بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود بر شما: استاد گرامی از کجا بفهمیم که آنچه از عالم غیب درک می‌کنیم و می‌فهمیم حقیقی است و توهم شخصی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شده است این امور را باید با سخنان قرآن و روایت تطبیق داد. آن‌جایی که منطبق است با متون دینی، قابل قبول می‌باشد. موفق باشید

27116
متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام در ابتدای کتاب شرح چهل حدیث می فرمایند: «مقام وهم، زیرا که وهم سلطان قواى ظاهره و باطنه نفس است. پس اگر وهم حکومت نـمـود در آنـهـا بـه تـصرف خود یا شیطان، این قوا جنود شیطان گردند و مملکت در تحت سـلطـنـت شـیـطــان واقــع شــود، و لشـکـر رحـمـان و جـنـود عـقل مضمحل گردند و شکست خورده رخت از نشئه ملک و دنیـاى انسان درکشند و هجرت نمایند، و مـمـلکـت خــاص بــه شـیـطــان گــردد.» به چه علت امام، مقام وهم را سلطان قوا می دانند و آن مقامی می دانند که اگر به گوهر عبودیت آراسته بشود، می تواند مقام قرب الهی و تعالی الی الله پیدا کند و اگر مغلوب اسارتها و جنود جهل و شیطان گردد، به اسفل السافلین سقوط می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قوه‌ی واهمه اگر به عنوان یکی از قوای انسانی که متوجه‌ی حقایق وجود می‌شود، نظر به عاَم مثال کند، صورت‌های مثالیِ متعالی را در انسان شکل می‌دهد و این بهترین حالت برای اُنس با خداست از آن جهت که عبادات انسان، متوقفِ مفهومات و ذهنیات نشده. ولی اگر قوه‌ی واهمه تحت تأثیر صورت‌های عالَم ماده و عالم کثرات شد، بستر تأثیر شیطان می‌شود و انسان را از سیر به سوی حقیقت محروم می‌نماید. در این مورد می‌توانید به مباحث «جهان گمشده در عالم خیال» که در کانال «تشکل اشارت» به آدرس @esharat می‌باشد، رجوع فرمایید.  موفق باشید   

