بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29685
متن پرسش
با سلام و ارادت: استاد بزرگوار یک ابهامی در ذهن من به وجود اومده که می خواستم به کمک شما رفعش کنم. راستش من خیلی ناراحت میشم وقتی می بینم یه سری افراد به اسم طب اسلامی به پزشکای کشور و طب مدرن توهین می کنند و خدماتشون را نادیده می گیرند چون در هر صورت دودش به چشم اسلام میره و رویه ولایت فقیه هم تا الان این نبوده. وقتی باهاشون حرف می‌زنم کلا طب مدرن را تکفیر می‌کنند و میگن برای هر موضوعی وحی بهترین منبعه. از این طرف وقتی با یکسری پزشکان مومن و انقلابی صحبت کردم که چرا حرف این بنده خداها را نمی شنوید می‌گفتند ما هم کافر و بت پرست نیستیم و علم ائمه (ع) به همه شئون عالم را قبول داریم ولی حرفمون اینه که معصومین دنبال نظام طبی نبودند و آیت الله ری شهری از قول شیخ صدوق و شیخ مفید و سایرین نقل می‌کنند که اکثر احادیث طبی معتبر نیستند. نظر آیت الله جوادی و علمای عصر خودمون هم همینه. آیت الله حائری هم بحث مفصلی دارند راجع به این موضوع و می‌فرمایند «اینهایی که می گویند ما طب جدید را قبول نداریم و فقط طب قال الصادق و قال الباقر را قبول داریم، اشتباه می‌کنند. ائمه این جراحی ها را قبول ندارند؟ خیلی هم قبول دارند! گاهی این آقایان افراط و تفریط می کنند. کل علوم تجربی را می گویند باید اسلامی باشد. این روایات طبی برای این بوده که ائمه بگویند ما هم بلدیم و از شما هم بهتر بلدیم، [نه اینکه بخواهند ارزش تجربۀ بشری را نفی کنند]» و ما بهتر از علما نمی فهمیم که بخوایم در مقابل نظرشون تسلیم نباشیم. استاد عزیز فرمایش دوستان پزشک من را قانع کرد. اما فرمایشات دوستان طب اسلامی قانعم نمی کنه. لطفا شما راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی 29670 عرض شد، طب سنتی و طب جدید هر دو مبتنی بر آزمون و خطا هستند و مثل هر علمی، جایگاه خود را دارند و مطلق هم نیستند. و بهتر است به جای طب اسلامی، عنوانِ طب سنتی در میان باشد. زیرا اولاً: همچنان که فرمودید استناد آن سخنان به ائمه «علیهم‌السلام» کار آسانی نیست، ثانیاً: معلوم نیست که اگر مثلاً طب الرّضا از نظر سند هم مستند باشد، آیا به این معنا نیست که حضرت مطابق مزاج خود مأمون چنین پیشنهادهایی کرده باشند؟ موفق باشید 

28647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید استاد من همیشه دوست داشتم سر انجام وظیفم باشم و بتونم برای انقلاب کار کنم و نهایتا شهید بشم. ولی الان به علت مریضی که دچار شدم ممکنه بر اثرش بمیرم. و از این بابت که شهید نمیشم و کاری هم برای انقلاب نکردم خیلی خیلی ناراحتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با صبر و راضی‌بودن به رضای الهی با موضوع برخورد کنید، به همان نتایجی که می‌خواهید می‌رسید. موفق باشید

28431
متن پرسش
سلام علیکم: نقل قولی از مرحوم آیت الله العظمی بهجت است که ایشان می‌فرمایند شما قصد نماز اول وقت را بخوانید بتدریج خودتان به حضور قلب و سلوک در نماز و اخلاص می‌رسید و تکوینا در اثر تقید به نماز اول وقت این رشد و تعالی در زندگی و این خلوص ضمیر پیش می آید. آیا این امر در مورد تمام افراد و برای سلوک تمام شخصیتها صادق است؟ چون خیلی افراد تقید به نماز اول وقت دارند ولی تماما سبک زندگی شان توحیدی و متعالی نیست و بسیاری جاها اتفاقا درگیر عدم خلوص ضمیر می شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویکرد انسان رسیدن به حضور قلب باشد، با نماز اول وقت به نحوه‌ای از حضور در جایگاه صاحب وقت یعنی صاحب‌الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌رسد و این همان ورود به حضور قلبی است که انسان نیاز دارد تا خود را در آغوش حقیقت بیابد. موفق باشید

28364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با عرض ادب و احترام جناب استاد عزیز: شنیدم که شبها غیر از اهل بیتمان برای نماز و دعاها نروید، می‌خواستیم شبهای جمعه برویم به لطف خدای مهربان شهدا یا علامه مجلسی، تا بتوانیم از نور آنها یا به کمک آنها استفاده معنوی ببریم. حالا می‌توانیم برویم یا نه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکال داشته باشد زیرا این نوع زیارات که می‌فرمایید در همان راستای زیارت اولیای الهی است. موفق باشید

24087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد طاهرزاده بزرگوار و ارجمند گرانمایه. سوال یک خانمی‌ از اهل ایمان است که می خواستم مرحمت فرمایید: «مادر فرزند ۱۷ساله ای هستم که مودب و دوست‌داشتنی است ولی بسیار دین گریز شده. پسرم را به هر طریقی خواستم به راه بیاورم اما نشد که نشد! او نماز نمی خواند (مگر به اجبار من البته با ملایمت در گفتارم) و آن هم هر از گاهی. حتی به من می گوید که چرا اوقاتت را با مسائل دینی هدر می دهی! پسرم بسیار ساده و خوش باور است و با توجه به ارتباطاتش با فضای مجازی، و مصاحبت با دوستان همفکر خودش، معتقد است که دین باعث عقب افتادن ما از غرب شده؛ و خلاصه حرفهایی از این دست که تزلزل زیاد در اعتقادات او را مشاهده می کنم و روز به روز به افول معنوی او و نگرانی شدید من زیاد می شود. درد بزرگ دیگر اینکه همسر بنده هم انسان بیخیالی است و هرگز نگران آینده ی فرزندمان از جهات معنوی نیست. به تنهایی خیلی سعی می کنم پسرم را روشن کنم ولی احساس ضعف می کنم.» استاد عزیز لطف کنید جدای از توصیه به مطالعه ی کتب، چند نکته بفرمایید و ایشان را یاری کنید تا از طرف حضرتعالی فرمایشاتتان را به ایشان عرض کنم. سپاس فراوان از لطفتان. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت رفاقت خود را با فرزندنباید به هم زد تا آرام‌آرام خود آن فرزند متوجه شود راه دیگری را باید انتخاب کند. آری! اگر آماده شد، کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» می‌تواند کمک‌کار باشد. موفق باشید

