بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24556
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در مبحث معرفت شناسی در مسئله مطابقت بدیهیات اولیه با واقع جوابی که داده می شود آن است که: مفاهیم به کار رفته در اینها برگرفته از علم حضوری هستند. مثل هر معلولی احتیاج به علت دارد. آیا علم به خود این مسئله نیز که اثبات می شود برگرفته از علم حضوری اند، علم حصولی نیست؟ آیا دور باطل نمی شود؟ یا وقتی می گویند در قضیه هر معلول محتاج علت است با تحلیل مفهوم معلول این نتیجه می رسیم معلول موجودی است که نیاز به علت دارد و این از طریق علم حضوری یافت می شود پس با عالم خارج مطابقت دارد اگر سوال کنند که آنچه با علم حضوری یافت می شود شخصی است (وابستگی اراده به نفس) چگونه آن را تعمیم می دهیم؟ و در جواب گفته شود که از آن جهت که هر چیزی جز در مواردی که با علم حضوری مصداق بودن آن برای معلول ثابت است با برهان عقلی یافت شود که مصداق معلول است آن را تعمیم می دهیم. آیا این نیز خود علم حصولی نیست و دوباره دور باطل نیست؟ چگونه مسئله حل می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. آری! انسان ابتدا رابطه‌ی علت و معلول را به صورت علم حضوری در بین خود و حالات خود احساس می‌کند و آن را به امور بیرونی تعمیم می‌دهد. در این مورد نکاتی در جزوه‌ی «فلسفه‌ی غرب» در رابطه با نظر دیوید هیوم نسبت به علیت عرض شده است که عیناً برایتان کپی می‌گردد. موفق باشید

عليّت‏: هيوم در راستاى گرايش تجربى مسلكى‏ اش كه فقط به دريافت‏ هاى حس و مشاهده و تجربه اعتماد و باور دارد «عليت» يعنى رابطه علت و معلولى بين دو شى‏ء را بالكل مردود مى ‏داند مى‏ گويد: در وهله اول مى ‏بينيم همه اشيايى كه علت و معلول به شمار مى ‏آيند «هم‏ پهلو» هستند، در حالى‏ كه چه بسا شيئى با شى‏ء ديگر «هم‏ پهلو» باشد ولى علت آن به شمار نيايد و اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى هم داشته باشد؟ و چرا نتيجه مى‏ گيريم چنين علت‏هاى خاص بايد چنين معلول‏ هاى خاص را داشته باشند. يعنى چرا بايد اين معلول‏ها را به خدا نسبت دهيم و چرا بايد خدا را علت اين معلول‏ها بدانيم؟ ما چون بارها به تجربه «هم ‏پهلويى» آتش و گرما را مشاهده كرده‏ ايم يكى را علت و ديگرى را معلول مى‏ دانيم. گويا هيوم فكر كرده است اعتقاد به علت بر اساس تجربه بوده است و آن هم تجربه حسى. و بعد هم گفته ما فقط «هم‏ پهلويى» را مشاهده و تجربه‏ كرده ‏ايم و نه خود عليت را. و چون عليت را مشاهده نكرده‏ ايم نمى ‏پذيريم. در حالى‏ كه در جواب هيوم بايد گفت: اولًا؛ اصل عليت يك اصل عقلى است كه از حقايق عينى نشأت گرفته است، مثل حركت و قانون عليت قضيه ‏اى عقلى و علمى حصولى است كه از علم حضورى نفس به افعال خودش به‏ دست آمده است. يعنى نفس امورى مثل اراده را در خودش به علم حضورى مى‏ يابد كه سنخ وجود آن «تعلقى» يعنى قائم به غير است، و نفس به آن وجود مى‏ دهد، ولى وجود نفس بستگى به آن اراده ندارد و پس از علم حضورى به رابطه ‏اى كه بين نفس و فعل آن محقق است، عقل اين رابطه را تحليل مى‏ كند و خصوصيات مصداق را ملغى كرده و ماهيت نفس و ماهيت اراده و زمان و مكانِ آن اراده را كنار مى‏ گذارد و تنها به سنخ وجود نفس و اراده اش نظر مى ‏كند و به حكم كلىِ عليّت مى ‏رسد كه بر تمام مصداق‏هاى علت و معلول صادق است كه يكى عين نياز به ديگرى است و اولى علت است و دومى معلول. يعنى بر عكس ادعاى هيوم عليت از طريق مشاهده و تجربه مادى به دست نيامد كه صرفِ «هم‏ پهلويى» تجربه شده باشد، بلكه در تجربه صرفاً مصداق‏هاى عليت مطرح مى‏ شود و اگر خصوصيات واقعى علت و معلول بر آن‏ها تطبيق كرد به عنوان علت و معلول پذيرفته مى‏ شود. ثانياً عليت يك واقعت عينى است كه حس و عقل به وجود آن در عالم محسوس پى مى ‏برند و همچنان‏ كه حس و تجربه به تنهايى از حركت، فقط سكون‏ هاى متوالى دريافت مى ‏كردند، از عليت هم حس و تجربه به تنهايى فقط «هم‏ پهلويى» و «تقارن بين دو شى‏ء» را دريافت مى‏ كنند و نه همه واقعيت عليت را هيوم بر اساس همان گرايش تجربى خود كه تنها مى‏ خواهد آنچه را كه مشاهده و تجربه مى ‏كند بپذيرد مى‏ گويد: اصلًا به چه دليل هر چيزى كه وجودش آغازى دارد بايد علتى داشته باشد؟ يعنى چون علت را در كنار اين پديده كه وجودش آغازى دارد نمى ‏يابيم، نمى ‏پذيريم كه آن پديده نياز به علت دارد در حالى‏ كه اگر وجودش آغاز دارد، يعنى عين بودن نيست، و بودنش از خودش نيست، چرا كه اگر بودنش و وجودش از خودش بود بايد بى ‏آغاز موجود باشد در حالى‏ كه آغاز دارد يعنى وجودش ذاتاً وابسته به غير است و عقل نمى ‏پذيرد وجودى كه ذاتاً وجودش وابسته به غير است بدون علت باشد. مى‏ گويد: ما چون به تجربه و مشاهده نيافته‏ ايم كه هرچيز كه آغاز به بودن مى‏ گذارد علتى دارد. پس اين يك باور است و چون بنا است زندگى انسان‏ها امكان پذير باشد بايد به اين باورها اعتماد كرد. يعنى خود هيوم هم در زندگى به صرف دريافت‏ هاى حسى نمى ‏تواند زندگى كند، ولى به جاى اين‏كه بگويد به كمك استعدادى ديگر به نام عقل متوجه عليت مى‏ شويم و زندگى بر اساس اعتماد به عليت يك زندگى عقلانى است مى‏ گويد اعتقاد به وجود علت يك باور است.

