بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد فکر کنم قبلا این سوال رو پرسیده باشم ولی جوابش رو پیدا نمی کنم و فراموش کردم. یه کتاب که فصوص رو خوب شرح کرده باشه میشه معرفی بفرمایید؟ یه پیشنهاد هم دارم اگر ممکنه تو سایت یه قسمتی بذارید برای معرفی کتابای لازم مثل شرح فصوص. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوان فصوص الحکم را بدون شرح استاد خواند ولی شرح‌های فارسی مثل شرح خوارزمی و شرح بابارکنا و شرح‌های عربی مثل شرح قیصری و جندی خوب است. موفق باشید

26074
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: این تحلیل از آقای علیزاده ظاهرا خیلی درست است. جریان به اصطلاح حزب اللهی که یک زمانی ذیل آقای هاشمی و راست بود در به محاق رفتن عدالت بی نقش نبود غیر از اقلیتی که زود فهمیدند کشور از دهه ۷۰ کجا می رود اما بیش از ۱ دهه طول کشید تا به خود بیایند و جنبش عدالتخواهی شکل بگیرد منتها دیگه خیلی دیر شده بود. با استحاله فرهنگ عمومی به سرمایه داری و قارون صفتی، آرمان عدالت با دشواری اساسی رو به رو است. مقام ولایت هم ظاهرا آن قدر قدرت نداشتند که پروژه هاشمی را سد کنند تا بعد از ۳ دهه همچنان آتش از گور آن مرحوم! برخیزد! دولت فعلی هم مشغول فروش شرکت های دولتی به حامیان خویش است تا در دور بعد هم مدیران اولگارش امورات کشور را در دست داشته باشند و اگر کسی خواست مثل احمدی نژادا صلاحات کند کشور را به آتش بکشند. [Forwarded from جدال- علی عليزاده] چرا احیای عدالت در ایران امروز دشوار است؟ احیای عدالت اجتماعی و مبارزه علیه تبعیض‌های اقتصادی در ایران امروز بسیار دشوار است. در سه دهه گذشته در ایران عملا یک جامعه سلسله‌مراتبی -یک کاست طبقاتی- بازتولید و تثبیت شده. از زایشگاه تا مهدکودک و مدرسه تا خانه سالمندان و قبر، طبقات از یکدیگر تفکیک می شوند تا کت و عبا و حتی کفن اشراف و فرزندانشان از برخورد با کت و عبا و کفن فقرا و مردم عادی آلوده نشود. مسلما طبقات برخوردار آنچه به دست آورده‌اند را پس نخواهند داد. اما دشواری اصلی عدالتخواهی جای دیگری است. در اینجاست که عامه مردم، و حتی طبقات پایینی به «فرم» و اصل این جامعه طبقاتی دیگر اعتراض ندارند. فقط می گویند چرا ما و خانواده‌مان در طبقات بالاتر این ساختمان نیستیم. ما با جامعه‌ای طرفیم که فقرایش به ثروتمندان و سلبریتی‌هایش نمی گویند از کجا آورده‌ای. بلکه با حسرت و احترام به آنها نگاه می کنند و آنها را الگوی موفقیت و پیشرفت می دانند. رفسنجانیسم، مثل تاچریسم در انگلیس و ریگانیسم در آمریکا و نئولیبرالیسم در نقاط دیگر جهان، موفق شده نه فقط مخالفانش که حتی کارگران و مستضعفان و محرومان جامعه، و به عبارتی حتی قربانیانش را با خود همراه و همفکر و همدست کند. به هر گروه حمله کنید طرفدارانشان فریاد می زنند زحمت کشیدند و «حق‌» شان است. از دارایی سلبریتی‌ها، دکترها، وکلا، تاجران بپرسید عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. بپرسید «ایران مال»ها و فلان استارت‌آپهای هزار میلیاردی از کجا آمدند، عده‌ای می گویند زحمت کشیدند و حقشان است. برخلاف سالهای بعد از انقلاب که ثروت فراوان نشانه‌ی طاغوت بود، امروز کمتر کسی اصل جامعه‌ای که یک نفر میلیونها برابر دیگران دارد را زیر سوال می برد. این «طبیعی شدن جامعه به شدت طبقاتی» دلیل وجود آقازاده‌ها و رانتخواران مذهبی و تکنوکراتهای سکولاری است که نه فقط عذاب وجدان یا نگرانی از قضاوت جامعه درباره منبع ثروتشان ندارند بلکه با قلدری به ژن خوب (ترجمه همان طبقه خوب) شان می نازند و تهدید به مهاجرت و بردن ثروتشان از این کشور می کنند. دقت کنید که جامعه فقط وقتی از «قلدری طبقاتی» دردش می گیرد که به شکلی عیان با ساختار سیاسی گره خورده باشد. قلدری پسر محمدرضا عارف یا آیت‌الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه و برادرزاده فلان امام جمعه و خواهرزاده فلان سردار و وزیر توی ذوق جامعه می زند و به حق باعث انزجار می شود ولی قلدری طبقاتی جراح برج‌ساز کراواتی یا فوتبالیست و سلبریتی که ظاهری اپوزیسیون دارد با نفرت جامعه روبرو نمی شود. در حالی که دومی هم با شبکه قدرت سیاسی و رانتی پیوند دارد. حقوق نجومی فلان مدیر دولتی و نهادی به حق باعث عصبانیت جامعه می شود ولی درامد ماهی یک میلیارد تکنوکرات بخش خصوصی یا تاجری که به شکلی بخشی از همان نظام اقتصادی و سیاسی است نه. این نشان می دهد که اصل «جامعه به شدت طبقاتی» در ایران دیگر محل سوال و شک نیست. این فرایند طبیعی‌شدن «حق» محصول تزریق سه دهه ایدئولوژی کاذب توسط رفسنجانیسم از یک سو و فرهنگی و غیراقتصادی شدن امر سیاسی در چند دهه گذشته از سوی دیگر است. فرایند «طبیعی شدن حق میلیونها برابر بیشتر داشتن»، مهمترین ابزار مشروع‌کننده‌ی غارت و سهم‌خواهی و رانت‌خواری در ایران امروز است. رفسنجانیسم برای تزریق این ایدئولوژی کاذب دو بال دیگر هم داشت: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی. اولی فضای سیاسی را با ارزشهای فرهنگی لیبرال و دومی با ارزشهای فرهنگی سنتگرایانه اشباع کردند. و با غیراقتصادی کردن سیاست، فرایند انباشت سرمایه و تثبیت طبقاتی دهه هفتاد و هشتاد و نود را پنهان و مخفی کردند. به دعواهای عرصه عمومی دهه هفتاد نگاه کنید: دوچرخه سواری زنان هزاران صفحه روزنامه‌ اصلاح‌طلبان/اصولگرایان را اشغال می کند در حالی که هیچ فردی در هیچ یک از دو جناح فریاد نمی زند مدارس غیرانتفاعی نهادینه‌کردن «تفکیک طبقاتی» در پایینترین سن و متضاد با روح انقلابی است که می خواست امت بسازد. هیچ کس نگفت از درون مدارس غیرانتفاعی که حس تعلق به طبقه برتر را به کودک می دهد باکری و همت و حججی بیرون نمی‌آید هیچ، حتی یک پزشک مسئول و غیرسوداگر هم بیرون نمی‌آید. بگذارید اینگونه خلاصه کنیم: از اوایل دهه هفتاد گروهی با فریاد «وای آزادی» و گروهی با فریاد «وای شریعت» بازتولید جامعه طبقاتی و اشراف قبل از انقلاب را در ذهن مردم به حاشیه بردند و فرعی کردند. به عبارتی این دو گروه آنقدر درباره تفکیک جنسیتی پیاده‌روها و استادیومها و میزان مجاز موی سر زنان بر سر هم فریاد زدند و جامعه هم با این دعوا همراهی کرد که مردم ندیدند سرتاسر خیابانها، مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستانها و حتی قبرستانها «تفکیک طبقاتی» شده‌اند. و بازندگان آنها بودند که بیشتر از همه برای انقلاب هزینه داده بودند. کانال تلگرام علی علیزاده. t.me/jedaal

