بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام: آيا از ديدگاه اسلام اگر ما مي توانيم يك نفر را در طول عمرمان از لحاظ مالي تامين كنيم و فقرش را برطرف كنيم مطلوبيت دارد يا صدقات و خيرات روزانه و متفرقه. لطفا مستند ديني را هم ذكر فرماييد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات ما بیش از همه بر صدقه‌ی جاریه تأکید شده است. به همین معنا که انسان، پولی یا مالی را جهت اموری به طور دائم اختصاص دهد. موفق باشید

21771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش شماره 21762 اگر این یوم فیض دائمی هست که در تمام ذات عالم ماده جریان دارد و یا در انقلاب پس چرا در جای دیگر می فرماید «فذکر هم بایام الله» یوم در این آیه ظاهرا زمان های خاصی هست که می گوید متذکر آن باش ولی یوم آیه قبل اینگونه نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فیض، دائمی است ولی شرایط قبول فیض متفاوت است و در یوم‌اللّه‌ها شرایط تجلی فیض بیشتر فراهم است. موفق باشید

20261
متن پرسش
سلام: گفته اید در بهشت یک نفس واحد آدمیت بوده نه یک شخص به نام آدم. اگر اینگونه هست پس زوج او یعنی حوا چیست که در قرآن آمده است؟ نفس واحد که دیگر زن و مرد ندارد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سوره‌ی اعراف تا حدّی این موضوع مورد بررسی قرار گرفت از آن جهت که در یک مقام که مقام «علّم آدم الاسماء کلّها» دیگر بحث زن و مرد نیست. ولی مقام بعدی که مقام روبه‌روشدن به شجره‌ی ممنوعه است، بحث آدم و حوّا در میان است. و در این‌جا شیطان نیز در صحنه است و می‌تواند اغواء کند و مقام سوم مقام هبوط بر زمین است. موفق باشید

20217
متن پرسش
با سلام محضر شما استاد عزیز و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: دو سوال از محضر شما داشتم 1. در حکمت 145 نهج البلاغه حدیثی وجود دارد خواستم مقداری توضیح دهید تا جایگاه حدیث را بهتر بشناسیم «بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد. و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چیزی جز بی خوابی به دست نیاورد! خوشا خواب زیرکان و افطارشان.» 2. مدتی است در تلاوت قرآن دچار سستی و بی توفیقی هستم و از این موضوع شدیدا در رنج هستم چه سفارشی برای بهبود وضع روحی حقیر دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عبادات باید مقصد ما رجوع به حق باشد و دائماً متذکر این امر باشیم تا حجاب‌های بین ما و حضرت ربّ به مرور مرتفع گردد 2- برای خود سهم بگذارید که روزی 50 آیه با صوتی حزین، تلاوت کنید تا إن‌شاءاللّه آهنگِ آیات، روح‌تان را متعادل کند.

30895
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: برای من یه سوالی هست که چرا صعود فرشتگان و روح طبق آیه ۴ معارج ۵۰۰۰۰ سال طول می کشه ولی نزولشون یک شبه در شب قدر انجام میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن صعود که از طریق فرشتگان صورت می‌گیرد از زمین به سوی عالم اعلی است. به همین جهت عنوان «معارج» دارد و می‌فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ أَلْفَ سَنَة» و این‌که فرمود آن مقدار، به اعتبار نسبتی است که آن عروج با زمین دارد. به همین جهت در آیه 47 سوره حج آن عروج را با «مِمَّا تَعُدُّونَ» توصیف فرمود، یعنی نسبت به آنچه شما به حساب می‌آورید. ولی نزول فرشتگان در شب قدر، نزول از عالمِ اعلی به قلب‌ها است و از حوزه‌ای که ما بخواهیم نسبتی مادی و زمینی با آن برقرار کنیم، بیرون است. موفق باشید  

30255
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نگاه قرآنی که یک مجموعه ی فرهنگی، مربی و والدین به سن تکلیف (خصوصا دختران) باید داشته باشند، چگونه باید باشد؟ می خواهیم پشتوانه این نگاه به عنوان یک مادر و مربی با جمعی از دوستان دغدغه مند در یک مرکز فرهنگی وابسته به آموزش و پرورش برای اصلاح برگزاری جشن تکلیف دختران در مدارس شهرمان برنامه ریزی کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خواسته است ما در این دنیا تنها نباشیم زیرا امور دنیایی ما را از آن تنهایی‌ها رهایی نمی‌بخشد. تنها با خدایی که جان جهان است، انسان احساس تنهایی نمی‌کند و در همین رابطه خداوند از طریق رسولان راه‌های عبادت خود را برای ما مشخص کرد تا ما را از تنهایی درآورد و بتوانیم با او به‌سر بریم. و به تکلیف‌رسیدن یعنی: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و مرا شایسته‌ی همسخنی با خودش کرد.