24176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ان شاء الله امسال عازم حجّ ابراهیمی هستم. به نظر شما قبل از تشرف به سرزمین وحی، چه مقدماتی را باید آماده کرد؟ آنحا را می توان چگونه سپری کرد تا بیشترین بهره را ببریم؟ سلام خدا بر بندگان صالحش.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد جزوات «حقیقت حج» و «وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت از حج» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید. در ضمن کتاب‌های آیت اللّه جوادی در رابطه با حج نکات خوبی دارد. موفق باشید

23972
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز، با مطالعه اثر حرکت جوهری و بحث وحدت شخصی وجود و تشکیک در وجود و این موضوع که خداوند فقط وجود اشیا و.. را می دهد، این سوال برایم پیش آمد که آیا این موضوع که خداوند فقط وجود شی را می دهد و بحث تشکیک در وجود لازم و ملزوم یکدیگرند؟ حال زمانی که ما از بحث تشکیک در وجود به سوی وحدت شخصی وجود برویم؟ جای این بحث که خداوند فقط وجود شی را می دهد و مثلا آب در آن مرحله از وجود تر است، چگونه می شود؟یا به زبان ساده تر اینکه شما فرمودید که خداوند فقط وجود هر شی را می دهد ممنون میشم راهنمایی بفرمایید که از مرحله صدور وجود شی تا وجود جسمی شی چگونه است؟ چه می شود که شی این شی می شود؟ ممنون میشم‌ هر چند کوتاه راهنمائی بفرمائید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر موجودی در ذات خود ممکن‌الوجود است و در علمِ خدا به وجود علمی‌اش موجود است. و لذا در عین آن‌که هر موجودی در وجودِ امکانیِ خودش می‌باشد؛ با نظر به وجودِ مطلق، به ظهوراتِ مختلف به میان آمده. پس وحدتِ او در عین کثرت، و کثرت او در عین وحدت است. مثل آن‌که شما ستون مسجد را غیرِ مسجد نمی‌دانید و در عین حال، ستون را غیر از سقف مسجد می‌دانید. موفق باشید

