باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم ما نیاز به این موارد داشته باشیم. وقتی در سیرهی ائمه «علیهمالسلام» چنین مواردی به چشم نمیخورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوانیم از طریق سؤال و جوابهای اینچنین مختصر جواب داد بهخصوص که این سایت، بیشتر به پرسشهایی میپردازد که عزیزان در رابطه با کتابهای موجود روی سایت برایشان پیش آمده که عموماً در رابطه با مسائل اعتقادی و یا مربوط به انقلاب اسلامی میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حال یا باید خداوند کمال مطلق نباشد و یا بخل بورزد که نیاز به کمال برای موجودی باشد و آن نیاز را رفع نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید از جلد ۶ تا ۹ لازم است بهخصوص جلد ۸ و ۹ که حضرت امام هم به آن تأکید کردهاند و تعلیقات ایشان هم از این دو جلد محفوظ مانده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. استکباری که گروگان اسرائیل است، نمیتواند به ایران انقلابی نزدیک شود هرچند به ظاهر ادعا کند که نمیخواهد مثل ترامپ عمل نماید. ۲. مگر همین صحنههای انتخابات نشان نداد که آمریکا گرفتار اضمحلال شده است. عجیب است که این اضمحلال اینچنین سریع در حال تحقق است. ۳. ما در نسبت به انقلاب اسلامی به عنوان مأوای حیات خود وظایفی داریم که ذیل سایهی نایب الامام انجام میدهیم و این یعنی با خود بهسربردن در عین اتصال به حضرت محبوب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد:
29012- باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط سختی است. به این فکر کنید که تا حدّی در این جلسات با هنرنمایی خاصی که مؤمنین باید از خود نشان دهند، موضوعاتی را پیش بکشید که نه ظاهرِ آن موضوعات، مذهبی باشد و افراد موضعگیری کنند، نه حالت غیبت داشته باشد. بالاخره انسانها با انسانها زندگی میکنند و رشد مییابند. نباید بهکلّی خود را از این نوع جلسات دور کنید، بلکه با مدیریتی خاص، جهتِ جلسات را به حالت ابعاد انسانیِ آن سیر دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری تفکر به معنایی که موجب سیر الی الله شود اصل است. در حدیث دوازده از کتاب اربعین حدیث از حضرت امام نکات خوبی در رابطه با تفکر در دین و تفکر در حضرت حق مطرح شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در شخصیت اولیهی آن عزیزان که همان عین ثابتهشان باشد این انتخاب را داشتهاند و حضرت اباعبدالله علیهالسلام که آگاه به سر قدر آنها هستند، آنها را بر اساس انتخاب خودشان به این میدان میآورند حتی جناب حضرت علی اصغر را. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمان به این معنا که در اثر حرکت زمین به دور خود و به دور خورشید پدید میآید که همه ناشی از حرکت است؛ نداریم إلاّ مقایسههایی که همان تأخیر و تقدم میباشد. آری! در جایی میفرماید: «تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ» ملائکة اللّه که سیر از عالمِ ارض به عالم عرش دارند، یک روز آن سیر برابر پنجاه هزارسال است نسبت به سالهای دنیا. و یا آنجا که میفرماید: «وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» یک روز نزد خدا مانند هزار سال از سالهای شماست؛ بیشتر میخواهد غیر قابل شبیه بودنِ آن شرایط را با این شرایط روشن کند وگرنه آنجا حرکت زمین و خورشید نیست که این نوع زمانها باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر انسان در همین جاها معلوم میشود که خود را بالاتر از این حرفها بیابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده، فهم زمانه است که شواهد زیادی حکایت از ارادهی الهی جهت تحقق توحیدی ناب در مناسبات بشر امروز دارد و حضرت روح اللّه «رضواناللّهتعالیعلیه» آینهی ظهور آن ارادهی متعالی است که هرچه در مورد آن گفته شود خدا میداند اجمالی است از آن ملکوت بیکرانه که در آینهی گفتار و رفتار او قابل نظارت و مشاهده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای پرورندان عقل، انسانها نیاز به راهی دارند تا عقل رشد کند و قرآن و روایت و سیرهی ائمه، همان راه پرورش عقل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید میتوان بر روی نظر دوم قرار گرفت زیرا تربیت نیز میتواند در هماهنگی با فطرت انجام گیرد که وجه الهی انسان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل غربی از تاریخی که برای انسانی دیگر به ظهور آمده، چیزی درک نمیکند. حقیقتاً به بهانهی قراردادن بعضی از ضعفها در ظلمات غلیظی فرو رفته اند. به نظر بنده به گفتهی مولوی: «گر شوم مشغول اشکال و جواب / تشنگان را کی توانم داد آب». شما با ورود در دروس رسمی خود به فکر جایگاه دیگری باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً با صور ذهنی خود که در حالِ خوشِ احساس روح برایشان پیش میآید، روبهرو میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آنها سالهای قبل از خلافت علی علیه السلام بود و اینکه تربیت لازم جهت مقابله با لشکر معاویه به عنوان یک معاند پیدا نکرده بودند. به هر حال این نکتهای است که باید در یک تحقیق تاریخی متوجهی روانی شد که بر یک ملت تحمیل میشود و آن را متزلزل مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر با نظر به نصرت الهی باشد، میتوان آن را پذیرفت. ۲. علامه طباطبایی صرف اعتماد به نفس را شرک میدانند ولی انسان مؤمن به اعتبارِ اعتماد به خدا میتواند با اعتماد به نفس به میدان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم علم ما آنقدرها نیست که بتوانیم تا اینجاها متوجهی راز عالَم بشویم. این را میدانیم که نظام عالَم در تدبیر خدای حکیم است و تنها انسانها هستند که باید خودشان با اختیار خود، سرنوشت خود را تعیین کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم چنین برداشتی ندارم و الگوی ما حضرت امام و مقام معظم رهبری میباشند. آری! اگر زندگی عبارت است از این نوع اشرافیتها و غربزدگیها، حتماً ما چنین ورودی نخواهیم داشت. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استادِ عزیزتر ازجان، استاد طاهرزاده: در تعریف عصمت متکلمان قائل به «عصمت موهبتی» که به صورت دفعی و همیشگی است، هستند و در مقابل میگویند فلافسفه «عصمت اکتسابی» را که ملکه پرهیز از گناه است و تدریج الوصول است و احتمال زوال هم دارد و ضمانتی در جلوگیری از خطا و اشتباه در آن وجود ندارد را قبول دارند. و گفته شده میتواند هر دو در یک شخص جمع شود و تعارضی ندارد (کتاب معارف و عقاید ۴ بحث نبوت مرکز مدیریت حوزه علمیه)، حال سوال این است که آیا تعریفی که راجع به عصمت ارائه شده از طرف فلاسفه صحیح است؟ و دوم اینکه اگر تعریف را قبول کنیم، یعنی ائمه اطهار اول عصمت اکتسابی را کسب کردند و بعد موهبتی و یا اول موهبتی و بعد اکتسابی؟ اگر اول عصمت اکتسابی را بپذیریم؛ یعنی اول ائمه اطهار نأعوذباالله خطا داشته اند سپس عصمت اکتسابی و بعد موهبتی! و اگر اول عصمت موهبتی را بپذیریم، ائمه جبراً عصمت داشته اند و خب فضیلتی نیست و البته عصمت اکتسابی معنایی ندارد. بنابراین آیا تعریف عصمت اکتسابی از طرف فلاسفه کج فهمی شده!؟ ویا قضیه چیز دیگریست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است که نکاتی از آن خدمتتان عرضه میگردد: موفق باشید
در موضوع انتصابيبودن امام باید گفت: وقتي متوجه باشيم امام بايد معصوم باشد و بايد افضل انسانهايِ روي زمين باشد، ميپذيريم كه شناخت او از طريق مردم ممكن نيست لذا بايد يا توسط پيامبر كه قلهي علم و عصمت است، معرفي گردد و يا از طريق امام قبلي كه علم و عصمت او كامل است، شناخته شود و امام نيز با كارهاي فوق العادهاي كه عقل قانع شود، ارتباط خود با قدرت كل را ثابت كند. پس چون امام خليفهي خدا و رسول خدا است ـ و نه خليفهي مردم ـ و چون او معصوم است و مردم قادر به تشخيص مقام عصمت نيستند، بايد او از جانب خدا انتخاب شود و پيامبر او را به مردم معرفي نمايد، يعني به اصطلاح، امام بايد «منصوص» باشد. امام رضاu در اين رابطه ميفرمايند: «اِنَّ الامامة اَجَلُّ قَدْراً وَ اَعْظَمُ شَأْناً وَ اَعْلي مَكاناً وَ اَمْنَعُ جانِباً وَ اَبْعَدُ غَوْراً مِنْ اَنْ يَبْلُغَهَاالنّاسُ بعقولهم اَوْ يَنالُوها بِآرائِهم اَوْ يُقيموا اِماماً بِاخْتيارهم»[1] امام از نظر قدر و شأن و منزلت بالاتر از آن است كه عقل مردم به آن ب خداوند در قرآن ميفرمايد: «...اِنَّما يُريدُاللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»[2] اي اهل البيت؛ فقط و فقط خداوند خواسته تا شما را از هرگونه پليدي بزدايد و اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما پاك كند و شما را به موهبت عصمت اختصاص دهد. با دقت در آيهي تطهير نكات زير مورد توجه قرار ميگيرد. «رِجْس» از نظر لغت چون با «ال» آمده، يعني هرگونه پليدي جسمي و روحي. يعني اهل البيت (ع) را خداوند از هر گونه پليدي پاک کرده است.
چون اراده و خواستن در آيهی تطهیر را منحصر به اهل البيت (ع) كرده و گفته «اِنَّما»، پس اولاً: اين تطهير، آن تطهير عمومي كه خداوند براي همهي مسلمين اراده كرده، نيست، و اگر اين تطهير همان تطهيري بود که براي سايرين خواسته ديگر مقام خاصي براي اهل البيت محسوب نميشد. ثانياً: چون خداوند تشريعاً طهارت و تزكيه را براي همهي انسانها خواسته، پس طهارتي که در اين آيه براي اهلالبيت (ع) اراده کرده، تطهير تشريعي نبوده بلكه تطهير تكويني است، يعني طهارت و عصمتي است موهبتي كه در اثر آن، نيروي فوقالعاده باطنيِ عصمت در آنها ايجاد شده است، تا آنها نمونهي كامل صحيح زندگي كردن براي بشريت باشند.
در رابطه با اعتقاد به وجود انسانهايي که خداوند به نحوهي خاصي برگزيده، موضوع مخلَصين در قرآن است.
شيطان ميداند كه از بين بنـدگان خدا فقـط يك گروه هستنـد كه هيچ ابزار و امكاني براي گمراهي آنها در اختيار ندارد و آن «مخلَصين» هستند و لذا به خداوند عرض کرد: «فَبِعِزَّتِكَ لَاُغْوِيَنَّهُمْ اَجْمَعين، اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[3] به عزت تو همه را گمراه ميكنم مگر بندگان مخلَص را. مخلَصين آنهايي هستند که خداوند در آنها تصرف خاصي دارد و هيچكس در آنها سهمي ندارد تا شيطان بتواند در آنها تصرف کند. اگر به معني «مخلَص» توجه شود، متوجه خواهيد شد كه مخلَصبودن غير «مخلِص»بودن است. همّت براي خوبشدن مربوط به مخلِصين است و نه براي مخلَصين، بلكه مخلَصين برگزيدگاني هستند كه خداوند براي خود خالص كرده و هيچكس در آنها سهمي ندارد، بلكه آنها به دليل مخلَصبودنشان آينهي خواست و رضايت خدايند و هركس خواست رضايت خدا را جلب کند، بايد حركات و افكار و عقايد آنها را ملاك قرار دهد. مشخص است كه اين مقام يک مقام اكتسابي نخواهد بود، بلكه موهبتي است، هرچند آنها با اختيار خود بايد اين عصمت را حفظ نمايند و مسلّم حفظ كردن عصمتِ موهبي مشكلترين كار ممكن براي بشريت است، زيرا حفظ عصمت به اين معنا است که يك لغزش نبايد از آنها سر بزند. در همين رابطه است که عارفان گفتهاند:
محنت قرب ز بُعد افزون است
جگر از محنت قربم خون اسـت
هسـت در قرب همه بيم زوال
نيست در بُعد جز امید وصــال
حفظ حالت قرب از آن جهت جگر سالک را خون ميکند که با يک خطا از آن مقام سقوط مينمايد.
در زيارت، خطاب به امامان (ع) عرض ميکنيم: «السَّلامُ عَلَيكُمْ يا نُورَاللهِ في ظُلُماتِالاَرض» سلام برشما اي نور خدا در ظلمتهاي زمين. «بِكُمْ يُسْلَكُ اِلَي الرِّضْوان» به كمك شما راه رضايت الهي طي ميشود. و يا ميگوييم: «حَفَظَةً لِسِرِّه وَ خَزَنَةً لِعِلْمِه» شما نگهبان سرّ الهي و معدن علم او هستيد.
[1] - اصول كافي، ج 1، ص 198.
[2] - سورهي احزاب، آيهي 33.
[3] - سورهي صاد، آيات 82 و 83.
با سلام خدمت استاد گرامی: به نظر شما اگر من وضع مالی خوبی داشته باشم آیا کار درستی هست که در طول زندگی خود بیش از یک بار به حج تمتع بروم؟ همانطور که میدانید در این زمانه، نزدیک به یک میلیون نفر در نوبت اعزام هستند. آیا من میتوانم فیش تمتع را در بازار آزاد خریداری کرده و دو تا سه بار به تمتع مشرف شوم؟ اینکه در دعاهای ماه رمضان از خداوند تقاضا میکنیم حج و زیارت قبور ائمه را در هر سال نصیب ما کند آیا برای این دوره و زمانه هم صدق میکند یا مخصوص زمان قدیم هست که برای اعزام به حج، نیازی به ثبت نام نبود و کشورهای اسلامی محدودیت سهمیه نداشتند؟ در ضمن، به توفیق الهی اهل کمک به فقرا هستم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید آن شرایط برای سفر حج آنچنان ازدحامی را که منجر به نوبتدادن باشد، پیش نمیآورده . از آن گذشته امروز ما در شرایطی هستیم که حجها در پیش داریم چه از جهت زیارت مشهد و کربلا، و چه خدمت به انسانهای آبرومندی که حتی برای ازدواج دخترانشان مشکل تهیه جهیزیه دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده به رفقا پیشنهاد میکنم مطالب معرفتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» در ابتدای امر و سپس انس با مباحث قرآنی است که مطالب روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در حوزه وظیفه شرعی و آموزههای دینی، انعطافداشتن انسان را از تعادل خارج نمیکند زیرا خود شریعت چنین انعطافهایی را جایز میداند. ۲. اقوام و خویشان حقوقی دارند که رعایت حقوق و احترام به آنها لازم است. شرع و عرفِ مسلمانان آن حقوق را تأیید میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دنیا، دنیای تغییر است و آخرت، دنیای بقاء است و مرگ از این جهت معنا ندارد هرچند که رفع حجاب همچنان در آنجا نیز جاری است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «تمدنزایی شیعه» در همین موارد قدم زده و امید است با تأمّل و حوصله در مطالعه آن کتاب، افقهای مفیدی برای جنابعالی گشوده شود. موفق باشید
