بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22364
متن پرسش
استاد عزیز سلام: فسبح بحمده چگونه است؟ فرق تسبیحی که با حمد همراه است یا شاید در بستر حمد است با تسبیحی که به صورت مطلق در آیات قرآن به کار می رود چیست؟ بخصوص اگر با توجه به آیه ۱۳۰ سوره طه این مسئله را روشن بفرمایید بسیار لطف می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «تسبیح»، انسان متوجه جلال الهی می‌شود و در «تحمید»، نظر به جمال او دارد و زیباترین ارتباط، جمعِ بین جلال و جمال الهی یا تسبیح و تحمید اوست که آیه‌ی مذکور نیز به همین امر انسان‌ها را دعوت می‌کند. آری! بعضاً آیات می‌خواهد ما متوجه‌ی تنزیه و جلال او شویم آن‌جاست که بحث «سبحان اللّه» را به طور جداگانه به میان می‌آورد. مثل آن‌که می‌فرماید: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (صافات/ 159). موفق باشید 

21158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد این نقد بر فتوای آیت الله جوادی صحیح است؟ يادداشت / حجت الاسلام محمد تقي اكبرنژاد: تغيير جنسيت يكي از دروازه هاي ورود به فرهنگ منحط غربي است. متن پيشرو يادداشت حجت الاسلام محمد تقي اكبرنژاد، مدير موسسه فقاهت و تمدن سازي است كه در واكنش به فتواي حضرت آيت الله جوادي آملي (حفظه الله) مبني بر عدم حرمت مسئله تغيير جنسيت كه يكي از مسائل حوزه پزشكيست، نوشته شده است. لازم به ذكر است مواضع و متن نگارنده لزوما مواضع و نظرات موسسه طبنا، نمي باشد. در حاشیه یک فتوا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در فتوای آیت اللّه جوادی، نظر به افرادی است که پزشکان از نظر فیزیولوژی بدن تشخیص می‌دهند که آمادگی تغییر جنسیت را دارند و نباید آن فتوا را بی‌مورد دانست. موفق باشید

20799
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: شما در جایی به حقیر فرموده بودید: یکی از مقدمات فراهم آوردن عقل تاریخی، مطالعه و بررسی سیره حضرات معصومین علیهم السلام و زعمای دین می باشد. سوال بنده این است، توقع و انتظار شما از مطالعه و بررسی سیره اهل بیت علیهم السلام چیست؟ یعنی بعد از مطالعه ما باید به چه چیزی مسلح شده باشیم که بوسیله آن بتوانیم به عقلِ مخصوص این تاریخ نزدیک شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رویکرد فهم تاریخی آن‌هم تاریخی که آن بزرگان در آن قرار داشتند و مطابق روح تاریخ خود عمل کردند، به خودی خود عقل را رشد می‌دهد و به میان می‌آورد. موفق باشید

20467
متن پرسش
با سلام مگر نه اینکه موهبت اختیار از حضرت احدیت است؟ پس هر کار خیری از ما سر زند در واقع از او سر زده است؟ چون فعل خیر با اختیار افاضه شده از جانب او سر زده. پس بهشت هم برای اوست. آیا این نظر درست است؟ یعنی او خود به خودش پاداش (بهشت) می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اختیار عبارت است از انجام فعل و ترک فعل، و هرکدام را شما ترجیح دهید آن، فعلِ شما می‌شود هرچند انسان در مختاربودن مجبور است ولی نه در انجام فعل. بد نیست سری به جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

19943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می گویند پیامبر بعد از عهد شکنتی یهودیان بنی قریظه حدود 900 نفر از آنان را کشت یا اینکه سعد کشت و پیامبر کار او را تائید کرد. سوال: 1. آیا گفته ی بالا و امثال این آمار کشته ها صحت دارد؟ 2. در صورت واقعیت داشتن چرا پیامبر که رحمت للعالمین است این همه آدم کشت؟ 3. اگر این قضیه صحت ندارد، پس ما که می خواهیم به حقیقت برسیم از کجا بدانیم که کدام نقل تاریخی صحیح و مطابق واقع است؟ و چگونه باید به آن اعتماد کنیم و مطمئن شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت‌الاسلام مصطفی صادقی در کتاب «پیامبر» دلایلی می‌آورد که این موضوع را یهود به این شکل مطرح کرده مثل کاری که برای هولوکاست انجام دادند. موفق باشید

