بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26198

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: یه سوال خدمتتون داشتم. من می خواهم به جای چادر مانتو بلند و با حجاب بپوشم که اندام بدن پیدا نباشه. اما شوهر بنده فقط حجاب را به چادر میبینن و می گویند اگر با من میای فقط با چادر و خودت تنها میخوای برو با مانتو. الان به نظر شما من چکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، انتخاب آن پوشش که می‌فرمایید چون خلاف شرع نیست، حقِ شماست. ولی برای همسر خود هم باید حقی قائل باشید. موفق باشید

25929
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: جزوات مربوط به زن را مطالعه کردم، عالی بود، خدا خیرتان دهد. (دعا کنید ما خانمها، به فهم تاریخی در این دوران برسیم و انجام وظیفه کنیم و در حد توان برای جامعه موثر باشیم) سوال: هنگام برخورد با این عنوان که: ما «پهلوان زن» نمی خواهیم یه کم جا خوردم چرا از لفظ «پهلوان» استفاده کردید؟ البته که منظور شما را فهمیدم ولی لفظ پهلوان، در فرهنگ ما ایرانیان مقدس است و در مورد کسانی‌که دارای روح لطیف و ملکوتی باشند، استفاده میشه ..مثلا پهلوان تختی یا پهلوان پوریا، همانطور که خودتون هم فرمودید درحدیث آمده «ان المرء ریحانه لیست بقهرمانه» نظرتون راجع به عبارت «قهرمان زن نمی خواهیم» چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور نرم زن مثل باران است. آری! پهلوانی برای مرد، یک صفت مثبت است. ولی آن نوع پهلوانی که برای امثال تختی به‌کار برده می‌شود که می‌تواند پشت رقیب خود را به زمین بکوبد با قدرت بازو، شأن و شخصیت زن نمی‌باشد. موفق باشید

25837

ما و آزادیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان بدون آزادی معنوی آزادی اجتماعی داشت؟ به چه دلیل؟ آیا مگر در کشورهای غربی که آزادی های اجتماعی فراوانی وجود دارد آزادی معنوی نیز وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در غرب بعد از رنسانس، روحی به ظهور آمد در راستایِ رعایت آزادی انسان‌ها و این حالت همچنان در اکثر مردم، پاس‌داشته می‌شود. در این مورد عرایضی در جزوه‌ی «پاسداشت آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، شده است. موفق باشید

25242
متن پرسش
سلام علیکم: مشتی که اخیرا بر سر عرفان و حکمت کوبیدند و نسبتهای ناروایی که به جناب مولوی دادند علامت پیشروی اخباری گری و ظاهربینی و قشری گری در فهم دین است. جسورانه استفتا کردند و فتوا دادند و بریدند و دوختند و پیاده نظام شان هر چه خواستند به جناب مولانا اهانت کردند، هیچ صدایی هم در برابرشان بلند نشد. نگرانیم آن طور که در اصفهان عصر صفوی جموداندیشان و متحجران نفوذ و تفوق پیدا کردند و با گوشه نشین کردن امثال ملاصدرا و خالی کردن دربار از عرفان و حکمت، جریان تمدن سازی شیعه را سرکوب کردند، این بار نیز خیز شیعیان برای یک حرکت جهانی و تمدن ساز را با همین کوته فکری ها و ندانم کاری ها در نطفه خفه کنند. معمایی دشوار است که چطور پس از یک دوره ی شکوفایی فکری با حضور امثال علامه طباطبایی، امام خمینی، علامه جعفری و شهید مطهری، ایران گرفتار این فضای خشک خراسانی شده است؟ چه باید کرد؟ نقد کنیم، ولو مؤدبانه و با ادبیات کاملا علمی، به ستیز با مرجعیت متهم می شویم. تازه نقد کردن در این فضای مسموم که گرگ های رسانه ای دشمن به کمین نشسته اند تا هر نزاعی -ولو اختلافات علمی- را عَلم تفرقه کنند و در آتش اختلاف بدمند مفسده ای دوچندان دارد. سکوت کنیم و هیچ نگوییم، تحجر و تعصب پیش می آید و قوی تر می شوند و در بزنگاهی تعیین کننده، طفل نوپای تمدن جهانی شیعه را به مسلخ خشک اندیشی و تعصب اخباری می برد. چه کنیم؟ کدام کار عاقلانه تر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را ازین خوش‌تر نمی‌گیرد.» ای عزیز! آن‌چه گفتی حق گفتی و چه اندازه حکیمانه مطلب را تحلیل نمودی، ولی همین اندازه بدان که قضیه برعکس است. تاریخ تحجر گذشته است. در جهانِ گشوده‌ی امروزین این تحجر است که روزگارش به پایان رسیده است و لذا دست و پا می‌زند و تهمت می‌پراکند و فریاد می‌زند بلکه گمان کند که هنوز هست. نه! اسلام دیگری در میان آمده که عرفانِ خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» پشتوانه‌ی حیات آن است وگرنه،  «نه از تاک نشان می‌ماند و نه از تاک نشان.» اسلامِ بدون عرفان، اسلام محمدی «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نیست و عرفانِ بدون حضور مولوی، عرفان نیست. البته چرا باید به دست خودمان دشمنان اسلام را فربه کنیم و متهم شویم که اسلام و تشیع چیزی جز تحجر و توقف در ظاهر دینداری نیست؟! و کاری کنیم که متهم شویم گویا این شیعیان بویی از زیبایی‌های عرفانِ مولوی نبرده‌اند که این‌چنین آن را نفی می‌نمایند؟! موفق باشید   

