باسمه تعالی: سلام علیکم: روایاتی داریم که چگونگی چهرهی آن حضرت را گزارش دادهاند و عدهای بر اساس آن گزارشها چهرهای را ترسیم کردهاند، ولی من و شما فدای آن امامی شویم که با سیرهی خود راههای نجات را در هر زمانی در مقابل ما گشود، چرا به سیرهی زیبای آن حضرت نظر نکنیم. فدای سیرهی زیبای امام علی«علیهالسلام». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن متنی که در اختیار بنده است را خدمتتان ارسال میدارم. در مورد صوت آن در جریان نیستم. إنشاءاللّه اگر بهدست آمد رفقا آن را در سایت «لبّ المیزان» قرار می دهند. موفق باشید
در جستجوی شور عشق
باسمه تعالی
۱. با حضور در صحنههای ایثار شهادت و لمس آنچه بر این سرزمینها گذشته است،
چطور هستید؟!
۲. عدهای در دریای عشق زندگی را شناختند و بدون زندگیهای عرفی، خواستند به زندگی خود معنای دیگری ببخشند و طرحاندازانه به میان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند - فرادستیها را تودستی کردند-.
۳. مثل رهبرشان حضرت روح اللّه، که با هرچه میخواست او را به انسانی منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. اینان خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائم با خود سخنها داشتند و با انتخابی با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی.
۴. اینان در افسون گل سرخ شناور شدند. به جای آنکه کارشان بشود شناخت گل سرخ. سمینار آفتابشناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند.»
۵. حرفشان این بود که:
سرم به دُنیی و عقبی فرود نمیآید تبارک اللّه از این فتنهها که در سرِ ما است
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود رُخ تو در نظر من چنین خوشش آراست
۶. عاقلان نقطهی پرکار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند
۷. یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس اُنس جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آنکه خراباتنشین بودم و مست وآنچه در مسجدم امروز کم است آنجا بود
۸. این یارانِ سالار شهیدان، ققنوسوار از جیفهی دنیا فاصله گرفتند و به جای آنکه مرگ به سراغ آنها بیاید، ماورای مرگ حاضر شدند تا در کنار آنهایی نباشند که قصد بلعیدن همگان و در حال بلعیدن یکدیگرند. شهداء عشق را جز در آتش و خون جستجو نکردند تا معلوم شود در فقدان عشق ما چگونه باید بمانیم.
۹. شهداء عشق را فریاد کردند و چه در سخن و چه در سکوت و خاموشی، جز به عشق فکر نکردند. بودنِ خونین آنها افسانهی عشق بود و به دنیا که شایعهای دروغین بیش نیست، پشت کردند، تا ما در میان حاکمانِ پرستندهی جاه و مال به مدد عشق، در تمنّای جاه و مال نباشیم.
ای کاش آدمیان میدانستند بهای جاه، تباهیِ جان است.
۱۰. ما در این زمانه، عشق را از شهداء آموختیم تا از نسل دزدان و دغلبازان نباشیم و در راه آرمانی به نام عدالت که اکنون در نیمهی راه آن هستیم؛ مأیوس نگردیم. باختن آرمان عدالت، افق روی ما نیست، زیرا به زودی بندگان جاه و مال در آتش خود خواهند سوخت، زیرا همیشه چنین بوده است که پس از سوختن جوانمردان، نوبت ناجوانمردان میرسد و فرجام صدام حسین، فرجام همهی خودپرستان است که افقی جز جاه و مال نمیشناسند.
۱۱. سعی میکنند با تاریککردن فضای جامعه، جوانان را از نظردوختن به افقِ روشن باز دارند، اما این تلاش، تلاش و جهد بیچارگان است که از نور توحید محروماند و به زودی غرامت جهل خود را خواهند داد. آنان گمان میکنند میتوان همواره بیداد کرد و در امان بود. زهی خیال باطل.