19334
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت: از استاد خواهشمندم به دو سوال زیر پاسخ مبسوطی عنایت کنند: با توجه به مسائل معرفت نفس و حشر و مطالبی که در کتابهای مختلف فلسفی و عرفانی از جمله کتاب خود استاد آمده (مثلا ص 172 و 174 معرفت نفس و حشر) : 1. نظر به اینکه در عالم مجردات ماده وجود ندارد و نیازی به این بدن مادی با این اشکال نیست آیا بدن اخروی دارای همین اندام با همین اشکال موجود خواهد بود؟ اگر نه پس چگونه هر کس در آن عالم دیگری را می شناسد و می گوید این فلانی است؟ اگر بدن اخروی از صور ملکات نفسانی ایجاد می شود چگونه افراد نفوس دیگر را شناسایی می کنند؟ با توجه به اینکه ملکات نفسانی نفوس در همین دنیا نیز از نفوس دیگر پنهان هستند و افراد با بدنهای مادیشان شناسایی می شوند نه با ملکات نفسانی و صور. 2. اگر بدن اخروی فاقد ابزار مادی دنیوی مانند چشم و گوش و... باشد چگونه می تواند با این عالم ماده و طبیعت مرتبط شود؟ مثلا نفس در مجردات چگونه و با چه مکانیسم و ابزاری می تواند یک درخت را ببیند یا به یک صوتی گوش کند؟ مگر نه این است که چشم و گوش و... واسطه هایی هستند بین قوای نفس و عالم ماده؟ تشکر از محبت و حوصله شما - التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که مجردات ظرفیت بیشتری دارند، بدن اخروی با بدن دنیایی متفاوتند و لذا در بدن اخروی در عین آن‌که همه می‌بینند این آقا، صدام حسین است، با همان چشم قیامتی می‌بینند که به جهت تکبرش، مورچه است 2- «دیدن» در عالَم قیامت با قوه‌ی بینایی است مثل آن‌که شما در خواب که چشمِ بدن‌تان بسته است می‌بینید 3- جزوه‌ی «نحوه‌ی بدن اُخروی» که بر روی سایت است نکاتی در رابطه با این امر دارد. موفق باشید

16835

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می شود خدمت استاد عزیزم: بنده نمی توانم برای تحصیل به حوزه بروم و می خواستم اگر امکان دارد دروس پیشنهادی حضرتعالی را مطالعه کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر سیر مطالعاتی روی سایت که مبتنی بر روش معرفت نفسی است با ذوق‌تان هماهنگی داشت؛ خوب است که از آن استفاده کنید. موفق باشید

