باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید هم إنشاءاللّه آنقدر زمینهی قبل از ظهور حضرت جهت شناخت حق و حقیقت فراهم شده باشد که اکثر مردم عالَم به حضرت بپیوندند مگر آنهایی که در اوج خباثت باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دومی درست است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکتی چنین است چه حرکت ذاتی و جوهری، و چه حرکتِ عرضی مثل راهرفتن که شما در حرکتتان بالاخره مکانی را پشت سر میگذارید تا در مکان دیگری وارد شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن وجه از برنامهی حضرت که بنا داشتند با هیبت و قدرت حضرت ابالفضل وجه مغلوبیتِ ظاهری دشمن را به صحنه بیاورند با شهادت حضرت ابالفضل از دست رفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طلب آزادی ریشه در همین روح تاریخی دارد و باید به آن جوابی درست داد. ۲. نظم خاصی است که ما را وارد ساختن جهانی نو میکند. ۳. همانطور که شیفتگی به تکنیک، جای عقلِ تکنیکی را گرفت؛ لیبرالیته و إباههگری جای حضور حقیقی زن در این تاریخ را گرفته است و با درک این موضوع، زنان میتوانند راه درستی را جلو ببرند. ۴. عقل تکنیکی یک روح و روحیه است و هرجا ظهور کند در ساختن جهان کمک میکند و این روح و روحیه بیشتر باید در علوم انسانی شکل بگیرد تا راهنمای بقیه باشد. ۵. مهم، روحِ نظمی است که تحت عنون عقل تکنیکی جهان جدید را میسازد و نه آنکه حتماً باید آن روح و روحیه در صنعت حاکم باشد. ۶. اینکه آینده، آیندهی روحی است که در مواجهه با غرب، جهانی مناسب این تاریخ ولی با رویکرد قدسی میسازد، بحثی نیست، بحث در زمانشناسی است و اینکه انسان از زمان خود بیرون نباشد تا گرفتار پوچی نگردد.
البته این مباحث ادامه دارد بهخصوص در کتابی که تحت عنوان «گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» در دست تهیه است، مطالبی را متذکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. اساساً بنده در این موارد وارد نمیشوم. آنچه ملاک عمل است سخنان مقام معظم رهبری انقلاب است که ایشان سختْ این کار را خطرناک برای انسجام خانواده میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده تا «حکمت» و «عرفان» را خوب نچشیده باشید نباید به هایدگر و گادامر که نحوهی حضور دین داری در این تاریخ را متذکرند رجوع کنید. ۲. باید کتاب «هستی و زمان» هایدگر را دنبال کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید به همان صورت که صحبت شده است، تایپ بفرمایید و ارسال فرمایید؛ إنشاءاللّه بر روی آن کار میشود. چون ممکن است زحمت بکشید و بر روی جملات کار کنید ولی در ویرایش نهایی آن جملات تغییر کند. پس نیاز نیست جنابعالی آن جملات را به صورت ادبیات صحیح درآورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل آنکه انسانها با داشتن فطرت الهی، این امکان در مقابلشان هست که از آن وجهِ تکوینی خود یعنی فطرت الهی دور شوند و قوهی واهمهی آن ها بر آنها حکومت کند، میتوان گفت اکثر مواردی که میفرمایید از این جنس است مگر آنکه عامل خارجی موجب شده باشد که در دورهی جنینی، روح نتواند بدن مناسب خود را تنظیم کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر آنچه وجود دارد، معلومِ حضرت حق است. زیرا جدا از حق نیست. علمِ حق به خودش مساوی علم به همهی مخلوقاتش میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید علم پزشکی با نگاهی آغازینتر و مبنایی از خود بپرسد چرا در هنگام پیری، قلب انسان ضعیفتر میشود؟ جز آن است که آنچه موجب تدبیر بدن است مثل دوران جوانی، توجهش به بدن کم شده تا حضور خود را در جای دیگری شکل دهد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم اگر با نظر به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست، شروع کنید «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». هرگز از رحمت خدا مایوس نباشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از موضوعاتِ پر گفتگویی است. جمعبندیِ آقای دکتر داوری آن بود که تصور هایدگر به حزب نازی در ابتدای امر، چیزی غیر از آن بود که در عمل واقع شد و به همین جهت سریعاً از ریاست دانشگاه در زمان هیتلر استعفا داد. در ضمن این مصاحبه هم برای تفکر در این موضوع بد نیست که آدرسش خدمتتان ارسال میشود. موفق باشید
