بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا درخواست راهنمایی و کمک از قرآن برای اینکه خدا ما رو در مشکلی راهنمایی کنه درست است؟ مثلا مشکلی داریم و با توجه به آیات قرآن که میگه برخی بلاها برای خالص کردن شماست و همچنین با ملاحظه همه راه حل‌ ها و پاسخ نگرفتن از اونها؛ میمونیم که این مشکل مال این صفت و گناهه یا نه و یا مال چیز دیگه ای هست؟ آیا رجوع به قرآن و درخواست کمک از خدا از طریق قرآن به صورت تایید و یا نفی کار غلطی است؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم کار غلطی باشد. به قرآن رجوع می‌کنیم به امید این‌که آیات با ما سخن بگویند. موفق باشید

22226
متن پرسش
سلام و احترام به محضر استاد: ۱. شاید بتوان گفت آثار معرفتی شما مانند «شرح ده نکته معرفت نفس» و «برهان صدیقین» اثرگذارترین و بهترین آثار شما است که قدرت بی‌نظیری در سلوک و متخلق به اخلاق الهی شدن ایجاد می‌کند. در این آثار مطالب نظری و عملی مربوط به اخلاق مانند تعریف رذایل اخلاقی و راهکارهای نابودی آن به صورت جزیی و کلی وجود ندارد، سوال این است که اگر کسی آثار معرفتی شما را با تمرکز، دقت و تمرین زیاد در خود نهادینه کند، نیاز به آثار اخلاقی شما نیز دارد؟ ۲. به عبارت دیگر راه دفع رذایل اخلاقی و اخلاقی شدن یا دفع است که روش عرفا است و یا رفع است که روش علمای اخلاق است، آیا در روش دفع نیار به مطالعه آثار اخلاقی مانند معراج‌السعاده نیز است یا خیر؟ ۳. در آثار امام خمینی غیر از کتاب چهل حدیث و جنود بیشتر مطالب دفعی (توحیدی و معرفتی) است، آیا این به این معنی است که این کتب برای عوام است و نیاز به یادگیری کتبی مانند «معراج السعاده» نیست؟ ۴. آیا صحیح است که بگوییم انسان در هر ماه ۸۰ درصد زمانش جهت مطالعات را برای مطالعات آثار معرفتی باشد و ۲۰ درصد بقیه آن برای آثار اخلاقی مانند چهل حدیث و معراج باشد؟ ۵. اگر می‌فرمایید در روش دفعی (معرفتی) ما بی‌نیاز از کتب اخلاقی مانند «معراج‌السعاده» هستیم، سوال این است کسی که تعریفی روشن و دقیقی از تکبر، کینه، حسد، غرور و... ندارد چه طور می‌تواند بفهمد که این نوع تفکر و رفتارش الهی است یا شیطانی؟ ممکن است رفتار یا تفکری را الهی بداند در حالی که شیطانی باشد، زیر او تعریف رذایل اخلاقی را نمی‌داند. حقیر استفاده فراوان و زیادی از آثار حضرتعالی بهرده‌ام، سپاس بیکران از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جداکردن مباحث معرفتی از مباحث اخلاق، در متون دینی ما چندان به چشم نمی‌خورد. لذا در قرآن و روایات، معرفت و اخلاق در هم تنیده شده‌اند و از این جهت تا آن‌جا که ضرورت پیش نیاید باید طوری بحث کرد که در کنار معارف دینی، معنویت‌های اخلاقی نیز در منظر مخاطب قرار گیرد و در کنار موضوعات اخلاقی، معارف الهی در میان باشد و از این جهت در کتاب‌های اخلاقی هم ما معارف دینی را می‌بینیم. آری! اگر بنا است انسان از نظر تعریفی که باید نسبت به فضائل و رذایل اخلاقی داشته باشد، آن رذائل و فضائل را تعریف کنیم به عنوان مقدمه بد نیست. موفق باشید  