8393
متن پرسش
سلام علیکم در جواب سوالی فرموده اید:"شیطان می‌تواند از جهت تکوینی مورد خطاب سجده باشد در عین آن‌که اختیار دارد می‌تواند دستور را انجام ندهد."از جهت تکوینی چگونه شیطان میتواند مورد خطاب سجده باشد؟اگر امکان دارد توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحث خوبی است که علامه طباطبائی(ره) دارد و بنده آن را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» آورده‌ام. ایشان مطرح می‌کنند خطاب «و اذ قلنا للملائکة‌ اسجدوا لآدم» خطاب به مقامی است که فرشتگان در آن هستند و چون مقام فرشتگان مقام تشریع نیست و مقام تکوین است پس آن خطاب، خطاب تکوینی است. حالا این سوال مطرح می‌شود که اگر خطاب تکوینی است موضوع اختیار شیطان که در آن زمان در آن مقام بود چه می‌شود که به آن کاربر عزیز عرض شد می‌شود خطاب تکوینی باشد ولی چون در حوزه‌ای این خطاب صورت می‌گیرد که آن حوزه‌ی اختیار است اختیار را از شیطان نمی‌گیرد که عرض شده درتفسیر آیه33 سوره احزاب عرایضی در این مورد داشتم. موفق باشید
8277
متن پرسش
سلام علیکم حضرتعالی فرمودید: مطهرون - به اعتبار آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب- بالإصاله اهل بیت هستند و بالتّبع هرکس به همان اندازه‌ای که از طهارت بهره‌مند است می‌تواند با حقیقت قرآن مأنوس باشد. حال اگر کسی از طهارت به همان روشی که فرمودید بهرمند شد می شود گفت که این طهارت از جنس طهارت اهل البیت است اما به نازله. و یا در مورد علمایی مثل امام که فرمودید قلبشان نورانی است آیا این درست است که این همان نورانیت اهل البیت است امام به نازله؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بسیار نکته‌ی دقیق و درستی است، لذا هرکس در ذیل نور اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به قرآن رجوع کند توان ارتباط با قرآن را به همان اندازه دارد و عملاً در جامعیت روحی است در عین نازل‌بودن. مثل نور بی‌رنگ نازله نسبت به نور بی‌رنگ شدیدتر. موفق باشید
7775
متن پرسش
سلام علیکم آیا این جملات صحیح هستند؟ ۱- هدف حیات انسان ملافات خداوند است. ۲- کمال انسان در رسیدن به بالاترین لذت است و خداوند هم انسان را برای همین آفریده است و تقرب یعنی صعود از یک لذت سطحی تر به یک لذت عمیق تر. ۳- همه حرکتهای انسان در حقیقت تجلی میل لذت طلبی اوست حتی طلب رضای خداوتد و اخلاص و انسان هیچ کاری بیرون از دایره لذت طلبی اش نمی‌تواند بکند. ۴- کدام یک از این اهداف در حیات بشر غایی ترند: ملاقات خدا، لذت، بندگی؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: واژه‌ی لذت‌طلبی واژه‌ی لغزنده‌ای است و ناخودآگاه ذهن را از آنچه مقصد اصلی سیر إلی اللّه است منحرف می‌کند. در تجربه‌ی عارفان پس از سال‌ها نفی خودخواهی، احساس قرب الهی آنچنان آن‌ها را به شعف می‌آورد که با تمام وجود فریاد برمی‌آورند: «یا لَیْتَ قَوْمی‏ یَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لی‏ رَبِّی وَ جَعَلَنی‏ مِنَ الْمُکْرَمین‏» ای کاش مردم می‌دانستند چگونه پروردگارم همه‌ی موانع اُنس با خودش را از میان برداشت و مرا در زمره‌ی مکرمین قرار داد. پس می‌توان گفت: از طرف ما بندگی مطرح است و از طرف او لقاء. و در این رابطه قرآن می‌فرماید: «فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» هرکس می‌خواهد به لقاء خدا برسد باید عمل صالح انجام دهد و در عبادت پروردگارش به هیچ‌چیزی غیر از حق نظر نکند. موفق باشید
1373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام می خواستم ببینم اینکه در کتاب از برهان تا عرفان در صفحه 35 از لفظ سقوط استفاده کرده اید دلیل خاصی داشته است یا نه؟ مثلا چرا از لفظ فرود استفاده نکردید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: «فلسفی را کار با الفاظ نیست». عمده دقت در مفهوم موضوع است موفق باشید
28537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: چندی پیش سریالی به نام سریال پدر از تلوزیون پخش می شد. در مورد پسری که حافظ قرآن بود و اتفاقاتی برایش رخ می داد، که آخر سریال آیه قران متناسب با اون اتفاقات در صفحه ای نشان داده می‌شد. فقط در بحث ازدواج این فرد حافظ قران، یک عشق ناگهانی برای ایشون اتفاق افتاد، و در شب عروسی، فرد حافظ قرآن به همسرش گفتند که ما همون ابتدا در عالم بالا به عقد هم در آمدیم، انگار که مکاشفه ای برای این فرد رخ داده بود، آیا چنین چیزی وجود دارد که قبل از ازواج های رسمی، مواردی در عالم ملکوت به عقد هم در بیایند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان که نه، حتماً این‌طور است. در بحث «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» عرایضی شده است.[1] ولی چرا این مباحث در سریال که عموم مردم با آن مرتبط می‌شوند و نسبت به این مطالب بیگانه‌اند مطرح می‌شود؟ موفق باشید

 


[1] - جزوه‌ی مذکور جهت ارائه به کاربران در حال ویرایش است.

