بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27177
متن پرسش
سلام. فکر می کنم منظور سوال ۲۷۱۴۰ این متن بوده است. خدا را شکر، این ویروس به نام # کرونا ، چهارده قرن است که در قرآن کریم ذکر شده است. ۱. بله ، زمان ظهور وی ذکر شده است. ۲. در كجا ظاهر شد. ۳. دلیل ظهور آن ذکر شد. ۴. راه مقابله با آن و جلوگیری از بروز آن هنگام ظاهر شدن را ذکر کرد. ۵. از حکمت ظاهر آن یاد کرده. ۶. قران حتی نام صحیح آن را ذکر کرده. همه این ها در سوره مبارکه مدثر ذکر شده: ۳. این ویروس که انسان را متعجب کرده و باعث از بین رفتن جان بسیاری از مردم شده، زنده نمانده و علائم روشنی ندارد، دانشمندان آن را نامیدند (covid19) به این دلیل که به نظر می رسید اواخر سال ۲۰۱۹ بوجود آمده است. این در آیه ۳۰ سوره مدثر ذکر شده است). (لا تبقي ولا تذر، لواحة للبشر، عليها تسعة عشر). بلایی است که نه کاملا می کشد و نه کاملا رها می کند. پوست بشر را می کند. نوزده وکیل دارد (اشاره به کوید ۱۹) ۲. این ویروس در کشوری ظاهر شد که در حال حاضر دومین قدرت اقتصادی در جهان و اولین کشور در جهان از نظر تراکم جمعیت است. و اشاره به آن در آیات ۱۲ و ۱۳ سوره مدثر آمده است: «ذرني و من خلقت وحيدا، و جعلت له مالا ممدودا، و بنين شهودا». (رهاشده در قومی که خلقتی خاص دارند. و ثروت فراوان دارند. و جمعیتی نظاره گر فراوان). بله، در چین ظاهر شده است، که تاکنون به یک و نیم میلیارد نفر نزدیک نشده است، شاهد افزایش جمعیت آن هستیم و اقتصاد آن افزایش یافته و پول های آن بخصوص در ابتدای این قرن تمدید شده است و هنوز هم آرزو می کند که افزایش یابد. ۳. در مورد نحوه مقابله با این ویروس، همه دنیا هنوز در حال فکر کردن، تحقیق و به دنبال معالجه هستند. در حالی که در ابتدای سوره مدثر ذکر شده است، در شش مرحله خلاصه می شود: آگاهی، احتیاط بسیار، پاکسازی، تردد سالم، عدم تحریک و صبر. - # آگاهی و هشدار به مردم در مورد خطر این ویروس، که در آیه ۱ و ۲ ذکر شده است:«یاایهاالمدثر»:ای کسی که خود را پوشاندهای (قرنطینه کرده ای). «قم فأنذر»: (برخیز و هشدار بده). - یاد خدا و دعا، که در آیه ۳ ذکر شده فراوان کنید: «و ربّك فكبّر». «و پروردگارت را بزرگدار». - پاکسازی، ضد عفونی کردن، شستن دست و لباس، که در آیه ۴ ذکر شده است: «و ثيابك فطهّر». «لباسهای خود را تطهیر کن». - # تردد سالم، با عدم آميزش با مردم، به منظور جلوگيري از آسيب ديدن از اين پلیدی، كه در آيه ۵ ذكر شده است: «والرجز فاهجر». «و وضو بگیر و از پلیدی دور شو». - خیلی حریص برای انبارکردن مواد غذایی در هنگام بحران، که در آیه ۶ ذکر شده است: «ولا تمنن تستكثر». «و هنگام بخشش فراوان، بر مردم منت مگذار». - # صبر برای این مصیبت، به ویژه در موارد مرگ، در آیه ۷ ذکر شده است: «و لربّك فاصبر». (و برای رضای خدا صبور باش). ۴. مردم در این زمان خاص دلیل انتشار این ویروس در جهان را می پرسند!؟ در پایان: سوره مدثر، حتما با تفسیر و ترجمه و بخوانید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، نیاز به این حرف‌ها نیست!! عظمت قرآن در جای دیگر است. موفق باشید

26526
متن پرسش
سلام استاد: می خواستم ازتون لطف کنید. تاثیر امام شناسی رو در انسان شناسی و انسان سازی توضیح بدین اگه کتابی هم که فکر می کنید برای این موضوع مفیده ممنون میشم معرفی کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم، صورت متعالی و بالفعلِ انسان‌اند و هر اندازه به ابعاد شخصیتیِ آن عزیزان بیشتر آشنا شویم، به وجوهی که باید در خود شکل دهیم، بیشتر نزدیک می‌شویم. کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» که بر روی سایت هست و مجموعه‌ی کتاب‌های «امام شناسی» آیت اللّه حسینی تهرانی و کتاب «شرح دعای ندبه» که بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

25895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا خلافت از دیدگاه شیعه مورثى است و اساساً موروثی بودن، عیب دارد؟ اگر فرض کنیم امام مجتبی بر معاویه غالب می شد، مگر ابی عبدالله و اولادشون، خلیفه نمی شدند، پس به نحوی شیعه هم خلافت رو موروثی کرده و علیرغم نقدی که بر بنی امیه مبنی بر خلافت موروثی و بهتر بگویم دولت سلطنتی موروثی داشت، خودش هم موروثی کرده اداره جامعه و زمامداری رو؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث موروثی‌بودنِ حاکمیت یک بحث است که به هیچ وجه قابل قبول نیست. و بحثِ برگزیده‌شدنِ اهل‌البیت برای هدایت مردم که آیه‌ی ۳۳ سوره‌ی احزاب متذکر آن است؛ موضوع دیگری است. موفق باشید

 

 

