بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19241
متن پرسش
بنام خدا با سلام: مدتی به تزکیه نفس پرداختم به مراحل و نتایج خوبی رسیدم اما بعد از مدتی به طرز عجیب و وحشتناکی در دلم شک و شبهه افتاد که هر کاری کردم نتوانستم آنها را از خود دور کنم، اکنون هم در توهم و خیالات زندگی می کنم هر مطلبی و یا موضوعی را گوش می کنم فورا ذهنم برای آن پاسخی می دهد حس و حال معنوی را از دست ام آنچه بر من چیره گشته ذهن و توهمات است و بس. دل و عقلم در معارف و معنویات خیلی کم سو شده. من که عاشق خدا و ائمه و معنویات بودم نمی دانم چرا هیچ حال و هوای سابق را ندارم. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را لطف خدا بدانید، زیرا آن‌چه در برزخ در مقابل نکیر و منکر با آن روبه‌رو می‌شوید حالا سراغ شما آمده تا خود را درست شکل دهید. لذا مباحث معرفت نفس برای این شکل‌دهی، شروع خوبی است. موفق باشید

19080
متن پرسش
سلام به محضر شریف استاد: پیرو سوالی که حضورا پرسیدم و قرار شد سیر تکاملی تمدن غرب دکتر زرشناس را برای بنده ارسال بفرمایید. دعا بفرمایید بنده سلیمان صرد خزایی انقلاب اسلامی نباشم. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نه‌تنها دعا می‌کنم که سرنوشت شما سرنوشت سلیمان صرد نشود که تاریخ خود را در وقتِ خود نشناخت، بلکه دعا می‌کنم شما در زمره‌ی چمران‌های تاریخ خود باشید که در عین شناخت پوچی‌ها و ظلمات دوران، افق گشوده‌ای که در این تاریخ از طریق انقلاب به روی بشر باز شد را، به نحوی آگاهانه و نه مرتجعانه، بشناسید. بنده با تمام وجود قصّه‌ی دورانی را که چون زوزه‌ی سگی نیمه‌شبان عالم را فراگرفته می‌شنوم. تذکر شما به پوچیِ دوران، استقبال از تذکری است که روح و روحیه‌ی جنابعالی، به یک معنا متذکر آن است و انعکاسِ حالتی است که خود را در آینه‌ی گفتار و احوال شما تجربه می‌کنم. از این‌که انسان‌ها به خود دروغ می‌گویند و با خودِ دروغین خود به‌سر می‌برند؛ آگاه می‌باشم. ولی خطاب بنده به انسان‌ها، ماورای چهره‌ای است که آن‌ها از خود می‌نمایانند. بنده گمگشته‌ای را در پشت ماسک این انسان‌ها می‌یابم و آن را مورد خطاب قرار می‌دهم. سخن آقای دکتر زرشناس را عیناً در ذیل خدمتتان ارسال داشتم. موفق باشید

جناب استاد شهريار زرشناس در رابطه با اين‌که هر انقلابي طي يک فرايند تاريخي شکل مي‌گيرد، در مورد ادوار تاريخي مدرنيته مي‌فرمايد:

«عهد مدرن که تقريباً از اواخر قرن چهاردهم ميلادي آغاز شده است در تاريخِ بسط و تطور خود ادواري را طي کرده است. اين مراحل را مي‌توان اين گونه فهرست کرد: دوره‌ اول: آغاز مدرنيته يا دوران رنسانس، زمان تقريبي آن از نيمه قرن 14 تا نيمه‌ي قرن 16 ميلادي است . دوره‌ دوم: دوران بسط رفرماسيون مذهبي و تکوين فلسفه مدرن است که زمان تقريبي آن از نيمه قرن 16 ميلادي تا نيمه قرن هفدهم که مصادف با رحلت دکارت مي‌باشد. دوره سوم: دوران مهم کلاسيسيسم و عصر روشنگري و آغاز انقلاب صنعتي است و زمان تقريبي آن از نيمه‌ي قرن هفدهم تا آغاز قرن نوزدهم يعني تا سال 1800 است . دوره چهارم: دوره‌ي اعتراض رمانتيک به عقل‌گرايي و کلاسيسيسم عصر روشنگري است که زمان تقريبي آن از آغاز قرن نوزدهم تا نيمه قرن نوزدهم يعني سال‌هاي 1850 - 1800 مي‌باشد. دوره پنجم: روزگار بروز بحران‌هاي گسترده‌ي اقتصادي - اجتماعي و بسط انقلاب صنعتي در اروپا و گسترش آن به ايالات متحده و ظهور زندگي و توليد صنعتي- شهري مدرن به عنوان وجه غالب معاش و سلوک مردمان در غرب و آغاز ترديدها نسبت به مباني مدرنيته است که زمان تقريبي آن از 1850 تا 1900 مي‌باشد. دوره ششم: آغاز زوال مدرنيته و سرعت‌گرفتن سير انحطاطي آن و بسط وضعيت پست مدرن به عنوان نحوي خود آگاهي نسبت به بحران است که از آغاز قرن بيستم تا حدود سال 1980 ميلادي است . دوره هفتم: عصر موسوم به فراصنعتي، تداوم و تعميق رويکرد پست مدرن‏، قدرت گيري نئوليبراليسم راست گرا در کشورهاي اصلي غربي و گسترش دامنه و نفوذ رويکرد معنوي در جوامع غربي است و زمان تقريبي آن از 1980 ميلادي است تا به امروز.

