بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22974
متن پرسش
با عرض سلام و دعای سلامتی و طول عمر برای شما: جناب استاد مدت کوتاهی است که با آثار ارزشمند شما آشنا شده ام و همین جا می خواستم از شما کمال تشکر را داشته باشم چرا که بعد از سالها تلاش و دست و پا زدن در مسیر خودسازی تازه اکنون با نوری که شما به زندگی من تاباندید احساس می کنم وارد عالم جدیدی شده ام و حس می کنم‌ که گمشده ام را می توانم بین سخنان دلنشین شما بیابم. و کاش می توانستم محبت شما را جبران نمایم. استاد گرامی چند سوال داشتم: ۱. گاهی زیادی از بحثها احساس هیجان و بیقراری می کنم چگونه خودم را آرام کنم؟ ۲. استاد گرامی نگران این هستم که در آینده ببینم مسیر را درست نرفته ام. مثلا در موقع مناسب خلوت نداشته ام یا ذکری که سرعتم را زیاد کند در موقع مناسب خودش نگفته ام یا یک توصیه مهم را دیر شروع کرده ام. لطف نموده و مرا راهنمایی بفرمایید که چطور جلوی این گونه حسرتها را بگیرم؟ ۳. آیا در میان گذاشتن مباحثی که یاد می گیرم با یکی از نزدیکانم کار درستی است و آثار مثبتی دارد یا سکوت بهتر است؟ (می دانم که آن شخص به این بحثها علاقمند است و ظاهراً آشنایی با این مطالب تاثیر خوبی بر او دارد.) ۴. کسانی که به آنها مطالبی که یاد گرفته ام را بیان می کنم باید چه ویژگی ای داشته باشند تا گفتگو با آنها برای من بهتر از سکوت باشد؟ و من باید چه هدفی را در این مورد دنبال کنم؟ ۵. در مورد تجربیات خود، چه اینکه موفق به کاری شده باشم یا شکست خورده باشم با آن شخص سخن بگویم یا خیر؟ از راهنمایی های ارزشمند شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نماز ۲. خود خداوند کمک می‌کند، سعی کنید نیّت خود را هرچه بیشتر خالص کنید و خودنمایی در میان نباشد، تواضع و تواضع ۳ و ۴. کار خوبی است ولی باید برخورد دوستانه باشد و آن افراد، نحوه‌ای از طلب را از خودشان نشان دهند هرچند ممکن است که در مقابل بعضی از مباحث سؤال داشته باشند که باید جواب‌داده شود. ۵. تا می‌شود مگر در حدّ ضرورت از خودتان سخن نگویید. موفق باشید

22293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: «العمر الذی اعذر الله فیه الی ابن آدم ستون سنه» عمری که خداوند انسان را در آن معذور می دارد شصت سال است. این فرمایش حضرت علی علیه السلام چه هدایت و پیامی درش هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به روایات دیگری که از پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صادر شده و حضرت می‌فرمایند عمر امت من بین 60 تا 70 سال است؛ شاید بتوان گفت عمرِ فعّالِ انسان در بستر حیات دینی، عموماً از این قرار است، واللّه اعلم. موفق باشید

21613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: غرفه که در تفسیر سوره مبارکه زمر می‌فرمایید همان عالم دینی ست که در کتاب عالم انسان دینی فرموده بودین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده تطبیق خوبی است. موفق باشید

32323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در صفحه ۹۰ معرفت النفس و حشر فرمودید هرچه نفس کامل تر گردد جامعیت و وحدت و بساطت آن شدیدتر خواهد شد بدون آن که جنس آن عوض شود. در سطر بعدی می فرمایید البته اگر این تحول ذاتی در مقوله ی حرکت همچنان ادامه یابد به جنس دیگری تبدیل خواهد شد. کجا جنس عوض می شود کجا جنس عوض نمی شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور جناب ملا صدرا از تغییر جنس به همان معنای شدت حضور است از عالَم دنیا به عالم قیامت. ولی در هر حال در همین حالت هم نفس است که شدت پیدا کرده است و جنس بدن او دیگر از جنس اخلاق و عقاید او است، نه از جنس عالم ماده. موفق باشید

30919
متن پرسش
سلام علیکم: وقت به خیر و آرزوی قبولی طاعات و عبادات اکنون و پس از شب قدر و مقدر شدن زندگی یک سال دیگر ما، رابطه ما و دعا کردن برای تحقق امری در این یکسال چگونه است؟ مثلا دعا کردن برای امر ازدواج؛ اگر در شب قدر مقرر نشده باشد، پس دعای ما در این یکسال مستجاب نیست؛ پس دعا نکنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا موجب می‌شود تا به لطف الهی افقی برای زندگی گسترده و معقول در مقابل ما گشوده شود تا مقدّرات خود را راهِ سکنی‌گزیدن در زندگی بدانیم و این بالاتر از آن است که بر آرزوهای خود تأکید کنیم و متوقف شویم. در این مورد می‌توانید سری به کتاب «با دعا در آغوش خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید      

30830
متن پرسش
سلام: از سوال ۳۰۷۱۱ تا کنون دیگر هیچ پاسخی که در آن ولایت فقیه تگ شده باشد را منتشر نکرده اید؟ می دانیم که با وجود مشکلات فراوانی که با آن روبرو هستیم و نقش رهبری در ایجاد این مشکلات سوال در خصوص رهبری و ولایت فقیه خیلی بیشتر شده. آیا سیاست شما در پاسخگویی به پرسش در خصوص رهبری تغییر کرده؟ آیا بالاخره واقعیات عیان که نتیجه تصمیمات غلط رهبری است برای شما به اثبات رسیده و یا کماکان با توجیه اشتباهات واضح و چشم ببستن روی حقایق از ولایت فقیه طرفداری می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درکِ حضور مقام معظم رهبری در این تاریخ، نیاز به درکِ توحیدی است که این تاریخ، سختْ به آن نیاز دارد. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» حکایت حضور نفحات الهیه‌ای است که در هر زمان بر جان‌های آماده می‌وزد و آن‌ها را منوّر می‌کند؛ به حکم سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها» در هر روز و تاریخی نفحاتی از طرف پروردگارتان به سوی شما می‌آید، آگاه باشید و خود را در معرض آن نفحات مسیحایی قرار دهید. و جناب مولوی در همین رابطه می‌فرماید:

گفت پیغمبر که: نفحت‌های حق
اندر این ایّام می‌آرد سَبَق
گوش و هُش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را
نفحه آمد، مر شما را دید و رفت
هرکه را می‌خواست، جان بخشید و رفت
نفحهٔ دیگر رسید، آگاه باش
تا از این هم وانمانی، خواجه‌ تاش!