21944
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز کتابهای شما در مورد انتظار و امام زمان (عج) را مطالعه کردم و سوالاتی در ذهن داشتم که خواستم لطف بفرمایید راهنمایی کنید که نظرتون رو بفرمایید. خواهشا خواهشا اگر زحمتی نیست به همه ی سوالات پاسخ بدبد چون راه رو برای فکر بالاتر هموار میکنه. اینکه در طول تاریخ هست و مطالعه کرده ایم، پیامبران و در کل اراده ی الهی زمانی ظهور کردند که ظلم و فساد فراگیر ایجاد شده بود حال ۱. اگر امکان داشته باشد علت اینکه انسانهایی باید باشند که خود را در جهت ظهور ایشان اصلاح کنند بفرمایید تا با بیان زیبای شما این موضوع برای ما جا بیفته. ۲. آیا این اصلاح مردم برای ظهور امام زمان (عج) در کشورمون باید به گونه ای باشد که ما حتما سبک زندگی غربی رو در زندگی بیاریم و بی فایده و اشتباه بودن آن را بفهمیم و بعد یک حالت استیصال در ما ایجاد شود و در پس آن استیصال امید به اصلاح داشته باشیم یا به شیوه ی دیگری است؟ ۳. و در آخر با توجه به اینکه فهم این موضوع که غرب و زندگی غرب چیست و چرا بد است باید با فکر بالاتری که اسلام به ما می دهد فهمیده شود، و دقیقا در این نقطه فهم است که اراده و امید به اصلاح ایجاد می شود، حال آیا عمق بخشیدن به این مطلب است که کار ساز است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم در هر سه قسمت سؤال، متوجه‌ی اصل جواب هستید که از یک طرف جامعه باید زندگیِ منهای امام معصوم را تجربه کند و از طرف دیگر، اهلِ معرفت باید به جامعه کمک کنند تا افق الهی همواره مدّ نظرشان باشد و معنای زندگی صحیح را بتوانند درک کنند. موفق باشید

21231
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب به صحبت هایی از قبیل؛ ما الآن به هر موضوعی تو این مملکت نگاه می کنیم کاملا نابود شده رفته، اعتقاد مردم، اقتصاد، منابع آب، آثار باستانی، فرهنگ، هنر، آزادی، بیت المال، جوانان، معادن، استعداد ها، محیط زیست و... والا انصافا و وجدانا اگه بخوای حساب کنی یه سریشون توی همین چند سال اخیر نابود شدند! چه باید گفت؟ این انتقادها به نظام چگونه قابل توجیه اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی راهی است به سوی مردم جهت نجات از همین مشکلات. مسلّم مردم پس از مدتی متوجه می‌شوند باید به سوی انقلاب اسلامی برگردند مثل وقتی که مردم پس از آن سه خلیفه به علی «علیه‌السلام» برگشتند. موفق باشید

21158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد این نقد بر فتوای آیت الله جوادی صحیح است؟ يادداشت / حجت الاسلام محمد تقي اكبرنژاد: تغيير جنسيت يكي از دروازه هاي ورود به فرهنگ منحط غربي است. متن پيشرو يادداشت حجت الاسلام محمد تقي اكبرنژاد، مدير موسسه فقاهت و تمدن سازي است كه در واكنش به فتواي حضرت آيت الله جوادي آملي (حفظه الله) مبني بر عدم حرمت مسئله تغيير جنسيت كه يكي از مسائل حوزه پزشكيست، نوشته شده است. لازم به ذكر است مواضع و متن نگارنده لزوما مواضع و نظرات موسسه طبنا، نمي باشد. در حاشیه یک فتوا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در فتوای آیت اللّه جوادی، نظر به افرادی است که پزشکان از نظر فیزیولوژی بدن تشخیص می‌دهند که آمادگی تغییر جنسیت را دارند و نباید آن فتوا را بی‌مورد دانست. موفق باشید

18880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده جوانی هستم 21 ساله. دانشجوی مهندسی صنایع. به تازگی از سفر راهیان نور برگشتم و به کلی حالم عوض شده با خودم فکر می کردم دیدم شهدا چه قدر تلاش کردن در راه هدفشان. و غبطه می خورم به حاشان. با خود می گویم در این چند سالی که به تکلیف رسیدم از دین جز نماز که تازه آن هم بدون حال و از انقلاب هم جز قبول داشتنش چیزی ندارم. نه می دانم وظیفه ام چیست، نه مطالعه دینی، نه معرفتی، نه کسی را با دین و انقلاب آشنا کردم و... خلاصه کاری نکردم و چیزی نمی دانم. حال از شما استاد عزیز می خواهم راهی جلوی رویم بگذارید از کجا شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهداء هنوز زنده‌اند و دستگیری می‌کنند. پیشنهاد بنده دنبال‌کردنِ سیر مطالعاتی روی سایت است. برای فعالیت فرهنگی در راستای ادامه‌ی انقلاب چنین معارفی لازم و ضروری است. موفق باشید

17150
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: استاد من 20 سالمه ولی نمیدونم چرا گاهی اوقات ک با خودم تنهام احساس می کنم نکنه من در آینده بیماری بدی بگیرم و کلا ً امید به زندگیم خیلی اومده پایین. الحمدلله سیر شما رو هم دنبال می کنم ولی خیلی حس بدی دارم. این احساس روی بدنم هم گاهی تاثیر میزاره و اعصابم خیلی ضعیف شده. در این مواقع سعی می کنم قرآن بخونم چون الا بذکر الله تطمئن القلوب ولی از تون میخوام کمکم کنید. من جدیدا روی بیماری ها خیلی حساس شدم، هر بیماری هر سرطانی هر چیزی رو فکر می کنم در آینده مبتلا میشم. کمکم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشد مرگ و زندگی در دست خدا است. ما زندگی خود را با اُنس با حضرت حق باید شکل دهیم و هروقت حضرت عزرائیل«علیه‌السلام» آمدند، خیلی خیلی خوش‌آمدند. امیدوار رحمت حضرت حق هستیم زیرا امت پیامبری می‌باشیم که فرمود: «ربّی احسنُ ربّی» پروردگارم چه پروردگار خوبی است. موفق باشید

