بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتابی در مورد راه جدا کردن روح از بدن خواندم. بعد از مطالعه تصمیم گرفتم این کار را انجام بدم وقتی شروع به تمرکز کردم دستهایم بدون اراده من بالا آمد و یک دفعه صورتی را جلوی خود دیدم که به من زل زده در این هنگام ترسیدم و بلند شدم رفتم. 1. اگر ادامه می دادم می توانستم این کار را انجام بدم. کلا نظرتان چیست؟ چون این راه گناه نیست که بخواهد راه اهل بیت (ع) نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با آن صورتی که روبه‌رو شده‌اید، صورتی از صورت‌های شیطان بوده است و اگر ادامه دهید بسیاری از ابعاد شما را در تصرف خود قرار می‌دهد. در این مورد عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. موفق باشید

19554

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تهیت خدمت معلم گرامی: طاعات و عباداتتان قبول، حضرت استاد، آیا کمک به افرادی که در خیابان و ... تقاضای کمک مالی می‌کنند کار صحیحی است؟ یا این عمل امروز موجب گدا پروری می شود و زمانه فرق دارد؟ چه باید کرد؟ ضمنا این حقیر مدتی است علی رغم تلاش برای کظم غیظ زود عصبانی می شوم. لطفا دعا بفرمایید برای این شاگرد بی انضباط.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر احتمال بدهیم که طرف محتاج است و بتوانیم به آن کمک کنیم، نباید کوتاهی کرد، وگرنه، نه. 2- در مورد کظم غیظ، سعی کنید برای خود برنامه‌ریزی کنید با رجوع به روایاتی که کظم غیظ را منع می‌کنند و خوش‌بینی و خوش‌رویی را توصیه می‌کنند. کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام کارساز است. موفق باشید

19113
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اینکه تنها راه طی حقیقی مسیر سیر و سلوک و البته ترک گناه و انجام طاعات، عشق است و عاشق خدا شدنT همانطور که در قرآن و روایات و مناجات ها (مثلا شعبانیه) و کلام بزرگان ذکر شده است. اساسا وظیفه ام چیست تا عاشق او شویم؟ تا بوسیله این عشق دیگر گناه رنگ ببازد و هرچه هست او بشود؟ راه عملی چیست؟ بعضی بزرگان می فرمایند راه رسیدن به عشق، اطاعت و طاعت است. اما مشکل این است که در عالم پیچیده مدرنیته، نفس اطاعت بدون انرژی عشق ناممکن و یا بعید است. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و شرح صوتی آن در این مورد شده است. آری! اگر با رویکردِ حبّی به حقیقت که جانِ ما به آن تعلق دارد نظر کنیم و موانع حبّ به حقیقت را که همان حجاب‌های خودخواهی است، برطرف نماییم و رعایت دستورات الهی را عملی سازیم، حبّ به حضرت حق و محبت به اولیاء الهی در ما سر برمی‌آورد. موفق باشید

15761
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در مناجات خمسه عشر آیا مناجات ها به ترتیب مراتب معنوی و سلوکی است؟ روی هر دعا چقدر باید ماند و از نور آن استفاده کرد و سیر کرد؟ (دو دعا را می توآن با هم خواند؟) به چه روشی و با چه کیفیتی می توان حداکثر استفاده از این مناجات ها کرد؟ لطفا کمی شرح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم آن ادعیه و مناجات‌های گران‌قدر بر اساس یک ترتیب سلوکی تنظیم شده باشد. هرکس بنا است بر اساس حال خود به هر کدام از مناجات‌ها رجوع کند. پیشنهاد بنده آن است که یک مناجات در یک‌سال مدّ نظر قرار دهد و از آن طریق با حضرت حق مأنوس گردد و سپس به مناجات دیگری رجوع نماید. موفق باشید  

13221
متن پرسش
با سلام: استاد منظور از این حدیث که (اول الدین معرفته...) چیست؟ منظور از اول الدین چیست؟ آیا به معنا ابتداییت یا رتبه و درجه دینداری است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسلّم است که دینداری باید با معرفت به سوی حضرت حق شروع شود و درجه‌ی عبادات به درجه‌ی معرفت بستگی دارد، نه به کثرت عبادات. موفق باشید

8392
متن پرسش
با سلام در کتاب عالم درون،عالم برون نوشته شده که مخلوقات فعلیت علم الهی و به تعبیر بهتر علم فعلی الهی هستند،پس چرا فقط جبرائیل مظهر اسم علیم الهی است؟
متن پاسخ
- باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مخلوقات مظهر علم الهی‌اند از آن جهت که ظرفیت تجلی علم الهی به تناسب امکان‌شان را داشته‌اند ولی حضرت جبرائیل مظهر تجلی تعلیم الهی است با جامعیتی که انسان‌ها به خصوص انسان کامل نیاز دارد. موفق باشید
8046

