بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: بنده برای اولین بار است که می خواهم در اعتکاف ان شاءلله شرکت کنم و اشتیاق فراوانی برای رسیدن به آن دارم. چند راهنمایی از حضورتان درخواست داشتم. اول اینکه من جزوه ی اعتکاف شما را دارم مطالعه می کنم برای نیت اعتکاف چه نیتی کنم؟ دوم اینکه من دو پسر دارم که هر دو خارج از کشور زندگی می کنند و متأسفانه هر دو از دین منحرف شده اند و عقاید ضد دین و انقلاب و رهبری دارند و من و پدرشان را هم مورد انتقاد قرار می دهند. آیا لازم هست و تأثیر دارد که من در اعتکاف عمل ام داوود را به نیت اصلاح پسرانم انجام بدهم؟ لطفا رهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان‌طور که در آن جزوه هست نیّت و قصد شما در اعتکاف، قربِ بیشتر به خدا و فاصله‌گرفتن از توهّمات دنیا باشد. ۲. در اعمال «امّ داوود» برای هدایت آن‌ها دعا کنید. موفق باشید

26128

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کتابی با توجه به بیماری ام و معرفی کنید اگر سرگذشت شهدا باشه یا هر چی صلاح می دانید چه بهتر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست به کتاب «تپه‌های جاویدی و راز اشلو» سری بزنید. موفق باشید

25663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: من دختری مذهبی و پایبند اصول اخلاقی و دینی می باشم مدتی است که با دوستان یا روایاتی از برخی شخصیت ها آشنا شدم که جدیدا متاسفانه ذهنم را خیلی مشغول نموده است. افرادی که تقریبا خیلی راحت و بدون دین و به قولی آزادانه سالها در این جامعه زندگی کرده اند و تمام خوشی ها و لذت های دنیایی را تجربه نموده اند تجربه هایی که برای من بچه مذهبی قبیح و زشت بوده و بهش هیچگاه فکر نکرده ام ولی به لطف الهی جرقه ای در زندگی این دوستان زده می شود و متحول می شوند و واقعا نمی دانم چه لطف بزرگی شامل حالشون میشه و چقدر خداوند و ائمه بزرگوارانه دستشون را می گیرند که ایمانشون از ما هم قوی‌تر میشه و من به حالشون غبطه می خورم و در این حین بهترین‌های هرچیزی نصیبشان می شود که در این راه کمکشان کند مثلا همسر خوب و ... از طرفی امثال ما که همیشه سعی در گوش سپردن به حضرت حق بودیم، دعاهایمان که مستجاب نشد و شامل نگاه خریدارانه خدای رحیم و ائمه معصومینش هم نشدیم. و به قولی از اینجا مانده و از آنجا رانده شدیم و حتی از لذت حلال ازدواج هم بهره مند نشدیم. و الان گاهی ناشکری می کنم و می گویم کاش که من هم اینگونه بودم و متاسفانه این افکار روی زندگی و عباداتم هم تاثیر گذاشته است. خواهشمندم به من کمک کنید حال دلم خوب شود و مطمئن شوم که خدا به من هم نظر می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی تقدیرات الهی که برای هرکس مقدّر شده است، فکر کنید. مستقرشدن در تقدیر الهی، همان بهشت انسان می‌شود و مقایسه با تقدیرات بقیه، آن بهشت تبدیل به جهنم می‌گردد. راه زندگی صحیح با خدا، راضی‌بودن به تقدیر حضرت حق است. موفق باشید