در قرن پانزدهم و باشکوفايي رنسانس در ايتاليا، «لورنزو والا» (1457)، «نيکولاي کوزايي» (1464) و به ويژه «پيکودلا ميراندولا» (1494) و «مارسيليو فيچينو» (1499) هر يک به طريقي شؤوني از روح اومانيستي رنسانس را با خود جلوه‌گر ساخته‌اند. «لورنزو» داعيه‌دار لذت‌طلبي جسماني و دنيوي و «هدونيسم» فارغ از قيود اخلاقي و ديني بود. «مارسيليو فيچينو» روح سيطره جويانه بشر مدرن را در رساله «الهيات افلاطوني درباره جاودانگي روح»‌ منعکس کرده و آشکارا از بشر سالاري نام مي‌برد. در نگاه «فيچينو» بشر، سالار هستي بود و مصداق بشر نيز در اين زمانه بيشتر در اَشراف و به ويژه بورژواهاي اروپايي جستجو مي‌شد. اين نگرش خودبنيادانه به آدمي به عنوان دائر مدار عالم به نحوي ديگر در «پيکودلا ميراندولا» خودنمايي مي‌کند. نيکولاي کوزائي اگرچه گرايش‌هاي پررنگ نوافلاطوني داشت اما با اهميت ويژه‌اي که براي «عقل» و «حس» و تفسير «نوميناليستي» مفاهيم «کلي» قائل بود و نيز تأکيدي که بر دور کردن فلسفه از صبغه ديني و بخشيدن صبغه طبيعي بدان داشته است از پيشروان تفکر مدرن غربي است. پيکودلا ميراندولا، مارسيليو فيچينو و به ويژه نيکولاي کوزايي هيچ يک آشکارا ملحد نبودند و حتي ظاهري مذهبي و مسيحي داشتند اما تفسيري که از عالم و نسبت بشر با خود و جهان و جايگاه و حقيقت بشر ارايه مي‌دادند (به ويژه فيچينو و ميراندولا) به گونه اي بود که نحوي خودبينانه‌ي نفساني در آن غلبه داشت و اين چيزي نبود مگر بيان روح عهد مدرن. در اين ميان هنرمنداني چون «لئوناردو داوينچي» {1519}، «رافائل» {1520} و «ميکل آنژ»{1564} در گستره نقاشي و پيکره سازي به ارائه تصويري بشرانگارانه از آدمي و حتي موضوعات و روايت‌هاي مذهبي پرداختند. لئوناردو داوينچي به ويژه تفسيري رياضي و کمّي‌انديشانه از طبيعت داشت و نگاه او به شدت تکنيکي بود. مارتين لوتر روح فرد گرايي بورژوايي رنسانس را به حوزه تفکر مسيحي وارد کرد. در واقع ژروتستانتيسمِ او نحوي تداوم روح رنسانس در قالبي به ظاهر مذهبي‌تر در اروپاي شمالي بود. اگر کاتوليسم مذهب مطلوب قرون وسطاي غرب و مورد حمايت و پذيرش فئودال‌ها، پادشاه و روستاييان تنگدست بود، پروتستانتيسم، صورتي از مذهب مدرن شده‌اي بود که مورد حمايت و استقبال شاهزادگان و بورژواهاي نوظهور آلماني بود.

دوره‌ي دوم از تاريخ تطور غربِ مدرن را مي‌توان دوره‌ي پيدايي فلسفه مدرن دانست. بزرگ‌ترين نماينده و سخنگوي اصلي و پدر معنوي اين فلسفه جديد رنه دکارت است که روح عصر جديد و افق مدرنيته بيش از هر فيلسوف اين دوره در آراء او به صورت يک دستگاه منسجم فلسفي ارايه گرديده است. هرچند مي‌توان از «مونتني» (1598) و «جوردانو برونو» (1600) نيز به عنوان چهره‌هايي که پيشتاز و نماينده برخي افق‌هاي فلسفه جديد بوده‌اند نام برد. اما فلسفه سياسي مدرن در آغاز قرن شانزدهم و با «نيکولو ماکياولي» آغاز گرديده است. ماکياولي به بيان اجمالي مباني انديشه سياسي غربِ مدرن در دو کتاب معروف «شهريار» و «گفتارها» پرداخته است. به راستي جالب است که در بحث‌هايي که ماکياولي در خصوص مفاهيمي نظير «آزادي»، «وحدت ملي» و «قدرت سياسي» کرده است، به روشني گرايش‌هاي سلطه طلبانه و امپرياليستي و نفسانيت مدار مشهود است. با ماکياولي، فلسفه سياسي غرب مدرن براي خود ماهيت و مبنايي غيرديني و غيراخلاقي تعريف مي‌کند و تفکر سياسي در اين افق سير مي‌کند. دوره‌ي سوم: کلاسيسيسم و عصر روشنگري تدوين جهان‌بيني مدرن از نيمه قرن هفدهم ميلادي در تاريخ غرب مدرن آغاز مي‌شود و تا قرن نوزدهم ادامه دارد و «عصر روشنگري» و دوران غلبه‌ي کلاسيسيسم ناميده مي‌شود، شايد مهم‌ترين مقطع در پي ريزي بناي تمدن مدرن بوده است. اين دوران از چند نظر اهميت دارد: اولا از نظر تدوين جهان بيني مدرن و اين که اصالت عقلِ منقطع از وحي خود بنيادِ نفسانيت مدارِ ابزاري و در عبارت کوتاه‌تر «عقل‌گرايي اومانيستي» يا «راسيوناليسم دکارتي» در عصر روشنگري از صورت معرفت‌شناختي و مابعدالطبيعي خارج شده و در هيأت انديشه‌ها و تئوري‌هاي سياسي و نظريات اقتصادي و نظام‌هاي حقوقي، بسط و تفصيل مي‌گيرد. در اين دوره مباني نظري ليبراليسم در آراء «جان لاک» و «منتسکيو» تدوين مي‌گردد و «فرانسوا ماري ولتر» درباره تساهل و تسامح ليبرالي و سکولاريسم و ضديت با تفکر ديني به بحث مي‌پردازد و «ژان ژاک روسو» با طرح نظريه «اراده اجتماعي» خود، مباني تئوريک دموکراسي‌هاي مدرن را بيش از پيش بسط مي‌دهد. جهان‌بيني روشنگري تفسيري مکانيکي از عالم ارايه مي‌کرد و با تکيه بر روش‌شناسي تجربي- حسي طرح شده توسط بيکن و جان لاک و ديويد هيوم، ارکان تئوريک علوم جديد، به ويژه بر پايه فيزيک نيوتوني، تدوين گرديد. ».[1] (پايان سخنان آقاي زرشناس)

در مورد فرايندي بودن انقلاب اسلامي نسبت به مسيري که بايد به اهدافش برسد، نيز نبايد غفلت کنيم، مگر يک تمدن يک شبه به دست مي‌آيد؟ بنده معتقدم حرکت ما به سوي اهدافي که بايد با آن روبه‌رو شويم خيلي خوب بوده و وعده‌هاي رهبري در رابطه با نزديکي اهداف متعالي انقلاب، يک واقعيت انکارناپذير است. به همان صورتي که خداوند به رسولش در سوره‌ي نصر وعده داده است که «إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا» (نصر/1و 2) مثل فرآیند رشد یک کودک که در ابتدا حتی نمی‌تواند دست خود را به‌سوی دهان خود هدایت کند ولی در مسیر بلوغ خود تا آنجا همه‌ی اعضایش با هم هماهنگ می‌شود که در یک لحظه ده‌ها عضو او به کار است، در حالی که در ابتدا که راه رفتن را شروع کرده بود اگر شما او را صدا می‌زدید و او روی خود را به طرف شما برمی‌گرداند، زمین می‌خورد.