25196
متن پرسش
با سلام: در شرح کتاب ده نکته از معرفت نفس، خیلی تاکید داشتید بر اینکه اگر کسی در مورد موجود مجرد سوال کرد (مثلا اگه پرسید: روح چیه یا منِ من چه جنسی داره و از این قبیل سوالات که برای ماهیات موضوعیت داره)، هنوز به عمق مطلب در مورد خودش (منِ خودش) پی نبرده و هر جوابی به چنین سوالی غلطه. و تنها باید گفت: نفس فقط هست، همین. من راضی به جواب شما نشدم. تا اینکه شرح ده نکته را تموم کردم و رفتم سراغ برهان صدیقین. با توجه به بیانات شما در برهان صدیقین، حرف شما (غلط بودن سوال در مورد چیستی نفس) برام کاملا تصدیق شد. من کمی فکر کردم و به کمک صفحات ابتدایی برهان صدیقین، به این نتیجه رسیدم که اگر فرضا برای هر موجود مجرد مثلا نفس خودمون، جنسیت قائل بشیم (فرضا بگیم: نفس از جنس نور است که در این صورت صفت نورانیت را به نفس نسبت داده ایم)، در واقع به طور غیرمستقیم، به خدا (که عین وجود است)، نقص وارد کرده ایم. چطور؟ اگر فرض کنیم نفس ما از جنس نور باشه، از آنجایی که باید «کُلّ ما بالعرض لابُدّ أن ینتهی إلی ما بالذّات»، پس قبول کرده ایم که خداوند از جنس نور است. در صورتی که اگر خداوند (به عنوان کمال مطلق) از جنس نور باشد، چون از جنس چیزهای دیگر نیست (مثلا از جنس چوب نیست، از جنس آهن نیست، از جنس فولاد نیست، از جنس طلا نیست و غیره)، پس نقص ایجاد می شود. (پای کمال در میان نیست)، بنابراین فرض (جنس بردار بودن نفس) رد می شود. لذاست که جنسیت قائل شدن برای مجردات و موضوعیت دادن چیستی به مجردات، به راحتی نفی می شود و فقط باید گفت: هست فقط هست، من فقط هستم، خدا فقط هست و ثابت می شود که مجردات، چیستی بردار نیستند، بلکه هستی بردار هستند. آیا تحلیل استدلالی فوق از بنده، درست است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه به نکته‌ی خوبی دست یافتید. موفق باشید

25129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اصول دین تقلیدی نیست بلکه خودم باید با دلیل آن را بفهمم. از سویی شما را اگر به عنوان کار شناس اعتقادی قبول کنم چند حالت دارد: ۱. پاسخ بی دلیل می دهید مانند دکتر که فقط نسخه می نویسد اگر جواب هم بدهد من نمی فهمم چون داری دانش پزشکی نیستم. ۲. شما دلایل فلسفی می آورید من نمی فهمم. در هر دو صورت بالا من نمی توانم حرفهای شما را قبول کنم. حالا بگویید آیا راه دیگری هست؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس با عقل و فهم خود باید به چشم‌اندازهایی که دین خدا عنوان می‌کند موضوعات شریعت الهی را مورد بررسی قرار دهد. موفثق باشید

25030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: قسمتون میدم به این دهه محرم خودتون جواب منو بدین. استاد بعد از این همه گرفتاری و بدبختی متوجه مسئله ایی شدم که تمام دنیا روی سرم خراب شد. از بچگی با تمام بی محبتی ها، کمبود عاطفه، دعوا و داد و بیداد بزرگ شدم راهمون یک جورایی انتخاب کردم که آدم بشم اینقدر زندگیم بدتر شد که نماز را کنار گذاشتم، البته به طرز بدی آخرش هم به جایی رسیدم که نمیتونم خدا را ببخشم و اهل البیت برام معنا ندارن، من خیلی توسل داشتم برای خوندن نماز برای خوش اخلاقی برای صبر، اما همش نتیجه عکس داد، اون هم شرایط زندگی من که از ناله و نفرین گرفته تا خوار و زاری بین دوست و ناآشنا. من کی هستم نمیدونم حالا بعد از این همه بی دینی و بی عزتی متوجه قضیه ایی شدم که مربوط به مسائل درونی خودم میشه این همه بی عدالتی برای چیه؟ کم گناه داشتم که این هم اضافه بشه و مهر خلاصی به جهنم را برام بزنه دیگه نمیدونم چیکار کنم، تمام وجودم برای لحظه های پاک و خوب پرمیکشه، برای اینکه تمام فکر و وجودم و جسمم پاک باشه، اینها را از خدا خواستم بدتر شد، که اوضاع رسیده به خودکشی، میخوام به خودم ثابت کنم مرگ دست خودم هست واقعا به این نتیجه رسیدم که من باید به دنیا میومدم تا جهنم خدا جهنمی داشته باشه، این گرفتاریها هم میخواد برای مومنین تو بهشت دلیل باشه برای جهنمی بودنم هر چی فکر می کنم هر چی توسل، هر چی برنامه ریزی به ساعت نرسیده فاجعه رخ میده مگه بالاتر از این هم داریم که همش بگی غلط کردم خودت کمکم کن دستم رو بگیر نفرین شدن برای چی بود؟ خود خدا هم از همه روزگارم خبر داد و میدونست و میتونست محبت من رو تو دل پدر و مادرم بزاره میتونه مریضی روحم رو شفا بده هر چه بدی هست از من اعتراف می کنم ولی یک ذره آرامش هم ندارم، شرمنده استاد اما عاجزانه ازتون درخواست مشاوره دارم ازتون ممنونم من به آخر رسیدم، خودکشی برام معنا پیداکرده از همه عذابش خبردار اما من نمیتونم آلوده زندگی کنم تمام وجودم استرس و سیاهه من کمترین نشونه را میخوام اما خدا دریغ میکنه من فکر روحم و جسم آلوده شده دارم زجر می کشم هیچ کس نمی‌فهمه من چی میگم واقعا خدا کی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید جواب اندیشه‌ی خود را با تأمل در معارف حقه‌ی الهی بدهید تا این حالات به سر و سامان بیاید. بنده پیشنهاد دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» را دارم. موفق باشید

24531

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: قسمت دوم کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را به بچه هایی با چه سن می تونیم بگیم که بفهمن و بتونن بین بدنشون و خودشون تفاوت قائل بشند؟ به بچه پنج شش ساله میشه گفت؟ و در مورد فرشته و شیطان از چه سنی میشه گفت که بچه از احساس حضور موجودی که نمیتونه ببینه نترسه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنده آن قسمت را برای بچه‌های قبل از دبستان عرض کردم. ۲. شاید بشود از آن سن ۶ سالگی آن‌ها را متوجه‌ی چنین موجوداتی نمود از آن جهت که فرشتگان برای مددهای نامرئی و شیطان برای افکار غلط در مقابل ما قرار گرفته است تا امتحان شویم. موفق باشید

