بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24593
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید فراوان خدمت حضرت استاد: می خواستم بدانم که نظر حضرتعالی راجع به نقاشی چهره امام علی علیه السلام که در مکاشفه دیده شده است چیست؟ آیا صحیح است که مراجع تقلید این نقاشی را تصدیق کرده و آن را شبیه ترین عکس امام علی علیه السلام دانسته اند. ممنون والسلام علیکم و من الله التوفیق. این عکس در اینترنت به راحتی در دسترس است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایاتی داریم که چگونگی چهره‌ی آن حضرت را گزارش داده‌اند و عده‌ای بر اساس آن گزارش‌ها چهره‌ای را ترسیم کرده‌اند، ولی من و شما فدای آن امامی شویم که با سیره‌ی خود راه‌های نجات را در هر زمانی در مقابل ما گشود، چرا به سیره‌ی زیبای آن حضرت نظر نکنیم. فدای سیره‌ی زیبای امام علی«علیه‌السلام». موفق باشید

23808
متن پرسش
با سلام: با توجه به صحبتی که در مسجد هویزه داشتید چنان‌چه ممکن است متن آن را در اختیار بنده قرار دهید. چگونه می‌توانم صوت آن صحبت را به دست آورم؟
متن پاسخ


 باسمه تعالی: سلام علیکم: آن متنی که در اختیار بنده است را خدمتتان ارسال می‌دارم. در مورد صوت آن در جریان نیستم. إن‌شاءاللّه اگر به‌دست آمد رفقا آن را در سایت «لبّ المیزان» قرار می دهند. موفق باشید

 

در جستجوی شور عشق

باسمه تعالی

۱. با حضور در صحنه‌های ایثار شهادت و لمس آن‌چه بر این سرزمین‌ها گذشته است،
چطور هستید؟!
۲. عده‌ای در دریای عشق زندگی را شناختند و بدون زندگی‌های عرفی، خواستند به زندگی خود معنای دیگری ببخشند و طرح‌اندازانه به میان آمدند و عالم را از آنِ خود کردند - فرادستی‌ها را تودستی کردند-.
۳. مثل رهبرشان حضرت روح اللّه، که با هرچه می‌خواست او را به انسانی منفعل تبدیل کند، سرِ ستیز داشت. اینان خودشان برای خودشان مسئله بودند و دائم با خود سخن‌ها داشتند و با انتخابی با شور و عشق و در نهایتِ صفا و سادگی.
۴. اینان در افسون گل سرخ شناور شدند. به جای آن‌که کارشان بشود شناخت گل سرخ. سمینار آفتاب‌شناسی نگذاشتند، به سوی آفتاب رفتند.‌»
۵. حرف‌شان این بود که:
سرم به دُنیی و عقبی فرود نمی‌آید               تبارک اللّه از این فتنه‌ها که در سرِ ما است
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود          رُخ تو در نظر من چنین ‌خوشش‌ آراست
۶. عاقلان نقطه‌ی پرکار وجودند ولی          عشق داند که در این دایره سرگردانند
۷. یاد باد آن‌که صبوحی زده در مجلس اُنس          جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود
یاد باد آن‌که خرابات‌نشین بودم و مست        وآن‌چه در مسجدم امروز کم است آن‌جا بود
۸. این یارانِ سالار شهیدان، ققنوس‌وار از جیفه‌ی دنیا فاصله گرفتند و به جای آن‌که مرگ به سراغ آن‌ها بیاید، ماورای مرگ حاضر شدند تا در کنار آن‌هایی نباشند که قصد بلعیدن همگان و در حال بلعیدن یکدیگرند. شهداء عشق را جز در آتش و خون جستجو نکردند تا معلوم شود در فقدان عشق ما چگونه باید بمانیم.
۹. شهداء عشق را فریاد کردند و چه در سخن و چه در سکوت و خاموشی، جز به عشق فکر نکردند. بودنِ خونین آن‌ها افسانه‌ی عشق بود و به دنیا که شایعه‌ای دروغین بیش نیست، پشت کردند، تا ما در میان حاکمانِ پرستنده‌ی جاه و مال به مدد عشق، در تمنّای جاه و مال نباشیم.
ای کاش آدمیان می‌دانستند بهای جاه، تباهیِ جان است.
۱۰. ما در این زمانه، عشق را از شهداء آموختیم تا از نسل دزدان و دغل‌بازان نباشیم و در راه آرمانی به نام عدالت که اکنون در نیمه‌ی راه آن هستیم؛ مأیوس نگردیم. باختن آرمان عدالت، افق روی ما نیست، زیرا به زودی بندگان جاه و مال در آتش خود خواهند سوخت، زیرا همیشه چنین بوده است که پس از سوختن جوانمردان، نوبت ناجوانمردان می‌رسد و فرجام صدام حسین، فرجام همه‌ی خودپرستان است که افقی جز جاه و مال نمی‌شناسند.
۱۱. سعی می‌کنند با تاریک‌کردن فضای جامعه، جوانان را از نظردوختن به افقِ روشن باز دارند، اما این تلاش، تلاش و جهد بیچارگان است که از نور توحید محروم‌اند و به زودی غرامت جهل خود را خواهند داد. آنان گمان می‌کنند می‌توان همواره بیداد کرد و در امان بود. زهی خیال باطل.
۱۲. آمده‌ایم تا در زیر سایه‌ی حضرت حق در این دیار بگردیم تا ببینیم شور عشق را در کجا باید پیدا کنیم. شربتی که حضرت حق به صورت پنهانی به نومیدان می‌دهد تا راهِ برون‌شدن از افسردگی و ملالت را بیابند و از سوزِ فقدان عشق تسلی یابند.

