بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25723
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در کتاب از برهان تا عرفان، ذکر فرمودید: حركت؛ موجودي است مثل زمان كه اجزايش در يك جا و يك لحظه جمع نيستند، يعني مثل يك ميز نيست كه در يك لحظه هم پايه هايش در صحنه است و هم سطحش موجود است، بلكه هر لحظه از حركت وقتي ظهور مي كند كه لحظه قبل، از بين رفته باشد. در بررسي خصوصيّت حركت اين نكته قابل توجّه است كه شما وقتي به حركت نظر داريد، به واقعيّتي نظر داريد كه دائماً وجهي از آن در صحنه است، نه بعدش ظاهر است، نه قبلش. یعنی مورد در باب تمام حرکت ها صدق می کند یا بصورت مصداقی در حرکت جوهری است؟ اگر لطف بفرمایید این جمله رو کمی توضیح بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکتی چنین است چه حرکت ذاتی و جوهری، و چه حرکتِ عرضی مثل راه‌رفتن که شما در حرکت‌تان بالاخره مکانی را پشت سر می‌گذارید تا در مکان دیگری وارد شوید. موفق باشید

25410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر و زیارتتان قبول درگاه حق: ببخشید تفسیر المیزان در جزوه فرموده اید نظر علامه طباطبایی رو یادداشت کنید. میشه یه مثال بزنید متوجه بشیم روش مفید و مختصر یادداشت برداری از المیزان رو؟ مثلا جلد اول بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد دقیقا کدوم قسمت رو نوشته اید؟ و یک سوال دیگه اینکه میشه طوری سخنرانی کرد که هر سه بعد عقل و قلب و خیال مخاطب رو در نظر گرفت و جای هیچ ابهامی برایش نگذاشت؟ در موضوعات مختلف مثل سبک زندگی اسلامی، مدیریت خشم و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جزوات «لبّ المیزان» که قبلاً خدمت رفقا داده می‌شد، نمونه‌ی این کار است. شاید آقای توکلی از آن نمونه جزوه‌ها داشته باشند. ۲. باید سعی خود را با توجه به آن سه بُعد گذاشت و سخن گفت. موفق باشید

22089
متن پرسش
سلام استاد: در ادامه سوالم که پرسیدم ۲۲۰۸۴ آیا جواب شما رو درست فهمیدم. پس همه موجودات در مقام تجلی از حق، همه اسماء را دارند ولی در مقام ظهور اسماء فقط اسم خاصی رو میتونن ظهور بدن؟ به عبارتی یعنی همه خلیفه الله هستند ولی حجت الله کامل نه؟ و یا به عبارت دیگر یعنی وجودشان نازله همه اسماء است ولی این وجود جامع الاسماء در مقام ظهور اسماء ظرفیت نشان دادن یک یا چند اسم خاص رو دارند در غیر انسان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بحث خلیفة اللّه در میان می‌آید که خلیفه‌ی الهی جامع همه‌ی اسماء الهی به صورت بالفعل باشد. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع جایگاه خلیفه‌ی الهی در عوالم گوناگون هستی نکات دقیقی دارند که خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

21693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: لطفا نظرتان را درباره این جمله علامه مجلسی که درباره حکما و فلاسفه در خصوص اعتقاد به بهشت دنیایی گفته بفرمایید «از دیگر اعتقادات فلاسفه در مساله معاد این است که آنان برای بهشت و جهنم و ثواب و عقاب عینیت خارجی قائل نبوده و آنها را امری ذهنی و عقلی و از مقوله ادراک می دانند. به این معنا که می گویند بهشت و جهنم عبارت است از ادراک امور خیر و لذیذ و یا ادراک امور شرّ و آزار دهنده، نه آن که واقعا در عینیت خارجی ما چیزی به نام بهشت و حور و قصور و فواکه و یا چیزی به نام جهنم و آتش و انواع عذابهای مادی و عینی داشته باشیم.» یا این عبارت «زیرا که اعظم اسباب الحاد و تضلیل، فتح باب ایراد و تأویل است و عمده اسباب ایمان و یقین، انقیاد و تسلیم است» ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات اخروی بدن» شده است؛ با  تأمّل در آن جزوه معلوم می‌شود که جناب صدرالمتألهین روشن می‌کند که برداشت بعضی‌ها از آن نوع معاد جسمانی که حکما می‌گویند درست نبوده‌است. موفق باشید