25452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده و آرزوی توفیق: برخی اساتید تاریخ و یا مباحث انسان شناسی اینجانب، معتقدند در بررسی روندهای تاریخی باید بی طرف بود و رویکرد فقهی و دینی که بدنبال طرفداری از جبهه حق در طول تاریخ هست، در فلسفه تاریخ درست تدبر نکرده و گرنه مورخ باید خودش رو کاملا بیرون بکشه و مثلا در بررسی حتی پدیده ای مثل انقلاب اسلامی، در نظر گرفتن افق تمدنی را دیدگاه موافقین انقلاب میداند و سعی می کند بر اساس روشهای سایر انقلابها بر فرض حتی انقلاب های مذهبی اون رو بررسی کنند و اعتقاد دارند روح تاریخ در بیطرفی و نگاه کردن از بیرون صحنه است و به تعبیری کاملا نمی توان در تشخیص جبهه حق مطمئن بود و از آن طرفداری کرد و گفت این حادثه متمایز و مستحکم است مثل انقلاب خودمان. در مقابل ما در بینش قرآنی، سیر دیگری از تاریخ و زمان شناسی رو داریم که در این قائل بودن به اختیار افراد، روبروی نسبی بودن حقیقت ایستاده و میاد رودرویی جبهه انبیاء و اولیاء با جبهه طواغیت رو میگه و اینکه جریان هدایتگری انبیاء در راستای تذکر عهد الهی بشر با واجب الوجود و عالم قدس است. و در عین حال در حدیثی از امام سجاد (ع) داریم، افراد خنثی مقابل حق و باطل، خوک صفت هستند. آیا واقعاً روح تاریخ شناسی، با نسبیت گرایی و بی تفاوتی رقم خورده؟ در این صورت حتی ما در تحلیل حوادث سیره ائمه یا انقلاب هم باید بگیم این نظر دوستان و موافقین اونهاست و از جهت تاریخ شناسی ما کاملا نمیتونیم به اون متکی باشیم و بگیم مسیر انبیاء، تداومش انقلاب اسلامی است و زمینه ساز سعادت بشره و حقیقت راه انبیاء هم همچنین نسبی هست و نه مطلق؟ با تشکر و عذر خواهی از اینکه وقت شریفتون رو گرفتم
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحثِ پدیدارشناسی که بحمداللّه امروزه به رشد خوبی رسیده است، بحث می‌شود که باید مجال داد تا پدیده، خود را با همه‌ی هویتش از جمله روحِ تاریخی‌اش بنمایاند. آیا می‌توان در نظر به انقلاب اسلامی روح دینی آن را نادیده گرفت و مدعی شد به عنوان یک استاد تاریخ پدیده را شناخته‌ایم؟ موفق باشید

24989
متن پرسش
سلام: بنده از کودکی در خانواده و محیط خیلی مذهبی و انقلابی رشد کرده ام. ولی نگرانی که دارم این است که در جلسات روضه از شنیدن روضه و مقتل و مصایب خوشم نمی آید و پا میشم ولی اگه بصورت کنایه ای و آرام و بدون عوامانه خوانی شروع بخواندن اشعار لطیف حسینی کنند، آرام آرام اشک می ریزم و ارتباط می گیرم. همچنین هیچ وقت نتوانسته ام با زیارت عاشورا (بجز قسمت سلام) ارتباط روحی برقرار کنم و به زور چون سفارش شده گاهی می خوانم. همچنین بطور کلی از میان ائمه با امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها کمتر می توانم انس بگیرم. با حضرت علی و امام رضا و امام زمان علیهم السلام ارتباطم راحت تر است. نجف برایم خیلی آرامش بخش است ولی کربلا برایم تلاطم و گرفتگی است. نمی دانم چرا حتی با مطالعه فراوان هم واقعه عاشورا برایم قابل درک و باور پذیر نیست. دلیل این همه گریه و بیان مصیبت ها مکررا برایم قابل فهم نیست. یک خودگذشتگی بوده و چون خود امام راضی بوده پس این همه گریه زاری ندارد. همچنین اینکه امام زمان هزار سال است برای این موضوع غمگین اند قابل فهم نیست. ایثاری بوده که خود امام از اجر آن بدون پرده مطلع بوده اند بنابراین گریه ندارد. (در ضمن بنده از آن دسته افرادی نیستم که قائل به اسلام رحمانی به معنای غلط آنند ) خلاصه این موضوع مکنونا مرا آزار می دهد که قلبمـ مشکل دارد. چون شهدا راه و رسم زندگی و بندگی و شهادت خود را از امام حسین آموختند و مدام از کربلا سخن می گفتند و عاشقی می کردند ولی من نه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شرایط همین‌طور خوب است که در آن قرار گرفته‌اید، ولی به مرور سعی کنید روحِ تاریخی سخنانِ مقاتل را بیابید که در جای خود، نوعی حضوری متعالی است در آن حدّ که انسان احساس می‌کند در کنار حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» و در پرتو شخصیت آن حضرت تنفس می‌کند. چیز عجیبی است گزارشی که مقاتل به‌خصوص «لُهوف» سید بن طاووس به میان آورده است موجب می‌شود که دوگانگی بین ما و واقعه یعنی این‌که به عنوان یک ناظر به صحنه بنگریم؛ از میان می‌رود و حقیقت، با انسان یگانه می‌گردد و کربلا چشیده می‌شود به جای آن‌که شنیده شود.