وظيفه‌اي براي آينده

وقتي در آينده‌اي نه چندان دور، مردم دل از فرهنگ مدرنيته کندند و با تمام وجود به سوي انقلاب اسلامي و وعده‌هاي آن روي نمودند اگر ما زيرساخت‌هاي درستي از نظر فکري و فرهنگي نداشته باشيم آن‌‌وقت است که مردم حيران و سرگردان مي‌شوند. همين‌طور که اگر ما آثار شهيد مطهري را نداشتيم کمونيست‌ها در ابتداي انقلاب، انقلاب را به نفع خود مصادره مي‌کردند و جوانان را تحت تأثير افکار خود قرار مي‌دادند، اگر بعد از پشت‌کردن به غرب، مردم جهان با تمدني روبه‌رو نشوند که جواب‌گوي همه‌ي نيازهاي مادي و معنوي آن‌ها باشد عده‌اي فرصت‌طلب از زحمات شما به نفع خود بهره مي‌گيرند و باز تحقق تاريخ توحيدي به عقب مي‌افتد. با توجه به اين امر است که بنده تأکيد دارم در آينده‌اي نه چندان دور که منحني رجوع به غرب تغيير خواهد کرد، اگر ما شخصيت عرفاني امام را در صحنه نداشته باشيم و اگر معناي زندگي با جنبه‌ي ملکوتي امام، به عنوان يک راه‌کار عملي، نهادينه نشده باشد، کم مي‌آوريم و آن انقلابي که بايد آماده بشود تا به مهديu ختم گردد به زحمت مي‌افتد. رهبري عزيز«حفظه‌اللّه» در جمع فرماندهان سپاه فرمودند:

«ما ترديدى نداريم كه آينده‌ى روشنى داريم؛ البتّه اين‌كه اين آينده زود باشد يا دير باشد، دست من و شما است: اگر خوب حركت كنيم، آينده زودتر خواهد رسيد؛ اگر چنانچه تنبلى و كوتاهى و خودخواهى و دنياپرستى و دل دادن به اين ظواهر، چشم ما را يك قدرى پُر كند، ما را ساقط كند، در درون خودمان ريزش - چه ريزش شخصى در درون، چه ريزش اجتماعى - پيدا بكنيم، البتّه ديرتر به دست خواهد آمد؛ امّا بدون ترديد به دست خواهد آمد و اين به بركت مجاهدت ها و فداكارى‌ها است».[2]

 


[1] - http://www.bashgah.net/fa/content/show/22391

[2] - بيانات در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در تاريخ ۱۳۹۲/۰۶/۲۶.

18189
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. بنده به جسارت آمیز بودن سوالم در باب اتمام ناموفق و شرمسارانه برجام که به محضرتان داشتم پی بردم و در پی آن استغفار کردم چون حتی در ایمیل شخصی هم التفاتی ندیدم. اما ای کاش جنابتان با حذف بندهای غیر لازم سوال از قسمتهای دیگرش نمی گذشتید و تذکرات لازم را در پی وقوع بد عهدیها و سابقه خراب مستکبران و حامیان خارجی و داخلی! آنان می فرمودید چونکه به نظر می رسد برای تصمیم گیری در مورد انتخابات آینده لازم است از شکست مفتضحانه برجام پرده برداشته شود تا خونهای ریخته شده در 9 دی ماه 88 و قلب های سیمان شده حقشان ادا شود. باز هم عذر می خواهم. دوستدارتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت وظیفه‌ی ما است که انتقادها را تبدیل به تنفر نکنیم و إن‌شاءاللّه در فضای رقابتی انتخاباتی، خوبی‌های رقیب را در عین فرار از دوقطبی، بیان کنیم تا سطح فکر و فرهنگ جامعه‌ی خود را بالا ببریم. موفق باشید

17301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد كم كم بوي اربعين حسيني به مشام مي رسد. آيا همراه كردن زن و بچه خردسال كار صحيحي است؟ سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به زحمت نیفتند برکات خاص خود را دارد. موفق باشید

