بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز و تبریک ایام هفته وحدت و ولادت وجود مقدس حضرت خاتم الانبیاء و امام صادق (صلوات الله علیهما)؛ سوالی که از محضرتان داشتم این هست که این بخش روایت حضرت امام رضا (ع) که در مناظره با یک زندیق برای اثبات توحید فرمودند و در احتجاج شیخ طبرسی آمده: «وقتى به جسدم می‌نگرم و می بينم نمی‌توانم در طول و عرض چيزى از آن كم كنم يا بر آن بيفزايم و سختى‌ها را از آن دفع كنم و چيزى به سود آن انجام دهم، می‌فهمم كه اين ساختمان بناكننده اى دارد و به او معتقد می‌شوم»، دقیقا هنوز متوجه نشدم و دقیق برایم جا نیفتاده است که چگونه دلالت بر توحید دارد و این فرمایش امام رضا (ع) به چه شکلی اثبات کننده توحید هست چون خودم ابتدا فکر کردم این همان برهان حدوث هست ولی شک داشتم و خواستم از خدمتتان بپرسم چطور این برهان، دال بر توحید هست؟ با تشکر از لطف شما؛ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای آن حضرت بشوم! مگر می‌شود بهتر از این حرف برای حضور اراده حکیمانه الهی بزنیم که چگونه عالم با آن اراده حکیمانه شکل گرفته و اداره می‌شود به طوری‌که نه می‌توانیم چیزی به آن اضافه کنیم تا کامل‌تر شود و یا چیزی از آن کم کنیم تا بهتر گردد؟ برهان فوق‌العاده دقیقی است. موفق باشید

 

31435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که جناب حاج آقا نوری در خیابان سلمان در بین گلزار 4 و 5 پلاک 62 در موضوع جمع‌آوری کمک‌های مردمی جهت مناطق محروم و یا تهیه جهیزیه، اقداماتی را زیر نظر گروه جهادی شهید ردانی‌پور در دست اقدام دارند و حتی لوازم خانگی دست دوم که افراد به آن‌ها نیاز ندارند را می‌پذیرند و پس از تعمیر در اختیار نیازمندان می‌گذارند. فکر می‌کنم که شاسته است جناب‌عالی این امور را به اطلاع کاربران عزیز برسانید تا چنان‌که مایل‌اند در این امور اقدامی انجام دهند در جریان باشند. تلفن حاج آقا نوری 09132056891
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان فعالیت‌های جناب آقای نوری هستم و ایشان را فردی مطمئن و دلسوز می‌شناسم و البته خوب است که رفقا در حدّ ممکن از یاری ایشان دریغ نفرمایند و چنان چه برای‌شان ممکن است در فعالیت‌های مذکور با ایشان همراهی نمایند. موفق باشید

30944
متن پرسش
إنَّ اللّه َ أوحَى إلى داوود عليه السلام: يا داوود، إنّه لَيسَ عبدٌ مِن عبادِي يُطِيعُني فيما آمُرُهُ إلاّ أعطَيتُهُ قَبلَ أن يَسألَني، و أستَجِيبُ له قَبلَ أن يَدعُوَني. رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ أفضَلَ ما اُعطِي السائلينَ. عنه صلى الله عليه و آله: مَن شَغَلَتهُ عِبادةُ اللّه ِ عن مَسألَتِهِ أعطاهُ اللّه ُ أفضَلَ ما يُعطِي السائلينَ عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ تَعالى: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ قَبلَ أنْ يَسألَني. عنه صلى الله عليه و آله: يقولُ اللّه ُ: مَن شَغَلَهُ ذِكري عن مَسألَتي أعطَيتُهُ فوقَ ما اُعْطِي السائلينَ. فاطمةُ الزَّهراءُ عليها السلام : مَن أصعَدَ إلى اللّه ِ خالصَ عبادَتِهِ أهبَطَ اللّه ُ عزّ و جلّ له أفضَلَ مَصلَحَتِهِ . سلام و ادب: آیا روایات بالا که بر ذکر خداوند و عبادت تاکید دارند ۱. به معنای جایگزین کردن ذکر به جای دعاست؟ ۲. منظور از ذکر دقیقا چیست؟ (اشتغال به ذکر یعنی چه؟) ۳. وظیفه ی ما در قبال روایات بالا چیست؟ ۴. دعا کردن را می شود جزو ذکر و عبادت معنا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این روایات نکات خوبی را متذکر می‌شوند که اگر انسان در بستر یاد خدا و ذکر حضرت ربّ العالمین امورات خود را طی کند، حضرت حق متکفّل نیازهای او می‌شود. علاوه بر آن ملاحظه می‌کنید که ادعیه‌ای مانند دعای «جوشن کبیر» چگونه انسان را مشغول اسمای حسنای پروردگار می‌کند و سراسر آن دعا ذکر حضرت محبوب است. موفق باشید

