بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20135
متن پرسش
سلام استاد: پیرو سوال 20103 آیا میشه گفت چون خدا دائم در حال تجلی است پس عالم ماده هم ازلی و ابدی است (به اعتبار تجلیه خدا). عالم ماده ی بعدی آیا دقیقا مثل همین عالم ماده هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در بحث «حرکت جوهری» روشن شد همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

19980

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم آقای طاهرزاده: هر چه فکر می کنم و گذشته خودم را بیاد می آورم گذشته که در دبستان، راهنمایی، دبیرستان و بعد در دانشگاه گذشت و رفقایی که داشتم و هم اکنون تو کوچه و بازار خیلی بی تفاوت از کنار هم رد میشیم به نظر شما چگونه این نسبت گشوده شود و عالم رفاقت معصومانه ای که وجود داشت دوباره شکل بگیره؟ موانع این راه کدامند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه خودخواهی‌ها و تکبّر و مشغول خودشدن، این مشکلات را ایجاد می‌کند. موفق باشید

19084
متن پرسش
با سلام خدمت شما: من سوالاتی دارم از محضر استاد منتهی سوالات من صرفا تخصصی هستند اگر استاد لطف بفرمایند پاسخ بدهند خیال حقیر هم راحت تر است احتراما اولا: استاد مفهوم المیزان چیست؟ اینکه خداوند «وضع المیزان» رو همسنگ خلقت آسمان و زمین میدونه چیه؟ چرا که این از اهمیت اون سرچشمه میگیره این المیزان چیه و چه کارایی داره؟ دوما: معنی «و علم الآدم اسماء کلها» میشه به آدم همه اسم ها رو آموختیم این همه اسمها چیه؟ در بعصی تفاسیر می فرماید اسامی الحسنی بوده ولی این نمیتونه باشه چرا که اسماء الحسنی رو فرشتگان هم میتونن بدونن ضمنا از تعلیم صحبت به میان اومده خداوند به آدم تعلیم کرده همه اسمها رو این همه اسمها چیه؟ سوما: اینکه خداوند می فرمایند آدم و حوا نیاز به خوردن غذا نداشتن و نور آفتاب اونها رو اذیت نمی کرده آیا نشانگر این نیست که اونها جسم لطیفی داشتن که نور آفتاب از بدن شیشه ای مانندشون عبور می کرده آیا نشانگر این نیست که آدم قبل از نافرمانیش یک نوع حیات خاص با جسم خاص داشته مثل جسم جنیان؟ من تو تفاسیر خوندم ولی دلیل بدردبخوری ذکر نشده اشاره به سیر شدن از بوی میوه های بهشتی شده یا انبوه بودن درختان بهشتی که کاملا بی معنیه نظر شما چیه؟ سوما: من از کسی که به علم الحروف آشنایی داشت شنیدم کلمه هیچ فارسی دارای اسراریه و خواصی داره نظر شما در مورد کلمه هیچ چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی نظام عالم بر اساس سنت و قاعده خلق شده باشد، گفته می‌شود خلقت عالم بر اساس میزان ساخته شده[1] و از آن‌جایی که حضرت حق عین وحدت است به معنای یگانگیِ محض، هر آن‌چه از او صادر شود عین قاعده‌مندی و نظم است 2- جواب قسمت دوم سؤال با توجه به ابعاد مختلفی که دارد را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال بفرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

 


[1] - و قرآن در سوره الرحمن می فرماید «أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ﴿۸﴾  تا مبادا از اندازه درگذريد (۸)  وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلَا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ ﴿۹﴾

و وزن را به انصاف برپا داريد و در سنجش مكاهيد (۹)

18883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به سوال 18862 می توان گفت روح در مقامی برتر از مقام نوری اهل البیت و حقیقت محمدیه است؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید روح را منطبق با مقام نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» گرفت. اصل بحث به طور نسبتاً مفصل در شرح کتاب «مصباح الهدایه» حضرت امام مطرح شده. موفق باشید

16494
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در کتاب تاریخ فلسفه غرب، فرمودید که هگل وجود را تابت نمی داند، بلکه برای آن صیرورت قائل است. آیا این به معناى انفعالي دانستن وجود نيست؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است؛ البته هگل حقیقت را در صورت انسان ظاهر می‌بیند و این غیر از حقیقتی است که آموزه‌های دینی مدّ نظر دارد. جناب آقای دکتر علی امیرخانی چهار جلسه در موسسه‌ی روزگار نو در رابطه با هگل نکات ارزشمندی را مطرح کرده‌اند، خوب است که آن مباحث را از آن موسسه تهیه نمایید. موفق باشید