14464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: نفرموديد بطور موضوعی از چه کلمه قرآنی شروع کنم و کتابهای حضرت استاد را به غير از يکی مطالعه کرده ام بيشتر راهنمايی کنيد. آيه 10 سوره فاطر فرق دو کلمه «يصعد» و «يرفعه» چيست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به صورت موضوعی قرآن را دنبال نکرده‌ام. بیشتر در دستگاه هر سوره سعیِ بر تدبّر دارم. در مورد دو کلمه‌ی «یصعد» و «یرفعه» وقتی به سوره‌ی فاطر نظر کنید روشن می‌نماید که عقیده‌ی پاک به خودی خود صعود به سوی حق دارد و عمل صالح نیز آن صعود را تسریع می کند و رفعت می‌بخشد. موفق باشید

8074
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز ایا نفس ما در ایجاد یا خلق بدن مادی ما دخالت دارد؟حتی واسطه ی این کار هم نیست؟یعنی به کلی علت معده است یا میتواند علت حقیقی هم باشد؟اگر جواب منفی ست چگونه یک عارف میتونه بدنش را حذف کند.مثل آقای قاضی که ده روز از ماه رمضان در هیچ کجا نبودند یا حضرت امام،یا حضرت عیسی علیه السلام که بدن مادی ندارند ولی زنده اند وبا ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف با بدن مادی حاضرمیشوند.؟... آیا این نظر درسته که نفس در ایجاد بدن مادی نقش دارد به طور تکوینی،و اگر شخصی بتواند به مرحله ای از کمال برسد میتواند به این تکوین دست پیدا کندو به صورت اختیاری بدن خود را ایجاد کند؟با تشکر التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در بحث برهان صدیقین و حرکت جوهری باید جواب این سؤال را پیدا کنید. در هرحال اگر انسان به مبادی ایجاد بدن خود دست یابد می‌تواند تصرفاتی در آن بکند ولی این چیزی است ماوراء جنبه‌ی طبیعی نفس ناطقه، به تزکیه مربوط است. مثل آن‌که ائمه«علیهم‌السلام» ماوراء نفس ناطقه‌ی خود در عالم تصرف می‌کنند. موفق باشید
1373

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام می خواستم ببینم اینکه در کتاب از برهان تا عرفان در صفحه 35 از لفظ سقوط استفاده کرده اید دلیل خاصی داشته است یا نه؟ مثلا چرا از لفظ فرود استفاده نکردید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: «فلسفی را کار با الفاظ نیست». عمده دقت در مفهوم موضوع است موفق باشید
28537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: چندی پیش سریالی به نام سریال پدر از تلوزیون پخش می شد. در مورد پسری که حافظ قرآن بود و اتفاقاتی برایش رخ می داد، که آخر سریال آیه قران متناسب با اون اتفاقات در صفحه ای نشان داده می‌شد. فقط در بحث ازدواج این فرد حافظ قران، یک عشق ناگهانی برای ایشون اتفاق افتاد، و در شب عروسی، فرد حافظ قرآن به همسرش گفتند که ما همون ابتدا در عالم بالا به عقد هم در آمدیم، انگار که مکاشفه ای برای این فرد رخ داده بود، آیا چنین چیزی وجود دارد که قبل از ازواج های رسمی، مواردی در عالم ملکوت به عقد هم در بیایند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان که نه، حتماً این‌طور است. در بحث «هویت قدسی «زن» و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» عرایضی شده است.[1] ولی چرا این مباحث در سریال که عموم مردم با آن مرتبط می‌شوند و نسبت به این مطالب بیگانه‌اند مطرح می‌شود؟ موفق باشید

 


[1] - جزوه‌ی مذکور جهت ارائه به کاربران در حال ویرایش است.

