بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمت استاد گرامی: برای خواندن تاریخ فلسفه غرب چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ به دنبال کتابی می گردم که صرفا نظریات فلسفی را بازگو نکرده باشد بلکه قدری هم به زمینه و بسترهای تاریخی فرهنگی اجتماعی زمانه فیلسوفان پرداخته باشد. ترجیحا تا آنجا که به اصل بحث ضربه نزند روان و قابل فهم باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست. از جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» که روی سایت هست می‌توانید شروع بفرمایید. موفق باشید

29003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به اینکه تهیه همه کتب شما برام هزینه ی زیادی داره می‌خواستم بپرسم ایا لازمه همه کتب رو تهیه کنم؟ مثلا من، کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود رو کامل صوتش رو گوش دادم، آیا خواندن متن کتاب هم ضروری هست؟ کتب کم حجم رو از تو سایت میخونم ولی اونهایی که خیلی متنش زیاده باید بخرم تا بتونم بخونم البته کتب مهم رو تهیه می‌کنم. مثل معاد و کتب مباحث اهل بیت و فاطمه شناسی و ... ۲. استاد من با تمرکز روی کتب شما خیلی عالی پیش میرم ، خواستم بدونم جز کتب علامه طباطبایی و کتب حضرت امام آیا لازم هست کتب دیگه ای تهیه کنم؟ البته منظورم برای الان نیست، مثلا بعد از اتمام سیر مطالعاتی شما و حضرت امام و علامه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم همین‌طور که عمل می‌کنید خوب است. آنچه رزق شما باشد به لطف الهی از طریق همان کتاب‌ها که در اختیار دارید، به شما می‌رسد. ۲. بستگی به ذوق خودتان دارد. آری! بالاخره از کتاب‌های حضرت امام و علامه نباید غافل بود ولی بقیه را بر اساس روح و روحیه‌ی خودتان دنبال کنید. موفق باشید

27902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد بنده نزدیک به سی سالم هست و از بچگی علاقه ی خیلی شدیدی به فوتبال داشتم الان هم بازی می‌کنم با اینکه تلاش کردم فوتبال رو یه در حد به بازی ببینم ولی هنوز موقعی که میرم بازی می‌کنم برد و باخت و فوتبال خیلی برام مهم هست بعد از بازی هم تا چقدر حس پشیمونی دارم از این احساسم نسبت به فوتبال، ولی نمیدونم چکار کنم استاد اگه میشه من رو راهنمایی کنید فوتبال رو چطوری دنبال کنم؟ اصلا فوتبال رو دنبال کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به رویکردی که دارید إن‌شاءاللّه به مرور حل می‌شود. پیشنهاد می‌شود کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در منظرتان باشد. موفق باشید

27615
متن پرسش
سلام علیکم: در چه اموری باید با زنان مشورت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّه‌ی امور خانوادگی. در آن روایتی که از مشورت با زنان نهی می‌شود، مربوط به موضوعات جنگ و اموری است که در آن زمان تنها مردانه بوده است. ولی امروز اگر در امور جدّی زندگی، مردها تنها تصمصم بگیرند، زندگی خود را عقیم می کنند. موفق باشید

27562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان‌: ببخشید استاد من خیلی دارم عذاب می‌کشم. از یه طرف به مباحث شما و توصیه هاتون فکر می‌کنم از یه طرف درگیر کارای الکی مثل پایان نامه و کنکور هستم. هرچند رشتم فلسفه اسلامی هست ولی غالب های اینجوری مثل پایانامه جان آدم رو سیراب نمیکنن. احساس گناه می‌کنم که تو ماه مبارک درگیر این کارا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز با فرهنگ موجود پایانه نویسی نتوانستم کنار بیایم. شما هم یک‌طوری مطلب را برای این که از سرتان باز شود، تمام کنید و به همان روشی که علمای ما تحقیق می‌کردند، مطالب معرفتی را دنبال کنید. موفق باشید

27403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چگونه می توان گفت یک فیزیکدان ملحد علمش غیر دینی هست با اینکه فهم او از طبیعت می تواند کشف واقعیت کند؟! البته به قول علامه جوادی اگر حقیقتا علم باشد نه وهم و گمان و شک! نظر شما چیست؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن بسیار مفصل است. فکر می‌کنم هایدگر در مقاله‌ی «پرسش از تکنولوژی» ظرایفی در رابطه با این امر مطرح کرده است. جزوه‌ی مربوطه و شرح صوتی آن بر روی سایت هست. موفق باشید

