بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
4121
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام : پله اول سلوک و رکن رکین آن چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید بیابد که عوالمی در این عالم هست که می‌تواند به آن عوالم سیر کند و حقیقت خود را در وسعتی بالاتر از عالم ماده حسّ نماید. بعد از آن متوجه می‌شود پروردگارش برای به فعلیت‌رساندن این استعدادهای انسانی شریعت خود را از طریق انبیاء به او هدیه کرده و لذا به نور شریعت با رعایت حرام و حلال الهی اولین قدم‌های سلوک را برمی‌دارد تا هرچه جلوتر رود با نور بیشتری به احکام الهی مقید می‌شود. موفق باشید
2031

عفت جنسیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم! با تشکر از پاسخ شما به سوال بنده در سوال شماره 1986 اما شما از شهید مغنیه مثال آوردید. بله بنده نیز می دانم افرادی هستند که پاک مانده اند و یوسف وار زندگی کرده اند. اما تعداد این افراد چقدر هست!؟ بنده گفتم در میان دوستانم افراد زیادی هستند که می دانم پاک مانده اند. یعنی همه آنها یوسف وار زندگی می کنند!؟ اگر این است که پس یوسف بودن خیلی هم کار شاقی نیست. اما اگر یوسف بودن واقعا خیلی سخت و دشوار است پس پاکی اینهمه افراد نشانه چیست!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله که دوستان شما هم یوسف‌وار زندگی می‌کنند ولی بنا شد به جواب بنده با دقت نظر بفرمایید که چگونه برای شهید مغنیه همچون حضرت یوسف«علیه‌السلام» شرایط گناه را فراهم کرده بودند و به آن پشت کرد، این غیر از آن است که انسان سراغ گناه نرود و پاک بماند. آیا اگر آن‌طور که برای حضرت یوسف«علیه‌السلام» گناه به سراغ حضرت آمد به سراغ ما آمد از مهلکه فرار می‌کنیم؟ رَبّنا و لا تُحَمِلنا ما لا طاقة لنا به: پروردگارا شرایطی را برای ما فراهم نکن که طاقت آن را نداشته باشیم. موفق باشید
12632
متن پرسش
سلام: چند وقتیست یک فکر مزاحم بنده را آزار می دهد و با اینکه می دانم این فکر بیهوده و بی معنا و توهم است اما نمی توانم عقلا برای دور کردن آن جوابی پیدا کنم. لطفا به بنده کمک کنید و پاسخ عقلانی به این فکر و شبهه و توهم مزاحم را برای بنده بیان کنید. این فکر بنده را آزار می دهد که نکند ما در ذهن شخص دیگری هستیم و ما فکر و خیالات شخصی دیگر هستیم و به اصطلاح شخصی دیگر ما را در تخیل خود ایجاد کرده. لطفا برای رهایی از این فکر و رد این فکر به بنده جواب عقلانی بدهید که با قدرت عقل بتوانم این توهم را از خودم دور کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر مزاحم را تنها با بی‌محلی باید از خود دور کنید. بنا به فرمایش آیت اللّه بهجت؛ آمدن افکارِ مزاحم به عهده‌ی ما نیست، ولی دنبال‌نکردنِ آن به عهده‌ی ما است. با تفکر و تدبّر در امور معرفتی خود به خود چنین اوهامی، ابتدا ضعیف و سپس از بین می‌رود. مطالعه‌ی کتاب «آشتی با خدا» و «ادب خیال و عقل و قلب» راهگشا خواهند بود إن‌شاءاللّه. موفق باشید

