بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25111
متن پرسش
سلام علیکم: پاسخ سوال ۲۵۰۹۴ را ارسال نکردید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور به صورت شخصی جواب داده شد: - باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم این لطف خداوند است که روح‌تان بنا دارد خود را بازخوانی کند تا از برزخی بگذرد. ۲. نکته‌ای در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» هست که عیناً خدمت‌تان ارسال می‌شود، إن‌شاءاللّه مفید می‌افتد. موفق باشید

امام و هدايت

مهم‌ترين وظيفه‌ي امام هدايت است که به چند صورت انجام مي‌گيرد:

الف- تبيين وحي الهي و بيان حکم خدا، به اين صورت که حقايق آسماني را به مردم ابلاغ مي‌کند تا انسان‌ها با در نظرگرفتن تعليم امام، سعادت خود را بشناسند و مطابق آن عمل کنند.

ب- رهبري باطني، به اين صورت که امام از راه تأثير در دل‌ها و جذب و كشش آن‌ها به سمت كمال، باطن آن‌ها را رهبري مي‌کند تا استعدادها شكفته و نيروهاي خفته‌ي انسان‌ها بيدار شود و هركس به كمال مطلوب خود نايل آيد كه اين كار را «هدايت به امر» مي‌گويند.

هدايت به امر، هدايت ويژه‌اي است که قرآن از آن خبر مي‌دهد و هر وقت از امامت سخن به ميان آورده، از آن هدايت ويژه‌ كه به امر الهي تحقق مي‌يابد ياد كرده است. مي‌فرمايد: «وَ جعلناهُمْ ائِمَّةً يَهْدوُنَ بِاَمْرِنا»[1] آنان را - يعني ابراهيم و اسحاق و يعقوب - را اماماني قرار داديم كه مردم را به «امر» ما هدايت كنند. از طرفي قرآن در آيه‌ي ۸۳ سوره‌ي يس در مورد امر خدا مي‌فرمايد: «اِنَّما اَمْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون، فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِه ملَكُوتُ كُلِّ شَيْئٍ» اَمر خدا اين است كه به شيي‌اي بگويد «باش»، پس مي‌شود و بلندمرتبه است خدايي که ملکوت هرچيزي به‌دست اوست. در آخر آيه روشن مي‌کند که اشياء داراي جنبه‌اي ملكوتي هستند که نزد خداوند است و در رابطه با همان جنبه است که اگر اراده كرد آن شيئ بشود، با يك اراده محقق مي‌شود، بدون هيچ مانعي. از طرفي مي‌فرمايد: «وَ ما اَمْرُنا الاّ واحدةٌ كَلَمْحِ الْبَصَر»[2] امر ما واحد است مثل چشم برهم زدن. يعني امر خدا تعدّدبردار نيست، پس مادي و تدريجي نيست.

در جمع‌بندي آيات فوق روشن مي‌شودکه هدايت‌كنندگي امام به «امر» با توجه به جنبه‌ي ملكوتي اشياء انجام مي‌گيرد و بر آن مبنا امام در جان انسان‌ها و در ملکوت آن‌ها تصرف مي‌کند تا آن‌ها را به كمال مطلوب‌شان برساند و اين نشان مي‌دهد که هدايت امام به ارائه‌ي طريق خلاصه نمي‌شود بلکه نحوه‌اي از تصرف در باطن انسان‌ها نيز در هدايت امام هست.

در آيه‌ي ۷۳ سوره‌ي انبياء که بحث هدايت به امر امامان را طرح کرد، مي‌فرمايد: «وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاء الزَّكَاةِ وَ كَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» و به آن امامان، فعل به كارهاي خير را وحي كرديم، و وحي كرديم اقامه‌ي نماز و دادن زكات را و آن‌ها از عبادت‌كنندگان ما بودند. دقت بفرماييد که وَحيِ فعل خير، يك نحوه تصرف تكويني است در امامان توسط خداوند. چون مي‌فرمايد: فعلِ خير را به آن‌ها وحي کرديم و نگفت به آن‌ها وحي مي‌كنيم، كه فعل خير انجام بدهند، در نتيجه فعل آن‌ها همان وَحي الهي است.

امام به واسطه‌ي سيطره بر ملكوت به هر موجودي به قدر استعدادي که دارد هدايت الهي را افاضه مي‌كند و طبق آيه‌ي «وَ جَعَلْناهُم اَئِمَّةً يَهْدونَ بِاَمْرِنا» اين هدايت، رهبري افراد بشر است از راه ملكوت و نفوس آن‌ها. و به همين جهت مي‌توان گفت: همیشه بايد امام در عالم باشد تا چنين القاء روحاني بر مستعدين جريان يابد، چه آن امام در حاکميت سياسي و مديريت جامعه حضور داشته باشد و چه نداشته باشد.