27058
متن پرسش
با عرض سلام و ادب و تبریک حلول سال نو و ایام شعبانیه: چرا مسئولان فرهنگی ما بیش از آنکه مردم را متوجه آثار سوء فقر معنوی و ایمانی و لزوم خودآگاهی با شناخت اندیشه انقلاب اسلامی و غربشناسی نقادانه بکنند مردم را بیشتر می خواهند فقر مادی را اهم جلوه داده و به مسائل کم توجه و بیشتر برای فرافکنی سوق می دهند و گویی حتی غافل از این هستند حتی همین مباحث فقر مادی و حیات دنیوی اگر در بستر رجوع و احیا تفکر ناب شریعت نباشد، پیش می آید؟ واقعا چه راهکار فرهنگی وجود دارد تا مردم بیشتر متوجه فقر و غنای معنوی و توجه به اسماء الهی در ساخت مسیر خود و جامعه شان بشوند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به مردم توسط مجامع فرهنگی و تلویزیون و متفکران جامعه راهی است که باید در پیش است. مشکل آن است که هنوز زبان مناسب این تاریخ در مجامع فکری و فرهنگی ما به ظهور نیامده است زیرا تفکر، تاریخی است و معانی گذشته‌ی الفاظ، پس از مدتی دیگر تأثیر گذشته را ندارد و در اینجاست که باید از نگاه هرمنوتیکی غافل نبود و این هنوز برای متفکران دینی ما به‌خوبی روشن نشده است. موفق باشید

26922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به چند سوال فرمودید که اسلام مانند نفس ناطقه که در عین تجرد، تغییر دارد و حرکت جوهری هم برای آن پیش می آید، اصول ثبات بعنوان نوامیس عالم دارد که در دل آنها انعطاف نیز وجود دارد و معنا می دهد و این مطلب همان برخاسته از آیه «کل یوم هو فی شان» هست. آیا اعتقاد شما در این عرصه شبیه همان بحثی است که رهبر انقلاب در کتاب انسان ۲۵۰ ساله مطرح می فرمایند و معتقدند اهل البیت، در عین در نظر گرفتن مقتضیات زمانه و اصول روشنگری و هدایت مطابق شئون آن زمانه، کلهم نور واحد اند و همه وحدتی در راستای قرب به رب العالمین و تحقق شاخص ها و معرفت وحیانی را دنبال می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. مرحوم شهید مطهری نیز در کتاب «اسلام و مقتضیات زمانه» به خوبی این امر را دنبال کرده‌اند. موفق باشید

26261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد بنده با این اتفاقاتی که این چند وقت گذشت خیلی به حال بعضی ها غبطه خوردم و از خدا خواستم من را هم در این مسیر قراردهد. استاد بنده با توجه به شناختی که از انقلاب و جایگاه آن در این جهان، مقابله آن با استکبار جهانی و تمدن منحط غربی دارم می خواهم کاری برای انقلاب کنم کاری که نامم در تاریخ بماند و از فکر من ارتزاق شود و به مثابه یک مکتب، همانند امام، آوینی، سپهبد سلیمانی. با توجه به این که می بینم این انقلاب جای کار خیلی دارد و من بعنوان یک زن نمی دانم کجای انقلاب را دست بگیرم می دانم که اولویت من مادری و شوهر داری و خانه داری است اما استعدادهایم را چه بکنم؟ نمی دانم کدامشان را متمرکز کنم و پرورش دهم به حدی که برای انقلاب راهگشا باشد و مکتب بسازد. استاد مستاصل و درمانده شده ام نمی دانم طلب هایی که دارم آیا به آن ها می‌رسم یا فقط توهم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جزوات «زن و حضور تمدنی» و «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «زن دیندار، در نسبتی جدید با عالم.» رجوع فرمایید. موفق باشید

26208

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت شاخصه های اصلی دینداری به ترتیب عبارتند از: ۱. تاله و عبودیت؛۲. تولی به اولیاء الله ۳. انجام و تعهد به شرایع، و بر این اساس اعلام کرد که در طول ۴۱ سال پیروزی نهضت، پرچم دین خدا و جبهه توحید مقابل جبهه لیبرال_دموکراسی بالا نگه داشته شده و این تولی به خط اولیاءالله علیرغم برخی رفتارهای ناقض شریعت مثلا در پوشش دیده می شود و مردم با مطالبات به حق شان پای اصل این پرچم و اسلام سیاسی ناب و تمدن ساز ایستاده اند و این خود دلیلی بر اینست که معرفت دینی در جامعه ما رشد یافته و بیش از پیش (ویژه در دوره پهلوی) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز چنین اعتقادی دارم. موفق باشید

26027
متن پرسش
سلام: در ادامه پرسش شماره ۲۶۰۲۰ شما در جلسه ۲۲ مبانی نظری عرفان فرمودید جبرائیل با ششصد بال در خیال حضرت ظاهر شدند و این نشان می دهد انسان کامل از عالم خیال بیرون نیست و این دیگر برایتان حل می شود که چرا از یه جا دیگر جبرائیل نمی تواند جلوتر برود زیرا پیامبر می خواهند از مقام خیال جلوتر روند و به مقام وحدانی نائل شوند جایی که «دیگر مرتبه خیال نباشد » و توحید به عالی ترین شکل ظهور کند طبق فرمایش شما پیامبر جایی رفت که دیگر مرتبه خیال نیست، حال چگونه در این مرتبه که خیال نیست حقایق را مشاهده می کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر این حقیر در آن روایت و جریان نظر به ششصدبالِ حضرت جبرائیل، منظور مرتبه‌ای از حضور است که خیال، قوت بیشتری دارد و از این مرحله عبورکردن، به معنای عبور کلی از خیال نیست از آن جهت که خیال، بُعدی از ابعاد انسان است. موفق باشید