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2833953
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روح مجرد» از مرحوم آیت الله حسینی تهرانی در این مورد نکات خوبی دارد زیرا که دین اسلام اتفاقاً ما را دعوت کرده است که به سوی حقیقت برویم حتی اگر در دورترین نقاط زمین باشد. در همین رابطه، صاحبِ شریعت الهی به مسلمانان توصیه میکنند «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِم»: دانش را بجوئيد اگر چه در چين باشد زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. آری! با اینهمه آن نوع رجوع وقتی ذیل نطر به حضور قدسی ائمه معصومین باشد، برکات خاص خود را دارد و در همین رابطه ملاحظه میکنید که چگونه شیعیان بیشتر از اهل سنت به آثار ابنعربی و جناب مولوی رجوع میفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی شده است که ذیلاً متن آن را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید
آیندهی ما چه آیندهای است...؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم
با توجه به اینکه انسان ها بر اساس تصوری که از خود دارند، انتخابهای خود را در زندگی انجام میدهند و از آن طرف بر اساس نگاهی که به آینده دارند خود را معنا میکنند و تصوری که از خود دارند را روح میبخشند، در صدد هستیم مطالب زیر را با خوانندگان محترم در میان بگذاریم.
۱. جهانِ پیش روی ما چه جهانی است؟ از آنجایی که هر ملتی جهانی دارد، قرآن در رابطه با حضور انسانها و ملتها در قیامت، میفرماید: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ» (إسراء/۷۱) به این معنا که انسانها در آن روز، در عین حفظ هویت فردی، بر اساس شخصیتِ آرمانی که برای خود در اجتماعِ بشریشان مدّ نظر داشتند، محشور میشوند. به این معنا قرآن میفرماید هرکس با امام خود محشور میشود یعنی هرکس بر اساس جهانی که در دنیا برای خود معنا کرده است محشور میگردد و نیز اینطور نیست که گمان کنیم در جامعهی دینی و جهانی که انسانهای مؤمن برای خود شکل میدهند لازم آید که همهی انسانها بیعیب و نقص باشند، بلکه به گفتهی قرآن: «خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ» (توبه/۱۰۲) خلط عمل صالح و سیئه، چیزی است که در اکثر انسانهای مؤمن وجود دارد. پس اگر عمل سیئه را در افراد یک جامعهی دینی ذکر میکنیم، عمل صالح آنها را هم باید ذکر کنیم تا گرفتار بدبینی نسبت به انسانها نشویم و گمان کنیم در جامعهی دینی باید همهی افراد جامعه بهکلّی بیعیب باشند تا آن جامعه مورد عنایت خداوند قرار گیرد و تاریخ توحید را به کمک آن جامعه بهوجود آورد، مسلّم چنین نیست. در روایت داریم که رَسُولُ اللَّه (ص) فرمودند: «حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة.» یعنی اگر جهتگیری انسان و شخصیت آرمانی او علی (ع) بود، لغزشهای کوچک، شخصیت او را از حوزهی ایمان خارج نمیکند و در همین رابطه میتوان به قرآن نظر کرد که میفرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم» (فتح/ ۲۹) یعنی آنان که همراه حضرت محمد (ص) تاریخی را پایهگذاری کردند، دارای هویتی خاص هستند، هویتی که اقتضاء میکند از یک طرف مرز بین خود و دشمن را همواره حفظ کنند و از طرف دیگر نسبت به خودیها رحمت و رفاقت را مدّ نظر داشته باشند، افراد جامعهی دینی با چنین هویتی در تاریخ خود حاضر میشوند و جهانی را شکل میدهند که پیامبر خدا (ص) رهبر آن جامعه هستند.
