باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بنیانِ توحیدند تا راه به سوی دشتهای سرسبز سورههای بلند گشوده شود و انسان در آن میدانها خود را آنطور که شایسته است حاضر کند. مگر حضور در سورهی انعام یا آلعمران، ساده است؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید فخریزاده در منظر دوستی آشنا و غمی همراه با امید. او در جایگاه حکیم ذوالفنون (فراتر از یک شاخه علمی و فنی) قرار داشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند راههای رستگاری را به حکم ربوبیتش از طریق پیامبران در مقابل بشر میگشاید تا هرکس خواست بتواند راه رستگاری را پیدا کند. ولی اگر مانع اعمال خلاف انسانها بشود، عملاً میدان امتحان انسانها را در دنیا بسته است و در آن صورت معلوم نمیشود چه کسی انسان شایستهای است و چه کسی چنین نیست. آری! خداوند مسلّم تا آنجا به انسانهای ظالم میدان میدهد که امتحان آنها صورت گیرد، ولی جهان را در اختیار جنایتکاران نمی گذارد و به وقتش به نحوی با آنها برخورد میکند. نمونهاش صدام حسین بود. از آن طرف، مگر تجاوز صدام حسین این طرف معادله را نیز ناخواسته به پرورش و تکامل نکشاند تا ملتی آبدیده در مقابل آن تجاوز شکل بگیرد؟ خلاصه در یک دیدگاه توحیدی میتوان گفت: «قطرهای کز جویباری میرود / در پی انجام کاری میرود». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اول باید جوانان متوجهی حقایق عالم شوند که مباحث معرفت نفس شروع خوبی است در دل آن مباحث، فهم ولایت الهی و پیرو آن، بحث ولایت فقیه معنا پیدا میکند. در مورد بحث ولایت فقیه میتوانید به قسمت سوم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان «حکومت دینی» رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مرحوم دکتر شریعتی و نحوهی ورود او به تفکر دینی، مرحلهای از تاریخ تفکر ما میباشد و نمیتوان او را نادیده گرفت و از گذشتهی خود برای حضور در آینده غافل بود. ولی به هر حال آثار آن مرحوم، وجهی از وجوه فکری و تاریخی ما است و ابداً نباید بدان اکتفا کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بیکار نیست و با غضب خود ۶ هزارسال عبادت خود را از بین برد و معلوم است که تلاش دارد انسانهایی که در مسیر اصلاح خود هستند را با گرفتارکردنشان در امر غضب، زحماتشان را از بین ببرد و با توجهی که جنابعالی دارید به لطف الهی امیدوار باشید بالاخره از این رذیله عبور خواهید کرد و در آن صورت به نتایج خوبی خواهید رسید. موفق باشید
با سلام: ۱. در سال های اخیر در سخنرانیهای عمومی رهبری هیچ موضع قاطع و اعتراضی از ایشان در مورد وضعیت فساد در کشور شاهد نبوده ایم. کاری ندارم که مثلاً مصلحت نبوده است یا مثلاً ایشان در جلسات خصوصی این اعتراض ها و به قول خودشان تشر ها را مطرح کرده اند یا هر چیز دیگر، آنچه واضح است موضع عمومی قاطعی نداشته اند البته من در جایگاهی نیستم که به عملکرد ایشان اعتراضی داشته باشم چون از وضعیت کشور خبر ندارم. ۲. نهادهای نزدیک به رهبری هم نه تنها در برابر فساد موضع نمی گیرند بلکه معترضان را هم تخریب می کنند. منطق آن ها این است که اگر فسادی بود رهبری خودش اعلام می کرد و حالا که رهبری سکوت کرده ما هم باید سکوت کنیم. مثلاً چند روز پیش خبرگزاری فارس مقاله ای کار کرد که خوارج هم در ابتدا عدالتخواه بوده اند. آن ها پیشاپیش جریان جوان عدالتخواه شکل گرفته در کشور را به عبور از رهبری در آینده متهم می کنند. ۳. الف) آیا این جریان در آینده یاغی خواهد شد؟ ب) آیا این استدلال که چون رهبری موضع نگرفته، ما هم باید موضع نگیریم درست است؟ شاید رهبری منتظر است تا ما موضع بگیریم تا بعد ایشان موضع بگیرد. پ) در ماجراهای خصوصی سازی، هفت تپه چند هزار میلیاردی را به ده میلیارد دادند به دو نفر جاعل رشوه دهنده، هپکو ، ماشین سازی تبریز و و و . همین نیروگاه شهید منتظری اصفهان خود ما را به چه قیمتی واگذار کردند؟ در ماجراهای تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی، چقدر از سرمایه های ارزی کشور ما را غارت کردند؟ حال چند جوان آمده اند و اعتراض کرده اند که این چه نحوه خصوصی سازی است؟ آمده اند و پیگیر تشکیل دادگاه این ها و اخبار آن هستند. واقعاً این ها خوارج و ضد رهبری هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه بنده نیز در جریان بعضی امور میباشم، فکر میکنم راه درست، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب با سعهی صدر و بصیرتی که دارند جلو میبرند تا کشور از این بحران که عموماً ریشه در نگاه و مدیریت آقای هاشمی داشت، عبور کند. زیرا برای آبادکردن راهی نباید شهری را خراب کرد. انقلاب اسلامی هر اندازه در این شرایط که از یک طرف دشمن تلاش دارد با انواع تحریمها و فتنهها آن را به درد سر بیندازد و از طرف دیگر جریانهای سیاسی که کشور را مُلکِ پدری خود میدانند، از انواع رانتها برای ثروتاندوزی استفاده میکنند؛ جایگاه اصلی خود را تثبیت کند، بهتر میتوان از این مشکلات و از این افراد عبور کرد. وقتی به گفتهی آقای محسنی اژهای آقای رئیس جمهور در یک مرحله با صراحت تمام بگوید اگر برادرشان را نظام قضائی جلب کرد، موضعگیری میکنند؛ باید با رئیس جمهور مقابله کرد و کشور را به هم ریخت؟ یا باید با سعهی صدری که مقام معظم رهبری در ادارهی کشور دارند، بالاخره آقای فریدون محاکمه شود و کشور هم به هم نریزد. به صحبتهای حاج قاسم سلیمانی آن شهید بصیر که کلیات انقلاب را از زوایای مختلف میشناخت در مورد مقام معظم رهبری، فکر کنید که ذیلاً خدمتتان ارسال میگردد. موفق باشید
شهیدقاسم سلیمانی در مقدمه وصیتنامه خود مینویسد: «خداوندا تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنهای عزیز- که جانم فدای او باد- قراردادهای» سردار سلیمانی در بخش پایانی وصیتنامه خطاب به علما و مراجع معظم تقلید ضمن تکریم بسیار از آنان، از موضع «سربازی از برج دیدهبانی» مینویسد: «من میدیدم که برخی خناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علمای موثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند - در حالی که حق واضح است، جمهوری اسلامی و ارزشها و ولایت فقیه، میراث امام خمینی هستند و میبایست مورد حمایت جدی قرار بگیرند. من حضرت آیتالله العظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضرات با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان با ایشان میبایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی - بازگشت به - زمان شاه ملعون هم نخواهد بود بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیرقابل بازگشت خواهد بود» فراز نخست که به آن اشاره شد استمرار ولایت فقیه در مبارزات ممتد سردار سلیمانی را بیان میکند و فراز پایانی «دغدغه محوری» شهید تا واپسین روزهای او را بیان میکند. از نظر او نه فقط آینده تشیع بلکه آینده اسلام و مواریث اسلامی در گرو بقاء و محوریت ولایت فقیه است از این رو او معتقد است و در این وصیتنامه به آن تصریح کرده است که اگر نظام مبتنی بر ولایت فقیه آسیب ببیند حرمین در مکه و مدینه و حرمین در قدس و الخلیل از بین میروند. بر