باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد جمعِ آقایانی که در سطور اولیه نوشتهاید، آقای دکتر خاتمی با هیچکدام از آنها قابل مقایسه نیستند و از ایشان به بهترین نحو میتوانید استفاده کنید. آقای فنایی را هم چندان جامع ندیدم. ۲. در مورد سیر مطالعاتی اساتیدی را که نام بردید بهجز آقای نوذری که نمیشناسم؛ همه خوبند. ولی در مورد سیر مطالعاتی در رابطه با فلسفهی غرب فکر نکردهام. بد نیست سری به سیدیهای «روزگارِ نو» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری موارد، علم و حکمت به صورت مترادف بهکار برده میشود. ولی میتوان گفت علم، موجب آگاهی نسبت به واقعیت میگردد و حکمت، در نسبتی وسیعتر جایگاه حادثهها و واقعیتها را مییابد و هر دو در صورت رعایت تقوا، میتوانند به صورت حضوری یا حصولی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در مقالهی «آیندهی ما چه آیندهای است» دلایلی نسبت به امیدواربودن به آیندهی انقلاب عرض شد؛ آیندهی جهان به سویی در حرکت است که ناتوانیِ فرهنگ مدرنیته را روز به روز آشکار میکند و البته این بدان معنا نیست که نسبت به ضعفهای خود بیتفاوت باشیم، مثل همان نظری که در رابطه با مولوی داده شد که سخن عالمانهای نبود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً قبول دارید که پولسازی و پولدارشدن غیر از بهرهمندی از رزق است. تجربه نشان میدهد که بهرهمندی از رزق چیز دیگری است. چه بسیارند انسانهایی که ثروتمند نیستند ولی به بهترین نحو از رزق مختصرشان بهرهمند میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این حالات را به عنوان عطای الهی در بستر معارفِ حقه از آنِ خود کرد. پیشنهاد ما دنبالکردنِ مباحثی است که در سیر مطالعاتیِ سایت مطرح شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از ترجمهی تفسیر المیزان استفاده کردهام ولی با این همه فکر میکنم اگر بیشتر با متن عربی آن مأنوس باشیم بهتر باشد. موفق باشد
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین راه این است که هر دو طرف همدیگر را درک کنند. لذا نه والدین بیش از حدّ بر زندگیِ سنتی خود در این زمانه تأکید کنند و نه فرزندان بهکلّی آن نحوه زندگی را انکار نمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیاق آیه اشاره به فقر مادی دارد. به نظرم بهتر است که در همین فضا بر روی آیه فکر کنید هرچند که در جای دیگر میتوانیم این نکات را بهدست بیاوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! هر اندازه بتوانیم بنا به فرمایش جنابعالی روایتی از نوع «حکمت و تفکر و وجود» از انقلاب اسلامی داشته باشیم، به اندیشیدنیترین موضوعِ این تاریخ نظر انداختهایم و نظرها را به آن جلب کردهایم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه شدم که دیروز رسانه (بیبیسی) روی این موضوع صحبت میکرد. غافل از اینکه به گفته افلاطون بعضاً نظرات اکثریت توان تصمیمی قاطع را ندارد و نیاز است که رهبری حکیم تصمیم نهایی را بگیرد و در همین رابطه قرآن در عین توصیه به رسول خدا جهت مشورت با مؤمنین، میفرماید: «فإذا عزمت فتوکل علی الله» بدین معنا که بعد از شنیدن سخنان مشاوران و عزمی که گرفتید، دیگر توکل کن به خدا. آری! وقتی منافع بسیاری برای عدهای در آن است تا با واردکردن لوازم خانگی ثروتی به جیب بزنند و از آن طرف ما به جهت چند سال تحریم توانستهایم در این موضوع به خودکفایی برسیم؛ معلوم است که با نفوذ در ادارات، مانع میشوند تا ما خودمان نیاز خود را برآورده کنیم و اینجا بود که دولت به تنهایی توان مقابله با چنین اموری را به جهت تعارض منافع که در مسئولان پایین دستی هست ندارد و حکم