بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26333
متن پرسش
با سلام: فرق حرکت جوهری با تجدد امثال در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری مربوط به عالم ماده است و این‌که هر لحظه ما عالم جدیدی داریم. ولی تجدد امثال مربوط به خلق بدن است که با اراده‌های سالک إلی اللّه بدن‌های مختلف را می‌توانند خلق کنند. موفق باشید

26280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر. ممنون از پاسختون لطفا با توجه به سوال ۲۶۲۴۵ بفرمایید منظور از اینکه عین ثابته انسان در این دنیا قابل تغییر است چیست؟ (کتاب مصباح با شرح شما و کتاب استاد یزدان پناه رو خوانده ام) ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مکرر عرض شد هر موجودی که دارای امکانات متفاوت باشد و ابعاد متفاوتی در شخصیت‌اش باشد؛ خود به خود در مقام انتخاب یکی از آن ابعاد قرار می‌گیرد و به دلیل امکانات ذاتیِ چنین موجوداتی، اختیار نیز ذاتیِ آن‌ها است. موفق باشید 

26252
متن پرسش
سلام و عرض ادب: آیا اینکه غالب مسئولین کشور حتی مسئولین انتخابی، باید از فیلتر رهبر و منتصبین رهبری رد شوند یا صلاحیتشان توسط معتمدین ولی فقیه تایید گردد و در اجرای مصوبات هم باز باید با صلاح دید همان معتمدین و منصوبان رهبری در شورای نگهبان و مجمع تشخیص عمل کنند، می تواند مصداق دیکتاتوری و شخص محوری در پوشش مذهبی و دینی باشد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دیکتاتوری، نظرِ شخص دیکتاتور حاکم است ولی در ولایت فقیه، نظرِ فقهی و فقاهتیِ ولیّ فقیه که حاصل تدبّر و تفقه در متون دین است؛ در میان می‌باشد. به همین جهت افلاطون می‌گوید آن‌جا که قانون مشخصی در میان است، بهتر آن است که یک نفر مطابق آن قوانین تصمیم بگیرد، ولی آن‌جایی که قانونی نیست، بهتر است که جمعی نظر دهند. مشکل غرب آن بود که متن مطمئنِ قابل اعتمادی نداشت و خودشان نیز جایگاهی مطمئن برای اناجیل و تورات قائل نبودند. موفق باشید   

25898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای سن بلوغ حدود ۱۴ الی ۱۵ سال چه کتابی مناسب است؟ آیا این کتابها مناسب هستند؟ ۱. جوان و انتخاب بزرگ ۲. ده نکته از معرفت نفس ۳. چه نیاز به نبی ۴. آشتی با خدا ، اگر کتاب دیگری سراغ دارید لطفا به ترتیب مطالعه معرفی نمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همان‌چه را که انتخاب کرده‌اید خوب است. کتاب «نامه‌های بلوغ» مرحوم صفایی را از نظر خارج نکنید. موفق باشید

25809
متن پرسش
با سلام و ادب و احترام سوالی از حضور استاد گرانمایه داشتم: پدر و مادرم بطور تصادفی با دوره خودسازی استاد آشنا شدند و اکنون در حال شنیدن فایل های صوتی از شاگردان شما هستند این امر باعث شده که کلا زندگی را وقف درس و کلاس کردند و حتی با تهدید به ما می گویند همین هست که هست ما وقتمان پر است و همین الان هم ۴۰ سال عقب افتادیم از خودسازی و این در حالی است که کوچکترین تغییری در رفتارشان دیده نمی شود حتی بدخلق تر شده اند بنده که ازدواج کردم حتی رغبت نمی کنم تا منزلشان بروم چون همه ش در اتاق هستند و مشغول مطالعه. شما را به خدای احد و واحد راهنمایی کنید چکار کنیم چون بشدت از وضع موجود خسته شدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور که می‌فرمایید افراطی در کار است. باید اندازه نگه داشت. ارتباط با ارحام، به خودی خود گشایش می‌آورد و روح را وسعت می‌دهد. موفق باشید

