بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25453
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم و رحمه الله: استاد عزیز، با توجه به طرح راهبردی رهبر معظم انقلاب برای دولت جوان و حزب اللهی در طراز گام دوم انقلاب که در خود بیانیه هم اشاره شده و اینکه پیش زمینه این چنین دولتی، مجلس جوان و حزب اللهی است و به ایام انتخابات حساس مجلس امسال که اولین انتخاب پس از ورود به گام دوم خود هست، نیروهای انقلابی بر چه اساسی میتونن روشنگری بکنن و رو به روی برنامه هایی که قصد داره مجلس رو تبدیل به یک مجلس دارای جمود و سکون تبدیل کنه و سکولارزدگی رو چه پشت به ظاهر مایه گذاشتن از ولایت و مدام تکرار جملات رهبری، بدون عمل و التزام عملی و قلبی به اون پنهان کنه چیه و چطور میشه گفتمان انقلابی گام دوم رو بین عموم گسترش داد و اجازه نداد حرکت مجلس منحرف شده و مایه شادی دشمن شود که نمایندگان ضعیف و خودباخته و منفعل در برابر جنگ تمام عیارشان، به صحنه آید؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنیم برای مردم روشن شود این نوع سیاسیون امکان رفعِ کشوری که در شرایط انقلاب است و باید با روحیه‌ی انقلابی و تلاش شبانه‌روزی امورات آن را به سامان رساند؛ ندارند وگرنه بحث دعوای خطی و سیاسی هیچ‌کاری را حلّ نمی‌کند. موفق باشید

25319

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: با توجه به روایات و آیاتی فروانی که سفارش به فکر و ذکر کرده اند به نظر جنابعالی جایگاه این دو موضوع نسبت به هم چگونه است؟ کدام برای ارتباط با حق کار ساز تر است؟ کدام اولویت دارد؟ برای کدام باید وقت بیشتری گذاشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اول، فکر و معارف حقّه جهت زمینه‌ی نفوذ ذکر در قلب. موفق باشید

24920
متن پرسش
سلام: یادم هست جایی به کتاب گلستان یازدهم اشاره کردید و آنجایی که همسر شهید چیت سازیان می گفت «انگار یکی به من می گفت خوب این بدن را نگاه کن و بخاطر بسپار، چشم گوش بازو و....» و از این قسمت به نیکی یاد کردید، حال یک سوال دارم: درست است که این بدن همان ظهور نفس متعالی آن شهید بوده ولی آیا این جسم مادی که پایین ترین درجه وجود هست ارزش این همه نگاه و بخاطر سپردن دارد؟ و آیا مانع از ارتباط نفس ناطقه خود همسر شهید با نفس شوهرش نمی شود؟ حتی شما در دروس معرفت نفس می فرمودید وقتی شما به من نگاه می کنید با من من در ارتباط هستید و ممکن است حتی تن من رو نبینید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌جا موضوع فرق می‌کند. در این‌جا آن دست و پا، مظهر کسی است که روحش سختْ در حال پرواز است شبیه حرم امامان که مظهر نور امام است. آن خانم در این دست و پا، بدن را نمی‌نگرد، روحِ در حالِ پرواز شهید را می‌بیند. «در آینه، رخ یار دید». موفق باشید

23970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت: ببخشید سی دی های استاد هم در نمایشگاه موجود هست؟ سی دی شرح مقالات؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. در این مورد خوب است با حاج آقا نظری به شماره‌ی ۰۹۱۳۶۰۳۲۳۴۲ تماس بگیرید. موفق باشید

 

23766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: سوالی از خدمتتان داشتم. در مورد آیه قرآن که در آن خداوند تبارک و تعالی می فرمایند «الله نور السماوات و الارض...» سوال اینکه در آن قسمت که می فرمایند آن چراغ با روغنی روشن می شود که نزدیک است خود روغن نور بدهد، منظور از آن روغن چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن روغن مثل عقلِ پاکی است که آن‌قدر آمادگی دارد که خود به خود، شوقِ اُنس با حضرت حق در او شعله ور گردد. موفق باشید