در اثر اتصال قلوبِ پيروان امام به قلب امام، معارف و علوم الهي در قلب پيروان امام جاري مي‌شود و علت آن‌كه مؤمنين در بهشت داراي نهرهاي آب زلال هستند در اثر همين اتصال قلب و بهره‌مند شدن‌شان از چشمه‌ي فضايل امام‌شان است. چون با توحيد و اقرار به حقانيت امام و پيامبر، قلب خود را آبياري كرده‌اند.

 


[1] - سوره‌ي انبياء، آيه‌ي ۷۳.

[2] - سوره‌ي قمر، آيه‌ي ۵۰.

24642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: آیا زرتشت پیامبر بوده است؟ و کتاب اوستا کتاب آسمانی این پیامبر است که چون کتابهای پیامبران پیشین تحریف شده و لذا تناقضاتی در آن دیده می شود؟ لطفاً در مورد زرتشت مطالبی را بفرمایید که راهنمایی برای نوجوانان و جوانان باشد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» می‌فرمایند جناب زرتشت پیامبر بوده، ولی او را شهید کردند و کتابش را نیز سوزاندند. شواهد تاریخی هم خبر از آن دارد که بعدها مُغان، گاتاهایِ اوستا را جمع‌آوری کردند. موفق باشید

24120
متن پرسش
سلام استاد طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق، استاد ناامید شدم از خودسازی و تزکیه نفس، چند ساله دارم روی خودم کار می کنم از طریق کسب معرفت و عبادات، اما انگار اعمال من هیچ فایده و اثری نداشته بازم مرتکب گناه شدم، بازم در مقابل نفسم شکست خوردم، چندین سال بود که سعی کردم حرمت والدین خصوصا مادر رو به نحو قابل قبول حفظ کنم و کاری خلاف رضای خدا انجام ندم، اما شد اونچه که نباید می شد، حالا زانوی غم بغل گرفتم که پس این اعمال من چه فایده ای داشته ،من که قبلا هم همین کار رو می کردم و الان بعد از این همه تغییر و تحول و کسب معرفت بازم که مرتکب همون گناه شدم، پس امیدی به تزکیه من نیست، این چه تزکیه ای هست که باز روز از نو روزی از نو، پس کی قراره عامل گناه و رذیله بطور کامل ریشه کن بشه؟ ناامید از خود و عبادات و مطالعات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر غافل‌اید از این سخن شیطان که قسم خورده است تنها در راهی که به سوی خدا است، می‌نشیند و مانع می‌گردد؟!! پس معلوم است که به راحتی دست از سرِ من و شما برنمی‌دارد. ولی به هر حال، او کار خود را می‌کند و ما هم با توبه، کار خود را و هیچ‌وقت مأیوس نمی‌شویم. موفق باشید

24078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم: دکتر بنایی در تدریس خوبشان می فرمودند ما از نیچه می فهمیم مسیحیت در خدمت استیلاست خواسته یا ناخواسته. مسیحیت افلاطونی است. مسیحیت هم متافیزیک است. این سه جمله را می شود واضح کنید استاد. بحث بر سر قرون وسطی بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در مورد جزء جزء این مطالب بحث کرد. چیزی نیست که بتوان در یک سؤال و جواب گنجاند. معتقدم اگر همچنان مباحث ایشان را ادامه دهید، به مرور روشن می‌شود که چرا می‌گوید مسیحیت افلاطونی است؟ عرایضی تحت عنوان «انسان و زمان‌مندی» در «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی» شده است. در آخر آن مباحث، معنای افلاطونی‌شدنِ نگاه دینی تا حدّی بیان شده. موفق باشید

24059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند سالی است وقتی نام اهلبیت می آورم انرژی در سینه ام میاد و می لرزونتم. این چه حالتی است؟ رعشه در بین سینه هام است تو عرفا دیده بودم. من خدایی نکرده وقتی معصیتی بکنم این حالت میره و با توبه برمیگرده؟ قرآن و شعر حافظ که می خوانم بیشتر می آید. شما تو سخنرانیتون گفتید عرفا نام خدا را که می اوردن وجودشون می لرزیده. آیا این لرزش آن لرزش است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره انسان قبل از تولد، عهدی با اولیاء داشته و با نظر به آن‌ها و با نظر به سخنان قدسیِ عرفا، آن عهد زنده می‌شود و فیلش هوای هندوستانش را می‌کند. موفق باشید

