بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26669
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: در ماه مبارک رجب التماس دعا داریم. ببخشید استاد وقتتان را می گیرم، مطلبی بود خدمتتان عرض کنم. استاد من با بررسی مطالب یا گاها مناظرات که در آن به اصطلاح روشنفکران غرب زده شرکت می کنند به این نتیجه رسیده ام که این ها یک حرف مشترک بر علیه متفکران متعهد و دینی دارند این است که آن ها را متهم به ایدولوژیک بودن و ایدولوژی زدگی می کنند یا اصلا تفکر دینی و متعهد را متهم به ایدولوژیک بودن می کنند در حالی که خودشان سخت از تفکر ایدولوژیک رنج می برند و انگار فقط لفظ دین، اسمش بد در رفته است. مثلا این ها که حتی دکتر داوری را متهم می کنند، خیلی ها وصل به مراکز سیاست و قدرت اند و خادم جناح ها و حزب ها هستند مثل دکتر سروش و جواد طباطبایی و غیره. آیا واقعا مثلا تفکر انقلابی که امروزه حضرت امام خامنه ای عزیز دام ظله آن را تاکید دارند، ایدولوژیک است یا نه عین آزاد اندیشی است؟ نکته دیگر این است آقای دکتر غفاری در کتاب جدال با مدعی فرمودند در مورد ایدولوژی خوب و بد، که متاسفانه برخی به اسم برخورد با ایدولوژیک بودن بد، کلا ایدولوژی را نفی می کنند و ما هم نباید حربه ای دست آن ها بدهیم. به نظرم روشنفکران غرب زده با پرچسب زدن می خواهند متفکران متعهد را از صحنه خارج کنند، شما چه توصیه ای در برابر این اقدام آن ها دارید تا حربه آن ها خنثی شود؟ بحث دیگر در مورد وجه تمایز ایدولوژیک بودن خوب و ایدولوژیک بودن بد است؟ به نظرم باید معنای دقیق ایدولوژی و علم و آزاد اندیشی مشخص شود تا برخی مغالطه نکنند، چه امروز که علومی که رایج است از تفکرات اومانیستی لیبرالی و مارکسیستی نشات گرفته است بعد وقتی پای علم دینی وسط می آید دادشان بلند می شود که آی دارند علم را ایدولوژیک می کنند. با تشکر!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آیا تأکید بر آموزش‌های دینی که جهانی را در مقابل و چشم‌اندازِ انسان می‌گشاید، کاری ایدئولوژیک به معنای نگاهِ محدود حزبی است؟ ۲. ایدئولوژی به معنای نگاه استدلالی و انتزاعی به موضوعات دینی بد نیست، ولی نگاه ایدئولوژیک به مذهب به معنای نگاه حزبی، چیزِ دیگری است و ما دین را محدود به آن نمی‌دانیم 3- مسلّم هر دینی دلایل عقلی و کلامی برای باورهای حقّه‌ی خود دارد ولی محدود به نگاه کلامی یا تئولوژیک نیست و ما باید در تبیین دین، مخاطب را متوجه‌ی وجه اگزیستانس و نحوه‌ی حضور او در عالَم از طریق آموزه های دینی بنمایانیم. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شده است. موفق باشید

26018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام محضر سیدنا الاستاد! بنده با صحبتهایتان در جلسه تفسیر این هفته راجع به برداشت از دین و گشودگی با دیگران همراهم امّا بالاخره بعضی احادیث برای من سوال برانگیز بوده؛ مثلا در همین کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق آنچنان صورت برزخی برخی گناهان مثل نگاه به نامحرم و شوخی با نامحرم و هر که یک تار مویش بیرون باشد و ... در حدیث آورده شده که ناخودآگاه هر که در جامعه این کار را می کند کانه مقامش را در جهنم می بینی؛ یا مثلا شما به شوخی مطرح کردید چه بیکاری بوده فردی که ثابت کرده افرادی که ریششان را می زنند فاسق اند اما سوال من اینه مگر اینها در اسلام مساله نیست و اسلام مرز خود را در این موارد روشن نکرده پس تغافل یا سعه چه معنایی می دهد؟! و بالاخره اینها فسق هست یا نه؟! متشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد خودِ افراد، وظیفه‌ی آن‌ها همان است که بالاخره باید مواظب اعمال خود باشند. ولی در رابطه‌ی وظیفه‌ی ما نسبت به افراد، بیشتر باید حملِ بر صحت کرد. موفق باشید