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! رویهمرفته ما فعلاً در چنین شرایطی هستیم که وقتی طلحه و زبیرهای انقلاب اسلامی می‌میرند باید شمش‌های طلای‌شان را با تبر تقسیم کرد و نه با مثقال و قیراط. ولی اشتباه بزرگ این آقازاده‌ها، غفلت از جایگاه تاریخی ذات انقلاب اسلامی است، جایگاهی که سردار قاسم سلیمانی‌ها در جانِ مردم دارند و این بیچاره‌ها با عوضی‌گرفتنِ ایران اسلامی با اروپا، نمی‌دانند در جایی قرار دارند که همواره با تهی‌بودنِ خود روبه‌رو می‌شوند. در این رابطه به روش فوق‌العاده‌ی رهبر معظم انقلاب فکر کنید که چگونه انقلاب اسلامی را از این ورطه‌ها بیرون می‌کشند که آن روش، روش مارکسیستی نیست که به ظاهر، شعار عدالت داده می‌شود ولی در متن آن دنیاطلبی نهفته است بلکه روشی است که با برگرداندنِ انسانیت انسان به اصالت‌های انسانی‌اش، سرمایه‌داری را پوچ و تهی می‌کند و تاریخ دیگری را ماورای تاریخ امپریالیسم در مقابل ما می‌گشاید. نمی‌بینید چگونه در تشییع بدن مبارک سردار، دل‌ها، آری! همان دل‌ةایی که به گمان دشمن از حقیقت انقلاب اسلامی منصرف شده بود؛ تماماً خود را در گرو تعلق به آن سردار عزیز احساس کرد و این معجزه‌ی رهبری است که حقیقتاً نایب امام عصر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌باشند. فرصت نیست، ولی به این فکر کنید که چه شکستِ سختی در انتظار آن‌هایی است که از فرصت‌های انقلاب خواستند جیب خود را پر کنند و عملاً خود را از انسانیت خالی کردند. انسانیتی که در حالِ طلوع است برای عبور از فرهنگ سرمایه‌داری. موفق باشید