23897
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گران قدر: در معارف دینی از طرفی داریم که ثقه و اطمینان به خدا داشته باشید و از طرفی نیز داریم که خود را از مکر خدا در امان ندانید. این در حالی است که ظاهرا این دو قابل جمع نیستند چرا که کسی که کاملا دلش به خدا قرص باشد و او را دلسوز نسبت به خود بداند، ظاهرا دیگر احتمال مکر خدا را در مورد خود نمی دهد. همین حرف در مورد حسن ظن به خدا و خوف از او و خوف از عاقبت هست به ذهن می رسد. کسی که به خدا حسن ظن و بالاتر از آن ثقه داشته باشد دبگر دلیلی برای خوف به خصوص خوف از عاقبت نمی یابد و در یک آرامشی قرار می گیرد. لطفا راهنمایی بفرمایید که نقص این تلقی چیست و این ها چگونه قابل جمع هستند؟ با تشکر و امتنان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به خدا اطمینان دارید که در مسیر توحید وعده‌های او محقق می‌شود؛ مثل آن‌که مطمئن هستیم آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؛ این اطمینانِ به خدا است. ولی از مکر خدا نباید در امان بود، مربوط به وقتی است که بدون دلیل اعمال خود را بهترین اعمال بدانیم و به جایِ باقی‌بودن بین خوف و رجاء، فقط در رجاء به‌سر ببریم. آری! باید به خدا حسن‌ظن داشت از آن جهت که خوبیِ بندگانش را می‌خواهد و رحمت او واسع است. ولی خوف از این‌که ما کوتاهی کنیم، سرِ جایش محفوظ است. موفق باشید

22443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: از این سه ترجمه از هستی و زمان هایدگر کدام را بهتر می دانید و اگر ترجمه دیگری سراغ دارید معرفی نمایید. وجود و زمان، مارتین هایدگر، ترجمهٔ محمود نوالی، تبریز: انتشارات دانشگاه تبریز، ۱۳۹۱ هستی و زمان، مارتین هایدگر، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، تهران: نشر نی، ۱۳۸۹ هستی و زمان، مارتین هایدگر، ترجمه سیاوش جمادی، (ویراست دوم)، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۹
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیشتر با ترجمه‌ی آقای جمادی سر و کار دارم و آقای دکتر صافیان هم همین ترجمه را تدریس می‌کنند که به نظرم خوب است به نحوی شرح صوتی ایشان را تهیه کنید. قبلاً در تلگرام به آدرس  @nedayeandishe درس‌های ایشان گذاشته می‌شد. موفق باشید

30046
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یه سوال داشتم. میگم خداوند تو قرآن می‌فرماید به پیامبر (ص) که «فصبر علی ما یقولون» و جمله هایی از این قبیل. می‌خواستم بدونم جنس این اذیتی که پیامبر (ص) می‌شدن چی بود؟ چون ما خودمون هم خیلی اذیت میشیم تا یه کار رو تو این مملکت به سرانجام برسونیم. سرخورده میشیم. دشنام می‌شنویم. مورد تهمت و هجمه قرار می‌گریم. افسرده می‌شیم. سر درد می‌گیریم. به قلبمون فشار میاد. می‌خواستم ببینم آیا رسول خدا هم چنین بودن؟ چرا خدا می‌فرماید صبر کن؟ در آخر التماس دعا از شما دارم. دعا کنید خدا شرح صدر بده و عاقبت بخیری.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری که با نور توحید شروع شود در ابتدا با روحیه‌ی مردمی که گرفتار روزمرّه‌گی شده‌اند همراهی ندارد. ولی اگر با حوصله ادامه یابد و بی‌محلی‌های مردم، انسان را خسته نکند؛ چون آن حرکت توحیدی با فطرت انسان‌ها همراه است بالاخره نتیجه می‌دهد. به همین جهت فرموده‌اند نسبت به اذیت‌ها و بی‌محلی‌های مردم صبر پیشه کنید. نمی‌بینید بعضی‌ها چگونه نسبت به دلسوزترین فردشان در این تاریخ یعنی رهبر معظم انقلاب سخن دشمنان ایشان را می‌پذیرند؟!! ولی رهبر معظم انقلاب می‌دانند که باید برای همه‌ی آن‌ها دلسوزی کرد. موفق باشید