در مورد جشن تکلیف سید بن طاووس داریم: او از عبادت لذّت می‌برد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات وی است. وقتی پانزده سالش تمام و وارد سال شانزدهم می‌شود، می‌گوید باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می‌دهد. با من حرف می‌زند. مرا مخاطب قرار می‌دهد و این روز عید من است. از این‌روجشنی می‌گیرد، عدّه‌ای را دعوت کرده، پذیرایی می‌کند و شیرینی می‌دهد. مردم می‌پرسند چه جشنی است؟ می‌گوید جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است. موفق باشید

29671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بنده در امر انتخاب شغل دچار اندکی سردرگمی شدم. بنده دانشجوی پرستاری هستم ولی احساس نیاز می کنم باید در امر تربیت وارد شوم حال به نظر شما ورود در مقطع دبستان تاثیر بیشتری دارد یا مقطع راهنمایی و اینکه آیا این تغییر رشته صحیح است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید کار تربیتی حُسن خود را دارد، ولی پرستار دلسوز، خودش را و بیمار را می‌تواند تا اوج آسمان معراجی کند و به انوار الهی منوّر شود. موفق باشید

29019
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۹۰۰۸ از سنتی لا یتغیر فرمودید که راز تداوم انقلاب در آن نهفته است. به یاد دارم در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی فرموید که تفاوت ما در نگرش ما به مشکلات با یک فرد غیر انقلابی این است که متوجهیم حقیقت انقلاب اسلامی که ریشه در ایام الله و برخاسته از سنتی دارد که خداوند الطاف خاصه اش را بر افراد و مومنین صبار و شکور نازل می‌کند، عظیم تر از آن است که با مسئولان و فلان گرایش آن شخص و یکسری بدسلیقگی و ناکارآمدی ها به حجاب برود و محو شود بلکه عظیم تر از آن تاریخ را از آن خود می‌کند مثل اینکه امیرالمومنین چون اطمینان به وعده «والله یعصمک من الناس» داشتند در زمان خلفا، اسلام را از دست رفته ندیدند چون مطمئن به وعده الهی و حقیقت و تجلی توحیدی آن بودند. انقلاب اسلامی با زعامت دو عبد صالح خدا، چنان عظمت و حضوری بس متعالی و کیفی بخش و تمدنی در این تاریخ دارد که با این نفاق و ناکارآمدی و مشکلات از پا نمی افتد و اثبات کرده می‌تواند از سخت ترین مشکلات ولو تهاجم فرهنگی یا نهادینه سازی لیبرالیزم به اسم سازندگی و توسعه مدرن به نام اصلاحات و انحرافات در عدالتخواهی با رویکرد به اصطلاح بهاری و از رمق انداختن شعائر و سنجه های انقلاب بنام تدبیر و امید بگذرد و همه اینان اگر روزی هم در قطار انقلاب بودند نهایتا نتوانستند ذیل عالم و عهد انقلاب حاضر شوند و از این قطار یا پیاده یا در حال پیاده شدن یا درگیر رکون و خموشی شده اند ولی با این‌همه همچنان این انقلاب عظیم است که چهل و یکسال مانده و توحید را در برابر استکبار گشوده و لرزه ای بر تن جاهلیت مدرن و تفکر منقطع از عالم قدس انداخته و آغازی بر یک پایان است. کدام ملتی درون وادی تمدن سازی رفته و این مشکلات و دردسرها را ولو ده ها برابر بدتر نکشیده؟ همین تمدن غیر توحیدی مدرنیته برای شکل گیریش چقدر فلاکت و مصیب کشیدند و کافی است برای فهم معیشت و اوضاع جوامع بدنبال مدرنیسم به کتب تاریخ تمدن رجوع شود تا ببینیم در چه مشکلاتی قوطه ور بودند. تمدن سازی و گذار از تمدن مدرن و عالم غربی و شبه مدرنیته ایرانی که علی الخصوص از دوره قاجار و پهلوی قوت گرفت، کار یکشب و دو شب نیست و علاوه بر سختی ها و اشتباهات و نفاق ها که جدا ما اکثر ضرباتمان از نفاق و نفوذ در درون نظام بوده، معلوم است که مستکبرین و پرچمداران لیبرال دموکراسی در صدد شعب ابی طالب ها بر می آیند و سعی دارند از طریق استعمار نوین و با علوم انسانی غربی، فکرهای توحیدی و ریشه های انقلابی را تعطیل کنند. دستاوردهای مادی انقلاب هم حقا با اوج مشکلات و ساختارهای شبه مدرن و عناوها جدا بی