بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: التماس دعا در این ایام و لیالی. استاد جان وقتی که پای منبر حاج آقا معمار منتظرین می نشینیم تمام حرف و نقلشون قرآن و اهل بیت هستش. و لیکن حتی قرآن رو هم که تفسیر می کنن به اهل بیت میرسن. در واقع اون ذوب در ولایت رو آدم در این انسان می بینه. خداییش جلساتش جلسه ذکره و آدم روحش سبک میشه. منتهی گاهی به خودم میگم نکنه اینطوری واله و شیفته اهل بیت بودن افراطه؟ البته وقتی نگاه می‌کنم به حرکات و سکنات حاج آقا می بینم عین تعادله. حتی آدم غذا خوردنشون رو می بینه اینقدر آرام و با طمأنینه، به خودم میگم تصور من اینه مثلا معصومین هم همینجور غذا میخوردن. ولیکن حاج آقا طوری صحبت می کنن که ‌کانه تمام دنیا برای این ۱۴ نور مقدس آفریده شده. و ما هر چه داریم و هستیم از صدقه سره معصومینه. البته خدائیش معصومین هم براشون سنگ تموم میذارنا. ما شعبان مشهد بودیم، ایشان از رجب رفته بودن مشهد تا اواسط شعبان، برای نیمه شعبان ساکشون رو بستن و از همون جا رفتن کربلا، تموم لیالی قدر و ماه رمضان و قدر رو مهمون امام حسین بودن، دوباره برای روضه های پدرشون برگشتن اصفهان و دوباره رفتن کربلا هنوزم آنجا هستن عرفه رو هم می مونن غدیر رو هم لابد نجف و بعد برای محرم میان، واقعا ائمه هوای ایشونو دارن. یه بنده خدایی می‌گفت حج آقا نفسش از جای گرم بلند میشه که میره کربلا و... من خودم مشهد شاهد بودم حاج آقا نه برنامه ریزی خاصی میکنه برا کربلا و نه جا هماهنگ میکنه و اصلا موبایل هم نداره کلا که بخواد هماهنگ کنه، ساک رو برمیداره و میره، منتهی دوستانش اینقدر میخواندش که خودشون کارهاشو سری می کنن، من میگم آره نفسش از جای گرم بلند میشه اما این جای گرم توکل به خداست نه چیزی دیگه. با این حال میگم خدایا نکنه این حالت افراط باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به جهت صفای شخصیت ایشان و سجایای اخلاقی که دارند، برایشان احترامی خاص قائلم، ولی خودم بیشتر به راهی می‌اندیشم که حضرت امام و رهبر معظم انقلاب مقابل ما گذاشته‌اند برای حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی باید به ظهور آید. موفق باشید

29614
متن پرسش
با سلام: متاسفانه سالهاست که ایمان مستحکمی ندارم زمانی تا حدودی مذهبی بودم ولی پس از مدتی در اینکه دین و مذهب حقه کدامست دچار تردید شدم هر چه مطالعه و تحقیق کردم سوالات بسیاری در سایت شما و دیگر سایتها مطرح کردم با علما حتی از بعض ادیان دیگر بحث کردم نتیجه ای حاصل نشد به مرور تردیدهایم افزوده شد کم کم رنگ فلسفی گرفت و در نهایت به شکاکیت محض رسیدم و از آن پس عقل در محاق محض است و در قبل شبهات مندک شده است. مدتها در آن فضای تیره زیستم و از آنجا که جز انتحار در مقابل خویش رهی گشوده نمی‌دیدم در فضای پست مدرنیته روزنی برای خود گشودم و رجوع مجددی به ادیان متعدد پیدا کردم البته درین فضا انتخابها احساسیست و با توجه به روح سوبژیکتیویته ای که بر من مسیطرست حال خوش هرجا هویدا شد خوشست بنابرین گاه بودایی بودم گاه مسیحی مسلمان چندی پیش هندو اخیرا به عرفا متمایل شدم دوباره تردید حاصل شد خلاصه سرگشته ام و در غاری از شبهات مدفونم سوالاتی از محضر شما دارم: ۱. چه راهی برای یافتن دین برحق وجود دارد؟ ۲. چرا خداوند دین بر حق را سهولتا در اختیار بشر قرار نداد هزاران دین، ده ها هزار فرقه، هر فرقه خود عالمانش قرائتهای مختلفی از آن فرقه دارند. شما قرائت طباطبایی و مجلسی را کنار هم قرار دهید و قس علی هذا ۳. آخرت من چه می‌شود من چه گناهی کردم که ادیان هزاران سال پیش آمدند من نه معجزه ای دیدم و نه با این نقل ها می‌توان به یقین رسید و از یمین و یسار ادیان شبهه می بارد. ۴. تا کی باید به تحقیق ادامه دهم سالها کوشیدم و زندگیم درین راه نابود شد و مرارتها کشیدم از لحاظ روحی تضعیف شدم تا کی آیا تا لحظه مرگ که هر لحظه منتظر قدومش هستم باید تحقیق کرد؟ شاید برای شما مطالعه و تحقیق مفرح باشد و لذت عقلی ببرید اما من که تکلیفا و تکلفا مجبور شدم طبق فتوای علما تحقیق کنم و متاسفانه نتیجه ای نگرفتم جز تلخکامی ازین زندگی کامی نگرفتم. ۵. با توجه به تزلزل فکری ازدواج را چکنم از طرفی به گناه آلوده ام و با این ایمان سست که همین اندک باقی مانده هم ناشی از رسوبات فرهنگیست نمی‌توانم شهوت را مهار کنم و از طرفی ازدواج را جایز نمی‌دانم چون خوف ارتداد دارم. کما اینکه مکررا به سایر ادیان گرایش یافتم یا پارسال دو سه روز کاملا کافر شدم باز شیعه شدم. تابستان امسال هندو شدم، دوباره به تشیع عرفانی گرایش یافتم و اکنون در بی هویتی مطلقم. با این احوال اگر ازدواج کنم و چندی بعد باز مرتد شوم و عقدمان باطل شود حال در حال ارتداد را بگوییم بی خیال به روی خود نیاور تو که به چیزی معتقد نیستی به زندگیت ادامه بده اما چون بارها از شیعه گسستم و بازگشتم و گویی کبوتر جلد این مکتبم چندی کافر می‌شوم و جلدی بازمی‌گردم درین رجوع مجددست که چون عقد ایمانی گسسته عقد ما نیز خواهد گسست، درین صورت باید به همسرم بگویم که کافر شده بودم و درین صورت سودی ندارد چون توبه مرتد فطری مرگست و افشای این سر سر را به باد می‌دهد و به داد عقد منفسخ من نمی‌رسد و جز سلاخی صلاحی درو نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دوران باید از مرحله‌ی «باور» به هرچیز بخصوص به امور مقدس به مرحله‌ی یافتِ وجودی و اگزیستانس خود نسبت به حقایق برسیم وگرنه برای شما و برای بسیاری همین آش است و همین کاسه. و در همین رابطه سال‌ها پیش کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تدوین شد. بدین لحاظ «معرفت نفس» کارساز است به شرطی که با آن هم به عنوان «باور» و اُبژه‌کردنِ موضوع برخورد نشود. موفق باشید