26289
متن پرسش
سلام علیکم: جوامع سکولار غربی با چه مکانیسم هایی توانسته اند حس منفعت طلبی بشر را کنترل کرده و در نتیجه آزادی اجتماعی را فارغ از آزادی معنوی در جوامع خود محقق سازند؟ آیا این تلاشها از یک پشتوانه استوار، محکم و دائمی برخوردار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آزادی، یک روحِ تاریخی است که در غرب طلوع کرد و در راستای رعایت حقوق انسان‌ها، آن‌ها رویهمرفته آن را رعایت می‌کنند. ولی سایر ملل آن را از آنِ خود نکردند و ما در متن دین در مواجهه با آن آزادی می‌توانیم خود را با آن تاریخ هماهنگ کنیم وگرنه به صِرف تأکید بر آزادی که روشنفکران بر آن تأکید می‌کنند ما در فرهنگ خود به آن نوع آزادی برای رعایت حقوق انسان‌ها ورود نمی‌کنیم مگر آن‌که از آموزه‌های دینی کمک بگیریم. جزوه‌ای در رابطه با نسبت جمهوری اسلامی و آزادی بر روی سایت هست. موفق باشید

24880
متن پرسش
با عرض سلام: من فارغ التحصیل فوق لیسانس نساجی دانشگاه صنعتی اصفهانم، طبق علاقه ای که در دوران تحصیل حاصل شد علاقمند به دروس دینی شدم و با مخالفت خانواده نتونستم حوزه برم، اما آتش آن همواره در سینه ام هست، آیا به نظر شما با تفسیرقرآن و سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری این حس من جواب داده میشه یا دارم اشتباه میرم؟ البته خیلی آهسته هم دارم حفظ قرآن می کنم. من الان متاهلم و دو تا بچه کوچولو دارم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تدبّر در قرآن و روایات بسیار امرِ کارسازی است و ما را در دنیایی بس گشوده و گسترده که تا ابدیت گشوده است، قرار می‌دهد. موفق باشید

24857
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام: وحدت وجود مد نظر امام خمینی و جنابعالی و آیت الله حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی کدام وحدت وجود است؟ وحدت شخصیه وجود مد نظر این جنابان و جناب عالی چیست؟ در سایت http://www.imam-khomeini.ir/ نوشتن بود امام به وحدت شخصی وجود (تجلی و سعی) معتقد بوده لطفا اگر برایتان مقدور است توضیح مختصری دهید، و یا منبعی به بنده معرفی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی آن‌هایی که معتقد به «وحدت وجود»اند به وحدت شخصیِ وجود قائل‌اند. یعنی به حقیقتِ واحدی که در عالَم حیّ و حاضر است و نه به یک امر کلّی و مفهومی؛ بلکه به یک امرِ وجودی و خارجی. و از این جهت، شخصی است و نه کلّی. موفق باشید

24853
متن پرسش
استاد عالیقدر سلام علیکم: بنده همیشه این سوال برایم مطرح بود و همیشه فکری بودم که چرا برخی از انسانها در طول تاریخ دچار افکار سوفسطایی و شک گرایی و ایده آلیست مخصوصا شک در عالم خارج شده اند بعد که در مورد خطورات و القائات شیطان تحقیق کردم و کتاب جایگاه شیطان و جن و جادوگر رو خوندم به این نتیجه صد در صد رسیدم که این افکار پوچ و بیهوده و منحرف از طرف شیطان به آن انسانها القا شده و آنها حتما زمینه پذیرش آن القائات پوچ را داشته‌اند که توانسته بر آنها مسلط شود و تخم شک و افکار پوچ را در دل آنها بکارد، واقعا انسان باید با توجه به نور حضرت حق و اهل البیت خود را از دام اقائات شیطان برهاند، و چقدر شناخت برخی القائات شیطانی سخت است و انسان اصلا متوجه نیست تحت القا شیطان است، لطفا دعا بفرمایید تا خداوند توفیق درک واقعی نور حق و نور حقیقت اهل البیت و محبت اهل البیت را بدون دخالت و انحراف شیطان به ما بدهد، جناب استاد ما چگونه باید متوجه شویم در عقاید و یا مسیر زندگی درست و طبق نظر اهل البیت حرکت می کنیم و مسیر آلوده به القائات و دخالت شیطان نیست؟ آیا باید استاد اخلاق و سیر و سلوکی داشته باشیم و هر از چند گاهی افکار و عقاید خود را به او ارائه دهیم تا او ما را راهنمایی نماید؟ یا نه می شود با ادعیه و اذکار و همراه داشتن حرز توصیه شده از طرف اهل البیت و چهار قل و آیت الکرسی به مسیری که طی می کنیم مطمئن باشیم؟ لطفا بنده را راهنمایی نمایید، ممنون از لطفتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به کمک رسول باطنی یعنی «عقل» و تدبّر در آیات الهی به کمک «عقل» و توجه به سیره‌ی معصومین به کمک «عقل» راهِ نجات از القائات شیطانی را به ما نشان داده است و علمای بزرگ را به عنوان سیره‌ی صحیحِ زندگی در تاریخ برای ما پرورانده است. لذا «رَه چنان رو که رهروان رفتند». موفق باشید