27102
متن پرسش
سلام استاد: متن زیر تحلیل آقای وحدتی فر هستش از برنامه عصر جدید و اون دختره که مادرش هر عددی مینوشت می فهمید. نظر شما رو هم می خواستم بدونم استاد در مورد این اتفاق عجیب و دقیق: سلام علیکم همون طور که استاد فرموده اند، نفس انسان توجه به زمان و مکان ندارد از طرفی هم این نفس متوجه جسم خود است، بدن را تدبیر می کند، و علاقه ای که به بدنش دارد یکی از علتهایی است که می تواند بدن را با جزئیات بفهمد حالاتش را، دردهایش را، و ...لذا می بینیم که از طرفی این دختر خانم چون جسمش به طور مادرزادی ضعیف تر از روح اوست، پس همین موضوع موجب می شود تمرکز روح از جسم به طور مختص برداشته شود،(کاری که عرفا با ریاضت شرعی می کنند) چون زیاد مثل انسان عادی نمی تواند به آن جسم دستور دهد و تدبیرش کند، همین، موجب شده که کمی فرا تر از بدنش هم برود و در بُعد دیگر: آن علاقه ای که روح به جسم دارد (چون یکی از علل این علاقه به علت حاکمیت به آن است و چون به طور کامل این حاکمیت در اینجا محقق نشده)، به علاقه دیگر خود یعنی (مادرش) هم متمرکز می شود، به عبارت ظریف تر، وقتی نمی تواند مثلا دستش را حرکت دهد و چیزی بردارد، یک مادری دارد که برای او با عشق همان کارِ دست او را انجام می دهد، همان کارِ پای او را انجام می دهد، لذا روح هم از طرفی اراده های خود را محقق می بیند در کارهای مادرش! و مادر نیز اراده روحی می کند که آن کار فرزند را با عشق انجام دهد، لذا اراده روح فرزند و اراده روح مادر یکی می شود، و همین موضوع آرام آرام با مخلوط شدن در عشق بین مادر فرزند موجب اتحاد اراده، و سپس اتحاد روحانی می گردد و هرچه مادر کند، فرزند خواهد فهمید، ولی می بینیم که مادر نمی تواند به قوت فرزندش مسائل را بیابد، چون جسم مادر سالم است و تمرکزی به روی بدن خویش هم دارد. مولوی در مورد این اتحاد چه خوش می‌گوید: «چه نزدیک است جانِ تو به جانم / که هرچیزی که اندیشی بدانم» و حکایت، حکایت الله است و عبدش که وقتی اراده عبد و رب یکی شد مثل یکی شدن اراده این دختر و مادر، نفس قوی تر هرچه اراده کند به زبان آن دیگری جاری می شود، چنانچه فرمود: «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ» همونطور که استاد فرموده اند، نفس انسان توجه به زمان و مکان ندارد. از طرفی هم این نفس متوجه جسم خود است، بدن را تدبیر می کند، و علاقه ای که به بدنش دارد یکی از علتهایی است که می تواند بدن را با جزئیات بفهمد، حالاتش را، دردهایش را، و ... لذا می بینیم که از طرفی این دختر خانم چون جسمش به طور مادرزادی ضعیف تر از روح اوست، پس همین موضوع موجب می شود تمرکز روح از جسم به طور مختص برداشته شود،(کاری که عرفا با ریاضت شرعی می کنند) چون زیاد مثل انسان عادی نمی تواند به آن جسم دستور دهد و تدبیرش کند. همین، موجب شده که کمی فرا تر از بدنش هم برود. و در بُعد دیگر: آن علاقه ای که روح به جسم دارد (چون یکی از علل این علاقه به علت حاکمیت به آن است و چون به طور کامل این حاکمیت در اینجا محقق نشده)، به علاقه دیگر خود یعنی (مادرش) هم متمرکز می شود، به عبارت ظریف تر، وقتی نمی تواند مثلا دستش را حرکت دهد و چیزی بردارد ، یک مادری دارد که برای او با عشق همان کارِ دست او را انجام می دهد، همان کارِ پای او را انجام می دهد، لذا روح هم از طرفی اراده های خود را محقق می بیند در کارهای مادرش! و مادر نیز اراده روحی می کند که آن کار فرزند را با عشق انجام دهد، لذا اراده روح فرزند و اراده روح مادر یکی می شود، و همین موضوع آرام آرام با مخلوط شدن در عشق بین مادر فرزند موجب اتحاد اراده، و سپس اتحاد روحانی می گردد، و هرچه مادر کند، فرزند خواهد فهمید، ولی می بینیم که مادر نمی تواند به قوت فرزندش مسائل را بیابد، چون جسم مادر سالم است و تمرکزی به روی بدن خویش هم دارد. مولوی در مورد این اتحاد چه خوش می گوید: چه نزدیک است جان تو به جانم که هرچیزی که اندیشی بدانم و حکایت، حکایت الله است و عبدش، که وقتی اراده عبد و رب یکی شد، مثل یکی شدن اراده این دختر و مادر، نفس قوی تر هرچه اراده کند به زبان آن دیگری جاری می شود. چنانچه فرمود : «مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرموده‌اند می‌باشد. به‌خصوص که می‌دانیم نفس ناطقه مجرد است و تجردش «لایقف» می‌باشد و لذا جایی نیست در عوالم که نفس انسان در آنجاها نباشد. کافی است شرایطی فراهم شود تا نفس در موضوعی متمرکز گردد. در آن صورت همان‌طور که انسان از خود، آگاه می‌باشد، از آن موضوعات آگاه می‌‌شود. موفق باشید