25114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز. من از سال ۹۵ پیگیر مباحث شما هستم. من با اینکه میدونم رذایلی مثل حسد خیلی بد هستن، ولی انگار اینها در وجودم نهادینه شدن. تازه ازدواج کردم و جهیزیه ام رو خیلی ساده و جنس ایرانی گرفتم و با یه مراسم کوچیک زندگیمون رو شروع کردیم. چون می خواستیم ساده زیست باشیم و در شان یه انقلابی نمیدونستیم که تجملی زندگی کنه. اما جاری من که بلافاصله بعد از ما جهیزیه گرفتن وسایل خارجی و بهتر از ما گرفتن و مراسمی مفصل. الان من میرم خونشون احساس ناراحتی و کمبودی رو دارم. دوست ندارم این حالت وجود داشته باشه چون شوهرم متوجه میشه و مطمئنا تاثیر میذاره رو زندگی. استاد من چیکار باید بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر عهد خود باید ماند تا إن‌شاءاللّه حقانیت موضوع بیش از پیش گشوده شود. موفق باشید

23801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من رفتن به حوزه را برای یادگیری علوم دین خیلی دوست دارم، اما به دلیل مشغله های زندگی تا الان نتوانسته ام اقدام کنم، به نظر شما از چه راه هایی می توان این نیاز را پاسخ داد، یا اینکه باید حوزه غیرحضوری شرکت کنم؟ الان هم به صورت آهسته دارم قرآن کریم را حفظ می کنم، اما همچنان آتش یادگیری علوم دینی در من هست. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی سیر مطالعاتی بر روی سایت بد نیست فکر کنید. ظاهرا برای جواب به همین نوع دغدغه‌هایی که جناب‌عالی دارید بحث‌ها تنظیم شده‌است و حدود چهار الی پنج سال هم طول می‌کشد. موفق باشید

23764
متن پرسش
سلام و احترام محضر استاد فاضل: ۱. احتراما، در روان شناسی یکی از راههای درمان اختلالات روحی را ایجاد حس اعتماد به نفس در بیمار روحی می داند. آیا اعتماد به نفس با اعتماد به خدا منافات ندارد؟ ۲. آیا روایت یا آیه‌ای یا کلام بزرگان در تایید اعتماد به نفس وجود دارد؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به نصرت الهی باشد، می‌توان آن را پذیرفت. ۲. علامه طباطبایی صرف اعتماد به نفس را شرک می‌دانند ولی انسان مؤمن به اعتبارِ اعتماد به خدا می‌تواند با اعتماد به نفس به میدان آید. موفق باشید

20389

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
درست است که مومن باید حالتی متعادل بین خوف و رجا داشته باشد. ولی قرآن در مقام هدایتگری بیشتر جنبه خوف را تاکید کرده یا جنبه رجا را یا اینکه نسبتشان برابر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید روایات آن است که خوف و رجاء در جان مؤمن مساوی باشد تا نه یأس پیش آید و نه غرور. موفق باشید