16753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: اینجانب در خواب هایم بعضی از وضعیت ها را برعکس حالت واقعی‌اش می بینم در این خصوص از شما راهنمایی می خواستم. با تشکر از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد شده است. خوب است که به آن کتاب مراجعه شود. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12232
متن پرسش
- با سلام خدمت استاد گران مایه: لطف بفرمایید و توضیح دهید که از منظر شما چگونه و با رعایت چه ظرافت هایی باید شعار امسال را با نسبت خود با دولت 11 جمع نماییم؟ در حالی که ما می دانیم بسیاری از رویه های دولت چه در عرصه اقتصاد و چه در عرصه بین الملل خیلی با مبانی انقلاب اسلامی سازگاری ندارد. چگونه با چیزی که قلبا و عقلا قبول نداریم همدل شویم؟ و به تبع ان چگونه با رویه های غلط دولت هم زبان شویم؟ حال انکه در مواردی وظیفه ما انتقاد از دولت است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» بنا دارند چند قدم تاریخ ملت ما را جلو ببرند و در عین به رسمیت‌شناختن جریان‌های فکری معتقد به اصل انقلاب با سلایق مختلف هرکدام از این جریان‌های فکری متوجه جایگاه جریان مقابلِ خود در انقلاب بشوند. امثال بنده انقلاب را طوری تعریف کرده و اهدافی را برای انقلاب مدّ نظر دارد که با تعریفی که امثال آقای دکتر روحانی و دکتر نوبخت و دکتر جهانگیری کرده‌اند یکسان نیست و از نظر امثال بنده آنچه که این افراد برای انقلاب اسلامی در نظر گرفته‌اند و سعی می‌کنند آن را به فعلیت برسانند، انقلاب اسلامی را از شور انقلابیِ مقابله با استکبار فرو می‌نشاند و رسالت انقلاب اسلامی را که به نظر بنده «نفی استکبار» است تا حدّی به حاشیه می‌برد و عملاً انقلاب اسلامی یک نوع هویت سیاسی فکری فرهنگی می‌شود در کنار فرهنگ غربی و فرهنگ سکولار کشورهایی مثل ترکیه. و لذا این آقایان قبول ندارند اهداف انقلاب آن چیزی است که ما برای انقلاب اسلامی تعریف کرده‌ایم. عمده آن است که ما حرف آقایان را اولاً: بفهمیم و متوجه باشیم این افراد نیز به یک معنا خود را فرزند انقلاب می‌دانند و مطابق تعریفی که از انقلاب اسلامی دارند تلاش می‌کنند  به انقلاب و مردم خدمت کنند و از این جهت می‌توان با آن‌ها همدلی داشت و خدمت آن‌ها را نادیده نگرفت. ثانیاً: از آن جهت که برای انقلاب اسلامی یک هویت مستقل قائل‌اند و بنا ندارند هویت اسلامی انقلابی ما را در ذیل غرب قرار دهند - هرچند ما را در کنار آن‌ها تعریف کرده‌اند – می‌توان با آن‌ها همزبانی داشت و در عین حال دلایل خود را در ضعف این تعریف نسبت به انقلاب به صورت علمی به مردم عرضه داشت و یکی از موضوعات محافل علمی ما باید نقد علمی و عقلی نگاهی باشد که افراد فوق‌الذکر بدان معتقدند، در عین فهم اندیشه‌ی آنان. این‌ آن «آزاداندیشی» مهمی است که ما در این تاریخ بسیار به آن نیاز داریم تا چند قدمی در تاریخ خود جلوتر بیابیم. چرا ما اندیشه‌ی این افراد را جدّی نمی‌گیریم و بر روی آن فکر نمی‌کنیم و انگیزه‌های آن‌ها را که می‌خواهند در راستای انقلاب باشند، درک نمی‌کنیم. با اندک ضعفی که از آن‌ها می‌بینیم به‌کلّی آن‌ها را نفی می‌کنیم. باید جای «نفی» را با «نقد» عوض کرد و خود را مجهز به معارف عالیه‌ای نمود که معلوم شود نگاه آقایان فوق‌الذکر ما را به اهداف مقدس نظام اسلامی نمی‌رساند تا از این طریق آن‌ها در نگاه خود بازاندیشی کنند و از آن مهم‌تر جداً در نوع برخورد خود با منتقدین خود تجدید نظر نمایند. این‌ها گمان می‌کنند منتقدین‌شان هیچ طرحی برای مدیریت نظام ندارند و فکر می‌کنند تنها روش مقابله با استکبار همین روشی است که آقایان پیشه کرده‌اند. آری! ما با همدلی و همزبانی نشان می‌دهیم می‌توان به افکار همدیگر نظر داشت و لااقل همدیگر را بفهمیم و نه این‌که حتماً باید مثل هم فکر کنیم و مثل هم عمل نمائیم و سال‌های سال طول می‌کشد تا این شعور تاریخی در جامعه‌ی ما نهادینه شود. آری اگر چنین فضایی در تاریخ ما به‌وجود آید دیگر نقد دیدگاه‌ها به میان می‌آید به جای نقد اشخاص. در آن فضا ما می‌توانیم دیدگاه دولت آقای روحانی را که در فضای امیدواری به فرهنگ غربی ، نقد نماییم و آرام‌آرام جامعه‌ی خود را به این غنای فرهنگی برسانیم که برای ادامه‌ی حیات انقلاب اسلامی باید آزاد از آنچه که غرب برای بشر پیشنهاد می‌کند تصمیم بگیرد و معنای همدلی و همزبانی برای ایجاد چنین فضایی است که اولاً بفهمیم انگیزه‌ی دولت در رابطه با تعامل با غرب به چه معنا است و چرا تصور می‌کند ما مجبوریم برای ادامه‌ی انقلاب ، غرب را نیز در نظر بگیریم؟ و ثانیاً با انتقادهای دلسوزانه عزمِ جریانی که تصور می‌کند دنیای مدرن دارای اصالت و آینده است، به امیدواری نسبت به آینده‌ی انقلاب توحیدی خود معطوف داریم و با همدلی و همزبانی سعی کنیم خطر دوقطبی‌شدن بین نیروهای وفادار به انقلاب را از سر انقلاب رد نماییم کاری که مقام معظم رهبری با تذکرات دلسوزانه پیشه کرده‌اند. موفق باشید     