26439
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) در بحث کانت و شکاکیت جدید غرب پس از نقد کانت ویژه این مطلبش که می گوید ما در قلمرو پديدارها فقط می توانيم بدانيم در ذهن ما چه مي گذرد ولي نمي توانيم بدانيم در واقعيت چه هست از تاثیر این نوع افکار از جهان و تفکرات دکارتی اشاره داشتید و فرمودید عملاً در دنيایی که دکارت ساخته تقابل با انقلاب اسلامی حتمی خواهد بود. علت این نظرتان چیست و چرا تفکر دکارتی و کانتی با حکمت انقلاب اسلامی و تفکر شخص امام چنین تضادی و مقابله دارد؟ امروز آیا واقعاً جبهه مخالف و معاند انقلاب ویژه در عالم غربی، امروز همچنان تحت تاثیر تفکرات دکارت است یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل بشر مدرن، عقل دکارت و کانت است که از رسیدن به حقیقت در موضوعات، مأیوس است لذا به آن‌چه به نظرش می‌رسد قانع شده و این یک نحوه قرارگرفتن در گردونه‌ی توهم است. در صورتی که ذات انقلاب اسلامی آمده است تا به کمک ره‌اوردِ وحی بر حقیقت تأکید کند. موفق باشید

26142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: کتاب زن آنگونه که باید باشد شما را مطالعه کردم. دقیقا موضوعات، سکینه که حالتی الهی و روحانی است، و مودت و رحمت، روح هایی که همدیگر را می یابند، را با فردی تجربه کردم البته که آزمایش الهی بوده است ولی من دیگر نمی توانم افراد دیگری که روح توحیدی ندارند را به عنوان خواستگار راه بدهم. انگار روحم در عالمی دیگر با کس دیگری گره خورده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه باید در ارتباط با انسان‌ها سخت‌گیری نکرد و در دلِ ماجراها توحید را تجربه نمود. مثل این‌که ما در همین جهانِ آشفته باید ایمان را تجربه کنیم، نه آن‌که از اجتماع فرار کرده به غارها پناه ببریم! به همین جهت نباید طوری زندگی را تعریف کنید که در پذیرش خواستگاران سخت‌گیری شود. موفق باشید

24931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز سلام: سوال بنده این است که با توجه به اینکه اوضاع اقتصادی ایران اکثرا تحت تاثیر دلار و ...است و اقتصاد ایران مثل فنر می‌باشد و هر چند سال یکبار می‌پرد و اوضاع اقتصادی اکثر جامعه بد می شود، آیا با توجه به این شرایط که اوضاع کار و اشتغال بد هست و حتی برخی شاغلین هم به دلیل کم کردن نیروی کار و یا ورشکستگی کارخانه ها و شرکتهای بخش خصوصی بیکار می شوند، و با توجه به اینکه حکومت داری حضرت علی نمونه و الگوی ما باید باشد و اینکه حضرت علی وقتی طلحه و زبیر نزدشان آمدند و گفتند ما در جنگهای اسلام بر ضد کفار جانباز شده ایم پس به ما بیشتر از بیت المال بده و سهمیه بیشتری به ما بده، و حضرت علی به آن دو فرمودند اجر و پاداش کارتان ان شاءلله در قیامت نزد خدا محفوظ است اما من بیت المال را یکسان و به عدالت تقسیم می کنم و به آنها سهمیه نداد، حال چرا در حکومت ما که باید از حضرت علی الگو بگیرید برای برخی سهمیه در نظر می گیرند حتی قانونا برای فرزندانشان هم سهمیه در نظر می گیرند و در این اوضاع که خیلی از جوانان آرزوی کار در حتی شرکت خصوصی را هم دارند چه برسد به ارگانهای دولتی و شرکتهای خوب مثل فولاد، آنها به راحتی با پایین تربن معدل و سطح علمی در ارگانهای دولتی و شرکتهای خوب مثل فولاد و امثال آن با سهمیه شاغل می شوند؟ حال چگونه می توان این امر را توجیه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات نیاز به بحث مفصل دارد و مشکلات را باید در جریانی از سیاستمداران دنبال کرد که بیش از آن‌که بخواهند در خدمت مردم و انقلاب باشند، در خدمت حزب و گروه خود هستند و به همین جهت نسبت به رفع مشکلات مردم بی‌تفاوت و یا زمین‌گیرند. این وظیفه‌ی مردم است که متوجه شوند کدام روح و روحیه‌ای ترازِ انقلاب است و می‌تواند مردم را به نتایجی که از انقلاب آن ها نصیب‌شان خواهد شد، برساند. در موضوع سهمیه‌ی فرزندان شهداء و جانبازان مسئله فرق می‌کند از آن جهت که بالاخره یتیم را در اسلام سفارش خاص کرده‌اند زیرا اگر پدر این‌ها بود، مدیریت زندگی آن‌ها نحوه‌ی دیگری می‌شد از آن جهت که شهداء و جانبازان آن‌طور که بنده از آن‌ها شناخت داشتم، عموماً مردان توانایی برای اداره‌ی زندگی‌شان بودند. موفق باشید