با توجه به مطالب فوق، سؤال ما این است که ملت ما در این تاریخ با هویتی که ریشه در تاریخ - ایرانی، اسلامی، شیعی- دارد، چه جهانی پیش رویش قرار خواهد گرفت که نه خارج از جهانِ توسعهیافته است و نه عین آن؟ با تصوری صحیح نسبت به چنین جهانی است که میتوان بهترین انتخابها را در ابعاد گوناگونِ زندگی داشت و چشماندازی امیدوارانهای را در مقابل خود احساس کرد.
۲. با توجه به آنکه انسان مؤمن و عاقل، زمانشناس است و متوجهی روحی است که در زمانه جاری است، آیا با هویت پیچیدهای که در حال حاضر در ملت ایران بهوجود آمده، چه آیندهای میتواند آیندهی ما باشد تا از امروز، رانده و در فردا، مانده نباشیم و با نظر به آن آینده، در امروزِ خود مأوای درستی برای خود انتخاب کنیم؟ زیرا اگر آیندهی خود را با بصیرت لازم درست نشناسیم و نسبت به آینده در توهمّات خود بهسر ببریم مسلّم امروزمان را از دست میدهیم و در بیمأواییِ کامل بهسر میبریم.
۳. قرآن میفرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب، یعنی اتحاد کفر جهانی روبهرو شدند که بنا داشتند ریشهی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» (احزاب/۲۲) این است آن وعدهی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسولاش وعدهی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با اجتماع کفارِ متحد، نهتنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دلسپردگیشان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همهی کفر به میان میآید، با شکستی که میخورد هویت تاریخیاش را از دست میدهد و تاریخ دیگری ظهور میکند. آن مؤمنین با نظر به چنین آیندهای، توانستند آن روز خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند.
۴. شواهد زیادی در سالهای اخیر در میان است که حکایت از آن دارد، جهانِ در حال طلوع و آیندهی پیشِ رو، طوری در حال شکلگرفتن است که جهانی ماورای فهم بشر روزمرّه است را به ارمغان میآورد، تا هرکس در آن فضایِ گشوده بتواند «خود» را نیز آغاز کند و به یک معنا متولد شود و همدیگر را در جهانِ گشودهای درک کنند که با انقلاب اسلامی به ظهور آمده و نه در جزیرههای منقطع. بلکه در راستای گشودگی لازم که شرایط امروز بین انقلاب اسلامی اقتضای آن را دارا است. اخیراً رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در حکم خود به امام جمعهی بندرعباس فرمودند: تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویِ گشاده و دست مهربان با عموم طبقات؛ توصیهی مؤکد اینجانب است. توفیقات شما را از خداوند متعال مسألت میکنم.[1] چنانچه ملاحظه میفرمایید در این توصیه علاوه بر تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن، برخوردی مهربانانه و رویِ گشاده را برای عموم طبقات متذکر شدهاند، یعنی تنها نباید به جریانهای انقلابی و جوانان مؤمن نظر کرد، زیرا انقلاب اسلامی در مرحلهای از بلوغ خود دست یافته است که میتواند کسانی را که به ظاهر جزء جریانهای انقلاب و مؤمنین هم نیستند، از آنِ خود کند و آیندهای را برای خود شکل دهد که همهی اقشار، خود را از آنِ انقلاب اسلامی بدانند.