29385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: عیدتون مبارک. استاد جان در زیارت امیرالمومنین علی علیه السلام در روز مولود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مفاتیح این فرازها خطاب به حضرت علی علیه السلام آمده: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الشُّهَداءِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا آيَةَ اللّٰهِ الْعُظْمىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خامِسَ أَهْلِ الْعَباءِ. اشتباه نشده؟ خامس اهل عبا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت هرکدام از پنج تن «علیهم‌السلام» به یک معنا، خامس آل عبا باشند. بیش از این نمی‌دانم. موفق باشید

27971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به قسمت پایانی حدیث شریف زیر: امام باقر علیه السلام: کَأَنِّی بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ یطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا یعْطَوْنَهُ ثُمَّ یطْلُبُونَهُ فَلَا یعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِکَ وَضَعُوا سُیوفَهُمْ عَلَی عَوَاتِقِهِمْ فَیعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا یقْبَلُونَهُ حَتَّی یقُومُوا وَ لَا یدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَی صَاحِبِکُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْه. در دوران قبل از ظهور به سمت جهاد و شهادت رفتن افضل است یا سعی در حفظ جان با حالت انتظار برای ظهور حضرت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمود منتظر مصلح، خود باید صالح باشد. در مسیر صالح‌بودن باید هرگونه که می‌توانیم در نفی استکبار تلاش کنیم تا تقدیرمان ملاقات حضرت در این دنیا اگر باشد، روسفید باشیم. امروز راهی که نایب حضرت متذکر آن هستند، راهِ حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است. موفق باشید

27551
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، برای ایام ماه رمضان در مجموعه مان می‌خواهیم برای کتاب روزه دریچه ای به عالم معنا مسابقه کتابخوانی راه اندازی کنم. البته قصدمان صرفا این نیست این کتاب قیّم و ارزشمند صرفا در قالب مسابقه بیاید و مطرح شود بلکه ثمره و ذخیره معنوی و معرفت افزا باشد. برای برگزاری بسیار مسرور می‌شوم که از پیشنهاد و یا نظرات خود حضرتعالی هم بهره ببریم و خوشحالم که این کتاب محور هست و خودم برای اینکه این کتاب مطرح شود، خودم از مدافعین و پیشنهادکنندگان بودم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که کتاب «روزه؛ دریچه‌ای به عالم معنا» بنا است رفقا را وارد عالمی بکند که کیفیت‌ها جای کمیت‌ها را بگیرد. یعنی ما را به جای مشغول‌کردن به جسم‌مان، با جان‌مان که در بیکرانه‌ی هستی حاضر است، آشنا کند. موفق باشید   