8836
متن پرسش
با سلام. استاد میخواستم بدونم آیا از نظر اسلام هر نوع موسیقی دون هست و جلوی رشد معنوی انسان رو میگیرد؟ منظورم در مورد موسیقی های بیکلام هست. آخر یک سری کارهای بزرگان مانند ونجلیس را واقعا وقتی انسان گوش میدهد حس معنوی بسیار قوی ای آدم را میگیرد و حس خداجوی آدم رو بیدار میکنه بر عکس موسیقی های رایج که حس طرب میده...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: این سؤال را از بنده نپرسید که هیچ احساسی از این جهت ندارم. آهنگی که در قرآن و اشعار عرفانی هست را می‌فهمم، ولی آهنگی که تنها صدا و صوت ایجاد می‌کند را متعالی نمی‌دانم. حتی آهنگ‌ صوت‌های غزل‌های حافظ را که تجلی عالم ملکوت است درک می‌کنم، ولی صدا و صوت تنها را، یک نوع سرگردانی در عالم مجردات می‌دانم که ما را به جایی نمی‌رساند. موفق باشید
5886
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز جسارتا آیا در مورد عرفان بودایی و یوگا و روش های آن مطالعه کرده اید؟ مفاهیمی مثل کوندالینی (انرژی معنوی که یوگی های مبتدی مدت زیادی می کوشند با تمرین های ذهنی و نفسی آن را بیدار کنند) و فعال کردن چاکراهای 8 گانه بدن که نقاط انرژی هستند؟ یوگی ها قائل به وجود ارتباطی وثیق بین نیروی معنوی و فیزیولوژی بدن انسان هستند لذا شناخت نقاط انرژی جسم انسان از مبانی اصلی یوگا است. بعد از فعال شدن کوندالینی میتون انرژی آن را از چاکراهای 8 گانه عبور داد و انرژی های مختلف بدن را به طور ارادی کنترل کرد. انرژی شهوت را میتوان به شوق قلب و به نور عقل تبدیل کرد و بر عکس. کسانی که کوندالینی را بیدار کرده اند حالات عرفانی عجیب غریبی دارند. بعضی در درون خود موسیقی میشنوند، در رویا موجودات مختلفی را میبینند اعم از زیبا یا ترسناک، رقص های عارفانه دارند و ... بنده هر چه بیشتر در این زمینه مطالعه میکنم بیشتر مجذوب آن میشوم. نقاط اشتراک فراوانی هم با عرفان اسلامی دارد. این نحله عرفانی امروز در دنیا بسیاری محبوبیت پیدا کرده به خصوص در بین غربی ها که در به در دنبال معنویت و فرار از پوچی زندگی مدرن میگردند.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده مدتی بر روی یوگا و کمی هم روی چاکراها وقت گذاشتم آن ها برای آن‌که بتوان نفس را قدرتمند کرد و به ابعاد عمیق‌تر نفس دست یافت کار کرده‌اند ولی عرفان اسلامی برای نفی نفس است در محضر حق. عرفان هندی بیشتر شبیه کارهای اهل کرامت است و نه کارهای عرفا. در عرفان نظر به توحید حق است و فنایِ در فنا. موفق باشید
4189
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید و تشکر از پاسخگویی شما به سؤالات کاربران سؤال من این است که چرا سؤالات و پاسخهای آن به ترتیب شماره در سایت درج نمیشود تا در دفعه بعد که رجوع میشود بقیه آن را لود کرده و در کامپیوتر خود ذخیره نماییم با اینکه من تمام پرسشها و پاسخها را جهت مطالعه بعدی دریافت کرده ام موقعی که دوباره به این قسمت رجوع میکنم گیج میشود نمیدانم تکراری لود میکنم یا بعضی پرسشها را لود نمیکنم بهتر نیست شماره پرسشها به ترتیب باشد که خیال ما راحت شود و نظم منطقی حاکم شود و خیال ما در اینکه پرسشها و پاسخها را کامل میگیریم راحت باشد(لازم به ذکر است چون موضوع خاصی جهت اینگونه پرسش تعبیه نشده در قسمت متفرقه قرار دادم موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت با طراح سایت موضوع را مطرح کرده‌اند و موضوع در حال بررسی است. موفق باشید
3266
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی : کتاب پی دی اف فرزندم این چنین باید بود جلد اولش را اگر دارین بزارین تو سایت یا یه منبه ای رو بگید که بتونم فایل پی دی اف شو دانلود کنم... ممنون خیلی متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هنوز تهیه نشده، إن‌شاءاله در آینده نزدیک تایپ آن کامل می‌شود. موفق باشید
115

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
با سلامٍ معنی یا معانی کلمه یاسین چیست؟l
متن پاسخ

یس از حروف مقطعه قرآن است و معنی خاصی ندارد ،منتها در روایات صادره از اسول خدا(ص) به حضرت محمد(ص) تعبیر شده.

60

(عشق مجازی)بازدید:

متن پرسش
باسلام و سپاس از شما عزیزان به خصوص شخص استاد گرامی آقای طاهر زاده من می خواستم بدانم در اسلام وقتی صحبت از عشق های مجازی می شود منظور چیست؟بین چه افرادی؟ حد و حدود دوست داشتن ها چیست؟ چگونه به خاطر خدا دوست بداریم و در کل توضیح مفصلی از عشق های مجازی وعشق های ناب می خواستم باتشکر از زحمات شما عزیزان
متن پاسخ

پس از سلام
به عرض جنابعالی می رسانم که عشق مجازی یعنی عشقی که انسان را با واسطه ،به معشوق حقیقی می رساند مثل عشق و محبت به ائمه(ع) که جلوه زیبائی های خداوند هستند و می توانند مجاز یا محل عبور به محبوب حقیقی شوند.
عاشق کسی است که در مقابل معشوق همه وجود خود را نفی می کند ، ولذا وقتی با تمام وجود طالب بندگی خدا شدید به لطف الهی وارد عالم عشق الهی شده اید.
هر عاشقی ، عاشق زیبائی های معشوق خود می باشد ،حال وقتی همه زیبائی ها از خداستُ پس باید دل را متوجه همین امر نمود.که البته مقدماتی دارد وبا رعایت دقیق دستورات حضرت رب العالمین شروع می شود.
آنچه تحت عنوان عشق بین بعضی از افراد مطرح است در اصطلاح عرفانی عشق حیوانی گفته می شود و مبنای آن قوه وهمیه می باشد و نه دل.

