بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات. استاد این جمله چقدر درست است؟ : «شما در شب قدر خودتون مقدرات را معین کرده و به امضای حضرت علیه السلام می‌رسونید.» نقش دعاهای ما در شب قدر از جهت قضا و قدر الهی چگونه است؟ ممنونم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید حرف خوبی باشد. می‌توانید برای فهم بهتر موضوع، به بحثِ «معنای درک شب قدر» که در کانال مطالب ویژه هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

26995
متن پرسش
اگر توحید افعالی بیان می کند که هر چیز من جمله افکار و اندیشه ها و وقوع پدیده های طبیعی از جانب خداوند است، ستارگان بدون اذن او برافروخته نمی شوند. قلب بی اذن او خون به بدن پمپ نمی کند و خلاصه کوچکترین حرکتی نیست که بی اذنش صورت گیرد. حتی این پرسش نامه که در حال نوشتن آن محضر شما هستم همه دلیل آن ذات اقدس و اعظم و رب العالمین است، پس لزوم فرستادن احکام و شرع چیست؟ در حالی که او خود می تواند هدایت کند یا گمراه؟ ممکن است بگویید احکام و شرع وسیله است برای ایجاد و وقوع این سنت اما حال چه نیاز زمانی که کسی قصد دارد به ما زیانی برساند آن را از خود دفع کنیم مگر نه اینکه همه از جانب اوست؟ یا دشمنی که قصد جانمان را دارد مگر نه اینکه قصد او قصد خدا، شمشیر او شمشیر خدا و حرکت دست او به اختیار باری تعالی می باشد؟ فراتر از همه آنها اگر همه چیز از جانب اوست پس دیگر گناه کار و درستکاری معنایی ندارد زیرا آن وجودی که وجودش از رب العالمین است به اذن خدا گناهکار می شود و عذاب می کشد پس تفاوت او با آن بهشتی چیست؟ چرا خداوند برای یکی عاقبت بد و برای دیگری سعادت می خواهد؟ یا چه نیاز زمانی که به گناهی مبتلا شده گریه و زاری و استغفار کرده در حالی که خود خداوند موجب به فعلیت رسیدن این گناه بوده؟ با همه اینها می دانم حقی است که بدان آگه نیستم، و ذهنی دارم که بدون لطف خدا هیچ مفهومی را درک نخواهد کرد بنابراین از شما خواستارم که ان شاءالله موجب گشوده شدن باب فهم من باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که حضرت حق خواست خود را در آینه‌ی مخلوقات بچشد به همان معنایی که فرمود: «کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف». لذا خداوند خود را در عبد دیدن و عبد، خدا را در خود یافتن، امری است که انسان در آن صورت از آنِ خدا می‌شود و اگر عبد با عصیان خود مانع تجلیات الهی در افکار و اعمالش شود، عملاً از خدا دور می‌افتد و جهنم یعنی همین. شریعت، راهی است جهت تحقق عبودیت تا موانع تجلیِ انوار الهی کنار رود و لذا نباید بین تکوین و تشریع خلط شود. موفق باشید

26069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر این گونه احادیث صحت دارد؟ در روایت حبابه والبیه آمده است: دیدم حضرت امیر ع در شرطه الخمیس در حالی که در دست ایشان چوبی که دو انگشت دارد که با آن فروشنده های جری (ماهی بدون پولک) مار ماهی و زمار (ماهی همچون کرم و سبیل دارد) را زد و به آنها فرمود: ای فروشندگان مسوخ بنی اسرائیل و سربازان مروانیان، فرات بن احنف پا شد و پرسید: این سربازان مروانیان کیانند؟ امام فرمود: مردمانی بودند که محاسنشان را تراشیدند و سبیلهاشون را پیچاندند که مسخ شدند. به نظرم خیلی بعید می آید صحت اینگونه روایات.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم درست باشد که معلوم نیست؛ مربوط به افراد خاص و شرایط خاص است، چه ربطی به امروز و مردم این زمانه دارد؟!! موفق باشید

25388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ضمن سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوار: خواستم بگم که من جوانی ۲۳ ساله هستم که علاقه زیادی به سیر و سلوک حقه اللهی دارم و بزرگترین هدف من حقیر از زندگی همین مطلب می باشد و بسیار در این مسئله دغدغه دارم و دنبال این هستم که به بهترین شکل ممکن و با راهنمایی استاد این راه را دنبال کنم و متاسفانه استادی ندارم که در این راه به من لطف کنن و ازم دستگیری کنن. حال با تحقیقی که داشتم، شخصی شما را به من معرفی کرد. حال خواستم بپرسم می شود درخواستم رو بپذیرید یا نه استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم سیر مطالعاتی سایت در این مورد کمک کند به‌خصوص اگر سری به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

25331
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب بصیرت فاطمه زهرا (س) در بخش (ریشة عدم بصیرت روشنفكران ما نسبت به دشمن) شما فرمودید دانشجویان خط امام «رحمة‌الله‌علیه» به سفارتخانة آمریكا در زمان دولت موقتِ آقای بازرگان حمله می‌كنند، آقای بازرگان استعفا می‌دهد كه چرا به سفارتخانه آمریكا حمله كرده‌اید، چون او آمریكا را یك دولت می‌داند، كنار بقیة دولت‌های دنیا، در حالی‌كه دانشجویان ما متوجّة توطئه‌های آمریكا زیر پوشش سفارتخانه می‌شوند. چرا دانشجویان خط امامی می‌فهمند این سفارتخانه یك جاسوسخانه است و امثال بازرگان و بنی‌صدر و قطب‌زاده نمی‌فهمند؟ ریشة مسئله را در نزدیكی و دوری به بصیرت فاطمه (س) باید جستجو كرد و هوشیاری خاص آن حضرت كه جایگاه هر حادثه‌ای را در متن تاریخ می‌بیند و نه در شعارها و شخصیت‌های آن حادثه. اما تحلیل امروز در خصوص تسخیر لانه جاسوسی اینگونه است که چون قبل‌تر از این شدت احساسات ایدئولوژیک نه فقط در بین سران حکومت که حتی در جامعه به حدی بود که اگر کسی این حرف را می‌زد می‌شد جاسوس خائن! امروز است که داریم متوجه می‌شویم دولت کارتر تا قبل از تسخیر سفارت با دولت موقت برای تأمین امنیت همکاری می‌کرد و حتی اطلاعات ارتش عراق را در اختیار ایران می‌گذاشت و حاضر بود همه‌نوع همکاری و سرمایه‌گذاری داشته باشد (نخستین دولتی که تنها یک ساعت پس از سقوط بختیار و پیروزی انقلاب، دولت موقت را به رسمیت شناخت آمریکا بود یک روز بعد پاکستان و سه روز بعد از پیروزی شوروی به رسمیت شناخت) الآن است که داریم متوجه می‌شویم تسخیر سفارت و بلوکه شدن سرمایه‌های ایران در بانک‌های آمریکا یک بانک آمریکایی را از خطر ورشکستگی حتمی نجات داد امروز است که مطلع شده‌ایم اشغال سفارت باعث شد پس از نزدیک به یک سال که افکار عمومی مردم جهان حتی در آمریکا و انگلستان به نفع ایران بود و همه انقلاب را تأیید می‌کردند ناگاه پس از اشغال سفارت اکثر این افکار علیه ایران شد و فضا برای برخود قهری با انقلاب توسط دولت‌های بزرگ از تحریم گرفته تا حمایت تسلیحاتی از ارتش عراق فراهم آمد و ... . آیا شما اندیشه و طرز فکر امروزی را بر مبنای تسخیر لانه جاسوسی می پسندید؟ من مطلب کپی کردم امیدوارم در سایت بدست شما برسه چون گویا مطالب کپی شده قابل روئیت نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً مطلع هستید که زوایای جریان گـروگـانگيــري جاسوسان در سفارت آمریکا، زوایای دقیقی دارد که باید با دقت دنبال کرد. بنده در جواب جنابعالی یادداشت‌هایی داشتم که خدمتتان ارسال می‌کنم تا إن‌شاءاللّه خودتان در مورد آن عمل فکر کنید. موفق باشید