حکومتی به کمک دولت میآید و به همین جهت جناب آقای رئیسی رئیس جمهور محترم فرمودند: «این موضوع بسیار مهمی است. اگر این خبر (گشایش واردات از دو شرکت کره جنوبی) راست باشد به معنی شکستن کمر شرکتهای لوازم خانگی داخلی است که تازه توانسته اند قدری روی پا بایستند، جداً جلوی این مشکل را سد فرمائید». خوب است که به جای تفکر با عقل دشمنانمان با عقلی که به منافع ما فکر میکند، موضوعات را بررسی کنید. تصمیمات مقام معظم رهبری در سایر امور نیز به همین اندازه برای منافع ملی مهم است و معلوم است که رسانههای بیگانه حالا دلسوز دموکراسی شدهاند و در جنگ اقتصادی موضوع اصلی را به حاشیه میبرند. چرا با عقلی که به منافع ملت فکر میکند، فکر نکنیم؟ هنر ما آن است که دشمن را دشمن بدانیم. دشمن، دوست نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً متوجه نکته مهمی شدهاید که در هر مقطع تاریخی به حکم ظهور متفاوت اراده الهی، انس با حضرت حق و سلوک به سوی او متفاوت است. عرایضی در کتاب «حوالت تاريخی عقل تکنيکی و جايگاه انقلاب اسلامی» شده است بخصوص در پاورقی صفحه ۲۱۰ میخوانید: «شایسته است رفقا به طور جداگانه به این نکته توجه کنند که بشر این دوران در طلب تجربهی خود میباشد در میدانی که در مواجهه با طبیعت به ظهور میآید و آن تجربهی «خود» است در اُنس با حقیقت، ولی در بستر انکشافی که در رابطه با طبیعت برایش ظهور میکند. این در جای خود نوعی سلوک به حساب میآید که بشر بتواند حقیقت را در مظهری به نام طبیعت بیابد. این چیزی نیست که بتوانیم در جهان نادیده بگیریم و همچنان در تاریخی زندگی کنیم که سالکان، آن حقیقت را بیشتر در تجربیات درونی خود دنبال میکردند. تاریخ دیگری برای سلوک به میان آمده که در برابر این سلوک، آن سلوک قبلی حالت انتزاعی به خود گرفته است.» موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: در راستای بحث به تفصیل آمدن موضوع اربعین حسینی: حس میشود این آغاز گرهی دارد با بحث وسعت تاریخی و جایگاه افراد که در این سالهای اخیر حضرتعالی به حق بدان اشاره میفرمایید. بنده اینطور به نظرم میآید که گویا ابتدائاً مؤمنین هشیار را نسبت به رفتارشان با برادران دینی آگاه نمودند، سپس آنها را حساس کردند به وسعت روابطی که قبل از این در برخی مؤمنین ضعف داشت، سپس این را آوردند تا کنار مردم عراق و افغانستان و... ، و هم اکنون گمان میشود، هرچه هست یا گره خورده به این وسعت و سعه صدر تاریخی، یا شاید هم از دل این سعه، متولد شود. به هرحال باید به حسین «علیهالسلام» عرض کرد: مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم / مستانه در این گوشه میخانه بمیرم. درویشم و بگذار قلندر منشانه / کاکُل همه افشان به سر شانه بمیرم. نظر حضرتعالی در مورد این ارتباط چیست؟ ارتباط بین سعه صدر و روابط مذهبیها با جهان بیرون، و آغاز یک آغاز. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آغازِ یک آغاز برای تجربه گستردگی انسانیت انسانها و عبور از ظلمات سیطره کمیّت و استکبار با هرچه بیشتر «پاکبازی» و «ایثار»، و اینکه به گفته میشل فوکو متوجه باشیم ایران میتواند با انقلاب اسلامی خود، روحی باشد در جهان بیروح تا عالَم به خود آید.[1] در این رابطه است که باید فکر کنیم در تجربه اربعینیِ خود چگونه رسالت خود را در این جهان بیروح به عهده بگیریم و به انجام برسانیم. بیحساب نیست که رهبر معظم انقلاب «حفظهالله» در اولین نشست با دولت آقای رئیسی بر بازسازی اساسی نسبت به فرهنگ و هنر تأکید کردند. حقیقتاً باید از خود پرسید بازسازیِ اساسی چه نوع بازسازی است که بتواند ایران را به عنوان روحی در جهان بیروح در عالَم حاضر کند همانطور که در سفرهای اربعینی حضور ایرانیان روحی بود تا آن سنت، هرچه زندهتر ادامه یابد، و شاید از این جهت بتوان گفت ما باید در جایی دیگر برای روحبخشیدن به سنتهای دیگری در صحنه آییم. مثل حضور حاج قاسم در درّه پنجشیر در کنار احمد شاه مسعود آن مرد مبارز دلزنده و دوستدارِ مردم افغانستان در سالهای گذشته. موفق باشید