30942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: آیا شیوه تربیت شما شامل دادن ذکر به سالکین هم می شود؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. عرایضی معرفتی در کتاب‌های روی سایت هست که اگر کسی آن مباحث مطابق ذوقش بود، بتواند استفاده کند. موفق باشید

30919
متن پرسش
سلام علیکم: وقت به خیر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات اکنون و پس از شب قدر و مقدر شدن زندگی یک سال دیگر ما، رابطه ما و دعا کردن برای تحقق امری در این یکسال چگونه است؟ مثلا دعا کردن برای امر ازدواج؛ اگر در شب قدر مقرر نشده باشد، پس دعای ما در این یکسال مستجاب نیست؛ پس دعا نکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا موجب می‌شود تا به لطف الهی افقی برای زندگی گسترده و معقول در مقابل ما گشوده شود تا مقدّرات خود را راهِ سکنی‌گزیدن در زندگی بدانیم و این بالاتر از آن است که بر آرزوهای خود تأکید کنیم و متوقف شویم. در این مورد می‌توانید سری به کتاب «با دعا در آغوش خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید      

30863

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: اخیرا صوتی از آیت الله بهجت رضوان الله علیه منتشر شده است مبنی بر تشیع غزالی و محیی الدین؛ ایشان می‌فرمایند آنچه محیی الدین از مناقب معصومین در کتب خودش آورده است در کتب شیعه پیدا نمی‌شود! استاد عزیز آیا برای صلوات محیی الدین بر ۱۴ معصوم شرحی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم که شرحی بر آن کتاب نوشته شده باشد. ولی همان‌طور که اساتید محترم از جمله آیت الله جوادی در شرح فصوص می‌فرمودند جناب ابن عربی در عقیده، شیعه است هرچند از نظر فقهی به رسم حنفی عمل کند. موفق باشید