21410
متن پرسش
سلام: آقا ببخشید یه سوال، چرا اشعار حافظ را که خیال پرور است و نیاز به گوینده دارد یعنی یک کسی باید حضوری آن را بگویند، را به صورت نوشته روی سایت می‌گذارید. این ها که بیشتر از کتاب ها نیاز به حالت حضوری دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است ولی حداقلِ این کار این است که لااقل جناب حافظ را درست ببینیم و متوجه‌ی اشاراتی که او در میان می‌آورد را باشیم. موفق باشید

31672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: خدا قوت. استاد لطفا یه منبع جامع و کامل برای مطالعه تاریخ اسلام و وقایع آن و آشنایی با اوضاع جامعه و آنچه که بر ائمه علیهم السلام گذشت معرفی بفرمایید. ۲. دبیر درس کامپیوتر دوره متوسطه هستم. چگونه می توانم دانش آموزانم را درباره هدف خلقت و رهایی از پوچی کمک کنم؟ از کجا و چه مباحثی و چه منابعی شروع کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب در این مورد بسیار است. فکر می‌کنم اگر با کتاب «فروغ ابدیت» از آیت الله سبحانی شروع کنید و کتاب «تحلیلی از تاریخ اسلام» از دکتر شهیدی را نیز دنبال بفرمایید و سپس با نوارهای استاد غنوی کار را ادامه دهید جهت مطالعه تاریخ ائمه و از کتاب «انسان 250 ساله» مقام معظم رهبری غفلت نکنید؛ إن‌شاءالله فضایی از حضور در تاریخ اسلام به دست خواهید آورید. ۲. به نظر می‌اید با کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست شروع کنید، خوب است. موفق باشید

30916

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از دوستان از بنده خواستند که متنشون رو برای شما بفرستم و لطف کنید راهنمایی شون بفرمایید. سلام علیکم مدتی قبل خواب دیدم که مردم در جایی جمع شده و به دور یک نفر حلقه زده اند و من با فاصله از آن جمعیت در حال تماشای جمعیت بودم که یک دفعه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم که از داخل جمعیت مردم بیرون آمد و کسی ایشان را همراهی نکرد. در یک لحظه چهره ایشان را از بینی به بالا نگاه کردم صورت ایشان گندم گون با ابروهایی کشید و یه تار موی سفید در ابروی راست ایشان بود. امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از جدا شدن از جمعیت، یکه و تنها و پشت به مردم ایستادند و بر سر مردم فریاد می زدند که «پس علی در صفین چه کرد؟!» مثل اینکه مردم به ایشان گفته بودند که مثل امام علی (علیه سلام) عمل نمی کنید. و من در مکانی بین مردم و امام زمان (عجل الله) قرار گرفته بودم و متوجه شدم که موقع نماز عصر است و شروع به نماز کردم و در یک رکعت سوره قدر را خواندم و نمازم را تمام کردم. موقعی که از خواب بیدار شدم موقع نماز عصر بود. ممنون از کمک و راهنمایی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً رفقا در جریان هستند که بنده علم تعبیر خواب ندارم. و به همین جهت در جواب این نوع سؤال‌ها عذر خواهی می‌کنم. موفق باشید

29910

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله. آیا اگر انسان به تجرد نزدیک و از دنیای ماده دور شود ممکن است، در این طریق در برخود با مجرداتی همچون اجنه و شیاطین به مشکلاتی بخورد؟ کما اینکه نقل می‌کنند پس از ریاضت های چله نشینی و سر به بیابان گذاردن عرفا و دراویش قدیم بعضا دچار آزار و اذیت های بدی قرار می گرفتند. و یا شیاطین ابتدا در قالب ملک ظاهر می شدند و از این طریق به مقصودشان در ارتباط با آدمی می رسیدند. ضمنا در کتاب آنسوی مرگ هم آورده است فردی که خداوند پس از مرگ زندگی مجددی به او بخشیده بود و او هم صاحب اختیاراتی بود، دچار اجنه می‌شود و خانه او را به آتش می کشند و... اگر صحیح است، راه پیشگیری چیست؟ راه درمان چیست؟ اگر غلط است، الحمد الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با ورود از طریق معارف صدرایی آن متون اجازه به تحرکات قوه‌ی واهمه نمی‌دهند تا شیاطین جرأت چنین حضورهایی را داشته باشند. در این رابطه خوب است کتاب «سفینة الصادقین» مرحوم سید حسین یعقوبی قائنی مطالعه شود. موفق باشید