24241

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: جدیدا یک کلیپی از علامه سید کمال حیدری پخش شده که ایشون از زبان مترجم المیزان، مرحوم همدانی میگن ترجمه المیزان از خود المیزان مهم تره چون که تک تک جملاتش زیر نظر شخص علامه بوده. مرحوم همدانی گفته اند که من وقتی ترجمه کردم علامه تفاوتها رو که دیدن در اصل المیزان و ترجمه ‌ی اون، فرمودن یا مطلبی که من در المیزان عربی نوشتم درست یا اینکه مقصودم این است که شما (مرحوم همدانی) نوشتید. نظرتون چیه؟ چون همونطور که مستحضرید ترجمه المیزان با خود المیزان تفاوتهایی داره. طبق این ادعا تک تک جملات ترجمه زیر نظر علامه بوده و علامه ترجمه رو بیشتر از اصل قبول داشتن. ناگفته نماند که علامه المیزان رو در ابتدای امر برای فارسی زبانها نوشتند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از ترجمه‌ی تفسیر المیزان استفاده کرده‌ام ولی با این همه فکر می‌کنم اگر بیشتر با متن عربی آن مأنوس باشیم بهتر باشد. موفق باشد

21460
متن پرسش
سلام علیکم: استاد آیا اکنون زمانی نیست که باید از عینیت انقلاب اسلامی صحبت کرد؟ آیا صرف وجود قوه تمدن زایی در شیعه و یا حقیقت وجودی انقلاب اسلامی، عقول را جهت تفکر و قلبها را جهت پذیرش آماده می کند؟ آیا نباید تاریخ انقلاب را روایت کرد؟ روایتی از نوع حکمت و تفکر و وجود. آیا نباید وجودی بودن حقیقت انقلاب اسلامی را در صحنه عین، روایت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! هر اندازه بتوانیم بنا به فرمایش جنابعالی روایتی از نوع «حکمت و تفکر و وجود» از انقلاب اسلامی داشته باشیم، به اندیشیدنی‌ترین موضوعِ این تاریخ نظر انداخته‌ایم و نظرها را به آن جلب کرده‌ایم. موفق باشید

32392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت محضر استاد گرامی: در ارتباط با رویکردتون در جوابگویی به دو سوال ۳۲۳۶۰ و ۳۲۳۶۳ بسیار سپاسگذارم، لذا به خودم جرئت دادم که کمی بیشتر وقت گرانبهای شما رو بگیرم. از آنجایی که به تعبیر آیت الله میرباقری که فرمودند کرونا پدیده ایی تمدنی است و نه صرفا پزشکی و می‌خواهند با آن جهان را بازسازی کنند لذا بنا بر حوالت تاریخی ما مبنی بر نگاه تمدنی پیگیر این پدیده شدم. حقیقتا خیلی ذهن من درگیر شده و تا الان به جرات بالای پنجاه ساعت سخنرانی از اساتید و متخصصین در رشته های مختلف گوش داده ام، فیلم، کلیپ، لایو و کتاب و مقالات مختلف خوانده ام اوایل فقط از سر حس کنجکاوی و تردید بود ولی الان تقریبا به یقین رسیدم که  کلاهی یا بهتر بگم فاجعه ایی به عمق همان فاجعه کنترل جمعیت بلکه از جهاتی بیشتر در حال  شکل گیری  بر سر ملت ها علی الخصوص ایران است و جالب اینکه توسط همان تیم و افرادی که بواسطه آن کار حتی جایزه هم از سازمان ملل گرفته اند رخ می‌دهد بعد از تقریبا دو سال فریاد و تضرع ما بالاخره تلویزیون مستند «برنامه کرونا» را راجع به ماهیت ویروس کرونا پخش کرد، هر چند در چرایی پخش همچین مستندی با این تاخیر و در این برهه زمانی جای حرف هست اما باز روشن کرد که ویروس دست ساز هست و دقیقا همان افرادی که در راس سازمان های جهانی و بهداشتی آمریکا قراردارند و الانه پروتکل ها و داروهای مختلف را برای مردم جهان تجویز می‌کنند همانها متهم اصلی در ساخت این ویروس هستند! پس آیا نباید شک کرد؟ هرچند در مورد واکسن و طب مدرن انتقادات بسیاری وارد است مثل همان که شهید آوینی معالجات طب مدرن را مضحک خواندند و یا همین استاد میرباقری که فرمودند اگر واکسن را بخواهیم بالکل نفی کنیم از ما نخواهند پذیرفت لذا حداقل باید بپذیریم که آن چیزی حقی است که در این موضوع دارند از آن اراده باطل می‌کنند. ولی جناب استاد در حال حاضر بحث من بر سر دو قطبی های طب مدرن و سنتی یا موافقان و مخالفان واکسن نیست، بلکه همه بحث سر اعتماد کردن یا اعتماد نکردن به دشمن است به گفته صریح وزیر اسبق بهداشت دکتر طریقت منفرد در برنامه عصر شبکه افق بین نزدیک به دویست کشور جهان فقط سی کشور پروتکل های WHO را پذیرفته و انجام می‌دهند و ایران در بین این سی کشور نه تنها اول است بلکه خیلی اول است و در فاصله بسیار زیادی از کشور دوم قرار دارد! آیا مسولین ماهیت WHO را نمی‌دانند؟! یا چرا بگفته دکتر ملک زاده ایران در مسئله تست و کارآزمایی بالینی داروهای کرونا که در سطح جهان تحت عنوان سولیداریتی انجام شد نه تنها شرکت کرده بلکه بيشترين افراد شرکت داده شده در این کارآزمایی یعنی در حدود نصف آنها! از ایران بوده است و حدود ۴۰ درصد از این شرکت داده شدها هم فوت کرده اند؟ آیا رواست شیعه خانه امام زمان اینطور موش آزمایشگاهی سازمان های جهانی یا بهتر بگم آمریکایی صهیونیستی باشد؟ آیا اینها به فرموده رهبری که در همین سخنرانی اخیر خود با مردم تبریز مقابله با استکبار رو جزو اهداف انقلاب شمردند عمل کرده اند؟ چرا به عنوان اینکه رهبری به اصرار دیگران واکسن زدند و اینکه ما الان دولت و مجلس انقلابی داریم چشممون رو روی همه این قضایا بسته ایم؟ آیا رهبری نفرمودند که مطالبه کنيد؟ نفرمودند در مواجه با حوادث مختلف که پیش می آید تنها به فعل من به عنوان رهبری نگاه نکنید؟ نفرمودند تحقیق و تفحص کنید؟ آیا رهبری موضوع نفوذ جدی را مطرح نکردند؟ آیا نفوذ جدی یعنی نفوذ در چهارتا اداره و شهرداری یا ارگان بالاتر؟ چرا ما به تعبیر رهبری جنگ بیولوژیک و ترکیبی حال حاضر را قبول نداریم؟ مگر رهبری نفرمودند که ورود واکسن آمریکایی و انگلیسی ممنوع است؟ پس چرا از مبدا هر کشوری که در آن استرازنکا ممنوع شده است ما واردات انجام دادیم؟ کافیست شما لیست کشورهایی که در آن این واکسن ممنوع شده است را در فضای سایبر جستجو کنید دوست و دشمن دلسوز ما شده و واکسن به ما اهدا می‌کند! چرا کسی توافقنامه کوواکس را برای واردات واکسن بررسی نکرده است؟ مگر نباید هر پیمان نامه و قراردادی با نظارت مجلس انجام شود! این قرارداد ننگین که از برجام برجام تر است بدون گذر از هیچ نهاد نظارتی امضا شده است کاش راهی بود که مستندات عرایضم را محضرتان ارسال کنم از جناب نظری خواهش کردم پل ارتباطی جهت ارسال فایل و فیلم خدمتتون معرفی کنند فرمودند خدمت خودتون بگم در صورت صلاحدید خوشحال میشم آیدی یا شماره ایی را معرفی کنید. در آخر از اینکه وقت گرانبهای شما را گرفته ام عذر میخوام ولی این حس تاریخی طوری مرا در برگرفته که تقریبا بیشتر وقت روزانه من رو به خودش اختصاص داده و امیدوارم که به دعای شما خداوند من را نیز در خیل جهادگران تبیین که مد نظر حضرت آقاست قرار دهد ان شاءالله