     در تاريخ معاصر حادثه‌اي به عظمت گروگانگيري نداشته‌ايم. كه لازم است در رابطه با آن حادثه دو نوع عامل را در نظر گرفت:

     الف) عواملي كه ارتباط مستقيم با قضيه داشتند، ولي عوامل اصلي نبودند مثل

     ۱. پذيرش شاه از سوي آمريكا    ۲. ملاقات نخست وزير دولت موقت با برژينسكي

     ب) عوامل اصلي : ۱. گروگانگيري بازتاب طبيعي دخالت‌هاي آمريكا در پنجاه ساله اخير در امور مسلمين بود. ۲. بازتاب الهامات تدريجي ولي مؤثر از تعاليم اسلامي، به خصوص تشيع بود و روحيه سازش نكردن با ظلم و ظالم و نگراني و شناختي كه از توطئه آمريكا به عنوان سردمدار استكبار جهاني وجود داشت، الزاماً چنين واقعه‌اي را مي‌طلبيد.

۳. بازتاب  كينه ديرينه‌اي است كه در عمق وجدان ملت موجود بود و مذهب و مليت ما از آمريكا جريحه‌دار شده بود.

۴. بازتاب و تجلي توكل يك ملت به خدا بود كه از رهبر الهي خود آموزش ديده بودند.

      سفارت در ۱۳ آبان سال ۵۸ به دست دانشجويان افتاد (به مدت ۴۴۴ روز) و مورد پشتيباني مردم و رهبري قرار گرفت. امام فرمودند: «آن انقلابي بزرگتر از انقلاب اول است». آيت‌الله بهشتي در سمت نايب رئيس مجلس خبرگان از پشتيبانان اين كار بودند و گروههاي چپ و ماركسيست كه هميشه مذهبي‌ها را به ساده گرفتن امپرياليسم متهم مي‌كردند و معتقد بودند آمريكا با پيچيدگي‌هايي كه دارد بالاخره انقلاب را منحرف مي‌كند و خودشان را هميشه طلايه‌دار و پيشتاز مبارزه با امپرياليسم مي‌دانستند، يك مرتبه متوجه شدند در اين راه، بسياربسيار از ملت و رهبرالهي آن عقب افتاده‌اند و به همين جهت در ابتدا مي‌گفتند حركتي است مشكوك ولي بعد كه ديگر حيثيتي براي آنها نمانده بود، ديدند حركتي بسيار انقلابي و سازش ناپذير است بخصوص كه اسناد مربوط به خط ميانه و سازشكار داخلي را نيز دانشجويان خط امام منتشر كردند، مثل اسناد مربوط به رابطه پنهاني حسن نزيه، مقدم مراغه‌اي و تيمسار مدني كه همگي از اعضاء دولت موقت آقاي بازرگان بودند.

   افرادي مثل قطب‌زاده و بني‌صدر با گروگان‌گيري مخالفت كردند و بني‌صدر گفت: «با گروگان‌گيري، ما گروگان شده‌ايم». و خود را بدين طريق به آمريكا نزديك كرد و از مسير حماسي انقلاب و رهبري آن از همان روز فاصله گرفت.

     عكس‌العمل آمريكا : ۱. مسدود كردن دارايي‌هاي ايران. ۲. تحريم اقتصادي ايران توسط متحدين آمريكا. ۳. حمله ناموفق طبس  ۴. تحريك و ايجاد كودتاي نوژه ۵. دادن چراغ سبز به عراق براي حمله به ايران

     امام خميني (رحمت‌الله‌عليه) امر رسيدگي به مسئله گروگان‌ها را به عهده اولين مجلس شوراي اسلامي واگذار كردند كه نهايتاً در نشست الجزاير و با وساطت آن كشور به نتايج زير رسيد.

۱. اموال ايران از توقيف خارج گشت. ۲. قرار شد اموال شاه و ديگر طاغوتيان فراري با تهيه درخواست حقوقي از سوي ايران به دادگاه‌هاي صالحه ارجاع شود و آمريكا متعهد گرديد در امور ايران مداخله نكند (عجيب اينكه همان‌هايي كه مي‌گفتند چرا گروگانگيري كرديد، بعد مي‌گفتند چرا گروگان‌ها را محاكمه نمي‌كنيد؟».

     نتايج گروگان‌گيري

    ۱. در عرف نظام سياسي جهان، عملي ارزش آفرين بود كه عامل بقا و شخصيت دادن به يك ملت و انقلاب شد.

    ۲. تحقير آمريكا كه موجب ريشه‌دار شدن انقلاب گرديد. ۳. براي جهان روشن شد كه سفارت آمريكا، سفارت نبود، بلكه جاسوس‌خانه بود و عملاً حيثيت آمريكا در عرف بين‌المللي براي هميشه از بين رفت. ۴. اسناد نشان داد نوكرهاي آمريكا در حال برنامه‌ريزي بر عليه انقلاب بوده‌اند. ۵. شيرازه عوامل توطئه كه توسط سفارت رهبري مي‌شدند، از هم پاشيد، در داخل سفارت‌خانه دستگاه گيرنده و فرستنده عجيبي داشتند كه با آن مي‌توانستند روي تمام امواج بي‌سيم‌هاي جمهوري اسلامي بيابند. ۶. بسياري از عواملشان رسوا شد و بي‌آبرويي برايشان آورد. ۷. بسياري از برنامه‌هاي‌شان كشف و خنثي شد. ۸. براي جهانيان روشن شد كه آمريكايي‌ها خيلي هم قلدر نيستند و زورشان به امت مؤمن نمي‌رسد. و در نتيجه اُبهت‌شان نزد ساير ملل شكست و تأثير اسلام در مقابله با قدرت‌هاي مستكبر نمودار گشت. لانه‏ جاسوسى‏ آمريكا را دانشجويان خط امام گرفتند. امام فرمودند: اين انقلاب از انقلاب اول مهم‏تر بود، به جاى اين‏كه بگويند چرا اين جوانان ما را با آمريكا درگير كردند، از كار آن‏ها استقبال نمودند و عملًا انقلاب را چند قدم جلو آوردند. اين روحيه، روحيه ‏اى است كه هركس سيره اولياء الهى را بشناسد از آن استقبال مى ‏كند. فرمايش امروز مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالي» بسيار عالمانه بود. ايشان فرمودند كسانى كه مى ‏گويند در دوره سازندگى ما به سازندگى كشور بپردازيم و كارى به آمريكا نداشته باشيم، خيلى ساده هستند. اصلًا مگر مى‏ شود؟ مى‏ گفتند استكبار يا با تو مى ‏جنگد تا تو را به زانو در آورد يا بايد از اول تسليم او شوى. مگر او مى ‏گذارد ما سازندگى ‏مان را بكنيم. جنس حركت‏هاى توحيدى و انقلابى اين است كه موحدان در كنار سازندگى، جنگ هم داشته باشند و از حادثه‏ ها هراسى به خود راه ندهند. آرى‏ «التَّاجِرُ مُخَاطِرٌ» تجارت بى‏ خطر نمى ‏شود. زندگى يك تجارت پر مخاطره است. شما از خطر نترسيد زيرا كه جلوه ‏اى از گوهر عقيده و ايمان شما در همين مخاطرات به نمايش مى‏ آيد و از آن طرف وَهمى ‏بودن شخصيت دشمنان اسلام نيز ظاهر مى‏ گردد.