32060
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: یک مطلبی دیدم مبنی بر اینکه شما و چند نفر دیگه فردیدی هستید. می‌خواستم نظرتون رو در مورد این مقاله به آدرس https://ghiam.ir/?p=519 بدونم. اندکی ذهن حقیر رو درگیر کرده. بخشی از مقاله: «فردید معتقد به ذات داشتن تمام پدیده‌های مدرن ازجمله فناوری است، یعنی آن‌ها ابزاری نیست که خنثی باشد و بتوان در چارچوب‌های تصوری (پارادایم‌های) دیگر نیز از آن‌ها بهره برد. وی از مهم‌ترین موانع بنیادین تفکر بین مسلمانان را تئولوژی‌اندیشی (گفتمان کلامی) در معنای پذیرش پاره‌ای مفروضات سنتی و تاریخی به‌صورت غیرانتقادی می‌داند. جریان فردید با تجددستیزی حداکثری بر افرادی نظیر عباس معارف، رضا داوری، مددپور، اصغر طاهرزاده، رجبی، ریخته‌گران، جوزی، سلیمان حشمت، عبدالکریمی، یوسفعلی میرشکاک و… اثر گذاشته است. این جریان معتقد به ناسازگاری دین و علوم جدید است. مهم‌ترین استراتژی این جریان شناساندن مبانی فلسفی تمدن غرب و به تعبیر خودشان، شناخت عمیق آن و درنهایت نقد آن است. این جریان با طرح اولویت غرب‌شناسی (نسبت به اسلام‌شناسی یا اقدامات اصلاحی) و فروکاست همهٔ تعارضات در کشور و دنیا به مدرنیته، تلاش می‌کند ضمن تقلیل همهٔ ساحات تقابل اسلام و استکبار جهانی به بحثی فلسفی، تمام مشکلات و چالش‌ها را به مدرنیته، استفاده از دستاوردهای بشری جدید احاله دهد. این تفکر، فناوری را شیطانی نامیده و از ضرورت کنار گذاشتن آن سخن می‌گویند. این جریان پست‌مدرن متأثر از نوع تفکر مسیحی اروپای متصل، تلاش می‌کند با نوعی رویکرد عرفانی شهودی به مقابله باعقل فلسفی اروپای متصل با مبنای یهودی بپردازد. محوریت یافتن عقل ابزاری، عقل خودبنیاد و سودمحوری جزو نقدهای جدی این جریان به غرب است. بخش‌های مذهبی‌تر و انقلابی‌تر این جریان، تلاش زیادی دارد شهید سید مرتضی آوینی را نیز متصل به خود نشان دهد و از این طریق در جذب جوانان انقلابی فعالانه عمل کند. واقعیت این است که آوینی هیچ‌گاه مستقیماً شاگرد فردید نبود. بعضی حرف‌های او در فضای عمل‌زدهٔ پایان دههٔ ۶۰ و آغاز دههٔ ۷۰ که نقدها به غرب‌زدگی در اعتراض و احیاناً برخوردهای فیزیکی با مظاهر خرد تهاجم فرهنگی خود را نشان می‌داد، در کتبی نظیر «توسعه و مبانی تمدن غرب» با این جریان قرابت دارد، اما آوینی متأخر که خود دست به دوربین و استفاده‌کننده از فناوری است به‌ویژه در آثاری نظیر جلد سوم «آیینهٔ جادو» کاملاً از این جریان فاصله گرفته و با نفی ذات قائل شدن برای فناوری و احیاناً شیطانی دانستن آن‌چنان‌که در جریان فردید اتفاق می‌افتد، معتقد است مسئلهٔ اصلی تحول انفسی انسانی است که از فناوری استفاده می‌کند، یعنی مهم انسانی است که فناوری مثل دوربین و سینما را به کار می‌گیرد و نه اینکه اصل فناوری و سینما را شیطانی بدانیم.