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان کانال‌ها و سایت‌هایی که می‌فرمایید هستم. عمده آن است که با توجه به حضور مقام معظم رهبری در این میدان و مشاورانِ کارآزموده‌ای که دارند و همچنان تأکید بر رعایت دستوراتی را می‌کنند که همین مشاوران تأکید دارند؛ این میدان، میدانی نیست که امثال بنده وارد شویم. اشکال بسیار اساسی که به سخن شما و بعضی از دوستانی که مانند جنابعالی فکر می‌کنند دارم، این است که می‌فرمایید: «رهبری به اصرار دیگران واکسن زدند». و متأسفانه رفقا آن‌قدر این جمله را تکرار می‌کنند که باورشان آمده راست می‌گویند. در حالی‌‌که این یک تهمت بزرگ است به کسی که تا خودش به حقّانیتِ یک عمل نرسند، اقدام به آن عمل نمی‌کنند. موفق باشید

31771
متن پرسش
سلام: حکم رهبری درباره ممنوعیت واردات لوازم خانگی خارجی ناقض دموکراسی است چرا که بالاخره ما نمایندگانی طبق قوانین اسلامی انتخاب می‌کنیم که آن ها بر اساس قانون تصمیماتی کارشناسی می‌گیرند. کلا احکام ولی فقیه به نظرم نقض دموکراسی و جمهوریت است. متاسفانه درباره واکسن و موضوعات دیگر ایشان ورود پیدا کردند که (به دلیل مشورت غلط مشاوران) جز تخریب شخصیت ایشان دستاورد دیگری نداشته است. بالاخره ما کارشناسانی داریم که آن ها باید بر بستر قانون اسلامی تصمیم بگیرند حالا اینکه آن ها به این نتیجه نرسیده اند چه لزومی دارد رهبری وارد شوند. البته ایشان هم مشاورانی دارند ولی سابقه اجرایی افتضاح (هم چنین زندگی تجملی) برخی از آن ها کاملا بر همه عیان است. به خدا قسم که بنده هم به انقلاب اسلامی به عنوان راه نجات بخش زندگی می نگرم اما تمایزی بین نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی قایلم چرا که نظام جمهوری اسلامی وفادار به آرمان های امام و شهدا نبوده و نیست. البته که شهیدانی مثل حججی و حاج قاسم بر این عهد تا پای جان وفادار ماندند. بنده به عنوان جوانی ۲۱ ساله هیچ امیدی به حل مشکلات توسط این مسیولین ندارم چرا که در اکثر تصمیمات مسئولین تعارض منافع رو مشاهده می‌کنم. همانطورکه در ممنوعیت واردات خودرو که تصمیمی کاملا با ظاهر انقلابی بود (حمایت از تولید ملی و...) مشاهده کردیم دو خودروساز دولتی چه با این مردم نجیب کردند. به خدا قسم اکثر مسئولین جمهوری اسلامی نه سالکان الی الله بلکه حافظان منافع شخصیشان هستند. البته که خود رهبری هم بارها اعلام کرده اند که امیدشان به جوانان انقلابی (نه فرتوتان مصلحت اندیش) است. گاهی اصولگرا ها برسرکارند گاهی اصلاح طلب اما تجربه چهل سال نشان داده که هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. واقعا چه امیدی هست به این روند تکراری؟ ببخشید که کمی پراکنده گویی کردم و ممنون از اینکه این بستر پاسخگویی رو فراهم کردید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه شدم که دیروز رسانه (بی‌بی‌سی) روی این موضوع صحبت می‌کرد. غافل از این‌که به گفته افلاطون بعضاً نظرات اکثریت توان تصمیمی قاطع را ندارد و نیاز است که رهبری حکیم تصمیم نهایی را بگیرد و در همین رابطه قرآن در عین توصیه به رسول خدا جهت مشورت با مؤمنین، می‌فرماید: «فإذا عزمت فتوکل علی الله» بدین معنا که بعد از شنیدن سخنان مشاوران و عزمی که گرفتید، دیگر توکل کن به خدا. آری! وقتی منافع بسیاری برای عده‌ای در آن است تا با واردکردن لوازم خانگی ثروتی به جیب بزنند و از آن طرف ما به جهت چند سال تحریم توانسته‌ایم در این موضوع به خودکفایی برسیم؛ معلوم است که با نفوذ در ادارات، مانع می‌شوند تا ما خودمان نیاز خود را برآورده کنیم و این‌جا بود که دولت به تنهایی توان مقابله با چنین اموری را به جهت تعارض منافع که در مسئولان پایین دستی هست ندارد و حکم حکومتی به کمک دولت می‌آید و به همین جهت جناب آقای رئیسی رئیس جمهور محترم فرمودند: «این موضوع بسیار مهمی است. اگر این خبر (گشایش واردات از دو شرکت کره جنوبی) راست باشد به معنی شکستن کمر شرکت‌های لوازم خانگی داخلی است که تازه توانسته اند قدری روی پا بایستند، جداً جلوی این مشکل را سد فرمائید». خوب است که به جای تفکر با عقل دشمنان‌مان با عقلی که به منافع ما فکر می‌کند، موضوعات را بررسی کنید. تصمیمات مقام معظم رهبری در سایر امور نیز به همین اندازه برای منافع ملی مهم است و معلوم است که رسانه‌های بیگانه حالا دلسوز دموکراسی شده‌اند و در جنگ اقتصادی موضوع اصلی را به حاشیه می‌برند. چرا با عقلی که به منافع ملت فکر می‌کند، فکر نکنیم؟ هنر ما آن است که دشمن را دشمن بدانیم. دشمن، دوست نمی‌شود. موفق باشید

