اعتکاف و طلب وارستگی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی
در زمانهای که امور و پیشامدها از اراده انسان پیشی گرفته این نه انسان است که در تاریخ سکنی میگزیند بلکه تاریخ است که بر انسان غلبه یافته. تاریخ بر آدمیان ساکن شده شاید انتظار سکنی گزیدن در عین طلب وارستگی برای انسان راه نجاتی باشد برای یافتنِ بودنی بس متعالی در حضور تاریخی انقلاب اسلامی و تاریخ سازی ما سکنی گزیدن و خانه خدا، شاید در این برهه از تاریخ انقلاب که سالها از سرچشمه وجودیش که همان امام رحمت الله علیه است و عالم دینی که با خود به پا کرد فاصله گرفته و غلبه بیش و بیش تر غرب زدگی و بی سامان شدن کارها و ارزشها و بنیانهای زندگی و تاریخ بر زندگی مردمان و دور شدن ما از آن خودهای اصیلی که در پیشامد دفاع مقدس و مادرانگی مادرانی که در آغوششان حاج حسینها و حاج قاسمها و حسن باقریها و مهدی باکری به وجود آمد، شاید معتکفشدن خلوت گزیدن با جلوات حق همان انتظار وارستگی است برای پیدا کردن حضور تاریخی انقلاب اسلامی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همراهی با نوشته حکیمانه سؤال شماره 34505 کاربر محترمی که عنوان آن «ماه رجب و عبور از سکرات نیهیلیسم» نهاده شد؛ عرض شد حقیقتاً ماه رجب نسیمی است که گویا از یک طرف خود ما را به خودمان برمیگرداند و از طرف دیگر، ما را با خدایِ گمشدهمان آشنا میکند و این از جهتی همان مطلبی است که به گفته شما اعتکاف نوعی طلب وارستگی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی خواهد بود زیرا آنگاه که حضرت حق در ماهی که آن را به خود نسبت داد، به سوی بندگانش رُخ بنمایاند؛ عملاً ما را در تاریخی که اراده کرده است تا تاریخِ نفیِ استکبار باشد، مستقر میکند و از ظلماتِ بیتاریخی رهاییمان میبخشد. اینجا است که با تمام استقرار نسبت به هر آنچه پیش آید، وارستگی پیشه خواهیم کرد، امری که در شخصیت مقام معظم رهبری «حفظهاللهتعالی» احساس میکنید. حال مائیم و اعتکافی که در پیش است یعنی حضور در آغوش خدایی که تا آنجا بر سر غیرت آمده است که اینهمه اراده به بیآبروکردنِ دشمنان انقلاب کرده است و ما را دعوت کرده است تا این بصیرت را که اصیلترین بصیرت است، عطایمان کند. و در این تاریخ و در این زمانه، این بزرگترین نتیجه اعتکاف امروزین است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در کتاب «شرح زیارت عاشورا» عرض شد اذکار صد لعن و صد سلام از نظر سلوکی جای خود را دارد ولی همچنانکه در مقدمهی کتاب عرض شده است آن نظراتی هم که پیشنهادهای دیگری دارند؛ قابل تأمّل است. در این مورد خوب است به مقدمهی کتاب رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح، مقامِ اصلی همهی کمالات است و نفس ناطقه بهرهای از آن را دارد و مظهر آن است. لذا قرآن فرمود: «نفختُ فیه من روحی» یعنی کالبد انسان، تنها بهرهی نازلهای از آن روح را در خود دارد و تازه، سایر قوا، ظهور کمالات نفس ناطقهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حاکمیت مطلق، با جمهوریت منافات ندارد. آری! حکم خدا مطلق است و ولیّ فقیه متذکر آن حکم است و نه طرحِ نظر خود. و مردم در جامعهی خود برای امور زندگیشان میتوانند تصمیم بگیرند و یکی از انواع تصمیمگیری در این رابطه، جمهوریت است. ۲. حضرت از صحنه کنار نرفتند و رأی مردم نیز در آن شرایط در کار نبود. ۳. حضرت اباعبداللّه «علیهالسلام» حاکمیت یزید را نپذیرفتند و در نتیجه، مورد تهدید قرار گرفتند. لذا به این نتیجه رسیدند شاید در کوفه بشود جریانی بیرون از حاکمیتِ یزید شکل بدهند و وقتی از نظر ظاهر، این کار نیز عملی نشد به گفتهی شهید مطهری، ترور را تبدیل به شهادت کردند. در این مورد خوب است به کتاب «حماسهی حسینی» مرحوم شهید مطهری رجوع گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودهاید. ولی به گفتهی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالبزاده؛ هر اندازه با فلسفهی غرب آشنا شویم، در زندهترکردنِ فلسفهی اسلامی موفقتر خواهیم بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مطلب را ملاحظه کردم ولی عنایت بفرمایید که این نوع حرکات که بیشتر به نوعی تردستی و خطای خیال مرتبط است؛ اولاً: با پیشگوییهایی که در حدّ خبر از آینده است، متفاوت است که با کمک تجرد نفس انجام میشود و بیشتر کارِ مرتاضان است هرچند که انسانهای وارسته نیز به جهت تجرد نفسشان میتوانند پیشگوییهایی داشته باشند. ثانیاً: معجزه، اساساً در ساحت دیگری است و با قوا و تواناییهای بشری امکان تحقق آن نیست. موفق باشید