24389
متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد سینه ام تنگ شده بذارید درد و دل کنم مطمئن هم هستم با دعای شما و مخاطبان خوب این کانال گره ما باز میشه استاد جان به ما میگن ازدواج کنید دینتون کامل بشه، حدود ۶ماهه ازدواج کردم احساس می کنم هرچه حال معنوی بود رفته، اعمالم کلیشه ای و بدون ذره ای روح شده، نه نماز شبی، نه خلوتی، نه بی توجهی به دنیا، نه بیداری سحر، نه نافله باحالی، الحمدلله درآمدم خوبه اما همین درامد هم بلای جانم شده، من که از دنیا و ظواهرش روزی متنفر بودم، دغدغه ام شده چرخیدن و نمای ساختمانها مقایسه کردن، خانه ام این مدل بسازم یا آن مدل، شیک بودن و جلب توجه کردن به جانم افتاده، آرامش و بی توجهی به دنیا همش رفته، خانواده خانمم مذهبی هستن اما غیبت کردن و حرف این و آن زدن و ظواهر مادی و مقایسه کردن ها و ظواهر برایشان عادی و مهم هست، ما که نزدیک آنها ساکن شدیم این بلا به جان من هم افتاده. قسطها و بیمه ها و بدهی ها تمام ذهنم مشغول کرده، شب می خواهم چند ساعت زودتر بخوابم سحر دو رکعت نماز و نافله ای بخوانم& تا نگاه می کنم شب نشینیه، ساعت ۱۲/۵ شده حالا آماده خواب میشیم خانم که روزا خوابه تازه سرگرمی هاش شروع میشه، تلوزیون، ظرف شستن، واتس آپ و هزار برنامه. ساعت ۱/۵ تا ۲ تازه بخوابیم، خیلی هنر کنم نیم ساعت بعد اذان بیدار بشم، بعضی روزا هم خیر سرم آفتاب بلنده و بیدار نشدم. ۳ ساله رو کتاب معاد و بازگشت به جدیترین زندگی درجا می زنم هنوزم صوت ۳۰ جلسش مونده، رغبت به کسب معرفت ازم دور شده. مسجد میرم نمازام منتظرم تموم بشه و برم دنبال هیچ و پوچ. خانم فکر کردیم مذهبی درجه یک هست، حافظ کل قرآنه ولی یک بار سراغ قرانش نرفته، فقط نماز و روزه، کارش شده سایتها و مدل ها زیر و رو کردن، حرف این و اون زدن، می ترسم روز بروز رنگ معنویت از زندگیم دورتر بشه، استاد سرتون رو درد آوردم شرمنده، راه کاری بدید، سخنی با ما بگید دل تنگ ما فراخ بشه و در پی بهجت سر از پا نشناسه. استاد ما همیشه بعد از پدر و مادرمون تو دعاهامون اسم شما را می آوریم چندین ساله. یا علی، عبد تشنه رو دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال خودتان باید زندگی خود را در اختیار بگیرید و مطابق برنامه‌ای که از طریق دین به خودتان می‌دهید؛ برنامه‌های قوه‌ی واهمه را کنترل کنید. مؤمن باید برای هر چیزی تعریف داشته باشد حتی برای شب‌نشینی، نه آن‌که بگذارد هرچه پیش آید، خوش آید. موفق باشید

24327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر من ما در خواب به نحو اجمالی از بدن جدا می شود و مستقل از بدن در عالم خیال به حرکت در میاد ربط بین این حرکت مستقل و به خاطر داشتن خواب ها در چیست؟ اگر خواب دیدن فرایندی غیر از فرایندهای تند خاکی دارد، چگونه در حافظه که مربوط به تن است، می نشیند و می ماند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حافظه نیز یکی از شئونات نفس ناطقه است. موفق باشید