نظیرست و چند برابر شدن امکانات زیر بنایی و ظرفیتها که حتی مجلداتی را به خود اختصاص می‌دهد، شاهدی بر این مدعاست و حتی آمارها و اسنادی که دشمنان ما هم منتشر می‌کنند صحت آن را بیشتر می‌کند. اما اکنون ماییم و دستور رب العالمین که فرمود: «و اما بنعمه ربک فحدث»؛ این آیه جدا افق پیش روی ماست. در اوج شدتها و سختی ها و تهدیدات مشرکین و منافقین و معلوم نبودن افق آینده و تشکیک های این امت اسلام، خداوند امر می‌فرماید تحدیث نعمت کن و در روایات تعبیر شده منظور از این خیر و نعمت همان رجعت به عنوان زمان تحقق دولت حق و دولت آدم بصورت تام است؛ آری رسول الله باید در اوج این سختی ها و تشکیک ها و دلهره ها از آینده، تحدیث نعمت کند تا امت بفهمند مشغول ساخت تاریخی هستند که نهایتش رجعت است و به آن حقیقت متعالی می‌رسد و دارید این مسیر را باز می‌کنید و اگر نظر به رجعت و آن هدف کلان کنید تاب می آورید و صبر و شکر خواهید داشت و بزرگ می‌شوید و مشکلات، شما را ابن السبیل نخواهد کرد. مانند اینکه اگر درخت بشوید نشستن گنجشک ها بر روی شما اثر ندارد چون انقدر تنومنید که متغیر نشوید ولی اگر شاخه گلی باشید، با نشستن گنجشنکی به این سو و آن سو می‌روید پس باید نگاه شما و سعه وجودیتان بسط یابد و عظیم شود تا بتوانید بفهمید شما در حال مقاومت در مسیری هستید که آینده اش آنجاست و لذا همین الان شما هم خیرست و مهلتی برای سنجش عیارتان و کنار زدن زنگهارها و گوش سپردن به نوای حق و برداشتن حجابهای این راه. تا امت بینش تمدنی و کلان و عظیم نیابد و در نیابد در چه مسیری مشغول حرکت است و چه افقی را مد نظر گرفته و مشغول گشودن چه تاریخی است، توفیق و صبری نصیبش نخواهد شد ولی بالعکس با این صبر و مجاهدت و نظر به مقصد این راه می‌شود «و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از راه‌های تفکر برای درک موقعیت تاریخی خود، فهم موقعیت و سخن و موضع‌گیریِ دشمنان این حرکت است بدون هیچگونه تعصبی، حقیقتاً دشمنان انقلاب اسلامی با همه‌ی تنوعی که دارا هستند، به پایین‌ترین نحوه‌ی تفکر و به انواع آلودگی‌های شخصی گرفتارند و این بهترین شکل برای درک جایگاه وجودی انقلاب اسلامی در هستی است از آن جهت که اولاً: خداوند هیچ توفیقی به آن افراد برای درک حقیقت نمی‌دهد و ثانیاً: هیچ امکانی برای رسیدن به هدف در نظام الهی برای آن‌ها نیست. پس باید خاطرمان از طرف خطراتی که دشمنان حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورند، جمع باشد. عمده درک موقعیت خود و رسالتی است که خداوند در این گردونه به عهده‌ی فرد فرد ما گذاشته است که مجهز به شأنی باشیم که در این مقابله نشان دهیم ما در راستای اراده‌ی الهی عمل می‌کنیم و معنای شناخت زمان و مطابقِ زمان عمل‌کردن و تقوای زمانه را در خود شکل‌دادن، در این‌جا جای خود را باز می‌کند و امیدواریِ هر روز ما به جهت آن است که آرام‌آرام مردم ما با خودآگاهی تاریخی از امیدواری نسبت به جبهه‌ی کفر فرو می‌نشینند و برای حضور تاریخی خود به اندیشمندیِ صحیح نزدیک می‌شوند. آری! صبری نیاز است تا حضرت معبود هر لحظه بیش از پیش اراده‌ی خود را که اراده‌ی نفی استکبار است به ما نشان دهد. موفق باشید  

28705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. با توجه به اینکه مبنای بورس بر اقتصاد اسلامی نیست به نظرتون درآمدی که از بورس تامین میشه مشکل داره؟ ۲. آیا به صورت کلی می توانیم بگوییم فعالیت در بورس مصداق کثرات هست؟ یا اینکه بستگی به سطح ایمانی خودمون داره؟ چون واقعا فضای معنوی و روحانی انسان رو تحت تاثیر قرار میده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که ظاهرا فقها اشکالی در این مورد نگرفته اند زیرا به نحوی مشارکت در یک نوع تجارت است؛ نباید به خود سخت گیری کرد. ولی در هر حال روح ها و روحیه ها متفاوت است. موفق باشید