33755
متن پرسش

آیا گوش شنوایی هست تا رنج های مشترکمان را به سامان رسانیم؟! آیا کسی هست که از دنیا خسته و بریده باشد و چشم داشتی به مال و منیت و زر و سیم نداشته باشد و آرزوهای دنیا آن‌را زندانی نکرده باشد؟ آیا کسی هست که در اهل دنیا خود را جستجو و ادامه نخواهد بدهد و از همه ذلالت ها بریده باشد و بخواهد خود را فقط با خدای حی حاضر (همان که خلق نفمرمود آسمان ها و زمین را جز به حق تبارک و تعالی) معنا کند و معنای زندگی را جز در این خواهش حقیقی نبیند؟ آیا کسی هست از ناجوانمردی خلق، هوس های بی پروایِ بی حیایِ بی در و پیکرِ آسیب رسان آخرالزمان دلشکسته باشد گویا اورا فرمان دهند و توان نافرمانی ندارد؟ آیا کسی هست که از در زندان نفوسِ گمگشته در تاریکی مردم خواب خسته شده باشد و بخواهد «خود» باشد؟ آیا کسی هست که چشمانش از شدت خواب آلودگی و تحمیل بالاجبار خواب آلودگی آن مردم بر خود در رنج باشد؟ آیا کسی هست که شبانگاهان تنهای، با کثرات گنه آلود روزگار با خود در جنگ باشد و روحش را اوهام و خیالات آلوده متکثرِ خلق شده بدست دشمنان انسانیت فرا گرفته باشد و نداند چه کند و راه فرار نیابد بلکه نفسش از شدت جنگ بدنش را بدرد آورده گویا رفته است جنگ و همیشه خسته است و توان انجام هیچ کاری را درست نداشته باشد گویا بدن خویش را چون بار سنگینی بر خاک و خون می کشد؟ آیا شده شراب نخورده مست لا یعقل شوی از ظلمات و شهوات و دنیا پرستی مردم گمگشته، گاهی بد شگون، گاهی واقعا بد! آیا شده بپرسی نوجوانها و جوانها چگونه به مواد مخدر با این خیل کثیر روی آورده اند؟! نکند می‌خواهی آنها را نصیحت کنی یا روانشناسی ببری که از آدمی جز آدم دروغین غربی نشناخته است! نه... آیا دیده ای از شدت جهل و مردگی زندگی مردمان روزگار به فراطبیعه ای خود را می اندازند که چون نسبتی با انسانیت و رحمانیت و نورانیت ندارد جز امری موهومی و سوپرنچرالی چیزی بدست نمی آورند و هرچه آن خیالات خود ساخته را می‌خواهند وسیع کنند رنجشان بیشتر می شود و در زندانی گرفتار آیند که ممکن است از آن نتوانند به در آیند و از این رو مدرنیته آن خیالاتِ بقول خودشان آسمانیشان را با سینما و هوش مصنوعی به زمین نیز بکشد تا مرگش را بدست خویش امضاء کند! نخواه خود را دست آنان دهی آنها خیلی بیچاره اند، تو هم چنینی رفیق؟ پس بگرد و غمگین نباش! زیرا می‌دانم انقلاب اسلامی آمده است 'انسان بسازد' این حرف حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را چرا مردم نفهمیدند و بفراموشی سپردند؟! خدایا چرا ما آن صحبت آن عزیز را آنطور که شایسته است نفهمیدیم. آیا معلمان و مدبران و منبریون اصلا به این مهم ارزشمند، اصل و اساس انقلاب اسلامی فکر کرده اند تا بدانند آدمی در عالم خاک نمی آید بدست / عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی. چطور جواب این سئوال را بدهیم زمانی که آن را آنگونه که صادق است نیافتیم؟! آیا این راهی که داریم با انقلاب اسلامی طی می کنیم همان انسان سازی است که انبیاء الهی برای آن مبعوث و در پشت پرده کلمات قرآن و احادیث نهفته است و سلامت در دنیا و آخرتست گویا دنیایت آخرت می شود همان آخرتی که فرمود: دنیا در برابر قیامت همچون قطره ایست در برابر اقیانوس. می خواهی راه بیفتیم آیا راهی جز انقلاب اسلامی در تمام ابعاد چه سیاسی و عقلی و فلسفی و حکمی و شرعی و عرفان امام خمینی داریم؟ تا درهمه این ابعاد نباشیم چگونه بفهمیم آن مهم چیست که با آن ارتباط بر قرار کنیم؟ هرچه می‌نویسم نمی شود زیاد از حد مدرنیته و ظلمات و مدعیون دنیا ما را آسیب زده اند. پس حال که چنین است ای همنوع چه می‌خواهیم با خود بکنیم؟! وای بر ما کسی را جز رهبری نمی‌شناسم تا در حضور او با ما خود را پیدا کنیم وقتی رهبر انقلاب حفظ الله فرمودند من کم تر از شما جوانان رنج هایتان را نمی کشم بلکه هم بیشتر (یعنی نزدیک است بگونه ای که می‌توان با پذیرششان در آن صراط قرار گرفت و به راه شد صراطی که انسان سازی هر یک از ماست). نمی‌دانم چگونه بنویسم آیا استاد حرفی می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این شعر جناب شاه نعمت الله ولی، نظر کنید که می‌گوید:

عارفانه چو مومن آگاه

خوش بگو لا اله الا الله

حکم اسلام را به پا می دار

سر موئی از آن فرو مگذار

در طریقت رفیق یاران باش

سر خود زیر پای ایشان باش

در حقیقت محققی می جو

وحده لاشریک له می گو

این نصیحت قبول کن از ما

تا درآئی به جنت المأوا

ره چنان رو که رهروان رفتند

راه رفتند و ناگهان رفتند

گمان نکنیم که همین آدم‌های معمولی در درون‌شان از این نوع غوغاها ندارند! زیبایی کار آن‌ها آن است که با همه آن غوغاها مانند بقیه در همین زندگی عادی وارد می‌شوند و قصه شخصیت آن‌ها حکایت آن است که: «دست در کار، و دل با یار دارند». موفق باشید

31830

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: استاد ببخشید مطلبی که به ذهن بنده میرسه آینه ما بیشتر استقبالی که از غرب میشه به گمانم نه به دلایل تکنیک و... مسایل دیگر هست بلکه افراد به دنبال اون گشودگی روح هستن. یادمه یه زمان در نوشته های دکتر عبدالکریم از کتبشون بحث آسیب شناسی تربیت دینی مطرح کرده بودن که مطلب را نشد دنبال کنم ولی جای تامله و یا یه جایی آسیب شناسی انقلاب اسلامی کسی عنوانی داشت حالا مطلبی که بنده از کتب خودتون به ذهنم رسید بحث گشودگی در فرهنگ انتظار هست که در کتاب دعای ندبه خودتون بهش اشاره ای هم شده به نظرم استاد مباحث انتظار متاسفانه توسط یه عده ای تبلیغ شده قبلا که نتونستن اون گشودگی و لطافت را نشون بدهند و شایدان گشودگی که افراد در غرب دنبال آن هستن در بحث انتظار بشه نشان داد. متشکرم استاد