20475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در ادامه سوال 20471 بنده بیشتر احساس کردم جوابی که دادید جنبه ظاهری و استدلالی برای شهادت بود. ولی از نظر جنبه باطنی و روح شهادت خون شهید چطور در تاریخ اثر می گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نحوه‌ای از سلوک، انسان متوجه‌ی حضور تاریخی اراده‌ی الهی می‌شود و مبتنی بر آن عمل می‌کند. وقتی رعایت دستورات الهی را داشته باشد. موفق باشید

19198
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ملاک و معیار بیرون رفتن کینه افراد از دل انسان یا بخشیدن آنها چیست؟ آیا باید حتما فرد مورد کینه را دوست بداریم بجای نفرت یا نه همین که از انتقام و میزان نفرت کاسته شود کافیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمی‌آید. موفق باشید

18860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد فرزانه: جناب استاد آیه ای که می فرماید چرا گروهی مهاجرت نمی کنند تا در دین تفقه کنند و به قوم خود برگردند و مردم را انذار کنند در زمان شخص نبی اکرم و در بین مسلمانان نازل شد حال چه کسانی از کجا به کجا مهاجرت کنند و این قومها در کجا قرار دارند که عده ای بعد از تفقه به میان آنان برگردند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از نزول آیه‌ی مذکور، از هر قبیله‌ای تعدادی در مدینه جمع شدند و اصحاب خاصی را تشکیل دادند که بعداً روایت‌ها و راهنمایی‌های پیامبر از طریق ایشان بعد از رحلت‌شان به مردم رسید و شاگردان این اصحاب به تابعین مشهور شدند. موفق باشید

17918

درموضوع رزقبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در مورد رزق که فرمودید انسان فقط باید تلاش کند و ایمان و عمل صالح و نتیجه و رزقی که به انسان می رسد رزق اوست حالا کم یا زیاد، بسیار زیبا و عاقلانه، اما برایم یک سوال پیش آمده و مبهم مانده و آن اینکه شاید مشخص نبودن این میزان تلاش یک مقدار سر در گمی ایجاد کند. لطفا با بیان زیبایتان یک توضیح کوچک بفرمایید و راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» روشن می‌شود که در کسب رزق نباید حریص بود و این همان تعادلی است که باید رعایت شود. موفق باشید

17536

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در راستای فرمایش آقا برای کار در فضای مجازی و اینکه شما موضوع معرفت النفس را برای این کار معرفی کرده بودید. من تو وبلاگی مطالبی از معرفت النفس شما بریده بریده می گذارم و همین طور که خودم کار می کنم نکات را می گذارم. و شرح های صوتی شما را هم به آنها اضافه می کنم. می خواستم اجازه بگیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه نمی‌خواهد! خداوند به جنابعالی توفیق دهد که در مسیر تبلیغ دین، بهترین عمل را انجام دهید. موفق باشید

8271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم بنده سوال کننده ، سوال 8198 هستم ، فایل صوتی مناظره را بدقت گوش دادم و واضح بود آقای زیبا کلام جز غرب دوستی و تسلیم شدن در مقابل ظلم حرف دیگری نداشت ، باب تازه ای برای بنده باز شد بسیار متشکرم . ما راهم دعا بفرمایید .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: الحمدللّه که موضوع برایتان روشن شد. موفق باشید
32082
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده  ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض می‌باشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود،  شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلم‌ها و شرارت‌ها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴.  در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است  و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد می‌شوند همگی مثال‌هایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرموده‌اند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمی‌گردد ولی هیچ‌کدام خداوند نیستند زیرا هیچ‌کدام وجود مطلق نمی‌باشند.

در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.

همین‌که انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار می‌گیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.

حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل می‌باشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آن‌جا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.