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام >>> اختلال تجزیه هویت(هویت پریشی)، که اختلال شخصیت چند گانه هم نامیده می شود عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می کنند. معمولا این شخصیت ها نام و سن و مجموعه ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. بیشتر در‌‌‌ http://en.wikipedia.org/wiki/Dissociative_identity_disorder من کتاب خویشتن پنهان شما را خوانده ام و برایم یک سوال پیش آمده است. اختلال روانی تحت عنوان اختلال تجزیه هویت وجود دارد که افرادی که این بیماری را دارند چندین شخصیت متفاوت دارند. وجود روح با توجه به وجود این اختلال چگونه توجیه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بالاخره روح این افراد است که گرفتار این تصورات چندگانه شده است. همان‌طور که روح موحدین است که منوّر به تصور درستی از خداوند می‌شود. موفق باشید
7933
متن پرسش
سلام استاد ببخشید که مزاحم می شوم ولی مطلبی در مورد منتقدان دولت از شما مشاهده کردم که حقیقتا شگفت زده شدم. رویکرد کدام منتقدان دولت را انتخاباتی می دانید؟ کدام انتقاد را بر این اساس تلقی می کنید که منتقدان در پی اپوزیسیون نشان دادن تصویری از خود هستند؟ بنده در این صحنه سیاسی منتقدی با این ویژگی ها نمی بینیم. منتقدان دولت در مجلس که عمدتا جبهه پایداری هستند تا قبل از سخن رهبری که از دولت خواست سعه صدر نشان بدهد تحت فشار شدیدی بودند و الان نیز کمی فراغ بال برایشان حاصل شده است.انتخاباتی؟ به هر حال عده ای معتقدند توافق ژنو منجر به هولوکاست هسته ای شد و ترکمنچای است؛ حال شما معتقد نیستید و در عین حال آن را فتح الفتوح هم نمی دانید، سلمنا؛ هر کسی این نظر را قبول نداشته باشد رویکردش انتخاباتی است؟ بی شک نظر شما این نیست. بنده به نوبه خود معتقدم که توافق ژنو نه تنها هیچ دستاوردی نداشته است ( چندر غازی که قرار بود از پول های خودمان به ما بدهند هم قابل وصول نیست) بلکه عزت و شرف ملی را لگد کوب 8 شرطی قرار داده است که بر حق هسته ای ما در این توافق چیده شده است. اگر این توافق به مرحله آخر برسد - که به لطف الهی نخواهد رسید – کشور ما تبدیل به یک استثنا در زمینه انرژی هسته ای می شود و ما جدای از NPT باید به دنبال آمریکا بدویم تا قبول کند فلان تعداد سانتریفوژ نیاز ماست و اگر آنها قبول نکردند باید بگوییم چشم. مستحضر هستید که نمی توان در چنین شرایطی تمام حق را مستفاد نمود؛ مثلا اگر ما به این نتیجه برسیم که نیاز داریم 3000 سانتریفوژ اضافه کنیم و آمریکایی ها بگویند نیاز شما 30 عدد است نهایتا خیلی دیپلمات ها زرنگ باشند بتوانند 100 عدد را تصویب کنند. حال شما می گویید اگر قراردادی ما را تحت چنین حقارتی قرار دهد خیلی هم بد نیست ، و یا صلاح نیست که بگوییم بد است چرا رویکرد بقیه را انتخاباتی می دانید؟ما از شما یاد گرفته ایم که برخورد ما با غرب نبرد تمدنی است و بین دو طرف مخاصمه یا باید زمینه های تمدن اسلامی نابود شود یا تمدن وحشی غرب؛ با چنین دشمنی باید این گونه قرارداد بست؟ طیف لاریجانی که کاملا در قبال رفتار دولت سکوت کرده است، لاریجانی خود را موظف می داند که از علی مطهری در مقابل قوه قضاییه دفاع کند و خود را در حال دفاع از شان نمایندگی می داند ولی در مورد شکایت دولت در پوشش شورای عالی امنیت ملی از برخی نمایندگان کاملا سکوت می کند. خدا وکیلی استاد اگر مشایی گفته بود آمریکا با یک بمب تمام تاسیسات نظامی ما را از کار می اندازد همین طور با او برخورد می کردند یا کار به استیضاح احمدی نژاد می کشید؟ بله رفتار آقای احمدی نژاد در آن یکشنبه سیاه غیر شرعی و غیر قانونی ، ولی انتظار نداشته باشیم از تریبون نماز جمعه مشهد ، داد بزنیم که « یک نفر دم مشایی را بگیرد از کابینه بیاندازد بیرون » و بعد با سخنان احمدی نژاد بگوییم اخلاق در جامعه از دست رفت. چرا سکوت کرده اند ؟ غیر از این است که وزیر کشور از دار و دسته لاریجانی است؟ احمدی نژاد تمامیت خواه نبود؛ لطف الله فروزنده ، کردان ، حاجی بابایی ، متکی، پور محمدی ( رئیس بخش روحانیون ستاد هاشمی 84) و ... همه در گروه سیاسی این آقایان بود ولی قانع نبودند، نوع رفتار احمدی نژاد با وزرا به گونه ای بود که هرکس در کابینه می رفت ، دیگر مدیریت احمدی نژادی پیدا می کرد و اهل ساخت و پاخت و امتیاز دادن نبود.برای همین کردان را با آن فجاعت استیضاح می کنند و حاجی بابایی یک ماه به وزارت می رود و در مجلس امضا برای استیضاحش جمع می شود. اگر احمدی نژاد این کارها را نمی کرد ، دولت ائتلافی می شد و برای همین رهبر انقلاب می فرمایند عدم شایسته سالاری عدالت نیست.دولت ائتلافی یعنی افتضاح سبد کالا؛ افتضاح برف شمال ؛ حالا شما ببینید چنین کابینه ای چگونه می خواهد هدفمندی یارانه ها را مدیریت کند.نشان دادن سختی مردم در گرفتن سبد کالاکه منجر به عذرخواهی روحانی و بهتر شدن ادامه روند شد کمک به دولت نبود؟ انتخاباتی ؟ منتقدان از رویکرد فرهنگی دولت هم ابراز نگرانی کردند و کار به کارت زرد به وزیر کشید و در نهایت رهبر انقلاب هم تایید کردند .ما که استاد بچه نیستیم ، می فهمیم که وقتی هاشمی خاطره می گوید و خواب امام را می بیند که نگویید مرگ بر آمریکا و آقای طباطبایی می گوید « مرگ بر آمریکا وحی منزل نیست» یعنی چه. کدام منتقد را می گویید ؟ قالیباف که این قدر توان خود را برای کوفتن احمدی نژاد و دولتهایش به کار برد که حالا رمقی برای او نمانده و با کوچترین فشاری پوسترهای صداقت آمریکایی را از سطح شهر جمع کرد. هاشمی هم که می گوید هم خوشحالم هم راضی. جلیلی هم که گاهی وقتها طبق عادتش یه سری حرف کلی و انتزاعی می زند. کدام منتقد؟ کدام رویکرد؟چکار باید می کردند که حمایت کرده باشند؟ ای کاش هیچ گاه یکشنبه سیاه اتفاق نمی افتاد، ای کاش مشایی چوب حراج بر میراث حزب الله نمی زد.ای کاش امکان داشت که فهم و شعور سیاسی 10 تا حزب اللهی طیف هفته نامه یالثاراث را داد و یک فتنه گر 88 را گرفت که آنها در باطل خود راسخ و این ها در حق خود فقط لمپنیسم را آموخته اند.ای کاش همه می فهمیدند که امام خامنه ای برای روی کار آمدن دولت نهم چه خون دل ها که نخورد.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتماً در این نکته با بنده هم نظر هستید که در انتخابات چهار کاندیدایی که بنا را در انتقاد به دولت آقای احمدی نژاد گذاشتند عملاً سبد رأی آقای روحانی را پر کردند، زیرا عده‌ای از مردم را به این نتیجه رساندند که اگر آقای احمدی نژاد این اشکالات را دارد که این‌ها می‌گویند پس باید به کسی رأی بدهیم که تقابل جدّی با آقای احمدی‌نژاد دارد آن‌هم در حدّ دشمنی تمام عیار. و باز حتماً این سخن مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» را شنیده‌اید که می‌فرمایند گاهی پشت موضوعات سیاسی و فرهنگی یک نفر یا دو نفر هستند که بعضی موضوعات را نادیده می‌گیرند و بعضی مسائل را بیش از حدّ بزرگ می‌کنند. حال عرض بنده آن است که مواظب باشید به دولت آقای روحانی بر اساس اهداف انقلاب نقد فرهنگی کنید و رهنمود اول فروردین رهبری را در مشهد در این رابطه فراموش نکنید. زیرا ما در فعالیت‌های فرهنگی باید ماوراء جناح‌بندی‌های موجود حرکات و سکنات دولت را ارزیابی کنیم و در آن دستگاه انتقاد می‌کنیم. ولی اگر مواظب نباشیم یک نفر یا دو نفر انتقادهای ما را طوری مدیریت می‌کنند که عملاً یک جریان از همان جریان‌هایی که شما از دستشان ناراحت هستید – و به حق هم باید ناراحت بود – به نفع خود مصادره می‌نمایند. نمی‌دانم چرا نسبت به آن عرض بنده سوء تفاهم شده؟ در حالی‌که این یک موضوع کاملاً روشنی است و شرایط تاریخی ما نیز طوری است که شدیداً باید متوجه این موضوع بود و با نظر به اشارات و رهنمودهای مقام معظم رهبری حرکت کرد و نه با تحلیل‌های جزئی‌نگر و موسمی که نگاه ما را از اهداف بلند تمدن اسلامی به جایی دیگر می‌اندازد. به عنوان مثال با این‌که بنده هم مثل جنابعالی متوجه نکات ریز قرارداد ژنو هستم، ولی وقتی می‌بینم رهبری عزیز با همه‌ی آن ضعف ها می‌فرمایند: مثلاً در مورد همین موضوع هسته‌ای هم ما قطعاً پیرور خواهیم بود؛ سعی می‌کنم در اندازه‌ای به قرارداد ژنو حساسیت نشان دهم که گرفتار جریانی نشوم که می‌خواهد از ضعف‌های این قرارداد بهره‌برداری جناحی به نفع خود بکند. موفق باشید
7579
متن پرسش
با سلام با توجه به پاسخی که به سوال7549 داده اید،این اشکال به وجود می آید که به نظر می آید که قبل و بعد بودن در قیامت با جمع همه حالات ممکن نیست.به عنوان مثال پیش از ورود به بهشت طی مراحلی مطرح میشود که نمیشود گفت هم در بهشتند و هم دارند مراحلی را میگذرانند که آنها را برای ورود به بهشت آماده میکند.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هراندازه به عالم ماده نزدیک شویم قبل و بعد شدید می‌شود و هراندازه به قیامت نزدیک شویم قبل و بعد ضعیف می‌شود تا در قیامت که اولین و آخرین همه جمع شوند و یوم التلاق یعنی روز ملاقات ظهور می‌نماید. موفق باشید
6694
متن پرسش
سلام علیکم در پاسخ به یکی از سوالات فرموده اید:هنر امامان آن است که تلاش می‌کنند جنبه‌ی نفس ناطقه‌ی آن‌ها با نور عظمتشان متحد گردد.سوال اینجاست که نفس ناطقه ی اهل بیت با نور عظمتشان یکی نیست؟این دو چه تفاوتی با هم دارند؟در دنیا نفس ناطقه اهل بیت با حقیقت نوریشان یکی نیست؟مگر این دو از هم جدایی دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نور عظمت ائمه«علیهم‌السلام» قبل از خلقت آسمان و زمین موجود است ولی نفس ناطقه‌ی آن‌ها «جسمانیة ‌الحدوث و روحانیة ‌البقاء» است و این نفس ناطقه آن هاست که عبادت می‌کند و طلب قرب بیشتر دارد. بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان « وساطت در فیض رسانی یا کامل‌ترین حدِّ ولایت تکوینی»هست إن‌شاءاللّه که در این مورد مفید واقع شود. موفق باشید
29055