27566
متن پرسش
سلام علیکم: طبق جواب سوال ۲۷۵۰۷ آیا شخصی مانند هیوم و امثال او که دچار شکاکیت هستند و آنها را به ورطه سفسطه کشانده آیا این شکایت بیماری نیست؟ اصلا شک دائمی و ماندگار مگر بیماری نیست؟ مخصوصا اگر شک در بدیهیات باشد که قطعا بیماریست، حال می‌خواهد فیلسوف باشد و یا یک شخص معمولی، بنده در دچار بودن شخص شکاک مخصوصا از نوع فلسفی، آن‌هم در بدیهیات به نوعی بیماری فکری تردید ندارم، نمی‌دانم جنابعالی چرا با جواب خود به آن پرسش، آن فلسفه شکاک و بیمار غرب را موجه و کارآمد جلوه می‌دهید، درصورتی‌که با نگاه به فلسفه اسلامی راز پیشرفت و سلامت فلسفه اسلامی پیروی از اصول عقلی و بدیهیات است و بر پایه یقین بنا نهاده شده، مگر می‌شود فلسفه اسلامی سالم و بالغ و یقین با فلسفه بیمار و شکاک ناقص غرب یکی باشد، درصورتی‌که اجتماع نقیضین محال است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای هیوم در شخصیت خود شکاک نیست. او متذکر این امر است که با واقع‌شدن در حسّ، جایی جز شک در تفکر نمی‌ماند و مسئله‌ی او بسیار جدّی است در آن حدّ که کانت می‌گوید هیوم بود که مرا از جزمیت نجات داد. در جزوات «فلسفه‌ی غرب» که بر روی سایت هست، مختصری از هیوم گفته شده است، با این نگاه که اگر تاریخی،تاریخِ مفاهیم شد خواهی نخواهی کار، به حس‌ّگرایی می‌کشد و امثال کانت هم با همه‌ی تلاشی که کردند نتوانستند از گردونه‌ی دوگانگی بین سوبژه و ابژه راحت شوند، که بحث آن مفصل است. موفق باشید

27481
متن پرسش
سلام علیکم: چه راهکار عملی و کاربردی وجود دارد برای اینکه انسانها را عادت بدهیم که همه روزه از خودشان حساب بکشند و در این امر سستی نکند تا اینکه خدای ناکرده مشمول حدیث «لَیسَ مِنَّا مَن لَم یُحاسِب نَفسَه فی کلِّ یَوم»، قرار نگیرند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره باید خود را نسبت به آرمانی که توسط شریعت الهی در مقابل خود داریم اندازه‌گیری کنیم تا گرفتار روزمرّه‌گی‌ها نشویم. موفق باشید

26013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جانم: مراد از ترادف، الفاظ مترادفی چون قلب و فؤاد که عده ای قائل به عدم وجود ترادف شده اند و برای مثال همین قلب و فؤاد را مترادف نمی دانند بلکه مثلا می گویند: قلب به معنای چیزی که سمت راست بدن قرار گرفته است و فؤاد: به معنی قلبی که متوجه حقایق می شود. اگر ما ترادف را نپذیریم بسیاری از کلمات قرآن، دارای معنای دقیقی می شوند که ما به عنوان اینکه مترادف است از کنارش عبور می کنیم و قلب و فؤاد را یک چیز می گیریم. ولی از جهت دیگر واقعا ما در خارج مترادف می بینیم، مثلا در زبان فارسی خودمان خانه و منزل و ... حال سوال این است که علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان قائل به کدام از این دو نظر هستند (البته نظر سومی هم وجود دارد که اصل با عدم ترادف باشد که این دسته قائل به این هستند که ترادفی وجود دارد ولی اصل را بر عدم ترادف قرار می دهند) ببخشید وقتتون رو گرفتم استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حضرت علامه «رحمت‌اللّه‌علیه» چون الفاظ را در دلِ آیات می‌نگرند و عموماً به مفردات راغب و لسان العرب رجوع دارند، به ریشه‌ی لغات نظر می‌کنند که روح آن‌ها در بین عربِ آن زمان به چه چیزی اشاره داشته است. و این برای فهم متون گذشته لازم است و امروزه تحت عنوان اتیمولوژی مورد بحث می‌باشد. موفق باشید

