باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در خلع بدن، بحث در احساس وجود خود است با سعهی لازمی که دارد ماورای بدن. عرایضی به طور پراکنده شده است ولی جای خاصی را در نظر ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید جهت رفع آن مشکل برنامه ریزی کرد؛ به همین جهت موضوعِ شرح حدیث جنود عقل و جهل را متذکر شدم. پیشنهاد بنده آن است که فرصتی بر روی آن کتاب بگذارید. بنده نیز عرایضی در شرح آن داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اینهمه باید در ارتباط با انسانها سختگیری نکرد و در دلِ ماجراها توحید را تجربه نمود. مثل اینکه ما در همین جهانِ آشفته باید ایمان را تجربه کنیم، نه آنکه از اجتماع فرار کرده به غارها پناه ببریم! به همین جهت نباید طوری زندگی را تعریف کنید که در پذیرش خواستگاران سختگیری شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متدین در ابتدا مبنای عقلیِ عمل خود را شکل داده است و متوجهی حضور خدای رحمان میباشد. خدایی که رحمت او بیکران است و در این رابطه و با نظر به رحمت خداوند دست به دعا برمیدارد. در حالیکه در تلقین، چنین زیربنایی در میان نیست مگر در آن حدّ که انسان خودش خود را شارژ میکند و در این رابطه انسان، از مرز تواناییهای خود خارج نمیشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم در این مورد عرف مؤمنین را باید ملاک خود قرار دهید تا گرفتار افراط و تفریط نشوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را عادت دهید بر روی سؤالاتی که برایتان پیش میآید، تأمل نمایید. سعی کنید آن سؤالات را وسیلهای جهت گشودن اندیشهی خود قرار دهید. زیرا با القای این سؤالات، بنا دارند اندیشهی شما را بپرورانند، نه آنکه اطلاعاتتان را بیفزایند. مسیری که دارید را با تعقل و تفکر ادامه دهید، خود به خود فهمی برای درک این سؤالات پیدا میکنید بهخصوص که بنا نیست جواب همهی سؤالاتتان را فیالفور بیابید. مدتها باید بعضی سؤالات مدّ نظرتان قرار داشته باشد تا افقی برایتان گشوده شود. میماند بعضی از سؤالات که با یافتنِ جواب آنها، راهی گشوده میشود و این سایت موظف است تا این نوع سؤالات را جواب دهد و بدین کار افتخار مینماید و این غیر از آن است که با جوابِ سؤالی که میکنید، بخواهید اطلاعی بر اطلاعاتتان افزوده شود. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار! من میخواهم از روی صداقت حرفهایی بزنم. من سن و سالی گذرانده ام. زمانی که امام خمینی زنده بود، مریدش بودم. اما پس از گذشتن این سالها و اتفاقاتی که افتاده و دوری از اهدافی که برای انقلاب اسلامی ایران ادعا میشد و این سیاست بازی که از سیاست معاویه بدتر است، از انقلاب و آقای خمینی متنفرم. اول انقلاب ادعا میشد که برای تکلیف قدرت در دستشان است اما حالا برای ماندن در قدرت دست به هر اقدامی میزنند. متاسفانه شما انقلاب را مانند یک شخص معصوم فرض می کنید و آنگونه از انقلاب دفاع میکنید که انگار مملکت گل و بلبل است. شما هر انحرافی که در انقلاب می افتند توجیه می کنید. از این انقلابی که مدعی آن هستید، چه چیزی مانده است که می خواهید از آن دفاع کنید؟ البته چون شما عمری در راه انقلاب بوده اید و جزو شاکله شما شده، تغییر شما تقریباً محال است. مگر آقای خمینی در وصیت نامه اش نگفت که نظامیان در سیاست دخالت نکنند اما ما شاهدیم که سیاست بازی جزو وجودی سپاه پاسداران شده است. الان من فردی هستم که از نظر اعتقادی به هم ریخته ام. با تشکر از اینکه وقت گذاشتید و حرفهای مرا شنیدید. والسلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید اگر کسی در صدر اسلام تنها با جریان سقیفه میخواست اسلام را بشناسد، چه اندازه از اسلام دور میشد. ولی نگاه حکیمانه شیعیان طوری بود که اسلام را در جایی دیگر دنبال کردند (اسلامی که به حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» منتهی میشود) و اینجا است که امیرالمؤمنین «علیهالسلام» در عین حضور در اسلام و بدون درگیری مستقیم با خلفا، روح دیگری را در میان آوردند. در مورد انقلاب اسلامی نیز بنده چنین نظری دارم و عظمت کار مقام معظم رهبری را در همین میدانم که با حکمت و بصیرت لازم سعی دارند انقلاب را در افقی که جدا از طرح آقای هاشمی است؛ جلو ببرند. در مورد آینده انقلاب عرایضی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است. امید است که مفید افتد. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/11872