 

23069
متن پرسش
سلام: انسان‌ گاهی گناهانی انجام می دهد، چیزهایی می بیند که نباید ببیند، چیزهایی می شنود که نباید بشنود و... حال با توبه دوباره بسوی حق بر می گردد. و اما چگونه می توان آثار آن گناهان مانند صورتهایی که در اثر آن گناهان در لوح جان نقش بسته را هر چه سریعتر از بین برد؟ تا جایی که انسان اصلا یادش نیاید که چه گناهانی انجام داده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صبر بر ترک معصیت در عبور از معصیت، معجزه می‌کند و انسان را نسبت به زشتی معصیت بصیر می‌نماید. به همین جهت خداوند توبه‌کنندگان را دوست دارد و قرآن می‌فرماید: «إن‌ّ اللّه یحب التّوابین». موفق باشید

22190
متن پرسش
سلام: استاد طاهرزاده در کتاب «آشتی با خدا» می فرماید که تن به من انسان ارتباطی ندارد. سوالی که دارم در خصوص کسی است که در اثر حادثه ای حافظه خود را از دست می دهد. در این مورد چگونه اثبات می شود من با تن انسان ارتباط ندارد؟ و اینکه چگونه می توان گفت منی که قبل از حادثه بوده بعد از حادثه نیز ثابت مانده است؟ (اگر حافظه برنگردد) این رو در همه احتمال های این حادثه توضیح بفرمایند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعضای بدن از جمله سلسله‌ی اعصاب و مغز، وسیله‌هایی هستند در اختیار نفس ناطقه. هر عضو که به مشکل بیفتد، نفس ناطقه‌ی انسان توانایی آن کاری که با آن عضو می‌توانسته انجام دهد را از دست می‌دهد. موفق باشید

20261
متن پرسش
سلام: گفته اید در بهشت یک نفس واحد آدمیت بوده نه یک شخص به نام آدم. اگر اینگونه هست پس زوج او یعنی حوا چیست که در قرآن آمده است؟ نفس واحد که دیگر زن و مرد ندارد؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سوره‌ی اعراف تا حدّی این موضوع مورد بررسی قرار گرفت از آن جهت که در یک مقام که مقام «علّم آدم الاسماء کلّها» دیگر بحث زن و مرد نیست. ولی مقام بعدی که مقام روبه‌روشدن به شجره‌ی ممنوعه است، بحث آدم و حوّا در میان است. و در این‌جا شیطان نیز در صحنه است و می‌تواند اغواء کند و مقام سوم مقام هبوط بر زمین است. موفق باشید