29158
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. الحمدلله الذی هدانا لهذی. سلام و عرض ادب و سپاس خدمت استاد بزرگواری که خداوند منان شما را معلم ما در این دوران قرار داد و وسیله عبور از ماده به معنا. به رسم ادب فهم خود را از مباحث جنابعالی در مباحث مختلف ارائه می‌دهم و تقاضای اصلاح دارم داستان خلقت داستان عشق در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد عشق پیدا شد و اتش به همه عالم زد خداوند عز و جل انسان را آفرید و بالاترین مسیر کمال و سعادت را در موجودات نصیب او کرد که بالاترین سعادت جلوه گری تام خداوند عالم بود. یعنی خلیفه اللهی و انسان پذیرفت «کان الانس ظلوما جهولا» و عهدی بست و قالوا بلی گفت اما بشر مصداق این جمله بود «که دراز است ره مقصد و من نوسفرم» سپس انبیا در بستر تاریخ دائما ظهور کردند تا انسان را متوجه این هدف و غایت کنند چرا که خاصیت عالم ماده از طرفی بستر رشد و تبدیل قوه خلیفه اللهی به فعلیت آن بود و برای این رشد عظیم انسان لازم بود جهان مسخر او شود و امکانات فراهم گردد لذا «سخرلکم السموات و الارض» و از طرفی ابلیس وظیفه یافت برای رشد دادن استعدادهای انسان او را به سمت حق هل بدهد اما خیال باطل کرد که می‌تواند مسیر خلقت را تغییر دهد و انسان را از غافلان از عهد خود بگرداند و گفت «و لا تجد اکثرهم شاکرین» مسیر دنیا شد رهایی از غفلت و ضلالت و جهالت ابلیسی با ابزار عقل که توجه و ذکر (صلات «اقم الصلاه لذکری» و کتاب «هذا ذکر مبارک» بود و انبیا معلم این امر شدند. با بعثت ختمی مرتبت صلی الله علیه و اله و سلم رشد انسانی در بستر تاریخ بشر به مرحله بلوغ رسید و گذر از عالم ماده و ورود به باطن عالم که حقیقت آن است میسر گشت «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب...» در غدیر بلوغ به مرحله کمال پا گذاشت و ظهور امامت مثل جایزه ویژه به بشر بود برای سیر قوس انتهایی کمال اما نکته مهم غدیر این بود که بدون امام و ولی امکان راهیابی به سعادت و کمال نهایی در هیچ کجای زندگی از ریزترین مسیر مادی تا عالی ترین مراحل معنوی و باطنی میسر نیست ولی بشر این هدیه گرانبها و جایزه ویژه الهی را به اختفا برد تا اینکه که امام حسین علیه السلام که چشم بصیرت بین امامت داشت و تا عمق عالم نفوذ می‌کرد دریافت نه جای آرام است بلکه مردن دلهای ناامید از زندگی قدسی در عالم ملکوت و سیر حقیقی بشر موجب به اختفا رفتن حقیقت نبوت ختمی مرتبت خواهد شد و لذا قیام کرد «اسیر بسیره جدی و ابی..» با قیام عاشورا و به نمایش گذاشتن برترین جلوه بشر توسط امام و یاران به کمال رسیده و اهل بیت وفادارش بالاترین پیام تاریخ مخابره شد نگاه مادی دوره اش تمام شده و زمان، زمان نگاه قدسی به تاریخ است و با نگاه الهی می‌توان به کربلا نگریست و گفت «ما رایت الا جمیلا» و خون انسانهایی که بذل مهجته را درست فهمیدند تابلوی عظیم نزدیک شدن به کمال نهایی بشریت را رنگ آمیزی کرد «لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله» تا تابلوی مسیر عالم قدس درخشان‌تر از قبل دیده شود. و بعد از کربلا سرعت سیر بشریت در معیت امام معصوم سریعتر شد و امام انسان را بالاتر و بالاتر آورد تا فهم و عقل انسان دوره غیبت به حدی رسید که دیگر میتونست خورشید باطن و حقیقت را در پشت ابر ماده ببیند. ای انسان در دیده مجنون نشین که دو روز دنیا فقط دو روزه جنون و عشقبازی با حق و همراهی با امام حق است. اگر در دیده مجنون نشینی / بجز از خوبی لیلی نبینی. چشمان خود را بگشا و ببین تاریخ الهی در بستر اراده الهی جاری است تا وعده الهی به تحقق برسد که خداوند عز و جل فرمود: «ان وعدالله حق و من اصدق من الله قیلا» و خوشا چشمی که این را دایم در تاریخ عالم تا به امروز ببیند و بر عهد حسینی پایدار بماند و همواره رو به سوی معشوق حقیقی داشته باشد تا به جمع صالحین تاریخ بپیوند. «إِذْ کَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ‏ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ‏ الصَّالِحِینَ‏ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ» خوب بنگر ببین انگار این آیه را داری می‌بینی که «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله» پس همراه شو و بگو «نحن نقول الحمدلله رب العالمین»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «نحن نقول الحمدلله رب العالمین» حقیقتاً اولیای الهی آمدند تا جهانی را در مقابل ما بگشایند بس عظیم. هر سال نظر به اربعین حسینی (ع) می‌اندازیم تا به خود بفهمانیم راهی که شروع کرده‌ایم، راهی پایدار و مبارک است. شیعه متوجه است جهان بزرگ‌تر از آن است که یزیدیان بتوانند آن را اشغال کنند و جایی برای حسینیان نگذارند. باید در اربعین به چیزی ماورای آنچه در سیطره‌ی یزیدیان است، فکر کرد، جایی که هرکس می‌تواند در آن‌جا حاضر شود. زن و مرد و عرب و عجم و ثروتمند و فقیر و بی‌سواد و باسواد همه می‌توانند در آن‌جا حاضر باشند و از عطایای خاص خداوند که مخصوص آن فضا است، بهره‌مند گردند. موفق باشید

28954
متن پرسش
سلام استاد: بنده ۱۶ سال دارم و به تازگی و امسال به توفیق الهی طلبه شده ام. اما انگیزه و نشاطم کم است و از حضور در حوزه گاها اذیت می‌شوم. به نظر شما مشکل از چیست؟ و راه حلش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی بستر تعالی خود و خدمت حقیقی به خلق را از طریق حضور فعّال در حوزه می‌توانید نصیب خود کنید. معلوم است که ابتدای امر باید با تمام انرژی همین دروس رسمی را دنبال کنید و به دنبال حال معنوی در این دروس نباید بود. عمده آن است که متوجه باشید اگر این دروس خوب خوانده شود با مقدس‌ترین متون یعنی قرآن و روایات آشنا خواهید شد و از آن طریق خدمت بزرگی به خودتان و سایرین خواهید کرد. فعلاً «علیکم بالمتون، لا بالحواشی». موفق باشید

