانگی مادرانی که در آغوششان حاج حسین‌ها و حاج قاسم‌ها و حسن باقری‌ها و مهدی باکری به وجود آمد، شاید معتکف‌شدن خلوت گزیدن با جلوات حق همان انتظار وارستگی است برای پیدا کردن حضور تاریخی انقلاب اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همراهی با نوشته حکیمانه سؤال شماره 34505 کاربر محترمی که عنوان آن «ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم» نهاده شد؛ عرض شد حقیقتاً ماه رجب نسیمی است که گویا از یک طرف خود ما را به خودمان برمی‌گرداند و از طرف دیگر، ما را با خدایِ گمشده‌مان آشنا می‌کند و این از جهتی همان مطلبی است که به گفته شما اعتکاف نوعی طلب وارستگی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی خواهد بود زیرا آن‌گاه که حضرت حق در ماهی که آن را به خود نسبت داد، به سوی بندگانش رُخ بنمایاند؛ عملاً ما را در تاریخی که اراده کرده است تا تاریخِ نفیِ استکبار باشد، مستقر می‌کند و از ظلماتِ بی‌تاریخی رهایی‌مان می‌بخشد. این‌جا است که با تمام استقرار نسبت به هر آنچه پیش آید، وارستگی پیشه خواهیم کرد، امری که در شخصیت مقام معظم رهبری «حفظه‌الله‌تعالی» احساس می‌کنید. حال مائیم و اعتکافی که در پیش است یعنی حضور در آغوش خدایی که تا آن‌جا بر سر غیرت آمده است که این‌همه اراده به بی‌آبروکردنِ دشمنان انقلاب کرده است و ما را دعوت کرده است تا این بصیرت را که اصیل‌ترین بصیرت است، عطایمان کند. و در این تاریخ و در این زمانه، این بزرگ‌ترین نتیجه اعتکاف امروزین است. موفق باشید       

29055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان، حاج آقا امینی خواه در یک سخنرانی گفتند که اون نسخه زیارت عاشورا رو که علامه قاضی رحمت الله علیه می‌خواندند رو باید بخونید و گویا صحیح تر از او نسخه اس که در مفاتیحه، و اگر بدون ضد لعن و صد سلام باشه به قصد رجا باشه و باید ۱۰۰ لعن و سلام گفته بشه. نظر حضرتعالی چیست؟ (البته نمیگن بهره ای نداره قطعا داره)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «شرح زیارت عاشورا» عرض شد اذکار صد لعن و صد سلام از نظر سلوکی جای خود را دارد ولی همچنان‌که در مقدمه‌ی کتاب عرض شده است آن نظراتی هم که پیشنهادهای دیگری دارند؛ قابل تأمّل است. در این مورد خوب است به مقدمه‌ی کتاب رجوع شود. موفق باشید

27093
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام (ره) در مصباح سی و دو کتاب مصباح الهدایه می فرمایند مرتبه وجودی امیرالمومنین (ع) و سایر ائمه با وجود مقدس رسول اکرم (ص) مانند نسبت روح با نفس ناطق انسانی است، و مرتبه دیگر انبیا و اولیا رتبه سایر قوای پایین تر از آن، و رتبه سایر افراد امت بر حسب درجات و مراتب آنها. می توان گفت تمام قوای ظاهری و باطنی ظهور حقیقت روحند و به همین سبب همانطور که از لسان امیرالمومنین (ع) بیان شده ایشان فرموده اند من با تمام پیامبران بصورت نهان و با رسول اکرم (ص) در آشکاری حاضر شدم. مقصود حضرت امام از این بحث چیست و یعنی چه که نسبت حضرت امیر و اولادشان با رسول خدا‌ (ص) مانند روح با نفس ناطقه است و با دیگران در قوای پایین تر و بر حسب مراتب ولی با همه اینها، در واقع ظهور حقیقت روح را می بینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح، مقامِ اصلی همه‌ی کمالات است و نفس ناطقه بهره‌ای از آن را دارد و مظهر آن است. لذا قرآن فرمود: «نفختُ فیه من روحی» یعنی کالبد انسان، تنها بهره‌‌ی نازله‌ای از آن روح را در خود دارد و تازه، سایر قوا، ظهور کمالات نفس ناطقه‌اند. موفق باشید

