باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا به اعتبار روحیهی انسانها در حالت طبیعی و عادی، خصوصیاتی در میان است که سورهی معارج متذکر آن است. ولی به اعتبار نظامِ تکوین و خلقت هر موجودی، هر موجودی به بهترین شکلِ امکانِ خلقتش، خلق شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا به تذکرات و رهنمودهای نایب امام زمان «عجلاللّهتعالیفرجه» توجه نکنیم؟ یار امام زمانبودن با توجه به راهی که نایب او به الهامات آن حضرت در مقابل ما میگشایند، محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً باید روی همین نکته که میفرمایید فکر شود. در بحث «طلوع جهانی بین دو جهان» عرایضی شد که فکر میکنم نقطهی خوبی برای تفکر باشد. در سایت میتوانید به این آدرس مطلب را دنبال کنید: موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1651/انقلاب-اسلامی-طلوع-جهانی-میان-دو-جهان
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر شرایط مساعد باشد خوب است از سر دلسوزی به آنها تذکر داده شود ولی درگیری صلاح نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید دشمنان این انقلاب تا این اندازه از نظر هویت، تقلیل یافتهاند. یعنی خدا خواست به ملت ما بفهماند دشمنانشان در حدّ اشرار بیسر و پایی هستند که هیچ ارزش انسانی را رعایت نمیکنند و ادعاهای فکری و فرهنگی، دروغی بیش نیست و این خبر از عزّت تاریخی انقلاب اسلامی میدهد و اینکه چرا رهبر معظم انقلاب متوجه شدند اهل اندیشه به جای نقد افراطی به تصمیمات سران سه قوه نسبت به تصمیمی که در رابطه با قیمت بنزین گرفتهاند؛ موضوع را به یک اصل مهم سیر دادند و انقلاب را وارد جبههی مقابله با دشمن با هویت اشرار بنمایند و در این راستا مثل همیشه معلوم شود که در این جبهه نیز دشمن شکست خورده و انقلاب اسلامی به جهت کلیّت توحیدیاش پیروز است. کلاننگریِ رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در تقویت تصمیم سه قوه، حکایت از آن دارد که نباید برای «یک دستمال، قیصریه را آتش زد». اصلِ اصلها آن است که حفظ نظام به تقویت تصمیمی است که سه قوه گرفتهاند و فرع قضیه آن است که اگر تبعاتی هم آن تصمیم پیرو خود دارد اصل را فدای فرع نکنند. یعنی برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد. امید است که ما نیز در زندگی خود، این نحوه فهم را داشته باشیم، وگرنه قصهی ما قصهی آن کاریکاتوری است که طرف تا نیمه در لجن فرو رفته بود و همهی حواسش مشغول مگسی بود بر روی دستش نشسته است. برای کارهای بزرگ که از همه بزرگتر، امنیت یک کشور است، هر کار دیگری کوچک است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده که قابل نیستم ولی بالاخره باید با همین عزیزان مدارا کرد. امید است که در دلِ همین مداراها خداوند درخششی به آن قلب عزیزان بکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «عالم انسان دینی» در این مورد تذکراتی را با شما در میان میگذارد. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در سیستمها استعدادهایی به ظهور میآید که در تکتکِ اجزاء آن سیستم ظهور ندارد، ولی در هر حال از ساحتِ هویت مادی خارج نمیشود. ولی موضوع نفس ناطقهی انسانی چیزی است ماورای پدیدههای مادی، و هیچوقت علتِ موجود مجرد نمیتواند اجزاء مادی باشد، هرچند که اجزای ماده سیستمی را تشکیل دهند. اینجا است که نگاه ما بیشتر متوجهی آیاتی از قرآن میشود که روح را نفخهی الهی میداند که در جسم دمیده میشود. موفق باشید
سلام بر استاد عزیزتر از جان. استاد فردی بنام اقای پرویز شهبازی مباحثی را در برنامه های اینترنتی مطرح میکنند با عنوان من ذهنی آیا این مباحث صحت دارند؟ چون به مولانا ربطش میدهند. برای درک مفهوم «من فکری» باید ابتدا توضیحی در مورد «من» و «فکر» ارائه دهیم. ذهن انسان دارای ارتباطی دوگانه و متفاوت با دنیای اطراف است. یکی ارتباط مستقیم، شفاف و عریان با واقعیت است و دیگری دید و یا ارتباط تعبیر و تفسیری. این دید تعبیر و تفسیری که ذهن از پدیده ها دارد، در واقع مهمترین عامل قطع ارتباط انسان از واقعیت است. دید تعبیر و تفسیری به این معنی است که مثلا ما رفتاری را می بینیم و شروع به تفسیر و معنا دادن به آن می کنیم. ما خود ماهیت آن رفتار را نمی بینیم. ما واقعیت عریان را نگاه نمی کنیم ما با تفسیر و برداشت خود از آن واقعیت زندگی می کنیم. من یک نوشته ای را می گذارم و شما از آن نوشته می توانید چندین برداشت داشته باشید و بنا بر برداشت خود چندین برچسب بر من بزنید. برچسب مستبد، مدبر و یا هر برچسب دیگری و من را یک شخصیت مستبد و متکبر و یا یک شخصیت مدیر و مدبر بدانید. دقت می کنید چقدر بین ماهیت و انگیزه و واقعیت ذاتی رفتار من تا برداشت شما فاصله هست؟ شما برداشت خود را با ذهنتان انجام می دهید. ذهن تمام برداشت های خود را با پردازش اطلاعاتی که در حافظه ثبت شده است انجام می دهد. این اطلاعات شامل ارزش ها و ضد ارزش های است که از دوران کودکی از والدین و جامعه و محیط دریافت کرده ایم و به ما در سطحی وسیع و گسترده القا شده است و ما از درون تبدیل به موجودی مقلد و تکراری شده ایم. موجودی که هیچ احساس و رفتار و گفتاری در او از روی طبیعت و فطرتش سر نمی زند بلکه تنها در بند و زندانی تقلید است. این فرایند ذهنی و یا فکر از آبشخور حافظه خوراک می گیرد. همین فرایند یک «مرکز» و یا «هسته» ای در انسان ایجاد می کند بنام «من». چگونه؟ وقتی که ما از هر رفتار خود و دیگران چندین برداشت ذهنی درست می کنیم و یا وقتی از کودکی با هر رفتار ما چندین برچسب ارزشی و ضد ارزشی مختلف و گاه متضاد دریافت کرده ایم یا بر ما زده شده است در ذهن ما یک تصویری ایجاد می شود که ای تصویر مجموعه ای از این صفات و برچسب های ارزشی و ضد ارزشی است که در واقع «من یا شخصیت» را تشکیل می دهد. این هویت فکری و این شبح هیچ ماهیت واقعی ندارد. و فقط و فقط یک تصویر ذهنی است و در ما انواع و اقسام شخصیت ها را ایجاد می کند و ما تابع این تصویر ذهنی که حاصل افکار زائد و غیر واقعی و غیر اصیل است زندگی، احساس و رفتارمان را جهت می دهیم و باعث می شود بر اساس هویت اصیل انسانی زندگی نکنیم. بلکه تابع و اسیر آن زندگی کنیم. از این هویت فکری در واقع مرکزی بدنیا می آورد بنام «من ذهنی یا من فکری» یا همان «نفس» که مرکز همه شرارت ها است. البته من توضیح کوتاهش رو پیدا کردم. براتون گذاشتم کلیپهای بسیاری دارند این اقا.... ممنون از وقت و صبری که برای ما میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بیشتر با توهّماتِ بدون مبنا همراه است. اگر مباحث «معرفت نفس» و مراتب نفس را دنبال کنند، متوجه قضایایی که فکر میکنند، میگردند. در این مورد پیشنهاد میشود ترجمه جلد ۸ و ۹ اسفار را که تحت عنوان «معرفتِ نفس و حشر» روی سایت هست؛ مطالعه فرمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به سوی معارفی مثل «معرفت نفس» و به سوی حقایقی از طرف تدبّر در قرآن قدم بزنید، إنشاءالله ره صدساله را یک شبه طی میکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنانکه علامه طباطبایی میفرمایند بحث در آن است که شرک، نفی شود و بیان میکنند که شرک، انسان را در زمره ظالمین وارد مینماید و آدمی مستحق مجازاتهایی میشود که خداوند در کلام خود به ظالمین وعده داده است. لذا خداوند میفرماید: غیر از خداوند کسی را به عنوان منشأ اثر نخوانید، در حالیکه نه برای شما توان ایجاد نفعی را دارد و نه توان دفع ضرری را. ۲. بقیه جواب سؤال خود را در جواب سؤال شماره 31672 دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به حضور دین است ذیل انسانهای قدسی. تفاوت غدیر و سقیفه در این نکته است. چقدر خوب است که بتوانیم با نظر به ضعف های سقیفه، جایگاه غدیر را روشن کنیم. در این مورد عرایضی در کتاب مبانی نظری نبوت و امامت، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکری به جا به آنهایی که دغدغهی بالا و بالاها را دارند. حتیالامکان از روزهی ماه شعبان حتی مختصر غفلت نشود. زیرا خود این امر، راهگشا میباشد جهت قدمزدن در ماهی که حضرت پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» آن را به خود نسبت دادهاند. در همین رابطه از خدا میخواهیم: «اللّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ،» تا ما را در این ماه به سیره و سنت آن حضرت که اُنس خاص با حضرت حق بود، نایل فرماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر حضرت علی «علیهالسلام» مرتکب آن حرام میشدند، دیگر حضرت علیای که تاریخ توحیدی بشریت را تغذیه کنند نبودند. مگر هدف، وسیله را توجیه میکند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جلسهی شنبه عرض شد جهانِ گشودهی معنویت آنچنان بزرگ است که این نوع نداریها در مقابل آن چیزی نیستند. آری! مطمئناً رزق اولیهی ما از طرف خدا تضمین شده است و شاید حضرت حق ما را در زمرهی کسانی قرار داده است که حیات ایمانیِ ما در بسطِ رزق نیست، در تقدیر و محدودبودن رزق است. هرطور که او بخواهد، ما را خوش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا خواسته است ما در این دنیا تنها نباشیم زیرا امور دنیایی ما را از آن تنهاییها رهایی نمیبخشد. تنها با خدایی که جان جهان است، انسان احساس تنهایی نمیکند و در همین رابطه خداوند از طریق رسولان راههای عبادت خود را برای ما مشخص کرد تا ما را از تنهایی درآورد و بتوانیم با او بهسر بریم. و به تکلیفرسیدن یعنی: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و مرا شایستهی همسخنی با خودش کرد.
در مورد جشن تکلیف سید بن طاووس داریم: او از عبادت لذّت میبرد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات وی است. وقتی پانزده سالش تمام و وارد سال شانزدهم میشود، میگوید باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور میدهد. با من حرف میزند. مرا مخاطب قرار میدهد و این روز عید من است. از اینروجشنی میگیرد، عدّهای را دعوت کرده، پذیرایی میکند و شیرینی میدهد. مردم میپرسند چه جشنی است؟ میگوید جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه اگر چنانچه به نحوی از تدبیر بدن تا حدّی منصرف شود، آن عوارض پیش میآید ولی قضیهی سکرات چیز دیگری است و مربوط به عبور از تعلّقات نفس ناطقه نسبت به دنیاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی متوجهی حضور ارادهی الهی در این تاریخ باشد که شواهد فوقالعاده زیادی را میتواند در این رابطه بنگرد، هرگز و هرگز این نوع مقایسهها را نخواهد داشت. چنین افرادی اگر در صدر اسلام هم مواظب نبودند با نظر به سقیفه بین حضور اسلام در آن تاریخ و جاهلیتِ گذشته تفاوتی نمیدیدند. زیرا با «غدیر» یعنی با حضور ارادهی الهی برای تحول تاریخ شرک در غفلت بودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید حکمت و عرفان اسلامی و نگاه قرآنیِ خود را بچشیم و بعداً راه حلّ دومی که جنابعالی میفرمایید، راه حلّ بسیار مهمی است زیرا حقیقتاً ما مرزی با متفکران نداریم هرچند بعضاً آنان در بستر تاریخی و فرهنگیِ خود ممکن است دغدغهها و یا راهِ حلّهایی داشته باشند که از یک طرف قصهی ما نیست، و از طرف دیگر قصهی همهی بشریت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه آن نوع سؤالات شخصی است، به صورت شخصی به ایمیلتان میآید. سعی کنید مشکل را از آن طریق حل کنید. اینطور جواب داده شد:
۲۷۶۸۴- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم شما بتوانید باورهای ایشان که به آن عادت کردهاند، تغییر دهید. سعی کنید با ایشان خوشرفتاری نمایید و نسبت به ضعفهای ایشان اغماض کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق انسانها که بیش از خود ما مالک ماست، متوجهاست ما نیاز داریم در فضایی رشد کنیم که مقتضی انتخابهای فطری ماست تا بعد از آنکه خواهی نخواهی خواستیم مطابق عقل خود زندگی را شکل دهیم اگر به این نتیجه رسیدیم که آنچه دین فرمودهاست بهترین است، در انتخابهای خود در زحمت نباشیم و نقش خانواده هم در کمک به فرزندان بیش از این نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حاکمیت حضرت علی «علیهالسلام» هم عدهای در انحراف بودند، حضرت هم در حدّ خود اقدام میکردند ولی مردم، خودشان باید اصلاح شوند. فرق نظام اسلامی با نظام شاهنشاهی آن است که در آن نظام، حاکمان فاسد بودند، پس مردم باید خودشان در اصلاح جامعه بکوشند وقتی حاکمان مانع اصلاح جامعه نیستند وگرنه اگر امیرالمؤمنین «علیهالسلام» هم حاکم باشند برای اصلاح جامعه کافی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در این مورد باید با مشاوری که در این موارد صاحبنظرند مشورت کنید مثل آقای دکتر قاسمزاده به شمارهی ۳۲۳۰۶۲۹۵ . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط خدا با مخلوقات به صورت وجودی و تجلیگونه است و در این رابطه، عالم همواره در حالِ تجلی است و لذا نسبت خدا با عالم، با نسبت انسان با خدا ربط دارد و در همین رابطه قرآن میفرماید: «کلّ یومٍ هُو فی شأن» یعنی هر روز خدا به جلوهای در صحنه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در این مورد بحث شده است که چون عصمت ائمه «علیهمالسلام» از روی علم است، اختیار از آنها سلب نمیشود مثل کسی که علم دارد اگر این آتش را بردارد، میسوزد. و چون میداند، عمل نمیکند. کتاب مذکور بر روی سایت هست. موفق باشید