28682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: استاد آیا رازی در انگشتر شهدا نهفته است؟ برایم سوال هست از انگشتر هدیه دادن های شهدا تا خاتم سلیمان که به دست حضرت مهدی است و سوال از انگشتر حضرت علی (ع) که در نماز هدیه به سائل دادند و آیه ولایت نازل شد!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. در این مورد فکر نکرده ام. موفق باشید

28567

راز اشکبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر هر چه بیشتر برای شما: شرح مناجات تائبین‌تان را گوش می‌دادم در جلسه ی یازدهم و مبحث ادب به رحم آوردن حق پس از آنکه داستان کودک حلوا فروش را از جناب مولوی نقل کردید به این مضمون اشاره کردید که اشک ریختن شخص مضطر به هنگام مشکلات نکته و سِرّ به رحم آوردن حق است و این مهم از هر کسی بر نمی آید مگر آنکه کلاس اش را دیده باشد. این فرموده  شما که گفتید هر آنکس که کلاسش را دیده باشد، را گرفتم و این سوال در ذهنم شکل گرفت: -به عنوان مثال منِ جوان اگر بخواهم که با روش دقیق و تخصصی توحیدی از خداوند در خواست کنم که رزق مرا وسیع گرادند و اسباب ازدواج و یک زندگی عزتمندانه و شرافتمندانه را برایم فراهم کند باید چه کنم؟ چه سیری را طی یا به چه دستگاهی ورود کنم؟ کلاس درس مربوط به این موضوع چیست و چگونه در آن شرکت کنم؟ (هم اینکه از غنی مطلق کم نخواسته باشیم و هم آنکه وقتی بما فضل نمود فراموش نکنیم که که نمود! بحمد الله روی هم رفته این آتشی که دنیا دوستان فرعونی صفت برای ما بر پا داشته اند اسباب خوبیست که خداوند عطا کرده برای تمرین توحید ابراهیمی)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عظمت یک موضوع قدسی در افق جان انسان به ظهور آمد و انسان در سوز و عطش طلب آن امر قرار گرفت که بسی برتر از آن است که با اراده‌های جزئی محقق شود، به طور تکوینی اشک، جاری و راه گشوده می‌شود. موفق باشید

27146
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در مورد مراحل و فرایندی که در کتاب اشراق انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم فرمودید که ایجاد انقلاب و تشکیل دولت اسلامی و تشکیل کشور اسلامی تا نهایت تمدن اسلامی خواستم لطف بفرمایید راهنمایی بفرمایید که ۱. آیا ظاهرا با توجه وضعیت حاضر از لحاظ دینی و سبک زندگی و... آیا تا ظهور امام زمان (عج) باید حتما این مراحل طی شود؟ یا نه؟ ۲. آیا یکی از نقاط عطف تاریخ و لازمه ی برگشت مردم به دین و سبک زندگی اسلامی، فرو ریختن غلبه مدرنیته بر ذهن هاست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نه. إن‌شاءاللّه مردم به خود می‌آیند و آماده‌ی نوع دیگری از زندگی می‌شوند. ۲. به نظر بنده نیز اینچنین است. موفق باشید

26461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: بنده دانشجوی سال آخر کارشناسی مهندسی هوافضا هستم و از ابتدا این مسیر رو فقط با دید ارزشی انتخاب کردم و تقریبا در سه سال پایانی تحصیل خودم متوجه شدم که با وجود اینکه شرایط تحصیلی خوبی داشتم و جزء شاگردان ممتاز دانشگاه بودم اما علاقه و استعداد کاملی برای بهترین بودن توی رشته ام ندارم. تقریبا از همون موقع بود که پیگیر حوزوی شدن شدم و حتی جلسات مشاوره ای در این باره رفتم و کتبی نیز مطالعه کردم اما اکنون بعد از این سه سال بلاتکلیفی هنوز نتونستم درست و قاطع تصمیم بگیرم و دیگه دارم کلافه میشم. می ترسم که با وجود این انگیزه ای که طی این ۳ سال ازم کم شده و تاثیراتی که محیط دانشگاه و شرایط بلاتکلیف خودم روی من داشته که باعث تنبلی و بی برنامه بودنم شده اگر حالا به حوزه برم فقط مایه شرمندگی بشم و نتونم موفق باشم و خودم هم زمان رو از دست بدم. بعضی وقتا انگار به پوچی می رسم و همه چیز برام بی معنی میشه و نسبت به زندگی بی میل میشم چون هیچ علاقه و گم شده ای توی زندگی خودم پیدا نمی کنم و یا اگر پیدا می کنم ترس و ضعف بهم اجازه حرکت نمیده. انگار توی گل گیر کردم. از یک طرف ترس از حرکت کردن و شکست خوردن و از یک طرف ترس از حرکت نکردن و از دست دادن فرصت عمر و عقب افتادن. ضمن التماس دعا از شما دو خواسته دارم. یکی اینکه به نظرتون چکار کنم که بتونم از کلافگی بیرون بیام و قاطع تصمیم بگیرم؟ و دوم اینکه برای اینکه بفهمم به درد طلبگی می خورم یا نه چیکار کنم؟ پیش چه کسی برم؟ چه چیز هایی رو مطالعه کنم؟ چه نکاتی رو در نظر بگیرم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بیشتر باید با مشاوران قابل اعتمادی مطلب را در میان بگذارید. بنده جناب آقای دکتر قاسم‌زاده رادر این امر قابل استفاده می‌دانم. شماره‌ی ایشان ۳۲۳۰۶۲۹۵ می‌باشد. موفق باشید 