31650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: نظرتون در مورد مطالبی که در این سایت آمده چیست؟ در این مطالب آقای میرباقری معاد را جسمانی و مادی عنوان نموده اند که با صحبت های جنابعالی در مورد معاد مغایرت دارد https://imanoor.com/blog/%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%AC%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/ با توجه به آیات و روایاتی که به آن استدلال کرده اند معاد مادی باورپذیرتر از معاد غیر مادی است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر حضرت امام و علامه طباطبایی «رحمت‌الله‌علیهما» پیرو نظر جناب صدرالمتألّهین، معاد جسمانی است ولی مطابق نشئه‌ای که ما در آن وارد می‌شویم که آن نشئه قیامت است. در این رابطه می‌توانید به جزوه «نحوه حیات بدن اُخروی» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

31634
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: در راستای بحث به تفصیل آمدن موضوع اربعین حسینی: حس می‌شود این آغاز گرهی دارد با بحث وسعت تاریخی و جایگاه افراد که در این سال‌های اخیر حضرتعالی به حق بدان اشاره می‌فرمایید. بنده این‌طور به نظرم می‌آید که گویا ابتدائاً مؤمنین هشیار را نسبت به رفتارشان با برادران دینی آگاه نمودند، سپس آن‌ها را حساس کردند به وسعت روابطی که قبل از این در برخی مؤمنین ضعف داشت، سپس این را آوردند تا کنار مردم عراق و افغانستان و... ، و هم اکنون گمان می‌شود، هرچه هست یا گره خورده به این وسعت و سعه صدر تاریخی، یا شاید هم از دل این سعه، متولد شود. به هرحال باید به حسین «علیه‌السلام» عرض کرد: مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم / مستانه در این گوشه میخانه بمیرم. درویشم و بگذار قلندر منشانه / کاکُل همه افشان به سر شانه بمیرم. نظر حضرتعالی در مورد این ارتباط چیست؟ ارتباط بین سعه صدر و روابط مذهبی‌ها با جهان بیرون، و آغاز یک آغاز. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آغازِ یک آغاز برای تجربه گستردگی انسانیت انسان‌ها و عبور از ظلمات سیطره کمیّت و استکبار با هرچه بیشتر «پاکبازی» و «ایثار»، و این‌که به گفته میشل فوکو متوجه باشیم ایران می‌تواند با انقلاب اسلامی خود، روحی باشد در جهان بی‌روح تا عالَم به خود آید.[1] در این رابطه است که باید فکر کنیم در تجربه اربعینیِ خود چگونه رسالت خود را در این جهان بی‌روح به عهده بگیریم و به انجام برسانیم. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» در اولین نشست با دولت آقای رئیسی بر بازسازی اساسی نسبت به فرهنگ و هنر تأکید کردند. حقیقتاً باید از خود پرسید بازسازیِ اساسی چه نوع بازسازی است که بتواند ایران را به عنوان روحی در جهان بی‌روح در عالَم حاضر کند همان‌طور که در سفرهای اربعینی حضور ایرانیان روحی بود تا آن سنت، هرچه زنده‌تر ادامه یابد، و شاید از این جهت بتوان گفت ما باید در جایی دیگر برای روح‌بخشیدن به سنت‌های دیگری در صحنه آییم. مثل حضور حاج قاسم در درّه پنجشیر در کنار احمد شاه مسعود آن مرد مبارز دل‌زنده و دوست‌دارِ مردم افغانستان در سال‌های گذشته. موفق باشید                 

 


[1] - دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. (اخلاق در زندگی کنونی – دکتر رضا داوری اردکانی- صفحه 245)