24087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد طاهرزاده بزرگوار و ارجمند گرانمایه. سوال یک خانمی‌ از اهل ایمان است که می خواستم مرحمت فرمایید: «مادر فرزند ۱۷ساله ای هستم که مودب و دوست‌داشتنی است ولی بسیار دین گریز شده. پسرم را به هر طریقی خواستم به راه بیاورم اما نشد که نشد! او نماز نمی خواند (مگر به اجبار من البته با ملایمت در گفتارم) و آن هم هر از گاهی. حتی به من می گوید که چرا اوقاتت را با مسائل دینی هدر می دهی! پسرم بسیار ساده و خوش باور است و با توجه به ارتباطاتش با فضای مجازی، و مصاحبت با دوستان همفکر خودش، معتقد است که دین باعث عقب افتادن ما از غرب شده؛ و خلاصه حرفهایی از این دست که تزلزل زیاد در اعتقادات او را مشاهده می کنم و روز به روز به افول معنوی او و نگرانی شدید من زیاد می شود. درد بزرگ دیگر اینکه همسر بنده هم انسان بیخیالی است و هرگز نگران آینده ی فرزندمان از جهات معنوی نیست. به تنهایی خیلی سعی می کنم پسرم را روشن کنم ولی احساس ضعف می کنم.» استاد عزیز لطف کنید جدای از توصیه به مطالعه ی کتب، چند نکته بفرمایید و ایشان را یاری کنید تا از طرف حضرتعالی فرمایشاتتان را به ایشان عرض کنم. سپاس فراوان از لطفتان. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت رفاقت خود را با فرزندنباید به هم زد تا آرام‌آرام خود آن فرزند متوجه شود راه دیگری را باید انتخاب کند. آری! اگر آماده شد، کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» می‌تواند کمک‌کار باشد. موفق باشید

23956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در یکی از مباحث فرمودید با داروی بیهوشی، روح از بدن غفلت می کند پس عملا دارو باید به روح اثر کند پس چرا دارو به جسم تزریق می شود؟ و در جایی هم فرمودید که هنگامی که شخص غذا می خورد روح درگیر کار هضم است. این موضوعات با بدن حیوانات که فاقد روح هستند چگونه مقایسه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است مباحث کتاب «ده نکته معرفت نفس» را که بر روی سایت هست، دنبال فرمایید. زیرا در آنجا نسبت جسم و روح شرح داده می‌شود مضافاً روشن می‌گردد حتی گیاهان هم، نفس یا روحِ نباتی دارند چه رسد به انسان. موفق باشید

23846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عذر خواهی می کنم مزاحم شدم. این متن رو جایی خوندم می خواستم نظر شما رو بپرسم راجع به این متن. بسم الله الرحمن الرحیم. شاید در زمانه ما دو نوع نگاه بتوان به طلبگی کرد که هر دو نگاه برگرفته از مبنای یکسانی است. اولین نگاه برای استعداد های معمولی است و دغدغه مند های نفسی که صرفا طلبگی سنگری است برای آن ها برای در امان ماندن ساز سیل بلایا و سختی های زمانه ها و این ها بیش از این نباید از خود و طلبگی انتظار داشته باشند که سبب یاس است. اما در نگاه دوم نیز طلبگی به منزله سنگری است اولا برای در امان ماندن و دوما برای مبارزه و دفاع در برابر دشمن در جنگ نرم چه جهاد صغیر و چه جهاد اکبر. به همین دلیل نگاه به حوزه باید وسیع تر شود و هر دو را در خود جای دهد اما ثمره ای که حوزه می تواند داشته باشد برای گروه اول این است که این افراد به گونه ای تربیت شوند که بتوانند همراه با خود به اندازه توانشان جان هر چقدر از افراد که می توانند را از این سیلاب نجات دهند و کمالشان در نجات خود و دیگران است. و گروه دوم بالفعل اینگونه هستند علی رغم اینکه در حال حمله به دشمنان و سنگر سازی و تقویت سنگر نیز هستند. و در هر دو گروه به خصوص گروه دوم باید از خودشان گذشته باشند و ذره ای به سنگر و زمین در سیطره شان مغرور نشوند آن که از خود گذشته باشد می تواند دیگری را نیز نجات دهد و آنکه از زمین تحت سیطره اش و رفاه و امنیتش در آن جا بگذرد می تواند سنگر های دیگر نیز بسازد. آری بدون غایت از خود گذشتن هیچ یک از اهداف دو گروه مذکور محقق نمی شود. اما همه ی اینها معنا می شوند در موقعیت جنگی و تقابل، در غیر اینصورت همه ی این نقش ها به مثابه تئاتر یا بازی است و هر چقدر هم در این نقش ها افراد تلاش کنند هیچ ثمره ای نمی بینند و ثمره ای نمی دهند و بیش از پیش در خیالات و غیر واقعیات فرو می روند. آری طلبگی در زمانه ما لا بد است از شهدایی بودن و شهدایی زیستن و شهید شدن. آری اگر طلبه زمانه خودمان یعنی عصر انقلاب نباشیم صرفا بازیگر تئاتر خیالات خود هستیم و در مجازات با حقایق بازی میکنیم. طلبگی باید کرد به نسبت زمانه، باید طالب باشیم، طالب حقیقت، طالب تقوا، طالب انجام وظیفه، طالب علم حقیقی و مقدماتش، طالب شهادت. سر جمع این طالب ها می شود طلبه. آری صرف طلب علم می شود طالب که در غیر حوزه است اما طلبه حاصل طالب های مذکور مجموع است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده رویهمرفته نکات خوبی به‌خصوص در قسمت آخر آن متن دیدم. موفق باشید