26076
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت تمام انسانها مخلوق خدا هستند و چون مخلوق خدایند در نگاه کلان به عالم هستی خیر محسوب میشه نه شر. حتی گناهکاران. زیرا هرچه موجود باشد خیر است و هرچه عدم باشد شر. اما خداوند بعضی ها را خالد در آتش دوزخ قرار می دهد. حل این مسئله به شکل فلسفی چیست؟ آیا اشتداد و تضعف در حرکت موجودات یا با حرکت جوهری ناسازگار نیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جهنم، انسان با انتخاب‌های غلط خود روبه‌رو می‌شود که آن، نسبتی است با انسان. وگرنه وجودِ جهنم نیز از نظر وجودی، خیر است. موفق باشید

25977
متن پرسش
من در گیر شخصیتی هستم که فکر می کنم ساحری قوی ست و شبانه روز با خدعه با من سخن می گوید و افرادش نیز مرا تحت نظر دارند. در تمامی خیالات و افکار من مداخله کرده و امور را برایم مشتبه می سازد. از استاد (فایل های صوتی) شنیدم که فرمودند کتاب اپانیشاد ها را نیز مطالعه نموده اند و از جایی شنیده ام چیزی وجود داشته با آن به زنان تجاوز می کردند (چیزی شبیه به سحر.) چون این اتفاق (تجاوز در خواب و بیداری) برایم رخ داده است و می دهد از شما درخواست راهنمایی دارم. من در زندگی ام سخنرانی افراد مختلفی را گوش کرده ام و از مباحث استاد بسیار بهره بردم هم به برکت حدیث امام صادق (ع) و هم تفسیر دقیق ایشان لذا خواهشمندم در رابطه با موضوع بنده نیز مرا راهنمایی فرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست کمی با کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و پیشنهادهای آن کتاب دست و پنجه نرم کنید. از ورزش و تمرکز در حرکات ورزشی غافل نباشید. امروز، فعالیت‌های اجتماعی و هماهنگ‌شدن با افقِ دیدِ مقام معظم رهبری، در بسیاری امور راه‌گشاست. موفق باشید

25032
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! بنده مسئول بسیج هنرمندان یکی از شهرستان ها هستم، لذا این موضوع باعث شده نسبت به مقوله هنر زیاد تفکر و تحقیق کنم، بنده سخنان مقام معظم رهبری در مورد هنر را کامل و دقیق خوانده ام، ایشان در سخنانی فرموده اند: هر پیامی و هر اندیشه ی تا در قالب هنر نگنجد، پایدار و ماندنی نیست. و سخنان عجیب دیگری که ایراد فرمودند. دو سئوال دارم: ۱. علت تاکید و اهمیت حضرت آقا نسبت به هنر چیست؟ واقعیتش بنده هنوز درک نکردم. ۲. آیا شما طرح یا برنامه ی که با ابزار هنر در نشر معارف الهی و انقلابی قدم برداریم، دارید؟ بنده خیلی دغدغه دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هنر یعنی صحنه‌هایی که انسان در آن صحنه‌ها متوجه حقایقی می‌شود که با عقل استدلالی خود نمی‌تواند به آن‌ها برسد به همین جهت، رومانتیک‌ها بعد از کانت تأکید بر این دارند که هنر، تنها لذت‌بخش نیست بلکه معرفت‌بخش نیز هست. در این مورد اگر بتوانید سری به کتاب «اثر هنری» هایدگر بزنید خوب است. ۲. امثال ما تنها می‌توانیم معارفی را که نظر به حقیقت دارند، بیان کنیم. ولی یک هنرمند آن معارف را در صحنه‌های هنری طوری به ظهور می‌آورد که انسان وجه وجودیِ خود را در نسبت با آن هنر احساس می‌کند و آن دیگر کار ما نیست، کار کسی است که روحِ هنری او را در بر گرفته است. موفق باشید 