23573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: راجع به سوال ۲۳۵۵۱ جواب های شما اینگونه است؟ اگر هر کسی اینگونه فکر کند که نمی شود. بعد چون ترکیه دارد از مولانا استفاده می کند ماباید هرچه بود بپذیریم! من خودم به مولانا علاقه دارم اما این گونه بحث کردن را نمی فهمم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که مولوی آبرویِ جهانی دارد و روح بشر امروز به سوی اوست و ما با ناسزاگفتن به او، عملاً چهره‌ی جهانی تشیع را مکدر و ضایع می‌کنیم. موفق باشید

22311
متن پرسش
در یکی از کتاب های ابن عربی نوشته شده است کفار اولیای الهی هستند که از شدت غیرت بر معشوق، ایمان خود را پنهان کرده اند! در مورد فرعون هم تعابیر مشابهی داشته؛ بر فرض بگوییم که ابن عربی در مورد برخی شخصیت های مورد احترام برخی افراد تقیه کرده؛ در مورد فرعون که تقیه معنایی نداره چون که یک شخصیت منفور در کتب آسمانی و ادیان ابراهیمی است و هیچ گروهی خود را از پیروان فرعون نمی داند که بگوئیم برای جلب رضایت آن عده این سخن را گفته. منظور ابن عربی از این سخنان چه بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف‌های محی‌الدین همان‌طور که حضرت امام در نامه‌ای که به گورباچف نوشتند، حرف‌هایی است از مو باریک‌تر و با ادبیات خاصی فهمیده می‌شود. در مورد فرعون و ایمانی که آورده، استناد ابن‌عربی به این آیه است که فرعون در حینی که در حال غرق‌شدن بود مثل سخن ساحران، گفت: «آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» در حالی‌که می‌توان به او اشکال گرفت که ایمانِ اضطراری قابل قبول نیست و او معتقد است که با گفتن این جمله، فرعون تصور می‌کرده مثل ساحران نجات می‌یابد و اضطراری در کار از نظر او نبوده. به هرحال حرف‌هایی برای گفتن دارد، نه آن‌که گمان کنیم که اشکالاتی بر او نیست. موفق باشید

20686

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: ببخشید بنده سوالی داشتم در خصوص اینکه با توجه اینکه ورزش یک امر بسیار ضروری و واجب برای هر شخصی است می خواستم بدانم با توجه به محیط های ورزشی و باشگاه های الان که دائم در آن موسیقی پخش می کنند ما برای ورزش کردن باید چکار کنیم؟ تمامی باشگاه ها و محیط های ورزشی موسیقی پخش می کنند و انسان خواه و یا ناخواه به اون موسیقی گوش میده. میخوام بدونم با توجه به این شرایط ورزش کردن را چکار کنیم؟ آیا درست است که با این شرایط به باشگاه برویم؟ و اگر نرویم لطفا راهنمایی کنید که چطور ورزش کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهتر است موسیقی نباشد ولی این نوع موسیقی‌ها هم که برای نظم حرکات ورزشی است، حکم موسیقی مطرب را ندارد. موفق باشید

19973
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی اینجانب یک برادر دارم ، دانشجو است. درسهای ترم اول برایش سنگین بود. دچار افسردگی شدید شد. البته پیش زمینه هم داشت. ایشان وسواس فکری هم دارند هنوز خودش رو پیدا نکرده. فنی حرفه ای هم ثبت نام کردند برای یادگیری یک مهارت. به مباحث مذهبی علاقه دارد. خودم کتابهای شما را خوانده و صوت برخی مباحث را گوش داده ام. به نظر شما چه کتابی را مطالعه کند برای شروع. یا چه مبحثی را گوش دهد. آیا کلا برای مشکلات روحی انسان که از پدر یا مادر عزیزمان به ارث برده ایم و آنها هم از یکی از والدین شان، در این عالم راه حلی نیست؟ ما هم باید این رفتارها را به فرزندانمان انتقال دهیم؟ مشاوره های روانشناسی راهگشا نیست به تنهایی. ما نباید قطع کننده این جریان یا این زنجیره تکراری باشیم. اصلا امکانش هست؟ دردهای من نگفتنی است، دردهای ار جنس این دنیا. از بی خبری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که قرآن می‌فرماید: «خُلِق الانسان ضعیفاً» و از آن‌جایی که ضعیف‌بودن بد نیست و ضعیف‌ماندن بد است، هرکس به نحوی ضعف‌هایی دارد که باید در مسیر زندگی و از طریق اعمال و افکار، جبران کند. به نظر بنده دنبال‌کردنِ مباحث «معرفت نفس» خوب است. موفق باشید