25255
متن پرسش
سلام: استاد عزیز خواهش می کنم بصورت واضح این حقیر را راهنمایی بفرمایید. فرق دعا با تلقین چیست؟ اصلا آیا فرقی هم بینشان هست یا دعا همان تلقین است؟ چون شرایط اثر گذاری دعا با تلقین یکی است. مثلا در تلقین باید اعتقاد به اثر باشد و دوم اینکه باید چندین بار تکرار شود و در دعا هم حتی در روایات همچین شرایطی داریم که دعا را با اعتقاد به اجابت بخوانید یا اینکه مثلا داریم که در دعای خود اصرار و الحاح داشته باشید. (که همان تکرار کردن منظور است). خب این که شد همان شروط تلقین. در این صورت فرق دعا با تلقین چه می شود؟ شما در نظر بگیرید که شخصی که نعوذبالله اصلا خدا را قبول ندارد و مادی گراست می تواند با تلقین کردن به خود، در ساعت مشخصی از شب بیدار شود. مثلا تلقین کند که ساعت ۴ صبح بیدار بشود و واقعا هم اینطور می شود اگر شرایط تلقین را رعایت کرده باشد. حال یک شخص مسلمان و مومن و خداپرست هم برای اینکه بیدار شود آیه ی آخر سوره کهف را می خواند با اعتقاد کامل و توجه و... و این شخص نیز بیدار می شود. در هر دو حالت شخص بیدار می شود ولی در حالت اول شخص کاری به خدا ندارد و خود به خودتلقین می کند و به مقصود می رسد ولی در حالت دوم شخص به مقصد می رسد ولی بصورت دعا و ارتباط با خدا. حالا فرق شان چیست را شما استاد عزیز بگویید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان متدین در ابتدا مبنای عقلیِ عمل خود را شکل داده است و متوجه‌ی حضور خدای رحمان می‌باشد. خدایی که رحمت او بی‌کران است و در این رابطه و با نظر به رحمت خداوند دست به دعا برمی‌دارد. در حالی‌که در تلقین، چنین زیربنایی در میان نیست مگر در آن حدّ که انسان خودش خود را شارژ می‌کند و در این رابطه انسان، از مرز توانایی‌های خود خارج نمی‌شود. موفق باشید 

24945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر استاد گرامی در رابطه با نظر آیت‌ الله گرامی قمی درباره استخاره که در ذیل آورده می شود چیست؟ ممنون از پاسخگویی استاد عزیز. نظر آیت‌ الله گرامی قمی: استخاره مثل فقه و اصول و پزشکی و فلسفه و امثال این‌ها نیست که فقط بحث علمی باشد؛ بحث استخاره، بحث اشراق است؛ یعنی ارتباط معنوی دل با عالم غیب. دستور استخاره عام و برای همه است؛ ولی استخاره کسانی عملاً به نتیجه مؤثر می‌رسد که در یک ارتباط باطنی در خواب یا بیداری به آن‌ها اجازه داده شده باشد؛ حتی ممکن است کسانی خیلی عالم باشند، ولی به آن‌ها دستور باطنی داده نشده باشد. استخاره یک حالت معنوی ناشی از ارتباط با عالم غیب است و انتظار نداریم هرکسی بتواند چنین ارتباطی برقرار کند. استخاره نظر خدا است و درست نیست که مخالف آن عمل شود استخاره مثل تعبیر خواب است؛ تأویل رؤیا را هر کسی بلد نیست. تعبیر خواب ربطی به سواد و علم ندارد. یک خانم بی‌سواد در نجف بوده که تعبیر خواب می‌دانسته است. یکی از علما از این خانم می‌پرسد که چطور توانستی تعبیر خواب یاد بگیری. این خانم گفته بود من فقیر بودم و به حضرت عباس (ع) متوسل شدم و در خواب به من گفتند که یک تسبیح بخر و ما به تو می‌گوییم که چه جوابی در تعبیر خواب مردم بگویی. می‌گفت کسی در گوش من می‌گوید! پس استخاره ربطی به علم ندارد و به عالم غیب مرتبط است. در روایات ما روش‌های متعددی برای آموزش استخاره گفته شده است که بعضاً در مفاتیح نیز آمده است؛ اما این‌ها ظاهر قضیه است و مهم آن اجازه باطنی و ارتباط معنوی است که ممکن است از طریق و راه دیگری به جز روش‌های نوشته شده به وی الهام شود. الهامات خدا راه‌های زیادی دارد؛ خداوند در قرآن فرموده که به زنبور عسل هم وحی می‌کنیم. تا حدودی. علم تفسیر به منزله مقدمه استخاره است و همه‌اش علم تفسیر نیست از یک آیه ممکن است هر بار در خصوص هر نیت برداشتی جداگانه به ذهن برسد که با برداشت از همان آیه در استخاره دیگری برای نیت شخص دیگر، متفاوت است. سرعت انتقال مطلب سبب شده است که بعضی‌ها درباره من بگویند فلانی حتی نگاه هم به متن قرآن نمی‌کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی‌هم رفته حرف درستی است. البته نباید طوری موضوع را مطرح کنیم که به وسواس بیفتیم و به استخاره‌ی افراد اعتماد نکنیم. با این همه استخاره مشورت با خدا نیست و پشت به استخاره نیز پشت به قرآن نمی‌باشد. موفق باشید