31002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین. سلام استاد محترم و عرض تشکر بابت همه الطافی که به اذن حضرت رحمان در اختیار ما می‌گذارید جزاک الله خیرا و حسنا. ‏به توفیق الهی بنده مدتهاست از راه دور شاگرد شما هستم و مطالب گرانبهای الهی که در کلام شما جاری می‌شود را خدای رحمان به قلبم می‌رساند ‏به رسم ادب و شاگردی از محضرتان سوال و طلب راهنمایی دارم. به لطف الهی در ماه مبارک رمضان امسال پس از مدتها طلب انس با حقیقت قرآن از حضرت حق و به لطف بحث زیبای زبان قرآن اصیل ترین زبان در روز ۱۴ ماه مبارک انگار دریچه قلبم به منظر قرآن گشوده شد و انگار این بار این قرآن بود که به جانم تلاوت می‌شد انگار خداوند رحمان را در افق قبله می‌دید قلبم که آیات را به جانم تلاوت می‌کند قابل وصف نیست به زبان قال اما زبان حال اشکی بود که بی اختیار جاری می‌شد قلبی که فقط می‌خواست کلام حق را بشنود و هرچه میامد کنار می‌زد لذتی که وصف شدنی نبود و کلامی که انگار الان در کنار پیامبران انذارشان را می‌بینم استهزاء قومشان را می‌بینم دردی که از عدم توجه مردم به دیدن حق بود را در وجود پیامبران علیهم السلام می‌دیدم حقیقت هر مساله ای را به وضوح انگار می‌دیدم و اعتباری بودن یا بهتر بگویم پوچ بودن خیالات معاندین را انگار می‌دیدم. استاد بزرگوار انگار وارد عالمی دیگر می‌شدم که پر رنگ ترین چیزی که می‌دیدم مهر الهی بود و سپس عفو و خلاصه قابل وصف نیست و این حال بسیار خوش در سحر ۱۴ ماه مبارک که با قرآن کریم آغاز شد در ادامه ماه با نظر به قرآن کریم ادامه می یافت اما دیگر نه به اندازه بار اول، بعد از آن انگار که خدا را دیده بودم در ورای پدیده ها و اتفاقات. خداوند رحمان را حاضر و ناظر می‌دیدم بر زبان قلبم جاری بود «انک قریب مجیب» از همه جالب تر اینکه اون من اعتباری و غیر حقیقی و دانی که همیشه ازش به خداوند رحمان پناه می‌بردم و در واقع ازش فراری بودم اما مرا رها نمی‌کرد به نظری که با قرآن کریم به حضرت رحمان گشوده شد خود بخود کنار رفت طوری که حتی در آن حال خوش گشتم و پیدایش نکردم اما بعد از آن هم با نظر به همان افق قبله که انگار گمشده ام آنجا بود دوباره آن من اعتباری کم رنگ می‌شد و بلکه ناپدید. استاد محترم. عرض حال کردم تا از شما بزرگوار چند سوال بپرسم که نابلد راهم و نیاز به دستگیری دارم گرچه صادقانه اعتراف می‌کنم هر طلب دستگیری که به دلم افتاد حضرت حق به بهترین نحو با مهر خود راه نشانم داد الحمدلله رب العالمین. الان هم نظرم به عنایت اوست شاید در کلام شما استاد بزرگوار. اول اینکه آیا این احوال واقعی است یا ساخته و پرداخته خیالاتم؟ گرچه شرم دارم از این سوال از بس که لطف حضرت حق را به وضوح در قلبم چشیدم لکن لیطمئن قلبی. دوم اینکه بعد از ماه مبارک آنقدر شفاف شده بودم به فضل الهی که با یک خرید یا یک کلام اضافه رفتن اندک اندک نور تابیده شده حضرت رحمان را احساس می‌کردم و متاسفانه هرچه از ماه دل انگیز میهمانی حضرت رب العالمین دورتر می‌شویم کلام اضافه و مشغول دنیا شدن و اخلاق فاسده که همه ناشی از غفلت و کوتاهی خودم هست موجب کدر شدن آن شفافیت وجودی می‌شود. در این حالات که عاجزانه مثل بدبختی عاجز و بینوا به محبوب رو می‌کنم آنقدر زیاد رحمتش را به جانم می‌نشاند که جز شرمندگی و جز شرمندگی هیچی برایم نمی‌ماند. استاد سوال دومم این است که آیا نظر به افق قبله که انگار اولین بار محبوب از آنجا جلوه گر شد برای ارتباط با او کار اشتباهی است با توجه به اینکه حضرت حق در همه جا حضور دارد و جایی ندارد؟ و سوال آخر اینکه راهنمایی ام بفرمایید چه کنم که راه گم نشود و اگر تا به اینجا راه را صحیح آمده ام همانطور عاشقانه و با قوت در همان راهی که مرا می‌طلبد طی مسیر کنم. البته بنده سالهاست مسیر زندگی ام به عنایت حضرت اباعبدالله علیه السلام روشن به معارف الهی گشته و الحمدلله غرق در این معارف و کتب حقه و خدمت به خلق می‌گذرد و الحمدلله بعد ماه مبارک با نگاه جدید شروع به نگاه به قرآن کرده ام در بین الطلوعین و الحمدلله انگار بعد این همه سال دارم از اول قرآن را می‌بینم و می‌شنوم اما خوف فراق که من آن را نار حقیقی دیدم مرا نگران می‌کند گرچه همین خوف مرا به آغوش پر مهر محبوب هدایت می‌کند از اینکه وقت گرانبهای شما را گرفتم حلالیت می‌طلبم و محتاج راهنمایی و دعای خیر شما بزرگوار در حق شاگردی حقیر و کوچک هستم. همتم بدرقه راه کن ای طائر قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم و آخر دعواهم ان الحمدلله رب العالمین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً» برای قلب‌ها بعضاً احوالات رجوع به حق است به صورت خاص، و بعضاً قلب‌ها در حالت عادی هستند و لذا موضوع قبض و بسط را حمل بر بی‌پناهی و بی‌محلی از طرف حضرت ربّ العالمین ننمایید. 2- آری! قبله، مظهریت تامّ دارد و کمک می‌کند تا در بقیه مظاهر نیز ما به نور آن مظهریت تامّ انس بگیریم. 3- این‌که بعضاً ما را حضرت محبوب به خود وامی‌گذارد برای آن است که به نوعی به خود آییم و احوالات را تبدیل به معارف کنیم به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که از تدبّر نسبت به تفسیر المیزان به همان شکل که در جزوه «روش کار با المیزان» عرض شد، غفلت نشود.