10037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: تشکر می کنم از اینکه ما این همه سوال می پرسیم و شما جواب می دهید. کتاب ادب عقل را که مطالعه کردم راستش کمی گیج شدم چرا که در پی برنامه ای هستم 1. نمی دانم چه برنامه ای آماده کنم و چه نکاتی در آن باشد. 2. نمی دانم برای شروع چه کتابی را بخوانم، کدام یک از کتاب های امام خمینی (ره) و آیا مثنوی یا عرفان محیی الدین، کتاب های اساتید دیگر مثل آقای شجاعی و تفسیر علامه طباطبایی و یا ... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های همه‌ی این عزیزان که نام بردید مفیداند، هرکدام که با روحتان هماهنگی داشت را انتخاب کنید. موفق باشید
9081
متن پرسش
بنام خدا و با سلام خدمت استاد گرامی: عطف به سوال 9056 پس از تحقیق در کلیه آیات معادی و جستجوی بسیاری از روایات معادی در جوامع روایی و مطالعه و بحث چند ماهه با دوستان و مطالعه آثار شما در این رابطه مخصوصا (چگونگی بدن اخروی) به این نتیجه رسیدم: ظاهر هیچیک از آیات و روایات نظر صدرا را در مورد مثالی بودن زمین اخروی تامین نمیکند و همگی قابل خدشه اند اگر چه بواطن و تاویلات آیات و روایات موید است و هدایت خوبی برای اهل ذوق است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به این نتیجه ای که می فرمائید نرسیده‌ام. وقتی قرآن می‌فرماید «وَ نُنْشِئَکُمْ فی‏ ما لا تَعْلَمُون‏» شما را در عالمی ایجاد می‌کنیم که از قبل نسبت به آن آگاه نبودید. بنده این‌طور می‌فهمم که عالم قیامت عالم دیگری است با صورت هایی غیر از جنس صورت هایی که ما در دنیا با آن آشناییم وگرنه نمی‌فرمود شما از آن عالم آگاهی ندارید. اگر مثل این عالم باشد که ما آن را خواهیم شناخت و نشناختن معنی ندارد. موفق باشید
4595

نیت معتکفبازدید:

متن پرسش

سلام استاد من روز بعد از این که اعتکاف تمام می شود امتحاناتم شروع می شود . با خود گفتم که کتاب های درسیم را به مسجد ببرم و همین طور که معتکفم درس هایم رو هم بخوانم ولی شما گفتین که معتکف باید از حوائج دنیایی خودش رو خلاص کنه حالا من چه کار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این نیت معتکف شوید که به آن دروس جهت الهی بدهید و برای خدمت به اسلام و مسلمین این دروس را بخوانید. موفق باشید