23503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. اگر حمد و سوره رو برای یک میت بخوانیم یا برای چند میت تو اینکه به میت ثوابش برسه فرق میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. سعه‌ی رحمت الهی آن‌چنان است که می‌توان یک صلوات را خرج هزاران انسان نمود. موفق باشید

22089
متن پرسش
سلام استاد: در ادامه سوالم که پرسیدم ۲۲۰۸۴ آیا جواب شما رو درست فهمیدم. پس همه موجودات در مقام تجلی از حق، همه اسماء را دارند ولی در مقام ظهور اسماء فقط اسم خاصی رو میتونن ظهور بدن؟ به عبارتی یعنی همه خلیفه الله هستند ولی حجت الله کامل نه؟ و یا به عبارت دیگر یعنی وجودشان نازله همه اسماء است ولی این وجود جامع الاسماء در مقام ظهور اسماء ظرفیت نشان دادن یک یا چند اسم خاص رو دارند در غیر انسان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی بحث خلیفة اللّه در میان می‌آید که خلیفه‌ی الهی جامع همه‌ی اسماء الهی به صورت بالفعل باشد. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع جایگاه خلیفه‌ی الهی در عوالم گوناگون هستی نکات دقیقی دارند که خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

22024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا خدا هم تعجب می کند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش من نمی‌دانم خدا تعجب می‌کند یا نه؟! ! ولی تعجب می‌کنم که چرا شما دنبال این هستید که خدا تعجب می‌کند یا نه؟!!! بجای این حرف‌ها باید با خدا به عنوان معبود خودمان رابطه‌ی عبادی‌مان را دنبال کنیم. خدا تعجب می‌کند که چرا بنده‌های او دنبال آنند که او تعجب می‌کند یا تعجب نمی‌کند. موفق باشید

21682
متن پرسش
سلام علیم: استاد جان خداوند چگونه انسان را می بیند؟ خداوند که چشم ندارد. آیا مثل نفس که قوه ی بینایی دارد خدا هم با اسماء خود ما را می بیند؟ اگر جزوه یا کتابی در این رابطه دارید لطفا معرفی بفرمایید. خدا نگهدار شما باشد. ان شاءلله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خدا علیم است علم به دیدنی‌ها دارد و همه چیز معلوم خدا است نه آن‌که لازم باشد با چشم ببیند تا فقط ظاهر موجودات برای خدا معلوم باشد. در کتب کلامی این نوع بحث‌ها شده است. در ذهنم کتاب خاصی نیست. موفق باشید

21363
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: شما در پاسخ اکثر سوالهای سیاسی اشاره دارید به نظر مقام رهبری به نسل جدید انقلابی ولی این در صورتی قابل قبول است که رهبری یک جوان و تیپ حججی را برای قوه قضاییه بگذارند و اصلاحات انجام دهند. حجه‌الاسلام پناهیان هم در جواب جوانان می گویند که رهبری برای دفاع از رای مردم و دموکراسی دخالت مستقیم و جزیی نمی‌کنند ولی سوال این است که بعد از اثبات ولایت مطلقه فقیه و دخالت رهبری در تصویب نشدن قانون جدید روزنامه‌نگاری در مجلس و خواست اکثریت مردم در دخالت رهبری چرا دست روی دست گذاشته‌اند و مثل اپوزوسیون انتقاد می‌کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رهبری انقلاب بیشتر مسئولیت پایدارنگه‌داشتن اهداف انقلاب اسلامی را به عهده دارند و تذکرات ایشان در راستای توجه به اهداف انقلاب است و متذکر وظایفی می‌شوند که دولت باید انجام دهد، نه آن‌که خودشان بیایند کار دولت را به دست بگیرند، سعی دارند در این مسیر مردم را به بصیرت لازم برسانند. مثل آن‌که در مذاکره با آمریکا دخالت مستقیم نکردند و نظر خود را که عدم مذاکره بود، تحمیل ننمودند. ولی طوری عمل کردند که مردم امروز به بصیرتی رسیده‌اند که قبول دارند چرا رهبری فرمودند نباید به آمریکا اعتماد کرد. موفق باشید

18873
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: حضرت استاد جوانان نسل نو بسیار تن پرور و راحت طلب شده اند. حال پرسش اینجا مطرح می شود که حضرت حجت (عج) در این وضع با تکیه بر چه کسانی می خواهند ریشه ظلم را برکنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نسلی متوجه رسالت تاریخی خود شود و انگیزه‌ی تاریخ‌سازی در مقابل تمدن استکباری در او شکل بگیرد؛ آن نسل همه خرازی و باکری خواهند شد. موفق باشید

