بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24283
متن پرسش
ال:سلام و عرض: سلام و عرض خدا قوت، کوتاه عرض می کنم؛ بنده وقتی سر کار می روم حال خوبی دارم ولی وقتی روز تعطیل است و باید کنار خانواده بگذرانم حالم به شدت ناراحت است. توضیح بیشتر: کاری که دارم جزو کارهایی است که خدمت به خلق الله است و کار کردن در آنجا چون به درد جامعه می خورد باعث آرامش بنده است ولی وقتی باید خانه باشم در خانه و کنار خانواده بودن را کار بیهوده می دانم و می گویم چرا باید خانه باشم و کارهای بیهوده مثل تفریح و... کنم به طوری که روزی که خانه هستم آن قدر به خودم می گویم که کارم بیهوده است که حالم به شدت خراب می شود و فشار خونم بالا می رود و بیقرار می شوم و... . کمکم کنید این فشار و ناراحتی خیلی اذیت کننده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تصور غلطی است که اُنس با خانواده را کار بیهوده می‌دانید. این نوعی گم‌کردنِ زندگی است که نتوانسته‌اید با روح اعضای خانواده رابطه برقرار کنید و در کنار همدیگر هر کدام سایه‌ی آرامش دیگری باشید. موفق باشید

23949
متن پرسش
استاد سلام: بنده دچار مرض بی نمازی هستم، نمیدونم چطور از دست این مرض راحت بشم، نه اینکه معتقد نباشم، بلکه هم معتقدم و هم ماه رمضان تا حالا روزه ی نگرفته نداشته ام، شاید خنده دار باشه کسی که روزه بدهکار نیست چرا بی نماز شده، خودم هم نمی‌دونم واسه رهایی از این مرض چیکار کنم، نمیدونم چرا اینقدر راحت نماز نمیخونم، لطفا راهی جلوی پای من بگذارید تا از سر این مرض نجات پیدا کنم، بعضی وقتها که به فکر می افتم و به اوضاع بی نمازیه خودم فکر می کنم شک نمی کنم که اگه همون موقع بمیرم حتما جهنمی میشم، بعدش کمی متأثر میشم و بعد چند روز دوباره بی نماز میشم، چطور از دست این مرض خلاص شم و دوباره مثل قبل برگردم به نماز خوندن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رازهایی در همین نمازِ بدونِ حضور بنده و جنابعالی هست که خودمان نمی‌دانیم. با نظر به هماهنگ‌شدنِ جان‌تان با پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» نماز بخوانید و فردا، نزدیکیِ خود را با نور آن حضرت احساس کنید. چنین ابدیتی، چیز کمی است؟!! موفق باشید

23890

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدا قوت خدمت شما پدر معنوی. خدا از شما راضی باشد اینقدر وقت صرف ما می کنید. می‌بخشید استاد گرامی متاسفانه جواب سوالات به ایمیلم نمیاد شاید مشکل از سایت هست چون ایمیلهای دیگر سایتها را دریافت می کنم اما از این سایت ایمیل جوابش نمیاد. ایمیل دیگری هم امتحان کردم اما متاسفانه باز از این سایت جوابها نمیاد. اگر جواب را باز هم مثل گذشته در سایت قرار بدید تا من ببینم متشکر میشم. کد سوال من ۲۳۸۶۹ بود متاسفانه جوابش را دریافت نکردم. و الحمدلله رب العالمین. اجرتان با صاحب و آقا و سرپرست و پدر حقیقیمان صاحب الزمان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤالی از شما دریافت نشده است. بفرمایید سؤال‌تان چه بوده؟ موفق باشید

23881
متن پرسش
استاد گرامی با سلام: سوال اول: منظور عبارت القلوب التی فی الصدور (حج/46) چیست؟ یعنی قلب هایی که در صدرها است یا به عبارتی قلب در صدر یا قلب درون صدر یعنی چه؟ آیا جایگاه قلب را بیان میکند که از همه ابعاد نفس بالاتر است. یا اگر صدر را همان نفس بدانیم می شود قلب در نفس و شاید منظور این باشد قلبی که می فهمد و ادراکات اصلی را دارد در بعد اصلی انسان (نفس) است و نه در جسم. در غیر اینصورت منظور چیست؟ سوال دوم: کار عقل و قلب برای استدلال، درک و فهمیدن است و اما وظیفه تصمیم و عزم به انجام یا عدم انجام کاری به عهده کیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که در آیه‌ی مذکور متوجه شده‌اید می‌فرماید: چشمِ آن‌ها کور نیست، بلکه قلب آن‌ها که در سینه‌های‌شان است کور است. و مسلّم، کوربودنِ قلب، بُعدِ عدمِ بصیرت و مربوط به بُعد مجرد انسان است و چیزی که مجرد است در ظرف مادی قرار ندارد و ظرف آن نیز مجرد خواهد بود. به نظر بنده این‌که می‌فرمایید یعنی قلبی که مربوط به نفس ناطقه است، کور است؛ حرف درستی است ۲. نفس ناطقه، قدرت عزم و عدم عزم را دارا می‌باشد. موفق باشید

