بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2271
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی قبولی طاعات و شب زنده داری هایتان. استاد سوالی از محضر شما بزرگوار داشتم که دوست دارم در فضایی دوستانه پاسخم را بدهید و خدایی ناکرده از من نرجید. استاد، من چند روز پیش سوالی از شما پرسیدم در خصوص سیاست خارجی کشورمان(سوال 2226)که شما هم زحمت کشیدید و پاسخ دادید. استاد من سه سالی است با ایده ها و آثار و اندیشه های شما آشنا هستم و هرکس را که ببینم اندک گرایشی به مذهب دارد شما و سیاق شما و آثارتان را به عنوان نمونه ای جامع و همه سونگر از دین و عرفان معرفی می کنم و ارادت ویژه ای به شما دارم. اما استاد پاسخ این سوال در خصوص میانمار و ..(2226) را که دریافت کردم، پاسختان را با یکی از مسئولین کشوری و فعالان در عرصه بین الملل و سیاست در میان گذاشتم. ایشان با توجه به اینکه خودشان دستی بر آتش دارند، گفتند این پاسخ آقای طاهرزاده، رگه هایی از حقیقت را دارد اما مواضع جمهوری اسلامی ایران در مورد مسائل بین المللی اعم از فلسطین، چچن، میانمار و ... بیشتر از آنکه رسالتی و دینی باشد، سیاسی است. مثلا ما چون مجبوریم با روسیه روابط خوبی داشته باشیم، مسائل چچن را چندان حائزاهمیت نمیدانیم و از اعلام نظر صحیح می پرهیزیم. اما مثلا در قبال سوریه سریعا واکنش نشان می دهیم. البته ایشان، یادآور شدند که احتمالا بین وظایف سیاسی ما و رسالتی مان رابطه ای هست، اما بیشتر سیاسی است و... استاد من به حرفهای شما، جوابهای شما ایمان داشتم. راستش من قبلا دین را دوست داشتم اما از جهات مختلف عملکردجمهوری اسلامی را نقد می کردم(البته ولایت فقیه را قبول داشته و دارم)، به خاطر دیدگاههای شما احساس کردم دیدگاهم خوب شد، اما الان فکر می کنم شما در برخی موارد صرفا دفاع می کنید و اصل را بر دفاع قرار می دهید و نه بر شفاف سازی. استاد همون مسئول کشوری که خدمتتان عرض کردم خودشان را از سربازان نظام دانسته و ولایی هستند و حتی عنوان کردند مقام معظم رهبری در تمام عرصه ها تنهاست، منظورم این است که ایشان دیدگاه معاندانه ای دربیان این نقد نسبت به پاسخ شما نداشتند و صرفا آنچه را دیده بودند طرح کردند. استاد سوال من این است، شما بر اساس چه مستنداتی سیاست ایران را در عرصه بین الملل مورد تائید قرار می دهید؟ استاد راستش برای من مهم است که بفههم شما ساده انگارانه به قضایا نگاه نمی کنید، بعد فکر می کنم نکند نسبت به تمام مسائل دینی هم همینطور برخورد دارید و من هم که از حرف شما تبعیت می کنم به همان مسیر می روم؟یا نکند شما صرفا برای اینکه آبروی نظام را حفظ کنید اینگونه دفاع می کنید؟ که این برایم سخت تر است و به قول آن نویسنده که می گوید: ناراحتی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این است که دیگر نمی توانم تو را باور کنم...استاد دلم نمیخواهد باورهایم نسبت به شما فرو بریزد، خدا می داند چقدر وجود شما، اندیشه های شما، دیدگاههای شما در زندگیم برکت آفرید...سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ مبانی بنده در رابطه موضع‌گیری‌های وزارت امور خارجه در مسائل بین‌المللی مبتنی بر نظرات مقام معظّم رهبری است و سعی می‌کنم با دقّت هر‌چه بیشتر گوهر و مغز سخن ایشان را در این مورد پیداکنم به همین جهت تعجب کردم که می‌فرمایید آن آقایی که از مسائل بین‌المللی آگاهی دارند گفته‌اند «مواضع‌ جمهوری اسلامی در مورد مسائل بین‌المللی بیش‌از آن‌که رسالتی و دینی باشد سیاسی است و چون مجبوریم با روسیه روابط خوبی داشته‌باشیم مسائل چچن را چندان حائز اهمیّت نمی‌دانیم اما در مقابل سوریه سریعا واکنش نشان می‌دهیم» نمی‌دانم سخنان مقام معظم رهبری در 14خرداد سال1390 را در حرم امام خمینی رضوان‌الله علیه در رابطه با سوریه شنیده‌اند یا نه که ایشان یک‌سوم سخنان خود را در رابطه با موضوع سوریه گذاشتند و مواضع ضدّ اسرائیلی بودن سوریه و حاکمیتی که در آن کشور دست نشانده‌ی اجنبی نیست را از آن مهم‌تر دانستند. آیا عزیز ما متوجه نیستند استکبار جهانی به کمک ارتجاع عرب و دولت سکولار ترکیه بنا دارند با حذف بشاراسد از نظام سیاسی سوریه نقشه‌ی خاور میانه‌ی جدیدی را شکل دهند که روش ترکیه به جای روش ایران مد‌ نظر حرکت‌های منطقه قرار‌گیرد و به کلّی ایران به عنوان یک الگو از منطقه حذف شود. آیا باید به چچن هم همانند سوریه حساسیت نشان‌دهیم؟ نمی‌دانم مواضع رهبری معظَم در جمع دانشجویان در ماه رمضان گذشته وا مسال در رابطه با وزارت امور خارجه را دنبال فرموده‌اند که در سال گذشته مستقیما در مقابل انتقاد یکی از دانشجویان از وزارت امور خارجه دفاع کردند وامسال فرمودند نباید گمان شود با مواضع آرمانی که نظام اسلامی دارد، وزارت امور خارجه باید از عرف دیپلماتیک خود دست بردارد. 2ـ تعجّب بیشتر بنده از سخن جناب‌عالی بود که می‌فرمایید نکند نسبت به مسائل دینی هم ساده‌انگارانه نگاه می‌شود در حالی که تلاش بنده همیشه این بوده‌است که عقل عزیزان را مورد خطاب قرار‌دهم تا شما با عقل‌تان موضوعات را تجزیه و تحلیل کنید و خدای ناکرده رابطه‌ی مرید و مرادی پیش نیاید وانتظار دارم شما هم با عقل‌تان با موضوعات مطرح شده برخورد کنید و آن‌جایی که موضوعات با مبانی عقلی تقابل داشت، نه تنها نپذیرید و تبعیّت نکنید بلکه با همان عقل خدادادی انتقاد کنید. موفق باشید.
147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید .جناب استاد بنده مدتی است که با کتب شما مرتبط می باشم...وحال که فاصله وجودی خود را با روح اسلام چنان زیاد می بینم ودر درون خود شاهد دورویی ها وحسادت ها و.....می باشم وگاهی خویش را آن قدر شکست خورده ومایوس میبینم که ازدست خودم خسته می شوم جناب استاد می دانم که با خواندن دوباره برهان وامثالهم حل نمیشود استاد به قول معروف سوراخ دعا را گم کرده ایم !...کارمان شده به دنبال خویش گشتن. استاد چه باید کرد؟مثل اینکه قصه وهم همیشه می خواهد خوانده شود وما نیز سرگردان یک سره برای او گوش شویم در این کویر بی آب وعلف بارانی نمی بارد استاد این که ما این همه خود را به سوالات گوناگون بمباران می کنیم وگاهی نیز دست پاچه می شویم را چگونه باید دید ؟استاد چگونه فقط باید نگاه بود؟
متن پاسخ
جواب: باسمه تعالی . علیک السلام حالت شما شبیه حال عزیزی است که باید در جوابش گفت: بحمدالله در برزخِ گذار از دنیا و ورود به عالَم معنا دست و پا می‌زنید، و این نشانه‌ی آن است که «نه از دنیا دلت شاد است نه رویی در وطن داری» نه وارد وادی اَیمن معانی شده‌ای و نه می‌توانی در پوچی دنیا تسلی پیدا کنی. عزیزم شما نوبرش را نیاورده‌ای: تو گمان کردی که این بازار عشق...هست چون بازار بغداد و دمشق غوره‌نشده، کسی کشمش نمی‌شود. غیر ناکامی در این ره کام نیست راه عشق است این، ره حمام نیست این بی‌تابی‌ها هیچ‌کس را به جایی نرسانده است، باید با جدیّت تمام به خود نهیب بزنی که کجا می‌خواهی بروی؟ ابراهیم خواص می‌گوید: در حوالی شام درختان انار دیدم، چون مرا آرزوی انار بود، نخوردم. پس به وادی رسیدم کسی را دیدم دست و پای ضعیف گشته، زنبوران او را می‌گزیدند. گفتم؛ خواهی دعا کنم از این بلا برهی؟ گفت: نه. گفتم؛ زنبوران از تو باز دارم؟ گفت: ای خواص! آرزوی انار از خود دور کن مرا چه رنجه می‌داری، خود را دل به سلامت خواه، مرا تندرست چه خواهی؟ گفتم؛ به چه شناختی من خواصم؟ گفت: هرکه او را داند هیچ بر وی پوشیده نماند. آیت‌الله‌حسن‌زاده‌آملی«حفظه‌الله» فرمودند: «در دوران جوانی متوجه شدم اگر به ذهن و خیال خود برنامه ندهم، آن به من برنامه می‌دهد و هرکجا خواست مرا می‌کشاند»، دستورالعمل می‌خواهی بفرمایید. اگر این حرف را فهمیدی و کارد تیز خیال به استخوانت خورده است، به خودت برنامه بده، تفسیر المیزان از آن برنامه‌های پنج یا شش ساله‌ای است که شما را از آتش این برزخ آزاد می‌کند. یا علی
11528
متن پرسش
مواجهه جامعه ایران و جریان‌های مختلف (علما، روشنفکران، حوزه، دانشگاه و ...) با علم مدرن و مظاهر آن (در حوزه فنی- تکنولوژیک، در حوزه نظری و در حوزه سبک زندگی) به چه نحو بوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی متفاوت بوده، عموماً علما به جهت شعور اشراقی خود متوجه ضعف‌های غیر قدسی علم جدید بوده‌اند و سعی می‌کردند روح علم جدید بر جامعه‌ی دینی حاکم نباشد، برعکسِ روشنفکران که گویا مأمور حاکمیت اهداف سکولارِعلم مدرن بودند. موفق باشید

11105
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و تبریک عید میلاد النبی (صل الله علیه و آله). از محضرتان سوال می گردد که (۱) : چرا در این (برهه حساس) از تاریخ انقلاب اسلامی شاهد عقب گرد مدیریتی و بازگشت به تفکراتی شده ایم که حداقل صورت ظاهری آنها فتنه سال ۸۸ بود؟ این سوال از آن جهت شکل گرفت که به تناقضی از پیشروندگی انقلاب با زعامت منحصر به فرد رهبری عزیز و از طرف دیگر عقبگرد نسبت به مبانی روشن انقلاب از جانب بعضی از مسئولین هستیم! (۲) : چرا امروز شاهدیم که اکثر قریب به اتفاق رجل سیاسی و فرهنگی کشور، از متدینین تا اعضا حزب منحله مشارکت در ولایتمداری و پایبندی آقای احمدی نژاد به ولایت فقیه و شخص رهبری (مد ظله العالی) تشکیک ایجاد می کنند؟ این سوال از آن جهت طرح می گردد که روز گذشته حضرت آیت الله علم الهدی (مد ظله العالی) در پنجمین نشست همگرایی اصولگرایان فرمودند: ( آیت الله علم الهدی در مورد وحدت اصولگرایان با احمدی نژاد گفت: آقای احمدی نژاد یک نفری بود که عوضی رفت، مرد و تمام شد. احمدی نژاد جریان نیست. او مقابل ولایت ایستاد و سقوط کرد.) در حالی که با رجوع به صحبت های آقای احمدی نژاد در ارتباط با رهبری به این گفته رسیده ام : ((۹مرداد ۸۸): دکتر محمود احمدی‌نژاد صبح امروز در آیین یازدهمین هم اندیشی علمی- پژوهشی اساتید بسیجی کشور گفت: در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشه‌دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند، در حالی که آنان نمی‌دانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالب‌های سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر پسری است.) متاسفانه به تناقضی آشکار برخورده ام، لطفآ راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کنار طرح ولایت فقیه برای حکومت دینی سوره‌ی حمد را با نگاه عرفانی بحث کردند تا معلوم شود سیاست ما باید با نگاه عرفانی توسط انسان‌هایی مدیریت شود که قلب خود را با خدا آشنا کرده‌اند. ولی با حضور دولت سازندگی و روحیه‌ی آقای هاشمی رفسنجانی متأسفانه روحیه‌ی عرفانی انقلاب تا حدّ زیادی به حاشیه رفت و در همان زمان بنده و امثال بنده این خطر را پیش‌بینی می‌کردیم و حالا هم هیچ راهی نداریم جز آن‌که با برگشت به معارف الهی تلاش کنیم مدیران آینده‌ی کشور در زمره‌ی کسانی باشند که حقیقتاً قلب‌شان با خدا مأنوس است. تأکید بنده در نظر به میراث عرفانی امام برای ادامه‌ی درست انقلاب اسلامی است 2- بنده هم از سخنان آقای علم الهدی تعجب کردم که آیا اشتباهات آقای احمدی‌نژاد در آن حدّ است که این طور سخن بگوییم؟! موفق باشید
10974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در شبکه های اجتماعی با مطلبی رو به رو شدم که بنده را به تامل انداخت. لطفا صحت و سقم این مطلب را بگویید. با تشکر «آیا جسارت به حضرت صدیقه(س) و شهادت حضرت محسن(ع) در این ایام بوده است؟ امیرالمومنین سه بار از خود دفاع کرد و بعد جریان شهادت حضرت زهرا پیش آمد. کتاب تقویم شیعه چنین می نویسد: در این ایام، سه بار به منزل آن حضرت هجوم آوردند: بار اول در روز اول ربیع بود که برای بیعت آمدند و آن حضرت فرمود که قسم یاد کرده‌ام که تا جمع قرآن تمام نشود از خانه بیرون نیایم و آنان بازگشتند. پس از آن امیر المؤمنین شبها صدیقه طاهره و حسنین علیهم السلام را بر در منازل اصحاب می‌بردند و طلب یاری می‌نمودند. (کتاب سلیم: ص 128. احتجاج: ص 75 ،190) بار دوم هفت روز بعد از دفن پیامبر صلی الله علیه و آله بود که زبیر و عده‌ای دیگر در منزل امیر المؤمنین علیه السلام جمع شده بودند. آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد. (توحید صدوق: ص 73. احتجاج: ج 1، ص 111 95. بحار الانوار: ج 28، ص 321) بار سوم به منزل حضرت هجوم آوردند، و پس از آتش زدن در منزل و ضرب و جرح صدیقه طاهره سلام الله علیها و کشتن حضرت محسن علیه السلام، امیر المؤمنین علیه السلام را با دست بسته بیرون بردند. (کتاب سلیم: ص 249 82. الکوکب الدری: ج 1، ص 194. الجمل: ص 117. کامل ابن اثیر: ج 2، ص 326. تاریخ طبری: ج 3، ص 203) در کنار مطالب بالا؛ رفتن حضرت امیر (ع) با حضرت زهرا (س) بر در خانه مهاجرین و انصار و رفتن به بیت الاحزان علی الظاهر در زمان بیماری حضرت نبوده پس با این حساب ایام احراق بیت در این روزها زیر سوال می رود!! و جریان شهادت حضرت محسن در این ایام نبوده کتاب تقویم شیعه توسط حاج آقای بندانی جمع آوری شده و بسیار مستنده شاید شهادت حضرت محسن (ع) در ٩ ربیع الاول باشد!»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی قابل توجهی است که می‌توان به آن اعتماد کرد، ولی بنده روی آن کار نکرده‌ام. موفق باشید
9784
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد طاهر زاده: جنابعالی در یکی از فایل های صوتی اشاره فرمودید اگر انسان در کارش نیت خدایی نداشته باشد شیطان همه آنها را در موقع نماز به یاد ما می آورد و ما را از حضور قلب باز می دارد. استاد بنده که یک مهندس هستم و شغلم بسیار پر چلنج، و سر و کارم با ماشین آلات، نقشه ها، و مدیرها و اپراتور ... هستش و مواقعی که دوران پر چلنجی از لحاظ کاری دارم موقع نماز همه موضوعات کاری آن روز بهم حمله ور می شوند. طبق رهنمودهای آیت الله بهجت سعی می کنم موضوع را دنبال نکنم اما ثانیه به ثانیه خیالم از این موضوع به موضوع دیگری می پرد. همین طور خیالهاست و زور زدن بنده برای دنبال نکردن موضوع تا نماز تمام می شود و دریغ از یک لحظه حضور قلب. این موضوع در نمازهای ظهر و عصر که در شرکت می خوانم به اوج خود می رسد. استاد چطوری می تونم نیت برای کارم را خدایی کنم در حالی که من این شغل را در مرحله اول برای امرار معاش انجام می دهم و ثانیا با اندکی کند و کاو در خودم فهمیده ام که بنده کارهای پر چلنج را دوست دارم؟ ارادتمند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار و تلاش برای تهیه‌ی رزق حلال لازم است، باید سعی کنید همه‌ی روح و قلب خود را به‌کار نسپارید تا وقتی می‌خواهید در محضر حق با روح و قلب خود وارد شوید، روح و قلب در صحنه باشد. پس مشکل را باید در قبل از نماز و در حین کار حلّ کرد و همواره قلب را در محضر حق نگه‌داشت. موفق باشید
9346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد موضوع پایان نامه ام در ارتباط با حدیث جنود عقل و جهل و عاشورا است، ابتدا میخواهم از سند این حدیث شروع کنم، میشه راهنمایی ام کنید که چه کتابهایی بخوانم تا اطلاع پیدا کنم در مورد سندش؟ و چه کتابهای دسته اولی راجع به این حدیث وجود دارد؟ جستجو کردم فقط شرح امام خمینی را پیدا کردم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد سند می‌توانید به نرم‌افزار «درایة النّور» که مطابق با نظر کارشناسیِ برخی از کارشناسان علم رِجال است، مراجعه کنید. کارشناسان پدیدآورنده‌ی این نرم‌افزار سند این حدیث را در «کافی»، صحیح، معرفی کرده‌اند و همچنین این حدیث در «خصال» و «علل‌الشرایعِ» شیخ صدوق ذکر شده. در مورد شرح حدیث، کتاب‌های «مرآت‌العقول» از مجلسی، و «روضة‌المتقین» از پدر مجلسی، و «شرح الکافی» از ملاصالح مازندرانی و حضرت امام خمینی در کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» می‌توانید رجوع فرمایید. موفق باشید
9261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه: یه سوالی داشتم. نظرتون در مورد این که شبها رو بیدار بمونیم تو ماه رمضون اما روزها تا نماز ظهر بخوابیم چیه? من دو سه روزه این کارو میکنم اما مطمئن نیستم کار اشتباهی نباشه! چون تو روز گرسنه مون نمیشه و اونجور که فهمیدم اصلاً توی ماه رمضون باید گرسنگی و تشنگی بکشیم! اما از یه طرف دیگه وقتی روزه ایم زیاد سرحال نیستیم و نمیتونیم فعالیت و مطالعه و... بکنیم و شب راحت تره! آخرش موندیم چیکار کنیم!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اگر از شب می‌توانید استفاده کنید اشکال داشته ‌باشد. البته بنده چنین تجربه‌ای ندارم و نتایج و آثار آن را تجربه نکرده‌ام. موفق باشید
9182
متن پرسش
سلام استاد عزیز: قبلا وسواس داشتم. بعد از ازدواج با کمک شوهرم خیلی بهتر شدم. مدتیه زخم هایی توی بدنم به وجود اومد و خون ریزی و... مشکلم اینه که دوباره مدتیه شیطون داره خیلی اذیتم میکنه و از طرف دیگه حالا نفسم خیلی شدید سرزنشم میکنه. به خودم گفتم اصلا یه مدت بذار نجس باشی مگه چی میشه درسته؟ الان درگیریم بیشتر ذهنیه و یه مقدار آب هم زیاد میریزم خیلی نفسم سرزنشم میکنه. حالا که دارم خودم رو قوی میکنم توی برنامه داشتن و مطالعه و لذت در نماز مشتاقم از زبان شما راه حل را بشنوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه معارف توحیدی خود را بهتر کنید از قوه‌ی واهمه راحت می‌شوید. کتاب‌های «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» و «فرزندم این‌چنین باید بود» را مطالعه فرمایید. ورزش را فراموش نکنید. موفق باشید
8790
متن پرسش
با سلام در صفحه 49 کتاب امام خمینی و خودآگاهی تاریخی از حوصله سلمان فارسی بحث کردید. خب تا اینجا درست. اما در ادامه حوصله ایشان را به ماجرای سقیفه متصل کرده و گفتید که ایشان در آن ماجرا خیلی درست و هوشمندانه عمل کرد. اما تا جاییکه بنده شنیدم جناب سلمان در ماجرای سقیفه یک لحظه کم آورده بود. و دچار اشتباه شده بود که البته به سرعت برگشت. بر خلاف مثلا جناب مقداد که ثابت قدم بود. 2- در صورت درستی ماجرای سلمان که نقل کردم، بفرمایید چطور می شود سلمان که به هر 10 درجه ایمان رسیده، در آن ماجرا کم می آورد اما مقداد که به 8 درجه رسیده نه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی بنا به روایت امام صادق«علیه‌السلام» درجه‌ی ایمان سلمان 10 می‌باشد و وقتی او از نادر افرادی است که در دفن زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» شرکت داشته، باید بر روی آن روایت که موضع جناب سلمان را در سقیفه ضعیف جلوه داده، تأمل کرد و آن را از دسیسه‌های طرفداران خلافت دانست. موفق باشید
277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض تحیت و سلام استاد عزیز بنده الان دانشجوی رشته فلسفه و کلام اسلامی در یکی از دانشگاه های تهران می باشم . هدف خود من از انتخاب این رشته آشنائی عمیق با مبانی اعتقادی دین ، پاسخ به پرسش های دین پژوهانه جوانان ، کار در زمینه رفع شبهات ، خدمت به اسلام و مسلمین و ... از طریق خواندن این رشته و خواندن دروس قلسفی - کلامی و اعتقادی بوده . اما الان می بینم جامعه ما فقط به این ها احتیاج ندارد و در همه زمینه های دینی ما محتاج به کار هستیم .چه فلسفی ، چه کلامی ، چه اعتقادی ، و چه زمینه های اخلاقی ، عرفانی و ... سوال من این است که باید در جامعه امروز اساسا چه کار کرد ؟ آین راهی که من رفته ام با این هدف سازگار است ؟ چه کار کنم که از واقعیت جامعه خود دور نباشم و نیاز سنجی من از جامعه اشتباه نباشد ؟ چه کار کنم که مانند عده ای فقط به لنباشت اطلاعات در خود نپردازم ؟ رویکرد من به رشته فلسفه چگونه باشد ؟ الان رشته فلسفه و کلام چه نجاتی به بشریت خواهد کرد ؟ چقدر تلاش کنم ؟ روزی چند ساعت درس بخوانم ؟ 7-8 ساعت خوب است و متعادل است یا نه اگر استعداد دارم (که فکر می کنم این طور هم هست) باید حداقل روزی 14-15 ساعت کار کنم ؟ تا چقدر سرم به مطالعه باشد و تا چقدر در سیاست ؟ اساسا و اصولا راه زندگی و برنامه فردی زندگی من چیست ؟ و ... با سپاس و تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام ابتدا پیشنهاد می‌کنم مقاله‌ی«بازخوانی انقلاب پس از 22 خرداد 88» را با دقت و با توجه به پاورقی‌هایش بخوانید. در آن‌جا سعی شده مشکلاتی که پیش روی اسلام و انقلاب اسلامی هست تبیین شود و راه‌کارهای برون‌رفت از آن در برنامه‌ریزی درازمدت روشن گردد و لذا ملاحظه می‌فرمایید که در این راستا رشته‌ی شما؛ رشته‌ی کارسازی است. دیگر این که در موقعیت دانشجویی بیشترین فرصت را روی مطالعه بگذارید، چه مطالعات موضوعات مربوط به دروس دانشگاهی و چه موضوعات مذهبی و قرآنی. در درون مباحث انقلاب اسلامی که زیر چاپ است، دو قسمت آخر سؤالتان آمده است. کمی حوصله کنید. موفق باشید
171

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم در سایت شیعه نیوز مقاله ای است که نویسنده آن از طریق تفسیر ریاضی بعضی از آیات قرآن معتقد است اسرائیل در سال 1401 شمیسی بدست امام زمان علیه السلام نابود می شود جالب است که مرحوم بهلول هم اعتقاد داشت در پایان این قرن شمسی اتفاق بزرگی می افتد . اگر ممکن است جنابعالی لطفی بقرمایید و آن مقاله را مطالعه و نظرتان را بیان بفرمایید.
متن پاسخ

بسمه تعالی, علیک السلام .
عنایت داشته باشید که حقایق معنوی گسترده تر از آن هستند که تفکر ریاضی توان درک آن ها را داشته باشد.

13626
متن پرسش
سلام علیکم: خسته نباشید. سوالی در خصوص علم داشتم. در حال تحقیقی هستیم که می خواهم ببینم آیا علوم حصولی عارف نیز تاثیر و یا نقشی در ادراکات حضوری و کشف و شهودش دارد یا خیر؟ اما مطلب یا مقاله و یا کتاب مناسبی که این بحث را کرده باشد نیافتم. شما اطلاعاتی دارید که در اختیار بنده قرار دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فلسفی این موضوع مطرح است که علم حصولی می‌تواند مقدمه‌ی علم حضوری باشد و بحثی تحت عنوان «المعرفة بذر المشاهده» مطرح است. ولی کتاب خاصی که به طور مشخص این موضوع را دنبال کرده باشد نمی‌شناسم. موفق باشید

11740
متن پرسش
سلام: به نظر شما با این وضع دولت در مورد استکبار و آمریکا و مسائل هسته ای، فقط بنشینیم و تماشا کنیم؟ نقد ها نوشته و گفته شده، اعتراض ها منتقل شده! از آن ور هم تشویق ها و تایید به دولت منتقل شده! کاری دیگری می شود کرد جز تماشا کردن و منتظر گذر زمان شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نسبت به دولت وظیفه داریم آن اقداماتی که در مسیر انقلاب و اهداف انقلاب است تأیید کنیم و همکاری نماییم، و آن کارهایی که در مسیر اهداف انقلاب نیست را نقد کنیم و ملاک ما هم رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است و مواظب باشید با دید حزبی، چه حزب مقابل دولت و چه حزب موافق دولت به دولت نگاه نکنید. به نظرم اگر دولت در موضوع تحریم‌ها خود را به تحریم‌ها گره زد و کار خوبی نبود، در مورد قرارداد لوزان بهانه را از دست استکبار غربی گرفت و روشن کرد تا آن‌جایی که اثبات شود ما به دنبال تسلیحات اتمی نیستیم کوتاه می‌آییم در عین آن‌که غنی‌سازی اورانیوم را در حدّ نیاز خود دنبال می‌کنیم. بنده مذاکرات لوزان را در حدّ حضور انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی در حوزه‌ی فرهنگ غربی می‌دانم بدون آن‌که با خودباختگی نسبت به غرب همراه باشد که بحث آن مفصل است و باید ابعاد توافق لوزان را با دقت دنبال کرد، این از آن مواردی است که باید با دولت‌مردان همدلی و همزبانی داشت. با دقت باید متن قرارداد را نسبت به اهدافی که در رابطه با غنی‌سازی اورانیوم جهت رآکتورهای خود داشته‌ایم دنبال کنیم و بی‌خود تحت تأثیر دوست نادان و دشمنان نادان قرار نگیریم. موفق باشید

10779
متن پرسش
سلام استاد گرانمایه: اولا تشکر از جواب جامع و کاملتان امیدوارم اینگونه با پاسخ هایتان دل ما را شاد می کنید خدا دلتان را شاد کند. بنده همچنان در حال مطالعه روی ادیان هستم و سوال دیگری دارم و آن اینکه آیا غیر از روایت جابر ابن عبدالله انصاری که پیامبر اسلام نام دوازده امام پس از خود را به اسم برده اند روایات دیگری مبنی بر اثبات دوازده امام بودن پس از پیامبر وجود دارد و سوال بسیار حیاتی دیگر اینکه چرا خدای متعال بر ائمه پس از پیامبر به صراحت اقرار نکرده است که در امر دین اختلاف نشود آیا این را یک جور کم کاری قرآن نمی توان دانست و یا عدم حقانیت ائمه شیعه (کرم الله وجههم) اینگونه اثبات نمی شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابن عباس که مورد اعتماد اهل سنت است نیز در مورد جانشینان رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» روایت داریم که زمخشری در تفسیر خود به نام کشاف. و فخر رازی در تفسیر خود به نام تفسیرکبیر ذیل آیه‌ی23 سوره‌ی شوری آورده‌اند 2- در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» دلایل آن‌که چرا نام علی«علیه‌السلام» در قرآن نیامده است با استفاده از نظرات علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» عرض شده. ایشان در آن‌جا روشن می‌کنند که اگر نام علی«علیه‌السلام» در قرآن آمده بود جریانی که بعدا سقیفه را به‌وجود آورد، به‌کلّی قرآن را نفی می‌نمود. موفق باشید
10258
متن پرسش
موضوع سوالات: عقاید، اخلاق با سلام خدمت استاد گرانقدر و تشکر بابت زحماتی که متقبل می شوید بنده چند سوال در ذهنم داشتم که مدتی است ذهن من را مشغول کرده اند. 1- چطور می توان اینقدر به وجود و صفات خالق یقین داشت که اگر پرده از چشم برداشته شود هیچ تغییری در آن یقین به وجود نیاید؟ بنده احادیث و آیات قران را نگاه انداختم و متوجه شدم ائمه از نظم سخن می گویند. همچنین قرآن هم از نظم سخن گفته. این نظم بنابر ساختار مادی جهان به وجود آمده و بر پایه سختاری است که ذرات در این جهان داشته اند. مگر اینکه بگوییم خدا در خلقت جهان مستقیما دخالت داشته (مثل اینکه اعجازی داشته باشد) که این هم معلوم نیست و مثل اینکه خداوند با توجه به ساختاری که در جهان خلق کرده تا جای ممکن تمایل به دخالت مستقیم در آن ندارد. نظریه های جدید و نظریه های بعدی این را تایید می کنند که روال خلقت جهان از زمان آغاز خلقت تا به حال خودجوش پیش رفته است. نظم دقیق این جهان هم مربوط به نظم دقیق ساختار و قوانین دنیاست که از آغاز وجود داشته اند. چگونه می توان به وجود خالق یقین داشت در حالی که این جهان مادی همینطور هم این قوانین را داشته و خودش هم تا به حال جلو آمده است؟ این سوال که چگونه می توان به وجود خالق یقین داشت سالهاست که ذهن من را مشغول نموده که امیدورام شما بتوانید در یافتن جواب من را کمک کنید. 2- سوال بعدی من راجع به این است که من خیلی از اعمال را نه برای ثواب و عقاب، بلکه از روی چیزهای دیگر انجام می دهم. دروغ نمی گویم چون از دروغ بدم می آید. اگر به کسی کمک کنم به جهت دلسوزی است. رعایت قانون به جهت احترام به دیگران است. احترام به دیگران هم به جهت یکسری قوانین اجتماعی است. خیلی از اعمال از روی فطرت انجام می پذیرد. سوال بنده از جنابعالی این است که ایا این اعمال ثوابی هم برایشان در نظر گرفته می شود و آیا موجب رشد روحی خواهد شد؟ بنده این سوال را از یکی از عزیزان پرسیدم و جواب نه بود. 3- بنده در آخر دوره کارشناسی هستم. اگر بخواهم در همین رشته وارد بازار کار بشوم ممکن است بتوانم کاری گیر بیاورم. اما مسائل دیگری هم هست. بنده حرفهای آقای پناهیان را درباره رسانه و اینکه کار رسانه ای کم است و اولویت است، شنیدم. خود بنده هم تا حدودی چنین دغدغه هایی دارم و به مستند سازی بی علاقه نیستم. منتها نمی دانم کدام راه را باید انتخاب کنم. تا حدودی هم می ترسم. از اینکه درسی که خوانده ام را رها کنم و خانواده من را سرزنش کند. از اینکه نتوانم امرار معاش کنم و کسبی داشته باشم. از اینکه نتوانم در این راه ثابت قدم باشم و بلغزم. امیدورام در این مورد هم شما بتوانید کمک کنید تا تصمیم درست را اتخاذ کنم. می ترسم تصمیمم از روی احساس یا به قولی جوگیری باشد و بعدا نتوانم پای آن بایستم و بیچاره شوم. 4 -سوال دیگر بنده این است که من نمی توانم کاری را به طور تخصصی تا انتها پیش بروم. یعنی بتوانم در آن کار تا حد زیادی پیشرفت کنم. نه اینکه نتوانم خیلی برایم سخت است. چون نمی خواهم هم شکل آن شغل شوم. در آن کار خلاصه شوم. البته مثلا در مورد مطالعات دینی هم همین طور است و نمی توانم پیگیر باشم. زود خسته و زده می شوم. در مورد مطالعات دینی چند بار سعی کرده ام کتب شهید مطهری را مطالعه کنم که اصلا نتواسنته ام. نمی دانم چه کنم که این اخلاق رفع بشود. از حنابعالی بسیار بسیار سپاسگزارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فکر می‌کنم اگر در کتاب «از برهان تا عرفان» بحث برهان صدیقین را با سی‌دی شرح آن دنبال کنید جواب سؤال خود را بگیرید 2- هر عملی را باید با انگیزه و رویکرد رجوع به حق انجام دهیم تا نور حضرت حق بر ما آشکار شود وگرنه پس از مدتی تأثیر آن عمل از احساس ما خارج می‌شود 3- در هر حال سعی کنید نسبت به امرار معاش خود سهل‌انگاری نکنید 4- إن‌شاءاللّه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می کند، کتاب قطوری نیست که نتوانید تا آخر ادامه دهید. موفق باشید
10253
متن پرسش
سلام علیکم: برای فعالیت در فضای گفتمان انقلاب اسلامی و مباحث مربوط به جنبش نرم افزاری از جمله کارهایی که انجام می شود، برگزاری دوره های تربیتی و آموزشی است. موضوعی که اینجا مطرح است اینکه دو مقوله دغدغه مندی و مسئله مندی افراد در حیطه فعالیتهای فکری اهمیت دارد. اول اینکه به طور خاص دغدغه مندی و مسئله مندی چه تعاریفی دارند و نقاط اشتراک و افتراق این دو چیست؟ و یا به عبارتی چه نسبتی با هم دارند و به کدام بعد وجودی انسان برمی گردند (گرایشی، بینشی و ...)؟ و همچنین ار نظر تقدم و تاخر چه نسبتی بین این دو هست؟ آیا می توان مسئله مند بود ولی دغدغه مند نبود و بالعکس؟ دوم اینکه چگونه می توان دانشجویان را دغدغه مند و مسئله مند بار آورد؟ سوم، مسائل عمده انقلاب اسلامی از نظر شما چه مواردی هستند؟ (مثلاً اداره جامعه مبتنی بر نگاه دینی و ...)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی ظرف اراده‌ی الهی است جهت آن‌که ملت‌ها از ظهور مدرنیته عبور کنند، اگر کسی دغدغه‌‌اش این‌چنین شد و حقیقتاً متوجه ظلمانی‌بودن فرهنگ مدرنیته گشت، مسئله‌ی عبور از آن را با توجه بیشتر شناخت غرب از یک طرف و فهم جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از طرف دیگر مدّ نظر قرار می‌دهد. موفق باشید
7670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد بنده دانشجوی دکتری رشته مهندسی هستم در درون خودم سالهاست که میل قلبی به حکمت متعالیه و جناب صدرالمتالهین را حس می کنم و دغدغه اعتلای تمدن اسلامی برین مبنا توسط انقلاب اسلامی حضرت امام را دارم حال دو راهنمایی از محضر شما طلب دارم 1)بنده تا حدودی کتب شهیدمطهری و آیت الله مصباح و آیت الله جوادی و .... را مطالعه کرده ام حال دوست دارم که با آرا و نظریات جناب صدرالمتالهین آشنا شوم و استفاده معرفتی بکنم و هفته ای چندساعت وقت برای این مطلب بگذارم شما چه منبعی برای این منظور پیشنهاد می کنید؟ 2) تصمیم دارم در آتیه و حین دوره دکتری با همین دغدغه تولید علم و تمدن سازی وارد حوزه شوم ولی می دانم درسن حدود 28سالگی باید با ترتیب و سیر خاصی پیش بروم تا مفید واقع بشوم لذا از شما خواهش دارم که درین زمینه هم راهنمایی بفرمایید و یک سیر حوزوی مدون و هدفمند برای بنده مشخص بفرمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- شاید از کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرحی که داده‌ام بتوانید شروع کنید 2- خود حوزه سیر خود را دارد و شما در ابتدای امر و چندسال اول باید خود را به آن سیر بسپارید و بعداً افق ادامه‌ی کار برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
7622
متن پرسش
سلام علیکم حقیقت امر بنده پس از پایان تحصیلات دانشگاهی وارد حوزه علمیه شدم و در تحصیلات حوزوی خود دغدغه نظام سازی و کمک در ارائه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت دارم. اگر بنده هدفم از تحصیلات حوزوی مفسر شدن بود می توانستم به شما یا آیت الله جوادی مراجعه کنم و از شما برنامه بگیرم مثلا شما می فرمودید در کنار دروس ادبیات عرب، مطول هم بخوان که در نتیجه بنده هر چند شاید چهار سال هم وقتم صرف مطول میشد اما چون میدانستم در مسیر هدف است مشکلی نداشت. اما در زمینه نظام سازی و ارائه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت کسی در قله نیست که از او طلب برنامه کنم. از طرفی دیر به حوزه آمدنم به بنده زیاد اجازه سعی و خطا در روش ها نمی دهد. بنا بر این تصمیم گرفتم از شما به عنوان شخصیتی دغدغه مند در زمینه مذکور سوال کنم که به نظر شما وقت هایی که در روز و یا در تعطیلات وجود دارد و غیر درسی است را چطور صرف کنم تا بتوانم بعد از 14 یا 15 سال در زمینه نظام سازی نقش مفید داشته باشم و اصلا خود دروس را با چه دیدی مطالعه نمایم؟ چه برنامه کوتاه مدت و بلند مدتی داشته باشم؟به نظر شما برای رسیدن به پاسخ این سوال چه باید انجام دهم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در هر حال حوزه‌ی علمیه در این تاریخ یک جایگاه نظام‌ساز است حتی اگر جنابعالی امام جماعت یک روستا بشوید. ولی حتماً در کنار دروس رسمی حوزه رجوع کامل به حکمت و عرفان و قرآن لازم است. برنامه‌ریزی کنید وقتی دروس حوزوی‌تان کمی سبک شد در ذیل نگاه حضرت امام و مقام معظم رهبری به عالم، از سه موضوع حکمت و عرفان و قرآن بهره‌ی لازم را ببرید، إن‌شاءاللّه به هدف خود به‌خوبی می‌رسید. موفق باشید
5958
متن پرسش
بسم الله الرحمن لرحیم سلام علیکم استاد بزرگوارم لطفا مرا راهنمایی بفرمایید تا روابطم را با پدر و مادرم بهبود ببخشم. پدرم رابطه ی پدر و فرزندی را برای خودشان یکطرفه تعریف کرده اند از اینرو نمی توانم خیلی به ایشان نزدیک شوم و احساساتم را بروز دهم. یا مانند هر دختری برای پدرش باشم.البته بنده هم عیوب اخلاقی بیشماری دارم اما فکر می کنم خشونت و خشکی و برخورد دستوری ایشان مرا از مهربانی مورد دلخواهم باز داشته است.با چند جمله بحث کردن (مباحثه کردن در اصطلاح طلبگی) فورا آتش خشمشان فوران می کند. از استلال گفتن به شدت امتناع می کنند و توضیح خواستن از ایشان جرم است و مجرم مستحق بدترین قهرها. اتنظار شنیدن کلمه چشم را دارند.مادرم هم کمکی در بهبود این رابطه نمی کنند. من فکر میکنم حتی التیام نیافتن آن تا حدود زیادی به گردن مادرم است .چون با همراهی نکردنشان، نافرمانی ها و مخالفت کردن در هر امری، زمینه تشدید این اخلاق سیئه پدرم رافراهم کردند. روی غیر گشاده و چهره غیر خندان، متأسفانه ملکه پدرم شده است.من می ترسم ایشان مثل سعد، صحابی رسول الله دچار ضیق قبر باشند البته بیشتر از آن برای خودم می ترسم.من با خرد شدن خودم در مقابل پدر مشکلی ندارم کما اینکه تقریبا در تمام موارد کدورت ها، بنده پیش قدم عذرخواهی بودم اما حقیقتا اصلاح قبر و قیامت ایشان را خواشتارم وگرنه چشم گفتن چند روز دنیا تا قبل از رفتن به خانه بخت(!) بسی سهل است و آسان. اما دوست دارم مشکل ریشه ای حل شود.با تشکر از پاسخ شما
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: شما وظیفه دارید به والدین خود احترام بگذارید و وقتی می‌بینید زمینه نیست با پدرتان بحث نکنید و به مادرتان هم بدبین نباشید. بگذارید زندگی‌شان را بکنند و شما در زیر سایه‌ی زندگی آن‌ها به کار خود ادامه دهید. اصلاً کاری نکنید که موجب کدورت پدرتان باشد تا بخواهید بعداً عذرخواهی کنید. موفق باشید
2902
متن پرسش
سؤال16: در تدوین یک علم یا تمدن، اصالت با کدام است؟ مبادی یا غرض؟ یعنی کدامیک به دیگری جهت می‌دهد؟ کدامیک از دو گزینة زیر در این راستا صحیح است؟ الف) غرض اصالت دارد؛ یعنی اگر ما غرض خاصی را انتخاب کنیم، به دنبال آن غرض، مبادیِ متناسب با آن غرض را انتخاب می‌کنم؟ مثلاً اگر غرض‌مان از یک تمدن «ارضای نفس اماره» شد، آنگاه مبادی‌ای را به عنوان مبادی فکر خود انتخاب می‌کنیم که متناسب با آن غرض بوده بتواند تمدنی را تدوین کند که «نفس اماره»مان ارضاشود. ب) مبادی اصالت دارد؛ یعنی اگر مبادیِ خاصی را انتخاب کنیم، به‌ناچار با آن مبادی باید غرض خاصی را دنبال کنیم؟ مثلاً اگر مبادی خود را اینطور انتخاب کنیم که: «باید دنبال شهرت باشیم» و «باید رقبا را از میدان به در کنیم به هر قیمتی» و خلاصه این که «هوس‌هایمان را باید به هر قیمتی ارضاکنیم»، با این مبادی، مسلّماً غرض ما از تمدنی که می‌خواهیم ایجادکنیم، «ارضای نفس اماره» خواهدبود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مبادی به خودی خود میل و غرض انسان را نیز به‌وجود می‌آورد و در واقعیت دوچیز نیستند هرچند از نظر مفهوم دو مفهوم باشند. به عنوان مثال اگر مبادی ما شخصیت حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» باشد و تفکر خود را مبتنی بر آن شخصیت شکل دهیم، به خودی خود میل رسیدن به آن شخصیت را مدّ نظر داریم و همه‌ی استدلال‌های خود را مبتنی بر رسیدن به آن شخصیت تنظیم می‌کنیم با این مبنا که آن استدلال‌ها از بدیهیات نظری فاصله نداشته باشند وگرنه مبادی ما خرافی خواهد بود. موفق باشید
200

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها و عرض پوزش که وقت جنابعالی را می گیرم. بنده قریب به چهار سال است که با آثار شما آشنا شده ام ولی هنوز یک دور کامل نتوانسته ام این مجموعه را مطالعه کنم . روحیاتی دارم که عرض می کنم لطفا مرا راهنمایی نمایید در رشد معنوی : 1- بنده انسانی بذله گو و شوخ هستم به طوری که گاهی نمی توانم خود را کنترل کنم و حرافی کرده شوخی های بیش از اندازه انجام می دهم . 2- با توضیحات شما گاهی متوجه می شوم که بسیار دچار وهمیات هستم . 3- انسانی کم همت می باشم که در راه اراده هایی که گاهی اوقات به خاطر مطالعات و یا برخی جلسات ، در من نفوذ می کند ، آنچه باید باشم را ملتزم نمی شوم. 4- گاهی برنامه علمی و یا عملی برای خود می ریزم ولی آن را قصورا وتقصیرا انجام نمی دهم . 5- از طرفی علاقه زیادی یه شناخت حقیقت دارم و آن خداوند و اولیایی که شما با استفاده از معارف اهل البیت علیهم السلام بدان اشاره می کنید خیلی بیشتر از خدای قدیمی و وهمی ام دوست دارم . 6- البته مقداری هم حب علم وجود دارد چراکه گاهی اوقات می فهمم چون این مطلب را اول من نسبت به دیگران فهمیدم ، دوست دارم . 7- فردی برون گرا هستم و بسیار علاقه دارم که همواره یک دوست همدل و صادق کنارم باشد . 8- بسیار در امور حداقل دنیوی کمال خواه هستم . 9- از لحاظ ذهنی هم خداراشکر خوبم ولی تنبلی علمی دارم چون کار نکرده ام حال این هستم ولی می خواهم که عالی شوم می خواهم که آنچه باید و می توانم ، باشم . چه خوب عالمی است عالم با خدا و رسول و اولیا علیهم السلام . نمی گویم که فهمیده ام ولی لذتی که گاهی خداوند با ارتباطش عطامی کنند ، شیرین است .می دانم (علم ظاهری)که خیلی با ید متفاوت از این باشم ، مرا راهنمایی کنید. بسیار متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: خدا را شکر کنید که راه ارتباط با خودش را به سوی شما گشوده است و به ما کمک کرده است تا از طریق رهنمودهایی که امامان معصوم«علیهم‌السلام» فرموده‌اند ضعف‌های خود را به قوت تبدیل کنیم و استعدادهای خود را در راستای کمال حقیقی مدیریت کنیم. برادر عزیز! فرموده‌اند: «خُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفًا» انسان را ضعیف خلق کردیم، ولی راهِ به کمال‌رساندن خودش را نیز به او نشان دادند و لذا باید بدانید، ضعیف‌بودن بد نیست، ضعیف‌ماندن بد است. در این راستا کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را که بنده هم آن را شرح داده ام، توصیه می‌کنم. موفق باشید
19168
متن پرسش
علامه حسن زاده آملی می گوید: «در قعر جهنم جرجیر می روید زیرا که نار منقطع می شود و عذاب مرتفع می گردد...». ممد الهمم در شرح فصوص الحکم، صفحه ۲۱۳ ولی امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند: «بعضی از مردم چقدر احمق هستند که می گویند در وادی جهنم جرجیر می روید در حالی که خداوند فرموده است: وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ، پس چگونه سبزی می روید؟!». الکافی، جلد ۶، صفحه ۳۶۸ میشود منظور علامه را توضیح دهید که صراحتا با حدیث مخالف است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه خوانده‌اید سخن علامه حسن‌زاده نیست و جناب علامه آن را ترجمه کرده‌اند و اکثر علماء با این سخن محی‌الدین مخالف‌اند از جمله آیت‌اللّه جوادی معتقدند: «مسئله‌ی ابدیت عذاب بدون شناخت انسان میسر نیست و اگر انسان یک گوهر داشته باشد آن وقت می‌توان بحث کرد آیا این عوارض در جهنم عارض بر جان انسان شده یا همسنخ انسان است و اگر همسنخ انسان است دیگر عذاب نیست و اگر همسنخ انسان نیست ابدی نیست. ولی وقتی انسان دارای یک گوهر نبود و دارای فطرت و طبیعت بود موضوع متفاوت می‌شود بدین معنا که فطرت او آنچه را طبع او به عنوان ملکاتِ خلاف شریعت در خود نهادینه کرده است نمی‌پذیرد و همواره این تضاد که مسخر به انواع عذاب‌های رنج‌آور می‌شود در چنین انسانی باقی است» البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

13178
متن پرسش
با سلام: من سه تا سؤال از خودم دارم: 1. آیا من وجود دارم؟ 2. اگر من وجود دارم تصافی هستم یا خالقی دارم؟ 3. اگر منی هست و خالقی هم دارد چرا باید این خالق را بپرستد؟ حال برای رسیدن به جواب باید چه کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این یک امر بدیهی است، به همین جهت وقتی شما سؤال می‌کنید آیا من وجود دارم؟ عملاً وجود خود را احساس می‌کنید و لذا امر بدیهی روشن است و سؤال‌کردن ندارد و جواب نمی‌خواهد 2- جواب این قسمت را در کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» می‌توانید بیابید. متن کتاب و شرح صوتی آن بر روی سایت هست 3- جواب قسمت سوم سؤال را  در جزوه‌ی «معارف 1» در قسمت «توحید عبودی» می‌توانید پیدا کنید. جزوه بر روی سایت هست. موفق باشید

10449
متن پرسش
سلام: لطفا استاد لطف کنند و جوابی بدهند. من برای پیشرفت و دین یاد گیری امیدم به به لطف خدا از کانال استاد شایق، طاهرزاده و صمدی آملی است و بس. دستیابی به استاد طاهرزاده راحت تر است. برای کسی که خیلی درسهایش سنگینه اما هوای نماز شب و بیداری بین الطلوعین هم داره دقیقا چه راهکاری برای خوابیدن و بیدار شدن دارند استاد؟ ما گیج شدیم. سی ساله نتونستیم این مشکل و بی نظمی را حل کنیم. خوب خیلی از همکلاسی ها یک یا دو شب می خوابند یکسره تا 8 یا 9 صبح بعد هم هوشیار سرکلاس و درس هستند. ما بیدار میشیم نماز صبح بد نماز نمیتونیم خواب بریم تا یکی دو ساعت بعد اگه بخوابیم تا 11 خوابیم تا مجموع 7 یا 8 ساعت بشه. اگه نخوابیم بین الطلوعین ساعت 8 یا 9 صبح دیگه پنچر هستیم و کسل. کلا موندیم با هوای بیدارموندن شبها و جمع نماز شب نماز صبح و بین الطلوعین و هوشیاری روز. چه کنیم تا به تعبیر علامه 1/3 یا 1/4 شبانه روز را بخوابیم و ... حتی اگه به فرض بشه تو خوابگاه ساعت 12شب خوابید و حتی نماز شب هم بیخیال بشیم تا نماز صبح میشه 5 ساعت. که خوب کمه و من امتحان کردم حدود یک ماه و نیم روزی 3 تا 4 ساعت خوابیدم خیلی بیمار شدم. کار ماها نیست مثل خمینی کبیر و رهبری ؟ راهکار عملی لطفا؟ سوال خیلی خیلی مهمه به جان خودم راست میگم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به ما فرموده‌اند «لا سَهَرَ بعدَ العِشاء» یعنی بعد از نماز عشاء بیداری نداریم، و باید برنامه‌ی خوابیدن را فراهم کنیم؛ می‌رساند که در هر حال باید زود بخوابیم و نفس را به این نوع خوابیدن عادت دهید که مثلاً در حال حاضر اگر ساعت 10 بخوابید و ساعت 4 صبح قبل از اذان بیدار شوید، 6 ساعت خوابیده‌اید و پس از مدتی نفس، عادت می‌کند که همان ساعت 10 که به رختخواب رفتید بخوابد. بنابراین حول این نحوه خوابیدن برنامه‌ریزی کنید. نهایتش نیم ساعتی قبل از ظهر یا بعد از ظهر هم اگر بخوابید فول می‌شوید، بستگی به موقعیت‌تان دارد. موفق باشید
نمایش چاپی