25888
متن پرسش
سلام علیکم: مطلبی چند وقتیست ذهنم رو مشغول کرده و دغدغه ذهنی ام شده و من رو به فکر واداشته. آیا می توان گفت «تاریخ» صرفا همین جنگها و انتقال قدرت بین پادشاهان و تاسیس سلسه ها و به تعبیری آن تاریخ مرسومی نیست که ما تا کنون در اغلب کتب تاریخی دیدیم. غالباً این نوع کتب تاریخی، تمرکز بر سلسله ها و مراکز قدرت و یا حتی در بعد اجتماعی، بیشتر متمرکز بر تاثیر سلسه ها در بین مردم است و گویی روح و فلسفه اصیل تاریخی را در تاریخ نگاری های ویژه معاصر کمتر می بینیم. به عقیده ام، روح تاریخ فراتر از این حوادث است و حتی خود این تاریخ راهی برای توحید و خداشناسی است که اگر ملتی با تحول و تغییر، اراده و عملش را با سنت ها و تدابیر الهی هماهنگ کند و آنها را در این جهت تنظیم کند، بصیرت تاریخی می یابد و این روح ماورای تک تک این حوادث است. نمی دانم، اما حسی به من می گوید واقعاً روحی در این حوادث سریان و جریان دارد فراتر از انتقال قدرت بین دو پادشاه یا جنگ بین دو کشور و خیلی حوادث از این دست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی به موضوعات، غیر از دانستنِ وقایع تاریخی است. به همین جهت قرآن ما را دعوت به سیر تاریخی در جغرافیای زمین می‌کند تا در صحنه‌ها، اراده‌های الهی را به تماشا بنشینیم، آن‌جا که می‌فرماید: «أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ ۖ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» آیا در زمین سیر نکردند تا ببینند که عاقبت کار پیشینیانشان (چون قوم عاد و ثمود) چه شد؟ در صورتی که از اینها بسیار تواناتر بودند و بیش از اینها در زمین کشتزار ساختند و کاخ و عمارت برافراشتند و پیامبرانشان با آیات و معجزات برای (هدایت) آنان آمدند (لیکن چون نپذیرفتند همه به کیفر کفر هلاک شدند). و خدا درباره آنها هیچ ستم نکرد بلکه آنها خود در حق خویش ستم می‌کردند. موفق باشید  

25027
متن پرسش
سلام: در بحث معرفت نفس، حضورش شدید تر است یعنی چی؟ حاضر تره حاضره یعنی چی؟ اینکه ما تعلقات مون کمتر باشه تجردمون بیشتر میشه، منظور از تعلق چیست؟ مصادیقش چیست؟ آیا دوست داشتن خانواده و امثال اینها باعث ضعف تجرد میشه؟ اگر اینطور است چه کنیم؟ چیزی را نخواهیم و دوست نداشته باشیم یا دوست داشتنمان باشد و در کنار اینها حدود دین را هم که رعایت می کنیم کافی ست؟ راهنمایی کنید ممنون میشیم. خدا توفیق بیشتر بهتون بده. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با این‌که در ذات خود مجرد است، چنان‌چه به عالم ماده توجه نماید و برای عالم ماده نقش اساسی قائل شود، از وسعت خود می‌کاهد و شدت حضورش در عالم هستی کم می‌شود. مثل کاری که اهل دنیا می‌کنند.

دوست‌داشتن غیر از منشأ اثردانستن است. به هر صورت انسان باید خانواده و سایر انسان‌ها را دوست داشته باشد. موفق باشید

24717
متن پرسش
استاد عزیز سلام: شما در جواب سوال ۲۴۷۱۲ نظرتان این است که دکارت با این اصل فلسفی که پیش روی خود گشود و آن شد معیار مدرنیته، در اصل راه معرفت النفس و رسیدن به معرفت حقیقی وجود خود و موجودات عالم را بروی خود و لاجرم انسانهای گرفتار در مدرنیته بست؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اساس مدرنیته، سوبژه‌کردنِ همه‌چیز است برای تصرف در آن‌ها. موفق باشید

23309
متن پرسش
سلام استاد: سوالی در زمینه حرکت جوهری داشتم. ما اگر فکر کنیم دنیا ثابت است ولی حرکت در آن جریان دارد، احتمال دارد در مسئله خداشناسی یا توحید اشتباه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه، حرکت جوهری اثبات می‌کند چون ذات عالَم ماده عین حرکت است، عین نیاز به فیض خداوند است و اگر آن فیض قطع شود، عالَم نابود می‌گردد و چون عالم، موجود است آن فیض همچنان ادامه دارد. موفق باشید

22501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا سخنرانی تشریح کتاب مصباح الهدی امام خمینی به صورت جزوه یا کتاب درنیامده است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بنده‌ی خدا! که خدا خیر دنیا و آخرت نصیبت کند و در مسیر اشارات به کتابِ «مصباح الهدایه» آن‌جا روی که کتاب به آن‌جا اشاره دارد. مگر خمره‌ی رنگرزی است که به این آسانی بشود صوت را تبدیل به کتاب و جزوه کرد؟!!!! موفق باشید

22449
متن پرسش
با سلام و احترام: اینجانب هفته آینده عازم سفر حج تمتع می باشم. ضمن درخواست حلالیت از شما استاد گرامی و خانواده محترمتان مخصوصاً اقای توکلی که چندین بار مزاحم اوقات شریفشان شدم به عنوان توشه راه مطلبی یا تذکری عنایت بفرمائید. خداوند اجر عنایت بفرماید. خدا حافظ شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به گرد خانه‌ی گِلی می‌گردی، فراموش مکن که در باطن این خانه نوری از ملائکة اللّه با باطن شما در ارتباط‌اند. سعی کنید در آن شرایط که بهترین شرایط اُنس با فرشتگان است، غافل نمانید. موفق باشید