24458
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد ارجمند دو سوال خدمتتان داشتم که اگر امکانش هست جواب بدهید. ۱. برای حل شبهات ایده‌آلیست ها و شک‌گرایان و نسبی‌گرایان افراطی چه می کنید؟ (فکر کنید که من یک شک‌گرا یا ایده‌آلیست هستم و در وجود اشیایی در خارج از ذهن، شک دارم. به من چه جوابی می دهید؟) ۲. برای حلّ مشکل فکری پست‌مدرنیست ها چه می‌کنید؟ (می دونید که پست مدرنیست‌ها، علم را یک مقوله‌ی فرهنگی می‌دانند و می‌گویند، هر فرهنگی، علم خود را دارد. در نتیجه، همه‌ی علوم نسبی می‌شوند. برای خروج از این نسبیت، باید علمی داشته باشیم که فرافرهنگی باشد و بشود با آن، همه چیز را قضاوت کرد.) آیا چنین علمی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که می‌داند شما هستید و می‌خواهد سوالی بکند نشان می‌دهد شک او علمی نیست بلکه یک نوع بیماری روحی است. ۲. با نظر به وجود و عین وجود که عین کمال است پس حقیقت که همان وجود است را عقل می‌شناسد و می‌پذیرد و بدین لحاظ کمالات و از جمله علوم به عنوان فهمی که حکایت از خارج دارد امری است حقیقی. آری بحث تشکیک در وجود و شدّت و ضعف در علوم غیر از نسبی بودنِ علوم است به این معنا که ملاک بودن و نبودن، نظر انسان باشد که مشهور است میشل فوکو چنین گفته‌است. موفق باشید

23126

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: در کتاب «ادب عقل و قلب و خیال» شما می فرمایید انسان سه بعد داره، و همین سه قوه را نام می برید، پس جایگاه واهمه چی میشه؟ استاد اگه بخواهیم انسان را موجودی دو بعدی تعریف کنیم بعد ملکی و ملکوتی، خیال شامل کدام بعد انسان میشه؟ ملکی یا ملکوتی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تقسیم اولی، واهمه به یک معنا در حوزه‌ی خیال قرار می‌گیرد و در تقسیم دومی، خیال جزو ملکوت محسوب می‌گردد به اعتبار این‌که وجهِ متعالی‌تر از وجهِ مادی انسان می‌باشد. موفق باشید