26610
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. به نظر شما، امروز وضعیت آزادی بیان و عقیده در ایران وضعیت بسامان و خوبی دارد و در کشورمان، آزادی بیان و اندیشه هست؟ ۲. وضعیت آزادی بیان را در ایران مناسب تر می دانید یا در غرب و بستر فرهنگ مدرنیته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده روی هم رفته خارج از بعضی از تنگ نظری ها و تعصباتی که ما داریم، آزادی بیان در مسیر اظهار حق و حقیقت در صحنه‌ی کشور جاری است. ۲. در غرب، آزادی بیان از جهاتی در میان است ولی بعضا با پرده دری و بی باکی نسبت به شخصیت انسان‌ها همراه شده. آری آزادی بیان در هر جا که باشد خوب است ولی نباید منجر به بی حیایی و پرده دری شود و بدین لحاظ در نظام اسلامی باید به دنبال نوعی از آزادی بیان بود که آن غیر از آزادی بیان غربی است. موفق باشید

26572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: سخنرانی حضرت آقا در ۲۹ بهمن ۹۸ با مردم آذربایجان قسمتی از آن رو گوش می کردم که ایشون آمریکا رو سرزمین ظلم می خواندن با اختلاف طبقاتی جامعه از نظر مالی و.... سوال بنده این است که در حال حاضر با اتفاقات اخیر و دزدی دولت از جیب مردم و حمایت های رهبری که به اختلاف طبقاتی کمک کرده در ایران و این چه مثالی است که حضرت آقا استفاده کردن که مشابه همان ظلم در کشور اسلامی هست و آیا این رفتار از حضرت آقا نشان دهنده دیپلمات بودن و سیاسی کاری ایشون نیست! دیپلمات منظورم از این است که ایشون فرمودند من دیپلمات نیستم انقلابی ام. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکلات ما نیز ریشه در همان فرهنگ سرمایه‌داری دارد که توسط افرادی که گرایش به آن فرهنگ دارند، در جامعه‌ی ما به‌وجود آمده. با غرق‌شدن آمریکا و افولِ آن فرهنگ، بسیاری از مشکلات جهان رفع می‌شود و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» متذکر ریشه‌ی فساد شده‌اند. موفق باشید

26215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد با توجه به تحلیل برخی علما من جمله آیت‌ الله میرباقری، آیت الله جاودان و... از علل حقیقیِ سقوط هواپیما، نظرتان در مورد تحلیل زیر چیست؟ تشکر از وقتی که میزارید. ⁦۱. بنابر نظر فیلسوفان وجودی (مثل ملاصدرا، امام خمینی، علامه طباطبایی، آقای جوادی و... )، همانطور که تن انسان یک من دارد، *جامعه نیز یک من دارد.* و همه‌ی آثار من انسان و تنش بر من و تن جامعه مترتب می شود. یعنی تن جامعه نیز مانند تن انسان از منش متأثر می شود. ⁦۲. سرقضیه‌ی *سقوط هواپیما،* تعدادی از بزرگان (مثل آیت الله جاودان، آیت الله میرباقری و... ) علت حقیقیِ حادثه را *تکیه‌ی عمده‌ی عوامل انقلاب بر ابزارهای مادیِ نظامی و عدم شکر حقیقی از خدا* در مقابل موفقیتشان در درهم کوبیدن پایگاه عین‌الاسد دانستند. در واقع حرف آنها این بود که نیروهای انقلاب فراموش کردند که «و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی». فراموش کردند که در دفاع مقدس *خرمشهر را خدا آزاد کرد،* اما پایگاه عین‌الاسد را موشک های سپاه درهم کوبید؟! این فراموشی، عدم شکر از خداوند و عامل حقیقی موفقیت را او و دست غیبی نپنداشتن و نسبت دادن این موفقیت به عوامل و قدرت مادی، سبب شد *منِ جامعه تحت تأثیر قرار بگیرد* و ظهور این تأثیر در عالم ماده (که در واقع تنِ جامعه باشد)، سقوط هواپیما باشد تا خداوند جامعه‌ی ما را متوجه‌ی خود بکند و متوجه‌ی اینکه «و ما رمیت إذ رمیت و لکن الله رمی». از طرفی توجیه برای افرادی که حادثه را به خطاهای انسانی و حمله‌ی سایبریِ آمریکا نسبت می دهند هم آنست که خداوند هرکاری را با اسبابش جلو می‌برد و اگر قرار بر این اتفاق بود باید به یک نحو رخ می داد. ⁦۳. همه‌ی این تحلیلات برای قبل از صحبت های دیروز حضرت آقا در نماز جمعه بود. ⁦۴. اساساً هدف از تشکیل حکومت اسلامی *تسهیل دینداری و کمک به انسان در جهت نیل به خداوند* است. اما اگر در مسائل و حوادث نتواند متوجه‌ی خدا و الطاف او بشود و به سمت او حرکت کند، در واقع در حال سقوط است و دور شدن از وظیفه‌اش. جامعه با عدم شکر و توجه حقیقی از خدا پس از موفقیت در نابودیِ پایگاه عین‌الاسد، در خلاف جهت هدفش حرکت کرد و همانطور که منِ انسان در اثر ناشکری باز می‌ایسد، جامعه نیز باز ایستاد و حادثه‌ای هواپیما لطف الهی بود که ما را متوجه‌ی این نکته کرد تا باز نمانیم و جامعه‌ی انقلابی هم سیر وجودیِ خود را پیش ببرد و هم امتحانی باشد برای شناخت افراد مخلص. در این موقع *رهبر انقلاب* با فهم این نکته‌ی مهم مسئولیت پیدا می کنند که برای عدم توقف جامعه هرچه سریعتر جامعه را در پیروزیِ پایگاه عین‌الاسد و حضور میلیونیِ مردم در تشییع پیکر شهید سلیمانی را متوجه‌ی خداوند کنند. اختصاص موضوع خطبه به این مسأله و استفاده‌ی آقا از آیات خاصِ سوره‌ی ابراهیم و مکرر کلید واژه‌های *#ایام_الله #دست_غیبی #قدرت_الهی* گویای این مطلب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بد نیست به این نکته نیز فکر شود که حضرت حق گویا اراده کرده‌اند در این شرایط که ما پیروزی‌های ارزشمندی به دست آوردیم، متوجه‌ی نقطه‌ضعف‌های خود برای حضور در میدان‌های بزرگ‌تر باشیم. این در عین آن است که بالاخره رحلت و شهادت سرنشینان هواپیما، مربوط به تقدیری است که از قبل معلوم شده است. موفق باشید