18743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر استاد فرزانه: در باب عجب تمام مطالبی که بزرگان می فرمایند صحیح، هر عنایت که می رسد درویش لطف حق دان نه کرده خویش، کاملا به جا، ولی آنچه محل سوال این که بالاخره چرا خدا توفیق و فیض را به این شخص می دهد نه به دیگری؟ اگر گفته شود خدا فیضش را به همه می دهد ولی بعضی بندگان قدر می دانند، خوب پس حتما در این اشخاص چیزی وجود دارد. اینجاست که شائبه عجب پیش می آید اگر گفته شود این که قدر بدانند را هم خدا داده دو باره سوال می شود چرا به این شخص داده مگر در این شخص چه چیزی وجود دارد و قس علی هذا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند هرکس را به نحوی امتحان می‌کند هرکه امکانات بیشتری داشته باشد، امتحان سخت‌تری دارد. موفق باشید

31818

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز و خدا قوت: خواستم بدانم اگر امام جماعت با انقلاب اسلامی مخالف باشد یا انتقاداتی به رهبری داشته باشد از درجه عدالت ساقط است؟ ما مسجدی سر کوچه مان داریم که امام جماعت آن از طرفداران آقای منتظری هستند آیا می‌شود پشت سر ایشان نماز جماعت خواند؟ ممنون از شما که وقت می‌گذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعید است آن شخص با چنین عقایدی عدالتی برایش مانده باشد. موفق باشید

 

31495
متن پرسش
سلام استاد جان: خوبید؟ یک عمر فکر می‌کردم شبکه های معاند دارند حرف برای جمهوری اسلامی در میارند که در زندان‌هاش ظلم و ستم میشه به زنداني و... ولی متأسفانه با هک دوربین های زندان اوین معنای رأفت اسلامی و اخلاق انسانی و دینی رو فهمیدیم!! از اون مسخره تر دستور رئیس قوه به بررسی موضوعه! استاد جان آقای اژه ای عمرش رو در قوه قضائیه بوده یعنی خبر نداشتن از نوع برخوردها در زندانها؟! حقیقتا متاسفم! نه برای جمهوری اسلامی اونکه کارش از تأسف گذشته. برای خودم که یک عمر ذوب در ولایت و نظام بودم!! همون موقع که در کهریزک همه گفتن به بچه های مردم تجاوز می‌شده باید می فهمیدم! خیلی خیلی ناراحتم. بهم نگید یه ماموری خطایی کرده و..‌‌. فاجعه فراتر از اینه، اصلا در نظامی که داعیه اسلام داره نباید این مسائل باشه، بعد جالبه ما می آییم می گیم که چرا در آمریکا پلیس با سیاه پوستها اونجوری برخورد میکنه و چرا عربستان با خاشقچی اونطور برخورد می کنه و... دیگه خدایی پررویی در حد عرش رو ما داریم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که شبکه‌های معاند، مسئله را بیش از حدّ بزرگ می‌کنند تا ما بزرگی‌های خود را ننگریم وگرنه متأسفانه این ضعف‌ها نه‌تنها در زندان‌ها که در همه ادارات ما به صورتی تاریخی ریشه دوانده است. عمده، راهِ عبور از این تنگناهای تاریخی است و به همین جهت بنده احساس کردم از مدیریت اداره کل آموزش و پرورش استعفا دهم. زیرا ما در زیرساخت‌های فرهنگی، مشکلات اساسی داریم. بنده بر خلاف جریان روشنفکری، راه حل را هرچه بیشتر در به ظهورآوردن ذات انقلاب اسلامی می‌دانم و معتقدم رهبر بصیر انقلاب با توجه به چنین مشکلاتی بنا دارند به جای درگیری با امثال آقای هاشمی و آقای روحانی، آرام‌آرام روحی را از طریق انقلاب اسلامی به صحنه آورند که نتیجه آن، به ظهورآمدن نسلی است که نسبت به انسانیت انسان‌ها حساس باشد و این با آموزه‌های دینی در بستر انقلاب اسلامی پیش می‌آید. موفق باشید                                                                

31070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: این ایام صحبت های زیادی در مورد اعدام های سال ۶۷ و نقش حجت الاسلام رییسی و اعتراض های آقای منتظری شنیدیم. اگر امکان هست پاسخ جامعی بفرمایید، تا ما با افراد و گروه هایی که روبرو هستیم، حداقل بتوانیم این پاسخ را ارسال کنیم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه بحث، بسیار مفصل است. همین اندازه متوجه باشید که بعد از عملیات مرصاد که منافقین جهت براندازیِ نظام به ایران حمله کردند و بنای آن‌ها آن بود که قتل عام مفصلی انجام دهند، پس از غافلگیرشدنِ آن‌ها و شکستی که بر آن‌ها تحمیل شد؛ اسنادی به‌دست آمد حاکی از آن‌که عده‌ای از زندانیانِ داخل کشور با آن‌ها همکاری کاملی داشتند و عملاً در امر محاربه با ملت، شریک بودند و طبیعی است که هرکجا باشند حکم آن‌ها قتل است و حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان ولیّ فقیه دستور قتل آن‌ها را صادر فرمودند. و انطباق محارب‌بودنِ تک تک افراد را به عهده بعضی از آقایان گذاشتند که البته این ربطی به اصل حکم ندارد. حضرت امام در آن حکم فرمودند: «: «از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آن‌ها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آن‌ها و جنگ کلاسیک آن‌ها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آن‌ها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجت‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین‌طور در زندانهای مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می‌باشد، رحم بر محاربان ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد. والسلام» . مفصل‌ترِ مطلب را می‌توانید در خبرگزاری شبستان به آدرس زیر دنبال فرمایید.  http://shabestan.ir/detail/News/954591  موفق باشید