23285
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد: در مورد حادثه اتوبوس دانشگاه فرمودید باید به عقل توسعه یافته دست یابیم تا از اینها عبور کنیم یا اینکه نیروهای متعهدی داشته باشیم که وجدان کاری آنها کارها رو بدون اشکال انجام بدهند. آیا این دو کار تربیت نیروی مومن دلسوز و دستیابی به عقل توسعه یافتگی کدام برای ما زودتر دستیافتنی هستند و و ایا باید این دو را موازی دنبال کرد؟ با توجه به سابقه تاریخی ما کدام زودتر دستیافتنی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر نصف آن انرژی که جهت رسیدن به عقلِ توسعه‌یافته را صرف می‌کنیم را، برای تربیت نیروهای مؤمن و دلسوز صرف کنیم، نتیجه‌ی بهتر و پایداری خواهیم گرفت. تجربه‌ی جهاد سازندگی تجربه‌ی خوبی بود که متأسفانه توسط دولت سازندگی در وزرات کشاورزی ادغام شد و از هویت اصلی آن خارج گردید. موفق باشید

22030
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: آیا در تمام زمان ها، تمام انسان ها باید با عقل به وجود پروردگار و حقانیت فرستادگان او پی ببرند؟ و اگر جواب بله است؛ چرا در برخی موارد، برخی پیامبران مانند حضرت موسی (ع) به جای استدلال عقلی، برای مردم زمان خود، معجزه می آورد؟ یعنی چرا انسان های زمان حضرت موسی (ع) به راحتی می توانستند با دیدن یک معجزه به حقانیت خداوند پی ببرند ولی همان معجزات برای انسان های زمان حال وجود ندارد تا ببینند و اسلام بیاورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معجزات، تنها وسیله‌ی اثبات نبوت پیامبران است و پس از آن انسان‌ها باید با عقل و ایمان خود و با اختیارشان به پرستش خدا بپردازند. و ملاحظه کردید که تعداد زیادی از بنی‌اسرائیل نتوانستند به حضرت موسی«علیه‌السلام» ایمان بیاورند و یا با آن حضرت همراهی کنند. با این حال، معجزات سایر پیامبران با رحلت آن‌ها در صحنه نماند مگر معجزه‌ی آخرین پیامبر که همچنان در صحنه است. موفق باشید

21644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید. ببخشید استاد سوالی داشتم، استاد شما در جواب سوال شماره ۲۱۶۲۵ که در مورد حضور قلب در نماز سوال کرده بودن، فرمودین که: با برنامه سلوکی در راستای اصلاح خواطر، آرام آرام حجاب بین ما و حقیقت رقیق و رقیق تر می شود، سوال اینجاست که کدوم دستورات سلوکی؟ تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت حرام و حلال الهی و رعایت اخلاق فاضله، اگر با رویکرد دفع خطورات باشد؛ کارساز خواهد بود. موفق باشید

21627
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: استاد می خواستم نظرتون رو در مورد کتاب راز و فلورانس اسکاول شین و تاثیر کائنات بر هستی بدونم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را مطالعه نکرده‌ام. ولی این موضوع که برای کائنات نقشی قائل باشیم، یک امر مبهم و بی‌دلیل است. آن‌چه ما می‌توانیم بر آن تکیه کنیم، نقش خدا در تجلی اسماء الهی در زمان‌های مختلف است در عالم. به اعتبار آن‌که در قرآن داریم: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» شاید بحث زمان‌شناسی که در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» مطرح شده است، در این رابطه برای شما حرف داشته باشد. موفق باشید

20378
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: چند وقتى است سوالى ذهن مرا درگير كرده. به عنوان يك دختر وقتى به جامعه خود نگاه مي كنم، و سعى در بررسي حضور زنان كشورم در عرصه هاى اجتماعى و به خصوص سياسي دارم (چه در سطح كلان كشور و چه در جوامع كوچك تر مانند دانشگاه) شاهد حضور و تاثيرگذاري اندك و شايد كمرنگى از آنان هستم. حس مي كنم ذهن و فكر زنان كشورم آنچنان كه بايد، معطوف به اين مسائل نيست و شايد حتى مجالى براى فكر كردن به اين موارد را هم به خود نمي دهند و دغدغه ها و مسائل زندگيشان، پر است از آنچه نبايد. اما مسئله اى كه در اينجا بيشتر برايم مطرح است، علت وجود چنين واقعيتى است؟ آيا زنان در ذات خود پذيراى چنين مسائل و مباحثى نيستند يا شرايط تاريخى و ساختارى و عاملى بيرونى باعث به وجود آمدن چنين شرايطى شده؟ يا علت ديگرى كه از آن غافل هستم. ممنون ميشم مرا راهنمايي كنيد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان در بعضی موارد نشان داده‌اند که توانایی‌های فوق‌العاده‌ی علمی و حتی سیاسیِ چشم‌گیری دارند، ولی با همان صفای عاطفی که در آن‌ها نهفته است. و شاید به جهت شأن آن‌ها در امور عاطفی است که نمی‌خواهند در امور اجتماعی و سیاسی مردانه وارد شوند، زیرا راه‌های بی سر و صدا برای نقش‌آفرینی می‌شناسند که خود را به آن امور مشغول می‌دارند. این جامعه است که باید به چنان بصیرتی برسد که متوجه نقش نرم زنان در امورات باشند و زنان نیز نباید با ملاک‌های ژورنالیستی و بر روی آنتن‌بودن خود را ارزیابی کنند. موفق باشید  

