باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم چنین نظری دارم. ای کاش ایشان در چنین موقعیتی بهانه دستِ دشمنان انقلاب که کلیّت نظام را نیز قبول ندارند، نمیدادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد در شهود عرفانی، واقعاً آنچه عارف مییابد همان حضور اوست در آن عوالِم، منتها ممکن است با زبان عُرف بگوید. به همین جهت عرض شد واقعاً عارف، هفت آسمان را در منظر خود مییابد، حال چه هیئت بطلمیوسی تصدیق کند و چه نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به آیهی «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» فکر کنیم با توجه به اینکه برای زمین هم مانند آسمان هفت مرتبه قائل شده، میفهمیم قضیهی هفت آسمان ربطی به علم هیئت بطلمیوسی ندارد. مثلاً ما در ورایت داریم رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در سفر معراجی، حضرت عیسی «علیهالسلام» را در آسمان چهارم زیارت کردند. پس همانطور که هفت آسمان، هفت مقامِ طولی به سوی حقیقت است، هفت زمین نیز، هفت سقوط طولی به سوی رذالت میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرمایند در حین ذبح حیوان حلالگوشت به عنوان قربانی، نفسِ بهیمهی انسان بدان معنا قربانی میشود تا در ساحتی برتر حاضر گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است نقشهها از قبل کشیده شده بود. داستان صحیفه که غیر از جریان سقیفه است و در مسیر برگشت از حجةالوداع همقسم میشوند که مانع حاکمیت علی بن ابیطالب «علیهالسلام» شوند را در کتاب «بصیرت فاطمه زهرا «سلاماللهعلیها» میتوانید دنبال کنید. آری! فتنهها در کار بود تا بهکلی از پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» و اصل اسلام به نحوی عبور کنند و اگر جامعه به آن خودآگاهی رسیده بود که در مسیر غیر از فرهنگ جاهلیت حرکت کند و متوجهی حضور امیرالمؤمنین «علیهالسلام» در حاکمیت میشد، نهتنها جهان اسلام بلکه جهان سرنوشت دیگری داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد ورودی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست. از جزوات «تاریخ فلسفهی غرب» که روی سایت هست میتوانید شروع بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال خداوند آن اندازه که انسان بتواند زندگی کند از مایحتاج او دریغ نمیکند. ولی اگر زندگی را گم کنید، اهل دنیا میتوانند میداندار آن شوند. به همین جهت بنده با نظر شما همراه هستم. ۲. واقعاً آن اندازه مسلط نیستم که چنین پیشنهادی را عملی کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. ثانیاً: خوب است که با دنبالکردن معارف و سجایای معنوی، بهتر اینکار را ادامه دهید. مثل مطالعهی کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و یا تفسیر سورهی نور و کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که متوجه و متذکر شده اید در عظمت و نقش تاریخی این انقلاب هرچه بگوییم کم است و بنده یقین دارم که حتی در درون همان هایی که به ظاهر از دینداری جدا شده اند نور توحید انقلاب اسلامی حاضر است و آنها را هم نباید از دست رفته دید و در آینده ای که چندان دور نیست، خواهیم دید دلهای بسیاری از افراد بیرون از ارادت به انقلاب، به انقلاب رجوع خواهند کرد. پس در این مورد کاملا با شما همراه هستم. می ماند وجود استعدادهای