31719
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: در راستای مواجه با بهترین نحوه بودن؛ لازم دیدم کتاب جایگاه جن و انس و ملک جنابتان را مطالعه کنم اما با تعدادی ابهام مبنایی و اساسی رو به رو شدم که متاسفانه در کتاب به آن پرداخته نشده است. ۱. جادو روی کره زمین از کجا شروع شد؟ و چرا شروع شد؟ ۲. اگر بنا بوده زمینه ی به کمال رسیدن انسان در زمین فراهم شود و عوامل ماورایی؛ اسباب مزاحمت این آرامش را در سلوک انسانی موجب نشود و ایضا در فقه و شرع هم جادو و جادوگری حرام است؛پس جایگاهش در نظام احسن الهی کجاست که جادو و جادوگری به کره زمین راه پیدا کرد؟ ۳. جایگاه جن در عالم هستی دقیقا چیست؟ اگر ملک مظهر فطرت مطلق و حیوان مظهر غریزه مطلق و انسان دارای جمع فطرت و غریزه و بستری برای انتخاب و اختیار اوست؛ پس جن در این نظام احسن دقیقا چه جایگاهی دارد؟ (ما فکر می‌کردیم اجنه همان فرزندان جناب ابلیس هستند که با آنها فرزندان آدم اغوا می‌شوند؛ اما در این کتاب ذکر شده که اجنه خوب و بد و شیعه و کافر دارند پس با این حساب باید تعریف دقیقی از جایگاه جن و حکمت حضور او در نظم احسن الهی داشته باشیم) ۴. محل زندگی اجنه در کره زمین است؟ اگر جواب مثبت است در کجاها سکونت دارند؟ در بیابان ها؟ زیر زمین؟ و یا؟ ۵. آیا اجنه قدرت نظام سازی و تشکیل تمدن دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب مذکور مطالعه فرمودید آیات متذکر می‌شوند جنّیان از استعداد خود استفاده می‌کنند و جادوگران از استعداد منفی آن‌ها در مسیر جادوگری قرار می‌گیرند. جنّیان مخلوقاتی هستند با فطرت الهی برای بندگی و مثل بقیه مخلوقات، مختارند تا خوبی کنند یا بدی. ۴. وجودشان محدودیت مکانی ندارد زیرا جنس‌شان جنس مادی صِرف نیست. ۵. ظاهراً نه. زیرا اساساً پیامبری برای آن‌ها نازل نمی‌شود. موفق باشید

31552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۳۱۵۴۵ خواستم بگم: حرفتان متین! ولی میخوام بدونم که همچین چیزی امکان داره؟ آخه چیزی که من از حرکت جوهری فهمیدم اینه که همچین چیزی میتونه اتفاق بیفته. اصلا این همه بیمار لاعلاج با دعا و توسل شفا پیدا می‌کنند علتش جز اینست که ایجاد خوبی برای بیمار محقق می‌شود و بیمار خوب می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال زمینه و علتِ مُعدّه مقدمه است تا فیضان الهی به ظهور آید و این‌طور نیست که تصور کنیم مثلاً خداوند بدون بستر تحقق اراده‌اش امری را محقق کند. و در همین رابطه در حدیث است: «ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها - یا ابی الله ان یجری الاشیاء الا باسباب - فجعل لکل شی‌ء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل‌ لکل علم بابا ناطقا. خداوند امتناع دارد که امور عالم را جاری کند مگر از طریق وسائط و اسبابی. خداوند برای هر چیز سببی و برای هر سبب حکمتی و برای هر حکمتی‌ دانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است. موفق باشید

31218
متن پرسش
با سلام: با توجه به شریفه ی «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» سوالاتی پیش می آید ۱. با توجه به وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چگونه همه آنچه در آسمانهاست مسخر آدمی است اگر بگوییم در آینده می‌شود هم بعید است چون اگر ابزارهایی در حد سرعت نور هم انسان بسازد چند میلیارد سال طول می‌کشد به آنجا برسد چه برسد به اینکه بخواهد تسخیر کند. ۲. چون سماوات را مسخر آدمی دانسته می‌توان برداشت کرد هفت آسمان مادیست چون تسخیر آسمان معنوی که دور از ذهن می نماید. ۳. دلیل وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چیست اگر موجودات فضایی آفریده نشده است و فقط انسان آفریده شده بنظر می‌رسد منظومه شمسی کافی بود اگر قصد نشان دادن قدرت بود آفرینش چند کهکشان کافیست برای پی بردن به قدرت حق. ظاهرا قبل از اوایل قرن قبلی میلادی و اکتشافاتی که بر اثر تلسکوپ هابل رخ داد بشر جهان را منحصر در کهکشان راه شیری می‌دانست و پس از آن بود که متوجه شد میلیاردها کهکشان دیگر نیز وجود دارد با این وجود بشر قبل از آن با نظر به آسمان پی به عظمت خالق می‌بردند ولو قطر راه شیری طبق محاسبات کنونی حدود صد هزار سال نوری باشد که البته قدما احتمالا کوچکتر از این می پنداشتند معذالک بیشتر از بشر کنونی با همان چند ستاره کم سو با چشم غیر مسلح به خدا و عظمتش راه می جستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه مذکور می‌توان به نظام عالم فکر کرد که چگونه این نظام بستری است تا انسان‌ها در مجموع و در نسبت با کلّیّت چنین نظامی حیات معقول خود را داشته باشند و به کمالات لازم سیر کنند. آری!