29413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب حجت الاسلام زنجیرزن حسینی در جلساتی که در زمینه عرفان نظری داشتند بعضا انتقاداتی به کتاب عرفان نظری استاد یزدان پناه مطرح نمودند (مثلا در بحث حیثیت تقییده) سوال اینست که کتاب استاد یزدان پناه کاملا مورد تایید شماست یا شما هم نقدهایی دارید و آیا نقدهای آقای زنجیرزن را وارد می‌دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خارج از موضوع خاصی که می‌فرمایید به عنوان یک بحث علمی بنده شخصیت استاد یزدان‌پناه را شخصیتی عمیق و استاددیده می‌شناسم. موفق باشید

29353
متن پرسش
سلام استاد گرامی: ببخشید این سوالی که میخوام عرض کنم رو در فضای دانشگاهی مطمئنم کسی نمیتونه جواب بده. مستحضرید که در دانشگاه شیوه صحیح مطالعه بیان نشده و نظریاتی که در این زمینه هست خیلی پراکنده است. می‌خواستم ببینم آیا درست اینه که برای مطالعه کتب معرفتی باید مطابق حالمون عمل کنیم؟ مثلا یکی اینجور بیشتر ارتباط میگیره که در سطر سطر کلمات بزرگان تفکر کنه و حسابی نت برداری کنه و یکی هم اینجوریه که سریع و به شیوه تندخوانی میخونه و میره. می‌خواستم بدونم اولا در مورد خودتون چطوره و بعد اینکه در این باره در سیره علما چیزی سراغ دارید؟ ممنون میشم ازتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس مطابق ذوقش عمل می‌کند. بنده سعی می‌کنم اصل مطلب را پیدا کنم و آن را یادداشت نمایم. مشهور است که شپنهاور گفته است که بعضی‌ها لاکپشتی عمل می‌کنند و بعضی‌ها روباه‌گونه. لاکپشت، آهسته و آرام در هرجایی که قرار بگیرد با دقت همه‌ی جوانب را می‌سنجد و سپس قدم بعدی را برمی‌دارد و از این جهت خیلی نمی‌داند، ولی آنچه می‌داند را عمیقاً می‌فهمد. برعکس روباه. موفق باشید

29186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت: استاد عزیزم، در آخرین فراز دعای عهد اشاره به حضور و ظهور دو لغت دارند. «اللهم اکشف هذا الغمه عن هذه الامه بحضوره» این حضور و ظهور بعدی چه فرقی دارند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره اگر انسان کاملی که معصوم است امکان تأثیرش بر جامعه فراهم شود، عموم مشکلات که بشر به جهت حاکمیت‌های غلط برایش پیش آمده، رفع می‌گردد. موفق باشید

29020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که ارواح طیبه ی شهدا مجرد هستند و مانند خدا محدود به زمان و مکان نیستند و از این لحاظ شباهت به تجرد خداوند در اذهان دارند و این مساله دارای اهمیت توحیدی است. و با در نظر گرفتن این که توسل به امور غیرجسمانی و در گذشتگان در قرآن،‌ نمونه ی معین و واضحی ندارد و در آیاتی همچون ۱۴ فاطر و ۱۹۴ اعراف و ۵۶ اسرا، خواندن درگذشتگان نهی شده است. آیا دلیلی *قرآنی* داریم که در آیه ی يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة کلمه ی وسیله می تواند اشاره به *توسل به این ارواح مجرد* داشته باشد؟ با در نظر گرفتن این که ایشان در قید حیات نیستند؟ آیا در این آیه کلمه ی وسیله اشاره به جهاد و نماز و زکات و اعمال خیر ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آیه را محدود به جهاد و نماز بکنیم؟! چرا می‌فرمایید شهدا در قید حیات نیستند؟! در حالی‌که قرآن می‌فرماید: «بل احیاء» و از آن مهم‌تر می‌فرماید: «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/ ۱۷۰). موفق باشید