761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی ضمن عرض سلام خدمت استاد بزرگوار لطفا پاسخ به سوال بنده را در سایت درج نکنید و تنها به میلم بفرستید. مشکل بزرگی گریبانگیر من شده است که به شدت آزارم میدهد و زندگی‌ام را مختل کرده است. این مشکل اگرچه بسیار اذیت کننده است اما در حقیقت یک زخم قدیمی است که پس از چندسال مجددا سرباز کرده است. قضیه از این قرار است که بنده در سن 12 سالگی کاملا اتفاقی و بدون اینکه بدانم اصلا چه کار دارم میکنم به استمنا مبتلا شدم و 2، 3 ماهی این عمل شنیع از من صادر شد تا بالاخره در مدرسه بوسیله معلم دینی به اینکه چنین کاری اصلا چی هست و حکمش چیست پی بردم. بلافاصله به توفیق الهی از آن کار دست شستم اما دو مشکل در وجودم نهادینه شده بود: اول آنکه تحریک پذیری جنسی ام بسیار بالا رفته بود و با اندک موضوع مربوط و نامربوطی تحریک می شدم (بدون آنکه اهل دیدن فیلم و عکس و از این جور مسائل باشم) و دوم آنکه خیالاتم بسیار ولگردی می کرد و گاهاً مرا به شدت آزار میداد. این فضای زجردهنده 7 سالی ادامه پیدا کرد تا اینکه دست تقدیر مرا به اصفهان کشاند. در آنجا با یک گروه فرهنگی و انقلابی اشنا شدم و از طریق آنها هم با شما، جلساتتان و کتابهایتان انس گرفتم . فضای انقلابی گروه و انس با شما چنان مرا از زندانی که در آن بودم آزاد کرد که به ندرت مشکلاتی که خدمتتان عرض کردم گریبانگیرم می شد. تصورم این بود که برای همیشه از شر این موضوع خلاص شده ام. دوران ماندن در اصفهان به سررسید و من به حکم وظیفه و برای طلبه شدن عازم شهر دیگری شدم. در آن شهر نه از آن جمع انقلابی خبری بود و نه از شما! از طرفی از آنجا که باید تمام تمرکزم را روی مباحث درسی می گذاشتم ارتباطم با کتب معرفتی بسیارناچیز شد. ادبیات عرب هم به هیچ وجه روحم را تغذیه نمیکرد. متاسفانه و بعد از چندهفته تا به خودم نگاه کردم دیدم در همان گردابی هستم که قبل از اصفهان در آن دست و پا میزدم. شرکت در جلسات اخلاق هم تنها مسکن خوبی بود.این بار تحمل این فضا برایم بسیار مشکلتر بود چون این بار این مشکل بعد از تجربه یک فضای انقلابی و تمرکز بر بسیاری از مباحث معرفتی شما برایم حاصل شده است. این موضوع در القای یاس از طرف شیطان به من بسیار کمک می کند. خیالات بسیار آزارم میدهد. در هر جایی به سراغم می اید، سر کلاس درس، صحبت کردن با دوستم ، مطالعه و .... بسیار رنج دهنده است. گاهی اوقات احساس میکنم هیچ اراده و اختیاری برای نجات از این خیالات ندارم و محکوم به زمین خوردنم. چند بار روزه گرفتم ولی نه تنها مشکل حل نشدبلکه خیالاتم پرّان تر هم شد. به سرعت و بدون آنکه عامل محرکی درمیان باشد تحریک می شوم. دیگر یقین پیدا کرده ام که در قلبم از آن امراضی است که خداوند در قران از انها یاد کرده است. تنها درمواقعی که دچار یاس و ناامیدی هستم از شر این خیالات به دورم.چندبار تصمیم گرفتم که طلبگی را رها کنم اما پشیمان شدم. من که برای رسیدن به مقاصد بالای معنوی به حوزه آمده بودم حالا به شدت زمینگیر شده ام.تمام دستوراتی که برای مهار خیال بلد بودم را به کار بستم ولی نشد. گاهی اوقات فکر میکنم که اگر ازدواج کنم مشکل حل می شود اما از یک سو شرایط ازدواج برایم مهیا نیست و از طرف دیگر می گویم که اگر این مشکل با ازدواج حل نشود قضیه بغرنج تر هم می شود. شما را به خدا کمکم کنید در شرایط سختی نفس می کشم. شرایط زندگی برایم بسیار تنگ شده، بیماری پدرم اخیرا اوج گرفته است، شرایط طلبگی ام هم آنگونه است که عرض کردم. شما را به خدا هم دعایم کنید و هم راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خداوند می‌فرماید: «وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ»(سوره‌ی انعام، آیه‌ی 54) به پیامبر خود توصیه می‌کند وقتی مؤمنین به طرف تو می‌آیند به آن‌ها خبر بده که سلامت و دوری از خطر نصیب شما است، پروردگار شما بر خودش فرض کرده که شما را زیر سایه‌ی رحمت خود قرار دهد و لذا اگر شماها از سر نادانی به عمل سوئی دست زدید سپس به آن عمل راضی نباشید و از آن فاصله بگیرید و برنامه‌ای در جهت تغییرمسیر خود بریزد، بدانید که خداوند غفور و رحیم است، یعنی نه‌تنها از گناهان آن می‌گذرند بلکه شرایط مساعد جهت تعالی روحانی او برای او قرار می‌دهد. با توجه به آیه‌ی فوق معتقدم باید امیدوار باشید که إن‌شاءالله از این معضل رها می‌شوید و به زندگی معنوی خوبی وارد می‌گردید. از طرفی تا آن‌جا که ممکن است در امر ازدواج خود تسریع کنید برای شما که رویکردتان بندگی خدا است بسیار کارساز است. موفق باشید
12278
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد: بنده در شرکتی خصوصی کار می کنم که جو آن شرکت مخصوصا قسمتی که من کار می کنم فوق العاده ضد نظام و بعضی مواقع ضد اسلام و فوق العاده از لحاظ تفکر غربی می باشد، چند تا از همکارانم اکثر زمان کار را به جای اینکه کار کنند در حال بحث سیاسی و توهین به نظام و ولایت فقیه و بعضی مواقع هم زیر سوال بردن اسلام و تعریف و تمجید از غرب به سر می برند، بنده تا به حال چندبار که اسلام را زیر سوال می بردند با آنها وارد بحث منطقی شدم و در آخر هم چون اینگونه افراد همانطور که خودتان مستحضر هستید چیزی و منطقی در چنته ندارند به جای اینکه قانع شوند شروع به تمسخر و جدال می کنند، که البته بنده اصلا از اینگونه برخورد آنها ناراحت نمی شوم چون به حق بودن کلام خود اطمینان دارم، اما چیزی که مرا آزار می دهد جو غیر معنوی و غربزده آنجاست که احساس می کنم روی نفس من تاثیر بد گذاشته، البته نه اینکه انحراف فکری برایم ایجاد کرده باشد نه، بلکه احساس می کنم هرچه در مواقع راز و نیاز و عبادت نفسم را جلا می دهم با حضور در محل کار و این جو غرب زده همه ی آن تلاشها و حضور قلب مختصر و معنویت به دست آمده از بین می رود. 1-بنده می خواستم بدانم وظیفه من چیست؟ آیا باید محل کار خود را تغییر دهم و از این شرکت و جو غرب زده آن دور شوم؟ (در ضمن بنده توانایی تغییر محل کار و شغل را دارم و حتی خودم هم می توانم با توجه به توانایی هایم کسب و کار شخصی ایجاد کنم و برای خودم کار کنم، اما کمی زمان بر است) 2- از نظر اسلام و فرهنگ اهل بیت (ع) اگر کسی توانایی ایجاد کسب و کار برای خودش را داشته باشد که دستش جلوی کسی دراز نشود و هر ماه منتظر حقوق ماهانه نباشد و جیره خور کس دیگر مخصوصا یک شخص غرب زده نباشد (منظور بنده برخی شرکت های خصوصی که هر لحظه امکان اخراج شدن و عقب افتادن حقوق و سخت شدن امرار معاش و جو نامناسب و غرب زده که باعث کدورت قلب می شود است،می باشد) وظیفه اش چیست؟ آیا به طور کلی یک فرد مومن اگر توانایی دارد تا آنجا که می تواند باید جیر خور کس دیگر نباشد و برای خود کار کند؟ یا اینکه مسئله شخصی است و به خود فرد بستگی دارد که اگر محل کار مناسب نبود و جو محل کار غرب زده و فاسد بود و شخص توانایی کسب و کار شخصی را داشت (مثل بنده) باید اقدام به کسب و کار شخصی و حلال کند تا جیره خور فردی غرب زده نباشد؟ لطفا جواب بنده را واضح و روشن دهید و اگر روایت و یا حدیثی در این رابطه هست نقل کنید. با تشکر. موفق باشید. التماس دعا بر محمد و آل محمد صلوات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن به ما می‌فرماید آن‌جایی که زمینه‌ی تذکر و هدایت نیست و کار به مراء و جدال می‌کشد بزرگوارانه از موضوع عبور کنید و خود را هم‌سنگِ چنین افرادی ننمایید. فرمود: «اذا مرّوا بالغو مرّوا کراما» نهایتاً باید نشان داد که گرفتار لغو و پوچی هستند و از واقعیات تاریخی خود غافل‌اند 2- این از مسلّمات شخصیت انسان است که هرچه می‌تواند در آزادی و آزادگی خود قدم بردارد و در مورد شغل نیز قضیه از همین قرار است که اگر بتوانید استادکارِ خود باشید حتی با حقوق کم‌تر به روح و روان خویش خدمت بیشتری کرده‌اید. موفق باشید