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه عالم سراپای

موفق باشید

31012
متن پرسش
سلام علیکم: ارتباط غیبت کبری با رحمت واسعه الهی چیست؟ آیا غیبت کبری با رحمت واسعه الهی سازگار است؟ بر فرض مثال ساکنان اروپا و آمریکا اون دسته ای که غافل هستند و واقعا به منجی نیاز دارند و تا کنون هم منجی نیامده و خیلی از اون ها در غفلت از حقایق از دنیا رفته اند. چرا؟ این انسان های ضعیف النّفس اروپا و آمریکا که در بند طبیعت و شهوت اند ثابت کرده اند که خودشان نمی‌توانند به مقامات انسانی برسند و از طرفی می‌دانیم که شیاطین جن و انس هم بیکار نمی‌نشینند و این انسان ها به یک مرد الهی و قهرمان آسمانی نیاز دارند تا آنها را به انسانیّت الهی برساند. پس چرا با ابن توجّه غیبت تا کنون ادامه داشته؟ آیا انسان های ضعیف می‌توانند به امامشان کمکی کنند؟ اصلا خودشان به یک شخصی نیاز دارند تا کمکشان کند و آن هم امام زمان (عج) است. پس چرا انسان های جهان هنوز نجات پیدا نکرده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن است که تمام مردم دنیا به حکم هدایت الهیه به نحوی با حقیقت از طریق یک شخصیت آرمانی و الهی که انسانیت آن‌ها را متذکر شود، روبه‌رو هستند، حال چه آن شخصیت حضرت عیسی «علیه‌السلام» باشند که به آسمان رفتند و به زمین برمی‌گردند و چه آن شخصیت، حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشند که غایب‌اند و ظهور می‌کنند. مشکل، خودِ ما هستیم. مگر مردم ما با توجه به باور به حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعلی‌فرجه» توانسته‌اند شایستگی خود را نشان دهند؟ آری! غیبت کبری حکایت از وقوع حضوری بس بزرگ دارد و بشری که باید ظرفیت جهانی و الهی پیدا کند که شواهد حکایت از آن دارد چنین بشری در حال تولد است. عرایضی در کتاب «انقلاب اسلامی؛ جهانی بین دو جهان» در این رابطه شده است. موفق باشید

30765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام، ببخشید که وقت گرامیتان را گرفتم: ۱. آیا این حرف درست است که ائمه «علیهم السلام» سعی می کردند منافق ها را در همان نفاق خود نگه دارند و نگذارند کفر و نفاق خود را علنی کنند. به طور مثال زمانی که یزید کفر خود را علنی کرد، سیدالشهداء «علیه السلام» قیام کردند تا او را به همان نفاق قبلی اش برگرداند؟ (البته منظور بنده این نیست که قیام حضرت تماماً برای این کار بوده است) ۲. به چه دلیل نباید بین عرفان و فلسفه خلط انجام شود؟ خدا ان شاءالله شما را برای ما نگه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سعی پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن بود که برخورد مستقیم با منافقان که به ظاهر مسلمان بودند، نکنند تا جامعه حالت دو قطبی پیدا نکند و زمینه‌ی برگشت آن‌ها نیز فراهم باشد. ۲. عرفان با قلب و شهود جلو می‌رود و فلسفه با عقل و استدلال. موفق باشید 