28236
متن پرسش
با سلام: استاد کدام از برهان ها از قبیل امکان و وجوب، صدیقین و ... نزدیک به تفکر اهل بیت (ع) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اولیای الهی برهان استدلالی نیست. آن ذوات مقدسه با تذکر خود، افق معنوی را جلوی انسان می‌گشایند. با این‌همه به نظر بنده «برهان صدیقین» انصافاً راهِ صدیقین را متذکر می‌شود. موفق باشید

27851

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود بر شما: استاد گرامی از کجا بفهمیم که آنچه از عالم غیب درک می‌کنیم و می‌فهمیم حقیقی است و توهم شخصی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شده است این امور را باید با سخنان قرآن و روایت تطبیق داد. آن‌جایی که منطبق است با متون دینی، قابل قبول می‌باشد. موفق باشید

26760
متن پرسش
سلام: کتاب المظاهر الالهیه، مرحوم آخوند (ره) آمده: باید سالک مشغول شود به ریاضت علمی و عملی تا «حتی یتیسّر له شروق نور الحق و تحصیل ملکة خلع الابدان» این مطلب در کجای منازل جای می گیرد؟ یعنی کجای منازل السائرین قسمت مربوط به خلع ابدان را بطور مفصل پیدا کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در خلع بدن، بحث در احساس وجود خود است با سعه‌ی لازمی که دارد ماورای بدن. عرایضی به طور پراکنده شده است ولی جای خاصی را در نظر ندارم. موفق باشید

26666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد: پاسخ اشاره واری که از یکی از شاگردان علامه طهرانی رضوان الله علیه در مورد روایت مغمومیت اهل بیت (ع) به خاطر قیام های قبل از ظهور داشتند این بود که روایت تنها در مقام بیان اثر وضعی قیام است نه حلیت یا حرمت آن. چون به هر حال هر قیامی با مصائبی همراه است که باعث غم می شود حتی بعثت حضرت رسول اکرم (ص) که با غم شهادت اصحاب و اندوه ناشی از ایذاء مشرکین همراه بود. در انقلاب ما هم می دانیم خون هزاران شهید چه داغ بزرگی برای انقلابیون بوده است. اما بروز مصائب و غم ملازمه ای با بطلان قیام ندارد بلکه ظاهرا در طول تاریخ همیشه قیام های قدسی ملازم با مصائب و غموم زیاد بوده است از قیام حضرت نوح (ع) تا قیام حضرت حجت (عج).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و بر اساس همین فرهنگ، حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: ملتی که منتظر مصلح است خودْ باید صالح باشد. پس نباید تن به گناه و حاکمیت جور داد. موفق باشید

25776
متن پرسش
سلام: تفاوت عقل و فطرت و عذاب وجدان و نفس لوامه با هم چیست؟ آیا موقعی که کار بدی انجام می‌گیرد عذاب وجدان همان نفس لوامه است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس لوامّه، نوعی بصیرت است که از فطرت ریشه می‌گیرد و متذکر خطاهای‌مان می‌شود که نمونه‌ی آن عذاب وجوان است. موفق باشید