این اساس میتوان گفت هیچچیز در اندیشه و سیره سردار شهید سلیمانی عزیز به اهمیت و برجستگی ولایت فقیه و تبعیت مسلمانان از ولیفقیه نبوده است. تعابیر سردار سلیمانی در این وصیتنامه پرنکته، درباره ولایت فقیه و ولیامر خیلی جالب و درسآموز است؛ «حکیم»، «مظلوم»، «خامنهای عزیز که جانم فدای او باد»، «تنها نسخه نجاتبخش امت»، «خیمه رسولالله»، «والله والله والله اگر این خیمه آسیب ببیند، بیتاللهالحرام آسیب میبیند»، «از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی ولیفقیه خصوصا این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت»، «خامنهای عزیز را جان خود بدانید»، «مقدس»، «این ولایت، ولایت علیابنابیطالب است»، «خیمه ولایت، خیمه حسین فاطمه است»، «دور آن بگردید، با همه شما هستم»، «ولایت فقیه رنگ خداست، این رنگ را بر هر رنگی ترجیح دهید»، «با جان و دل به توصیه و تذکرات او بهعنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید» و «شرط اساسی احراز مسئولیت، اعتقاد حقیقی و عملی به ولایت فقیه است». هرکدام از این کلمات و عبارات، بخشی از تفکر سردار شهید را نسبت به ولایت فقیه و حضرت امام خامنهای - دامتبرکاته- بیان میکند. بهطور خلاصه او رهبری را حکیم، محور، نعمت اعظم، خدایی، طبیب حقیقی، مطاع و در عین حال مظلوم میداند. اینها اعتقادات یک مدرس در یک مدرسه نیست. اینها یافتههای یک پژوهشگر دین پژوهش نیست، اینها اعتقادات و باورهای فردی است که حدود ۴۰ سال مستقیما با مسایل مهم در داخل و خارج کشور درگیر بوده و هر روز تجربهای اندوخته و حالا در پایان یک عمر فعالیت بیوقفه و برای پس از شهادتش میگوید و راستی چه نیاز به این عبارات، در حالی که زندگی او همه این عبارات را در عمل به اثبات رسانده است؛شهید نخواسته کار را ناتمام بگذارد و حق مطلب را وانهد. او بعنوان «شهید» گواهی داده است. اگر او فقط در دوره دنیایش این مطالب را میگفت، خالی از «شائبه» نبود اما حالا از آن دنیا و در حالی که هیچ تعلقی به این دنیا ندارد، با ما- همه ما- سخن میگوید. واژه «مظلوم» در عبارات شهید سلیمانی کمی رازگونه است. البته عبارات وصیتنامه این واژه را تا حد زیادی توضیح داده است. از نظر او دکترین «ولایت فقیه» و «ولی فقیه زمان» آنطور که «حق» آن است درک و به آن «آنطور که حق آن است»، عمل نمیشود. از منظر او ولایت فقیه محور اسلام، تشیع، ایران و جهان است و همه خیرها وابسته به توجه و عمل به آن است. او در تجربه علمی و عملی خود دیده است که ولایت فقیه و امام خمینی- سلامالله علیه- و امام خامنهای- دامتبرکاته- کلید گشایش همه مشکلات و مرهم همه آلام است و در عین حال میبیند که در بخشهای مهمی از جامعه و جهان اسلام از علما گرفته تا مسئولین کشور و تا نخبگان ایران و نخبگان جهان اسلام، مورد غفلت و کمتوجهی قرار گرفته است. امروز همه دوستان و دشمنان به بزرگی کار و موفقیتهای سردار شهید سلیمانی اعتراف دارند و همه میدانند که رمز اصلی کارهای بزرگی که او کرده و موفقیتهای بسیار بزرگی که او به دست آورده است، عمل به نسخههای رهبری و رابطه عاشقانه او با ولایت فقیه بوده است. شهید در این وصیتنامه میخواهد با زبان هم به ایران و جهان اسلام بگوید کلید موفقیتها تبعیت از نسخههای رهبری است. وقتی شهید میبیند به واسطه کمتوجهی به نقش و تأثیر عظیم ولی فقیه و عدم توجه به محوریت این ودیعه الهی در حل مسایل، ایران و جهان اسلام گرفتار انواعی از مشکلات است، دردمندانه از «مظلومیت» ولی فقیه و مظلومیت حضرت امام خامنهای- دامتبرکاته- سخن میگوید.