با سلام و احترام: استاد گرامی آیا بعد از حرکتهای مدافع حجاب زنان و با کمک از کلام مولا علی علیه السلام که اگر تشخیص حق و باطل آسان بود افراد زیادی گمراه نمی شدند آیا میتوانیم معصومیت برای سپاه و بسیج و گشت ارشاد قایل شویم وآنها را از هر خطایی مصون بدانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. بالاخره همانطور که وزیر محترم ارشاد فرمودند چند ماهی است در شورای انقلاب در موضوع نحوه برخورد با بیحجابیهای افراطی بحث برقرار است و همانطور که در مقاله «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» به عرض خواهد رسید، به هر حال نظام اسلامی از آن جهت که بر اسلامیبودن نظام تأکید دارد و حجاب نیز امری است اسلامی، نمیتواند بیتفاوت باشد. ولی اگر جایگاه قدسی و معنوی حجاب درست روشن نشود، که مسلّم در این امر کوتاهی شده؛ ما با چنین افراط و تفریطهایی روبهرو هستیم. موفق باشید
با سلام به استاد گرامی. شنیدهایم که میخواهید به کربلا مشرف شوید، قسمت ما نشد، لااقل ما را دعا کنید که دلمان سخت هوای زیارت عتبات را کرده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا بود طبق قولی که آقای الکاظمی نخست وزیر عراق داده بود، از ابتدای شعبان راه زمینی مرزهای عراق باز شود که فعلاً دوباره زیر وعدهشان زدهاند و موکول به ۱۵ شعبان کردهاند. و خلاصه ما محروم شدیم و این زمان بگذار تا وقت دگر. إنشاءالله خود حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» زیارت شریفشان را فراهم خواهند کرد و همه ما مفتخر به آن زیارت خواهیم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با خود مدارا باید کرد و سختگیری حتی در عبادات لازم نیست. رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «بُعِثْتُ بِالْحَنِیفِیةِ السمْحَةِ السهْلَةِ؛» من بر آیینی مبعوث شدهام که آن در عین آنکه با جانها هماهنگی دارد، نرم و سهل است. آری! انس با زیارت عاشورا راهِ انس با مولایمان حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» است. مثلاً عصر روزهای جمعه با دلی که رو به سوی آن امام دارد، از طریق آن زیارت، حضرت را زیارت کنیم. عرایضی در کتاب «زیارت عاشورا و اتحاد روحانی با امام حسین «علیهالسلام» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تفسیر شریف «تسنیم» سعی میشود مطالب علمی و معرفتیِ تفسیر المیزان، باز و گشوده شود. ولی به آن روحی که در المیزان در راستای عبور از جهان مدرن هست؛ چندان پرداخته نمیشود و این به معنای ضعف تفسیر تسنیم نیست، بلکه بدین معنا است که ما گمان نکنیم از تفسیر المیزان مستغنی میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیهی 33 سورهی احزاب صریحاً نظر به عصمت اهلالبیت«علیهمالسلام» شده است. در این رابطه میتوانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» صفحهی 131 که روی سایت هست، رجوع فرمایید. قسمتی از آن بحث، ذیلاً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
خداوند در قرآن ميفرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[1] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيهي تطهير نكات زير مورد توجه قرار ميگيرد.
1- «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت(ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.
2- بيش از 70 حديث كه بيشتر آنها از اهل سنت است اقرار دارند كه «اهل بيت» شامل، رسول خدا(ص)و حضرت علي(ع)و فاطمه زهراi و امام حسن و امام حسين«عليهم االسلام» ميباشد.
3- اُمّسلمه ميگويد: بعد از آمدن آيهي تطهير، رسول خدا(ص)عباي خود را برسر حضرت علي و همسر او و حسنين«عليهم االسلام» انداختند و گفتند: بارالها ! اينها آل محمداند. من گوشهي عبا را بالا زدم كه وارد شوم، حضرت آن را از دست من كشيدند و گفتند: تو بر خير هستي (يعني تو زن خوبي هستي) ولي جايت اينجا نيست.