زندگى‏ هاى تاريخ‏ ساز

انسانى كه از اين قاعده غافل است انتظار دارد براى انجام برنامه‏ هايش هيچ مانع و مخاطره ‏اى پيش نيايد و لذا در مقابل اولين مانع ناراحت و عصبانى مى‏ شود، كه اى واى حالا اين حادثه ‏ى غير منتظره همه كارها را خراب مى‏ كند. ولى زيبايى ‏هاى كار در درست برخوردكردن با همين حادثه‏ ها است. راستى اگر معاويه در همان ابتداى حاكميت على (ع) مزاحم آن حضرت نبود، آيا امروز تاريخ شاهد بزرگى ‏هاى آن حضرت مى ‏شد؟ درست است كه به ظاهر كارهاى معاويه و خوارج براى برنامه‏ هاى آن حضرت مزاحمت ايجاد كرد ولى آن حضرت در همين مخاطرات بشر را به چشمه ‏هاى هدايت ابدى متصل نمودند و تا تاريخ، تاريخ است بشر مى ‏تواند از شخصيت آن حضرت تغذيه كند. بنده در كارهاى اجرايى متوجه شدم اصلًا مخاطره جنس كار است. و مدير آن است كه مخاطره‏ ها را به سوى اهداف خود جهت‏ دهد و نه از آن فرار کند.

24781
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت: ۱. استاد نظرتون راجع به کتاب «قیام امام حسین علیه السلام» اثر آقای سید جعفر شهیدی و « تفسیر انسان به انسان» آیت الله جوادی (از لحاظ محتوا و سنگینی مطالب) چیه؟ برای جوانان مناسبه؟ ۲. چند کتاب خوب میشه معرفی کنید که تا قبل محرم بخونیم و استفاده کنیم که ان شاءالله اون اشک مطلوب و اثر عالی عزاداری رو در محرم داشته باشیم؟ خیلی ممنونم تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو کتاب بسیار خوب است کتاب آیت اللّه جوادی برای جوانان کمی سنگین است. ۲. کتاب‌های «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» و «حماسه‌ی حسینی» و «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» می‌تواند افق‌هایی را در مقابل رفقا بگشاید. موفق باشید

24752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در آیه ۲۱۹ سوره بقره خدا می‌فرماید در انفاق میانه‌روی داشته باشید منظور از میانه روی چیست؟(در حالی‌که ائمه گاهی همه اموال خود را انفاق می‌کردند و همچنین همه جان خود را در این راه فدا کردند) همچنین در آیه بعدی می‌فرمایند که در مورد یتیمان خود را به زحمت نیاندازید؟ در حالی‌که حضرت‌ علی (ع) و بقیه‌ی ائمه (ع) برای یتیمان به سختی و زحمت می‌افتادند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید طوری عمل کرد و آن عزیزان طوری عمل می کردند که خودشان گرفتار فقر نشوند تا از ادامه‌ی زندگی و توفیقات انفاق‌های بعدی باز بمانند. موفق باشید

24651
متن پرسش
سلام استاد عزیزم ضمن عرض تشکر از شما دو سوال داشتم: ۱. در فرمایشات شما و یکی دیگر از علما مطلبی است راجع به اینکه آنچه باعث ارزش اعمال می شود ولایت است مختصر بگویم در پاسخ به تفکری که معتقد است غربیان به علت داشتن نظم و اخلاق از ما به اسلام بیشتر عمل می کنند شما معتقدید که خوبی و ارزش کار به نیت و جهت دهی روح و سرسپردگی بر آستان ولایت است صرف عمل که انسان را رشد نمی دهد که البته روایت هم در این زمینه داریم که اگر کسی شبها عبادت و روزها روزه باشد ولی ولایت مولاعلی علیه السلام را نداشته باشد با بینی در جهنم است (چون راهی طی نکرده است) بنده دقیقا نظر شما را قبول داشته و با جانم عجین است اما سوالم در رابطه با حدیثی است که می گوید: «کافر خوش اخلاق از مؤمن بداخلاق بهتر است.» اینکه یه جور تناقص با نظریه فوق دارد. لطفا راهنمایی بفرمایید. ۲. استاد بزرگوار در کتاب هدف زندگی زمینی آدم فرمودید که منظور شخصیت حقوقی حضرت آدم است و در واقع منظور آیه شریفه حقیقت آدم است که بعد از هبوط و توجه پیدا کردن به جسم جزیی و شخصی می شود سوالم این است که اگر مدنظر حقیقت آدمیت بوده و امر به سجده به آن حقیقت بوده است چرا شیطان در آن ساحت حرف از جسم و خاکی بودن می زند؟ سپاس فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید از این نظر متذکر باشند که امکان ندارد اهل ولایت بد اخلاق باشند پس عملاً از دین خود بهره‌ای نبرده‌اند ۲. به نظر می‌رسد که می‌توان گفت شیطان نظر به خلیفة اللهیِ آدم در زمین دارد و مقام خلیفة اللهی آدم در زمین مدّ نظر اوست و از این جهت، وجهِ زمینی خود را با وجهِ زمینی آدم مقایسه می‌کند. موفق باشید

22931
متن پرسش
سلام علیکم: بنده اواخر بحث معاد هستم (تجسم اعمال) بحث به گونه ای هست که الان اگر عملی انجام دهم بخاطر این است که با صورت آن عمل روبرو شوم مثلا وضو می گیرم به امید اینکه با صورت آن رو برو شوم. پس کی شود که از این صورت عبور کنیم و فقط حق در منظر ما باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان صورت‌ها آینه‌ی شفاف و زلال حضور حضرت حق برای شما خواهند شد. موفق باشید

22396
متن پرسش
با سلام محضر استاد: یک بار که با یک چشم به آسمان می نگریستم متوجه شدم رنگ آسمان در یکی از چشمانم تیره تر از دیگری بنظر می رسد حال سوال این است که با توجه به این آزمایش متوجه می شویم این امکان وجود دارد که احساسات از واقعیات فاصله داشته باشند پس چگونه شما قائل به تطابق ذهن و عین هستید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان به جهت ذاتِ مجردی که دارد، ماورای حواس پنج‌گانه با عالَم مرتبط است و به همین جهت حتی خطاهای حس را هم متوجه می‌شود. موفق باشید

21778
متن پرسش
با سلام و عرض تبریک سال نو: حضرت استاد توفیقی شد کتاب امام خمینی (ره) و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه رو در عید مطالعه کردم - البته قسمت آخر کتاب رو هنوز تموم نکردم - ولی برام این سوالها مطرح شد که نسبت فرزندان انقلاب با اساتید اخلاق و عرفان که عموما شاگردان ایشان جدای از های و هوی جامعه و متن آن می‌شوند و البته ممکن هم هست که ندرتا این اتفاق نیفتد، چیست؟ آیا این مدل از سلوک جزو برنامه های انقلاب و سلوکی که معرفی می کنند برای فهم انقلاب و إن شاء اللّه ماندن در بطن آن و عمل کردن در این راستا، محسوب می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال یکی از کاربران عرض شد وقتی ما نسبت به رخداد بزرگی مثل انقلاب اسلامی احساس مسئولیت کردیم، خود به خود اخلاقِ مناسب آن مسئولیت در ما شکل می‌گیرد و تذکراتِ اساتید اخلاق در این رابطه معنا پیدا می‌کند، وگرنه اخلاق منهای احساس مسئولیت نسبت به وظیفه‌ای بزرگ، چندان در جای خود قرار نمی‌گیرد. موفق باشید 