وصیتنامه سردار شهید سلیمانی، تفسیر بسیار متقنی از «فراجناحی» بودن ارائه میدهد. بعضی فراجناحی را نفی جناحها و بعضی آن را خط دیگری در مقابل جناحهای کشور و انقلاب میدانند و در واقع به فراانقلاب و فرا نظام دعوت میکنند. وصیتنامه شهید سلیمانی تفسیر دیگری که بسیار هم دلنشین است، بیان میکند. فراجناح بودن از منظر شهید سلیمانی و وصیتنامه بسیار پرمحتوای او، حرکت حول محور ولایت فقیه و حضرت آیتالله العظمی خامنهای است. او در وصیتنامه و البته در سلوک 43 ساله سیاسی خود جناحها را رد نکرده بلکه جناحگرایی را رد کرده و میگوید جناحها باید حول محور رهبری باشند و نه تنها با این «خیمه» اختلاف نداشته باشند بلکه باید با این اختلافات خود را مدیریت کنند. از نظر سردار شهید اعتبار هر فرد و جناح به تبعیت آن فرد یا جناح از ولایت فقیه باز میگردد. او ولایت فقیه را اولین اصل میداند و هر حرکت و اقدام فراتر از آن را انحراف میداند و از آن پرهیز میدهد. او در وصیتنامه خود میگوید جناحها باید مظلومیت را از چهره ولی امر بزدایند و خود غباری بر آن نباشند. بنابراین «فراجناحی» بودن، یک رویه و مسئولیت است نه خودجناحی در برابر جناحها. از منظر شهید جناحها و جناحیها همه باید وقتی به رهبری و نصایح و تدابیر او میرسند، فراجناح باشند و مبادا جناح در نزد آنان خود به یک محور تبدیل شود. از نظر شهید سلیمانی جناحها باید اقدامات خود را بر مبنای چهار اصل ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی، حمایت از مردم و مقابله با دشمنان تنظیم کنند و خود را اصلی در مقابل این اصول قرار ندهند. فراجناحی از منظر سردار سلیمانی عبور جناحها از خود در روز حادثه و پناه بردن همه آنان به «خیمه ولایت فقیه» است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوهی «زمانشناسی و نظر به فطرت تاریخی امروز ما» در همین رابطه بحث شده است و خود کتاب «گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی» نیز با همان رویکرد، مسائل خود را در میان گذاشته است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف دینی بهخصوص معرفت نفس، مقدمه میشود تا بهترین ذکر که نماز است را با بهترین بهرهای که در نماز هست، بهجا آوریم. حضرت حق میفرماید: «اقم الصلواة لذکری» برای یاد من، نماز به پا دارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث دقیق و حساسی است. بنا دارند اسلام را به اسلام دالایلامایی و سروشی و مصطفی ملکیانی از یک طرف ـ که همان ادامهی لیبرالیتهی مدرنیته است ـ و اسلام داعشی تقسیم کنند تا اسلام امام خمینی و آیتالله خامنهای که نه این است و نه آن نادیده گرفتهشود زیرا تنها این اسلام است که جوابگوی نیاز بشر این دوران است و بحمدالله هر چه جلو میرویم همین اسلام یعنی اسلام حضرت امام است که به ظهور میآید و معلوم میشود کدام اسلام، اسلام نیاز بشر و عامل نجات بشر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. واحدهای درسی را بگذرانید و درس را تمام کنید و پس از سربازی، هر شغلی که پیش آمد اعم از آنکه مربوط به رشتهی خودتان باشد و یا نباشد، دنبال کنید. ۲. در حین سیر در این مسیر در حدّ معمول، مطالعه هم داشته باشید. با رشد فکری، هرجا که باشید به خودی خود برای انقلاب و برای خود مفید میشوید. ۳. جناب آقای رائفیپور از سربازان انقلاب هستند، معنا ندارد کسی بخواهد از ایشان عبور کند. آری! نباید به جز در معصوم، در هیچکس متوقف شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا که نه؟! ۲. در هر حال نباید از حضور متعیّنِ حضرت صاحب الزمان «عجلاللّهتعالیفرجه» در عالَم غفلت کرد. آن امام عزیزی که هماکنون نیز عالَم را مدیریت می فرمایند. «روحی و ارحنا لمقدمه فناء». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد این جملهی هایدگر در کتاب «درآمد به متافیزیک» افتادم که میگوید: «اگر ایمان، پیوسته خویش را در معرض امکانِ بیایمانی قرار ندهد، ایمان نیست، بلکه آسودگی است». به این اشعار عطّار در معنیِ ایمان فکر کن که میگوید:
دی زاهد دین بودم سجاده نشین بودم
ز ارباب یقین بودم سر دفتر دانایی
امروز دگر هستم دُردی کشم و مستم
در بتکده بنشستم دین داده به ترسایی
نه محرم ایمانم، نه کفر همی دانم
نه اینم و نه آنم، تن داده به رسوایی
دوش از غم فکر و دین یعنی که نه آن نه این
بنشسته بدم غمگین شوریده و سودایی
ناگه ز درون جان در داد ندا جانان
کای عاشق سرگردان تا چند ز رعنایی
روزی دو سه گر از ما گشتی تو چنین تنها
باز آی سوی دریا تو گوهر دریایی
پس گفت در این معنی نه کفر نه دین اولی
برتو شو ازین دعوی گر سوختهٔ مایی
هرچند که پر دردی کی محرم ما گردی
فانی شو اگر مردی تا محرم ما آیی
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که علاقهمند به روایت شدهاید. پیشنهاد میکنم از کتاب ارزشمند و مبناییِ «اصول کافی» شروع کنید و سعی کنید با حوصله با روایات آن مأنوس گردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تطبیق خوبی است. موفق باشید
با سلام: راهنمایی می فرمایید که برای درک قاعده بسیط الحقیقه کل الشیاء و لیس بشئ منها چکار کنم؟ کتاب یا صوتی هست که آن را در حد یک مبتدی قابل فهم باشد ؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با دنبالکردن منابع اصلی فلسفه مثل «بدایةالحکمه» إنشاءالله آن نوع نگاه برای انسان پیش میاید که متوجه شود چگونه «بسیط الحقیقه» از یک طرف همه اشیاء است و از طرف دیگر هیچکدام از آنها نیست. حضرت مولاعلی «علیهالسلام» در خطبه اول عملاً به همین نکته اشاره دارند آنجا که در وصف حضور حضرت حق میفرمایند: «مع کل شیئ لا بمقارنه وغیر کل شیئ لا بمزایله». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی نه در گذشتهی خود حاضر باشیم و نه در جهان جدید، همین است که ملاحظه میفرمایید. در این راستا مباحث «انقلاب اسلامی؛ طلوع بین دو جهان» خدمت رفقا مطرح شده. «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» میخواهد جوابگوی این پرسش باشد که چه فهمی باید از خود و از ایران و از دیانت در این تاریخ داشته باشیم، تا بتوانیم در این تاریخ، آری! در این تاریخ، ولی با هویت قدسی زندگی کنیم؟ شواهدی در کتاب به میان آمده است که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» نهتنها خودشان چنین فردی بودند، حتی چنین راهی را روبهروی ما گشودند و آن نوعی جهانمندی است در مقابل جهانمندیِ مدرن و اینکه معیارهای توسعهیافتگیِ جهان مدرن، توسعهیافتگی ما نیست، هرچند نباید از توسعهیافتگی جهان مدرن بیگانه بود ولی ما به آن نوع توسعهیافتگی یا پیشرفتی نیاز داریم که با گذشتهی تاریخی خود در آن حاضر باشیم و این حضور، با حضوری که امثال ژاپن و یا کرهی