18191
متن پرسش
سلام استاد: مرگ پیرها از کدام نوع است؟ طبیعی یا غیر طبیعی؟ اگه میشه نوعش رو با مختصر توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به طرف دارد. عموماً نفس ناطقه‌ی حتی افرادی که در سن پیری هستند از ادامه‌ی حضور خود جهت کمال برتر به صورت تکوینی مأیوس می‌شود. ولی مؤمنین در عین حال بهره‌هایی برای برزخ و قیامت خود از این دنیا برده‌اند. موفق باشید

8092
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز مفهوم این حدیث چیست؟ المؤمنةُ أعَزُّ مِن المؤمنِ ، والمؤمنُ أعَزُّ مِن الکبریتِ الأحمرِ ، فمَن رأى منکُمُ الکبریتَ الأحمرَ ؟! امام صادق علیه‏السلام : زن مؤمن از مرد مؤمن کمیاب‏تر است و مرد مؤمن از کبریت احمر . کدام یک از شما کبریت احمر را دیده‏است
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اشاره به درجه‌ی اعلای ایمان دارد و این که مصداق آن خیلی کم است پس بی‌خود همدیگر را محکوم نکنید و از همدیگر انتظارهای بالا داشته باشید. موفق باشید
6823
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر.زیارت قبول. روزی که در ویکی پدیا در خصوص «اربعین» خواندم: بزرگترین اجتماع صلح آمیز بشری است و پیاده روی اربعین را بزرگترین و انبوهترین پیاده روی بشریت (البته نمی دانم چرا اکنون دیگر این قسمت ها از ویکی پدیا برداشته شده است؟!!)احساس کردم تغییر و تحولی در تاریخ اتفاق افتاده است؛ استاد تا همین چندسال پیش کمتر کسی از غیرمسلمانان، کربلا و امام حسین علیه السلام را می شناخت ولی خواست خدا بر این تعلق گرفت که مستکبران(صدام) توسط مستکبران(آمریکا) نابود شوند و همین امر و حضور آمریکایی ها در عراق باعث شد تشیع جهانی شود و به شدت تشیع تبلیغ شود و شیعه که تا چندی قبل به عنوان یک گروه کوچک دینی در دنیا محسوب می شد که حتی مستشرقین و دین شناسان آنقدرها وقعی به شناخت دقیق آن نمی نهند؛ یک مرتبه در جهان شناخته شد. من فکر می کنم این از معجزات این دوره است. احساس می کنم تحولی در حال رخ دادن است. چطور می شود علیرغم این همه تلاش وهابیت، میلیونها نفر سینه چاک در اربعین حسینی در کربلا حاضر می شوند؟انگار که قرار است همه اهل دنیا از خود بپرسند: «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟این چه شمعی است که جانها همه فرزانه اوست؟»...استاد وقتی که فکر می کنم چطور کید و مکر آمریکا و اسرائیل و عربستان و... در حمله به عراق نقش بر آب شد؛ چرا که قطعا آنها نمی خواستند شیعه این چنین نترس و سینه چاک در صحنه حاضر شود؛ شیعه این گونه در جهان شناخته شود؛ شیعه این چنین آزادانه شعایر دین را به جای آورد؛ آنها نمی خواستند ؛ اما انگار «ان الله متم نوره ولو کره الکافرون»...استاد دید من این است که جمهوری اسلامی ایران هم در این حقایق نقشی خاص و البته بی بدیل جایگزین را ایفا می کند؛ استاد گرامی خواهشمندم در خصوص این نقش توضیح دهید.تشکر و التماس دعای ویژه
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و عرض بنده آن است که بنا است تقدیری در عالم حضور یابد که دیگر در خاور میانه با چیزی به نام اسرائیل و وهابیت روبه رو نباشیم، إن شاءاللَه. موفق باشید
29221

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: اگه امام جماعتی موافق رهبر و انقلاب نباشه حتی بهشون گفتن دعا به رهبر کنین گفتن من به هیچ کس دعا نمی‌کنم با این شرایط میشه پشت سر این امام جماعت نماز خوند؟ و اگه فامیل نزدیک مثل خواهر و برادر مخالف رهبر و انقلاب باشن و توهین بکنن باید چکار کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر آن آقا مخالف نظام اسلامی است، یادم هست که حضرت امام در همان اوایل انقلاب فرمودندکه پشت سر چنین افرادی نمی‌توان نماز خواند. ولی اگر برای آن‌که اختلاف نشود وارد این موضوعات نمی‌شوند، بحث دیگری است. ۲. نباید اگر مخاطبان شما آماده‌ی تفکر در موضوعات انقلاب نیستند، بی‌خود با آن‌ها بحث کنید. موفق باشید