6787
متن پرسش
سلام استاد. زیارت قبول. استاد این که امام حسین علیه السلام بر سر نیزه قرآن تلاوت می کردند؛ سندیت تاریخی دارد؟تشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: بله حتی آیاتی که حضرت قرائت فرمودند در تاریخ ثبت شده. گزارش زید بن ارقم- که گویای قرائت قرآن توسط سر مطهر در کوچه های کوفه است- را نقل می کنیم: آن گاه که سر حسین [علیه السلام] را به دستور عبیدالله بن زیاد در کوچه های کوفه می گرداندند، من در اتاقم- که مشرف به کوچه بود- نشسته بودم و ناگاه سر او را در حال عبور دادن دیدم که این آیه را قرائت می کرد: أم حَسِبتَ أنَّ أصحابَ الکهف و الرَّقیمِ کانوا مِن آیاتنا عجباً. با دیدن این صحنه مو بر بدنم راست شد و عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله، به خدا سوگند سر تو عجیب تر و عجیب تر است. نیز بنا به نقل ابن شهر آشوب، آن گاه که سر مطهر را در کوفه نزد خزانه داران آویخته بودند، شروع به قرائت سوره کهف کرد تا به این آیه رسید: إنّهم فتیهٌ آمنوا بربّهم وزدناهم هدیً فلم یزدهم الا ضلالا و بر اساس نقل دیگر او، هنگامی که سر حضرت را بر درختی آویختند این آیه را از سر مطهر شنیدند که: وَ سَیعلمُ الذین ظَلموا ای منقلبٍ ینقلبون. قرائت قرآن توسط سر مطهر امام علیه السلام- همچون کوفه- در شام نیز تکرار گشت و همان آیات از سوره کهف، توسط سر مطهر قرائت شد. در جریان دیر راهب نیز آمده که راهب نصرانی پس از مشاهده نور ساطع از سر مطهر، با دادن چند درهم به مأموران، سر مطهر را گرفت و به داخل صومعه برد. و ناگاه صدایی شنید که می گفت: «خوشا به حال تو و به حال کسی که حرمت [صاحب] این سر را بشناسد». و او با شنیدن این صدا، دست به دعا برداشت و از خداوند خواست که آن سر با او سخن بگوید. که ناگاه سر مطهر آغاز به سخن کرد و فرمود: ای راهب، چه می خواهی؟ راهب گفت: تو کیستی؟ سر مطهر پاسخ داد: «من فرزند علی مرتضی و فاطمه زهرایم. من مقتول در کربلا و مظلوم و عطشانم». سپس ساکت شد. راهب صورت بر صورت امام علیه السلام نهاده و ملتمسانه می گفت: صورتم را برنمی دارم مگر آنکه بگویی شفیع من در قیامت خواهی بود. سر مطهر به سخن آمد که: به دین جدم درآی. و راهب بلافاصله شهادتین را بر زبان جاری کرد و مشمول وعده شفاعت امام علیه السلام شد. سـخـن گـفـتـن سـر مـقـدس امـام حـسـیـن عـلیه السلام در کتب معتبره مثل کتابهای بحار مرحوم مجلسی و کتاب منتخب طریحی و کتاب لهوف سید بن طاووس و کتاب ارشاد شیخ مفید نـقـل شده است. .-قرآن خواندن و سخن گفتن سر امام حسین ـ ع ـ با حارث‌بن‌وُکَیْدَه یکی دیگر از موارد قرآن خواندن سر مقدس ابی عبدالله علیه السلام مربوط به حوادث بین راه کوفه تا شام است، طبری امامی به نقل از حارث‌بن‌وُکَیْدَه، چنین نگاشته است: من از حاملان سرِ حسین بودم که شنیدم سر، سورة کهف را می‎خواند. در خود شک کردم که من صدای ابی‎عبدالله را می‎شنوم. به من گفت: ای پسر وکیده، آیا دانستی همة ما ائمه زنده هستیم و نزد پروردگارمان روزی می‎خوریم؟ با خود گفتم: سر را سرقت کنم. فرمود: ای پسر وُکَیْدَه، این کار برای تو ممکن نیست. (گناه) ریختن خونم نزد خدا بزرگ‎تر از حمل سرم است. رهایشان کن، زمانی که غُل‎ها و زنجیرها در گردن‎هایشان باشد و بر رو (به سوی جهنم) کشیده شوند، خواهند دانست.( محمدبن‌جریر طبری، دلائل‌الامامة، ص78 و همو، نوادر المعجزات، ص 110 ـ 111. موفق باشید
27636
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز با توجه به سوال ۲۷۶۱۸ ، و با توجه به شناختی که از شهید مطهری دارید و همچنین با توجه به نظر خودتان، لزومی که یک شخصی که حکمت صدرایی رو چشیده باید فلسفه غرب را هم بررسی کند از نظر شهید مطهری و خودتان چیست؟ چه چیزی باعث این الزام می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که این موارد گفتنی نیست. هرکس در مسیر تفکر فلسفی، خودش متوجه می‌شود گویا نمی‌توان از آن فلسفه غفلت کرد. در سال‌های اخیر آیت اللّه جوادی از آقای دکتر حمید طالب‌زاده خواسته بودند در رابطه با کتاب‌شان تحت عنوان «صیرورت،دیالکتیک و ایده آلیسم در گفتگوی میان هگل و فلاسفه ی اسلامی» بحثی با همدیگر داشته باشند. همان‌طور که قبلاً عرض شد نظر آقای طالب‌زاده پس از آن‌که مدتی در آلمان مشغول فلسفه‌ی فیلسوفان غربی بودند، آن است که برای طراوت فلسفه‌ی اسلامی خوب است که فلسفه‌ی غرب را بشناسیم. موفق باشید

26723
متن پرسش
سلام استاد: دلیل واجب بودن نماز چیست؟ همسر من حس می کند آدم خوبی است. بهش علاقه ندارم و همیشه مرگم را از خدا می خواهم تا از شر او نجات پیدا کنم. از خدا خواستم کرونا بگیرم ولی نگرفتم. اگر نماز نخوانم خدا من را عذاب می کند؟ در زندگی جبری چه کنم؟ چرا باید زنده باشم؟ نمیتونم ایمیل بنويسم خواهش دارم پاسخ بدید و نخواستید، بعد از یک روز پاک کنید. مچکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نماز راه انس با خدا است تا با رحمت واسعه‌اش ما و شما را از همین مشکلات رهایی بخشد؛ عمده رویکرد ما است در نماز تا پروردگارمان با رحمت خودش با ما برخورد کند به همان معنایی که با نماز با رسول خدا صلوات‌الله‌علیه‌وآله که رحمةللعالمین هستند هماهنگ می‌شویم. موفق باشید

24538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و تسلیت به جهت فوت فرزند گرامی استاد و معلمی دلسوز آقای طاهرزاده هم اکنون در حرم امام رضا دعاگویتان هستم. استاد من مباحث انقلاب اسلامی شما و شاگرد بزرگوارتان حجت الاسلام سید محسن موسویان را دنبال می کنم و به تازگی یه مبحث درباره انقلاب اسلامی از استاد موسویان گوش دادم که یکجای از صحبتشان گفتند روح انقلابی در میان بسیجیان و سپاه به میان آمده و یک مثال برایش ذکر کردند که تا مرزها دست بچه های سپاه افتاده امنیت برقرار شده و موقعی که دست نیرو انتظامی و ارتش بوده است به دلیل نداشتن روحیه انقلابی در این ارگانها مرز امنیت نداشته و الان که دست سپاه و بسیجیان افتاده امنیت برقرار شده (و اما استاد انتقاد من این است که من خودم سرباز نیرو انتظامی بودم و به عینه مشاهده می کردم که چه افراد مومن و متعهد انقلابی و با گذشت در این ارگان هستند) لطفا استاد اگر حرف استاد موسویان درسته برایم تبیین کنید که از چه منظری به این نتیجه رسیده (صلوات)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته می‌توان در بعضی موارد آن حرف را زد ولی حقیقتاً بزرگان ارتش به اقرار آقایان سردار رضایی و صفوی نقش بسیار مهمی در به نتیجه‌رساندنِ عملیات داشتند و این تنها در حدّ شهید بزرگوار صیادا شیرازی نبود. و در همین رابطه سربازانِ جان بر کفی را داشتیم که در کنار بسیجیان حماسه آفریدند. موفق باشید

24053

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در موضوع زمین تخت که فرمودین از اهل فن بپرسید، جوابی حاصل شد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، نظرها متفاوت است در حدّی که در نجوم قدیم نیز بر اساس استفاده از اسطرلاب، فرض را بر تخت‌بودن زمین می‌گیرد و با این‌همه پیش‌بینی‌های آن‌ها درست در می‌آید. موفق باشید