فوق العاده ای که در تشیع و مکتب حضرت روح اللّه نهفته است و ما میتوانیم و می توانستیم از آن طریق کارهایی بکنیم که بسیار نتیجه های بهتری نصیبمان میشد. همه ی عرض بنده در این قسمت است و اگر با اموری روبه رو میشویم که دلخواهمان نیست، به جهت این نوع کم کاریهاست که موجب به تأخیرافتادن نتایجی میشود که خیلی زود می توانستیم به آن برسیم. سالهای پیش عرض شد اگر دستورات حضرت روح اللّه را حقیقتا پذیرفته بودیم و پذیرفته بودند و جام زهر به او نمی نوشاندیم، حتی در امور اقتصادی به جای آن که دلار ارزش ارز جهان را تعیین کند، ریال این کار را می کرد. در بقیه ی موارد نیز انقلاب اسلامی چنین استعدادی دارد. سطحی نگری و کم کاری و نفهمیدن حضور تاریخی انقلاب، چیزی است که نباید از آن غفلت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه تمدنهای اصیل در بستر برداشت کلّی انسانهای آن تاریخ در سنتهای الهی و تعریف درست از زندگی و از انسان بهدست میآید و در امور جزئی نمایان میشود. به همین جهت در کتاب «تمدنزاییِ شیعه» عرایضی مطرح شده که چگونه نوع نگاهی که تشیع به عالم و آدم دارد، میتواند منشأ یک تمدن اصیل گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این دیگر به خود افراد برمیگردد. زیرا آغازِ آغازهای هرکس «عین ثابته»ی اوست و به جای دیگری انتخابهای او ربط ندارد که بخواهیم علت آن انتخابها را در آنجا جستجو کنیم. بد نیست در قسمت یادداشت ویژهی سایت به بحث «رجوع به اصلِ اصلها» نظری بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مرحوم شهید مطهری نیز در کتاب «اسلام و مقتضیات زمانه» به خوبی این امر را دنبال کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح، إنشاءاللّه آرامآرام آن اذکار را تحمل خواهد کرد و آن فشاری که موجب مشکلات در خواب میشود، مرتفع میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده حرف خوبی است و در مباحث «برهان صدیقین» مطالبی در این رابطه عرض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضای الهی همیشه ثابت است، ولی انسانبا تغییر موقعیت، از قضایی به قضای دیگر و از قَدَری به قَدَری دیگر میتواند پناه ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» از صفحهی ۳۴۷ به بعد، بحث مستقلی است که به آن پرداخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اعلان رؤیت ماه نظر زعیم، حجت است و لاغیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه کرده باشید عرایض بنده تنها نظر به داناکردنِ مخاطب ندارد، بلکه سعی میکند زندگی او را معنا ببخشد، حال چقدر موفق است، خدا باید کمک کند و این برعکسِ بعضی از نوشتههاست که در صرف دانایی مخاطب متوقفاند. تذکر مقام معظم رهبری آن بود که اندیشه باید معطوف به عمل باشد. که البته نمونهی کامل آن خود قرآن است. موفق باشید.