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد جان، حاج آقا امینی خواه در یک سخنرانی گفتند که اون نسخه زیارت عاشورا رو که علامه قاضی رحمت الله علیه می‌خواندند رو باید بخونید و گویا صحیح تر از او نسخه اس که در مفاتیحه، و اگر بدون ضد لعن و صد سلام باشه به قصد رجا باشه و باید ۱۰۰ لعن و سلام گفته بشه. نظر حضرتعالی چیست؟ (البته نمیگن بهره ای نداره قطعا داره)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «شرح زیارت عاشورا» عرض شد اذکار صد لعن و صد سلام از نظر سلوکی جای خود را دارد ولی همچنان‌که در مقدمه‌ی کتاب عرض شده است آن نظراتی هم که پیشنهادهای دیگری دارند؛ قابل تأمّل است. در این مورد خوب است به مقدمه‌ی کتاب رجوع شود. موفق باشید

28812
متن پرسش
سلام علیکم: ۲۸۸۰۱ اشاره کردید که باید متفکران غربی که متوجه نقصیه های فرهنگی خود هستند را از تمدن غربی جدا کرد. منظور از این متفکران، امثال هایدگر و کربن هستند که به ضعف های مدرنیته و خلاها و ضعف و انحرافات تمدن مدرن پرداختند یا تمام متفکران غرب؟ چون‌که خود امثال کانت و دکارت پدران مدرنیته و بنیان گذاران تفکر منقطع از عالم قدس و معرفت وحیانی و نگرش توحیدی به عالم هستند و نظری به عقل قدسی ندارند و در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام هم گفتید که در فضای تفکر کانتی و دکارتی تقابل با اندیشه حضرت امام قطعی و محتوم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر کانت و دکارت در مقایسه با فلسفه‌ی اسلامی مسلّم ضعف‌هایی دارد در آن حدّ که بعضاً کار را به شکاکیت می‌کشاند و این در نسبت با تفکری است که ما در حوزه‌ی اندیشه‌ورزی خود دنبال می‌کنیم. ولی اگر در جایگاه تاریخی خودشان و دغدغه‌هایی که نسبت به مسائل خودشان داشتند به تفکر آن‌ها بنگریم، به نظر بنده متفکران تاریخ خود بوده‌اند. زیرا آن‌ها متوجه بودند در تاریخی که شروع شده یعنی تاریخ مدرن، اگر به کمک بشر نیایند بشر بیش از پیش گرفتار خواهد شد و امروز اگر غرب از جهتی قوامی بس مختصر در بین مردم دارد به جهت متفکران آن‌ها می‌باشد که از طریق فلسفه و رُمان متذکر آسیب‌های جامعه‌ی خود شدند و دقت مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در دنبال‌کردن رمان‌ها به جهت آن است که متوجه شوند اندیشه‌ورزانِ آن دیار جهت رفع مشکلات جهان مدرن چه راه‌کارهایی را ابداع کرده‌اند و این در حالی است که ما نیز از تاریخ جهان مدرن بیرون نیستیم. به نظر بنده صحبت آقای دکتر حمیدطالب‌زاده از اساتید فلسفه‌ی اسلامی و آشنا به فلسفه‌ی غرب سخن خوبی است که معتقد است اگر بخواهیم فلسفه‌ی اسلامی را به صورتی زنده و فعّال در این زمانه مطرح کنیم، لازم است که فلسفه‌ی غرب را نیز خوب بدانیم. موفق باشید 