26071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و ارادت خدمت استاد: سه سوال خدمتتان داشتم که ممنون می شوم پاسخ بنده را بدهید. اول اینکه بحث اصل جمهوریت غربی است؟ یا در بینش امام معصوم هم هست؟ یعنی حضرت امیر و یا امام زمان هم جمهوریت را قبول می کند یا حاکمیت مطلق را؟ دوم اینکه امیر المومنین بخاطر اینکه مقبولیت نداشت به رای مردم احترام گذاشت و کنار رفت و یا چون مصلحت بود بر شورای سقیفه نشورید؟ سوم آیا امام حسین چون بهش نامه زده بودن قیام کرد؟ یعنی چون نظر مردم بود قیام کرد؟ یا خواه یا ناخواه قیام می کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حاکمیت مطلق، با جمهوریت منافات ندارد. آری! حکم خدا مطلق است و ولیّ فقیه متذکر آن حکم است و نه طرحِ نظر خود. و مردم در جامعه‌ی خود برای امور زندگی‌شان می‌توانند تصمیم بگیرند و یکی از انواع تصمیم‌گیری در این رابطه، جمهوریت است. ۲. حضرت از صحنه کنار نرفتند و رأی مردم نیز در آن شرایط در کار نبود. ۳. حضرت اباعبداللّه «علیه‌السلام» حاکمیت یزید را نپذیرفتند و در نتیجه، مورد تهدید قرار گرفتند. لذا به این نتیجه رسیدند شاید در کوفه بشود جریانی بیرون از حاکمیتِ یزید شکل بدهند و وقتی از نظر ظاهر، این کار نیز عملی نشد به گفته‌ی شهید مطهری، ترور را تبدیل به شهادت کردند. در این مورد خوب است به کتاب «حماسه‌ی حسینی» مرحوم شهید مطهری رجوع گردد. موفق باشید

25571
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد امروز با یکی از دوستان در حال مباحثه بودم ایشان مدعی بودند فلسفه اسلامی بر خلاف فلسفه غرب به بن بست رسیده و به تعبیری دچار تسلب و جمود شده است. دلیلشان هم این بود که فلسفه غرب ویژه با ظهور دکارت و فلاسفه اگزیستانسیالیست غرب به توسعه و رشد فزاینده و پر سرعت و مستحکم رسید اما جوامع اسلامی و فلاسفه آن توفیقی در رشد جامعه و استحکام آنها به نسبت فلاسفه غرب نداشتند. من در جواب ایشان گفتم انقلاب اسلامی، حاصل رشد گام به گام و تجلی حکمت متعالیه جناب ملاصدرا است که خود ایشان هم دقیقاً در زمان دکارت که غرب مشغول گسترش امپراطوری خود و گذار از قرون وسطی و کلیسا بود، با بنیان گذاشتن ریشه های این مرحله بزرگ فلسفه اسلامی ویژه در کتاب اسفار و سه اصل، رویکرد اصیل تمدنی را ایجاد کردند که آرام جلو آمد و بوسیله حضرت امام و مقام معظم رهبری و انقلابیون صدیق و بیدار، تجلی کرد و توانست افق نوینی را رو به روی بشر متلاطم در دوری از خود راستین و تفکیک های مدرنیته بگشاید و این دقیقاً ماحصل همان حرکت جناب صدرا است. آیا پاسخ من درسته و آیا واقعاً فلسفه اسلامی به بن بست می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اید. ولی به گفته‌ی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالب‌زاده؛ هر اندازه با فلسفه‌ی غرب آشنا شویم، در زنده‌ترکردنِ فلسفه‌ی اسلامی موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