سلام و درود خدا بر استاد عزیز: دوست نداشتم و نمیخواستم چنین مطلبی را بنویسم ولی آنچنان به تنگ آمده ام که جز نوشتن و درد دل کردن با جنابتان راهی دیگر نیافتم. چند سال پیش خود بنده در جلسه ای از حضرتعالی شنیدم که نسبت به دکتر عبدالکریمی فرمودید «بدا بغضا بیننا و بینکم» و پس از پرسیدن درباره علت این حرف فرمودید فیلسوف تا زمانی که اظهار نظر سیاسی نکند و دخالتی در حاکمیت نداشته باشد حرف هایش قابل شنیدن و تامل و احترام است و حتی اشاره کردید به تفاوت دکتر داوری و عبدالکریمی که آقای دکتر داوری با اینکه نگاه سیاسی اصلاح طلبانه دارد اما دخالت سیاسی ندارد. اما امروز با دیدن پیام دکتر داوری چنان به تنگ آمدم که به مرز انفجار رسیدم و دوست دارم طغیان کنم و هرچه که میتوانم به ایشان بگویم، اما حرمت فلسفه و دانایی را نگه میدارم و گلایه هایم را به شما میگویم، سر بر دامن شما بگزارم و چون ابر در بهاران بگریم. آخر ما میدانستیم ایشان گرایش سیاسی اصلاح طلبانه دارد اما آیا روا است کسی که امروز بیشترین و جدی ترین مخاطب هایشان همین بسیجی های انقلابی هستند و ایشان را با تمام گرایش هایشان گرامی میداشتند روا بود بگوید که «مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند». چرخ دنیای دون عجیب است که سی سال سروش پوپری عرصه را بر جان و جهان آقای دکتر و همفکرانشان تنگ کند و امروز ایشان بیانیه بدهد و حفظ و بقای کیان ایران را در به قدرت رسیدن ریزه خواران و نوکران بی جیره و مواجب آن آمریکا نشینان بی همه چیز بداند. بله ایشان که عمرشان به انتها رسیده نمیداند و شاید برایش مهم نیست که چه بر سر ایران بیاید. چه گویم که هرچه نگویم بهتر است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی در این رابطه در جواب سؤال شماره 37881 عرض شد. علاوه بر آنکه تصور بنده اینچنین است که آقای دکتر داوری، آقای پزشکیانِ آخر را هرگز مدّ نظر نداشتند. با اینهمه، آیا عجیب نیست که وقتی دکتر فردید کتاب «شاعران در عسرت» دکتر داوری را نگاه کرد، آن را به چیزی نگرفت؟ و آیا این بدان معنا نیست که به اندازه حضور در «وجود»، ما با هر آنکس که در این میدان است میتوانیم گفتگو داشته باشیم؟ چه آن شخص جناب صدرالمتألهین باشند و چه جناب هایدگر. حال به اندازه ای که آقای دکتر داوری در نسبت با هایدگر با ما سخن بگویند، ما همچنان خود را در تاریخ انقلاب اسلامی دنبال می کنیم و گمان میکنم هنوز تذکراتی که منجر به ارتباط با تفکر هایدگر باشد، در دکتر داوری قابل استفاده است، هرچند به گفته خودشان کمان میکردند با نوشتن کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم»، انقلاب اسلامی آغاز تاریخ دیگری است و بعداً با مسائلی از نوع تحجّرها که روبرو شدند، از آن نوع نگاه عدول کردند. و این جا است که ما در نسبت به انقلاب اسلامی با آقای دکتر داوری متفاوت می اندیشیم و جایگاهی که برای خود تعریف کرده ایم ذیل حضرت روح الله و رهبر معظم انقلاب، حضوری است در متن انقلاب اسلامی. موفق باشید
سلام علیکم: ان شاء الله مشمول عنایات الهی و توجهات حضرت ولیعصر(عج) باشید. امروز در کانال مطالب ویژه صوتی از حضرتعالی تحت عنوان «انتقام گیری جهان استکبار از انقلاب اسلامی به قیمت رسوایی جهان مدرن» منتشر شد که باز هم نوع نگاه و تدبر شما در وقایع اخیر و موقِف کنونی انقلاب اسلامی، نغز و حکیمانه بود و به تدبر عمیق تر و تمدنی تر در وقایع اخیر دعوت می نمود. سوال مهمی را هم در آن صوت درباره اینکه چرا جریان روشنفکری و تجددگرای داخلی، دوشادوش و هم افق با نظام سلطه و پرچمداران تمدن غربی و ایضاً جریان ارتجاع و تحجر به صحنه نبرد با انقلاب و غایات آن آمد، مطرح فرمودید که حقیقتاً جای تأملی عمیق دارد. بشخصه به نظر بنده می آید که ریشه این مسئله ای که مطرح فرمودید در آنجاست که گویا اساساً جریان