27188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: همچنان که مطلع هستید اخیراً بحث چله قرن به میان آمده است و جناب آقای حجت الاسلام مهدوی ارفع در یک کلیپی نکاتی و پیشنهادهایی مطرح فرموده اند. نظر جنابعالی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای حجت الاسلام مهدوی ارفع به عنوان خنثی‌کردن جریان چله‌ی قرن، کار خوبی است به‌خصوص که افراد انقلابی و معتقد به نظام پیشنهاد آقای مهدوی را مدیریت می‌کنند. ولی رویهمرفته نباید از دقت‌های جناب اقای احسان عبادی غفلت شود. آن‌هم در جای خود قابل توجه است. موفق باشید

25858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده کارشناسی حقوق دارم و در حال آماده شدن برای وکالت بودم که با عرفان و آقای دولابی و آثار استاد طیب شاگرد ایشان آشنا شدم درسم را رها کردم و به شدت درون گرا شدم علاقه شدید به تحصیل در حوزه پیدا کردم اما همسرم اصلا اجازه نداد، از پارسال تا حالا هم سیر مطالعاتی شما را دنبال می کنم و هم مشغول حفظ قرآن هستم. برداشتم از آثار شما و دیگر عرفا این بود که برای زن خانه داری بهترین شغل است به همین خاطر وکالت را رها کردم اما الان خیلی منزوی شده ام و دوست دارم فعالیت اجتماعی داشته باشم و از طرفی دلبستگی شدیدی به سیر و سلوک عرفانی دارم. از طرفی پدر و مادری فقیر دارم که خیلی دوست دارند وکالت کنم و کمک خرجشان باشم، همسرم هم خیلی دوست دارد، دو فرزند هم دارم به نظر شما وکالت برای یک زن با سیر سلوک عرفانی اش منافات دارد؟ اگر دارد چه فعالیت اجتماعی کنم که از انزوا یی که به آن مبتلا شده ام خارج بشوم؟ چون در شهری دور از خانواده هم زندگی می کنیم و غریب هستیم. خیلی تنهایی بهم فشار می آورد. دوستِ هم روحیه ای هم پیدا نمی کنم. آیا حفظ و تفسیر را ادامه بدهم یا وکالت؟ هدفم هم کمک به پدر و مادر عزیزتر از جانم و برون رفتن از انزواست. استاد عزیز خیلی به راهنمایی شما محتاجم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه جزوه‌ی اخیر در مورد «زن» شده، به آن نظر کنید. به نظرم حضور اجتماعی و وکالت برای احقاق حقوق افراد، خودش نوعی گستردگی می‌آورد. موفق باشید

25571
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد امروز با یکی از دوستان در حال مباحثه بودم ایشان مدعی بودند فلسفه اسلامی بر خلاف فلسفه غرب به بن بست رسیده و به تعبیری دچار تسلب و جمود شده است. دلیلشان هم این بود که فلسفه غرب ویژه با ظهور دکارت و فلاسفه اگزیستانسیالیست غرب به توسعه و رشد فزاینده و پر سرعت و مستحکم رسید اما جوامع اسلامی و فلاسفه آن توفیقی در رشد جامعه و استحکام آنها به نسبت فلاسفه غرب نداشتند. من در جواب ایشان گفتم انقلاب اسلامی، حاصل رشد گام به گام و تجلی حکمت متعالیه جناب ملاصدرا است که خود ایشان هم دقیقاً در زمان دکارت که غرب مشغول گسترش امپراطوری خود و گذار از قرون وسطی و کلیسا بود، با بنیان گذاشتن ریشه های این مرحله بزرگ فلسفه اسلامی ویژه در کتاب اسفار و سه اصل، رویکرد اصیل تمدنی را ایجاد کردند که آرام جلو آمد و بوسیله حضرت امام و مقام معظم رهبری و انقلابیون صدیق و بیدار، تجلی کرد و توانست افق نوینی را رو به روی بشر متلاطم در دوری از خود راستین و تفکیک های مدرنیته بگشاید و این دقیقاً ماحصل همان حرکت جناب صدرا است. آیا پاسخ من درسته و آیا واقعاً فلسفه اسلامی به بن بست می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرموده‌اید. ولی به گفته‌ی آقای دکتر داوری در سخنان اخیرشان و آقای دکتر طالب‌زاده؛ هر اندازه با فلسفه‌ی غرب آشنا شویم، در زنده‌ترکردنِ فلسفه‌ی اسلامی موفق‌تر خواهیم بود. موفق باشید

