بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا جواب سوال قبلی با شماره ۲۳۹۸۵ را ارسال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۹۸۵. باسمه تعالی: سلام علیکم: بیایید و با مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کار را شروع کنید. موفق باشید

23269
متن پرسش
خدایا کفر نمی گویم، پریشانم، چه می خواهی تو از جانم؟! مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا! اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی، لباس فقر پوشی، غرورت را برای تکه نانی، به زیر پای نامردان بیاندازی و شب آهسته و خسته تهی دست و زبان بسته به سوی خانه باز آیی، زمین و آسمان را کفر می گویی، نمی گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان، تنت بر سایه ی دیوار بگشایی، لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری و قدری آن طرفتر عمارتهای مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می گویی، نمی گویی؟! خداوندا! اگر روزی بشر گردی ز حال بندگانت با خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کن که: «دوست دارد یار، این آشفتگی». حداقلش آن است که شما را این‌چنین «بلبل‌زبان» کرده است. شک ندارم که وقتی شعر شما را شنید، بر روی عرش خود بی‌ترس و لرز و خندان از شاهکار خود در مقابل ملائکه به شگفت آمد که بنده‌ی خود را به چه ناز و کرشمه‌ای کشانده است و به خود خواهد گفت: «که کس، آهوی وحشی را از این خوش‌تر نمی‌گیرد»، به نظر شما این را می‌گوید یا نمی‌گوید؟ موفق باشید 

23119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید مزاحم وقتتون میشم. می خواستم نظرتون رو در مورد کتاب تاریخ تمدن و ملک مهدوی دکتر محمد هادی همایون بدونم. اگر هم کتابی بهتر هست ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را نمی‌شناسم. ذهن من بیشتر متوجه‌ی تاریخ تمدن ویل دورانت است. فکر می‌کنم کتاب‌های بهتری هم آمده باشد ولی من اطلاع ندارم. موفق باشید

22836
متن پرسش

سلام: استاد من دانشجو هستم و کلاسهایم هم در ایام پیاده روی اربعین برقرار است یعنی تعداد کمی از بچه ها به پیاده روی می روند. حالا من اگر به پیاده روی بروم مطمئنا از دروس عقب می افتم، اما می ترسم اگر به پیاده روی نروم از قافله عشاق امام حسین (ع) که به ظهور آقا ختم می شود جا بمانم. تکلیف چیست؟ کدام را ترجیح دهم؟ بمانم یا بروم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به درس‌هایتان ضرر نمی‌خورد، حضور در رخدادِ اربعینی مهم است. موفق باشید

31634
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: در راستای بحث به تفصیل آمدن موضوع اربعین حسینی: حس می‌شود این آغاز گرهی دارد با بحث وسعت تاریخی و جایگاه افراد که در این سال‌های اخیر حضرتعالی به حق بدان اشاره می‌فرمایید. بنده این‌طور به نظرم می‌آید که گویا ابتدائاً مؤمنین هشیار را نسبت به رفتارشان با برادران دینی آگاه نمودند، سپس آن‌ها را حساس کردند به وسعت روابطی که قبل از این در برخی مؤمنین ضعف داشت، سپس این را آوردند تا کنار مردم عراق و افغانستان و... ، و هم اکنون گمان می‌شود، هرچه هست یا گره خورده به این وسعت و سعه صدر تاریخی، یا شاید هم از دل این سعه، متولد شود. به هرحال باید به حسین «علیه‌السلام» عرض کرد: مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم / مستانه در این گوشه میخانه بمیرم. درویشم و بگذار قلندر منشانه / کاکُل همه افشان به سر شانه بمیرم. نظر حضرتعالی در مورد این ارتباط چیست؟ ارتباط بین سعه صدر و روابط مذهبی‌ها با جهان بیرون، و آغاز یک آغاز. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آغازِ یک آغاز برای تجربه گستردگی انسانیت انسان‌ها و عبور از ظلمات سیطره کمیّت و استکبار با هرچه بیشتر «پاکبازی» و «ایثار»، و این‌که به گفته میشل فوکو متوجه باشیم ایران می‌تواند با انقلاب اسلامی خود، روحی باشد در جهان بی‌روح تا عالَم به خود آید.[1] در این رابطه است که باید فکر کنیم در تجربه اربعینیِ خود چگونه رسالت خود را در این جهان بی‌روح به عهده بگیریم و به انجام برسانیم. بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله» در اولین نشست با دولت آقای رئیسی بر بازسازی اساسی نسبت به فرهنگ و هنر تأکید کردند. حقیقتاً باید از خود پرسید بازسازیِ اساسی چه نوع بازسازی است که بتواند ایران را به عنوان روحی در جهان بی‌روح در عالَم حاضر کند همان‌طور که در سفرهای اربعینی حضور ایرانیان روحی بود تا آن سنت، هرچه زنده‌تر ادامه یابد، و شاید از این جهت بتوان گفت ما باید در جایی دیگر برای روح‌بخشیدن به سنت‌های دیگری در صحنه آییم. مثل حضور حاج قاسم در درّه پنجشیر در کنار احمد شاه مسعود آن مرد مبارز دل‌زنده و دوست‌دارِ مردم افغانستان در سال‌های گذشته. موفق باشید                 