31633
متن پرسش
با عرض سلام: حقیر با اینکه مبتلا به کرونای نسبتا شدیدی شدم بنحوی که بارها در طول ابتلا شهادتین را به لب جاری می‌کردم و پس از بهبودی نسبی گرفتار افسردگی شدید شدم هم اکنون هم بسیاری از سیستم های بدنم مختل است. مثلا احساس درد تا حدی در سراسر بدنم تعطیل است با اینکه این بیماری وحشتناک ترین حادثه عمرم بود ولی هم اکنون شاید جزو معدود افرادی باشم که خوشحالم که این تجربه در زندگیم رخ داد چون تجربه ای استثنایی بود و درک مرا نسبت به هستی افزود و از آن موقعیت های مرزی بود که اگزیستانسیالیستها در بدر دنبالش هستند حال سوالاتی از محضر استاد دارم: ۱. با توجه به اینکه کرونا حواس مرا موقتا تغییر داد برگردیم به سخن نسبی گراها، واقعیت کدام است حواس جدید هم مثلا من به علم حضوری می یابم آب جوش در دهانم داغ نیست چرا این علم حضوری را فدای علم حصولی (شهادت دیگران، شهادت حافظه خودم) کنم؟ ۲. کرونا عواطف و وجدانیات مرا هم تغییر داده بنحوی که من در کنترل خشم مشکل داشتم اما الان وحشتناک آرامم با سعه صدر بالا چگونه ممکن است و من کدامم؟ اگر ملاک حشر ملکات است چگونه کرونا ملکات را نابود کرد و بعد ازین اگر ملکات بازگشت نکرد من با کدام ملکه حشر می‌شوم و اصولا ملاک ملکات لحظه ی مرگ است؟ ۴. بنظر می‌رسد انسان روح مجرد ندارد چون تغییری که کرونا ظاهرا در مغز حقیر صورت داد باعث شد مجردترین ابعاد من را هم تغییر دهد. بنظر می‌رسد یا برگردیم به حرف ماتریالیست ها یا ما که خدا باوریم برگردیم به حرف محدثین و یا متکلمینی که می‌گفتند موجود مجرد فقط خداست و انسان فقط ماده است بله ماده ایست که خدا اراده کرده در او حافظه، احساس، ادراک و چیزهای دیگری که فکر می‌کنیم غیر مادی اند قرار دهد. مشکل فلاسفه این بود که علی رغم اینکه قرآن حتی جمادات را هم مدرک می‌داند به سنگ و .. نگاه می‌کردند به نگاه ظاهری درکی در او نمی دیدند بعد به انسان می‌رسیدند ویژگی های غیر مادی در او میدیدند بعد نتیجه می‌گرفتند روح مجردی در کار است در حالیکه روحی در کار نیست همین جسم مادی آن ویژگی های غیر مادی را خدا اراده کرده در او تعبیه کند. همین مغز بدون نیاز به روح ادراک کلیات و... می‌کند و بعد هم معاد جسمانی دال بر این است که ما فقط جسمیم و الا خودتان بهتر می‌دانید همان معاد روحانی کافی بود و می‌دانید که ملاصدرا به چه دردسرهایی افتاد و آخرش هم بعید می‌دانم قائل بشوید که همین بدن گوشت و پوست و استخوانی دنیوی حشر کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد حکایت از آن دارد که در دل جریان حضور ویروس کرونا در جهان در این تاریخ، تقدیری در میان است تا انسان‌ها به‌کلّی خود را و جهان خود را بازخوانی کنند. ولی در این بازخوانی بالاخره اصالت‌های عالم در جای خود محفوظ است. مثل آن‌که علمِ به خود داریم که دلیل بر تجرد نفس است و یا این‌که آنچه را ملکات می‌پنداشتیم با فشار سکراتی حاصل از بیماری کرونا متوجه می‌شدیم چندان هم آن امور از ملکات نبوده‌اند که ویران شده. در هر حال به نظر می‌آید تقدیری است که باید اکثر انسان‌ها تجربه کنند تا به حضور دیگری بیندیشند و به پساکرونا که ظاهراً جهان دیگری است فکر کنند، به‌خصوص که کارشناسان پزشکی، افقِ ده ساله آینده را افق همراه با این ویروس می‌دانند. که البته این نگاه، در محدوده اندیشه‌های تجربی است. گویا باید موضوع را عمیق‌تر از این دنبال کرد. موفق باشید   

31486
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد طاهرزاده: جناب استاد با توجه به پاسخ ۳۱۴۶۲ نکته ای به نظر می رسد که جنابعالی در پاسخ مسئله دیگری را مطرح نمودید که سائل هم به آن معتقد است سخن در این نبود که قرآن و اسلام نابود می شود که شما آیه «انا نحن نزلنا الذکر» را مطرح نموده و این که اسلام در طی قرون از حجابها و موانع عبور کرده است و باقی مانده است. سخن در این بود که شما فرمودید آینده اسلام را گره زدید به حکومت فعلی و گفتید خدا اجر خون شهدا را ضایع نمی کند و این حکومت و انقلاب را حفظ می کند و بر نظام استکبار غلبه می دهد و آنگاه این شبهه پیش آمد که چنین مسئله ای نه دلیل عقلی دارد نه توسط نقل و تاریخ اثبات می شود و خون شهدای بزرگ صدر اسلام مطرح شد که آن خونها باعث نشد حکومت به امام علی برسد باعث نشد حکومت از دستان امام معصوم و حجت و ولی خدا امام مجتبی خارج نشود و تسلیم معاویه خبیث نشود. با توجه به این نکته بسیار مهم که آنجا عیب از مردم بود و از جانب حاکم معصوم هیچ خطایی و ظلمی نبود اما اکنون که ظلم از جانب حاکمان بیداد می کند ما مردم هم که گرفتار چه ظلم‌ها و اجحاف‌ها و بی ایمانی ها در حق هم شده ایم الملک یبقی مع الکفر ولایبقی که الظلم. هشدار شهید مطهری هم در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی قابل توجه است که فرمود اگر این انقلاب به معنی واقعی کلمه عدالت را اجرا نکند و شکاف های طبقاتی را به معنی واقعی پر نکند آنگاه ممکن انقلاب دیگری رخ بدهد که معلوم نیست اسلامی باشد. لذا اجر خون شهیدان با خودشان و لقای پروردگار است و باعث حفظ اسلام و دین خدا می شود نه اینکه حتما این انقلاب و حکومت حفظ می شود و حتی اگر هیچ شهیدی هم نبود خداوند باز دین خودش راحفظ می کرد و به قول قرآن حتی اگر نیاز می شد شما را می برد و خلق دیگری را می آفرید. خلاصه آنکه اشکال چیز دیگری بود و پاسخ چیز دیگر با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین امر باز عرض بنده آن است که اصل انقلاب اسلامی که مسیر حضور خدا در مقابل جهان استکبار و سکولاریته است، حفظ می‌شود و مردمی که در این زمانه به دنبال مأوایی بیرون از سیطره استکبار می‌باشند می‌توانند خود را در آن مأوا دنبال کنند. موفق باشید

30701

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا شرح فصوص الحکم فایل صوتی ندارد؟ چرا در سایت نیست؟ چون در مقدمه کتابش نوشته باید با فایل صوتی کار شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد لازمه‌ی ارتباط با «فصوص‌الحکم»، دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «از برهان تا عرفان» و کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن‌ها است که حدود ۱۲۰ جلسه می‌باشد. پس از آن می‌توانید با جناب حاج آقا نظری موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید

29952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: در مورد ظهور حضرت صاحب بعضا مشاهده می‌شود یکی از علل عدم ظهور را عدم آمادگی شیعیان می‌دانند «وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا» اما سوال اینست که نقش پیروان بقیه ادیان و مذاهب در عدم ظهور حضرت چیست؟ چون انقلاب حضرت جهانیست بنظر می‌رسد همه مقصریم و زمینه ظهور حضرت باید جهانی باشد و بقیه ادیان هم باید آمادگی هایی در خود بوجود آورند و اگر این آمادگی جهانی پدید نیاید و شیعیان همه آن بشوند که حضرت می‌خواهد آیا درین فرض که اقلیتی آماده است و اکثریتی نیست حضرت ظهور می‌کنند؟ آیا دقیق مشخص است چه آمادگی هایی باید پدید بیاید تا حضرت ظهور کند و مرحله به مرحله مشخص باشد یکی از سخنرانان بحث مواسات را مطرح کردند. اما سوال اینست بفرض این امتحان مواسات یکی از پیش زمینه های ظهور باشد بفرض ما موفق شویم اکثریت جهان که این امتحان برایشان مطرح نشده مانع ظهور نمی‌شوند؟ رهبری هم که مراحل چندگانه تا تمدن اسلامی مطرح کردند حتما این مراحل باید طی شود تا حضرت ظهور کنند؟ و اگر تمدن شکل گرفت با توجه به اینکه بساط ظلم را تا حدودی برخواهد چید در آن صورت جایگاه روایت «ملئت ظلما» چه می‌شود و آیا می‌توان گفت که پیش از انقلاب ملئت تحقق یافت و با انقلاب ظهور تدریجی حضرت آغاز شده است و در این صورت جایگاه آن سخن که امر حضرت ناگهانیست کجاست و اگر به تمدن رسیدیم بعد از آن چه مراحلی تا ظهور کامل در پیش داریم؟ تحقق تمدن در ایران یا کشورهای مسلمان کافیست یا همه جهان را باید در بر بگیرد؟ آیا حضور تمدن اسلامی در جهان باید مانند حضور جهانی تمدن غرب بشود که دهی نیست که فتح نکرده باشد و درین صورت همین‌که روح عالم، اسلامی باشد کافیست یا همه یا اکثریت باید مسلمان شوند تا حضرت ظاهر شوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان بحمدالله در حال آماده‌شدن به شرایطی است که شرایط موجود نباشد و تمدن اسلامی با تقابل با ظلمات استکبار، زمینه‌ی ظهور حضرت «عجل‌الله‌‌تعالی‌فرجه» را فراهم می‌کند و در این راستا تحولی عظیم در جهان صورت می‌گیرد. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست در این رابطه نکاتی را متذکر می‌شود. موفق باشید

29904
متن پرسش
سلام استاد: در رابطه با کتاب خویشتن پنهان دو سوال دارم: ناقص الخلقه هایی هستند که یک بدن دارند و دو سر: سوال اول: با توجه به فرمایشات شما اینگونه نتیجه گرفته می‌شود که دو نفس هستند که یک ابزار دارند و هر دو بر یک تن حکومت می‌کنند. سوالم اینست در این مورد اگر تضاد در اراده این دو نفس بوجود بیاید چگونه توجیه می‌شود؟ مثلا یک نفس بخواهد دستش را بالا ببرد ولی آن نفس دیگری بخواهد همان دست پایین باشد. سوال دوم: چرا با بودن دو سر و یک بدن، دو نفس بوجود می آید ولی اگر ناقص الخلقه ای باشد که دو بدن به هم چسبیده داشته باشد و یک سر، می‌گوییم یک نفس وجود دارد. سوال اینجاست از کجا معلوم که نفس زاییده همین سر و مغز نباشد؟ بگذارید جور دیگر سوالم را بپرسم: ناقص الخلقه هایی هستند که حتی ممکن است ۸۰ درصد بدن خود را به صورت مادرزادی نداشته باشد ولی چون سر دارد نفس هم دارد ولی اگر ناقص الخلقه ای باشد که تمام بدن را داشته باشد ولی سر را نداشته باشد نفس را ندارد. خب از کجا معلوم این احساس درک من یا نفس زاییده همین سر نباشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظاهراً هرکدام مطابق امکان‌شان که نسبت به بدن مشترک دارند، اراده می‌کنند و لذا این دو نفس می‌پذیرند در شرایط اتحاد با همدیگر، نفسِ خود را تدبیر کنند. ۲. نفس ناطقه جهت حضور در بدن، بستر تدبیر می‌خواهد وگرنه اگر بدن داشته باشد ولی سر او را از بدن جدا کنند چون میدان تدبیر ندارد از بدن منصرف می‌شود. موفق باشید  

29721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام به استاد عزیز: استاد ان مسئله به ذهن بنده رسید شاید قفل گشای ازدواج جوانان باشد. این چیزی که بنده متوجه میشم آینه که بعضا جوانان ملاک قابل پرستاری و راحتی در زمانه فعلی دردسترسشان نیست آن طورکه باید باشد میکنه و ارایه منبع برای انتخاب به گمانم کم و یا جامع آن و مختصر آن کم است در بعض کانالها هم مطالبی هست ولی به نظرم بعضا سطح آن یا بسیار بالاست که خواننده نمی‌تواند چنین عمیق تفکر کند و یا در شرایط سیاسی فعلی آن را یک مسئله دست نیافتنی می‌داند. مثل صحبتهای رهبری و.. درمورد آسان گرفتن ازدواج که طبیعتا با امر و نهی هم نمی‌توان مسئله را حل کرد. بهترین روش به نظر بنده معرفی کتاب است در این زمینه تا جوینده خودش به دنبال حل مشکل خود‌ برود و اینطور چون تلاش می‌کند احتمال اینکه محکم قضیه را بگیرد بیشتر است. بنده یه سری سه جلدی از کتب آقای نیلی پور پیرامون مدیریت خانواده دیده ام که بین کتابهای بحث خانواده انصافا هم جامع است شامل مهارت های بحث خانواده و هم مطالب روانشناسی اسلامی و هم فقه و مباحث فقهی اما مسیله این است که اگر بخواهیم کتاب را معرفی کنیم، یک چون سطح تقریبا قوی است بیم آن هست که عده ای که اینطور تصمیم نگرفتن تو شرایط فعلی طلاق بگیرن و مایوس بشن و مسئله دوم قسمت انتخاب خانم هاست در این کتاب که ترس این هست که به زنان توسط آقایان سخت گرفته شود و باز زنان مظلوم واقع شوند. استاد از طرفی به گمانم انتخاب فقهی ازدواج لازم و از طرفی مشکلاتی که گفتم. این مطالب را گفتم اگر صلاح می‌دانید لطفا مدیریت بفرمایید چون بنده سواد قوی ندارم ولی به گمانم این فتحی هست. محض اطلاع سه جلد کتاب در کتابفروشی حاج آقانیلی پور در کانون آینده پژوهی خ سروش موجود هست. ولی بنده نمی‌دانم چطور باید عملکرد چون کتاب از مبانی حلیه المتقین هم مطلب دارد ولی به نظر می‌رسد با یک نوع مدیریت خاص باید این کار را انجام داد تا مشکل ازدواج حل شود. ضمن اینکه به متاهلین هم ضربه نخورد. ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد حاج آقا نیلی‌پور عزیز و مجاهد با آن تجربه و تعهد و دلسوزی و سعه‌ی صدر و صفا و اشرافی که در موضوع جوانان دارند حتماً آثار ایشان برای جوانان مفید خواهد بود. امید است که رفقا از نوشته‌های ایشان غفلت نکنند. موفق باشید