سؤال: با توجه به اينکه قبل و بعد آيه زنان پيامبر(ص) را مورد خطاب قرار داده، چرا آيه شامل زنان پيامبر نميباشد؟
جواب: اولاً: هيچكس تا حال قائل به عصمت زنان پيامبر نشده، در حاليكه آيه خبر از عصمت «اهل بيت» ميدهد و در آيهي مباهله هم ثابت شد زنان پيامبر(ص) به آن معنا معصوم نيستند که بتوانند لعنت الهي را بر کاذبين جعل کنند و لذا در كنار اهل بيت پيامبر(ص)يك نفر از زنان پيامبر هم وارد مباهله نشد. [2]
ثانياً: همهي روايات ازسني و شيعه پنج تن مذكور را به عنوان اهل بيت معرفي کردهاند.[3]
ثالثاً: اگر آيه مربوط به زنان پيامبر بود ضمير « عَنْكُن » كه قبل از آيه به صورت جمعِ مؤنث بود بايد ادامه مييافت و نه اينكه وقتي موضوع اهل بيت را به ميان ميآورد بفرمايد «عنكم» يعني ضمير را عوض كند.
چنانچه ملاحظه بفرماييد در اين قسمت از آيه سخن از اراده و مشيت خاص خداوند به ميان آمده و اين نشانهي آن است که مسئوليت مهمي را ميخواهد بر دوش اهلبيت پيامبر بگذارد که چنين مسئوليتي با وظيفهي همسران پيامبر که در آيات قبل آنها را توصيه کرده که در خانههايشان ملازم باشند متناسب نيست. از طرفي روايات متعددي از محدثين اهل سنت هست که رسول خدا همسران خود را شامل اهل بيت ندانستهاند.[4] حاکم در کتاب مستدرک از قول ام سلمه ميگويد که: آيهي تطهير در خانهي من نازل شد و به دنبال آن پيامبر(ص)پيکي را به خانهي فاطمه(س) فرستاد تا علي و فاطمه و حسن و حسين(ع)را نزد آن حضرت فرا خواند. آنگاه فرمودند: خدايا! اينها اهل بيت مناند. گفتم: يا رسول الله، من از اهل بيت شما نيستم؟ فرمودند: تو از نيکان اهل من هستي ولي اينان اهل بيت من هستند.[5]
4- بنا به روايات و همچنين با توجه به سياق آيه ، جاي اصلي آيه اينجا نبوده و به دستور پيامبر بعد از نزول به اين صورت تنظيم شده، و اين روش در كليهي آيات مربوط به اهلالبيت هست كه در بحث مستقلي به آن ميپردازيم.
5- چون اراده و خواستن در آيهی تطهیر را منحصر به اهل البيت(ع)كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همهي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نميشد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همهي انسانها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهلالبيت(ع)اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوقالعاده باطنيِ عصمت در آنها ايجاد شده است، تا آنها نمونهي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.
6- معلوم است که قرآن يك واقعيت متعالي است كه بايد از طريق قلب با آن تماس گرفت، و در سورهي واقعه ميفرمايد: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ، لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[6] آن قرآن، قرآن بلندمرتبهاي است، در کتابي پنهان، کسي نميتواند با آن تماس بگيرد مگر مطهرون. «ال» در المطهرون نشانهي عهد ذهني است، يعني آن مطهروني كه ذكر آن رفته و شما آنها را ميشناسيد. از طرفي تنها در آيهي تطهير از اهل بيت به عنوان مطهرون نام برده پس ميتوان نتيجه گرفت اهل البيت(ع) هستند که به طور مطلق ميتوانند با حقيقت قرآن تماس بگيرند و عمدهی وظيفهی ما آموختن راه طهارت است از صاحبان اصلي طهارت، تا بتوانيم با نور قرآن مرتبط شويم و به نشاط فوقالعادهاي كه در اين ارتباط بهدست ميآيد نائل گرديم.
[1] - سورهي احزاب، آيهي 33.
[2] - ابن جرير و طبراني آوردهاند كه رسول خدا(ص) فرمود: «اَنْزَلَتْ هذِهِ الْايةُ في خَمْسَةٍ: فِيَّ وَ في عَلِيٍّ وَالحسن وَ الْحسين وَ فاطِمه» اين آيه یعنی آیه تطهیر در مورد پنج كس نازل شده كه عبارتند از من و علي و حسن و حسين و فاطمهi. از طرفي در سوره تحريم خداوند دو نفر از زنان پيامبر(ص) را به باد انتقاد ميگيرد و مفسرين اهل سنت آنها را عايشه و حفصه معرفي ميكنند. حال چطور ميتوان چنين تطهيري را به زنان پيامبر(ص) نسبت داد. در ضمن اصل روايت كِساء به نقل از احمد حنبل همان پنج تن را به عنوان اهلبيت معرفي كرده است.(ابن طاوس، الطرائف / ترجمهي داود إلهامى، ص: 474)
[3] - در اين مورد ميتوان به خصائص نسائي، ص 4 و مستدرک حاکم، ج 2، ص 416 و دهها کتاب ديگر از اهل سنت رجوع کرد.
[4] - جامعالاصول، ج 1، ص 103، صواعق ابن حجر، ص 148.
[5] - مستدرک حاکم، ج 2، ص 416. اُسد الغالب، ج 2، ص 12 و 20.
