باسمه تعالی: سلام علیکم: هر حرکتی چنین است چه حرکت ذاتی و جوهری، و چه حرکتِ عرضی مثل راهرفتن که شما در حرکتتان بالاخره مکانی را پشت سر میگذارید تا در مکان دیگری وارد شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جزوات «لبّ المیزان» که قبلاً خدمت رفقا داده میشد، نمونهی این کار است. شاید آقای توکلی از آن نمونه جزوهها داشته باشند. ۲. باید سعی خود را با توجه به آن سه بُعد گذاشت و سخن گفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بحث خلیفة اللّه در میان میآید که خلیفهی الهی جامع همهی اسماء الهی به صورت بالفعل باشد. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع جایگاه خلیفهی الهی در عوالم گوناگون هستی نکات دقیقی دارند که خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جزوهی «نحوهی حیات اخروی بدن» شده است؛ با تأمّل در آن جزوه معلوم میشود که جناب صدرالمتألهین روشن میکند که برداشت بعضیها از آن نوع معاد جسمانی که حکما میگویند درست نبودهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نحوهای از سلوک، انسان متوجهی حضور تاریخی ارادهی الهی میشود و مبتنی بر آن عمل میکند. وقتی رعایت دستورات الهی را داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید آزار و اذیت او، حتماً منفعتی برای شما دارد. لذا غضب و کینه نسبت به او در میان نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از نزول آیهی مذکور، از هر قبیلهای تعدادی در مدینه جمع شدند و اصحاب خاصی را تشکیل دادند که بعداً روایتها و راهنماییهای پیامبر از طریق ایشان بعد از رحلتشان به مردم رسید و شاگردان این اصحاب به تابعین مشهور شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه رزق در هستی» روشن میشود که در کسب رزق نباید حریص بود و این همان تعادلی است که باید رعایت شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه نمیخواهد! خداوند به جنابعالی توفیق دهد که در مسیر تبلیغ دین، بهترین عمل را انجام دهید. موفق باشید
سلام علیکم جناب استاد گرامی: کتب «برهان تا عرفان» و «ده نکته معرفت نفس» شما را مطالعه کردم، سپاسگزارم از اینکه مفاهیم حکمت متعالیه را به زبان ساده آموزش می دهید. کتاب شما باعث شد که سوالات بسیاری برایم پیش بیاید در نتیجه به مقالات و کتب متعددی رجوع کردم. لیکن ابهامات و سوالات اساسی در این مطالب برای من بر جا مانده که ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. ۱. مباحث وحدت وجود تماما در باب ذات الهی است، در حالی که می دانیم در احادیث بسیاری از اهل بیت تفکر در ذات الهی نهی شده است. آیا هیچیک از فلاسفه اسلامی، قائل به وحدت وجود در مورد این ایراد جوابی ارائه کرده اند؟ مثلا در تعریف وحدت تشکیکی وجود، ذات الهی برابر با وجود دانسته شده که دارای مراتب شدت توصیف می شود! آیا قائل شدن مراتب شدت و ضعف وجود معادل به قائل شدن کم و کیف برای ذات الهی نیست؟! که در این صورت قابل پذیرش نیست. ۲. بنده منابع بسیاری را برای یافتن تعریف دقیق از «وحدت شخصیه وجود» جستجو کردم. علی رغم اینکه این نظریه از زمان ابن عربی بین عرفا رایج بوده ولی متاسفانه تعریف دقیق و شفافی از آن یافت نمی شود. در تعریف ویکی فقه بیان شده است که «وحدت شخصی وجود» به معنای وحدت مطلق در وجود است اما مراتب در تجلی وجود است. حال آنکه در «وحدت تشکیکی وجود» مراتب در خود وجود است. بنابر این تعریف «وحدت شخصی وجود» منطقی تر به نظر می رسد. ۳. در مورد مساله «وجود شرور» در عالم دلایل ارائه شده در حکمت متعالیه غامض میباشد. اول اینکه خواسته شده با ارجاع به وحدت تشکیکی وجود، شرور معادل با «عدم» در نظر گرفته شود که ناشی از نقص وجود در مراتب پایین تر است. در وحدت شخصی وجود نیز هیچ توضیحی برای شرور نیافتم! بنده شخصا به این می اندیشم که با وجود این همه ظلمها و شرارتها در اطراف ما، چگونه می توان فلسفه آنها را با کمک وحدت وجود فهم کرد؟! ۴. در باب اختیار انسان، جناب ملاصدرا در اسفار متذکر شده است که چون انسان دارای سه بعد عقلانی، مثالی و جسمانی می باشد در نتیجه مضطر به اختیار است. ولی این استدلال قویی نیست زیرا ابتدا باید اثبات شود که بین عقل و مثل و جسم تضاد وجود دارد تا نتیجه شود که انسان مضطر به اختیار بین این نشئات متضاد است. در حالی که می دانیم این سه عوالم به ترتیب در طول و منتج از یکدیگرند پس قاعدتا نباید تضادی بین این سه عوالم باشد! ۴. در مورد حرکت جوهری، ظاهرا حکمت متعالیه آن را مختص عالم ماده دانسته است و عالم مجردات فاقد حرکت است. در حالی که می دانیم تنها خداوند کمال مطلق است و هر چه غیر اوست فقیر بالذات است. در نتیجه