8467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وخسته نباشید از مستولین سایت درخواست دارم دو جلسه اخیر دوشنبه را در سایت قرار دهند چون در ماه رجب هستیم واستاد بیانات ارزشمندی داشتند با تشکر فروان ایدکم الله
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت جهت اقدام
32911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: طاعاتتون قبول درگاه حق. دلیل سوال ملائکه پس از آفرینش حضرت آدم (ع) چه بوده است، با توجه به اینکه ادوار آفرینش متعددی وجود داشته و حقیقت محمدیه یا حقیقت انسان کامل با توجه به ظرفیت هر دور از آفرینش بروز و ظهور داشته؟ و چون خداوند متعال اول و آخر و ظاهر و باطن است بنابراین صفات و افعال او نیز ازلی است و آفرينش انسان و زمین هم از ازل بوده بنابراین باید این حقیقت، یعنی مسئله ی خلیفه اللهی و ظهور همه ی اسما در انسان، از ازل که آفرينش انسان بوده منکشف شده باشد؟ یا اینکه این پرسش تکوینی و ازلی باشد؟ ۲. آیا تنها در این دور از آفرینش حقیقت محمدیه با تمام جلوات به صورت ۱۴ معصوم (ع) ظهور کردند؟ اگر آری دلیلش چیست؟ زیرا به نظر می رسد با توجه به روایاتی که می فرمایند اگر یک روز تا قیامت مانده باشد ابتدا ظهور انجام می‌گیرد و....، در بقیه ادوار آفرینش هم همینطور باشد و باید خلقت به هدف نهای اون برسد؟ و اگر در ادوار دیگر هم امکان بروز این حقیقت با تمام جلوات بوده، بنا براین بی نهایت ظهور حقیقت محمدیه محتمل است که بهترین ظهور اون حقیقت، ۱۴ معصوم (ع) هستند به همین صورتی که برای ما ظاهر شدند، یعنی بی نهایت آدم (ع)، بی نهایت حضرت محمد (ع) ،بی نهایت علی (ع) ،بی نهایت فاطمه ی زهرا (س) و ..... که با توجه به حضور ایشان در همه ی زمان‌ها و مکان ها، ایشان یک وجود پیوسته در عالم غیب و شهادت از ازل تا ابد دارند و در این وجود در تمام ادوار آفرينش به اولیت و آخریت و ظاهریت و باطنیت حاضر هستند؟ (در حدیثی منسوب حضرت علی (ع) می فرمایند، انا الاول و الآخره و ظاهر و الباطن) بقیه انسان های کامل یا پیامبران الهی نیز همین طور هستند‌؟ مثلا اولین انسان در هر دور از آفرینش حضرت آدم (ع) هستند و خاتم آنها حضرت محمد (ص) و ام ابیهای ایشان فاطمه (س) و نفس ایشان علی (ع) هستند و.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فصّ «آدمی» عرض شد که به هر حال فرشتگان در محدوده ذات وجودی خود متوجه حقیقت اسماء شدند و لذا جامعیت اسماء را که مقام انسان کامل و خلیفة الله است، نمی‌توانستند درک کنند. و این مشکل به جهت غفلت از محدودیت‌شان بود که منجر به آن نوع اعتراض شد. ۲. حقیقت اسماء، از همان ابتدا در مقام حقیقت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در عالم احدی حاضر است ولی مظاهرِ آن حقیقت در آخرین مرحله آفرینش عالم به ظهور می‌آید و هرکس نمی‌تواند متوجه حقیقت پنهانی آن باشد همان‌طور که انقلاب اسلامی در مسیر توحیدی‌اش همواره و به مرور ابعاد نهفته آن به ظهور می‌آید و هرکسی متوجه آینده این حرکت توحیدی نیست، مگر امثال رهبر معظم انقلاب که تأکید دارند نباید به هیچ وجه در این مسیر نا امید شد و احساس وجود بن‌بست کرد. موفق باشید

31966
متن پرسش

سلام استاد: خدا رسول فرستاد تا انسان منحرف از انسانیت و اشرف مخلوقات را برگرداند به انسانیت نه دین. الان این ادیان بجای هدایت به ظلالت تبدیل شده و گمراهی و تباهی. این ادیان از سالها پیش تا به الان چه کمک و راه کاری برای بشر داشته؟ چه مشکالی را توانسته حل کند؟ ما تجربه قرون وسطا را داریم که دین مسیحیت بر سر مردم أروپا آورد و بدبختشان کرد تا عده آیی بفکر افتادن و قانون مدنی را جایگزین شرع کردن، پشت آنکه شد أروپا به این همه پیشرفت رسید اما مسیحیت به کجا رسید به جز فساد از همه انواعش. مشابه آن در اسلام هم پیش آمد الان این مراجع و روحانیون چه کردن به کجا رسیدن؟ مسلمان ها هم نیاز به رونسانس دارن تا ازین به اصطلاح مراجع عظام و روحانیون نجات بدن و به قانون مدنی برسند. یا مثل أروپا یه شهرمشابه واتیکان درست کنند واین مراجع عظام را روحانیون موفت خور و متحجر و فاسد را مدیریت مثلاً قم را یا نجف یا کربلا را به آن ها سپارند به دین و مذهب شأن برسن و مردم را رها کنند. راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین «بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود.  روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگ منش می دانند؟ من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم. خواجه نصیرالدین فرمود: در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان "امّا" و "اگر" دارد.  در اسلام تو را می گویند: دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست. غیبت مکن، امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست.  قتل مکن، امّا قتل نامسلمان را باکی نیست. تجاوز مکن، امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست... و این "امّا" ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند! این است راز نابخردی مسلمانان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی حرکت انبیای الهی در آن است که هرکس بخواهد به حقیقت خود دست یابد و معنای خود را در این دنیا درست جستجو کند تا گرفتار پوچی و نیهیلیسم نگردد و در آن دنیا به حکم حضور ابدیت‌اش با خود بتواندبه درستی به‌سر ببرد؛ راهی را در مقابل بشر گذارده‌اند و در طول تاریخ آن‌هایی که توانستند در زیر سایه حرکت انبیاء خود را در این دنیا معنا ببخشند و در آن دنیا نیز با چنین خودی به‌سر ببرند، کم نیستند. آری! اسلام نیز آمده است تا انسان‌هایی چون علی‌بن‌ابیطالب «علیه‌السلام» تربیت کند، حال اگر ابوسفیان‌ها از اسلام سوء استفاده کردند، ضرری به اصل اسلام نمی‌خورد و امروز نیز که جهان، جهانِ پوچی و نیهیلیسم شده است آیا انسان برای آزادشدن از این ورطه‌های بسی آزاردهنده، جز راهِ انبیای الهی کارساز است؟ مائیم و راهی که انبیای الهی در مقابل ما گشوده‌اند تا هرکس هرطور خواست عمل کند. موفق باشید   