23870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الحمن الرحیم سلام علیکم: ما یک گروه فرهنگی رسانه ای هستیم که کاری رو پیرامون ترویج سبک زندگی اسلامی شروع کرده ایم. پیش از این تجربه های متعددی پیرامون ساخت مستند، کلیپ و...داشته ایم اما این بار می خواهیم بر محتوای سبک زندگی تکیه کنیم. سوال از خدمت حضرت عالی این است که به نظر شما تمرکز در بحث سبک زندگی را بر چه عنوان یا موضوع یا... قرار دهیم و از کجا شروع کنیم؟ در کل اگر توصیه ای در این مورد فراتر از پرسش مطرح شده هم دارید، بفرمایید. (یک تیم طلبه که چند سالی پیرامون مباحث زندگی در آیات و روایات مطالعه کرده اند، نیز در این گروه حضور دارند) با تشکر فراوان. التماس دعای عاقبت بخیری
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم آن‌چه مقام معظم رهبری در اولین سخنرانی خود نسبت به سبک زندگی مطرح کردند، ابواب و موضوعات قابل توجهی را به میان آوردند. بنده چیزی غیر از آن‌چه ایشان مطرح فرمودند، در ذهن ندارم. موفق باشید

21641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: استاد جان من تازه مباحث شما را آغاز کردم اما دو سالی هست در خصوص این مباحث تحقیق و کار می کنم. تقریبا بحث فطرت شما را تمام کردم. استاد نمیدونم دیگه چکار کنم هر بار شروع می کنم دوباره زمین میخورم، بعضی وقتا میگم شاید من برای این کار درست نشدم، خیلی ناراحتم نفس غریزی یا اماره من بر فطرتم غلبه داره، چند هفته مراقبه دارم به جاهای خوبی هم می رسم مثل اینکه تو نماز تمام هواسمان به خداست البته فقط هواسم هست نمیزارم فکر و خیالم جایی بره و چند روز پیش هم هنگام تشهد آخر یه رعشه ای تو بدن اتفاق افتاد که تا چند ساعت بی حال بودم. اما بازم گناه می کنم و بعضی وقتا آنقدر گناهان بدی انجام میدم که میگم.... استاد عزیزم لطفا شما این بنده گناه کار خدا را را راهنمایی کنید. نمیخوام زندگیم جولانگاه شیطان با نفش اماره باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که خوب است در این رابطه مطالعه فرمایید می‌یابید که با پایداری بر عهدِ دینی، به مرور خیالاتِ قبلی ضعیف می‌شود. لذا نگران نباشید و بر عهد خود پایدار بمانید، إن‌شاءاللّه این مشکلات هم حل می‌شود. موفق باشید

21028
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد عالیقدر: با توجه به آیه «لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ۚ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْمُحْسِنِينَ»، در بهشت هر چه انسان اراده کند به او داده خواهد شد. از طرفی گفته شده که در آن دنیا زنهای بهشتی نصیب شوهرانشان خواهند شد. حال اگر در این دنیا شرایطی برای مردی ایجاد شود که به دختر مورد علاقه اش برسد و بخاطر خدا از آن دست بکشد، و در آن دنیا آن دختر را بخواهد با توجه به اینکه آن دختر زن کس دیگری شده، این خواسته اجابت نخواهد شد؟ این با آیه فوق الذکر در تناقض نیست؟ و اگر اجابت خواهد شد چگونه می شود یک زن در تملک دو مرد باشد؟ من جای دیگر هم این را پرسیده ام و جواب لازم را نگرفته ام گفته شده که در آن دنیا انقدر نعمت هست که مومن آن زن را فراموش می کند منتها من می خواهم بدانم اگر مومن در آنجا این زن را بخواهد چه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن دنیا این نسبت‌ها به‌کلّی از بین می‌رود و انسان هر آن‌چه اراده کند را ایجاد می‌نماید. قرآن می فرماید: فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ (101مومنون) هنگامى كه در«صور» دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود؛ و از يكديگر سراغ نمی‌گیرند! عرایضی در این مورد در شرح سوره‌ی واقعه شده است. موفق باشید

20768
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید نمی دانم چرا جوابی را که به سوال 20757 داده اید بوی پلورالیسم می دهد. خواهش می کنم بیشتر توضیح بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پلورالیسم یعنی بگوییم همه‌ی ادیان و همه‌ی فرق بر حق‌اند که در این رابطه همه‌ی ادیان را در عرض هم قرار داده‌ایم. ولی وقتی می‌گوییم هر دینی به اندازه‌ی توحیدی که دارد حق است، موضوع فرق می‌کند. قران می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ» (113/ آل عمران) همه‌ی اهل کتاب را یکسان نگیرید. عده‌ای از آن‌ها شب‌بیدارانی هستند که آیات الهی را تلاوت می‌کنند و اهل سجده و عبادت‌اند. «يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» (114) اینان مؤمنین به خداوند و به روز آخرت‌اند و اهل امر به معروف و نهی از منکر می‌باشند و در انجام خیرات، سرعت می‌گیرند، اینان از صالحین‌اند. که این نشان می‌دهد چگونه در عین بودنِ اسلام، این افراد از اهل کتاب مورد تأیید می‌باشند. موفق باشید

20573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام حضور استاد معظم: خواهشمندم سوال بنده را بصورت مکفی و مفصل پاسخ فرمایید. با وجودی که خدا علم به آینده دارد و لطف و مهربانی نسبت به انسان، چرا انسانی را بدون اجازه خودش آفرید که خالد در دوزخ باشد. این فرد روز قیامت به خدا می گوید قبول دارم که من با اختیار و اراده خود به راه گمراهی رفتم ولی تو که می دانستی من با وجود شرایط و بر اثر عللی جهنمی می شوم و لطف و مهربانی هم داشتی پس چرا مرا آفریدی که برای همیشه معذب شوم و آیا این خلقت بدون مشورت و خواست من عدل است. گرچه فطرتا وجود را دوست داشتم ولی یقینا اگر می‌دانستم عاقبتم به جهنم ختم می‌شود رضایت به وجود نمی دادم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 4 جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» جوانب سؤالِ جنابعالی را به روش پدیدارشناسانه بررسی کرده است. خوب است به آن کتاب که در قسمت نوشتارهای سایت هست رجوع فرمایید.http://lobolmizan.ir/book/1187/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86 موفق باشید