موفق باشید.

30618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: یکی از مرجحات در علم حدیث مخالفت با اهل سنت است. آیا می‌توان گفت این مرجح مربوط به زمان شکل گیری هویت شیعه در مقابل اهل سنت است و اما اکنون که مکتب شکل گرفته است و نیاز به وحدت در مقابل مستکبران داریم می بایست مرجح را موافقت با اهل سنت قرار داد تا از اختلافات کاسته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی اول در موضوع مرجحات مربوط به علم حدیث، ریشه‌ی عمیق‌تر از این حرف‌ها دارد و شرایط تاریخی طوری بود که چنین اقتضاهایی را بعضاً در تدوین احادیث می‌شده. ولی قسمت دوم فرمایش جنابعالی نکته‌ای درست و قابل توجه است. موفق باشید

30587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تبریک سال نو: استاد ما در روایات داریم که در زمان ظهور وضع جهان خیلی بد می شود و ظلم همه جا را فرا می گیرد، به طوری که دین داری در آن زمان به نگه داشتن زغال در کف دست تشبیه شده است. اما از طرفی دیگر ما می گوییم هر چه جلوتر می رویم مردم از غرب عبور می کنند و به درستی انقلاب بیشتر پی می برند و حتی رهبری فرمودند یکی از مراحلی که قبل از ظهور و تمدن اسلامی طی می کنیم، جامعه اسلامی است. چگونه این دو مطلب را با هم جمع کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند همین امروز تاریخی که ما در آن قرار داریم که دینداری از یک طرف بسیار مشکل است و در جبهه‌ی دیگر با نظر به افق عدالت و معنویتی که به کمک انقلاب اسلامی در پیش است، آینده‌ای فراتر از جهان مدرن مدّ نظرها می‌باشد. موفق باشید

30349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگر کسی توانايي روزه گرفتن را نداشته باشه چیکار کنه که بی بهره نمونه. یه روزه دیگه وجود نداره مثلا همین روزه سکوت که ازش یه چیزایی شنیدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت شده اگر شخص قادر بر روزه این ماه نباشد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد؛ «سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ‏». موفق باشید

29659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت خدمت استاد: استاد حدود ۱۰ سال پیش با اندیشه های شما آشنا شدم تقریبا نیمی از کتابهای شما را مطالعه نمودم و بسیار استفاده نمودم. کتاب «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» با صوت مطالعه کردم بسیار در روحیه ام تاثیر گذاشت روزی نیست که چندین بار به مرگ فکر نکنم و شبها با فکر نمودن به آن خواب می روم چیزی‌که بسیار نگرانم می کند عادات بدی است که گاهی وقتها در درون خود میابم وحشت زیادی سرا پایم را می گیرد. تلاش زیادی می‌کنم که خود را اصلاح کنم لکن ناخواسته گاهی وقتها مرتکب بعضی از گناهان می شوم. چه کنم استاد دارم دیوانه می شوم. لطفا راهنمایی فرمایید کتاب شما بدجوری مرا درگیر خودم نموده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به رحمت خداوند امیدوار باشید و سعی کنید با توبه، قدرتِ آن گناه را ضعیف نمایید و اگر باز مرتکب شدید، باز از توبه غافل نشوید. موفق باشید

29512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: ۱. در بحث معاد که فرموده اید طی یک سیکل هفت روزه اعمال به نزد صاحب الزمان دو بار عرضه می شود دو سوال داریم این که این دوشنبه و پنج شنبه آیا طبق همین تقویم خود ما حساب می شود؟ یعنی دوشنبه و پنج شنبه ی کشور عربستان با ما متفاوت است؟ همین سوال رو در رابطه با شب قدر هم داریم که آیا شب قدر که ملائکه نازل می شوند با این که شب قدر ما مثلا با کشورهای همسایه متفاوت است این چگونه توجیه پذیر است که آن شب کدام است؟ یا مثلا در نماز اول وقت که می گویند با نماز صاحب الزمان بالا می رود با این که ساعات شب و روز در جاهای مختلف جهان متفاوت است چگونه ممکن است این هماهنگی بین نماز هر کس در عالم با نماز ولی؟ آیا باید وجودی نگاه کرد نه در بند زمان و مکان!؟ دوم این که روح ما چگونه متوجه شود این عرضه ی اعمال چه نتیجه ای داشته چون در ظاهر که ما همه ی روزهای هفته برایمان یکسان می گذرد و احساس خاصی مثلا پس از ارئه ی عمل به نزد ولی نداریم. دوم در بحث های مدرنیته موضوع مشروطیت برایمان روشن نیست که جریان مشروطیت از چه قرار بوده است و اشکال کار کجا بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در بحث شب قدر عرض شد شب قدرِ هر ملت مربوط به خود آن ملت است به اعتبار طلوع خورشید هر روز و آخرِ ماه بودنِ آن‌ها نسبت به آن سرزمین. و شخصیت حضرت در نسبت با شب قدر و روزهای هفته، مربوط به همان ملت است. ۲. آری! بسیاری از احوالات که در دورن ما می‌گذرد در آخر عمر تا حدی تأثیر آن ظاهر می‌شود و در نهایت در قیامت است که آثار آن مشخص می‌گردد. ۳. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» رجوع فرمایید. موفق باشید

28971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال ۲۸۹۶۳ منظورمو نرسوندم. چرا خداوند به جای اینکه به همه ما انسان ها از همان اول وحی بکند، یک نفر را پیامبر کرد؟ منظورم عصمت پیامبر نیست، بلکه منظورم علمش هست. چرا همان علم به ما داده نشد؟ حالا یا اون طرف که بهش وحی شده عمل می کند یا نمی کند. یکی از علت هایی که باعث شد این سوال رو بپرسم اینکه میخوام بفهمم پیامبری وجود داشته یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی اُنس با خدا و تجلی اسم علیمِ او بر قلب انسان، شایستگی‌هایی است که انسان‌ها بتوانند در خود ایجاد کنند. در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