24761
متن پرسش
جناب استاد سلام: آیت الله مصباح در مورد شبهه «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» در کتاب شرح نهایة الحکمه صفحه ۱۹۸ میفرماید: «اينكه بر معدوم مطلق حكم كرده‌ايم به اينكه «نمى‌توان بر آن حكم كرد» از آن جهت است كه معدوم مطلق را با همين عنوان - عنوان «معدوم مطلق» - تصور كرده‌ايم. اگر فرض كنيم حتى اين عنوان نيز در ذهن شخص وجود نداشته باشد، در آن صورت حتى شخص همين حكم- حكم به اينكه نمى‌توان بر معدوم مطلق حكم كرد- را هم نخواهد داشت. زيرا با تصور همين عنوان معدوم مطلق به نحو اجمال و با عنوان تصور شده است و چنين چيزى ديگر معدوم مطلق نيست، چون گفتيم كه معدوم مطلق چيزى است كه حتى با عنوان هم تصور نشده است. پس معدوم مطلقى كه با عنوان «معدوم مطلق» آن را تصور كرده‌ايم در حقيقت معدوم مطلق نيست و از همين رو مى‌توان بر آن حكم كرد به اينكه نمى‌توان بر آن حكم كرد. معدوم مطلق واقعى آن است كه حتى با عنوان «معدوم مطلق» نيز تصور نشود، در اين صورت حتى حكم به اينكه «لا يخبر عنه» يا حكم به اينكه «حكم بر آن نمى‌شود» نيز بر آن محال است.» پس طبق فرموده آیت الله مصباح ما اصلا نمی‌توانیم عدم مطلق را بفهمیم و محال است و هر چه را که به عنوان مفهوم عدم مطلق در نظر می گیریم در اصل عدم مطلق نیست. لطفا نظر خود را بیان نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که معنا و مفهوم معدومِ مطلق غیر از وجودِ معدومِ مطلق است وگرنه خلط بین مفهوم و مصداق پیش می‌آید همان‌طور که علم به عدم، علم است و نه عدم؛ و علمِ به آتش، علم است و نه آتش. موفق باشید

23787
متن پرسش
سلام و عرض احترام خدمت شما: بنده با دنبال کردن مباحث شرح فصوص در شرح فص آدمی، آنجا که معنی کشف رو توضیح داده می‌شود سوالی پیش آمده است که ممنون می‌شوم اگر کمک کنید. از چه طریق می‌توان مطمئن بود که کشفی که در هنگام شنیدن سخنان شیخ اکبر (یا هر عارف بزرگی) صورت می گیرد کشف درستی است؟ اگر قرار باشد که درون خود سوال نپرسیم که آن کشف کو و پرسیدن و جستجوی عقلی مانع از رسیدن کشف است چگونه می‌توان به آن مطلبی که رسیده‌ایم مطمئن باشیم و بفهمیم که این معرفت صرفا از جانب گوینده و تحت تاثیر فن بیان وی و یا شاید محیط صورت نگرفته یا در نظام کلمات و معنایی دلخواه آن مطلب مفاهیمی که خودمان می خواهیم استخراج کنیم را نمی فهمیم. متوجه هستم که مطلبی که با کشف رویت می شود از چرایی به دور است و مثلا شکوه دریا سوال‌بردار نیست ولی آیا اینکه از خود بپرسیم که دریا واقعا شکوه دارد طریقه‌ی رسیدن به صدق این معرفت را خدشه‌دار می کند؟ و هیچ راه شکی برای مطمئن‌تر شدن به صدق این مطلب وجود ندارد؟ راهی که بتوان فهمید کشف صورت گرفته حقیقت بوده و توهم نبوده چه برای خود شخص چه برای شخص دیگر چیست؟ مثلا آیا کشف یک نفر که در مکتب عرفانی غیراسلامی یا حتی غیر شیعی تفکر می کند، اگر بتوان به آن کشف را نسبت داد، لزوما درست است و او هم به ظرفیت کشفی که داشته است بهره‌ای از معارف حقه الهی برده است؟ خدا رو شکر. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد اساتید مربوطه بحث‌هایی فرموده‌اند؛ ‌می‌فرمایند خوب است آن کشف را با کشف معصوم بسنجیم. اگر در آن وادی تأیید شد، می‌توان به آن اطمینان کرد. موفق باشید