19604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد: به دستور شما مطالعه تحف العقول را آغاز كرديم. در اولين حديث و اولين جملات حضرت رسول مطلبي مي فرمايند: «لا تحمد احدا بما اتاك الله» اين در نظر اوليه با مسئله ادب اجتماعي و تشكر از مخلوق متناقض است. البته با تعمق بيشتر دو مطلب به نظر مي رسد: ١. اينكه حمد معناي خاصي داشته باشد كه مخصوص حضرت رب العالمين است. همچنان كه الحمدلله رب العالمين ٢. منظور حضرت عدم نگاه استقلالي به اسباب باشد كه در اين صورت لفظ حضرت باعث سوال است. اگر توضيحي بفرماييد عالي خواهد بود. متشكرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحمداللّه متوجه‌ی مقصد روایت در هر دو وجهی که فرموده‌اید، شده‌اید. موفق باشید

19012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مدتی است شروع به خواندن ذکر یونسیه به تعداد ۴۰۰ مرتبه کردم البته به طور پراکنده در طول روز احساس می کنم حوصله انجام دادن کارامو ندارم چه کار باید کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر روح‌تان تحمل آن را ندارد تعداد آن اذکار را کم کنید و گرنه به زحمت می افتید. موفق باشید

17475
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: سئوال بنده در مورد جلسات تفسیر سوره حمد امام در تلویزیون است؛ چرا امام خمینی سلام الله علیه در سالهای ابتدای پیروزی انقلاب اصرار دارند این سطح از مطالب برای عموم مردم از رسانه مطرح شود؟ امام که در بیان عمومی معمولا بسیار ساده مطالب خود را بیان می فرمودند چرا در اینجا با مخاطب عمومی با زبان اصطلاحات خاص سخن می گویند؟ طرح این مباحث چه جایگاه و ضرورتی در حرکت انقلاب اسلامی و انقلابی ها دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حضرت امام در این اواخر خواستند با جهت عرفانی‌دادن به انقلاب آن بلوغ لازم را که برای ادامه‌ی انقلاب نیاز است، به صحنه آورند زیرا انقلاب اسلامی وقتی با تمام ابعاد اسلامی به صحنه آمد، قدرت پایداری و بقاء پیدا می‌کند. موفق باشید

16417
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی شرمنده بنده پاسخ سوالم رو نگرفتم. شماره سوال: 16412 ویژگی اصلی من ثابت بودنش هست یا بی نهایت طلبیش؟ ببخشید بنده خوب سوالو مطرح نکردم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با پدیده‌ی مجردی روبه‌رو باشیم، از یک‌طرف ثابت است و تحت تأثیر حرکت‌های مادی قرار نمی‌گیرد و از طرف دیگر، چون محدودیت‌های مادی مثل زمان‌مندی و مکان‌مندی را ندارد، به این معنا بی‌نهایت می‌باشد. و انسان از آن جهت که طالب خداوند است، طالب بی‌نهایت کمالات می‌باشد. پیشنهاد می‌گردد کتاب «ذه نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» در این رابطه مطالعه شود. موفق باشید