حضرت رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند: « «إِنَّ‌ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ»

اگر خداوند بنده‌اي از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سينه‌ي او را گشاده مي‌گرداند. تا در مديريت خود کوچک‌ترين لغزشي نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد.

«فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مي‌شود که در جواب‌گويي به هيچ نيازي در نمي‌ماند و غير از صواب از او نخواهي يافت و به خوبي مصلحت مردم را در نظر مي‌گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ» پس او در کار خود موفق و محکم و مورد تأييد الهي است. 

و مسلّم مصداق امروزین چنین شخصیتی، رهبر معظم انقلاب، نایب الامام حضرت آیت الله خامنه‌ای هستند که بر مردم پدری می‌کنند. موفق باشید                               

29715
متن پرسش
سلام خدمت استاد: استاد در یکی از کتاب هایتان فرمودید که «هر کسی که از مرگ می ترسد از خودش می ترسد.» این عبارت یعنی چه؟ چطور ممکن است که یک انسان از خودش بترسد؟ به چه علت هایی‌؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه‌ی ابعاد مجرد و غیر مادی خود شد، همواره خود را در ابدیت احساس می‌کند. ولی وقتی از آن ابعاد غفلت کرد از مرگ می‌ترسد. پس در واقع از خودش که ابعاد متعالی خود را فراموش کرده است، می‌ترسد. در حالی‌که افراد حاضر در ابدیت هرگز از مرگ که عامل هرچه بیشتر به خود نزدیک‌شدن است، ترسی ندارند.

جناب مولوی در همین رابطه می فرمایند:

آنک مي ترسي ز مرگ اندر فرار

آن ز خود ترساني اي جان هوش دار

موفق باشید

28438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: ۱. عرفایی مثل جناب علامه حسن زاده برای تطهیر خیال هفتاد حمد و هفتاد آیه سخره را پیشنهاد می‌دهند که برای امثال ما سنگین است و زدگی حاصل می‌شود، راه حل چیست؟ ۲. اگر کسی مرتب در خواب شخص مثلا حضرت امام (ره) یا علمایی مثل آیت الله بهجت را ببیند، یا در حال خواندن سوری از قرآن یا تعلیم آن به بقیه باشد (حمد، کهف، توحید، معوذتین، آیه الکرسی) باز این‌هم به غلبه خیال برمی‌گردد یا پیامی دیگر برای بیننده دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. یا ۷۰ مرتبه حمد و یا ۷۰ مرتبه آیات سُخره. لازم نیست جمع آن‌ها انجام شود. ۲. إن‌شاءاللّه آن خواب‌ها جزو مبشرات است. موفق باشید

28203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پدر عزیز و گرامی ببخشید. وقتتون رو می‌گیرم، خیلی دارم رو نفسم کار می‌کنم و دوست دارم مسیر سیر و سلوک را برم. ولی بیشترین ضربه ای که میخورم. از همین زبان هست که شما بهتر از من میدونید زمان ما هم روزه سکوت نیست. اما واقعا نمیدونم چکار کنم؟ واقعا سخته اینکه بخواهم این همه سال یک خصلت بد رو از خودم دور کنم گاهی وقتها عاجز میشم خدا رو شکر تا حدودی نگهش داشتم از دروغ، غیبت و تهمت ولی گاهی وقتها خیلی حرف می‌زنم بعد پشیمون میشم. یا در مورد کاری که کردم زیاد توضیح میدم که اصلا نیاز نیست یا گاهی وقتها مشکلاتی که دارم رو به کسی که اصلا نیاز نیست توضیح میدم. واقعا نمیدونم. گاهی وقتها میگم ببرمش که دیگه حرفی نزنم. اگر امکانش هست کمک و راهنمایی کنید. ممنون میشم. اولین سالگرد فقدان فرزند عزیزتون رو تسلیت میگم و شریک غمتون هستم. خدا بهتون سلامتی و عمر با عزت عطا نماید. نگار. از اهواز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره صد هزاران خلق در زنار شد / تا که عیسی محرم اسرار شد. اصلاح نفس کار می‌برد؛ پیشنهاد بنده، دنبال کردن کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از  امام خمینی رضوان الله علیه کار ساز است. موفق باشید

28161
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت: استاد این روزا زود ناراحت میشم و در مقابل هرچیزی زود جبهه گیری می‌کنم و ناراحت و عصبانی میشم. از این خصلتم خیلی بدم میاد ولی متاسفانه نمیدونم دیگه باید چیکار کنم؟! با خودم عهد بسته بودم که الکی عصبانی نشم ولی متاسفانه از وقتی این عهد رو بستم بیشتر تو موقعیت قرار می‌گیرم و شرمنده خدا میشم. لطفا بگین چیکار کنم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره شیطان بیکار نیست و با غضب خود ۶ هزارسال عبادت خود را از بین برد و معلوم است که تلاش دارد انسان‌هایی که در مسیر اصلاح خود هستند را با گرفتارکردن‌شان در امر غضب، زحمات‌شان را از بین ببرد و با توجهی که جنابعالی دارید به لطف الهی امیدوار باشید بالاخره از این رذیله عبور خواهید کرد و در آن صورت به نتایج خوبی خواهید رسید. موفق باشید