30279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: گروهی مذهبی در حال ساخت فیلمهایی مذهبی و... هستند. همچنین فیلمی در مورد شهدا. چرایی حضور گروههای مذهبی مشخص است اما چگونگی حضور زنان چادری در جلوی دوربین در صحنه های مختلف؟ آیا باید صورت مسئله را پاک کرد و مذهبیون ورود نکنند؟ خواهشا فتوا و پیشنهادی که می‌دهید طوری باشد که راضی باشید همسر و دختران خودتان هم اجرا کنند. با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اشکال دارد که خواهران مذهبیِ چادری با حفظ عفاف و حجاب در این صحنه‌ها حاضر باشند؟ موفق باشید

28775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از اندیشمندان در مورد منطق ارسطویی گفته بودند که تاکید بر روی این منطق مانع از پیشرفت علوم شده است. می خواستم از حضرتعالی که بعضی از حیطه هایی که منطق ارسطویی قادر به پاسخ گویی آن نیست را برای دقت روی این موضوع بفرمایید. با تشکر فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منطق ارسطویی یکی از انواعِ نظم فکری است. آری! اگر همه‌ی تفکر را بخواهیم از این نوع متد فکری به‌دست آوریم، بسیاری از ابعاد تفکر مورد غفلت قرار می‌گیرد. به همین جهت هگل موضوع منطق دیالکتیک را برای فهم تاریخ مطرح می‌کند و یا اساساً مباحثی که با علم حضوری به‌دست می‌آید در منطق ارسطویی که صغری و کبری و نتیجه در آن مطرح است، نمی‌گنجد. به قول خودش در این موارد «قیاساتها معها». موفق باشید

28736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام به محضر استاد معظم (حفظه الله تعالی): پس از اتمام دروس حوزه و دانشگاه، مشغول مطالعه آثار شهید مطهری و آثار حضرتعالی و فلسفه و عرفان نظرى هستم. به لطف حضرت حق، این معارف، خود، سبب پیشرفت علمى و معنوی و عملی گردیده. حدود دو چله فرصت تا چهل سال قمری دارم. اولین چله را ان شاء الله از روز عاشورا تا اربعین قصد خواندن زیارت عاشورا به نیت سرعت سیر علمی و عملی دارم. شنیده ام که چله زیارت عاشورا آثار روحی خاصی دارد و نباید بدون اذن استاد انجام داد. حضرت استاد بفرمایید: ۱. این چله برای بنده مجاز است؟ ۲. بهترين نيت براى اين چله در این مقطع از عمرم چیست؟ جزاکم الله خیر الجزاء
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون در این مورد تجربه‌ای نداشته‌ام، نمی‌توانم نظر دهم. موفق باشید

27861
متن پرسش
سلام علیکم: زبانم از تشکر قاصره که این مباحث رو به میدان و دسترس همگان در عصر انقلاب اسلامی آورده اید. خدا خیرتان بده. در بحث حرکت جوهری می‌فرمایید که این تفکر که کسی بگوید فقط می‌خواهم بیابم و مباحث عقلی را دنبال نمی‌کنم خیلی خطرناک است. حال آنکه جایی دیگر مثال آیت الله بهاءالدینی و امام خمینی رحمه الله رو می‌زنید که آیت الله فلسفه رو کار نکردند اما چیزی رو هم از دست ندادند اما امام جلسات اسفار را رفتند. حال دو سوال برایم مطرح است یک اینکه کار نکردن مبحث حرکت جوهری و فلسفه چه خطری را برای انسان دارد؟ دو اینکه این دو کلام فوق الذکر را چطور جمع کنیم؟ مجموعا در این چند جلسه شروع حرکت جوهری حس می‌کنم بحث چنان ذهنی است که به کلی با مباحث معرفت النفس متفاوت است. هر چند به امید انتها و نتایج نورانی بحث به لطف خدا و دعای شما به جد ادامه خواهم داد اما الان این سوال ذهنم را درگیر کرده بود که حال که انسان می‌تواند اتحاد با حقایق پیدا کند جایگاه مباحث عقلی کجاست؟ دوستدار شما هستم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برای سلوک فردی، عدم ورود به مسائل فلسفی هیچ خطری ندارد. ۲. جایگاه مباحث عقلی، مربوط به حضور اجتماعی و تمدن‌سازیِ اسلام است. مسلّم اگر بخواهیم با عقل مردم معارف اسلامی را در میان بگذاریم، نقش فلسفه‌ی اسلامی به‌خصوص با قرائتِ صدرایی که درست در طلیعه‌ی تاریخ مدرن به میان آمده است، فوق‌العاده می‌باشد. موفق باشید