مه تعالی: سلام علیکم: همچنان که بدخلقی رزق را تنگ میکند، ولی رویهمرفته عدهای بنا به مصلحتشان، رزقشان تنگ است بدون آنکه بدخُلق باشند. شاید بتوان گفت اگر ما بدون دلیل خودمان باعث تنهایی نشویم، آن تنهایی تقدیر ما باشد و به مصلحت ما است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهی قبل از جلسهی اخیر، بحثِ نظر به تابلوی اسلامی به میان آمد و اینکه ماوراء جزئیاتِ هر تابلویی، حقیقتی بر کلیت آن تابلو جاری است که انسان از طریق نظر به آن تابلو به کمک قوهی خیال به آن روحِ کلی منتقل میشود به همان معنایی که جسم را روحانی، و یا روحانیتی را جسمانی میکند. و در این جلسه سعی شد از این جهت نظری بر تواناییهای قوهی خیال بیندازیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی استغفار بخواهد به عنوان یک امتیاز در نامهی اعمال شخص ظهور کند، استغفار از گناه ظهور میکند ولی اصالت، با استغفار است و آن گناه در شخصیت انسان جایی ندارد و اینکه میفرمایند استغفار از گناه، مثل گناهنکردن است؛ یعنی دیگر آن گناه تأثیری بر انتخابهای انسان نمیگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایاتی که میفرمایند بالاخره شیعیان ما به بهشت میروند؛ با نظر به این نکتهی مهم است که شیعه، شخصیت پذیرفتهی خود را امام معصوم قرار داده است و به این لحاظ هرگز از گناهی که انجام میدهد، راضی نیست تا آن گناه در وجودش نهادینه شود 2- مبانی اصلی هر انسانی حضور در محضر ربّ بوده که همان «عهد الست» است و رعایت حلال و حرام الهی موجب میشود تا آن عهد همواره زنده بماند و با رحلت انسان، آن مقامی که مقام انس با پروردگارش بود، برایش ظهور کند البته با تفاوتی که در علم و عمل داشته است. زیرا رجوع به حق امری است تشکیکی. بنده عرایضی در رابطه با آيات 172 و 173 سوره اعراف داشتهام که عیناً خدمتتان ارسال میدارم: آیات مذکور خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا ميدهد كه انسان ذاتاً حق را ميشناسد و ربوبيت او را پذيرفته، ميفرمايد: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »
يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسلهايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت ميدهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك ميكني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟
نتايج آيه :
الف – ذات همة انسانها با پروردگار خود روبرو شدهاست.
ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت دادهاند.
ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را ميشناسند.
د – در قيامت بدكاران نميتوانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بياطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.
ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نميتوانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانهاي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همهشان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسانهايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسانها نگذاشتند صداي فطرت در جانشان خاموش شود.
و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام ميگيرد، جاي انكار و عذري باقي نميگذارد.
ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را ميشناسد، انسان ميتواند با فعّال نگهداشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.
ح – كار مربي در اصلاح انسانها « ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقياش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشتكردن به آن، خود فرد بهعهده دارد و به همين جهت هم ميشود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند بهوجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كردهباشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اينها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند.
7- توحيد فطري : يعني انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستي» و هم « ربّ هستي » و هم « اله و معبود هستي » ميشناسد. يعني فطرت انسان، توحيد را در همه ابعاد آن درك ميكند. لذا اماممعصوم(عليهالسلام) ميفرمايند: « فَطَرَهُمْ عَلَيالتَّوحيد » يعني براساس توحيد، انسان سرشته شده. و در نتيجه در عمق جانش ميفهمد خدايي در صحنه است كه هم خالق هستي و هم رب هستي و هم معبود اوست.
در همين رابطه قرآن ميفرمايد:
« أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ، وَ اَنِ اعْبُدُوني هَذا صِراطٌ مُسْتَقِيم »(يس/ 60)
يعني اي فرزند آدم! مگر به شما سفارش نكردم و شما تعهد نكرديد كه شيطان را نپرستيد، زيرا كه او براي شما دشمني آشكار است، و مرا بپرستيد كه راه مستقيم همين است و بس.
يعني راه راست، همان راه است كه فطرت انساني نشان ميدهد و آن پرستش خداي يگانه است و پرستش هر معبودي غير خدا كجروي و انحراف از مسير مستقيم فطرت است و فراموشي پرستش خداي متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انساني و فراموشكردن خويشتن حقيقي خويش است.
8– تأكيد تعاليم آسماني بر تزكيه با هدف:
الف- توجه دادن انسان است به نيازهاي اصيل فطري و رهايي از نيازهاي دروغين.
ب- تقويت ميل فطريِ خداخواهي كه در عمق جان انسانها هست.
ج- برداشتن پردههاي ظلماني از روي دل و ايجاد فضاي مساعد روحي براي توجه به خدا.