منطقی این است که استدلال کنیم تمامی عوالم وجود اعم از مادی و مجرد همه به سوی کمال مطلق در حرکت هستند تا از او فیض گیرند. و این حرکت باید نامتوقف باشد. مثلا اینکه بهشتیان در بهشت ارتقای مقام می یابند ویا گروهی از جهنمیان پس از مدتی از جهنم آزاد میشوند همگی مثالهایی بر حرکت جوهری در عالم غیر ماده است. در عالم فرشتگان نیز می دانیم هاروت و ماروت (بنابر داستانی در عیون اخبارالرضا) دچار امتحان الهی شدند که نشانگر امکان تحول و حرکت جوهری بین فرشتگان نیز هست! در انتها اگر ذکری نیز دستور بفرمایید بسیار متشکر خواهم شد. خداوند توفیقات شما استاد گرامی را افزون فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد نیاز به بحث مفصل دارد. ولی به طور مختصر عنایت داشته باشید که حضرت امام در کتاب «چهل حدیث» حدیث چهاردم که مربوط به تفکر در ذات الهی است، نکاتی در رابطه با وحدت وجود مطرح فرمودهاند. عنایت داشته باشید که خداوند عین وجود و وجودِ مطلق است و در تشکیک وجود بحث در تجلیات وجود است که همه به ذات حق برمیگردد ولی هیچکدام خداوند نیستند زیرا هیچکدام وجود مطلق نمیباشند.
در مورد شرور و وجه عدمی آن اتفاقاً بهترین جواب در دستگاه «اصالت وجود» توسط مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» داده شده است.
همینکه انسان دارای مقام امکانات مختلف و ابعاد مختلف وجودی است، عملاً در گذرگاه انتخاب قرار میگیرد. به همین جهت در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» بحث شد که انتخاب، ذاتیِ وجود انسان است.
حرکت جوهری را باید با دقت مطالعه کرد تا این نوع اشکالات در دل آن رفع شود. زیرا آنچه در «حرکت جوهری» مطرح است تبدیل قوه به فعل میباشد و این غیر از حرکت به معنای رفع موانع حضور و حاضرشدن در مرتبه حضور برتر است. آنجا بحث حضور در حضور است و این ربطی به حرکت جوهری ندارد.
به هر حال ملاحظه میفرمایید که معارف گرانقدری در «حکمت متعالیه» نهفته است که دقیقاً جواب نیازهای معرفتیِ این زمان میباشد و باید با همت زیاد و دقت فراوان در آن وارد شد تا معلوم شود حتی «وحدت وجود» در نسبت حضور حق با حق، با «تشکیک وجود» در نسبتِ حضور حق با خلق، قابل جمع است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و سرزنده گفتید و نوشتید دلم حال آمد. در ضمن به نظام احسنِ الهی هم در این رابطه فکر شود که صدامها تا آنجا مختارند که شخصیت خود را معلوم کنند، نه تا آنجایی که فکر کنند با اختیار خود جهان را به هم بریزند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جواب سؤال شمارهی ۲۶۱۵۸ عرض شد و بحمداللّه جنابعالی به خوبی تشخیص دادهاید که آنچه پیش آمده است امتحان است تا مؤمنین در راهی که قدم گذاشتهاند محکمتر گردند و عدهای که از گذشتهی خود توبه نکرده به سراغ حاج قاسم آمدهاند نیز؛ غربال شوند. اینان خودشان مسئولند که مواظب باشند طعمهی وسوسههای شیطان نگردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دومی درست است. موفق باشید
سلام علیکم: آیا اگر اربعین امسال بخاطر شرایط کارم و همچنین بدلیل شلوغی و بردن زن و بچه دو سه روز زودتر برای زیارت اربعین در کربلا حاضر شویم و برگردیم به یکی از نشانه های مومن که زیارت اربعین هست عمل کرده ایم؟ و آیا در این شان از شئون انقلاب حاضر شده ایم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، آری. زیرا اساساً آن روزها فضا، فضای اربعینی است و از برکات آن برخوردار میشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت آن وجه از برنامهی حضرت که بنا داشتند با هیبت و قدرت حضرت ابالفضل وجه مغلوبیتِ ظاهری دشمن را به صحنه بیاورند با شهادت حضرت ابالفضل از دست رفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طلب آزادی ریشه در همین روح تاریخی دارد و باید به آن جوابی درست داد. ۲. نظم خاصی است که ما را وارد ساختن جهانی نو میکند. ۳. همانطور که شیفتگی به تکنیک، جای عقلِ تکنیکی را گرفت؛ لیبرالیته و إباههگری جای حضور حقیقی زن در این تاریخ را گرفته است و با درک این موضوع، زنان میتوانند راه درستی را جلو ببرند. ۴. عقل تکنیکی یک روح و روحیه است و هرجا ظهور کند در ساختن جهان کمک میکند و این روح و روحیه بیشتر باید در علوم انسانی شکل بگیرد تا راهنمای بقیه باشد. ۵. مهم، روحِ نظمی است که تحت عنون عقل تکنیکی جهان جدید را میسازد و نه آنکه حتماً باید آن روح و روحیه در صنعت حاکم باشد. ۶. اینکه آینده، آیندهی روحی است که در مواجهه با غرب، جهانی مناسب این تاریخ ولی با رویکرد قدسی میسازد، بحثی نیست، بحث در زمانشناسی است و اینکه انسان از زمان خود بیرون نباشد تا گرفتار پوچی نگردد.