25823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده از یکی از علما ذکر اربعینی می گیرم و الان در انتهای چهارمین چله خود هستم. همیشه ابتدای این اربعین ها با نشاط خاصی آغاز می شود و ترک گناه دوام ذکر سمت و جوع و.... در حالت خوبی هست. هرچه بیشتر به انتهای چله نزدیک می شوم یکی یکی سنگر های فتح شده را پس می دهم به طوری که در انتهای چله یک انسان گناهکار هستم و تنها کالبد بی روحی از اذکار و نماز شب و قرآن و عبادات بدون حضور قلب باقی می ماند. این مسئله برایم آزار دهنده است و وقتی برای اربعین بعدی نزد استاد می روم تا ذکر جدید بگیرم احساس می کنم که اذکار اربعین قبلی به خاطر گناهان بی اثر شده. پس نیت شروع جدید می کنم و بدون اجازه استاد اذکار چله قبل را همراه چله جدید می گویم و این شرایط دارد به وسواس تبدیل می شود. آیا گناهان باعث از بین رفتن خاصیت اذکار می شوند؟ چه کار کنم؟ دلم می خواهد یک چله بدون گناه داشته باشم تا اذکار ان چله بر جانم اثر کند و بعد ذکر جدید بگیرم. اما عمر کوتاه است و فرصت کم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی انقلابی و ارادت به مقام معظم رهبری و اُنس با رفقا و فعالیت‌های اجتماعی، فراموش نشود. موفق باشید

25766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در نوشته های شهید آوینی به یکی از مفاهیمی که اشاره می شود؛ مبنای تاریخ نگاری امروز است. تاریخ تمدن بر مبنای سیر تکاملی ساخت ابزار و آن هم برای تمتع هر چه بیشتر انسان ها از طبیعت و مادیات نوشته شده است. اما شهید آوینی می گوید باید تاریخ بر مبنای تحولات باطنی انسان و رجوع انسان به آغاز آغازها و معاد، همچنین تحقق عهد الهی نوشته شود یعنی تاریخ هدایتگری بشر به خدا و خالق سبحان، تاریخ دین، تاریخ انبیا. با این مقدمه، سوالم اینه که اولا آیا مقولاتی از جنس تحولات باطنی انسان ها خیلی قابلیت الصاق تاریخ رو دارن و مثلا واقعا کسی بخواهد تاریخ تحولات باطنی بنویسد آیا یک کتابی که بیشتر شبیه کتاب اخلاق یا عرفان باشد بدست نمی آید؟ و اینکه آیا طرحی مثل طرح گایست هگل در نسبت با فلسفه تاریخ سازی که مبتنی بر سه اصل جبرگرایی، تاریخی گرایی و انتقال گرایی (ویژه انتقال قدرت) است، با چنین مبنایی مثل مبنای شهید آوینی و حتی انگاره های دینی تطابق و قابلیت سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنرِ هگل در فهم تاریخی است که روحی در آن در سریان و جریان است. برای فهم سخن شهید آوینی از یک‌طرف توجه به سخن هگل کمک می‌کند و از آن مهم‌تر اشاراتِ دعای ندبه، که در واقع همان سخن شهید آوینی است و در همین راستا کتاب «شرح دعای ندبه» تنظیم شد. موفق باشید

24298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات قبول. چند وقتی است سوالی ذهنم رو مشغول کرده و اون نکته ای هست که شخصی از من پرسید که: چرا حضرت آقا در دعاشون دعا برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه نمی‌کنند و اکثراً می‌فرمایند خدایا ما را مشمول دعای آن حضرت قرار بده. به نظر حضرتعالی دلیلش چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حضرت آقا معتقدند حضرت حجت «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با نور خود در صحنه حاضرند. موفق باشید