25756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از منازل سلوک را سماع گفته اند و عرفایی مانند مولوی هم آن را انجام می دادند. با توجه که این مورد را در قران و فرهنگ اهل بیت نیافتم برایم جای سوال است: ۱. رقص سماع چیست و چه نقشی در سلوک دارد؟ ۲. اگر نقشی دارد چرا در دین نیست؟ اگر نقشی ندارد چرا منزلی از منازل سائرین است و عرفایی به آن اشتغال داشته اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چون چنین احوالاتی را تجربه نکرده‌ام نمی‌توانم نظر دهم. ولی نمی‌توان هم مسئله را به راحتی مردود شمرد. واللّه اعلم! موفق باشید

23719
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ۱. در فایل حرکت جوهری فرمودید قوه همان عدم است، عدم جهتمند، در بدایه علامه قوه و فعل را از اقسام وجود می دانند و حتی قوه یا همان امکان استعدادی را تشکیکی می دانند، چگونه قابل جمع است؟ ۲. در بحث برهان صدیقین فرمودید که هرجا پای نقص در میان باشد پای عدم هم هست و بالعکس پس در واقع جنود جهل عدمی هستند در مقابل در حدیث جنود عقل و جهل خداوند می فرماید به جهل گفتم برو رفت گفتم برگرد برنگشت، این ظاهرا دلالت بر وجودی بودن جهل دارد نه عدمی بودن آن، چگونه قابل جمع است؟ دوستتون دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «عدمٌ مّا» که علامه در «بدایه» می‌فرمایند همان عدمِ جهت‌مند است و تشکیکی‌بودن آن به معنای ظرفیت‌های مختلفی است که نسبت به پذیرش وجود دارند. ۲. همان‌طور که حضرت امام در شرح کتاب «جنود عقل و جهل» می‌فرمایند به هر حال «جهل» به تبعِ «عدم» معنا دارد. آری! بحث عدمِ ملکه را می توان در مورد جهل به میان آورد. لذا هر انسانی به اعتبار عدمِ کمالی که باید داشته باشد، جهل دارد و همین امر موجب تمرّد او می‌گردد. موفق باشید

23680
متن پرسش
سلام و خدا قوت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: چند روز دیگر عازم اردوی جهادی هویزه هستم. ان شاء الله. در بخش فرهنگی و تربیتی و کار با جوانان و نوجوانان، مسئولیت دارم و کمتر به کارهای عمرانی مشغول می شوم. به نظر شما بهترین کارهایی که می توانم در ارتباط با نوجوانان و جوانان منطقه انجام دهم تا اثر گذاری مطلوب داشته باشد چیست؟ اگر هم مهارتی می خواهد لطفا منبعی معرفی بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «الهویزه، و ما ادراکَ ماالهویزه؟» محل طلوع عشاقی که در همان‌جا نیز بدن مبارک خود را به حضرت دوست تقدیم نمودند و با زائران خود چه اندازه زیبا به مؤانست نشسته‌اند. همین اندازه که بتوانید حریمِ این مکان مقدس را که کربلای کربلاهای ایران است و متذکر جایگاه آن باشید و در خدمت زائران آن خطّه قرار گیرید؛ همه‌ی کار لازم را انجام داده‌اید. جوانان ما سخت نیازمند آن هستند که معنایِ شهادت برای بقای این انقلاب را درک کنند و این غذای جان آن‌هاست، سعی کنید آن‌ها را از آن غذا محروم ننمایید.