30759
متن پرسش
سلام و خسته نباشید: من سوالی خیلی ذهنم رو درگیر کرده. من کاملا با دلایل عقلی و شهودی قبول دارم که همه چیز بر اساس و قضا و قدر و امتحان الهی است. اینکه میگن سرنوشت انسان به دست خودش ساخته میشه رو هم قبول دارم منتها چیزی که فکرم رو درگیر کرده اینه که اختیار برای هر فرد زمانی معنا داره که هر فرد در صحنه امتحان خاص خود قرار بگیرد و با اختیار خود بهترین پاسخ را داشته باشد. اما چجوری ما در صحنه امتحان خود قرار می‌گیریم؟ آیا این قرار گرفتن خارج از اختیار ماست و خدا ما را به سمت مسیر امتحانی خود هدایت می کند به این صورت که اختیار ما در انتخاب اون مسیر کمترین نقش را دارد و ما اون راهی رو که خدا به ذهنمان انداخته به صورت مسمم انتخاب می‌کنیم تا در صحنه مورد نظر خداوند قرار بگیریم اما به محض اینکه در صحنه امتحان خود قرار گرفتیم اختبار ما نقش پررنگی در زمینه پاسخ دادن قرار می‌گیرد؟ مثلا من قصد دارم برم دکتر قلب اما اینکه از بین دکترهای قلب کدام دکتر برم اختیار من در این مورد نقش کمی دارد و خداوند هست که من را به سمت دکتری که بناست باهاش بهترین امتحان رو داشته باشه هدایت می‌کند. اما بیشترین نقش من در رفتن یا نرفتن به سمت دکتر است. و همچنین در انتخاب همسر من خودم را در نظام زوجیت جهان قرار می‌دهم یعنی می‌خواهم که ازدواج کنم اما اینکه در کجا و با چه همسری ازدواج کنم اختیار من کمترین نقش را دارد و خداوند ذهن من را به سمت همسر امتحانی من هدایت می‌کند و بعد نقش اختیار من در ازدواج پررنگ می‌شود به اینصورت که چگونه برخوردی داشته باشم با همسر و انجام وظایفم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نکته‌ای که می‌فرمایید قابل فهم است. لذا به ما فرموده‌اند: «إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَ إِمَّا كَفُورًا» (انسان/۳) راهی را به صورت کلّی در مقابل ما گشوده‌اند تا هرکس در راستای جستجویِ خود و معنابخشیدن به خود، در آن راه، خود را معنا ببخشد. حال چه نسبت به آن راهِ گشوده، بهترین برخورد را نماید و شاکرِ آن نحوه حضور باشد، و یا نسبت به آن نعمت الهی، چشم‌پوشی داشته باشد و خود را در آن میدان وارد نکند. موفق باشید

30517

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. چرا برخی مواضع بین کلام شیعی و تاریخ شیعی تعارض هست؟ چرا کلام ائمه را فرا تاریخی و ماورائی ترسیم می کند؟ درباره عصمت ائمه و علم ائمه در کلام سخنانی داریم که عملا چنین نیست؟ اگر ائمه علم غیب داشتند چرا از آن استفاده نکردند؟ خدا برای چی به آنان علم غیب را عطا کرده است؟ خروجی این علم غیب چیست؟ آنان والیان و وکیلانی را انتخاب کردند که بعدها خیانت کردند؟ چرا کلام امامیه این قدر متورم شده است و اقوالی داریم که تاریخ آن را تایید نمی کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمایید که این سؤالات آن‌چنان کلّی است که جواب آن‌ها چند کتاب است. پیشنهاد بنده آن است جهت شروع، کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست را دنبال فرمایید. موفق باشیدhttp://lobolmizan.ir/book/1383/