25170
متن پرسش
سلام: من در سال آخر دبیرستان هستم و تصمیم من این است که به دانشگاه نروم و احساس می کنم از راهی به غیر از دانشگاه موفقیت بیشتری کسب می کنم و بیشتر می توانم به مردم کمک کنم. من باور دارم که تنها چیزی که زندگی را از روزمرگی خارج می کند عشق است. دنیا و دین بر مدار عشق است. یکی از درس های نماز را هم همین میدونم که با اینکه در نماز هر بار یک ذکر تکراری و حرکات تکراری انجام می شود اما وقتی بنده عاشق پرودگارش باشد اصلا متوجه تکراری بودن نماز نمی شود مگر عاشق از ابراز عشق به معشوقش خسته می شود؟ خیر چون با تمام وجود می گوید دوستش دارد و چیزی که از وجود برخواسته باشد حتی اگر صد بار هم تکرار شود تکراری نمی شود و من دوست دارم اگر راهی را انتخاب می کنم با تمام وجود و عشق انتخاب کنم تا متوجه روزمرگی زندگی نشوم. اما مادر و پدرم نظر متفاوتی دارن من به آن ها گفتم موفقیت من در این دنیا وابسته به شغل من نیست و تنها چیزی که من را موفق می کند بنده بودن است آن ها می گویند اگر بنده هستی نباید رو حرف مادر و پدر حرف بزنی و باید راه دانشگاه را بروی بدون اینکه حتی بخوای ما را قانع کنی در صورتی که من می دانم اگر این کار را کنم حال خودم خوب نیست و وقتی حالم خوب نباشد نمی توانم بنده خوبی باشم و به مردمم خدمت کنم و سر راه کمالم قرار می گیرد من چه باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که ما در این جهان باید زندگی کنیم و در همین جهان باید عشق را تجربه  نماییم. لذا حاضرشدن در مجامع علمی به خودی خود مانع سیر به سوی عشق نمی‌شود، عشقی که همان‌طور که متوجه‌اید، همه‌ی زندگی است. موفق باشید

24864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: نظرتان در مورد حرز امام جواد (ع) که به بازو می بندند چیست؟ راستش چند وقت پیش یک اتفاقی عجیب برام افتاد که از این قرار است: استاد من چند سال پیش وسواس فکری داشتم و از این قضیه رنج می بردم و استرس داشتم و خدا رو شکر چند سالی بود که دیگر درگیر این موضوع نبودم تا اینکه چند شب پیش با دوستان رفتیم کوه و در آنجا پیش دو نفر از دوستان نشسته بودم که ناگهان یکی از دوستان در مورد این مشکلم (وسواس فکری) که چند سال پیش از آن رنج می بردم پرسید. البته به دوستان نگفته بودم که وسواس فکری دارم و فقط می گفتم که مشکلی دارم. به خاطر همین از من پرسید که مشکلت حل شد یا نشد؟ من هم در جواب گفتم الحمدلله دیگر درگیر این مرضوع نیستم. استاد همین که این حرف را زدم هنوز چند ساعت از این حرف نگذشته بود که دوباره بعد از سالها این مشکل دوباره دامنگیرم شد. الان چند روزیست که دوباره این مشکل را دارم. تو را به خدا کمکم کنید. به نظرتان علت چیه؟ ذهنم داره میره سمت اینکه نکنه کسی سحرم کرده یا چشم زخم خوردم. به نظرتون چیکار کنم؟ فروشگاه های فرهنگی شهرمون حرز امام جواد (ه) با قیمت نسبتا بالا از مشهد میارن. به نظرتون بخرم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استفاده از «حرز» حضرت جواد و یا «حرز» امام رضا «علیهماالسلام» کارساز است. خودتان آن را بنویسید و نزد خود نگه دارید و لازم نیست آن را به بازو ببندید. بیشتر سعی کنید با اندیشیدن بر روی موضوعاتِ مهم دینی از این مشکلات رهایی یابید. بعد از دنبال‌کردنِ مباحث کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» به تدبّر در قرآن مشغول شوید. موفق باشید

23808
متن پرسش
با سلام: با توجه به صحبتی که در مسجد هویزه داشتید چنان‌چه ممکن است متن آن را در اختیار بنده قرار دهید. چگونه می‌توانم صوت آن صحبت را به دست آورم؟
متن پاسخ


 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن متنی که در اختیار بنده است را خدمتتان ارسال می‌دارم. در مورد صوت آن در جریان نیستم. إن‌شاءاللّه اگر به‌دست آمد رفقا آن را در سایت «لبّ المیزان» قرار می دهند. موفق باشید

 