 


[1] - دار مستتر، ایران‌شناس فرانسوی گفته است که اسکندر می‌خواست ایران را یونانی کند، یونان را ایرانی کرد. (اخلاق در زندگی کنونی – دکتر رضا داوری اردکانی- صفحه 245)

30726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما مطالب قابل تامل زیادی در سایت خود دارید که اکثرا باعث هدایت مردم می‌شود انشالله اما انتقادی از شما دارم: شما در فایل ۵۱ تفسیر سوره زمر (دقیقه ۳۶) بیان می‌کنید که «امام خمینی در بهشت زهرا نبود که سخن گفت بلکه خداوند از زبان او حرف می‌زد و او دیگر منی نداشت!» آیاتی در قرآن داریم بر پیمان خداوند که خودتان بهتر از من می‌دانید مثل آیه ۸۰ سوره بقره «فَلَنْ یُخْلفَ اللّهُ عَهْدَهُ: خداوند هرگز پیمان شکنی نمی‌کند.» یا آیه ۱۱۱ سوره توبه «وَ مَنْ أوْفی بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ: چه کسی به پیمانش پایبندتر از خداست؟» حال با وجود اینکه شما می‌دانید امام خمینی به بسیاری از قول های خود در بهشت زهرا نتوانستن عمل کنن، یعنی خداوند نتوانست به قول خودش عمل کند نعوذبالله!؟ یعنی خداوند بد عهدی کرد!؟ آیا این حرف شما دروغ بستن به خداوند متعال نیست!؟ (گناه کبیره) چگونه از عذاب الهی نمی‌ترسید و خود را سالک الی الله می‌دانید؟ در سیره اهل بیت آیا مثالی دارید که أئمه (ع) قولی داده باشند و به آن عمل نکرده باشند؟ پاسخ شما چیست؟ ان شاءلله خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که موانع عدم تحقق اراده‌ی الهی به معنای این نیست که وعده‌ی انبیاء کذب بوده است؛ مگر موانع عدم تحقق برنامه‌ی حضرت علی «علیه‌السلام» که به وسیله‌ی دشمنان آن حضرت انجام شد را باید به پای امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» گذاشت؟! یا اگر امروز مردم اهل زمین به توحیدی که انبیاء آورده‌اند، منوّر نشده‌اند را باید بر عدم موفقیت انبیاء حمل کرد؟! موفق باشید