27936
متن پرسش

با سلام: ۱. در سال های اخیر در سخنرانیهای عمومی رهبری هیچ موضع قاطع و اعتراضی از ایشان در مورد وضعیت فساد در کشور شاهد نبوده ایم. کاری ندارم که مثلاً مصلحت نبوده است یا مثلاً ایشان در جلسات خصوصی این اعتراض ها و به قول خودشان تشر ها را مطرح کرده اند یا هر چیز دیگر، آنچه واضح است موضع عمومی قاطعی نداشته اند البته من در جایگاهی نیستم که به عملکرد ایشان اعتراضی داشته باشم چون از وضعیت کشور خبر ندارم. ۲. نهادهای نزدیک به رهبری هم نه تنها در برابر فساد موضع نمی گیرند بلکه معترضان را هم تخریب می کنند. منطق آن ها این است که اگر فسادی بود رهبری خودش اعلام می کرد و حالا که رهبری سکوت کرده ما هم باید سکوت کنیم. مثلاً چند روز پیش خبرگزاری فارس مقاله ای کار کرد که خوارج هم در ابتدا عدالت‌خواه بوده اند. آن ها پیشاپیش جریان جوان عدالت‌خواه شکل گرفته در کشور را به عبور از رهبری در آینده متهم می کنند. ۳. الف) آیا این جریان در آینده یاغی خواهد شد؟ ب) آیا این استدلال که چون رهبری موضع نگرفته، ما هم باید موضع نگیریم درست است؟ شاید رهبری منتظر است تا ما موضع بگیریم تا بعد ایشان موضع بگیرد. پ) در ماجراهای خصوصی سازی، هفت تپه چند هزار میلیاردی را به ده میلیارد دادند به دو نفر جاعل رشوه دهنده، هپکو ، ماشین سازی تبریز و و و . همین نیروگاه شهید منتظری اصفهان خود ما را به چه قیمتی واگذار کردند؟ در ماجراهای تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی، چقدر از سرمایه های ارزی کشور ما را غارت کردند؟ حال چند جوان آمده اند و اعتراض کرده اند که این چه نحوه خصوصی سازی است؟ آمده اند و پیگیر تشکیل دادگاه این ها و اخبار آن هستند. واقعاً این ها خوارج و ضد رهبری هستند؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بنده نیز در جریان بعضی امور می‌باشم، فکر می‌کنم راه درست، همین راهی است که رهبر معظم انقلاب با سعه‌ی صدر و بصیرتی که دارند جلو می‌برند تا کشور از این بحران که عموماً ریشه در نگاه و مدیریت آقای هاشمی داشت، عبور کند. زیرا برای آبادکردن راهی نباید شهری را خراب کرد. انقلاب اسلامی هر اندازه در این شرایط که از یک طرف دشمن تلاش دارد با انواع تحریم‌ها و فتنه‌ها آن را به درد سر بیندازد و از طرف دیگر جریان‌های سیاسی که کشور را مُلکِ پدری خود می‌دانند، از انواع رانت‌ها برای ثروت‌اندوزی استفاده می‌کنند؛ جایگاه اصلی خود را تثبیت کند، بهتر می‌توان از این مشکلات و از این افراد عبور کرد. وقتی به گفته‌ی آقای محسنی اژه‌ای آقای رئیس جمهور در یک مرحله با صراحت تمام بگوید اگر برادرشان را نظام قضائی جلب کرد، موضع‌گیری می‌کنند؛ باید با رئیس جمهور مقابله کرد و کشور را به هم ریخت؟ یا باید با سعه‌ی صدری که مقام معظم رهبری در اداره‌ی کشور دارند، بالاخره آقای فریدون محاکمه شود و کشور هم به هم نریزد. به صحبت‌های حاج قاسم سلیمانی آن شهید بصیر که کلیات انقلاب را از زوایای مختلف می‌شناخت در مورد مقام معظم رهبری، فکر کنید که ذیلاً خدمتتان ارسال می‌گردد. موفق باشید 