23831
متن پرسش
با سلام: استاد بنده در حال حاضر مجرد هستم و هنوز ازدواج نکرده ام. در پاسخ یکی از سوال ها فرمودید هرچند همسر رزق مقسوم ماست ولی مانند سایر رزق ها ممکن است به علت اعمال خلاف در رسیدن به رزقمان به زحمت بیفتیم. استاد برای ما که بالاخره معصوم نیستیم و گناهانی مرتکب شده ایم آیا این زحمت در رسیدن به رزق ممکن است خدای ناکرده مثلا به صورت عدم موفقیت در ازدواج اول اتفاق بیفتد یا نه و دل به توبه ببندیم اقدام به ازدواج کنیم؟ نگران این هستم که نکند سابقه بعضا نادرست کار دستم بدهد. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنید که «با کریمیان کارها دشوار نیست»، با خدایی هستیم که بسیار مهربان است و اگر هم ما را از چیزی محروم می‌کند می‌خواهد راه بهتری را در مقابل ما بگشاید. به راهی فکر کنید که در این شرایط و در موقعیتی که دارید، در مقابل شما قرار داده است. موفق باشید

23228
متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید همانطور که می گویند ما به جهت ایمان قلبی حاضر هستیم و از ما سوال می شود و خب با بندگی و تلاطم زندگی و هدف بندگی است که باعث حضوری قلبی بیشتر می شود پس نوزاد و کسانی که هیچ موقعیت کسب حضور قلبی را نداشته اند برایشان چگونه محاسبه می شود کسی شده است از اولیا و کسی چنین موقعیتی نداشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در این مورد می‌فرمایند با توجه به این‌که نوزاد و کودک به همان صورت، تقدیر خود را دارند و بر اساس همان تقدیری که داشته است، رحلت کرده، پس در همان مرتبه‌ی وجودی که خلق شده است، مستقر می‌باشد و از زندگی در آن دنیا بهره می‌برد. موفق باشید

22114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. استاد نظر شما در مورد آقای اشترانی و مزرعه علمی ایمانی چیست؟ آیا مورد تایید شما هست که خودمون و بچه هامون وارد مزرعه بشن و تفکرات آنها را پیدا کنیم و طبق آن مباحث جدید پیش بریم؟ یعنی جدا از سیستم آموزش و پرورش. ممنون میشم راهنمایی بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که ایشان با دلسوزی زحمت می‌کشند و راهنمایی‌هایی جهت تربیت دارند، خوب است. ولی این‌که از نظام آموزش و پرورش فرزندان‌مان را جدا کنیم به نظرم باید تأمل کرد مگر آن‌که مثل تأسیس مدارس غیر انتفاعی در کنار موضوعات آموزش و پرورش نکات خوب تربیتی را نیز به نوباوگان آموزش دهیم. موفق باشید

21429
متن پرسش
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد گرامی: در متن کتاب مبانی معرفتی مهدویت صفحه 173 فرموده آید که: «تا مقام حضرت حجت نباشد، بقیه هم نيستند. بقیه موجودات از مقام حضرت مي ریزند. دقت کنید گفتيم از مقام حضرت نه از شخص او.» تفاوت مقام حضرت حجت با شخص ایشان چیست؟ در صورت امکان توضیح بیشتری بفرمایید. بسيار سپاسگزارم. التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واسطه‌ی فیض یک مقام است که امروز در حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» متعیّن می‌باشد و در زمان رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن حضرت متعیّن بوده است. موفق باشید