30476

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید اون قرض الحسنه که در مسجد انبیا هست تحت نظارت خودتونه؟ اینکه بعضی میگن قرض الحسنه ها هم اونطور که باید باشد نیست صحیحه؟ اگر آری خصوصیات قرض الحسنه صحیح چیه؟ اگر منبعی هم هست معرفی بفرمایید، استاد چرا قرض الحسنه ها اونقدر با کرامت برخورد نمیکنن که خودشون پول قرض گرفته شده را یه هزینه بزارن روش و پس بدن تا مردم سراغ بانک نرن! و اینکه حضور بانوان در بحث قرض الحسنه چگونه باشه خوبه؟ اینکه بخواهیم یه قرض الحسنه با اطرافیان راه بیاندازیم چطور باید باشه؟ بنده با یه عده مدتیه میخوایم چنین کاری را بکنیم منتهی از عواقب احتمالی و اینکه هر کی یه قاعده میده و یه نظر، ترس اینو داریم تازه بخوابم یه کاری کنیم تبدیل به حرام بشه. لطفا راهنمایی بفرمایید. ۲. استاد کتاب آشنایی با علوم اسلامی شهید مطهری تقریبا همه جلدهاشو یه مرور داشتم و دوست دارم مبحثش رو خوب بفهمم ولی نمی دونم پراکنده هست یا عمیق نمیتونم اونطور که باید از بالا بهش نظر داشته باشم تا مطالب در ذهنم جمع باشه. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رابطه‌ای با آن قرض الحسنه که می‌فرمایید، ندارم و اساساً در این موارد تجربه‌ی خاصی ندارم. ۲. کتاب‌های مذکور را استاد جهت تدریس در دوره‌ی لیسانس دانشگاه تنظیم کرده‌اند، به همین جهت مطالب آن ساده و اولیه است. موفق باشید

30297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز طلبه هستم و حالات عرفانی داشتم. طلبگی را دوست هم دارم ولی با این اوضاع جامعه و گریز مردم از اسلام و محبوب نبودن جامعه طلبگی و مشکلات جسمی و بعضا هم مورد مسخر قرار می گیرم. لذا حالت خستگی و تنبلی شدیدی برم عارض شده است که احساس خستگی و گاهی القائاتی از ناامیدی دارم. چه کنم به حالات سابق عرفانی برگردم و از تنبلی نجات پیدا کنم از تنبلی. احتمالا می خواهید مراجعه به کتب بدهید. کتب شما را خواندم اجابت اینجا فرمایید الله یحفظکم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه‌ی آینده‌ای شد که رهبر معظم انقلاب متوجه‌ی آن هستند و رجوع مردم پس از سرخوردگی از این تجددمآبی‌ها به اسلام است و شما باید خود را برای آن آینده آماده کنید و دروس رسمی حوزه، آن زمان به کار می‌آید و در کنار آن‌ها از تفسیر قرآن و دنبال‌کردن روایات نباید غفلت کرد. موفق باشید

30210
متن پرسش
سلام علیکم: از تیپ انسانهای درون گرا هستم و قوه خیال قوی دارم و حدیث نفسم بسیار زیاد است. طوری که دیگران براحتی متوجه این قضیه می‌شوند مانند خیلی از انسانها مایلم باطنی آرام و شفاف داشته باشم اما قوه خیال به هر بهانه ای مرا راحت نمی‌گذارد گاهی از تخیلاتی که ریشه در قوه غضب دارد در رنجم و گاهی از تخیلاتی که ریشه در قوه شهوت دارد درگیر امور باطل می‌شوم راهکاری برای حل این قضیه دارید؟ البته از کار را هم امتحان کرده ام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی انسان راه بیفتد، با این موانع روبه‌رو می‌شود. باید با حوصله و مقاومت و صبر در مقابل این امور، خود را کنترل کرد. آری! «آب گِل خواهد که در دریا رود / گِل گرفته پای او را می‌کشد». کتاب «مقالات» آیت الله محمد شجاعی در این مورد کمک‌کننده است. موفق باشید