27437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان. التماس دعا داریم از حضورتون در این روزهای پایانی شعبان آلودیم. استاد جان مدتی است دارم به جلسات استاد امینی خواه در خصوص کتاب آنسوی مرگ که تجربه نزدیک به مرگ ۳ نفر رو تشریح میکنند، گوش میدهم. ایشان علاوه بر خواندن متن کتاب ، مبانی روایی و قرآنی رو با عنایت به دیدگاه های ملاصدرا و حضرت امام رحمت الله علیه، مطرح می کنند، استاد خیلی مایلم نظر شما رو در مورد این جلسات بدونم، اگر هم گوش ندادید ایام کرونایی فرصت خیلی خوبیه. چون خیلی ها دارن گوش میدن این جلسات رو و میخوان نظر شما رو هم بدونن. ایشون دارن کتاب سه دقیقه در قیامت رو هم شرح میدن علت بالای ۵۰ جلسه برگزار شده.متشکرم آدرس شرح کتاب آنسوی مرگ : http://roshangari.ir/group/58979-%D8%A2%D9%86%20%D8%B3%D9%88%DB%8C%20%D9%85%D8%B1%DA%AF
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یکی از جلسات ایشان را گوش دادم. بحمداللّه با مبانیِ حِکمی و روایی سخن می‌گفتند. موفق باشید

26842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من تازه با شما آشنا شدم سوالی دارم منظور این حدیث چیه: امام صادق عليه السلام: ما مِنْ عَبْدٍ اَسَرَّ خَيْرا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ اَبَدا حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ خَيْرا وَ ما مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّا فَذَهَبَتِ الاَْيّامُ حَتّى يُظْهِرَ اللّه ُ لَهُ شَرّا؛ [بحار الأنوار، ج 72، ص 282، ح 4.] هر بنده اى كه خيرى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند خيرى را از او آشكار مى سازد و هر بنده اى كه شرّى را پنهان كند، با گذشت زمان خداوند شرى را از او آشكار مى گرداند. در خصوص نیات بدی که در دل ماست و پنهان هست و طبق این حدیث یه روز آشکار میشه چه کنیم؟ بالاخره افکار و نیات بد هم داریم دیگه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که تا می‌‌توانید خوبی‌های خود را به رُخِ بقیه نکشید. خداوند خودش آن کار را می‌کند و از آن طرف تا می‌توانید بدیِ کارهای بد و گناه را انکار ننمایید، وگرنه خداوند خودتان را گرفتارِ آن بدی‌ها می‌کند. موفق باشید

26758

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام جواب سوال ۲۶۶۹۷ در مورد روایات در مورد قم بود که جوابش در سایت نیامده همچنین به ایمیل بنده هم ارسال نشده است. احتمالا ایمیل بنده خراب است چون قبلا هم جواب های شما نیامده. لطف کنید جواب را در ایمیل جدید که فرستادم بفرستید. ممنون از زحمات شما. hamedjavarani@chmail.ir
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد. کافی بود سری به سؤالات بزنید. موفق باشید

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالا دفع فتنه از قم از جنبه‌ی فکری باشد و ان‌شاءالله همین مشکلات موجب عزت بیشتر اسلام از طریق قم می‌شود. در این مورد جناب آقای محسن قنبریان نکات خوبی را مطرح فرمودند که همراه با نظر این حقیر خدمتتان ارسال می‌نمایم. موفق باشید. امیدی که در رفع کرونا در پیش است

با سلام: سخنان جناب آقای محسن قنبریان، که ذیلا ملاحظه می کنید. قصه‌ی تفکرِ توحیدی است که در این روز و روزگار باید در آن مستقر شد تا نه‌تنها از بلیّه‌های دورانِ خود عبور کنیم، بلکه تاریخِ توحیدی این زمانه را به ظهور آوریم و به گفته‌ی ایشان: «حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" وآبروی مذهب حقش کند.» آری! تاریخ، تاریخِ فرار از طبیعت نیست، تاریخِ رجوع به طبیعت است تا با روحیه‌ی توحیدی، خداوند راه‌های زندگی‌کردن در این زمانه را در دلِ همین علم به ما عطا کند تا نه‌تنها از سیطره‌ی استکبار که به نام علم می‌خواهد بشر را اسیر کند آزاد شویم؛ بلکه در دلِ عقلِ تکنیکی راه‌های زندگیِ جمع بین آسمان و زمین را به بشریت متذکر شویم. خدا را شاکرم که اندیشمندانی همچون جناب آقای محسن قنبریان متذکر  نگاهِ توحیدیِ دقیقی که مربوط به این زمان و زمانه است، را پرورانده است. طاهرزاده

دعای انقلابی برای رفع کرونا

حتما شما هم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته ومعاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار و دعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...

مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.

با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده و به مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.

اما الان زمان دیگری است، ودعای برتری لازم است.

تفاوت "کرونا امروز" با "وبای دیروز"، به قدر تفاوت "ایران انقلابی" با "سامرای مستعمره دیروز" است!

جامعه، با مسلمان شدن "صورتی نو" می پذیرد. با تشیّع، "فعلیّتی برتر" می گیرد. با اسلام ناب وتشیع راستین، "تعالی" می گیرد.

در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با "صورت اخیر" و "فعلیت آخر" خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آنرا جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.

حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد و مسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد و اسلام اهلبیت (ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.