7882
متن پرسش
سلام ،خدا قوت به همه ی عزیزانی که زحمت میکشند به خصوص اساتید محترم ابتدا خدمتتان به خاطر تالیف کتاب" آشتی با خدا" که خیلی به من در پیدا کردن مسیر زندگی کمک کرد خسته نباشید میگم ولی یه سوالی تو ذهن من بی جواب مونده که امیدوارم به پاسخش برسم واون اینکه :چرا خدا مارو ناقص خلق کرد که بعد بخواهیم به کمال(خدا) برسیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته باشید «ناقص‌بودن بد نیست، ناقص‌ماندن بد است» زیرا اگر ما استعدادهای خود را با اراده و اعمال خود به فعلیت برسانیم برای ما سرمایه به‌حساب می‌آید و در واقع خودِ حقیقی خود را در آن سرمایه می‌نگریم و با آن زندگی می‌کنیم. ولی آنچه به ما بدهند که ما نیستیم، مثل زن‌بودن و مردبودن است که بدن ما است و نه خود ما. خودِ ما فقط آن معارف و ارده‌ها و اعمالی‌ است که خودمان کسب کرده‌ایم و به همین جهت قرآن فرمود: «کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهینَةٌ» هرکس در رهن آن چیزی است که خود کسب کرده. موفق باشید
30918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا با جمله ذیل موافقید؟ برنامه زندگی پس از زندگی به شهودهای فردی اعتبار عمومی می بخشد و منزلت استدلال و استناد را در اندیشه ورزی بخصوص برای نسل نوجوان تنزل می دهد. لطفا توضیح دهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوبی است مگر آن‌که افراد بدانند چنین حضورهایی برای بعضی‌ها پیش آمده. ولی آنچه انسان را رشد می‌دهد حضوری است که از طریق معارف الهی برای انسان پیش آید. موفق باشید

25353

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بر اساس قاعده ی عقلی لزوم دفع ضرر احتمالی و انگیزه ی فطری حب نفس (دفع ضرر و جلب نفع) چگونه می توانم دغدغه ی نجات در عالم آخرت را تامین کنم؟ می خواهم از لحظه ای که مرگم فرا می رسد تا آخر مطمئن باشم تا اندازه ای که بر عهده ی من است _حداقل_ از هرگونه رنج، الم، ضرر و بدبختی ایمن باشم. تا چه اندازه و چه چیز های را؟ (از واجبات و محرمات اعتقادی، اخلاقی و فقهی) (از رساله ی عملیه یا مثلا کتاب گناهان کبیره). آیا مواردی که در کتاب های اخلاق (مانند کبر، حسد، بخل، حب دنیا) بیان شده است واجب اند و برای این منظور (کسب کف و حد نصاب نجات، رهایی و ایمنی) لازم است رعایت شوند؟ آیا باید حتما تمام واجبات و محرمات مبتلا به را به طور کامل رعایت کنم؟ آیا باید حتما قلب سلیم داشته باشم؟ یا تقوای کامل؟! دقیقا باید چه کار کنم تا به این خواسته ام برسم؟ در منطق قرآن به این مقام و حالت چه می گویند؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «ره چنان رو که رهروان رفتند» سیره‌ی ائمه «علیهم‌السلام» که نه در آن افراط است و نه تفریط را مطالعه فرمایید و در حدّ توان به وظایف شرعی عمل کنید و امیدوار به رحمت واسعه‌ی الهی باشید. موفق باشید

25317
متن پرسش
سلام: در یکی از سایت های مخالف عرفان و فلسفه (دارالصادق) به نقل از امام خمینی آمده بود: اسفار اربعه با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم حکمتی دست داد. صحیفه نور جلد ۲۲ ص ۳۸۰. این مطلب با افق هایی از تفکر امام که مطرح می کنید چگونه قابل جمع است؟ اساسا چرا برخی علمای بزرگ و فقها با عرفان و فلسفه مشکل دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با فلسفه و عرفان نه‌تنها مشکلی نداشتند، بلکه در این اواخر، گورباچف را دعوت به آن‌ها نمودند. آری! خود عرفان و حکمت، کاری می‌کند که انسان متوجه می‌شود نباید مشغول این علوم شود بلکه باید با بصیرتی که از حکمت و عرفان می‌گیرد، به بالاتر از آن‌ها سیر کند. موفق باشید

24768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کسی که عارف شده حتما وحدت شخصی وجود را قبول دارد؟ امکان دارد کسی عارف باشد ولی وحدت شخصی وجود را قبول نداشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عرفان نظری، وحدت وجود مطرح است ولی برای زندگیِ دینی و به‌دست‌آوردنِ صفای باطن از طریق همان دستورات الهی و آن‌چه در جواب سؤال شماره‌ی ۲۴۷۶۷ عرض شد، کافی است. موفق باشید