30097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله قاصم الجبارین. دیو چو بیرون رود فرشته در آید. با عرض سلام و تبریک پایان دولت منحوس ترامپ لعنت الله علیه خدمت استاد عرض می‌شود نظر حضرتتان در مورد این سیاهه را خواستارم پس از ماه ها خوف و رجا امشب پس از مراسم تحلیف آرامش یافتم باور کنید من یکی که تا لحظه تحلیف خوف آن داشتم که با طرق قانونی یا کودتا مانع رسیدن بایدن به حقش شود اما ظاهرا بنای دمکراسی در آمریکا آنچنان مستحکم است که از طوفان حوادث سترگی همچون ترامپ ذره ای خم به ابرو نمی آورد مقایسه شود با ۸۸. باری یک لبه گازانبر به توفیق حق کند و بگو کنده شد اما امان از گازانبران داخلی استاد با آنها چه کنیم؟ آخر زمان نشناسی. الان چه موقع سوال از وزیر است 6 7 ماه مجلس را با آن آرای اندک به دست گرفتی معلوم نیست درین مدت چه گلی به سر کشور زدید الان به فکر سوال افتادید؟ حال که ملت پس از سالها صبر بر جور آن ملعون در شرف دستیابی به حقوق خویش است این سنگ اندازی ها و آن مصوبات کذایی برای چیست؟ آیا اینها مقدمه مایوس کردن ملت و کسب قدرت با مشارکت نازل مردم در انتخابات است؟ مجلس اگر مجلس بود باید سوال را از ظریف این قرار می‌داد که چگونه ازین فرصت پیش آمده می‌خواهد استفاده کند و این ظرفیت را بالفعل نماید استاد از خارج آسوده خاطر شدیم اما چّه‌کنیم با خوارج داخل. امید که این انتخاب مبارک زمینه رفع کدورتهای دو کشور و دفع آمریکا ستیزی شود و به یاری حق در نهایت شاهد اتحاد ایران و ایالات متحده باشیم تا شاهد جهانی عاری از خشونت و سرشار از مهر باشیم به امید آن روز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور جهانی ما با نور توحید و مقابله‌ی هرچه بیشتر با استکبار ممکن است. بحمدلله آینده‌ی ما آینده‌ی عبور از استکباری است که به خود اجازه می‌دهد خود را قیّم جهان بداند و وزیر امور خارجه‌ی آقای بایدن بگوید ما از به قتل‌رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی پشیمان نیستیم! موفق باشید

29962

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا مرحوم علامه طهرانی به سرعت متوجه اشتباه بودن سیاست کاهش جمعیت می‌شوند کتاب درین زمینه می‌نویسند و در صحبتهایشان متذکر می‌شوند حتی بنا به نقلی از رنج این مسئله دق می‌کنند ولی رهبری ظاهرا سالها بعد تازه متوجه این مسئله می‌شوند و حتی به اشتباهشان اقرار می‌کنند اقراری که دیگر سودی ندارد و می‌بینیم متدینین به انقلاب و رهبری هم گویا به این توصیه اعتنایی نکردند چه رسد به بقیه مردم .سوال دیگر اینکه با توجه به مسئله جمعیت و یا توصیه رهبری بر وجوب شرکت در انتخابات و از آن طرف عدم حضور تقریبا ۶۰ درصدی مردم و موارد دیگری که صحبت های رهبری توسط مسئولین و مردم جدی گرفته نمی‌شود می‌توان نتیجه گرفت که مردم مناسبات خود را دیگر با رهبری تنظیم نمی‌کنند و این یعنی پایان رهبری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده بعد از آن‌که مسئولان به تذکرات امثال آیت الله تهرانی‌ها توجه نکردند و کار به بحران رسید، رهبر انقلاب وارد میدان شدند، وگرنه تا آن‌جا که ممکن است رهبر انقلاب مستقیماً در امثال این امور وارد نمی‌شوند. ۲. عموماً درصدی از مردم بالاخره تحت تأثیر تبلیغات دشمن هستند، ولی رهبر انقلاب به عنوان حجّت خدا وظیفه‌ی خود را انجام می‌دهند. آیا می‌شود گفت اگر بر فرض مردم به اسلام پشت کردند، پایان اسلام است؟ یا پایان مردم است؟ موفق باشید