23812
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: کتاب ظهور نوشته علی مؤذنی (شرح حال سردار شهید حاج یونس زنگی آبادی) رو خوندم و با نظری که این شهید بزرگوار به نویسنده آن کرده بود در چندین جای کتاب مرا به گریه کشاند. واقعا کتاب اثر گذاری بود. کتاب های از این قبیل که تعدادشان زیاد نیست علی الخصوص این کتاب که کم یاب هست و اخیرا هم ممنون الچاپ شده است. اگر ممکن است شرح مختصری بر این کتاب بفرمایید تا میل خوانندگان برای رجوع به این کتاب بیشتر شود. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن کتاب را مطالعه کرده‌ام و مطالب آن را حق می‌دانم. حقیقتاً روحِ حاج یونس است که این‌طور در صحنه‌های مختلف حاضر می‌باشد. موفق باشید

23601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ان شالله خدا هر چی دلتون می خواد بهتون بده. استاد چرا اینقدر فلسفه مهمه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اعتبار اهمیت عقل، فلسفه نوعی از تعقل‌ورزیدن است و نه بیشتر. موفق باشید

23429
متن پرسش
سلام استاد: من یه شخص به ظاهر مذهبی هستم و دیگران من را خیلی قبول دارند که مذهبی هستم. اما مساله من این است خیلی وقت ها راحت گناه می کنم جوری که انگار خدا رو قبول ندارم. چه اتفاقی برای من افتاده که بعد از این همه سال حتی توی کربلا هم گناه سراغم میاد و انجام میدم و میدونم که امام منو میبینه اما بی تفاوت میشم. استاد من توی یه تضاد گیر کردم تضاد آدم مومن بودن و آدم گناه کار. چه اتفاقی برای من افتاده که بعضی وقتها اینقدر آدم خوبی میشم که دیگران هم میگن و بعضی وقتها آدم بدی میشم و اهل گناه کردن که تو کربلا که کسی دنبال اینجور گناه ها نیست من انجامش میدم. من باید چی کار کنم؟ ممنون از پاسختون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا دانی و علم به وجود خدا برای دوری از گناه، کافی نیست. باید در رجوع إلی اللّه و نظر به حضرت معبود، نقشِ حجاب‌بودنِ گناه را برای رسیدن به حقیقت متوجه شد. در آن‌جا است که می‌یابیم گناهانی که دین خدا، گناه می‌داند چگونه مانع ما در اُنس با حضرت معبود می‌گردد. محرومیت خود را وقتی در این رابطه احساس کردیم، گناهْ از قدرتِ خود فرو می‌افتد. موفق باشید  

22427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد کتاب «جوان و انتخاب بزرگ»، «آشتی با خدا» و برخی کتب دیگر رو مطالعه کردم اما یک نکته هنوز برام قابل حل نیست. احساس می کنم بین باور به حقایق و استفاده از اونها موندم. من مدت زیادی با آتئیست ها زندگی کردم و حس می کنم مراجعه و مواجهه شدن با حقیقت برام سخته و درحد باور مونده و نگاهی که احساس می کنم هنوز مادی‌گرایانه هست. با خود می گویم اینجا همان نقطه عطفی ست که اختیار رخ می نمایاند و شخص اینجاست که باید انتخاب کنه چجوری و با چی زندگی کنه. خواستم ازتون کمک بخوام که چجوری این مرحله رو پشت سربزارم و بتونم راحت تر با حقیقت مواجه بشم و بهش رجوع کنم؟ تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سه جلسه‌ای که تحت عنوان «همدمیِ عبد و ربّ» بر روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید

22105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی طاعاتتون قبول: می خواستم یکی از یافته هایم را که حاصل تفکر در جهان هستی است با شما در میان و نظرتان را جویا شوم. مستحضرید که جهان پر از سر و صداست صدای انفجارات سطح خورشید که نزدیکترین ستاره به ماست و صدای برخورد سنگ های آسمانی به کرات دیگر. چگونه است که این صداهای وحشتناک به گوش انسان نمی رسد و مخل آسایش وی نمی شود؟ زیرا صدا از طریق هوا منتقل می شود و وجود خلاء بین کرات مانع انتقال صداست و بنظرم یکی از وجوه آیه مبارکه «الم نجعل الارض مهادا» همین عدم رسیدن صداهای کیهانی به زمین است. سبحان الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌توان گفت یکی از وجوه قرارگرفتنِ زمین به عنوان محل آرامش برای زندگی بشر، فراگرفته‌شدنِ زمین توسط هوای اطراف آن است و یکی از کارآیی‌های هوا همین است که می‌فرمایید. موفق باشید

21960
متن پرسش
با سلام: مسئله معیار در مباحث معرفت شناسی چگونه قابل حل است؟ بنظر می رسد این مسئله دوری لاینحل است در یکی از مقالات در توضیح این مسئله اینگونه آمده است: در حوزه معرفت‌شناسي، با اساسي‌ترين و مبنايي‌ترين پرسش‌هاي فلسفي مواجهيم؛ پرسش‌هايي كه مربوط به اصل معرفت و شناخت مي‌باشند. مسائلي نظير ماهيت معرفت، امكان معرفت، منابع معرفت، انواع و اقسام معرفت، مباحث مربوط به باور، صدق، توجيه و مانند آن، شاكله اصلي اين رشته فلسفي را تشكيل مي‌دهند. در اين ميان، مسئله تعيين معيار معرفت از اهميت خاصي برخوردار است. اين مسئله به نوبه خود با مسئله ديگري به نام مسئله «تعيين قلمرو و محدوده معرفت» گره خورده و ارتباط تنگاتنگي با آن دارد. به نظر مي‌رسد پاسخ دادن به هر يك از اين دو مسئله متوقف بر ديگري است. بدون دانستن قلمرو معرفت نمي‌توان معياري براي آن يافت. ابتدا بايد موارد جزئي معرفت را بشناسيم تا بتوانيم با تشخيص ويژگي‌هاي مشترك آنها معيار عامي براي ساير موارد تدارك نماييم. اما از سوي ديگر، بدون به كار بردن يك معيار و ملاك صحيح نمي‌توان موارد معرفت را تشخيص داد. بنابراين، به نظر مي‌رسد دچار يك دور هستيم. بررسي و نقد مسئله معيار از ديدگاه چيزلم / جواد عابديني
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکاتی که می‌فرمایید مربوط به علم حصولی است و معرفت نفس، علمی است حضوری، که به قول ارسطو: «قیاساتها معها». لذاست صاحبان این علم می‌فرمایند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