روشفکر و تجددگرا، متوجه روح و ذات انقلاب اسلامی نیست و آنرا صرفاً جنبشی سیاسی با مشارکت و حتی سهم آفرینی بالسویه آحاد فعالان سیاسی_اجتماعی عصر پهلوی جهت نیل به اهداف و غایاتی در بستر همین جهان مدرن و عالم انسان غربی می بینند و هم اکنون نیز آنرا از دست رفته و رو به انهدام و چونان پوسته ای ظاهری می بینند؛ بماند که برخی شان اساساً حتی انقلاب اسلامی را در حد یک انقلاب هم نمی دیدند و یا به سبک شیوه های فکری_فرهنگی آمریکا و ناتو در جنگ سرد و افرادی چون آیزیا برلین و جرج اورول، بر طبل نفی هرگونه پایبندی به اصول و آرمانگرایی و برآوردن نوایی در برابر نیهیلیسم و قفس تنگ عهد غربی می کوبیدند و یا حتی با نظریاتی چون «موج سوم» بدنبال هضم و تحلیل واقعه عظيم بهمن ۵۷ بودند. کتاب «حلزون های خانه به دوش» شهید آوینی، حکایتی از این غفلت تاریخی و اصرار عجیب جریان روشنفکری بر جدال مستمر و مقاومت در برابر تذکر انقلاب اسلامی به وضعیت عالَم و آخرین تطورات مدرنیته و انسان غربی که همان نیهیلیسم و پوچ گرایی و غفلت از حضور و بودنی قدسی و با طلب متعالی آخرالزمانی در پهنه جهان است که با مطالعه آن حتی به این نتیجه میتوان رسید که گویا اساساً جریان روشنفکری مایل و طالب است تا رسالت خود را بر تخطئه و نفی اصالت انقلاب اسلامی و ابعاد تمدن ساز آن تعریف کند و مغموم است که چرا روشنفکران، وارثان انقلاب نگشته اند. و متأسفانه هنوز هم این تفکر و صبغه فکری، علاقه ای به تدبر در جایگاه تمدنی انقلاب اسلامی و علت رقابت و انتقام گیری جهان استکبار از آن بویژه در وقایع اخیر ندارد و حتی به مطرح نمودن ادعاهای عجیبی و مسئولین گریزی از سابقه خود رسیده است. شاهد بودیم اینان بیانیه نوشتند که ریشه مسائل اخیر، اصرار بر اجرای اسلام حداکثری و سودای پیاده سازی همه جانبه اسلام در جامعه ایرانی است؛ سخنان رهبر انقلاب و رئیس جمهور که فرمودند وقایع کنونی نشانه ابتکار عمل ملت ایران و پیشروی انقلاب اسلامی و حرکت کشور بسمت رفع کاستی ها و قدرت فراگیر و همچنین واکنش عصبی دشمنان نسبت به ابطال استراتژی ها و فشارهای حداکثری شان است را ساده لوحی و امری تبلیغاتی خوانند؛ بیانیه وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را مظهری از تداوم رویکردهای غلط حکمرانی دیدند؛ به نسخه پیچی های سکولار و مبتنی بر تلورانس در حیطه تکالیف فرهنگی حاکمیت من جمله پوشش روی کردند؛ به راهپیمایی مثل ۱۳ آبان که به تعبیر دکتر کچویان از عجایب انقلاب اسلامی آن هم در جهان امروزین، امثال همین تجمعات مردمی جهت تجدید عهد جمعی و پافشاری بر اصول و مبادی سیاسی در اقصی نقاط یک مملکت حتی جائیکه پوشش رسانه ای ندارد، میباشد، اشاره ای ندارند و کوچکترین تاملی در این نیروی و ظرفیت اجتماعی ندارند؛ و نهایتاً از اتلاف و فرسودگی اندیشه انقلابی و عدم توجه به آزادی سخنها راندند. متاسفانه در گفتگوها و مناظراتشان هم چنین به نظر میرسد که گویا سخن و اندیشه انقلابی را داستان آرزومندی و عامل تشدید معضلات می بینند و کلیت حضور جهانی و روح لطیف انقلاب اسلامی و به ظهور آمدن اقوام متعمق آخرالزمانی در عصر انقلاب اسلامی که شهدا مظهر اعلای آن و سیره و زعامت متعالی امامین انقلاب را نمی بینند بلکه قائل به جلوه و بروز ناکاستی ها و عیوب و معضلات مبتلابه در سطح کلان و به پس رفتن قوت انقلاب