29355

طوبی للغربابازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده عزیز و تقدیر و تشکر بابت زحمات بی نظیرتان در خصوص پیام برادری که فرموده بودند چرا طلاب کاری نمی‌کنند: بنظر می‌رسد در حق "طلاب جهادی" کم لطفی شد. تا جایی که حقیر دیده ام، این بندگان خدا. از صبح تا شب به دنبال حل مشکلات مردم هستند، در زلزله و سیل و کرونا و مسائل حاشیه نشینی و طلاق و اعتیاد و حجاب و... خودشان را سپر بلا می‌کنند، و حتی زیر سرم می افتند، مورد ضرب و شتم و تهمت و زخم زبان دوست و دشمن هم قرار می‌گیرند، و در نهایت مثل #شهید_محمد_تولایی به جرم ملبس بودن، چاقو به قلبشان زده می‌شود، که سه طفلشان یتیم شدند و پس از گذشت دو سال هنوز هم قاتل ایشان پیدا نشده. به قول یکی از دوستان: مگر ما مرده ایم که آقا تنها باشند؟ با تقدیم احترام و ارادت مجدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. به گفته‌ی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله»: «طوبی للغرباء» خوشا به حال آن‌هایی که بی‌سر و صدا در راستای تحقق توحید در بستر انقلاب اسلامی که در این تاریخ تعیّن توحید و اسلام است؛ در حال فعالیت‌اند. و به جهت سعه‌ی وجودی که عطای الهی به آنان است، ملامتِ هیچ ملامت‌گری آن‌ها را از راهی که انتخاب کرده‌اند، دلسرد و مأیوس نمی‌کند و دشمن هم از همین امر عصبانی است زیرا این عزیزان بر عکسِ روشنفکران مدعی در جهانی بیرون از جهان مدرنیته و ساز و برگ‌های آن، خود را حاضر کرده‌اند و معلوم است که عقل غربی اینان را نبیند ولی آنان را چه باک! زیرا با خدا معامله کرده‌اند تا خدا به مناسبات انسان‌های این دوران برگردد. موفق باشید    

29136
متن پرسش
استاد گرامی سلام: ۱. اگر روزی هرکس مربوط به خودش است و گفته می شود رزق کسی را فرد دیگری نمی خورد چرا در مواقعی که خانواده ای سرپرست خود را به دلایلی مانند فوت، طلاق، از کارافتادگی و... از دست می دهند دچار تنگی معیشت می شوند؟ پس رزق جداگانه آن ها چه می شود؟ ۲. اگر سرپرست خانواده به جهت گناهانش دچار غضب الهی و دچار تنگی معیشت شود چرا افراد تحت تکفل وی نیز دچار این تنگی می شوند؟ به نظر می رسد این هم نوعی عذاب برای گنه کار است که خانواده اش را در سختی ببیند ولی افراد خانواده وی به عنوان یک انسان و یک مخلوق چه گناهی کرده اند که باید در تقاص فرد گنه کار شریک شوند؟ پس رزق جداگانه آن ها چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. راه رزق‌شان ممکن است تغییر کند و از طریق دیگر رزق اصلی آن‌ها به آن‌ها برسد. ۲. ممکن است همان اندازه که محدودیت دارد رزق آن‌ها باشد و ما گمان کنیم تنگی رزق به جهت گناهان سرپرست خانه است. موفق باشید

27920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: آیا همانطور که از طریق زیارت عاشورا به امام حسین علیه السلام توسلی می کنیم می توان از طریق حدیث کساء به حضرت زهرا سلام الله علیها توسل کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است. به همین جهت ما در زیارت حضرت معصومه «سلام‌اللّه‌علیها» نیز داریم: «یَا فَاطِمَةُ اشْفَعِی‏ لِی فِی الْجَنَّةِ‏» و معنای توسل نیز در چنین فضایی معنا می‌دهد. موفق باشید

27456

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما در مورد سنگسار شدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که می‌دانم در زمان خود پیامبر «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» مواردی از سنگسار انجام شده است. حال اگر صلاح نیست به آن صورت انجام شود، امر دیگری است. بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

27232
متن پرسش
با سلام: فردی به شدت در امور مختلف دچار شک و تردید است در انتخابهای روزمره زندگی و انتخابهای کلان و حتی در اعتقادات با اینکه درباره توکل و مباحث دینی و اعتقادی مطالعات داشته است ولی هنوز نتوانسته در عمل آنها را به طور کامل پیاده کند چیزهایی هم به او نشان داده شده و خودش تجربه کرده است ولی هنوز تردید در امور مختلف دارد به حدی که در کوچکترین امور هم استخاره می کند و از اینکه خودش بخواهد تصمیم بگیرد می ترسد و توکلش ضعیف است. مدتی برخی مباحث عرفانی را بدون استاد خودش مطالعه کرده بود ولی این مباحث سبب ایجاد ترس در او و درک چیزی شبیه ابهت خداوند شده بود که فعلا با وجود شدت علاقه به این مباحث و با استخاره هایی که کرده است آنها را کنار گذاشته است به نظر خودش ظرفیت این مباحث و درک آنها را ندارد چه از جهت ایجاد انانیت بیشتر و حجاب در او و چه از جهت ظرفیت فهم و درک مطالب و دچار حیرت و ترس شدند. در مراجعه ای که به یکی از علما نموده بود برای این حالت ذکر یا حی و یا قیوم برحمتک استغیث را به مقدار مشخصی فرمودند بخواند و برای استاد اخلاق هم فرمودند خدا و امام زمان علیه الصلاه والسلام کافی است. با توجه به همه ی این موارد: ایا ایشان مجدد مطالعات را اغاز کنند؟ استخاره می خواهد؟ برای رفع حالت تردید در امور و استخاره بسیار چه کنند؟ توصیه و راهنمایی کلی به این فرد دارید بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر برای آنچه عقل انسان درست تشخیص می‌دهد که به گفته‌ی حضرت باقر «علیه‌السلام» حجت درونیِ خدا است؛ می‌توان استخاره کرد؟! این مثل آن است که در مقابل نظر قرآن، استخاره کنیم که انجام بدهیم یا ندهیم. موفق باشید  