20103
متن پرسش
سلام استاد عزیز: کسی از امیرالمومنین (ع) پرسید قبل از این دنیا چه بود؟ آقا فرمودند دنیاهای دیگر مثل همین دنیا 1. آیا این روایت درسته یعنی سند داره؟ 2. اگه عالم ماده که پایین ترین مرتبه ی وجوده از بین بره اون موقع پایین ترین مرتبه ی وجود چی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایت مبتنی بر دلایل عقلی است، زیرا همواره خداوند در تجلی است و همین‌که عالم ماده به فعلیت رسید و در مرتبه‌ی بالاتری قرار گرفت، مرتبه‌ی مادون آن یعنی عالم ماده تجلی خواهد کرد. موفق باشید

19891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طبق تعریف شما از حرکت جوهری، باید عقل رو هم دارای حرکت بدونیم، چون از جهل به علم تغییر و حرکت داره، یعنی علمی رو‌ که نداره، دارا میشه، صفت عالم رو پذیرا میشه؟ اگه بله پس حرکت فقط برا عالم‌ ماده نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان از طریق نفس ناطقه از جهل به سوی عقل حرکت می‌کند. موفق باشید

30995
متن پرسش
استاد ارجمندم سلام علیکم. بنظر می‌رسد در شرایط کنونی که جبهه انقلاب نیاز به تقویت همه جانبه دارد و حرکت تمدنی انقلاب فرصتی برای از دست دادن ندارد و از سویی نظر حضرتعالی برای شاگردان و ارادتمندان شما در مورد کاندیدای اصلح بسیار مهم و تاثیر گذار است خواهشمندم نظر خود را صراحتا اعلام فرمائید تا راهی شود برای کسانیکه هنوز در انتخاب فرد مورد نظر تردید دارند. بی شک اعلام نظر حضرتعالی هزینه هایی در بر خواهد داشت که در مقابل آبرویی که شهدا و صالحان در تاریخ برای اسلام عزیز گذاشته اند، بهایی است اندک، و ان شاءالله رضایت حضرت رب العالمین جزایش باشد، بدیهی است، عدم اعلام هم بی هزینه نیست که در هشت سال گذشته بهایش را مردم عزیز با خون دل متحمل شدند. ان شاء الله این شاگرد کوچک خود را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رینگ انقلاب برای رسیدن به اهداف خود به هرحال در شرایط حاضر در بستر دو بزرگوار جناب آقای رئیسی و جناب آقای جلیلی جلو می‌رود. به همین جهت پیشنهاد بنده به رفقا این بود که به شخصیت و طرح و برنامه‌های آن دو توجه خاص شود. شواهد نشان می‌دهد إن‌شاءالله مسئولیت اجرایی در این شرایط به یکی از آن دو محول شود. و هو المطلوب. موفق باشید

30948
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: طاعات و عباداتتون قبول حق باشه. ماه رمضان آرام‌آرام در حال برچیدن دامان مبارک خود است و بنا است ما را تنها بگذارد تا معلوم شود ما چه کاره‌ایم! جناب استاد: حال از این به بعد ما می‌مانیم و خودمان. چگونه با بهره‌ای که نمی‌دانیم از آن ماه مبارک برده‌ایم یا نه، زندگی را ادامه دهیم؟ چه کار کنیم؟ چه بخواهیم و چه بشویم؟
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه قصه زندگی به همین شکل بوده و هست که حضرت محبوب رُخ می نمایاند و سپس آن را برمی‌گیرد. و لذا خداوند در خطاب به ما می‌فرماید: «لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ» تا ببینیم شما چه خواهید کرد. آری! راهی گشوده است که به «خود» آییم و در این بیکرانه زندگی به همان شکل که خداوند با رحمت خود به سوی ما آمد و آغوش خود را برای ما گشود تا مزه رحمت بیکرانه او را بچشیم، باید در ادامه ماه رمضان این ما باشیم و آغوش گشوده محبّت و ایثار به سوی خلق. و این، بهترین حضور در عهدی است که ما با ماه رمضان در خود می‌توانیم نگه داریم. محبت و ایثار و خوش‌بینی و خوش‌خُلقی، یعنی رمضانی‌ماندن. موفق باشید      