[۱۱] این اندیشه با منبعی التقاطی تلاش دارد تا نگاه هایدگر را بر تاریخ تفکر فلسفی و علمی تطبیق کند و لذا ساده‌سازی‌های بسیاری دارد، نظیر این‌که بدون دلیل دوران پیشاسقراطی را دوران امت واحده و علم حضوری می‌خواند بدون آن‌که به شرک اساطیری یونان که در دوران هلنیسم در رم نیز بازتولید شد و صوفیسم یونانی که ارسطو و افلاطون در برابر آن ایستادند، توجهی کند. تطبیق اسماء نیز بر دوران مختلف مستند مشخص عرفانی یا دینی جز نظریات هایدگر ندارد. فردید بیشتر بر سلب تمرکز دارد و بحث ایجابی مدلل و دقیقی از او دیده نشده است. این اندیشه با فرض حوالت تاریخی، نوعی جبر و عدم امکان تغییر با اراده‌های انسانی را به دنبال دارد و به‌نوعی انفعال و خودداری از اصلاح می‌انجامد که در اقدامات اجتماعی و سیاسی معتقدین به این جریان نمود دارد؛ گذشته از آن‌که با دستورات دینی نیز تباین دارد. این اندیشه حاصل استفاده از ادبیات عرفان نظری بدون طی کردن عرفان عملی است (چنان‌که کسی در مورد فردید، گذر از مراحل عرفان عملی را روایت نکرده) و لذا سخنان او همانند سایرین که چنین می‌کنند، حالتی شطح‌گونه یافته است، علاوه بر آن‌که آن را با تفسیر هگلی مارکسیستی آمیخته است. نه‌تنها برداشت او از ابن‌عربی که برداشت او از هایدگر نیز ناقص است. علاوه بر آن به لوازم هرمنوتیکی مکتب هایدگر که به نسبی‌گرایی می‌انجامد و نتیجتاً توانایی نقد را از دست می‌دهد، توجه ندارد. استفاده از ادبیات عرفانی نه‌تنها به‌وسیلهٔ او که به‌وسیلهٔ روشنفکران التقاطی و غرب‌گرای حداکثری عوارض زیادی ایجاد کرده است، نظیر خیر دانستن همهٔ بدی و خوبی‌ها که نوعی پلورالیسم با ادبیات دینی و عرفانی است. فردید با طرح هایدگر می‌خواست به‌نقد غرب بپردازد، اما در عمل از یک اندیشهٔ غربی به اندیشهٔ دیگر غربی روی آورد و سبب بسط آن شد که گذشته از آثار سوءش با ادعای کل‌نگری و عدم امکان خوب و بد کردن غرب در تناقض است. گذشته از این، همهٔ عالم اسماء الهی هستند اما او آن را تنها به انسان و زندگی جمعی انسان تقلیل می‌دهد. پیروان این اندیشه مواضع سیاسی متفاوتی را گرفتند، گرچه اکثراً بسته به اقتضاء این نظریه سکوت پیشه کردند، فردید مواضع سیاسی با چرخش‌های ۱۸۰ درجه‌ای متعدد داشته است، قبل از انقلاب در تلویزیون شاهنشاهی به مدح شاه پرداخته در انجمن فلسفهٔ رژیم حضورداشته و حتی در تدوین ایدئولوژی حزب رستاخیز کمک کرده است، بعداز انقلاب، در مدح انقلاب و حتی بسیجیان سخنانی گفت، اما مبارزه در زندگی او حضور نداشته است. چهره‌ای از این جریان مثل رضا داوری اردکانی به ریاست فرهنگستان علوم و عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید، اما حتی علیه مرگ بر آمریکا سخن گفت و آن را نشان توسعه‌نیافتگی نامید و با مدرن‌ترین جریان‌های سیاسی و فکری تجدیدنظرطلب در یک جبههٔ سیاسی قرار گرفت. شاید انقلابی‌ترین مواضع را در این طیف اصغر طاهرزاده داشته که البته امام و انقلاب را در تفکر خود و در مقابله با مدرنیته معنی کرده است.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً اکثر آقایانی که نام بردید افرادی هستند که بنده با آن‌ها هم‌دل می‌باشم. ولی آن‌ها را در بستر تاریخی که با حضرت امام به ظهور آمد می‌پذیرم و به همین جهت با آقای عبدالکریمی که در درک انقلاب اسلامی ناقص و ناتوان هستند و مسائل ما را در جای دیگری دنبال می‌کنند، سخت مخالف می‌باشم.