[1] - دار مستتر، ایرانشناس فرانسوی گفته است که اسکندر میخواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. (اخلاق در زندگی کنونی – دکتر رضا داوری اردکانی- صفحه 245)
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عقل انتخاباتی مطرح در جهان امروز بود که مقام معظم رهبری فرمودند ریاست جمهور با پشتوانه رأی بیشتر در کار خود موفق تر خواهد و این منجر شد که جناب آقای جلیلی آن تصمیم خوب را گرفتند. خود بنده هم در عین تأکید بر توجه رفقا به آن دو بزرگوار، تصمیم نهایی ام آن بود که هر کدام از آنها که رأی آوری بیشتری در اذهان دارند را پشتیبانی کنیم. به نظرم افرادی که به نحوی نسبت به پرونده آقای طبری جناب آقای اژه ای را مقصر یا بی تفاوت می دانند متوجه عمق قضیه نیستند و اتفاقاً در این موارد باید به اطلاعات و بصیرت مقام معظم رهبری اعتماد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که موانع عدم تحقق ارادهی الهی به معنای این نیست که وعدهی انبیاء کذب بوده است؛ مگر موانع عدم تحقق برنامهی حضرت علی «علیهالسلام» که به وسیلهی دشمنان آن حضرت انجام شد را باید به پای امیرالمؤمنین «علیهالسلام» گذاشت؟! یا اگر امروز مردم اهل زمین به توحیدی که انبیاء آوردهاند، منوّر نشدهاند را باید بر عدم موفقیت انبیاء حمل کرد؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رابطهای با آن قرض الحسنه که میفرمایید، ندارم و اساساً در این موارد تجربهی خاصی ندارم. ۲. کتابهای مذکور را استاد جهت تدریس در دورهی لیسانس دانشگاه تنظیم کردهاند، به همین جهت مطالب آن ساده و اولیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی انسان راه بیفتد، با این موانع روبهرو میشود. باید با حوصله و مقاومت و صبر در مقابل این امور، خود را کنترل کرد. آری! «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را میکشد». کتاب «مقالات» آیت الله محمد شجاعی در این مورد کمککننده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربهی سالهای سال که امام با مرحوم مدرس و مرحوم آیت الله کاشانی در رابطه با نقش غرب در این کشور داشتهاند، مگر تجربهی کمی است؟! عرایضی در جزوهی «ریشههای انقلاب» و در کتاب «سلوک...» در این رابطه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که بنده در ذهن دارم بیشتر چهلم افراد متوفی مدّ نظر آموزههای دینی است. زیرا انسان متوفی تا قبل از چهلم هنوز در شرایطی نیست که بتواند به افرادی که بر سر مزار او میروند، توجه کند. آری! پس از به خودآمدن البته همهی آن دعاها و قرآنهایی که قبلاً برایش خواندهاند را مییابد و از آنها بهرهمند میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه سعی کنید در این امر باقی بمانید، آرامآرام بهتر و بهتر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوانم نظر بدهم. چون نمیتوانم خود را در جای چنین افرادی قرار دهم که وارد چنین وادیهایی شدهاند و لذا اثباتاً و نفیاً ساکت هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالا دفع فتنه از قم از جنبهی فکری باشد و انشاءالله همین مشکلات موجب عزت بیشتر اسلام از طریق قم میشود. در این مورد جناب آقای محسن قنبریان نکات خوبی را مطرح فرمودند که همراه با نظر این حقیر خدمتتان ارسال مینمایم. موفق باشید.