26872

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: التماس دعا در ماه عزیز رجب. ببخشید استاد می خواستم نظرتان را در مورد برخی متفکران و نویسندگان بدانم و این که آیا توصیه می فرمایید از آثار آن ها استفاده کنیم؟ در فلسفه غرب، آقایان محمود خاتمی، بابک احمدی سروش دباغ و رامین جهانبگلو؟ در فلسفه اخلاق، آقای ابوالقاسم فنایی؟ اما مطلب دوم، من بعد از تقریبا پایان یافتن فلسفه اسلامی، به شدت دنبال این بودم که فلسفه غرب را با یک سیر مطالعاتی مناسب و جامع، دنبال کنم، البته نویسندگان و اساتید زیادی را هم شناسایی کردم مثل دکتر داوری، دکتر مجتهدی، دکتر صافیان، دکتر ناظمی، دکتر خاتمی، دکتر حسینعلی نوذری، دکتر مصلح و دکتر طالب زاده و.... اما نمی دانم کدام آثار را با کدام اولویت و سیری مطالعه کنم؟ تاریخ فلسفه شما و آقای ملکیان را هم مطالعه کردم. لطفا سیر مطالعاتی و درسی جامعی را توصیه بفرمایید بنابر همان سیری که خودتان در فلسفه غرب طی کرده اید! با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد جمعِ آقایانی که در سطور اولیه نوشته‌اید، آقای دکتر خاتمی با هیچ‌کدام از آن‌ها قابل مقایسه نیستند و از ایشان به بهترین نحو می‌توانید استفاده کنید. آقای فنایی را هم چندان جامع ندیدم. ۲. در مورد سیر مطالعاتی اساتیدی را که نام بردید به‌جز آقای نوذری که نمی‌شناسم؛ همه خوبند. ولی در مورد سیر مطالعاتی در رابطه با فلسفه‌ی غرب فکر نکرده‌ام. بد نیست سری به سی‌دی‌های «روزگارِ نو» بزنید. موفق باشید

26595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: خدا قوت. می خواستم نظر جنابعالی را درباره ی مباحث جناب آقای دخاچی بدانم ما که از فراز و فرود مباحث ایشان و جنبش و تلاش ها و کوشش های ایشا چیزی متوجه نشدیم از سخنانش که ناملموس و نامفهوم و از فعالیت هایی که نمی دانیم از این جلسه به آن جلسه بر اساس کدام اصول و مبنا؟ استاد اگر شما به عنوان یک متفکر متوجه شدید به ما هم بفرمایید تا استفاده کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست مطالب ایشان را اگر بتوانید دنبال کنید. ایشان تلاش دارند کاری را انجام دهند، ولی به گفته‌ی خودشان، در ابتدای راه هستند. موفق باشید