10231
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: من طلبه ای هستم که چند سالی است در قم زندگی می کنم. مدتی است که به دلیل اجاره زیاد منزل و مسائل دیگر وضعیت اقتصادی برایم مشکل شده و خیلی اوقات مجبور به قرض کردن و یا حتی نماز استیجاری می شوم و این مسائل و دغدغه ها گاهی خیلی ذهنم را مشغول می کند. مطالب کتاب رزق شما را هم کم و بیش مطالعه کردم. سوالم این است که آیا با این وضعیتی که دارم به ایمان خودم در مورد رزق باید شک کنم و تجدید نظر کنم و یا اینکه به دنبال راه حل هایی برای آزاد کردن فکرم باشم از جمله اینکه در شهرهای کوچکی به کارهای حوزوی مشغول باشم و دروس قم را هم از طریق صوت دروس پیگیری کنم و بدون دغدغه زندگی ام را ادامه دهم؟ بطور کلی در موارد این چنینی که راه حلی برای این مشکلات هست آیا ماندن در قم و سختی را به خود تحمیل کردن درست است با اینکه با ابزارهای امروز می توان کاری کرد که به طور کامل از دروس محروم نبود و شاید بزرگان ما که در نجف یا قم می ماندند و با مشکلات فقر دست و پنجه نرم می کردند راه دیگری برای استفاده از اساتید نداشتند و لذا هم درس می خواندند و هم کار می کردند؟ آیا همین کار بزرگان که در کنار درس وقتی را برای کار کردن می گذاشتند برای تامین رزق با سخنان شما در کتاب مذکور تنافی نداره؟ لطفا جوابم را فقط به ایمیلم بفرستید خیلی ممنون و تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک طلبه باید همّت اصلی‌اش درس باشد و تلاش برای رزق در حدّی که به درس لطمه نزند قابل قبول است. با این‌همه همین‌طور که متوجه شدید باید مطابق رزقی که از طرف خدا می‌رسد زندگی را شکل دهیم و یکی از راه‌کارها همین است که به نظر شما رسیده. ای کاش همه‌ی مردم متوجه می‌شدند زندگی خود را مطابق رزقی که از طرف خدا می‌رسد، شکل دهند و مدیریت کنند. این یک مسئله‌ی عمومی است، اجازه دهید در منظر سایر کاربران محترم نیز قرار گیرد. موفق باشید
10115