30532
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز در یادداشت اخیر بنام نکات حساس انتخابات پیش رو، فرمودید اگر بطرف نامزدهایی برویم که به آرمانهای انقلاب معتقدند ولی شعارهای تندی می‌دهند که فعلا قابل تحقق نیست، از نظر عمومی مردم و افرادیکه شاید بظاهر آنطور انقلابیگری ندارند، غافل می مانیم. چندبار این جمله تان را مطالعه کردم ولی هنوز کمی برایم ابهام دارد. سخن حقی است که برای تحقق اهداف انقلاب عزیز، باید اهداف را بصورت منظم و منسجم تقسیم بندی و نظام مندی کرد و این از ضرورتهای تداوم انقلاب است و حقیقتا مهم است و از طرفی اهانت و تخریب مانند آنچه در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال که توسط برخی اتفاق افتاد، در شان نیروهای گفتمان ساز انقلاب نیست. اما استاد آیا حالا در گام دوم و در آستانه اولین دولت در این گام که گام دوم به فرموده رهبر و قائد بزرگوارمان، حرکت متعالی بسوی تمدن نوین اسلامی است، آیا صلاح است از تحلیل نامزدها بر اساس گفتمان تمدنی و نوع مواجهه آنها با مدرنیسم غافل شویم؟ به نظر حقیر، یکی از اصلی ترین عللی که سبب می‌شود افرادی علیرغم قلب و فطرت انقلابی و توحیدی شان، در ظاهر و نسبتا تحلیلهایشان هنوز نظر به تمدن غربی و عالم تجدد داشته باشند، اجرای همین الگوهای شبه مدرن و توسعه غربی در طول این چهار دهه در لوای عناوین مختلف بوده است که سبب ایجاد مخاطرات و خطرهای جدی برای انقلاب و ملت شده است و بعضا بدبینی به اصل انقلاب را بوجود آورده. البته عبور از تمدن غرب مرحله به مرحله و نیاز درک نفحات الهی دوران است که ما هنوز به آن تذکر و توجه کافی نداریم ولی آیا حساسیت دولت آینده در این حد نیست که شخصیتی به صحنه بیاید که با نگرش تمدنی و با باور عمیق به اداره و تقنین جامعه بر اساس دین مبین و نظام فکری مطهر، الگوها و راهبردهای بدیل معیشتی و فرهنگی و اجتماعی برای اداره جامعه ارائه بدهد و نیتش گذار حکیمانه از شبه مدرنیته ایرانی و توسعه غربی باشد که در ابعاد مختلف در حال اجراست و ما را از اقامه مبانی تشیع و انقلاب اسلامی محروم نموده و حتی بعضا تحقق آرمانها را برای ما مبدل به نگرانی جدی ساخته است. مگر آقای احمدی نژاد هم روزی از شعائر اصیلی مانند دولت اسلامی و عدالت اجتماعی و ولایت محوری و مردمداری و حراست از آرمانهای نهضت نمی‌گفت و انصافا نسبتا در مقابله با آثار شوم توسعه مدرن و انحرافات ساختاری که مع الاسف پس از انقلاب هم تداوم داشت و ویژه با دولت سازندگی تشدید شد، توفیقی نداشت؛ پس چرا ناموفق و در راه مانده و زمین گیر شد و به کامیابی نرسید و امروز چنین وضعیت بغرنجی دارد. جز این است که آقای احمدی نژاد با همه پرکاری و نکات مثبتی که داشت، الگوی بدیل نداشت و تلاشش بر حل آسیب های جامعه و رشد اوضاع عمومی متکی بر الگوی نشات گرفته از مبانی اسلام و تشیع و شرایط ایران اسلامی نداشت. امروز ما بسیار بیشتر در عرصه جنبش نرم افزاری و الگوی اسلامی پیشرفت جلو رفته ایم و بحمدالله علیرغم اینکه هنوز شروع جنبش نرم افزاری و نظریه پردازی برای تمدنی توحیدی، جوان و مانند نهال تازه رشد یافته هستیم ولی در همین مدت به نظریات و برنامه های با نگرش تمدنی بسیار خوبی رسیدیم. و حضرتعالی هم آگاهید که واقعا جای تکرار و تداوم همان الگوهای معیوبی که در این ۴۲ ساله حرکت ما را در تحقق آرمانخواهی شیعی انقلابی و در زمینه سازی برای هدف والای ملک مهدی (عجل الله فرجه) کند کرده است، نیست و فرصت آن است با حضور نیروهای تراز انقلاب اسلامی در مصادر اجرایی، گفتمان جمهوری اسلامی در بین مردم هم بصورت هر چه گسترده تر بسط یابد و کارگزاران نظام اسلامی تبدیل به حلقه میانی حاکمیت نظام و امت شوند و تبلور خصائل انقلابیگری. البته حضرتعالی هم بیش از من بر این عرایض حقیر واقفید و سالها دغدغه تمدن زایی شیعی را داشتید و جانانه از غفلت از حضور مسئولین تراز انقلاب اسلامی، فرمودید. تنها عرضم این بود که صحیح است که تحقق اهداف انقلاب، فرآیندی و مدت دار و نیازمند صبر است ویژه مقابل تمدن ریشه دار در تاریخ چند قرنی و جهانی شده مدرنیته و البته نباید از شخصیتی با نگاه تمدنی و ضدیت با توسعه مدرن و مشتاق اجرای الگوهای دینی برای اداره جامعه با نگاهی عمیق و متفقهانه ویژه در شرایط خطیر انقلاب اسلامی و جهان که آن بشارت شهید آوینی مبنی بر آغازی بر پایان تمدن غرب و طلوع فجر توحید آغاز شده است، غافل شد. و به نظرم اگر چنین شخصی به صحنه بیاید و برنامه های مشخص شود، نظرات زیاد را به خود جلب می‌کند و مسیر حرکت انقلاب اسلامی را تسریع خواهد کرد. البته ما به مدد حضرت حق و لطف امام مان حضرت صاحب الزمان (عج) از تنگناهای بزرگی رد شدیم و گذار کردیم و یقیناً حضور در گام دوم و مسیر تمدن سازی نیز از الطاف خاصه الهی و امام عصر بوده و ما را در این برهه مدد خواهد فرموند و میدان انتخابات را عرصه کسب بصیرت تاریخی ما خواهد شد که اگر روزی معاندان و جریان نفاق به فکر عدم انقلاب در همان ماه های اولیه بودند، امروز در مقابل مقیاس جهانی انقلاب و ولایت فقیه و بحرانهایی که نشانه اجل لکوم قوم هست، عاجزند و همانا: «تلک الایام نداولها بین الناس»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید، بحمد الله انقلاب اسلامی افقی را مقابل بشر امروز قرار داده که غرب زدگان و متحجرین بخواهند یا نخواهند، مردم در صدد تحقق آن افق‌ها هستند حتی قشر خاکستری کشور. و اگر نامزدی برای ریاست جمهوری در این راستا به صحنه آید، مردم با تجربه‌ای که از دولت‌های امیدوار به حضور جهان مدرن پیدا کرده‌اند به او رجوع خواهند کرد و با حضور در آرزوهای جهان مدرن که آروزهای وهمی است می‌یابند که هیچ آبی از آن حضور و آن جریان‌ها برای مردم گرم نمی‌شود. باید سخت به این نکات مردم را توجه داد و از این جهت باید به انسانی جهت مسئولیت اجرایی این کشور فکر کرد که به آن‌چنان حکمتی رسیده باشد و البته این غیر از آن افرادی‌اند که آرمان‌های انقلاب را قبول دارند ولی حکمت رسیدن به آن آرمان‌ها را در دل تاریخی که هستیم ندارند. یعنی برای آباد کردن دهی، ممکن است شهری را خراب کنند زیرا بالاخره کلیّت حضور جهانی انقلاب در این تاریخ اصل است و بنده معجزه‌ی مدیریت رهبر انقلاب را در این تاریخ، همین می‌دانم و به همین جهت اگر رهبر انقلاب با انحرافاتی که دولت‌های غربی به خصوص دولت آقای هاشمی ایجاد کرده‌بودند مستقیما برخورد می‌نمودند، ممکن بود ما در این زمان بعضی از این باند بازی‌ها و بی عدالتی‌ها را نداشته باشیم ولی مشغول اختلافات داخلی می‌شدیم و دیگر انقلاب با این وسعت جهانی خود در صحنه نبود در حالی که با چنین حضوری که هم‌اکنون انقلاب دارد، به راحتی بالاخره از این مشکلات جزئی عبور می‌کند. رئیس جمهور آینده باید چنین حکمتی در کنار شعار‌های انقلاب در خود داشته باشد و مردم نیز متوجه چنین افرادی باشند و البته کار آسانی نیست. همان‌طور که رهبر انقلاب فرمودند افسران جنگ نرم باید در فضای مجازی این موارد را نیز متذکر شوند. موفق باشید