تصور بنده آن است که نویسنده مقاله به جای آن‌که «تفکر» را موضوع قرار دهند، تلاش دارند افراد را در جبهه‌های مختلف تقسیم کنند و این نوعی مرگِ تفکر است. باید از خود پرسید رسالت تفکر در این تاریخ چیست؟ بنده رسالت تفکر در این تاریخ را نظر به حقیقت انقلاب اسلامی می‌دانم که تواناییِ به ظهورآوردن شخصیتی همچون حاج قاسم سلیمانی را دارا است و آن را بنیان حضور اصیل انسان در این تاریخ می‌دانم، و هر آن‌کس که در این میدان تفکر کند از نظر بنده حقیقتاً متفکر است، حال چه آقای دکتر فردید باشد و چه آقای دکتر داوری؛ و البته شهید آوینی که جای خود دارد. در رابطه با نسبت ما با تکنیک از یک طرف و حضور تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی، خوب است به عرایض اخیر بنده که تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک"» در حال انجام است، رجوع شود. https://dialog.sohasima.ir/ch/elm-fanavari . موفق باشید

31241
متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده عزیز همانطور که مستحضرید آقای مهدی نصیری از نظر عقیدتی با نظام جهوری اسلامی مخالفند و از نظر سیاسی که هم نظر با لیبرالها و حتی ضد انقلاب خارج نشین شده است، بطوریکه در جواب مشورت آیت الله رئیسی با کمال پر رویی و بی محلی به آیت الله رئیسی نامه سر گشاده می‌نویسد و رهبری و کل نظام را زیر سوال می‌برد و اما سوال بنده: ۱. مشورت آیت الله رئیسی با چنین فردی چه معنایی دارد که بعد هم اینگونه بی حرمتی کند؟ ۲. راستش چند سال پیش که به توصیه شما کتاب جدال با مدعی را مطالعه می‌کردم والحق کتاب جالبی بود و در من اثر بسیاری داشت ایشان را (نصیری) حداقل آدم مومنی می‌دیدم که دوستدار اهل بیت هستند و اصلا فکر نمی‌کردم که روزی برسد که ایشان مخالف نظام و رهبری عزیز باشند راستش از خودم هم می‌ترسم استاد عزیز لطفا توضیح دهید که چرا کار به اینجاها می‌کشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قبلاً نیز عرض شد در جریان نگاه و نظر ایشان هستم. به صحبت‌های اخیرشان در کلاب‌هاوس با آقای مهاجری اگر نظر کنیم معلوم می‌شود ایشان در جمعبندی، خود را در مقابل با استکبار باخته‌اند و آن شعر مشهور را خواندند که: «در برِ شیر نرّ خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای». علت این امر، نداشتن روحیه توحیدی لازمی است که با تفکیکی‌بودن ایشان پیش می‌آید و این درست برعکس روحیه توحیدی رهبر معظم انقلاب و حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» است که در دل حکمت و عرفان مبتنی بر توحید قرآنی حرکت خود را ادامه می‌دهند. هرگز نباید روحیه توحیدی حضرت آقا را آن‌جایی که در توصیف سخن توحیدی حضرت موسی «علیه‌السلام» که یاران حضرت عرض کرده بودند در محاصره فرعون قرار گرفتیم «إنَّا لَمُدْرَکُونَ» و حضرت فرمودند: «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ». رهبر معظم انقلاب نیز با همان افق توحیدی به مخاطبان فرمودند: «اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین.» یعنی خداوند همان‌طور که با حضرت موسی «علیه‌السلام» بود و او را تنها نگذاشت، ما را تنها نمی‌گذارد و به زودی در مسیری که گام نهاده‌ایم، راهِ برون‌رفت از مشکلات را در مقابل‌مان می‌گشاید و این اوج توحید پیامبری است که انسان در بستر مقابله با استکبار، خود را نبازد و این‌چنین به زبان آورد که : «در برِ شیر نرّ خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای». موفق باشید  

30143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: جناب استاد شما از بین دو رشته پرستاری و معلمی (دبستان) که هر دو خدمت هستند کدامیک را در شرایط کنونی به مسیر سعادت و رضای خدا نزدیک تر می‌بینید؟ (هردو رشته مورد علاقه هستند) و با توجه به اینکه کار در بیمارستان فضای خوبی از نظر حجاب خانم ها و عدم رعایت برخی از احکام از قبیل لمس یا نگاه به نامحرم ممکن است خوب رعایت نشود. (ممنون اجرکم عند الله)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کسوت خوب است. ولی توفیق معلمی اگر با نیّت انس با روح نوجوانان باشد، توفیق ارزشمندی است. موفق باشید

29891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: با مقایسه دیوان حافظ به تصحیح غنی و قزوینی با برخی تصحیح های دیگر چون تصحیح قدسی احساس می‌شود غنی اشعاری که بوی تشیع حافظ را بدهد نیاورده است. سالها پیش سخنرانی از استاد فاطمی نیا گوش می‌کردم اگر خطا نکنم در مورد انواع کشف بود و اینکه علامه در کنار مقبره حافظ برایشان کشف شد که این شعر از حافظ است «قبر امام هشتم و سلطان دین رضا از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش» این شعر در غنی نیست ولی در قدسی هست. البته شعری در غنی آمده که «کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید» که البته چون اهل سنت هم به مهدی معتقدند شاید ازین لحاظ غنی اشکالی در آوردن این شعر نمی‌دیدند دو سوال دارم: ۱. غنی بعلت اینکه حافظ را سنی می دانستند اشعار تشیعی او را نیاوردند یا واقعا این اشعار از حافظ نیست و در نسخ کهن نیامده است و اگر از حافظ نیست آن کشف علامه چگونه قابل توجیه است؟ ۲. حضرتعالی کدام تصحیح را به حافظ نزدیکتر و توصیه می‌فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تحقیقی نداشته‌ام. جناب اقای غنی و قزوینی انسان‌های محققی بوده‌اند. مهم، روح غزلیات جناب حافظ است که بالاتر از شیعه و سنیِ رسمی در عالَم و در نسبت با حضرت حق حاضر است مثل سایر عرفا. موفق باشید

