بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21916
متن پرسش
سلام استاد: اگر انسان در خواب حقیقت خودش را ببیند چه در برزخ و چه قیامت از نوع رویایی صادقیه و رحمانی است یا از نوع متاثر از اخلاقیات خود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم مطمئن شویم آن‌چه در رؤیای خود می‌بینیم، حقیقت ما است تا بحث صادقه‌بودن، یا رحمانی‌بودنِ آن پیش آید. نهایتش اشاراتی است که باید خودمان با شواهد دیگری که از طریق معصوم به ما رسیده است، مطلب را بررسی کنیم. موفق باشید   

21581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جبران گناهان استمناع و لواط و هم جنس بازی در قرآن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه، تواضع، خدمت به خلق و تلاش برای کسب معارف الهی. موفق باشید

21316
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و ضمن تشکر: بنده از تهران سخنرانیها و کتب شما را دنبال می کنم و خیلی شیفته شخصیت حضرتعالی شده ام تقاضا دارم دو سئوال بنده را جواب بدهید اگر ایرادی در سئوالات مشاهده فرمودید بیان بفرمایید: 1. حضرتعالی در بیاناتتان فرمودید بالاخره شیعه ها به بهشت می روند منظور کسانی اند که فقط به ائمه علیهم السلام اعتقاد دارند بدون رعایت حلال و حرام یا با رعایت حلال و حرام الهی؟ 2. آیا انسان ها مستعد ورود به عالم لاهوت می باشند؟ اگر جواب مثبت است تفاوت انسان لاهوتی با کسی که فقط رعایت حلال و حرام خدا را می کند در برزخ و قیامت چیست؟ در صورت امکان مورد 2 را جواب مفصل بدهید یا منابعی جهت مطالعه و جواب دقیق معرفی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایاتی که می‌فرمایند بالاخره شیعیان ما به بهشت می‌روند؛ با نظر به این نکته‌ی مهم است که شیعه، شخصیت پذیرفته‌ی خود را امام معصوم قرار داده است و به این لحاظ هرگز از گناهی که انجام می‌دهد، راضی نیست تا آن گناه در وجودش نهادینه شود 2- مبانی اصلی هر انسانی حضور در محضر ربّ بوده که همان «عهد الست» است و رعایت حلال و حرام الهی موجب می‌شود تا آن عهد همواره زنده بماند و با رحلت انسان، آن مقامی که مقام انس با پروردگارش بود، برایش ظهور کند البته با تفاوتی که در علم و عمل داشته است. زیرا رجوع به حق امری است تشکیکی. بنده عرایضی در رابطه با آيات 172 و 173 سوره اعراف داشته‌ام که عیناً خدمت‌تان ارسال می‌دارم: آیات مذکور خبر از تعهد فطري انسان در مقابل خدا مي‌دهد كه انسان ذاتاً حق را مي‌شناسد و ربوبيت او را پذيرفته، مي‌فرمايد: « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ، أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ »

     يعني آنگاه كه از فرزندان آدم، از پشت نسل‌هايشان، تعهد گرفتيم، خودشان را گواه خودشان گرفتيم، كه آيا من ربّ شما نيستم؟ گفتند: آري شهادت مي‌دهيم. اين كار را كردم تا روز قيامت نگويند ما نسبت به ربوبيت تو غافل بوديم، يا بگويند كه پدران ما مشرك بودند و ما هم فرزندان آنها بوديم و از خود اطلاعي نداشتيم، آيا ما را هلاك مي‌كني به جهت كاري كه آن باطلان كردند؟

          نتايج آيه :

    الف – ذات همة انسان‌ها با پروردگار خود روبرو شده‌است.

    ب – همه بدون استثناء ذاتاً به رب بودن خداوند شهادت داده‌اند.

    ج – همه با يك علم ذاتي و حضوري پروردگارشان را مي‌شناسند.

      د – در قيامت بدكاران نمي‌توانند بگويند ما از ربوبيت خداوند بي‌اطلاع بوديم، چون جانشان چنين تصديقي را همواره داشته و آنها با مشغول كردن خود به دنيا، آن صدا را در خود خاموش كرده و در نتيجه نشنيدند.