20573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام حضور استاد معظم: خواهشمندم سوال بنده را بصورت مکفی و مفصل پاسخ فرمایید. با وجودی که خدا علم به آینده دارد و لطف و مهربانی نسبت به انسان، چرا انسانی را بدون اجازه خودش آفرید که خالد در دوزخ باشد. این فرد روز قیامت به خدا می گوید قبول دارم که من با اختیار و اراده خود به راه گمراهی رفتم ولی تو که می دانستی من با وجود شرایط و بر اثر عللی جهنمی می شوم و لطف و مهربانی هم داشتی پس چرا مرا آفریدی که برای همیشه معذب شوم و آیا این خلقت بدون مشورت و خواست من عدل است. گرچه فطرتا وجود را دوست داشتم ولی یقینا اگر می‌دانستم عاقبتم به جهنم ختم می‌شود رضایت به وجود نمی دادم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 4 جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» جوانب سؤالِ جنابعالی را به روش پدیدارشناسانه بررسی کرده است. خوب است به آن کتاب که در قسمت نوشتارهای سایت هست رجوع فرمایید.http://lobolmizan.ir/book/1187/%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86 موفق باشید

18746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در بعضي گروه هاي واسطه گري ازدواج در فضاي مجازي فرم مشخصات خانمها، شامل سن و وزن و قد و تحصيلات و مشخصات خانوادگي؛ گذاشته مي شه تا به آقايون معرفي شوند، نظر جنابعالي راجع به اين امر چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد چاره‌ای نیست. موفق باشید

7923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چرا در این آیه ی أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ خاصا به تسبیح پرندگان اشاره شده است؟منظور از تسبیح موجودات چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در شرح آیه‌ی38 سوره‌ی انعام عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
6656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید می خواستم بدانم اصالت صحت چیست و اگر اصالت صحت واقعی را در نظر بگیریم چه اشکالاتی بر ان وارد است؟و اگر فاعلی چه طور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می کنم به وبلاگ http://hamedrahimpour.blogfa.com/post-13.aspx. رجوع فرمائید .موفق باشید
6527
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی . باوجود شرایط کنونی جهان اسلام ک سفیانیزم و وهابیت هسته اصلی اقدامات علیه شیعیان ب شمار میروند ایا صحیح است ب سفر حج عمره رویم؟ 2.روایت شده از زمان ظهور ک در ان هنگام ب یمن وجود حضرت بقیه الله و پر شدن زمین از عدالت دیگر نیازی ب حقوق و دادگاه قاضی نیست.تازه از رشته حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم.من علاقه زیادی ب درس خواندن و تحصیلات عالی دارم اما نمیدونم منفعت معنوی من در کدام شاخه است؟وقت و انرژی خودم را در این راه بگذارم تا خدمتی ب مردم کنم یا اصلا دنبال معارف را بگیرم حال یا رشته ام را تغییر دهم یا ... با تشکر از حضرتعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سفر حج در حال حاظر زمینه‌ی حضور تشیع را در محافل بین‌المللی اسلامی فراهم می‌کند 2- به نیت احیاء حقوق مظلوم بسیار ضروری است. موفق باشید
29270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. در مورد آموزش پرورش یه سوال داشتم. دقیقا آسیبهای آموزش پرورش رو با چه ترفندی میشه برطرف کرد؟ استاد کاش می‌شد فلسفه و عرفان را از اول دبستان تا پیش دانشگاهی سلسله مراتب تالیف کرد و به آموزش پرورش پیشنهاد داد. می شه از نظر شما؟ اگر بله از چه طریق میشه ورود پیدا کرد به این قضیه؟ من آزمون استخدامی می‌خواهم شرکت کنم اما از بس این دستگاه را عقب مانده می‌بینم جرات ورود پیدا نمی‌کنم و بین اهداف حوزوی خودم و استخدام شدن در آموزش و پرورش مردد شده ام. با خود می‌گویم هستند معلم هایی که بتوانند کارهایی برای دانش آموزان کنند و تو برو دنبال علاقه ی قلبی خودت. از طرفی دلم به حال دانش آموزان می‌سوزد و وقتی تنفر آن ها را به درس می‌بینم پیشنهادات فلسفی و عرفانی و تالیف و... به سرم می‌زند و ورود به این دستگاه پر مساله! واقعا چگونه باید ورود پیدا کرد؟ دیدگاهتان را کامل بیان کنید. تشکر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار که مدّ نظر دارید خوب است و بستگی به ذوق خودتان دارد. بالاخره با همه‌ی ضعف‌هایی که در نظام آموزش و پرورش هست، زمینه‌ی کار فراهم می باشد. موفق باشید

28431
متن پرسش
سلام علیکم: نقل قولی از مرحوم آیت الله العظمی بهجت است که ایشان می‌فرمایند شما قصد نماز اول وقت را بخوانید بتدریج خودتان به حضور قلب و سلوک در نماز و اخلاص می‌رسید و تکوینا در اثر تقید به نماز اول وقت این رشد و تعالی در زندگی و این خلوص ضمیر پیش می آید. آیا این امر در مورد تمام افراد و برای سلوک تمام شخصیتها صادق است؟ چون خیلی افراد تقید به نماز اول وقت دارند ولی تماما سبک زندگی شان توحیدی و متعالی نیست و بسیاری جاها اتفاقا درگیر عدم خلوص ضمیر می شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رویکرد انسان رسیدن به حضور قلب باشد، با نماز اول وقت به نحوه‌ای از حضور در جایگاه صاحب وقت یعنی صاحب‌الزمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌رسد و این همان ورود به حضور قلبی است که انسان نیاز دارد تا خود را در آغوش حقیقت بیابد. موفق باشید

25973
متن پرسش
بسمه تعالی موضوع معارف دین: با سلام: در ابتدا از حضرتعالی تشکر می کنم و از خداوند ملحق شدن جنابعالی را به شهداء مسألت نمی کنم چون شم اشهید بشید چه کسی پاسخ شبهاتمان را می دهد. نهایتا و از خداوند مسألت می کنم خداوند اجر مداد العلما افضل من دماء الشهداء را نصیب شما فرماید شاید اینطور بهتر باشد. اما شبهه و مشکل حقیر: مدتی است که در اثر مطالعات شدید فلسفی و عرفانی و خواندن تضاد مکاتب مخصوصا مکتب تفکیک و معارضان فلسفه و عرفان دچار ضعف اعصاب، مالیخولیا و انقطاع از محیط شدم. به خودم گفتم بگذار معارضان و متکلمان هرچه می خواهند بگویند قابل ترحم هستند اینها هم تشنه حقیقت هستند کشش آنها همین است و بحث را تمام کردم و الا بجنون می رسیدم. از آن‌طرف در دهشت و وحشت معارف عمیق عرفانی افتادم. مثلا علامه تهرانی در مبحث معاد در هنگام نیستی در ذات خداوند جوری می گوید هنیئا لهم که گویا مثلا من در چمن پارک دارم لذت می برم از یکی شدن با طبیعت ناسلامتی، ذات اقدس است این علم را به دهشت و وحشت کامل می برد خدایا. فنا در ذاتت دهشت و وحشت است و بقا ببقاءت دهشتناک تر... هرکسی را می بینم یا هر چیزی میگم به یک تعین ظاهر شد. مردم را خندان می بینم میگم بخندید بیچاره ها یک پوستی از کله تان کنده می شود که حتی فکرش را هم نکنید برزخ و عذاب و کتاب هیچ، قرار فانی در ذات بشید. شما و ما مثل مرغهایی هستیم که قراره به قربانگاه و وحشت برویم من فهمیدم قاطی کردم شما نفهمیدید خوش بحالتون. خلاصه کنم بعید میدونم اولیاءالهی علامات مالیخولیایی شبیه من از خودشان صادر کرده اند بعد اینکه فهمیدند چه خبر است تازه بالفرض اینکه بگوییم کلام عارف حجت است که البته معصوم هم نیست. علی‌ای‌حال راه خارج شدن از این زندان مالیخولیای وسواس فکری چیست قطعا بیماری است در این هیچ شکی ندارم بزرگان ما می گفتن می خندیدن و بشر مثلکم بودند. اما سیر علمی من مشکل دارد. ذهنم بیمار شده، حتی ذهنم گفته بابا جان همه سر کارید و حق با مادیگرا هاست لا خبر جاء و لا وحی نزل، نه پروردگاری هست و نه معادی! خوب مشخص هست سیم ها اتصالی کرده اند. بهتر نیست مدتی حواشی را کنار بگذارم و بپردازم مثلا مطالعه در علم اخلاق، احوال بزرگان و غیره، کلا ذهن بیمارم را چکار کنم مثل کامپیوتری که ویروس گرفته، در روز نهصد و نود و نه شبهه تولید می کند ... از کار و زندگی افتادم، اومدیم از چاله خروج از الحاد و اثبات صانع و مبدا و معاد خارج شیم افتادیم در جنگ تفکیک و عرفان از جنگ تفکیک و عرفان خارج شدیم بعلت ضیق صدر و ضعف اعصاب افتادیم در دهشت و وحشت و اضطراب کلام عارفان. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با خودتان روبه‌روئید و آن‌ها هم با خودشان. نظر کنید به رهبر معظم انقلاب، ببینید می‌توانید در جهانِ او، خود را داشته باشید؟ جهانی نورانی و مقیّد به دیانت و مخالفت با استکبار. اگر خود را در آن جهان قرار دهید، به سرعت از پل صراط به سوی بهشت سیر می‌کنید، به همان معنایی که در آن روایت مشهور داریم: «حبّ علیٍ عبادة، لایضرّه سیئه و بغض علیٍ سیئه، لا ینفعه الحسنه». موفق باشید