21119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی: استاد یک سوالی داشتم با توجه به این که بنده همواره سعی دارم جوری کار کنم که انگار یک دقیقه ی دیگر ظهور است و لیطمئن قلبی این سوال را می پرسم استاد می خواهم نظر شما را در مورد خاطره شهید عراقی از حضرت امام رحمةالله علیه بپرسم: حجت الاسلام مهدوی: خدا رحمت کند شهید عراقی و یکی از شخصیتهای سیاسی خوب امروز که متأسفانه نمی توانم اسم ببرم. می گویند وقتی امام در ابتدای نهضت اولین اعلامیه سیاسی خود را داد (خوب ما در حد فهم خودمان درک می کردیم)، با شهید عراقی رفتیم خدمت امام، شهید عراقی با همان خلوصی که داشت گفت حاج آقا واقعاً خیلی خوب می شد اگر این چیزی که شما می گویید اتفاق بیافتد و وضع مردم خوب می شود. امام با بی اعتنایی فرمود بله وضع مردم هم ان شاالله خوب می شود ولی ما مأمور به انجام چنین کاری نیستیم. آقای عراقی هم آدم سمج، گفت آقا چی گفتید؟ امام فرمود ما برای مأموریت دیگری آمدیم. آقای عراقی گفت برای چه مأموریتی آمده اید؟ امام فرمود برای سه مأموریت: اول: سرنگون کردن حکومت پهلوی. دوم: استقرار نظام جمهوری اسلامی. سوم: دادن پرچم حکومت اسلامی به دست صاحب اصلی اش. حوادث روزگار و فاصله زمانی از حافظه ما برد، رفتیم داخل مبارزات و خیلی ها کشته شدند و انقلاب پیروز شد. شهید عراقی هم با زبان روزه توسط سید مهدی هاشمی به شهادت رسید، ما به یکباره دیدیم دو تا از وعده های امام محقق شد. یک وقتی در جمع بعضی از مسئولین نظام از جمله حضرت آیت الله ری شهری گفتم شهید عراقی و بنده شاهد چنین حرفی از امام بودیم. حالا دو مورد آن اتفاق افتاده، سومین آن یعنی چی؟ بحث شد که با دست امام می رسد به دست صاحب اصلی، یا شخص دیگری؟ یکی از همان جمع که حالا اسم نمی برم و شما می شناسید و آدم بزرگواری است گفت من میرم و از امام می پرسم. بعد رفتند و اینقدر از امام اصرار کردند که آقای عراقی همچنین چیزی از شما شنیده، آیا درست است؟ امام فرمودند بله درست است. گفتند دو تا از آنها محقق شده سومی چی؟ امام گفتند سومی هم خدا ان شاءالله می خواهد و می شود. ( خیلی امام پرهیز داشت) اصرار کردم گفتم شما هستید که این پرچم را به دست صاحبش می دهید؟ یا شخص دیگر؟ بعد از اصرار من، امام فرمودند: نه من نیستم. بعد از من کسی خواهد آمد که پرچم را به دست صاحب اصلی اش خواهد داد. البته آیت الله پناهیان هم سخنرانی دارند که فکر کنم گفته اند من با نشانه هایی یقین دارم که حضرت آیت اله خامنه ای عزیز مد ظله العالی سید خراسانی هستند. می خواستم بپرسم نظر جنابعالی چیست؟ با تشکر و عرض پوزش از این که وقت ارزشمند شما را گرفتم. خدا یار و یاورتان باشد. والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی معتقدم انقلاب اسلامی به سوی نور حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» پیش می‌رود و انقلاب اسلامی یک قدم، بیشتر تا حاکمیت امام معصوم فاصله ندارد. موفق باشید

20892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمه الله: گاهی اینکه دیگران دوستم داشته باشن خیلی برایم مهم می شود. منظورم دوستان مومن و خوب هست خیلی بهشان علاقه دارم ولی چون فارع التحصیل شده ام خیلی از نظر روحی تحت فشارم. ولی عذاب بیشترم از این است که همه اش به خودم نهیب می زنم این از ایمان کم توست و تو باید از ارتباط با خدا لذت ببری و بجای یک ساعت تلفنی صحبت کردن با دوستت قران بخوانی و مناجات کنی. چون خیلی مشتقاق رشد معنوی هستم. ولی به اخلاص خودم اعتماد ندارم. دوست دارم سحرها بیدار باشم قبلا موفق تر بودم ولی الان در هفته شاید سه بار نصیبم شود. می خواهم فقط خدا برایم مهم باشد. و لذت عبادت رو بچشم. تو رو به الله برایم دعا کنید و راهی نشانم دهید. من می خواهم قلبم از محبت خدا پر شود. می خواهم با او انس بگیرم و از من راضی باشد دوستم داشته باشد گدای محبت او باشم. خیلی التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی به خود سخت نگیرید. بعد از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به سیر مطالعاتیِ روی سایت رجوع فرمایید. إن‌شاءاللّه کار جلو می‌رود. موفق باشید

19196
متن پرسش
من کاری به بعضی ندارم، دانشی ندارن و برای گذران زندگی ادعا میکنن که کیمیا یا جفر بلد هستن و انجام بدن، آنها هم روزی شان باید برسه چرا پیش داوری بکنیم؟ شاید آن بابا هر دو تا پاش قطع باشه چکار کنه اگر نه هر کس میگه بیایید من آموزش علوم غریبه میدم. بله مبانی را یاد میگیری اما چون حق انجامش را از طرف خدای بزرگ نداری بعد از مدتی سر از تیمارستان در میاری یا هر کسی حق نداره دست به قلم بگیره و به اسم طلسم چیزی را کتابت کنه در حالی که اجازه همچین کاری را نداره و خودش عقوبت و تاوان کارش را میبینه قطعا و من مطمئن هستم کسانی که بتونن ارتباطی خارج از تصورات انسان داشته باشن و کار و مشکل کسی را انجام بدن زیر انگشتهای یک دست در ایران زمین هست و مهم تر از کل مسایل من یکی خودم را میگم قادرم به اراده خدای بزرگ هر کاری برای هر کسی انجام بدم، اما برای خودم نمیبره البته به آن شدت نیست که برای بقیه میتونم، بعد اگر بگویم آقا بابت این کار این قدر نذر کن و به چند خانواده بده و خودش هم انجام بده و قسمتی هم از نذر برای من بفرست. آقا این مرد شیاد است مال مردم میخوره مرد مومن خدا را گواه می گیرم بالای پنجاه تن کتاب خوندم به اندازه یک مرتاض ریاضت کشیدم چرا پیش داوری می کنید. ۰۹۳۷۸۵۳۵۹۳۶
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیرا این مسیر، مسیر اولیای الهی نیست و خداوند خواسته است امور، به صورت عادی جلو رود. موفق باشید