با سلام: سخنان جناب آقای محسن قنبریان، که ذیلا ملاحظه می کنید. قصهی تفکرِ توحیدی است که در این روز و روزگار باید در آن مستقر شد تا نهتنها از بلیّههای دورانِ خود عبور کنیم، بلکه تاریخِ توحیدی این زمانه را به ظهور آوریم و به گفتهی ایشان: «حالا وقتش رسیده که "علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد" و آبروی مذهب حقش کند.» آری! تاریخ، تاریخِ فرار از طبیعت نیست، تاریخِ رجوع به طبیعت است تا با روحیهی توحیدی، خداوند راههای زندگیکردن در این زمانه را در دلِ همین علم به ما عطا کند تا نهتنها از سیطرهی استکبار که به نام علم میخواهد بشر را اسیر کند آزاد شویم؛ بلکه در دلِ عقلِ تکنیکی راههای زندگیِ جمع بین آسمان و زمین را به بشریت متذکر شویم. خدا را شاکرم که اندیشمندانی همچون جناب آقای محسن قنبریان متذکر نگاهِ توحیدیِ دقیقی که مربوط به این زمان و زمانه است، را پرورانده است. طاهرزاده
دعای انقلابی برای رفع کرونا
حتما شما هم در شبکه های مجازی این روزها با دستورالعمل های عبادی برای دفع کرونا از اساتید عرفان گذشته و معاصر مواجه شده اید. ختم زیارت عاشورا شبیه سامراء سابق و دفع وبا؛ نماز جعفر طیار و دعای نور، حرزهایی برای آویزان در خانه و...
مٲثور از آنها قطعا خوب اند و مجرَّب.
با همین تضرعات، سابقا خداوند دفع بلاء از کشور اهل ایمان کرده و به مومنین آبرو داده؛ تا جامعه ایمانی از کفر، در انظار تفاوت کند.
اما الان زمان دیگری است، و دعای برتری لازم است.
تفاوت «کرونای امروز» با «وبای دیروز»، به قدر تفاوت «ایران انقلابی» با «سامرای مستعمره دیروز» است!
جامعه، با مسلمان شدن «صورتی نو» می پذیرد. با تشیّع، «فعلیّتی برتر» می گیرد. با اسلام ناب و تشیع راستین، «تعالی» می گیرد.
در جای خود ثابت است که هر موجود، فیوضات ربّ را با «صورت اخیر» و «فعلیت آخر» خود جذب می کند: نبات با فعلیتِ نباتی اش، چیزی جذب می کند که جماد نمی تواند آن را جذب کند. انسان، با فعلیتِ عقل و نطقش، فیضی می گیرد که حیوان از آن بی خبر است.
حال جامعه ای که از دوگانه پرستی در آمد و مسلمان شد؛ از اسلامِ فتوحات، بالا آمد و اسلام اهلبیت (ع) را پذیرفت؛ البته چله ی زیارت عاشورایش دفع وبا می کند.
اگر از تشیع انقلابیِ علی (ع) و حسین (ع) بهره بُرد و بر یزیدها شورید، مقابل سفیانی ها ایستاد؛ البته «فعلیت برتری» یافته و فیض بالاتری باید جذب کند. آن فیض برتر چیست؟
حالا وقتش رسیده که «علم را اگر در ثریا باشد به زمین آورد.» و آبروی مذهب حقش کند.
باز هم با زیارت عاشورا، نماز جعفر طیّار و استغاثه به امام عصر (ع) چنین می کند. اما نه در رویکرد عام الفیل و عبدالمطلب؛ که شترانش را طلب کند و بگوید: خانه، خود صاحب دارد!
بلکه در رویکرد محمد (ص) و وارثانش؛ که، مومنین (بأیدی المومنین) را جای ابابیل نهد. «اعجاز سجیل» را در «ما رمیت اذ رمیت» بیاورد. حالا، تیرِ کمان مومن، کار سجیل ابابیل می کند. (دقت کنید)
وقتی رئیس دانشگاه بقیة الله از کلید خوردن سه پروژه برای درمان قطعی ویروس کرونا خبر داد؛ و وزیر بهداشت در پاسخ پیام تشکر رهبر انقلاب گفت: «بی تردید با به زانو درآوردن هرچه زودتر بیماری، جهانیان را شگفت زده می کنیم.» این فعلیت آخر را در فرزندان خمینی دیدم.
انقلاب خمینی برای جمع دین و دنیا و علم و معنویت آمد و خود را مقدمه تمدن مهدوی خواند. پس دیگر بالاتر از اعجازِ دفع وبا «از سر مومنین»، باید طلب کند. باید فیض آسمانی علم را جذب کند و بوسیله مومنین انقلابی، کرونا را «از سر بشریت» رفع کند.