30358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم دلالت تصوری یعنی اراده تصور در ذهن خود و دیگری صرفا ایجاد و وجود بخشیدن به کلمه یا حتی جمله یا هر چیز دیگری می باشد و صرفا تصور مفردات نیست بلکه جمله و هیات آن نیز می تواند صرفا تصور باشد بدون دلالت تصدیقی در جاییکه همراه قضاوت و ادعا نیست و فقط طلب ایجاد باشد مانند جملات انشایی مثل پرسشی و امری که طلب ایجاد تصوراست چه در ذهن غیر چه در ذهن خود. پس ایجادیت فقط در حروف و هیاتها نیست بلکه خود تصور کلمه مفرد نیز ایجاد است اراده ایجاد تصور وجود دارد. حالا که ایجادی می‌شود قطعا ثابت و متغیری دارد. ثابت آن همان ارواح معانی و متغیر آن همان تغییر در افراد و مکان و زمان و مصادیق آن در هر برهه است که معنای کلی روح معنا بر آن مصادیق تطبیق میابد یعنی با این نظریه معنای جزیی وجود ندارد بلکه تمام معانی از این جهت کلی خواهند شد. اگر جمله و تصور آن دارای قضاوت و ادعا شد (ادعای تطابق یا عدم تطابق با واقعیت) می‌شود دلالت تصدیقی که در جملات خبری خواهد بود. دارای قابلیت تصدیق و تکذیب است. این گونه تعریف تصور و تصدیق این قابلیت را دارد که فقط محدود به الفاظ نیست بلکه شامل نوشتار و حتی ساخت چیزی و هر چیزی که ایجاد می شود و اراده ای پشت آن است چه اراده خداوند چه انسان و... می‌شود. پس فهم حوادث عالم و فهم های دیگر را هم مدیریت می کند. حالا اشتراک فهم در دلالت های تصدیقی یا حتی همان روح معنا در تصورات برمی‌گردد به علم حضوری و فطرت مشترک انسان ها و همچنین وجود اهل بیت علیهم الصلاه و السلام که فهم ها را مدیریت می کنند. (همه فهم ها از دست این بزرگواران است) توضیح بیشتر اینکه: مثلا فردی از یک کتاب مطالعه می کند یا روی بحثی فکر می کند کتاب را همه می‌خوانند ولی فهم ها متفاوت است. پس فهم از کتاب تنها نیست و گرنه همه یکسان می فهمیدند. یا یک فرد یک بحث را چند بار می‌خواند و هر بار فهمی متفاوت میابد پس خود فرد و کتاب هم به تنهایی برای فهم کافی نیستند چیز سومی هست که سبب فهم می شود. گاهی هم خود فرد روی بحثی تنها فکر می کند یعنی آن بحث را نمی داند بعد از فکر جواب را می فهمد کسی که چیزی ندارد که به خودش چیزی نمی تواند بدهد پس فهم از جایی دیگر به او داده می شود غیر از تلاش خودش. این شی سوم و کسی که فهم را می دهد خداست که به دست اهل بیت علیهم الصلاه والسلام این کار انجام می شود یعنی تمام فهم های عالم را باید از دست این بزرگواران با واسطه هایی دریافت کرد. تفاوت در فهم به میزان اراده انسان ها ظاهرا بر می‌گردد. به نوع اراده و شدت اراده و جهت اراده به نظرم تفاوت به اراده انسانها برمی‌گردد. که این اراده انسان ها در ظرف مکان و زمان و تخاطب متفاوتی هست. با سلام لطفا بفرمایید این مطلب صحیح است یا خیر؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نظریه شبیه نظریه‌ی آقای بارکلی است. به نظر بنده این نظر از انتخاب‌گریِ انسان غفلت دارد و این‌که ریشه‌ی انتخاب‌های متفاوت انسان، خودِ انسان است و نه امر سومی که فهم و انتخاب انسان را مدیریت کند و تفاوت انتخاب‌ها یا فهم‌های یک نفر، هم ریشه در نفس ناطقه‌ی او دارد که می‌تواند با حضور در عوالم مختلف، انتخاب‌های خود را تغییر دهد.

موفق باشید

30352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: خوب هستین ان‌شاء الله! در فرهنگ های گذشته مشکلات روانی به شیطان نسبت داده می شده که امروزه ثابت شده است ناشی از مشکلات ژنتیکی و تربیتی و هورمونی و نسبت به شیطان امری غلط بوده! در قرآن هم فراموشی به شیطان نسبت داده شده!(داستان خضر و موسی علیه السلام) چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنچه مربوط به شیطان است، همیشه مربوط به شیطان است، چه علت علمی آن معلوم باشد، چه نباشد. موفق باشید

29763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: سوال 29673 بعضی موارد خدمت شما ارسال گردید، نه در ایمیل و نه در سایت پاسخی برای آن پیدا نکردم (فایل های تفسیر، نهج البلاغه، و پرسش پاسخ همین سایت بصورت آفلاین) اگر ایراد یا اشکالی در مورد سوال مشاهده کردید، بیان بفرمایید. با تشکر از شما و آرزوی توفیق خیر بیشتر برای حضرتعالی و قبولی در درگاه حضرت حق.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب برای مسئول محترم سایت ارسال شد تا در حدّ توان بتوانند به کار گیرند. موفق باشید