25669
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در پاسخ سوال ۲۵۶۴۷ فرمودید: آری! زمان‌ها اقتضائات متفاوت دارند ولی قرآن و اولیاء معصوم، فوقِ زمان‌ها هستند. لذا وقتی با سیره‌ی اولیاء معصوم عمل نماییم، عملاً اقتضائات زمانه نیز رعایت می‌شود و همان روحانیتی که مطابق زمان است بر قلب ما القاء می‌شود. آیا این برداشت من درست است که ائمه اطهار و اولیاء الله، در عین بصیرت تاریخی و شناخت اینکه مشیت الهی در عصر آنها چگونه خود را نمایان می کند. (در یادداشت اخیرتان امام خمینی و مکتب مقاومت در این تاریخ، حضرتعالی تاکیدی روی این مطلب داشتید) با تزکیه و تقوا، بعد فوق زمانی را به میان می آورند تا هم بهتر اقتضای عصر خود را در یابند و هم ارتباطشان با عالم قدس به وسعت تاریخی باشد که در آن هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. اگر به سیره‌ی اولیاء معصوم «علیهم‌السلام» عمل شود، شعور درک اقتضائاتِ زمانه به انسان عطا می‌گردد و مانند حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فهمیم این قرن، قرنِ نابودی ابرقدرت‌ها است؛ رضوان خداوند بر او باد که چشمِ بینای زمانه‌ی خود بود. موفق باشید

25176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جایی دیدم که قوای انسانی را به چهار قسم قوای عقلیه، شهویه، غضبیه و وهمیه دسته بندی کردند. آیا قوه غضبیه زیرمجموعه قوه وهمیه نیست؟ چه تفاوتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! می‌شود از جهتی قوه‌ی غضبیه را در زمره‌ی وهمیه قرار داد، ولی از آن جهت که وجهی معرفتی حتی معرفتی ناصواب در آن است؛ می‌توان آن را جدا نیز در نظر گرفت. به هر صورت این تقسیم‌بندی‌ها، تقسیم‌بندی‌های مطلق نیست. موفق باشید

23724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت و وقت بخیر. به فرموده حضرت آیت الله جوادی زمانی رابطه افراد با فقها رابطه محدث و مستمع بود و زمانی این رابطه به مقلد و مرجع تقلید تبدیل شد و امام راحل (ره) این رابطه را به امام و امت تبدیل کرد، حال سوال این است که در نظام کنونی آیا تعدد مراجع برای نظام اسلامی که باید امام داشته باشد و افراد آن یک امت را تشکیل دهند یک آفت به شمار نمی رود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اشکالی به‌وجود آید. زیرا همه‌ی آن عزیزان در سنتی که روح تشیع بر آن حاکم است، انجام وظیفه می‌کنند لذا تفاوت‌های جزئی، مشکلی ایجاد نمی‌کند. آری! مشکل از آن جهت است که از بهترین رابطه بین مقلِد و مقلَد غفلت شود که بحث آن مفصل است و باید مجامع علمی در مورد آن فکر کند. موفق باشید

23708
متن پرسش
سلام خدا قوت: استاد در آیه ۸ سوره مبارکه نحل خداوند چهارپایانی چون اسب و قاطر و الاغ را باعث زینت ما می داند! اما در درس اخلاق ۲۷ دی ۹۷ ایت الله جوادی آملی ایشون فرمودن که «آنچه در جان ماست به نام علم و عقل و عدل آن زینت ماست (حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم) وگرنه باغ و راغ زینت زمین است نه ما مثل این که ستارگان زینت اسمان اند که (انا زینا السماء الدنیا بمصابیح)» خب حالا سوال اینه آخر این مرکب (اسب دیروز ماشین شاسی بلند امروز) که جزء مادیات هست زینته یا اون ایمان که جزء معنویاته! نمیشه با هم جمع بشن؟ آخه آقای جوادی عزیز می فرمایند که باغ و راغ (شما بگو مادیات) زینت نیست یعنی نمیشه مادی و معنوی زینت بشه! خودتون صوت این جلسه درس اخلاقو گوش کنید لطفا. خیلی ممنونم. تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که آیه‌ی مذکور می‌فرماید اسبان و استران و خران برای سوارشدن و زینت زندگی است و این غیر از چیزی است که زینت برای جان انسان است مثل ایمان. به همین جهت در آیه‌ی مذکور نفرمود: «زینتة لکم». موفق باشید  

21807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: فرمودید که تا انسان چشم باطن بین پیدا نکند نمی تواند حقایق عالم مثل ولایت را بفهمد. لطفا بفرمایید علامت و نشانه ای هست که انسان متوجه شود که دارای چشم باطن بین هست یا نه؟ آیا همینکه انسان در مواجهه با احادیثی مثل حدیث حقیقت نوری عظمت مولا سلام الله علیه را تصدیق کند کافی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ شیعی روی هم رفته طوری است که اگر انسان مقیّد به آن باشد و در دستورات دینی، ظاهر و باطن را با هم رعایت کند و از حضور قلب در امور غافل نباشد چشمِ قلب خود به خود باز می‌شود. موفق باشید