26742

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: با عرض تبریک رجبی به محضر حضرت استاد: ۱. استاد، جلسات جمعه که فصوص و منازل بود، الان آنطور که بنده مطلعم دیگر این دو بحث به اتمام رسیده اند، می خواستم بپرسم جلسات جمعه الان تعطیل شده اند، یا اینکه بحث دیگری در میان هست؟ ۲. بنده بعد از اینکه این مباحث فصوص و منازل را به اتمام رساندم، این انس با مطالعه توحیدی را که عادت بد عادت ما شده است، ول کنم؟ رجوع به فتوحات بدون استاد ظاهرا مشکل باشد، درست است استاد؟ کاش می شد فتوحات یا چیزی در آن سیاق را حضرت استاد در برنامه می داشتند تا همیشه بتوانیم از ایشان کسب فیض کنیم. ۳. نظر حضرتعالی در مورد اینکه پس از فصوص وارد عالم مولانا شویم چیست؟ تجربه کشف ایشان را چگونه ارزیابی می کنید برای استفاده کردن در این مرحله زمانی؟ ۴. استاد، یک کتاب عرفانی تازه چاپ شده است، به نام (حسین پسر غلامحسین) زندگینامه شهید حسین یوسف الهی، با خواندنش تازه فهمیدم چرا حاج قاسم (ره)، در فراقش هق هق می کرد و ضجه می زد، و چرا اصرار پشت اصرار که مرا باید کنار ایشان دفن کنید! گویی پهلوان سلوک است یک پسرِ جوان! انسان انگشت به دهان می ماند. ۵. یک خواهش شخصی هم داشتم از دوستان لب المیزان، که اگر امکانش هست، در نرم افزار کتابخانه طاقچه، باقی کتب حضرت استاد رو هم قرار بدن، الان خیلی از رفقای ما از اونجا مطالعه میکنن، و چون این نسل الکترونیکی شده، کلا در فضای موبایل راحت تر هستن. لذا ممنون میشم که پیگیری بشه، هم برای طاقچه، هم برای کتابخانه همراه نور. خدا خیرتون بده عزیزان. استاد گرامی دعایمان کنید که غرق در شهد شیرین و روشن رجب همواره غرق باشیم و تا شب قدری متفاوت تر درک کنیم، و به تبع سالی متفاوت تر از سال پیش داشته باشیم. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. ۲. بحث‌های تفسیری که در مرکز سها شده‌است و در حال ادامه است ان‌شاءالله می‌تواند مفید باشد. ۳. مولانا و مثنوی او رزق بس لطیف و زلال و شفافی است. ۴. همین‌طور است. ۵. بنده دعاگو هستم و جریان اخیر را به اطلاع رفقای دست‌اندرکار می‌رسانم. موفق باشید

24982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: چرا نماز اول وقت برای خیلی ها مهم نیست، چرا با اینکه کاری نداریم و می توانیم نماز اول وقت بخوانیم، نماز را اول وقت نمی خوانیم؟ چه چیزی را نمی‌دانیم و نمی فهمیم که اگر بدانیم و بفهمیم بدون معطلی نماز را اول وقت به پا می داریم؟ چه کنیم؟ راهش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان عاقل هر حرکتی را اگر محذوری نداشته باشد در زمان خود انجام می‌دهد. موفق باشید

24200
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: در شرف ازدواج هستم. می ترسم ازدواج کنم اسیر عشق شوم و از عشق حقیقی باز بمانم. خیلی می ترسم استاد. ما طعم عشق خدا را نچشیدیم به خاطر همین حالا که عشق غیر وسط آمده هرچه برای خدا به سینه می زدیم از یادمان رفته. استاد من فهمیده ام که نیاز به آرامش دارم و هیچ چیز جز خدا آرامم نمی کند ولی عاشق خدا هم نیستم که خواطر و دیگر محبت ها را دور کنم. اگر ازدواج خوب است پس چرا ما را از عشق خدا دور می کند. استاد راهی برای دل ناآراممان بدهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مودّت و رحمتی که بین زن و مرد در اثر ازدواج پیش می‌اید به خودی خود می‌تواند مسیر گشوده‌شدن دلدادگیِ به حق شود. اگر با موضوع درست برخورد شود. موفق باشید