26529
متن پرسش

سلام استاد: درد دلی داشتم خواستم اینجا مطرح کنم. آن روز جمعه صبح رفته بودم نانوایی شخصی بهم گفت سردارمون رو زدن کاملا شکه شدم. اومدم خونه پیام رهبر رو دیدم ولی اروم نشدم دو روز تمام گریه کردم اروم نشدم. استقبال با شکوه خوزسنان رو دیدم مقداری تسلی دل بود ولی اروم نشدم دل فقط یک چیز می خواست من هم برم گفتم میرم تشییع سردار اونجا رهبری چیزی میگه اروم میشیم ولی رهبری گفت «الحقنا بهم» حالمون بدتر شد. رفتیم تشییع ولی اروم نشدم. قید کارم رو زدم دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم. بیست و دو بهمن شد رفتیم جشن سالگرد پیروزی و ... امیدهایی که برای امسال آدم تو اون جشن حس می کرد ولی ارامش و قرار نیومد. استاد شما می دونید آرامش را کجا میشه پیدا کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آرامش در همان اشکی است که بدون اختیار با یاد حاج قاسم عزیز جاری می‌شود. مگر نخوانده‌ای که آن مردِ بی‌قرار که بعد از ملاقات شمس تبریزی، ۳۰ سال بی‌قرار بود، فرمود:

جملة بی‌قراری‌ات از طلب قرار توست                   طالبِ بی‌قرار شو تا که قرار آیدت

جملة نامرادی‌ات از طلب مراد توست                    ورنه همه مرادها جمله نثار آیدت

آن نفسی که با خودی بسته ابر غصه‌ای               آن نفسی که بی‌خودی مه به کنار آیدت

آن نفسی که با خودی یارکناره می‌کند                وآن نفسی که بی‌خودی باده یار آیدت

آن نفسی که با خودی همچو خزان فسرده‌ای         وآن نفسی که بی‌خودی دی چو بهار آیدت

حاج قاسم تجربه‌ی بی‌قراری در این دنیا را به ما عطا فرمود، حالا می‌خواهی هم یاد حاج قاسم را داشته باشی و هم با قرار باشی؟!! چرا بی‌قراری را در این تاریخ، عین زندگی ندانیم؟ مگر رهبر معظم ما که حاج قاسم جانش را فدای او می‌کند؛ یک لحظه قرار دارند که ما به دنبال قرار باشیم؟!! موفق باشید  

24312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۲۹۹ مخصوصاً قسمت دوم سوال بنده فکر می کنم اینگونه افراد که در بدیهیات شک می کنند، اولا به دلیل روحیه بدبین و صفت بدبینی که در نفسشان نهادینه شده و ثانیا چون امور بدیهی امور واضح و اظهر من الشمس است و ادراکات واضح و یقینی هستند لذا اگر کسی برای امور بدیهی دنبال دلیل بگردد از ساحت بدیهی خارج می شوند و چون هیچ دلیلی قانع کننده تر از همان ادراک بدیهی برای شخص نمی‌تواند باشد پس هرچه قدر دنبال دلیل بیشتر بگردند بیشتر از ساحت بدیهی دور شده و بیشتر گرفتار شک می شوند و به دلیل صفت بدبینی و سوءظن نمی‌توانند قانع شوند، لذا برای خلاصی از شک این افراد را باید با ساحت بدیهی متوجه کرد و صفت بدبینی و سوءظن را در آنها کمرنگ کرد. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است ولی متأسفانه این نوع افراد امر بدیهی را هم بدیهی نمی‌دانند و در همان حال می‌پرسند «چرا». موفق باشید

22457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: راجع به موضوعات زیر کتاب های معتبر معرفی کنید: ۱. سیره اهل بیت (ع) ۲. تاریخ اسلام از بعثت تا غیبت ۳. تاریخ انقلاب
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2- مباحث صوتی استاد غنوی مطالب خوبی در این مورد دارد که خلاصه‌ی آن را در جزوات «هویت سیعه» که بر روی سایت هست می‌توانید داشته باشید 3- به نظرم جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» یا «تحلیلی از انقلاب اسلامی» که بر روی سایت هست، کمک بکند. موفق باشید

19933
متن پرسش
با سلام و خسته نباشد خدمت شما: در کتاب بسیار مفید «خویشتن پنهان» در مورد مثال بین برگ خشک وسط حیاط و دست جنابعالی مثال زدید. یک برگ خشک که از درخت جدا شده دیگر دارای نفس نیست و دیگر نفسی آن را تدبیر نمی کند ولی هنوز وجود دارد. آیا این برگ خشک که قبلا بوسیله نفس نباتی تدبیر می شد حال بوسیله نفس جمادی تدبیر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جماد که مثل گیاه و حیوان نفس ندارد. موفق باشید