۵. با ظهورِ رخداد انقلاب اسلامی و ظهور تواناییهای بشر برای مقابله با کفر و استکبار، هرکس به جهت طلوع جهانی دیگر، از خویش درکی بس متعالی یافته است، هرچند هنوز آن جهان نامتعیّن است، ولی با نظر به آن میتوانیم از عرصهی روزمرّگی و نیهیلیسمی که در آن سرگردانیم، خارج شویم و راهی به سوی آیندهی خود پیدا کنیم. با توجه به این امر، رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» میفرمایند:
«من این را از روی اطلاع عرض میکنم که کشور در حال پیشرفت است، انقلاب و مبانی انقلابی در حال پیشرفت است... کشور دارد به سمت مفاهیم انقلابی و آرمانهای انقلابی و حقایق انقلابی حرکت میکند... ما داریم پیش میرویم. ما در ماده و معنا پیش میرویم، ما به توفیق الهی در ماده و معنا، استکبار را شکست میدهیم.»(در دیدار با خبرگان رهبری، در تاریخ 15/6/97)
۶. لیوتار[2] متذکر این امر است که دورانِ «فرا روایتها» گذشته است و این بدین معنا است که در دنیای جدید هرکس به خودی خود می تواند یک «فرا روایت» باشد و «وحدتی» باشد در عین «کثرت». اندیشهای باشد به وسعت تاریخی که در آن زندگی میکند و او را فرا گرفته. این یعنی ما در آیندهی خود با جوانانی روبهرو هستیم که هر کدام یک اَبر مرد میباشند، در بستر سنتی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده است. دورانی که یکی فکر کند و تصمیم بگیرد، تمام شده است[3] و حتی اگر کسی بر آن تأکید داشته باشد که نظر خود را بر بقیه تحمیل کند، بداند که در این دنیا تنها میماند. با نظر به چنین آینده مسلّم جوانان آینده هر کدام جهانی هستند که به خوبی جریانهای حق را از باطل تمیز میدهند و در چنین آینده تفکری مورد استقبال قرار میگیرد که منطقیترین اندیشه را با انسانها در میان بگذارد که بنده برای انقلاب اسلامی چنین حضوری را مدّ نظر دارم.
۷. امروز اندیشمندان جهان بر این نکته پافشاری میکنند که بر عکسِ گذشته «جهانِ نیچهای که جهان نیهیلیسم است، مرده است، و دوران سیطرهی سکولاریسم و نیهیلیسم به پایان خط خود رسیده.» در آن حدّ که در این زمان نهتنها امر دینی غیر ممکن نیست، بلکه امر غیر دینی و سکولار، غیر ممکن شده است.[4] از این به بعد جبههی مقابله با انقلاب اسلامی است که در مقابل انقلاب اسلامی منفعل خواهد بود و امید ادامهی خود را از دست میدهد. چنانچه بتوانیم این نکتهی مهم را متوجهی مردم و بهخصوص جوانان خود بنماییم، مسلّم در راستای امید به آینده نوع دیگری از زندگی را مدّ نظر قرار میدهند و شخصیتی را برای خود شکل میدهند که تراز انقلاب اسلامی است و نه تراز فرهنگ سکولار دنیای مدرن.