چادر مشگیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: با توجه به اینکه رنگ مشکی در اسلام کراهت دارد چرا در جامعه خصوصا چادر خانمها به رنگ مشکی است؟ ظاهرا پارچه مشکی مربوط به چادر از ژاپن وارد می شود و سالیانه ارز زیادی از کشور خارج می کند. تا آن جا که من اطلاع دارم پیامبر (ص) از رنگهای سفید، سبز و زرد استفاده می کردند. در شهرستان ورزنه اصفهان گویا رنگ چادر خانمها سفید است. آیا این نیاز به فرهنگ سازی دارد یا شرایط فعلی به گونه ای است که باید از چادر مشکی استفاده شود؟ با تشکر و آرزوی توفیق الهی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به این حالت که از چادر مشکی استفاده می‌شود آن حالت کراهتی که لباس مشکی دارد پیش نیاورد، ولی بدین معنا نیست که روی موضوع فکر نشود امام صادق علیه السلام می فرمایند: پوشیدن لباس مشکی کراهت دارد مگر در سه چیز: کفش ، عمامه و کساء (به لباس بزرگ مثل عبا و چادر و امثال آن می گویند.) موفق باشید
6931
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز. حضرت علامه حسن زاده شماری از کرامات خود را در کتاب انسان در عرف عرفان اورده است میخواستم دلیل کار ایشون را بدانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها برای آن بوده که بشر امروز را متوجه معارفی کنند که در دل این حالات هست وگرنه همان‌طور که خودشان می‌فرمایند حرف بیش از این‌که گفته‌اند دارند. عمده توجه به معارف گرانقدری است که در این کتاب هست. موفق باشید
4738
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام خدمت استاد بزرگوارو خدا قوت: استاد این حرف درسته که چند تا حیوان به بهشت میرن از جمله سگ اصحاب کهف و الاغ عزیز و .... شما در سی دی ده نکته معرفت قضیّه من وتن در حیوانات صدق نمیکنه چطور اینها وارد بهشت میشن؟ در ضمن آیه و اذا وحوش حشرت چطور تفسیر میکنی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث معرفت نفس به صورت کلی بحث شده با این فرض که تنها انسان مختار است و می‌تواند با تدبیر بدن مابالقوه‌ی خود را با مابالفعل تبدیل کند و از بدن خود منصرف شود و در بهشت با آن‌چه در ذیل شریعت الهی انتخاب کرده روبه‌رو شود ولی به صورت ریزتر در تفسیر آیه‌ی 38 سوره‌ی انعام که بحث اختیار سایر موجودات پیش می‌آید موضوع کمی فرق می‌کند و ظاهر آیه "و اذا وحوش حشرت" نیز روشن می شود. موفق باشید
1867
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرانقدر بنده دانشجوی رشته مهندسی هستم. پس از آشنایی با تفکرات و کتب حضرتعالی، اندکی نسبت به ادامه در این رشته دچار تردید شده ام. با اینکه استعداد و علاقه هم در خود نسبت به این رشته حس میکنم ولی تردید بوجود آمده این است که نکند با خواندن این دروس، آب در چاه مدرنیته بریزیم و جامعه اسلامی را از نورانیت و نیل به تمدن دور کنیم. و اصلاً شاید بهتر باشد که به تحصیل علوم حوزوی و فلسفه اسلامی بپردازیم. از آن طرف هم، در صحبت های حضرت آقا، دلیلی بر خروج از این رشته نمی بینم و حتی تا حدی برعکس است. لطفاً حقیر را راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در جواب شماره‌ی ........ عرض کرده‌ام ما برای رسیدن به تمدن اسلامی ابتدا باید علم موجود دنیا را بشناسیم و سپس به آن جهت دهیم. مباحث نقد مدرنیته دو نتیجه برای ما دارد یکی این‌که شیفته‌ی تمدن غربی نشویم و دیگر آن‌که نقص‌های تکنولوژی موجود را بدانیم تا زندگی خود را در افقی دیگر ادامه دهیم. پیشنهاد می‌کنم به جواب سؤال شماره‌ی ......... با دقت نظر بفرمایید. موفق باشید
410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدا بر استاد عزیز ،عزیزتر از جانم که حقیقتا سرگردانی مرا در ظلمات آخرالزمان کنترل کرده و راهی بسیار ملکوتی و نورانی همراه با جهاد و مبارزه همه جانبه در راه حق و دشمنی با باطل در تمامی تجلیات آن،به رویم گشوده است،توفیق روزافزون پدرمهربان و متواضع ام را از خدای تبارک و تعالی خواهان و خواستارم و امیدوارم بعد از عمل به تکلیف در عالیترین درجات اخلاص،در بالاترین مراحل حب الهی به شهادت نائل شوید،انشاالله پدر عزیزم،دوری و فراق پروردگارم برایم بسیار سخت است،سابقا از دوری امام عصر ارواحناله الفداه می سوختم اما هم اکنون ،بعد از مطالعه ده نکته از معرفت نفس به فراق و جدایی از پروردگارم مبتلا گشته ام،چه دوری سخت و هجران طاقت فرسایی است فراق بین محب و محبوبی که یک طرف آن نیاز محض است و طرف دیگرش غنای محض . بنده به فضل الهی راه سعادت را در تاریک خانه آخرالزمان اطاعت تام و تمام از قرآن و عترت می بینم و خود را ملزم به جهاد همه جانبه با مال و جان در راه خدا که تجلی استوار آن در حقانیت ولایت فقیه و استکبار ستیزی است می دانم.اما در عمل درحالیکه جان و قلبم از دوری خدا زخمی و اسیر است،رفتارم را به عنوان یک مسلمان مجاهد نمی پذیرم.مثلا صفت شجاعت در من بسیار کم است و از این بابت امرم بسیار لنگ مانده و البته بصیرت کافی اجتماعی - سیاسی هم ندارم. هم اکنون در حال بررسی برهان صدیقین و شرح حدیث جنود عقل و جهل هستم و منتها هدفم رهایی از انانیت به طور مطلق است. شما به عنوان استادی فرزانه و حکیم و پدری مهربان چه راه ی را به رویم می گشایید؟؟؟ ایدکم الله بنصره و عزته
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی بنده جز معلمی که مطالبی را خوانده و استادهایی را دیده جایگاه دیگری را برای خود نمی‌شناسم و به نظرم همین راهی را که پیش گرفته‌اید راه خوبی است و إن‌شاءالله خداوند نتایجی را که می‌خواهید برای شما مقرر می‌کند. موفق باشید
335