    ه – با توجه به اين ذات و فطرتِ آشنايِ به پروردگار هستي، نمي‌توانند بگويند چون پدران ما مشرك بودند ما هم مشرك شديم و محيط و تربيت خانوادگي را بهانه‌اي براي بدبودن خود بگيرند. لذا ريشه اصلي بد بودن و خوب بودن هر كس، خود فرد است و محيط و خانواده و پدر و مادر و جامعه و ژن، همه‌شان علت مُعِدِّه يا شرايط هستند و علت اصلي خود انسان است كه در مقابل نداي فطرت چه موضع و انتخابي بكند. و چه بسا از والدين غير صالح و در محيطي فاسد، انسان‌هايي متعالي سربرآورند، چرا كه اين انسان‌ها نگذاشتند صداي فطرت‌ در جانشان خاموش شود.

    و - اين نوع رويارويي با پروردگار كه از طريق علم حضوري و شهود قلبي انجام مي‌گيرد، جاي انكار و عذري باقي نمي‌گذارد.

    ز - چون انسان فطرت و ذاتي دارد كه آن ذات و فطرت، خدا را مي‌شناسد، انسان مي‌تواند با فعّال نگه‌داشتن آن فطرت، حق را از باطل تشخيص دهد.

    ح – كار مربي در اصلاح انسان‌ها « ذكر و تذكر» به حقايق است تا انسان براساس فطرتش به خود آيد و به خود حقيقي‌اش كه از رسيدن به آن راضي است، دست يابد، نه از خود گرفته شود. و نقش اصلي را در پذيرفتن نداي فطرت و يا پشت‌كردن به آن، خود فرد به‌عهده دارد و به همين جهت هم مي‌شود از يك پدر و مادر در شرايط مساوي دو فرزند به‌وجود آيد كه يكي كاملاً به فطرت خود پشت كرده‌باشد و لذا نبايد نقش محيط و خانواده و امثال اين‌ها را عمده كرد و بدي بدكاران را از دوش آنها برداشت، و يا والدين علت اصلي انحراف فرزندان را به خود نسبت دهند.

   7- توحيد فطري : يعني انسان فطرتاً هم خدا را « خالق هستي» و هم « ربّ هستي » و هم « اله و معبود هستي » مي‌شناسد. يعني فطرت انسان، توحيد را در همه ابعاد آن درك مي‌كند. لذا امام‌معصوم(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: « فَطَرَهُمْ عَلَي‌التَّوحيد » يعني براساس توحيد، انسان سرشته شده. و در نتيجه در عمق جانش مي‌فهمد خدايي در صحنه است كه هم خالق هستي و هم رب هستي و هم معبود اوست.

    در همين رابطه قرآن مي‌فرمايد:

«  أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ، وَ اَنِ اعْبُدُوني هَذا صِراطٌ مُسْتَقِيم »(يس/ 60)

    يعني اي فرزند آدم! مگر به شما سفارش نكردم و شما تعهد نكرديد كه  شيطان را نپرستيد، زيرا كه او براي شما دشمني آشكار است، و مرا بپرستيد كه راه مستقيم همين است و بس.

    يعني راه راست، همان راه است كه فطرت انساني نشان مي‌دهد و آن پرستش خداي يگانه است و پرستش هر معبودي غير خدا كج‌روي و انحراف از مسير مستقيم فطرت است و فراموشي پرستش خداي متعال در واقع؛ دورافتادن از فطرت انساني و فراموش‌كردن خويشتن حقيقي خويش است.

  8– تأكيد تعاليم آسماني بر تزكيه با هدف:

    الف- توجه دادن انسان است به نيازهاي اصيل فطري و رهايي از نيازهاي دروغين.

    ب- تقويت ميل فطريِ خداخواهي كه در عمق جان انسان‌ها هست.

    ج- برداشتن پرده‌هاي ظلماني از روي دل و ايجاد فضاي مساعد روحي براي توجه به خدا.