24930
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: شیطان چطور متوجه می شود که هر کس را چگونه می تواند به خود مشغول کند و او را از راه حق منحرف کند؟ مثلا از کجا می داند می تواند فلان شخص را با وسواس فکری و عملی منحرف و اذیت کند و یا شخص دیگر را با حب مال و یا کس دیگر را با شهوت و...منحرف کند؟ از کجا می فهمد کدام نفس مستعد کدام انحراف است؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان اذن دارد از طریق خیالِ انسان‌ها وارد شود و در آن حدّ با خیالات انسان‌ها مرتبط شود و آن‌ها را گرفتار اوهام نماید و در مقابل او، راهِ پیامبر و اولیاء الهی «علیهم‌السلام» است که راه نجات از وَهمیّات شیطانی است. موفق باشید

31826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برداشتم از جمله زیر رو نوشتم. آیا این برداشت درسته؟ بی زحمت یه مقدار این جمله رو توضیح می دهید؟ هستی یا خودش عین هستی است یا به عین هستی ختم می شود برداشت خودم: هر شیی یا همواره بوده یا اینکه یه چیزی که همواره بوده او را بوجود آورده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد هر ذاتی می‌توان چنین گفت مثل این‌که می‌گوییم هر تری یا باید تری‌اش از خودش باشد، مثل آب. و یا آن تری به چیزی که ذاتاً تر است، ختم شود. مثل تریِ پارچه مرطوب،تری همواره با آب هست ولی همواره باپارچه نیست. موفق باشید

31204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده کاسب هستم و دو شیفت مشغول به کار هستم و از فرط خستگی نهایتا بتوانم روزی نیم الی یک ساعت مطالعه کنم یا دعا بخوانم. ۱. آیا با چنین شرایطی می توان قلب را به صحنه آورد؟ ۲. آیا تنها با قلب می توان به جامعیت رسید؟ ۳. به نظر شما باید از فعالیت شغلی کم کرد و برای رشد عقلی برنامه ریزی کرد یا اینکه نیازی نیست؟ اگر کسی به لحاظ درآمد مجبور باشد چطور؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به رویکرد و نیت‌تان بستگی دارد که جهت خود را به سوی حق بیندازید و البته اگر بتوانید اشتغالات را کم کنید کار خوبی است و یا در دل فعالیت‌ها بتوانید صوت مباحثی مثل مباحث قرآنی را استماع فرمایید. موفق باشید