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:آری!  همان‌طور که اگر مار نتواند پوست بیندازد می‌میرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردانِ نظام اگر خود را در آینده‌ تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کنده‌اند، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شده‌اند. مردانی می‌خواهیم که معنای سعه‌ توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره‌ دریاچه‌ بودنش به‌سر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحله‌ای از تاریخ پیدا می‌کنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمی‌باشد و همراه با گشودگی نسبت به عالَم و آدم خواهد بود. موفق باشید

 

31559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. باید اتفاقات رو چجوری تفسیر کنیم؟ چجوری باهاشون برخورد کنیم؟ مثلا کسی که تصادف کرده، باید بگه کاش حواسم رو جمع کرده بودم، مثلا با سرعت نرفته بودم که این حادثه اتفاق نمی افتاد؟ یا باید بگه خدا خواسته که تصادف کنم و حتما یه حکمتی توش هست؟ نمیشه بگیم هر دو باهم باشن، چون اگه خدا خواسته باشه طرف هرچقدر هم حواسش جمع باشه چون خدا خواسته آخرش تصادف میکنه. ۲. یه سوال دیگه هم داشتم، اینکه ما در عین ثابته نحوه بودنمون رو در این عالم انتخاب کردیم، تا چه حد رو انتخاب کردیم؟ یعنی تموم جزئیات هم به انتخاب خودمون بوده؟ مثلا بنده انتخاب کردم که فلان روز از محضرتون استفاده کنم و از شما سوال بپرسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم دارای سنن و قواعدی است لایتغیر. آری! این سنت خداوند است که اگر مثلاً درست رانندگی نکنیم تصادف نماییم و این جا باید خود را ملامت کرد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکات خوبی دارد. ۲. کلیات شخصیت مدّ نظر است و در دل آن شخصیت، خود به خود موارد جزئی پیش می‌آید. موفق باشید

31069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پاسخ یکی از کاربران فرمودید «در بحث حرکت جوهری روشن شد که دائماً عالم ماده با تبدیل قوه‌ها به فعل، قیامت می‌شود و باز سلسله عالم وجود تا عالم ماده بسط می‌یابد و باز حرکت جوهری و باز فعلیتِ قوه‌های عالم ماده» این جمله یعنی همیشه یک آدم ابوالبشری خواهد آمد و یک حضرت محمدی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است. عرایضی قبلاً در جواب سؤال شماره 31009 شده است. موفق باشید

29820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت محضر مبارک شما: اگر زحمتی نیست لطف بکنین فایلی که آقای سید محمود نبویان در برنامه رو در رو و سه ساعته " رو در رو ۲۷_ افشاگری بی سابقه نبویان از برجام" در آدرس زیر هست، که اگر همه این ها واقعیت داشته باشد باید کارهای انقلابی توسط تمامی نیروهای انقلابی در تمام سطوح از بالاترین تا پایین فرد جامعه انجام شود. با سرچ «رو در رو ۲۷_افشاگری بی سابقه نبویان از برجام" در گوگل هم میشه فیلم را دید. https://www.aparat.com/v/JvlBT/%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%B1%D8%B1%D9%88%DB%B2%DB%B7_%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C_%D8%A8%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87_%D9%86%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B2_%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان آن صحبت‌ها هستم. البته طرف مقابل هم از جهات دیگر، حرف‌هایی دارد. با این‌همه باید بپذیریم تا مردم را از طریق دلسوزی با حکمت لازم جهت حضور در این تاریخ آشنا نکنیم، باور نمی‌کنند جریان روشنفکریِ غرب‌گرا خواسته یا ناخواسته به این ملت ضربه می‌زنند و دیدید که حدود ۸ سال فرصت جلورفتن را سوزاندند. موفق باشید

29302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حاج آقا در جلسه ای که دیروز فرمودید باید در میدان مجاهدت انسان راه خودش را و جایگاه خودش را پیدا کنه و انتخاب کنه و مانند برخی که به همه کارها می‌پردازند نباشیم حال سوال من اینه که چه کار کنیم که راه خودمان را پیدا بکنیم؟ فرضا بنده در رشته ای مربوط به علوم پزشکی درس می‌خوانم و شغل ثابتی هم در این راستا دارم چه انتخابی می توانند داشته باشم تا از مجاهدین حساب بیایم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده رویکرد جهادی است که در هر صحنه‌ای با آن رویکرد بتوانیم در خدمت انقلاب اسلامی باشیم، حال چه حاتمی‌کیا باشیم و چه حاج قاسم. موفق باشید