24922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میرم سر اصل سوال، آیا ما چند دنیا داریم در کل که جلوه اش هی نزول پیدا کرده و شده این دنیای مادی؟ غیر از یکیه؟ بذارین اینجوری بپرسم مگه ما چند تا خالق داریم؟ خدا شاهده همش یکیه و هر چه بالاتر بریم معانی بیشتری دارند، خب چرا من باید بیام این معانی رو برم دنبال همش؟! بحث بنده روی شهداست، آقا مگه شهید ۱۳ ساله چی داشت که به وصال رسید، خدا شاهده هدف وصال و فناست و خداوند متعال داور و راهنما و اصل هستند، بنظرتون این، یک دنیای خلق شده که در آیه داریم بازیه ما باید توش بتابیم و هی بخوایم همه چیزشو بفهمیم، قصد وصاله و بسیار سخته گذشتن از همه دنیا مگه حضرت رب العالمین کافی نیستند برای ما؟ البته اگر این حرف ها برای مردم زده بشه جز تنبلی و گناه و قتل عام و فساد ازشون به ندرت آدم حسابی در میاد اما خدا وکیلی غیر از اینه؟ حالا شایدم من دارم اشتباه می کنم من تعصب ندارم رو هیچ چیز و جز شرع مبین اسلام و پی روی چیزی نیاز نمی بینم در خودم گر چه بازم شک کردم به نوع نوشتارم چون در نیومد و اون نشد آخر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که خداوند چگونه با جلوات مختلف، حقایقی را در افق جان کسانی که صادقانه با او برخورد می‌کنند، قرار می‌دهد. موفق باشید

24780

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: وقت شما بخير: بنده وكيل دادگستري هستم ولي علاقمندم جهت ايجاد سازش و بهبود كيفيت زندگي خانواده ها خصوصا زنان در جامعه اسلامي قدمي بردارم. كتاب «زن آنگونه كه بايد باشد» بسيار برايم راهگشا بود. سپاسگزارم. با توجه به سوالات زيادي كه در زمينه فهم ديدگاه دين در مورد زن دارم از استاد خواهشمندم بنده را براي فهم جايگاه زن، خانواده و خصوصا عقد نكاح راهنمايي بفرمايند. متشكرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است. با این کار إن‌شاءاللّه در مسیر یاران پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» قرار می‌گیرید که در وصف آن‌ها آمده است: «رحماء بینهم». عرایضی در سوره‌ی نساء شده است بد نیست به صوت آن مباحث که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

24596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: سوالم شماره ٢٢۵٨۴ در سوالات جواب داده نشده بود در صورت امکان و صلاحدید راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: ۲۴۵۸۴. باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نمی‌توان گرایش فرزندان و همسرتان را نادیده بگیرید. موفق باشید

22842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: خسته نباشید، استاد بعد از نماز صبح داشتم به صحبتهای شما در مورد چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی فکر می کردم و سعی کردم به لایقف بودن و بیکرانه بودن و حاضر بودن روح در همه عوالم و حضور حق توجه کنم، که یه کم که احساس حضور در محضر حق و حقایق دیگر هستی رو کردم، این حالات بهم دست داد: فشار روی جسم، سوزش قلب که تا چند دقیقه این سوزش ادامه داشت، رخوت و سستی و خواب آلودگی در حدی که انگار زبونم سنگین شده بود که حرف بزنم و یا اندام رو حرکت بدم، خیره شدن به نقطه ای، خالی شدن ذهن از فکر و تلاش برای فکر کردن به چیزی، استاد دلیل این حالات چی میتونه باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی دانم. آن‌چه خوب است روی آن فکر کنید توجه به نحوه‌ی حضورتان در عالم است تا به مرور حجاب‌ها برطرف شود. موفق باشید