است و بجای بحثی متفکرانه و تحلیلی کلان تر از عرصه ملی و بین المللی، به تداوم همان رویکردهای سابق مشغولند؛ ناگفته نماند که بسیاری از عیوب و ناکاستی ها ثمره نگاه غربزده در مواجهه تمدنی با غرب و ساختارهای شبه مدرن از عصر قاجار و پهلوی و الگوهای تجویز شده از دولت سازندگی به این سوست که خود روشنفکران و توسعه گرایان در سطوح تصمیم سازی و استراتژيک همین نظام، تجویز الگو کردند و جهت پیاده سازی الگوهای نئولیبرال در ایران، دولتها را بسوی پیگیری سیاستهایی چون کاهش جمعیت و انبوه سازی آپارتمان و خصوصی سازی ها و تعدیل ساختاری و اخذ وام های خارجی و توسعه پول اعتباری و ترغیب و تسهیل گری مدل تحصیل و اشتغال غربی و رها سازی مدیریت فضای سایبر و عدم توجه به محوریت نهاد خانواده هدایت کردند که شما بهتر از من واقفید همه این موارد، چونان دانه های تسبیح به هم متصل و در راستای یک نوع سبک حکمرانی و ساختار حیات اجتماعی و سبک زندگی است و تجلی دین حداقلی است که اتفاقاً منشا مشکل و تعارض میگردد و یقیناً ضلع فرهنگی و خانوادگی اقتصاد نئولیبرال یا شبه مدرن، برهنگی است و چنانچه بخواهیم بر حجاب و پوشش و حفظ حریم حیاء و عفاف تاکید کنیم، نمیتوان بر مدل تحصیل و اشتغال بانوان در توسعه غربی پا فشرد و خانواده را محوریت نداد. البته بنده هم قائلم ما بعنوان دلسوزان و علاقه مندان به انقلاب اسلامی در اشاعه و مطرح ساختن حقیقت انقلاب و اسلام عزیز بعنوان دین آخرالزمانی به جامعه ویژه جوانان هم نسل حقیر، غفلت و کاهلی داشته ایم و الا بعض اهالی این جامعه نیز گمشده و جام جم خود را در مأوای روشنفکری با سوابق و آمال خاص آن، جستجو نمی نمودند و متوجه بودند با اتکاء و دل سپردن به جهان غرب و روشنفکران، عبور از تنگناها میسر نیست که همانا سبب بیماری نمیتواند داوری شفابخش باشد و قطعاً این تکلیف ماست که با تذکر به عالم انسان دینی و حقيقت این انقلاب و شیوه حکیمانه زعامت رهبر بزرگوارمان در استمرار انقلاب اسلامی و عدم استحاله آن و حفظ اصالت آن بسوی تمدن نوین پیش رو، افق روشن این مسیر را بگشاییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودهاید حقیقتاً تحلیلی خوب و حکیمانه نسبت به حقیقت تاریخیِ انقلاب اسلامی بود و تلاشی برای فهم جریانهایی که نتوانستند خود را در این تاریخ قدسی حاضر کنند بخصوص روشنفکران، که به قول جنابعالی رسالت خود را بر تخطئه و نفی اصالت انقلاب اسلامی فهمیدند. و هنر ما، آری! هنر ما این است که رازِ عدم درک جریان روشنفکری را نسبت به روح قدسی انقلاب اسلامی بفهمیم و بدانیم حضور در تفکر مدرن حتی حضور در اندیشه متفکران فلسفه غربی برای رسیدن به هویت قدسی انسان که اگر با دیانت و شریعت الهی جبران نشود باز همان پوچی و نیستانگاری است که جناب نیچه متذکر آن شد. اینجا است که اولاً: راز حضور انقلاب اسلامی در جهان مدرن معلوم میشود که چه اندازه برای ادامه همین جهان، جود انقلاب اسلامی ضروری است. ثانیاً: رمز و راز کینه پنهانِ نهتنها جریان سیاسی جهان مدرن، بلکه جریان روشنفکری نیز معلوم میشود از آن جهت که در مقابل انقلاب اسلامی، متوجه عریانیِ خود شدند ولی نخواستند بپذیرند، به همان معنایی که جناب مولوی علت مقابله با انبیاء را اینطور به میان میآورد که آنها در اعتراض به انبیاء گفتند:
جان ما فارغ بد از اندیشهها
در غم افکندید ما را و عنا