28729
متن پرسش
عرض سلام و ادب: بعد از گوش دادن صوت های حرکت جوهری سوالی برایم پیش آمد که وقتی می‌گوییم زمان مختص ماده است و وقتی از ماده خارج شویم دیگر با عالم بی زمانی روبرو هستیم با این احوال چرا قرآن از مدت قیامت سخن می‌گوید و یا کفار می‌گویند یک روز یا ۲ روز در دنیا بودیم که نشان از زمان داشتن ولو به مقدار کم هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به این معنا که در اثر حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید پدید می‌آید که همه ناشی از حرکت است؛ نداریم إلاّ مقایسه‌هایی که همان تأخیر و تقدم می‌باشد. آری! در جایی می‌فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» ملائکة اللّه که سیر از عالمِ ارض به عالم عرش دارند، یک روز آن سیر برابر پنجاه هزارسال است نسبت به سال‌های دنیا. و یا آن‌جا که می‌فرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» یک روز نزد خدا مانند هزار سال از سال‌های شماست؛ بیشتر می‌خواهد غیر قابل شبیه بودنِ آن شرایط را با این شرایط روشن کند وگرنه آن‌جا حرکت زمین و خورشید نیست که این نوع زمان‌ها باشد. موفق باشید     

28689
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار، حضرتعالی در پاسخ به یکی از پرسشهای قبلی سخنی را گفتید که بشخصه نتوانستم جدا با آن ارتباطی برقرار کنم و به نظرم از لسان شخصیتی مثل شما بعید بود و البته می‌خواستید روح امید هم در آن باشد ولی جدا فضای غالب آن، آن چیزی نبود که حتی مد نظر حضرت آقا باشد البته به نظرم. فرمودید ما ابدا کارنامه خوبی نداریم؛ البته منظورتان از این «ما» را متوجه نشدم اگر منظورتان آموزش و پرورش است که بله در عین محاسنی که بعضا در سطح نهادهای رسمی متولی پرورش و تعلیم است، ضعف های جدا عمیق و ضعیف دیده می‌شود و خب وقتی بخواهیم انسانی در قامت دولت شهروندهای مدرن تربیت کنیم که در عین حال از معارف اسلامی هم بهره مند باشند، چنین اتفاقی میفتد و ثمره این نظام تعلیم و پرورش، انسان تراز دینی تمدن ساز نخواهد بود. قبول دارم ماهایی هم که اسم خود را نیروهای گفتمام ساز انقلاب و جبهه فرهنگی انقلاب گذاشته ایم، بخشی از فعالیتهای فرهنگی مان بی ثمر یا پوچ شده یا آن خروجی مطلوب را نداشته یا بعضا صبر و مدارای لازم را جهت جذب و تبیین و همراهی با افراد نداشتیم و یا عالم و زندگی متعالی این نهضت را نشان آنها ندادیم و با تعمق آنها را متذکر این ندای تاریخی ننمودیم. هر چند نمی‌شود کلی حکم صادر کرد و بسیاری نیروهای گفتمان ساز هم جدا عالی پیش رفته اند و در تراز انقلاب کار فرهنگی کرده اند و بمراتب در این زمینه رشد کرده ایم و به نظرم عیوب هم در حال اصلاح هستند و عزم اصلاح دیده می‌شود. اما اگر رویکرد مردم دین گریزی شده که من عذر می‌خواهم می‌گویم، اما این را جدا قبول ندارم و رویکرد غالب را دین گریزی نمی‌دانم و به نظرم لفظ دین گریزی هم جدا مناسب نیست و شاید سستی در دین از جهاتی بهتر باشد، پس چرا نظامی توحیدی ۴۱ سال دوام آورد و استحاله های عظیمی نظیر سال ۸۸ خنثی شد و جبهه استکبار هم اصل مشکل را در این ظرفیت مردمی می‌داند و دینی به صحنه آمد که امثال هانتینگتون و فوکویاما مجبور شدند بگویند این یک دین و حالت معنوی صرف نیست بلکه روح تمدن مدرن را هدف گرفته و بنا دارد مقیاس کار عالم را تعویض کند و یک تقابل جدی بین اسلام و مدرنیته آن هم در این آخرالزمان و در عصری که سعی بر سکولاریزاسیون عالم و تثبیت نظم نوین جهانی بود و حتی موج های لائیک یا انقلابهای مصطلح به انقلاب جنسی دیده می‌شد یا حتی به تعبیر شهید سلیمانی در وصیتنامه شان سعی بر سکولار ساختن و دوری از دیانت به تمام معنای کلمه بود و البته فضای رسانه ای آن هم بی وقفه در حال تلاش بود و صدها اتاق فکری تشکیل دادند تا حدی‌که احسان نراقی آن هم پانزده سال پیش می‌گفت این میزان از هجمه بیش از کل هجمه ای است که علیه شوروی در طی جنگ سرد شد و این میزان هجمه اگر علیه هر ملتی می‌شد نه تنها دوام نمی‌آورد و حتی دیندار نمی ماند بلکه تمام هویتش سکولاریته و لیبرال دموکراسی می‌شد. اگر شاخص اصلی دینداری تولی به اولیاء الله باشد این مردم شریف و حتی پر گلایه ما هستند که این علم را چهار دهه بر دوش گرفتند با میلیونها شهید و آزاده که جدا در طول تاریخ اصحاب حق فوق العاده است و از تعابیری بود که امام در کوچه و خیابان و بازار و مدرسه توانست عمومی اش کند و الان هم جمع کثیری از انسانها نه تنها در ایران بلکه از کشمیر گرفته تا نیجریه آماده شهادتند حتی تا آنجا که حتی اسقف های مسیحی هم می‌گویند جدا این رویکرد دینداری و احیای دین پس از انقلاب اسلامی توانست جان بگیرد. این حرکت عظیم اربعین و تازه در شهرهای خودمان راهپیمایی جاماندگان، این حرکت راهیان نور که شروعش در اوج دوره تهاجم فرهنگی بود و یکی از ثمراتش شخصیتی مثل شهید حججی شد آن هم در بحبوحه تهاجم فرهنگی و روندهایی که خود ما در سطح بعضی مسئولان می‌دیدیم، جمعیت برنامه هایی نظیر محرم و احیاهای گسترده شب نیمه شعبان و شب قدر و دعای عرفه که خودتان هم واقفید پیش از انقلاب جز اندکی دعای عرفه را نمی شناختند ولی