در جستجوی شور عشق

باسمه تعالی

۱. با حضور در صحنه‌های ایثار شهادت و لمس آن‌چه بر این سرزمین‌ها گذشته است،
چطور هستید؟!
۲. عده‌ای در دریای عشق زندگی را شناختند و بدون زندگی‌های عرفی، خواستند به زندگی خود معنای دیگری ببخشند و طرح‌اندازانه به میان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند - فرادستی‌ها را تودستی کردند-.
۳. مثل رهبرشان حضرت روح اللّه، که با هرچه می‌خواست او را به انسانی منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. اینان خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائم با خود سخن‌ها داشتند و با انتخابی با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی.
۴. اینان در افسون گل سرخ شناور شدند. به جای آن‌که کارشان بشود شناخت گل سرخ. سمینار آفتاب‌شناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند.‌»
۵. حرف‌شان این بود که:
سرم به دُنیی و عقبی فرود نمی‌آید               تبارک اللّه از این فتنه‌ها که در سرِ ما است
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود          رُخ تو در نظر من چنین ‌خوشش‌ آراست
۶. عاقلان نقطه‌ی پرکار وجودند ولی          عشق داند که در این دایره سرگردانند
۷. یاد باد آن‌که صبوحی زده در مجلس اُنس          جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست        وآن‌چه در مسجدم امروز کم است آن‌جا بود
۸. این یارانِ سالار شهیدان، ققنوس‌وار از جیفه‌ی دنیا فاصله گرفتند و به جای آن‌که مرگ به سراغ آن‌ها بیاید، ماورای مرگ حاضر شدند تا در کنار آن‌هایی نباشند که قصد بلعیدن همگان و در حال بلعیدن یکدیگرند. شهداء عشق را جز در آتش و خون جستجو نکردند تا معلوم شود در فقدان عشق ما چگونه باید بمانیم.
۹. شهداء عشق را فریاد کردند و چه در سخن و چه در سکوت و خاموشی، جز به عشق فکر نکردند. بودنِ خونین آن‌ها افسانه‌ی عشق بود و به دنیا که شایعه‌ای دروغین بیش نیست، پشت کردند، تا ما در میان حاکمانِ پرستنده‌ی جاه و مال به مدد عشق، در تمنّای جاه و مال نباشیم.
ای کاش آدمیان می‌دانستند بهای جاه، تباهیِ جان است.
۱۰. ما در این زمانه، عشق را از شهداء آموختیم تا از نسل دزدان و دغل‌بازان نباشیم و در راه آرمانی به نام عدالت که اکنون در نیمه‌ی راه آن هستیم؛ مأیوس نگردیم. باختن آرمان عدالت، افق روی ما نیست، زیرا به زودی بندگان جاه و مال در آتش خود خواهند سوخت، زیرا همیشه چنین بوده است که پس از سوختن جوانمردان، نوبت ناجوانمردان می‌رسد و فرجام صدام حسین، فرجام همه‌ی خودپرستان است که افقی جز جاه و مال نمی‌شناسند.
۱۱. سعی می‌کنند با تاریک‌کردن فضای جامعه، جوانان را از نظردوختن به افقِ روشن باز دارند، اما این تلاش، تلاش و جهد بیچارگان است که از نور توحید محروم‌اند و به زودی غرامت جهل خود را خواهند داد. آنان گمان می‌کنند می‌توان همواره بیداد کرد و در امان بود. زهی خیال باطل.
۱۲. آمده‌ایم تا در زیر سایه‌ی حضرت حق در این دیار بگردیم تا ببینیم شور عشق را در کجا باید پیدا کنیم. شربتی که حضرت حق به صورت پنهانی به نومیدان می‌دهد تا راهِ برون‌شدن از افسردگی و ملالت را بیابند و از سوزِ فقدان عشق تسلی یابند.

 

23665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: از آثار حضرتعالی کدام برای خداشناسی خوب است؟ یعنی بدون استفاده از آیات و روایات و فقط از طریق عقل یا بحث معرفتی این موضوع صورت گرفته باشد. ده نکته از معرفت نفس خوبه؟ سپاس بیکران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید

23352
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوال این حقیر راجع به قانون جذب می باشد. پیش از این که این سوال را از خدمت شما داشته باشم مقداری درباره این قانون و ادعایش و نقد و نظراتی که پیرامون آن شده است مطالعه کرده و پاسخ های شما نسبت به سوالاتی که در این زمینه وجود دارد را نیز بررسی نموده ام. به حمد الله با آشنایی با مباحث شما فهمیدن روح اومانیستی و غربی این قانون کار دشواری نیست. به عنوان مثال آشنایی با بحث رزق و مباحث بندگی، پوچی چنین جملاتی را روشن می سازد: من زندگی خودم را خودم می سازم. من مسوول وضع مالی خودم هستم. هدف من این است که یک میلیونر یا بیشتر باشم. یا مثلا پرداختن به آرزوها و جولان دادن به خیالات از مشخصه های این قانون است. اما آنچه مورد سوال این حقیر است: ۱. جایگاه تلقین در روایات و نگاه دینی چیست؟ اگر تفکر مثبت یا منفی درباره چیزی منجر به تحقق آن چیز شد آیا این موضوع به قدرت ایجاد نفس مرتبط می شود یا فقط خواست الهی است؟ نقش و تاثیر خواست و اراده انسان در اتفاقات آینده زندگی او چگونه است؟ این حقیر مباحث معرفت نفس، برهان صدیقین و حرکت جوهری، غرب شناسی، حدیث عنوان بصری را کار کرده ام. بحث معاد را تازه شروع کرده و به جلسه ۱۳ رسیده ام. اما اگر در پاسخ به این سوالات مطالعه مباحث دیگری لازم است ممنون می شوم اگر راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در این مورد دو نکته مدّ نظر قرار بگیرد؛ اولاً: یادمان باشد که رحمت الهی وسیع است و رحمتش از غضبش سبقت دارد و همواره با رحمتش با انسان‌ها برخورد می‌کند. ثانیاً: خودش در حدیث قدسی می‌فرماید: «أنا عند ظنّ عبدی المؤمن» من در گمان بنده‌ی مؤمن خود هستم. انسان اگر به پروردگار خود امید داشته باشد، پروردگار او مطابق همان امیدش با او برخورد می‌کند و بدین لحاظ است که نباید انسان‌ها فکر کنند خودشان در امور خود نقش اساسی دارند و علت موفقیت خود را نگاهِ مثبت خود بدانند، بلکه نگاه مثبت آن‌ها به عالَم، اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشد منجر به تحقق آن چیزی می‌شود که آن‌ها امید دارند که آن چیز انجام گیرد. موفق باشید   