 در ضمن تلاش ما نیز آن بود که در غروب روز ۶ یا ۷ فروردین در آن‌جا بیتوته کنیم. ولی ظاهراً فرموده‌اند هنوز معلوم نیست آن مکان آماده شود. اگر خبری شد ما را نیز با خبر کنید. موفق باشید

20231
متن پرسش
درود بر آقای طاهرزاده: بنده از این که خداوند واجب الوجود است و من ممکن الوجود چندان راضی نیستم و اندکی دچار حسادت نسبت به خدا هستم چند سوال دارم 1. آیا شیطان صرفا به آدم حسادت داشت یا نسبت به خدا هم حسادت داشت؟ 2. آیا این حسادت موجب می شود مقام من در قیامت بدتر از شیطان باشد؟ 3. با توجه به اینکه به واجب الوجودی دست پیدا نمی کنم و تا ابد ممکن الوجود خواهم بود و هر گونه حیات ممکن الوجودانه برایم قابل تحمل نیست این امکان فراهم است که در صورت درخواستم، خداوند عدم محض به من عطا کند تا بیش ازین شاهد برتری او بر خویش نباشم؟ 4. اگر درخواست عدم میسر نیست راهکار برای رفع این حسادت به خدا چیست؟ خواهشا هر چهار سوال را دقیقا پاسخ گویید و ما را ازین گرداب نجات دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان معرفت لازم از خدا داشته باشد، تنها او را مقصد و معبود می‌یابد و لذا همواره در تلاش است که موانع قرب به او را با زیرِ پاگذاردن خودبینی‌ها و خودخواهی‌ها رفع کند. موفق باشید

19843
متن پرسش
با سلام خدمت شما: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم. کتاب از برهان تا عرفان شما را می خواندم. وقتی برای مثال یک انسان می میرد و نفس او از عالم ماده جدا می شود جوهر ماده بدن جسمی او چه می شود؟ آیا جوهر ماده که همان حرکت است هم به تجرد می رسد؟ در این فرایند چه بر سر هیولا می آید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیولای اولی همان ماده یا جوهری است که عین حرکت است و در اثر حرکت، قوه‌هایش به فعل تبدیل می‌شود و از حالت مادی‌بودن خارج می‌گردد. موفق باشید

19148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به انتخابات پیش رو و وظیفه ی هر انسانی برای انتخاب اصلح نظرتون رو در مورد جریان فکری آقای قالیباف که تاثیر در مدیریت دارد را چه طور می بینید و تحلیل می کنید؟ (فضای فکری مدیریتی ایشان). با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان خوبند ولی به تصمیم قطعی «جمنا» که انسان‌های قابل اعتمادی هستند، بهتر می‌توان اعتماد کرد. موفق باشید

19048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: لطفا نظرتان را راجع به این چهار مورد بگویید: ۱.نشست اخیر احمدی نژاد با خبرنگاران (۱۶.۱.۹۶) ۲. نامه مشائی به خاتمی و سخنان آقای مشائی که در حاشیه همین نشست در ارتباط با نامه نوشتن به آقای خاتمی که گفته بود: «آقای خاتمی مورد احترام است. او با دیگر سران اصلاح طلب تفاوت دارد. آقای خاتمی با احترام با مردم سخن می گفت. ایشان از چهره های محبوب کشور هستند ولی با آقای احمدی نژاد خیلی تفاوت دارد. کاش می شد آقای خاتمی در انتخابات شرکت کند و آقای احمدی نژاد هم بیاید و حالا هر کس دیگری می خواست.» ۳.نسبت به گروه جمنا و لیست کاندیدا ها و کاندید شدن آقای رئیسی و اهداف این گروه ۴. آقای جلیلی با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در این موارد ورود نداشته باشم. شخصیت‌هایی که جمنا را تشکیل داده‌اند افراد قابل اعتمادی هستند. موفق باشید

17659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالات در مورد خود ارضایی خوندم کسانی که گرفتار بودند فیلم یا عکس دیده بودند. حالا کسی که با این دو در ارتباط نیست ولی گرفتار هست چه طور میشه نجاتش داد؟ فکر کنم وضع این شخص بدتر هست و نجاتش سخت تر چه کند؟ لطفا راه حل بدید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که با خود درگیر شود و متوجه گردد این نوع امیال، از چه زیبایی‌های عظیم روحانی او را باز می‌دارد؛ چیزی نمی‌گذرد که از این کار دل می‌کَنَد. پیشنهاد می‌شود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه نماید. موفق باشید