17372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز این سئوالی را که از محضر جنابعالی می پرسم را شاید با مطالعه و دقت بیشتر در کتب و جزوات حضرتعالی به آن می رسیدم ولی خب دوست دارم زودتر به پرسش ام برسم. بنده با مطالعاتی که تا الان بر روی مباحث جنابعالی داشتم این طور برداشت کردم که ان شاءالله برای تحقق آرمان بزرگ اسلام و انقلاب که حضرت امام (ره) در قرن معاصر نوید آن را دادند «باید» اقلا 20 تا 30 سال دیگر امیدوار باشیم که عموم ملت ایران «سالک الی الله» بشوند، برداشتم صحیح هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. البته 20 سال و 30 سال زمان زیادی نیست، زیرا در هر قدمی که برداشته می‌شود نتایج آن ظاهر می‌گردد. موفق باشید

8190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم علت اینکه من هر دم به کاری هستم واز هیچکدام نتیجه نمیگیرم چیست ؟ گاهی به نافله ام گاهی روزه در هیچ کدام ثبات قدم ندارم همیشه فکر میکنم باید کار دیگری کرد عموما ازاعمالم ناراضیم یک زندگی باثبات سلوکی چگونه است ؟ چگونه بفهمیم ان جور که باید هستیم؟ یک روز و شب سلوکی اولیه تا یک سال چگونه است لطفا اعمالش راتوضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بعد از سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست به‌خصوص تا کتاب «معاد» و «خویشتن پنهان» و «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایضی دارم. تا این‌جا بیایید تا بعد. موفق باشید
30068
متن پرسش
سلام علیکم: ایام شهادت صدیقه کبری (س) را تسلیت عرض می‌کنم. استاد عزیز، خداوند توفیق داد که مطالب حضرتعالی در کتاب «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» را بخوانم و ویژه بر روی دو فصل پایانی آن که مربوط به جایگاه تاریخی انقلاب و عبور از تفکراتی که حجاب انقلاب اند و سعه صدر لازم که باید داشت، تمرکز ویژه کنم. جمله بسیار بسیار حکیمانه ای فرمودید که دغدغه تمام چهل و یک سال زعامت حضرت امام و رهبر عظیم الشان مان بوده است اینکه در عین تفاوتِ نگاه نسبت به انقلاب، ولی همه در میدان انقلاب همدیگر را بنگرنیم. و گلایه فرمودید از نیروهای گفتمان ساز انقلاب و جبهه فرهنگی انقلاب که چرا سعه صدر لازم را ندارد و افرادی که رویهم رفته انقلاب را قبول دارند ولی با قرائت دیگر و دچار لغزش می‌شوند را طرد و بیرون از اردوگاه انقلاب می‌دانند و باید مانند برادر سالکی به آنها نگاه کرد که پایشان لغزیده است. سخن حضرتعالی بجا و حق است اما استاد عزیز، وقتی کسی نمی‌خواهد خود را ذیل میدان انقلاب ببیند و اساسا ماوای حیاتش ماوای دیگری است و بنا دارد ما را ذیل یک تاریخ دیگر حاضر کند، چه باید کرد؟ وقتی خطا یک‌بار دو بار اصلا سه بار تکرار شد، عیب ندارد می‌گوییم خطاست ولی وقتی خطا و لغزش تکرار و توالی پیدا کرد، دیگر خطا نیست بلکه خط است. بله درد بزرگی است که برخی افراد دلسوز و یا فاقد بصیرت تاریخی و بی صبر در تحقق آرمانهای نهضت، در نقد و پاسخ به مطالب یکسری افراد چنان مطلب می‌نویسند و می‌گویند که از سر تا پای آن نفرت و بغض و کینه سرشار است و توجه به عقل و ادب لازم جهت تداوم خط انقلاب را در این تاریخ ندارند چنانچه یک فردی بشدت به مرحوم هاشمی در این روزها اهانت کرده و ویدئو آن پخش شده و کاربر عزیزی هم از آن در همین پرسش و پاسخ ها گلایه کردند. اما نکته ای را هم این حقیر می‌خواهم عوض کنم؛ی قینا و مسلما باید که با سعه صدری متعالی و به سان حضرت امام در مسیر حرکت در جهت تمدنی که آوینی عزیز آن‌را مقدمه دولت پایدار حق و عصر توبه تاریخی و بین الطلوعین حیات انسانها می‌داند، حرکت کرد و بجای حذف افراد باید از تفکر و گفتمان عبور کرد و متاسفانه ما گاها با ظاهر بینی از بینش متعالی و قدسی و توام با رحمت و گشودگی غافلیم اما چه می‌شود کرد با آنان که گویی اصلا علاقه ندارند خود را در میدان انقلاب ببیند و خود را در ذیل روح تاریخی که با شروع حرکت حضرت امام به صحنه آمد، ببینند. واقعا می‌شود یک دختر بد پوشش یا سست در مبانی دینی_البته به چشم ظاهر بین من_ را که فطرتی انقلابی و ناب دارد در دایره انقلاب دید ولی هر چه می‌کنیم نمی‌توان امثال فائزه هاشمی ها و تاجزاده ها و زیباکلام ها را در ذیل انقلاب دید. والله وقتی مصاحبه اخیر فائزه هاشمی با یک خبرگزاری را دیدم که آرزو می‌کرد ای کاش ترامپ صاحب رای می‌شد تا فشارها بر جمهوری اسلامی بیشتر شود یا گفت به نظرم انقلابیگری خوب نیست چون ناشی از احساس و هیجان است بلکه ما نیازمند عقلانیت جهت حرکت بسمت توسعه پایدار هستیم، دلم برایش سوخت. خدا شاهد است بغض و کینه ای به دلم نیامد بلکه فقط دلم برای او سوخت که چه میزان در بی تاریخی قرار دارد و فکر می‌کند ما حرکتمان باید در راستای قرار گرفتن ذیل تمدن غربی و به اصطلاح ساخت یک مدرنیته اسلامی باشد و با حضور در فرهنگ توسعه، عزت و تعالی ما و ملت رقم می‌خورد. وقتی برادر ایشان خواستند به نحوی عذر خواهی و پوشاندن سخنان ایشان را انجام دهم گفتم چرا اینکار را می‌کنید وقتی ایشان حرف باطنی شما را زده لیکن شما هنوز نتوانسته آید آن‌را بگویید که البته آقای زیباکلام هم در حمایت از آن سخنان خانم هاشمی مطالبی نوشتند و تایید کردند. واقعا از سر دلسوزی و اینکه ناراحتم می‌گویم چرا اینان این میزان علاقه دارند خود را از انقلاب دور کنند و آیا براستی ما هر قدر سعه صدر داشته باشیم می‌توان اینها را که نقش خود را بعنوان کارگزاران بومی تجدد غربی انتخاب کرده اند، در ذیل تاریخ و عصر انقلاب اسلامی دید؟ آری بحق انقلاب اسلامی میدان گشوده اسماء الحسنی الهی و تجلی عهد قدسی در دل این دوران آست که بسان یک اتوبان و جاده بزرگی می ماند که لاین ها و خط های زیادی درون آنند؛ درست است که چندین لاین و خط داریم ولی همه در بستر همان جاده واحد و اصلی حاضرند و مفاهمه دارند و همدیگر را می‌توانند در بستر تعهد به آن راه واحد در عین اینکه هر کدام به جنبه و نوری از انوار انقلاب نظر دارند، بفهمند. چقدر در کتاب «گوش سپردن به ندای بی صدای انقلاب» مثال خوبی برای این مورد زدید و فرمودید شما تفسیر مجمع البیان و المیزان و تسنیم را کنار هم قرار دهید و یک آیه مورد نظر را در سه تفسیر بررسی کنید؛ می بیند در عین ذات واحد تفسیر و فحوای آیه، هر سه مفسر عزیز جنبه و نوری از آیه را بررسی کرده اند مثلا در تسنیم وجه عرفانی آن یا المیزان وجه اجتماعی و تمدنی آن یا مجمع البیان وجه اخلاقی و روایی آن آیه که هر سه هم قابل توجه و دقیق و ظریف است چون اساسا قرآن و اسلام یک حقیقت اشراقی و نورانی است که ابعاد و انوار مختلف دارد. این انقلاب هم یک حقیقت اشراقی و برخاسته از متن اسلام ناب محمدی (ص) است که میدان و جاده گشوده این تاریخ است ولی حقیقتا اگر کسی ماوای دیگری برای حیات خود در این تاریخ گشود باید گفتمان خود را تقلیل داده یا او را هم در ذیل عصر انقلاب دید. وقتی آقای تاجزاده صراحتا می‌گوید که ما باوری به ولایت فقیه و حکومت دینی نداریم و باید به سمت حذف نهاد ولایت فقیه رفت و سعی می‌کند با عقده گشایی علیه رهبر انقلاب خود را آرام کند، دلم برای او می‌سوزد و ناراحت از تباهی حیات یک انسان به شان انسانیت او هستم اما چه کنم او اساسا میلی به حضور ذیل تاریخ انقلاب و اسلام تمدن ساز را ندارد. به یاد دارم در بحبوحه مذاکرات برجام آقای عراقچی به دیدار مراجع و فضلای حوزه قم رفته بود و به دیدار مرحوم آیت الله مصباح یزدی هم رفتند تا نظر مثبت ایشان را هم به نحوی جلب کنند که آیت الله مصباح به ایشان جواب دادند بحث ما و دولت، سر چند سانتریفیوژ نیست بلکه بر سر مبانی تحلیلی و اسلوب اندیشه و منظومه فکری دولت است. استاد بزرگوار، من هم بشدت ناراحت می‌شوم که گاهی روحیه قشری گری در بین نیروهای دلسوز به انقلاب -البته خارج از دعواهای باطل اصولگرایی و اصلاح طلبی و اعتدالگرایی که از اساس و ریشه باطل است و مقیاس غلطی است و به فرمایش رهبر حکیم مان اگر مقیاسی باشد آن هم بین انقلابی و غیر انقلابی است- پیش می آید و آنها به روحیه ای می‌رسند که عقل و ادب انقلابی در مطالب شان گم شده و به جایی می‌رسند که هر گونه رفتار و سخن و اندیشه و طریقت فکری که مانند آنها نباشد را طرد که چه عرض کنم حتی تا مرز شدید اللحن ترین مطالب پیش می‌روند و به روحیه خود مرکز بینی می‌رسند، گله شدید و عمیق دارم ولی استاد چه کنیم با آنان که حتی با ظاهر اسلامی و از قرآن و ارزشها و دین گفتن گاهی بنا دارند ما را از عالم اسلامی بیرون ببرند و برون رفت از عالم انقلاب را رقم بزنند و علقه ای هم به حضور در ماوای این نهضت و ستون خیمه اش ندارند و خود هم نقشی که ایفا می‌کنند در تراز گام دوم و آینده ما نیست. می‌توان امثال طیب حاج رضایی و مجید قربانخانی ها را در ذیل انقلاب دید ولی اینان که نظام فکری شان و سنگ بنای آن، بر محور و تفکر و فرهنگ دیگری است و حتی حجاب به ظهور آمدن ذات انقلاب می‌شوند و خطاهایشان نه یک بار و دو بارست که بسان یک برادر سلوکی بتوان آنان را در این مسیر حفظ کرد، و حتی الگوها و گفتمان های دیگری را اجرا می‌کنند و به دنبال ایجاد یک نظام نئولیبرال در داخل هستند، هر گونه که نگاه می‌شود نمی‌توان در میدان انقلاب دید و آنها هم علاقه ای به این امر ندارند و هنوز که هنوزه یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند متوجه جایگاه و حضور تاریخی ما شوند و چه بسا موجب باز شدن روزنه های حضور تفکر و فرهنگ مدرنیته و غیر انقلابی شود و خود به تضعیف روح و شالوده ما بینجامد. ان شاء الله در پیمودن این مسیر به سعه صدری متعالی برسیم و شاهد میدان گشوده ای باشیم بی نفی مبانی و فراهم کردن مسیری خارج از روح انقلابی و تسهیل مسیر کارگزار بودن برای تجدد غربی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه احساس نزدیکی به جنابعالی دارم. آری! باید بین آن‌هایی که از حقیقت انقلاب و راه گشوده‌ی خداوند به سوی حقیقت غافلند، با آن‌هایی که حجاب حقیقتِ انقلاب‌اند، تفکیک کرد و در عین حال با گفتمان‌هایی که حکایت از تفکر نسبت به جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی دارد، جایگاه امثال آقایان تاج‌زاده‌ها و زیباکلام‌ها و خانم فائزه‌ هاشمی‌ها را مشخص کرد، وگرنه آن‌ها مخالفت‌های ما را به دعوای جناحی تبدیل می‌کنند و حقیقت قضیه گم می‌شود. راهی که اولیای الهی پیشه کردند آن بود که توانستند بین جریان اموی و سیره‌ی علوی تفکیک کنند بدون آن‌که دعوای نعمتی و زرگری راه بیندازند. نه! نه! هرگز این افراد ذیل انقلاب قرار نمی‌گیرند، ولی توان عبور از این جریان را به سیره‌ی رهبر معظم انقلاب بحمدلله ما در خود داریم و بنده روش حاج قاسم را این‌گونه دیدم که «گر شوم مشغول اشکال و جواب/ تشنگان را کی توانم داد آب».