27118

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می بخشید استاد وابستگی به دیگران ممدوح است یا مذموم؟ منظورم وابستگی عاطفی نیست، وابستگی که انسان با وابسته شدن به دیگران به خود باوری برسه، یعنی یکی قبولش داشته باشه، باورش داشته باشه، تا به به خود باوری برسه!؟ اگه مذموم است درمانش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در فضای اعتماد با خدا با بقیه مرتبط باشد و خود را وسعت دهد از آن جهت که انسان‌ها با انسان‌ها انسان می‌شوند. ولی آن نوع وابستگی که انسان در رابطه با آن، هویت الهی خود را فراموش کند، چیز خوبی نیست و آن مشکل با معرفتِ به حق و تدبّر در آیات الهی رفع می‌شود. موفق باشید

27028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
‌سلام علیکم: امکان هست در مورد مطالب کتاب برهان صدیقین توضیح بدید که آیا ارتباطی به مباحث خدا شناسی و توحید دارد؟ یا اینکه مربوط به مباحث فلسفی هست؟ جایگاه بحث حرکت جوهری در این کتاب و ربط آن به خدا شناسی و توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باید به این مباحث ورود کنیم تا ببینیم چرا حضرت امام خمینی فرمودند: «و ما ادراک ماالملاصدرا؟». موفق باشید

26215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به تحلیل برخی علما من جمله آیت‌ الله میرباقری، آیت الله جاودان و... از علل حقیقیِ سقوط هواپیما، نظرتان در مورد تحلیل زیر چیست؟ تشکر از وقتی که میزارید. ⁦۱. بنابر نظر فیلسوفان وجودی (مثل ملاصدرا، امام خمینی، علامه طباطبایی، آقای جوادی و... )، همانطور که تن انسان یک من دارد، *جامعه نیز یک من دارد.* و همه‌ی آثار من انسان و تنش بر من و تن جامعه مترتب می شود. یعنی تن جامعه نیز مانند تن انسان از منش متأثر می شود. ⁦۲. سرقضیه‌ی *سقوط هواپیما،* تعدادی از بزرگان (مثل آیت الله جاودان، آیت الله میرباقری و... ) علت حقیقیِ حادثه را *تکیه‌ی عمده‌ی عوامل انقلاب بر ابزارهای مادیِ نظامی و عدم شکر حقیقی از خدا* در مقابل موفقیتشان در درهم کوبیدن پایگاه عین‌الاسد دانستند. در واقع حرف آنها این بود که نیروهای انقلاب فراموش کردند که «و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی». فراموش کردند که در دفاع مقدس *خرمشهر را خدا آزاد کرد،* اما پایگاه عین‌الاسد را موشک های سپاه درهم کوبید؟! این فراموشی، عدم شکر از خداوند و عامل حقیقی موفقیت را او و دست غیبی نپنداشتن و نسبت دادن این موفقیت به عوامل و قدرت مادی، سبب شد *منِ جامعه تحت تأثیر قرار بگیرد* و ظهور این تأثیر در عالم ماده (که در واقع تنِ جامعه باشد)، سقوط هواپیما باشد تا خداوند جامعه‌ی ما را متوجه‌ی خود بکند و متوجه‌ی اینکه «و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی». از طرفی توجیه برای افرادی که حادثه را به خطاهای انسانی و حمله‌ی سایبریِ آمریکا نسبت می دهند هم آنست که خداوند هرکاری را با اسبابش جلو می‌برد و اگر قرار بر این اتفاق بود باید به یک نحو رخ می داد. ⁦۳. همه‌ی این تحلیلات برای قبل از صحبت های دیروز حضرت آقا در نماز جمعه بود. ⁦۴. اساساً هدف از تشکیل حکومت اسلامی *تسهیل دینداری و کمک به انسان در جهت نیل به خداوند* است. اما اگر در مسائل و حوادث نتواند متوجه‌ی خدا و الطاف او بشود و به سمت او حرکت کند، در واقع در حال سقوط است و دور شدن از وظیفه‌اش. جامعه با عدم شکر و توجه حقیقی از خدا پس از موفقیت در نابودیِ پایگاه عین‌الاسد، در خلاف جهت هدفش حرکت کرد و همانطور که منِ انسان در اثر ناشکری باز می‌ایسد، جامعه نیز باز ایستاد و حادثه‌ای هواپیما لطف الهی بود که ما را متوجه‌ی این نکته کرد تا باز نمانیم و جامعه‌ی انقلابی هم سیر وجودیِ خود را پیش ببرد و هم امتحانی باشد برای شناخت افراد مخلص. در این موقع *رهبر انقلاب* با فهم این نکته‌ی مهم مسئولیت پیدا می کنند که برای عدم توقف جامعه هرچه سریعتر جامعه را در پیروزیِ پایگاه عین‌الاسد و حضور میلیونیِ مردم در تشییع پیکر شهید سلیمانی را متوجه‌ی خداوند کنند. اختصاص موضوع خطبه به این مسأله و استفاده‌ی آقا از آیات خاصِ سوره‌ی ابراهیم و مکرر کلید واژه‌های *#ایام_الله #دست_غیبی #قدرت_الهی* گویای این مطلب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به این نکته نیز فکر شود که حضرت حق گویا اراده کرده‌اند در این شرایط که ما پیروزی‌های ارزشمندی به دست آوردیم، متوجه‌ی نقطه‌ضعف‌های خود برای حضور در میدان‌های بزرگ‌تر باشیم. این در عین آن است که بالاخره رحلت و شهادت سرنشینان هواپیما، مربوط به تقدیری است که از قبل معلوم شده است. موفق باشید