در موضوع دوم فکر می‌کنم بد نیست با کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» نسبت به رخداد کربلا، به کربلا فکر کنید. قضیه‌ی کربلا فوق حرف‌هایی است که بتوان با الفاظ از آن گزارش داد، بیشتر، اشارت است به چیزی که انسان‌ها در جان خود از آن بیگانه نیستند. موفق باشید

24855
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیزم: ببخشید اینکه فرمودین تو تفسیر سوره حمد اون خانمه فرستاد براش یه گلیم بخرن، وقتی از چگونگیش پرسید دیگه گفت نمیخوام. حالا من دچار مساله ای شدم اینکه ما خانمها که باید توی خونه آراسته باشیم، و دنبال لباس مناسب بگردیم، این گشتن هم شامل توجه به چیستی ها میشه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک إلی اللّه مراحلی دارد. آری! انسان به جایی می‌رسد که از جهت خود دیگر از این تفاوت‌ها آزاد می‌شود. ولی این بدین معنا نیست که ما در مسیر زندگی خود و زندگی با دیگران، رعایت اموری که بر عهده داریم را فرو گذاریم. مگر پیامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» نبودند که سعی می‌کردند در کنار آن وارستگیِ فوق‌العاده‌شان، آراسته باشند؟ موفق باشید  

24391
متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: جناب استاد اگر خاطر شریفتون باشه سال نود و پنج در معیت شما مشرف به پیاده روی اربعین شدم و در حین سفر سفرنامه ای نوشتم که وقتی تقدیم شما کردم منت گذاشتید تقریظی بر اون نوشتید و فرمودید یا چاپش کنم و یا در فضای مجازی در معرض دید علاقمندان قرارش بدم. حقیقتش خیلی دنبال چاپش بودم منتها چون تمام هزینه اش بر عهده خودم بود توان مالی این کار را نداشتم. پارسال می خواستم قبل از اربعین در فضای مجازی نشرش بدم که به علت فوت مادرم روحیه این کار را نداشتم. اما اگه خود امام حسین قبول کنه با اجازه شما مدتیه در فضای اینستاگرتم و تلگرام با آدرس (hampayedel) همپای دل این سفرنامه را نشرش دادم. الان هم مزاحم وقت شریفتون شدم که اگه شما استاد تایید می فرمایید این پیام من در معرض دید سایر مشتاقین و عشاق حسین علیه السلام قرار بگیره شاید به این وسیله حتی یک نفر زائر به این جمعیت باشکوه و عاشق اضافه بشه. سایه لطف شما بر سر ما مستدام

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم سفرنامه‌هایی که رفقا در راستای عشق به مولایمان حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» به نگارش درآورده‌اند به یک معنا خودش نوعی زیارت به حساب می‌آید و ما را در فضای اُنس با امام می‌برد. به همین جهت خوب است که رفقا با آن سفرنامه‌ها مأنوس باشند. موفق باشید  

24272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ازتون راهنمایی میخاستم یک دختر هفده سالم و احساس می کنم دیگه برام مهم نیست که به یه منبع حقیقی وصل باشم. انگار همینطوری هم میشه زندگی کنم و چند روزی رو بگذرونم, درباره ی تاریخ و فلسفه و جامعه و سیاست و چیزایی که ظاهرا معنا دارن مطالعه کنم، یه شغلی بدست بیارم و بعد هم بمیرم. انگار دیگه طلب ندارم، بیقرار نیستم، مثل یه آدم میانسال روزمره که قبول کرده زندگی معنایی نداره و پوچی و بی معنایی رو بعنوان بخشی از وجودش پذیرفته. باید چه کرد؟ شاید همین که این سوال رو می پرسم یعنی طلب حقیقت دارم اما همین طلب کوچیک رو هم ناامیدی سرکوب میکنه و میگه زهی خیال باطل، حتی تو اگه مشتاق و بیقرار هم بشی فکر کردی بهش می رسی؟ نه، فقط سعی کن چند روزی خوب زندگی کنی و بمیری. اگه راهی هست، ممنون میشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کتاب «آشتی با خدا» را برای آن تنظیم کردم تا با افراد همچون جنابعالی آن موضوعات را در میان بگذارم. فکر می‌کنم بد نیست سری به آن کتاب بزنید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