[6] - سورهي واقعه، آيات 77 تا 79.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنچه مربوط به شیطان است، همیشه مربوط به شیطان است، چه علت علمی آن معلوم باشد، چه نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر دست خود انسان است. شهادت راهی است که برای بعضی گشوده میشود و هنر شهداء آن است که خود را معطل نمیکنند. حقیقتاً کمی به این جملهی حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» که رازهایِ این عالم را میشناختند، فکر کنید که فرمود: «شهادت، هنرِ مردان خداست». آری! هنر مردان خداست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم امور خاصی را به کسی واگذار کنیم باید به او اعتماد داشته باشیم. ولی در امور عادی باید همه را خوب دانست و سوء ظن نداشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آیه را محدود به جهاد و نماز بکنیم؟! چرا میفرمایید شهدا در قید حیات نیستند؟! در حالیکه قرآن میفرماید: «بل احیاء» و از آن مهمتر میفرماید: «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آلعمران/ ۱۷۰). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! بهخصوص که رشتهی ریاضی از علوم پایه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً اینطور که مرحوم شهید مهدی عراقی میفرمودند مرحوم نوّاب از علمای نجف اجازه میگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه هستید هر اندازه تمدنی فکر کنیم، ما از گردونهی تقلید از تمدنِ غربی که به هیچوجه ربطی به روح و روحیهی ما ندارد، نجات مییابیم. هرچند در طول تاریخ این روشن شده است که تمدنِ بعدی از تمدن قبلی بهرهها میگیرد ولی آن را از آنِ خود میکند. همهی عظمت رهبر انقلاب را میتوان در همین نکته خلاصه کرد که نسبت به غرب، موضوع تمدن نوین اسلامی را به میان آوردند. در این صورت خطر استحالهشدن در تمدن غربی از بین میرود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید دینی را متذکر بشر گرفتار نیهیلیسم شد که احساس کند از آن پوچی نجات پیدا میکند و راهِ امام شهدا و شهدای عزیز چنین راهی است و راز علاقهای اینچنین شدید نسبت به سیرهی شهدا توسط مقام معظم رهبری نیز در همین رابطه میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قوهی واهمه اگر به عنوان یکی از قوای انسانی که متوجهی حقایق وجود میشود، نظر به عاَم مثال کند، صورتهای مثالیِ متعالی را در انسان شکل میدهد و این بهترین حالت برای اُنس با خداست از آن جهت که عبادات انسان، متوقفِ مفهومات و ذهنیات نشده. ولی اگر قوهی واهمه تحت تأثیر صورتهای عالَم ماده و عالم کثرات شد، بستر تأثیر شیطان میشود و انسان را از سیر به سوی حقیقت محروم مینماید. در این مورد میتوانید به مباحث «جهان گمشده در عالم خیال» که در کانال «تشکل اشارت» به آدرس @esharat میباشد، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری مربوط به عالم ماده است و اینکه هر لحظه ما عالم جدیدی داریم. ولی تجدد امثال مربوط به خلق بدن است که با ارادههای سالک إلی اللّه بدنهای مختلف را میتوانند خلق کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شد هر موجودی که دارای امکانات متفاوت باشد و ابعاد متفاوتی در شخصیتاش باشد؛ خود به خود در مقام انتخاب یکی از آن ابعاد قرار میگیرد و به دلیل امکانات ذاتیِ چنین موجوداتی، اختیار نیز ذاتیِ آنها است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آتش جهنم از جنس خشم الهی است و روح را میسوزاند و آثار آن بر آن بدنی که مظهرِ روح است، ظاهر میشود. ۲. نباید به این نوع صحبتها توجه داشت که مبنایِ درستی ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات نیاز به بحث مفصل دارد و مشکلات را باید در جریانی از سیاستمداران دنبال کرد که بیش از آنکه بخواهند در خدمت مردم و انقلاب باشند، در خدمت حزب و گروه خود هستند و به همین جهت نسبت به رفع مشکلات مردم بیتفاوت و یا زمینگیرند. این وظیفهی مردم است که متوجه شوند کدام روح و روحیهای ترازِ انقلاب است و میتواند مردم را به نتایجی که از انقلاب آن ها نصیبشان خواهد شد، برساند. در موضوع سهمیهی فرزندان شهداء و جانبازان مسئله فرق میکند از آن جهت که بالاخره یتیم را در اسلام سفارش خاص کردهاند زیرا اگر پدر اینها بود، مدیریت زندگی آنها نحوهی دیگری میشد از آن جهت که شهداء و جانبازان آنطور که بنده از آنها شناخت داشتم، عموماً مردان توانایی برای ادارهی زندگیشان بودند. موفق باشید