38361
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. به تازگی شعری از مقام معظم رهبری منتشر شده است یکی از ابیاتِ وَزین این است: «گامی به راه و گامی در انتظار دارم / سرگشته روزگاری پَرگارـ‌وار دارم» خواستم شرحی بر این بیت (بخصوص مصراع دوم) بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آن‌گاه که انسان مسیر حضور در ایمان را شناخت و یا بگو مسیر ایمان در مقابل او گشوده شد، این گام‌ها و قدم‌ها است که رفتن آغاز می‌کند، رفتنی که اگرچه می‌رویم ولی در هر قدمی افقی گشوده می‌شود و انتظاری پیش می‌آید که قدم دوم را طلب می‌کند به همان معنای ظهور صراط و طلب صراط مستقیم که گامی بعد از گامی، معنای بودن می‌شود. و این‌جا است که انسان به زیبایی در حیرتی قرار می‌گیرد که فقط می‌داند همچنان باید در بستر ایمان جلو و جلوتر برود و پرگاروار با چرخش خود، زندگی را ترسیم کند و این سرگشتگی و حیرت، معنی حقیقی ایمان است از آن جهت که نه چیزی در دست داریم که فکر کنیم به چیزی رسیده‌ایم، و نه آن همه حضور را که هیچ چیز نیست و فقط حضور است، می‌توان نادیده گرفت. این‌جاست که در ادامه بیت می‌فرمایند: «چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم» و این یعنی حاضرشدن در ایمان، حتی آن‌جایی که گویا خزان‌گونه ناله سر می‌دهیم: «الهی قلبی محجوب» در همان حال ایمانِ بهاری در صحنه است. موفق باشید      

   در جریان دیدار رمضانی امسال شاعران با رهبر انقلاب، حجت‌الاسلام انصاری‌نژاد از شعرای برجسته کشور که به‌تازگی کتابی با عنوان «امین شعر انقلاب» تدوین و منتشر کرده، از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخواست کرد تا غزل منتشر نشده‌ای از سروده‌هایشان را برای انتشار در چاپ جدید این کتاب در اختیارش قرار دهند. 

🔹رهبر انقلاب نیز با تقدیر از آقای انصاری‌نژاد با این پیشنهاد موافقت و غزلی از سروده‌های معظم‌له در اختیار این شاعر قرار گرفت.
گامی به راه و گامی در انتظار دارم
سرگشته روزگاری پَرگارـ‌وار دارم
دلبسته‌ی امیدی در سنگلاخ گیتی
رَه بی‌شکیب پویم، دل بی‌قرار دارم
یک عمر میزدم لاف از اختیار و اینک
چون شمع، اشک و آهی بی‌اختیار دارم
گو ابرِ غم ببارد تا همنشین عشقم
از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم
نبود روا که گیرم جا در حضیض پَستی
سیلم که هستی خود از کوهسار دارم
سرشارم از جوانی هر چند پیر دهرم
چون سرو در خزان نیز رنگ بهار دارم

از خاک پاک مشهد نقشی است بر جبینم
شادم «امین» که از دوست، این یادگار دارم
سیدعلی خامنه‌ای