اگر از تشیع انقلابیِ علی (ع) و حسین (ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته "فعلیت برتری" یافته وفیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟

حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" و آبروی مذهب حقش کند.

بازهم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار واستغاثه به امام عصر (ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند وبگوید: خانه، خود صاحب دارد!

بلکه در رویکرد محمد (ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بأیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. "اعجاز سجیل" را در "ما رمیت اذ رمیت" بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل می کند. (دقت کنید)

وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله ازکلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: "بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم"؛این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.

انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا  "از سر مومنین"، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را "از سر بشریت" رفع کند.

این هم دعا واستغاثه شما را می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن ؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.

25240
متن پرسش
سلام: در بحث حرکت جوهری، یه جا گفتید مربوط به عالم ماده است، یه جا گفتید جوهر نفس هم داریم. این یعنی روح انسان، جوهر محسوب می شود. ۱. اونوقت بروز تدریجی صفاتی مثل بخشندگی، صبر و رضایت، و نقطه مقابل اون، بروز تدریجی صفاتی مثل بخل، جزع و طمع، اعراض این جوهر محسوب میشه؟ یعنی یه آدم، جوهر نفسش را بواسطه عدم هماهنگ نمودن تشریع با تکوین (هویت تعلقی خویش که عین ربط و اتصال است)، در حیوانیت کامل می کند و یه آدم دیگه، جوهر نفسش را بواسطه هماهنگ نمودن اعمال عبادی با تکوینش، در مسیر الهی و رسیدن به مقام نفس ناطقه خودش، کامل می کند. درست فهمیدم؟ ۲. حرکت جوهری (تغییر و دگرگونی) برای روح انسان، باعث نقض مجرد بودن روح انسان نمیشه؟ آخه لحظه به لحظه نفس انسان در حال تغییر و دگرگون شدنه و مثلا اگه من امروز شما را ملاقات کنم، و فردا هم دوباره ملاقات کنم، عقل شما من را همان شخص می شناسد، ولی حقیقت این است که من طی گذشت این یک روز، دستخوش تغییرات و دگرگونی های زیادی در نفس خودم شده ام به طوری که دیگر نفس سابق نیستم، از طرفی، خدا هم آن خدای سابق نخواهد بود، چرا که وقتی من تغییر کنم، چطور ممکن است هستی دهنده من (آن وجودی که دائما در حال صدور فیض است تا هست بودن من، پابرجا بماند)، تغییر نکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! چون نفس انسان به بدنش تعلق دارد از حرکت جوهری بدن متأثر می‌شود، البته تا زمانی که با این بدن مادی به‌سر می‌برد. ۲. نفس ناطقه در ذات خود مجرد است و به همین جهت متوجه می‌شود که امروز همان انسان دیروز است در عین آن‌که به جهت تعلق به بدن، تغییراتی هم داشته ولی در بستر نفس ناطقه‌ی مجردش. موفق باشید

23207
متن پرسش
سلام خسته نباشید: بنده سوالی داشتم از خدمتتون من تا ۲۰ سالگی بخاطر دینی که از پدر و مادرم به من رسیده بدون تحقیق دین اسلام رو پذریفتم و به آن تا حدودی عمل کردم. الان نیاز دارم از صفر تحقیق کنم و خودم به نتیجه برسم چه دینی بهتر است و در حال حاضر تمام تصمیماتم رو عقلانی می گیرم و حرفم اینه انسانیت از هرچیزی بهتر است. خواستم ببینم در خصوص این امر کتابی هست معرفی کنید بنده مطالعه داشته باشم برای تحقیق یا خیر. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی به سرتان زده است و فکر من آن است که بد نیست با کتاب «آشتی با خدا» که بر روی سایت هست، شروع کنید. سعی بنده در آن کتاب این بوده که مخاطب کتاب امثال جنابعالی باشند. موفق باشید