23856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد لطف کنید کمی بیشتر توضیح دهید مطلبی که درباره بودا فرمودید که بودا از اگزیستانس انسان سخن می گوید مانند آنچه هایدگر در این باره می گوید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را باید با مطالعه‌ی کتاب‌هایی که مکتب بودا را به طور مفصل توصیف می‌کند، دنبال کنید. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب دنبال کرد. بنده سال های پیش  از کتاب «فروغ خاور» شامل زندگي، آيين و رهبانيت بودا، اثر «هرمان الدنبرگ» دانشمند بزرگ آلماني ترجمه بدر الدین کتابی استفاده کردم. موفق باشید

23251
متن پرسش
سلام: بطور خلاصه و با این مضمون فرمودید: «آدم فراموش کرد که باید عبد باشد و پیشنهاد شیطان رو پذیرفت و این قصه آدمیت است و نه شخص آدم» و بنابراین محمد و آل محمد هم جز همین آدمیت هستند حال چگونه می توان تصور کرد که ذواتی مانند محمد و آل محمد لحظه ای عبد بودن رو فراموش کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که اولیاء معصوم بالاخره در زمین نیز حاضرند، به نظر می‌آید باید بین مقام نور عظمت آن‌ها که مقامِ هدایت‌گری آن‌ها می‌باشد، و وَجهِ طبیعی و زمینی آن‌ها تفاوت قائل شد. مقام نور عظمت آن‌ها، فوقِ بهشت و زمین است تا بحثِ هبوط بخواهد مطرح باشد. موفق باشید 

22275
متن پرسش
سلام استاد: سایه تون مستدام ان شاءالله. شبی رو به خاطر دارم که دچار اضطراری شدید در خصوص عدم درک وضع فعلی انقلاب و رهبری و آینده شدم تا حدی که چند دقیقه ای خودم را زدم. بلکه شاید ناگهان بیدار شوم و ببینم همه اش خواب بوده! تا اینکه چشمم به قرآن کمد نماز خانه خوابگاه خورد، نیت کردم ک خدایا با من حرف بزن و آرامم کن. قرآن را باز کردم و سوره‌ی تکاثر آمد. در آن لحظه سوره‌ی تکاثر اینگونه با من حرف زد که: مشکل از پراکندگی توست پسر، نه از حقیقت، و چه بخواهی و چه نخواهی حقیقت (انقلاب) خودش، خودش را نشان می دهد. قرار گرفتم، اما بعدا که در تفاسیر جستجو کردم اینگونه معنایی ندیدم. سوالم این بود که برداشت من از این سوره غلط بوده؟ و در صورت امکان مختصرا سوره را با رویکرد انقلاب شرح دهید. با سپاس و آرزوی عمر طولانی و پر از توفیق. ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برداشت خوبی است 2- حضرت ربّ العالمین در سوره‌ی تکاثر ما را متذکر می‌کند که کثرت‌طلبی‌ها شما را بازی داده است در آن حدّ که به اموری مرده و قبرهای بدون حیات نظر دارید و این چیزی نیست که تا آخر برایتان پایدار بماند، به زودی با علم یقینی که پیدا می‌کنید متوجه می‌شوید که جهنّم را برای خود برافروخته‌اید و با نور عین‌الیقین با چنین عذابی روبه‌رو خواهید شد و از شما سؤال می‌شود چرا از نعمت‌هایی که برای نجات خود داشتید که از جمله انقلاب اسلامی است، استفاده نکردید؟ موفق باشید  

21433

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: لطفا منبع آماری که گفتین در مورد رای 94 درصدی به نظام رو بفرمایید. (آدرس سایت یا هر منبع دیگه) ممنون. در پناه حق.
19251

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: محضر استاد عرض ادب و احترام دارم. استاد تو این چند روز مونده به انتخابات چیکار کنیم تا مردم به اونکه باید رأی بدهند؟ منظورم اینه چطوری روشنگری کنیم چه مطالبی رو بیان کنیم؟ از سرنوشت انتخابات خیلی می ترسیم نکنه باز....
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با سعه‌ی صدر هرجا شرایط مناسب بود دلایل عبور از دولت یازدهم را برایشان روشن کنید، ولی نه با جدال و درد سر. موفق باشید