24496
متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: در بعضی جاها از تالیفاتتان سخن از تعلقات آورده اید که مانع انسان است، حالا می شود تعلقات را تعریف کنید و معیاری برای شناخت تعلقات مذموم ذکر کنید؟ چون انسان فرزند و دوست و همسر و .. را دوست دارد. ممکن است دوری چند روزه همسر یا دوست برای انسان سخت باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نحوه عاطفه‌ورزیدن‌ها مانع رجوع به حضرت معبود نیست و تعلقاتی که مورد بحث است به حساب نمی‌آید. هرچیزی که در عرض حضرت معبود باشد و مانع رعایت بندگی و دستورات حق باشد آن است تعلقِ مذموم. موفق باشید

24421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم: شما در جلسه نهم کتاب خویشتن پنهان فرمودید ماده مانع حضور مجرد نمی‌شود و این ماده است که مانع حضور ماده در ماده می شود، بنده می خواستم بدانم مجرد چه خصوصیتی و چه مشخصه ای دارد که ماده نمی‌تواند مانع حضورش در ماده شود مانند حضور نفس در بدن؟ چه چیزی به مجرد این امکان را داده که بتواند در ماده حضور داشته باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر مجرد می‌تواند محدود به مکان و زمان باشد؟ و مگر مجردبودن جز همین است؟ موفق باشید

24187
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد عزیز خواستم مفهوم قرآن بر سر گذاشتن در شب های قدر را بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که می‌خواسته‌اند به صورتی نمادین در زیر سایه‌ی قرآن، حضرت حق را به اسماء حسنا و اولیاء الهی‌اش قسم دهیم که به نور آن‌ها و ذیل قرآن، موانعِ رسیدن به یک زندگی دینی را برطرف نمایند. موفق باشید   

23665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: از آثار حضرتعالی کدام برای خداشناسی خوب است؟ یعنی بدون استفاده از آیات و روایات و فقط از طریق عقل یا بحث معرفتی این موضوع صورت گرفته باشد. ده نکته از معرفت نفس خوبه؟ سپاس بیکران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان «ده نکته در معرفت نفس» ۲. «برهان صدیقین» ۳. «برهان حرکت جوهری». موفق باشید

20176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گران قدر: استاد من از لطف خدا نا امید نیستم، و به رحمت بی کران خدا یقین دارم و مطمئن هستم که خدا بعد از توبه گناهان رو می بخشه، اما با خجالتی که از خدا می کشم چه کنم؟ با این همه رحمت و بخشش و خوبی و مهربونی، و با این همه ضعف و خطا و گناه و جهل من، چطور خجالت زده نباشم؟ بعضی وقت ها با اینکه میدونم خدا منو بخشیده، اما باز خجالت می کشم ازش، نمیدونم باید چیکار کنم، لطفا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با کریمان کارها دشوار نیست، وقتی خودش می‌گوید توبه کنندگان را دوست دارم، دیگر خجالت یعنی چه؟!! موفق باشید