   د- انطباق سير نظري و علمي با سير اخلاقي و عملي، تا آينه دل بتواند انوار الهي را به‌خوبي جذب كند. چرا كه وقتي آنچه را انديشه مي‌شناسد تزكيه اخلاق در صحنه عمل آورد، روح انسان زمينة پذيرش هرچه بيشتر انوار الهي را در خود ايجاد كرده‌است. موفق باشید   

21252
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به پاسخ سوال 21235 باز هم قانع نشدیم. جناب استاد اشکالی که بزرگان از جمله آیت الله مصباح و دیگر مراجع و متفکران به صحبتهایی آقای روحانی دارند شاید از همین زاویه است که شما با آن در صدد توجیه سخنان ایشان بر آمده اید شما می فرمائید فرهنگ شیعیان طوری است که هر شیعه عامی هم در سنتی قرار دارد که پیامبر و امام را معصوم می داند اما اولا متاسفانه این فرهنگ خصوصا در نسل جوان دارد با تهاجم فرهنگی دشمن و غفلت مسئولان کم کم زیر سوال می رود و سخنان آقای روحانی در این فضا همین انحراف را تقویت می کند. ثانیا اشکال به آقای روحانی این است که چرا به گونه ای سخن می گوئید که زمینه فرو پاشی این فرهنگ فراهم شود؟ براستی با این توجیه شما آن سخن روحانی که گفت درسی که از کربلا می گیریم مذاکره است را به راحتی می توان توجیه کرد که در فرهنگ عمومی شیعه همه می فهمند کار امام قیام و جهاد و شهادت بود و منظور روحانی این بوده که امام دشمنان را نصیحت کرد ولی دیدیم رهبر انقلاب چطور بر ایشان تاخت که تاریخ را اینطوری می فهمی چرا سهل اندیشی و سخنانی که خود بهتر مطلعید. لذا استاد جان جسارتا می گویم درست نیست این که بزرگانی که عمق انحراف این سخنان و زمینه سازی آن را برای تسهیل کردن انتقاد به معصوم را فهمیدند و برنتافتند را محکوم به عدم درک صحیح و همه جانبه، کنیم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که آقای روحانی سخنان بیجا، کم ندارند بحثی نیست. از جمله همان سخنی که برای توجیه کار خود، صحبت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» با عمر سعد را به عنوان مذاکره مطرح کرده‌اند که کاملاً بیجا بود. از آن طرف جریان منتسب به ایشان، از بعضی جهات در تلاش‌اند تا جهت کلّی انقلاب را به حاشیه ببرند و تصوری که باید از نظام اسلامی در مقابل استکبار داشت، را دفن کنند و متأسفانه ما به جای این‌که بر روی این مسائل کار کنیم و روشن نماییم چرا این جریان سعی دارد نظام را ناکارآمد نشان دهد؛ می‌گردیم یک طوری سخن ایشان را مطرح کنیم که از آن نفیِ عصمت ائمه برآید و از این طریق، طرفداران ایشان را نیز به این سمت بکشانیم که می‌شود نفیِ عصمت آن بزرگواران را کرد. بنده این نوع برخوردها را اگر ناشی از جریان نفوذی ندانم، ناشی از بی‌فکریِ رفقای مذهبی خود می‌بینم. موفق باشید

19612
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ۳ سوال دارم. ۱. راهکار عملی رسیدن به بیداری و یقظه چیست هر چیزی بگویید انجام می دهم به توفیق الهی. حب بطوء هم دارم برایم وقتش مهم نیست. ۲. آیا شما تعداد خواندن جوشن کبیر را می دانید که به حظ ان رسید. مثلا هزار بار یا هر شب تا چند سال. ممنونم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در درک معارف الهی مثل معرفت نفس و معرفت ربّ، قدم گذارد و در کنار آن رعایت تقوای الهی و حرام و حلال آن را انجام داد، خداوند او را به یقظه و شعوری خاص می‌رساند تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد و عباداتش کیفیت پیدا می‌کند در آن حال، یک‌بار ذکر اسماء الهی در مناجاتی مثل جوشن کبیر غوغا خواهد کرد. مگر حضرت یونس«علیه‌السلام» بیش از یک‌بار عرضه داشتند: «لا إله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» که حضرت حق اجابت فرمود و او را از آن ظلمات نجات داد؟! بیشتر به کیفیت عبادات فکر کنید. موفق باشید