24039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: آیا کسانی که قبلا دچار گناهان کبیره شده اند؛ می توانند با توبه وارد سلوک شوند و از سلوک خود هم نتیجه بگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟!! مگر نه این‌که خدا بسیار توبه‌پذیر است و توبه‌کنندگان را دوست دارد؟ زیرا انسان با رجوع به حضرت ربّ العالمین، راهِ استقبال پروردگارش را به سوی خود می‌گشاید. موفق باشید

23231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: استاد سوالی از خدمتتان داشتم درمورد کنترل زبان، بنده بارها برایم پیش آمده که با نیت کاملا الهی و دلسوزانه و با ادبیاتی مناسب نکاتی رو به برخی از مومنین، تذکر داده ام (با رعایت خصوصی بودن تذکر) ولی عکس العمل های تند و غیرقابل باوری دیده ام، یکی حواله داده به حضرت زهرای اطهر، دیگری قطع رابطه کرده و.. استاد بسیار غمگین و دل شکسته می شوم، حتی از نظر جسمی آسیب های فراوان دیده ام، به نظر حضرتعالی، چاره ی کارم در چیست؟ و قبل از آن، اینکه دل افراد از انتقاد می شکند، مجوزی است برای سکوت؟ چه کنم تا صاحب قولا لینا بشوم؟ بعضی اوقات تصمیم می گیرم دیگر هرگز انتقادی از کسی نکنم، ولی باز دغدغه های دین، آرامم نمی گذارد، علی الخصوص در مورد کسانی که مسئولیت های عقیدتی و قرآنی دارند و بعضا بی عدالتی و یا اعمالی خارج از حدود الهی از ایشان سر می زند، چاره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر به معروف، ملاکْ احتمالِ تأثیر است وگرنه واجب نیست و شاید شائبه‌ی خودنمایی نیز در میان باشد. موفق باشید

22442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز سوال اولم این است که وظیفه جوان انقلابی در برابر قوه قضائیه ای که در مقابل مردم عادی قاطع، خشن و بی اغماض است ولی در مقابل اختلاس گران و دزدان و خائنین به نظام و جاسوسان و . . . مهربان و با اغماض و اهمال است تا حدی که اکثر آنها یا فرصت فرار از کشور را داشته باشند یا پشت اهمال قوه قضاییه پنهان شوند تا نامشان با حروف مقطعه مانند ب ز ، م ه برده شود چیست؟ سوال دومم اینست که چرا رهبری نسبت به این قوه که انتخاب رئیس آن بر عهده ایشان است کاری نمی کنند و اگر کاری می کنند چرا نتایجش در سطح جامعه ملموس نیست؟ استاد عزیز مطمئن هستم که این سوال بسیار از جوانان انقلابی است که چرا حضرت آقا ریاست قوه قضائیه را عوض نمی کنند و حالا می گوییم رئیس جمهور را مردم انتخاب کرده اند اما ریاست قوه قضائیه را که مسقیم توسط رهبری تعیین می شود و اتفاقا با اهمال ها و سستی هایش نقش بسیار موثری در رواج فساد در جامعه امروز ما دارد عوض نمی کنند؟ و چگونه می شود با قوه ای مبارزه کرد که ریاستش را حضرت آقا تعیین می کند؟ اینها را می گویم نه به این دلیل که کار رهبری عزیز را اشتباه بدانم بلکه به این دلیل که توجیهی قابل قبول توسط شما در این باره گفته شود تا ما هم با فهم قاصر خود دلیل این موضوع را بفهمیم و دلمان نسبت به این همه بی عدالتی آرام گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید به آخرین صحبت‌های مقام معظم رهبری در مورد قوه‌ی قضاییه بیشتر فکر کرد تا متوجه‌ی این امر باشیم که در عین ضعف‌های قوه‌ی قضائیه بهترین راه حلّ، راه حلّی است که رهبری پیش گرفتند. فکر نمی‌کنم رفقا با دقت به سخنان رهبری در آن مورد توجه کردند تا هم متوجه‌ی تنگناها بشویم و هم بهترین راه حل را همانی بدانیم که نایب حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» برای بقای انقلاب پیشه کردند. موفق باشید