25619
متن پرسش
سلام: با مسأله ارتداد و حکم آن در اسلام چه کنیم. واقعاً توجیه آن برای افراد منتقد سخت است. از ترس رسیدن بحث به این نقطه اصلا جرأت نمی‌کنیم وارد بحث شویم. فقط یک پاسخ ضعیف می توان به آن داد و آن هم این است که ارتداد شرایطی دارد که منجر به اعدام می شود و ... ولی باز هم توجیه خوبی نیست. به هر حال یک غیر مسلمان وقتی می‌بیند که در صورت پذیرش اسلام و سپس پشیمانی، حق بازگشت ندارد مگر این که همواره ساکت باشد و تبلیغ علیه اسلام نکند، نمی‌تواند این را هضم کند. خواهشمندم چاره خوبی برای آن بیابید. این زمانه، زمانه توجیه های سطحی نیست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضیه‌ی «ارتداد» به این معناها نیست که کسی اگر امروز مسلمان شد و فردا از اسلام دست برداشت، به معنایِ مرتدّ بالفطره باید کشته شود! قضیه مربوط به توطئه‌هایی است که با نقشه می‌آمدند و مسلمانیِ خود را اظهار می‌کردند و بعد برای ضربه‌زدن به اسلام می‌گفتند ما رفتیم و اسلام را بررسی کردیم، چیزی نداشت و در نتیجه از اسلام برمی‌گردیم. از این طریق می‌خواستند یک نوع مقابله با اسلام انجام دهند. آری! در این مورد باید با توطئه برخورد کرد شبیه کار سلمان رشدی که کار را از این هم جلوتر برد، حتی به عنوان یک مسلمان، تهمت‌های صریحی به نوامیس اسلام زد و از اول هم معلوم بود که مأموریتی در این کار دارد. موفق باشید

25320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با جستجوهایی که انجام داده ام امکان ارتباط و بهره گیری از دو عارف جلیل قدر برای بنده وجود دارد. یکی از ایشان که شاگرد سید هاشم حداد و مرحوم انصاری بوده اند ایشان اهل تجویز اربعین ها و اذکار هستند و عارف دیگری که روش ایشان استفاده از عقل و فلسفه است. به نظر شما کدام ارجحیت دارد؟ به نظر شما می توان همزمان از دو استاد بهره گرفت؟ (در هر دو صورت بنده از مطالب سیر مطالعاتی جنابعالی استفاده خواهم کرد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد. به نظرم راه «حکمت متعالیه» قابل اطمیان‌تر است. موفق باشید

24747
متن پرسش
سلام: همسرم مدتی به ریاضت های سنگین مشغول بود و به روزه های طولانی در هوای گرم و نمازهای طولانی در شب روی آورده بود. الان بعد از ۱۰ سال زندگی با ایشان که شاهد این ریاضت ها بودم، چند ماهی است که نماز هم نمی خواند و می گوید این ریاضت ها من را نجات نداد و من همان آدم پست قبلیم. و این ها را رها کرد. ایشان مطالعات زیاد از قرآن، تفسیر و سایر کتب علوم دینی هم داشته و با برهان و دلیل زندگی می کند. الان به همه چیز خدا و بهشت و جهنم و رسالت شک کرده، و نماز و روزه را ترک. من چه باید بکنم. با این انسان مرتد زندگی کنم؟ رسما دم از ارتداد می زند. استاد راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد را نباید مرتد به حساب آورد. به هر صورت به جهت تصورات ناقصی که نسبت به دین و عبادات داشته‌اند، به این نوع مشکلات گرفتار شده‌اند. به آن‌ها باید اجازه داد تا این بودن را نیز تجربه کنند و برسند به این‌که آیا زندگیِ با خدابودن، ابدیت آن‌ها را صفا می‌دهد یا آن‌چه که اهل دنیا بدان مشغول هستند؟ موفق باشید

24333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به جواب شما در سوال ۲۴۳۱۹ شما علت انحراف فلسفه غرب در این موضوع را توقف آنها در حس بدون عقل می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه؛ بحث آن مفصل است. در این مورد خوب است که به نگاه کانت نسبت به عالم و آدم توجه شود. موفق باشید

24299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز ۱. جورج بارکلی جهان مادی را نفی می کند و معتقد به تصورات ذهنی هست که از طرف خداوند در نفس یا همان روح قرار داده شده و ماده را کلا انکار می کند و فقط نفس های دیگر یا همان روح ها ی دیگر متناهی و خدای نامتناهی را قبول دارد، لطفا بفرمایید نقد این عقیده بارکلی و اثبات خلاف آن از نظر فلسفه یا فلسفه اسلامی چگونه است؟ لطفا این تفکر و اعتقاد بارکلی را برای بنده نقد کنید و خلاف آن را اثبات کنید. ۲. چرا برخی فیلسوفان غربی در صدد نفی جهان مادی و خارج هستند؟ چرا نمی توانند این موضوع را درک کنند و دنبال نفی و شک در آن هستند، چه نفعی برای آنها دارد که خود را گرفتار ایده الیسم می کنند، آیا ادراکشان مشکل دارد؟ اگر دنیا و جهان اطراف و ادراکات را همانگونه که هست تبین کنند و قبول داشته باشند برایشان ضرری دارد که حاضر به شک و انکار حقیقت و واقعیات بدیهی هستند؟ چه مشکلی باعث می شود فیلسوفی که باید در راه حقیقت و واقعیت و بدیهیات گام بردارد همانند یک دیوانه و بیمار روانی دچار تفکرات مالیخولیایی و بی سر و ته می شود که حتی بدیهیات که مردم عادی به راحتی درک می کنند و مشکلی ندارند را نمی فهمد و شک می کند؟ با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم جزوات «فلسفه‌ی غرب» به‌خصوص در رابطه با نظرات اسقف بارکلی مطالبی در اختیار شما قرار دهد. جزوات بر روی سایت هست. موفق باشید