30793
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله: استاد جان طاعات قبول. در آیه ۳ سوره شریفه مائده بحث الیوم اکملت لکم مطرح شده که اهل سنت معتقدند اکمال دین به معنای اکمال بیان احکام دین است و تشیع عقیده دارد این بخش از آیه به عید غدیر و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره دارد. در آیه ۵ همان سوره‌ آمده است: الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ ۖ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ ۖ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٥﴾ با توجه به اینکه لغت «الیوم» مجدد تکرار شده و این بار صراحتا پس از آن احکام تبیین شده و به نوعی جمع بندی است، فارغ از روایات ماثوره، سیاق آیات بیشتر دیدگاه اهل سنت را تصدیق می کند. می‌خواستم نظر حضرتعالی را جویا شوم. متشکرم از لطفتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً در آیه ۵ سوره مائده هم بحث در تغییر شرایط تاریخی است به همان معنایی که آنچه تا دیروز حرام بوده، «الیوم» یعنی امروز حرام نیست تا متوجه شویم آیه 3 سوره مذکور نیز نظر به امری تاریخی دارد که همان ولایت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» است. اتفاقاً مرحوم علامه امینی در کتاب «الغدیر» در این مورد از خود علمای اهل سنت نکاتی را نقل فرموده‌اند. عرایضی نیز در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست، در این مورد مطرح شده است. موفق باشید

30656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: در حال خواندن کتاب فرزندم اینچنین باید بود هستم. رسیدم به اون بخشی که حضرت به تفقه در دین توصیه می‌کنند. می‌خواستم بدونم چطوری میشه در دین تفقه کرد؟ اگه میشه این موضوع را بیشتر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل کاری که علامه‌ی طباطبایی در المیزان انجام دادند. یا حضرت امام با تفقه در روایات، کتاب «چهل حدیث» را نوشتند. موفق باشید

30339
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: توی شرح کتاب معاد در قسمت تجسم اعمال فرمودید که ما با صورت سیرمون در دنیا روبرو میشیم و اون رو می‌بینیم. مثلا فردی ۱۰ سال کار میکنه تا حسادتش رو کنار بذاره و بالاخره هم موفق میشه و این رو در برزخ صورت روندش رو می‌بینه. ۱. آیا این مشاهده گری براش عذاب آور نیست؟ مگه نمی‌گفتیم عملی که صورت پیدا میکنه و در واقع خود ما هست و از ما جدا نیست، آیا اینطوری دیگه مشاهده گری مطرحه و ما اذیت نمیشیم؟ ۲. اگه توی این دنیا مثلا روی حسادتمون کار کردیم ولی موفق نشدیم که کامل از بینش ببریم اونوقت تفاوت سیرش با حالت ۱ چی میشه؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مشاهدات ما در عالَم معادمان، صورتِ جان‌مان می‌باشد بدون دوگانگی بین شاهد و مشهود. زیرا فرمود: «تطّلع علی الأفئده» یعنی آنچه در بیرون، اطراف ما را فرا می‌گیرد اعم از بهشت یا آتش، صورت جان ما است که به ظهور آمده. آیا سیر عبور از حسادت در جای خود، نوعی رحمت نیست که به صورت آمده است؟ ۲. به همان اندازه که عبور کرده‌ایم با نور رحمت روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

29554
متن پرسش
سلام استاد گرامی: صدرا انسان را نامحدود می داند. نامحدود بودن ممکن الوجود یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان به اعتبار مجردبودن و جامع اسماء الهی‌بودنش، وجودی «لایقف» دارد و در همه‌ی عوالِم وجود حاضر است. و این غیر از نامحدودبودنی است که برای خداوند مطرح است. موفق باشید

29506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: بنظر شما بهترین راه مبارزه با صهیونیسم و استکبار جهانی چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین راهی که رهبر معظم انقلاب مقابل ما گذاشته‌اند، آرام‌آرام استکبار را همچون یخ در مقابل خورشید ذوب می‌کند و در آن صورت صهیونیسمی باقی نمی‌ماند و تأکید ایشان بر فراموش‌نکردن مسئله‌ی فلسطین، امری است راهبردی. موفق باشید