وای اگر برای نزدیکی به آن‌ها، گفتمان خود را تقلیل دهیم. زیرا این به معنای بازی‌کردن در میدان کسانی است که تماماً حجاب حقیقت انقلاب هستند، ولی مشکل ما همچنان که گفتید روحیه‌ی قشری‌گری است و بازی‌کردن در میدان تخاصم با این جریان، که موجب می‌شود مردم به جهت این روحیه از خیر ما هم بگذرند و متوجه نشوند که جریان مقابل بنا دارد تحت تأثیر مدرنیزاسیون ما را از عالَم اسلامی‌مان خارج کند.

به هر صورت در شرایط تاریخیِ بسیار حساسی قرار گرفته‌ایم. همه‌ی تلاش بنده آن است که با رهنمودهایی که خداوند در سوره‌ی فتح در مقابل ما قرار داده، بین مجاهدین راستین و مخلّفون، تفکیک کنیم. به عنوان دست‌گرمی پیشنهاد می‌کنم متن نوشتاریِ جلسات هشتم و نهم که روی سایت هست را دنبال بفرمایید و از ادامه‌ی آن که إن‌شاءالله به مرور عرضه می‌شود، خسته نشوید تا ملاحظه کنید قرآن چگونه به ما کمک می‌کند تا به نور قرآن در این برهه‌ی تاریخی از چنین خطر بزرگی عبور کنیم. موفق باشید     

29168
متن پرسش
سلام علیکم: این اربعین فرای همه اربعین ها بود. تقریبا هیچ احساسی یا چیزی ندارم این جدید است این نو هست. شما تحقیقاتی دارید و معلم هستید چیزی به نظرتان نمی رسد؟ سخت جدید است نه فقط برای من.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید باید به نحوه‌ای دیگر از حضور انقلاب اسلامی در این تاریخ نظر کرد. إن‌شاءالله با «انتظار» و آمادگی، آنچه پیش می‌آید را خواهیم شناخت و از آن استقبال می‌کنیم. موفق باشید

28999

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: وقت شریف شما به خیر. آیا مخلوق اول همان نور وجود مقدس پیامبر خاتم «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. یعنی روح همان شخص پیامبر هستند. که در سوره قدر هم آمده. ممنون از شما استاد گرامی در پناه حضرت حق سلامت و موید باشین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول مخلوق از یک جهت مقام پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است و از جهت دیگر مقامِ عقل است و نه مقام روح. موفق باشید