31009
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم و بزرگوار، وقتتون بخیر و عافیت باشه ان شاءالله. در رابطه با قیامتهای متعدد و آفرینش‌های متعدد سوالی داشتم. برخی از علما می فرمایند بساط عالم ماده همیشه برقرار هست و دحو الارضهای متعدد، آفرینش‌های و قیامتهای متعددی داریم و این مسئله ابدی است. و اولین انسان در هر دور از آفرینش آدم (ع) است. و این مسئله به دلیل وجود صفت خالقیت در خداوند متعال می باشد. می خواستم نظر حضرتعالی را در این رابطه جویا شوم و اینکه اگر درست هست نور حقیقت محمدیه در ادوار مختلف چگونه بروز و ظهور می کند؟آیا در هر دور از آفرینش اهل بیت (ع) بر زمین نزول پیدا می کنند و یا...؟ با تشکر فراوان، استاد عزیز افرادی هستند مانند بنده یا بعضی از دوستانم که شما اونها را نمی شناسید و ما هم هیچ کسی را نمی شناسیم، خانمهای خانه داری هستیم که مطالعاتی را شروع کردیم و به تازگی با مباحث حضرتعالی آشنا شدیم، تحول عظیمی بواسطه ی مباحث معرفت النفس در آستانه ی وجودی ماست به لطف و ربوبیت و مهر و محبت پرودگار عزیز. ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید. ما شما و پدر و مادرتون را خیلی دعا می کنیم. ان شاءالله خداوند متعال عمر با برکت و طولانی و عاقبت بخیری بهتون عنایت بفرماید به برکت وجود مقدس امام عصر (عج). اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر به روایت هم نظر کنید که حضرت باقر «علیه‌السلام» در جواب جابر می‌فرمایند: «لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِي آخِرِ تِلْكَ اَلْعَوَالِمِ وَ أُولَئِكَ اَلْآدَمِيِّينَ». متوجه می‌شویم جهان‌های متعدد و به تبع آن قیامت‌های متعددی در میان است. ولی همان‌طور که حقیقتِ وجود همه عالَم خداوند است و همه مخلوقات در همه عوالم مظاهر خداوند هستند، حقیقتِ نبوت و ولایت نیز واحد است و مظاهر آن در هر عالَمی مطابق آن حقیقت واحد می‌باشد. حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «مصباح الهدایه» در موضوع «حقیقت نبوت» متذکر می‌باشند که چگونه نبوتِ حضرت محمد «صلی‌الله‌علیه‌وآله» مظهر حقیقت نبوی در عالم احدی است. موفق باشید

29614
متن پرسش
با سلام: متاسفانه سالهاست که ایمان مستحکمی ندارم زمانی تا حدودی مذهبی بودم ولی پس از مدتی در اینکه دین و مذهب حقه کدامست دچار تردید شدم هر چه مطالعه و تحقیق کردم سوالات بسیاری در سایت شما و دیگر سایتها مطرح کردم با علما حتی از بعض ادیان دیگر بحث کردم نتیجه ای حاصل نشد به مرور تردیدهایم افزوده شد کم کم رنگ فلسفی گرفت و در نهایت به شکاکیت محض رسیدم و از آن پس عقل در محاق محض است و در قبل شبهات مندک شده است. مدتها در آن فضای تیره زیستم و از آنجا که جز انتحار در مقابل خویش رهی گشوده نمی‌دیدم در فضای پست مدرنیته روزنی برای خود گشودم و رجوع مجددی به ادیان متعدد پیدا کردم البته درین فضا انتخابها احساسیست و با توجه به روح سوبژیکتیویته ای که بر من مسیطرست حال خوش هرجا هویدا شد خوشست بنابرین گاه بودایی بودم گاه مسیحی مسلمان چندی پیش هندو اخیرا به عرفا متمایل شدم دوباره تردید حاصل شد خلاصه سرگشته ام و در غاری از شبهات مدفونم سوالاتی از محضر شما دارم: ۱. چه راهی برای یافتن دین برحق وجود دارد؟ ۲. چرا خداوند دین بر حق را سهولتا در اختیار بشر قرار نداد هزاران دین، ده ها هزار فرقه، هر فرقه خود عالمانش قرائتهای مختلفی از آن فرقه دارند. شما قرائت طباطبایی و مجلسی را کنار هم قرار دهید و قس علی هذا ۳. آخرت من چه می‌شود من چه گناهی کردم که ادیان هزاران سال پیش آمدند من نه معجزه ای دیدم و نه با این نقل ها می‌توان به یقین رسید و از یمین و یسار ادیان شبهه می بارد. ۴. تا کی باید به تحقیق ادامه دهم سالها کوشیدم و زندگیم درین راه نابود شد و مرارتها کشیدم از لحاظ روحی تضعیف شدم تا کی آیا تا لحظه مرگ که هر لحظه منتظر قدومش هستم باید تحقیق کرد؟ شاید برای شما مطالعه و تحقیق مفرح باشد و لذت عقلی ببرید اما من که تکلیفا و تکلفا مجبور شدم طبق فتوای علما تحقیق کنم و متاسفانه نتیجه ای نگرفتم جز تلخکامی ازین زندگی کامی نگرفتم. ۵. با توجه به تزلزل فکری ازدواج را چکنم از طرفی به گناه آلوده ام و با این ایمان سست که همین اندک باقی مانده هم ناشی از رسوبات فرهنگیست نمی‌توانم شهوت را مهار کنم و از طرفی ازدواج را جایز نمی‌دانم چون خوف ارتداد دارم. کما اینکه مکررا به سایر ادیان گرایش یافتم یا پارسال دو سه روز کاملا کافر شدم باز شیعه شدم. تابستان امسال هندو شدم، دوباره به تشیع عرفانی گرایش یافتم و اکنون در بی هویتی مطلقم. با این احوال اگر ازدواج کنم و چندی بعد باز مرتد شوم و عقدمان باطل شود حال در حال ارتداد را بگوییم بی خیال به روی خود نیاور تو که به چیزی معتقد نیستی به زندگیت ادامه بده اما چون بارها از شیعه گسستم و بازگشتم و گویی کبوتر جلد این مکتبم چندی کافر می‌شوم و جلدی بازمی‌گردم درین رجوع مجددست که چون عقد ایمانی گسسته عقد ما نیز خواهد گسست، درین صورت باید به همسرم بگویم که کافر شده بودم و درین صورت سودی ندارد چون توبه مرتد فطری مرگست و افشای این سر سر را به باد می‌دهد و به داد عقد منفسخ من نمی‌رسد و جز سلاخی صلاحی درو نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دوران باید از مرحله‌ی «باور» به هرچیز بخصوص به امور مقدس به مرحله‌ی یافتِ وجودی و اگزیستانس خود نسبت به حقایق برسیم وگرنه برای شما و برای بسیاری همین آش است و همین کاسه. و در همین رابطه سال‌ها پیش کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تدوین شد. بدین لحاظ «معرفت نفس» کارساز است به شرطی که با آن هم به عنوان «باور» و اُبژه‌کردنِ موضوع برخورد نشود. موفق باشید