24869
متن پرسش
سلام استاد عزیز: می دانم شأنتان خیلی بالاتر از این حرفاس که بخوام یک سوال را کش بدهم و وقت گرانبهایتان را بگیرم. ولی در خصوص سوال ۲۴۸۴۸ خواستم بگم که این آقا با دوز و کلک داره یه سری کارها رو انجام میده. خودش هم به این اذعان داره. در اینترنت هم تمام حقه ها و کلک های این شخص رو توضیح دادن و تک تک کارهاش رو شده. به طوری که الان من هم اگر با تمرین سرعت دستم را زیاد کنم میتونم کارهاش رو انجام بدم. دیگه قدرت نفس و حضور در آینده رو که شما می فرمایید رو نمی فهمم منظورتون چیه؟ اصلا کارش ربطی به این توجیهی که شما می فرمایید نداره. استاد عزیزم این حرفایی که زدم اساعه ادب نشه. فقط دو دو تا چهارتای ذهنی خودم رو بیان کردم که اگه دارم اشتباه می کنم برام توضیح بدید. اصلا میتونید یکی از افشاگری هاش رو در لینک زیر مشاهده کنید: https://www.google.com/amp/s/www.aparat.com/v/zTJRP/%25D9%2584%25D9%2588_%25D8%25B1%25D9%2581%25D8%25AA%25D9%2586_%25D8%25B1%25D8%25A7%25D8%25B2_%25D8%25B4%25D8%25B9%25D8%25A8%25D8%25AF%25D9%2587_%25D8%25A8%25D8%25A7%25D8%25B2%25DB%258C_%25D8%25B3%25D8%25B9%25DB%258C%25D8%25AF_%25D9%2581%25D8%25AA%25D8%25AD%25DB%258C_%25D8%25AF%25D8%25B1_%25D8%25B9%25D8%25B5%25D8%25B1_%25D8%25AC%25D8%25AF%25DB%258C%25D8%25AF%3famp
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مطلب را ملاحظه کردم ولی عنایت بفرمایید که این نوع حرکات که بیشتر به نوعی تردستی و خطای خیال مرتبط است؛ اولاً: با پیش‌گویی‌هایی که در حدّ خبر از آینده است، متفاوت است که با کمک تجرد نفس انجام می‌شود و بیشتر کارِ مرتاضان است هرچند که انسان‌های وارسته نیز به جهت تجرد نفس‌شان می‌توانند پیش‌گویی‌هایی داشته باشند. ثانیاً: معجزه، اساساً در ساحت دیگری است و با قوا و توانایی‌های بشری امکان تحقق آن نیست. موفق باشید

22592

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به اینکه در عهد الست همسر و ذریه ی افراد مشخص شده است و طبق برخی از آیات قرآن هم همسران از یک نفس واحد یا از یک گل آفریده شده اند، کسانی که در این دنیا هرگز ازدواج نمی کنند تکلیفشان چگونه است؟ آیا برای آنها ذریه ای در نظر گرفته نشده؟ آیا این در تعارض با آیات قران نیست که می گوید خدا هر موجودی را جفت آفریده است؟ درست است که معنی این آیه استدلال بر جفت بودن به معنی زن و مرد بودن دارد. اما مگر در عدل خدا تنهایی مادام العمر کسی جا می گیرد؟
متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: همچنان که بدخلقی رزق را تنگ می‌کند، ولی رویهم‌رفته عده‌ای بنا به مصلحت‌‌شان، رزق‌شان تنگ است بدون آن‌که بدخُلق باشند. شاید بتوان گفت اگر ما بدون دلیل خودمان باعث تنهایی نشویم، آن تنهایی تقدیر ما باشد و به مصلحت ما است. موفق باشید

22477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه یکشنبه درباره موطن خیال صحبت کردید ولی بنده رابطه آن با ظهور حقیقت یعنی انقلاب اسلامی را متوجه نشدم. قرار است با تربیت خیال چه صورتی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ی قبل از جلسه‌ی اخیر، بحثِ نظر به تابلوی اسلامی به میان آمد و این‌که ماوراء جزئیاتِ هر تابلویی، حقیقتی بر کلیت آن تابلو جاری است که انسان از طریق نظر به آن تابلو به کمک قوه‌ی خیال به آن روحِ کلی منتقل می‌شود به همان معنایی که جسم را روحانی، و یا روحانیتی را جسمانی می‌کند. و در این جلسه سعی شد از این جهت نظری بر توانایی‌های قوه‌ی خیال بیندازیم. موفق باشید