23538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد! با وابستگی به دیگران چه کنیم؟ با اینکه می دانم دیگران هیچ اثری در زندگی من ندارند، فقط دوست دارم یکی همواره کنارم باشد! هر کار می کنم که با خدا باشم یا امام زمان (عج) را کنارم حس کنم تا احساس تنهایی نکنم نمی شود! آیا احساس وابستگی ریشه در فقر ذاتی انسان دارد که انسان باید به خدا وابسته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد. بالاخره باید «دست در کار باشد و دل با یار». انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. موفق باشید

23257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم و بزرگوار: اگر انسان از تنهایی نترسد و از آن لذت ببرد ولی بمحض تاریک شدن هوا و فرا رسیدن شب از تاریکی بترسد دلیلش چیست و آیا این ترس قابل درمان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید قوه‌ی واهمه را تربیت کرد. به نظر می‌آید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. موفق باشید

22892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و ادب: اینکه گاهی که دلمان می خواهد سخن پروردگار خطاب به خود را بشنویم و با این نیت قرآن را باز کنیم و بخوانیم کار درستی است؟ و اگر هست اولین آیه ملاک باید باشد یا کل صفحه؟ و در مورد معنا آنچه از ترجمه بسته به شرایط خودمان دریافت می کنیم کافی است یا باید به تفسیر آیات مراجعه کرد؟ (مثلا در یک حالت پریشانی از خدا بخواهیم به ما آرامش بدهد و قرآن را باز کنیم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این احتمال را بدهید که هم آیه‌ی اول و هم آن صفحه‌ی قرآن پیام خدا را به شما إلقاء کند. إن‌شاءاللّه می‌توانید با نظر به همان ترجمه‌ها آن پیام را بگیرید. موفق باشید

19171
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می خواستم نظر شما را در مورد نوع کار کردن ژاپنی ها که گاهی هفده هجده ساعت کار می کنند بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید

6526
متن پرسش
سلام.حضرت استاد رهبر انقلاب سال گذشته با جمعی دررابطه با حکمت اسلامی گفت وگویی داشتند ودرآن جلسه تاکید بر ترویج فلسفه اسلامی کردند.اما یک بخش از سخنان ایشان مربوط به عرفان نظری می شد.ایشان فرمودند که بنده هیچ ورودی به عرفان نظری نداریم البته دشمن هم نیستم.وخودشان دراین جلسه می فرمایند که امام خمینی بیش از آن که به فلسفه ارادت داشته باشند به عرفان گرایش داشتند.حالا این سوال مطرح می شود که اگر ادعا داریم ایشان اول سالک ذیل شخصیت امام هستند پس چطور است که مهم ترین رکن شخصیت حضرت امام را ندارند ؟!واین که شما ادعا دارید که باید علوم انسانی بر مبنای کتب ودیدگاه حضرت امام که بحث اسما وصفات می باشد چگونه با این دیدگاه رهبری قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت بنده از آن جلسه این بود که نمی‌خواهند با طرح عرفان نظری و دعواهایی که در نفی و اثبات محی‌الدین است به عنوان یک رهبر وارد یک جبهه بشوند مقابل جبهه‌ی دیگر. موفق باشید
31372
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: خداوند شما را حفظ کند و بر طول عمرتان بیفزاید. بنده به یقین رسیده ام که بیماری کرونا به این شکل که مطرح شده نیست و بیشتر اغراض سیاسی در پشت آن است همانطور که خودتان هم در پاسخ به سوالی اشاره کرده بودید، و همچنین یقین دارم که راههای پیشگیری و درمان آن نیز به این شکل که وزارت بهداشت تعیین کرده صحیح نیست و خود باعث مشکلات بسیار و افزایش میزان فوتی ها شده است، همچنین چندین سال هست که برای درمان بیماری ها به طب ایرانی اسلامی مراجعه و به اثربخشی و کارآمدی این طب اطمینان داریم. دغدغه ای که برایم پیش آمده این است اکنون که مقام معظم رهبری پروتکل های تعیین شده از سوی وزارت بهداشت را رعایت می کنند و توصیه به رعایت دارند، وظیفه امثال بنده چیست؟ آیا آقا همانطور که شما در پاسخ به پرسشی در مورد انتخاب آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور فرموده بودید: «.. نگاه مقام معظم رهبری نیز نگاه حکیمانه‌ای بود که متوجه شدند مردم باید از جریان غرب‌گرایی که در انقلاب نفوذ کرده، عبور کنند» و همان طور که در مورد برجام عمل کردند و به دولت میدان دادند تا هم دولت و هم مردم متوجه شوند که به غرب خصوصا آمریکا نمی توان اعتماد کرد، در مورد این بیماری هم به همین شیوه عمل می کنند تا مردم متوجه شوند در امر طب و سلامت هم نمی توان به غربیها اعتماد کرد؟ حتی اگر نظر شخصی خودشان چیز دیگری باشد؟ چون مطمئنا ایشان در مسائلی که به جامعه مربوط می شود نظر شخصی خود را اعمال نمی کنند بلکه از متولیان این امر یعنی وزارت بهداشت و ستاد ملی کرونا تبعیت می کنند. بنده کمی گیج شدم و نمی توانم مساله را برای خودم حل کنم اینکه چطور باید رفتار کنم، آیا بر اساس باور و یقینم پروتکل ها را رعایت نکنم و در این زمینه روشنگری کنم و از ضعف پزشکی رایج و اغراض سیاسی پشت پرده بگم یا اینکه که این کار مغایر با ولایتمداری و اطاعت امر ولی ست و سبب تضعیف موقعیت و مقام ایشان در بین افراد جامعه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه شده‌اید نمی‌تواند موضوع، بار سیاسی نداشته باشد بخصوص که حساسیت‌های رسانه‌های بیگانه نشان از آن دارد که بنا دارند از این طریق ناکارآمدیِ نظام را نشان دهند. تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب به خوبی دست آن‌ها را خوانده‌اند و به همین روش که ایشان عمل می‌کنند باید عمل کرد و حتی‌الإمکان به هر دلیلی باید پروتکل‌ها را رعایت کنیم وگرنه نقشه تقابل جبهه‌های مردم رو در روی هم که پروژه دشمنان است عملیاتی می‌شود. کافی است مقداری رسانه‌های بیگانه را دنبال کنیم و دشمنیِ آن‌ها را فراموش ننماییم که این خطر بسیار بزرگی است که ما را تهدید می‌کند. موفق باشید 