به هر حال ملاحظه می‌فرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان می‌باشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید      

28005
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز و گرامی: من نه تحصیلات حوزوی دارم و نه تحصیلات دانشگاهی. منتهی به خاطر علاقه زیادی که به علوم معارف دارم مدت زیادی به موضوع اعیان ثابت و آغاز آغاز ها فکر می کردم و نمی تونستم به یه جمع بندی درست برسم تا اینکه امشب (زمانی که دارم متن رو می نویسم) مسائلی به ذهنم خطور کرد و از حضرت رب العالمین خواستم که این موضوع برام روشن بشه. حاصل همه تفکرم متن زیر شد که براتون نوشتم. می خواستم بدونم که آیا این عقیده صحیح است و یا اینکه من دچار خطا شده ام. بر اساس آیه ۸۲ سوره یس: «انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون» - شان او این است که چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می گوید باش، پس بی درنگ موجود می شود. این کلمه (آن) - (له) در آیه اشاره به تمام موجوداتی است که در علم خدا موجود است. در همین رابطه آن جمله معروف ابن سینا که می گوید: (خداوند زردآلو را زردآلو نکرد. بلکه آن را وجود داد) پس در علم خدا چیزی به عنوان زردآلو موجود است و خداوند چون عین وجود است و عین هستی است و از عین وجود جز وجود صادر نمی شود، پس آنچه را که تحت عنوان زردآلو در علم خود موجود داشت را وجود داد و خلق کرد به حسب امکان ذاتی اش. به اعتبار آیه ۵۰ سوره طه که می فرماید: «قال ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی» - گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش ویژه او را آن گونه که سزاوارش بود، به وی عطا کرده سپس هدایت نمود. پس اینجا بحث جبر به خودی خود منتفی می شود چون به عنوان مثال مثلث نمیتونه اعتراض کنه که چرا من سه ضلعی خلق شدم و مربع چهار ضلعی، چون امکان ذاتی مثلث ایجاب می کنه که سه ضلعی باشه و چهار ضلعی بودن آن محال ذاتیه و دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت مثلث حال مثال شمر رو می زنیم: خداوند در علم خود موجودی دارد تحت عنوان شمر که نسبت به اول و آخر آن علم دارد. به تعبیری می داند که آغاز و انجام آن به چه نحوی است. حال بر اساس آیه ۸۲ سوره یس خداوند زمانی اراده می کند به شمر وجود دهد که پدر و مادر آن در زمانی خاص عمل انعقاد نطفه را انجام دهند یا اینکه نه می آییم بالاتر، زمانی که نطفه پدر و مادر شمر بسته می شود اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر موقعی که آدم را هبوط داد روی زمین اراده کرده یا اینکه نه می آییم بالاتر تا جایی که خداوند در زمان بی زمانی همه آنچه را که در علم خود داشت اراده کرده بود و وجود داد. (به تعبیری در آن مرتبه ازل و ابد یکی می شود که: «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم» منتهی در قوس نزول نازل شد و نازل شد و نازل شد و آنقدر نازل شد تا رسید به عالم ماده و چون ذات این عالم بر اساس حرکت است، زمان و مکان پدیدار می شود و در زمان و مکان خاص آنچه را که اراده کرده بود حادث شد و آن وجود به پایین ترین مرتبه خود در قوس نزول رسید و از آن زمان به بعد قوس صعود آغاز می شود و شمر با اختیار خودش و با انتخاب های خودش می شود آنچه که باید بشود تا اینکه وقتی از این نشئه رفت، در آن عالم مواجه می شود با صورت اعمال خودش و این قصه همه بشریت است که به قول علامه حسن زاده (حفظه الله) {هیچ کس دیگری را ملامت نکند که همه ما سر سفره خودمان نشسته ایم و داریم خودمان را می سازیم} حال این ساختن یا مطابق با فطرت ما هست و یا نیست. ببخشید که یکم طولانی شد. یا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدام‌ها تا آن‌جا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آن‌جایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید      

26159
متن پرسش
سلام استاد: از ساعتی که این خبر را شنیده ام، نمی دانم بر قلبم چه آماده. انگار فشاری ست بدتر از فشاری که بعد از شنیدن خبر شهید سلیمانی شنیدم. گریانم و در ذهنم می آید امتحانات روز به روز چه سخت تر می شوند در این جبهه انقلاب. در ذهنم آمده شاید این بلایی که سرمان آمده تاوان کارهایی ست که حکاممان کرده اند، تاوان ظلم هایی ست که حکاممان به آن بی تفاوت بودند. تاوان کشته شدن مردمی مظلوم در تشییع کرمان یا در درگیری های آبان در اثر نالایقی مسولانمان است. اینها بلایی است که در اثر کم کاری های مسولینمان به سرمان آمده آن هم در این زمان! دلم می گوید امتحان است باز چه کسایی غربال می شوند! استاد زبانی بگشایید و باعث سکینه این دل ها شوید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۱۵۸ عرض شد و بحمداللّه جنابعالی به خوبی تشخیص داده‌اید که آن‌چه پیش آمده است امتحان است تا مؤمنین در راهی که قدم گذاشته‌اند محکم‌تر گردند و عده‌ای که از گذشته‌ی خود توبه نکرده به سراغ حاج قاسم آمده‌اند نیز؛ غربال شوند. اینان خودشان مسئولند که مواظب باشند طعمه‌ی وسوسه‌های شیطان نگردند. موفق باشید 