28658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلبی خواندم با این مضمون «پیامبر با بچه ها بازی می‌کرد حتی موقع نماز جماعت بگونه ای که مثلا هنگام قیام بچه را با با یک دستشان می‌گرفتند و هنگام سجده بر زمین می‌گذاشتند و....» از طرف دیگر فرمودید روایت هست که از ورود بچه ها به مسجد جلوگیری شود، بدلیل اینکه فضای ملکوتی و آرامشی که در مسجد باید باشد از بین نرود. این دو چگونه با هم جمع می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایات که می‌فرماید بچه‌ها را به مسجد راه ندهید؛ یعنی بچه‌های کوچه که بدون همراهی والدین وارد مسجد می‌شوند و شلوغ می‌کنند. موفق باشید

28627
متن پرسش
سلام علیکم: وقت بخیر. عذر میخوام تو پاسخ سوال ۲۸۶۱۴ به این مضمون فرمودین که خودمونو در معرض نفحات زندگی قرار بدیم سوالی داشتم، چجوری آدم خودش رو در مقابل نفحات زندگی قرار بده؟! از کجا بفهمیم این نفحات رو؟! اگه کتابی در مورد این بحث دارین لطف کنین معرفی کنین. خدا خیرتون بده
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به تعبیر آیت اللّه حسن‌زاده باید کشیک نفس کشید و این با پرسیدن حل نمی‌شود. مثل آن است که کسی از شما بپرسد چگونه باید اطراف خود را ببیند؟ به همین جهت جناب مولوی می‌گوید:

چون نپرسی زودتر کشفت شود ** مرغ  صبر  از  جمله  پران‌تر   بود

ور  بپرسی   دیرتر  حاصل شود  ** سهل از بی صبریت مشکل شود

موفق باشید

27843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد عزیز: ۱. یک مشکلی دارم و قصد ترک این عادت بد را دارم ولی به شک افتاده ام؟ من وقتی مطلبی یاد می‌گیرم با تمام خلوص سعی در برطرف کردن آن در وجودم می‌کنم و وقتی می‌بینم دیگران اشتباه مرا می‌کنند و به هلاکت می افتند عذاب می‌کشم پس سعی می‌کنم آنها را راهنمایی کنم که به جدل کشیده می‌شود البته جدل بدون دعوا ولی به هر حال شخص مکدر می‌شود. بعضی موارد هم کج فهمی یا تفسیر به رای آیات و احکام را با اینکه تخصصی ندارند در یک جمع مطرح می‌کنند که باعث شکنجه درونی من و عکس العمل من ولی خالصا برای رضای خدا می‌شود. با اینکه می‌دانم در خانواده همه مرا سرزنش می‌کنند که چرا حساس می‌شوم. ولی الان که می‌خواهم سکوت کنم، می‌گویم نکند اشتباه می‌کنم و این کار من جدل نیست و نهی از منکر است و آنکه در درون من مرا امر به سکوت می‌کند و می‌گوید تو اول خودت را درست کن چکار به بقیه داری، شیطان است؟ و ندایی دیگر در درونم می‌گوید تو به کارت ادامه بده، سخن حق زدن به مذاق بقیه خوش نمی آید و حرف حق زدن تحمل سختی را هم دارد، مگر کم به امیر المومنین (ع) توهین کردند که سعی در برقراری حق داشت. ۲. اگر می‌شود سخنرانی یا کتابی را برآیم معرفی کنید که تشخیص دهم کجا باید حرف بزنم و کجا نه و چقدر باید با سخن ناحق مبارزه کرد؟ از ته دل حلالم کنید که وقت شریف شما را گرفتم، شنیدن صدای شما و پیام شما برایمان شده دلخوشی به پیام یک انسان بزرگ به یک انسان حقیر که هیچ استاد و راهنمایی جز خدا ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که اطرافیان دلسوز جنابعالی متذکر اشکالات روش شما می‌شوند را؛ بپذیرید. پیشنهاد می‌شود توصیه‌های امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به فرزندشان را دنبال کنید. موضوع در کتاب‌ «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بر روی سایت هست. موفق باشید

27553
متن پرسش
چرا امثال شمر با یک عمر نماز و روزه جهنمی می شوند و امثال وهب نصرانی با این که عمری نماز نخوانده اند و حتی مسلمان نبوده اند بهشتی می شوند؟ نقش تربیتی عبادات مثل نماز چه می‌شود که باعث نجات این افراد نشد؟ یا شیطان با شش هزار سال عبادت چرا عاقبتش این شد؟عبادت چه ویژگی باید داشته باشد که در عبادت شیطان نبود؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که انسان بداند چه چیزی را در زندگی جستجو می‌کند. شیطان دائماً خود را می‌دید و جهانش در محدوده‌ی تنگِ خودبینی‌اش بود. ولی انسان‌های فرهیخته در جهانی هستند که حضرت حق در صحنه می‌باشد و نه خودشان. ماه رمضان و عبادات برای کسانی مفید است که متوجه باشند رحمت الهی با گشودگی خاص آن در صحنه است تا کیفیتی ماورای کمیت‌ها برای انسان به ظهور آید. موفق باشید