24187
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد عزیز خواستم مفهوم قرآن بر سر گذاشتن در شب های قدر را بدانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین اندازه می‌دانم که می‌خواسته‌اند به صورتی نمادین در زیر سایه‌ی قرآن، حضرت حق را به اسماء حسنا و اولیاء الهی‌اش قسم دهیم که به نور آن‌ها و ذیل قرآن، موانعِ رسیدن به یک زندگی دینی را برطرف نمایند. موفق باشید   

23352
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوال این حقیر راجع به قانون جذب می باشد. پیش از این که این سوال را از خدمت شما داشته باشم مقداری درباره این قانون و ادعایش و نقد و نظراتی که پیرامون آن شده است مطالعه کرده و پاسخ های شما نسبت به سوالاتی که در این زمینه وجود دارد را نیز بررسی نموده ام. به حمد الله با آشنایی با مباحث شما فهمیدن روح اومانیستی و غربی این قانون کار دشواری نیست. به عنوان مثال آشنایی با بحث رزق و مباحث بندگی، پوچی چنین جملاتی را روشن می سازد: من زندگی خودم را خودم می سازم. من مسوول وضع مالی خودم هستم. هدف من این است که یک میلیونر یا بیشتر باشم. یا مثلا پرداختن به آرزوها و جولان دادن به خیالات از مشخصه های این قانون است. اما آنچه مورد سوال این حقیر است: ۱. جایگاه تلقین در روایات و نگاه دینی چیست؟ اگر تفکر مثبت یا منفی درباره چیزی منجر به تحقق آن چیز شد آیا این موضوع به قدرت ایجاد نفس مرتبط می شود یا فقط خواست الهی است؟ نقش و تاثیر خواست و اراده انسان در اتفاقات آینده زندگی او چگونه است؟ این حقیر مباحث معرفت نفس، برهان صدیقین و حرکت جوهری، غرب شناسی، حدیث عنوان بصری را کار کرده ام. بحث معاد را تازه شروع کرده و به جلسه ۱۳ رسیده ام. اما اگر در پاسخ به این سوالات مطالعه مباحث دیگری لازم است ممنون می شوم اگر راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که در این مورد دو نکته مدّ نظر قرار بگیرد؛ اولاً: یادمان باشد که رحمت الهی وسیع است و رحمتش از غضبش سبقت دارد و همواره با رحمتش با انسان‌ها برخورد می‌کند. ثانیاً: خودش در حدیث قدسی می‌فرماید: «أنا عند ظنّ عبدی المؤمن» من در گمان بنده‌ی مؤمن خود هستم. انسان اگر به پروردگار خود امید داشته باشد، پروردگار او مطابق همان امیدش با او برخورد می‌کند و بدین لحاظ است که نباید انسان‌ها فکر کنند خودشان در امور خود نقش اساسی دارند و علت موفقیت خود را نگاهِ مثبت خود بدانند، بلکه نگاه مثبت آن‌ها به عالَم، اگر با مشیّت الهی هماهنگ باشد منجر به تحقق آن چیزی می‌شود که آن‌ها امید دارند که آن چیز انجام گیرد. موفق باشید   

21961
متن پرسش
سلام بر استاد: در احوال یکی از دو قلوهای بهم چسبیده آمده است که در ناحیه عروق مغز چند رگ مشترک حیاتی داشتند سوالی که با توجه به مباحث معرفت نفس پیش می آید این است که این رگ های مشترک توسط نفس هر دو تدبیر می شده یا یکی از آنها اگر هر دو چگونه دو نفس می توانند یک چیز مشترک را بدون تعارض تدبیر کنند و اگر آن رگها را نفس الف تدبیر می کرده است خلاف این مطلب است که آن رگها مشترک بوده است و در ضمن اینکه نفسی بگذارد نفس دیگری از بدنش استفاده کند محل تردید است و نیز نفس از اعضای جدا شده بدن دیگران به سختی حاضر به استفاده است چه رسد به رگهای زنده و تحت تدبیر نفس دیگری حال در این مورد نفس «الف» اجازه دهد «ب» از رگهای بدنش استفاده کند یا «ب» از رگهای «الف» استفاده کند چه توجیهی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از آن دو نفس، آن رگ‌ها را از آنِ خود می‌دانند و نسبت به آن رگ‌ها احساس یگانگی دارند. موفق باشید