22376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد محترم: یه حالات خاص و عجیبی را گرفتارش شدم که اخیرا خیلی بیشتر و واضح تر شده که نه در خوابه و نه در بیداری ولی انگار خوابم ولی فکر می کنم بیدارم و یه دفعه نشستم بعد خودم رو یه جای دیگه و مشغول یه کار دیگه حس می کنم، زیاد اخیرا برام پیش میاد مخصوصا در هنگام مطالعه و تلاوت قرآن، ولی چیزی که خیلی آزار دهنده است اینه که در اکثر این حالات اتفاقاتی که شاهدش هستم ناگهانی هست و دست خودم نیست و از همه دردناکتر چرت و پرت و اوهام و خیالات پراکنده و لغو است. بعد از تعداد زیادی از این حالات، امروز مثلا یه حال بهتر از قبل بود و دوباره بعدش چندین بار حالات پراکنده و مبهم و آشفته و الکی. هرچه تلاش کردم از طریق ده نکته و جلد اول مقالات نتونستم تحلیل درست و مطمئنی از حالاتم داشته باشم. این حالات که در خلسه رخ میده البته وقتی قبلش یه توجه و مراقبت و ذکر قبلی باشه بهتر بوده ولی باز اوهام و خیالات باطل با آنها معمولا آمیخته شده و یا فقط خیال و وهمه اکثرا. اگر امکانش هست راهنماییم می فرمایید؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را که به چنین مواردی نیز اشاره دارد، مطالعه فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

21590

انواع عقلبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز. اگر امکانش هست و برای حضرتعالی مقدور است (انواع عقل) را به طور اجمال ذکر کنید. جواب سوال 21577 برای بنده کمی مبهم است. بنده دچار سردرگمی در روایات کتاب عقل و جهلِ اصول کافی شدم. الله تعالی توفیق شهادت رو نصیب جنابعالی و بنده بفرمایند به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها. التماس دعا فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جایی بحث آن شده است به‌خصوص اگر به صوت شرح کتاب «جنود عقل و جهل» رجوع فرمایید. آری! عقلِ ریاضی نظر به کمیت‌ها دارد و عقلِ تجربی حاصل محسوساتِ ما را جمع‌بندی می‌کند و عقلِ فلسفی نظر به مفاهیم کلّی می‌نماید و عقلِ قدسی، حقیقت را مدّ نظر دارد و نحوه‌ای اُنس با آن برقرار می‌کند. موفق باشید

21346
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: توی تعریف مرگ طبیعی میگید که آدمایی که به کمال رسیده باشن ابزار تنشون را کنار میذارن و مرگ اتفاق میوفته؛ آیا کسی هست که به کمال رسیده باشه؟ مثالی وجود داره؟ اصلا تعریف کمال چیه؟ آیا برای انسان ها یک چیز هست یا برای هر فرد متفاوته؟ و سوال دوم اینکه آیا در برزخ سیر تکاملی داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کمال یا در بُعد انسانی است و یا در بعد حیوانی 2- تقدیرات انسان‌ها متفاوت است و هرکس در تقدیری که برایش شده‌است به کمال لازم می‌تواند برسد. این موارد را در کتاب «خویشتن پنهان» بهتر می‌توانید دنبال کنید 3- در برزخ، رفع حجاب هست ولی تکامل به معنای تبدیل قوه به فعل نیست. در این مورد می‌توانید به کتاب «معاد» رجوع کنید. موفق باشید