21615
متن پرسش
سلام استاد: در باب توبه و استغفار گفته شده که گناهان کاملا پاک میشه گویا که گناهی مرتکب نشده شخص، از طرفی گفته شده خوش به حال کسی که در قیامت در نامه عملش کنار هر گناهی استغفاری نوشته شده. این ها یعنی گناهان ما در نامه عملمان باقیست و فقط مجازات نمیشیم با توبه یا آنجا هم در نامه عمل گناهی نداریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  بالاخره وقتی استغفار بخواهد به عنوان یک امتیاز در نامه‌ی اعمال شخص ظهور کند، استغفار از گناه ظهور می‌کند ولی اصالت، با استغفار است و آن گناه در شخصیت انسان جایی ندارد و این‌که می‌فرمایند استغفار از گناه، مثل گناه‌نکردن است؛ یعنی دیگر آن گناه تأثیری بر انتخاب‌های انسان نمی‌گذارد. موفق باشید

21316
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و ضمن تشکر: بنده از تهران سخنرانیها و کتب شما را دنبال می کنم و خیلی شیفته شخصیت حضرتعالی شده ام تقاضا دارم دو سئوال بنده را جواب بدهید اگر ایرادی در سئوالات مشاهده فرمودید بیان بفرمایید: 1. حضرتعالی در بیاناتتان فرمودید بالاخره شیعه ها به بهشت می روند منظور کسانی اند که فقط به ائمه علیهم السلام اعتقاد دارند بدون رعایت حلال و حرام یا با رعایت حلال و حرام الهی؟ 2. آیا انسان ها مستعد ورود به عالم لاهوت می باشند؟ اگر جواب مثبت است تفاوت انسان لاهوتی با کسی که فقط رعایت حلال و حرام خدا را می کند در برزخ و قیامت چیست؟ در صورت امکان مورد 2 را جواب مفصل بدهید یا منابعی جهت مطالعه و جواب دقیق معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایاتی که می‌فرمایند بالاخره شیعیان ما به بهشت می‌روند؛ با نظر به این نکته‌ی مهم است که شیعه، شخصیت پذیرفته‌ی خود را امام معصوم قرار داده است و به این لحاظ هرگز از گناهی که انجام می‌دهد، راضی نیست تا آن گناه در وجودش نهادینه شود 2- مبانی اصلی هر انسانی حضور در محضر ربّ بوده که همان «عهد الست» است و رعایت حلال و حرام الهی موجب می‌شود تا آن عهد همواره زنده بماند و با رحلت انسان، آن مقامی که مقام انس با پروردگارش بود، برایش ظهور کند البته با تفاوتی که در علم و عمل داشته است. زیرا رجوع به حق امری است تشکیکی. بنده عرایضی در رابطه با آيات 172 و 173 سوره اعراف داشته‌ام که عیناً خدمت‌تان ارسال می‌دارم: آیات مذکور خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا مي‌دهد كه انسان ذاتاً حق را مي‌شناسد و ربوبيت او را پذيرفته، مي‌فرمايد: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »

     يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك مي‌كني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟

          نتايج آيه :

    الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است.

    ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند.

    ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را مي‌شناسند.

      د – در قيامت بدكاران نمي‌توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بي‌اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.

    ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نمي‌توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانه‌اي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسان‌هايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسان‌ها نگذاشتند صداي فطرت‌ در جانشان خاموش شود.

    و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام مي‌گيرد، جاي انكار و عذري باقي نمي‌گذارد.

    ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مي‌شناسد، انسان مي‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

    ح – كار مربي در اصلاح انسان‌ها « ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقي‌اش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشت‌كردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همين جهت هم مي‌شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند به‌وجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كرده‌باشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‌ها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند.