24309

حضور قلببازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در بحث معرفت نفس ذیل نکته پنجم، در مورد حضور قلب در نماز فرموده اید ما هرچه در این جهت سعی کنیم، خود این تلاش حجابی برای نفس ایجاد می کند و برای داشتن حضور قلب باید آمادگی ای در ما شکل بگیرد و آن وقت ملکی ما را به آنجا که باید برویم می اید و می برد. آنچه از اوایل کتاب آداب الصلوه امام خمینی بیاد دارم اینست که ایشان از اولین گامهای رسیدن به حضور قلب را «استرجاع» فرموده بودند و از بقیه هم توصیه هایی با همین مضمون شنیده ایم. لطفا مضمون صحبت خود را در صورت امکان برایمان بازتر بفرمایید و توصیه خود را در این زمینه به ماهایی که هنوز اول راهیم بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در استرجاع و رجوع به حق در ذکر «انا لله و انا الیه راجعون» عملا انسان خود را در محضر حق قرار می دهد تا خداوند به نور فرشتگان قلب او را به سوی خود بکشاند ولی اگر مثلا در نماز بخواهیم با اراده‌های جزئی خود تلاش کنیم تا حضور قلب پیش بیاید همان تلاش ما نوعی حجاب برای ما می‌شود. موفق باشید

24191
متن پرسش
سلام استاد عزیز. خدا پشت و پناهتان. ۱. لطفا بفرمایید نفس چگونه بدن خود را می سازد وقتی جسمانیه الحدوث است و بعد از چهار ماهگی جسم تازه دارای روح می شود؟ ۲. استاد بزرگوار بنده به لطف خدا با آثار شما و حضرت امام (ره) خیلی خوب ارتباط برقرار کرده و به جانم می نشیند و بهره می برم ولی همچین استفاده ای رو از آثار علامه حسن زاده عزیز کمتر می برم انگار رزقم نیست. استاد چرا حضرت امام (ره) در بین آثار گرانسنگشان معرفت النفس دیده نمی شود و به طور مفصل و مجزا مثل علامه به آن نپرداختند؟ (مباحث معرفت النفس شما را با سی دی گوش دادم و بهره بردم به نظرتون لزومی داره به صورت مبسوطی که حضرت علامه تاکید دارن این مبحث رو دنبال کنیم؟). متشکرم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نطفه‌ی انسان از همان ابتدا روح دارد ولی در ابتدا، روحِ انسان بالفعل نباتی و بالقوه انسان است و آن وجهِ نباتی‌اش بدن خود را می‌سازد و از چهارماهگی روح، به جهتِ قوه‌ی انسانی‌اش شدت می‌یابد و روح انسانی می‌شود و بدن او مسیر انسانیت‌اش را طی می‌کند. ۲. حضرت امام در تعلیقات‌شان بر اسفار، بحثِ معرفت نفس را مبسوطاً مطرح کرده‌اند و بنا بر توصیه‌ی ایشان بنده جلد ۸ و ۹ اسفار را ترجمه کردم. فکر می‌کنم اگر کتاب «معاد» را همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید نسبت به مباحث معرفت نفس کامل‌تر خواهید شد. موفق باشید

23278

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و صلوات خدا بر شما باد. می بخشید پدر معنوی بزرگوار من دو تا ادرس ایمیل متفاوت را هنگام چند بار پرسیدن از این سایت امتحان کرده ام اما متاسفانه جواب را در ایمیلها دریافت نکرده ام در حالی که ایمیلهای دیگران را دریافت می کنم. چند بار هست که از شما خواسته ام جواب را در سایت قرار دهید تا بتوانم ببینم لطفا از سر لطف جواب سوال 23255 را هم در سایت بگذارید اگر ممکن هست به مسول سایت بفرمایید این مشکل را بررسی کنند. والحمدلله رب العالمین. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این‌طور جواب دادم:

23255- باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به این‌که شفا از آنِ خدا است. اگر آن آقا شما را دعوت به کار حرامی نمی‌کند، چه اشکال دارد به او رجوع شود، ولی با همان رویکردی که معتقد باشیم شفا از آنِ خدا است و هیچ‌کس مستقلاً نمی‌تواند کاری بکند. موفق باشید