21755
متن پرسش
سلام استاد: سال جدید ان شاءالله بر شما مبارک باشه در باب معاد عمل و اخلاق و عقاید انسان به صورت خود شخصیت او تجلی می یابد و در واقع خود او می شوند. از طرفی حدیث و آیه میگه که خود عمل و اخلاق و عقیده خود رو میبینه. اینجا که میگه میبینه خب یک دوگانگی بین او و عمل و اخلاقش هست که میبینه. چطور با هم جمع کنیم اینو که خودش ظهور همین اعمال و اخلاقه و هم اینا رو به صورت دیگر که غیر خودشه میبینه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دیدنِ عمل و اخلاق و عقاید که در قیامت برای انسان محقق می‌شود؛ به آن صورت است که انسان با وجهِ مجرد خود وسعت می‌یابد و لذا آن نوع دوگانگی که در دنیا بین ما و مخلوقات هست، در آن‌جا پیش نمی‌اید. موفق باشید

21597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: در کتاب دائو د چینگ لائوتزه آمده : کارت که تمام شد رهاش کن، راه آسمان این است. متوجه منظورش نشدم لطفا توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی همواره هرکاری را، راهی در مقابل خود بدان برای نظر به عالم معنا، و لذا از آن کار، راهی را در مقابل خود بگشا. موفق باشید

20669
متن پرسش
سلام استاد: آقاي محمد حسین رجبی دوانی، در رابطه با تاثیر فرهنگ غرب در زمینه سازی عاشورا و تأثیراتی که فرهنگ رومی بر مسلمانان آن زمان داشته و زمینه ساز فاجعه عاشورا شده، می فرمايند: اصلا من تاثیر فرهنگ غرب بر زمینه سازی عاشورا و زمینه سازی فرهنگ رومی بر فاجعه عاشورا را، بنده قبول ندارم. اگر ما اسم سرجون رومی را در دربار معاویه و یزید (لعنهما الله) داریم، یا منصور بن سرجون، دلیل بر نفوذ فرهنگ غرب، یا قدرت غربی آن روز که امپراتوری روم باشد، در حاکميت مسلمان ها و تاثیرگذاری بر حوادث تاریخ اسلام، ما نمی توانیم چنین تلقی داشته باشیم. بنی امیه در مکه بودند و نظام قبيلگي داشتند. به برکت اسلام، اینها از اون جهالت و حالت بدبختی بیرون آمدند و بر اثر خیانتی که بعد از پیامبر به اهلبیت عصمت و طهارت شده، اینها در حاکمیت اسلام جا گرفتند و زمان عمر بن خطاب و عثمان، معاویه در شام حکومت می کند. شام، قلمرو فرهنگی و سیاسی و جغرافیایی امپراتوری روم بوده است، که مسلمانان گرفتند. معاویه هم، به عنوان فرمانروای این منطقه از سوی خلیفه دوم، قادر نیست یک منطقه ای با سابقه تمدنی دیرینه را، بخواهد اداره کند، مگر با یاری گرفتن و مشورت از افراد مطلع اهل محل ... لذا، این در واقع به نوعی میشه گفت ذکاوت معاویه بود که از افراد مطلع بومی مثل سرجون، برای اداره اون منطقه و مردمی که او زبانشان را می داند و او با این فرهنگ آشنایی داره، استفاده بکند. اگر ما حضور یکی دو نفر رومی را، در اینجا سند قرار بدیم بر اینکه رومی ها نفوذ کرده اند و فرهنگشان را پیاده کرده اند، پس باید که بگوئیم راجع به خاندان های ایرانی که در خلافت بنای عباس حضور دارند، خاندان برمکيان، خاندان نوبهاران، خانداني حضور دارند، پس این، نشانه نفوذ ایرانی های زرتشتی و دشمن اسلام در حاکمیت مسلمان است. خیر! بنی عباس، مرکز حکومت خود را در حوزه تمدن ایران، یعنی عراق امروز قرار داده بودند. ناچارند از عناصر ایرانی استفاده بکنند. بله، مشورت به یزید، برای تعیین عبدالله زیاد به فرمانروایی کوفه را، سرجون به او می دهد؛ اما این نشان دهنده این نیست که یک برنامه ریزی بوده و می خواسته اند حرکتی را مدیریت کنند. اگر چنین بود، ما باید شواهد و قرائن دیگری هم، می داشتیم، که هرگز چنین چیزی وجود نداشته و در هیچ کدام از منابع ما، اطلاعاتی در مورد سرجون و منصور بن سرجون، وجود ندارد؛ غیر از این نکات محدودی که عرض شد. نظر شما در مورد اين صحبت ایشان، چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهدی که حکایت از آن دارد که ابوسفیان حتی قبل از اسلام با رومیان ارتباط داشته است را، چه‌کار کنیم؟ حتی آن‌جایی که وقتی نامه‌ی حضرت پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به قیصر روم می‌رسد و قیصر روم می‌خواهد چند نفر از مردم عربستان که پیامبر را می‌شناسند، پیدا کند تا سؤالاتی از آن‌ها داشته باشد؛ یکی از آن افراد ابوسفیان است. پس به هر حال جای این فکر هنوز باقی است که احتمالاجریان اُموی بدون ارتباط فکری و فرهنگی با رومیان نبوده. موفق باشید

نمایش چاپی