29252
متن پرسش
با سلام: بنده مطالبی که شما درباره بحث «حسادت» و چگونگی مقابله با اون فرمودید رو مطالعه کردم تا به شناخت بهتری از مسئله خودم برسم. من سالهاست که دچار احساساتی میشم که شاید اسمش حسادت باشه به این معنا که بعضی موفقیت های دیگران باعث کدورتم میشه. فقط موفقیت‌هایی که در عرصه‌هایی باشه که من هم در اون عرصه‌ها مشغول فعالیت باشم. اما نه به این صورت که طلب زوال اون نعمت و موفقیت رو از دیگری داشته باشم. بلکه دچار این خودزنی میشم که چرا من برای خدمت به نظام اسلامی و به امام‌زمان توانمندی‌های منحصر به فردی ندارم. چرا کمم، چرا به قدر کافی به درد نمیخورم، چرا متخصصی نیستم که کس دیگه‌ای به گرد پام نرسه و من بتونم به صورت خاص به درد بخورم؟ برای من سرباز صفر امام زمان بودن، با فرمانده‌ای برای امام زمان بودن که امام بتونن کارهای بزرگ بهش بسپرن خیلیی فرق داره. برای من انجام شدن کار امام، و روی زمین نموندن کارهایی که باید انجام بشن، با اینکه من کار امام رو انجام بدم خیلی فرق داره. خوشحال نمیشم از اینکه ببینم یه عده دارن مسائل جامعه اسلامی رو حل میکنن اگر خودم جزو اون عده نباشم. خوشحال نمیشم از اینکه ببینم کار امام داره پیش میره اگر خودم نقش کلیدی در پیشبرد اون کار نداشته باشم. من از به دردبخور نبودن خیلی می‌ترسم. از طرفی هم می‌فهمم که توی این طرز فکر و احساس حتماً نوعی خودخواهی هست. می‌فهمم که باید از موفقیت شیعیان امام زمان خوشحال شم. و می‌فهمم که باید خوشحالی امام خوشحالی من باشه. برای همین در طول همه این سالها تمام تلاشم رو کردم که این حس هیچ بروزی نداشته باشه. هیچوقت سعی نکردم کار کسی که از من موفقتره رو کوچیک جلوه بدم یا خراب کنم یا پشت سرش حرف بزنم. خیلی هم تلاش می‌کنم که تحسینشون کنم و حتی پشت سرشون هم ازشون تعریف کنم. ولی این تلاشهای عملی هیچ چیز رو در دل و احساس من بهتر نکرده. با وجود این تلاشها همیشه اون کدورت و خودزنی و حتی گاهی دلشکستگی از اینکه من رو لایق خاص شدن ندونستن هست. ممنون شما هستم اگر هم به لحاظ نظری هم عملی من رو راهنمایی کنید. که در این مورد چه باوری رو در فکر خودم پرورش بدم، و چه اعمالی رو انجام بدم تا مسئله ام حل بشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این احساس رویهمرفته می‌تواند خوب باشد ولی توجه داشته باشید بعضی از یاران پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به طور مستقیم در کنار حضرت فعالیت داشتند مانند حضرت علی «علیه‌السلام». ولی بعضی از یاران آن حضرت مانند اویس قرنی در حالی‌که او نتوانست پیامبر خدا را ملاقات کند بی‌سر و صدا با کمالاتی که از خود نشان داد، راه پیامبر خدا را در منطقه‌ی یمن هموار کرد و زمینه‌ی پذیرش ایمان به پیامبر خدا را با سلوک خود فراهم نمود. به همین جهت گاهی مسیر ما باید اویسی باشد و آن راه را کم و بی‌ارزش ندانیم زیرا بعضی از مردم با حرکات و سکنات ما متوجه می‌شوند که راهی برای سعادت در پیش است که به ظاهر چندان هم چشمگیر نیست. موفق باشید    

29146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: فردی با من به شیوه بدی صحبت کرده که دلم آزرده شده. دوست ندارم از کسی کدورت به دل داشته باشم ولی وقتی او عذرخواهی نمیکنه من چطور باید با او برخورد کنم؟ میگن انسان باید از عمل فرد ناراحت بشه نه خود فرد. و اینکه از روی دلسوزی ایراد فرد رو بهش بگه نه از روی بغض و ناراحتی خودش. ولی استاد من واقعا از خود فرد ناراحتم. چکار کنم؟ و چطور با شخص مقابل رفتار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند اغماض و گذشت، دو سوم دین است یعنی با اغماض می‌توانیم نور دینداری خود را بیفزاییم و اساساً به روی خود نیاوریم که چنین برخوردهایی با ما شده است. موفق باشید

29027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر: آخر کتاب معاد آورده اید کتاب تمام شد حالا بگو چه شروع شد؟ راستش تا قبل از مطالعه کتاب فکر می کردم اگر انسان به شریعت عمل کند و دنبال حب اهل بیت و خودسازی باشد با مرگ به آرامش می رسد. الان فکر می کنم آرامش فقط به شرط ۲۰ گرفتن است. حتی ۱۹ بودن هم بعد از مرگ سختی دارد. و از اونجا که تعداد کمی به آخرش در دنیا می رسند پس احتمالا من هم گرفتارم. و این خیلی احساس اضطرار در من ایجاد کرده. فکر می کنم خدایا چه جوری طاقت بیارم. من پنج سالی هست که با بیماری صعب العلاج دست و پنجه نرم می کنم، همین را هم طاقت ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید

28892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در مبحث انسان شناسی کتاب های جوان و انتخاب بزرگ، آشتی با خدا و ده نکته در معرفت نفس را بخوانم کافیه یا باید کتاب های انسان از تنگنای بدن، شرح ده نکته و معرفت نفس و حشر را هم بخوانم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا شرح «ده نکته» لازم است مطلب دنبال شود. از آن به بعد بستگی به روح خودتان دارد که مثلاً کتاب «انسان در تنگنای بدن» و یا «خویشتن پنهان» و «معرفت نفس و حشر» را طلب کند یا نه. موفق باشید

28470
متن پرسش
سلام: در جواب دوم سوال ۲۸۴۴۰ مبنی بر چگونگی نقد اصولگرایان قبیلگی و حزبی و عبور دادن جامعه از آنها با وجود افراد موجه ای که مانع نقد میشند فرمودید که تنگ نظری خطر بزرگی است و باید آن را نقد کرد و افراد را متوجه سعه صدر کرد. هر چند احساس می‌کنم جواب سوالم را گرفتم، اما در این جواب گویا تعریضی هم به اینجانب است که مواظب باش خودت هم در دام تنگ نظری و ضیق صدر قرار نگیری! آیا درست فهمیدم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ولی باید به مسیر کلی فکر کرد. عرایضی شده است که إن‌شاءاللّه این روزها روی سایت قرار گرفته است، ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود: موفق باشید

جایگاه تمدن نوین اسلامی در این تاریخ

باسمه تعالی

در طلیعه‌ی حضور تاریخی هستیم که از یک طرف در افق خود نظر به تمدن اسلامی داریم و در جستجوی مبانی الهیاتی آن باید بود و از طرف دیگر در جهانی باید حاضر بود که در مواجهه با تمدن غربی است و در صدد گشودن راهی هستیم که در عین حضور تمدنی در این تاریخ از هویت قدسی خود، غفلت ننماییم و نیز در جهان خود جایگاه سایر افکار و ادیان و عقاید روشن گردد تا آن‌ها نیز تکلیف خود را با تمدنی که تحت عنوان تمدن نوین اسلامی در پیش است، روشن بدانند. با توجه به چنین نکاتی نظر عزیزان را به موارد زیر جلب می‌نمایم:

۱. اسلام به عنوان یک حقیقت فراتاریخی، مطابق طلب انسان‌ها و آمادگی روحی آن‌ها در هر تاریخی برای آن‌ها به ظهور می‌آید. وقتی بشر روحِ تمدنی داشته باشد و خود را جهانی احساس کند، جواب آن روح را مطابق آیه‌ی «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» (الرّحمن/۲۹) خواهد داد و خداوند با جلوه‌ی آن اسماء حسنایی که مناسب آن روزگاران است، بشر را تغذیه می‌کند، از آن جهت که در وصفِ جهانی‌بودنِ اسلام فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً» (سبأ/۲۸) و در دل همین حضور جهانی است که ما را دعوت به ارتباط با حضرت پروردگار در فضای اجتماعی و جمعی می‌کند و می‌فرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل‌عمران/۱۰۳) و ملاحظه دارید که روی «جمیعاً» تأکید شده است تا به تحقق جامعه‌ی دینی توجه شود.