25864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا کسی که در هنگام ظهور زنده می شود (رجعت) و بدن مادی دارد آیا در بدن او حرکت جوهری هست یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند. زیرا در هر حال وقتی آن روح که رجعت کرده است بدنی را از عالَم ماده برای خود شکل دهد، به اعتبارِ مادی‌بودنِ آن بدن، دارای حرکت جوهری است. موفق باشید

25638
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز در کتاب «حقیقت نوری...» در قسمت قلب ممتحن حدیثی در مورد حضرت یونس علی نبینا و اله و علیه السلام ذکر فرمودید که ولایت حضرت امیر علیه السلام را «اقرار» نکرده و «انکار» کرده است چطور این با مقام نبوت جمع می شود؟! متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند: «تلک الرسل فضّلنا بعضهم علی بعض». با توجه به این امر، حضرت یونس «علیه‌السلام» باورشان نمی‌آمد که ولایت حضرت علی «علیه‌السلام» آن‌چنان اهمیت دارد. لذا منکر نبودند به معنای مخالفت، بلکه مهم نمی‌دانستند. لذا در روایت داریم: «ابْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ عَنْ حَبَّةَ الْعُرَنِيِّ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ اللَّهَ عَرَضَ وَلَايَتِي عَلَى أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ أَقَرَّ بِهَا مَنْ أَقَرَّ وَ أَنْكَرَهَا مَنْ أَنْكَرَ أَنْكَرَهَا يُونُسُ فَحَبَسَهُ اللَّهُ فِي بَطْنِ الْحُوتِ حَتَّى أَقَرَّ بِهَا [1] حبه عرنى گفت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود خداوند ولايت مرا بر اهل آسمانها و اهل زمين عرضه كرد بعضى اقرار و بعضى انكار كردند يونس منكر شد خداوند او را در شكم ماهى زندانى كرد تا اقرار كرد. موفق باشید.


[1] بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏26، ص: 282

24690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: استاد دلیل نرسیدن به بعضی از رویا هایی که هم عقل و هم دین آن را تایید می کنند. و هم برایش بسیار زیاد تلاش کرده ام علی رغم مشکلات فروانی که در زندگی شخصی ام داشتم چیست؟ سوالم را واضح تر می پرسم چون می دانم در این زمینه تجربه دارید. شاید به نظر خیلی ها کودکانه باشه سوالم اما من مدت هاست که با علاقه به رشته پزشکی که با شناخت افراد درجه یکی مثل دکتر قریب یا دکتر سید ناصر عمادی آن را شناختم. تلاش می کنم. هم در راهنمایی و هم در دبیرستان امام محمد باقر تحصیل کردم اما باز هم بعد از ۲ سال ناموفق بودم. استاد باید با چه استدلالی دلیل عدم استجابت دعا هایم را توجیه کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما برای خدا تکلیف معلوم نکنیم «کارسازِ ما به فکر کار ماست / فکرِ ما در کارِ ما آزار ماست». موفق باشید 

24491
متن پرسش
عرض سلام وادب و احترام دارم خدمت شما استاد بزرگوار، رحلت فرزندتان را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت می گویم استاد ما را در غم خود شریک بدانید خداوند روح آن مرحوم را قرین رحمت واسعه خود گرداند و اجر شما را در این مصیبت صد چندان بفرماید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابراز محبت جنابعالی و پیام تسلیت ارزشمندتان نسبت به رحلت فرزندمان نهایت تشکر را داریم. آن ابراز محبت برای بنده و خانواده‌ بزرگ‌تر از مصیبتی بود که در راستای تحقق مشیت الهی بر ما حادث شد. امید است که آن مصیبت، بسترِ رحمت واسعه‌ای باشد که از طریق آن متذکر راه‌های نرفته‌ای باشیم که با هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به آن‌هایی که گمان می‌کردیم باید از آن‌ها فاصله داشته باشیم؛ آن رحمت گشوده‌تر گردد. موفق باشید  