28349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام بر شما: چنانچه ممکنه بدانید دیده ام که آیت الله قاضی یک شوخی با فلان شخص کرده بود و گفته بو که من تا الان دارم ضرر این شوخی را می خورم و فقر من برای این شوخی من است و همچنین مطالب مشابهی مانند این از عرفای دیگر شاید باشه که در این جا عرض نمی کنم. سوال: حالا که ما حالات خوشی داریم چنانچه در سوال ۲۸۳۴۸ بخشی از آنها بیان شد خب ما هم خطا کردیم دیگه مثلا با پدر خوب رفتار نکردیم یا کمی عصبانی شدیم و هر خطای دیگر ... حالا از سلوک و تجلیات حضرت محبوب تا ابد محرومیم چون خطا کردیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در جای خود تقدیر خود را دارد. راهی که خداوند در مقابل‌مان قرار داده، شریعت الهی است که در آن توبه جهت رفع نقیصه تأکید شده، و این برای ما حجت است، نه سخن بعضی از بزرگان که مربوط به تقدیر خودشان است. موفق باشید

27363
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این سخن درست است که بگوییم: (دل هم برای خود منطقی دارد که عقل از آن بی خبر است) یا این سخن صرفا یک شعار و یک سخن ذوقی است؟ اساسا دوگانه عقل و قلب و یا عقل و دل درست هست با وجود اینکه در معارف اسلامی داریم قلوب یعقلون بها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قلبی که تعقل کند و به معرفت خاصِ آن‌چنانی برسد، غیر از آن نحوه تعقلی است که انسان با مفاهیمِ حقایق ارتباط دارد، هرکدام در جای خود لازم است. ولی واقعاً در ادامه، راه‌هایی هست که معرفتش خاص می‌باشد. عرایضی گذرا در جلسه‌ی ۶ شرحِ «مناجات التائبین» شده است. موفق باشید

26633
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: با توجه به اینکه من انسان مجرد است و من انسان نه زن است و نه مرد و جنسیت ندارد پس خصوصیات مردانه و زنانه مربوط به تن انسان است، آیا جنسیت انسان کاملا جسمانی است؟ در مبحث هماهنگی تکوین و تشریع، شما فرموده بودید که انسان تکوینا زن یا مرد است و باید با تشریع این زن بودن یا مرد بودن به تکامل برسد. در حالی که زن بودن یا مرد بودن به تن انسان مربوط است و با بلوغ جنسی رشد می‌کند و با یائسگی و پیری ضعیف می شود. منظور شما از این تکامل چیست؟ با توجه به اینکه این حقیر یک طلبه فیزیولوژیست هستم، با استفاده از دروس شما نتیجه گرفتم که چون جنسیت انسان به تن انسان مربوط است و اکثر رفتار های جنسی (مانند غرور، اقتدار، غیرت، رقابت، ایجاد قلمرو و تامین کنندگی در جنس نر و ناز، حیا، لطافت و نیاز به تامین شدن در جنس ماده) بین انسان و حیوان مشترک است، پس ما انسان را از ۲ دیدگاه باید بررسی کنیم یکی از منظر روح و عالم ملکوت که انسان حی متاله است و دیگری از دیدگاه فیزیولوژیک و زیستی که انسان حیوان ناطق است. بر همین اساس رشته جدید به نام مشاوره فیزیولوژیک بنیان‌گذاری کردم که در این روش با استفاده از رفتار های حیوانات و آزمایشاتی که بر روی سیستم نورو آندوکرینولوژی آنها انجام شده توانستم به خانواده ها آموزش دهم که زن با استفاده از ناز و لطافت خود و تحریک محرکهای الکترونیکی یا الکتروفیزیولوژیکی مرد مانند گیرنده‌های بینایی، بویایی، شنوایی و لامسه بتواند توجه مرد را به خود جلب کند و عشق و محبت را در خانواده ایجاد کند. این روش برگرفته از احادیث پیغمبر صلوات الله علیه مبنی بر استفاده از لباس و آرایش و عطر و زیورآلات برای همسر می باشد. این روش تا کنون بر روی بیش از چند صد نفر آزمایش شده و نتایج بسیار خوب و جالبی داشته است. هم اکنون تصمیم داریم این آزمایشات را به صورت الکترونیکی با تحریک هسته های مغزی انجام دهیم زیرا می دانیم سیستم بدن انسان مانند یک ربات می تواند از طریق گیرنده های حسی تحریک شود و پاسخ دهد. حال برای اینکه معلوم شود که آیا این علم صحیح است یا نه و ابعاد مختلف آن را بررسی کنم لازم است یک هم اندیشی با شما استاد عزیز داشته باشم در حال حاضر سوالات بسیاری مطرح است از جمله سوالات زیر: رفتار های جنسی در حیوانات مانند رقابت، غیرت و ایجاد قلمرو چگونه ایج انجام می شود آیا نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است یا این رفتارها منشأیی غیر نفسانی دارد؟ تشابه اثر تستوسترون بر روی ایجاد بلوغ جنسی در حیوان و انسان و ایجاد رفتارهای مانند رقابت نرها با یکدیگر و غیرت روی همسر و ایجاد قلمروی برای خود و همسر و فرزندان چگونه انجام می شود؟ آیا از طریق تن است یا من؟ یک روبات چگونه می‌تواند این رفتارها را یاد بگیرد و تکرار کند؟ چرا رفتار یک مرد مانند یک ربات می تواند ناخودآگاه باشد یعنی در نهایت خشم و نفرت و عصبانیت با تکنیک ناز و لطافت زن یا با کلمات تحسین کننده ناگهان تمام خشم و نفرت خود را فراموش می‌کند و مهربان می شود؟ لطفاً در صورت امکان سوال مرا پاسخ دهید و اگر مقدور است یک وقت حضوری برای بحث و تبادل نظر بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ذات نفس ناطقه، نه زن است و نه مرد ولی روح و روحیه‌‌ای در جنین هست که بدنِ مناسب روح خود را در همان دوره‌ی جنینی شکل می‌دهد. مسلّما نفس حیوانی با نفس انسانی متفاوت است و به همین جهت بدنی مناسب روح و روحیه‌ی خودشان را می‌سازند. روح گرگی، بدنی که دارای چنگال است برای خود می‌سازد. با توجه به آن‌چه عرض شد، ان‌شاءالله می‌ توانید کار خود را ادامه دهید. عرایضی در کتاب «خویشتن پنهان» هست و یا در آرشیو سوالات در قسمت معرفت نفس نکاتی هست که می‌تواند در این امر کمک کند ولی متأسفانه شرایط بنده طوری نیست که بتوانم به طور حضوری در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