   7- توحيد فطري : يعني انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستي» و هم « ربّ هستي » و هم « اله و معبود هستي » مي‌شناسد. يعني فطرت انسان، توحيد را در همه ابعاد آن درك مي‌كند. لذا امام‌معصوم(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: « فَطَرَهُمْ عَلَي‌التَّوحيد » يعني براساس توحيد، انسان سرشته شده. و در نتيجه در عمق جانش مي‌فهمد خدايي در صحنه است كه هم خالق هستي و هم رب هستي و هم معبود اوست.

    در همين رابطه قرآن مي‌فرمايد:

«  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ، وَ اَنِ اعْبُدُوني هَذا صِراطٌ مُسْتَقِيم »(يس/ 60)

    يعني اي فرزند آدم! مگر به شما سفارش نكردم و شما تعهد نكرديد كه  شيطان را نپرستيد، زيرا كه او براي شما دشمني آشكار است، و مرا بپرستيد كه راه مستقيم همين است و بس.

    يعني راه راست، همان راه است كه فطرت انساني نشان مي‌دهد و آن پرستش خداي يگانه است و پرستش هر معبودي غير خدا كج‌روي و انحراف از مسير مستقيم فطرت است و فراموشي پرستش خداي متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انساني و فراموش‌كردن خويشتن حقيقي خويش است.

  8– تأكيد تعاليم آسماني بر تزكيه با هدف:

    الف- توجه دادن انسان است به نيازهاي اصيل فطري و رهايي از نيازهاي دروغين.

    ب- تقويت ميل فطريِ خداخواهي كه در عمق جان انسان‌ها هست.

    ج- برداشتن پرده‌هاي ظلماني از روي دل و ايجاد فضاي مساعد روحي براي توجه به خدا.

   د- انطباق سير نظري و علمي با سير اخلاقي و عملي، تا آينه دل بتواند انوار الهي را به‌خوبي جذب كند. چرا كه وقتي آنچه را انديشه مي‌شناسد تزكيه اخلاق در صحنه عمل آورد، روح انسان زمينة پذيرش هرچه بيشتر انوار الهي را در خود ايجاد كرده‌است. موفق باشید   

19741
متن پرسش
عرض سلام و احترام: به نظر شما جوانی که در خانه پر از مشکل زندگی می کند و مدام شاهد دعوای پدر مادر خود است چکار باید بکند؟ واقعا تحملم تموم شده هیچ کاری از دستم بر نمیاد. تمام سعيم رو می کنم احترام هر کدوم رو جداگانه داشته باشم. پدرم که باهام حرف میزنه میگم حق با شماست، به مادرم هم همینو میگم که هر دو رو داشته باشم ولی بالاخره یه دختر جوان که از نظر عاطفی اینطور تحت فشارهای بالاخره یه جا کم مياره. دعام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید ماورای سطح فکری آن‌ها خود را قرار دهید. بالاخره آن‌ها در تاریخ خودشان و با مسائل خودشان زندگی می‌کنند. مدارا با آن‌ها در عین حال، مافوقِ آن‌ها زندگی‌کردن روش پیامبرانه است. در همین رابطه جناب مولوی می‌فرماید:

اين يكى نقشش نشسته در جهان     

و آن دگر نقشش چو مه در آسمان

اين دهانش نكته گويان با جليس   

و آن دگر با حق به گفتار و انيس‏

موفق باشید  

19634
متن پرسش
بسم الله و السلام خدمت استاد گرامی و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در بحث با یکی از دوستان فاضل انقلابی در مورد تحریم های بی سابقه جدید امریکا علیه کشورمان ایشان نکات بسیار جالبی متذکر شدند بر اساس رویکردی بسیار شبیه نگاه صائب جناب عالی به سنت های الهی در انقلاب اسلامی، از همین جهت مناسب دیدم تحلیل ایشان را به نظر حضرت عالی و علاقه مندان شما برسانم. التماس دعا! ابتدا لینک گزارش وطن امروز از ابعاد خطرناک تحریم های جدید امریکا http://www.vatanemrooz.ir/newspaper/page/2186/1/177079/0 -------------------
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً . وَ اتَّبِعْ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً . وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكيلاً (آیات 1 تا 3)/ احزاب) که به پیامبر خود می‌فرماید در مسیر رعایت احکام الهی به هیچ‌وجه از کافرین و منافقین پیروی نکن و تنها وحی الهی را برنامه‌ی راه خود قرار بده و بر خدا توکل کن و او کافی است که وکیل تو در همه‌ی صحنه‌ها باشد؛ دیگر گوش ما هرگز بدهکارِ این تحریم‌های به اصطلاح سیاهچاله نخواهد شد. آن‌چه می‌ماند وعده‌ی الهی است برای ایجاد بستری که در آن بستر، ضعف و ناتوانی و هلاکت جبهه‌ی استکبار بیش از پیش روشن می‌شود. چرا که می‌فرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً (22)/احزاب) چون مؤمنین اتحادِ کفر جهانی را در مقابل خود دیدند، متوجه شدند آن وعده‌ی الهی که باید در متن قدرت‌نماییِ کفر ظهور کند، فرا رسیده است. لذا گفتند: این است وعده‌ی خداوند و رسول او، و خداوند و رسولش به وعده‌ی خود عمل کرده‌اند. به آن معنا که در تقابلی سختْ جهانی چهره‌ی حقانیت و قدرت‌نماییِ جبهه‌ی توحید روشن خواهد شد و لذا «ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» نه‌تنها خود را نباختند، بلکه ایمان‌شان نسبت به خدا و تسلیم‌شان نسبت به دستورات دین بیشتر از پیش به صحنه آمد.

آری! قصه‌ی ما مبنی بر تأکید در نفی استکبار، باید به این‌جاها می‌کشید و بحمداللّه کشیده شد. و مطمئن باشید این بهترین شرایط است برای به ظهورآمدنِ گوهر ایمانیِ مردمی که در وفاداری به انقلاب و نفیِ استکبار، یگانه‌ی دوران خود هستند. اینان همان فئه‌ی قلیله‌اند که بر ازدهام پشه‌های این دوران پیروز خواهند شد. اینان همان‌هایی هستند که خداوند در موردشان فرمود: « لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً. وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزيزاً» (24 و (25)/ احزاب) خداوند می‌خواهد در این رویارویی پاداش صداقت صادقین را و عذاب منافقین را اگر توبه نکنند، بدهد و خداوند غفور و رحیم است. خداوند کافران را در حالی‌که هیچ بهره‌ای از این تقابل به‌دست نیاوردند با عصبانیت کامل برمی‌گرداند و خداوند برای مقابله با دشمنان حقیقت و حفظ مؤمنین بدون آن‌که مقاتله‌‌ی مستقیمی آن‌ها با کافران انجام بدهند، کافی است چرا که او قوی و شکست ناپذیر است. موفق باشید 

18699
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: با توجه به اینکه تفاوت دو اسم «رحمان» و «رحیم» اینگونه بیان می شود که «رحمان» ناظر به رحمت عام خداوند است که شامل همه افراد می‏ گردد و «رحیم» اشاره به رحمت خاص پروردگار دارد که ویژه بندگان مطیع و مومن است، در این آیه «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ» (حج/25)، چگونه «رحیم» شامل ناس نیز شده است؟ با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان دستگاهی که می‌فرمایید آیه‌ی فوق این‌طور با ما سخن می‌گوید که اگر مردم دستورات الهی را به‌خوبی بپذیرند تا مرحله‌ی رحمت خاصه‌ی پروردگارشان جلو می‌روند زیرا حضرت ربّ رئوف و رحیم است و آن‌ها را در میانه‌ی راه رها نمی کند. موفق باشید

13627
متن پرسش
سلام عليكم استاد عزيز: نظرتون در مورد اين كه ما از عمره انصراف بديم به نيت اين كه با پولش به عتبات عاليات عراق مشرف بشيم چيه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که حتی در شرایط عادی هم اگر مخیّر بین این دو موضوع باشید، زیارت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» افضل است. موفق باشید