۲. بشر امروز خود را جهانی می‌یابد و به همین اندازه می‌خواهد در جهان حاضر باشد و قرآن نیز او را با چنین حضوری همراهی می‌کند. امام خمينى «رضوان‏اللّه‌تعالی‌‏عليه» در پيام‏ استقامت‏، در همین راستا مى‏‌فرمايند: «راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده خواهند بود؟» زیرا در جهانی حاضر هستیم که قدرت‌های بزرگ با روحیه‌ی تمامیت‌خواهی‌شان همه‌ی ملت‌ها را ذیل تمدن خود می‌خواهند و ضرورت قدرتی بزرگ که همه‌ی مناسبات را با فرهنگ خود تعریف کند، امری است که حکایت از واقع‌بینی و زمان‌شناسی حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» دارد، وگرنه هویت اسلامیِ جهان اسلام به فراموشی می‌رود.

۳. اگر تمدن، بسط دانش و فکر و فرهنگی است که توان انسجام عقلانی و درونی در حوزه های مختلف که مربوط به انسان است را، دارا می‌باشد، می‌توان گفت آنچه امروزه در ایران اسلامیِ شیعیِ حاضر در انقلاب اسلامی واقع شده، شرایط تحقق یک تمدن را در خود فراهم کرده و این مشروط بر آن است که از فرآیندی‌بودنِ تمدن‌ها در تاریخ غفلت نشود.[1]

۴. تمدنی که در پیش رو خواهیم داشت، مسلّم تمدنی است که در مواجهه با تمدن غربی به ظهور می‌آید، تا از طرفی از ضعف‌های آن تمدن مبرّا باشد و از طرف دیگر خوبی‌های آن را بسط دهد، و لذا هرگز نباید بحث تقابل تمدن‌ها در میان باشد از آن جهت که هر تمدنی، روحی است تاریخی و خردی است که بشر را در هر دورانی در برمی‌گیرد و از این جهت بین خرد مدرن و فرهنگ غربی باید تفکیک کرد.

۵. خرد جدید، خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از  تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو می‌کرد، خدا را در همه‌جا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید می‌تواند قدمی به جلو باشد.[2]

 با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود می‌باشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشته‌ی ما نیست و به یک معنا در آن خرد جدید نحوه‌ا‌ی از جهانی‌شدنِ بشر به میان آمده است.

۶. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نسبت به مواجهه‌ی ایشان با خردِ مدرن می‌فرمایند: «یک نمونه‌ی دیگر از این تحوّل - در حضرت امام- در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه می‌کرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» (۱۴/۳/۹۹)

۷. انقلاب اسلامی به عنوان یک موجود زنده مانند خودِ اسلام، مراحلی دارد، مثل آن‌که در قرآن داریم: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُم‏» (مائده/۵) و این بدان معناست که وقتی شرایط، تاریخی تغییر کند نحوه‌ی حضور اسلام بین ملل و جوامع نیز تغییر می‌کند در آن حدّ که تا دیروز ازدواج با زنان اهل کتاب را ممنوع کرده بود و امروز ازدواج با آن‌ها را بدون آن‌که لازم باشد مسلمان شوند، اجازه می‌دهد. زیرا سیطره‌ی فرهنگیِ اسلام پس از یازده سال آن‌چنان قدرتمند شده است که نه‌تنها هضم فرهنگ یهود و نصارا نمی‌شود، بلکه آن‌ها را در خود هضم می‌کند بدون آن‌که نیاز باشد آن‌ها دین خود را تغییر دهند.

۸. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در پیام خود به امام جمعه‌ی هرمزگان می‌فرمایند: «... تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و روی گشاده و دست مهربان با عموم طبقات، توصیه‌ی مؤکد اینجانب است.» (۲۶ تیرماه ۹۸). ملاحظه می‌فرمایید که انقلاب در شرایطی قرار دارد که علاوه بر نظر به جریان انقلابی و جوانان مؤمن، به عموم مردم که جدای از جریان انقلابی و جوانان مؤمن هستند، رویی گشاده و دست مهربانانه دراز می‌کند تا آن‌ها را در برگیرد، زیرا بحمداللّه در شرایط تاریخیِ گشوده‌ای حاضر شده است تا بقیه را نیز از آنِ خود کند.

۹. خردِ جدید با نظر به جهانی‌شدن انسان، به یک معنا هجرت از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی است و دغدغه‌ی اصلاح اجتماع را به جای تأکید بر اصلاح فرد به میان می‌آورد و ما با انقلاب اسلامی و تأکید بر ساختن اجتماع دینی با دغدغه‌های خاصی روبه‌رو هستیم، شبیه دغدغه‌های هگل و هایدگر در ساختن اجتماعی که در عین مدرن بودن، مذهبی باشد. هگل با روبه‌روشدن با تاریخ و خرد مدرن سعی دارد با مدّ نظر قراردادن خرد مدرن، راه کارهای حفظ هویت دینی را پایه‌ریزی کند و در این رابطه قانون را به جای اخلاق می‌گذارد، با این رویکرد که انسان مدرن با رعایتِ قانون احساس کند کاری اخلاقی انجام می‌دهد.

۱۰. تنگ‌نظری در هرجایی باشد، به‌خصوص در جریان مذهبی‌ها، ریشه در متوقف‌شدن آن‌ها در مفاهیمِ دینی دارد و برعکس، انسان‌ها با نظر به حقایق قدسی سعه‌ی صدر پیدا می‌کنند. رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» در خاطرات خود می‌فرمایند:

«یکی از کمونیست‌ها را به سلول ما آوردند، در حالی‌که بنده در حال نماز بودم چون لباس سفیدی را به صورت عمامه به سر داشتم و به جای عبا یک پتو به دوشم بود، هرکس مرا در تاریکیِ سلول می‌دید تصور می‌کرد من لباس روحانی به تن دارم. همین‌که آن فرد با بنده روبه‌رو شد چهره‌اش در هم رفت و غمگین و افسرده به گوشه‌ی سلول خزید. من به او نزدیک شدم و کوشیدم با او نیز مانند سایر زندانیان جدیدالورود رفتار کنم و افسردگی‌اش را بزدایم. به او گفتم: شما گرسنه‌اید یا تشنه؟ اما اخم از چهره‌اش کنار نرفت، با دست به مالش‌دادن شانه‌ها و سر و گردنش پرداختم، سعی کرد از پاسخ‌دادن به هر سؤالی خودداری کند. من عادت داشتم مقداری از غذای افطار را نگه دارم، به او نان و قدری مربا دادم، حاضر نشد بخورد. بالاخره به زور به او غذا خوراندم و آب نوشاندم چون می‌دانستم پس از دستگیری‌اش غذایی نخورده و چه بسا کتک هم خورده باشد. قدری چهره‌اش باز شد. جهت مراعات او نماز عشای خود را به تأخیر انداختم. صحبت با او را ادامه دادم. چون گمان می‌کرد من می‌خواهم او را به صفوف اسلام‌گرایان جذب کنم، سرش را بلند کرد و با لحنی خشک گفت: اجازه دهید اعتراف کنم من به هیچ دینی عقیده ندارم. فهمیدم که چه در ذهنش گذشته، دنبال جمله‌ای مناسب ذهنیت و منطق و شرایط او می‌گشتم. گفتم: سوکارنو رئیس جمهور اندونزی در کنفرانس باندونگ گفت: ملاکِ اتحاد ملت‌های عقب‌مانده، نه وحدت دینی و نه وحدت تاریخی و فرهنگی و امثال آن، بلکه وحدتِ نیاز است. مسائل، یکی است و سرنوشت، نامعلوم، و دین نباید میان من و شما جدایی بیندازد. انتظار این پاسخ را از من نداشت. دیدم تغییر در چهره‌اش آشکار شد، خیلی هم باز شد و با ما گرم گرفت. بعد به او گفتم: شما استراحت کن و ما نماز می‌خوانیم.»[3] ما در ادامه‌ی انقلاب و حضور تاریخی خود در این زمانه نیاز به چنین سعه‌ی صدری داریم تا بدون آن‌که بخواهیم جهان را مسلمان کنیم، جهان از آنِ ما باشد. مثل مردم غزّه که در موردشان گفته‌اند شیعیانی‌اند که دست‌بسته نماز می‌خوانند، زیرا عقل و قلب‌شان شیعه است.