22890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده با همکاری یکی از دوستان به لطف خداوند مدتی است که شروع کردیم به استخراج قوانین الهی از دل کتاب و سنت. تا به حال دو تا از این قوانین استخراج شده. می خواستم لطف بفرمایید نظرتون را بفرمایید. ۱. قانون هجران اگر در دنیا عاشق چیزی یا کسی شوید، آن را از دست خواهید داد. اگر علاقه و محبت انسان به چیزی یا کسی غیر از خدا و یا در غیر از مسیر خدایی از حد بگذرد و جنبه افراطی پیدا کند و خداوند قصد هدایت آن شخص را داشته باشد، آن چیز یا آن کس را از او خواهد گرفت. دلیل نقلی در قسمتی از حدیثی شریف حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: ...والْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْقِ... (بحار الأنوار (ط - بيروت) / ج‏75 / 11). در معنای واژه عشق در کتب لغت اینچنین آمده است: "يدلُّ على تجاوُزِ حدِّ المحبَّة" ( مقاییس اللغه، ج4،ص 321) و " فرط الحب‏" (لسان العرب، ج10،ص 251) و " هو تجاوز الحد في المحبة " ( مجمع البحرین،ج 5، ص 214) حضرت علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: "من‏ عشق‏ شيئا أعشى بصره، و أمرض قلبه. فهو ينظر بعين غير صحيحة، و يسمع بأذن غير سميعة، قد خرقت الشّهوات عقله، و أماتت الدّنيا قلبه، و ولهت عليها نفسه. فهو عبد لها و لمن في يده شي‏ء منها، حيثما زالت زال إليها، و حيثما أقبلت أقبل عليها، لا ينزجر من اللَّه بزاجر، و لا يتّعظ منه بواعظ. كسى كه عاشق چيزى شود، چشم خود را كور و قلب خود را بيمار كرده است. عاشق با چشمى نادرست مى‏ بيند و با گوشى ناشنوا مى ‏شنود، شهوات عقل او را از كار مى‏ اندازد، و دنيا قلب او را مى‏ كشد، و نفس او خواستار بى‏ چون و چراى آن مى‏ شود. عاشق دنيا بنده دنيا مى ‏شود، و بنده كسانى كه چيزى از دنيا در دست دارند، دنيا به هر طرف رود او نيز به همان طرف مى‏ رود، و به هر جا رو كند به آنجا رو مى‏ كند، هيچ بازدارنده ‏اى خدايى او را از بدى باز نتواند داشت، و از هيچ اندرزگويى اندرز نتواند گرفت." ( الحياة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 299) با توجه به فرمایش حضرت مشخص می شود در صورتی که شخص عاشق چیزی یا کسی غیر از خدا و در غیر از مسیر خدایی شود چون چشم و گوش او کور و کر می شود و هیچ اندرزی در او اثر گذار نیست اگر خداوند قصد هدایت او را داشته باشد او را از عشقش جدا خواهد کرد تا مقدمات هدایت در او فراهم شود. ۲. قانون عالم واقع اگر بر خلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عالم عمل کنید از شرور در امان نخواهید بود. (از هدفی که برای آن خلق شده اید دور خواهید شد) دلیل نقلی در آیه 37 سوره قصص خداوند می فرمایند: «... إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون» برای فهم بهتر این آیه ابتدا مفردات آن را بررسی می کنیم. فلح : هو النجاة من الشرور و إدراك الخير و الصلاح. (التحقیق، ج9، ص133) برای فهم معنای فلاح باید معنای شر را نیز بررسی کنیم. شر : هو ما يقابل الخير، و قلنا في الخير: إنّه عبارة عمّا يختار و ينتخب و يكون له رجحان و فضل. فالشرّ ما يكون مرجوحا و لا يتمايل الى اختياره و انتخابه. فالخير في الحقيقة: ما فيه نفع و حسن أثر و صلاح. و الشرّ ما فيه ضرر و سوء اثر و فساد. (التحقیق، ج 6، ص 35) و در کتاب کلیدهای شخصیت در تعریف شر آمده است: چیزی که انسان را از هدفی که برایش خلق شده است دور می کند. پس فلاح به معنای نجات از شرور یعنی نجات از چیزی است که انسان را از هدف خلقتش دور می کند. حال واژه ظلم را بررسی می کنیم. ظلم : هو إضاعة الحقّ و عدم تأدية ما هو الحقّ، سواء كان في مورد نفسه أو غيره أو في حقوق اللّه المتعال، و بالنسبة الى ذوى العقلاء أو غيرهم، و في حقوق مادّيّة و معنويّة أو روحانيّة. (التحقیق،ج7،ص171) برای فهم بهتر معنای ظلم باید معنای حق و معنای تضییع را بررسی کنیم. حق : هو الثبوت مع المطابقيّة للواقع. (التحقیق، ج2، ص 262) الضيعة: الضياع. أعني الهلاك. ( مجمع البحرین، ج 4، ص 366) پس معنای ظلم یعنی واقع را از بین بردن و خلاف واقع عمل کردن. در تایید این معنا در بعضی کتب لغت در تعریف ظلم آمده است: ظلم: وَضْع الشي‏ء في غير موضِعه. (لسان العرب،ج12،ص373) و این یعنی خلاف واقع عمل کردن. و از آنجایی که عالم واقع از قوانین تکوینی و تشریعی تشکیل شده است، پس خلاف واقع عمل کردن یعنی خلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عمل کردن. در نتیجه اگر کسی برخلاف قوانین تکوینی یا تشریعی عالم عمل کند، از شرور در امان نخواهد بود. ممنونم از وقتی که گذاشتید. خدا خیرتان دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوب و ارزشمندی را دنبال می‌کنید. إن‌شاءاللّه در این مسیر به جایی می‌رسید که متوجه خواهید شد لغات، در هر فرهنگ و قومی روحِ مخصوصی را در تاریخ خود دارد که علمِ إتیمولوژی آن را متذکر می‌شود. خوب است در این مورد مباحثی از اتیمولوژی را نیز دنبال کنید. موفق باشید