21552
متن پرسش
سلام علیکم: چند سوال در مورد جناب حافظ داشتم: ۱) آیا تمام تمام اشعار حافظ جنبه عرفانی دارند یا اینکه اشعاری هم دارد که برای دستگاه حکومت زمان خودش سروده باشد؟ یا اینکه در مدح یا مذمت شخصی شعری گفته باشد؟ ۲) در غزل شماره ۱۱ علت آوردن اسم شهر یزد چیست؟ ۳) استاد گاهی وقتها در شرح غزلیات حافظ چیزهایی را می گویید و توضیح می دهید که آدم احساس می کند اینها را خودتان اضافه می کنید و اصلا نمی شود این چیزی را که شما گفته اید از شعر برداشت کرد، هر چند کلیت برداشتتان از شعر درست است ولی توضیحات اضافی را نمی شود از شعر برداشت کرد به عنوان مثال (هر چند مثالها زیاد هستند): در بیت: دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری. شما می آیید از منیت و انانیت صحبت می کنید. البته این بیت خیلی آن چیزی را که مدنظرم بود نرساند. ابیاتی هستند که در شرحشان چیزهای عجیبی (البته در نظر من) می گویید. خواهش می کنم توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ قصه‌ی سخن شاعرانه، قصه‌ی گفت و گویشی است ماوراء شخصی که سخن می‌گوید بلکه آن ندای تاریخی است که شاعر را در بر می‌گیرد و از طریق او می‌گوید، به همان معنایی که حافظ می‌فرماید: «در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند ـــ هر چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم» روحی است که جناب حافظ را فراگرفته و او اظهار کننده‌ی گویش آن روح است لذا هر چه می‌گوید اشاراتی است ماوراء روزمرگی ها و این‌که بخواهد مدحی بگوید یا شخصی را به میان آورد. همه‌ی آن شخصیت‌ها در غزلیات او نماد یک معنا است و اگر این موضوع در حافظ فهم نشود نمی‌توانیم به حافظ رجوع کرده‌باشیم به همان معنایی که در مرتبه‌ی بالاتر ما وحی را در کلمات قدسی قرآن می‌یابیم. 2ـ در مورد یزد به نظرم همان چیزی که در غزل شماره11 عرض شد حرف حافظ باشد. موفق باشید

20683
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در بحثی با دوستان طلبه به این سوال رسیدیم که آیا اهل بیت علیهم السلام دشمنان خودشان را دوست داشتند یا نه؟ مثلا نمی توان از برگرداندن شمر از گودی قتلگاه توسط اباعبدالله علیه السلام و خیرخواهی برای او برداشت کرد که اهل بیت دشمنان خودشان را نیز دوست داشتند؟ و اگر جوابتان مثبت است آیا این امر با مساله حب و بغض و همچنین لعن دشمنان توسط اهل بیت علیهم السلام تضاد ندارد؟ ممنون از لطفتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تبری، اقتضاء می‌کند که امام نیز از بدی و گناه متنفر باشند ولی از سرِ خیرخواهی به شمر نصیحت می‌کنند، نه این‌که حضرت از کارِ او متنفر نباشند. مثل این‌که امروز باید از استکبار و ائمه‌ی کفر و استکبار متنفر بود و آن‌ها را دشمن دانست. ولی به مردمِ آن کشورها باید از سرِ خیرخواهی نظر کرد. موفق باشید

8467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وخسته نباشید از مستولین سایت درخواست دارم دو جلسه اخیر دوشنبه را در سایت قرار دهند چون در ماه رجب هستیم واستاد بیانات ارزشمندی داشتند با تشکر فروان ایدکم الله
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت جهت اقدام
30959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقتتون بخیر. ۱. رمز موفقیت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در کنار زدن همه ی حجب چه بود؟ ۲. به نظر شما مدرسه زدن با مکتب معارف بیشتر برای جامعه نیازه یا کلینیک روانشناسی با زیربنای تفکر توحیدی و تربیت روانشناس در این زمینه؟ کدومش عمیق‌تره. ۳. ورود به عرفان عملی دقیقا از چه زمانی باید انجام بگیره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. صداقت و معرفت و اعتماد به خدا و احساس مسئولیت نسبت به جامعه ۲. فکر نمی‌کنم تفاوتی داشته باشد، هر دوی آن‌ها خوب است بستگی به شرایطی دارد که برای شما پیش می‌آید. ۳. عرفان عملی یعنی رعایت احکام الهی در راستای رضایت و قرب به حضرت حق. و این زمان خاصی نمی‌خواهد. موفق باشید

29052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد من برای بحث تحول علوم انسانی از رشته مهندسی تغییر رشته دادم و اومدم رشته فلسفه اسلامی. الان ارشدو تموم کردم. ولی دچار یه سردرگمی شدم برای ادامه کار. از طرفی مثل حوزوی ها به دروس فلسفی مسلط نیستم و خیلی خیلی کم از اون درسا خوندم. از طرفی برای ورود به مقاطع بعد طرحی ندارم. نمیدونم واقعا چیکار کنم. پایان نامه ام رو روی مباحث امام خمینی و علامه طباطبایی کار کردم. چون استادی داشتیم که گفتن مباحث این دو بزرگوار برای بنیاد تمدن سازی لازمه. الان کاملا تک و تنها نمیدونم چیکار کنم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با هرچه بیشتر تأمّل در فلسفه‌ی اسلامی و چشیدن حکمت متعالیه، می‌توانید خود را آماده‌ی ورود به فلسفه‌ی غرب کنید تا در جهانی که در آن زندگی می‌کنید حاضر شوید. موفق باشید