11328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم بنده دارای مدرک لیسانس فناوری اطلاعات هستم و مدتی است با یکی از دوستانم تصمیم گرفته ایم وارد حوزه علمیه شویم و چون شرایط حضور در جلسات و کلاسها را نداریم می خواهیم به صورت غیر حضوری شرکت کنیم لذا در این مورد از شما سوالاتی داشتم خواهشمندم راهنمایی بفرمایید. 1- از آنجایی که می گوییند بدون شرکت در کلاسها و جلسات قبولی نسبتا سخت و بعید می باشد به خصوص که باید همه دروس را یک جا امتحان دهی آیا می توانیم از پس قبولی بر آییم 2- در خصوص اگر مطلبی برای
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر همت کنید موفق می‌شوید. بهانه‌ی خوبی است که علوم حوزوی را بدانید. موفق باشید
10262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید بنده تفسیر سوره یوسف را می خواستم اما در سایت موفق به دریافت آن نشدم. چگونه می توانم آن را تهیه نمایم. با تشکر فراوان. موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تماس با پخش آثار 09136032342 موفق باشید
8490
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم جناب استاد مرز واقعی بین شیعه واهل تسنن چیست آیا همینکه احکام را چگونه انجام بدهیم ویا امیرالمومنین علی ع را امام اول بدانیم یا ندانیم جزو شیعه واقعی هستیم یا اگر کسی وضو را طبق اهل تسنن بگیرد ولی تفکر و روش او (باستثنای ظاهر احکام) مانند حضرت علی ع باشد و حب و محبت ایشان را در دل داشته باشد شیعه تر است ؟واقعاملاک برای وارد شدن در تشیع واقعی چیست ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اولاً: ائمه‌ی ما«علیهم‌السلام» به ما هنر تعامل با اهل سنت را آموخته‌اند در حدّی که می‌فرمایند به آن‌ها دختر بدهید و از آن‌ها زن بگیرید. ثانیاً: تشیع مجموعه‌ای از قلب و قالب است. قلب آن اعتقاد به حاکمیت امام معصوم است و قالب آن رعایت احکام فقه آل محمد«علیهم‌السلام» است. موفق باشید
8392
متن پرسش
با سلام در کتاب عالم درون،عالم برون نوشته شده که مخلوقات فعلیت علم الهی و به تعبیر بهتر علم فعلی الهی هستند،پس چرا فقط جبرائیل مظهر اسم علیم الهی است؟
متن پاسخ
- باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مخلوقات مظهر علم الهی‌اند از آن جهت که ظرفیت تجلی علم الهی به تناسب امکان‌شان را داشته‌اند ولی حضرت جبرائیل مظهر تجلی تعلیم الهی است با جامعیتی که انسان‌ها به خصوص انسان کامل نیاز دارد. موفق باشید
30949
متن پرسش
دستانِ بی‏نهایت خداوند، سفره مهمانی یک‏ماهه را جمع می‏‌کند تا گستره‏ای نامتناهی را بر اشتهای انسان، عرضه دارد. تصرّف در متن فطر، امضایی است که بر کارنامه رمضانی هر عاشق زده خواهد شد. سایبان مهربانی خداوند؛ گسترده ‏تر خواهد شد و روشنای ازلی هدایتش، تداوم خواهد داشت. این، همان بشارتی است که پیامبر فطر، به ابلاغش مبعوث شده است. استاد عزیزم عیدتون مبارک. استاد من نمیدونم تو ماه مبارک بخشیده شدم یا نه؟ حس عجیبی دارم ولی فقط میدونم خداوند رو خیلی دوست دارم. با اینکه خطاکارم، اهلبیت رو دوست دارم. استاد برامون دعا کنید؛ دعا کنید عاقبت به خیر بشیم؛
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ملاحظه نمی‌کنید که فراقِ دیروز به ملاقاتِ امروزین تبدیل شد تا باز او، رُخ بپوشاند تا با ملاقاتی دیگر به ظهور آید. آری!

  رگ رگ است این آب شیرین و آب شور ** در خلایق می‌‌رود تا نفخ صور

  نیکوان را هست میراث از خوش‌‌آب ** آن چه میراث است أورثنا الکتاب

موفق باشید

27286
متن پرسش
سلام بر استاد عزیزم جناب آقای طاهرزاده: ان شاءالله آن به آن در ذیل توجهات آقا صاحب الزمان در دنیا و آخرت مأجور باشید. غرض، با توجه به اینکه جنابعالی در چند نوبت از سخنرانی هایتان شنیدم که فرمودید پاسخی ۵۰ یا ۶۰ صفحه ای به نظرات سروش دادید؛ اگر امکان دارد با توجه به استمرار و تاکیدی که سروش در حال حاضر نسبت به نظرات منحرف خود در بحث نحوه اخذ وحی از خداوند توسط اقا رسول الله (ص) دارد، پیشنهاد دارم اگر برایتان امکان داشته باشد تا امهات نظرات سروش، ابتدا بیان شود و متعاقبا پاسخ مبنایی شما نیز به آنها انجام شود (البته اگر با صوت باشد خیلی بهتر است) و در سایت شریف لب المیزان قرار قرار بگیرد و دوستان علاقمند نیز دنبال کنند؛ ولی اگر وقت نداشتید و یا اصلا بهر دلیل صلاح ندیدید که این کار را بکنید، لطفا اگر ممکن است همان جوابیه ۵۰ با ۶۰ صفحه ای خود را در اختیار عموم و یا لااقل در اختیار حقیر قرار دهید؛ چرا که در عین پوچ بودن نظرات سروش، لکن بنظر می‌رسد در فضای مجازی، جوجه روشنفکرانی را بخود نزدیک کرد و لذا کمی احساس خطر می‌شود؛ در یکی از سخنرانی هایتان بحث نوع تکلم خداوند با آقا رسول الله را در ساحت های مختلف شنیدم، در عین اینکه چندان مفصل به آن نپرداختید ولی فتح باب خوبی بود. بهرحال پیشنهاد اولم این بود که بحثی مجزا و مربوط به این زمان و با توجه به اظهار فضائل جدید سروش، شما هم مورد به مورد پاسخ دهید؛ مثل بسیاری از مباحث مبنایی تان که بسیار کارساز است. بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت جزوات، جزوه‌ی مربوطه تحت عنوان «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» در لینک زیر: موفق باشید

لینک جزوه :غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله

 

27088
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری در صورتیکه مقدمه بحث این باشد که حرکت در اعراض ناشی از حرکت در ذات است و اگر حرکت جهت نداشته باشد و به کمالی منتهی نشود حرکت نیست. سوال اینکه حرکت در اجزای اصلی جهان نظیر آب طی میلیونها سال علیرغم تغییرات در اعراض (جامد مایع گاز) دارای حرکت سیکلیک هستند که قاعدتاً نمی توان جهتی برای این نوع حرکت قایل بود. با این فرض که جهتی برای حرکت سیکلیک نمی توان قائل بود حرکت در اعراض در آب را قاعدتا نمی توان به تغییر در جوهر نسبت داد. آیا این عبارت صحیح است؟ به نظر دیگر اجزا تشکیل دهنده جهان مادی نظیر عناصر آهن و ... نیز پس از مدتی کوتاه یا بلند و رسیدن به حداقل سطح انرژی خود دیگر از حرکت متوقف می شوند و تغییر در اعراض نیز متوقف می شود. البته ممکن است از ماده ای به ماده ی دیگری منتقل شوند ولی تغییرات دارای جهتی خاص در مقیاس کلان نیست و صرفا دچار تغییر شکلهای تکراری می شوند. پس حرکت در این مواد نیز یا سیکلیک است یا در نهایت متوقف خواهد شد. پس حرکت ذات کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا حرکت اعراض، در نسبت‌ها ظهور می‌کند مثل حرکت رنگ سیب در سبزبودنش نسبت به رنگ زرد یا سرخ. ولی حرکت جوهری به ذات خودش و در ذات خودش محقق می‌شود. آری! ظهور آن حرکت در اعراض نمایان می‌گردد ولی ذات آن حرکت در خودش می‌باشد. باید به کمک شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» به معنای حرکت در جوهر فکر کرد. موفق باشید

نمایش چاپی