22364
متن پرسش
استاد عزیز سلام: فسبح بحمده چگونه است؟ فرق تسبیحی که با حمد همراه است یا شاید در بستر حمد است با تسبیحی که به صورت مطلق در آیات قرآن به کار می رود چیست؟ بخصوص اگر با توجه به آیه ۱۳۰ سوره طه این مسئله را روشن بفرمایید بسیار لطف می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در «تسبیح»، انسان متوجه جلال الهی می‌شود و در «تحمید»، نظر به جمال او دارد و زیباترین ارتباط، جمعِ بین جلال و جمال الهی یا تسبیح و تحمید اوست که آیه‌ی مذکور نیز به همین امر انسان‌ها را دعوت می‌کند. آری! بعضاً آیات می‌خواهد ما متوجه‌ی تنزیه و جلال او شویم آن‌جاست که بحث «سبحان اللّه» را به طور جداگانه به میان می‌آورد. مثل آن‌که می‌فرماید: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (صافات/ 159). موفق باشید 

22322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده. خانمی هستم که قبلا طلبه بوده ام و سیر مطالعاتی استاد مطهری را گذرانده ام و همچنین سیر کتاب های شما را شروع کردم اما مدتی است که حال خواندن ندارم صوت ها را چند بار گوش می دادم اما انگار نمی فهمیدم البته لازم است بگویم الآن مشغول امورات دو بچه ۳ ساله و ۶ ماهه هم هستم. در راه هدفم مشغول تربیت بچه ها شده ام. اما در احوالات خودم انگار مرده شده ام. در نماز اصلا تمرکز ندارم، انگار حال کسی را دارم که همه دارایی اش به غارت رفته است چون قبلا در این باب (نماز) صوت گوش می دادم و تبلیغ می رفتم اما حالا من مانده ام و بدبختی ام. مطالعات در باب تربیت فرزند دارم و سعی در عمل به آنها دارم اما از خودم خسته شده ام. هر روز با خودم درگیرم. هر روز یک قصه. مدتی مشاوره می رفتم اما حال از مشاوره ها هم خسته ام. انگار از استدلال و کتاب و عقل خسته ام. دلم دعا و نماز شب می خواهد ولی انگار حالش را ندارم. می گویم برم بخوانم ولی بعد می گویم باید بخوابم تا بعد که بچه ها بیدار شدند سرحال و با حوصله باشم. ان شاءالله فرمایش شما سببی باشد برای ایجاد حال خوب من. ممنون از صبرتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم خدا می‌خواهد زندگی را در همین به‌سربردن با این بچه‌ها معنی کنید جای دیگر خبری نیست. عشق‌ورزیدن به این دو کودک و با تمام نشاط، زندگی را مدیریت‌کردن و از آن طریق، معنابخشیدن، چیز کمی نیست. لازم نیست به جای دیگر دل‌ ببندید تا دل‌تان پس بزند. موفق باشید

22041

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت عالی در کتاب «آنگاه که که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود» با نقل شعری از امام (ره )، آیه امانت را چنین تفسیر کرده اید که این ظلوم و جهول بوده حمل بر مدح انسان توسط خدا شده است. همچنانی که خود شما هم صریحا ذکر کرده اید. حالا سوال: آیا می توان گفت که نظر قطعی امام (ره) نسبت به تفسیر این آیه چنین است یا خیر صرفا امام (ره) یک تفسیر ذوقی از آیه بیان کرده اند؟ آیا از شعر می توان نظر ایشان را فهمید یا خیر؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید واقعاً آیه‌ی مذکور می‌خواهد انسان را مدح کند زیرا حمل امانت الهی یک کمال است و نه یک عصیان. موفق باشید

21967
متن پرسش
با سلام و احترام برای استاد طاهر زاده: قبل از سوال از آثار موجود در بازار شما متشکرم بنده یک سوال در مورد یک سری تکنیک هایی داشتم که با اجرای آن ها شواهدی موجود بود که می توان من حقیقی انسان را دید آن تکنیک ها با نام «مدیتیشن دو قلب» یا «مراقبه دو قلب» هستند که البته زیاد اطلاعاتی در دسترس عموم مردم نیست و زیاد معروف نیستند، سوال اینجانب این می باشد که آیا این تکنیک ها و سایر تکنیک هایی که بعضا در حوضه انرژی درمانی و میدیتیشن مطرح می شود (که بعضی افراد با انجام آن تکنیک ها شاهد بر دیدن نفس خود بودند) از نظر شما اشکالی دارد؟ یا از نظر شرعی؟ آیا مسیر درستی می باشد؟ پدر این علوم در ایران یک شخص به نام آقای استاد جمشید آرام می باشد. آیا سایر تکنیک های این چنینی و استفاده از آن به شناخت خود حقیقی کمک می کند و آیا می توان در این حوضه نیز کار کرد؟ لطفا نظرتان را در مورد این مباحث بفرمایید. بسیار متشکر از پاسخگویی های قبلی استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً منظورتان را نمی‌دانم. ولی در این‌که انسان می‌تواند نفس خود را ببیند، مشکلی نیست زیرا نفس موجود مجرد است و موجود مجرد، تشکیکی و دارای شدت و ضعف است و بدین لحاظ مرتبه‌ی بالاتر آن می‌تواند ناظر مرتبه‌ی مادون خود باشد. موفق باشید