شهیدقاسم سلیمانی در مقدمه وصیت‌نامه خود می‌نویسد: «خداوندا تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تشیع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنه‌ای عزیز- که جانم فدای او باد- قرارداده‌ای» سردار سلیمانی در بخش پایانی وصیت‌نامه خطاب به علما و  مراجع معظم تقلید ضمن تکریم بسیار از آنان، از موضع «سربازی از برج دیده‌بانی» می‌نویسد: «من می‌دیدم که برخی خناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علمای موثر در جامعه را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند - در حالی که حق واضح است، جمهوری اسلامی و ارزش‌ها و ولایت فقیه، میراث امام خمینی هستند و می‌بایست مورد حمایت جدی قرار بگیرند. من حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای را خیلی مظلوم و تنها می‌بینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضرات با بیانتان و دیدارهایتان و حمایت‌هایتان با ایشان می‌بایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی - بازگشت به - زمان شاه ملعون هم نخواهد بود بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیرقابل بازگشت خواهد بود» فراز نخست که به آن اشاره شد استمرار ولایت فقیه در مبارزات ممتد سردار سلیمانی را بیان می‌کند و فراز پایانی «دغدغه محوری» شهید تا واپسین روزهای او را بیان می‌کند. از نظر او نه فقط آینده تشیع بلکه آینده اسلام و مواریث اسلامی در گرو بقاء و محوریت ولایت فقیه است از این رو او معتقد است و در این وصیت‌نامه به آن تصریح کرده است که اگر نظام مبتنی بر ولایت فقیه آسیب ببیند حرمین در مکه و مدینه و حرمین در قدس و الخلیل از بین می‌روند. بر این اساس می‌توان گفت هیچ‌چیز در اندیشه و سیره سردار شهید سلیمانی عزیز به اهمیت و برجستگی ولایت فقیه و تبعیت مسلمانان از ولی‌فقیه نبوده است. تعابیر سردار سلیمانی در این وصیت‌نامه پرنکته، درباره ولایت فقیه و ولی‌امر خیلی جالب و درس‌آموز است؛ «حکیم»، «مظلوم»، «خامنه‌ای عزیز که جانم فدای او باد»، «تنها نسخه نجات‌بخش امت»، «خیمه رسول‌الله»، «والله والله والله اگر این خیمه آسیب ببیند، بیت‌الله‌الحرام آسیب می‌بیند»، «از اصول مراقبت کنید، اصول یعنی ولی‌فقیه خصوصا این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت»، «خامنه‌ای عزیز را جان خود بدانید»، «مقدس»، «این ولایت، ولایت علی‌ابن‌ابی‌طالب است»، «خیمه ولایت، خیمه حسین فاطمه است»، «دور آن بگردید، با همه شما هستم»، «ولایت فقیه رنگ خداست، این رنگ را بر هر رنگی ترجیح دهید»، «با جان و دل به توصیه و تذکرات او به‌عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید» و «شرط اساسی احراز مسئولیت، اعتقاد حقیقی و عملی به ولایت فقیه است». هرکدام از این کلمات و عبارات، بخشی از تفکر سردار شهید را نسبت به ولایت فقیه و حضرت امام خامنه‌ای - دامت‌برکاته- بیان می‌کند. به‌طور خلاصه او رهبری را حکیم، محور، نعمت اعظم، خدایی، طبیب حقیقی، مطاع و در عین حال مظلوم می‌داند. اینها اعتقادات یک مدرس در یک مدرسه نیست. اینها یافته‌های یک پژوهشگر دین پژوهش نیست، اینها اعتقادات و باورهای فردی است که حدود ۴۰ سال مستقیما با مسایل مهم در داخل و خارج کشور درگیر بوده و هر روز تجربه‌ای اندوخته و حالا در پایان یک عمر فعالیت بی‌وقفه و برای پس از شهادتش می‌گوید و راستی چه نیاز به این عبارات، در حالی که زندگی او همه این عبارات را در عمل به اثبات رسانده است؛شهید نخواسته کار را ناتمام بگذارد و حق مطلب را وانهد. او بعنوان «شهید» گواهی داده است. اگر او فقط در دوره دنیایش این مطالب را می‌گفت، خالی از «شائبه» نبود اما حالا از آن دنیا و در حالی که هیچ تعلقی به این دنیا ندارد، با ما- همه ما- سخن می‌گوید. واژه «مظلوم» در عبارات شهید سلیمانی کمی رازگونه است. البته عبارات وصیت‌نامه این واژه را تا حد زیادی توضیح داده است. از نظر او دکترین «ولایت فقیه» و «ولی فقیه زمان» آن‌طور که «حق» آن است درک و به آن «آنطور که حق آن است»، عمل نمی‌شود. از منظر او ولایت فقیه محور اسلام، تشیع، ایران و جهان است و همه خیرها وابسته به توجه و عمل به آن است. او در تجربه علمی و عملی خود دیده است که ولایت فقیه و امام خمینی- سلام‌الله علیه- و امام خامنه‌ای- دامت‌برکاته- کلید گشایش همه مشکلات و مرهم همه آلام است و در عین حال می‌بیند که در بخش‌های مهمی از جامعه و جهان اسلام از علما گرفته تا مسئولین کشور و تا نخبگان ایران و نخبگان جهان اسلام، مورد غفلت و کم‌توجهی قرار گرفته است. امروز همه دوستان و دشمنان به بزرگی کار و موفقیت‌های سردار شهید سلیمانی اعتراف دارند و همه می‌دانند که رمز اصلی کارهای بزرگی که او کرده و موفقیت‌های بسیار بزرگی که او به دست آورده است، عمل به نسخه‌های رهبری و رابطه عاشقانه او با ولایت فقیه بوده است. شهید در این وصیت‌نامه می‌خواهد با زبان هم به ایران و جهان اسلام بگوید کلید موفقیت‌ها تبعیت از نسخه‌های رهبری است. وقتی شهید می‌بیند به واسطه کم‌توجهی به نقش و تأثیر عظیم ولی فقیه و عدم توجه به محوریت این ودیعه الهی در حل مسایل، ایران و جهان اسلام گرفتار انواعی از مشکلات است، دردمندانه از «مظلومیت» ولی فقیه و مظلومیت حضرت امام خامنه‌ای- دامت‌برکاته- سخن می‌گوید.

وصیت‌نامه سردار شهید سلیمانی، تفسیر بسیار متقنی از «فراجناحی» بودن ارائه می‌دهد. بعضی فراجناحی را نفی جناح‌ها و بعضی آن را خط دیگری در مقابل جناح‌های کشور و انقلاب می‌دانند و در واقع به فراانقلاب و فرا نظام دعوت می‌کنند. وصیت‌نامه شهید سلیمانی تفسیر دیگری که بسیار هم دلنشین است، بیان می‌کند. فراجناح بودن از منظر شهید سلیمانی و وصیت‌نامه بسیار پرمحتوای او، حرکت حول محور ولایت فقیه و حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای است. او در وصیت‌نامه و البته در سلوک 43 ساله سیاسی خود جناح‌ها را رد نکرده بلکه جناح‌گرایی را رد کرده و می‌گوید جناح‌ها باید حول محور رهبری باشند و نه تنها با این «خیمه» اختلاف نداشته باشند بلکه باید با این اختلافات خود را مدیریت کنند. از نظر سردار شهید اعتبار هر فرد و جناح به تبعیت آن فرد یا جناح از ولایت فقیه باز می‌گردد. او ولایت فقیه را اولین اصل می‌داند و هر حرکت و اقدام فراتر از آن را انحراف می‌داند و از آن پرهیز می‌دهد. او در وصیت‌نامه خود می‌گوید جناح‌ها باید مظلومیت را از چهره ولی امر بزدایند و خود غباری بر آن نباشند. بنابراین «فراجناحی» بودن، یک رویه و مسئولیت است نه خودجناحی در برابر جناح‌ها. از منظر شهید جناح‌ها و جناحی‌ها همه باید وقتی به رهبری و نصایح و تدابیر او می‌رسند، فراجناح باشند و مبادا جناح در نزد آنان خود به یک محور تبدیل شود. از نظر شهید سلیمانی جناح‌ها باید اقدامات خود را بر مبنای چهار اصل ولایت فقیه، نظام جمهوری اسلامی، حمایت از مردم و مقابله با دشمنان تنظیم کنند و خود را اصلی در مقابل این اصول قرار ندهند. فراجناحی از منظر سردار سلیمانی عبور جناح‌ها از خود در روز حادثه و پناه بردن همه آنان به «خیمه ولایت فقیه» است.