شور عرفه را حداقل در خود ایران برای برگزاری این برنامه ها قابل مشاهده است، این جمعیت کثیر زوار و زیارتها که تنها بعنوان یک مثال کوچک هر شب سه شنبه در مسجد جمکران آن میزان جمعیت جمع می‌شود تا جایی‌که یکی از تئوریسین های توسعه غربی در چند سال پیش گفت چگونه توقع توسعه داریم وقتی این آمار زیارتهاست، رشد جلسات قرآن و معارف اهل بیت و و ایجاد این بستر قرآنی، این موج از خود گذشتگی ها و خیریه ها و رزمایش مواسات آن هم در بحبوحه ماسک دزدی ها و اینکه سناتور غربی می‌گوید غرب وحشی زنده شده و عمل جهادی که در برهه های مختلف به صحنه و حضور می آید، این تشییع خیره کننده حاج قاسم که حتی نشان داد افرادی را ممکن است علی الظاهر نتوانیم نسبتی بین آنها و انقلاب پیدا کنیم یا لااقل آنچنان ظاهرا مرتبط نیستند یا ظاهر و تحلیل هایشان رنگ و بوی مدرنیته دارد ولی اثبات کرد فطرت تاریخی شان همین انقلاب و انسان ترازی مثل سردار عزیز بود و در اثر عدم دیتا داشتن از عالم انقلاب یا شبهات و جوسازی ها و جنگ نرم کمرنگی تعلق پیدا کرده اند، خیل افرادی‌که که سکولار و غیر انقلابی بوده اند و امروز خود افسران جنگ نرم اند و انقلابی و متحول شده و اینکه سبک زندگی دیگری پیدا کرده اند، اینکه در نقشه جهانی خانواده که توسط موسسات مطالعاتی غربی منتشر می‌شود ایران آن آمارهای متناسب و مقبول و برای خود غربی ها تعجل انگیز را دارد، این حرکتهای عظیم جهاد علمی و یا در عرصه علوم انسانی ایجاد بحث تولید علوم انسانی اسلامی و الگوی اسلامی پیشرفت، آیا اینها و این مباحث و این سری مصادیق که پاره ای مصادیق اند، نشانه های دینداری و رشد تشرع در بین مردم ما آن هم در عصر ایستادگی در برابر عقل قدسی در سطح جهان نیست و چرا این میزان امیدوارانه در عین آسیب شناسی خاص خودشان، می‌فرمایند حرکت رو به رشد است و جدا معنویت رشد کرده به برکت صفای امام و عطای این انقلاب و البته اشاره دارند از ترویج سبک زندگی غربی ضربه خوردیم ولی در کلان صحنه را امیدوارانه و شاخصه ها را امید بخش می‌دانند. من غافل از کم کاری ها و ریزش ها نیستم که البته بعضی از این ریزشها طبیعی است چون ماندن در مسیر و عالم و تمدن انقلاب و به ظهور آمدن حقیقتی متعالی مثل توحید که لطیف و ذوالقدر است، صبر و بصیرتی خاص می طلبد و در طول تاریخ هم بسیاری از این مسیر برگشته و رویگردان و ریزش داشته اند. بعضی ریزشها هم در اثر نظام التقاطی آموزش و پروش ما یا کم کاری خود ماست که با طرح معارف و عالمی می‌شد با حضرت امام و توحید انقلاب که باکری ها و خرازی ها را به صحنه می‌آورد کمک کنیم ولی غفلت و کاهلی یا روش درست و فاخری را تا حدودی پیش نگرفتیم باز هم عرض می‌کنم این مورد را بعنوان حکم کلی نمی‌دانم و معتقدم برنامه ریزی های خوب زیادی هم شده و مجموعه های فرهنگی توانسته اند رشد و رفع عیوب را باز دنبال کنند هر چند هنوز جای کار زیادست. البته بعضی در اثر بعضی تعمیم های نادرست خطاها و دنیاطلبی ها و بی بصیرتی ها به اصل انقلاب و نظام و یا شبهات و یکسری بدرفتاری ها و عدم مدارای برخی انقلابی ها، به انقلاب بدبینی پیدا و شاید در ظاهر و عقل بطرف مدرنیزه رفته باشند ولی جدا آنها هنوز فطرتشان فطرت سلیمانی است و با کار فرهنگی فاخر می‌شود آنها را حکیمانه متذکر و بسمت عالم انقلابی رهنموم کرد. البته من معتقدم دین گریزی جدا در جامعه کمرنگ است ولی بعضا سستی های در دین را می بینیم که البته باید در نظر گرفت شاید ظاهرا بعضی ها نسبتی با انقلاب نداشته باشند ولی روح آنها و قلبشان انقلابی است و می‌توان با گفتگو و استحکام حکیمانه آنها را متذکر ساخت. ان شاء الله سلامت باشید؛ قصد جسارت نداشتم بلکه مخالفت و نقدی بود که البته حضرتعالی هم جدا دل در گرو انقلاب دارید و در مسیر پرورش انسان تراز انقلاب.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه و متذکر شده اید در عظمت و نقش تاریخی این انقلاب هرچه بگوییم کم است و بنده یقین دارم که حتی در درون همان هایی که به ظاهر از دینداری جدا شده اند نور توحید انقلاب اسلامی حاضر است و آنها را هم نباید از دست رفته دید و در آینده ای که چندان دور نیست، خواهیم دید دلهای بسیاری از افراد بیرون از ارادت به انقلاب، به انقلاب رجوع خواهند کرد. پس در این مورد کاملا با شما همراه هستم. می ماند وجود استعدادهای فوق العاده ای که در تشیع و مکتب حضرت روح اللّه نهفته است و ما می‌توانیم و می توانستیم از آن طریق کارهایی بکنیم که بسیار نتیجه های بهتری نصیبمان می‌شد. همه ی عرض بنده در این قسمت است و اگر با اموری روبه رو می‌شویم که دلخواهمان نیست، به جهت این نوع کم کاریهاست که موجب به تأخیرافتادن نتایجی می‌شود که خیلی زود می توانستیم به آن برسیم. سالهای پیش عرض شد اگر دستورات حضرت روح اللّه را حقیقتا پذیرفته بودیم و پذیرفته بودند و جام زهر به او نمی نوشاندیم، حتی در امور اقتصادی به جای آن که دلار ارزش ارز جهان را تعیین کند، ریال این کار را می کرد. در بقیه ی موارد نیز انقلاب اسلامی چنین استعدادی دارد. سطحی نگری و کم کاری و نفهمیدن حضور تاریخی انقلاب، چیزی است که نباید از آن غفلت کرد. موفق باشید