19751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز اینکه خداوند در قرآن کریم می فرمایند کسانی که خدا را فراموش کنند به خود فراموشی دچار می شوند. می خواستم از خدمتتان سوال کنم که این خود فراموشی به چه معناست؟ آیا به جز اینکه خود را در اینجا به معنای اصلی خود یعنی همان فطرت در نظر بگیریم و خود فراموشی را همان از دست دادن سرمایه وجودی در نظر بگیریم، می توانیم این خود فراموشی را حال و روز افرادی در نظر بگیریم که دچار عدم خود باوری و عدم اعتماد بنفس هستند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان خدا را فراموش کرد متوجه‌ی اتصالِ وجودی خود به حضرت حق و عبودیت خود نخواهد بود و این به معنای فراموشی خود است چون حقیقت خود را فراموش کرده است.

34510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: بنده امسال برای اولین بار می‌خواهم وارد عالم اعتکاف بشوم. چگونه برای این ۳ شبانه روز طلایی برنامه ریزی کنم که از این رو به آن رو بشوم؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جزوه «اعتکاف» که روی سایت هست، باب تفکر نسبت به اعتکاف را بگشاید. در ضمن در قسمت پرسش و پاسخ‌های سایت نکاتی هست که إن‌شاءالله مفید خواهد بود. احتمالاً عرایض بنده در اعتکاف به صورت آنلاین پخش می‌شود. موفق باشید

32813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خدمت استاد گرامی سلام علیکم: در خصوص فلسفه آفرینش انسان و تاثیر جبر محیطی در افعال انسان با عنایت به اراده اختیاری او در طول اراده الهی و علم اجمالی و تفصیلی خداوند به افعال و سرانجام انسان که شائبه عبث بودن خلقت را برای بعضی تداعی می کند لطفا پاسخ کوتاه عنایت فرمایید یا منبعی از آثار خودتان را برای جواب معرفی نمایید. ان شاءالله سلامت باشید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ابن عربی در فصّ اسماعیلی از «فصوص الحکم» می‌فرماید: ] لذالک قال تعالی: «أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» أي بيَّنَ أنَّهُ أعطى كلَّ شي‏ءٍ خلقَهُ،(طه/50) فَلا يَقْبَلُ النّقْصَ و لا الزّيادةَ. [

به همین جهت خداوند فرمود: عطا کرد هر موجودی را خلق مخصوصش را سپس هدایتش نمود. در این آیه بیان کرده که خلقتِ مخصوص هر موجودی را به آن مخلوق داده است. پس از این جمله برمی‌آید که نقصی و یا اضافه‌ای در آن مخلوق نبوده است. و در آیه‌ی 88 سوره‌ی نمل ملاحظه کردید که فرمود: صنع خداوند طوری است که هر موجودی متقن و بدون هر نقصی است.

با توجه به این امر از آن جهت که امکانِ هر شیئ و هر شخص، ذاتیِ آن شخص است پس عملاً خداوند خلقتِ او را به او می‌دهد. موفق باشید

31651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: داشتم یکی از یادداشتهای آقای داوری را می‌خواندم، که این سوال برایم پیش آمد که راستی چرا بشر امروز ذیل انقلاب، در انتخاب بین امنیت و آزادی، حتی حاضر است امنیتش را بخطر بیندازد ولی آزادی اش بخطر نیفتد، حتی اویی که می‌داند بدون امنیت آزادی هم معنا ندارد! خیلی ها این موضوع را ضعف بشر امروز می‌پندارند، در نگاه اول هم همین است، ولی حس می‌کنم یک نحوه رشد تاریخی در این امر نهفته است. نظر شما از این زاویه به موضوع چیست؟ با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای اساسی بشر امروز، سوبژه بودن اوست که اصطلاحاً موجب خودبنیادی او می‌گردد و مسئله بسیار عمیق و اساسی است از آن جهت که در این فضا، آزادی خود را می‌طلبد. و در بحث «معرفت النفس و بیکرانه‌های ناشناخته» تا حدّی متذکر این امر شده‌ایم که چگونه بشر در عین سوبژه‌شدن و حفظ آزادی می‌تواند در مقام بیکرانه خود با حضرت حق مأنوس شود. صوت بحث در پیام رسان ایتا ارسال شد. موفق باشید