30838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی دو سالی هست که هنگام نزدیک شدن به شبهای قدر کلیپی کم و بیش دست به دست می‌شود از هایده (خواننده زن قدیمی) که دعای جوشن کبیر رو می خواند و حتی برای حضار ترجمه می‌کند، آرزوی شفاعت قرآن و حضرت علی و اولاد علی را می‌کند و... حال سوال من اینست که چطور باید به این شخصیت نگاه کرد؟ از طرفی بی حجابی و خوانندگی و.... و از طرفی دعای جوشن کبیر و آرزوی شفاعت علی و اولاد علی؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ممکن است این افراد از این جهت به دنبال خدا بوده باشند، ولی بالاخره وقتی انسان‌های وارسته‌ای را داریم که از زبان آن‌ها این ادعیه جاری می‌شود، ما در عالَم دیگری با برکات خاصِ آن عالَم حاضر می‌شویم. موفق باشید

30696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد مکرم: وقت عالی بخیر. سوالی که به شدت حالت بحرانی دارد این است که نسل جوان ما در حال تجربه یک تغییر رادیکال فرهنگی و اخلاقی است که فقط دنباله ای است از همین تغییر در آمریکا و غرب. فرهنگ جنسی جدید که از طریق موبایل و اینترنت دارد پخش می‌شود نسل بشر را به چاه وحشتناکی می‌کشد: نوجوانانی که از سن بسیار پایین یعنی حدود ۱۲-۱۳ سال پای فیلم های پورن و با استمناء بزرگ می شوند. این اتفاق اولین بار در تاریخ بشر دارد می‌فتند. در امریکا که به شدت رایج شده است. در آمریکا ۹۰ درصد نوجوانان فیلم های پورن را دیده اند. و ۱۰ درصد هر روز نگاه می‌کنند یعنی معتاد شده اند! تبعات این فرهنگ شیطانی بسیار مهلک است. میل به ازدواج تقریبا به طور کامل از بین می رود. علاقه به درس و کار سقوط می‌کند. مشکلات روحی و روانی بخش زیادی از آن‌ها را گرفتار می‌کند و افکار جنسی هر روز دیوانه شان می‌کند. روابط قبل از ازدواج عادی می‌شود و ... سوال این است چرا نظام جمهوری اسلامی و رهبری نشستند و هر از چند گاهی گلایه می‌کنند فقط؟ ما با یک سونامی نابودکننده نسل بشر رو به رو هستیم. چرا رهبری دستور صادر نمی‌کنند برای اینترنت ملی و با وزیر متخلف برخورد قضایی نمی‌شود؟ تا کی مراعات تبلیغات دشمنان و لیبرال های داخلی؟ نسلمان رو به پیری است و می‌ترسیم فحشای اینترنتی کار را تمام کند و نسل مان را بکند در حالی که ما حداکثر درگیر برجام و نرخ دلار و قیمت گوشت و میوه هستیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چون مسئله‌ای که می‌فرمایید برای مقام معظم رهبری و جریان‌های فرهنگی اصلی نظام بسیار جدّی است، بنا ندارند مثل سایر کشورها تسلیم شوند، ولی باید حکیمانه عمل کرد تا در این موضوع، دو جبهه‌ی موافق و مخالف پیش نیاید و کارها از طریق همین دولت‌ها جلو برود. این ها از جمله تنگ نا های تاریخی ما است که باید طی فرایندی از آن ها عبور کرد. مثل این که ابتدا بحث جهش تولید را پیش کشیدند و امسال بحث موانع تولید را به میان آوردند. موفق باشید‌

30667
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و عذر خواهی بابت طولانی بودن سوال: استاد، حقیر پس از مطالعه مباحث توحیدی (به خصوص توحید افعالی) حس و نگرشی در من به وجود آمده که انگار می گوید: «تو تنها در این دنیا واسطه ای هستی برای آن که حضرت حق به آن اهدافی که نیاز دارد برسد و هم وجودت و صفاتت و افعالت هم از اوست و هم ابزاری برای واسطه گری ات. و وجودت که مهم ترین عامل برای واسطه گری تو هست، هم از خداست پس تو به اعتبار این که همه چیزت از خداست باید از او اطاعت محض کنی تا به آن اهدافی که مد نظر او هست، برسد و تو نباید دنبال سود و منفعت خودت باشی، زیرا که اصلا او تو را برای خودش آفریده است و نه چیز دیگری. مانند یک مامور که به او مقداری پول می دهند تا هدف یک سازمان را برآورده سازد و او به واسطه ی پولی که گرفته است مجبور است کارش را انجام دهد و دنبال پاداش نباید باشد، زیرا پولش را از همان اول گرفته است و تو را هم خدا به این دلیل به وجود آورد که اهدافی که داشت از طریق بودن تو به همراه طاعتش برآورده سازد، پس تو هم باید در همین جهت حرکت کنی. اما خدا به حکم اینکه رحیم است اجازه داده است که با طاعتش به او نزدیک بشوی و با او انس بگیری. در صورتی که یک مامور با انجام ماموریت اش هرگز نباید انتظار داشته باشد که رئیس را از نزدیک ببیند و با او ملاقات داشته باشد. در واقع تو با طاعت خداوند هم اون چیزی که وظیفه ات بوده را انجام می دهی و هم به خدا نزدیک می شوی. اما هدفت نباید نزدیک شدن به خدا باشد، بلکه هدفت فقط باید اطاعت و بندگی خداوند باشد. و انجام کار های مستحب هم در جهت بندگی بیشتر و انجام بهتر واسطه گری ات هست.» البته تشبیهی که کردم خیلی با اصل قضیه تفاوت دارد. اما چه کنم تشبیه بهتری به ذهنم نرسید. استاد لطفا مرا راهنمایی کنید کنید، آیا این احساس درست است؟ چه اشکالاتی دارد؟ چطور می توان این حس را ارتقا بخشید؟ خیلی از شما ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت ربّ العالمین وجود مخلوقات و انسان‌ها را در برگرفته تا از طریق آن‌ها انوار خود را ظاهر کند. خوشا به حال آن‌هایی که همچون پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و ذیل آن حضرت، مظهر اسم رحمت الهی می‌شوند و خود را در آغوش رحمانیت او احساس می‌کنند که این زیباترین زندگی است. وگرنه چون شیطان و دشمنان خدا در بستر اسم غضب الهی قرار می‌گیرند و از حرص و شهوت، جان می‌کَنَند. موفق باشید

