بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر: روز نه ربیع چهارباغ جشن بود. قبل از شروع جشن موسیقی گذاشته بودند با شعر. بعضا اشعاری که می شد برای معشوق مجازی هم گذاشت. به نظرتون این کارها جایگاه دارد؟ البته من برای موسیقی در انقلاب جایگاه قائل هستم اما به نظرم اینطور شروع کردن برای جشن درست نبود با این آهنگها و موسیقی ها. بیشتر خیال رو به بازی می گرفت تا اینکه انسان واقعا نیاز به حضرت صاحب (عج) را احساس کند نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوانیم به راحتی نظر بدهیم و این امور را تحریم کنیم. موفق باشید

24923
متن پرسش
با سلام: لطفا بفرمایید عالم ماده (نه عالم خارج) چگونه اثبات یا تنبیه می شود و یقین ما و علم یقینی ما به عالم ماده و جوهر ماده چگونه بدست می آید؟ ماده چه خصوصیتی دارد که منحصر به فرد است که خود را به ما می‌نمایاند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعجب می‌کنم! مگر آن‌چه را که به راحتی می‌توانیم حسّ کنیم، هم باید اثبات کرد؟ طرف رفته بود که جنگل را ببیند بعد به رفیقش گفت: از بس درخت بود، جنگل را ندیدم، و رفیقش از او پرسید مگر همین ازدحام درخت‌ها، جنگل نبود؟ موفق باشید

24062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: شاید بیش از یک هفته پیش سوالی را مطرح کردم هر چه ایمیل را چک کردم و یا در کانال ایتا بررسی کررم پاسخم را ندیدم شماره سوالم را فراموش کردم ولی موضوع راجع به شکایت کردن از شخصی بود که تهمت زده بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد: ۲۴۰۰۸. باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم شکایت را باید ادامه دهید تا حدّ خدا بر او جاری شود. موفق باشید

32362

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا خسته نباشین: یکم وقتم باز شده می‌خواهم هم در مسیر جهاد تبیین ان شاء الله قدمی بردارم و هم اعتقادات خودم قوی بشود، در حال حاضر فکر می‌کنم خیلی ها هستن که مخالف دینداری، اسلام و شیعه هستن (بخاطر تبلیغات سوء) بنابراین تصمیم گرفتم ان شاء الله در قدم اول دنبال دلائل متعدد و منطقی و عقلی دینداری و اثبات خدا و توحید و نبوت و... بگردم مثلا رفتم صوت سخنرانی شهید مطهری ذیل مبحث اثبات وجود خدا را گوش دادم و یک چیزایی به دردم خورد حال از شما می‌خواهم کتبی معرفی کنید به من که دلائل اولا بسیار قانع کننده و ثانیا متعدد را بتوانم در مورد خدا و دینش و... را از آن کتاب پیدا کنم در ضمن اول این مبحث را انتخاب کردم که مقدمه ای باشد برای مباحث کارآمدی نظام و مباحث سیاسی که البته درمورد اون هم از شما سیر مطالعاتی می‌خواهم شما اینجوری فرض کنید که بچه‌ی خردسالی که هیچی از معارف نمی‌داند و هیچی از وقایع سیاسی حتی سال انقلاب را نمی‌داند می‌خواهد شروع کند که ان شاء الله مصداق «الا الذین تابوا و اصلحوا و بینوا» بشوم و در تاریخ حضور پیدا کنم واقعا ببخشید وقتتون رو گرفتم چراکه حس می‌کنم کمتر افرادی هستند که انسان ها رو واقعا درک می‌کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که با کتاب «آشتی با خدا» و سپس با کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و سپس با کتاب «چه نیازی به نبی» نوعی جمع‌بندی در مبانی فکری برای خود شکل دهید و إن‌شاءالله با تأمّل روی مباحث قرآنی، راه را ادامه دهید. البته با فرض آن است که درس‌های رسمی خود را در اولویت قرار دهید. موفق باشید

32326
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی، در جستجوی زبان فطرت سینما و ظهور عقل تکنیکی در دوربین انقلاب اسلامی، لطفا راهنمایی بفرمایید. چنین دوربینی چه می بیند؟ و ما را به کجا دعوت می کند؟ و چگونه حضوری را برای ما رقم می زند؟ همانطور که دوربین سنتهای جاری در عالم را می بیند و ضبط می کند، وجود انسان هم ضبط کننده است. و همین ویژگی ذاتی به دوربین هویتی زنده از جنس حضور تاریخی می دهد. دوربین اگر چه ظاهری را ضبط می کند ولی با نحوه ی ضبط کردنش باطنی را نشان می دهد. دوربین در دل صحنه ها به دنبال معنا و مأوا به حرکت در می آید و از طریق حرکت و سکون در مواجهه با آنچه در برابرش قرار گرفته است، با ما صحبت می کند و با جهت گیری و زاویه ی نگاه و قاب تصویر، ارزش گذاری و حس وجودی اش را بیان می کند. دوربین حسِ بودنی را بیان می‌کند و نسبت به داستان در موقعیتی قرار می گیرد و تصاویری را به نمایش در می آورد که جهت گیری وی را نسبت به تجلیات حق آشکار می کند. دوربین اگر ایمان و قدرت ایمان را بشناسد می‌تواند حیات حقیقی را در ایمان قوی عبودیت نشان بدهد. اینکه دوربین تلاش کند چیزی را شریکِ حق نگرداند و نگاهش پیوسته وحدت وجود را بیان کند، ایمان و عرفانِ دوربین را می‌خواهد. عرفان نسبت ها و رابطه هایی را در میدانِ دید قرار می دهد تا هویتی از جنس تجلی آشکار شود. این نسبت ها در تکنیک سینما با داستان، حرکات دوربین، شخصیت ها و مکان ها تعریف می شود. از آنجایی که انسانیّت شاعرانگی است، در یک اثر سینمایی که می خواهد به شعر نزدیک شود، همگیِ این عناصر شعور دارند و حریم انسانیّت را نگه می دارند و البته بیشترین انسانیّت باید در نگاه دوربین باشد. قلب تپنده ی دوربین با جاذبه و دافعه زنده است. دوربین در داستان جذب زیبایی ها می شود، و چه چیزی زیباتر از قلبی که با ایمان زینت یافته است. ایمان و استقامت ورزیدن در آن به قدری جذاب است که بر طبق آیات قرآن فرشتگان را به طرف خود می کشاند. از این رو فیلم های مختلفی در سراسر جهان با استفاده از این تکنیک و به تصویر کشیدن ایمان قهرمان، مخاطبان را جذب کرده اند. زیرا فطرتاً ایمان زیباست. از طرفی زیبایی قلب مؤمن از عرش رحمان است و مقام تدبیر عالم قدس. و انسان مؤمن برای حفظ حریمِ نور مقدسی که در قلبش تابیده است تا عرصه شهادت به پیش می‌رود. پس برای نشان دادن این زیبایی، دوربین حفظ حریم ها را نشان می دهد. چرا که حریم نسبت ارتباط ابعاد وجودی انسان با حقیقت است، از درون تا بیرون. پس برای رسیدن به حرم امن الهی در تکنیک سینما، صحبت از شعور می شود، و شاعرانگی در حرکات دوربین و تصاویر ظهور می کند. تصویری که دوربین نشان می‌دهد. همان نگاهی است که کثرت را به وحدت می برد. از طرفی اگر چه نشان دادن تصویر به صورت دو بعدی به فضای نقاشی و خیال نزدیک تر است و نشان دادن آن به صورت سه بعدی، دنیای مادی و ظاهری را بیشتر تداعی می کند. ولی از آنجا که حقیقت بی نهایت بعد دارد و یا به عبارت بهتر بی نهایت وجه و در دعای جوشن کبیر حقیقت، با بی نهایت اسم خوانده می شود، فرم حقیقی می تواند از سه بعد عبور کند و ماوراء سه بُعد یعنی بی نهایت بُعد را نشان دهد. از آنجایی که باطن عالم صورت حق است، دوربین به جای اینکه گوش نشان دهد، شنیدن را نشان می‌دهد و در حالت خلوص مظهر «السمیع» می شود. در هر صورت حرکات دوربین حالی را منتقل می کند که در آن اسم «الباعث» به صحنه می آید و بر انگیختگی در مخاطب پدیدار می شود. «یا باعث و یا وارث» و دوربین می تواند به قدری بی گناه به عالم بنگرد، که مخاطب را وارث فضای پاک فیلم کند. دوربین جامع تر و ملکوتی تر می بیند و با جزئیات بیشتر، ظرافتی را نشان می‌دهد که فراتر از ادراک حضور لحظه ایی انسان در صحنه است. دوربین چشم خداست. پاک است. زیبا می بیند. و جایی که چشم گناه می کند، دوربین در چشم بازیگر قرار نمی گیرد و زاویه دید او را نشان نمی دهد. دوربین خطاپوش است و نواقص را دنبال نمی کند و فقط برای عبرت متذکر می شود. دوربین مومن است می‌خواهد خودش را در نور مومن دیگر ببیند و هر کجا کمالات می بیند تأمل می کند. هر جا انسانیت، بندگی و عبودیت می بیند، محو تماشا می شود و «ما رأیت الا جمیلا» می گوید. و دوربین نیروی حرکت الهی است، که در صحنه جاری است آنگاه که ظالمی را متوقف می‌کند. و از طرفی ظهور زیبایی حقیقی در تکنیک سینما بر حرکت استوار است؛ و حرکت معقولی است که به حس در می آید، چه حرکت وضعیِ دوربین و حرکت انتقالی بین صحنه ها و تصاویر به کمک تدوین. حرکت ریشه در حس وجودیِ موجودات دارد، که در خاصیت های مختلف به ظهور می آید. و دوربین با نوع حرکتش مخاطب را در حس وجودی مربوط به همان حرکت حاضر می‌کند. حس کشیده شدن، پاره شدن، در هم تنیده شدن، تحمل کردن فشار و معلق بودن در هوا. حرکت حتی می‌تواند حس پرستش گونه ایی را به تصویر بکشد و مانند پروانه ایی که به دور شمع می‌گردد به دور تجلیات حق بگردد و حس شوق و طلب آسمانی شدن را منتقل کند و مظهر اسم «الواسع» شود. از طرفی حرکت صورت فیض حق بر طبق استعداد تعینات است. و در صحنه هایی از داستان، نحوه ی حرکت دوربین می‌تواند صورت فیض حق باشد. و رعایت قاعده ی عمل و عکس العمل، دعا و اجابت دعا، طلب و افاضه ی فیض، نوع حرکت را تکمیل می کند و معنا را حقیقی تر منتقل می کند. و هر چقدر حرکات دوربین پیچیده تر باشد معانی متفاوت تری را منتقل می کند و حرکت ساده ی دوربین در کنار حرکات پیچیده و منحنی می تواند هندسه ی حرکتی غنی تری را در کنار معنای عمیق تر ارائه کند. حرکت و سکون دوربین می‌تواند معنای معیّت و تقابل را هم القا می کند و متناسب با معنای تصویر و حرکت آن، هم راستا بودن و غیر هم راستا بودن، سازگاری و ستیز، پذیرش و گریز، جاذبه و دافعه را هم مطرح کند. از طرفی چه حرکت دوربین نوع حضور فیزیکی را می تواند منتقل کند. اما حرکت دوربین شوق و نگرانی های دل هم است. در روایت آمده است که هر کجا چشم برود، دل هم می رود. بنابراین دوربین تنها حضور چشم نیست، حضور دل است. همچنین هندسه و سرعت حرکت اگر متناسب با دستگاه ادراکی انسان باشد، حس امنیت و تعادل و اگر نامتناسب با آن باشد حس عدم امنیت و عدم تعادل را منتقل کند. هر چند که دوربین باید از حرکات نمایشی و خودنمایی پرهیز کند و با تقوی باشد و خروجی از تاریکی به نور داشته باشد.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را در رابطه با «دوربین» متذکر شدید وقتی به گفته جنابعالی دوربین از حرکات نمایشی و خودنمایی‌ها پرهیز کند. آری! همچنان‌که در متون دینی خود داریم حضرت عیسی«علیه‌السلام» به یاران خود فرمودند: «به دندان‌های سفید آن لاشه بنگرید» و افق دیدها را به سویی راهنمایی کردند که نگاه بر زیبایی‌ها است؛ می‌توان جایگاه دوربین را نیز در این تاریخ و در این زمان آن‌طور معرفی نمود تا انسان‌ها با چشمِ دوربینی که بر شانه سالکی چون شهید آوینی است، واقعیت‌ها را بنگرد. و این رسالت بزرگی است که افراد می‌توانند در این تاریخ از طریق دوربین به نمایش بیاورند و به یک معنا «وقت»، وقتِ دوربین در فضای مجازی است تا حقیقت در آینه همین صحنه‌ها به نمایش آید. مهم آن است که متوجه شویم تا کجاها می‌توان از دوربین متذکر اموری شد که در عین ظاهربودن، باطن هستند و این معجزه «دوربین» است وقتی در اختیار شهید آوینی‌ها باشد. بهتر می‌دانم که رفقا همین متنی را که نوشته‌اید، دوباره بخوانند و در باره آن فکر کنند تا معلوم شود در کجا می‌توان ایستاد و در آن‌جا دوربین را بر دوش گذاشت که آن‌جا، هر جایی نیست و متفکران اصیل امروز جهان متوجه چنین امری شده‌اند، هرچند شیطان نیز در فهم استعداد دوربین بیگانه نیست و راه ما راهی است که از چشم شیطانی عبور کنیم و با چشمی که در دل واقعیات، حقیقت را برجسته می‌کند؛ عالَم را بنگریم و این از توانایی‌های امروزین دوربین در تکنیک سینما خواهد بود. پیشنهاد می‌شود بحث «نگاهی پدیدار شناسانه به تکنیک سینما»https://eitaa.com/matalebevijeh/9541 ملاحظه گردد. موفق باشید 

31971
متن پرسش

سلام علیکم استاد محترم: امیدوارم حال شما خوب و در صحت و سلامتی کامل باشید. به تصور بنده هندسه حاکم بر کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی شبیه کتاب طرح کلی اندیشه ي حضرت آقا می‌باشد البته با تفاوت هایی. هر دو کتاب درصدد این هستند تا آن مبانی بنیادین و ناب رو امتداد داده تا منجر به قیام و اقامه شوند و... در این راستا از حضرتعالی خواهشمندم در بین آثار خودتون (صوتی یا مکتوب) آنهایی که هندسه حاکم بر آنها مثل سلوک ذیل شخصیت امام خمینی هست رو معرفی کنید. با در نظر گرفتن اینکه قائلم تمام آثار شما همین هدف رو به صورت کلی پیگیری می‌کنند ولی به خصوص آن دسته از آثاری که بیشترین تطابق با سلوک ذیل شخصیت حضرت امام و طرح کلی اندیشه دارند رو معرفی بفرمایید. ممنونم از وقتی که می‌گذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مراحل ظهور ابعاد انقلاب اسلامی است مناسب شرایط و زمانه‌ای که ابعاد آن به ظهور می‌آید. چهار جلد کتاب «انقلاب اسلامی، باز گشت به عهد قدسی» و «انقلاب اسلامی و جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی» و «برون‌رفت از عالَم غربی» و «امام خمینی و خودآگاهی تاریخی» مربوط به مرحله اول نظر به انقلاب اسلامی است و کتاب‌های «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی» و «گوش سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» مربوط به مرحله دوم نظر به انقلاب اسلامی است و کتاب‌های «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بين دو جهان» و «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دين‌داری ما» و «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهانی بین دو جهان»  مربوط به سومین مرحله از حضور تاریخی ما نسبت به انقلاب اسلامی است از آن جهت که انقلاب، همچون موجود زنده در مراحل بلوغ خود هرچه بیشتر خود را به ظهور می‌آورد. موفق باشید   

31949
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: در پاسخ سوال 31935 مطالبی رو عنوان کردین، هنوز اون اشکال از ذهن من برطرف نشد - جزوه شما و مطالب پرسش و پاسخ های قبلی در مورد رجعت رو خونده بودم، بعضی مواقع بسیاری از بزرگان مطالبی رو از راه غیر استدلال متوجه می شوند و درک می کنند و برای انتقال اون دلیل می تراشند، که ممکنه دلیل برای ما منطقی نباشه ولی با عظمت شخصیت اون شخص موضوع رو می پذیریم، گاهی هم دلیل ها رساست ولی ایراد عدم درک صحیح از طرف ماست. به هرحال تو این موضوع من دقیق متوجه نشدم چرا حتما رجعت باید مادی و فیزیکی باشد، دو تا ابهام برای این مسئله داشتم اول اینکه رجعت مومنین نظام طبیعی عالم رو به هم می ریزه، در همین نزدیکی ها ظهور واقع بشود برای مثال فرض بفرمایید سردار بزرگ اسلام شهید قاسم سلیمانی به دنیا رجوع فرمایند، امام خمینی رجوع فرمایند، نظام دنیا کلا به هم می خوره، خدا اگر می خواست با معجزه های در این سطح مردم ایمان بیارن که ... به راحتی این امر میسر بود مورد دوم هم که مقداری ذهنم رو مشغول کرده، خب چه ایرادی داره با بازگشت روح تکامل افراد رخ بده چیزی شبیه همون مطالب که در شرح فصوص بیان کرده اید من مطلب رو از کتاب شما نقل می کنم : " در مورد راز قتل کودکان، شیخ اکبر معتقد است تا این ابناء به قتل نمی‌رسیدند حضرت موسی پدید نمی‌آمد. لذا ارواح مقتولین دست به دست هم دادند تا روح حضرت موسى از طريق والدین متكوّن شد و مقدمات تقدير الهی چنین باید می‌بود که علاوه بر والدین حضرت، امداد ارواحِ ابناءِ به قتل رسیده هم باید در میان می‌آمد. اما حکمت قتل أبناء به دست فرعون برای آن بود که حیات و روحانیت همه‌ی مقتولین که به خاطر موسی کشته شدند، به سمت حضرت موسى جهت امداد، عود و برگشت نماید. زیرا هر طفلی به امید این که موسی است به قتل رسید و آن قتل‌ها این جا از سر جهل نبود. - بلکه به یک معنا هر کدام موسایی بودند - پس ناچار باید حيات و روح مقتول، به موسی برگشت کند. حیات مقتولی که به جهت موسی به قتل رسید و آن حیات مقتول به جهت موسی، حیاتی طاهر بر اساس فطرت است که أغراض نفسانی آن را آلوده نکرده است. بلکه، بر فطرت «بلی» است. و موسی مجموع حیات کسانی بود که به عنوان موسی بودن کشته شدند و همه‌ی آن‌چه به عنوان استعداد و توانایی برای مقتول مهیا بود در حضرت موسى جمع شده است، مثل شجاعت و تدبیر و غیره. اول چیزی که در مکاشفه‌ی حضرت محمدیّه که از این باب یعنی باب فصّ موسوی به طور شفاهی مخاطب شدم اتحاد أرواح أبناء به قتل رسیده و عود آن أرواح در ماده‌ی موسویّه بوده است. پس موسی متولد نشد مگر این که او مجموع أرواح كثيره و قوای فعّاله بود. به همان معنایی که عقل کلی همه‌ی عقول جزئی را به صورت جامع در خود دارد، مثل مدد به مؤمنین توسط فرشتگان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید بحث «رجعت» را در آمادگی شرایطی دانست برای بالفعل‌شدنِ روح‌هایی که به کمال خود نرسیده‌اند. حال با توجه به این امر چرا می‌فرمایید با این رجعت نظام عالَم به هم می‌خورد؟ از طرفی شرایط حضرت موسی «علیه‌السلام» هنوز شرایط بلوغ عالَم که با حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به ظهور می‌آید، نمی‌باشد بلکه مقدمه ظهور آن بلوغ است ولی شرایط حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» شرایطی است تا همه ابعاد انسانی اعم از ابعاد غضبیه و شهویه از یک طرف، و ابعاد الهی از طرف دیگر به ظهور آیند. و در همین رابطه حتی بحث رجعت همه انبیاء و امامان در میان است. این‌جا است که می‌توان گفت خود آن‌ها باید به میان آیند تا فعلیتِ خود را در خود احساس کنند. می‌ماند که آیا می‌شود آن‌ها فعلیت خود را در شخصیت حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» دریابند؟ والله اعلم. ظاهراً در این حالت شاید برای بعضی از آن‌ها اجمال‌شان به تفصیل در نیاید و اصرارِ بر رجعت حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» گویا از این جنس است. موفق باشید  

31808

ما و دعابازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخی: رضایت خدا نصیبتون ان شاالله، استاد ۲ تا سوال در رابطه با دعا داشتم خدمتتون در شرح نامه ۳۱ در مبحث دعا فرمودین که ما بدون هیچ واسطه ای با خدا میتونیم مرتبط باشیم و نیازی به واسطه نداریم (نقل به مضمون) اما برخی از بزرگان می‌فرمایند که ما نمیتونیم مستقیما با خداوند مرتبط باشیم و فقط ایمه میتونن بدون واسطه با خداوند این ارتباط رو داشته باشن، حالا چه جوری میشه بین فرمایش شما و ایشان ارتباطی برقرار کرد؟ و مطلب دوم اینکه شما در پاسخ سوالی در رابطه با دعا فرمودین که دعا حتما تاثیر داره و ما باید دعا کنیم، باز بعضی از بزرگواران اظهار می‌دارند به اینکه اصل و نفس دعا برای ارتباط با خداست، وگرنه خداوند هر جور که خودش صلاح بدونه عمل میکنه و دعای ما تاثیری نداره، چه اینکه خیلی از دعاهای ما برآورده نشده و کلا درصد کمی از دعاها اجابت میشه و دعای ما در تحقق خواست ما خیلی نقشی نداره. استاد ممنون میشم این ۲ ابهام رو پاسخ بفرمایید. خیر ببینین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آن‌جا که فرمود: «وَإِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ ۖ أُجيبُ دَعوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ ..» نظر به نسبت حضرت حق با ما در میان است که بین او و ما حجابی نیست. لذا فرمود: « فَإِنّي قَريبٌ ۖ». ولی آن‌جایی که نسبت ما به سوی او است، این‌جا است که واسطه‌ها در میان هستند به همان معنایی که فرمود: «وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» که مصداق تامّ و تمام وسیله‌ای که ما را به سوی او می‌برد و می‌رساند، ائمه «علیهم‌السلام» هستند.

2- اما این‌که وظیفه ما دعاکردن است به همان معنا می‌باشد که فرمود: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ۖ» بگو که اگر دعای شما نبود خدا به شما هیچ توجه و اعتنایی نداشت. آری! اگر مصلحت ما نبود که آن دعا مستجاب شود، فرمودند ثواب آن دعا برای ما می‌ماند و در قیامت چیزی بهتر از آنچه به ما در این دنیا به جهت دعای‌مان ندادند؛ عطا می‌کنند. پیشنهاد بنده آن است که سری به کتاب «دعا در آغوش خدا» بزنید. موفق باشید     

31612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز: روایتی در مورد بد بودن صورت گری هست با این محتوا که: هرکس صورتی را صورت گری کند خداوند در قیامت به عهده اش می‌گذارد که در آن روح بدمد و چون این کار رو نمی‌تواند انجام دهد در فرهنگ اسلام این کار خلاف نظر خداوند است. سوال من این هست که منظور از صورت گری چی هست؟ آیا منظور مجسمه سازی است؟ آیا نقاشی کشیدن حیوانات، انسانها، طبیعت و... هم مشکل داره؟ با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مراجع نسبت به روایت فوق متفاوت است. آری! منظور از صورت گری، جمع نقاشی و مجسمه‌سازی است. ولی مصداق این نوع نقاشی و مجسمه‌سازی که امروزه انجام می‌گیرد، همان روایت است؟ یا نه؟ به مرجع تقلید خودتان باید رجوع فرمایید. موفق باشید

31351
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم جناب استاد اصغر طاهرزاده سلام علیکم و رحمت الله احتراما همان طور که مستحضرید هنوز در برخی از نقاط میهن اسلامی، مردم از برخی امکانات ابتدایی زندگی، همچون آب شرب سالم و... محرومند. از جمله در استان محروم سیستان و بلوچستان به ویژه در روستاها که باید با شتر یا پای پیاده با طی مسافت های طولانی از قنات یا منابع، آب مورد نیازشان را بیاورند. خادمان قرارگاه خدمت رسانی مردمی شهید والامقام حجت الاسلام مصطفی ردانی پور در شهریورماه سال ۱۳۹۹ با اجرای یک طرح آبرسانی شامل لوله گذاری و احداث منبع آب، در کوتاهترین زمان ممکن، آب سالم و قابل شرب را از سرچشمه به روستای جبرآباد احمد آباد شهرستان دلگان استان سیستان و بلوچستان رساندند و این امر به قدری تاثیر گذار بود که مردم و مسئولان محلی، خودشان اقدام به تغییر نام و تعویض تابلو نام روستا، به اسم مبارک شهید والامقام حجت الاسلام ردانی پور نمودند. در سال جاری نیز خادمان قرارگاه در حال برنامه ریزی مدون برای اجرای طرح های آبرسانی در برخی روستاهای دیگر منطقه، با یاری خداوند متعال و عنایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه و البته همیاری و مساعدت مومنان خیراندیش، می باشند. چنانچه جنابعالی صلاح می دانید به رفقایی که مایلند در این امر خیر ما را یاری کنند بفرمایید که خادمان قرارگاه خدمت رسانی مردمی شهید حجت الاسلام والمسلمین ردانی پور آماده دریافت خدمات آن عزیزان می باشند. شماره حساب جهت واریز کمکهای مردمی: کارت انصار 6273811127616388 حسین لادانی /اسماعیل صادقی شماره تماس: حاج حسین لادانی 09131812131
متن پاسخ

باسمه تعالی
سلام علیکم: همچنان‌که رفقا مستحضرند، عزیزان قرارگاه خدمت‌رسانی مردمی شهید ردانی‌پور با تمام وجود بدون هرگونه منافع شخصی در خدمت اهداف انقلاب اسلامی در آمده و در صددند به یاری مردم مناطق محروم بشتابند و شایسته است هرکس هر اندازه که می‌تواند این عزیزان را یاری کند تا با پشتیبانی هرچه بیشتر کار خود را جلو ببرند.

 

30620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مکرر جناب جوادی این نظر قدما که درین شعر آمده است را بیان فرمودند: سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن. البته درست است که بعضا مقصود اینست که مثلا در سایه تلاشهای مستمر افراد به جایی می رسند اما مثلا در یکی از سایت ها ایشان در تفسیر سوره غاشیه می فرمایند: lغالب رشته‌های علوم دانشگاهی همین‌ها است یا حیوان‌شناسی است یا آسمان‌شناسی است یا دریاشناسی است یا صحراشناسی است یا انسان‌شناسی است؛ اینها یک خط‌ هستند چگونه انسان سلسله جبال کوه را ببیند یک تکه خاک است سال‌ها این خاک به وسیله آفتاب باید بگردد تا «لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن» همین خاکی که در کوه‌های بدخشان افغان می‌شود لَعل، در کوه‌های سر به فلک کشیده یا متوسط یمن می‌شود عقیق. این خاک است یک قسمت می‌شود طلا یک قسمت می‌شود نقره. چه رشته‌های عمیق علمی در بر دارد تا آدم بفهمد چه طور یک تکه خاک می‌شود عقیق! یک تکه خاک می‌شود فیروزه! «لعل گردد در بدخشان افغان یا عقیق اندر یمن» می‌بینید که می‌فرمایند خاک توسط آفتاب یک جا لعل می‌شود و جایی دیگر عقیق حضرتعالی که زمین شناسید این نظر را تایید می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن شعر، بیشتر قصد شاعر تذکر به پشتِ کاری بوده است که انسان‌ها باید داشته باشند و البته شعر مذکور، مبتنی بر علوم گذشته است در نحوه‌ی ایجاد بلور «لعل و یاقوت». ولی امروزه شرایط بلورشدنِ کانی‌ها را امر دیگری می‌دانند. موفق باشید

30310
متن پرسش
عرفا قایلند که در صقع ربوبی اسما به واسطه تعین اول و به ویژه تعین ثانی متاخر از مقام ذات دارای کثرت حقیقی اند ولی این کثرت به گونه ای نیست که به وحدت آن مقام خدشه ای وارد کند. برای مثال هم حالت ذهن یا فکر برای نفس انسان را ذکر می کنند و اینکه گر چه فکر متاخر از ذات نفس است ولی در عین حال وحدت حقیقی با آن دارد و اینکه گویا خداوند در آن مرتبه در حال فکر کردن در نفس خود است. برخی احادیث در منابع معتبر مثل حدیث خلق اسما توسط خداوند در اصول کافی نیز ممکن است صحه ای بر این نظر باشد. البته این احادیث متواتر نیستند و قاعدتا به تنهایی قابل استناد در اصول دین نیستند و محدثی مثل علامه مجلسی آن‌ را از احادیث متشابه می داند. علی ای حال از نظر تحلیل عقلی این کثرت و این وحدت در صقع ربوبی قابل تعقل نمی باشد یعنی یکی شی که دارای وحدت حقیقی است متکثر هم باشد قابل دفاع عقلانی نمی باشد (زیرا جهت کثرت و وحدت یکی فرض شده و بر یک موضوع واحد از جهت واحد دو محمول متضاد قابل حمل نیست) شاید به همین دلیل باشد که حضرت علامه طباطبایی در رسایل توحیدی این تکثر را مفهومی می داند نه حقیقی. البته شاید نظر نهایی علامه هم کثرت حقیقی باشد که شواهدی منجمله تذییل ایشان بر بحث مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی هم گواه آن باشد. و خلاصه اینکه اگر این نظر را کسی پذیرفت ادعای نصارا بر اینکه او سه تاست و در عین حال یکی است نباید از نظر وی قابل مناقشه باشد. در حالی که صدها سال است به ایشان پاسخ داده ایم اگر تکثر حقیقی باشد وحدت جایگاهی ندارد و اگر وحدت حقیق باشد تکثر واقعی نخواهد بود. آن وقت خودمان به جای اقانیم سه گانه، ده و صد و هزار و بلکه بی نهایت اسم متکثر در آن ذات قایلیم. این چگونه ممکن است؟ بنده برخی مباحث جناب استاد یزدانپناه منجمله کتاب عرفان نظری ایشان را برای پاسخ به این سوال ملاحظه کردم ایشان به صورت کلی و در حد یک جمله از آن عبور کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألّهین به خوبی متذکر می‌شوند علم به کثرات، موجب کثرت در ذات نمی‌شود زیرا از جنس علم است و علم با ذات اتحاد دارد و وحدت او را از او نمی‌گیرد. به نظر می‌اید در این دستگاه باید فکر کرد، زیرا بالاخره نمی‌توان از وحدت ذات عدول نمود زیرا تحقق ذات منوط به تحقق اجزاء می‌شود. علمِ به اسماء هم موجب کثرت در ذات نمی‌گردد زیرا از جنس علم است. موفق باشید

30277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: چند وقتی است من با همسرم بر سر درآمدش مشکل پیدا کرده ام. ده سالی به جهت کمک به رفاه خانواده اشتغال بکار پیدا کرده و تمام درآمدش را کمک به معیشت خانواده کرده ولیکن چند وقت است دیگر اجازه استفاده از درآمدش را نمی دهد. چون وضعمان خوب شده بحمد الهی. و من هم گفتم که حالا که درآمدش کمکی نمی کند و از طرفی مخالفت هم می‌کند دیگر به سرکار نرود و بالا سر بچه ها بماند ولی او مخالفت می‌کند. سوالم اینست که آیا این ظلم است اگر اجازه ندهم او به سرکار برود؟ چون او شخصیتی دارد که دوست دارد در اجتماع حاضر و اثر بخش باشد. و می گوید تو من را به‌جهت پول بوده که می خواستی بروم سرکار و از این بابت با من قهر کرده است. اگر راهنمایی بفرمایید متشکر می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق آیه‌ی قرآن که می‌فرماید: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا ۖ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ ۚ» (نساء/۳۲) آنچه را که مردان کسب می‌کنند از آن خودشان است و آنچه را که زنان کسب می‌کنند نیز از آن خودشان می‌باشد. منتها مرد در نسبت به خانواده‌ی خود تأمین لباس و مسکن و غذا را به عهده دارد و از این جهت نباید مرد به درآمد همسر خود چشم‌داشت داشته باشد مگر این‌که دوستانه به تفاهم رسیده باشند. البته زن خانواده وظایفی نسبت به همسر خود دارد که نباید از آن کوتاهی کند. موفق باشید

30215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل که جریان گنابادی ها را قابل اعتماد دانستید مشخصا قطبی که جناب پازوکی بدان ارادت دارد کیست؟ اگر مرحوم نورعلی تابنده و الان جناب جذبی طباطبایی است پس جایگاه کلیپ هایی که از نور علی تابنده منتشر شده چیست؟ مثلا در یکی از آنها مرحوم تابنده قرآن را بسیار اشتباه می‌خواند، یکی دیگر نماز عید فطر است که جناب تابنده و برخی درویشان برگزار می‌کنند و شاهد حرکات مضحکی از آنها هستیم و یا در فیلم دیگری گنابادی ها پابوسی جناب تابنده را می‌کنند همه این فیلم ها جعلی‌است؟ در تعالیم آنها هم برخی مطالب مانند عشریه وجود دارد که منطبق با شریعت شاید نباشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز در این مورد سؤال دارم. زیرا شخصیت آقای دکتر پازوکی و بعضی از رفقای ایشان را که می‌شناسم، بالاتر از این حرف‌هاست. حتی آقایانی که با گنابادی‌های خرم‌آبادی آشنا بودند، می‌فرمودند اساساً آن‌ها با امثال جریان‌هایی که نسبت به انقلاب بی‌تفاوتند، فرق دارند. موفق باشید

29946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده وقتتون به خیر: استاد چند سوال داشتم ازتون خیلی ممنون میشم اگر وقت بزارید پاسخ بدید. من ۱۷ سالمه و دبیرستانی هستم و چند وقتی هست به مباحث اسلامی و قرآنی و مباحث مربوط به انقلاب علاقه مند شده ام و وظیفه ی اصلی خودم رو در راه پیشبرد انقلاب جهاد علمی می‌دانم. همانطور که رهبر هم به جهاد علمی تاکید داشته اند و بعد از شهادت آقای فخری زاده از این بابت مطمئن شدم که یکی از بیشترین کمک ها را کار جهاد علمی به انقلاب می‌کند که تروریست ها حاضر شدند چنین اقدامی را در ایران جلوی خانواده ی این شهید بزرگوار انجام دهند و من خودم را موظف می‌دانم که راه ایشان و شهدای علمی دیگر را ادامه دهم و میدونم که غرب هم از پیشرفت علمی ما می‌ترسد. از طرف دیگر میدونم که در این دوره و زمان که فتنه ها و شبهات در جهان و مخصوصا در کشور ما با کار رسانه ای بسیار قوی دشمنان روز به روز بیشتر می‌شود اگر کسی به خودسازی نپردازد و از سیم خاردار نفسش نگذرد نمی‌تواند کار جهادی انجام دهد و در شبهات غرق می‌شود. و از طرفی وظیفه ی خود می‌دانم که تا می‌توانم اصول اعتقادی خود را تقویت کنم و به خودساری بپردازم تا اولا شبهات و فتنه ها را بتوانم پشت سر بگذارم و ثانیا در حد توان بتوانم دست دیگران هم بگیرم و آنها را هم کمک کنم. اما نمی‌دانم از کجا شروع کنم از تفسیر قرآن؟ نهج البلاغه؟ مباحث مربوط به انقلاب؟ اعتقادی؟ تاریخی؟ شبهات؟ و ... شما در سایتتون سیر مطالعاتی که قرار داده اید متاسفانه ترتیب مطالعه را مشخص نکردید اگر ممکنه راهنمایی کنید از کجا شروع کنم؟ و سوال دوم هم اینکه آیا این وظیفه ای که من در رابطه خودم با انقلاب درک کرده ام وظیفه ی درستی است یا خیر؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» شروع بفرمایید همراه با شرح صوتی آن‌ها. و سپس آرام‌ارام وارد بحث معاد همراه با مباحث صوتی آن بشوید. البته بدون عجله و با یک برنامه‌ی سه ساله ۲. به نظر بنده درک خوب و درستی است و موجب عاقبت به خیری می‌شود. موفق باشید

29784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همسر من تمایل به خرید و یادگیری گیتار داره، بنظرتون من چه واکنشی نشون بدم؟ از طرفی نمیخوام باهاشون مخالفت کنم و این خواسته و علاقه چند ساله براشون تبدیل به عقده بشه و از طرفی خیلی بدم میاد از اینجور آلات موسیقی. خودتون هم بهتر میدونید احادیث در مورد آلات موسیقی هم هست به این مضمون که اگر تو خونه باشن برکت میره و ... ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهای محترم آلات موسیقی را به ذاته حرام نمی‌دانند بلکه بیشتر از آن جهت که وسیله‌ی لهو و لعب می‌شود حرام می‌دانند و معتقدند وجود این وسائل در خانه فرشتگان را می‌راند. اگر بشود ما در فرهنگ خودمان با تدبّر در قرآن و روایات و آثاری مثل مثنوی جناب مولوی، اوقات خود را آباد کنیم، بهتر است. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. موفق باشید

29726

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر جناب استاد طاهرزاده: سر اینکه تقریبا عمر آدمی ۷۰ یا ۸۰ سال است و البته بسیاری به همان هم نمی‌رسند چیست؟ اگر بیشتر عمر می‌کردیم امکان عبادت و علم آموزی بیشتر نبود؟ و با توجه به تغییر و تحولی که آدمی در طول حیاتش پیدا می‌کند فرد کافر می‌تواند ادعا کند درست است که در ۸۰ سال ایمان نیاوردم اما اگر عمری هزار ساله داشتم در سال هزارم ممکن بود ایمان بیاورم، چرا خدایا به من عمری طولانی ندادی و می‌بینیم که بنظر می‌رسد محاجه این فرد با حق بسودش تمام می‌شود و حق به سکوتی عمیق فرو می‌رود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اندازه‌ی مرگ و زندگی را خداوند است که تعیین می‌فرماید و لذا فرمود: «نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ مَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ» (واقعه/۶۰) مائیم که اندازه‌های مرگ را تقدیر می‌کنیم و هرگز عاملی و امری نمی‌تواند آن را جلو و عقب بیندازد. زیرا خداوند می‌داند هرکس در چه فرصتی می‌تواند به آنچه باید برسد، برسد. موفق باشید

28836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: بنده نه آقای هاشمی را قبول ندارم نه خاتمی نه روحانی را اینها ضربه به نظام زده‌اند. خاتمی روحانیت را قبول ندارد هاشمی هم این برجام لعنتی را تأیید کرد و کشور را عقب انداخت. روحانی هم آمریکایی پرست. هست احمدی نژاد هم تابع رهبر نیست تابع بقایی و مشایی است من دوره قبل به احمدی نژاد رای دادم حالا پشیمان شدم که رای دادم نظرتان راجب این اشخاص چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه با توصیه‌های رهبر معظم انقلاب می‌توانیم در تعادل سیاسی قرار گیریم. ما به آقای احمدی‌نژادی رأی دادیم که احمدی‌نژاد بعدی نبودند، پس چرا پشیمان باشیم؟! موفق باشید

27995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی الان که دارم این پیام را میدم وسط جهنم هستم، ناامید، ناشکر، بی نماز و معصیت کار. میخوام برگردم شیطان نمی‌گذارد. همش بهم القاح میکنه میگه کی این ۴ سال نماز قضا را میخونه؟ نمیشه. کی این ۲ ما روزه را می‌گیری؟ نمیشه. چطور از این همه گناه توبه می‌کنی؟ تا کی میخوای توبه کنی؟ بنده ۲ سال پیش به طور عجیبی وصل شده بودم هر شب خواب اهلبیت (ع) و امام زمان (عج) می‌دیدم، بارها خواب رهبری می‌دیدم که داشتم با ایشان مصافحه می‌کردم، شبها خواب امام زمان (عج) که می‌دیدم از خواب که بلند می‌شدم عطری خوشبو فضای اتاق را پرکرده بود. همه چی از آنجا شروع شد که توقع تشرف حضرت کردم این تشرف در خواب انجام می‌شد اما در بیداری نه. این باعث شد گناه رویه گناه انجام بدم از قلب امام زمان (عج) دور بشم. الان در کفر هستم و میام برگردم شیطان میگه اگه امام زمان (عج) دوستت داشت شرایط شغلی و ازدواجت را درست می‌کرد خواستم که شما استاد عزیز کمک کنید (درونشان صد قیامت نقد هست، کمترین آنک شود همسایه مست) چیزی بگید این حقیر به لطف خدا و به برکت وجود اهلبیت و جنابعالی از جهنم کفر بیام بیرون. راستی نگید کتاب فلان بخوان که شیطان نمی‌گذارد بخوانم یا اراده خواندنش را ندارم لطفا در صورت امکان همین جا پاسخ بدین به ایمیل نفرستین. یا مهدی (عج)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند دوست دارد بنده‌ای که گناه را تجربه کرده است با همّتی ماورای جذبات گناه، به سوی او برگردد تا جهانی سراسر معنوی را به سویش بگشاید و در همین رابطه فرمود: «إنّ اللّه یحبّ التّوابین». موفق باشید

27255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان گفت بحث بداء در امر ظهور حضرت حجت (عج)، آنگاهی است که در دل غیبت حضرت، ملت و مومنین و احراری اراده به تغییر و تحول در تاریخ مبتنی بر عهد الهی دارند و زمینه و گفتمان بوسیله همین جامعه مومنین و احرار پیش آمده و توانسته اند نگاه ها را معطوف کنند لذا خود حضرت حق هم عنایت ویژه ای به عالم بواسطه همین افق گشایی و حضور مومنین می کند و در جبران کمی ها و کاستی ها، امر ظهور را سامان می دهد که حتی در روایات داریم طی یک شب به سرانجام و صلاح می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بداء، در تحققِ ظهور حضرت نداریم. آری! در بعضی از حوادث که ممکن بود پیش آید، بداء حاصل می‌شود و آن حوادث پیش نمی‌آید. که بحث آن را می‌توانید در کتاب «تحلیل تاریخی نشان‌های ظهور» از حجت‌الاسلام دکتر مصطفی صادقی دنبال بفرمایید. موفق باشید

27244
متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: چند روز پیش صحبت‌های استاد دینانی رو می‌شنیدم. ایشون این بیت از مولانا را خواندند (بد به نسبت باشد این را هم بدان / پس بد مطلق نباشد در جهان) و پیرامون آن صحبت‌های خوبی کردند. الان برای بنده این سوال پیش آمده که آیا واقعا هیچ بد مطلقی وجود ندارد؟ یعنی هیچ عملی به طور مطلق بد نیست؟ مثلا ربا یا زنا یا ... به طور مطلق بد نیستند آیا؟! سوال دیگری هم داشتم. زنی که در دفاع مقدس به او گفته شد همسرش شهید شده و وی یقین کرد که همسرش شهید شده و بعد از چند سال ازدواج مجدد انجام داد و بچه‌دار شد اما همسر او شهید نشده بود و اسیر بود و بعد از چند سال از اسارت برگشت تکلیف این زن با این دو همسر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در مخلوقات خدا است که هیچگدام در ذات خود بد نیستند مثل سیل که آبِ زیاد است و نسبت به خانه‌های سرِ راهش، شرّ است. و البته بحث اعتباریات مثل آن‌که خداوند اعتبار کرده است که مثلاً ربا و زنا حرام باشد؛ موضوعش متفاوت است. در این مورد کتاب «عدل الهی» از شهید مطهری و یا جزوه‌ی «معارف ۱» که بر روی سایت هست، مفصل‌تر بحث را دنبال کرده است. ۲. در این مورد فقها هستند که باید نظر بدهند و نظر داده‌اند. خوب است به آن‌جا رجوع شود. موفق باشید

27205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یک بار یک شعری خواندید فکر کنم از حافظ بود با این معنی که اصل زیبایی که خاک اعتراض شده مرا در شادی برده حال وقتی به خود آن زیبایی برسم چه کنم؟ میشه اگه یادتون هست این بیت شعر را برایم بفرستید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باده خاک‌آلوده هان مجنون کند / صاف اگر باشد ندانم چون کند. موفق باشید

26776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من متوجه شدم با این روشی که تو مدرسه و دانشگاه درس خوندیم چون سطحی بوده هرچند نمرات بالا هم داشتیم ولی مجتهد نشدیم. ولی اونا که تو حوزه بودن به تفکر اجتهادی رسیدن. الان من چیکار میتونم بکنم؟ فرصتی برای حوزه رفتن نیس هرچند مجازیش رو تازه شروع کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین روحیه‌ی دانشگاهی هم لازم بود تا با نگاه جهانی به موضوعات، موضوعات دینی را دنبال کنید. موفق باشید

26518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: (حل جسم حضرت عیسی( شماره سوال: 2208 تاریخ ارسال: پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱ آخرین تغییر: پنجشنبه ۱۲ مرداد ۹۱ موضوع: معارف قرآنی، حرکت جوهری، برهان صدیقین، با عرض سلام: سوالی که از حضرتعالی داشتم اینکه حضرت مسیح که به آسمان خدا رفتند و نه اینکه کشته شدند جسمشان الان کجاست در همین راستا جسم امام زمان (عج) که از نظرها غایب شدند کجاست؟ آیا بحث کن فیکونی در میان است که ایشان جسم خود را ایجاد یا نیست می کنند؟ باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین طور که در برهان صدیقین روشن شد، وجود هر اندازه که نازل شود، احکام کثرت و جسمیت را پیدا می‌کند و همان اندازه که شدید و متعالی شود، از حالت جسمانیت در می‌آید، بنابر این چون وجود مقدس حضرت عیسی «علیه‌السلام» به تعبیر قرآن بالا برده‌شده‌اند، جسمشان از حالت جسم مادی به جسم نوری شدت می‌یابد و دیگر مشکل آن که باید در جای خاصی باشد در میان نمی‌ماند. موفق باشید.) منظورتان از جسم نوری چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم چنانچه از نظر وجودی شدید شود از جسمانیت و از شکل، خارج نمی‌شود ولی حالت مثالی پیدا می‌کند مثل جسم مثالی در برزخ. موفق باشید

26431

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: خداوند متعال عزت دنیا و آخرت به شما و همه رهروان حق عنایت فرماید و در پناه و توجه حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیه باشید. در مطالعه کتاب «سه دقیقه در قیامت» مطالبی بود که به صورت کمی قیاسی در خصوص قبح یک گناه یا حسنه جاری انجام شده بود و این شبهه ایجاد شد که در رجوع به روایات نتوانستم بفهمم، در کتاب بیان شد که فردی یک حسینیه را وقف کرده و در کوچکی به یکی از کودکان حاضر در حسینیه تندی کرده و در برزخ کل ثواب وقف حسینیه را تا کنون به خاطر جبران به آن کودک دادند، نماز جماعت که بیان شده در روایات اگر درختان قلم و آب دریا جوهر شود از نوشتن ثوابش عاجزند، چرا مثلا یک نماز جماعت نمی تواند جبران بسیاری از گناهان را بکند، آیا کفه برخی گناهان مثل یک تندی خیلی سنگین است یا نماز جماعت؟ آیا مقیاس کمیت است یا کیفیت؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن کتاب تنها در رابطه با آن موضوع، شاید بتوان گفت خواسته‌اند او را متذکر نیت‌اش بکنند که باید خالص باشد تا نتیجه‌ی کامل بگیرد. ولی «یوم الحساب» را که برایش برپا نکرده بودند که دقیقاً جای هر عملی تعیین شود! عموماً از تجربه‌های نزدیک به مرگ باید بیشتر متوجه‌ی تجرد نفس شد، ولی ریزه‌کاری‌های موضوعاتِ بعد از مرگ را باید از طریق وَحیِ پیامبران دریافت کرد. موفق باشید

نمایش چاپی