باسمه تعالی: سلام علیکم: گاهی مصالحی از طرف حضرت حق هست که ما در درازمدت به آن میرسیم به همین جهت نمیدانیم خدا چه مصلحتی در موضوع فوق دارد. عمده آن است که ما وظیفهی خود را درست انجام دهیم، تا قصهی ما قصهی کسی شود که فرمود: «در بلا هم میچشم الطاف او/ مات اویم مات اویم مات او». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده ورودی ندارم زیرا اولاً: ائمه به ما فرمودهاند که خواب، حجّت نیست. ثانیاً: مگر سخنان آن بزرگان، بهترین ارتباط با آنها نیست، که به دنبال ارتباط با آنها در خواب باشیم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالاتی که رفقا بخواهند به صورت شخصی برایشان جواب دهیم، به صورت شخصی به ایمیلشان فرستاده میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی علامهی طباطبایی هیچکس نمیداند حقیقت وحی چیست؟ همین اندازه میدانیم که از جنس علوم حصولی و مفهومی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه تعلقات دنیایی مطابق آموزههای شرع کمتر شود، حضرت حق زیباییهای خود را بیشتر مینمایاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با این فرض که میفرمایید یاران امام افرادی هستند مانند حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه». ولی معلوم نیست یاران حضرت از بین رجعتکنندگان نباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد:
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است از آن جهت که ذات و یا جوهر هر موجودی منحصر به خودش میباشد و عکسالعمل مخصوص به خود را در میان میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز به نظر شما گرایش بیشتر دارم که جوانان را وارد سنتهای انقلاب نماییم، بهخصوص از رزمندگان و شهداء و سلوک آنان گفته شود تا به احساسِ حضور تاریخیِ خود برسند. البته در همین راستا استفاده از استاد اخلاق کار ساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر خوبی است. ابتدا باید معارفِ لازمی که مولانا در سنت آن معارف تنفس میکند و به آنها اشاره دارد را بشناسیم که به نظر میاید «معرفت نفس» امروزه چنین توانی را داشته باشد. سپس به اشعار مولانا رجوع نمایید. شرح آقای کریم زمانی برای مثنوی مقدمهی خوبی است و برای دیوان شمس هم کتاب «شکوه شمس» از خانم آنماری شیمل، ترجمهی آقای حسن لاهوتی میتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گوشسپردن به ندایِ بیصدای انقلاب اسلامی آن است که ما از آن شیفتهگیها که متأسفانه در افراد نامبرده بوده و هست، عبور میکنیم. نمونهاش آن است که انقلاب، کسانی مثل شما را تربیت کرده است که چنین کارهایی را برنمیتابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی». روی این نکته فکر کنید راهی که در کسب معارف شروع میشود نیاز به صبر و پایداری دارد و در این مسیر، خود به خود حالِ انسان خوب است و موانع نمیتواند قدرت چندانی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نفس ناطقه در ذات خود همهی مراحل عقل و خیال و حس را دارا میباشد. منتها بعضاً انسانها در مرتبهی خیال خود که متأثر از محسوسات بیرونی است، متوقف میشوند و خود را از تعلقات و محسوسات بیرونی آزاد نمیکنند تا نفس ناطقه با عالم عقل مرتبط شود و خیال مناسب تجلیات عقل داشته باشد. تکلم ملائکه به جهت نزول آنها از مرحلهی عقل به مرحلهی قوای نفس در موطن سامعهی نفس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد که اعظم مخلوقات را همان صادهی اول و یا اولین مخلوق قلمداد کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً خواستهاند ما با جامعیت بیشتری که وجه عقلانیِ جان ما است، در شب جمعه و روز جمعه بهسر ببریم. حال آیا اشعار قرآنی میتوانند چنین حالتی را در ما شکل بدهند؛ بستگی به وجود خودمان دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خودِ افراد، وظیفهی آنها همان است که بالاخره باید مواظب اعمال خود باشند. ولی در رابطهی وظیفهی ما نسبت به افراد، بیشتر باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید با تفکر و تعقل نسبت به حقایق، راهِ احساس آنها را میتوان با عبادت هموار کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» با فلسفه و عرفان نهتنها مشکلی نداشتند، بلکه در این اواخر، گورباچف را دعوت به آنها نمودند. آری! خود عرفان و حکمت، کاری میکند که انسان متوجه میشود نباید مشغول این علوم شود بلکه باید با بصیرتی که از حکمت و عرفان میگیرد، به بالاتر از آنها سیر کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مشکل، مشکلِ بسیاری از مردم در این دنیا است و ریشه در خودبینهای دنیای مدرن دارد و باید به طلوع جهان دیگری فکر کرد غیر از این جهان. باید بدانیم اگر بخواهیم از دین خود بهرهی لازم را ببریم، باید دوگانگیِ بین خود و دیگران را که ما را از نظر به خوبیهای آنها محروم کرده، تغییر دهیم. و رابطهی صحیح با دیگران به ظهور نمیآید مگر آنکه متوجه باشیم با این رابطههای غیر صحیح، عملاً از دستورات و برکاتِ قرآن محروم میشویم همانطور که به تعبیر قرآن یهود و نصاری از برکات استفاده از تورات و انجیل و از اقامهی آن به جهت عدم تحملِ «غیر» محروم شدند. آنجایی که خداوند میفرماید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ» (68)/ مائده) ملاحظه میکنید که علت ناتوانی اهل کتاب از عدم اقامهی تورات و انجیل آن است که در مقابل وَحی محمدی «صلواتاللّهعلیهوآله» نهتنها خاضع نشدند بلکه طغیان و کفرشان افزوده شد. این خطر در مورد ما نیز هست که در مقابل سخنِ حق دیگران، وجوهِ انسانی آنها را در نظر نمیگیریم. به هر حال همینکه مسلمانند و به قول شما نمازخوان و هیئتی هستند، کافی است که با روحیهی گشاده و دلگرمکننده با آنها برخورد شود. در این مورد پیشنهاد میکنم نسبت به دعای شریف «مکارم الاخلاق» مأنوس باشید.
بسیاری از مردم از رویارویی با «دیگری» دوری میکنند ولی با دیگری تنها راه همزیستی خردمندانه، درک عمیق دیگری و وقوف به محدودیتهای خویش و در پیشگرفتن منش گفتگو است. بسیاری از مشکلات انسانی راه حلی جز تغییر نگاه به «دیگری» ندارد. هر کوششی برای حذف دیگری به خشونتی مضاعف منتهی میشود. باید در صدد یافتن الگوی مناسب زیستن با دیگری باشیم. بیش از هرچیز باید قرارگرفتن در کنار دیگری را پذیرفت. و این است تاریخی که باید طلوع کند. موفق باشید