30240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: رحمت الهی بر شما استاد گرامی، استاد در رابطه با بیماران فوتی از کرونا میتونیم این صحبت رو داشته باشیم: افرادی که به علت مبتلا شدن به کرونا می‌میرن، کرونا علت مرگشون نبوده بلکه اجل اونها رسیده بوده و اگر کرونا هم نبود از طریق دیگه ای از این دنیا میرفتن، یعنی کرونا وسیله بوده نه دلیل مردن؟ این تحلیل میتونه درست باشه؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بحثی تحت عنوان «نگاه الهیاتی ما به ویروس کرونا» شد که متن آن در سایت در قسمت یادداشت‌های ویژه هست. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/post/1697

29860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: برای پیشرفت علمی اقتصادی و غیره انگار که هر چه بخواهیم برای رشد در این موارد تلاش کنیم مدام در جستجوی هدفی الهی برای حضور در این موارد هستیم ولی پیدا نمی‌کنم و انگار حسی به من می‌گوید که همانطور که کار و زندگیم همه اینها به وقتش فراهم شد بقیه زندگی هم به وقتش فراهم می‌شود و فقط من باید نسبت به شرایطی که در آن قرار می‌گیرم فقط وظیفه ام تلاش در درست انجام دادن و حفظ خود، متناسب با تکلیف دینی ام هست که البته آرامش بیشتری هم در این نوع زندگی دارم و خدا می‌داند همه چیز رو هم انگار که شاید به سختی بوده ولی با آرامش خود و خانواده ام بودم / ولی این حس که چرا به دنبال رشد و کار بیشتر نیستم مرا هم دچار تردید کرده که آیا واقعا تنبلی می‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقا درست می‌فرمایید؛ آری باید پای در راه نهاد، خود راه بگویدت که چون باید کرد. نکاتی در یادداشت ویژه «حاج قاسم سلیمانی و ظهور صورت حقیقت نهفته‌ در انقلاب اسلامی» مطرح شده‌است. شاید به کار آید. موفق باشید

29127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: آیا در شرایط کنونی، راهپیمایی روز اربعین در مکان هایی مانند دانشگاه صنعتی به منظور قرائت زیارت اربعین در جوار شهدای گمنام قابل قبول می باشد؟ برخی دوستان با راهپیمایی مخالفند و معتقدند هدف و فلسفه ی راهپیمایی اربعین در سال های گذشته با ان خیل عظیم جهانی، بسیار متفاوت است با این راهپیمایی در قالب گروهی محدود. لطفا" از نظرات ارزشمندتان ما را بهره مند بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در محضر شهدا و قرائت زیارت اربعین با مدّ نظرقراردادن نور حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» که عملاً شهدا آینه‌ی آن نور هستند؛ کار خوبی است ولی چون راهپیمایی را به هر نحوی ممنوع کرده‌اند، ما نباید ورود کنیم. موفق باشید

29045

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با عرض معذرت باید عرض کنم از شما یا تیم تان گله مندم. چون سه الی چهار تا سوال بنده را نه تو ایمیل و نه تو سایت پاسخ ندادین، البته پاسخ چندین سوال را نیز زحمت کشیدین و ارایه کردین ولی آدم حس میکنه سلیقه ای جواب میدین و ممکنه اون وقتی که برای سوال نوشتن میگذاره بی جواب و بی فایده تلف بشه. به هر حال اون زمانی که از من برای درج سوالات گرفته شده است را مدیون من هستین. چطوریه که مملکتی که توش ادعای باز بودن چشم برزخی دارن خیلیا، از بسیاری جهات طبق آمارها جزو بدترین کشورهای دنیاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در حدّ توان بنای ما جواب‌دادن به سؤالات است 2- آیا واقعاً می‌توان گفت کشور ما در زمره‌ی بدترین کشورهای دنیاست؟! موفق باشید

28632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: بنده با خواندن آشتی با خدا و کمی از خویشتن پنهان دریافتم که بسیاری از مشکلات روحی من بخاطر نبود معرفت نفس است. و تصمیم دارم با خود واقعی ام ارتباط داشته باشم ولی متاسفانه نمی توانم توجه به خود واقعی کنم. یا نهایتا پس از مثلا نیم ساعت سعی در توجه به نفس در حد یه لحظه و نه بیشتر متوجه می شوم. چه کنم تا بتوانم بیشتر و راحت تر با نفس خود ارتباط داشته باشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آن با جدیّت تمام و به صورت درازمدت دنبال فرمایید. موفق باشید

27493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِِّسَاءِ الالتِی الیَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْر مُتَبَرِِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ، مقصود از قواعد در این آیه چه موارد و چه کسانی هستند؟ ۲. با توجه به مبحث این آیه چرا از دیدگاه اسلام، بانوان جوان مجاز به ارایه زیبایی های خود در سطح اجتماع نیستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خود آیه روشن کرده یعنی خانم‌هایی که رویهمرفته به جهت کهولت سنّ عامل جذبه‌ی جنسی نیستند. ۲. مسیر توجه مردم به سوی شهوات، فرو می‌افتد و به جای چشم‌چرانی‌های بیجا، جامعه به امور مهم خود مشغول می‌شود. موفق باشید  