28512

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: هنگام عیادت بیمار چگونه و با چه جملاتی با او صحبت کنیم که بهترین وجه را انجام داده باشیم؟ آیا او را به زندگی امیدوار کنیم؟ یا نسبت آخرت و مرگ؟ و آیا بین بیمار مسن و جوان فرقی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بیشتر باید امیدواری را با این افراد در میان گذاشت. موفق باشید

28031

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: اولا خواستم بپرسم چطور میشه سپاسگزاری کرد از شما که کن فیکون کردید ما رو؟ امروز داشتم به این سوال فکر می‌کردم گفتم از محضر خودتون سوال کنم که یه چیزی یه کاری که بتونم انجام بدم و در توانم باشه رو بفرمایید تا برای سپاسگزاری انجام بدم. ثانیا حس می‌کنم در زندگی نیاز به بازخوانی تمام رویکردهای مادی زده در تمام وجوه زندگی دارم و خواستم با توجه به اینکه هم طلبه هستم هم با گزینش تامین اجتماعی همکاری می‌کنم و پاره وقت براشون تحقیق های محل سکونت و کار رو انجام میدم سوالی از محضرتون کنم: در مورد رسالت طلبگی از شما فیض برده ام اما در مورد این کار جنبی گزینش چند تا سوال دارم. آیا فایده ای در کار گزینش هست؟ در تحقیق و گزینش نیروها چه نگاهی باید داشت؟ اکثر تحقیق هایی که ما می‌رویم داوطلب ها مثبت ارزیابی می‌شوند و از این بابت نگران حقوقی هستم که می‌گیرم و نگران اینکه نکند کار بی ثمری انجام می‌دهم. حضرت امام با فرمان تاسیس گزینش چه هدفی داشتند؟ پرحرفی کردم اما چه کنم که دوست دارم زیاد بپرسم تا زیاد نصیبم بشه. مساله مهم برای بنده دستیابی به افقی است که شما اغلب در مسایل مختلف باز می‌کنید. خواستم با توجه به اینکه طلبه هستم و در گزینش پاره وقت همکاری می‌کنم افقی برایم باز شود. اگر کتابی هم معرفی شود استفاده می‌کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهترین لطفی که به بنده می‌کنید آن است که بر روی عرایض اینجانب طوری فکر گردد که بقیه‌ی افکار نیز دیده شود. ۲. هرکس هرچند خوب باشد برای هر کاری خوب نیست. نهادهای گزینشی مسئولند که شخصیت افراد را در رابطه با کاری که بایدبه عهده‌ی آن‌ها گذاشته شود، ارزیابی کنند. موفق باشید

27232
متن پرسش
با سلام: فردی به شدت در امور مختلف دچار شک و تردید است در انتخابهای روزمره زندگی و انتخابهای کلان و حتی در اعتقادات با اینکه درباره توکل و مباحث دینی و اعتقادی مطالعات داشته است ولی هنوز نتوانسته در عمل آنها را به طور کامل پیاده کند چیزهایی هم به او نشان داده شده و خودش تجربه کرده است ولی هنوز تردید در امور مختلف دارد به حدی که در کوچکترین امور هم استخاره می کند و از اینکه خودش بخواهد تصمیم بگیرد می ترسد و توکلش ضعیف است. مدتی برخی مباحث عرفانی را بدون استاد خودش مطالعه کرده بود ولی این مباحث سبب ایجاد ترس در او و درک چیزی شبیه ابهت خداوند شده بود که فعلا با وجود شدت علاقه به این مباحث و با استخاره هایی که کرده است آنها را کنار گذاشته است به نظر خودش ظرفیت این مباحث و درک آنها را ندارد چه از جهت ایجاد انانیت بیشتر و حجاب در او و چه از جهت ظرفیت فهم و درک مطالب و دچار حیرت و ترس شدند. در مراجعه ای که به یکی از علما نموده بود برای این حالت ذکر یا حی و یا قیوم برحمتک استغیث را به مقدار مشخصی فرمودند بخواند و برای استاد اخلاق هم فرمودند خدا و امام زمان علیه الصلاه والسلام کافی است. با توجه به همه ی این موارد: ایا ایشان مجدد مطالعات را اغاز کنند؟ استخاره می خواهد؟ برای رفع حالت تردید در امور و استخاره بسیار چه کنند؟ توصیه و راهنمایی کلی به این فرد دارید بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر برای آنچه عقل انسان درست تشخیص می‌دهد که به گفته‌ی حضرت باقر «علیه‌السلام» حجت درونیِ خدا است؛ می‌توان استخاره کرد؟! این مثل آن است که در مقابل نظر قرآن، استخاره کنیم که انجام بدهیم یا ندهیم. موفق باشید  

27132
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این دیدگاه دیدگاه متقن و درستی است که برخی معتقدند ابزارها و تکنولوژی فی نفسه خنثی و بدون بار و ارزش فرهنگی است و مانند چاقویی است که می تواند در دست انسان صالح بیفتد و در مصارف خیر بکار برود و می تواند در دست انسان شرور، آلت قتاله شود لذا عناصر و ابزار امروز هم ویژه فضای مجازی و تکنولوژی امروز مهم است در دست صالحین باشد و گرنه به خودی خود یک ابزار و تکنیک، حامل و پرچمدار فرهنگی نیست و باید خود را صالح کنیم تا آن ابزار موجب فساد نشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصّل است. آقای دکتر رضا داوری دلایلی دارند که هر ابزاری در فرهنگِ خاصی به ظهور آمده و ناخودآگاه همان فرهنگ را وارد زندگی‌ها می‌کند و تنها به گفته‌ی شهید آوینی با خودآگاهی از این مطلب می‌توان از ابزارها در راستای اهداف خود استفاده کرد و آن‌ها را از آن خود کرد. کاری که شهید آوینی در «روایت فتح» با دوربین و با قاب تلویزیون انجام داد. موفق باشید

نمایش چاپی