30757
متن پرسش
سلام علیکم وقت شما بخیر: نظرتان را راجع به متن زیر می‌فرمایید. علی الخصوص آنجایی که گفته شده: عشق به امیر المومنین علیه السلام یک هیبت و سنگینی خاصی داره و قراره از راه عشق به حسین بن علی (علیهما السلام) به ولایت مولا برسیم. چرا عشق و محبت امام حسین (علیه السلام ) راحت و روان اتفاق می افته اما عشق به امیر المومنین (علیه السلام )، یک هیبت و سنگینی خاصی داره و برای عموم مردم اتفاق نمی افته؟ 〰〰〰〰〰〰 پاسخ: ولایت علی ابن ابی طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی امیر المومنین (علیه السلام) سر چشمه ی علوم و معارفه و زمانی که بخواهی به سرچشمه راه پیدا کنی، باید زحمت بیشتری رو متحمل بشی باید رودخانه رو بگیری بری بالا تا به چشمه برسی، داخل شدن به حرم امن ولایت علی (علیه السلام)، برای خواص هست. اما امام حسین (علیه السلام) همه گیر و فراگیر هست قراره از راه عشق به حسین بن علی علیهما السلام به ولایت مولا (علیه السلام) برسیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخن به جایی است. آری! نور حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» راهی می‌شود تا انسان به اصلِ ولایت و افضل آن که به قول حضرت باقر «علیه‌السلام» مربوط به علی «علیه‌السلام» است؛ برسیم. در آن جا است که تازه متوجه می‌شویم چرا فرمودند: «کُلّنا محمّد». زیرا همه در پرتو نور ولایت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به صحنه آمده‌اند. موفق باشید

28789

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد شریف: عزاداری هاتون قبول باشه. استاد یک سوال درد و دل گونه دارم ان شا الله بتونم منظورم رو برسونم. استاد بر اساس ابلاغیه آخر ستاد مبارزه با کرونا که متاستفانه دو روز قبل از محرم اعلام شد فضاهای مسقف باید تعطیل می‌شد جدای از اینکه هزار نقد به ستاد کرونا داریم اما متاستفانه یک سری از دوستان مذهبی با در نظر نگرفتن ابلاغیه آخر در فضاهای مسقف جلسه می‌گیرند و متاستفانه بعضی اهل منبر و معروفین هم با این حرفا که مثلا اینها کارشناس نیستند و هر روز حرفشون عوض شده کار خود را می‌کنند استاد این می‌تواند امتحان بزرگ بچه مذهبی ها باشد؟چون آقا فرمودند: من دقیقا به حرف های ستاد عمل می‌کنم و اگر رعایت نشود فاجعه رخ می‌دهد. استاد اگر برداشتم درست است بفرمایید و اگر برداشتم اشتباه است بفرمایید که ما هم مثل بعضی عزیزان به اجتهاد خود عمل کنیم و حرف ستاد را گوش ندهیم. امیدوارم منظورم را رسانده باشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون افراد مقصد و هدف ستاد کرونا را بر اساس سخنان خودشان متوجه می‌شوند، این شبیه بحثی است که در فقه داریم تحت عنوان «مسنتبط العلة» که می‌دانیم منظور و مقصود آن حکم چه چیزی هست و مطابق آن تصمیم می‌گیریم. در مورد ستاد کرونا، قصدشان برگزاری مراسم در جایی است که رعایت دستورات بهداشتی بشود و ازدحامی صورت نگیرد و به همین جهت حسینیه‌ها و مساجدی که سقف بلند داشتند را مانعی برای برگزاری مراسم نمی‌دیدند تا این‌که به این فکر افتادند اگر در همان محل‌ها نیز ازدحام زیادی به‌وجود آید، عملاً بلندی سقف کافی نیست و لذا فضای آزاد را پیشنهاد کردند. این‌جاست که بعضی از افراد متوجه شدند اگر آن ازدحام نباشد و فاصله‌ها رعایت شود و سقف به اندازه‌ی کافی بلند باشد، عملاً مقصود ستاد کرونا برآورده شده است. موفق باشید