۸. خداوند در آیهی «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» متذکر این امر است که انتهای عالمِ هستی به ابتدای خود که حضرت حق است برمیگردد و این سنت برای هر حقیقتی صادق است و به همین جهت با ظهور حضرت مهدی (عج) دین اسلام به اصل و بنیاد خود برمیگردد که رسول خدا (ص) در آغاز، آن بنیاد را به میان آوردند و در همین رابطه به زهرای مرضیه (س) مژده دادند که مهدی امت از ما است. در دلِ همین قاعده و سنت، انقلاب اسلامی به آغازِ خود یعنی به انگیزههای اصیلی که با آن به ظهور آمد، برمیگردد. یعنی آیندهی انقلاب را میتوان به آغاز آن مرتبط کرد. یعنی آن آغاز است با همهی خلوصی که در آن زمان در میان بود در آینده حاضر خواهد بود. اگر آن آغاز را با نگاهی روشن و غیر آلوده نگاه کنیم همان آغاز، در آینده به سراغمان میآید. توجه به آغازِ تفکر تاریخی است که ما را به سر چشمهای که ممکن است ابتدا روشن نباشد راهنمایی میکند. با اینهمه آن آغاز است که همواره در آینده خود را از «اجمال» به «تفصیل» میآورد و آیندهی ما را میسازد و این بازگشت به گذشته نیست بلکه معنابخشیدن به آینده است، زیرا وقتی در این سفر به آن آغاز نگاهی وجودی و نوری داشته باشیم و با نظر به انگیزههایی که منجر به این فتح تاریخی شده، سعی کنیم حجابهای طاغوتی آن را رفع نماییم، روز به روز بهتر و بهتر خود را نشان میدهد. زیرا آن آغاز با حقیقت وجودیاش همواره در حالت تجلی است و با نفوذ و سیطرهای که دارد موانع حضور خود را به عقب میراند، هرچند ممکن است ما در میانهی راه بمانیم، در این صورت آن آغاز خود را ادامه میدهد و این ما هستیم که عقب ماندهایم.
اگر آن آغاز، یک آغاز متعالی و توحیدی است، حتماً در آیندهی خود حاضر خواهد بود و اگر ما عقب ماندیم به جهت آن است که آغاز را در آیندهاش دنبال نکردیم و تحت تأثیر روشنفکران غربزده، آیندهای مَندرآوردی برای خود ساختیم که هرگز آیندهی ما نخواهد بود، حتی اگر آیندهی جهان غرب باشد. دویست سال سرگردانی به جهت آن بود که در مواجهه با غرب، خود را باختیم و خواستیم سر تا پا غربی شویم و به خِرَدِ قومی خود پشت کردیم و عملاً از آنجا رانده، و در اینجا، مانده شدیم.
۸. انقلاب اسلامی چیزی را به بشر عرضه میکند که در بستر آن، انسانها به اصالتهای خود برمیگردند، البته به شرطی که متوجه باشیم انقلاب اسلامی، یک فرایندِ تاریخی است و برای رسیدن به اهدافِ تمدنیاش راهی طولانی در پیش دارد. ما تاریخی را شروع کردهایم که به تعبیر رهبر معظم انقلاب در این چهل سال، ما فعلاً در مرتبهای از بلوغ آن هستیم، یعنی مرحلهی جوانی آن که ابتدایِ به ظهورآمدنِ استعدادهای آن میباشد.
پس از به میانآمدنِ انقلاب اسلامی، تصوری از زندگی به صحنه آمده که این تصور دو وَجه دارد: یکی اینکه باید نسبت به آیندهای که با دنیای مدرن بخواهیم خود را ادامه بدهیم، مأیوس باشیم. دیگر اینکه میتوان به ظهور انسانی که انسانی است قدسی، امیدوار بود -که شهداء نمونهی آن هستند-. با ظهور چشماندازی اینچنین باید متوجه بود ما در فرآیندی قرار میگیریم که به مرور فرهنگ زندگیِ توحیدی جایگزین فرهنگ قبلی میشود، بهخصوص که انقلاب اسلامی متذکر فطرت توحیدی انسانها میباشد. این همان فتحالفتوحی است که با انقلاب اسلامی در این جهان به ظهور میآید، به همان معنا که قرآن فرمود: «كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيماً» (فتح/۲۹) مانند زراعتی که جوانههای آن سر بر میآوردند و به تدریج نیرو میگیرند، پس سخت و ستبر شده بر ساقههای خود میایستد. در حدّی که زُرّاع و بنیانگذاران آن نیز از استواری آن به شگفت میآیند. پس چنین «حضور» محقق میشود تا کفار به خشم آیند. این وعدهی الهی است برای کسانی که ایمان به خدا و امداد الهی دارند و در راستای تحقق وعدهی الهی عمل میکنند، در رابطه با آنها مغفرت و اجر عظیمی هست. با توجه به چنین قاعده و سنتی، بسیار منطقی است که نسبت به حضور تاریخی خود در مقابل استکبار با هویت توحیدی انقلاب اسلامی امیدوار بود و زندگی امروز خود را بر اساس چنین آیندهای تنظیم کرد.