28879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما قبلا کتاب ملت عشق را یک اثر لائیک و سکولار دانستید. چه تحریفی از شمس و مولوی در این کتاب هست؟ آیا نباید نقاط مثبت کتاب که تبلیغ میراث عرفانی ماست را هم در نظر گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کمی در رابطه با جناب مولوی و شمس مطالعه شود، معلوم می‌شود چگونه تحریفات فوق‌العاده‌ای انجام شده است. تازه، مترجم کتاب بسیاری از مطالبی که این کتاب را به عنوان یک کتاب لائیک شکل می‌دهد؛ حذف کرده است و در دنیا این کتاب به عنوان یک کتاب تشویق به لائیتیسه مشهور است. همین اندازه فکر کنید که خانمی خیلی راحت از همسرش جدا می‌شود و با آقای عزیز زندگی می‌کند و بعد دوباره برمی‌گردد به خانواده‌ی خود. موفق باشید

28854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۸۷۸۴ و ۲۸۸۰۵ که محبت فرمودید یک سوال باقی می ماند اینکه فرمودید ابعاد اهل بیت (ع) باید در جای خود مد نظر قرار گیرد، پس چطور اهل بیت (ع) جان بعضی از افراد را خودشان می گیرند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره فرشته‌ی قبض یعنی حضرت عزرائیل مسئول قبض روح هستند و باید روایات را در این فضا معنا کرد. موفق باشید

26818
متن پرسش
سلام به حضرت استاد: ارادمندیم. آیا همه این مطالب مورد تأیید است؟ در مورد شهاب سنگی که ناسا در موردش می گویید و مخفی کاریهایی را هم به دنبالش انجام داده و صدایش را هم در نمی آورد. پس موضوع چیست؟ باید گفت که این شهاب سنگ نیست بلکه ستاره طارق است که به زمین دارد نزدیک می شود. در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم. در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده. در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق، رونده در شب یا کوبنده شب، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده. این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است. قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد. دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح در آیات ۵ تا ۷ درباره خلقت انسان و در آیات ۱۱ و ۱۲ به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند. همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم: نابودی بنی عبّاس هنگام آشکار شدن ستاره ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره ای دیده می شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. ) این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق زمین می باشد. زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع آفتاب در روز جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند. در سقوط بخشی از این ستاره، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند. در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام. سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید. به تاریخی اعلام شده نگاه کنید اردیبهشت ۹۹ نیمه ماه رمضان روز جمعه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌همه افقِ توحیدی خود را دائماً مدّ نظر داشته باشید که حضرت حق مدبّر عالم‌اند و ما با شکل‌دادنِ نسبت خود با پروردگار عالم، از طریق رعایت شریعت الهی در امنیت خواهیم بود. موفق باشید   

26814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت: چطوری میشه اثبات کرد که خدا انسان را از سر لطف و دوست داشتن خلق کرده و هیچ نیازی نداشته؟ اگه از سر لطف و دوست داشتن هست نمی‌شود انسان ها از اول توی کمال باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اوایل کتاب «آشتی با خدا» بحثی تحت عنوان «خدا چرا ما را خلق کرد؟» مطرح شده است. إن‌شاءاللّه جواب سؤال خود را در آن‌جا می‌یابید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

26803
متن پرسش
با سلام: ۱. استاد عزیز، چون برایم دسترسی به کتاب تورات و انجیل مقدور نیست، سوال اول اینکه آیا کتب انجیل و توراتی که امروز هست مورد تایید است یا تحریف هم شده؟ ۲. با مطالعه قرآن کریم به مراتب می خوانیم که دین برتر اسلام است، در جای دیگر داریم که دین نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بینشان اختلافی نیست و یکی است، آیا این یکی بودن از لحاظ بخش اعتقادی و اخلاقی است که ثابت بوده، وجه تمایز دین عزیز اسلام با آن دین حقیقی مسیح و دین حقیقی که حضرت موسی (ع) آوردند جدای از تحریفاتی که در دین مسیح و یهود ایجاد شد چیست؟ اگر خواهیم در سه دسته عقاید و اخلاق و احکام دین را دسته بندی کنیم، وجه تمایز چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بنا به نظر خود دانشمندان مسیحی و یهودی، آن دو کتاب، تحریفاتی دارد ولی نکات خوبی نیز در آن‌ها مطرح است. ۲. به حکم «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» و بنا بر نظر علامه‌ی طباطبایی، توحیدِ قرآن شدیدتر است. موفق باشید