14890
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و گرانقدر برخی از آشنایانم که در اروپا زندگی می کنند می گویند: در اروپا صمیمیت و دلسوزی مردم نسبت به یکدیگر و ما بالا است و در اروپا نظم بالایی است در جواب چه بگویم. سپاس فراوان پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً همین‌طور است. ولی فراموش نکنید که این نوع نظم و دلسوزی در مسیر ارضای نفس امّاره است و در این رابطه شیطان هیچ مشکلی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند. شیطان قسم خورده است هرکس در صراط مستقیم قرار دارد، او را وسوسه کند و به همین جهت حضرت صادق«علیه‌السلام» در خطاب به ابن‌جندب می‌فرمایند که بیشترین تلاش شیطان در مقابل شیعیان ما است. موفق باشید. سلام و درود: استاد فاضل و ارجمند با توجه به مطالب فوق همانطور که مستحضرید عدم آشتی با خود راستین و خدا باعث اضطراب می شود و کسی که اضطراب دارد در ارتباط با خود و دیگران دچار اختلال روحی می شود. پس چطوری اروپایی ها در ارتباط با دیگران نه تنها دچار اختلال روحی نمی شود بلکه صمیمت هم دارند. کسی که اضطراب دارد حوصله خودش را ندارد چه برسد دیگران. پس بنابر این چطوری مردم اروپا صمیمی هستند و نظم دارند؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد شیطان در مورد عقل دنیایی اهل دنیا، مشکلی برای آن‌ها ایجاد نکند و بتواند در امور دنیایی در کنار هم باشند ولی چون این نوع رعایت‌ها ذیل اراده‌ی الهی و در راستای آبادانی قیامت نیست، از آرامش بنیادین محرومند به طوری که به قول اریک‌فروم، معضل غربْ امروز روان‌های مضطرب است که برای دوری از آن به هر کاری دست می‌زند. موفق باشید