این هم دعا و استغاثه شما را می خواهد. ⬅️حالا دیگر فقط برای اعجازِ بی اثر کردن ویروس بین مومنان دعا نکن؛ برای پرچم داری ایران انقلابی در حلّ این بلیه ی جهانی دعا کن؛ که نظرها را به حقانیت این راه و آن مذهب جلب خواهد کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده هنوز نتوانستهام در مورد فلسفهی نظام ولایت چیزی به عنوان یک موضوع فلسفی بهدست آورم هرچند از جهت نظر به ولایت الهیه در آموزههای دینی مطالب ارزشمندی مطرح است و جناب استاد میرباقری نیز نکات بسیار خوبی را در کتاب مربوط به ولایت الهیه مطرح فرمودهاند. ۲. فکر میکنم مطالعهی کتاب «هستی و زمان» هایدگر با شرح جناب آقای دکتر صافیان، شروع خوبی باشد. در ضمن سیدیهای «روزگارِ نو» مطالبی را از اساتید غرب در رابطه با هایدگر جمعآوری کرده است که میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر. لازم است إنشاءاللّه در موردش به طور جدّی فکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مطابق روایاتی که داریم اعتماد به خواب نباید داشت. در مورد تشرف هم ممکن است برای خودِ فرد حجت باشد، ولی برای بقیه چنین نیست. در مورد رؤیا نکاتی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» عرض شده است که عیناً جهت اطلاع جنابعالی مطرح میکنم. موفق باشید
رؤيا يا خواب: عبارت است از ارتباط نفس با سبب غيبي حادثهاي كه بعداً در ظرف مكان و زمان خاص محقق ميشود. نفس به علت تجردش با وجود برزخي يا عقليِ يك حادثه در خواب ارتباط پيدا ميكند و بعداً آن حادثه در عالَم ماده حادث ميشود. البته نفس پارهاي از حقايق آن عالَم را به مقدار استعدادش دريافت ميكند. حال اگر نفس، كامل باشد و گرفتار وَهميّات و آرزوها نباشد، حقايق عالَم غيب را آنطور كه هست به طور كليّت و نورانيت در خواب پيش رويش حاضر ميبيند، ولي اگر نفس كامل نبود آن حقايق را به نحو حكايت خيالي و در صورتهاي جزيي كه با آنها مأنوس است مييابد. مثل اينكه وقتي با معني «عظمت» در آن عالم, روبهرو ميشود، در خيالش صورت «كوه» ايجاد ميشود، و يا معني «مكر» در خيالش صورت «روباه» بهخود ميگيرد، چون عظمت را به كوه، و مكر را به روباه ميشناسد. يا معني «افتخار» را به صورت «تاج» و «علم» را به صورت «نور» و «جهل» را به صورت «ظلمت» ميبيند. و يا مثلاً چون رابطهاي بين اذان صبح در ماه رمضان با شروع روزه هست، با ديدن معني «مؤذن بودن» در آن عالم، صورت «مهركردن دهان» مردم براي خود ميسازد.كه البته اين موضوع؛ رقايق و ظرايفي مخصوص به خود دارد بهطوري كه گاهي از يك معني كه در خواب مييابد صورت عكس آن را در خود ميسازد. مثل اينكه در بيداري گاهي با شنيدن لغت ثروت به معني فقر فقرا منتقل ميشود.
پس گاهي خواب «صريح و بدون تصرف» است و يا «متمثل معنايي است كه نفس با آن روبهرو شده، در عين تصرف نفس» و يا «انتقال به چيزي است مناسب آن معني يا ضد آن معني» و گاهي آنچنان با تصورات شخص مخلوط شده كه اصلاً نميتوان فهميد از كداميك از مباني مأنوس شخصِ خواب بيننده تأثير گرفته، كه در اين حالت به اين رؤياها «اضغاث احلام» گويند.