20754
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: موضوع سوال: سرنوشت حق الناس ها پس از توبه آیا برای شخصی مثل فرعون معروف یا کسانی که در تاریخ به عنوان دیکتاتورهای قسی القلب مطرح هستند امکان توبه وجود دارد؟ اگر آری پس تکلیف جنایاتی که انجام داده اند چه می شود چطور باید جبران کنند زیرا حق الناس هایی که بر گردن دارند از جمله قتل هایی که مرتکب شده اند آنقدر زیاد است که قابل احصا نیست همچنین آثار ما تاخر گناهانشان. البته مطلب زیر را خوانده ام و می دانیم خدا فعال مایشاء است اگر بخواهد می بخشد اگر بخواهد عذاب می کند ولی سرنوشت حق الناس هایی که نمی توان جبران کرد چه می شود؟ مطلب مورد اشاره: «هر گناهى، از جمله قتل با توبه قابل بخشش است، ولى از آن رو که حق ‏الناس است، پشیمانى و استغفار فقط کفایت نمى‏ کند، بلکه اگر کسى به‏ طور عمد شخصى را به قتل رسانده باشد و بخواهد توبه کند، باید خود را تسلیم دادگاه و اولیاى مقتول کند و آن‏ها اختیار دارند که قصاص کنند یا دیه بگیرند و عفو نمایند. اگر از قصاص صرف نظر کردند، یعنى او را نکشتند، بر قاتل سه چیز واجب مى ‏شود: آزاد کردن برده، سیر کردن شصت فقیر و روزه گرفتن شصت روز پى در پى. اگر برده یافت نگردد، دو تاى دیگر ساقط نمى‏ شود. اگر قتل عمدى نباشد، پرداختن دیه به اولیاى مقتول واجب مى ‏گردد، مگر این که عفو کنند. به علاوه یکى از سه امر مذکور به وجوب خود باقى است، یعنى اگر مى‏ تواند، برده ‏اى آزاد کند؛ اگر نمى‏ تواند، شصت روز روزه بگیرد؛ اگر نتواند، شصت فقیر را اطعام کند. در هر صورت راه براى توبه قاتل باز است. از روایات استفاده مى ‏شود که حتى توبه قاتل پیامبر پذیرفته مى ‏شود. زنى خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: زنى بچه خود را به دست خویش کشته، آیا براى او توبه است؟ حضرت فرمود: «قسم به خدایى که جان محمّد در قبضه قدرت او است! اگر آن زن هفتاد پیامبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خداى تعالى صدق و راستى او را بداند که دیگر هیچ گناهى انجام نمى ‏دهد، توبه ‏اش را قبول مى ‏فرماید و از گناهانش مى ‏گذرد.» - برگرفته از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی - با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه از گناه، یعنی تغییر رویکرد در آن حدّ که این انسان، دیگر آن انسان قبلی نباشد. طبیعی است که از گناهان قبلی متنفر است و آن‌چه را که می‌تواند جبران کند، جبران می‌کند و بقیه را خداوند می‌بخشد. موفق باشید

15585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: سوال اول: منظور از حدیث نفس که در مفاتیح آمده و برای آن دعا و نماز وارد شده چیست؟ سؤال دوم: منظو از عوالم وجودی چیست و انسان کامل فی الحال در تمام عوالم وجودی است یعنی چه؟ ممنون از لطفتان. خداوند به شما اجر و توان مضاعف عنایت بفرماید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از حدیث نفس یعنی انسان در روح خود با خود مسائل را در میان می‌گذارد 2- انسان کامل به جهت ابعاد مثالی و عقلی خود در تمام عوالم ملکوت وسعت دارد. در این مورد خوب است به کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتنِ باورها» رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

27424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با اعیان ثابته باید عرض کنم که اگر قرار باشر آنها معدوم باشند و کون نیز فانی مشکلی که پیش می آید وجود ناقص ها و منحرفین و فلج ها و غیره ذالک که یک بی عدالتی محض در جهان هستی حکمفرماست. به نظر بنده از آیه «الله نور السموات و الارض» و «نحن نمد هولاء و هولاء» می شود فهمید که خداوند برای تجلی صفت رحمتش از وجود حقیقی به مخلوقات افاضه نموده تا آنها با وجود ایشان از رحمت بی کرانش مستفیض گردند بدون اینکه دو گانگی ایجاد شود و یا در کنار خداوند وجود دیگری مطرح باشد. اگر بخواهیم وحدت وجود را بپذیریم مسئله جهنم مشکل ایجاد خواهد نمود. و نیز زنها و مرد های فاسدی که کثیف ترین کارها را در دنیا مرتکب می شوند بقول مولانا وقتی رنگها را برداری موسی و فرعون یکی شوند!. ضمنا چرا مسایل را در طول زمان چنان پبجیده نموده اید تا بسیاری از مردم از آن محروم گرذند. و امی بیایند و امی بروند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت مطالعه و تحقیق در این موارد پیشنهاد می‌شود کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد یزدان‌پناه مطالعه شود. زیرا این نوع مباحث در قالب یک سؤال و جواب نمی‌گنجد. موفق باشید

26206
متن پرسش
با سلام: چه فرقی بین این که خدا زردالو را زردالو کرد با زرد الو را ایجاد کرد وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امکانِ زردالو که امری است لااقتضاء نسبت به وجود و عدم، ذاتیِ زردآلوست و خداوند است که به آن وجود می‌دهد. موفق باشید

نمایش چاپی