طوطی نقل شکر بودیم ما
مرغ مرگاندیش گشتیم از شما
موفق باشید
با سلام استاد عزیز: استاد ببخشید مطلبی که به ذهن بنده میرسه آینه ما بیشتر استقبالی که از غرب میشه به گمانم نه به دلایل تکنیک و... مسایل دیگر هست بلکه افراد به دنبال اون گشودگی روح هستن. یادمه یه زمان در نوشته های دکتر عبدالکریم از کتبشون بحث آسیب شناسی تربیت دینی مطرح کرده بودن که مطلب را نشد دنبال کنم ولی جای تامله و یا یه جایی آسیب شناسی انقلاب اسلامی کسی عنوانی داشت حالا مطلبی که بنده از کتب خودتون به ذهنم رسید بحث گشودگی در فرهنگ انتظار هست که در کتاب دعای ندبه خودتون بهش اشاره ای هم شده به نظرم استاد مباحث انتظار متاسفانه توسط یه عده ای تبلیغ شده قبلا که نتونستن اون گشودگی و لطافت را نشون بدهند و شایدان گشودگی که افراد در غرب دنبال آن هستن در بحث انتظار بشه نشان داد. متشکرم استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم:آری! همانطور که اگر مار نتواند پوست بیندازد میمیرد، اگر ذهن انسان برای تغییر دچار مانع باشد، دیگر ذهن نیست، انبار اطلاعات است. مردانِ نظام اگر خود را در آینده تاریخ خود حاضر نکنند و همچنان در گذشته متوقف باشند، عملاً گور خود و نظام را پیشاپیش کندهاند، زیرا در برابر آنچه در حال رشد و بالندگی است، کور و نابینا شدهاند. مردانی میخواهیم که معنای سعه توحیدیِ انقلاب اسلامی را بفهمند که چگونه انقلاب، اقیانوس شده است و دوره دریاچه بودنش بهسر آمده. زیرا وقتی خود را در مرحلهای از تاریخ پیدا میکنیم باید سعی کنیم گاه به گاه خود را گم کنیم تا دوباره از نو بازیابی شویم. این است آن شدنِ ابدی که بودنی خشک و ساکن نمیباشد و همراه با گشودگی نسبت به عالَم و آدم خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظام عالم دارای سنن و قواعدی است لایتغیر. آری! این سنت خداوند است که اگر مثلاً درست رانندگی نکنیم تصادف نماییم و این جا باید خود را ملامت کرد. کتاب «انسان و سرنوشت» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکات خوبی دارد. ۲. کلیات شخصیت مدّ نظر است و در دل آن شخصیت، خود به خود موارد جزئی پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعد از شهادت حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» آنچنان خفقانی را برای ال الله ایجاد کردند به طوری که تمام خانههای بنیهاشم را در مدینه تخریب نمودند و بدین لحاظ ائمه «علیهمالسلام» کاملاً در محاصره و یا تبعید بودند. و از این جهت امکانی برای زیارت نداشتند. ولی برای زائران و برای آنکه آن زیارت جلیلالقدر یعنی زیارت حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» به بهترین نحو انجام شود، زیارت های متفاوتی را به اصحاب تعلیم نمودند که از جمله آنها زیارت عاشورا میباشد که حضرت باقر «علیهالسلام» تعلیم فرمودند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال تلاش و کار عامل به ظهورآمدن استعدادهای نهفته انسانی است و هنر انسان در آن جا است که خود را در تعادل عدمِ افراط و تفریط نگه دارد تا کاری او را از کاری باز ندارد. در چنین فضایی اگر رعایت حجاب اسلامی بشود که مسلّم منحصر به چادر نیست؛ نباید اشکالی پیش آورد مگر آنکه در نمایاندن خود و تواناییهای خود ادعاهایی بشود که شأن انسانی انسان را تضییع نماید. موفق باشید