21110
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: جنابعالی در پاسخ به پرسش کاربران از ساختار غلط و مضرِ سه قوه اشاراتی داشته اید، می خواهم بدانم که حضرتعالی ایده و طرحی در جهت جایگزین کردن این ساختار فعلی دارید؟ چنانچه ندارید، بفرمایید که این ساختار درست و تمدن ساز چه الزاماتی بایستی داشته باشد؟ و این که باید ساختار اسلامی و اصیلی که معضلات را مرتفع کند، مقتبس از چه منابع و معارفی باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» شده است. باید به مرور با به ظهوررسیدنِ انسانی در تَرازِ انقلاب اسلامی، به‌کلی هر سه نهاد کشور به صورت دیگری عمل کنند. در رابطه با معنایِ به ظهورآمدنِ انسان عرایضی در کتاب «مدرنیته و توهّم» شده است که چگونه با به ظهورآمدنِ انسانِ ابزارساز، تمدن غربی شکل گرفت. فعلاً وظیفه‌ی ما آن است که با بازخوانی متون دینی در به‌میان‌آوردنِ انسانی که بناست از تمدن غربی عبور کند؛ تلاش کنیم. مسئله‌ی ما فعلاً این است. موفق باشید   

20799
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: شما در جایی به حقیر فرموده بودید: یکی از مقدمات فراهم آوردن عقل تاریخی، مطالعه و بررسی سیره حضرات معصومین علیهم السلام و زعمای دین می باشد. سوال بنده این است، توقع و انتظار شما از مطالعه و بررسی سیره اهل بیت علیهم السلام چیست؟ یعنی بعد از مطالعه ما باید به چه چیزی مسلح شده باشیم که بوسیله آن بتوانیم به عقلِ مخصوص این تاریخ نزدیک شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رویکرد فهم تاریخی آن‌هم تاریخی که آن بزرگان در آن قرار داشتند و مطابق روح تاریخ خود عمل کردند، به خودی خود عقل را رشد می‌دهد و به میان می‌آورد. موفق باشید

19037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: مطالعات همون طور که در برنامه سایت هست ابعاد مختلفی داره، من توی بعد معرفت نفس پیش رفتم، حالا میخوام در کنارش ابعاد مختلف دیگه من جمله امام شناسی، مهدویت و انقلاب رو هم پیش برم. آیا میشه همه رو در عرض هم پیش رفت، اگه بله برای بحث امام شناسی و مهدویت از کجا شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بعد از «معاد» به «امام‌شناسی» و «مهدویت» بپردازید بهتر است ولی مباحث «انقلاب» را در هر موقعی می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

18856
متن پرسش
«وَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ» با سلام خدمت استاد گرامی: قبلا آیه مبارکه را از زبان جنابعالی در یک سخنرانی شنیده بودم ولی توقفی روی آن نداشتم و عبور کرده بودم. چند روز قبل که منزل یکی از آشنایان رفته بودیم دیدن تجملات زندگی آنها احساس بدی در من ایجاد کرد و از وضع مادی خود اندوهگین شدم بنده هرگاه فرصت کنم کمی قرآن می خوانم، روز بعد از آن دیدار که قرآن را باز کردم کمی از صفحه را که خواندم به آیه یاد شده رسیدم حال چند پرسش برایم پیش آمده: 1. تفسیر این قضیه چیست؟ ( برخورد اتفاقی با این آیه بعد از آن حزن و اندوه)؟ 2. منظور از کلمه ازواج در آیه چیست؟ مثلا می شد بجای ازواجا منهم کلمه بعضهم بکار برد. 3. دعا بفرمایید خداوند قلب مرده مرا به حیات طیبه اش زنده نماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چیز خوبی است که انسان با دیدن مظاهر تجمل متوجه‌ی حجاب‌بودنِ آن‌ها شود و آن غم و اندوه از این جهت قابل تحلیل است 2- شاید ازواج فرموده است تا نحوه‌ی در کنار هم قرارگرفتن‌شان را که جلوه‌ی بیشتری از تجملات خواهد بود، متذکر شود. موفق باشید

نمایش چاپی