18177
متن پرسش
با سلام و احترام و عرض ادب و وقت بخیر: شرمنده استاد جز شما کسی پیدا نمیشه سوالتم رو ازش بپرسم ببخشید خیلی مزاحم میشم. به نظر شما این ها درسته؟ همه رفتار های انسان پایه نوروبیولوژیکی دارند. نوروبیولوژی عملکرد دستگاه عصبی را می‌سنجد و عملکرد دستگاه عصبی خود را در پدیده‌ای به نام رفتار نشان می‌دهد؛ یعنی هر رفتاری که از انسان سر می‌زند؛ حتما ریشه و پایه آن دستگاه عصبی و نوروبیولوژیکی می‌باشد مثل رفتارهای پرخاش، خنده، قضاوت، هدف دار، بی هدف و… و حجاب پدیده بیولوژیکی است نه دینی!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه‌ی انسان محل اصلی همه‌ی احساسات است ولی ظهورِ آن در اعضاء می‌باشد مثل بینایی که مربوط به نفس ناطقه است و شما در خواب که چشمانتان بسته است چیزهایی را می‌بینید که بعداً در بیداری با آن‌ها روبه‌رو می‌شوید. نورون‌ها نیز محل ظهور احساسات نفس ناطقه است. پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. موفق باشید

17871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز با سلام: این آیه از قرآن که خداوند می فرمایند ایمان حقیقی این نیست که فقط روی خود را به سوی غرب و شرق کنید، منظور از روی خود رو به سوی غرب و شرق کردن به چه معناست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بخواهد بگوید خداوند در منظر توست، سعی کن با رفع حجاب‌ها او را بیابی. موفق باشید

16612
متن پرسش
استاد سلام: در نوشته ای از شما که یادداشت ویژه بود با عنوان «وسعت محبت پیامبر (ص)» ، شما فرمودید که پیامبر (ص) از آنجایی که در مقام توحیدی و حقیقت نوری شان بر تمام ذرات عالم احاطه دارند به اذن خدا پس تسبیح و... آنها را هم می فهمند و درک می کنند، حال با توجه به این نکته، آیا آن آیه از سوره انبیا که اشاره به همراهی کوه وپ رندگان در تسبیح حضرت داوود (ع) را دارد، آیا به همین معنی است و نشان از این حقیقت حضرت داوود (ع) را دارد؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نبوت همه‌ی پیامبران به نحوی با حقیقت نبوت و صاحب نبوت یعنی حضرت محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مرتبط است و به نور آن نبوت در امت‌های خود از کمالات آن حضرت به نحو مناسب تاریخ آن امت بهره‌مند هستند. موفق باشید

15519
متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه ی پایه 2 هستم. من کتاب های «ده نکته در معرفت نفس» و «جوان و انتخاب بزرگ» را خوانده و در حال خاندن شرح مراتب طهارت هستم. و می خواهم وارد بحث علوم غریبه بشوم به نظر شما از چه کتابی شروع کنم؟ و آیا شما در اصفهان استاد خوب که به ایشان دسترسی باشد سراغ دارید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چنین کسی را سراغ ندارم و این‌کارها را موجب نابودی عمر می‌دانم. مگر قرآن و روایات و علمای بزرگی که مقاصد اصلی این دو خزینه‌ی بزرگ را در اختیار ما می‌گذارند، چه کم دارند که باید به علوم غریبه پناه برد؟!!! علوم غریبه‌ی الهی یعنی فهمِ سنن الهی از طریق قرآنِ کریمِ مجید. موفق باشید

8248
متن پرسش
سلام و به قول خودتون صبح کم الله بالخیر با وجود تاکید شدید رهبری به ورزش و مطالعه مطالب شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ راجع به ورزش اما بنده متاسفانه هنوز ورزشکار نیستم لکن ورزشکارها رو دوست دارم و خلاصه تنبلی میکنم در امر ورزش میشه اندر فواید ورزش به صورت طبقه بندی شده توضیح بدید و منو به این ور و اون ور رجوع ندید که واقعا انگیزه و پشتکار پیدا کنم تشکر از شما فقط استدعا دارم مختصر توضیح ندید چون دلم میشکنه
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر نخواهی ورزش کنی صد تا کتاب در راستای بحث «تأثیر روح بر حرکات ورزشی» که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض کردم هم بنویسم ورزش نخواهی کرد. و اگر بخواهی ورزش کنی، همین مقدار هم که گفته‌ام زیادی است. موفق باشید
27321
متن پرسش
سلام علیکم: وقت شما بخیر. سپاس برای پاسخ به سوالاتی که پیدا کردن حوابشون برای من اصلا ساده نیست. بنده مشکل در زمان دارم. یعنی به اندازه‌ی نیازم زمان ندارم و به اکثر کارهایی که قبلاً براحتی انجام می دادم نمی رسم، در حالیکه تغییری در زندگیم اتفاق نیفتاده (جز رحلت مادرم) گفتند بین الطلوعین نخواب، بیدار ماندم؛ گفتند تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بخوان، انجام دادم. اما همچنان کمبود وقت دارم و می ترسم ناشی از گناه یا خلق بدی باشه. ممنون میشم اگر بفرمایید علت و چاره‌‌ی این مسأله رو. ماجور و برقرار باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خود را به وسعت تاریخی که در آن هستیم، بیابیم و با موضوعات، در حدّ و اندازه‌ی حضور تاریخی خود برخورد کنیم. مثلاً اگر به مطالعه‌ی قرآن می‌پردازیم، برای آن باشد که مسائل امروز خود را از آن بگیریم، نه آن‌که مشغول تفسیرهای مختلف و تجزیه و تحلیل‌های کلمات شویم و از هدف اصلی خود، که گرفتنِ هدایت از قرآن است باز بمانیم و عملاً شوق ادامه‌ی کار را از دست بدهیم. موفق باشید

27088
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری در صورتیکه مقدمه بحث این باشد که حرکت در اعراض ناشی از حرکت در ذات است و اگر حرکت جهت نداشته باشد و به کمالی منتهی نشود حرکت نیست. سوال اینکه حرکت در اجزای اصلی جهان نظیر آب طی میلیونها سال علیرغم تغییرات در اعراض (جامد مایع گاز) دارای حرکت سیکلیک هستند که قاعدتاً نمی توان جهتی برای این نوع حرکت قایل بود. با این فرض که جهتی برای حرکت سیکلیک نمی توان قائل بود حرکت در اعراض در آب را قاعدتا نمی توان به تغییر در جوهر نسبت داد. آیا این عبارت صحیح است؟ به نظر دیگر اجزا تشکیل دهنده جهان مادی نظیر عناصر آهن و ... نیز پس از مدتی کوتاه یا بلند و رسیدن به حداقل سطح انرژی خود دیگر از حرکت متوقف می شوند و تغییر در اعراض نیز متوقف می شود. البته ممکن است از ماده ای به ماده ی دیگری منتقل شوند ولی تغییرات دارای جهتی خاص در مقیاس کلان نیست و صرفا دچار تغییر شکلهای تکراری می شوند. پس حرکت در این مواد نیز یا سیکلیک است یا در نهایت متوقف خواهد شد. پس حرکت ذات کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا حرکت اعراض، در نسبت‌ها ظهور می‌کند مثل حرکت رنگ سیب در سبزبودنش نسبت به رنگ زرد یا سرخ. ولی حرکت جوهری به ذات خودش و در ذات خودش محقق می‌شود. آری! ظهور آن حرکت در اعراض نمایان می‌گردد ولی ذات آن حرکت در خودش می‌باشد. باید به کمک شرح صوتی بحث «حرکت جوهری» به معنای حرکت در جوهر فکر کرد. موفق باشید

25858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده کارشناسی حقوق دارم و در حال آماده شدن برای وکالت بودم که با عرفان و آقای دولابی و آثار استاد طیب شاگرد ایشان آشنا شدم درسم را رها کردم و به شدت درون گرا شدم علاقه شدید به تحصیل در حوزه پیدا کردم اما همسرم اصلا اجازه نداد، از پارسال تا حالا هم سیر مطالعاتی شما را دنبال می کنم و هم مشغول حفظ قرآن هستم. برداشتم از آثار شما و دیگر عرفا این بود که برای زن خانه داری بهترین شغل است به همین خاطر وکالت را رها کردم اما الان خیلی منزوی شده ام و دوست دارم فعالیت اجتماعی داشته باشم و از طرفی دلبستگی شدیدی به سیر و سلوک عرفانی دارم. از طرفی پدر و مادری فقیر دارم که خیلی دوست دارند وکالت کنم و کمک خرجشان باشم، همسرم هم خیلی دوست دارد، دو فرزند هم دارم به نظر شما وکالت برای یک زن با سیر سلوک عرفانی اش منافات دارد؟ اگر دارد چه فعالیت اجتماعی کنم که از انزوا یی که به آن مبتلا شده ام خارج بشوم؟ چون در شهری دور از خانواده هم زندگی می کنیم و غریب هستیم. خیلی تنهایی بهم فشار می آورد. دوستِ هم روحیه ای هم پیدا نمی کنم. آیا حفظ و تفسیر را ادامه بدهم یا وکالت؟ هدفم هم کمک به پدر و مادر عزیزتر از جانم و برون رفتن از انزواست. استاد عزیز خیلی به راهنمایی شما محتاجم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوه‌ی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی می‌آورد. موفق باشید

24764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا انقدر باید بگردیم؟ چرا باید دنبال صاحب نفس بگردیم؟ اصلا گشتن چه معنایی دارد؟ مگر صاحب نداریم؟ مگر امام نداریم؟ مگر حجت کبرای خدا ناموس اکبر حضرت بقیه الله بر ما احاطه ندارند؟ چرا از انفاس قدسی حضرت صاحب الزمان استفاده نکنیم؟ حال که بی صاحب نیستیم پس چگونه باید از انفاس قدسی اش بهره مند گردیم؟ چه کنیم که حضرت به ما توجهی کند؟ عرفا گاه به سالکان و مریدان خود توجهی باطنی می کنند و می شود آنچه که باید بشود. ما چه کنیم؟ چکار کنیم تا حضرت به ما توجهی کنند؟ اصلا راه ارتباط با ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما امام داریم و او عین عصمت است، پس با رعایت شریعت الهی راه‌مان به سوی او گشوده می‌شود. موفق باشید

24448
متن پرسش
با سلام و عرض ادب. لطفا: ۱. در صورت امکان راجع به این جمله توضیحی بفرمایید: «عرفا درباره تغییر جواهر به تجدد امثال قائل اند» ۲. در آیه قرآن سوره بقره می گوییم: «ربنا ولا تحملنا ما لاطاقت لنا ورحمنا...» سوالم این است که مگر رب حکیم چیزی ورای طاقت ما بر ما تحمیل می کند که ما اینچنین تقاضا می کنیم لطفا بفرمایید سر این مطلب چیست؟ متشکرم و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! تغییر جوهر عملاً به یک نوع تغییر اعراض و تثبیت جوهر ختم می‌شد ولی با نگاه حرکت جوهریِ صدرایی، موضوع به نگاه عرفا نزدیک شد که معتقدند همواره عالَم جدید است و نظر به خلق جدید دارد. ۲. حضرت ربّ العالمین همواره برای تربیت انسان‌ها به نور ربوبیت خود عمل می‌کند ولی این انسان‌ها هستند که بعضاً آمادگی تربیت ربّ خود را ندارند و در این راستا از پروردگار می‌خواهند که مطابق طاقت آن‌ها با آن‌ها برخورد کند و این دعای بسیار ارزشمندی است. موفق باشید

23945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: نتیجه اتحاد روحانی با امام زمان (عج) چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در افق نگاه حضرت به عالَم، زندگی خود را معنا خواهیم کرد. موفق باشید

23122
متن پرسش
سلام: ۱. اگر از راه دور برای میت مثلا هفت مرتبه سوره قدر بخوانیم آیا به او می رسد و نفعی برای مرده دارد؟ و چه فرقی می کند که از راه دور بخوانیم یا سر قبر وی؟ ۲. چرا امام معصوم به زائر قبرش نظر ویژه دارد؟ امام در همه جا بطور کامل حاضر است چرا بین کسی که از داخل منزل سعی می کند با امام ارتباط پیدا کند و کسی که زائر است امام فرق می گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متوفی چون به محل بدن خود توجه خاص دارد، ذکر و دعا و قرآن در کنار قبورشان برایشان مؤثرتر خواهد بود. البته در هر صورت اگر قصد رساندن برکتی به آن‌ها داشته باشید تأثیر خود را دارد.

ائمه «علیهم‌السلام» و ملائکة اللّه به محلِ دفن بدن مبارک‌شان نظر خاص دارند و در آن‌جا حجابِ بین انسان و حضرت حق بهتر مرتفع می‌شود، وگرنه در هر جایی می‌توان به اولیاء معصوم توسل جست. موفق باشید

22978
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیزم: استحضار دارید طبق اجتهاد فقهای شیعه اگر پدر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نخواهد شد. بنده واقعیت اش موضوع پژوهش ام در این مورد هست، اماواقع اش هر چی تفکر می کنم به فلسفه و حکمت این احکام پی نمی برم لذا خواهشمندم پاسخ مستند و مستدل بدهید، هر چند آگاه هستم که چنین سئوال خیلی با فضای فکری و عملی حضرتعالی هم خوانی ندارد و بیشتر جنبه فقهی دارد، اما حضرتعالی از جنبه ی معرفتی و حکمی پاسخ دهید. سئوال اول: یکی از شرایط اجرای قصاص فقدان رابطه ی ابوت است، یعنی پدر و جد پدری اگر فرزند خود را به قتل برساند، قصاص نخواهد شد، ادله ی زیادی از سوی فقها ارائه شده اما نظر مبارک جنابعالی در مورد این حکم چیست چرا پدر باید معاف شود؟ و مشخصا چرا باید جد پدری معاف گردد؟ سوال دوم: در مورد معافیت « مادر» اختلاف نظر جدی میان فقها وجود دارد، به نظر مبارک شما اگر بپذیریم که پدر معاف است، چرا مادر را معاف ندانیم در حالی که اکثر ادله ی که معافیت پدر را ذکر می کنند، شامل مادر هم می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جایگاه قصاص در اجتماع فکر کنید و این‌که اگر کسی بدن کسی را به قتل رساند باید در إزاء سودی که آن بدن به اطرافیان می‌رسانده، قاتل، ضرر را جبران کند وگرنه از نظر گناهی که صورت گرفته و انسانی به قتل رسیده موضوع فرق می‌کند. جایگاه قصاص در رابطه با ضرر مادی است که پیش آمده. می‌ماند که آیا آن ضرر برای پدر و جدّ بیشتر است و یا برای مادر؟ که به نظرم به شرایط اقتصادی مربوط می‌شود که عموماً بارِ اقتصاد قبیله به دوش پدر و یا جدّ پدری است و اگر خود این افراد فرزند خود را به قتل برسانند خارج از وجه معصیتی که جای خود دارد، عملاً به خودشان از نظر اقتصادی ضرر زده‌اند و بنابراین خودشان باید قصاص کار خود را تحمل کنند. موفق باشید  

22528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: عقل شرع را می پذیرد یا شرع عقل را؟ ایمیل خرابه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل، شرع را می‌پذیرد به همان معنایی که در علم کلام گفته می‌شود: حُسن و قبح، عقلی است. موفق باشید

19887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتابی در مورد راه جدا کردن روح از بدن خواندم. بعد از مطالعه تصمیم گرفتم این کار را انجام بدم وقتی شروع به تمرکز کردم دستهایم بدون اراده من بالا آمد و یک دفعه صورتی را جلوی خود دیدم که به من زل زده در این هنگام ترسیدم و بلند شدم رفتم. 1. اگر ادامه می دادم می توانستم این کار را انجام بدم. کلا نظرتان چیست؟ چون این راه گناه نیست که بخواهد راه اهل بیت (ع) نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن صورتی که روبه‌رو شده‌اید، صورتی از صورت‌های شیطان بوده است و اگر ادامه دهید بسیاری از ابعاد شما را در تصرف خود قرار می‌دهد. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

19882
متن پرسش
سلام استاد: در باب حرکت جوهری دو تا سوال دارم: ۱. فرمودین زمان حال نداریم، یا گذشته‌س یا آینده، یعنی تقدم‌ و تاخر، ولی واقعا وقتی یه تحلیل عقلی می کنیم نمیشه گفت ما در بی زمانی به سر می بریم، یعنی اگه بگیم که حال‌های مکرر و متوالی داریم که میرن و گذشته میشن درسته؟ ۲. در حرکت اون چیزی که هنوز نیومده قوه‌ست، ولی وقتی باالفعل میشه و میره و به گذشته ملحق میشه، عدم میشه یعنی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که می‌فرمایید «حال»، دیگر حال، حال نیست و گذشته است 2- در حرکت است که با پدیده‌ای روبه‌روئیم که همواره می‌آید و می‌رود ولی در نسبت با «وجود» و تبدیل قوه به فعل، موضوع فرق می‌کند. موفق باشید

19167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سوالی هست که مدتها ذهن من را مشغول کرده است و آن این است که چطور می شود در دنیا به تقدیراتی که داریم پی ببریم تا بدانیم چه نقشی در این عالم داریم و در پی روزی و جایگاه خود دچار سردرگمی نشویم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این از اسرار الهی است. تنها می‌توانیم به حکم وظیفه‌ی دینی خود عمل کنیم تا خداوند راه حق را در مقابل ما بگشاید. موفق باشید

19113
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه تنها راه طی حقیقی مسیر سیر و سلوک و البته ترک گناه و انجام طاعات، عشق است و عاشق خدا شدنT همانطور که در قرآن و روایات و مناجات ها (مثلا شعبانیه) و کلام بزرگان ذکر شده است. اساسا وظیفه ام چیست تا عاشق او شویم؟ تا بوسیله این عشق دیگر گناه رنگ ببازد و هرچه هست او بشود؟ راه عملی چیست؟ بعضی بزرگان می فرمایند راه رسیدن به عشق، اطاعت و طاعت است. اما مشکل این است که در عالم پیچیده مدرنیته، نفس اطاعت بدون انرژی عشق ناممکن و یا بعید است. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شرح صوتی آن در این مورد شده است. آری! اگر با رویکردِ حبّی به حقیقت که جانِ ما به آن تعلق دارد نظر کنیم و موانع حبّ به حقیقت را که همان حجاب‌های خودخواهی است، برطرف نماییم و رعایت دستورات الهی را عملی سازیم، حبّ به حضرت حق و محبت به اولیاء الهی در ما سر برمی‌آورد. موفق باشید

18750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: 1. بنده نوجوانم و با آثار شما مأنوس هستم آیا همه را ول کنم و اول خوب فلسفه بخوانم یا ادامه دهم، پس چه زمانی فلسفه بخوانم؟ 2. مگر نه این است که انسان ابتدا باید با کتب عالمان عالم دار یک مقداری مأنوس باشد تا شخصیت فکری پیدا کند حالا این مدت انس با این آثار چقدر باید باشد تا شخصیت محکم شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی روی سایت را اگر ادامه دهید؛ اولاً: تا حدّی تفکر فلسفی پیدا می‌کنید، ثانیاً: مباحث موجب می‌شود تا فلسفه را و جایگاه آن را بهتر درک کنید. موفق باشید

17204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: تفاوت عالم جبروت یا عوالم دیگر در قوس صعود با جبروت قوس نزول چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم جبروت و عوالم دیگر در قوس نزول وجه تکوینی عالم است ولی در قوس صعود مربوط به انتخاب انسان و وجه تشریعی او است و می یابد که به عنوان انتخاب هایی که کرده است در قوس صعود سیر می کند. موفق باشید

نمایش چاپی