27366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در آیه ۷۰ سوره هود در ملاقات فرستادگان خدا با جناب ابراهیم، اشاره به «نکرهم» یعنی ناشناس دارد. تلویحا به این معنا که جناب ابراهیم، متوجه نبود که آنها فرستادگان خدا هستند و البته قرائن دیگری نیز در خود همین آیه مبنی بر عدم تشخیص جناب ابراهیم بر اینکه آنها فرستادگان خدا هستند وجود دارد. از طرفی در آیه ۷۷ همین سوره و هنگامی که فرستادگان خدا به جناب لوط وارد شدند، اولا از «نکرهم» و یا لفظی که حکایت از ناشناس بودن فرستادگان خدا از نظر حضرت لوط بکند وجود ندارد و ثانیا از اندوهگین شدن زاید الوصف جناب لوط (بخاطر احتمال بد رفتاری قومش با مهمانان بسیار شریفش) بر میاید که کانه می دانست که آنان فرستادگان خدا هستند! اینکه جناب لوط مثلا می دانست که فرستادگان هستند و جناب ابراهیم نمی دانستند و بحث مقایسه ای دو پیامبر (ص) از سویی که با توجه به اینکه مقام پیامبری جناب لوط در ذیل مقام حضرت ابراهیم بوده است! از سویی دیگر جدای از مقایسه این دو پیامبر عزیز خدا، آیا در ساحت مقام حضرت ابراهیم و نشناختن فرستادگان خدا، اصولا جایگاهی دارد یا خیر! و با این نشناختن اصلا موضوعیتی ندارد!؟ البته در مقایسه بین این دو پیامبر در آیه ۸۱ همین سوره، فرستادگان خدا در ملاقات با جناب لوط اشاره به اینکه رسولان از سوی خدا هستند می‌شود؛ البته با نگاه به تقدمی و تاخری آیه، شاید بتوان این نتیجه را گرفت که ابتدا به ساکن، فرستادگان به جناب لوط خود را معرفی نکردند که چه کسانی هستند ولی بعد گفتند؛ ولی مطابق سیر منطقی آیه علیرغم بازگو نشدن مقام فرستادگان خدا از سوی ایشان، لکن گویی جناب لوط، آن مقامات را شناخته هست؛ ولی همانطور که عرض شد اصلا بدون مقایسه این دو پیامبر، با توجه به مقام عظیم جناب ابراهیم (شیخ الانبیا)، چرا حضرت ابراهیم ( ص) متوجه نشد که آنها فرستادگان خدا هستند؟ به المیزان مراجعه کردم. آنقدری که به ترسیدن و یا نترسید جناب ابراهیم در این آیه، پرداخت، کمترین اشاره ای به موضوع عدم شناخت حضرت ابراهیم نسبت به فرستادگان خدا، بحثی به میان نیامد. خواهشمند است با مقایسه و یا بی مقایسه (بین دو پیامبر خدا) نسبت به این بحث که چرا جناب ابراهیم فرستادگان خدا را نشناخت، توضیح دهید؛ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که آن دو فرشته بنا به مصلحتی خود را به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» معرفی نکردند؛ بحثی نیست تا «اوّاه» بودن و دلسوزبودنِ آن حضرت به ظهور آید. ولی همان‌طور که متوجه شده‌اید نگرانی حضرت لوط «علیه‌السلام» به جهت فرشته‌بودنِ آن فرشتگان نبود، بلکه به جهتِ مردبودن و زیبابودن‌شان بود و به همین جهت وقتی حضرت لوط «علیه‌السلام» در آخر نگران شدند، آن‌ها خود را به عنوان فرشته معرفی کردند. موفق باشید

27323
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد عزیرم نظرتون درمورد تفکر آقای میلاد دخانچی جیه؟ اخیرا صحبت های اخیر ایشون به مناسبت شهادت شهید آوینی رضوان الله و مخالفت و تخریب امثال یامین پور و این تیپ اشخاص، اگه فرصت داشتید این ویدیو اینشون رو نگاه کنید https://www.aparat.com/v/XZMnp خدا عمر باعزت به شما عطا کنن و با امام و شهدا محشور بشید ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید نظرات دلسوزانه‌ی آقای دخانچی را شنید، بدون آن‌که تسلیم آن کلمات شد. بالاخره این‌که ایشان به چپِ نو رسیده است، بی‌حساب نیست. ولی این‌که بخواهیم اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی را یک‌پارچه جاروب کنیم و وجوهِ حضور تاریخیِ آن‌ها را مدّ نظر قرار دهیم،با اقتضای روح حکیمانه‌ای که ایشان دغدغه‌ی آن را دارند و به گفته‌ی ایشان از طریق اسماء الهی بنا دارند تاریخِ خود را تفسیر کنند؛ نمی‌خواند. ولی باز تأکید می‌کنم دغدغه‌های ایشان، دلسوزانه و عالمانه است. موفق باشید

26339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
و سلام علیک و رضوانه استاد عزیز، بنده مباحث اصول و مبانی عرفان نظری از جناب استاد یزدان پناه را با استاد امینی نژاد به لطف خدا پیگیری کردم و بعد از آن نیز یک دور مباحث مصباح الهدایه را با صوت های حضرتعالی دنبال کردم و بعد از آن از درس مصباح الهدایه استاد امینی نژاد غفلت نکردم و به لطف خدا آن درس را دنبال کردم، و حال در پی فصوص هستم و که دو فص آن را با حضرتعالی گذراندم اما سوال برایم این است که فصوص را بنده با صوت های شما دنبال کنم یا با صوت های استاد یزدان پناه، سوال از این جهت است که شاید شما برای دوستان حوزوی نظری دیگر داشته باشید وگرنه مساله ی بنده اینها نیست، گفت صد انداختی و هر صد خطاست / اگر مرد راهی یک انداز و راست. حال بنده از شما راهی برای دنبال کردن ادامه ی این مباحث با نظر به آینده ی پیش رو و ضرورت فهم اصیل معارف مان در راستای این متون را می خواستم تا بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در کسوت طلبگی، خوب است ابتدا صوت مباحث «فصوص» حاج آقا یزدان‌پناه را دنبال بفرمایید و بعداً سری هم به عرایض بنده در مورد «فصوص» بزنید. زیرا در مورد فصوص هرچه‌قدر وقت بگذارید بیشتر می‌چشید. موفق باشید