22595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: در کتاب «خویشتن پنهان» از احساس کردن صحبت فرمودید. مانند این جمله: «احساس حضور خداوند در عالم، معرفتی صحیح و اخلاقی سالم و آدابی درست نیاز دارد وگرنه هر کافری می داند خدا وجود دارد.» سؤال بنده این این است که آیا منظورتان از احساس کردن همان علم حضوری است یا اینکه علم حضوری با حس کردن تفاوت دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساسی که مورد نظر است همان علم حضوری است ولی باید با ادبیات عرفانی بگوییم تا جنبه‌ی مفهومی به خود نگیرد. موفق باشید

22471
متن پرسش
سلام: در جلسه ۵۸ معاد با توجه به سخنان بانو امین و آیات قرآن نتیجه گرفتید در قیامت انسان در فعلیت اعمال خود قرار می گیرد گویی دارد آنها را همان لحظه انجام می دهد و فرمودید «نه اینکه آنها را می بیند به بطوری که یجا بایستد و آنها را نگاه کند.» ولی در جلسات ابتدایی با توجه به همین آیه که اینجا استفاده کردید (محضرا) فرمودید اعمال صورت دارند و موجودی هستند که امام صادق هم در آن روایت فرمودند نماز و ولایت و....اطراف انسان می ایستند و آنها را می بینیم. لطفا در یک جمع بندی کوتاهی این دو چطور جمع می شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ما در عین آن‌که در قیامت در فعلیتِ اعمال خود هستیم با صورت اعمالِ خود نیز روبه‌رو خواهیم بود. صورت‌هایی که از درون به بیرون ظهور می‌کند. موفق باشید

22124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا همانند حضور شما در آی گپ و ایتا که در سایت تبلیغ کرده اید، حضور خود را در پیام رسان سروش در سایت در کنار این دو اطلاع رسانی نمی کنید؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد مسئول محترم سایت با مشورتی که با افرادِ صاحب‌نظر دارند، تصمیم می‌گیرند. موفق باشید

20608
متن پرسش
سلام استاد: در هنگام گفتن ذکر «لا اله الا الله» باید توجه به چه معنایی داشته باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به حضور یگانه‌ی حضرت حق در هر صحنه‌ای، مثل حضور یگانه‌ی نفس ناطقه در بدن در هر حرکتی. موفق باشید

18893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: کسی از رفقا کمی سئوال و شبهه دارد در مورد نظرات اهل سنت و می خواهد شناخت بیشتری نسبت به آن پیدا کند، لطفا کتاب آسان برای شناخت معرفی کنید؟ توجه ایشون قشر جوان هستند و می خواستم ساده باشد و نه خیلی تخصصی و...؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا مباحثی مثل «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» را دنبال کنند تا معارف لازم برای فهم شبهات مذکور در اختیارشان قرار گیرد. موفق باشید

18843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میدونم ایمان چیه، چون مثلا ایمان دارم این کمد جلومه و ایمان رو با این حس می کنم که چی هست، اما ایمان به خدا رو ندارم، قرآن رو قبول دارم، مخلوقات و اینکه نشانه های خدا هستن رو قبول دارم و همه ی براهین این چنینی هم خوندم و میدونم و حتی میدونم خدا هست، اما ایمان بخدا ندارم!! این ایمان رو چجوری بدست بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌ حرف‌ها که می‌زنید نشانه‌ی آن است که بی‌ایمان هم نیستید. آری! اگر می‌خواهید ایمان به خدا را بهتر احساس کنید، با توجه به آن‌که در روایت داریم هرکس به خود و به نفس خود معرفت پیدا کند به پروردگار خود معرفت پیدا کرده، پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت است را دنبال کنید. موفق باشید