29753
متن پرسش
سلام: استاد مدتیه این سوال ذهن من رو مشغول کرده: اگر مقام شهید از یک عارف که ۸۰ سال زحمت کشیده بالاتره پس چرا عرفای قدیم ما و حتی خیلی از علمای جدید ما این راه رو انتخاب نمیکنن؟ اگر واقعا به هر کسی شهید میگن و شهید شدن آسونتره خب چرا نمیرن شهید بشن و خلاص؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر دست خود انسان است. شهادت راهی است که برای بعضی گشوده می‌شود و هنر شهداء آن است که خود را معطل نمی‌کنند. حقیقتاً کمی به این جمله‌ی حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که رازهایِ این عالم را می‌شناختند، فکر کنید که فرمود: «شهادت، هنرِ مردان خداست». آری! هنر مردان خداست. موفق باشید

29610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. بنده دانشجوی رشته برق دانشگاه امیرکبیر هستم. چند وقتی است که این سوال در ذهن من بوجود آمده که با توجه به این که فکر می‌کنم امام زمان مثل حضرت موسی که سحر ساحران را با قدرتی الهی باطل کردند امام زمان هم سحر زمان ما یعنی تکنولوژی مدرن که در حقیقت سحر تمدن غرب هست را نابود خواهند کرد. و در حقیقت سلاح امام زمان چیزی غیر این تکنولوژی مدرن و در مقابله با آن است و از آنجایی که ان شاءالله نزدیک ظهور هستیم. به نظز می‌رسد این علومی که ما می‌خوانیم خیلی موثر نباشد در آینده. لطفا توضیح بفرمایید که آیا درست است یا خیر. با تشکر فراوان و دعای خیر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کشف استعدادهای طبیعت یک بحث است که در روح بشر جدید به صورتی برجسته به صحنه آمده است و با ظهور حضرت، این نحوه ورود به عالَم بیشتر می‌شود. ولی این‌که امروزه با ساختن ماشین‌های مهیب، نظام طبیعت را به هم می‌زنند، بحث دیگری است. به نظر می‌آید خداوند به بشر جدید استعدادهایی داده که می‌تواند امکانات نهفته‌ی عالم را کشف کند. شاید اگر کار را به این‌صورت دنبال کنید در این مسیر قرار می‌گیرید که استعدادهای نهفته‌ی عالم را بیابید. موفق باشید

29255

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من در حال خواندن نهایه الحکمه هستم. راستش یه سوال برام پیش اومده. واقعا خوندن مباحث مربوط به ماهیات و مقولات عشر و ... چیه؟ واقعا دلزده شدم از این مباحث و حس می‌کنم بیخوده که زیاد در این مباحث بمونم. می‌خواستم راهنماییم کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بیخود روی مباحث نمانید ولی تفکری که پایه‌های تفکر بالاتر می‌شود از طریق همان مباحث از دست ندهید. آری! بفهمید و رد شوید. موفق باشید

28826

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت. چطور می‌شود تنفر فردی که خیلی به ما بد کرده است را از دل بیرون کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ببخشیدشان تا خدا نیز شما را ببخشد. موفق باشید

27991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: صوت های تفسیر سوره بقره در سایت نبود. کجا باید گیر بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن زمان که سوره‌ی بقره بحث شد، مباحث ضبط نمی‌ شد.

موفق باشید

27938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام: دختری دارم ۱۲ ساله. با وجود اینکه جو خانواده مذهبی و مدرسه اش هم مذهبی است، ایشون روزه می‌گرد ولی به نماز اهتمامی ندارد و هر چه تذکر می‌دهیم می‌گوید باشه می‌خوانم. و مشکل دیگه هم که هست دائما مانوس با گوشی است و شرایط قرنطینه و کلاس مجازی این شرایط رو بهانه قرار داده است. چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده باید با مشاورانی که در این مورد کار کرده‌اند، مشورت شود. شاید کمی قهرکردنِ مختصر همراه با محروم‌کردن ایشان از گوشی موبایل، ولی نه آن‌چنان تند؛ کمک کند. موفق باشید

نمایش چاپی