24760
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار خسته نباشید: استاد مشغول گوش دادن به فایل صوتی شما در تفسیر سوره زمر بودم که اشاره فرمودین به مشکلات و فلسفه این مشکلات در زندگی و اینکه خداوند صاحب عالم هستش، پس اینی که هست میتونست نباشه، پس وقتی این مسائل هست یعنی خبری هست (یعنی اینکه حکمتی در کاره) استاد با این صحبت زندگی خودم یادآوری شد برام که گفتم شاید مطرح کردنش برای اعضاء سایت و کسایی که به این پرسش و پاسخ دسترسی دارن بد نباشه، بنده چندین بار در شرف ازدواج قرار گرفتم و خیلی ساده بهم می خورد یا خودم بهم می زدم و همه اش برام سوال بود که آخه چرا اینجوری طلسم شدم جریان چیه، اون موقع عقاید و باورهام ۱۸۰ درجه با آلان فرق داشت، غرق دنیا بودم و اعتقادم این بود که فقط دنیا رو داشته باشم آخرت رو بیخیال و زیادم مهم نیست که چی میشه و فقط چسبیده بودم به دنیا و ظواهرات اون، نماز و روزه رو داشتم اما کلا هم و غم بدبختی و خوشبختی بنده خلاصه شده بود در دنیا و لاغیر، اما بعد کلا تنها شدم، این تنها شدن همانا و معجزه همانا، اصلا نمیدونم چی شد که دنیای درون و بیرون من بطور معجزه آسا و چشم گیری عوض شد که برای همه سوال بود که چرا من یه دفعه عوض شدم، خودم هم خیلی جواب قطعی نداشتم براشون، شدم یه آدم دیگه با باورهای دینی محکم و منطقی، مثل اینکه یه عمر خوابی بودم و تازه بیدار شدم، الان دیگه فقط آخرت رو میخوام و هم و غم من آخرت شده و اگر دنیا رو هم میخوام بخاطره اینه که بتونم بهتر بندگی کنم و در این مسیر سدی سر راهم قرار نگیره، و اگر من با اون عقاید نادرستم ازدواج کرده بودم شاید غرق تر شده بودم که هلاکت خودم رو رقم می زدم و امید نجات زیادی هم قابل تصور نبود، و الان خودم رو سپردم به خدا که خدایا اگر تجرد به نفع من و بندگی منه پس سمعا و طاعتا و اگر تاهل بازم سمعا و طاعتا....این تغییرات رو مدیون لطف و رحمت بی منتهای خداوند هستم که هیچ وقت هم نمی توان از عهده شکرش به در آید. ببخشید استاد اگر طولانی شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین نگاه که به آن نایل شده‌اید، نگاهِ ارزشمندی است که کار را در عین توجهِ عقلانی به جوانب آن به خدا واگذار کنیم و به گفته‌ی جناب مولوی:  «زیر دریا خوش بود یا روی آن/ مهر او دلکش بود یا قهر آن». موفق باشید

24574
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام علیکم: در خطبه اول نهج البلاغه امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «كائِنٌ لا عَنْ حَدَث، مَوْجُودٌ لا عَنْ عَدَم، مَعَ كُلِّ شَىْء لا بِمُقارَنَة،» «ازلى است و چیزى بر او پیشى نجسته، و نیستى بر هستى اش مقدم نبوده، با هر چیزى است ولى منهاى پیوستگى با آن»، «وَ غَيْـرُ كُلِّ شَـىْء لاَ بِمُزايَلَة» «و غیر هر چیزى است امّا بدون دورى از آن» حال سوال بنده این است که قسمت «مَعَ كُلِّ شَىْء لا بِمُقارَنَة، وَ غَيْـرُ كُلِّ شَـىْء لاَ بِمُزايَلَة» از کلام امام علی علیه السلام که با وحدت وجود منافات دارد، چگونه توسط حکمت متعالیه توجیه می شود؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همه‌ی تلاش معتقدین «وحدت وجود» برای آن است که سخن حضرت مولا «علیه‌السلام» درست فهمیده شود. بدین معنا که حضرت حق همه‌جا و با همه‌چیز هست، نه آن‌که حضرت حق، آن چیز باشد، بلکه همه‌ی مخلوقات، مظاهرِ حق‌اند به همان معنایی که حضرت مولی‌الموحدین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «ما رأیتُ شیئً إلاّ و رایت اللّه قبله و معه و بعده». موفق باشید