28444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم: ۱. استاد گرانقدر، بنده دچار وسواس عجیب در گذران وقتم شده ام به طوری که دائم با خود می‌گویم نکند فلان کار را کنم وقتم طلف شده است؟ یا اگر فلان قدر کمتر مطالعه کنم یعنی پسرفت داشته ام؟ آری استاد عزیز، این وسواس خوب است، اما فقط ابتدای کار، در ادامه همچون خوره به جان آدمی می‌افتد و زندگی او را متلاشی می‌کند. همچون علامه طباطبایی که فرمود آن چند سالی که به دلیل مشکلات معیشتی مجبور به کار در زمین زراعی بودم عمرم هدر رفت. لطفا اگر ممکن است نکته ای بفرمایید تا بلکه مرهمی شود بر این درد. ۲. این وسواس در خواب ماندن برای نماز صبح یا شب نیز در بنده هست به طوری که اگر سحرِ روز را از دست بدهم، چنان بهم می‌ریزم و عصبانی که با یک من عسل هم نمی‌شود مرا خورد!! و اخلاق بنده ۱۸۰ درجه فرق می‌کند درصورتی که فکر می‌کنم برای هیچ چیز دیگری این‌گونه نیستم حتی از دست دادن مال و ثروتم. ممنون و عذرخواهم. [شاید درد و دلی نیز بود ...]
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. برنامه‌داشتن، خود به خود انسان را جلو می‌برد مثل سیر مطالعاتی سایت که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. ۲. همان برنامه‌داشتن اگر با جدّیت دنبال شود مشکل دوم را هم حل می‌کند. موفق باشید

28419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در جلسه ۵ انقلاب اسلامی و جهان گمشده درباره فضای مجازی فرمودید که نظرم این است که این را از بشر بگیریم و زنده ترش کنیم و بشر آینده در جهان وسیع فضای مجازی، حیات ایمانی اش را ادامه می‌دهد. ظاهرا مدتها پیش که یکی از کتابهای مهدویت تان را می‌خواندم، نوشته بود که حضرت، به این تکنولوژی نظر ندارند و من برداشتم از آن متن، کنار رفتن تکنولوژی در زمان حضرت بود. آیا نظر حضرتعالی در این مورد تغییر رویکرد داشته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم با حضور حضرت «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» این تکنولوژی که تجاوز به طبیعت است، از صحنه خارج می‌شود و چیزی که کشف استعدادهای طبیعت می‌باشد و در ابتدای رنسانس به میان آمد ولی نفس امّاره‌ی بشر آن را به حاشیه برد، مدّ نظر قرار می‌گیرد. عرایضی در این مورد در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» شده است. موفق باشید

نمایش چاپی