22922
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! آیا انقلاب اسلامی با پرورش تنها یک رئیس جمهور در تراز انقلاب اسلامی (شبیه امام خمینی) می تواند، به اهداف متعالی و آرمان های بلند خود نائل گردد؟ چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. همین حالا در همین فضای وانفسا، انقلاب اسلامی به سوی اهداف خود دارد جلو می‌رود. راستی اگر مانعی مثل ترامپ و اوج تحریم‌های پیش‌آمده نبود، از کجا معلوم خواهد شد انقلاب اسلامی می‌تواند با عبور از این تحریم‌ها، تاریخِ دیگری را مدّ نظرها قرار دهد، تاریخی که آمریکا و استکبار با تمام قدرت نمی‌تواند از طلوع و ادامه‌ی آن جلوگیری کند. معلوم است که برای طلوع یک تاریخ، هزینه‌هایی باید پرداخت شود و ما در شرایطی هستیم که داریم این هزینه‌ها را می‌پردازیم. موفق باشید

22477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه یکشنبه درباره موطن خیال صحبت کردید ولی بنده رابطه آن با ظهور حقیقت یعنی انقلاب اسلامی را متوجه نشدم. قرار است با تربیت خیال چه صورتی را ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسه‌ی قبل از جلسه‌ی اخیر، بحثِ نظر به تابلوی اسلامی به میان آمد و این‌که ماوراء جزئیاتِ هر تابلویی، حقیقتی بر کلیت آن تابلو جاری است که انسان از طریق نظر به آن تابلو به کمک قوه‌ی خیال به آن روحِ کلی منتقل می‌شود به همان معنایی که جسم را روحانی، و یا روحانیتی را جسمانی می‌کند. و در این جلسه سعی شد از این جهت نظری بر توانایی‌های قوه‌ی خیال بیندازیم. موفق باشید

22444
متن پرسش
سلام بر شما استاد گرامی: عرض ادب پرسشگری هستم که سوال 18977 و 21532 را نیز مطرح کرده بودم. این سوال نیز در همان راستا است. حالم به لطف و رحمت خداوند بهتر است. سوالی و مشکلی داشتم و آن این است: از شما مکرر می خوانم که می گویید «توحید (یا حالا اهل توحید) با کرامت متفاوت است.» با این مطلب درگیرم. توحید را دقیقا مطرح کردید که یعنی نفی خویش در امور. این را تا حدی می فهمم. اما خب نکته اینجاست که شما صحبت از معرفت نفس می کنید (بنده شرح ده نکته را تقریبا خواندم) ولی می گویید نباید برای آزاد کردن روح باشد و قوت روح! نباید برای رهانیدن خلق باشد بلکه باید برای توحیدی کردن خلق باشد! قوت نفس خوب است یا نه؟ حتما خوب است وگرنه این همه ادعیه و زیارات برای چه؟ اگر قوت خوب است پس توحید با قوی ساختن نفس چه فرقی دارد؟ امکان دارد کسی خودش نفهمد روح قوی ای دارد یا نه ولی در درجه بالای توحید باشد؟ تشخیص مرتبه توحید چگونه است؟ امام (ره) میفرمود ببینید الله ولی شما هست یا نه. این معیار مومن بودن است طبق آیت الکرسی. معیار توحید چیست؟ من اینطور فهمیدم: قوت نفس اگر چه خوب است اما وصل کردن کارها به خدا و قدرت بی نهایت در برابر قدرت نفس قابل مقایسه نیست. ممنونم اگر راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معیار توحید، همان حقایقی است که در آیت‌الکرسی مدّ نظر انسان قرار می‌گیرد و همه‌ی ادعیه و زیارات و آیات برای آن است که نفس ناطقه‌ی انسان از نظر به خود و قوای خود که اموری است توهّمی بگذرد و به حضور حضرت حق در عالم و در همه‌ی مناسبات عالم نظر نماید تا آن‌جا که وحدت شخصیه‌ی وجود بر او رُخ نماید و بیابد این سخن خواجه ابوالخیر را که گفت: «تو آمد رفته رفته، رفت من آهسته آهسته» مسیر توحیدی یعنی این. موفق باشید

22408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض خدا قوت: گاهی که دلم می خواهد دوباره شروع کنم و به سمت جلو حرکت کنم ولی باز غم خاطرات گذشته و غم های گذشته به ذهنم می آید و بار از حرمت باز میمونم و نمیدونم چطوری حرکت کنم. فکر اشتباهات در مسیر که داشتم و این شاید به دلیل اشتباهاتی در مسائل تربیتی دچار یک نفر از دین شده باشم و... کلا اجازه حرکت در این مسیر را از دست می دهم و یک حالت افسردگی و خستگی به تمام روحم مسلط میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه‌ی وجود سنت‌ها در عالم باشید و این‌که می‌توانید در مسیر دینداری در بستر سنت‌های الهی قرار گیرید. موفق باشید