26201
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به تعبیر «صهیونیسم اسلامی» و اشاره ای که به سخنان دختر شهید حاج قاسم سلیمانی (رضوان الله علیه) داشتید، نکات مهمی بود. اما برای شخص من که در کار فرهنگی مشغولم همچنان ابهاماتی وجود دارد. ما برای جذب مع الاسف خیلی اوقات حاضر می شویم به طبع و ذائقه افراد هر چند غلط بیشتر از اصول بنیادین اعتقادی توجه کنیم و به خاطر همین خیلی اوقات بجای اینکه سخن زیبا بگوییم، زیبا سخن می گوییم که خب محتوای کلام در تعارض با همان اصول است. بهتر بگویم، خیلی از ما بخاطر جذب حاضریم به تهمت زدن و مرور گذشته با بدبینی و به تضعیف بسیاری از مباحث معرفتی رو بیاریم و اصول مان را کمرنگ یا بصورت زیادی به محاق ببریم. اما بلای دیگر این است که گاهی بدون نظم و انسجام و سناریو همچنین درک و استفاده درست از ابزاری مثل فضای مجازی، قصد داریم افراد را جذب کرده و حتی گاهی به نحوی سخن می گوییم و می خواهیم در عین جذب روی اصول پافشاری کنیم که ظرفیت سوء استفاده و تقطیع و استفاده علیه معارف اهل بیت و انقلاب پیش بیاید و جوی ضد جبهه وسیع و با آغوش باز نهضت مان شکل بگیرد. اما ایراد اساسی به نظرم این است که ما علیرغم تاکید مداوم به گفتمان رهبری و ارادت به ایشان، واقعاً روی منظومه فکری آقا تمرکز نکردیم و فعالیت های فرهنگی ما مبتنی بر سیر مورد اشاره ولی فقیه در بیانات و آثارشون نیست و حتی گام دوم را هم آنچنان که هست گاهی نمی بینیم بلکه آنچه برای دعواهای داخلی یا همان روند ماضی می خواهیم، تحلیل می کنیم و آن وقت به جان هم می افتیم که تو به اصول در جذب توجه نداری و کم توجه به اعتقادات ریشه ای هستی یا بگوییم تو نمی دانی باید چگونه از اصول دفاع کنی و به افراط می رسی و هزینه ساز می شوی و ... .این چیزی است که با تجارب خودم و درکی که از پاسخ شما و مطالب تان در کتاب عقل و ادب داشتم، بدست آمده و امیدوارم بتوانیم در شان گام دوم انقلاب، به نحوی کار فرهنگی کنیم که در عین تقویت پایه های معرفتی و توجه به عالم انسان موحد، با انسجام و طراحی گام به گام و استفاده بجا از ابزارهای مقتضی، یاور جبهه فرهنگی انقلاب و رهبر عزیز باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من به آیین استوار و بدون انحراف و راحت و آسان مبعوث شده‌ام. پس باید بدون نفی اصول توحیدی، باید با مردم مدارا کرد به همان روشی که رهبر معظم انقلاب پیشه کرده‌اند واخیرا در حکم خود به امام جمعه‌ی بندرعباس فرمودند: تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و رویِ گشاده و دست مهربان با عموم طبقات؛ توصیه‌ی مؤکد اینجانب است. توفیقات شما را از خداوند متعال مسألت می‌کنم. سیّد علی خامنه‌ای۲۶ تیرماه ۱۳۹۸.