26072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و خدا قوت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: قصد دارم دراین نوشته، بیشتر درباره ی خودم و راهی که باید در آینده طی کنم از شما سوالاتی بکنم. ببخشید اگر طولانی است اما نظرات و راهنمایی های شما برایم مهم است. بنده ۲۲ سال سن دارم و در یکی از روستاهای شهر همدان زندگی می کنم. تا قبل از سال ۹۴ یعنی سال ورود به دانشگاه، انسان مقیدی نبودم و در عالم ناسیونالیستی سیر می کردم و انسان بسیار سطحی بودم البته الان هم هستم. همان تابستان ۹۴ بود کلیپ های استاد رائفی پور را دیدم و مجذوب سخنانشان شدم رفته رفته عاشق مهدویت و سپس انقلاب و رهبری شدم. از ترم ۳ یا ۴ هم از درس خواندن در رشته ی حسابداری که با علاقه وارد آن شده بودم زده شدم، اما چاره ای نبود باید تا اتمام کارشناسی ادامه می دادم هرجور کج دار و مریض هم که بود ادامه دادم و الان ۹ ترمه شده ام هنوز هم ۱۳ واحد دیگر دارم. البته در کنار درس، تمام این مدت مجبور به کارکردن هم بودم. تا اینکه سال پیش توسط یک طلبه با تفکر و کتاب های شما آشنا شدم. ابتدا کتاب جوان و انتخاب بزرگ را مطالعه کردم و مطالبش به قولی بهم چسبید. اما نمی دانم چه شد دیگر ادامه ندادم. دوباره دوست طلبه ام ۲ ماه پیش بود که به بنده گفت: «تو یک مشت اطلاعات از سخران ها گرفته ای و چیز دیگری نداری باید از رائفی پور ها و امثالهم عبور کنی به نظرم بیشتر باید با استاد طاهر زاده انس بگیری‌.» خلاصه با کتاب های خویشتن پنهان و آشتی با خدا شروع کرده ام و بحمدالله دانایی ام نسبت به توحید و دین داری بیشتر شده و می دانم که باید ادامه دهم و آن ها را به دارایی تبدیل کنم. برنامه ی خوده بنده این است که با پایان درس برای سربازی اقدام کنم و در این مدت هم شروع به مطالعه کتب شما و دیگر کتب مرتبط کنم. با توجه به مشکلات مالی که بدهی های بانکی برای ما ایجاد کرده باید کار هم بکنم البته خودم کاملا با رزق در حد کفاف موافقم. می خواهم بعد از بازگشت از سربازی کار کشاورزی و پرورش گوشت سفید انجام دهم. (البته می دانم طبق فرمایشات شما باید ابن الوقت بود و با آینده زندگی نکرد) حالا به نظر شما چگونه می توانم در کنار این کارهای مربوط به زندگی و مشکلات همیشگی آن به درد انقلاب و دین الهی بخورم؟ آیا فقط به ابعاد قلبی بپردازم و خودم را از اجتماع دور کنم؟ یا شروع به برگرفتن فلسفه هم بکنم که علاقه هم دارم اما نمی دانم استعدادش را هم دارم یا خیر! و اگر مثلا فلسفه خواندم چه کمکی به خودم و جامعه ی پیش به سوی ظهور، می توانم بکنم با توجه به اینکه از دانشگاه هم فاصله خواهم گرفت! البته سوال ها زیاد است و می دانم وقت شما هم پر است. ببخشید بابت طولانی شدن متن. اگر امکان دارد جواب آن را خصوصی بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. واحدهای درسی را بگذرانید و درس را تمام کنید و پس از سربازی، هر شغلی که پیش آمد اعم از آن‌که مربوط به رشته‌‌ی خودتان باشد و یا نباشد، دنبال کنید. ۲. در حین سیر در این مسیر در حدّ معمول، مطالعه هم داشته باشید. با رشد فکری، هرجا که باشید به خودی خود برای انقلاب و برای خود مفید می‌شوید. ۳. جناب آقای رائفی‌پور از سربازان انقلاب هستند، معنا ندارد کسی بخواهد از ایشان عبور کند. آری! نباید به جز در معصوم، در هیچ‌کس متوقف شد. موفق باشید

25519
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استاد عزیزم: اولا متشکر از قبول پیشنهادم در مورد کتاب شهید آوینی، فقط کانال عصر جدید را پیدا نکردم. اما مطلب دیگر در مورد استاد دکتر داوری حفظه الله است، همان طور که اطلاع دارید ایشان پس از آن ماجرای نامه شان به گروه علم دینی که حواشی زیادی داشت و البته حرف خیلی جدیدی نزده بودند ولی برای برخی سوء تفاهم هایی به وجود آورد اما مقاله ایشان در مورد ایران مشکل دارد ولی مسله ندارد و سخن ایشان در مورد امکان تمدن نوین اسلامی یک مقدار از سوء تفاهمات را کنار زد اتفاقا در همان روز ها بود من سخنرانی مقام معظم رهبری دام ظله را در سالگرد حضرت امام (ره) را گوش می کردم به نظرم نزدیکی بین این دو تفکر مشاهده کردم تا گذشت و ایشان بر خلاف دو سال پیش این بار دعوت دوستان علم دینی را قبول کردند و سخنرانی فرمودند. چند نکته را می خواستم در این باره با شما در میان بگذارم اولا به نظرم نهضت رفع سوءتفاهم بسیار کار پسندیده ای است و دکتر داوری به نظرم این کار را عملی کردند. این سخنرانی جدید که ایشان از لیبرالیسم ها هم بسیار انتقاد کردند دست منافقانه آن ها را رو کرد از طرفی ایشان به نظر من حرف جدیدی باز در این سخنرانی نزدند جز این که نظرات متشابه شان را واضح کردند. اما در مورد نظر ایشان در مورد علم دینی همیشه برای من این نکته مجهول است که بله من نظر دکتر در مورد این که جامعه دینی که باید متقدم بر علم دینی باشد را از حیثی قبول دارم ولی از جهات دیگر ما تا علم دینی تولید نکنیم تا بحث های نظری نکنیم تا نقد آرای غیر دینی نکنیم تا فلسفه دینی تا فقه دینی نداشته باشیم چگونه می توانیم جامعه دینی داشته باشیم و بسازیم؟ به نظر قاصر من ما دو نوع علم دینی داریم یک علم دینی برای ساختن جامعه دینی لازم داریم و یک علم دینی هم برآمده از جامعه و عالم دینی داریم یعنی این بار جامعه دینی علم دینی تولید می کند. دو سال پیش که نامه دکتر منتشر شد من نظرات مختلفی را خواندم به نظرم بهترین نظر را استاد زرشناس داده بودند ایشان در کمال احترام و در عین این که اصلا نامی از دکتر داوری نبردند به طور غیر مستقیم فرمودند ایجاد جامعه دینی هیچ منافاتی با تلاش ما برای تولید علم دینی ندارد، ما در شرایط گذار هستیم البته متن سخنان ایشان را دقیق نمی آورم ولی مضمون کلامشان این بود که جامعه سازی دینی منافاتی با تلاش برای اندیشیدن با علم دینی ندارد منافاتی با نقد غرب ندارد. نکته دیگر که می خواهم بگویم این است که اولا برای جامعه سازی دینی فقط تولید علم دینی کافی نیست بلکه زمینه ساز است و یکی از عوامل است چنانچه انقلاب اسلامی فقط در مورد علم دینی فعالیت نمی کند بلکه فعالیت های فرهنگی، استراتژیکی، نظامی، جنگ تمدنی، تربیتی، جنگ نرم رسانه ای، صادر کردن ایدئولوژی و دین و فکر که البته بیش تر صدور معنوی است یعنی خودش صادر می شود، به صحنه آوردن شخصیت های تراز و همین طور حکمت و عرفان اسلامی و غیره. آخرین نکته تفاوت نگاه امام خامنه ای با دکتر داوری، به نظرم این است که نگاه حضرت آقا در عین حکیمانه بودن یک نگاه انقلابی هم است. به نظرم نگاه انقلابی نگاهی است که بنابر فرموده قرآن کریم «ان تتقوا الله یجعل لکم مخرجا »است مثلا چه کسی فکر می کرد اربعین اتفاق بیفتد. این احساس حضور خدا ورای تمام حادثه ها و غلبه بر همه آن ها مهم است، همان نگاهی که شهید آوینی ها و شهید حججی ها دارند و توجه به شرایط گذار هم می تواند مسله را حل کند! ببخشید طولانی شد عذر مرا بپذیرید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آدرس کانال «عصر جدید» @asre_jadeid 