البته این مباحث ادامه دارد بهخصوص در کتابی که تحت عنوان «گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» در دست تهیه است، مطالبی را متذکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را که به صورت کلّی سؤال میشود باید در کتابهایی مثل کتابهای شهید مطهری و مرحوم صفائیحائری دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موارد به راهِ گشودهای که خداوند در مقابل ما قرار میدهد، باید فکر کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که نفس بُعدی نباتی و بُعدی حیوانی و بُعدی انسانی دارد و در هر کدام از این مرحلهها به صورتی جامع قرار دارد، مرحلهی حیوانی آن نیز با همهی مرحلهی حیوانی که حیوانات مختلف مظهر آن هستند تطبیق میکند ولی تطبیق جزءجزء آنها کاری است که هرکس با دقت در نسبت خود با هر حیوانی میتواند در خود جستجو کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برداشت خوبی است 2- حضرت ربّ العالمین در سورهی تکاثر ما را متذکر میکند که کثرتطلبیها شما را بازی داده است در آن حدّ که به اموری مرده و قبرهای بدون حیات نظر دارید و این چیزی نیست که تا آخر برایتان پایدار بماند، به زودی با علم یقینی که پیدا میکنید متوجه میشوید که جهنّم را برای خود برافروختهاید و با نور عینالیقین با چنین عذابی روبهرو خواهید شد و از شما سؤال میشود چرا از نعمتهایی که برای نجات خود داشتید که از جمله انقلاب اسلامی است، استفاده نکردید؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از مصرف ظروف یکبار مصرف بگیر تا مصرف گاز و بنزین و هرگونه اسرافی که انجام شود. پیشنهاد بنده آن است که اگر فرصت کردید کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچهی بینش توحیدی» را که بر روی سایت هست مطالعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «روح مجرد» از مرحوم آیت الله حسینی تهرانی در این مورد نکات خوبی دارد زیرا که دین اسلام اتفاقاً ما را دعوت کرده است که به سوی حقیقت برویم حتی اگر در دورترین نقاط زمین باشد. در همین رابطه، صاحبِ شریعت الهی به مسلمانان توصیه میکنند «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ فَإِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِم»: دانش را بجوئيد اگر چه در چين باشد زيرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است. آری! با اینهمه آن نوع رجوع وقتی ذیل نطر به حضور قدسی ائمه معصومین باشد، برکات خاص خود را دارد و در همین رابطه ملاحظه میکنید که چگونه شیعیان بیشتر از اهل سنت به آثار ابنعربی و جناب مولوی رجوع میفرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن آقا مخالف نظام اسلامی است، یادم هست که حضرت امام در همان اوایل انقلاب فرمودندکه پشت سر چنین افرادی نمیتوان نماز خواند. ولی اگر برای آنکه اختلاف نشود وارد این موضوعات نمیشوند، بحث دیگری است. ۲. نباید اگر مخاطبان شما آمادهی تفکر در موضوعات انقلاب نیستند، بیخود با آنها بحث کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد نباید نقش فوئرباخ را نادیده گرفت که به قول خودش، محور تفکر همهی فیلسوفان خدا میباشد در حالیکه خدا بینهایت است و بینهایت، قابل دسترس نیست و مارکس و انگلز در دستگاه فوئرباخ از هگل فاصله گرفتند و ادامهی هگل را با فضای عبور از خدا ادامه دادند وگرنه همچنانکه شهید مطهری در کتاب «فلسفهی تاریخ» میفرمایند هگل را باید جزو فیلسوفان موحد قلمداد کرد. موفق باشید