31290
متن پرسش
سلام استاد: استاد ما یه مربی داشتیم که بهمون می‌گفت ببینید دارید «کار خودتون» رو برای رضای خدا انجام میدین یا «کارِ خدا» رو انجام میدین. از اون موقع من دائما اضطراب دارم و وسواس فکری که الان کار خدا چیه؟ تفاوتشم این میدونستن که عده ای همراه امام حسین نرفتن (کار خدا) و به عبادت مشغول شدن و کار فرهنگی (کار خودشون رو برای رضای خدا انجام دادن.) ایشون کارِ خدا رو هم تربیت و ارتباط گیری با افراد و القای معارفی مثل حقیقت نوری به اونها میدونستن. من الان مشغول تحصیل هستم و به خاطر دستور رهبر در بحث تحول علوم انسانی تغییر رشته هم دادم. اما نمیدونم آیا این درس خوندن هم فایده ای داره؟ یا لزوما باید با افراد ارتباط گیری کرد. چون وقت زیادی میبره خود این تحصیل.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شریعت الهی وظایفی را بر عهده ما گذاشته است چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی و ما چنانچه به حکم تبعیت از احکام الهی در بستر شریعت نبوی عمل بکنیم، عبودیت خود را در مقابل ربوبیت حضرت ربّ العالمین شکل داده‌ایم و این یعنی رسیدن به تقوا، از آن جهت که حضرت حق می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱). موفق باشید  

31153
متن پرسش
با سلام و احترام: در مورد سوال 31137 استاد جان سوال بنده این بود که چرا حضرت رضا علیه السلام فرمودند «از» شرایط توحید، ولایت است مگر توحید شرط دیگری غیر از ولایت هم دارد؟متشکرم و التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید، یک نگاه است به حقیقت و اگر مظاهر آن حقیقت مد نظر نیاید عملاً در حد یک باور انتزاعی میماند و این برای انس با خدا کافی نیست. باید انسانها در عین نگاه توحیدی به عالم و آدم، مظاهر تام و تمام توحید را بیابند و زیر سایه آنها موحدانه زندگی کنند. موفق باشید

30913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چهار ماه هست درگیر یک رابطه عاطفی غیرمستقیم هستم. پسرعلاقه اش را نشان داد و محبت او به قلبم کاملا وارد شد. از همان اول شدید متوسل به حضرت زهرا و امام زمان و وائمه شدم و گفتم اگر صلاح من نیست همین اول محبت او را از دلم خارج کنید ولی روز به روز محبتش بیشتر شد. اما رابطه بهم خورد و من حالم بد است شدید. ماه رجب و شعبان و رمضان من در این احوالات گذشت و من پس از رمضان پر از حس شکست و تنهایی عمیق و بی خوابی و بی اشتهایی و غم خواهد شد. چرا چنین شد؟ سی ساله هستم و محبتم از روی بچگی و ناپختگی نبود و نیست. چرا امورم هیچکدام سامان نمی‌گیرد و هرچه بیشتر متوسل می‌شوم شکسته تر و گره های بیشتر؟ دعایم قبل از این ماجرا، هر شب در طول یکسال در نیمه شبها و شبانه روز، گشایش و فتح و دعای «ربنا تحملنا ما لا طاقه لنا» و دعای «رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین بود» حالم قبل این جریان سخت بود و حال اکنون بسی تنهاتر شدم و گرفتار. بسیار دلشکسته ام. دیگر پناه و چاره ای نمی‌شناسم. به که باید امید بست؟ چرا تقدیرات من گره اندر گره است؟ تشکر استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به امر دیگری فکر کنید که بنا است با تجربه‌ای که در این صحنه‌ها برایتان پیش می‌آید آن امر، بیش از پیش برایتان روشن گردد. عرایضی در جزوات «زن و در جهان‌بودن در این تاریخ» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» شده است که می‌تواند کمک کننده باشد إن‌شاءالله. موفق باشید

30443

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. نظرتون راجع به الاتقان سیوطی در علوم قرآن چیه و چقدر کار در علوم قرآنی برای طلاب ضروریه و در چه موقعی باید آن را کار کرد؟ ۲. درمان عدم معاصرت حوزه با تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به طور جدّی روی آن کتاب کار نکرده‌ام تا نظر دهم. ۲. توجه به توحیدی که در مواجهه با آن، این تاریخ ظهور کرده، راه حل موضوع می‌باشد. موفق باشید