۱۱. نظر به اسمای الهی و مظاهر آن و عبور از مفاهیم، عاملی است تا انسان با حقایق اسماء در آینه‌ی مخلوقات روبه‌رو شود. قرآن در آیات ۳۶ و ۳۷ سوره‌ی جاثیه می‌فرماید: «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمينَ & وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» این یعنی کمالات الهی که مورد حمد قرار می‌گیرند و کبریایی او را در همین آینه‌های مخلوقات که در زمین و آسمان هستند بنگریم و در همین مخلوقات با حقیقت مأنوس شویم.

۱۲. قرآن در رابطه با تحمل سایر ملل و سایر افکار، به پیامبر خدا «صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرماید: «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ» (جاثیه/۱۴) ای پیامبر! به مؤمنین بگو نسبت به آن‌هایی که امیدی به ایّام اللّه ندارند، اغماض داشته باشد و به آن‌ها گیر ندهد. و این حکایت از آن دارد با آن‌هایی که مانند مسلمانان به برزخ و قیامت و یا به ایّام اللّهِ حاکمیت حق در جهان امیدوار نیستند، باید اغماض نمود.

۱۳. قرآن اهل کتاب را به جای دعوت به اسلام، به توحید دعوت می‌فرماید و می‌گوید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً» و در راستای پذیرش حضور متدینینِ اهل کتاب می‌فرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ & يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» (آل‌عمران/۱۱۳ و ۱۱۴). و نیز در سوره‌ی نساء آیه‌ی ۱۶۲ می‌فرماید: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً».

 آیات فوق همه حکایت از آن دارد که اسلام بنا دارد در سعه‌ی توحیدی با سایر ملل به گفتگو بنشیند.

۱۴. در مورد اهل سنت از امام صادق «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهَا شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَى الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِيعَتِي وَ مُحِبِّي وَ أَنْصَارِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي فِي دَارِ الدُّنْيَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكَ وَ شُفِّعْتَ فِي شِيعَتِكَ وَ يُشَفَّعُ كُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي وَ نَصَرَنِي وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِي بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مِنْ جِيرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْت‏» (الخصال، ج‏۲، ص: ۴۰۸) بهشت هشت در دارد؛ يك‌ در از آنِ پيغمبران و صديقان است، يك در از آنِ شهيدان و صالحان است، و از پنج در شيعيان و صديقان ما داخل مي‌شوند، من پيوسته بر سر صراط ايستاده و درخواست مي‌كنم؛ پروردگارا! شيعيان و دوستان و ياران مرا و كسانى كه مرا در دنيا به ولايت شناخته‌‏اند، سالم دار. يك بار آوازى از شكم عرش مي‌رسد كه‏ درخواست تو پذيرفته شد، شفاعت تو در باره شيعيانت قبول شد، هر تن از شيعيان من و كسانى كه ولايت مرا پذيرفته و مرا به گفتار يا كردار يارى كرده و با دشمنانم جنگيده‌‏اند، هفتادهزار تن از همسايگان و خويشان خود را مي‌توانند شفاعت كرد؛ از يك درِ ديگر مسلمانان ديگرى كه خدا را به يگانگى شناخته و ذره‏اى دشمنى ما خاندان در دلشان نيست وارد مي‌شوند.

راوی از ابی‌جعفر «علیه‌السلام» سؤال می‌کند وضع موحدین که اقرار به نبوت حضرت محمد «صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله» دارند ولی اهل گناه هستند و امامی ندارند و ولایت را نمی‌شناسند، پس از مرگ چگونه است؟ حضرت فرمودند: «أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِي حُفَرِهِمْ لَا يَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدّاً إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ بِالْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ الرَّوْحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبَهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ الْمَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ» (بحارالأنوار، ج‏۶۹، ص: ۱۵۸). امام «عليه‌السّلام» فرمودند: آن‌ها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آن‌جا بيرون نخواهند گرديد، هركدام از آن‌ها كه كارهاى نيك انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آن‏ها ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى كه خداوند در مغرب آفريده است باز مى‌‏گردد و تا قیامت روح و بشارت به قبر او مى‌‏رسد، تا روز قيامت برپا شود، در آن هنگام در پيشگاه عدل خداوندى حاضر مى‏‌گردد و به حساب كار او مى‌‏رسند و خوبى‏‌ها و بدي‌هاى او را در نظر مى‌‏گيرند، در اين‌جا يا به طرف بهشت مى‌‏روند و يا به طرف دوزخ رهسپار مى‏‌شوند، وضع اين‌ها بستگى به امر خداوند دارد.

والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته

 


[1] - رهبر معظم انقلاب«حفظه‌اللّه» در راستای تحقق آرمان‌های فکری فرهنگی می‌فرمایند: «دچار شتاب‌زدگی و بهانه‌گیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه‌ باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بی‌صبری و شتاب‌زدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمی‌گیرد.» (۱۳۹۷/۱۲/۲۳)

[2] - در این مورد خوب است به مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» از آقای مارتین هایدگر رجوع شود.

[3] - گزیده‌ای از کتاب «خون دلی که لعل شد» از صفحات ۲۴۷ تا ۲۵۱.

26943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان اگر بخواهیم تفسیر المیزان را جزء برنامه های مطالعاتی قرار دهیم، آیا شرحی بصورت مکتوب یا صوتی پیشنهاد می‌فرمایید، که بیان علامه را با توضیحات لازم برای مبتدیان بیان فرموده باشند. تشکر فراوان از شما و دوستان زحمت کش لب المیزان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده این است که اولاً: جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» مطالعه شود. ثانیاً: صوت شرح چند سوره مثل سوره‌ی عنکبوت و زمر و آل عمران دنبال گردد. ثالثاً: به همان روشی که در آن جزوه گفته شده، سراغ تفسیر المیزان بروید. إن‌شاءاللّه نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید

26624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد من متن انسان تراز انقلاب اسلامی ۲ و پرسشهایی که در مورد انتخابات بود رو خوندم. در سوالی فرمودین ما هنوز میخوایم با کسی مثل آقای میرسلیم مسائل رو حل کنیم در صورتی که به افرادی مثل یامین پور الان احتیاجه. استاد من واقعا ناراحت شدم چون به این نتیجه رسیدم که من چقدر از مرحله پرتم و کاملا نسبت به این درک کورم. استاد ما چجوری باید به این جامع نگری و شناخت زمانه برسیم؟ من خیلی هم مطالعه داشتم ولی الان می فهمم که واقعا هیچ ادراک درستی نداشتم و درگیر موهوماتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بنده از آقای میرسلیم با احترام یاد کردم ولی روحی که بتواند در این تاریخ تصمیم بگیرد، غیر از روحی است که در زمان گذشته تصمیم‌های خوب گرفته. مشکل را باید در عدم حساسیت نسبت به زمانه پیدا کرد که به برگرداندن زمان به عقب فکر می‌کنیم در حالی که باید ببینیم اقتضائات زمانه چیست. آیا کارهای خوب گذشته در این زمان هم به همان شکل جواب می‌دهد؟ موفق باشید

26186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام به استاد گرامی: سپاس فراوان از فرصتی که به پاسخگویی اختصاص می دهید اگر به کسی گفته شده باشند که باید ابتدا روی اصول اعتقاد کار بکند، آیا سیر مطالعاتی شما کفایت می کند یا باید ابتدا اصول و عقاید دیگر عزیزانی مانند آقای مطهری و مصباح و دیگر عزیزان مطالعه شود؟ باز هم ممنونم. حلال کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ابتدای کار سیر مطالعاتی سایت خوب است ولی در ادامه لازم است از آن عزیزان حتماً استفاده شود. موفق باشید

نمایش چاپی