۲. سخن آقای دکتر داوری در رابطه با علوم انسانی مثل اقتصاد و جامعه‌شناسی و روان‌شناسی است که ایشان به صورتی عالمانه متذکر می‌شوند این علوم را فرهنگ غربی برای مسائلِ خودش پیش آورده است. این غیر از آن است که ما با منظر توحیدی به عالَم بنگریم و علمِ مربوط به خود را بیابیم و بحث آقای دکتر زرشناس در این رابطه می‌باشد. ۳. در بحثِ زمینه‌سازی، نکته‌ی مهمی را به میان آورده‌اید. ۴. چقدر از این نکته‌ی آخرتان که متوجه‌ی تفاوت زیست‌جهانِِ رهبر معظم انقلاب با آقای دکتر داوری شده‌اید؛ لذت بردم و مسرور شدم. از آن جهت که بعضی‌ها گمان می‌کنند اگر ما توصیه می‌کنیم نباید دکتر داوری را نادیده گرفت، بنا داریم در زیست‌جهانی غیر از زیست‌جهانِ رهبر انقلاب زندگی کنیم. موفق باشید 

24784
متن پرسش
استاد سلام: بررسی عالم خارج در فلسفه اسلامی آیا جنبه ی اثبات اصل این امر بدیهی را دارد یا نه فقط بحث تطابق ذهن و عین مطرح است؟ اگر بحث اثبات اصل عالم خارج می‌باشد، مگر امر بدیهی هم اثبات می خواهد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقابل شبهه‌ای که پیش می‌آورند و بحث عارض‌بودنِ معلوم را بر عالِم پیش می‌کشند؛ سعی می‌شود در جواب آن شبهه سخنانی بگویند وگرنه درکِ خارج برای هرکس، امری است بدیهی. موفق باشید

22073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درود بر استاد طاهرزاده: مرز تمایز خواب از بیداری چیست؟ چگونه می توان مبرهن کرد الان در حال خواب نیستم و بیدارم؟ مستحضرید این شبهه را دکارت در تاملات هم مطرح کرده اما بنظر می رسد اگر چه دکارت در القای شبهه قدر است اما در حل آن عاجز است. امید شما این شبهه را حل کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان‌جا هم دکارت نمی‌تواند مسئله را حل کند بلکه می‌گوید چون خدا کامل است و ما را فریب نمی‌دهد پس آن‌چه می‌فهمیم نمی‌تواند خطا باشد. موفق باشید

31741
متن پرسش

سلام: با توجه به این‌که صحنه اربعینیِ امسال را در ایران ملاحظه کردید، به نظر شما چه نگاهی باید به این صحنه بیندازیم؟ آیا می‌توان خود را زائر اربعینی کربلا دانست، وقتی شوق حضور در آن صحنه بود، ولی جا ماندیم؟

متن پاسخ


سلام علیکم: با اجازه شما بنده این‌طور می‌توانم بگویم:
باز حضور اربعینی دیگر و باز  گسترش و گستردگی انقلاب اسلامی ذیل نور حسین «علیه‌السلام» آیا جز این بود که این حضور اربعینی که در سراسر ایران و بخصوص در اصفهان پیش آمد، حضور در تاریخی است که انسان‌ها این‌چنین در معرض تجلیات الهی قرار گرفتند تا با آغازی دیگر و رخدادی نو و تازه روبه‌رو شوند؟
 آری! در این مسیر که هویت اربعینیِ ملت گسترش یافته این حضرت حق است که به سوی راهپیمایان آمد تا معنای گسترده‌شدن کربلا را به صورتی دیگر بفهمیم زیرا همچون قاسم سلیمانی همه در کلام و عمل سخن او را با جان خود پذیرفته بودند که در مورد رهبر معظم انقلاب گفت: «برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد.» راهپیمایان تا این‌جاها آمدند که در معرض لطف الهی نه‌تنها همه گناهان‌شان محو گشت حتی همچنان‌که حضرت سجاد «علیه‌السلام» فرمودند: «: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَامَضَى» هر کدام زندگی را با تولدی نو از سر گیرند.

موفق باشید.