موفق باشید

26074
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: این تحلیل از آقای علیزاده ظاهرا خیلی درست است. جریان به اصطلاح حزب اللهی که یک زمانی ذیل آقای هاشمی و راست بود در به محاق رفتن عدالت بی نقش نبود غیر از اقلیتی که زود فهمیدند کشور از دهه ۷۰ کجا می رود اما بیش از ۱ دهه طول کشید تا به خود بیایند و جنبش عدالتخواهی شکل بگیرد منتها دیگه خیلی دیر شده بود. با استحاله فرهنگ عمومی به سرمایه داری و قارون صفتی، آرمان عدالت با دشواری اساسی رو به رو است. مقام ولایت هم ظاهرا آن قدر قدرت نداشتند که پروژه هاشمی را سد کنند تا بعد از ۳ دهه همچنان آتش از گور آن مرحوم! برخیزد! دولت فعلی هم مشغول فروش شرکت های دولتی به حامیان خویش است تا در دور بعد هم مدیران اولگارش امورات کشور را در دست داشته باشند و اگر کسی خواست مثل احمدی نژادا صلاحات کند کشور را به آتش بکشند. [Forwarded from جدال- علی عليزاده] چرا احیای عدالت در ایران امروز دشوار است؟ احیای عدالت اجتماعی و مبارزه علیه تبعیض‌های اقتصادی در ایران امروز بسیار دشوار است. در سه دهه گذشته در ایران عملا یک جامعه سلسله‌مراتبی -یک کاست طبقاتی- بازتولید و تثبیت شده. از زایشگاه تا مهدکودک و مدرسه تا خانه سالمندان و قبر، طبقات از یکدیگر تفکیک می شوند تا کت و عبا و حتی کفن اشراف و فرزندانشان از برخورد با کت و عبا و کفن فقرا و مردم عادی آلوده نشود. مسلما طبقات برخوردار آنچه به دست آورده‌اند را پس نخواهند داد. اما دشواری اصلی عدالتخواهی جای دیگری است. در اینجاست که عامه مردم، و حتی طبقات پایینی به «فرم» و اصل این جامعه طبقاتی دیگر اعتراض ندارند. فقط می گویند چرا ما و خانواده‌مان در طبقات بالاتر این ساختمان نیستیم. ما با جامعه‌ای طرفیم که فقرایش به ثروتمندان و سلبریتی‌هایش نمی گویند از کجا آورده‌ای. بلکه با حسرت و احترام به آنها نگاه می کنند و آنها را الگوی موفقیت و پیشرفت می دانند. رفسنجانیسم، مثل تاچریسم در انگلیس و ریگانیسم در آمریکا و نئولیبرالیسم در نقاط دیگر جهان، موفق شده نه فقط مخالفانش که حتی کارگران و مستضعفان و محرومان جامعه، و به عبارتی حتی قربانیانش را با خود همراه و همفکر و همدست کند. به هر گروه حمله کنید طرفدارانشان فریاد می زنند زحمت کشیدند و «حق‌» شان است. از دارایی سلبریتی‌ها، دکترها، وکلا، تاجران بپرسید عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. بپرسید «ایران مال»ها و فلان استارت‌آپهای هزار میلیاردی از کجا آمدند، عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. برخلاف سالهای بعد از انقلاب که ثروت فراوان نشانه‌ی طاغوت بود، امروز کمتر کسی اصل جامعه‌ای که یک نفر میلیونها برابر دیگران دارد را زیر سوال می برد. این «طبیعی شدن جامعه به شدت طبقاتی» دلیل وجود آقازاده‌ها و رانتخواران مذهبی و تکنوکراتهای سکولاری است که نه فقط عذاب وجدان یا نگرانی از قضاوت جامعه درباره منبع ثروتشان ندارند بلکه با قلدری به ژن خوب (ترجمه همان طبقه خوب) شان می نازند و تهدید به مهاجرت و بردن ثروتشان از این کشور می کنند. دقت کنید که جامعه فقط وقتی از «قلدری طبقاتی» دردش می گیرد که به شکلی عیان با ساختار سیاسی گره خورده باشد. قلدری پسر محمدرضا عارف یا آیت‌الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه و برادرزاده فلان امام جمعه و خواهرزاده فلان سردار و وزیر توی ذوق جامعه می زند و به حق باعث انزجار می شود ولی قلدری طبقاتی جراح برج‌ساز کراواتی یا فوتبالیست و سلبریتی که ظاهری اپوزیسیون دارد با نفرت جامعه روبرو نمی شود. در حالی که دومی هم با شبکه قدرت سیاسی و رانتی پیوند دارد. حقوق نجومی فلان مدیر دولتی و نهادی به حق باعث عصبانیت جامعه می شود ولی درامد ماهی یک میلیارد تکنوکرات بخش خصوصی یا تاجری که به شکلی بخشی از همان نظام اقتصادی و سیاسی است نه. این نشان می دهد که اصل «جامعه به شدت طبقاتی» در ایران دیگر محل سوال و شک نیست. این فرایند طبیعی‌شدن «حق» محصول تزریق سه دهه ایدئولوژی کاذب توسط رفسنجانیسم از یک سو و فرهنگی و غیراقتصادی شدن امر سیاسی در چند دهه گذشته از سوی دیگر است. فرایند «طبیعی شدن حق میلیونها برابر بیشتر داشتن»، مهمترین ابزار مشروع‌کننده‌ی غارت و سهم‌خواهی و رانت‌خواری در ایران امروز است. رفسنجانیسم برای تزریق این ایدئولوژی کاذب دو بال دیگر هم داشت: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی. اولی فضای سیاسی را با ارزشهای فرهنگی لیبرال و دومی با ارزشهای فرهنگی سنتگرایانه اشباع کردند. و با غیراقتصادی کردن سیاست، فرایند انباشت سرمایه و تثبیت طبقاتی دهه هفتاد و هشتاد و نود را پنهان و مخفی کردند. به دعواهای عرصه عمومی دهه هفتاد نگاه کنید: دوچرخه سواری زنان هزاران صفحه روزنامه‌ اصلاح‌طلبان/اصولگرایان را اشغال می کند در حالی که هیچ فردی در هیچ یک از دو جناح فریاد نمی زند مدارس غیرانتفاعی نهادینه‌کردن «تفکیک طبقاتی» در پایینترین سن و متضاد با روح انقلابی است که می خواست امت بسازد. هیچ کس نگفت از درون مدارس غیرانتفاعی که حس تعلق به طبقه برتر را به کودک می دهد باکری و همت و حججی بیرون نمی‌آید هیچ، حتی یک پزشک مسئول و غیرسوداگر هم بیرون نمی‌آید. بگذارید اینگونه خلاصه کنیم: از اوایل دهه هفتاد گروهی با فریاد «وای آزادی» و گروهی با فریاد «وای شریعت» بازتولید جامعه طبقاتی و اشراف قبل از انقلاب را در ذهن مردم به حاشیه بردند و فرعی کردند. به عبارتی این دو گروه آنقدر درباره تفکیک جنسیتی پیاده‌روها و استادیومها و میزان مجاز موی سر زنان بر سر هم فریاد زدند و جامعه هم با این دعوا همراهی کرد که مردم ندیدند سرتاسر خیابانها، مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستانها و حتی قبرستانها «تفکیک طبقاتی» شده‌اند. و بازندگان آنها بودند که بیشتر از همه برای انقلاب هزینه داده بودند. کانال تلگرام علی علیزاده. t.me/jedaal

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رویهمرفته ما فعلاً در چنین شرایطی هستیم که وقتی طلحه و زبیرهای انقلاب اسلامی می‌میرند باید شمش‌های طلای‌شان را با تبر تقسیم کرد و نه با مثقال و قیراط. ولی اشتباه بزرگ این آقازاده‌ها، غفلت از جایگاه تاریخی ذات انقلاب اسلامی است، جایگاهی که سردار قاسم سلیمانی‌ها در جانِ مردم دارند و این بیچاره‌ها با عوضی‌گرفتنِ ایران اسلامی با اروپا، نمی‌دانند در جایی قرار دارند که همواره با تهی‌بودنِ خود روبه‌رو می‌شوند. در این رابطه به روش فوق‌العاده‌ی رهبر معظم انقلاب فکر کنید که چگونه انقلاب اسلامی را از این ورطه‌ها بیرون می‌کشند که آن روش، روش مارکسیستی نیست که به ظاهر، شعار عدالت داده می‌شود ولی در متن آن دنیاطلبی نهفته است بلکه روشی است که با برگرداندنِ انسانیت انسان به اصالت‌های انسانی‌اش، سرمایه‌داری را پوچ و تهی می‌کند و تاریخ دیگری را ماورای تاریخ امپریالیسم در مقابل ما می‌گشاید. نمی‌بینید چگونه در تشییع بدن مبارک سردار، دل‌ها، آری! همان دل‌ةایی که به گمان دشمن از حقیقت انقلاب اسلامی منصرف شده بود؛ تماماً خود را در گرو تعلق به آن سردار عزیز احساس کرد و این معجزه‌ی رهبری است که حقیقتاً نایب امام عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌باشند. فرصت نیست، ولی به این فکر کنید که چه شکستِ سختی در انتظار آن‌هایی است که از فرصت‌های انقلاب خواستند جیب خود را پر کنند و عملاً خود را از انسانیت خالی کردند. انسانیتی که در حالِ طلوع است برای عبور از فرهنگ سرمایه‌داری. موفق باشید