25725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: با توجه به جواب سوال ۲۵۷۱۶ : آیا منظور شما این است که ما چون در عالم ماده و در این نشئه هستیم نمی توانیم هم زمان در آن موطن ها یعنی برزخی و اخروی باشیم؟ یا منظورتان این است چون به موطن مادی توجه داریم نمی توانیم حضورمان در موطن و نشئه برزخی و اخروی را درک کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دومی درست است. موفق باشید

25018
متن پرسش

سلام علیکم: آیا اگر اربعین امسال بخاطر شرایط کارم و همچنین بدلیل شلوغی و بردن زن و بچه دو سه روز زودتر برای زیارت اربعین در کربلا حاضر شویم و برگردیم به یکی از نشانه های مومن که زیارت اربعین هست عمل کرده ایم؟ و آیا در این شان از شئون انقلاب حاضر شده ایم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، آری. زیرا اساساً آن روزها فضا، فضای اربعینی است و از برکات آن برخوردار می‌شوید. موفق باشید

24960
متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر استاد بزرگوارم. اینکه امام حسین (ع) در زمان شهادت حضرت عباس (ع) فرمودند کمرم شکست به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن وجه از برنامه‌ی حضرت که بنا داشتند با هیبت و قدرت حضرت ابالفضل وجه مغلوبیتِ ظاهری دشمن را به صحنه بیاورند با شهادت حضرت ابالفضل از دست رفت. موفق باشید