جنوبی در آنها حاضر شدند، متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه روحیهی دولت، روحیهای نیست که بتواند در مقابل این زیادهخواهیها مقاومت کند. بالاخره جناحی از جریانهای این کشور معتقدند با مراعات این نهادها مسائل را حلّ کنند. در حالیکه بهتر است ما اساساً وارد تاریخ دیگری شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امتیاز حوزهی علمیه آن است که افراد در آنجا با زبان عربی آشنا خواهند شد که برای ورود به متون دینی لازم است ولی بعضاً دیده میشود دروسی را به طلبهی خواهر تحمیل میکنند مثل فقه و اصول، که عموماً مردم در این مورد بیشتر به آقایان رجوع مینمایند وگرنه ورود به تفسیر قرآن از طریق حوزه چیز خوبی میتواند باشد. و البته همانطور که عرض شد اگر خودمان فعّال باشیم میتوانیم در دانشگاه نیز بهخصوص از طریق حوزهی دانشگاهی ورود خوبی داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقایی که میفرمایید نمیشناسم. ولی با توجه به آنچه شرح میدهید مسلّم انسان در این موارد گرفتار توهّمات خودساخته میشود و از واقعیات و از آن مهمتر از حقایق باز میماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه آن دو فرشته بنا به مصلحتی خود را به حضرت ابراهیم «علیهالسلام» معرفی نکردند؛ بحثی نیست تا «اوّاه» بودن و دلسوزبودنِ آن حضرت به ظهور آید. ولی همانطور که متوجه شدهاید نگرانی حضرت لوط «علیهالسلام» به جهت فرشتهبودنِ آن فرشتگان نبود، بلکه به جهتِ مردبودن و زیبابودنشان بود و به همین جهت وقتی حضرت لوط «علیهالسلام» در آخر نگران شدند، آنها خود را به عنوان فرشته معرفی کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت باقر «علیهالسلام» میفرمایند: علی «علیهالسلام» افضلِ ما هستند. لذا «چون که صد آید نود هم پیش ماست» پس جایی برای نگرانی نمیماند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجهی تقدیری باید بشوند که در دل همین مصائب در میان است تا موجب شود نظر به مصالح حضرت ربّ العالمین بکنند و در همین حادثهها خدا را احساس کنند. حضرت صادق «علیهالسلام» میفرمایند: «إِنْ تَصْبِرْ تُغْتَبَطْ وَ إِلَّا تَصْبِرْ يُنْفِذِ اللَّهُ مَقَادِيرَهُ رَاضِياً كُنْتَ أَمْ كَارِها» اگر در مشکلات و حادثهها صبر كنى آنچنان شخصیتی آرام و وارسته پیدا خواهی کرد که مورد غبطهی دیگران خواهی شد و اگر صبر نكنى، خدا آنچه مقدر است اجرا میكند، بخواهى يا نخواهى. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر اسلام و تدبّر در قرآن، تفاوتهای نگاه، موجب اختلاف بین جامعه نمیشود، آنطور که علمای قوم یهود جامعه را به اختلاف کشاندند. بلکه تفاوتِ نگاهها نظرها را به ساحاتِ مختلف آیات و روایات جلب میکند. تازه علامهی طباطبایی آنجایی که جداً موضوعی را ردّ میکنند، ابتدا روشن مینمایند که آن نظر در بستر قرآن و شریعت محمدی «صلواتاللّهعلیهوآله» جایگاه ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که محبّ اهلالبیت بودن یعنی در نوع زندگی که دیگر با استکبار و فرهنگ اهل دنیا نمیتوانید کنار بیایید حاضر میشوید و این نوع زندگی همواره مشکلات خود را دارد هر چند ارزش آن بسیار فوق العاده است مثل نظام اسلامی با این همه سختیها و جنگها و تحریمها برای کسی که متوجه است برای احیای قرآن باید از این سختیها نهراسید. موفق باشید