32765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرانقدر: برای نجات کسیکه از بیماری روحی و روانی و افسردگی و افکار منفی و خود خوری رنج می‌برد و عزت نفس و اعتماد به نفس او از بین رفته چه راهی سراغ دارید؟ لطفا راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: سعی بفرمایید به قول معروف «ره چنان رو که رهروان رفتند». به افراد قابل اعتماد اطراف‌تان اعم از آشنایان و رفقا نظر کنید و با روحیه آن‌ها خود را در زندگی حاضر نمایید. ثانیاً: چندان به خودتان فشار نیاورید و با توکل به خدا از فعالیت‌های اجتماعی و ورزش و داشتن فعالیتی نه چندان سنگین غفلت نکنید. موفق باشید

31864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای خودسازی مطالعاتی دانشجویان و فعالان رسانه ای چه مباحثی را اولویت و دارای ضرورت می‌دانید؟ اصول عقاید یا معارف اهل بیت یا موارد دیگر؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید از معرفت نفس شروع کنید خوب است. همان‌طور که سیر مطالعاتی سایت متذکر می‌شود. و البته کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که شرح نامه ۳۱ نهج‌البلاغه است، در جای خود بسیار مؤثر می‌باشد. موفق باشید

31558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی: با سلام: بنده دانشجوی دکتری قرآن و حدیث هستم. موضوعی که برای پایان نامه ام انتخاب کردم تمدن سازی شیعه هست. در مورد اینکه روند کارم چطور باشد از شما راهنمایی می خواستم. در مورد این موضوع می شود دو نوع کار انجام داد، این دو نوع را آقای دکتر موسی نجفی هم در جواب پرسشی که داشتم مطرح کردند، اول اینکه با بررسی آیات و روایات، به مولفه های تمدن اسلامی دسترسی پیدا کنیم. دوم اینکه یکی از تعاریفی که از تمدن هست را با متون دینی نقد و بررسی کنیم. مورد اولی را تحقیق کردم و دیدم که کارهایی به شکل پایان نامه انجام شده و در کل می توانیم بگوییم مولفه ی مهم تمدن اسلامی توحید است که در دل توحید، مولفه های عدالت، کرامت انسانی، رشد و شکوفایی استعدادها و غیره قرار دارد. مورد دومی هر چند خوب هست که مولفه های تمدن اسلامی و تمدن غربی با هم سنجیده شود اما فکر می کنم خیلی راه گشا برای زمان حاضر نیست. و احتمال دارد روی این موضوع هم زیاد کار شده باشد. چیزی که من خیلی دوست دارم روی آن کار کنم این است که آیا در این زمانه ی حاضر، ممکن است تمدن اسلامی شکل بگیرد یا نه. یعنی از سویی تمدن فعلی که تمدن غرب است بررسی شود که در مرحله های سرازیری قرار دارد به این دلیل که مدرنیته قدرت اقناع خود را از دست داده و پست مدرنیته هم به تعبیری عبور از مدرنیته را شروع کرده و از سوی دیگر تفکر جدیدی با انقلاب اسلامی شروع شده که بیرون از تفکر مدرنیته است و باب پرسشگری از مدرنیته را باز کرده است. حالا در این مرحله آیا ما داریم به سمت تمدن حرکت می کنیم یا نه؟ و به نظرم خوب است در پایان نامه به این نقطه برسم و آن را تشریح کنم. این روش و خط سیر به نظر شما کارآمد هست؟ سوال دیگر اینکه با چه نگاهی با روایات و آیات مواجه شوم و روایات مناسب با این موضوع را از کجا پیدا کنم و روی آنها سرمایه گذاری کنم تا من را به مقصودم برساند؟ احساس می کنم به روایاتی نیاز دارم که در مورد موضوعات زیر صحبت کند: زمانه، جامعه، دلایل و نشانه های انحطاط یا رشد جامعه. ممنون می شم اگر مفصل توضیح دهید با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این‌که می‌فرمایید نکته خوبی است. در این مورد پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان» که روی سایت هست بزنید. ۲. با توجه به مسائلی که برایتان در پایان‌نامه مدّ نظر هست، اقلاً باید «اصول کافی» و «تحف العقول» را یک بار ورق بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی