باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بشود اینطور روی این موضوع فکر کرد که آن سردار بزرگ علاوه بر آنکه سختْ شیمیایی بود و خود بنده در جلسهای که در خدمتشان بودم، میدیدم چگونه بعضاً آثار شیمیایی ایشان را به لرز میآورد. و از آن مهمتر سرداری که تمام وجودش در تمام طول عمر حتی بعد از دفاع مقدس در خدمت حضور حماسیِ انقلاب در عالَم بود و در همین راستا هواپیمایشان سقوط کرد، چه نامی جز شهید برای او برازنده است؟!! کسی که از قبل جایِ مرقد شریف خود را در کنار شهید خرازی تعیین کرده بود. سری به مزار شریف او بزنید و ببینید چه غوغایی بر احوالاتتان جاری میشود و این جملهی نایبالإمام را در آنجا حسّ کنید که فرمودند: «شهیدان عزیز در زمان حیاتشان با جان خود وارد میدان دفاع شدند و امروز با هویت معنوی خود از کشور و اسلام دفاع میکنند، بنابراین دفاع مقدس تمامشدنی نیست و یک حقیقتِ در حال پیشرفت است.» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در این موردها بتوان اینطور فکر کرد آری! خداوند رزق آنها را مشخص کرده، ولی آنها نیز در راستای بهدستآوردنِ آن اگر میتوانستند تلاش کنند، تلاش نکردند. البته این در مورد کودکان و مردمی که نسبت به آنچه پیش آمده است کاری نمیتوانند بکنند؛ مورد ندارد، باز باید به آن موضوع فکر کرد که از یک طرف رزق آنها برای ماندن همین اندازه بوده، و از طرف دیگر وسیلهای شدهاند تا با مرگ خود آنهایی که باید از نظر بیمسئولیتی شناخته شوند، مشخص گردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیهی 95 سورهی نساء فکر کن که میفرماید: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماً» که میفرماید مجاهدین یعنی آن انقلابیون را خداوند مقامی برتر و اجر عظیم میدهد نسبت به قاعدون یعنی نشستگانی که روحیهی انقلابی را از دست دادهاند. هویت حقیقی انسانی که میخواهد در اردوگاه استکبار زندگی نکند، چیز دیگری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید حضرت حق را مبنای همهی آثار دانست تا همهی چیزها را از حق بدانیم و پاداش را هم از او بخواهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که در علمِ به احساسات هم، احساسات جزء علم انسان میشود و علمِ به خود همان علم به احساسات و تصورات خود است. زیرا در مجردات، عارض و معروض و وصف و موصوف همه در مقام اتحاد هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این سایت باید متکفل جواب به این سؤالات باشد؟!!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زندگیِ بدی است. چرا باید نیازهای دنیایی آدم این اندازه زیاد باشد که مجبور باشد برای رفع آن نیازها، این اندازه کار کند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر خاصی ندارم. بنده به همان صورتی که عموم مردم آن زیارت جلیلالقدر را میخوانند و با دو رکعت نماز تمام میکنند، عمل میکنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که بُعدِ اصلی روح هر انسانی فطرت اوست و عالیترین و اصیلترین لذّات، لذّات فطری است که از طریق اُنس با کمال مطلق یعنی حضرت حق محقق میشود، نباید خود را گرفتار لذّاتی کرد که در مقابل لذّاتِ متعالی قرار دارد و لذا لذّات نفس امّاره اگر از بستر شرعی خارج شود ما را از آن نوع لذّاتِ متعالی محروم میگرداند. در این رابطه گفتهاندک «اگر لذّت ترکِ لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». موفق باشید
سلام استاد: عذرخواهی می کنم بابت زحمتی که ایجاد می شود. ان شاء الله خداوند جبران کنند. مباحث وحدت وجود، اسفار، تفسیر سوره توحید و وحدانیت خدا و... در حد فهم تئوری مطالعه شده است هرچند فهم و درک واقعی محقق نشده است. سوالی برای من پیش آمده که با تفکر و مطالعه نتوانستم پاسخش را پیدا کنم لطفا راهنمایی بفرمایید. با توجه به اینکه فقط الله وجود دارد و مخلوقات تجلی او هستند و جز او وجود ندارد، بودن مخلوقات به خصوص انسان به عنوان تجلی حق متصور است کشش انسان به سمت حق و اطاعت و انجام عمل صالح هم متصور ست، هرچند درکش سخت است، اما قوه اختیار او و رودررویی و مخالفت با الله توسط چه چیزی انجام می شود؟ الله که با خودش مخالفت نمی کند آیا می توان گفت؟ شدت و ضعف این تجلی عامل کشش و دوری می شود، انسانی با شدت وجود بیشتر به سمت درجات بالاتر وجود میل دارد و انسانی با ضعف وجود نسبت خود را با عدم و نیستی بیشتر حس می کند و به آن سمت حرکت می کند. و هرچه وجود ضعیف تر باشد، حق پوشیده تر و فرد در غفلت بیشتری است. با این توصیف عامل حرکت شدت و ضعف وجودی فرد است که رنگ و بوی اختیار ندارد. و اگر انتخابگری انسان را بپذیریم، هویت انتخاب گر انسان گویی یک هویت استقلالی است که با توجه به وحدانیت خدا قابل فبول نیست. استاد بی زحمت راهنمایی کنید و اگر منابعی برای فهم این مطلب موجود هست معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علامه طباطبایی میفرمایند ما در مختاربودن، مجبوریم به این معنا که اختیار، نوعی عطای الهی در وجه تکوینی ما است تا خداوند در بستر اختیار ما یعنی در آینه مخلوق به نحوی خاص به ظهور آید تا خود را در آینه خود بنگرد و این احساس بودن، احساس بودن دیگری است نسبت به آنچه خداوند خود را در خود احساس میکند. ۲. به انسان فکر کنید و امکانات مختلفی که در مقابل او هست بر عکس سایر موجودات که دارای امکانات مختلف نیستند. همینکه انسان در مقابل خود امکانات مختلف را مییابد، خود به خود ترجیح یکی بر دیگری موجب به ظهورآمدن اختیار در ذات او است و از این جهت میتوان گفت اختیار، ذاتیِ انسان است زیرا امکان، ذاتی او است. ۳. شدت و ضعف ظهور انسان برای خود نسبت به بنیانی که دارد که همان فطرت اوست، در راستای اختیار او معنا دارد چرا که میتواند نسبت خود را از طریق عبادات و تقوا به فطرتش نزدیک کند و با شدت بیشتر از کمالات در خود و در محضر خداوند حاضر شود. بنابراین نه اختیار موجب استقلال انسان در مقابل خداوند میشود و نه اختیار، امری است که توسط آن خدا با خود مخالفت کرده باشد بلکه در ذات انسان و پیرو خلقت او به میان میاید از آن جهت که انسان در مقابل امکانات مختلف قرار میگیرد و خود را باید در درون یکی از آن امکانات به ظهور آورد و این خود به خود موجب ظهور اختیار میگردد. و اینجا است که سخن علامه طباطبایی معنا میدهد که چرا میفرمایند انسان در مختار بودن، مجبور است زیرا همچنانکه عرض شد و جناب شیخ الرئیس نیز بر آن تأکید دارد «امکان، ذاتیِ انسان است»[۱] و اختیار را به امکانهای مختلف انسان باید ربط داد. موفق باشید
[۱] - جمله مشهور شیخ اشاره به همین دارد که میفرماید: «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها».
با سلام: استاد هفته گذشته در یادواره علامه حکیم حسن زاده هدیه ای به ما عنایت کردید و آن در نظر گرفتن ایشان در نماز هایمان بود حقیر یک هفته ای است میخواهم این کار را انجام دهم و گاها طبق تصور خودم انجام میدهم ولی اگر لطف کنید درباره نصب عین کردن استاد خویش توضیح بیشتری عنایت کنید؟ نحوه ی آن چگونه است؟ آیا منظور در نظر گرفتن تمثال ایشان، شخصیت ایشان یا غیره است؟ باشد که با توضیح بیشتر شما و توفیق عمل راهی به حقیقت نماز برایمان گشوده شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روحی که سفر به عالم برزخ می کند و در برزخ حیّ و حاضر است، میتواند اگر به او رجوع کنیم به نحوی با هویت او در برزخ آشنایی کلی پیدا نماییم. مطالبی در این رابطه در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورهای دینی» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احساس همهجانبهی خود در همهی عوالم وجود، قصهی ما میباشد و قصهی بودنِ ما. معرفت نفسِ مرسوم، راهی به سوی آن نوع بودنِ بیکرانه است و این خود، هدف است به عنوان حقیقتی که عین ربط به حضرت حق است. مرحوم علامه در کتاب «رساله الولایه» نکات ظریفی در این رابطه فرمودهاند. ۲. چه اشکال دارد، بالاخره زندگی با همین قبض و بسط ها وسعت مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و البته مباحث تاریخ اسلام میدان گستردهای میباشد که فکر میکنم با کتاب «فروغ ابدیت» آیت الله سبحانی شروع بفرمایید، شروع خوبی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون افراد مقصد و هدف ستاد کرونا را بر اساس سخنان خودشان متوجه میشوند، این شبیه بحثی است که در فقه داریم تحت عنوان «مسنتبط العلة» که میدانیم منظور و مقصود آن حکم چه چیزی هست و مطابق آن تصمیم میگیریم. در مورد ستاد کرونا، قصدشان برگزاری مراسم در جایی است که رعایت دستورات بهداشتی بشود و ازدحامی