28638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این روایتی که مبنی بر نکوهش ساخت ساختمان با ارتفاع بالای هشت ذرع در کتاب کافی آمده، مربوط به زمانه ی فعلی هم می شود؟ یعنی مطلق ارتفاع زیاد در هر شرایطی را نکوهش کرده اند؟ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ، عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيِّ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)، قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفاً فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِقُ کافی جلد 6 ص 528 و 529
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت منظور آن است که سقف خانه‌ها بلند باشد، و لذا شامل آپارتمان‌های بلند نشود. با این‌همه همین‌که این بلندی‌ها در زمین آشکار می‌شود، زمین را از طبیعت خود خارج می‌کند. موفق باشید

28155
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: وقت بخیر: ۱. ببخشید طبق دستور آقای نخودکی به امام خمینی یه تعقیباتی بعد از نماز به ایشان گفته بودن که اول آیه الکرسی را بخوان و بعد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها و بعد سه توحید و سه صلوات و آیات دوم و سوم طلاق. ولی جناب آقای شجاعی در کتاب تزکیه بلافاصله بعد از نماز تاکید بر تسبیحات حضرت زهرا را داشتند. می‌خواستم ببینم اگر اول تسبیحات و بعد آیه الکرسی خوانده شود در آن سیر معنوی که منظور جناب نخودکی فرموده اند تغییری حاصل می شود و باعث می شود که به آن نتیجه که منظور ایشان بوده نرسید یا خیر فرقی نمی‌کند؟ ۲. پیشنهادتان برای تعقیبات نماز چیست با توجه به اینکه هر کدام فضیلت خاصی دارد؟ ۳. آیا ورزش فکری کافی است جهت تربیت قوه وهم و خیال اگر عقاید را بلد باشیم یا برای آن حتما باید از اشعار مولانا کمک گرفت طبق کتاب ادب خیال عقل قلب؟ ۴. از رسالات لقاء لله که نوشته شده کدام یک را معتبر می‌دانید؟ ۵. تفاوت مناجاتی بودن با خراباتی بودن چیست با توجه به جناب ملکی تبریزی و امام خمینی ره؟ برای فهمیدن کامل واجبات و محرمات و مستحبات و مکروهات و مباحات به ترتیب چه کتابهایی بخوانیم؟ حلال کنید استاد طولانی شدن و اسباب زحمت. ان‌شاءلله همواره باقی به بقای ذات الهی باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمی‌کند ۲. بستگی به روح و روحیه و ذوق خودتان دارد. ۳. باید معارف را تفصیل داد، ماندن بر اجمال کافی نیست. ۴. رساله‌ی لقاء اللّه آیت اللّه ملکی نکات خوب و ارزنده‌ای دارد. ۵. دو نوع روحیه است، هرکدام در جای خود صفایی دارد. خراباتی، خراب اندر خراب است، دست خودش نیست. ۶. کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی کارساز است. موفق باشید

27154
متن پرسش
سلام استاد جان: در پناه خدا همواره موید باشید با توجه به متن زیر بفرمائید آیا واقعا چهله های گروهی این طوره؟ با سلام دوستان استاد بزرگ عرفان ناب حکمت تشیع آیة الله علوی فرمودند که ورود به چله ی گروهی خوب نیست حتی اگر ذکر و ادعیه و اعمال خوبی را درآن گنجانده باشند وقتی چله گروهی گرفته می شود چله دهنده می تواند با ارواح چله گیرنده ها ارتباط برقرار کند و آنچه که مد نظرش هست را در روح آنها القا نمایند و ما در زمانی بسر می بریم که حضرت آقا از دشمنی اجنه و انسانها هر دو با هم برای تاخیر در امر ظهور و شکست ما خبر دادند حتی اگر در ظاهر دعا برای ظهور باشد. لطفا خودتون چله فردی بگیرید مگر چله دهندگان از طرف مقام عظمای ولایت و یا یاران صدیق ایشان باشند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد که می‌فرمایید. جناب آقای استاد احسان عبادی نکات خوبی را در کانال «میران و هادیان» فرموده‌اند به این آدرس:  موفق باشید http://eitaa.com/joinchat/1042087954C4728538fc9

نمایش چاپی