در رؤياهايي كه نفس با اصل موضوع روبهرو ميشود و به صورت مناسب آن منتقل ميشود، در واقع انسان به اصل موضوعات آگاه شده، بهطوري كه اگر ملاحظه كرد در حال جمعكردن كثافت است، در واقع صورت بهدست آوردن مال زياد دنيا را به او نشان ميدهند، در عين آگاهي دادن به او كه اين مال سرگين و كثافت است. و يا وقتي روبهرو ميشود بر اينكه بدنش ورم كردهاست، با صورت بهدست آوردن مال زياد روبهرو ميشود در عين آگاهي دادن به او كه بدان! آن چرك و آلودگي است. همچنانكه اگر در خواب ديد در زندان است، در واقع با صورت شهرتيابياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه اين شهرت زندان است، همچنانكه اگر ديد در زنجير است، با صورت خوشي و خوشگذراني دنيايياش روبهرو شده در عين آگاهي دادن به او كه آن گناه است و گرفتاري و زنجير.
در هر صورت با اين احوال نميتوان به رؤيا اعتماد كـرد، چون در حال خواب؛ صورت خياليه نفس آنقدر جولان دارد كه با ميل خود صورتها را تغيير ميدهد و از جايگاه خود خارج ميكند.
صاحب كتاب «تحفالعقول» از قول پيامبر«صلواةاللهعليهوآله» آورده كه حضرت فرمودند: اگر رؤيا از كسي برداشته شد نبايد نگران باشد زيرا وقتي كسي راسخ در علم شود، رؤيا از او برداشته ميشود.
اينكه دستور دادهاند انسان دائم در حال طهارت باشد و نيز با وضو بخوابد، به سبب آن است كه اين طهارت موجب طهارت باطن و آزادشدن از خوابهاي بيخود و باطل ميگردد.
مرحوم محدثنوري در جلد4كتاب دارالسلام ميفرمايد: اگر انسان نسبت به خوراكش مواظبت داشته باشد و دقت كند كه چه چيز بخورد و چه مقدار بخورد، روح او قدرت سير در اكناف آسمانها را مييابد وگرنه برعكس، پرخوري موجب جولان شيطان در قلب و خيالش در خواب و بيداري ميشود.
قال رسولالله«صلواةاللهعليهوآله»: « الرُّؤْيا ثَلاثٌ: مِنْها اَهاويلُ الشَّيْطان لِيَحْزَنَ بِها ابْنَ ادَمَ وَ مِنْها ما يَهُمُّ بِهِ الرَّجُلُ في يَقْظَتِهِ فَيَراهُ في مَنامِهِ وَ مِنْها جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ اَرْبَعينَ جُزْءً مِنَ النُّبُوَّةِ. يعني خواب سه گونه است: يكي القائاتي كه شيطان ميكند تا فرزندان آدم را بترساند و نگران كند و يكي اينكه آنچه را در بيداري مورد توجه قرار داده در خوابش آن را ميبيند(با تغييراتي از طريق صورت خياليه) و يكي هم خوابهايي است كه جزيي است از چهل و شش جزء نبوت.
امامصادق«عليهالسلام» ميفرمايند: در مورد رؤيا فكر كن كه چگونه خداوند در مورد آنها تدبير بهكار گرفته و راست و دروغ آن را به هم در آميخته، اگر همه رؤياها راست بود، مردم همه پيامبر بودند، و اگر همه دروغ بود، در رؤيا فايدهاي نبود.
در فرمايش اماممحمدباقر«عليهالسلام» داريم كه: « رؤياي مؤمن بين زمين و آسمان در گردش است تا آنكه خودش آن را براي خود تعبير كند، يا ديگري براي او تعبير نمايد، پس آنگاه كه تعبير كرد به زمين ميآيد و قطعي ميشود»(كافي ج8ص336).
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با مشروطه و بعد از مشروطه عقلِ مدرن خواسته یا ناخواسته وارد نحوهی تفکر ملت ما شد و اینجا بود که اندیشمندان بزرگی مثل علامهی طباطبایی متوجهی آن امر شدند و برای نشاندادنِ عظمتهای کتاب الهی حتی در چنین شرایط و تاریخی دست به کار شدند و نهتنها تا دیروز و امروز بلکه تا فرداهای دور ما با عقل مدرن روبهرو هستیم و این تفسیر المیزان است که میتواند راهنمای ما باشد. میماند که این سالها با عقلی که فضای مجازی به صحنه آورده است که بیشتر، احساسی است خیالاتی، نیز روبهرو شدهایم و حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» در این وادی حرفهایی برای ما گذاشتهاند و این بدان معنا است که در کنار المیزان، عقلِ عرفانی نیاز این زمانه است. موفق باشید