د- انطباق سير نظري و علمي با سير اخلاقي و عملي، تا آينه دل بتواند انوار الهي را بهخوبي جذب كند. چرا كه وقتي آنچه را انديشه ميشناسد تزكيه اخلاق در صحنه عمل آورد، روح انسان زمينة پذيرش هرچه بيشتر انوار الهي را در خود ايجاد كردهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید ماورای سطح فکری آنها خود را قرار دهید. بالاخره آنها در تاریخ خودشان و با مسائل خودشان زندگی میکنند. مدارا با آنها در عین حال، مافوقِ آنها زندگیکردن روش پیامبرانه است. در همین رابطه جناب مولوی میفرماید:
اين يكى نقشش نشسته در جهان
و آن دگر نقشش چو مه در آسمان
اين دهانش نكته گويان با جليس
و آن دگر با حق به گفتار و انيس
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن میفرماید: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً . وَ اتَّبِعْ ما يُوحى إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً . وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلاً (آیات 1 تا 3)/ احزاب) که به پیامبر خود میفرماید در مسیر رعایت احکام الهی به هیچوجه از کافرین و منافقین پیروی نکن و تنها وحی الهی را برنامهی راه خود قرار بده و بر خدا توکل کن و او کافی است که وکیل تو در همهی صحنهها باشد؛ دیگر گوش ما هرگز بدهکارِ این تحریمهای به اصطلاح سیاهچاله نخواهد شد. آنچه میماند وعدهی الهی است برای ایجاد بستری که در آن بستر، ضعف و ناتوانی و هلاکت جبههی استکبار بیش از پیش روشن میشود. چرا که میفرماید: «وَ لَمَّا رَأَ الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً (22)/احزاب) چون مؤمنین اتحادِ کفر جهانی را در مقابل خود دیدند، متوجه شدند آن وعدهی الهی که باید در متن قدرتنماییِ کفر ظهور کند، فرا رسیده است. لذا گفتند: این است وعدهی خداوند و رسول او، و خداوند و رسولش به وعدهی خود عمل کردهاند. به آن معنا که در تقابلی سختْ جهانی چهرهی حقانیت و قدرتنماییِ جبههی توحید روشن خواهد شد و لذا «ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» نهتنها خود را نباختند، بلکه ایمانشان نسبت به خدا و تسلیمشان نسبت به دستورات دین بیشتر از پیش به صحنه آمد.
آری! قصهی ما مبنی بر تأکید در نفی استکبار، باید به اینجاها میکشید و بحمداللّه کشیده شد. و مطمئن باشید این بهترین شرایط است برای به ظهورآمدنِ گوهر ایمانیِ مردمی که در وفاداری به انقلاب و نفیِ استکبار، یگانهی دوران خود هستند. اینان همان فئهی قلیلهاند که بر ازدهام پشههای این دوران پیروز خواهند شد. اینان همانهایی هستند که خداوند در موردشان فرمود: « لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقينَ بِصِدْقِهِمْ وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقينَ إِنْ شاءَ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيماً. وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزيزاً» (24 و (25)/ احزاب) خداوند میخواهد در این رویارویی پاداش صداقت صادقین را و عذاب منافقین را اگر توبه نکنند، بدهد و خداوند غفور و رحیم است. خداوند کافران را در حالیکه هیچ بهرهای از این تقابل بهدست نیاوردند با عصبانیت کامل برمیگرداند و خداوند برای مقابله با دشمنان حقیقت و حفظ مؤمنین بدون آنکه مقاتلهی مستقیمی آنها با کافران انجام بدهند، کافی است چرا که او قوی و شکست ناپذیر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان دستگاهی که میفرمایید آیهی فوق اینطور با ما سخن میگوید که اگر مردم دستورات الهی را بهخوبی بپذیرند تا مرحلهی رحمت خاصهی پروردگارشان جلو میروند زیرا حضرت ربّ رئوف و رحیم است و آنها را در میانهی راه رها نمی کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که حتی در شرایط عادی هم اگر مخیّر بین این دو موضوع باشید، زیارت حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» افضل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ملاحظه نمیکنید که فراقِ دیروز به ملاقاتِ امروزین تبدیل شد تا باز او، رُخ بپوشاند تا با ملاقاتی دیگر به ظهور آید. آری!
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور ** در خلایق میرود تا نفخ صور
نیکوان را هست میراث از خوشآب ** آن چه میراث است أورثنا الکتاب
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت جزوات، جزوهی مربوطه تحت عنوان «غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله» در لینک زیر: موفق باشید
لینک جزوه :غفلت از مقام نبوت در پوشش تمجید از حضرت محمد صلی الله علیه و آله
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا حرکت اعراض، در نسبتها ظهور میکند مثل حرکت رنگ سیب در سبزبودنش نسبت به رنگ زرد یا سرخ. ولی حرکت جوهری به ذات خودش و در ذات خودش محقق میشود. آری! ظهور آن حرکت در اعراض نمایان میگردد ولی ذات آن حرکت در خودش میباشد. باید به کمک شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» به معنای حرکت در جوهر فکر کرد. موفق باشید