۱۰. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در راستای تحقق آرمانهای فکری فرهنگی میفرمایند:
«دچار شتابزدگی و بهانهگیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بیصبری و شتابزدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمیگیرد.» (۱۳۹۷/۱۲/۲۳)
ولی با توجه به بصیرتی که ایشان دارا میباشند؛ ما در آیندهای حاضر هستیم که به تعبیر ایشان: «ما به توفیق الهی در ماده و معنا، استکبار را شکست میدهیم.» ما با نظر به چنین آیندهای باید در امروزمان در مأوای انقلاب اسلامی بهسر بریم و خود را با هویتِ ضدّیت با استکبار، با جدّیتِ تمام ادامه دهیم تا به معنای گمشدهی خود برگردیم، معنایی که امروزمان از فردایمان جدا نیست تا در انتخاب امروز خود با بصیرت عمل کنیم و نه با توهّماتی که چهارصدسال است بشر غربی گرفتار آن است.
۱۱. در ترددِ میان نظر به مظاهر جزئی انقلاب و توجه به حقیقت کلّی آن، میتوان متوجه گشت که این مظاهرِ جزئی چگونه به آن حقیقت کلّی مرتبطاند و این کثراتْ ما را به کدام وحدت ارجاع میدهد؟ در این حالت در مواجهه با امور جزیی، گرفتار دوگانگیِ «ذهن» و «عین» نمیشویم؛ بلکه متوجهی حقیقتی میگردیم که همهی این امور جزئی، حتی خود ما را در برگرفته و به عقلانیت و فهمی میرسیم که از قلب، جدا نیست.
رازِ حضور مردانی مثل شهید چمران و شهید صیاد شیرازی در مواجهه با عقلانیتِ عقلِ مدرن و در عین حضورِ قلب نسبت به حقیقت هستی، در امر فوق نهفته است. اینان نشان دادند قلبشان در مواجهه با جهان مدرن و تحصیل در جهان خارج، از دست نرفته است، چیزی که در ذات انقلاب اسلامی برای حضور در آیندهاش مدّ نظر است که قبلهی انسانهای آینده دیگر، قبلهی غرب و طاغوت نیست.
حال! باز باید پرسید آیندهی ما چه آیندهای است که بتوانیم در امروزمان سرگردان نباشیم و بیمأوا بهسر نبریم، زیرا برای سکنیگزیدن در امروز، اولاً: باید «آغاز» را همواره مدّ نظر داشت و آینده را نیز هرگز گم نکرد، و ثانیاً: آینده را در إزایِ عهد با آغازِ آغازها معنا کرد. و این است معنای زندگی در «مبداء» و «معاد» نسبت به هر حقیقتی که حقیقتاً، حقیقت باشد.
۱۲. با توجه به اینکه فهم هر اثری، تاریخی است و نسبتی با حال و آینده دارد، بدین معنا که فهم همواره در کُنشِ بین زمان حال و گذشته و آینده عمل میکند؛ میتوان نتیجه گرفت دو فهم در دو مرحلهی تاریخی در یک موضوع، یکسان نیست تا گمان کنیم میتوانیم در فهمِ یک موضوع، از زمان خود پا را بیرون بگذاریم و این یعنی انسان در امروزی که می خواهد خود را و زمانهی خود را درک کند، نسبتِ درستی از آینده نداشته باشد.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
[1] - ۲۶ تیرماه ۱۳۹۸
[2] - ژان فرانسوا لیوتار از پیشگامان فلسفهی پُستمدرن در فرانسه، متولد 1924 و متوفی 1998.