21916
متن پرسش
سلام استاد: اگر انسان در خواب حقیقت خودش را ببیند چه در برزخ و چه قیامت از نوع رویایی صادقیه و رحمانی است یا از نوع متاثر از اخلاقیات خود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم مطمئن شویم آن‌چه در رؤیای خود می‌بینیم، حقیقت ما است تا بحث صادقه‌بودن، یا رحمانی‌بودنِ آن پیش آید. نهایتش اشاراتی است که باید خودمان با شواهد دیگری که از طریق معصوم به ما رسیده است، مطلب را بررسی کنیم. موفق باشید   

21581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جبران گناهان استمناع و لواط و هم جنس بازی در قرآن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه، تواضع، خدمت به خلق و تلاش برای کسب معارف الهی. موفق باشید

21252
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به پاسخ سوال 21235 باز هم قانع نشدیم. جناب استاد اشکالی که بزرگان از جمله آیت الله مصباح و دیگر مراجع و متفکران به صحبتهایی آقای روحانی دارند شاید از همین زاویه است که شما با آن در صدد توجیه سخنان ایشان بر آمده اید شما می فرمائید فرهنگ شیعیان طوری است که هر شیعه عامی هم در سنتی قرار دارد که پیامبر و امام را معصوم می داند اما اولا متاسفانه این فرهنگ خصوصا در نسل جوان دارد با تهاجم فرهنگی دشمن و غفلت مسئولان کم کم زیر سوال می رود و سخنان آقای روحانی در این فضا همین انحراف را تقویت می کند. ثانیا اشکال به آقای روحانی این است که چرا به گونه ای سخن می گوئید که زمینه فرو پاشی این فرهنگ فراهم شود؟ براستی با این توجیه شما آن سخن روحانی که گفت درسی که از کربلا می گیریم مذاکره است را به راحتی می توان توجیه کرد که در فرهنگ عمومی شیعه همه می فهمند کار امام قیام و جهاد و شهادت بود و منظور روحانی این بوده که امام دشمنان را نصیحت کرد ولی دیدیم رهبر انقلاب چطور بر ایشان تاخت که تاریخ را اینطوری می فهمی چرا سهل اندیشی و سخنانی که خود بهتر مطلعید. لذا استاد جان جسارتا می گویم درست نیست این که بزرگانی که عمق انحراف این سخنان و زمینه سازی آن را برای تسهیل کردن انتقاد به معصوم را فهمیدند و برنتافتند را محکوم به عدم درک صحیح و همه جانبه، کنیم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این که آقای روحانی سخنان بیجا، کم ندارند بحثی نیست. از جمله همان سخنی که برای توجیه کار خود، صحبت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» با عمر سعد را به عنوان مذاکره مطرح کرده‌اند که کاملاً بیجا بود. از آن طرف جریان منتسب به ایشان، از بعضی جهات در تلاش‌اند تا جهت کلّی انقلاب را به حاشیه ببرند و تصوری که باید از نظام اسلامی در مقابل استکبار داشت، را دفن کنند و متأسفانه ما به جای این‌که بر روی این مسائل کار کنیم و روشن نماییم چرا این جریان سعی دارد نظام را ناکارآمد نشان دهد؛ می‌گردیم یک طوری سخن ایشان را مطرح کنیم که از آن نفیِ عصمت ائمه برآید و از این طریق، طرفداران ایشان را نیز به این سمت بکشانیم که می‌شود نفیِ عصمت آن بزرگواران را کرد. بنده این نوع برخوردها را اگر ناشی از جریان نفوذی ندانم، ناشی از بی‌فکریِ رفقای مذهبی خود می‌بینم. موفق باشید

19612
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز ۳ سوال دارم. ۱. راهکار عملی رسیدن به بیداری و یقظه چیست هر چیزی بگویید انجام می دهم به توفیق الهی. حب بطوء هم دارم برایم وقتش مهم نیست. ۲. آیا شما تعداد خواندن جوشن کبیر را می دانید که به حظ ان رسید. مثلا هزار بار یا هر شب تا چند سال. ممنونم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در درک معارف الهی مثل معرفت نفس و معرفت ربّ، قدم گذارد و در کنار آن رعایت تقوای الهی و حرام و حلال آن را انجام داد، خداوند او را به یقظه و شعوری خاص می‌رساند تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد و عباداتش کیفیت پیدا می‌کند در آن حال، یک‌بار ذکر اسماء الهی در مناجاتی مثل جوشن کبیر غوغا خواهد کرد. مگر حضرت یونس«علیه‌السلام» بیش از یک‌بار عرضه داشتند: «لا إله الاّ انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» که حضرت حق اجابت فرمود و او را از آن ظلمات نجات داد؟! بیشتر به کیفیت عبادات فکر کنید. موفق باشید

نمایش چاپی