24724
متن پرسش
بسم رب المهدی (ع) و علی آبائه و علی امنا فاطمه الزهرا (س) سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی، جناب آقای استاد طاهرزاده. چندی است که پس از انتشار جزوه «نظر به ماهیت تکنیک» تفکر به آن ما را در برگرفته است و گوش سپردن به شرح آن هرچه بیشتر ما را در توجه به تاریخ خود متذکر می‌کند. تاریخی که به‌راستی تاریخ انقلاب اسلامی است و تفکر نسبت به آن رجعت به حقیقت را امکان‌پذیر می‌کند. ما تیمی از «دانشجویان دختر حاضر در فضای فنی-مهندسی» هستیم و احساس می‌کنیم حضور در این فضا مسئله‌های جدیدی را پیش روی ما قرار داده است که تفکر پیرامون آن‌ها، فاصله ما را با جواب دور و دورتر می‌کند و اکنون تلاش داریم تا با طرح پرسش‌هایی مسئله را روشن کنیم. ۱. (عقل تکنیکی مثل آزادی، روحیه‌ای است که بشر امروز را فراگرفته) اگر به‌راستی چنین است، چرا ما خود و دیگر زنان جامعه را در این تاریخ نمی‌یابیم؟ آیا می‌توان منتظر پدیدار شدن روح زنانه‌ای در نسبت با مسئله تکنولوژی بود؟ ۲. شما در شرح این روح تاریخی اشارات مختلفی به نسبت تاریخ و زن داشتید و فرمودید، در تاریخی که آزادی روح حاکم بود، زنان غربی در فهم آن پیشگام بودند، اما تاریخ غرب این فهم را به انحراف کشاند. امام خمینی (ره) نیز در پیش‌قدمی بانوان در انقلاب مکرراً از این جنس فرمایشات داشته‌اند (شما بانوان اثبات كرديد كه در صف جلو هستيد. شما اثبات كرديد كه مقدم بر مردها هستيد. مردها از شما الهام گرفتند). اگر درست فهم کرده باشیم که زنان به سبب حس حضور بیشتری که با تاریخ‌دارند، در فهم زمانه‌ی خود حساس‌تر هستند، نشانه‌های آن در تاریخی که عقل تکنیک آن را فراگرفته، چیست؟ ۳. در مسئله زن تعبیر رایج این است که پس از گذشتن از سال‌های اولیه انقلاب و دفاع مقدس، زنان جامعه ظهور متناسبی نداشتند، چه نسبتی بین این تعبیر و این گزاره شما در باب عقل تکنیک است (بر خلاف ابتدای انقلاب و برخلاف دوران دفاع مقدس، عقل تکنیکی در حالِ حاضر ظهوری مناسب ندارد)؟ ۴. (بنیاد عقل تکنیکی ریاضیات است) (عقلی که در هر سنتی می‌تواند خود را به ظهور برساند و معنا کند و با جدیت‌ِ ساختن جهان به همراه است) با این توصیف آیا می‌توان این برداشت را داشت که عقل تکنیک در نسبتی با رشته‌های مهندسی معنا می‌یابد؟ و اگر این‌چنین است دانشجویان فنی-مهندسی باید بیشتر خود را در تاریخ تکنیک بیابند؟ پس چرا در این میان ما شاهد آن هستیم که دختران فنی-مهندسی در این فضا نه‌تنها به‌راحتی نمی‌توانند جایگاه خود را بیابند و عقلانیتی را به صحنه آورند که عزم ساختن جهان در آن باشد، بلکه چونان دچار "سرگردانی" اند که پاسخی برای چرایی و چگونگی حضور خود در این فضا ندارند. ۵. در فضای فنی-مهندسی به‌ظاهر تضادها و تناقضات فراوانی به لحاظ خلقیات و روحیات با جنس زن وجود دارد که سبب می‌گردد تا او نتواند خود را در آن تعریف کند چه برسد به آنکه زنان جایگاهی برای خود در ساختن کشور و آینده‌ی آن و مباحثی مانند اقتصاد مقاومتی، رونق تولید، تولید علم، علوم دانش‌بنیان و ... متصور شوند. ۶. (باید از خود بپرسیم چه می‌شود که مردمی در زمانی نسبت به آینده، چشم‌انداز دارند و مقصد را که گاهی دوردست است هم می‌بینند و گاهی همان مردم نمی‌توانند به آینده‌ی خاص خود فکر کنند) آنچه اکنون مسئله‌ی ماست این است که دعوت به چه آینده‌ای می‌تواند راهگشای زنان جامعه برای به ظهور رساندن عقل تکنیک متناسب با حقیقت انقلاب اسلامی باشد؟ در پایان امیدواریم با نظر به اشارات حضرت‌عالی امکانِ حضوری متناسب با آینده‌ای برآمده از فهمِ تاریخی انقلاب اسلامی شکل گیرد. که قطعاً توجه به آن کمی از غبار این مسیر را می‌کاهد. ان شاءالله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طلب آزادی ریشه در همین روح تاریخی دارد و باید به آن جوابی درست داد. ۲. نظم خاصی است که ما را وارد ساختن جهانی نو می‌کند. ۳. همان‌طور که شیفتگی به تکنیک، جای عقلِ تکنیکی را گرفت؛ لیبرالیته و إباهه‌گری جای حضور حقیقی زن در این تاریخ را گرفته است و با درک این موضوع، زنان می‌توانند راه درستی را جلو ببرند. ۴. عقل تکنیکی یک روح و روحیه است و هرجا ظهور کند در ساختن جهان کمک می‌کند و این روح و روحیه بیشتر باید در علوم انسانی شکل بگیرد تا راهنمای بقیه باشد. ۵. مهم، روحِ نظمی است که تحت عنون عقل تکنیکی جهان جدید را می‌سازد و نه آن‌که حتماً باید آن روح و روحیه در صنعت حاکم باشد. ۶. این‌که آینده، آینده‌ی روحی است که در مواجهه با غرب، جهانی مناسب این تاریخ ولی با رویکرد قدسی می‌سازد، بحثی نیست، بحث در زمان‌شناسی است و این‌که انسان از زمان خود بیرون نباشد تا گرفتار پوچی نگردد.