[3] - در همین رابطه ملاحظه کردهاید که رهبر معظم انقلاب در هر موضوعی که مطرح میکنند بیشتر به جای آنکه دستور دهند تا بقیه بر اساس دستور ایشان عمل کنند، سعی دارند آن موضوع را تبیین کنند تا مخاطب قانع شود و خودش عمل به آن موضوع را بر عهده گیرد.
[4] - به یادداشت آقای دکتر اسداللّه رحمانزاده استاد کالج کانتر آکاستا در آمریکا، تحت عنوان «هیچ تجربهای از خداوند تجربهی ایمان را به ما نشان نمیدهد»؛ رجوع شود که سعی دارد نظرات و تئوریهای اندیشمندان جهان را نسبت به ایمان به خدا با خواننده در میان بگذارد . https://www.mehrnews.com
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدامها تا آنجا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آنجایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مستحضرید که بحث در مورد آنچه فرمودهاید، مفصل است و با مطالعات آثار اندیشمندان دین بهخوبی روشن میگردد. آنچه در اینجا میتوان بر روی آن به اجمال فکر کرد، نظر به اسمِ هادی حضرت حق است که در هیچ تاریخی متوقف نیست، ولی صورتهای مختلفی دارد. آری!
هرکه را میل به بهبود نبود دیدنِ روی نبی سود نبود
لذا همانطور که با بودن رسول خدا «صلّیاللّهعلیهوآله» از آن حضرت بهره نبردند در دوران فترات هم آنهایی که به دنبالِ بهبود بودند از نور عدالت الهی بیبهره نمیشدند و پیامبران خدا در ایستگاههای مختلف تاریخ حاضر میشدند تا راههای هدایت گم نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز قضیه همانطور است که استاد رفیعپور متذکر شدهاند. و در همین راستا رهبر معظم انقلاب فرمودند میتوان این تهدید را به فرصت تبدیل کرد و این، در صورتی ممکن است که ما اصرار نداشته باشیم به همان نوع زندگی که به آن در تاریخ گذشته عادت کرده بودیم، برگردیم. باید فکر کرد چه نوع از زندگی را در این زمانه باید پیشه کنیم که ماورای این نوع زندگی است که منجر به چنین تهدیدهایی توسط یک ویروس میشود. نیاز به فکر دارد تا خداوند آنچه صلاح است را الهام کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام با تفتیشِ عقاید مخالف است و هرکس میتواند هر عقیدهای داشته باشد، ولی اسلام به عنوان جریانی که بر حق اصرار دارد هرگز جای و جایگاهی برای باطل قائل نیست تا آن را به رسمیت بشناسد در عین حال، سایر ادیان را در انجام عبادیشان آزاد میگذارد و این با منشور کوروش نیز همراه است ولی جناب کوروش که کشور را دستِ ادیان مختلف ندادند با آنچه که خودشان تشخیص میدادند و بدان معتقد بودند، کشور را اداره میکردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. دین زنده است که انسان را زنده میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر حال باید در عبادات، یک عزمِ کلی جهت امتثال امر الهی در درون انسان باشد تا بتوان صورت آن عزم کلی در عبادات را در بهشت ملاحظه کرد. ۲. اراده در این موارد یعنی توجه به جهت اصلی عمل که آن توجه به حضرت حق است در عملی که انجام میگیرد ۳. ابداً بحث ذکر زبانی اینجا نیست، بلکه فرشتگان نظر به شخصیت انسان در اعمالش دارند و آن نوع ذکر زبانی که منجر به عمل میشود. ۴. در دل هرچیز متوجهی حضور کامل و تمام حضرت حق بودهاند. ۵. همینطور است. دنیا و توهّماتِ دنیایی منجر به جهنم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جزوات «لبّ المیزان» که قبلاً خدمت رفقا داده میشد، نمونهی این کار است. شاید آقای توکلی از آن نمونه جزوهها داشته باشند. ۲. باید سعی خود را با توجه به آن سه بُعد گذاشت و سخن گفت. موفق باشید