26730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عرضم به خدمتتان ايکاش جلسه اي با آقاي نصيري مي گذاشتيد و نظر ايشان را نسبت به فلسفه و عرفان تغيير مي داديد. ايشان در حرفهايشان بنظر مي آيد دنبال حقيقت است فقط صاحبدلي بايد ايشان را صميمانه و بدون اضطراب به حقيقت رهنمون سازند. نوري در ايشان مي بينم که گويا آن روز را مي يينم که ايشان در راه فلسفه و عرفان پا گذاشته اند. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به ایشان کمک کند. در مباحثه با جناب حاج آقا واسطی بعضا انصاف را رعایت نمی‌کردند. موفق باشید

26083

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا بسیاری از گروه ها یا افراد مجوز حضور و بیان عقاید بصورت آشکار در ملا عام را پیدا نمی کنند و یا حتی ممنوعیت بصورت قاطع برای برخی فرقه ها مثل بهائی ها و گروه احمد الحسن و منتقدین و مخالفان سیاست ها و ساختارهای نظام جمهوری اسلامی و ... وجود دارد و آنها در محدودیت اند؟آیا این مصداق دیکتاتوری و ایجاد فضای تک صدایی و اینکه مردم دنبال کننده و تابع آنچه که حکومت می خواهد و می طلبد، محسوب نمی گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر خداوند به ما اجازه می‌دهد جامعه‌ی مردم متدیّن را در اختیار دروغ‌پردازان و دشمنان اسلام قرار دهیم؟ موفق باشید

25937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به تعریف عقل و عقلانیت در دیانت مبین، تکلیف امثال معاویه و عمروعاص که مشهور به عقلانیت و فراست و ذکاوت بودند، چیست؟ آیا می توان این افراد را عاقل و دارای مشی عقلانی دانست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات داریم آن‌چه معاویه دارد مکر و حیله، است نه عقل. موفق باشید

25319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به روایات و آیاتی فروانی که سفارش به فکر و ذکر کرده اند به نظر جنابعالی جایگاه این دو موضوع نسبت به هم چگونه است؟ کدام برای ارتباط با حق کار ساز تر است؟ کدام اولویت دارد؟ برای کدام باید وقت بیشتری گذاشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول، فکر و معارف حقّه جهت زمینه‌ی نفوذ ذکر در قلب. موفق باشید

25249
متن پرسش
سلام استاد خوبید؟ در پاسخ به سوال 25219، فرمودید که ظهورات را نمی توان با چشم سر دید، پس ماجرای متلاشی شدن کوه که در آیه 143 اعراف اومده چیه؟ در اون ماجرا، مگر اینطور نبود که کوه محل تجلی قدرت خدا شد و موسی آن تجلی و متلاشی شدن کوه را با چشم سرش دید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن چشم موسوی است که از متلاشی شدنِ کوه متوجه‌ی نور حضرت حق می‌شود. گفت: «موسی‌ای نیست که دعوی اناالحق شنود / ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست». موفق باشید

25191

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده ضعف جسمانی شدیدی دارم حالا با این حال جایگاه روایاتی که از زیاد خوردن منع می کنند و بخصوص فقره مربوطه در روایت عنوان بصری برای بنده چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس به اندازه‌‌ی مکفی که ضعف جسمانیِ او را جبران کند، باید از غذا استفاده نماید و هرکس در این مورد، خودش باید تشخیص دهد. موفق باشید

نمایش چاپی