34219
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب و احترام. خداوند منان رو شاکرم بسیار زیاد که در سیر دادن بندگان حقیر و روسیاهی چون ما بواسطه کلام شما دریچه ای جدید را به سوی ما گشود که بعد از شنیدن معارف الهی و لذت شنیداری که حاصل می‌شد ما را سوق داد به سوی چشیدن لذت بیکرانه حضور در محضر حضرت محبوب ازلی که جنسش به قول استاد چشیدنی است الحمدلله. استاد گرامی شاید باور نفرمایید اما ما و گروهی از دوستان نزدیک به چهارسال است هفتگی و مستمر، حضوری و غیر حضوری در فضای مجازی، کتاب خویشتن پنهان و برهان صدیقین و حرکت جوهری و بصیرت حضرت زهرا سلام الله علیها را شروع کرده ایم و مباحثه وار پیش می‌رویم و البته در کنارش صوتها و مقالات و کتابهای دیگر را مخصوصا مناسبتی هم به جد مرور می کنیم اما همین چهار کتابی که عرض کردم با مباحثه و تکرار و تمرین در مصادیق، دریچه ای جدید را که بالخصوص، نقطه عطف آن ماه های مبارک رمضان است، به رویمان گشوده که خود را با هویتی جدید در این تاریخ می یابیم هویتی که قرار است نقشهایی بر اساس مقتضیات این زمانه برای ما بگشاید و خداوند رحمان انگار مشغول پرورش بندگان است برای حضوری همگانی و البته مخصوص به کرامت کریمانه خویش. این حرفها را من باب روایتی از امام صادق علیه السلام عرض کردم امام صادق عليه السلام در ذيل آيه‌ «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» فرمودند: «حدث بما اعطاك الله و فضلك و رزقك و احسن اليك و هداك» «3» آنچه از عطاها، برترى‌ها، رزق‌ها، احسان‌ها و هدايت‌هاى اوست بازگو كن. «الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی ان هدانا الله» کاری جز دعای خیر برای استاد گرامی از دست این شاگردان حقیر بر نمیاید پس فراوان دعاگو هستیم ان شاءلله تحت عنایات خاصه حضرت ولیعصر (عج) مؤید و موفق باشید. اما استاد بزرگوار مساله ای است که مدتها درگیرم کرده بود و الان به وضوح خودنمایی می کند و مانند مانعی جلوی راهم را می‌گیرد اینکه در درونم پر از آرامش است به حول و قوه الهی با جلوه گری هایی که از جنس ظهور حضرت حق است در اتفاقات ریز و درشت با حضرت حق مدتها به گفتگو هستم و می‌بینم او را که جلوه نمایی می کند و دایم اظهار لطف کریمانه، نگاهش را حرفش را محبتش را و... را می بینم و قابل وصف نیست. گاهگاهی که حتی عشقبازی می کنم و به شوق این عشق زندگی را ادامه می‌دهم. «حتی القاک و قد وفیت بعهدک و میثاقک فتغشینی رحمتک» اما در بیرونم ابا دارم از بروز دادن، می‌ترسم بگم و از دست بدهم. می‌ترسم بگم و باور کنم منم هستم و گاهی هم که زبان به گفتن می گشایم واضحا می‌بینم که زبانم چیزی دیگر می گوید انگار می ترسد و به جای دیگری می زند و با دیگران هم گفتار می شود البته در جمع خوبان و هم مباحثه ایها گاهی همان که می‌چشیم بر زبان می آید و در جمعی خوش فی شغل فاکهون می‌شویم اما به وضوح تازگی در اذیتم از زبانی که با درونم سازگاری ندارد. شغلم که مدیریت امور فرهنگی است می طلبد که سخنور خوبی باشم که قبلا هم بودم و می توانم بگویم حراف خوبی بودم اما دیگر سخنانم با درونم نمی خواند و زبانم الکن دارد می شود. به وضوح می چشم که «یفقهو قولی» ام به مشکل خورده تا حدی که دیگران هم متوجه تلونم شده اند وقتی خودم هستم در کمال آرامش و طمانینه به الطاف حضرت حق و وقتی با دیگران هستم انگار پوسته قبلی ام در حال ترک برداشتن و این صدای شکستن دایم بلند تر می شود و انگار نفسم می‌خواهد با پوششی موقت این پوسته در حال ترک را از دیدها مخفی کند. به زبان ساده بگویم آن حالتی که در کنار دیگران دارم حس واقعی ام نیست و انگار در حال نقش بازی کردنم که کسی نداند اندرونم چیست و این دوگانگی کم کم دارد مشکل ساز می شود مخصوصا در کار. سوال اول: به شدت از «یحسبون انهم یحسنون صنعا» می‌ترسم که نکند گرفتار وهمیاتم و این عشقبازی درونی کوهی است از نفسانیات که فرو می‌ریزد. چگونه از تردید حقیقت و مجاز رها شوم و بدانم که توسلاتی که به حضرات معصومین علیهم السلام دارم و حضور کریمانه شان را در این الطاف می بینم و عشقبازی با حضرت حق را از ایشان الگو و درس می گیرم واقعی است یا ساخته های نفس چموش و شیطان لعین؟ سوال دوم: چگونه درونم بیرونم را یکی کند و راحت شوم از ریای معکوسی که می‌ترسم از اینکه پرده درافتد و خلق با خبر از غوغای پر شور درونم شوند گاهی با تمام وجود می خواهم فریاد بزنم و به همه نشان بدهم مثلا در این لبخند زیبای فرزندم، خداوند عز و جل چگونه عشقش را به من هدیه کرده یا در این نهیب غریبه ای با من چگونه خداوند رب العالمینی خود را دارد به من نشان می‌دهد و... اما سکوت می کنم و تمام فریادم قطرات اشکی می شود که عاشقانه در لذت با رب جاری می شود که آن هم هدیه اوست. ترسم از برملا کردن این حالات و زبان گشودن به حقیقتی که در درون با من راز می گوید، مرا به خلوت هدایت می کند و از طرفی، انجام تکلیف، مرا به حضور پر رنگ در اجتماع مخصوصا در این برهه که زمان جهاد تبیین است و شغلم به شدت مرتبط با این امر است می‌خواند و البته در این حضور اجتماعی زبانم مثل دیگران به عادت گفتارهای روزمره می‌چرخد و ناسازگاری اش گوش خودم را می‌خراشد چون جمع ها را محرم این حرفها نمی‌دانم و آنها این حرفها را انگار نا آشنا می دانند چگونه جمع کنم؟ و از این دوگانگی آزاد شوم تا تمام شود. آن چیزی که مرا هنوز به چشمم می آورد و نکند اشتباهی بزرگ در همه اینهاست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در ابتدا این غزل خوب مولوی در دیوان شمس تبریزی را با شما در میان بگذارم که می‌فرماید:

تن مَزَن ای پسر خوش‌دم خوش‌کام بگو                بهر آرام دلم نام دل آرام بگو

پرده من مَدَران و در احسان بگشا                         شیشة دل مشکن قصة آن جام بگو

گر در لطف ببستی در امید مبند                           به سر بام بر آی و به لب بام بگو

چون‌که رضوان بهشتی تو صلایی برده                 چون‌که پیغمبر عشقی حِلِهْ پیغام بده

سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو                     صفت راه مگوی و ز سرانجام بگو

آه زندانی این دام بسی بشنیدیم                           حال مرغی که رهیده است از این دام بگو

شرح آن بحر که واگشته همه جان‌ها اوست           که برون است ز ایام ز اعوان بگو

وگر از عام بترسی که سخن فاش کنی                    سخن خاص نهان در سخن عام بگو

ور از آن نیز بترسی هِلِه چون مرغ چمن                 دمبدم زمزمة بی اِلفِ و لام بگو

همچو اندیشه که دانی تو و دانای ضمیر                 سخنی زان لب شیرین ز سرانجام بگو

نکتة روح‌فزا از دهن دوست بیار                           نامة خوش‌خبر از عالم اسرار بگو

و منظور عرضم بیشتر این بیت بود که می‌فرماید:

وگر از عام بترسی که سخن فاش کنی                    سخن خاص نهان در سخن عام بگو

این‌جا است که فکر می‌کنم اگر با نور قرآن و روایات مأنوس شوید، جانتان در ارائه حقیقت با آرامش کامل سخن خودش را به میان می‌آورد. در مورد نکته آخر که فرموده‌اید به نظر بنده این دوگانگی و ریا به حساب نمی‌اید. آری! باید آمادگی افراد را در نظر گرفت و عقل آن‌ها را مخاطب قرار داد و نه احساسات آن‌ها را. مگر رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نفرمودند: «انّا معاشر الانبیاء کلم الناس علی قدر عقولهم» ما پیامبران در حدّ عقل مردم با مردم سخن می‌گوییم. موفق باشید

31826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: برداشتم از جمله زیر رو نوشتم. آیا این برداشت درسته؟ بی زحمت یه مقدار این جمله رو توضیح می دهید؟ هستی یا خودش عین هستی است یا به عین هستی ختم می شود برداشت خودم: هر شیی یا همواره بوده یا اینکه یه چیزی که همواره بوده او را بوجود آورده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مورد هر ذاتی می‌توان چنین گفت مثل این‌که می‌گوییم هر تری یا باید تری‌اش از خودش باشد، مثل آب. و یا آن تری به چیزی که ذاتاً تر است، ختم شود. مثل تریِ پارچه مرطوب،تری همواره با آب هست ولی همواره باپارچه نیست. موفق باشید

نمایش چاپی