18742

گوهرِ معادبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. اگر حق الناس داشته باشم و خیلی به آن حساس نباشم این حال را چگونه تفسیر می کنید؟ آیا مانع سیر به بالا هست آیا مانع رشد علمی است؟ 2. به نظر شما مطالعه در یک موضوع را تمام کنیم بعد وارد سیر دیگری شویم یا اینکه دو موضوع را کنار هم مطالعه کنیم مثلا معاد را تمام کنیم بعد وارد غرب شناسی شویم یا در کنار معاد غرب شناسی هم باشد؟ 3. اینکه اگر گوهر معاد را پیدا کنید قدرت تجزیه و تحلیلتان بالا می رود منظور از گوهر معاد چیست؟ 4. (شخص) انسان ها در کلام شما یعنی چه؟ 5. اینکه در قیامت زمان و مکان نیست آیا بهشت و جهنم در هم هستند؟ 6. روحیه تدبر چیست چه حالاتی ذیل اوست؟ 6. چگونه با ملائکه ارتباط برقرار کنیم و او را بشناسیم که چه ملکی است با ذکر منبع. 7. یکی بود حالات خوبی داشت گریه می کرد و... سید هاشم گفت من صد برابر این را دارم ولی ظهورش به شکل دیگر است. یعنی چه ظهورش به شکلی دیگر است؟ 8. قبر امام حقیقت اصل برزخ است یعنی چه؟ 9. در آثار شما از مباحث فلسفی هست من فلسفه کامل نخواندم پس چه کتابهایی بخوانم که همه مباحث را بفهمم آیا همه را رها کنم و فعلا فلسفه بگیرم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر مسئله مالی است باید در حدّ امکان تکلیف‌تان را با طرف مقابل روشن کنید و اگر غیر مالی است باید از او حلالیت بطلبید و اگر احتمال فتنه هست، باید برای او استغفار کنید 2- می‌شود آن دو را در کنار هم داشت 3- احساس وَجهِ ابدی خودمان در هرحال، گوهرِ معاد است 4- به همان معنایی که عرف از این واژه می‌فهمد 5- مقامی است که نسبت آن با انسان‌ها متفاوت است در این مورد خوب است کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن دنبال شود 6- با دقت مطالب را دنبال‌کردن تدبیر گویند 6- نمی‌دانم 7- این موضوع را باید با ادامه‌ی مطالب معرفتی در امر سلوک بیابید، فعلاً طلب‌تان. 8- این موضوع را در جزوه‌ی «نحوه‌ی حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست دنبال کنید 9- سیر مطالعاتی به خودی خود در این امر نیز کمک می‌کند. موفق باشید  

13343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شرح «معرفت النفس و حشر» وجود دارد؟ اگر هست لطفا در سایت قرار دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کیفیت صوت بسیار پایین است. اگر لازم داشتید با جناب آقای مهندس نظری تماس بگیرید. شماره‌ی ایشان 09136032342 می‌باشد. موفق باشید