۱۲. آمدهایم تا در زیر سایهی حضرت حق در این دیار بگردیم تا ببینیم شور عشق را در کجا باید پیدا کنیم. شربتی که حضرت حق به صورت پنهانی به نومیدان میدهد تا راهِ برونشدن از افسردگی و ملالت را بیابند و از سوزِ فقدان عشق تسلی یابند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر ترک معصیت در عبور از معصیت، معجزه میکند و انسان را نسبت به زشتی معصیت بصیر مینماید. به همین جهت خداوند توبهکنندگان را دوست دارد و قرآن میفرماید: «إنّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اعضای بدن از جمله سلسلهی اعصاب و مغز، وسیلههایی هستند در اختیار نفس ناطقه. هر عضو که به مشکل بیفتد، نفس ناطقهی انسان توانایی آن کاری که با آن عضو میتوانسته انجام دهد را از دست میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سورهی اعراف تا حدّی این موضوع مورد بررسی قرار گرفت از آن جهت که در یک مقام که مقام «علّم آدم الاسماء کلّها» دیگر بحث زن و مرد نیست. ولی مقام بعدی که مقام روبهروشدن به شجرهی ممنوعه است، بحث آدم و حوّا در میان است. و در اینجا شیطان نیز در صحنه است و میتواند اغواء کند و مقام سوم مقام هبوط بر زمین است. موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم: طاعاتتون قبول درگاه حق. دلیل سوال ملائکه پس از آفرینش حضرت آدم (ع) چه بوده است، با توجه به اینکه ادوار آفرینش متعددی وجود داشته و حقیقت محمدیه یا حقیقت انسان کامل با توجه به ظرفیت هر دور از آفرینش بروز و ظهور داشته؟ و چون خداوند متعال اول و آخر و ظاهر و باطن است بنابراین صفات و افعال او نیز ازلی است و آفرينش انسان و زمین هم از ازل بوده بنابراین باید این حقیقت، یعنی مسئله ی خلیفه اللهی و ظهور همه ی اسما در انسان، از ازل که آفرينش انسان بوده منکشف شده باشد؟ یا اینکه این پرسش تکوینی و ازلی باشد؟ ۲. آیا تنها در این دور از آفرینش حقیقت محمدیه با تمام جلوات به صورت ۱۴ معصوم (ع) ظهور کردند؟ اگر آری دلیلش چیست؟ زیرا به نظر می رسد با توجه به روایاتی که می فرمایند اگر یک روز تا قیامت مانده باشد ابتدا ظهور انجام میگیرد و....، در بقیه ادوار آفرینش هم همینطور باشد و باید خلقت به هدف نهای اون برسد؟ و اگر در ادوار دیگر هم امکان بروز این حقیقت با تمام جلوات بوده، بنا براین بی نهایت ظهور حقیقت محمدیه محتمل است که بهترین ظهور اون حقیقت، ۱۴ معصوم (ع) هستند به همین صورتی که برای ما ظاهر شدند، یعنی بی نهایت آدم (ع)، بی نهایت حضرت محمد (ع) ،بی نهایت علی (ع) ،بی نهایت فاطمه ی زهرا (س) و ..... که با توجه به حضور ایشان در همه ی زمانها و مکان ها، ایشان یک وجود پیوسته در عالم غیب و شهادت از ازل تا ابد دارند و در این وجود در تمام ادوار آفرينش به اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حاضر هستند؟ (در حدیثی منسوب حضرت علی (ع) می فرمایند، انا الاول و الآخره و ظاهر و الباطن) بقیه انسان های کامل یا پیامبران الهی نیز همین طور هستند؟ مثلا اولین انسان در هر دور از آفرینش حضرت آدم (ع) هستند و خاتم آنها حضرت محمد (ص) و ام ابیهای ایشان فاطمه (س) و نفس ایشان علی (ع) هستند و.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فصّ «آدمی» عرض شد که به هر حال فرشتگان در محدوده ذات وجودی خود متوجه حقیقت اسماء شدند و لذا جامعیت اسماء را که مقام انسان کامل و خلیفة الله است، نمیتوانستند درک کنند. و این مشکل به جهت غفلت از محدودیتشان بود که منجر به آن نوع اعتراض شد. ۲. حقیقت اسماء، از همان ابتدا در مقام حقیقت محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» در عالم احدی حاضر است ولی مظاهرِ آن حقیقت در آخرین مرحله آفرینش عالم به ظهور میآید و هرکس نمیتواند متوجه حقیقت پنهانی آن باشد همانطور که انقلاب اسلامی در مسیر توحیدیاش همواره و به مرور ابعاد نهفته آن به ظهور میآید و هرکسی متوجه آینده این حرکت توحیدی نیست، مگر امثال رهبر معظم انقلاب که تأکید دارند نباید به هیچ وجه در این مسیر نا امید شد و احساس وجود بنبست کرد. موفق باشید