28250
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: استاد سوالی داشتم درباره اینکه بنده یکسالی مانده تا کنکورم و هم اکنون در رشته تجربی درس می‌خوانم. بنده در این ایام تعطیلی برای این بیماری منحوس خیلی فکرم درگیر بود من با علاقه به سمت این رشته آمدم و درس های این رشته مورد علاقه من است اما خیلی دلم می‌خواهد که هر روز از دین چیزهای جدید یاد بگیرم و همچنین بدانم خدا از من راضی هست و مقام و مرتبه ای بالا پیش خدا نه مقام های دنیایی داشته باشم آرزویی که شاید هرکسی داشته باشد. اما بنده در راهم که تجربی باشد شک هایی دارم در مورد اینکه آیا در آینده اگر به دانشگاه بروم مثل الان در عقایدم ثابت قدم هستم یا خیر چون یکی از اطرافیانم را دیدم که قبل از دانشگاهش با بعد آن چه تفاوت های چشمگیری کرده است. خیلی دلم می‌خواهد برای جامعه ام و امام زمانم مفید باشم اما نمی توانم اغلب اوقات خودم را قانع کنم که با این رشته و مسیری که می‌روم می توانم مفید باشم. گاهی سخنان حضرت آقا را پیرامون این موضوعی که به جوانان عرضه داشتند را مطالعه می کنم اما واقعا نیازمند یک سخنی که با شرایط فعلی که دارم (چون من خیلی به دین و یادگیری آن علاقه دارم اما متاسفانه بعضی از دروس آن را فکر می کنم نمی توانم از پس آن بر بیایم اما در رشته فعلی خودم کاملا این موضوع بر عکس هست از محیط آینده این رشته خوشم نمی آید اما از درس هایش لذت می برم.) هستم که مرا در ادامه مسیر محکم و استوار کند و درگیری ذهنی نداشته باشم. شرمنده استاد سوالی دیگه ای که داشتم این بود خیلی دلم می‌خواهد یکی از کتاب های شما را مطالعه کنم به نظر شما چه کتابی برای من مناسب هست از میان موضوعاتی که بیان کردید؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با این روحیه‌ای که خداوند به جنابعالی لطف کرده، دانشگاه، هم از نظر علمی به شما کمک می‌کند و هم با نظر به نگاه ایمانیِ شما، وقتی با اندیشه‌های متفاوت روبه‌رو شوید با عمق بیشتری متوجه‌ی نگاه توحیدی به عالم می‌شوید. بالاخره «نهنگ آن بِهْ که در دریا ستیزد / ز آبِ خرد، ماهی خرد خیزد» ۲. کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و یا کتاب «آشتی با خدا» إن‌شاءاللّه می‌تواند جهانی ماورای جهان مادی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید

27943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: در پاسخ سوال ۲۷۹۳۱ در خصوص پیام بلندبالای قدردانی آیت الله جوادی آملی از آقای لاریجانی، فکر نمی کنید جوابی که نوشتید بیشتر شبیه توجیه است؟ استاد عزیزتر از جان، ما باید بپذیریم که آیت الله جوادی آملی هم آقای هاشمی رفسنجانی را قبول داشتند و هم آقای لاریجانی رو و احتمالا این خط فکری رو. وگرنه برای تشکر نیازی نبود بنویسند درختی رو غرس کردید که ثمره اش خدمت بود و شربت اخلاص و... می‌توانستند به یک تشکر معمولی بسنده کنند، پس لابد بشدت منش و روش ایشان رو و نیز مرحوم هاشمی رو قبول دارند دیگه چه نیازی به توجیه و لاپوشانی، عزیزا؟ ببخشید اگر صریح صحبت کردم. در طریق حق پایدار باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین طور است که می‌فرمایید. در مورد آقای هاشمی و سخنان ایشان بنده مفصلاً عرض کردم که ظاهراً نگاه آیت اللّه جوادی به امور کشور و جهان، به آقای هاشمی نزدیک است. خوبی جریان، تأییدات خوب آیت اللّه جوادی از رهبر انقلاب است و اینجا است که فکر می‌کنم نکته‌ی ششم صحبت‌های رهبر معظم انقلاب با دانشجویان در ماه رمضان، چراغ راه ما می‌باشد. آن‌جا که فرمودند: جبهه‌ی انقلاب را گسترش بدهید، یارگیری کنید؛ حذف نکنید؛ صِرف اختلاف سلیقه و اختلاف نظر درباره‌ی فلان مسئله موجب طرد نشود. بعضی هستند که به اسلام و انقلاب و نظام اسلامی و به خیلی از خصوصیّاتی که شما به آن اهمّیّت می‌دهید معتقدند، در فلان مسئله‌ی خاص با شما موافق نیستند؛ این نباید موجب بشود که شما او را طرد کنید... هر چه می‌توانید جبهه‌ی انقلاب را گسترش بدهید، جذب کنید؛ البته جذب آدم معتقدی که با شما اختلاف سلیقه دارد» رهبری ۱۳۹۹/۰۲/۲۸. موفق باشید

نمایش چاپی