28151
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. حدیثی از حضرت زهرا سلام ‌الله علیه است به این مضمون که نماز تکبر را از بین می‌برد و روزه اخلاص رو تقویت می‌کند. و چند ارتباط این شکلی. می‌خواستم بفهمم نحوه ارتباط این نسبت‌ها چجوریه؟ یعنی چطور نماز من تکبرم رو از بین می‌بره و چطور روزه اخلاصم رو تقویت می‌کنه؟ خیلی وقته که به این موضوع فکر می‌کنم که چطوری این نسبت برقرار می‌شه. از طرفی احساس می‌کنم با نماز خوندنم و روزه گرفتنم به این چیزهایی که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیه می‌فرمایند نمی‌رسم. یعنی تکبرم را می‌بینم و نماز به امید از بین رفتنش می‌خونم و نتیجه نمی‌گیرم و باز هم حس می‌کنم بدتر شده. روزه هم همین طور. برای انجام این اعمال و رسیدن به نتایجش باید مرتب عمل کنیم و مرتب خودمون رو بازخوانی کنیم. یا نیاز به فهمی است که بدون آن نتایجی این چنین حاصل نمی‌شود. متن حدیث: قالَتْ علیها السلام: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را براى استحكام اساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود. ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۳۱۲
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت فوق‌العاده ارزشمندی است. حقیقتاً وقتی انسان در نماز خوددر مقابل حضرت ربّ العالمین جهت تجلیّات انوار متعالیش خود را عرضه کند و تنها «قبول» باشد، مطمئناً این انسان، دیگر انسانی نیست که به خود بنازد و وقتی انسان با روزه‌داری به جای میل خود، حکم حضرت محبوب را می‌پذیرد دیگر خودی ندارد که در میان آورد و اخلاص یعنی تمام وجود را برای حضرت حق قرار دهیم. آری! بالاخره صبر بر طاعت إن‌شاءاللّه کار را به این‌جا می‌رساند. موفق باشید

27922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: از اینکه مصدع اوقات شریفون میشم عذر خواهم یه سوالی خدمتون داشتم در مورد یه بنده خدایی که میگه من بجایی رسیم که نیازی به نماز خواندم ندارم خدا رو با تمام وجودم حس می‌کنم، لمس می‌کنم، با خدا نجوا می‌کنم، مناجات می‌کنم، نیازی به این نمازم ندارم. گاهی در مورد خدا هم متن هایی مینویسه به نظر جناب عالی چگونه میشه این فکر رو تصحیح کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود خداوند حتی به پیامبر خود می‌فرماید: «اقم الصلوة لذکری» معلوم است طرف با شیطان نجوا می‌کند که از نماز مستغنی شده است. موفق باشید

26859

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حاج آقا علی بهجت از زبان آیت الله بهجت رحمت الله علیه نقل می کنند که سفیانی از حتمیات است اگر در همه علائم ظهور بداء حاصل شود در مورد سفیانی بداء حاصل نمی شود و چاره ای از آن نیست و سفیانی به اسم آدم می کشد مثلا هر کس حسن، حسین، فاطمه اسمش باشد را می کشد، ۱. با توجه به اینکه آیت الله بهجت چند سال قبل از به وجود آمدن داعش رحلت فرمودند به نظرتان نمی توان گفت که داعش همان سفیانی بوده باشد. ۲. یک جایی خواندم که آیت الله قاضی رحمت الله علیه فرموده بودند که این سید (امام خمینی) در ایران حکومت تشکیل می دهد و بعد از او کسی می آید که پرچم را به دست حضرت مهدی سلام الله علیه می دهد، به نظر حضرتعالی رهبر انقلاب حفظه الله همان سید خراسانی که از آن به عنوان یکی از علائم ظهور نام برده شده نیست؟ کتاب تحلیل تاریخی نشانه های ظهور رو مطالعه کردم چون کاملا سفیانی و سید خراسانی رو انکار نکرده بود. این سوالات رو پرسیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چه اشکال دارد؟ ۲. قسمت دوم جمله‌ی مرحوم قاضی در صحبت‌های ایشان نبوده است. موفق باشید

26469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت چون درد توسط مغز ادراک می شود و خود ضربه زدن به مغز درد احساس نمی شود مغز بخشی از من انسان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی بدن ابزار نفس ناطقه‌اند. موفق باشید