9580
متن پرسش
با سلام: ضمن تشکر از پاسخگویی جنابعالی، در مورد پاسخ سوالم ابهامی برایم بود. سپاسگذار خواهم بود پاسخ دهید: فرمودید: «زبان؛ مقدِّر است به همان معنایی که می‌فرمایند» چون بنده مطالعه ای در این زمینه نداشتم منظور از به همان معنا که می فرمایند چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی گفته می‌شود زبان مقدِّر است یعنی اگر انسان بگوید امروز برای من روز بدی خواهد بود، همین امر تقدیر او را به همان صورتی که خود بر زبان رانده ورق می‌زند و یا بر عکس. البته این یک موضوع مطلقی نیست، بلکه شرایط را فراهم می‌کند. موفق باشید
8461
متن پرسش
سلام استاد عزیز جوانی هستم که به خاطر چهره زیبام و اینکه هر چند گاهی دوستانم از چهره زیبای من به نحوی تعریف میکنند دچار شخصیتی خودشیفته شدم و زیاد توی اینه نگاه میکنم و با کمال تاسف بگم به جای اینکه عالم دینی داشته باشم عالمم شده جلب توجه کردن برای خانم ها و دختران طوری این مسئله برام مهم شده که اگه یه روز برم خیابون و کسی بهم توجه نکنه دچار کاهش اعتماد به نفس میشم بله میدونم به یک حیوون تبدیل شدم اما استاد به جان سید علی که برام خیلی عزیزه نمیخوام اینطوری باشم جزوه مرزهای ارتباط رو خوندم چند بار هم خوندم اما نشد سعی کردم نظر به شخصیت والای یوسف صدیق کنم و این کار رو کردم باز هم حل نشد آخه رفیق به قول خودت ما اومدیم تو این دنیا نظر خدا رو جلب کنیم قدسی بشیم نظر به ابدیت داشته باشیم همه رو میدونم اما به قول اون بزرگوار دست ما کوتاه و خرما بر نخیل کمکم کن تو را قسم به ملاصدرا کمکم کن نذار جوونیم تباه شه از دیو و دد ملولم انسانم ارزوست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که این را نپذیرفته‌اید که کمال خود را در جلب نظر دیگران جستجو کنید، و جنگ بین نفس امّاره و فطرت الهی را شروع کرده‌اید خوب است. سعی کنید طرف نفس امّاره که می‌گوید ظاهر خود را ببین و به نمایش بگذار، نگیرید. به آن بی‌محلی کنید، به طور عادی در کوچه و خیابان ظاهر شوید، تا پوزه‌ی نفس امّاره به مرور به زمین مالیده شود. موفق باشید
7646
متن پرسش
سلام علیکم : استاد ارجمند و مستطاب آقای طاهرزاده : با توجه به دعای شریف (( اللهم ارنی الأشیاء کماهی)) وباتوجه به اینکه نفس ناطقه مجرد است، وصورت أشیاء در نفس مجرد است،فقط أشیاء به عنوان علت معده است، ونفس به کمک مبادئ عالم بالا صورتی در خود ایجاد مکند، ؛ مطالب ذیل را در صورت امکان تبین نمایید./ ١- واقعیت أشیاء همان است که خدای متعال وائمه طاهرین ونفوس ناطقه نامگذاری کرده وفهمیده می شود؟ ٢- آیا ما انسانها أشیاء را هماطور می بینیم که نفس ما از أشیاء ( بعنوان معده نه علت ) صورت را خلق کرده وخدای متعال هم به همان صورت نام گذاری نموده مثلا صورت آب،زمین،خورشید وغیره آنچه ما صورت برداری میکنیم می فهمیم ، همان است که قرآن معرفی نموده و نفوس ناطقه انسانها نیز صورتها را خلق کرده ونامگذاری کرده اند ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- حقیقتاً همین طور است 2- تفاوتی در درک صورت موجودات بین ما و اولیاء الهی نیست، تفاوت در نگاه وجودی به موجودات است که آن‌ها موجودات را با نظر به جنبه‌ی وجودی‌شان، آیت‌ الهی می‌بینند و متأسفانه بنده آن‌ها را ماهیات مستقل می‌پندارم. موفق باشید
32483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: روز شنبه هفته گذشته قبل از شروع نماز خدمتتون رسیدم در رابطه با متنی که منتسب به مولانا بود سوال پرسیدم و حضرتعالی به دلیل کمبود وقت و در دسترس نبودن کل متن مورد نظر، امر فرمودید که در قسمت پرسش و پاسخ سایت سوال را همراه با متن مورد نظر ارسال کنم. متن زیر منتسب به مولاناست و مکالمه وی با شیطان است، منتهی در آثار ایشان چیزی پیدا نکردم مبنی بر این موضوع ولی با این‌حال این متن جای فکر کردن داره سوالم این هست که موضوعی که در این متن مطرح شده در ظاهر با آیات و روایات در تضاد هست به گونه ای که شیطان خطاب به حضرت حق می فرماید تو مرا اغوا کردی و یا در جایی دیگر در جواب سوال حضرت حق که می فرماید از چه رو سجده نکردی؟ بحث تکبر رو به میان میاره و می گوید من از آتشم و آدم از خاک و در جایی دیگر قرآن اشاره می کند که (کان من الکافرین) و یا در جایی دیگر خط و نشان می کشد که من سر راه بندگانت قرار می گیرم و آنها را گمراه می کنم به جز مخلصین. ولی با این‌حال فکر می کنم که در باطن باید یه پیامی داشته باشه که خواهشمندم حضرتعالی شرح بفرمایید. و این نکته رو هم عرض کنم که قبلا کتاب هدف حیات زمینی آدم رو هم مطالعه کردم. التماس دعا. یا حق. مولانا گفت : روزي در سير، ابليس را ديدم و او را گفتم «از چه بر آدم سجده نکردي؟» گفت: «تو بنده‌ي مولاي خويشي، من هم بنده‌ي مولاي خويش اگر شمس تبريزي از دري در آن مجلس که در آن نشسته‌اي درآيد و انبياء جملگي از دري ديگر به آن مجلس وارد شوند تو روي به شمس مي‌کني يا ايشان؟» گفتم: «ولله که جز در شمس بنگرم!» گفت: «مگر نه ايشان انبيا باشند؟» گفتم: «مرغ دلم گرفتار بند شمس است و مولاي من اوست». گفت: «اگر شمس امر کند که در ايشان نگري؟» گفتم: «آخر دل نمي‌رود!» گفت: «بعيد از تو، آنچه خود مي‌داني، از من چرا پرسي؟!» گفتم: «تو مي‌دانستي که اگر سجده نياوري به عذاب مبتلا مي‌شوي و آنچه نبايد بر سرت مي‌آيد؟» گفت: «آري!» گفتم: «پس از چه، سجده نبردي!» گفت: «ميل او بر عذاب من بود و راه سلوکم اينچنين بود» مختار بودم که امر او را اطاعت کنم يا دل به ميل او بندم، پس ميل او را بر امر او بالاتر و مقدم دانستم ميل او آزمايش بني‌آدم بود و قبول اين ماموريت، امتحان من!» گفتم: از چه رو کبر ورزيدي گفت: «آنکه با کدخدايي دوستي دارد، فخر فروشد گفتم: «به قيمت قهر و عذاب؟!» گفت: «مگر تو نگفتي عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد؟» آن عاشقي که قهر را لطف نمي‌بيند، عاشقش نگويند که او در بند خويش است، نه در بند معشوق دهان بستم و در عشق نگريستم چه او را عاشقي پاک‌باخته ديدم گفت: «جز حضرت باري چه کس را قدرت در کائنات که بخواهد مرا مجازات کند؟» گفتم: «هيچکس!» گفت: «هر چه از دوست رسد خوب است، گر همه سنگ و گر همه چوب است!» طرفه حالي‌ست که ابليس راست گويد! باز گفت: «ميل خداي اين است که نگذارم نامحرم در حريم دوست رود جز آنها که خدايت دوستار ايشان است و ايشان دوستار خداي در ديدار دو عاشق، جاي ابليس کجاست؟! من دفع مزاحم مي‌کنم در ديدارمولايم با عاشقانش». آخرالامر بر فراق من هم پاياني است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال به ما فرموده‌اند:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر

 گرچه ماند در نبشتن شیر و شیر

قصه عجیبی است قصه اهل دل، که در ابلیس چه چیزهایی می‌یابند. حقیقتاً اگر همه حق را در جناب شمس تبریز دیدند و او را آینه همه آنچه باید باشد، یافتند؛ چگونه می‌توانند دل به جای دیگری ببندند؟ به یاد صحبت شهید حاج قاسم باشید که به او گفتند اگر رهبری امر فرمودند که جهت ریاست جمهوری نامزد شوید، چه کار می‌کنید؟ و او گفت می‌روم آن‌قدر گریه می‌کنم تا حضرت آقا دل‌شان رحم بیاید و منصرف شوند. زیرا بالاخره دل، در جای دیگر سپرده بود. ۲. گویا در درون جان جناب مولوی این حرف‌ها نهفته بود که راستی! اگر شیطان سجده کرده بود، مسیر اغوای بندگان و وسوسه‌های آن‌ها که موجب امتحان اشخاص می‌شود، به کجا می‌کشید؟ این‌جا است که قصه تکوین شیطان در منظر جناب مولوی به ظهور می‌آید و این حرف‌ها در تکوین شیطان برای جناب مولوی به ظهور آمده است. ۳. آری! عرفا متوجه هستند که بالاخره شیطان، مظهر اسم جلال حضرت حق است.

به هر حال مولوی از این نحوه حضور خود گزارش داده تا به ما بگوید می‌توان نظر به وجه تکوینیِ هر موجودی و هر مخلوقی داشت.  موفق باشید

نمایش چاپی