27214
متن پرسش
سلام علیکم: تفاوت موت اخترامی با موت طیبعی از چه نظر هست و چه عواملی باعث موت اخترامی می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که روایات متذکر می‌شوند، گناهان عمر را کوتاه می‌کند. حضرت جواد «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مَوْتُ‏ الْإِنْسَانِ‏ بِالذُّنُوبِ‏ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَلِ وَ حَيَاتُهُ بِالْبِرِّ أَكْثَرُ مِنْ حَيَاتِهِ بِالْعُمُرِ» مرگِ آدمی به سبب گناهان بیشتر از مرگ به واسطه‌ی اَجَل است، و ادامه‌ی حیاتش به سبب نیکوکاری بیشتر از حیاتش به واسطه‌ی عمر طبیعی است. موفق باشید

25480
متن پرسش
سلام علیکم استاد جان: امروز یک نفر در تحلیل شرایط اقتصادی کشور می گفت کشور به شدت از نظر اقتصادی آسیب دیده کسی نمی تواند جمعش کند. دولت به زحمت حقوق کارکنانش را می دهد. صندوق بازنشستگی خالی است. دولت با سود بیست و پنج درصد ماه به ماه از بانکها پول می گیرد که حقوق کارکنانش را بدهد. آمریکا اگر به چین فشار بیاورد همین مقدار نفت رو هم نمیتونیم بفروشیم. مردم در یاس و ناامیدی هستند. واقعا اوضاع اقتصادی تا این حد ناامید کننده است؟ خیلی نگران شدم به حدی که ترسیدم قحطی بیاید و اکثر مردم در تامبن نیازهای اولیه بمانند!!! چه کنم با این ایمان ضعیف؟ چرا ایمانم به خدایی که روزی بندگانش را لحظه به لحظه می دهد اینقدر ضعیف است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خوشحال نباشید که با فروکش‌کردنِ زندگیِ نفتی، جلوی بسیاری از این ریخت و پاش‌ها و حقوق‌های نفتی گرفته می‌شود و ما به زندگی اصلی خود برمی‌گردیم. مطمئن باشید هیچ‌گونه قحطی پیش نمی‌آید مگر آن نوع قحطی که اشرافیان دیگر غذای مناسب برای سگ‌شان از خارج کم‌تر می‌رسد. وقتی که مسیر، مسیرِ الهی است «من چه غم دارم که ویرانی بُوَد / زیرِ ویران گنج سلطانی بود». موفق باشید

25084
متن پرسش
سلام و خدا برکت: استاد چجوری میشه چهار چوب طبع شکست مرد وار بعد از آن در غار وحدت کرد قرار؟؟؟؟ من خسته شدم، نمیدونم چرا مردم خسته نمیشند؟ ولی من خستم. بسیار خسته. اما امیدی هست که هر دردی را پنجه می کشد. «ای رود مهربان از روز وصلمان چیزی بگو به من، من کم تحملم چیزی بگو گلم» من همون بنده ایم که در اوج جوانی از دنیا رو گرفتم و به سوی او رو آوردم. «بخت جوان یار ما، دادن جان کار ما، قافله سالار ما فخر جهان مصطفی» اگر دل نا امید من را به کلامی امیدوار کنید، چه کار بزرگی کرده اید. من چه میدونستم که چیز هایی که میدیدم چه قدر عالی بود دراومدم بهش گفتم برو و بهتر و در دست تر بیا تا که گوشم رو گرفت و گفت حمد و ستایش گو که این رحمت خداست، از آن روز، «روز و شب را می شمارم روز و شب» اما آنگونه نماند اینگونه نیز نماند. درسته ضعیفم اما با منصفی در قمارم که او برنده است و برد او برد من است. فقط بشینید و تماشا کنید. یادمه فرمودید محمد تو نمیتونی، مگه از اولش من تونستم؟ همش خودش بود و همش خودش هست من این رو اثبات می کنم. من محمد مرادیم پسر حاج آقا مرادی، اگر این رو نوشتم فشار روم بود باید می گفتم. این اواخر دیگه کنترل ندارم هیچ هیچ چرا اون روز با انگشتتون روز وصل را کشیدید که من اینجوری دیوونه بشم؟ چیزی ازم باقی نذاشته سر تا پا عشق شدم. خیلی خستم. «در بی خبری ماند چه هشیار و چه مست / این نباشد چاره بنده ره مانده پست» آه حُب فرمودید قرآن را بفم چیه: در یک جمله بگم در آیات عذابش جز محبت او ندیدم. حالا شما بگین با این همه بدهکاری پیش روی او چکار میشه کرد؟ شما بگین با این همه جوانی و تنهایی چکار باید کرد؟ شما بفرمایین با این همه راه که او دارد برای بندگی چگونه می شود من به درد نخور بمانم؟ شما بفرمایین من الان محتاج یک جمله شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر کردم بد نیست به این «ده نکته» فکر کنید:

نكته اول‏

مقدس يا نا مقدس بودن انسان‏

آشتى با خدا از طريق آشتى با خود راستين، نگرشى است به عالم و آدم به صورتى كه هر چيزى در اين نگرش معناى خاصى مى‏ دهد و چهره مقدس عالم و آدم رخ مى ‏نماياند. راستى انسان را چگونه ببينيم؟ مقدّس يا نامقدّس؟ آيا مى ‏توان انسان را به طرزى نگاه كرد كه در عين واقعى‏ بودن، پنجره‏ اى باشد براى نظر به مقدس‏ ترين واقعيت هستى، يعنى خدا؟ و اگر انسان بتواند از طريق آشتى با خود پنجره نظر به حق گردد، آيا هيچ جنبه ‏اى جز مقدس بودن برايش مى‏ ماند؟ آيا اين انسان ديگر گوشت و استخوان است يا منظرى بسيار متعالى؟ و آن‏هايى كه انسان را در اين راستا موجود قدسى نمى ‏بينند، مگر نه اين‏است كه بسيارى از ابعاد متعالى او را ناديده گرفته‏ اند؟ راستى اين‏ها از انسان چه چيزى مى‏ بينند؟ ما آزاد نيستيم تا انسان را از سر خود مقدس بشماريم، ولى موظفيم جنبه ‏هاى مقدس او را ناديده نينگاريم و از رمزهاى وجود او روى برنتابيم و واقعيت معنوى او را انكار نكنيم، واقعيتى كه در خود راهى به سوى خدا را دارد، واقعيتى كه اگر با خدا در انس نباشد غم غربتش در اين دنيا او را از پاى درمى‏ آورد، چرا كه خود را از جهان خدايى محروم داشته و به كوير نامقدس تن گرفتار شده.