25301
متن پرسش
سلام: بعد از جلسه سه شنبه سوالی کردم و گفتید امیرالمومنین (ع) و پیامبر (ص) همین الان در یوم الفصل هستند و بود خود را آنگونه که باید، می یابند و احساس می کنند حال اگر اینگونه هست پس چرا خداوند فرمود و ما ادراک یوم الفصل؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا وقتی که در ساحت سیر إلی اللّه هستند تا مقام فنا، هنوز مورد خطاب «و ما ادراک یوم الفصل» هستند و چون حضرت رب‌العالمین آن‌ها را بعد از فنا به بقای خود باقی نمود، دیگر در مقامِ درک یوم الفصل می‌باشند. و این مقام منحصر به قیامت نیست، آن ذوات مقدس، هم اکنون در قیامت‌اند. موفق باشید

24921
متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز شما حضور خانمها در اربعین رو توصیه می کنید بنده پارسال به لطف خدا رفتم ولی تو کربلا به قدری ازدحام و شلوغی بود که مرتب تنه می خوردیم و خیلی ناراحت و معذب بودیم و احساس می کردیم کار خداپسندانه ای نیست و چون شاغل بودیم فرصت نداشتیم بمونیم تا خلوت بشه آیا با این اوضاع و برخورد با نامحرم شما توصیه می فرمایید بنده امسال برم؟ ممنونم التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وارد شلوغی‌ها شدید؟! پس از طی مسافتی طولانی از همان دور که حرم مولا را مشاهده می‌کردید، سلامی می‌دادید و برمی‌گشتید. داستان معاشقه و دل‌دادگیِ خود را شکل می‌دادید. برمی‌گشتید و بر خلاف میل خود، دل خود را می‌کَندید و اشک‌ریزان از محبوب خود جدا می‌شدید. ولی دلِ خود را دلی که فرسنگ‌ها به شوق دیدار محبوب‌تان در محضر او آورده بودید، جا می‌گذاشتید و برمی‌گشتید. آن امام عزیز جز این از ما می‌خواهد که ما عهد خود را به هر شکل و شمایلی در نسبت با مولایمان در میان آوریم. بگذریم که قصّه‌ی راه‌های ورود به عشق حسین «علیه‌السلام» بیش از این حرف‌ها است که در کلمه و کلام آید. نه! باید زنان نیز، مردانه و مردان نیز، با اوج عاطفه در حماسه‌ی اربعینی حاضر شوند. هوایی‌ام کردید. موفق باشید

24882
متن پرسش
سلام عرض ادب: استاد خسته نباشين - خيلي دوستون داريم استاد استاد به اعتقاد صدرالمتالهين نفس در آغاز، امري مادي و جسماني است و در اثر حركت جوهري رشد و اشتداد يافته و به تجرد مي رسد و نفس و بدن درجات يك جوهرند و تكثر و ثنويت آنها عددي نيست، بلكه به مرتبه است يـــــعني چــــه ؟ استاد جناب صدرا به اين قائل هستن كه بين جسم و روح و نفس (نامي نباتي، حسي حيواني، ناطقه قدسي، كلي اللهي) قرار داره؟ يا منظور از اين نفس-جان (نامي نباتي - حسي حيواني - ناطقه قدسي - كلي اللهي) همان روح و روان هستش ؟ استاد كلاً انسان را از منظر اسلام از كجا مطالعه كنيم؟! هر چي بيشتر مطالعه مي كنيم بيشتر سردرگم ميشيم. كتاب هاي شما رو مطالعه كرديم استاد - ملتمس دعام استاد .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی گفته می‌شود دوگانگیِ بین نفس و بدن، عددی نیست؛ می‌خواهند بفرمایند آن دو در عرض همدیگر نیستند. ۲. بستگی به تأویلی دارد که از نفس می‌کنیم. به طور کلّی جناب صدرا معتقد به «تجرد نفس»اند در هر مرتبه که نفس باشد، چه در مرحله‌ی نباتی و چه در مرتبه‌ی حیوانی و انسانی. پیشنهاد بنده آن است که بحث «حرکت جوهری» و «برهان صدیقین» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید. موفق باشید

24762
متن پرسش
سلام امیدوارم جواب سوال منو که از همه جا درمونده شدم بفرمایید، من مدتهاست روی خنده خودم کنترل ندارم. اوایل به این موضوع بی توجه بودم اما تازگی ها خیلی بیشتر از قبل می خندم مخصوصا در جایی که اصلا موقعیت خنده داری نیست. چند روزه همکارانم لقب دیوانه بهم میدن خواهش می کنم راهی جلوی من بگذارید دیگه نمیدونم از کی بپرسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست پیشنهاد می‌شود. زیرا هر اندازه انسان در وادی تفکر وارد شود، به همان اندازه از سیطره‌ی قوه‌ی واهمه که موجب این نوع خنده‌های بدون کنترل می‌شود؛ آزاد می‌گردد. موفق باشید

23961
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با مطالعه جزوه حرکت جوهری سوالی برایم پیش آمده که ممنون میشم راهنمائی بفرمایید. شما در قسمتی فرمودید که آنچه با عقل دیده می شود جوهر است و با توجه به اینکه ما می گوییم، حرکت جوهری، حال سوال اینکه مگر در عالم عقل حرکت داریم؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم به حرکت جوهری، کار عقل است. عقل، می‌یابد که جوهرِ ماده عین حرکت است و این، «فهم» کارِ عقل است، نه آن‌که حرکت، کارِ عقل باشد. موفق باشید

نمایش چاپی