31006
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت: گویا استاد طاهرزاده ی عزیز هم فعلا در حال رصد شخصیت هایی است که در مناظرات و این انتخابات در دل جبهه ی انقلاب به میان آمده اند و فعلا صبورانه این جریان را دنبال می کند تا ببیند در دل این تاریخ و حضور اکنون زمانه ی خود با کدام یک از عزیزان آقای ریسی یا جناب جلیلی می توان خود را دنبال کنیم و گویا شما به غیر از بقیه شخصیت ها که از ابتدا نظر بر آقای رئیسی داشتند منتظرید تا صحنه ی انتخابات گشوده تر شود و افراد در وسعت تاریخ ما خود را بیش تر نشان دهند. آیا اینگونه نیست؟ به نظرتان فعلا بایست صبوری کرد یا بایست بر یک نامزد جبهه ی انقلاب تمرکز داشت؟ یا هر دو شخص را به میان آورد و منتظر تقدیری بود که بایست بدان دل سپرد حال می خواهد جلیلی باشد یا رییسی؟ بنابراین با این نظر بایست بر هر دوی این عزیزان تاکید کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بخصوص که هرکدام از این دو فرزند انقلاب صفای خود را دارا هستند و این هنر انقلاب اسلامی بوده که توانسته است چنین فرزندانی را در قامت ریاست جمهوری در تراز انقلاب اسلامی بپروراند و به همین جهت باز تأکید می‌شود با دقت به برنامه‌ها و راه‌کارهای بخصوص این دو بزرگوار نظر شود و نباید به صرف تصمیمی که برای انتخاب یکی گرفته‌ایم، به نگاه دیگری در راستای مدیریت اجرایی کشور توجه نشود. موفق باشید

30900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. من همسرم ی مدته نمازشون ترک کردن و حرفشون اینه که میخوان بفهمن فلسفه نماز چیه و دوست دارم به روش خودم عبادت کنم. لطفا کتابی اگه در این زمینه میشناسبن و اسم عنوان بیان کنین و مساله ی تناسخ هم میخوام بیشتر بدونم البته خودم قبول ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی ۲. جناب صدرالمتألّهین در  «اسفار» دلایل خوبی در راستای نفی تناسخ آورده‌اند مبنی بر آن‌که وقتی نفس ناطقه سیری را از قوه به فعل داشت و در آن راستا نیاز به بدن جهت ادامه خود ندارد، محال است باز به بدنی برگردد؛ چه به بدن انسانی دیگر یا به بدن حیوان دیگر. موفق باشید

30345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب: اعلم بودن فرشتگان نسبت به حضرت ابراهیم را از آن جهت پرسیدم که عالم فرشتگان عالم عقل است درحالیکه انبیا علی القاعده به عالم اسما باید راه داشته باشند و برتر از فرشتگان هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انبیاء به اعتبار نبوت‌شان، از طریق فرشتگان نبوت خود را دریافت می‌کنند هرچند که به اعتبار مقام ولایت‌شان، فوق فرشتگان هستند. موفق باشید

28162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد من سوالی داشتم: من پدری دارم که اهل دین نیست و کلا ضد انقلاب و دین هست و گاهی وقت ها هم با همین موضوعات است که کلی نیش و کنایه می زنند اما خب الحمدالله با من که اعتقاداتم کلی تفاوت دارد تا به حال سختگیری نکرده اند و اینکه بخواهند مانع راه من شوند اما پدرم به دلیل بیماری اعتیادی که دارند اصلا نمی شود درست حرف زد باهاشون درباره اعتقادات، اما من سوال اصلی ام این هست که من گاهی اوقات بسیار برای مسائل خانه و خانواده و آینده خودم و برادر کوچکم و نگرانی هایی‌از این دسته و دروغ هایی که به ما می گوید گاهی اوقات بحثمان می شود اما اصلا از این شرایط راضی نیستم و همیشه هم با شهدا و اهل بیت و خدا عهد و پیمان می بندیم که صدایم را برای پدرم بلند نکنم اما بعد از حدودا یک ماه باز هم همان اتفاق می افتد و من کلی شرمنده شهدا و اهل بیت می‌شوم و روی دوباره عهد و پیمان بستن ندارم و شاید بعد از یک ثانیه بحثمان ناراحت می‌شوم از خودم و گناهی که کردم. لطفاً بنده را در این زمینه راهنمایی بفرمایید تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روشی که در پیش گرفته‌اید، روش خوبی است و مطمئن باشید شهدا کمک می‌کنند و ضعف‌هایی را هم که پیش آمده و نگران آن هستید، جبران می‌نماید. با همین سجایای خوب، بقیه‌ی اعضای خانواده نیز به مرور تحت تأثیر قرار می‌گیرند. موفق باشید

27916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: طاعات و عباداتتان مقبول درگاه الهی إن شاءالله. در مکاتبه ای که با شما داشتم گفتید برنامه درسی حوزه علمیه خواهران تا آنجا که اطلاع دارید خوب و مناسب با خانم ها تدوین نشده، من هم تصمیم دارم ان شاءالله معارف را در دانشگاه ادامه بدم گرایش تاریخ و تمدن اسلام، و باید یک سال ان شاءالله برایش خوب درس بخوانم تا کنکور قبول شوم ان شاءالله. حال با توجه به صحبت قبلیتان، آیا با وجود نقص هایی که در حوزه علمیه خواهران در رابطه با مطالبی که می‌خوانند و ...، وجود دارد، آیا با این حال تحصیل معارف (تفسیر قرآن، تاریخ اسلام و...) برای خانم ها را در دانشگاه بهتر می‌دانید یا حوزه؟ آیا ارزش این را دارد من یک سال از عمرم را کنکور بدم برای معارف دانشگاه تهران؟ با توجه به این که تحصیل در دانشگاه از سختی کم تری برخوردار است تا حوزه البته تا آنجا که من می‌دانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امتیاز حوزه‌ی علمیه آن است که افراد در آن‌جا با زبان عربی آشنا خواهند شد که برای ورود به متون دینی لازم است ولی بعضاً دیده می‌شود دروسی را به طلبه‌ی خواهر تحمیل می‌کنند مثل فقه و اصول، که عموماً مردم در این مورد بیشتر به آقایان رجوع می‌نمایند وگرنه ورود به تفسیر قرآن از طریق حوزه چیز خوبی می‌تواند باشد. و البته همان‌طور که عرض شد اگر خودمان فعّال باشیم می‌توانیم در دانشگاه نیز به‌خصوص از طریق حوزه‌ی دانشگاهی ورود خوبی داشته باشیم. موفق باشید

27743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: سلسله بحث ها تون که فرمودید در مورد سفر به سرزمین بیگانه برای برگشت به وطن جزوه است یا صوتی؟ در سایت تحت چه عنوانی موجود است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوه‌ی «زمان‌شناسی و نظر به فطرت تاریخی امروز ما» در همین رابطه بحث شده است و خود کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» نیز با همان رویکرد، مسائل خود را در میان گذاشته است. موفق باشید

نمایش چاپی