18448
متن پرسش
سلام استاد: 1. اسم مستأثر الهی چیست؟ 2. دلیل اینکه شما اینقدر درباره اتقلاب و حکومت اسلامی بحث می کنید چیست؟ چقدر ضرورت دارد؟ آیا بهتر نیست موضوعات قرآنی عقب مانده را دنبال کنید؟ 3. آیا شما با این حرف موافقید؟ (خواندن کتابهای معرفتی باید یک حالت حضور برای ما ایجاد کند اگر همین کتابها را از فضای مجازی مطالعه کنید دیگر درست نمی تواند شما را به بالا انتقال دهد خود کتاب معنویت دیگری دارد پس تا می توانید کتاب ها را بخرید و مطالعه کنید). ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نمی‌دانم 2- با نظر به درک حضور تاریخی که انقلاب اسلامی در منظر ما قرار می‌دهد، قرآن برای ما هدایت‌ها خواهد داشت 3- رویهمرفته می‌تواند درست باشد، ولی کلّی نیست. موفق باشید

17773

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام وخسته نباشید: بنده از طرف مجموعه فرهنگی تربیتی علی بن الحسین (ع) استان اردبیل خدمتتان تماس گرفتم. این مجموعه نزدیک به یک سال است که محوریت فعالیت تربیتی خود را موضوع خودشناسی قرار داده و در تلاش است که مفاهیم حصولی و حضوری مربوط به خودشناسی را با روش کلیپ سازی به صورت گرافیکی و انیمیشنی به مخاطبان ارائه نماید، تا باعث فراگیری خودشناسی در بین عموم جامعه جهانی گردد. امید که مقدمه ظهور دولت جهانی فطرت بر روی زمین فراهم شود انشاء الله. نظر به این که در تحقق این امر با مشکل نبود سیر مطالعاتی در باب موضوع خودشناسی مواجه هستیم از حضرت استاد خواهشمندیم ما را راهنمایی فرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی موجود بر روی سایت، می‌تواند در این مورد کمک کند و ایده‌ی لازم را در منظر شما قرار دهد. موفق باشید

16967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال 16848 فرمودید: بنا بر این است که در مسیر عبادات الهی، شیطان وسوسه کند ولی ما عقب‌نشینی ننماییم و نهایتاً اگر گرفتار معصیت شدیم، توبه کنیم، نه آن‌که عبادت را ترک نماییم. 1. پس مثلا اگر در مسیر آن عبادت دچار معصیت شدیم آیا ارتباطی دارد که ثواب آن عبادت کم بشود یا ارتباطی ندارد؟ 2. ممکن است اعمال عبادی ما با معصیت همراه نباشد ولی بد اخلاقی هایی همراه باشد آیا این هم ارتباطی دارد که ثواب عمل بشود؟ 3. بنده از دفتر مرجعم سوال کردم و همچنین مرکز ملی پاسخگویی مفصل صحبت کردم که «اتقوا مواضع اتهم» گناه شرعی نیست. بعضا پیش می آید که این در معرض تهمت قرار گرفتن ما همراه کار نیکی است (مثلا جواب دادن به سوال دینی خواهری یا صحبت کردن در زمینه خیری با کسی که در محله وجه خوبی ندارد و ...) آیا می شود گفت آن عمل خیر ما ثواب کمتری دارد چون این مورد با توجه به شرایط بنده مبتلا به است با تشکر فراوان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً نباید ارتباط داشته باشد 2- نه؛ بداخلاقی را باید در همین صحنه‌ها از بین برد 3- با توجه به این‌که حفظ آبرویِ مؤمن برای خودش نیز واجب است، باید اگر حضور او در صحنه ای موجب ضرر به آبروی آن می‌شود، از آن صحنه دوری کند. منتها اگر احتمال می‌دهد که چنین مشکلاتی پیش می‌آید باید اهم و فی‌الاهم بکند. موفق باشید

9758

کدام هنربازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمه الله.وقتتان بخیر.اینکه درجلسه 47 دعای مکارم فرمودید:هنرواقعی ترین رجوع به معنویت است میشودبیشتر توضیح بفرمایید؟چرامیان این همه کار وعمل این تعبیر رادرموردهنرفرمودید؟2-اگرکسی باانگیزه دفاع ازهنر نگارگری خودمان دربرابرنقاشی بی محتواولی باتکنیک غرب سراغ این هنربرودکه پایهاش تسلط برطراحی انسان وحیوان است اشکالی دارد؟استادفرشچیان نسبت به نگارگری اعلام خطرکردند3-آیاپرداختن به هنری مثل گل ومرغ بداست؟هنرواقعی محسوب میشود؟4-اینکه به پیانو زدن ایرادگرفتیدمقصودتان موسیقی ای هست که برای تفنن زده میشود؟چراخط وشعروصوت نیکوی قران جایگاه دیگری میان بقیه هنرها دارند.البته خط رامی دانم . سپاس بسیار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هنری که منظور بنده است، ظهور حقایق وحدانی است در عالم ناسوت، و از این لحاظ هنر بهترین راه به سوی معنویت می‌باشد. ولی آفات نقاشی و مجسمه‌سازی را در جزوه‌ی «تندیس» مطابق روایات عرض کرده‌ام. فکر نمیکنم نقاشی به هر شکل که باشد یا موسیقی ظرفیت ارائه‌ی آنچنانی جهت ظهور حقایق وحدانی را داشته باشند. نظمی که در قرآن هست نمونه‌ی اعلای هنر دینی است و شاید معماری بعضی از خانه‌ها و اماکن دینی نیز چنین حکایتی را در بر دارد. موفق باشید
9204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در سایت دو شرح بر سوره حمد امام هست، کدامیک مقدم است و باید گوش بدهیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح دانشگاه صنعتی را بعد از شرح کتاب‌خانه‌ی مرکزی دنبال بفرمایید. موفق باشید
نمایش چاپی