نكته دوم‏: درك غم غربت‏

انسان به صورتى شگفت ‏انگيز در طلب بازگشت به آن عالم مقدسى است كه خود را در آنجا آرام مى ‏بيند، ولى راه بازگشت را نمى ‏شناسد، وقتى خود را به عنوان پنجره‏ اى مقدس شناخت، اين بازگشت را شروع مى‏ كند و در فرهنگ مؤمنين به عالم معنا قدم مى‏ گذارد و ديگر مسئوليتى خاص نسبت به بودن خود احساس مى‏ كند، كه اين مسئوليت، غير از آن چيزى است كه انسان متجدّد نسبت به بودن خود دارد. او ديگر غم غربت از عدم ارتباط با حق را مى‏ فهمد و آرزوى زندگى كردن در قرب خدا در جان او سر برمى‏ آورد و معنا پيدا مى‏ كند و به نمونه‏ هايى از انسان‏ها دل مى ‏بندد كه فوق زمين و زمان، زندگى را طى كردند و مى ‏كنند، از روزمرّگى ‏ها آزاد است و در عالم معنوى خود رمز و رازهايى را اندوخته دارد. از دنياى تاريكِ ابهامات به آسمان شفاف معنويت نظر دارد، حتى چنين انسانى طبيعت را به مانند مادر و پرستارى مى‏ شناسد كه پروردگار انسان‏ها براى پروريدنِ او آن را آفريده و لذا با طبيعت به صورتى شفاف برخورد مى ‏كند و از آن پيام پروردگارش را مى‏ شنود و جلوه روحانى او را مى‏ بيند. ديگر براى او طبيعت و فوق طبيعت به دوگانگى مطرح نيست، چرا كه وقتى متوجه شد خودش پنجره ارتباط با حق است، راه پنجره ديدن همه چيز را تمرين كرده است، و در اين حال در همه چيز و در همه جا يك نحوه تقدس مى ‏يابد، وقتى حيات انسانى رشد كرد و از حيات بدنى بالاتر آمد همه چيز را در حيات مى‏ يابد.

نكته سوم‏: راه ورود به دنياى حكمت و خلوت‏

اول بايد متوجه بود كه غير از آن خودى هستيم كه در سطح طبيعى با خود برخورد مى‏ كنيم، در اين حالت است كه كوشش خود را به سوى مقصدى متعالى شروع خواهيم كرد، و پاى در دنياى عظمت‏ هاى وجود خود خواهيم گذارد، و دنياى حكمت و خلوت در مقابل ما گشوده خواهد شد و استعداد ارتباط با خود واقعى سر بر خواهد آورد، فقط كافى است متوجه باشيم غير از آنى هستيم كه در سطح طبيعى با آن روبه‏ رو هستيم. انسان سرّ پروردگار است، و انسانى كه بتواند با خود خلوت داشته باشد راه ارتباط با سرّى‏ ترين اسرار الهى را پيدا كرده است، خداوند اسرارى را كه در عبارت نيايد در نزد ما گذارده است تا بنگريم و بيابيم.

اى نسخه عالم الهى، كه تويى‏

 

اى آينه جمال شاهى، كه تويى‏

بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست‏

 

از خود بطلب هرآنچه خواهى، كه تويى‏

     

نكته چهارم‏

آشتى با خدا، آشتى با همه چيز

يقيناً آن حياتى حيات است كه مقدّس باشد، و حياتى مقدّس است كه در جهانى مقدّس و با خدايى كه مبناى همه تقدّس ‏هاست بتوان به سر برد، و لذا مى‏ خواهيم بگوييم: «آشتى با خدا، آشتى با همه چيزهاست، كه همه چيز به جهت بى‏ خدايى ما، به ما پشت كرده بودند و ما نيز به آنها پشت كرده بوديم». و با چهره ظلمانى عالم روبه ‏رو بوديم، و نه با چهره رحمانى و حياتمندش، و در اين حال در واقع با هيچ چيز آشنا نخواهيم بود، و هيچ چيز هم با ما آشنا نخواهد بود، و اين تنهايى واقعاً مرگ است و مرگ‏ آفرين.

نكته پنجم‏

بى تفاوتى چرا؟

خودشناسى گشودن جاده ‏اى است روبه‏ روى انسان تا او با طى آن همواره به لايه‏ هاى عميق و بى‏كرانه عالم دست يابد، و وارد عالمى از وحدت شود كه هرچيز آن همه‏ چيز است، انسان مى ‏تواند از اين طريق به شور حياتى كه مطلوب واقعى هر انسانى است، دست يابد. در اين رهگذر انسان نسبت به خود بى ‏تفاوت نخواهد بود تا نسبت به هر چه زمانه بر سر او آورد، تسليم شود و اميدى به دست‏يابى به خود برين نداشته باشد.

قدم ‏زدن در خود برتر، قدم ‏زدن در واقعيتى است كه در طول و عرض هستى حضور دارد. هراندازه ما با خودِ واقعى خود آشنا شويم، در تمام عوالم هستى حاضر خواهيم بود.