سلام استاد: خدا رسول فرستاد تا انسان منحرف از انسانیت و اشرف مخلوقات را برگرداند به انسانیت نه دین. الان این ادیان بجای هدایت به ظلالت تبدیل شده و گمراهی و تباهی. این ادیان از سالها پیش تا به الان چه کمک و راه کاری برای بشر داشته؟ چه مشکالی را توانسته حل کند؟ ما تجربه قرون وسطا را داریم که دین مسیحیت بر سر مردم أروپا آورد و بدبختشان کرد تا عده آیی بفکر افتادن و قانون مدنی را جایگزین شرع کردن، پشت آنکه شد أروپا به این همه پیشرفت رسید اما مسیحیت به کجا رسید به جز فساد از همه انواعش. مشابه آن در اسلام هم پیش آمد الان این مراجع و روحانیون چه کردن به کجا رسیدن؟ مسلمان ها هم نیاز به رونسانس دارن تا ازین به اصطلاح مراجع عظام و روحانیون نجات بدن و به قانون مدنی برسند. یا مثل أروپا یه شهرمشابه واتیکان درست کنند واین مراجع عظام را روحانیون موفت خور و متحجر و فاسد را مدیریت مثلاً قم را یا نجف یا کربلا را به آن ها سپارند به دین و مذهب شأن برسن و مردم را رها کنند. راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین «بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود. روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگ منش می دانند؟ من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم. خواجه نصیرالدین فرمود: در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان "امّا" و "اگر" دارد. در اسلام تو را می گویند: دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست. غیبت مکن، امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست. قتل مکن، امّا قتل نامسلمان را باکی نیست. تجاوز مکن، امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست... و این "امّا" ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند! این است راز نابخردی مسلمانان
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی حرکت انبیای الهی در آن است که هرکس بخواهد به حقیقت خود دست یابد و معنای خود را در این دنیا درست جستجو کند تا گرفتار پوچی و نیهیلیسم نگردد و در آن دنیا به حکم حضور ابدیتاش با خود بتواندبه درستی بهسر ببرد؛ راهی را در مقابل بشر گذاردهاند و در طول تاریخ آنهایی که توانستند در زیر سایه حرکت انبیاء خود را در این دنیا معنا ببخشند و در آن دنیا نیز با چنین خودی بهسر ببرند، کم نیستند. آری! اسلام نیز آمده است تا انسانهایی چون علیبنابیطالب «علیهالسلام» تربیت کند، حال اگر ابوسفیانها از اسلام سوء استفاده کردند، ضرری به اصل اسلام نمیخورد و امروز نیز که جهان، جهانِ پوچی و نیهیلیسم شده است آیا انسان برای آزادشدن از این ورطههای بسی آزاردهنده، جز راهِ انبیای الهی کارساز است؟ مائیم و راهی که انبیای الهی در مقابل ما گشودهاند تا هرکس هرطور خواست عمل کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اشکال دارد که خواهران مذهبیِ چادری با حفظ عفاف و حجاب در این صحنهها حاضر باشند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همهی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری بهدست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار میگیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح میکند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری بهدست میآید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمیگنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در این مورد تجربهای نداشتهام، نمیتوانم نظر دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای سلوک فردی، عدم ورود به مسائل فلسفی هیچ خطری ندارد. ۲. جایگاه مباحث عقلی، مربوط به حضور اجتماعی و تمدنسازیِ اسلام است. مسلّم اگر بخواهیم با عقل مردم معارف اسلامی را در میان بگذاریم، نقش فلسفهی اسلامی بهخصوص با قرائتِ صدرایی که درست در طلیعهی تاریخ مدرن به میان آمده است، فوقالعاده میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسانها با انسانها انسان میشوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باید به این مباحث ورود کنیم تا ببینیم چرا حضرت امام خمینی فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به این نکته نیز فکر شود که حضرت حق گویا اراده کردهاند در این شرایط که ما پیروزیهای ارزشمندی به دست آوردیم، متوجهی نقطهضعفهای خود برای حضور در میدانهای بزرگتر باشیم. این در عین آن است که بالاخره رحلت و شهادت سرنشینان هواپیما، مربوط به تقدیری است که از قبل معلوم شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه عاطفهورزیدنها مانع رجوع به حضرت معبود نیست و تعلقاتی که مورد بحث است به حساب نمیآید. هرچیزی که در عرض حضرت معبود باشد و مانع رعایت بندگی و دستورات حق باشد آن است تعلقِ مذموم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر مجرد میتواند محدود به مکان و زمان باشد؟ و مگر مجردبودن جز همین است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه میدانم که میخواستهاند به صورتی نمادین در زیر سایهی قرآن، حضرت حق را به اسماء حسنا و اولیاء الهیاش قسم دهیم که به نور آنها و ذیل قرآن، موانعِ رسیدن به یک زندگی دینی را برطرف نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با کریمان کارها دشوار نیست، وقتی خودش میگوید توبه کنندگان را دوست دارم، دیگر خجالت یعنی چه؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر به روایت هم نظر کنید که حضرت باقر «علیهالسلام» در جواب جابر میفرمایند: «لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ اَلْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ اَلْآدَمِيِّينَ». متوجه میشویم جهانهای متعدد و به تبع آن قیامتهای متعددی در میان است. ولی همانطور که حقیقتِ وجود همه عالَم خداوند است و همه مخلوقات در همه عوالم مظاهر خداوند هستند، حقیقتِ نبوت و ولایت نیز واحد است و مظاهر آن در هر عالَمی مطابق آن حقیقت واحد میباشد. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع «حقیقت نبوت» متذکر میباشند که چگونه نبوتِ حضرت محمد «صلیاللهعلیهوآله» مظهر حقیقت نبوی در عالم احدی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دوران باید از مرحلهی «باور» به هرچیز بخصوص به امور مقدس به مرحلهی یافتِ وجودی و اگزیستانس خود نسبت به حقایق برسیم وگرنه برای شما و برای بسیاری همین آش است و همین کاسه. و در همین رابطه سالها پیش کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» تدوین شد. بدین لحاظ «معرفت نفس» کارساز است به شرطی که با آن هم به عنوان «باور» و اُبژهکردنِ موضوع برخورد نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت هرکدام از پنج تن «علیهمالسلام» به یک معنا، خامس آل عبا باشند. بیش از این نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً چون معنای مراتب جسم دانسته نمیشود، این دعوا تا حشر ادامه خواهد یافت، مگر با نگاه صدرایی که جسم را همواره مساوی جسم مادی نمیداند. پیشنهاد میشود سری به جزوهی «حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شده بر «تامّه» بودنِ اسماء الهی در رابطه با ائمهی معصومین «علیهمالسلام» تأکید شده و عرفا، همه به صاحبانِ آن اسماء متصلاند و البته هرکدام در حدّ خود مظهر آن اسماء هستند که عموماً در اسمی یا اسمایی مظهریت دارند، در آن حدّ که آمادگی دارند و یا تاریخ آنها ظرفیت ظهور آن اسماء را دارا میباشند. در مورد حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» شواهد حکایت از آن دارد که به نحوی جامعیت اسماء را در این تاریخ به ظهور آوردهاند، البته در عین آنکه اصلِ اسماء و صاحبان اصلی آنها ائمه هستند. حال با توجه به این نکته باید ببینیم آنجاها چه عرض شده. موفق باشید