32319
متن پرسش

سلام استاد: عذرخواهی می کنم بابت زحمتی که ایجاد می شود. ان شاء الله خداوند جبران کنند. مباحث وحدت وجود، اسفار، تفسیر سوره توحید و وحدانیت خدا و... در حد فهم تئوری مطالعه شده است هرچند فهم و درک واقعی محقق نشده است. سوالی برای من پیش آمده که با تفکر و مطالعه نتوانستم پاسخش را پیدا کنم لطفا راهنمایی بفرمایید. با توجه به اینکه فقط الله وجود دارد و مخلوقات تجلی او هستند و جز او وجود ندارد، بودن مخلوقات به خصوص انسان به عنوان تجلی حق متصور است کشش انسان به سمت حق و اطاعت و انجام عمل صالح هم متصور ست، هرچند درکش سخت است، اما قوه اختیار او و رودررویی و مخالفت با الله توسط چه چیزی انجام می شود؟ الله که با خودش مخالفت نمی کند آیا می توان گفت؟ شدت و ضعف این تجلی عامل کشش و دوری می شود، انسانی با شدت وجود بیشتر به سمت درجات بالاتر وجود میل دارد و انسانی با ضعف وجود نسبت خود را با عدم و نیستی بیشتر حس می کند و به آن سمت حرکت می کند. و هرچه وجود ضعیف تر باشد، حق پوشیده تر و فرد در غفلت بیشتری است. با این توصیف عامل حرکت شدت و ضعف وجودی فرد است که رنگ و بوی اختیار ندارد. و اگر انتخابگری انسان را بپذیریم، هویت انتخاب گر انسان گویی یک هویت استقلالی است که با توجه به وحدانیت خدا قابل فبول نیست. استاد بی زحمت راهنمایی کنید و اگر منابعی برای فهم این مطلب موجود هست معرفی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علامه طباطبایی می‌فرمایند ما در مختاربودن، مجبوریم به این معنا که اختیار، نوعی عطای الهی در وجه تکوینی ما است تا خداوند در بستر اختیار ما یعنی در آینه مخلوق به نحوی خاص به ظهور آید تا خود را در آینه خود بنگرد و این احساس بودن، احساس بودن دیگری است نسبت به آنچه خداوند خود را در خود احساس می‌کند. ۲. به انسان فکر کنید و امکانات مختلفی که در مقابل او هست بر عکس سایر موجودات که دارای امکانات مختلف نیستند. همین‌که انسان در مقابل خود امکانات مختلف را می‌یابد، خود به خود ترجیح یکی بر دیگری موجب به ظهورآمدن اختیار در ذات او است و از این جهت می‌توان گفت اختیار، ذاتیِ انسان است زیرا امکان، ذاتی او است. ۳. شدت و ضعف ظهور انسان برای خود نسبت به بنیانی که دارد که همان فطرت اوست، در راستای اختیار او معنا دارد چرا که می‌تواند نسبت خود را از طریق عبادات و تقوا به فطرتش نزدیک کند و با شدت بیشتر از کمالات در خود و در محضر خداوند حاضر شود. بنابراین نه اختیار موجب استقلال انسان در مقابل خداوند می‌شود و نه اختیار، امری است که توسط آن خدا با خود مخالفت کرده باشد بلکه در ذات انسان و پیرو خلقت او به میان می‌اید از آن جهت که انسان در مقابل امکانات مختلف قرار می‌گیرد و خود را باید در درون یکی از آن امکانات به ظهور آورد و این خود به خود موجب ظهور اختیار می‌گردد. و این‌جا است که سخن علامه طباطبایی معنا می‌دهد که چرا می‌فرمایند انسان در مختار بودن، مجبور است زیرا همچنان‌که عرض شد و جناب شیخ الرئیس نیز بر آن تأکید دارد «امکان، ذاتیِ انسان است»[۱] و اختیار را به امکان‌های مختلف انسان باید ربط داد. موفق باشید

[۱] - جمله مشهور شیخ اشاره به همین دارد که می‌فرماید: «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها».

29415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد: برای مسئله ازدواج در شرایط کنونی در میان سوال و جواب هایتان در سایت و صوت ها چنین برداشت می‌کنم که مسئله ی ازدواج کردن صرفا برای مسئله ی نیاز جنسی آنچنان هم که برخی دلسوزان می‌گویند فوری و اورژانسی نیست مثلا در جواب عزیزی نوشته اید: همین‌که ازدواج امر مستحبی است یعنی خداوند در آن رخصت ترک آن را داده است. یا در کتاب زن آنگونه که باید باشد هدف از ازدواج را زیر پا گذاشتن منیت و بر پایی یک هسته توحیدی بیان کرده اید (نیاز جنسی را یک معضل اورژانسی بر نشمردید) یا در شرح حدیث جنود عقل و جهل در جلسه ی تفاوت رجا و غرور بیان کردید گذر از میل های موسمی بسیار راحت است چه میل به غذا و چه میل های شهوانی و نگاه اسلام به ازدواج نگاه مسئولیت است نه آنکه میل جنسی دغدغه ایی شمرده بشود. حال استاد با جمع بندی این بیاناتتان و نگاه به وضعیت کنونی کشور و این شغل های قراردادی در شرکت های خصوصی و عدم امنیت شغلی که ما داریم و شرایط نامعلوم و غیر قابل اتکا مجرد ماندن با حفظ عفت کار آسان تر‌ و بهتری باشد هر چند که عقل قرآنی می‌پذیرد که رزاق خداست و قرار نیست کسی با ازدواج فقیر بشود ولی پشت کردن به عقل محاسبه گر هم که نظر به قیمت سکه و طلا و مسکن و مخارج عادی زندگی و دخل و خرج و وجود امنیت شغلی دارد هم کار صحیحی نیست. روی هم رفته تعجیل در امر ازدواج را برای خودم در این شرایط جایز نمی دانم هر چند که تا حدودی شرایطش فراهم باشد و ترجیح می‌دهم صبر کنم تا که حداقل یک شرایط شغلی پایداری پیدا بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته فکر خوبی است. ولی اگر از اعتماد به خدا غافل نباشید و إن‌شاءالله چنانچه امکان درآمدی پیش آمد، بقیه را به خدا واگذار کنید. موفق باشید

نمایش چاپی