نكته ششم‏

خود باش، تا زندگى باشى‏

راستى آيا قيام در خود و سير از خود وهمى به خودِ حقيقى عاملى نيست كه با اولين جرقه حيات از لابه ‏لاى خاكستر روزمرّگى روبه ‏رو شويم؟ تا از آن جرقه مشعلى فراهم آيد كه هم فرا راه خود را روشن كنيم و هم ديگران را دعوت به رفتن نماييم؟

از طريق آشتى با خود، راهِ دقيق نگاه ‏كردن به عالم درون آشكار مى‏ شود، راهى به ماوراء عالم اشياء. خودت، آرى خودِ خودت، يك انگشت اشاره به عالم لايتناهى هستى، و مى‏ توانى تو اى انگشت اشاره به عالم درون! از طريق خودت راه زندگى صحيح را بيابى، آن‏ وقت كه خود را يافتى، مى‏ بينى كه خودت يك زندگى صحيح هستى، آن‏كه بيراهه مى‏ رود ناخود تو است، خود را ناخود نكن، خود باش تا زندگى باشى، و اين هم آغاز راه است و هم پايان راه، تفاوت در چگونه ‏بودن خود است، كه چقدر خود هستيم، و چقدر از ناخود آزاد شده ‏ايم.

نكته هفتم‏

حيات است كه حيات را می نگرد

اگر قبول دارى ايده ‏آل ‏هاى «معنوى» حقيقى ‏ترين واقعيات هستند، و خودت، آرى خودت واقعى ‏تر از تن و اندازه و وزن و مدرك و خانه‏ ات هستى، پس وقتى به خودت دست يافته ‏اى به واقعى‏ ترين چيزى كه در دسترس تو مى ‏تواند باشد دست يافته ‏اى و در اين حال از وهم رسته و به حق پيوسته‏ اى و در اين شرايط ديگر پاى ايمان به ميان است و نه پاى فكر و انديشه، اين‏جا ديگر موضوع دانائى به خود نيست، بلكه دارايى خود است، خود ما نزد خود خواهد بود، يعنى ارتباط با واقعى ‏ترين چيزى كه هر انسان دارد، اما نه ارتباط با مفهومى از خود، بلكه با نگاهى زنده به خود مى ‏نگريم، چون در ارزيابى خود، حيات است كه حيات را مى‏ نگرد. آرى حيات است كه حيات را مى ‏نگرد و در آن صورت حق در منظر جان نمايان مى‏ گردد.[1]

نكته هشتم‏

روبه‏ رويى با خود، نگاه با روشنايى خود

وقتى با خود واقعى روبه‏ رو نيستيم هزاران سؤال ناگشوده داريم كه مى‏ خواهيم به كمك استدلال جواب دهيم، من كارى ندارم كه بالاخره جواب مى ‏گيرم يا نه. ولى وقتى باخودمان از طريق خودمان روبه ‏رو شويم، يعنى وقتى با قدرت حيات، «حيات مجسم» را كه همان خودمان باشد، خود را ببينيم ديگر همه آن سئوالات بى معنى خواهند شد.

وقتى در آن اطاق با دست‏ ماليدن بر اعضاء فيل مى ‏خواستند آن را ببينند، هركدام چيزى گفتند كه هيچ‏ كدام درست نبود. ولى:

در كف هر يك اگر شمعى بدى‏

 

اختلاف از گفتشان بيرون شدى‏

     

نكته نهم‏

مراقبه؛ يعنى از دست ندادن خود

معنى زندگى به واقع مراقبه ‏اى است جهت از دست ندادن خود، و برگرداندن نظر از ناخودها به سوى خود، و مرگ چيزى جز ادامه و استمرار همين خود، و آزادشدن از سلطه طبيعت نيست. در مراقبه و در اين استمرارِ خود واقعى، انسان خود را از تاريخ و طبيعت بزرگتر مى ‏يابد، و در اين حال هرگز لقمه ‏اى در دهان تاريخ و طبيعت نخواهد بود، بلكه سازنده خود و سازنده زندگى خود مى ‏باشد.

گفت: «هركس چشم از حرام نگاه دارد، و تن از شهوات، و باطن را آباد گرداند به مراقبت دائم، و ظاهر را آراسته دارد به متابعت شريعت، و عادت دهد تن را به خوردن حلال، فراست وى خطا نيفتد».[2]

نكته دهم‏

شورش و زندگى‏

اگر انسان فهميد كه خداگونه است، خدا گونه زيست كردن براى او مشكل نخواهد بود، و شوريدن بر هر نارسايى كه راه جان او را به فراخناى حيات برين مى ‏بندد براى او عين زندگى است. دعوت به قيامى كه آيه‏ «انَّما اعِظُكُمْ بِواحِدَة، انْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى»[3] به آن دعوت مى‏ نمايد، معناى زندگى مى‏ گردد، و نمى ‏تواند به‏ طور جمعى يا فردى به قيام قيّوم هستى، در سراسر زندگى قائم نباشد، چنين انسانى، انسان نشسته و فرو رفته و خاكستر شده نيست، انسان ايستاده و قيام كرده است، در همه جا و همه وقت و در مقابل همه موانع.

بخت جوان يار ماست، دادن جان كار ماست‏

 

قافله‏ سالار ما، فخر جهان مصطف است‏

     

موفق باشید


[1] ( 1)- براى شرح اين نكته به كتاب «آن‏گاه كه فعاليت‏هاى فرهنگى پوچ مى‏ شود» رجوع فرماييد.

[2] ( 1)- كشف ‏المحجوب هجويرى، سخنان ابوالفوارس شاه بن‏ شجاع كرمانى

[3] ( 1)- سوره سبأ، آيه 46.

نمایش چاپی