صورت نگیرد و به همین جهت حسینیهها و مساجدی که سقف بلند داشتند را مانعی برای برگزاری مراسم نمیدیدند تا اینکه به این فکر افتادند اگر در همان محلها نیز ازدحام زیادی بهوجود آید، عملاً بلندی سقف کافی نیست و لذا فضای آزاد را پیشنهاد کردند. اینجاست که بعضی از افراد متوجه شدند اگر آن ازدحام نباشد و فاصلهها رعایت شود و سقف به اندازهی کافی بلند باشد، عملاً مقصود ستاد کرونا برآورده شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در سالهای قبل عرض شد جناب استاد صمدی گاهی مباحث تکوینی را با زبان تشریع مطرح میکنند و همان سالها بنده گله مندانه عرایضی داشتم بخصوص که تصور میکنم بحث «اعیان ثابته» را با عمق لازم دنبال نکرده اند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان سخنان ایشان هستم. حکمتی که باید در ایشان باشد، ندیدم ولی دلسوزیهایشان را درک می کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده قابل این حرفها نیستم. ولی اگر توانسته باشم عزیزان را به آنجایی برسانم که متوجهی چنین جملهای بشوند، خدا را بسیار شکر خواهم گفت. آنجایی که فرمودهاید: «وصیتنامهی سردار شهید را به مثابهی میثاقنامهی یک مکتب میخوانیم و یقین داریم که فراتر از احساسات شعاری این کلمات ریشه در حقیقت عالم دارد»؛ حقیقتاً همینطور است. خدا میداند تنها و تنها حقیقت این دوران، همان نکتهای است که آن شهید به آن رسیده است و اگر تمام شهدای کربلا در قیامت غبطهی مقام حضرت ابالفضل «علیهالسلام» را میخورند، فکر میکنم در این تاریخ همهی عرفا و شهداء غبطهی بصیرت آن شهید بزرگوار را خواهند خورد، از آن جهت که مطلوبِ برتر آنها آن نگاه میباشد و نه آنکه نسبت به آن بیگانه باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم منظورتان چیست؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است کتاب «تحلیل تاریخی نشانههای ظهور» از جناب استاد مصطفی صادقی مطالعه شود. ۲. روایات و آیات اگر به طور صحیح مطرح شود، بسیار مؤثر خواهد بود. ۳. در رابطه با سیر مطالعهی تاریخ اسلام خوب است با جناب حجتالاسلام آقای کاظمی به شمارهی ۰۹۱۳۲۹۴۳۷۴۹ تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خیر بدهد به آقای حسن عباسی، گاهی با تندرویهای خود، نیروهای وِلایی را به زحمت و درد سر میاندازد و بهانهای به دست مخالفان میدهد بدون آنکه سخنان او کارساز باشد. در حالی که او از ما است ولی همراه با دردسرهایش. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. خوب است که بحث «جهان گمشده» را در کانال «ندای بیصدای انقلاب اسلامی» دنبال بفرمایید. ۳. همینطور است. خداوند قلبِ رقیق را دوست دارد. خداوند می فرماید:أنا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى. من نزد كسانى هستم كه قلبهايشان براى من شكسته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه خداوند کمال مطلق است و هر اندازه نزدیکی و تشبه به خدا بیشتر باشد، به کمال نزدیکتر شدهایم و در علم حقیقی، انسان بیشتر به خدا نظر دارد ولی در قدرت، نظر به چیزی است که باید نسبت به آن إعمال قدرت کرد؛ میتوان گفت علم، نسبت به قدرت کاملتر است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم است که وقتی بدنی نباشد که چنین افرادی بدان نظر داشته باشند، در نزد خود میماند و با خود تا ابدیتشان بهسر میبرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این ربطی به نوشتههای بنده و امثال بنده ندارد. شرایط طوری است که حتی آموزههای قرآن و روایت هم در نظام آموزشی و اقتصادی و سیاسیِ ما در حال حاضر هنوز نافذ نیست. ولی باید بدانیم اگر بر همان آموزههای دینی به شکل معقول و حکیمانه و در نظرگرفتنِ شرایط، پافشاری کنیم در شرایطی که به گفتهی پُستمدرنها نهادهای منبعث از فرهنگِ غرب جواب نداده، آن آموزهها به مرور کاربردی میشود. عمده تلاش و مقاومت برای تحقق آموزههای دینی است و صبر بر آنها. لذا است که باید با عقلی خاص به این نوع آموزهها رجوع کرد؛ همانطور که در امور فردی ما به مرور باید خودسازیِ خود را مدیریت کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از طرفی بسیاری از مردم به دنبال حضرت حقاند، باید به آنها کمک شود که او را بیابند و بشناسند و با او بهسر ببرند. موفق باشید