30416

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: روزیم به شدت کمه. چیکار کنم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صله‌ی رحم، خوش‌اخلاقی، تواضع، صداقت، تسلیم رضای حق، صدقه‌دادن. موفق باشید

30344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوال ۳۰۳۳۵ آیا با توجه به اینکه پیامبر قرمودند «اول ما خلق الله نوری» این فرض که ملائکه عالین مقام بالاتری دارند ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر بحث «اول ما خلق الله» باشد مقام پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از هر آنچه نامِ خلق بر آن گذاشته شود، افضل است. ولی بحث تجلیات نوری مثل اسمای الهی، امر دیگری است و شاید بتوان ملائکه‌ی عالین را از جنس تجلیات نوری دانست. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» نکات ظریفی دارند که می‌توان به آن نکات فکر کرد.

موفق باشید

30309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در جریان اغوای شیطان فکر نمی‌کنید که بهترین نظریه این باشد که آدم و حوا و شیطان در همین دنیای مادی بودند نه در بهشت برزخی (در قوس نزول) چرا که آدم و حوا دارای بدن مادی بودند و عالم معنا چه در قوس نزول و چه در قوس صعود جای ماده نیست و اصلا ماده در معنا نفوذی ندارد که در جریان معراج پیامبر هم همین بحث مطرح است. لذا با جمع بندی آیات ابتدا شیطان آن اشتباه بزرگ را مرتکب شد و هبوط کرد یعنی معنویتی را که با عبادت کسب کرده بود از دست داد و به قول امروزی ها فرکانس وجودی او تنزل پیدا کرد و بعد آدم و حوا با اغوای شیطان در همین دنیا تنزل وجودی پیدا کردند و از آن مرتبه عالیه که غرق در جمال الهی بودند به مرتبه بدن هبوط کردند. البته بدنی که از ابتدا بود ولی به آن توجه نداشتند که با این نظریه دیگر مجبور نیستیم ورود مجدد شیطان را به بهشت برای اغوای آدم توجیه کنیم بلکه در همین دنیا در قوه خیال آنها نفوذ کرد و آنها را از آن حالت عرفانی و ادراک متعالی ساقط کرد. ظاهرا بعضی روایات بهشت آنها را در همین دنیا می‌داند نضر جنابعالی چیست؟ «من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. ظرایف دقیقی در این رابطه مطرح است از آن جهت که حقیقت آدم به اعتبار «علّم آدم الاسماء کلها» جهان دیگری است و این بدان معنی نیست که وجه حضوری او در دنیا نادیده گرفته شود، بلکه تأکید در جهان‌های دیگری است که در سوره‌ی اعراف نیز تا حدّی بدان پرداخته شد. موفق باشید

30217

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا. سلام علیکم: بنده همواره از آثار بنانی و بیانی جنابعالی استفاده کرده و دلیل راهم بوده و هست جسارت بنده را ببخشید خواستم از جنابعالی برای موضوعی کمک بگیرم. در حال فیش بر داری از آثار حکماء با محوریت آثار آیت الله جوادی آملی با موضوع علم نافع و اتحاد بین عالم و معلوم و ارزش داشتن هر علمی به معلوم آن، می باشم. لطفا در عنوان آن کمکم کنید چون در حد مقاله پژوهشی بنای کار دارم. آثار جنابعالی را در این خصوص معرفی کنید - پوزش بنده را بپذیرید. ان شاءالله سلامت باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گمان می‌کنم کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» جهت دنبال‌کردن علم نافع و کتاب «معرفت نفس و حشر» جهت بررسی اتحاد علم و عالم و معلوم بتوانند نکاتی را متذکر شوند. موفق باشید