19138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی طول عمر استاد گرامی: استاد من هم اکنون شرح کتاب معاد هستم اما مشکلی که دارم این است که روند مطالعه کتاب بسیار کند پیش می رود، شاید چند هفته ای یک جلسه و زمانی که می خوانم یا به صوت آن گوش می دهم همان گونه که مخاطب 19118 نیز اشاره کردن بسیار حالت کسالت و تکراری دارد و خواب آور هستند. در عین حال بسیار مایلم که با سرعت بیشتری پیش برود و معارف کلی تری دستگیرم شود و سپس درون ذهنم جمع بندی کنم، ممنون میشم اگه راه حلی پیش پایم بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان را خیلی به جزئیات مشغول نکنید. کلیات بحث را بگیرید و جلو روید. موفق باشید

18778

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1. اگر برخی وقایعی که در زندگی برایم اتفاق افتاده برای مردم تعریف کنم، به من خواهند گفت که تو چقدر بدشانسی و بد بیاری میاری! بنده نمی دانم اساسا در دین ما چیزی راجع به شانس یا مرتبط با آن هست؟ 2. اگر نیست پس این بدشانسی ها و بدبیاری ها و گرفتاری ها چه منشا و دلایلی می تواند داشته باشد؟ 3. و آیا قابل پیشگیری است؟ چگونه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در اعتماد به خدا و رعایت حقوق مردم، خود را رشد دهیم همه‌چیز به نفع ما تمام می‌شود. موفق باشید

32905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ببخشید استاد، آیا در جریان خواستگاران حضرت زهرا سلام هم سری وجوددارد، منظورم اینکه او دو تا به خود اجازه خواستگاری دادن و کلا مسایلی که حول محور جریان ازدواج آن وجود مقدس هست؟ اگر منبع یا مطلبی هم میدونید برای مطالعه مفید هست بفرمایید لطفا ۲. اینکه خدا مظهر «لم یلد و لم یولد» هست پس زنها نمیتونن مظهر این اسم خدا بشن؟ و اگر انسان مظهراین اسم هست پس چرا برای حضرت زهرا سلام الله علیه، قضیه ازدواج مطرح شد اگراین مظهر بودن برای حضرت زهرا امکان داشته پس ازدواج چطور معنی پیدا میکنه، و یا اینکه در مبحث ازدواج هم اسراری هست بالاتر. استاد این سوالات خیلی تو ذهنمه و نمیدونم جوابش چیه و به کجا برای پاسخش باید رجوع کرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای تولد، صرفاً به معنای تولد فرزند نیست، به معنای «صدورُ شیئ عن الشیئ» است یعنی خداوند از کسی و چیزی صادر نشده و از او نیز چیزی صادر نمی‌شود و خلقت، به معنای تجلّی است و نه صدور. در مورد حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» خوب است که مباحث کتاب «بصیرت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» و «مقام لیلة‌القدری» آن حضرت را که روی سایت هست، مطالعه فرمایید تا إن‌شاءالله ابعاد جامع آن حضرت برایتان روشن شود و جواب این نوع سؤالات نیز روشن شود. موفق باشید

29917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده طلبه پایه ۹ هستم. احساس می‌کنم فقه و اصول، آن حیات و نشاطی که باید را نداره. ولی فکرنمی کنم دست کشیدن از فقه و اصول هم کار درستی باشه. یک بار با خودتون هم که صحبت می کردم روی فقه و اصول تأکید داشتید ولی من نمی دونم دقیقا با چه رویکردی باید فقه را بخونم که احساس یک کار جدی را داشته باشم. ممنون میشم اگه راهنمایی بکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه و اصول، خود به خود موجب می‌شود تا روحیه‌ی تدبّر در متون دینی در شما تقویت شود. به همین جهت خوب است که آن‌را جدّی دنبال کنید. موفق باشید

29861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: کدام شرح بر مثنوی کامل‌تر و از نظر عرفانی جامع تر است؟ جناب جعفری آنطور که دکتر یثربی اگر اشتباه نکنم گفتند عرفان را ذوقیات می‌دانستند و بررسی که کردم جزو عرفا نیستند شرح زمانی هم گمان کنم گرچه برای شروع خوبست اما عمق لازم را ندارد شرح استاد فروزانفر و شهیدی را بررسی دقیق نکردم ولی چون شاید از عرفا نیستند آنچه می‌خواهم نباشد اگر شرح دیگری هست بیان فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب تشخیص داده‌اید. آری «طالب شرحی چنانم کو به کو» که البته هنوز پیدا نشده‌است و گرنه با عرفانِ مولوی مطالبی به ظهور می‌آید که حتما برای روح شیعه‌ی ایرانی بسیار کارساز تر است. موفق باشید