البته این مباحث ادامه دارد به‌خصوص در کتابی که تحت عنوان «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» در دست تهیه است، مطالبی را متذکر می‌شود. موفق باشید

24124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز لطفا ویژگی های خانواده تراز انقلاب را بیان بفرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را که به صورت کلّی سؤال می‌شود باید در کتاب‌هایی مثل کتاب‌های شهید مطهری و مرحوم صفائی‌حائری دنبال بفرمایید. موفق باشید

23908

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ۱. غم غربتی که در غروب ها یا بعد از سفر خصوصا زیارتی یا معنوی برای انسان پیش می آید‌ به چه علت است؟ ۲. در این مواقع چطور باید قلب را آرام کرد؟ آیا باید به آن بی محل بود؟ ۳. این حالت در سیر و سلوک و منازل عرفانی چه جایگاهی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موارد به راهِ گشوده‌ای که خداوند در مقابل ما قرار می‌دهد، باید فکر کرد. موفق باشید

22324
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در یکی از سخنرانی های جنابعالی جمله ای به این مضمون شنیدم که فرمودید «هر حیوانی صورتی از نفس انسان است.» لطفا کمی توضیح بفرمایید. برای برخی حیوانات مطالبی گفته شده است مثلا گفته شده که خوک صورت نفس شهوت پرست است ولی تعمیم این مطلب برای همه حیوانات مشکل است. بعنوان مثال کانگورو چه صورتی از نفس است؟ یا اگر حشرات را جزء حیوانات در نظر بگیریم بعنوان مثال سوسک چه صورتی از نفس است؟ با تشکر و آرزوی طول عمر با عزت برای جنابعالی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که نفس بُعدی نباتی و بُعدی حیوانی و بُعدی انسانی دارد و در هر کدام از این مرحله‌ها به صورتی جامع قرار دارد، مرحله‌ی حیوانی آن نیز با همه‌ی مرحله‌ی حیوانی که حیوانات مختلف مظهر آن هستند تطبیق می‌کند ولی تطبیق جزء‌جزء آن‌ها کاری است که هرکس با دقت در نسبت خود با هر حیوانی می‌تواند در خود جستجو کند. موفق باشید

22275
متن پرسش
سلام استاد: سایه تون مستدام ان شاءالله. شبی رو به خاطر دارم که دچار اضطراری شدید در خصوص عدم درک وضع فعلی انقلاب و رهبری و آینده شدم تا حدی که چند دقیقه ای خودم را زدم. بلکه شاید ناگهان بیدار شوم و ببینم همه اش خواب بوده! تا اینکه چشمم به قرآن کمد نماز خانه خوابگاه خورد، نیت کردم ک خدایا با من حرف بزن و آرامم کن. قرآن را باز کردم و سوره‌ی تکاثر آمد. در آن لحظه سوره‌ی تکاثر اینگونه با من حرف زد که: مشکل از پراکندگی توست پسر، نه از حقیقت، و چه بخواهی و چه نخواهی حقیقت (انقلاب) خودش، خودش را نشان می دهد. قرار گرفتم، اما بعدا که در تفاسیر جستجو کردم اینگونه معنایی ندیدم. سوالم این بود که برداشت من از این سوره غلط بوده؟ و در صورت امکان مختصرا سوره را با رویکرد انقلاب شرح دهید. با سپاس و آرزوی عمر طولانی و پر از توفیق. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برداشت خوبی است 2- حضرت ربّ العالمین در سوره‌ی تکاثر ما را متذکر می‌کند که کثرت‌طلبی‌ها شما را بازی داده است در آن حدّ که به اموری مرده و قبرهای بدون حیات نظر دارید و این چیزی نیست که تا آخر برایتان پایدار بماند، به زودی با علم یقینی که پیدا می‌کنید متوجه می‌شوید که جهنّم را برای خود برافروخته‌اید و با نور عین‌الیقین با چنین عذابی روبه‌رو خواهید شد و از شما سؤال می‌شود چرا از نعمت‌هایی که برای نجات خود داشتید که از جمله انقلاب اسلامی است، استفاده نکردید؟ موفق باشید  

18168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید مزاحم شدم. پیرو جواب سوال 18159 میشه چند مثال از کارایی که اگه از من سر بزنه موجب تخریب طبیعت به واسطه ی مدرنیته می شود بزنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از مصرف ظروف یک‌بار مصرف بگیر تا مصرف گاز و بنزین و هرگونه اسرافی که انجام شود. پیشنهاد بنده آن است که اگر فرصت کردید کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید

31293
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی از گذشته تا کنون عده ای گفته اند که راه سعادت منحصرا در پیروی از اهل بیت (ع) است و به احادیثی همچون «کل ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل» استناد می‌کنند. در نتیجه مثلا از افکار مولوی و ابن عربی نهی می‌کنند. حالا سوال من این است دقیقا جایگاه متفکران فلسفه و عرفان چیست؟ آیا تعلیمات آنها در طول تعلیمات معصومین است یا اصلا فضای جداگانه ای است؟ آیا با ابن عربی راه هایی را در توحید می‌شود رفت که با امام (ع) نمی شود؟ با با مولوی حقایقی را فهمید که در متون دینی وجود ندارد یا گفتار آنها شرح و توضیح معارف شیعه است؟ اگر به سوالات بنده پاسخی دهید یا منبعی معرفی کنید خیلی ممنون می‌شوم چرا که در مراجعه به فلسفه و عرفان همچنان این سوالات برایم حل نشده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روح مجرد» از مرحوم آیت الله حسینی تهرانی در این مورد نکات خوبی دارد زیرا که دین اسلام اتفاقاً ما را دعوت کرده است که به سوی حقیقت برویم حتی اگر در دورترین نقاط زمین باشد. در همین رابطه، صاحبِ شریعت الهی به مسلمانان توصیه می‌کنند «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِم»‏: دانش را بجوئيد اگر چه در چين باشد زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. آری! با این‌همه آن نوع رجوع وقتی ذیل نطر به حضور قدسی ائمه معصومین باشد، برکات خاص خود را دارد و در همین رابطه ملاحظه می‌کنید که چگونه شیعیان بیشتر از اهل سنت به آثار ابن‌عربی و جناب مولوی رجوع می‌فرمایند. موفق باشید

29221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اگه امام جماعتی موافق رهبر و انقلاب نباشه حتی بهشون گفتن دعا به رهبر کنین گفتن من به هیچ کس دعا نمی‌کنم با این شرایط میشه پشت سر این امام جماعت نماز خوند؟ و اگه فامیل نزدیک مثل خواهر و برادر مخالف رهبر و انقلاب باشن و توهین بکنن باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن آقا مخالف نظام اسلامی است، یادم هست که حضرت امام در همان اوایل انقلاب فرمودندکه پشت سر چنین افرادی نمی‌توان نماز خواند. ولی اگر برای آن‌که اختلاف نشود وارد این موضوعات نمی‌شوند، بحث دیگری است. ۲. نباید اگر مخاطبان شما آماده‌ی تفکر در موضوعات انقلاب نیستند، بی‌خود با آن‌ها بحث کنید. موفق باشید

28771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در چند سوال قبلی که با هگل مرتبط بود، اشاره داشتید به دغدغه او برای حضور در جهان مدرن در عین حفظ انسانیت و دغدغه های اخلاقی و نظر به شخصیت حضرت عیسی بن مریم (علیه السلام) که این را حتی در عقل در تاریخ خود هم بیان می‌کند. علت اینکه همین مبانی هگل، پشتوانه ای برای مارکسیسم و کمونیسم شد و حتی مارکس تز تاریخی خود و اینکه کمونیسم ایستگاه پایانی جهان است را مطرح کرد و رسما گفت فلسفه هگل مثل انسانی بود که روی دستهایش ایستاده است بود و من آن‌را منظم و مدون و سرپایش کردم. هر چند خود دیدگاه های هگل هم با مبانی توحیدی و وحدانی فاصله جدی داشت ویژه در بدبینی به ذات و فطرت بشر و آن نظرش در فلسفه تاریخ که به تعبیر یکی از اساتید، جبر تاریخی غیر توحیدی و مغایر با حکمت تاریخ از منظر توحیدی و الهی بود، ولی چگونه از دیدگاه های او، نظرات مارکس و متفکران کمونیست و مارکسیست و حتی ماتریالیست بیرون آمد و مارکس مدعی شد من سر و پا کردم مبانی هگل را؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نباید نقش فوئرباخ را نادیده گرفت که به قول خودش، محور تفکر همه‌ی فیلسوفان خدا می‌باشد در حالی‌که خدا بی‌نهایت است و بی‌نهایت، قابل دسترس نیست و مارکس و انگلز در دستگاه فوئرباخ از هگل فاصله گرفتند و ادامه‌ی هگل را با فضای عبور از خدا ادامه دادند وگرنه همچنان‌که شهید مطهری در کتاب «فلسفه‌ی تاریخ» می‌فرمایند هگل را باید جزو فیلسوفان موحد قلمداد کرد. موفق باشید

نمایش چاپی