30167

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فرموده بودید ادیان هرکدام هرچه به توحید نزدیک تر باشند به سعادت نزدیک ترند. ۱. دین یهود به توحید نزدیک تر است نسبت به مسیحیت اما قرآن دین مسیح را ترجیح می‌دهد. ۲. دین بهاییت بنظر می رسد چون سرانش با عرفان آشنا بودند توحید بالایی را مطرح می‌کنند درحالیکه در نبوت مشکل دارند. ۳. توحید بسیار بالایی در بعض ادیان هند یافت می‌شود حتی به این صراحت که وحدت وجود را مطرح می‌کنند قرآن و روایات مطرح نمی کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید دین مسیح جهت تکمیل دین حضرت موسی «علیه‌السلام» توسط حضرت عیسی «علیه‌السلام» به میان آمد و به همین جهت مسیحیان دارای دو کتاب «عهد عتیق» و «عهد جدید» هستند. ۲. بهائیت یک حزب است با مزدورانی که در درون جهان اسلام برای مقابله با اسلام ساخته شده است. آن حرف‌ها بهانه است. ۳. از این جهت که توحیدهای ادیان هندی قابل قبول است حرفی نیست. به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی حرف در آن است که چون آن وحدت وجود، درست مطرح نشده، کارش در بسیاری موارد به شرک کشیده شد و عملاً آن عبادتی که موجب قرب إلی الله می‌شود، از صحنه خارج شد.

29945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ۱. آیا با فقه و اصول و دروس مصطلح حوزه می‌توان آن چه که نیاز یک تمدن اسلامی است (اقتصاد و فرهنگ و ...) را برآورد؟ ۲. اگر جواب خیر است با چه ابزاری می‌توان این کار را کرد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تمدن اسلامی نیاز به فقه و اصول دارد. آری! شرط لازم هست، ولی کافی نیست. از حکمت و عرفان نباید غفلت کرد تا إن‌شاءالله جهان، آماده‌ی فهم اشارات قرآنی و روایی ما بشود. موفق باشید   

29655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد بزرگوار: با سلام و آرزوی سلامتی. استدعا دارم ما را راهنمایی بفرمایید چه کنیم تا رزق خانواده ما زیاد شود (در درجه اول رزق معنوی و بعد هم مادی). می دانم که در این رابطه نکات زیادی از سوی اولیای الهی ما ذکر شده ولی با توجه به اشراف حضرتعالی، مهمترین نکات چیست؟ خانواده ما سالهاست که از بی برکتی در تمام امور (معرفتی، اولاد، امکانات مالی) رنج می برد و نیازمند حکیمی هستیم که به ما بگوید گیر اصلی کار در کجاست؟ نمی توان گفت که کاملا با تقوا هستیم ولی اهل فسق و فجورهای آنچنانی هم نبوده ایم. در حد توان و معرفتمان از فرامین الهی را اطاعت کرده ایم هرچند نواقص نیز زیاد داریم. با سپاس فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموری مثل صله‌ی رحم، خوش‌بینی و خوش‌رویی، صدق و تواضع و توبه و حلالیت طلبیدن از ذوی‌الحقوق کارساز است. موفق باشید

28317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در انتهای ۲۸۳۱۰ اشاره فرمودید انقلابیگری غیر از آنارشیستی بودن و غافل شدن از خرد مدرن است. آیا منظورتان این است امروز نیاز به شناخت مدرنیته داریم و حتی برای عبور از مدرنیته و حفظ بصیرت و هویت تاریخی هم نیاز به غرب شناسی و شناخت مدرنیسم است و در برخورد با مقوله ای مثل تنکیک و عقل تکنیکی هم باید با بصیرت و خودآگاخی نسبت به مدرنیته و ابعاد متجلی آن در ابزار و تکنیک و عقل تکنیکی که در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم و گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی فرمودید، قلب تکنیک را از آن خود کرد و مستحیل در روح عقاید خویش گرفت بدون اینکه ما در قالب و روح عقاید مدرنیته برویم که حق را به حجاب برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. در این رابطه مباحثی که اخیراً در رابطه با «انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» شروع شده است، إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی آن مباحث، این موضوع کمی از اجمال به در خواهد آمد. موفق باشید 

لینک مطلب«انقلاب اسلامی، جهانی بین دو جهان» 

27905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات مقبول حق. در صوتی از شما شنیدم که گفتید طلبه باید روزانه ۱۲ ساعت مطالعه طلبگی داشته باشد تا طعم طلبگی را بچشد، سوال بنده این بود که منظورتان از مطالعه طلبه‌گی چیست؟ چیز خاصی مدنظرتان بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً این‌طور است. یعنی طلبه باید دروس رسمی حوزه را کاملاً با دقت دنبال کند زیرا پایه‌ی تفکر طلبگیِ اوست. موفق باشید

نمایش چاپی