29334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با انتخاب شغل آینده و اینکه بین دو یا سه راه کدام یکی را انتخاب کنم کمی سردرگم شده‌ام. در هر سه راه پیش رو هم علاقه است و هم استعداد. تمامی شرایط برای هر کدام از این سه راه مهیا می‌باشد. با این حال بنده در انتخاب مسیر شغلی آینده دچار سردرگمی شده‌ام. تمامی راه‌ها از لحاظ فایده برای انقلاب و اسلام تقریبا فایده یکسانی خواهند داشت. تنها تفاوت آنها در وضعیت زندگی شخصی در آینده است. می‌خواستم بنده را در این آزمون دنیایی راهنمایی کنید. رشته‌هایی که به آنها علاقه دارم شامل مهندسی و هنر و همینطور شغل نظامی هستتد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر کدام را که احساس کنید در کنار درآمدی جهت زندگی، روحیه‌ی معنوی شما را بهتر حفظ می‌کند و رشد می‌دهد. موفق باشید

29298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهرزاده: در کتب عرفا صحبت از عالم ماده که پیش می آید مطابق هیئت قدیم که ظاهرا منسوخ شده است بحث می‌فرمایند در فصوص که بدتر افلاک را ۱۵ گانه می‌خواند که حتی طبق هیئت قدیم هم اشتباه است و توجیهی که شما در شرح فصوص کردید بنظر قانع کننده نیست یا اگر به مصباح الانس نظر کنیم می‌بینیم طبق هیئت قدیم در مورد عالم ماده صحبت کردند و جای توجیه که نظام افلاکی عرفانی را به تصویر کشیدند ندارد حال سوال اینست که این عرفا که بعضا مدعیند تا تعین اول قدم نهاده اند چه شد که این چنین در درک عالم ماده به خطا رفتند از عجایب است که کشف و شهود در عالم ماده حرفی برای گفتن ندارد و الا این همه عارف آمدند با کشف اکتشافی می‌کردند و این رفاهیاتی که توسط کفار غربی پدید آمد توسط آنها رقم می‌خورد به نظر می‌رسد همه این شهودها کشک باشد نه کشف.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر عرفا نسبت به آسمان‌ها و افلاک، ربطی به افلاکی که هیئت قدیم مطرح می‌کند، ندارد. مثل هفت آسمان که قرآن می‌فرماید که مربوط به عوالم غیب است و یا این‌که مثلاً در عرفان داریم، حضرت عیسی «علیه‌السلام» در فلک شمس هستند، که این یکی از مراتب عالَم نفس است و نه عالم جسم. موفق باشید

28893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده عزیز: یک سوال داشتم استاد این داستان را بخونید مرحوم آیت الله کشمیری در نجف توی کوچه می‌رفتند. بچه‌ای مشغول بازی بود و چیزی به‌طرف ایشان پرت کرد و به ایشان اصابت کرد. مادر بچه آنجا بود. استاد فرمود: من ناراحت شدم و به مادرش گفتم: مواظب بچه‌ات باش، مادرش خندید و گفت: همین که هست. به خانه برگشتم. لحظاتی بعد سرو صدای گریه شنیدم. پرسیدم چیست؟ گفتند یک کامیون روی بچه رفته و او را کشته است. یکی از نزدیکانم به من گفت: مردم کرامت دارند مریض شفا می‌دهند. تو ناراحت می‌شوی که این اتفاق بیفتد؟ علت را از استاد جویا شدند فرمود: من از بچگی این‌طور بودم که کسی مرا اذیت می‌کرد نتیجه‌اش را می‌دید. استاد من هم جوانی می‌شناسم که از کودکی از هرکه دلگیر و رنجور می‌شد برای آن شخص اتفاق بدی می افتاد و تا همین الان همینطور است، حتی اگر پدر و مادرش ناراحتش کنند سریع عکس العمل رفتارشان را می بینند، با اینکه سعی می‌کند از هیچکس دل ملول و ناراحت نشود اما بالاخره گاهی اوقات ناراحتی ایجاد می‌شود. استاد علت این موضوع چیست و رابطه این فرد با جامعه و اطرافیانش چگونه باید باشد، آیا باید روابط خود را با اطرافیان کاهش دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر خاصی نمی‌توانم در این مورد بدهم چون بالاخره افرادی مثل آیت اللّه کشمیری کسانی نیستند که خودشان اراده‌ی تقاص نسبت به ظلمی که به آن‌ها می‌شود، بکنند. موفق باشید

نمایش چاپی