26329
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر و خسته نباشید: استاد بنده گیج و کلافه شدم، خسته شدم از بس حرفهای متناقض شنیدم، کی راست میگه و کی نه، مصاحبه اخیر جناب ظریف رو با اشپیگل عنوان کردن و اینکه ایشون از مذاکره گفتن، عده ای به ایشون انتقاد کردن و گفتن حرفشون دور از عزت و غیرت ایرانی بوده، جناب ظریفم گفته نه من منظورم مذاکره نبوده و حالا عده ای به طرفداری از جناب ظریف صحبت رهبری در مورد ایشون رو مطرح کردند که رهبری فرمودن ایشون متدین و مومن و با غیرت هستن (نقل به مضمون) و گفتن همانطور که جناب ظریف گفتن منظورشون مذاکره نبوده، خواهش می کنم استاد شما موضوع رو اونجوری که هست تحلیل بفرمایید و اینکه چرا بر خلاف ما رهبری از شخص ایشون تعریف و تمجید کردن، با این تناقضات و پشت پرده ها میگم قید سیاست رو بزنم و بشینم کنج خونه، معلوم نیست چی به چیه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۲۹۵ نظری بیندازید. البته خوب بود آقای ظریف متوجه‌ی این نکته می‌شدند که ترامپ آن حرف را به نفع خود تمام می‌کند و در جواب می‌گوید: «نه! مرسی». یعنی آقای ظریف من آماده‌ی مذاکره نیستم. هرچند آقای ظریف منظورشان این نبود که با ترامپ مذاکره کنند، ولی ترامپ آن را به نفع خود استفاده کرد. در حالی‌که رهبر معظم انقلاب از قبل، جاده را طور دیگری برای سیاستمدارانِ ما گشوده بودند. موفق باشید

26216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای سیر و سلوک و رسیدن به نتیجه مطلوب من سالهاست که با سیر مطالعاتی شما آشنا هستم و کلیه عقایدم را از مباحث شما دارم. همچنین از طریق مباحث جلسات شما با تفسیر قرآن و نهج البلاغه آشنا شدم با کتب احادیث که معرفی فرمودید مثل اصول کافی و تحف العقول و مستحباتی چون ذکرهای جایز که در عرف هست راه را پیش بردم اما نمیدونم با این روشها به نتیجه دلخواه که وصال الی الله است می رسم یا خیر. هرچه هست در این مسیر احساس کمبودی دارم یا شاید چنین فکر می کنم و نمی دونم آیا باید همچنان با مباحث شما ادامه بدم یا دنبال استاد عرفان باشم که هرچند بعید می بینم استاد عرفان به این راحتی پیدا شود. از طرفی میدونم روش شما بر این اساس است که علم تو استاد توست با این همه موارد که توصیف کردم خودم را در جایگاه مناسبی نمی بینم حتی نمیدونم سیر مطالعاتی شما را ادامه بدم یا خیر از طرفی اندیشه های دیگه بجز امام خمینی هیچ کتاب و اندیشه ای حتی جناب مصباح و مطهری کسی مرا سیراب نمی کند. خدا را شکر که شما تفسیر کتب امام خمینی را دارید. خلاصه اینکه خودم را در حالت سرگردانی می دانم و بسیار عقب می بینم بخصوص وقتی می شنوم عده ای با ریاضات شرعی و صحیح سیر آفاق و انفس دارن و آنچنان روحشان لطیف شده که به نتایج عظیم رسیدن حتی ادعای کرامت نمیکنن و در خدای خویش غرق هستن وقتی با چنین مسائلی روبرو میشم بیشتر دچار تشویش خاطر میشم من انتظار داشتم طی این سالها تغییر عمده ای کرده باشم نه اینکه به کرامت برسم چنین منظوری ندارم کرامت از نظر من فقط برای سالک جنبه تشویقی داره ولی هدف و مقصود نیست حال به من بفرمایید با این اشفتگی خیال چکار کنم احساس میکنم هنوز قدم اول را برنداشتم شاید از لحاظ اعتقادی نسبتا خوب باشم اما از لحاظ عملی و اخلاقی بسیار ضعیفم و هنگامی که به گذشته نگاه میکنم تغییر مثبت نداشتم هرچند سعی بسیار کردم و از لحاظ اعتقادی هم جای کار زیاد دارم ولی در مجموع از لحاظ عرفانی قدمی برداشته نشده و من کاملا برای خودم متاسفم تازه همه چیز به اینجا ختم نمیشه گاهی وقتی درشبه ای در جمع قرار میگیرم بسیار راحت به خودم جواب میدم اما اصلا نمیتونم طرف مقابلم را توجیه کنم و بهش بگم دچار چنین خطایی هستی در نهایت سکوت میکنم انگار عقایدم فقط برای خودم کاربرد دارد واقعا راه عرفان متفاوت است؟ به سراغ عرفا بروم؟ اگر جواب مثبت است چگونه؟ اصلا چطور استاد عرفان میتوان پیدا کرد؟لطفا در این خصوص راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش استادِ حقیقی که کلّیاتِ راه را در جلوی ما بگذارد، در این تاریخ حضرت امام و رهبر معظم انقلاب هستند. فکر می‌کنم واژه‌ی «صبر» که در آیات و روایات تا این اندازه بر آن تأکید شده، به جهت آن است که همچنان بر راهی که می‌دانیم راهِ شریعت الهی است، بمانیم تا بالاخره یا در این دنیا و یا در آن دنیا به نتیجه برسیم. مهم، آن احساسِ بودنی است که خود را در رحمت الهی احساس کنیم. موفق باشید

نمایش چاپی