جامعیت دینبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی خیر کثیر 1.برخی دوستان با توجه به مسائل مطرح شده از طرف شما و مبانی فکری که بشما نسبت می دهند از "حاکم شدن حکم خدا در کل حیات بشر" استنباطهای خاصی میکنند.آیا این "حکم خدا" چیزی غیر از فقه -نه به معنای اصطلاحی اکنونی که شبح فقه است-که در بردارنده تمام 1.نیازها و 2.معارف جویی ها و 3.خط دهی ها است میباشد و یا از نظر جنابعالی فلسفه و عرفان نیز بعنوان غایت مطرح هستند. 2.خانواده من مذهبی نیستند اما من بنا به آشنایی با ائمه و رسول خدا میخواهم با دین زندگی کنم.با این اوصاف شرایطم بسیار سخت است.چه کنم؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام 1- بنده معتقدم فقهای گرام هستند که حکم خدا را در امور عملی برای مکلف روشن می‌کنند و انسان یا باید خودش فقیه باشد و یا مقلد باشد تا مطابق حکم خدا عمل کند. آنچه علمای دین مطرح می‌نمایند: فقه اکبر و فقه اوسط و فقه اصغر است؛ که اولی را عقاید حقه و دومی را اخلاق فاضله و سومی را اصول عملیه می‌گویند. فلسفه به خودی خود غایت دینداری نیست، منتها یکی از انواع فکر است که می‌توانیم در فهم دین از آن استفاده کنیم به شرطی که مواظب باشیم حجاب فهم دین نشود که در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» به آن پرداخته شده. در مورد عرفان اگر منظور شما عرفان نظری باشد باز ممکن است حجاب انسان شود، هرچند در فهم منظور دین کمک‌کار خوبی است، و اگر عرفان به معنی شناخت اسماء و صفات الهی باشد آری مقصد دین معرفت الله است. 2- در سؤال شماره‌ی 327 تا حدّی جواب جنابعالی داده شده، ولی در هر صورت با خانواده درگیر نشوید و احترام آن‌ها را نگه‌دارید. موفق باشید
222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام من به تازگی با برخی از افکار مکتب تفکیک آشنا شده ام و برخی از سوالات و اشکالات آنها به فلسفه جدا ذهن من را به خود مشغول کرده است. خواهشمند است نظر خود را درباره مکتب تفکیک و طرفداران آن بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: جواب سؤال شماره 48 در همین مجموعه سؤال‌ها إن‌شاءالله می‌تواند جواب سؤال شما باشد. موفق باشید
12611
متن پرسش
سلام استاد گرامی: سوالی در مورد ورزش یوگا داشتم، با توجه به اینکه امکانات ورزشی برای خانم ها کم است (حداقل در شهر من) و با وجود مادر شدنم امکان رفتن به کلاس ورزش را دیگر ندارم، اگر در خانه حرکات کششی یوگا را انجام دهم مشکلی دارد؟ (به خاطر آپارتمانی نشینی هم امکان انجام ورزش دیگری را ندارم) خواهرم معتقد است این ورزش به خاطر تفکری که در فرای آن است خوب نیست و تاثیرات روحی خوبی ندارد، در صورتی که تا حد اطلاع بنده اینطور نیست، و بسته به نوع آن متفاوت است. ممنون می شوم اگر راهنمایی ام بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد عرایضی در جواب سؤالات شماره‌ی 8639 و 7767  داشته‌ام. در ضمن می‌توانید از قسمت جستجوی سایت در رابطه با واژه‌ی «یوگا» استفاده کنید. موفق باشید

12031
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: من تا چند سال پیش به ماه رجب مثل بقیه اوقات سال نگاه می کردم اما سه ساله که از فضیلت ماه رجب و یک روز روزه ی ماه رجب و ... باخبر شده ام. هر سال هم این علم برای من بیشتر حاصل میشه. اما از وقتی علم به فضیلت ماه رجب پیدا کردم پر گناه ترین موقع سالم همین ماه رجب بوده. هر سال بعد هز ماه رمضان میگم کاش الان شب رجب بود و تا ماه رجب انتظار می کشم. اما وقتی ماه رجب میاد شروع می کنم به گناه. همه جوره! در عین اینکه میدونم توبه چقدر ثواب داره تو ماه رجب گناه می کنم. حتی از حضور شیطان و همتش عظیمش هم باخبرم اما... استاد این ماه رجب هم مثل سال های دیگه داره تمام میشه. امشب شب لیلة الرغائبه. اما من همون گناهکار توی ماه رجبم. اگر می بینید کار به جایی رسیده که دیگه جواب دادن این سوال کارساز نیست٬ لاأقل دعا کنید...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون به لطف الهی در ماه رجب راهِ‌ رفتن به سوی حق برای شما گشوده می‌شود و وجه یمین شما شکوفا می‌گردد، وجه مشئمه‌ی شما نیز رُخ می‌نماید. با امیدواری از ماه رجب استفاده کنید تا وجه مشئمه‌ی خود را مغلوب وجه یمین خود نمایید. موفق باشید  

9855
متن پرسش
سلام معلم مهربان وقتتان بخیر استاد. اگر کسی دائمابه ما توهین کند و متاسفانه ما هم از کوره در برویم و جواب او را بدهیم اشکالی دارد به خاطر زیر پاگذاشتن حدود الهی عذرخواهی کنیم؟ استاد! در بعضی موارد طرف درمی آید می گوید دیدی تقصیر خودش بود!با این وجود باز من احساس ندامت نمی کنم این کار من درست است؟ 2- هنر نیز مثل علوم تشکیک بردار است و ظاهرا علما به خط و شعر اهتمام ویژه داشته اند و من فکر می کنم خط شرف وجودی دارد بر شعر حکیمانه و صوت زیبای قرآن بالاتر از این دو است درست است استاد؟ بقیه هنرها هم که تکلیفشان مشخص است بعضی که قبح فعلی هم دارند مثل مجسمه سازی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ما باید در هر حال از حق عبور نکنیم، اگر کار ناحقی کرده‌ایم در آن رابطه باید عذرخواهی کنیم و دلواپس قضاوت‌های طرف مقابل نباشیم. اگر او به اشتباه قضاوت کند خود را به زحمت انداخته 2- شاید نتوان گفت که کدام‌یک از هنرهایی که فرموده‌اید برتر باشد، هرکدام به اندازه‌ای که امکان ظهور ملکوت را در خود داشته باشند برتر است. موفق باشید
نمایش چاپی