23947

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام: استاد گرامی به خواب ها و مطالبی برخوردم و به نتایجی رسیدم که در خواست دارم اگر غلط یا ناقصد است کامل فرمایید. اینکه در خواب دیدم که هرچه با اطرافیان سخن می گویم جوابی دریافت نمی کنم و انگار هرکس مشغول کار خویش است و با عالم خود زندگی می کند، دومین خواب اینکه این حریمی که ما برای خود قایل هستیم در خانه منظورم دیوار هاست اصلا وجود خارجی ندارد پس هرچه از آداب را رعایت نمی کنیم در برابر دیده عالم وجود است و خواب سوم اینکه در خواب از مساله ای رنج می بردم اما عذاب آور تر این بود که زمان وجود نداشت و همانگونه که اینجا با گذشت زمان درد عادی می شود و گرمی به سردی می گراید اما در حقیقت بعد مرگ، نبود زمان بیشتر انسان را در عذاب مخلد می کند. در نهایت نتیجه گرفتم بعد از مرگ دفتر وجودی دارم که فقط رفتار و گفتار و عقاید خودم در آن ثبت است و هیچ سخنی از دیگران در آن نیست که من با رفتار بد دیگران و عکس العمل خود به توجیه رفتار غلط خود بپردازم و رعایت نکردن آداب فقهی و آداب مستحبی فقط خودم را آزار می دهد چون این عالم صغری خودم با عالم کبری پروردگار همخوانی ندارد دقیقا مانند شنا کردن بر خلاف جریان آب است و تمام عقاید من همان محفوظاتی است که دائم با تکرار و توجه به مفهوم در وجود پذیرفتم و با آن محفوظات خیال و تفکر خود را در زندگی جریان دادم و الان انگار خودم را می بینم و قیامت خود را که در حال ساختن آن هستم و هر آنچه بیرون من است جلوه ای از حق است که چه از نظر وجودی ضعیف باشد مانند جماد و نبات و حیوان و حتی انسان های بی دین و چه وجود قوی باشد مانند مومنین به هر حال ذره ذره رفتار و خیالات من در مورد آنها برخورد با خود خداوند است و پناه بر او می برم از خطا های خود در محضر او که یگانه است و برای همین اگر بدترین حادثه هم حادث شود قلب مرا متالم می کند ولی آشفته نمی کند. و در پایان تشکر بی انتها از شما که در بحرانی ترین شرایط زندگی من با سخنان خود نگذاشتید حوزه را رها کنم و شهادت می دهم که هر بار از شما سوالی پرسیدم حقیقتا پاسخ شما را قبل از دیدن در سایت دریافت کردم. استاد این ترم اصول عقاید را دارم و اصول فقه را و با هر دو با تمام وجود پرواز می کنم و زندگی شده برآیم شکار لحظه ها و لبیک به خداوندی که او را در هر پدیده ای در روبرویم می بینم. الحمد لله الذی یرزقه من حیث لا یحتسب والله، ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی قدرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که مکرر خدمت کاربران محترم عرض شده است بنده تعبیر خواب نمی‌دانم و پیشنهاد بنده آن است که رفقا هم خیلی خواب‌های خود را دنبال نکنند، زیرا چیزِ قابل اعتمادی نیست. ۲. اگر با تعمق و دقت، مباحث علمی خود را دنبال کنید و در تقویت بدن نیز کوتاهی ننمایید، إن‌شاءاللّه کارها به‌خوبی جلو می‌رود. موفق باشید

22447
متن پرسش
سلام استاد: سوال بنده راجب این بود که اولا آیا همه امامان رجعت می کنند در ثانی رجعتشان به علت کامل شدن خود امام است در رهبری جامعه. این جا این سوال پیش میاید که اگر رجعت امام برای کامل شدن خودش در امامت و رهبری جامعه است خوب برای امامت کل بشریت آخرالزمان یک امام کافی است. چون اولا بدن امام در تعادل است و تا بدن در تعادل است از بین رفتنی نیست از اونور حتی یک امام هم ظرفیت رهبری جامعه آخرالزمان را تا انتها دارد دیگر رجعت بقیه برای چیست؟ سوال دوم اینکه امامان که رجعت می کنند آیا با شهادت از دنیا می روند یا مرگ طبیعی اگر با شهادت باشد پس دوباره ناقص از دنیا رفته و با فلسفه رجعت نمی خواند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رجعت، بیشتر بحث در رجعتِ سیره‌ی امامان است، نه رجعتِ فردفرد آن‌ها. حال یا آن سیره با خود امامان ادامه می‌یابد، مثل سیره‌ی امام حسین «علیه‌السلام». یا از طریق امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». در این مورد خوب است به کتاب «حضرت بقیت‌اللّه» از استاد جوادی آملی رجوع فرمایید. موفق باشید

22121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز دل: استاد بنده در حال خواندن کتابی از استاد نصر الله حکمت هستم تحت عنوان «فلسفه ادبیات میخانه» حین خواندن کتاب به یک تکه شعر نو برخوردم که می خواستم نظرتون رو در موردش بدونم. «آنان که درختان تاک را قطع می کنند اگر جای خدا بودند شیطان را نیز اعدام می کردند» دو تا نکته هم در مورد استاد حکمت می خواستم بگم. 1. بنده به عنوان خواننده آثار حضرت عالی تفکر استاد حکمت رو به شما بسیار نزدیک می بینم. 2. استاد حکمت یک نظریه بسیار جالبی رو تحت عنوان «شاکله شناسی» شروع کردند و کتابی رو هم تحت همین عنوان نوشتن که انتشارات الهام چاپ کرده. حقیقتا در نوع خودش کم نظیره. استاد ازتون خواهش می کنم این کتاب رو بخونید و اگر صلاح میدونید به استاد حکمت در تکمیل این تئوری کمک کنید. به این دلیل این حرفو میزنم چون بنده کتاب «خویشتن پنهان» شما رو اونقدر خوندم که تقریبا از حفظم. بعد از خوندن کتاب «شاکله شناسی» استاد حکمت تصور می کردم انگار جلد دوم خویشتن پنهان رو دارم میخونم. استاد عزیز ببخشید سوالم طولانی شد. خیلی دوستتون دارم و همیشه دعاگوی شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب خوب را مطالعه کردم و از قبل هم با نوشته‌های استاد حکمت آشنا بودم. امیدوارم که إن‌شاءاللّه ایشان به‌خوبی بتوانند در کاری که شروع کرده‌اند، به پیش برانند. آشنایی شخصی با ایشان ندارم. موفق باشید

نمایش چاپی