29385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عیدتون مبارک. استاد جان در زیارت امیرالمومنین علی علیه السلام در روز مولود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مفاتیح این فرازها خطاب به حضرت علی علیه السلام آمده: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الشُّهَداءِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا آيَةَ اللّٰهِ الْعُظْمىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خامِسَ أَهْلِ الْعَباءِ. اشتباه نشده؟ خامس اهل عبا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت هرکدام از پنج تن «علیهم‌السلام» به یک معنا، خامس آل عبا باشند. بیش از این نمی‌دانم. موفق باشید

27954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا معراج پیامبر (ص) جسمانی بوده یا روحانی؟ دلیلتان چیست؟ جسمانی بودن یا نبودن معراج چه اهمیتی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً چون معنای مراتب جسم دانسته نمی‌شود، این دعوا تا حشر ادامه خواهد یافت، مگر با نگاه صدرایی که جسم را همواره مساوی جسم مادی نمی‌داند. پیشنهاد می‌شود سری به جزوه‌ی «حیات بدن اخروی» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

27731
متن پرسش
سلام استاد عزیز: شما در شرح کتاب مقالات در جلسه ۳۱ می‌فرمایید معصومین مظهر جمیع اسما الهی به تامه هستند. و بقیه عرفا مظهر یک اسم آن هم به نازله هستند. (این را چند بار گفته اید) ولی در کتاب عقل و ادب ادامه انقلاب اگر اشتباه نکنم، حضرت امام را مظهر جامع اسما به نازله می‌دانید این دو سخن را نتوانستم جمع کنم خواستم بدانم آیا بعدها نظرتان تغییر کرده است؟ یا چگونه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شده بر «تامّه» بودنِ اسماء الهی در رابطه با ائمه‌ی معصومین «علیهم‌السلام» تأکید شده و عرفا، همه به صاحبانِ آن اسماء متصل‌اند و البته هرکدام در حدّ خود مظهر آن اسماء هستند که عموماً در اسمی یا اسمایی مظهریت دارند، در آن حدّ که آمادگی دارند و یا تاریخ آن‌ها ظرفیت ظهور آن اسماء را دارا می‌باشند. در مورد حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شواهد حکایت از آن دارد که به نحوی جامعیت اسماء را در این تاریخ به ظهور آورده‌اند، البته در عین آن‌که اصلِ اسماء و صاحبان اصلی آن‌ها ائمه هستند. حال با توجه به این نکته باید ببینیم آن‌جاها چه عرض شده. موفق باشید

نمایش چاپی