24282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عیدتان مبارک. تو تلگرام گروهی نیست از کسانی که مباحث شما رو دنبال کنند و پیرامونشون بحث کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم باشد بنده در جریان نیستم. قبلاً که تلگرام عادی‌تر محسوب می‌شد چند کانالی در این مورد تلاش می‌کردند ولی آن‌ها بعد از آن متوقف شدند. موفق باشید

23844
متن پرسش
با سلام: در مورد سخن آقای حکیمی طبق نقلی که چند سال پیش آقای حکیمی به همین سخن داشتند ظاهرا عبارت اصلا چیز دیگری است: قول هذا العبد الذلیل إنی أستعیذ بالله ربی الجلیل فی جمیع أقوالی و أفعالی و معتقداتی و مصنفاتی من کل ما یقدح فی صحة متابعة الشریعة التی أتانا بها سید المرسلین و خاتم النبیین علیه و آله أفضل صلوات المصلین أو یشعر بوهن بالعزیمة و الدین أو ضعف فی التمسک بحبل المتین لأنی أعلم یقینا أنه لا یمکن لأحد أن یعبد الله کما هو أهله و مستحقه إلا بتوسط من له الاسم الأعظم و هو الإنسان الکامل المکمل خلیفة الله بالخلافة الکبرى فی عالمی الملک و الملکوت الأسفل و الأعلى و نشأتی الأخرى و الأولى
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به نظر بنده اگر آقای حکیمی جمله‌ی مذکور را دلیل پشیمانیِ با جناب ملاصدرا قرار داده‌اند، باید پیامبر خدا هم از آوردن دین خدا پشیمان بدانند از آن جهت که رسول خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هم از آن‌که نتوانستند در حدّ شأن خداوند عبادات کنند؛ استغفار و اظهار عجز می‌نمایند! از جمله‌ی مذکور ابداً برنمی‌آید که جناب صدرا از آن‌چه گفته‌اند پشیمان شده‌اند، بلکه به خدا پناه می‌برند که هرگز نتوانسته‌اند در شأن شریعت الهی و آن‌چه انسانِ کامل مکمل به صحنه آورده‌اند، سخن بگویند. و این نشانه‌ی بصیرت آن حکیم جلیل‌القدر است که متوجه‌ی عظمت شریعت الهی شده است. با این‌همه آن اندازه که ملاصدرا در شرح اصول کافی خود و تفاسیر قرآنش کمک کرده در فهم قرآن و روایات، چه کسی چنین کرده است؟ موفق باشید

23168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار شاید سوالی بی جایی باشد ولی اگر امکان دارد یک بیت شعر برای معاشقه با حضرت حق بفرمایید که در ابتدای پایان نامه قرار دهیم. همچنین کدام یک از مناجات خمس عشره را برای بخش الهی مناسب می دانید؟ ببخشید که با پرسش های بی جای مان وقت شما را می گیریم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست با این ابیات ختم کنید:

ای خدای پاک و بی‌‌انباز و یار                 دستگیر و جرم ما را در گذار

یاد ده ما را سخن‌های رقیق                            که تو را رحم آورد آن ای رفیق

هم دعا از تو اجابت هم ز تو                          ایمنی از تو مهابت هم ز تو

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن                     مصلحی تو ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی                           گرچه جوی خون بود نیلش کنی

این‌چنین میناگری‌ها کار توست                       این‌چنین اکسیرها از اسرار تست

حضرت در مناجات «زاهدین» این‌طور اظهار می‌دارند: وَتَوَلَّ اُمُورَنا بِحُسْنِ كِفايَتِكَ، وَاَوْفِرْ مَزيدَنا مِنْ سَعَةِ رَحْمَتِكَ،

و با حسن كفايت خود امور ما را سرپرستى فرما و از رحمت وسيع خود سهميه عطاى ما را افزون گردان‏. موفق باشید

22643
متن پرسش
با سلام: با توجه به سوال 22000 چگونه است که برای ساخته شدن اعضای بدن نیاز به سیر طبیعی است لکن حضرت حق می تواند شتری را در دل کوه بدون سیر طبیعی در قضیه حضرت صالح ایجاد کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تحقق معلول بر اساس حضور علت است، حال یا آن علت، طبیعی است و یا علتی است فوق طبیعی. مثل این‌که بدن انسان یا از طریق متابولیسمِ داخلی و یا آتشِ بیرونی گرم می‌شود یا از طریق غضب. بنابراین همیشه حضور معلول تنها از طریق علت طبیعی محقق نمی‌شود لذا در آخر آن سوال عرض شد «با این‌همه نباید از نقش معنویت و تقوا در تحقق امور غافل بود». موفق باشید

22073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود بر استاد طاهرزاده: مرز تمایز خواب از بیداری چیست؟ چگونه می توان مبرهن کرد الان در حال خواب نیستم و بیدارم؟ مستحضرید این شبهه را دکارت در تاملات هم مطرح کرده اما بنظر می رسد اگر چه دکارت در القای شبهه قدر است اما در حل آن عاجز است. امید شما این شبهه را حل کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان‌جا هم دکارت نمی‌تواند مسئله را حل کند بلکه می‌گوید چون خدا کامل است و ما را فریب نمی‌دهد پس آن‌چه می‌فهمیم نمی‌تواند خطا باشد. موفق باشید

33749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یکم. خدا را شاکرم که در زمانه ی شما و متفکرانی همچون شما نفس می کشم. دوم. صوت جلسه ی اخیر شما با بچه های مجله سوره را گوش کردم، چقدر قشنگ مسئله را جا انداختید. از سیر حرکت ملاصدرا از فیلسوفان غرب گفتید تا بحث اصالت ماهیتی ایشون و در آخر آن مواجه ی عظیمشان با غرب به وسیله ی اصالت وجود. استاد گرامی، دو تا سوال دارم. ۱. اگر ما هم بخواهیم همین سیر رو بگذرانیم چه کتاب هایی از فیلسوفان غرب پیشنهاد می کنید به عنوان یک سیر و راهی که باید گام به گام رفت!؟ ۲. بحث نهلیسم و اومانیسم رو فرمودید، به عقیده ی بنده یکی از مشخص ترین و برجسته ترین حوزه هایی که انحراف فکری بشر را داد می زند همین طب سنتی است! ای کاش بشود نظری، سخنرانی در باب طب سنتی و نگاه حضوری شما به این طب و معرفت نفس بحث کرد!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال باید از هایدگر و «هستی و زمان» او شروع کرد و سپس با نگاه هایدگر سراغ  دکارت وکانت و هگل رفت. ۲. بحث مشکلی است. باید به هر کدام از طب جدید و سنتی در جای خود فکر کرد. موفق باشید

32323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در صفحه ۹۰ معرفت النفس و حشر فرمودید هرچه نفس کامل تر گردد جامعیت و وحدت و بساطت آن شدیدتر خواهد شد بدون آن که جنس آن عوض شود. در سطر بعدی می فرمایید البته اگر این تحول ذاتی در مقوله ی حرکت همچنان ادامه یابد به جنس دیگری تبدیل خواهد شد. کجا جنس عوض می شود کجا جنس عوض نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور جناب ملا صدرا از تغییر جنس به همان معنای شدت حضور است از عالَم دنیا به عالم قیامت. ولی در هر حال در همین حالت هم نفس است که شدت پیدا کرده است و جنس بدن او دیگر از جنس اخلاق و عقاید او است، نه از جنس عالم ماده. موفق باشید

30951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی ضمن تبریک عید فطر. سوال من در مورد فطریه است این موضوع برام مقداری گنگه: مبلغ فطریه برای هر نفر بر مبنای قوت غالب منطقه، سه کیلو گندم، جو، برنج، خرما، کشمش و مانند آنها و یا معادل قیمت اینها به نرخ آزاد پرداخت گردد، فطریه بالاخره چقدره، واقعیت اینه ما برنج یا نان خالی نمی خوریم، اینجا هم می گه قوت غالب حکم اسلامیش چیه؟ با توجه به اینکه اسمش زکات هست آیا منظورشون معادل یک دهم غذایی هست که در ماه رمضان مصرف می کنیم یا ... برای نمونه می گویند کفاره روزه غیرعمدی، برای هر روز، یک مد (حدود ۷۵۰ گرم) طعام است این میشه زکات معادل چهار وعده غذا. اگر در این مورد توضیح دهید ممنون می شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. قوت غالب، تعبیر فقهاست و به معنای غذاهایی است که در شهر رواج داره و لازم نیست به لحاظ یک نفر سنجیده بشه که غالبا چی میخوره. بنابر این همه ی اهل شهر میتونن سه کیلو گندم یا برنج یا هر چیز دیگه ای که در غذاهای مردم به کار میره را حساب کنند و خودش یا پولش رو به فقیر بدهند. البته اگر تمکن مالی دارند بهتره به این بهانه، بیشتر به فقرا کمک کنند. ۲. یک دهم یا یک بیستم مربوط به زکات امواله و ربطی به زکات فطره نداره ۳. کفاره مربوط به باب دیگری است و ربطی به فطریه ندارد.

نمایش چاپی